WEBVTT

00:06.500 --> 00:08.500
‫نیازی به ترسیدن نیست.

00:10.000 --> 00:15.000
‫وقتی خاطرات جادوت پاک بشه،
‫حتی اون ترس هم به گذشته تبدیل میشه.

00:15.590 --> 00:18.330
‫تو فقط به یه بیگانه تبدیل میشی.

00:18.330 --> 00:22.630
‫بهتون گفتیم اونطوری که فکر میکنید نیست!
‫چرا گوش نمیدید؟!

00:23.080 --> 00:24.410
‫نه...

00:24.410 --> 00:25.640
‫خواهش میکنم، نه!

00:43.170 --> 00:44.440
‫این دیگه چیه؟

00:44.440 --> 00:46.360
بستر شنی مار؟

00:46.750 --> 00:49.320
‫دارن سعی میکنن برات توضیح بدن!

00:49.320 --> 00:51.570
‫خیلی بده که گوش نمیدی!

00:52.250 --> 00:53.570
‫اونا کی هستن؟

00:54.040 --> 00:55.310
‫اونا بچه‌ن.

00:55.950 --> 00:57.830
‫اونا پرچم‌ ها رو سوزوندن.

00:59.650 --> 01:00.960
‫واقعاً...

01:01.420 --> 01:07.290
‫از بزرگسال هایی که بچه‌ ها رو موجوداتی
‫غیرانسانی به اسم «بچه» میدونن، متنفرم.

01:07.710 --> 01:10.220
‫شرایط این ماجرا اهمیتی نداره.

01:10.940 --> 01:13.450
‫قانون شکسته شده.

01:14.500 --> 01:22.000
‫صلح و نظم توی این دنیا فقط به این دلیل برقراره
‫که جادوگرها سخت‌ گیرانه از قانون پیروی میکنن.

01:22.810 --> 01:25.730
‫کوچیک‌ ترین ترک توی دیوار،
‫باعث فروپاشی فوری میشه.

01:25.730 --> 01:29.230
‫هیچ استثنایی پذیرفته نیست.

01:29.740 --> 01:34.300
‫برای کسی که انقدر سرسختانه
‫از شنیدن امتناع میکنه، زیاد حرف زدی.

01:37.070 --> 01:41.000
‫لطفاً به کارآموزهای من دست نزن، ایستیز.

01:41.840 --> 01:45.380
‫فهمیدم. پس اونا شاگردهای تو هستن.

01:46.160 --> 01:49.000
‫اونا هم به اندازه استادشون گستاخن.

01:50.260 --> 01:53.630
‫اگه یه «شاگرد خوب» کسی مثل تو باشه،
‫پس خوشحالم که اونا اینطور هستن.

01:54.910 --> 01:58.130
‫به‌ خصوص اگه این روش کار
‫شوالیه‌ های مورالیس باشه.

02:00.090 --> 02:03.140
‫ما فقط میخوایم نظم رو حفظ کنیم.

02:04.540 --> 02:08.200
‫طلسم‌ هایی که اونقدر قدرتمندن
‫که حتی زمین رو تغییر میدن...

02:08.200 --> 02:11.050
‫مثل رشته‌ کوه دادا یا جنگل سایه‌ تریستاس...

02:11.050 --> 02:14.050
‫طلسم‌ های جنگی هستن که
‫مربوط به پیش از روز پیمانن.

02:15.000 --> 02:21.500
‫استفاده از اونا، مثل این مورد،
‫باید با اون برخورد مناسبی بشه.

02:21.500 --> 02:26.500
‫با این وجود، گرفتن حافظه‌ کسی
‫بدون حتی پرسیدن شرایط، کار اشتباهیه.

02:27.000 --> 02:34.000
‫و من هیچ وقت به شاگردهام تکنیک یا ابزاری ندادم
‫تا طلسمی در این مقیاس اجرا کنن.

02:34.980 --> 02:39.310
‫حتی اگه تو نبوده باشی،
‫ممکنه کلاه‌ لبه‌ دارها انجامش داده باشن؟

02:44.570 --> 02:46.360
‫هی، شما دو تا!

02:46.810 --> 02:49.300
‫بحث سالم خیلی هم خوبه...

02:49.300 --> 02:52.690
‫ولی امیدوارم فراموش نکرده باشید
‫که وظیفه‌ جادوگرها چیه...

02:53.000 --> 02:55.000
‫گسترش برکات جادو برای همه.

02:55.630 --> 02:58.700
‫به نظر میرسه دخترها این رو بهتر از شما فهمیدن.

03:01.290 --> 03:04.620
‫پس دست از معلق موندن بردارید و کمک کنید!

03:04.620 --> 03:06.950
‫اون پرچم‌ ها به نظر میرسه
‫که میتونن یکم مفید واقع بشن!

03:15.140 --> 03:17.440
‫آ... زخمش خوب میشه؟

03:17.440 --> 03:19.960
‫نه، فقط خون‌ ریزیش بند اومده.

03:19.960 --> 03:22.200
‫پیش کالن می‌برمش.

03:22.200 --> 03:25.310
‫اگه زود به یه دکتر برسونیمش،
‫باید بتونه...

03:25.310 --> 03:26.580
‫دیدمش.

03:26.580 --> 03:29.340
‫دیدم چطور با جادو پرچم‌ هات رو تعمیر کردی!

03:30.720 --> 03:33.140
‫تو میتونی زخم‌ های
‫اون رو هم خوب کنی، مگه نه؟!

03:33.140 --> 03:36.020
‫جادو باید بتونه این کار رو بکنه!

03:37.630 --> 03:39.910
‫نه، نمیتونه.

03:40.450 --> 03:43.480
‫نه! این امکان نداره!

03:43.480 --> 03:44.920
‫ولم کن.

03:48.320 --> 03:50.940
‫یا ترجیح میدی همینجا رهاش کنم؟

03:56.080 --> 03:57.340
‫خیلی خب.

03:58.990 --> 04:01.820
‫مراقبش باش.

04:03.710 --> 04:07.560
‫بیاید اینجا رو مهر و موم کنیم
‫تا غیرجادوگرها وارد نشن.

04:08.500 --> 04:14.000
‫وقتی غریبه‌ ها برن،
‫تحقیقات رو از سر میگیریم.

04:19.000 --> 04:29.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:49.500 --> 05:54.000
بدگمانی‌ های شوالیه‌ های مورالیس

05:57.780 --> 06:00.500
‫یه طلسم پایه‌ ای و کاملاً معمولی.

06:00.930 --> 06:04.450
‫اون مشخصاً قادر نیست زمین‌ های
‫اطراف رودخونه رو نابود کنه.

06:04.450 --> 06:05.760
‫موافقم.

06:08.320 --> 06:09.390
‫دست‌ هات رو نشون بده.

06:11.440 --> 06:16.450
‫کلاه‌ لبه‌ دارها گاهی اوقات مُهرهایی رو
‫روی بدن خودشون خالکوبی میکنن.

06:16.900 --> 06:19.410
‫طلسم‌ های ممنوعه‌ ای برای
‫تقویت یا تغییر ظاهر فیزیکی...

06:19.410 --> 06:22.720
‫یا قدرتمندتر کردن اجرای اونا...

06:25.460 --> 06:29.450
‫دست‌ های آغشته به جوهر،
‫و پینه‌ های یه تازه‌ کار...

06:37.040 --> 06:39.040
‫فکر میکنم به اندازه کافی دیدی.

06:44.000 --> 06:48.000
‫این رو به تالار بزرگ گزارش میدم،
‫و تحقیقاتی رو شروع میکنم.

06:48.500 --> 06:53.500
‫اگه ثابت بشه که آتلیه تو منشأ این مشکل بوده،
‫هیچ رحمی نشون نمیدم.

06:54.070 --> 06:58.310
‫مراقب باش چیزی رو که تازه
‫شروع به یادگیریش کردی از دست ندی.

07:07.040 --> 07:09.320
‫چقدر نزدیک بود!

07:09.320 --> 07:11.700
‫خوشحالم که همگی سالم
‫و سلامت ازش بیرون اومدیم.

07:15.330 --> 07:18.420
‫فکر کنم نباید شما دخترها رو تنها میذاشتیم.

07:18.420 --> 07:19.870
‫واقعاً متأسفم!

07:19.870 --> 07:22.460
‫تقصیر تو نیست، استاد!

07:22.460 --> 07:25.280
‫با این حال، آگات، کوکو...

07:27.120 --> 07:30.460
‫میخوام متوجه باشید که کاری
‫که کردید خیلی خطرناک بود.

07:31.070 --> 07:33.970
‫اگه کسی قرار بود رازهای جادو رو یاد بگیره...

07:34.610 --> 07:38.650
‫تمام کسایی که نجات‌شون دادیم،
‫حافظه‌شون پاک میشد.

07:39.470 --> 07:42.040
‫خاطرات چیزی هستن که
‫زندگی یه فرد رو میسازن.

07:42.040 --> 07:45.240
‫کارهای شما تقریباً بخشی ‫از اون رو از اونا گرفت.

07:45.680 --> 07:47.140
‫متأسفم.

07:47.140 --> 07:48.630
‫بیشتر مراقب میشم.

07:49.830 --> 07:54.370
‫فکر کنم تا مدتی نمیتونم
‫توی اون آزمون شرکت کنم.

07:54.730 --> 07:58.510
‫ولی تو باز هم موفق شدی. پس...

07:58.870 --> 08:02.620
‫ترتیبش رو میدم تا توی
‫آزمون دوم شرکت کنی، آگات.

08:04.350 --> 08:09.010
‫اگه قبول بشی، صلاحیت همراهی من
‫توی کارهای بیرون رو داری.

08:10.480 --> 08:14.260
‫میتونی قول بدی تا اون موقع
‫جلوی مردم از جادو استفاده نکنی؟

08:15.890 --> 08:17.140
‫بله!

08:17.140 --> 08:19.510
‫آه، فقط آگات؟!

08:19.510 --> 08:22.150
‫استاد، پس ما چی؟!

08:22.150 --> 08:26.470
‫یادته که «مبانی مقدماتی جادو» رو تموم نکردی؟

08:27.580 --> 08:30.460
‫خیلی خب.
‫اصلاً از امتحان بدم میاد.

08:30.460 --> 08:32.620
‫مگه امتحان‌ های بیشتری هم هست؟!

08:33.800 --> 08:35.500
‫هی، کیفری.

08:36.140 --> 08:37.380
‫از این تصمیم مطمئنی؟

08:37.500 --> 08:40.000
‫مگه نگران نبودی که آگات کار دست خودش بده؟

08:40.000 --> 08:41.000
‫چرا.

08:41.000 --> 08:43.500
...ولی -
!موفق باشی آگات -

08:44.220 --> 08:45.730
‫هدفش از اینجا بودن این نیست.

08:47.300 --> 08:51.300
‫فکر میکنم ثابت کرده که لایق اعتماده.

08:51.630 --> 08:53.280
‫داری لوس‌شون میکنی.

08:53.280 --> 08:56.440
‫وقتی شاگردهام به خودشون
‫خیلی سخت میگیرن چاره‌ ای ندارم.

08:57.690 --> 08:59.310
‫استاد کیفری!

08:59.970 --> 09:02.320
‫میخوام برگردم و شروع به تمرین کنم!

09:02.320 --> 09:03.430
‫یه لحظه وایسا.

09:09.470 --> 09:12.540
‫یه کار دیگه هم هست که باید انجام بدیم.

09:13.320 --> 09:16.330
‫شاگرد جدید کیفری همون دختره بود، مگه نه؟

09:16.870 --> 09:18.580
‫اگه شایعه‌ ها حقیقت داشته باشن...

09:19.950 --> 09:22.830
‫میتونی ثابت‌شون کنی؟

09:22.830 --> 09:27.620
‫نه، پیدا کردن مدرک توی
‫اون خونه‌ سنگ‌ شده غیرممکنه.

09:29.000 --> 09:32.420
‫پس باید مجبورش کنیم اعتراف کنه.

09:32.420 --> 09:33.340
‫نگاه کن.

09:34.150 --> 09:38.180
‫اون طلسم کل منطقه پایین‌ دست
‫رودخونه رو خشک کرد.

09:38.720 --> 09:41.060
‫یه سنگ که میفته میتونه
‫ساحل رو تخریب کنه...

09:41.060 --> 09:44.580
‫مسیر رودخونه رو منحرف کنه،
‫و محیط اطرافش رو تغییر بده.

09:45.550 --> 09:51.330
‫اون منظره‌ ای که زمانی زیبا بود،
‫اگه از دست بره، دیگه قابل برگشت نیست.

09:53.480 --> 09:56.270
‫اون دختر ممکنه همون سنگ اول باشه.

09:56.270 --> 10:01.620
‫باید قبل از اینکه فرصت افتادن پیدا کنه،
‫از اونجا بیرون بکشمش.

10:06.130 --> 10:08.880
‫اوروگیو یه قلم مخصوص داره.

10:08.880 --> 10:10.940
‫بهش عصای سیم‌ سوز میگن...

10:10.940 --> 10:14.300
‫و بهش اجازه میده مُهر طلسم‌ ها رو
‫روی سنگ‌ ها و درخت‌ ها بسوزونه.

10:16.140 --> 10:18.270
‫هر چند که فقط یه راه‌ حل موقتیه.

10:33.670 --> 10:35.870
‫رودخونه هم شروع به برگشتن کرده.

10:36.230 --> 10:39.020
‫اثرات طلسم شکافنده باید
‫در حال از بین رفتن باشه.

10:45.520 --> 10:46.360
‫کوکو.

10:52.150 --> 10:53.870
‫اینا از دستت افتاد.

10:54.760 --> 10:56.450
‫مواظب باش.

10:56.450 --> 10:59.520
‫نمیخوای کلاه یا مرکبت رو جا بذاری.

11:01.320 --> 11:04.570
‫ببخشید. و ممنونم.

11:07.490 --> 11:09.490
‫ها؟ عجیبه...

11:11.070 --> 11:13.690
‫ویال هنوز کاملاً پُره.

11:15.790 --> 11:17.950
‫این یه ویال جادوییه یا چی؟!

11:17.950 --> 11:20.000
‫مدام پُر میشه؟!

11:20.000 --> 11:23.090
‫کوکو، اشکالی نداره نگاهی بهش بندازم؟

11:23.790 --> 11:25.080
‫استاد؟

11:37.350 --> 11:40.910
‫جادو دروغیه که دنیا رو با رنگ پُر میکنه.

11:43.000 --> 11:49.000
‫اگرچه این دست‌ ها شاید طلسم‌ های زیبایی بکشن،
‫ببین چطور مرکبی میشن!

11:51.860 --> 11:53.410
‫ماهیت دروغ...

11:55.630 --> 11:58.110
‫اینه که با دقت زیاد فاش میشن.

12:07.230 --> 12:10.160
‫حقیقت تا کِی میتونه مخفی بمونه؟

12:15.010 --> 12:16.890
‫این مرکب جادو...

12:17.780 --> 12:20.580
‫این همون ظرفیه که نولنوا
‫توی کالن بهت داد، درسته؟

12:20.580 --> 12:21.510
‫آره.

12:27.600 --> 12:31.720
‫اوروگیو، میشه دخترها رو به آتلیه برگردونی؟

12:31.720 --> 12:32.820
‫چی؟

12:32.820 --> 12:35.150
‫پس خودت کجا میری؟

12:35.150 --> 12:36.150
‫خب...

12:37.990 --> 12:41.970
‫توی اون همه هرج و مرج،
‫اصلاً برای کوکو قلم نخریدم.

12:41.970 --> 12:45.330
‫نزدیکه، پس اول یه سری به کالن میزنیم.

12:45.330 --> 12:47.880
‫میشه برام مقداری شراب شهد نقره بگیری؟

12:47.880 --> 12:50.460
‫یه بطری از برداشت اول،
‫و یه بطری هم کهنه!

12:50.460 --> 12:52.330
‫آره. عالیه!

12:52.960 --> 12:54.120
‫ببخشید.

12:57.070 --> 13:00.530
‫یه چیزی هست که باید حتماً بررسیش کنم.

13:07.100 --> 13:10.600
‫هان؟ در غیبش زد!

13:11.070 --> 13:12.850
‫اوه، لعنتی.

13:13.270 --> 13:15.360
‫امروز تعطیلن.

13:15.360 --> 13:18.610
‫چی؟! کل مغازه وقتی تعطیل میشه غیب میشه؟!

13:21.930 --> 13:23.370
‫آقای کیفری!

13:24.610 --> 13:26.620
‫و اون دختره.

13:26.920 --> 13:29.600
‫اوه، تارتا!
‫خدا رو شکر.

13:29.600 --> 13:31.620
‫باید با آقای نولنوا صحبت کنم.

13:31.620 --> 13:34.130
‫اوه، یه لحظه وایسید.

13:51.620 --> 13:53.590
‫بفرمایید داخل.

14:00.450 --> 14:03.150
‫اینجا با جایی که قبلاً بود کاملاً فرق داره!

14:04.560 --> 14:06.690
‫آره، دستگیره‌ های متفاوت
‫یعنی اتاق‌ های متفاوت.

14:06.690 --> 14:08.180
‫همه این رو میدونن.

14:09.100 --> 14:11.160
‫پدربزرگ باید طبقه سوم باشه.

14:11.160 --> 14:13.630
‫ممنون. ببخشید.

14:16.960 --> 14:18.390
‫یه لحظه وایسا...

14:19.020 --> 14:21.670
‫اوم، اسمت چی بود؟

14:22.250 --> 14:23.310
‫کوکو.

14:23.670 --> 14:24.930
‫من کوکو هستم!

14:24.930 --> 14:29.220
‫کوکو، باید اون بریدگی پای راستت رو تمیز کنی.

14:30.240 --> 14:31.610
‫باهام بیا.

14:31.930 --> 14:34.310
‫یکم برگ آرام‌ بخش دارم
‫که باهاش ضد عفونیش کنی.

14:42.880 --> 14:45.380
‫چقد مواد ناآشنا!

14:51.200 --> 14:52.450
‫خیلی قشنگه!

14:53.160 --> 14:55.710
‫این پودرهای براق چیه؟

14:55.710 --> 14:57.900
‫لطفاً بهشون دست نزن.

14:57.900 --> 14:59.940
‫نمیخوام ترتیب‌شون رو به‌ هم بزنی.

15:01.010 --> 15:03.090
‫اینا رنگ‌ های جادویی‌ هستن.

15:03.090 --> 15:06.490
‫توی مرکب مخلوط‌شون میکنی
‫تا اثرش رو تغییر بدی.

15:09.040 --> 15:10.390
‫آقای نولنوا.

15:10.740 --> 15:14.390
‫کیفری؟ میدونی که امروز تعطیلیم.

15:14.390 --> 15:17.150
‫میدونم، ولی...

15:18.070 --> 15:19.610
‫شوخی کردم.

15:19.610 --> 15:22.900
‫میدونم برای چی اومدی.

15:23.480 --> 15:27.530
‫مُهر طلسمی که روی اون
‫سنگ‌ فرش‌ ها کشیده شده، درسته؟

15:28.280 --> 15:31.250
‫هنوز نتونستم ازش سر در بیارم.

15:31.250 --> 15:34.790
‫سعی کردم با یه افسون
‫رنگ‌ های جادویی رو جدا کنم...

15:35.320 --> 15:38.200
‫ولی خیلی کامل با هم مخلوط شدن.

15:38.760 --> 15:41.540
‫تو سرنخی نداری؟

15:41.540 --> 15:44.690
‫خب، من یه چیزی پیدا کردم.

15:58.240 --> 16:00.300
‫دقیقاً همونه!

16:00.810 --> 16:04.570
‫نه، اون ته‌ رنگ آبی ملایم...
‫دقیقاً یکیه!

16:06.100 --> 16:08.430
‫این رو از کجا...

16:10.900 --> 16:14.830
‫وایسا ببینم.
‫این ویال من نیست؟

16:15.890 --> 16:17.260
‫اون روز اتفاق افتاد.

16:18.200 --> 16:21.920
‫کلاه لبه‌ دار اون ورد رو روی ویال خوند.

16:24.170 --> 16:25.600
‫داری چیکار میکنی؟!

16:26.360 --> 16:29.680
‫نباید با اون مرکب طراحی کنی
‫تا وقتی آنالیزش کنم!

16:30.610 --> 16:32.010
‫کیفری!

16:34.220 --> 16:38.560
‫هی، اون یکی که شبیه آکوامارینه چیه؟

16:39.000 --> 16:41.500
‫همون بزرگه که از سقف آویزونه!

16:41.500 --> 16:44.000
‫اون گل ماه آبیه.

16:44.000 --> 16:47.000
‫اضافه کردنش به مرکب باعث میشه
‫طلسم‌ هات دوام بیشتری داشته باشن.

16:49.000 --> 16:54.000
‫و اون سفیده که توی شیشه کوچیک
‫قفسه رو‌بروش میدرخشه؟

16:54.000 --> 16:56.500
‫فلس‌ های پروانه عروس خجالتی.

16:56.500 --> 17:02.000
‫مخلوط کردنش باعث میشه مرکب طلسم نامرئی بشه
‫تا خطوط مُهر طلسم دیده نشن.

17:02.000 --> 17:03.500
‫و اون یکی کنارش؟

17:03.500 --> 17:06.500
‫اون شیشه باریکه،
‫پودر صدف سرگردانه.

17:06.640 --> 17:10.270
‫اون یکی کوتاه گرد که یکم اون‌ طرف‌ تره،
‫پودر فلس اژدهای آتشین طلاییه.

17:14.840 --> 17:16.310
‫فوق‌ العاده‌ست!

17:16.970 --> 17:19.320
‫تو فوق‌ العاده‌ ای، تارتا!

17:19.320 --> 17:23.100
‫تو اسم همه‌ این رنگ‌ ها رو حفظ کردی؟!

17:23.100 --> 17:24.860
‫خب، مجبوریم بفروشیمشون.

17:25.250 --> 17:28.740
‫خیلی خوش‌ شانسی.
‫توی یه مغازه‌ لوازم جادویی زندگی میکنی!

17:28.740 --> 17:33.240
‫فقط دیدن این همه قفسه و شیشه
‫قلبم رو به تپش میندازه!

17:33.950 --> 17:37.090
‫کاش میتونستم اینجا زندگی کنم!

17:38.240 --> 17:41.270
‫زندگی توی یه آتلیه خیلی بهتره.

17:41.980 --> 17:45.500
‫نمیدونم چرا یه جادوگر
‫باید اینطوری حرف بزنه.

17:46.000 --> 17:49.260
‫تو کارآموز جادوگر نیستی؟

17:50.440 --> 17:51.690
‫من...

17:55.260 --> 17:57.970
‫هی، اون پودر قرمز چیکار میکنه؟

17:57.970 --> 17:59.090
‫کدوم؟

18:00.190 --> 18:02.140
‫همون! روی اون قفسه!

18:07.150 --> 18:10.400
‫بین اون سبز آبی و اون قهوه‌ ای زنگ‌ زده!

18:10.400 --> 18:13.400
‫فقط بگو کجای قفسه‌ست!

18:16.070 --> 18:18.960
‫خیلی قرمزش روشنه...
‫راحت دیده میشه، مگه نه؟

18:28.500 --> 18:31.140
‫اون نور از چی بود؟

18:31.140 --> 18:33.180
‫خیلی ترسناک بود!

18:33.180 --> 18:34.590
‫حالت خوبه؟

18:38.800 --> 18:41.830
‫اوه، خدا رو شکر که
‫هیچکدوم از بطری‌ ها نشکستن!

18:45.670 --> 18:47.110
‫این افتضاحه.

18:47.790 --> 18:49.410
‫فاجعه‌ست!

18:50.420 --> 18:53.770
‫برچسب‌ ها کنده شدن،
‫و همه با هم قاطی شدن...

18:54.240 --> 18:58.870
‫پدربزرگ گفت بهشون دست نزنم،
‫حالا همه‌ چی به‌ هم‌ ریخته.

18:58.870 --> 19:02.620
‫متأسفم. کمکت میکنم سر جاشون بذاریشون!

19:02.930 --> 19:04.980
‫میدونی اینا چی هستن؟

19:07.270 --> 19:08.880
‫کدوم رنگ مربوط به چیه...

19:08.880 --> 19:10.380
‫نمیدونم!

19:11.400 --> 19:13.760
‫ولی قبلاً...

19:13.760 --> 19:16.760
‫یادمه هر کدوم کجای قفسه بودن.

19:17.060 --> 19:19.260
‫نمیتونم از روی رنگ تشخیص‌شون بدم!

19:27.070 --> 19:30.400
‫متاسفم. لطفاً برو.

19:30.770 --> 19:31.810
‫ولی...

19:34.190 --> 19:35.510
‫متاسفم...

19:36.980 --> 19:39.720
‫ولی کاری از دست تو بر نمیاد.

19:40.850 --> 19:43.860
‫چیزهایی هست که بعضی‌ ها
‫اصلاً نمیتونن انجام بدن.

19:44.800 --> 19:47.230
‫با چشم های سیلورواشم...

19:47.230 --> 19:50.750
‫هر چقدر هم که درس بخونم،
‫هیچ‌ وقت جادوگر نمیشم.

19:55.490 --> 19:57.430
‫دیدی؟ بهت هشدار داده بودم!

19:58.870 --> 20:01.050
‫کیفری، حالت خوبه؟

20:03.810 --> 20:05.150
‫کیفری!

20:06.290 --> 20:10.540
‫برای مُهر طلسمی به این کوچیکی
‫که همچین قدرتی داشته باشه...

20:12.300 --> 20:16.070
‫فکر کنم یه طلسم بطری دوقلوئه.

20:16.910 --> 20:20.060
‫دو ظرف که محتوای یکسانی دارن.

20:20.060 --> 20:24.440
‫باید یه مدال کوچیک با مُهر
‫طلسم حک‌ شده توی مایع باشه.

20:25.170 --> 20:27.620
‫اونا کوکو رو مجبور کردن از این استفاده کنه...

20:28.440 --> 20:32.290
‫هنوز پر بود، چون با اون افزودنی
‫مرموز دوباره پرش کرده بودن.

20:33.180 --> 20:36.140
‫این بطری راه ارتباطی با اوناست.

20:38.450 --> 20:42.270
‫بالاخره... بالاخره به دستش آوردم!

20:42.890 --> 20:44.530
‫این دیگه چیه؟

20:45.000 --> 20:50.500
‫داری میگی جوهری که توی اون بطریه میتونه حتی
‫از طلسم‌ های کوچیک و خط‌ خطی همچین قدرتی آزاد کنه؟

20:51.840 --> 20:55.020
‫همچین چیزی نباید وجود داشته باشه!

20:55.470 --> 20:58.830
‫من از عهده‌ش بر نمیام!

20:58.830 --> 21:00.910
‫باید به تالار بزرگ خبر بدم!

21:00.910 --> 21:01.700
‫نه!

21:02.620 --> 21:06.790
‫نه شوالیه‌ های مورالیس و نه تالار بزرگ
‫نباید این رو در اختیار داشته باشن.

21:06.790 --> 21:10.670
‫بهتره حتی کسی هم نفهمه که ما خبر داریم.

21:11.090 --> 21:12.880
‫کیفری...

21:14.200 --> 21:15.940
‫داری چی میگی؟

21:17.170 --> 21:18.420
‫تو...

21:19.040 --> 21:22.650
‫میفهمی داری چی میگی؟!

21:23.490 --> 21:25.460
‫میخوای چیکار کنی؟

21:25.460 --> 21:28.060
‫میخوای با اون جوهر چیکار کنی؟!

21:30.630 --> 21:33.310
‫متاسفم، آقای نولنوا.

21:42.540 --> 21:43.450
‫کوکو.

21:45.390 --> 21:46.590
‫بابت معطلی عذر میخوام.

21:46.990 --> 21:49.230
‫در مورد اون مرکبی که داری...

21:50.100 --> 21:53.620
‫به نظر میاد اشتباهی یه چیز
‫خیلی گرون‌ قیمت بهت داده.

21:54.090 --> 21:57.250
‫برای جبرانش یه کیف برات خریدم. بفرما.

21:58.860 --> 22:00.760
‫خیلی ممنونم!

22:00.780 --> 22:07.780
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:07.810 --> 22:14.310
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:14.610 --> 22:15.870
‫استاد.

22:17.150 --> 22:19.900
‫سیلورواش چیه؟

22:21.030 --> 22:22.650
‫سندرم سیلورواش...

22:22.650 --> 22:24.500
‫یه عارضه مادرزادی چشم...

22:25.000 --> 22:29.420
‫که باعث میشه کل دنیا رو
‫به رنگ نقره‌ ای ببینی.

22:30.640 --> 22:33.910
‫جادوگرها معمولاً برای بینایی خوب
‫ارزش زیادی قائلن...

22:33.910 --> 22:36.670
‫پس زندگی برای کسایی که
‫این عارضه رو دارن احتمالاً سخته.

22:37.040 --> 22:41.270
‫یه مشکل جادوگرها اینه که
‫ما خیلی با استثناها کنار نمیایم.

22:44.250 --> 22:45.430
‫کوکو.

22:47.970 --> 22:50.430
‫انقدر نگران نباش.

22:51.330 --> 22:52.680
‫حالت خوب میشه.

22:53.090 --> 22:57.730
‫تا وقتی شاگرد آتلیه‌ من هستی،
‫تمام تلاشم رو برای محافظت از تو میکنم.

22:58.670 --> 23:01.820
‫لازم نیست نگران چیزی باشی.

23:02.910 --> 23:04.060
‫اصلاً جای نگرانی نیست.

23:07.820 --> 23:09.670
‫پدربزرگ.

23:09.670 --> 23:11.090
‫ببخشید.

23:11.090 --> 23:15.820
‫اون نور قبلی غافلگیرم کرد،
‫و همه‌ کوزه‌ ها افتادن...

23:16.830 --> 23:19.280
‫اصلاً اون درخشش نور از کجا اومد؟

23:19.730 --> 23:21.710
‫آقای کیفری طلسمی اجرا کرد؟

23:23.680 --> 23:26.050
‫چی؟ درخشش نور؟

23:28.500 --> 23:30.500
‫من هیچ درخشش نوری یادم نمیاد.

23:32.000 --> 23:33.500
‫پدربزرگ؟

23:35.390 --> 23:39.980
قسمت 9

23:35.390 --> 23:39.980
کابوسی آغشته به سیاهی
