1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:30,531 --> 00:00:33,116
‫چند ماهه که رفتارش عجیب شده

4
00:00:33,200 --> 00:00:36,870
‫دیگه بهم صبح‌بخیر نمیگه،
‫همیشه خونه خواهرشـه

5
00:00:37,412 --> 00:00:40,165
‫حتی بهش گفتم شام بریم بیرون،
‫اونوقت می‌دونی چی گفت؟

6
00:00:40,832 --> 00:00:42,709
‫«فکر کنم دیگه کارمون از این‌کارها گذشته»

7
00:00:43,377 --> 00:00:45,003
‫بعدش یه روز نگاه کردم،

8
00:00:45,087 --> 00:00:48,215
‫دیدم چمدونم کنار دَره

9
00:00:49,216 --> 00:00:53,762
‫اینجای کار دیگه صبرم تموم شد.
‫گفتم «اِلین، دیگه تمومه»

10
00:00:55,180 --> 00:00:57,307
‫انگار خودش از قبل تمومش کرده بود، شِپ

11
00:00:58,267 --> 00:01:00,269
‫نه، فقط داشت بازی در می‌آورد

12
00:01:03,397 --> 00:01:05,774
‫میگم، جهتت کدوم‌وَره؟

13
00:01:06,275 --> 00:01:07,276
‫من...

14
00:01:09,111 --> 00:01:10,612
‫دارم یه چیزی می‌بینم

15
00:01:11,780 --> 00:01:14,283
‫- لانی؟ هی لانی؟
‫- دارم یه چیزی می‌بینم

16
00:02:27,000 --> 00:02:32,000
‫« خـلـیـجِ بـیـوه »

17
00:02:44,206 --> 00:02:45,207
‫بچه‌ها

18
00:02:47,125 --> 00:02:48,627
‫بچه‌ها، جداً نمی‌شنوید چی میگم؟

19
00:02:49,211 --> 00:02:50,504
‫خدای من

20
00:02:51,004 --> 00:02:52,130
‫بچه‌ها!

21
00:02:52,673 --> 00:02:55,050
‫این چه کاریه دیگه؟

22
00:02:55,133 --> 00:02:57,511
‫کون لقت. اصلاً خنده‌دار نیست

23
00:03:34,047 --> 00:03:35,048
‫لعنتی

24
00:03:43,807 --> 00:03:44,808
‫اِوان!

25
00:03:49,271 --> 00:03:50,272
‫حرومی...

26
00:03:51,982 --> 00:03:55,027
‫اگه دیشب لرزش‌ها رو حس کردین، اولین زمین‌لرزه تو این چند سال بود

27
00:03:55,986 --> 00:03:58,238
‫گزارشی از تلفات یا مصدومیت جدی نبوده

28
00:03:58,322 --> 00:04:00,449
‫امیدوارم فقط من نباشم که موتور برق داره...

29
00:04:05,473 --> 00:04:09,473
‫« شهرداری خلیج بیوه »

30
00:04:14,004 --> 00:04:15,047
‫ببخشید

31
00:04:15,130 --> 00:04:16,548
‫برق کل جزیره قطع شده

32
00:04:16,632 --> 00:04:19,384
‫دقیقاً واسه همین می‌خواستم از اعتبارات قانون ۲۰اِی استفاده کنم

33
00:04:19,468 --> 00:04:20,469
‫کسی با میچ صحبت کرده؟

34
00:04:20,552 --> 00:04:22,971
‫رزماری میگه هنوز نیومده،
‫ولی داره به شماره منزلش زنگ می‌زنه

35
00:04:23,889 --> 00:04:25,807
‫کسی هست که تو این جزیره کار کنه؟

36
00:04:26,642 --> 00:04:29,144
‫نویسنده‌ات رو چی کار می‌کنی؟
‫هنوز قراره بیاد؟

37
00:04:29,228 --> 00:04:31,355
‫رزماری، خبری از... میچ هست؟

38
00:04:33,649 --> 00:04:36,360
‫مجبور شدم ۵ بار بهش زنگ بزنم تا جواب بده

39
00:04:36,902 --> 00:04:38,987
‫گفت باهام تماس می‌گیره.
‫دیگه نگرفت

40
00:04:39,071 --> 00:04:41,823
‫یه نکته، جوری رفتار نکن انگار از بقیه بهتری

41
00:04:41,907 --> 00:04:44,785
‫- وقتی نمی‌تونی وامت رو تسویه کنی
‫- به کی بدهکاره؟

42
00:04:44,868 --> 00:04:46,411
‫جوابش رو... نده

43
00:04:46,495 --> 00:04:47,996
‫هی، به من مربوط نیست

44
00:04:48,080 --> 00:04:50,415
‫ولی پدرزنش شاید نظر دیگه‌ای داشته باشه

45
00:04:50,499 --> 00:04:51,667
‫و یه نکته دیگه...

46
00:04:51,750 --> 00:04:53,710
‫فقط... خواستم بدونم با میچ حرف زدی یا نه

47
00:04:53,794 --> 00:04:55,045
‫دنبال غیبت کردن نیستم.
‫امروز نه

48
00:04:55,128 --> 00:04:57,673
‫- منم غیبت نمی‌کنم
‫- عالیه

49
00:04:57,756 --> 00:04:59,591
‫ولی ظاهراً سفلیس محدودیت سنی نداره

50
00:04:59,675 --> 00:05:00,884
‫ای خدا

51
00:05:00,968 --> 00:05:04,012
‫طرف میگه ۲۵ درصد نژادش از قبیله چروکی‌ـه.
‫نسب‌شناسیش رو بررسی کردم...

52
00:05:04,096 --> 00:05:07,933
‫با میچ حرف زدی؟ خبر جدیدی از قطعی برق داری؟

53
00:05:09,268 --> 00:05:12,479
‫گفت هر لحظه ممکنه برق بخش جنوبی وصل بشه

54
00:05:12,563 --> 00:05:14,940
‫- نیم ساعت پیش صحبت کردیم
‫- عالیه. ممنون

55
00:05:15,023 --> 00:05:16,733
‫ولی بهتره با وین صحبت کنی

56
00:05:16,817 --> 00:05:19,736
‫میگه می‌خواد رستوران رو واسه امروز تعطیل کنه

57
00:05:20,320 --> 00:05:21,905
‫گه خورده

58
00:05:21,989 --> 00:05:25,450
‫هی روث. پنج دقیقه بهم وقت بده
‫و با وین تو رستوران سالتی وِیل تماس بگیر

59
00:05:25,534 --> 00:05:26,994
‫حتماً. شماره‌اش چیه؟

60
00:05:35,085 --> 00:05:36,420
‫- سالتی ویل
‫- وین

61
00:05:36,503 --> 00:05:38,213
‫- مجبورم، تام
‫- نه، نه، نه. مجبور نیستی

62
00:05:38,297 --> 00:05:40,048
‫- ببین، یخ‌ساز از کار افتاده...
‫- آم...

63
00:05:40,132 --> 00:05:41,800
‫- ...هیچکدوم از لوازم کار نمی‌کنه...
‫- نه، گوش کن...

64
00:05:41,884 --> 00:05:43,343
‫- ...واسه امروز کاری ازم برنمیاد
‫- نه، گوش کن...

65
00:05:43,427 --> 00:05:46,180
‫- باید حرفم رو گوش کنی
‫- نه، تو گوش کن. ببین

66
00:05:46,263 --> 00:05:47,431
‫نباید تعطیل کنی،

67
00:05:47,514 --> 00:05:50,142
‫سه ساله که در تلاشم تا یه نفر رو بفرستن،

68
00:05:50,225 --> 00:05:51,852
‫الان هم داره میاد

69
00:05:51,935 --> 00:05:55,189
‫نباید تنها رستوران خوبـمون تعطیل بشه

70
00:05:55,272 --> 00:05:56,857
‫که چی؟ طرف رو نمی‌شناسم که

71
00:05:56,940 --> 00:05:58,817
‫از نیویورک تایمز وامونده داره میاد

72
00:05:58,901 --> 00:06:00,819
‫- چی؟ خبرنگاره؟
‫- نویسنده‌ی سفره

73
00:06:00,903 --> 00:06:02,696
‫- مهم نیست
‫- نه، مهم هست

74
00:06:03,447 --> 00:06:07,701
‫وین، وین. برقِ ما برگشت،
‫پس... برق شما هم زود وصل می‌شه

75
00:06:07,784 --> 00:06:09,161
‫- خیلی‌خب
‫- با...

76
00:06:09,244 --> 00:06:11,413
‫- ولی راضی نیستم
‫- باشه. ممنون

77
00:06:11,496 --> 00:06:15,042
‫آره، یه میز کنار پنجره و... کتی هم نباشه. ممنون

78
00:06:15,125 --> 00:06:16,126
‫باشه

79
00:06:16,210 --> 00:06:17,669
‫- خدای من
‫- کِی منتشر می‌شه؟

80
00:06:17,753 --> 00:06:20,714
‫خب، اگه آقاهه مقاله رو بنویسه،
‫که خیلی کیری بعیده...

81
00:06:20,797 --> 00:06:22,216
‫نباید فرض کنی آقاست

82
00:06:22,299 --> 00:06:24,134
‫دبیر گفت یه مرد داره میاد

83
00:06:25,010 --> 00:06:26,011
‫خب، پس عیب نداره

84
00:06:26,094 --> 00:06:28,597
‫قبل از شروع فصل رزروی‌ها منتشر می‌شه

85
00:06:28,680 --> 00:06:30,474
‫خدای من، کاش این مردم می‌فهمیدن

86
00:06:30,557 --> 00:06:34,019
‫گردشگری تابستونی برامون چقدر مفیده

87
00:06:36,897 --> 00:06:39,733
‫فکر کنم زمین‌لرزه مردم رو نگران کرده

88
00:06:40,859 --> 00:06:43,654
‫ببین، پارسال توی نیویورک سیتی زمین‌لرزه اومد

89
00:06:48,450 --> 00:06:51,954
‫خیلی‌خب. پاتریشا، امروز نه

90
00:06:52,037 --> 00:06:55,374
‫جدی هم هستم، خب؟
‫باید کاری کنیم به این مرد خوش بگذره

91
00:06:57,334 --> 00:06:59,044
‫ازم چه درخواستی داری، تام؟

92
00:07:01,588 --> 00:07:03,590
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

93
00:07:03,674 --> 00:07:05,425
‫خب، نمی‌دونستم

94
00:07:06,635 --> 00:07:09,930
‫ناهار کلوپ روتاریـت افتاده دوشنبه

95
00:07:10,013 --> 00:07:11,014
‫عالی شد

96
00:07:11,098 --> 00:07:13,559
‫ویک کرافورد دوبار تماس گرفت

97
00:07:14,893 --> 00:07:17,104
‫کلانتر هم دوبار تماس گرفت

98
00:07:18,397 --> 00:07:20,566
‫دیگه چی؟ دیگه چی؟ این...

99
00:07:23,193 --> 00:07:24,444
‫دیگه چی...

100
00:07:26,738 --> 00:07:28,240
‫- همین بود
‫- عالیه. ممنون

101
00:07:32,744 --> 00:07:35,581
‫دفتر کلانتری

102
00:07:35,664 --> 00:07:36,790
‫تام هستم

103
00:07:36,874 --> 00:07:38,792
‫شِپ کلارک گم شده

104
00:07:38,876 --> 00:07:40,335
‫خب، کی داره دنبالش می‌گرده؟

105
00:07:40,419 --> 00:07:42,963
‫اگه اینقدر از همه متنفری
‫چرا شهردار این شهر شدی؟

106
00:07:43,046 --> 00:07:44,715
‫اونوقت بذارم یکی از اونـا رئیس بشه؟

107
00:07:44,798 --> 00:07:45,883
‫زنگ بزن بارنابس

108
00:07:45,966 --> 00:07:47,843
‫قبل از تو به اونجا زنگ زدم

109
00:07:48,510 --> 00:07:51,513
‫رئیس بندر گفت توی وی‌اِچ‌اِف رصدش می‌کرده
‫که گم شده

110
00:07:51,597 --> 00:07:52,681
‫غیبش زده

111
00:07:52,764 --> 00:07:55,392
‫گفت مِهِ غلیظی ساحل رو گرفته،

112
00:07:55,475 --> 00:07:59,229
‫و می‌خواد تا رفع شدنش، دستور لغو عملیات‌ها رو صادر کنه

113
00:07:59,313 --> 00:08:04,234
‫بشیر، ما ۳۶۰ روز سال مِه داریم.
‫نباید امروز بندر رو ببنده

114
00:08:04,318 --> 00:08:07,404
‫آره. ولی میگه شبیه مِه همیشه نیست

115
00:08:08,447 --> 00:08:10,115
‫چرا قایق ساعت ۱۱ رسیده؟

116
00:08:10,616 --> 00:08:12,201
‫وظیفه من نیست که بدونم، رفیق

117
00:08:21,877 --> 00:08:24,630
‫هی لی. قرار نبود تا نیم ساعت دیگه بیای

118
00:08:24,713 --> 00:08:25,964
‫خواستم از مه جلو بزنم

119
00:08:26,048 --> 00:08:27,841
‫چی؟ پس همینجوری راحت برنامه رو تغییر میدیم؟

120
00:08:27,925 --> 00:08:30,844
‫نرین به خودت حالا.
‫نویسنده‌ات رو فرستادم که منتظرت باشه

121
00:08:31,678 --> 00:08:33,764
‫خدای من. اومده؟
‫خدای من

122
00:08:33,847 --> 00:08:36,099
‫باشه. ممنون... تشکر. ببخشید

123
00:08:36,183 --> 00:08:37,768
‫صبرکن، صبرکن، کجا فرستادیش؟

124
00:08:37,851 --> 00:08:39,269
‫انجمن تاریخی

125
00:08:42,523 --> 00:08:43,524
‫لعنتی

126
00:08:45,609 --> 00:08:47,694
‫...و می‌دونی،
‫اقتصاد کاملاً به شکار نهنگ

127
00:08:47,778 --> 00:08:49,071
‫- وابسته بود
‫- اوهوم

128
00:08:49,154 --> 00:08:51,114
‫که یعنی همه مردها می‌رفتن به دریا

129
00:08:51,198 --> 00:08:53,867
‫- گاهی چند سال بعد برمی‌گشتن
‫- باشه

130
00:08:53,951 --> 00:08:56,036
‫پس... خیلی سوت‌وکور می‌شد

131
00:08:56,119 --> 00:08:59,581
‫جلوی پنجره‌ی خونه‌های قدیمی‌تر

132
00:08:59,665 --> 00:09:01,500
‫یه تخته‌چوب‌های رنگ و رو رفته‌ای هست،

133
00:09:01,583 --> 00:09:05,671
‫که زنانی که منتظر برگشت شوهرشون به خونه بودن

134
00:09:05,754 --> 00:09:08,715
‫اینقدر روشون راه رفتن که کهنه شده. آره

135
00:09:09,424 --> 00:09:11,009
‫اکثر شوهرها برنمی‌گشتن

136
00:09:11,635 --> 00:09:13,262
‫باید یه سر به بارها می‌زدن

137
00:09:13,887 --> 00:09:15,180
‫من تام لافتیس هستم

138
00:09:15,264 --> 00:09:17,224
‫- خوشبختم. آرتور
‫- یا همون تامِ خالی

139
00:09:17,307 --> 00:09:19,184
‫- آره. می‌خواستم توی اسکله ببینم‌تون
‫- آره

140
00:09:19,268 --> 00:09:21,311
‫آره، قایق زود راه افتاد.
‫شانس آوردم که بودم

141
00:09:21,395 --> 00:09:23,480
‫- بابتش خیلی متاسفم
‫- آها

142
00:09:23,564 --> 00:09:25,357
‫خب، قهوه می‌خوری؟

143
00:09:25,440 --> 00:09:28,235
‫نه، میل ندارم. جری داشت از تاریخ جزیره‌تون می‌گفت

144
00:09:28,318 --> 00:09:31,321
‫عالیه. بله خب، داستان جالب توجهیـه

145
00:09:32,114 --> 00:09:35,242
‫۴۲ مسافر از خشکی از راه دریا اومدن

146
00:09:35,325 --> 00:09:38,203
‫که زیستگاهی برای خودشون پیدا کنن

147
00:09:38,287 --> 00:09:40,372
‫خیر. ۴۳ مسافر اومدن...

148
00:09:40,455 --> 00:09:42,624
‫فکر کنم واسه اون داستان یکم زود باشه، جری

149
00:09:42,708 --> 00:09:45,794
‫ولی تصور کن به یک برهوت وحشی برسی

150
00:09:46,670 --> 00:09:49,339
‫یه جای خالی، جزیره‌ای کاملاً خالی از سکنه

151
00:09:49,423 --> 00:09:50,716
‫- به جز دندون‌ها
‫- آره،

152
00:09:50,799 --> 00:09:53,844
‫ولی منظورم اینه که هیچ آدمی اینجا نبود، می‌دونی؟

153
00:09:53,927 --> 00:09:55,554
‫مجبور شدن همه‌چیز رو از اول بسازن...

154
00:09:55,637 --> 00:09:57,264
‫...توی زمانی که هنوز باور میره

155
00:09:57,347 --> 00:09:58,515
‫سخت‌ترین زمستون

156
00:09:58,599 --> 00:10:01,268
‫- در تاریخِ خلیج بیوه بوده
‫- آره

157
00:10:01,351 --> 00:10:03,896
‫همه‌اش هم به خاطر این رهبر کاربلد، ریچارد وارن

158
00:10:03,979 --> 00:10:06,148
‫اولین شهردارمون

159
00:10:06,231 --> 00:10:08,358
‫من حتی نمی‌تونم منشیـم رو قانع کنم
‫که تا بعد از ساعت ۲ بمونه

160
00:10:09,526 --> 00:10:14,281
‫می‌دونی چیه، الان می‌خواستم
‫محاکمات جادوگری رو به آرتور نشون بدم

161
00:10:14,364 --> 00:10:16,158
‫آره

162
00:10:16,241 --> 00:10:19,494
‫منبع افتخار بزرگیه.
‫گرفتیمـشون. سوزوندیمـشون...

163
00:10:19,578 --> 00:10:22,623
‫می‌دونی چیه؟ یه چیزی بگم، جری؟
‫بقیه‌اش رو خودم توضیح میدم

164
00:10:23,165 --> 00:10:24,499
‫- ولی ممنون
‫- باشه

165
00:10:24,583 --> 00:10:26,084
‫- آره
‫- باشه

166
00:10:28,462 --> 00:10:33,634
‫خب، امیدوارم از خصوصیات بومیِ ما خوشت بیاد آرتور،
‫چون زیاد ازش داریم.

167
00:10:35,761 --> 00:10:37,804
‫روی قایق با طرف صحبت می‌کردم...

168
00:10:37,888 --> 00:10:39,389
‫...که حرف عجیبی زد

169
00:10:40,057 --> 00:10:41,141
‫چی گفت؟

170
00:10:41,225 --> 00:10:42,476
‫گفت اینجا اتفاقات بدی می‌افته

171
00:10:46,230 --> 00:10:50,776
‫می‌دونی آرتور، این شهرهای دریایی یه ویژگی خاصی داره

172
00:10:50,859 --> 00:10:53,403
‫خرافات، قصه‌های اغراق‌آمیزشون

173
00:10:53,487 --> 00:10:56,073
‫شاید همین قصه‌ها کمک کنه
‫که یه روز طولانی در دریا رو بگذرونی

174
00:10:56,156 --> 00:10:58,408
‫نمی‌دونم، ولی برای خودمـم جذابه

175
00:10:58,492 --> 00:10:59,701
‫آدمخواری داشتید؟

176
00:10:59,785 --> 00:11:01,119
‫نه

177
00:11:01,203 --> 00:11:02,871
‫آخه مقاله پشت سرت

178
00:11:04,456 --> 00:11:07,751
‫«چون زورکی انداخته بودنـشون توی کلیسا،
‫فوراً به آدمخواری روی آوردن»

179
00:11:07,835 --> 00:11:09,461
‫فکر نکنم درست باشه

180
00:11:09,545 --> 00:11:12,840
‫آخه یه مقاله قاب‌شده‌ست
‫توی انجمن تاریخی

181
00:11:12,923 --> 00:11:14,132
‫آره

182
00:11:14,633 --> 00:11:17,845
‫با گذر زمان پیازداغ این قصه‌ها زیاد می‌شه

183
00:11:18,512 --> 00:11:23,642
‫آخه، آیا درسته که سال ۱۷۸۶ یه توفان کشنده داشتیم؟ آره

184
00:11:24,393 --> 00:11:28,605
‫یه گروه از مردم توی کلیسا گیر افتاده بودن؟
‫ظاهراً

185
00:11:28,689 --> 00:11:31,984
‫فوراً به آدمخواری روی آوردن؟

186
00:11:34,444 --> 00:11:36,822
‫- نه، چهار روز طول کشید
‫- پس آدمخواری بوده؟

187
00:11:36,905 --> 00:11:39,700
‫در عوض سوالم ازت اینه آرتور،

188
00:11:40,659 --> 00:11:42,536
‫کدوم شهر یه گذشته مشکوک نداره؟

189
00:11:42,619 --> 00:11:47,082
‫اگه بخوایم به گذشته دور کشورمون نگاه کنیم. درسته؟

190
00:11:47,791 --> 00:11:49,918
‫بهترین روش برای کسب اطلاعات از این جزیره...

191
00:11:50,002 --> 00:11:53,338
‫...اینه که بری بیرون و خودت ببینیش، پس دنبالم بیا

192
00:11:53,422 --> 00:11:54,590
‫باشه

193
00:11:55,716 --> 00:12:00,762
‫واقعاً سخته که آنتن پیدا کنم

194
00:12:00,846 --> 00:12:03,390
‫که این... صلح و آرامش برات خوب می‌شه

195
00:12:03,473 --> 00:12:06,226
‫- ولی کلی خط تلفن ثابت داریم
‫- هوم

196
00:12:08,687 --> 00:12:09,688
‫اوه

197
00:12:09,771 --> 00:12:10,981
‫خب...

198
00:12:12,024 --> 00:12:14,193
‫تمام جاهای محبوبم توی جزیره رو...

199
00:12:14,276 --> 00:12:15,277
‫- ...برات علامت زدم
‫- باشه

200
00:12:15,360 --> 00:12:17,571
‫ولی حتماً باید یه سر به فانوس دریایی بزنی

201
00:12:17,654 --> 00:12:19,198
‫- دومین فانوس دریایی قدیمی آمریکاست
‫- باشه

202
00:12:19,281 --> 00:12:23,952
‫ساعت ۷ شب هم اینجا توی سالتی ویل،
‫برای شام می‌بینمت

203
00:12:24,036 --> 00:12:27,206
‫- بهترین لابستر آمریکا رو داره
‫- ادعای بزرگیه، تام

204
00:12:27,289 --> 00:12:29,082
‫از لابستر دیگیِ کِیپ کاد هم بهتره؟

205
00:12:29,166 --> 00:12:30,250
‫اوه

206
00:12:30,959 --> 00:12:32,085
‫برین تو کِیپ کاد

207
00:12:33,086 --> 00:12:34,755
‫باشه

208
00:12:36,048 --> 00:12:37,925
‫- همین
‫- می‌تونم گزارشش کنمـا

209
00:12:38,008 --> 00:12:39,593
‫توی مقاله‌ام بیارمش

210
00:12:39,676 --> 00:12:41,553
‫- برین تو کیپ کاد. ساعت ۷ می‌بینمت
‫- باشه

211
00:12:44,806 --> 00:12:46,558
‫باورم نمی‌شه

212
00:12:46,642 --> 00:12:48,936
‫تام، الان فهمیدیم رزماری کوررنگی داره

213
00:12:49,019 --> 00:12:50,979
‫- کل زندگیم داشتم
‫- باشه. نمی‌دونستم

214
00:12:51,063 --> 00:12:54,274
‫عملاً چیزی که واسه شما آبیه،
‫واسه من آبی-سبزه

215
00:12:54,358 --> 00:12:57,945
‫باشه، می‌خوام سریع نکات رو بگم

216
00:12:58,028 --> 00:13:00,113
‫روث کجاست؟

217
00:13:00,197 --> 00:13:01,448
‫رفت خونه چرت بزنه

218
00:13:02,908 --> 00:13:04,159
‫ساعت ۱۱ صبحه

219
00:13:04,243 --> 00:13:06,912
‫- خانم سن‌داریه، تام
‫- خبر دارم

220
00:13:06,995 --> 00:13:09,039
‫فقط فکر نمی‌کنم غیرمنطقی باشه که به منشی بگی

221
00:13:09,122 --> 00:13:11,500
‫روزانه بیشتر از ۲ ساعت کار کنه.
‫می‌دونید چیه؟ بیخیالش

222
00:13:11,583 --> 00:13:15,879
‫خب، این یارو ۲۴ ساعت توی شهره

223
00:13:15,963 --> 00:13:17,756
‫- از نقاشی‌هام بهش گفتی؟
‫- نه

224
00:13:17,840 --> 00:13:19,758
‫جری رسماً داشته

225
00:13:19,842 --> 00:13:21,468
‫کلی چرندیات به خورد طرف می‌داده

226
00:13:21,552 --> 00:13:24,012
‫پس فقط می‌خوام کل مدت حواسـمون بهش باشه

227
00:13:24,096 --> 00:13:27,516
‫دیل، طبق صحبت‌مون،
‫فردا فقط طبق برنامه پیش برو...

228
00:13:27,599 --> 00:13:28,684
‫- اوهوم
‫- ...باشه؟

229
00:13:28,767 --> 00:13:32,563
‫هیلز بیچ، آردر پوینت، سیدد رای و کابل پاند.
‫همین.

230
00:13:32,646 --> 00:13:35,649
‫پس یعنی نمی‌خوای ببرمش به بیمارستان قدیمی دیگه؟

231
00:13:35,732 --> 00:13:37,943
‫نه، نمی‌خوام دیل.
‫فکر کنم خودتـم می‌دونستی

232
00:13:38,026 --> 00:13:42,364
‫هیچ مشکلی نداره که از کنار بیمارستان قدیمی رد بشی.
‫فقط نباید توقف کنی

233
00:13:42,447 --> 00:13:43,949
‫باشه

234
00:13:44,867 --> 00:13:47,119
‫شهر جزیره‌ایِ کوچیک و آروم ما،

235
00:13:47,202 --> 00:13:50,747
‫جاییه که گردشگران با خانواده‌شون بیان
‫و ریلکس کنن

236
00:13:50,831 --> 00:13:53,125
‫باشه؟ همین

237
00:13:53,208 --> 00:13:55,627
‫- فقط همین
‫- همینـو به شپ کلارک بگید

238
00:13:59,923 --> 00:14:03,594
‫این... یه جلسه خصوصیه، ویک. ممنون

239
00:14:03,677 --> 00:14:05,929
‫تعطیل کنید. همه‌چیز رو تعطیل کنید

240
00:14:06,597 --> 00:14:07,598
‫داره شروع می‌شه

241
00:14:07,681 --> 00:14:09,099
‫معلومه که داره شروع می‌شه

242
00:14:09,183 --> 00:14:12,686
‫نه. نه. شروع نمی‌شه
‫چون اصلاً چیزی نیست

243
00:14:12,769 --> 00:14:14,396
‫صبرکن، بلایی سر شپ اومده؟

244
00:14:14,479 --> 00:14:15,689
‫مه گرفتش

245
00:14:15,772 --> 00:14:17,316
‫نه نه! مه نگرفتش

246
00:14:17,858 --> 00:14:20,235
‫چون همه می‌دونیم شپ یه جایی خوابه که مستیش بپره

247
00:14:20,319 --> 00:14:22,696
‫مشکل اینه که شپ ۳ هفته پیش الکل رو ترک کرد

248
00:14:22,779 --> 00:14:25,282
‫خب، چندتا توضیح دیگه به ذهنم می‌رسه

249
00:14:25,365 --> 00:14:27,326
‫قبل از اینکه بخوام فوری بگم «مه گرفتش»

250
00:14:27,409 --> 00:14:31,622
‫بندر رو ببند. کسب‌وکارها رو تعطیل کن. آژیر رو به صدا در بیار

251
00:14:32,748 --> 00:14:36,418
‫منظورت آژیر دهه ۴۰ـه؟
‫عقلت رو از دست دادی، ویک

252
00:14:36,502 --> 00:14:40,130
‫حاضر نیستی تاریخ ما رو بپذیری، حقیقت رو،

253
00:14:40,214 --> 00:14:43,342
‫منـم سال‌ها باهاش کنار اومدم، ولی حالا
‫قراره مردم رو به کشتن بده

254
00:14:43,425 --> 00:14:45,594
‫راستش من حقیقت رو پذیرفتم،

255
00:14:45,677 --> 00:14:48,931
‫ولی می‌دونی حقیقت چه شکلیه؟ اینجوری

256
00:14:49,431 --> 00:14:52,976
‫شبکه برق قدیمی.
‫جاده‌هایی که باید تعمیر بشن

257
00:14:53,060 --> 00:14:55,771
‫نداشتنِ وایفای توی قرن ۲۱اُم کوفتی

258
00:14:55,854 --> 00:14:57,356
‫و اینکه پول نداریم درست‌شون کنیم

259
00:14:57,439 --> 00:15:01,151
‫تنها چیزی که مردمِ اینجا رو به کشتن میده
‫نداشتنِ زیرساخته

260
00:15:01,235 --> 00:15:05,739
‫خب، چون جزیره خواب بوده،
‫ولی داره بیدار می‌شه

261
00:15:05,822 --> 00:15:07,574
‫اون موقع‌ست که اتفاقات بد می‌افته

262
00:15:07,658 --> 00:15:11,036
‫فکر کردی مِهِ اون بیرون طبیعیه؟
‫نه، طبیعی نیست

263
00:15:11,578 --> 00:15:14,289
‫شپ رو گرفته و امشب بقیه‌مون رو می‌گیره

264
00:15:15,165 --> 00:15:16,667
‫یه تسخیره!

265
00:15:22,714 --> 00:15:24,842
‫من... نمی‌دونستم تسخیر در کاره

266
00:15:25,801 --> 00:15:29,763
‫ببخشید. می‌شه... برام یادآوری کنی؟

267
00:15:29,847 --> 00:15:33,559
‫تسخیر از ترسوندن بدتره،
‫ولی به بدیِ وحشت‌زده‌کردن نیست؟

268
00:15:33,642 --> 00:15:35,227
‫با خوف کردن برابره، درسته؟

269
00:15:35,310 --> 00:15:37,062
‫هرچقدر خواستی مسخره‌ام کن

270
00:15:37,145 --> 00:15:39,815
‫جزیره نفرین شده، تام

271
00:15:46,363 --> 00:15:47,823
‫می‌دونی نظر من چیه؟

272
00:15:48,490 --> 00:15:51,577
‫به نظرم یه سری‌ها دلـشون می‌خواد فلک‌زده باشن

273
00:15:51,660 --> 00:15:52,661
‫اوه

274
00:15:52,744 --> 00:15:55,163
‫که همه‌چیز رو می‌اندازن گردن جزیره نفرین شده

275
00:15:56,248 --> 00:15:57,457
‫من حاضر نیستم

276
00:15:58,000 --> 00:16:00,335
‫حاضر نیستم بذارم این شهر رو با خودتون نابود کنید

277
00:16:07,843 --> 00:16:08,927
‫دفتر شهردار

278
00:16:09,803 --> 00:16:11,096
‫آژیر رو به صدا در بیار، تام

279
00:16:11,180 --> 00:16:13,348
‫- پاتریشا هستم
‫- اگه تو نکنی، من می‌کنم

280
00:16:15,225 --> 00:16:16,685
‫دفتر کلانتریه

281
00:16:20,230 --> 00:16:21,231
‫تام هستم

282
00:16:24,276 --> 00:16:26,361
‫چه خبر خوبی!

283
00:16:26,445 --> 00:16:27,571
‫الان شپ رو پیدا کردن

284
00:16:28,989 --> 00:16:33,076
‫باشه. آره. صبرکن

285
00:16:33,994 --> 00:16:35,537
‫توی دفترم صحبت می‌کنم

286
00:16:46,924 --> 00:16:47,925
‫چی می‌دونی؟

287
00:16:48,008 --> 00:16:51,220
‫می‌دونم الان به یه مشت آدم دروغ نگفتی
‫که طرف رو پیدا کردم

288
00:16:51,303 --> 00:16:53,931
‫ببین، می‌دونی که چطوری می‌شن.
‫شلوغش می‌کنن

289
00:16:54,014 --> 00:16:56,350
‫- ببین، برامون وقت خریدم
‫- آره خب، امیدوارم زیاد خریده باشی

290
00:16:56,433 --> 00:16:58,602
‫- چون نمی‌تونم پیداش کنم...
‫- پیداش می‌شه

291
00:16:58,685 --> 00:17:01,730
‫می‌دونی رفیق، من دیگه به اینجام رسیده

292
00:17:01,813 --> 00:17:03,941
‫همینجوریش باید با چندتا نوجوون

293
00:17:04,023 --> 00:17:06,443
‫که شب‌ها داستان درست می‌کنن سروکله بزنم

294
00:17:07,277 --> 00:17:09,570
‫اگه بخوای هم می‌تونم بیشتر جزئیات بدم

295
00:17:12,281 --> 00:17:15,577
‫هی، من یه سر میرم بیرون

296
00:17:16,203 --> 00:17:17,538
‫پیداش نکردن، نه؟

297
00:17:21,458 --> 00:17:23,752
‫معنیش این نیست که یه مه کوفتی گرفتش

298
00:17:24,545 --> 00:17:25,671
‫لازمه نگران باشیم؟

299
00:17:27,756 --> 00:17:29,007
‫بیخیال

300
00:17:29,091 --> 00:17:31,009
‫تو دیگه نه. شبیه یکی از اونـا حرف می‌زنی

301
00:17:32,386 --> 00:17:33,387
‫تام،

302
00:17:34,721 --> 00:17:36,640
‫لولوخورخوره رو یادته؟

303
00:17:37,349 --> 00:17:38,600
‫احتمالاً قبلاً بهت گفته باشم

304
00:17:38,684 --> 00:17:44,147
‫که دبیرستانی که بودم،
‫شبی که اومد تنها توی خونه بودم

305
00:17:48,902 --> 00:17:50,445
‫فکر کنم ماجراش رو برام گفتی

306
00:17:50,529 --> 00:17:53,031
‫باشه

307
00:17:54,575 --> 00:17:56,743
‫خدانکنه یه بار دیگه بشنویش

308
00:17:56,827 --> 00:17:59,288
‫فقط ترسناک‌ترین اتفاقیه که تا حالا برام افتاده

309
00:17:59,371 --> 00:18:00,956
‫خب، پرسیدی قبلاً شنیدمش یا نه

310
00:18:01,039 --> 00:18:02,749
‫هنوز میز رو می‌ذارم جلوی درِ اتاقم و می‌خوابم

311
00:18:02,833 --> 00:18:06,336
‫ولی اون دخترهای نوجوون رو می‌کشت.
‫تو ۴۰ و خرده‌ای سالته، چیزیت نمی‌شه

312
00:18:10,257 --> 00:18:11,592
‫چیه؟

313
00:18:11,675 --> 00:18:13,177
‫چرا بیشتر ناراحت شدی؟

314
00:18:13,260 --> 00:18:14,428
‫عجب گیری کردیم

315
00:18:21,602 --> 00:18:23,520
‫با نگاهی به اخبار شبانگاهی،

316
00:18:23,604 --> 00:18:25,355
‫مراقب مِهِ امروز هستیم

317
00:18:25,439 --> 00:18:28,317
‫...از جنوب شرقی اومده
‫و الان روی جزیره‌ست،

318
00:18:28,400 --> 00:18:29,902
‫ولی ممکنه شرایط تغییر کنه...

319
00:18:30,485 --> 00:18:31,570
‫اوان!

320
00:18:34,740 --> 00:18:36,992
‫از دریفت‌وود برات ساندویچ تن ماهی پنیری گرفتم!

321
00:18:43,000 --> 00:18:50,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

322
00:18:57,763 --> 00:19:01,517
‫می‌دونی این چیه؟ می‌خواستم...
‫بفهمم چیه

323
00:19:02,726 --> 00:19:04,019
‫- برو داخل
‫- باشه

324
00:19:11,026 --> 00:19:12,861
‫نه نه نه. باید صحبت کنیم

325
00:19:15,030 --> 00:19:17,908
‫باید برم خونه پیت درس بخونم.
‫پس... من...

326
00:19:19,117 --> 00:19:20,118
‫بگیر بشین

327
00:19:26,708 --> 00:19:28,210
‫خدای من

328
00:19:32,756 --> 00:19:34,800
‫نمی‌دونم... چی بگم

329
00:19:34,883 --> 00:19:36,635
‫یعنی، فقط نمی‌دونم چطوری باهات ارتباط برقرار کنم

330
00:19:36,718 --> 00:19:39,638
‫تو... نباید هم هر شب یواشکی جیم بزنی

331
00:19:39,721 --> 00:19:41,306
‫لازمه پنجره‌ها رو جوش بدم؟

332
00:19:42,099 --> 00:19:43,100
‫نه

333
00:19:50,774 --> 00:19:53,652
‫می‌دونی روحیه‌ی ماجراجوت رو از کجا به ارث بردی؟

334
00:19:54,903 --> 00:19:55,946
‫- مامان
‫- مادرت، آره

335
00:19:56,029 --> 00:19:57,030
‫آره

336
00:19:57,114 --> 00:19:58,907
‫ای خدا، قدیمـا خیلی می‌خندوندم

337
00:20:01,076 --> 00:20:04,371
‫یه سری میگن شریک‌شون رو به محض دیدن پیدا کردن

338
00:20:04,454 --> 00:20:08,166
‫من اول خنده‌اش رو شنیدم و فهمیدم

339
00:20:09,960 --> 00:20:12,629
‫خدا رو شکر که خوش‌قیافه بود

340
00:20:15,465 --> 00:20:19,761
‫آره، اون... هیچ علاقه‌ای به دوستی با من نداشت

341
00:20:19,845 --> 00:20:21,430
‫باید... خیلی پافشاری می‌کردم

342
00:20:21,513 --> 00:20:25,184
‫ولی چهار ماه بعد، ازدواج کردیم

343
00:20:25,267 --> 00:20:30,856
‫و آره، راز نیست که دیگه تو رو حامله بود

344
00:20:35,861 --> 00:20:37,905
‫حرفم... اینه که اوان...

345
00:20:39,990 --> 00:20:42,034
‫تو بهترین غافلگیری زندگیم بودی

346
00:20:42,784 --> 00:20:44,536
‫و فقط می‌خوام ازت محافظت کنم

347
00:20:50,209 --> 00:20:53,212
‫می‌دونی روش بیرون کشیدن قبل از اومدن جواب نمیده، درسته؟

348
00:20:53,295 --> 00:20:54,713
‫- خدای من
‫- باشه، ببخشید

349
00:20:54,796 --> 00:20:57,007
‫نه نه، وایسا، وایسا

350
00:20:57,966 --> 00:21:00,344
‫چرا نمی‌شه فقط تو ساعات عادی بری؟

351
00:21:00,427 --> 00:21:03,430
‫چون تو ساعات عادی هیچ کاری واسه انجام دادن نیست

352
00:21:03,514 --> 00:21:05,182
‫این جزیره مثل یه زندانه

353
00:21:07,100 --> 00:21:09,144
‫اوضاع تغییر می‌کنه. قول میدم

354
00:21:10,020 --> 00:21:11,730
‫تغییر می‌کنه. قول میدم

355
00:21:11,813 --> 00:21:12,814
‫باشه

356
00:21:23,659 --> 00:21:25,202
‫حرومزاده

357
00:21:46,431 --> 00:21:47,766
‫نه نه. باید انجامش بدی

358
00:21:47,850 --> 00:21:49,977
‫- حق نداری!
‫- کاملاً حق دارم

359
00:21:50,060 --> 00:21:51,603
‫خاموشش کن، همین الان خاموشش کن

360
00:21:51,687 --> 00:21:54,314
‫- بذار پخش بشه، لانی
‫- خدا لعنتت کنه، ویک!

361
00:21:54,398 --> 00:21:55,941
‫لطفاً فقط دو ساعت بهم وقت بده!

362
00:21:56,024 --> 00:21:57,818
‫اونجور وقتی نداریم!

363
00:21:57,901 --> 00:22:00,195
‫درباره شپ دروغ گفتی و حالا هم مه داره میاد!

364
00:22:00,279 --> 00:22:01,989
‫باشه، بیا صحبت کنیم. حله؟

365
00:22:02,072 --> 00:22:03,949
‫فقط خاموشش کن تا صحبت کنیم

366
00:22:04,032 --> 00:22:05,158
‫تا مسخره‌ام کنی

367
00:22:05,242 --> 00:22:07,995
‫ویک، پنج دقیقه بی‌وقفه به حرفت گوش میدم

368
00:22:08,078 --> 00:22:09,329
‫بهت قول میدم

369
00:22:10,205 --> 00:22:11,206
‫لطفاً

370
00:22:11,957 --> 00:22:13,417
‫خدا لعنتت کنه، ویک!

371
00:22:14,626 --> 00:22:16,044
‫خاموشش کن!

372
00:22:16,587 --> 00:22:17,921
‫پنج دقیقه

373
00:22:18,005 --> 00:22:20,507
‫نمی‌خوام غلط‌هام رو هم بگیری

374
00:22:20,591 --> 00:22:23,468
‫وقت ندارم بشینم باهات دهن به دهن کنم

375
00:22:25,554 --> 00:22:30,350
‫تمام اطلاعات رو ندارم،
‫چون این شهر رازهای خودش رو داره

376
00:22:30,434 --> 00:22:33,645
‫ولی اینجا یه چیزی مشکل داره

377
00:22:34,813 --> 00:22:37,858
‫همه‌چیز با زمین‌لرزه شروع شد،

378
00:22:37,941 --> 00:22:39,776
‫یعنی داره بیدار می‌شه

379
00:22:40,360 --> 00:22:42,863
‫اون موقع‌ست که وحشت شروع می‌شه

380
00:22:43,447 --> 00:22:44,740
‫اینجا

381
00:22:46,200 --> 00:22:51,872
‫۱۸۴۶، اسمش رو گذاشتن «مِهی که ارواح را دزدید»

382
00:22:51,955 --> 00:22:55,000
‫مرحله اول، چشم‌ها سفید می‌شن

383
00:22:55,083 --> 00:22:59,922
‫مرحله دو، از دست رفتنِ پنج حس
‫و هذیان‌گویی

384
00:23:00,005 --> 00:23:03,550
‫مرحله سه، مشکل نعوظ. مرحله چهار...

385
00:23:03,634 --> 00:23:05,719
‫بعد از مرحله دو کدوم خری می‌خواد سکس کنه آخه؟

386
00:23:05,802 --> 00:23:08,722
‫یا. یا...

387
00:23:09,932 --> 00:23:15,103
‫شاید ملوانانِ به‌فنارفته‌ی ازگوربرخواسته بهمون سر بزنن

388
00:23:15,938 --> 00:23:17,564
‫ازگوربرخواسته چیه دیگه؟

389
00:23:17,648 --> 00:23:18,649
‫مثل زامبی می‌مونه

390
00:23:18,732 --> 00:23:19,983
‫- وای نه
‫- آره

391
00:23:21,109 --> 00:23:26,990
‫۱۸۷۳، کشتی اِس‌اِس مری و خدمه‌اش
‫۶۲ سال مفقود بودن

392
00:23:27,074 --> 00:23:30,452
‫شهردارِ اون زمان
‫فانوس دریایی رو بست

393
00:23:30,536 --> 00:23:34,581
‫تا کشتی گیج بشه و به صخره‌ها بخوره

394
00:23:34,665 --> 00:23:38,210
‫انگار چشمش دنبال عروس جوان ناخدا بود

395
00:23:38,794 --> 00:23:39,837
‫چقدر جوون بوده؟

396
00:23:39,920 --> 00:23:43,507
‫- فکر کنم ۱۶ سالش بوده
‫- مرده چند سال؟

397
00:23:44,633 --> 00:23:45,801
‫۵۳

398
00:23:46,927 --> 00:23:48,387
‫چیه؟ دختره عاشقش بوده

399
00:23:48,470 --> 00:23:49,888
‫از کجا می‌دونی آخه؟

400
00:23:49,972 --> 00:23:54,017
‫یه پیرمرد لایق عشق نیست؟

401
00:23:54,685 --> 00:23:56,478
‫زنان پیرتر تو این سناریو مُردن؟

402
00:23:56,979 --> 00:23:58,146
‫متوجه نمی‌شم

403
00:23:58,230 --> 00:24:02,609
‫به نظرم... اینکه یه مرد پیر
‫عاشق یه زن جوان بشه...

404
00:24:02,693 --> 00:24:04,695
‫گاهی خوبه. اگه یه بار پیش بیاد

405
00:24:04,778 --> 00:24:08,156
‫وقتی بعد از کات
‫بخواد مخ دوستـای جوون‌ترش رو بزنه،

406
00:24:08,240 --> 00:24:09,283
‫اونجا دیگه خیلی از حد و مرز گذشته

407
00:24:09,366 --> 00:24:10,409
‫- موافقم
‫- شما...

408
00:24:10,492 --> 00:24:12,828
‫دوتاتون دیوانه شدین؟

409
00:24:13,537 --> 00:24:15,122
‫شوخیت گرفته؟

410
00:24:15,205 --> 00:24:16,582
‫حتی نمی‌دونم راجع به چی صحبت می‌کنید

411
00:24:16,665 --> 00:24:17,958
‫- داره چه اتفاقی می‌افته؟
‫- اوهوم

412
00:24:18,041 --> 00:24:19,084
‫- آره. باشه
‫- ویک!

413
00:24:19,168 --> 00:24:22,671
‫نیویورک تایمز رو قانع کردم خبرنگار بفرستن

414
00:24:22,754 --> 00:24:25,883
‫می‌دونی... یه مقاله خوب برامون چقدر مفیده؟

415
00:24:25,966 --> 00:24:27,384
‫اینجا داره می‌میره

416
00:24:27,926 --> 00:24:29,803
‫ویک، می‌تونیم بشیم بار هاربرِ بعدی

417
00:24:29,887 --> 00:24:32,055
‫چه شیک

418
00:24:35,350 --> 00:24:37,019
‫چرا نمی‌ذاری این شهر رو مدیریت کنم؟

419
00:24:37,102 --> 00:24:38,854
‫به خدا این جریان شخصیه

420
00:24:38,937 --> 00:24:40,314
‫شخصی هست

421
00:24:40,397 --> 00:24:41,982
‫فکر نمی‌کنم بتونی مدیریت کنی

422
00:24:43,192 --> 00:24:45,235
‫اگه اشتباه کنی و شانس این شهر رو نابود کنی

423
00:24:45,319 --> 00:24:46,862
‫می‌تونی خودتـو ببخشی؟

424
00:24:46,945 --> 00:24:49,323
‫تو می‌تونی خودتـو ببخشی اگه حق با من باشه؟

425
00:24:51,533 --> 00:24:55,162
‫تحمل نداری یکی دیگه رئیس باشه، نه؟

426
00:24:55,871 --> 00:24:56,872
‫نه

427
00:24:57,497 --> 00:24:58,790
‫فقط آدمـا رو می‌شناسم

428
00:24:58,874 --> 00:25:01,919
‫ویک، من کاری نکردم
‫که لایق این عدم اعتمادت باشم

429
00:25:05,589 --> 00:25:09,510
‫یادته تو و رفقات توی ملاقات‌های تابستونی

430
00:25:09,593 --> 00:25:15,098
‫نوبتی زنگ در خونه‌ام رو می‌زدین و در می‌رفتین؟

431
00:25:17,476 --> 00:25:19,603
‫ماجرا اینه؟

432
00:25:21,438 --> 00:25:23,190
‫محض رضای سگ

433
00:25:23,273 --> 00:25:24,525
‫ویک، من... ببین، باشه

434
00:25:24,608 --> 00:25:29,071
‫شرمنده وقتی ۱۱ سالم بود زنگ در خونه‌ات رو زدم
‫و فلنگ رو بستم

435
00:25:29,154 --> 00:25:31,490
‫لطفاً به خاطرش شهر کوفتی رو نابود نکن

436
00:25:31,573 --> 00:25:34,660
‫ولی هیچوقت واقعاً انجامش ندادی. درسته؟

437
00:25:36,370 --> 00:25:37,412
‫- چی؟
‫- نه، ببین

438
00:25:37,955 --> 00:25:39,122
‫داشتم نگاه می‌کردم

439
00:25:39,206 --> 00:25:45,254
‫می‌دیدم یواشکی میای دم در خونه‌ام
‫و تظاهر می‌کنی زنگ در رو زدی

440
00:25:45,337 --> 00:25:50,843
‫بعدش برمی‌گشتی که پیش بچه‌های محل تعریفش رو بکنی
‫و بخندی و تمام شکوهش رو مال خودت کنی

441
00:25:51,468 --> 00:25:54,012
‫اونجوری می‌دونم رهبر نیستی،

442
00:25:54,096 --> 00:25:57,808
‫چون همیشه یه بزدل کوفتی بودی

443
00:26:16,451 --> 00:26:18,287
‫شپ کلارکـه

444
00:26:18,370 --> 00:26:19,580
‫نفس می‌کشه

445
00:26:19,663 --> 00:26:21,498
‫- دکتر خبر کنید
‫- شپـه

446
00:26:21,582 --> 00:26:23,333
‫شرایطش پایداره

447
00:26:23,417 --> 00:26:24,877
‫ولی... بحرانی نیست...

448
00:26:25,794 --> 00:26:29,756
‫ولی بهش مسکن دادیم
‫چون بدجوری زمین خورده

449
00:26:29,840 --> 00:26:34,845
‫بیهوش هم نگهش می‌داریم
‫که ورمِ سرش بخوابه

450
00:26:35,387 --> 00:26:36,388
‫حالا چقدر بده؟

451
00:26:37,222 --> 00:26:39,433
‫صبح بیشتر دستگیرمون می‌شه

452
00:26:40,392 --> 00:26:43,270
‫ولی نگران نیستم

453
00:26:43,353 --> 00:26:46,315
‫اینقدری پروپوفول بهش دادم
‫که یه اسب رو بیهوش کنه

454
00:26:47,649 --> 00:26:50,027
‫البته، احتمالاً نباید به شماها بگم

455
00:26:50,110 --> 00:26:52,571
‫ولی مرز آدم باید کجا باشه؟

456
00:26:55,574 --> 00:26:58,911
‫قاعدتاً، کسی نظر منـو نپرسید

457
00:26:58,994 --> 00:27:01,288
‫ولی... مگه اتفاق جدیدیه؟

458
00:27:03,415 --> 00:27:05,167
‫بگذریم

459
00:27:05,250 --> 00:27:07,252
‫فهمیدم سن بیولوژیکم ۲۸ـه

460
00:27:11,590 --> 00:27:13,759
‫شنیدم اگه باهاشون صحبت کنی، مفیده

461
00:27:15,093 --> 00:27:17,012
‫فکر کنم اون برای کما باشه

462
00:27:19,848 --> 00:27:21,725
‫شرمنده وقتش رو هدر دادم، تام

463
00:27:21,808 --> 00:27:23,060
‫بابا ول کن

464
00:27:23,143 --> 00:27:28,148
‫فقط برمی‌گردم دفتر
‫و در رو می‌بندم که مزاحم کسی نباشم

465
00:27:44,039 --> 00:27:48,168
‫امروز خیلی حاشیه درست کردی، شپ

466
00:28:12,379 --> 00:28:14,379
‫« سن ۳۷ »

467
00:28:15,404 --> 00:28:16,613
‫این که منطقی نیست

468
00:28:20,000 --> 00:28:22,000
‫« الکل خون ۰ درصد »

469
00:28:36,842 --> 00:28:38,552
‫من...

470
00:28:43,932 --> 00:28:44,933
‫شپ؟

471
00:28:46,310 --> 00:28:48,520
‫- شپ؟
‫- من...

472
00:28:48,604 --> 00:28:50,522
‫هی شپ

473
00:28:51,982 --> 00:28:54,693
‫چی داری میگی؟

474
00:28:58,363 --> 00:29:01,366
‫چی؟ چی گفتی؟

475
00:29:03,869 --> 00:29:04,870
‫چی گفتی؟

476
00:29:12,419 --> 00:29:14,421
‫شپ؟

477
00:29:14,505 --> 00:29:16,256
‫شپ

478
00:29:20,093 --> 00:29:21,094
‫شپ

479
00:29:21,678 --> 00:29:23,096
‫شپ

480
00:29:51,792 --> 00:29:53,126
‫کمک کن برش گردونم

481
00:29:56,255 --> 00:29:59,132
‫نبض نداره. ترالی احیا رو بیار لطفاً

482
00:30:31,081 --> 00:30:32,082
‫لافتیس

483
00:30:32,749 --> 00:30:33,834
‫کالبدشکافی رو انجام دادین؟

484
00:30:33,917 --> 00:30:37,337
‫نه. اون تا فردا انجام نمی‌شه

485
00:30:39,506 --> 00:30:40,549
‫خب، فقط وقتی...

486
00:30:40,632 --> 00:30:44,636
‫که دیدمش، یه چیزی... انگار درست نبود

487
00:30:46,138 --> 00:30:47,806
‫خب، مُردش، تام

488
00:30:47,890 --> 00:30:49,266
‫متوجهم

489
00:30:49,349 --> 00:30:54,021
‫قبل از مرگش، متوجه چیز غیرعادی‌ای نشدی؟

490
00:30:54,855 --> 00:30:57,065
‫سوالت ازم چیه، تام؟

491
00:30:57,649 --> 00:30:58,984
‫نمی‌دونم

492
00:30:59,067 --> 00:31:00,360
‫من...

493
00:31:01,361 --> 00:31:02,362
‫تام، شامت

494
00:31:02,446 --> 00:31:03,739
‫ای خدا، پاتریشا

495
00:31:03,822 --> 00:31:04,865
‫خیلی متاسفم. باید برم

496
00:31:05,490 --> 00:31:07,117
‫- تام، شامت
‫- می‌دونم

497
00:31:07,659 --> 00:31:09,369
‫اگه الان بری یه ربع دیر می‌رسی

498
00:31:09,453 --> 00:31:10,537
‫دارم میرم

499
00:31:19,963 --> 00:31:22,424
‫- تام
‫- دارم... دارم... میرم

500
00:31:22,508 --> 00:31:23,509
‫رفتم

501
00:31:32,142 --> 00:31:35,270
‫- تام، می‌شه اون کار رو بعداً...
‫- می‌شه فقط... ممکنه...

502
00:31:44,655 --> 00:31:45,656
‫تام؟

503
00:31:45,739 --> 00:31:47,574
‫امروز وقت زیادی هدر دادیم

504
00:31:47,658 --> 00:31:50,118
‫نمی‌تونی... بذاری این مردم ذهنت رو درگیر کنن، پاتریشا

505
00:31:50,202 --> 00:31:51,370
‫نمی‌شه بذاری ترس...

506
00:31:52,746 --> 00:31:53,747
‫برنده بشه

507
00:31:55,499 --> 00:31:56,500
‫می‌دونم، تام

508
00:32:00,546 --> 00:32:02,464
‫ای بشاش به این وضع

509
00:32:32,286 --> 00:32:33,620
‫- تام
‫- بله؟

510
00:32:33,704 --> 00:32:34,746
‫خوبی؟

511
00:32:36,373 --> 00:32:39,793
‫ببخشید. یکم... حواسم پرت شده

512
00:32:39,877 --> 00:32:43,297
‫بله، من... خوبم.
‫داشتی می‌گفتی...

513
00:32:43,380 --> 00:32:45,883
‫لعنتی! کتی، اون که آب نیست

514
00:32:47,634 --> 00:32:49,928
‫خیلی متاسفم

515
00:32:50,012 --> 00:32:51,638
‫داشتی... چی می‌گفتی؟

516
00:32:51,722 --> 00:32:54,141
‫راستش می‌گفتم که خیلی از جزیره خوشم اومده

517
00:32:57,019 --> 00:32:58,312
‫- شوخی می‌کنی
‫- نه

518
00:32:58,395 --> 00:33:02,232
‫واقعاً نمی‌فهمم چرا اینجا مثل مارتاز وین‌یارد نیست

519
00:33:06,195 --> 00:33:08,363
‫مارتاز وین‌یارد. آم...

520
00:33:09,156 --> 00:33:10,824
‫آره

521
00:33:10,908 --> 00:33:12,159
‫وای. می‌دونی،

522
00:33:12,242 --> 00:33:15,120
‫من نظرم این بود که شاید در حد بار هاربر باشه، ولی...

523
00:33:16,079 --> 00:33:18,832
‫وای آرتور، نمی‌دونی...

524
00:33:18,916 --> 00:33:20,918
‫چند وقت منتظر بودم که اینـو بشنوم

525
00:33:22,127 --> 00:33:25,005
‫میز ۳ می‌خواد بدونه سفارشش کجاست

526
00:33:25,088 --> 00:33:27,716
‫- اونجاست
‫- باشه. خب، صبرکن

527
00:33:31,303 --> 00:33:32,804
‫اون مه رو ببین

528
00:33:34,515 --> 00:33:36,725
‫ولی می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم

529
00:33:36,808 --> 00:33:37,809
‫در خدمتم

530
00:33:37,893 --> 00:33:40,103
‫می‌دونستی افرادی روی این جزیره فکر می‌کنن

531
00:33:40,187 --> 00:33:43,398
‫اگه اینجا به دنیا بیای، نمی‌تونی بری؟

532
00:33:45,943 --> 00:33:47,569
‫حرفـای خاله‌زنکیه

533
00:33:47,653 --> 00:33:49,363
‫داشتم با یه نفر توی رستوران دریفت‌وود صحبت می‌کردم،

534
00:33:49,446 --> 00:33:53,617
‫که گفت تا حالا پاش رو توی خشکی نذاشته.
‫۶۰ سالش بود

535
00:33:53,700 --> 00:33:57,329
‫خب، یه دلیلی داره که دریفت‌وود
‫توی لیستت نبود

536
00:33:57,412 --> 00:33:59,790
‫ادعا می‌کنه پسرعموش رفته خشکی

537
00:33:59,873 --> 00:34:01,959
‫و یه ماه بعد از سکته قلبی مُرده

538
00:34:02,042 --> 00:34:06,797
‫تازه گفت یه زنه... اسمش...
‫مارشا دوگن

539
00:34:07,756 --> 00:34:11,426
‫هشت سال پیش از سکته مُرده،
‫یه روز بعد از اینکه رفته خشکی

540
00:34:12,219 --> 00:34:14,179
‫- من...
‫- چک کردم. واقعیه، تام

541
00:34:15,764 --> 00:34:17,516
‫من همیشه به خشکی میرم

542
00:34:19,059 --> 00:34:20,476
‫آره، ولی اینجا به دنیا اومدی؟

543
00:34:22,603 --> 00:34:23,647
‫نه

544
00:34:24,481 --> 00:34:27,609
‫- پسرت چی؟
‫- زاده و بزرگ‌شده‌ی اینجاست

545
00:34:30,946 --> 00:34:34,449
‫البته، آره، به خشکی رفته

546
00:34:35,324 --> 00:34:36,784
‫آره

547
00:34:36,869 --> 00:34:39,454
‫قاعدتاً که واقعیت نداره

548
00:34:39,538 --> 00:34:41,331
‫قاعدتاً

549
00:34:41,415 --> 00:34:45,502
‫ولی برام جالبه که خرافات اینجا چقدر قویه

550
00:34:46,003 --> 00:34:48,005
‫باورنکردنیه

551
00:34:48,088 --> 00:34:52,259
‫بگذریم، به نظرم فصل گردشگری تابستونی‌تون
‫می‌تونه شلوغ بشه. جدی میگم

552
00:34:52,342 --> 00:34:55,762
‫و به نظرم هسته‌ی مقاله‌ام داره شکل می‌گیره،

553
00:34:55,846 --> 00:34:58,223
‫ولی حس و حال مردم رو گرفته، می‌دونی؟

554
00:34:58,307 --> 00:35:00,475
‫یا اون یکی ماجرا، شاید

555
00:35:00,559 --> 00:35:03,145
‫نبود امکانات مدرن باعث شده...

556
00:35:08,901 --> 00:35:10,110
‫و چیزی می‌نویسم

557
00:35:10,194 --> 00:35:12,613
‫- که به نظرم با...
‫- باید یه تماس فوری بگیرم

558
00:35:15,616 --> 00:35:17,034
‫اوان، بهتره خونه باشی

559
00:35:19,286 --> 00:35:21,914
‫یالا. یالا. یالا

560
00:35:30,881 --> 00:35:33,008
‫باشه. هی

561
00:35:33,091 --> 00:35:34,551
‫هی دوستان

562
00:35:34,635 --> 00:35:37,054
‫می‌دونید چیه؟ ما همینجا می‌مونیم

563
00:35:37,137 --> 00:35:41,433
‫امن نیست که تو این شرایط رانندگی کرد،
‫خصوصاً بعد از خوردن الکل

564
00:35:41,517 --> 00:35:44,770
‫- پس فقط سر جاتون بمونید
‫- من فیوز رو چک می‌کنم

565
00:35:44,853 --> 00:35:48,941
‫می‌دونی... یه لحظه صبرکن، وین

566
00:35:49,024 --> 00:35:51,818
‫ه وین. هی.
‫یه لحظه وایسا، خب؟

567
00:35:51,902 --> 00:35:54,613
‫فکر نکنم بیرون رفتن...

568
00:35:54,696 --> 00:35:57,366
‫هی، ممکنه... هی بچه‌ها.
‫می‌دونید چیه؟ چطوره که...

569
00:35:57,449 --> 00:36:00,327
‫فقط یه لحظه صبرکنید،
‫چون هنوز مه خیلی غلیظه

570
00:36:00,410 --> 00:36:02,579
‫اگه می‌خواستم توی تاریکی بشینم،
‫توی خونه می‌موندم

571
00:36:02,663 --> 00:36:05,249
‫آره می‌دونم. آخه...
‫ببین، بیاید کنار هم بشینیم،

572
00:36:05,332 --> 00:36:06,834
‫چون نباید مردم تو این وضع رانندگی کنن

573
00:36:06,917 --> 00:36:08,919
‫بلدم چطوری توی مه رانندگی کنم، لافتیس

574
00:36:09,002 --> 00:36:10,420
‫- می‌دونم. می‌دونم
‫- هی، چی شده؟

575
00:36:10,504 --> 00:36:12,965
‫- مشکلی هست، تام؟
‫- نه نه، البته که نه. آم...

576
00:36:13,048 --> 00:36:14,925
‫- باید برم خونه
‫- هی، فقط صبرکن. وایسا دیگه...

577
00:36:15,008 --> 00:36:16,969
‫- هی، هی، هی!
‫- هی، چه غلطی می‌کنی؟

578
00:36:17,052 --> 00:36:18,762
‫- وایسا!
‫- هی!

579
00:36:18,846 --> 00:36:21,014
‫نه، وایسید، وایسید!

580
00:36:21,098 --> 00:36:22,808
‫یه چیزی توی مه هست!

581
00:36:30,732 --> 00:36:32,150
‫مه داره میره، تام

582
00:36:33,861 --> 00:36:35,654
‫چی؟

583
00:36:37,823 --> 00:36:38,824
‫بریم

584
00:36:43,328 --> 00:36:44,955
‫فهمیدم قضیه چیه

585
00:36:46,039 --> 00:36:49,126
‫نمی‌خوای مثل نانتاکت باشی، می‌خوای مثل سیلم باشی

586
00:36:55,591 --> 00:36:57,676
‫شهر قشنگیه.
‫نیازی نیست ادا در بیاری

587
00:37:24,036 --> 00:37:25,787
‫خودت در رو قفل کن

588
00:37:26,496 --> 00:37:28,165
‫حداقل کاریه که ازت برمیاد

589
00:38:18,382 --> 00:38:20,509
‫خدای من، کتی!

590
00:38:21,552 --> 00:38:22,594
‫صورت‌حسابت

591
00:38:22,678 --> 00:38:24,721
‫چی... من که هیچکدوم از اینـا رو سفارش ندادم

592
00:38:24,805 --> 00:38:26,431
‫مشکلت رو به وین بگو

593
00:38:29,309 --> 00:38:31,854
‫حرومی...

594
00:38:41,363 --> 00:38:42,990
‫یه چیزی توی مِه هست

595
00:38:43,014 --> 00:38:50,014
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

596
00:38:50,163 --> 00:38:51,582
‫خدا لعنتش کنه

597
00:38:53,292 --> 00:38:54,585
‫مسخره‌ست
