WEBVTT

00:01.000 --> 00:10.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.427 --> 00:12.887
‫♪ دو تا دو تا، درد و بلا ♪

00:13.388 --> 00:16.307
‫♪ آتیش بسوزه، دیگ بشه پر صدا ♪

00:17.225 --> 00:19.935
‫♪ خونِ بابون رو بریز ♪

00:19.936 --> 00:22.272
‫♪ انگشتام گز گز می‌کنه، یه حسی دارم ♪

00:23.231 --> 00:25.734
‫♪ یه شَرّی داره میاد، انگار خبر دارم ♪

00:34.868 --> 00:36.202
‫جسد نازمون در چه حالـه؟

00:36.786 --> 00:38.954
‫دکتر توصیه کرد براش داستان بخونم

00:38.955 --> 00:40.330
‫انتخابم «مکبث» بود

00:40.331 --> 00:42.750
‫هیچی مثل مرگ و ناامیدی و
‫تیکه‌تیکه شدن،

00:42.751 --> 00:45.003
‫نمی‌تونه از کما درش بیاره

00:45.670 --> 00:47.046
‫بیخیال، تیش

00:47.047 --> 00:50.258
‫فردا هم دانمارک همون‌قدر فاسده که امروز هست
‫[داستان نمایش‌نامه هملت]

00:52.010 --> 00:53.678
‫نمایش‌نامه‌اش رو اشتباه گفتی، عشقم

00:57.348 --> 00:58.266
‫یالا

01:15.241 --> 01:17.493
‫از خواب ناز پاشو، خوابالو

01:17.494 --> 01:18.660
‫مدیر ویمز؟

01:18.661 --> 01:20.454
‫آماده‌ای با اسفنج حمومت کنم؟

01:20.455 --> 01:22.456
‫اینجا دیگه کدوم طبقه‌ی جهنمـه؟

01:26.000 --> 01:28.000
‫« اتاق بیمار »

01:29.000 --> 01:35.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:36.500 --> 01:39.500
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سـحـر

01:40.475 --> 01:42.393
‫خانم آدامز...

01:45.522 --> 01:46.940
‫اینجا جهنم نیست

01:47.690 --> 01:50.317
‫ولی گیج شدنت رو درک می‌کنم

01:50.318 --> 01:52.820
‫اگه من نمُردم، پس تو چرا اینجایی؟

01:52.821 --> 01:55.072
‫چون من راهنمای معنوی جدیدتم

01:55.073 --> 01:56.406
‫سورپرایز!

01:56.407 --> 01:59.660
‫غیرممکنـه. راهنمای معنوی
‫باید از خویشاوندان باشه

01:59.661 --> 02:01.954
‫انگار جد سیزدهم‌مون مشترکـه

02:01.955 --> 02:03.581
‫با دو نسل اختلاف

02:04.165 --> 02:06.042
‫باید گزینه‌ی دیگه‌ای هم باشه

02:06.626 --> 02:09.796
‫راهنمای معنوی قبلیت
‫روحش رو فدا کرد تا نجاتت بده

02:10.380 --> 02:13.674
‫هیچکس واسه این کار داوطلب نشد،
‫باور کن

02:13.675 --> 02:14.800
‫ولی جنابعالی شدی

02:14.801 --> 02:18.137
‫لذت شکنجه کردنت از اون دنیا
‫اون‌قدر شیرین بود که

02:18.138 --> 02:20.389
‫نمی‌شد از خیرش گذشت

02:20.390 --> 02:22.809
‫الحق که این مدت حسابی مشغول بودی

02:24.435 --> 02:25.687
‫یه مرور بکنیم...

02:26.396 --> 02:27.980
‫قدرت ذهنی‌ات رو از دست دادی

02:27.981 --> 02:29.356
‫به محض اینکه بهش تسلط پیدا کردم

02:29.357 --> 02:33.819
‫به تنها دوستت، ایند سینکلر، درباره‌ی
‫سرنوشت شومی که در انتظارشـه دروغ گفتی

02:33.820 --> 02:35.237
‫داشتم ازش محافظت می‌کردم

02:35.238 --> 02:37.364
‫و تیر خلاص

02:37.365 --> 02:40.492
‫آزاد کردن تایلر گالپین، یه هاید قاتل،

02:40.493 --> 02:44.121
‫از یه مرکز روان‌پزشکی فوق‌امنیتی

02:44.122 --> 02:46.915
‫تبریک میگم، خانم آدامز

02:46.916 --> 02:51.044
‫بازم غرورت بلای جونت شد

02:51.045 --> 02:53.547
‫فکرش رو نمی‌کردم مرگ بتونه
‫یه درجه به خودشیفتگیت اضافه کنه

02:53.548 --> 02:56.550
‫ولی غرور تو فقط باعث شده
‫غیرقابل‌تحمل‌تر بشی

02:56.551 --> 03:00.013
‫چطوره قدرتم رو برگردونی تا
‫هر کی بره پی کار خودش؟

03:02.098 --> 03:03.724
‫قدرتت

03:03.725 --> 03:06.476
‫به وجودت گره خورده

03:06.477 --> 03:08.020
‫ازش سوءاستفاده کردی

03:08.021 --> 03:09.563
‫عین مامانم حرف می‌زنی

03:09.564 --> 03:11.273
‫حرف که استخوان‌ رو نمی‌شکنه

03:11.274 --> 03:12.525
‫ولی

03:13.151 --> 03:14.651
‫من استخوانی ندارم

03:14.652 --> 03:16.321
‫دیگه حوصله‌ی نصیحت شنیدن ندارم

03:18.489 --> 03:19.364
‫پس بیدار شو!

04:12.000 --> 04:25.000
‫« ونزدی »
‫« فصل دوم، قسمت پنجم »

04:25.515 --> 04:29.143
‫عصر بخیر. من جودی استون‌هرست هستم،
‫مدیر موقت ویلوهیل

04:30.186 --> 04:34.147
‫دو هفته پیش، مرکز ما دچار
‫یه اختلال برق فاجعه‌بار شد

04:34.148 --> 04:37.443
‫در پی این حادثه، 46تا
‫از بیماران‌مون فرار کردن

04:38.027 --> 04:40.404
‫متأسفانه چند نفر جان باختن،

04:40.405 --> 04:43.907
‫از جمله مدیر عزیزمون، دکتر ریچل فیربرن

04:43.908 --> 04:46.785
‫اما با کمک حماسی اداره‌ی کلانتری،

04:46.786 --> 04:49.454
‫موفق شدیم 43 نفر از
‫فراری‌ها رو دستگیر کنیم

04:49.455 --> 04:52.624
‫اونا به مراکز دیگه منتقل میشن،

04:52.625 --> 04:54.460
‫چون ویلو هیل...

04:55.253 --> 04:57.296
‫تا اطلاع ثانوی تعطیلـه

04:57.297 --> 04:58.381
‫ممنون

04:59.340 --> 05:02.092
‫کلانتر سانتیاگو!

05:02.093 --> 05:04.886
‫اون سه نفری که هنوز دستگیر نشدن:

05:04.887 --> 05:06.638
‫فستر آدامز،

05:06.639 --> 05:08.682
‫بیماری به اسم «مرد مجهول‌الهویه» شناخته میشه

05:08.683 --> 05:10.517
‫و تایلر گالپین

05:10.518 --> 05:14.688
‫لازمـه تأکید کنم که این افراد
‫به‌شدت خطرناک هستن

05:14.689 --> 05:16.398
‫اگه هر کدوم‌شون رو دیدید،

05:16.399 --> 05:18.859
‫فوراً با دفتر کلانتری تماس بگیرید

05:18.860 --> 05:20.110
‫بله

05:20.111 --> 05:22.237
‫به نظرتون اونا همچنان در این منطقه هستن؟

05:22.238 --> 05:24.531
‫معتقدیم فستر آدامز خیلی‌وقتـه که رفته

05:24.532 --> 05:26.325
‫در مورد «مرد مجهول‌الهویه» بعیده

05:26.326 --> 05:30.370
‫می‌دونیم که تایلر چندین بار
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفته

05:31.539 --> 05:33.624
‫فعلاً به هیچ سؤالی جواب نمیدم

05:34.000 --> 05:36.000
‫« معاون ایب رایکن:
‫ونزدی به‌هوش اومده! »

05:37.045 --> 05:39.963
‫خانم استون‌هرست، ونزدی آدامز
‫الان به‌هوش اومده

05:39.964 --> 05:42.508
‫خیلی دلم می‌خواد بدونم
‫نقشش توی این قضایا چی بوده

05:43.176 --> 05:47.054
‫قبلاً که بهت گفتم، کلانتر، اون صرفاً
‫در زمان اشتباه، توی مکان اشتباهی بوده

05:47.055 --> 05:50.098
‫دزدکی وارد شده بود تا
‫بی‌اجازه به عموش سر بزنه

05:50.099 --> 05:52.101
‫مطمئنی نمی‌خواسته آزادش کنه؟

05:52.685 --> 05:54.936
‫واقعاً بعیده یه دختر نوجوان معمولی

05:54.937 --> 05:57.982
‫بتونه سیستم امنیتی ویلوهیل رو دور بزنه

05:58.566 --> 06:01.152
‫ونزدی آدامز به همه‌چی می‌خوره جز «معمولی»

06:04.072 --> 06:07.366
‫من با اجازه مرخص میشم،
‫کار مدیر موقت تمومی نداره

06:32.809 --> 06:36.229
‫همه‌ی فراری‌های آزمایشگاه
‫لوئیس رو از بین بردم، جز یکی

06:36.813 --> 06:38.188
‫بیمار 1938

06:38.189 --> 06:40.941
‫به قیافه‌اش نمی‌خوره مقاومت کنه

06:40.942 --> 06:44.611
‫کلانتر هنوز از پروژه‌ی لوئیس بی‌خبره و
‫من هم نمی‌خوام بویی ببره

06:44.612 --> 06:48.657
‫من همه‌ی پس‌انداز روزِ مبادام رو
‫خرج استخدام تو کردم

06:48.658 --> 06:51.619
‫پس کارت رو درست انجام بده و پیداش کن

06:53.000 --> 06:55.000
‫« بیمارستان عمومی جریکو »

07:02.880 --> 07:04.132
‫به این زودی میری؟

07:06.342 --> 07:07.802
‫برات گل سوسن آوردم

07:09.762 --> 07:11.888
‫نشونه‌ی نو شدن و شروعی تازه‌ست

07:11.889 --> 07:15.684
‫قراره یه گزارش ناشناس به کلانتر برسه
‫تا بره آزمایشگاه مخفی‌ات رو بررسی کنه

07:15.685 --> 07:18.562
‫حیف که فقط چند جعبه
‫پرونده‌ی خاک‌خورده پیدا می‌کنه

07:18.563 --> 07:22.692
‫اسرارِ من زیر خاکن،
‫دست هیچکس بهشون نمی‌رسه

07:23.276 --> 07:26.027
‫- اگه اومدی پُز بدی...
‫- کی پُز داد؟

07:26.028 --> 07:28.405
‫تو حاصل یه عمر زحمتِ پدرم رو به باد دادی

07:28.406 --> 07:31.950
‫اومدم مطمئن بشم که دیگه
‫بیشتر از این آتیش نمی‌سوزونی

07:31.951 --> 07:33.995
‫آتیش سوزوندن که تازه دست‌گرمیـه

07:34.495 --> 07:36.037
‫تا فیه‌خالدون نسوزونم ول‌کُن نیستم

07:36.038 --> 07:40.417
‫من جات بودم، از آتیش
‫دوری می‌کردم، خانم‌خانما

07:40.418 --> 07:42.294
‫مگه اینکه دلت بخواد به کلانتر سانتیاگو بگم

07:42.295 --> 07:44.922
‫چطوری غیرقانونی وارد ویلوهیل شدی

07:45.423 --> 07:46.799
‫بیمار 1938 کیه؟

07:48.092 --> 07:50.177
‫چرا برای اون اعلامیه‌ فوت جعلی صادر نشد؟

07:50.178 --> 07:52.304
‫اون چی داره که بقیه نداشتن؟

07:52.305 --> 07:54.474
‫نمی‌دونم کی رو میگی

07:55.808 --> 07:58.060
‫پس انگار همه‌ی اسرارت زیر خاک نیستن

08:00.521 --> 08:02.190
‫ونزدی آدامز؟

08:02.773 --> 08:04.733
‫تا حالا گلِ پژمرده به کسی تحویل نداده بودم

08:04.734 --> 08:07.734
‫« تو و ایند امشب می‌میرید »

08:07.820 --> 08:09.155
‫کی اینو بهت داد؟

08:27.965 --> 08:30.258
‫صبح بخیر، بچه‌های رنگ‌پریده

08:30.259 --> 08:32.844
‫اومدیم شادی روز مردگان رو
‫باهاتون سهیم بشیم

08:32.845 --> 08:36.182
‫بازم که تویی!
‫اون نگاهِ زهرآلودت رو یادم نمیره

08:36.891 --> 08:38.351
‫نفرین بر تو!

08:40.603 --> 08:45.149
‫این شما و این ماریاچی‌های می‌فلاور
‫از «پیلگریم ورلد»

08:49.570 --> 08:52.822
‫نگران نباش، مامان.
‫هیچکس نمی‌تونه اینجا پیدات کنه.

08:52.823 --> 08:56.202
‫بعد از آتیش‌سوزی ترم قبلی،
‫این بخش از مدرسه ممنوع‌الورود شده

08:56.786 --> 09:00.163
‫مادامی که اینجایی، از شر گیدیون و
‫مجتمع مورنینگ سانگ در امانی

09:04.794 --> 09:06.671
‫اسم این یارو گیدیون رو
‫توی گوگل زدم

09:07.213 --> 09:10.549
‫یکی گزارش داده که اونو هفته‌ی پیش
‫توی مسافرخونه‌ای در بوستون دیده

09:10.550 --> 09:13.051
‫- داره نزدیک‌تر میشه
‫- لطفاً به مامانم چیزی نگو

09:13.052 --> 09:14.804
‫بیشتر از این ترس برش می‌داره

09:15.429 --> 09:17.847
‫وای رفیق. هنوزم باورم نمیشه که شما

09:17.848 --> 09:20.059
‫توی ماجرای رسوایی
‫مورنینگ سانگ دخیل بودید

09:20.560 --> 09:22.852
‫مادرم یکی از اولین اعضاش بود

09:22.853 --> 09:25.522
‫گیدیون از آواز افسونگرش واسه
‫جذب افراد استفاده می‌کرد

09:25.523 --> 09:27.524
‫بهم گفت وقتی اوایل اون مجتمع راه افتاد،

09:27.525 --> 09:29.819
‫واقعاً نیت‌شون کمک به طردشدگان بود

09:30.319 --> 09:31.861
‫یه انجمن واقعی بود

09:31.862 --> 09:33.155
‫خب چی عوض شد؟

09:33.990 --> 09:36.367
‫اغلب فرقه‌ها با نیت خوب شکل می‌گیرن

09:37.535 --> 09:40.078
‫بچه که بودم، گیدیون قهرمانم بود

09:40.079 --> 09:44.040
‫از بین همه‌ی بچه‌ها هم، سوگلی‌اش من بودم

09:44.041 --> 09:45.542
‫ولی بعدش نقابش افتاد و

09:45.543 --> 09:48.671
‫فهمیدم کم‌کم داشته منو آماده می‌کرده تا
‫جای مامانم رو بگیرم

09:49.672 --> 09:51.716
‫اوضاع خیلی سریع از کنترل خارج شد

09:53.175 --> 09:56.429
‫ببین، تا وقتی کسی ندونه
‫مامانت توی نورموره،

09:58.097 --> 10:00.391
‫گیدیون دستش نه به تو می‌رسه نه اون

10:22.622 --> 10:25.875
‫ونزدی! فکر نمی‌کردم به این زودی برگردی

10:26.459 --> 10:27.584
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

10:27.585 --> 10:30.045
‫اومدم توی زیستگاه طبیعی‌ات تماشات کنم

10:32.340 --> 10:33.549
‫آ...

10:34.000 --> 10:35.967
‫احیاناً یادت هست که
‫من اینجا زندگی می‌کنم؟

10:35.968 --> 10:37.802
‫احتمالاً هنوز اثر جراحاتت از بین نرفته

10:37.803 --> 10:40.096
‫درد یادم میاره که هنوز زنده‌ام

10:40.097 --> 10:43.266
‫مامانت گفت توی کلبه می‌مونی
‫تا استراحت کنی

10:43.267 --> 10:46.062
‫وقت نیست.
‫تایلر هنوز ول می‌چرخه.

10:46.646 --> 10:50.565
‫کلانتر سانتیاگو گفت یا بر اثر
‫جراحات گلوله مُرده یا هم که فرار کرده

10:50.566 --> 10:51.734
‫زنده‌ست

10:52.234 --> 10:53.234
‫توی جریکوئـه

10:53.235 --> 10:54.694
‫دیدیش؟

10:54.695 --> 10:56.571
‫ازت می‌خوام وسایلت رو جمع کنی و بری خونه

10:56.572 --> 10:58.573
‫برم؟ چرا؟

10:58.574 --> 11:01.994
‫قصد داره جفت‌مون رو بکُشه.
‫خودم درستش می‌کنم.

11:02.578 --> 11:04.746
‫درستش می‌کنی؟
‫باعث و بانی فرار کردنش تویی

11:04.747 --> 11:06.123
‫حق میگه

11:06.707 --> 11:08.917
‫من از تایلر نمی‌ترسم.
‫یه بار شکستش دادم.

11:08.918 --> 11:12.379
‫تا یه هفته‌ی دیگه خبری از ماه کامل نیست.
‫دفعه‌ی پیش شانس آوردیم.

11:12.380 --> 11:15.590
‫منظورت چیه شانس آوردیم؟
‫هنوزم جای زخم اون درگیری باهامـه

11:15.591 --> 11:17.050
‫تایلر تو رو به درخت چسبونده بود و

11:17.051 --> 11:19.636
‫می‌خواست گلوت رو پاره کنه،
‫تا اینکه گالپین بهش شلیک کرد

11:19.637 --> 11:21.179
‫گزارش پلیس رو خوندم

11:21.180 --> 11:24.182
‫پس گمونم خوش‌شانس بودی که من
‫سر رسیدم و جونت رو نجات دادم

11:24.183 --> 11:26.142
‫تایلر می‌خواست تو رو هم پاره‌پوره کنه

11:26.143 --> 11:28.186
‫این حرفش هم حق بود

11:28.187 --> 11:31.064
‫- راستش رو بهش بگو که چی دیدی
‫- دخالت نکن

11:31.065 --> 11:33.024
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

11:33.025 --> 11:34.026
‫هیچکس

11:34.610 --> 11:37.070
‫خیلی‌خب، کل این مکالمه‌ی عجیب رو
‫میذارم به پای ضربه‌ای که به سرت خورده

11:37.071 --> 11:38.530
‫ایند، می‌خوام نجاتت بدم

11:38.531 --> 11:40.490
‫نمی‌خوام نجاتم بدی

11:40.491 --> 11:43.494
‫واسه همین توی ویلوهیل
‫منو گذاشتی نگهبانی بدم؟

11:44.370 --> 11:45.746
‫فکر کردی اینقدر بی‌عرضه‌ام؟

11:47.498 --> 11:49.750
‫سکوتت آدمو کـَر می‌کنه

11:51.168 --> 11:53.170
‫- کجا میری؟
‫- پیش گله‌ام

11:53.671 --> 11:55.672
‫شاید خیال کنی فقط خودت
‫از پس کارها بر میای

11:55.673 --> 11:57.298
‫ولی نمی‌تونی همه‌ی کارها رو
‫دست‌تنها انجام بدی

11:57.299 --> 12:00.219
‫روال دنیا اینطوری نیست،
‫حتی واسه ونزدی آدامز

12:03.681 --> 12:05.391
‫خانم سینکلر، حمایتت می‌کنیم

12:06.434 --> 12:08.686
‫از اتاق و کله‌ام برو بیرون

12:14.150 --> 12:17.026
‫تایلر اعلام کرد که من و ایند
‫امروز می‌میریم

12:17.027 --> 12:20.488
‫شاید یه روان‌پریش خطرناک باشه،
‫ولی زمان‌‌بندیش شاعرانه‌ست

12:20.489 --> 12:22.449
‫اگه بتونم روز آخر زندگیم رو انتخاب کنم،

12:22.450 --> 12:25.578
‫«روز مردگان» اولین انتخابمـه

12:26.495 --> 12:29.330
‫روز مردگان همیشه عید مورد علاقه‌ام بوده

12:29.331 --> 12:31.458
‫دکوراسیون وهم‌آلود،
‫گردهمایی در گورستان و

12:31.459 --> 12:33.960
‫فرصت گپ زدن با خویشاوندانِ مرحوم

12:33.961 --> 12:35.296
‫کجاش ایراد داره؟

12:35.880 --> 12:37.255
‫متأسفانه امسال،

12:37.256 --> 12:40.550
‫یه روح ناخوانده از گذشته‌ام مثل
‫خروس بی‌محل سر و کله‌ش پیدا شده

12:40.551 --> 12:44.262
‫خیلی دلم می‌خواست بدونم
‫یادبود ویمز رو کجا گرفتن

12:44.263 --> 12:46.931
‫ناسلامتی جونم رو فدای مدرسه کردم

12:46.932 --> 12:50.603
‫جملات رمزآلود گودی رو به
‫زاغ‌سیاه چوب‌زدن خیالی تو ترجیح میدم

12:51.228 --> 12:53.938
‫توقع یادبود پرزرق‌وبرقی نداشتم

12:53.939 --> 12:59.068
‫همینکه عکسم کنار تصاویر مدیران برجسته‌ی
‫گذشته روی دیوار نصب بشه، کافیـه

12:59.069 --> 13:00.445
‫شاید یه سردیس برنزی،

13:00.446 --> 13:04.657
‫یا حتی یه محراب یادبود کوچیک با چند شمع

13:04.658 --> 13:06.367
‫حتی یکی‌ دو تا عروسک بامزه هم بد نیست

13:06.368 --> 13:09.496
‫اگه قرار نیست قدرت ذهنی‌مو پس بدی،
‫پس برو رد کارت

13:09.497 --> 13:11.080
‫من که غول چراغ جادو نیستم

13:11.081 --> 13:12.416
‫آرزوی کسی رو برآورده نمی‌کنم

13:13.167 --> 13:16.252
‫اگه می‌خوای توانایی‌ات رو پس بگیری، باید
‫با یه ارزیابی صادقانه از خودت شروع کنی

13:19.048 --> 13:20.882
‫خوب گرفتی، آقای اوتینجر!

13:20.883 --> 13:22.051
‫نفر بعدی کیه؟

13:24.804 --> 13:27.139
‫- اون دیگه کدوم خریـه؟
‫- مدیر دورت

13:27.723 --> 13:29.516
‫دورت؟ اسمش رو هم نشنیده بودم

13:29.517 --> 13:32.811
‫قطعاً هم توی لیست جانشین‌های
‫تأییدشده‌ی من نبود

13:32.812 --> 13:35.272
‫روز مردگان مبارک!

13:38.192 --> 13:40.402
‫واسه یه تی‌شرت حاضرید
‫هر کاری بکنید، مگه نه؟

13:41.278 --> 13:42.613
‫خیلی‌خب

13:43.155 --> 13:46.617
‫امروز روز یادبود طردشدگان هم هست

13:47.451 --> 13:48.827
‫طبق سنت سالانه،

13:48.828 --> 13:52.872
‫نیمه‌شب مراسم یادبود رو
‫به گورستان نورمور می‌بریم و

13:52.873 --> 13:57.253
‫به همه‌ی کسانی که پیش از ما رفتن،
‫ادای احترام می‌کنیم

13:58.045 --> 13:59.046
‫نگران نباشید

13:59.755 --> 14:02.925
‫اونقدر هم ضدحال نیست،
‫چون بعدش ماشین‌های سرو غذا میان!

14:04.885 --> 14:06.095
‫فودتراک‌ها!

14:08.514 --> 14:09.806
‫آره!

14:09.807 --> 14:13.227
‫اون یه عربده‌کِش سیرکه که
‫خودش رو جای ناظم جا زده

14:15.104 --> 14:16.479
‫مدیر دورت

14:16.480 --> 14:21.025
‫ونزدی. خوشحالم که توی روز مردگان
‫برگشتی پیش زنده‌ها

14:21.026 --> 14:22.610
‫روز مردگان تازه شروع شده

14:22.611 --> 14:25.280
‫اگه کمکی ازم برمیاد واسه بهبودی‌ات...

14:25.281 --> 14:27.073
‫جشن امشب رو کنسل کن

14:27.074 --> 14:28.367
‫تایلر هنوز دستگیر نشده

14:28.951 --> 14:31.369
‫بنا به گفته‌ی کلانتر سانتیاگو،
‫اون از شهر فرار کرده

14:31.370 --> 14:33.997
‫نه. تهدیدش شوخی‌بردار نیست

14:33.998 --> 14:37.166
‫نگرانی و جراحتت رو درک می‌کنم

14:37.167 --> 14:39.003
‫ولی قرار نیست امشب رو کنسل کنیم

14:39.587 --> 14:41.170
‫چند نفر از حامیان مالی
‫برجسته رو دعوت کردم و

14:41.171 --> 14:44.215
‫قراره بیان سازوکار اجتماع‌مون رو ببینن

14:44.216 --> 14:47.261
‫تنها چیزی که قراره ببینن، یه هایده
‫که تیکه‌تیکه‌شون می‌کنه

14:48.012 --> 14:51.139
‫حتی اگه یک درصد هم تایلر گالپین
‫بتونه وارد آکادمی بشه

14:51.140 --> 14:54.851
‫یه مدرسه پر از طردشدگان داریم که
‫آماده‌ان باهاش روبرو بشن

14:54.852 --> 14:56.854
‫مخصوصاً پروفسور کاپری

14:58.063 --> 15:00.023
‫اون از جنگیدن با هایدها چی بارشـه؟

15:00.024 --> 15:01.650
‫قبلاً باهاشون سر و کله زده

15:02.401 --> 15:04.695
‫دیگه تنها نیستی، ونزدی

15:05.696 --> 15:07.156
‫یه سؤال دیگه

15:07.656 --> 15:10.075
‫امشب برنامه‌تون برای ادای احترام به
‫مدیر ویمز فقید چیه؟

15:10.826 --> 15:12.076
‫ادای احترام؟

15:12.077 --> 15:14.700
‫ماه‌هاست دارم تلاش می‌کنم
‫خاطره‌ی اون زن رو

15:14.701 --> 15:17.415
‫از ذهن همه‌ی دانش‌آموزها و
‫حامیان مالی پاک کنم

15:17.416 --> 15:20.544
‫خاطراتش مثل بوی گند
‫پنیر فاسدشده از بین نمیده

15:21.462 --> 15:22.712
‫اَه اَه

15:22.713 --> 15:26.132
‫بعد از اون‌همه زحمتی که واسه
‫اعتبار و وجهه‌ی این مدرسه کشیدم...

15:26.133 --> 15:27.759
‫اینم از ارزیابی صادقانه‌ات

15:37.853 --> 15:39.480
‫پس اینجایی، پسرم

15:40.940 --> 15:44.108
‫فهمیدم من و مادرت اونقدر
‫تمرکزمون روی خواهرت بوده که

15:44.109 --> 15:45.778
‫ازت غافل شدیم

15:46.987 --> 15:48.364
‫مسئله فقط این نیست

15:49.000 --> 15:50.114
‫« روانی طردشده هنوز آزاد است »

15:50.115 --> 15:51.533
‫من نگران اسلرپم

15:52.034 --> 15:55.579
‫می‌دونم کارهای وحشتناکی کرده،
‫ولی گرسنگیش تقصیر خودش نیست

15:58.958 --> 16:01.543
‫از دست دادن اولین حیوون خونگیت
‫می‌تونه دردناک باشه

16:02.795 --> 16:06.673
‫عمو فسترت هم‌سن تو که بود،
‫یه چوپاکابرا داشت

16:06.674 --> 16:09.509
‫هر چقدر هم که از خونش بهش می‌داد،

16:09.510 --> 16:11.011
‫از چوپاکابرا حیوون خونگی در نمی‌اومد

16:11.845 --> 16:13.930
‫من اسلرپ رو از مرگ برگردوندم

16:13.931 --> 16:15.723
‫مسئولیتش با منـه

16:15.724 --> 16:16.809
‫و...

16:18.394 --> 16:21.313
‫می‌دونم اگه پیداش کنن،
‫احتمالاً خلاصش می‌کنن

16:22.690 --> 16:27.444
‫نظرت چیه کمکت کنم
‫زامبی‌ات رو پیدا کنی؟

16:28.445 --> 16:30.321
‫یه ماجراجویی پدری‌پسری
‫ازش در بیاریم

16:30.322 --> 16:32.449
‫- ها؟
‫- آره

16:33.033 --> 16:34.034
‫آره

17:05.441 --> 17:07.818
‫جدی کارت به اینجا کشیده؟

17:09.903 --> 17:12.031
‫تک و تنها توی فاضلاب
‫از ترس می‌لرزی

17:13.073 --> 17:14.700
‫تو واقعی نیستی

17:15.200 --> 17:17.618
‫خدا رو شکر که الان
‫مادرت نمی‌تونه تو رو ببینه

17:17.619 --> 17:20.204
‫یادتـه چقدر امید و آرزو برات داشت؟

17:20.205 --> 17:21.957
‫تنها بچه‌اش بودی

17:22.708 --> 17:24.334
‫پسر عزیز دردونه‌اش

17:26.003 --> 17:27.378
‫اگه می‌دیدت خیلی ناامید می‌شد

17:27.379 --> 17:29.465
‫تو حق نداری در موردش حرف بزنی!

17:30.049 --> 17:31.800
‫لیاقتش شوهری بهتر از تو بود

17:32.301 --> 17:35.012
‫آره، در این مورد هم‌نظریم

17:35.596 --> 17:38.057
‫همیشه با ترس نگاهم کردی

17:38.724 --> 17:40.476
‫می‌دونستی این روز فرا می‌رسه

17:44.146 --> 17:45.938
‫سعی کردم ازت محافظت کنم

17:45.939 --> 17:48.358
‫با پناه بردن به مشروب و
‫نادیده گرفتنِ من؟

17:52.071 --> 17:53.405
‫توی بد هچلی افتادی

17:54.698 --> 17:56.241
‫اربابت رو کُشتی

17:58.118 --> 17:59.536
‫حرکت جسورانه‌ای بود، پسرم

18:01.538 --> 18:02.914
‫نیازی بهش نداشتم

18:02.915 --> 18:04.708
‫من به هیچکس نیاز ندارم

18:05.667 --> 18:06.959
‫خودت رو تحویل بده

18:06.960 --> 18:08.503
‫دست از سرم بردار!

18:08.504 --> 18:10.505
‫جز این راه دیگه‌ای برای زنده‌موندن نداری

18:10.506 --> 18:14.426
‫دست از سرم بردار!
‫دست از سرم بردار! دست از سرم بردار!

19:32.963 --> 19:34.339
‫ونزدی!

19:34.840 --> 19:36.048
‫خوشحالم که سر پا شدی

19:36.049 --> 19:38.926
‫کم پیش میاد کسی از حمله‌ی هاید
‫جون سالم به در ببره

19:38.927 --> 19:42.138
‫خب، تو یکی از همونا هستی.
‫مدیر دورت بهم گفت.

19:42.139 --> 19:44.641
‫الفی پن. اسمش برات آشناست؟

19:45.475 --> 19:48.770
‫انگار دوست‌پسر سابقت بعد از اینکه بهت
‫حمله کرده، به ضرب گلوله کُشته شده

19:49.438 --> 19:52.023
‫به چه حقی توی میزم سرک می‌کشی؟

19:52.024 --> 19:54.233
‫با الفی توی یه کلونی هنری
‫در وودستاک آشنا شدی

19:54.234 --> 19:57.528
‫اون جزو پیشروهای یه سبک هنری بود
‫به اسم «بیان‌گری خشونت‌آمیز»

19:57.529 --> 19:59.448
‫بهش «هنر پاششی» هم میگن

20:00.073 --> 20:02.201
‫تا اینکه زندگیش افتاد توی مسیر آثار هنریش

20:03.368 --> 20:05.162
‫انگیزه‌اش از تلاش برای کُشتنت چی بود؟

20:07.915 --> 20:09.333
‫تایلر گالپین داره میاد سراغ‌مون

20:09.958 --> 20:11.960
‫باید سیر تا پیاز هایدها رو بدونم

20:19.176 --> 20:21.678
‫من هیچ‌وقت از ذات واقعی الفی خبر نداشتم

20:22.387 --> 20:25.390
‫فقط با هم خوشحال بودیم

20:26.767 --> 20:28.477
‫تو خاطرخواه یه هیولا شدی

20:30.103 --> 20:32.021
‫اربابش هم خاطرخواهش بود

20:32.022 --> 20:34.775
‫بهش دستور داده بود، منو از سر راه برداره

20:35.359 --> 20:38.319
‫خوشبختانه ماه کامل بود
‫و تونستم مقاومت کنم

20:38.320 --> 20:41.447
‫ولی الفی وسط درگیری ناخواسته کُشتش

20:41.448 --> 20:42.783
‫وحشتناک بود

20:43.575 --> 20:45.993
‫میگن هایدها بدونِ ارباب دووم نمیارن

20:45.994 --> 20:48.371
‫نرهاشون نمی‌تونن. بدون ارباب دیوونه میشن

20:48.372 --> 20:51.999
‫روان‌پریشی، بدگُمانی، فرسودگیِ سریعِ جسمانی

20:52.000 --> 20:53.668
‫و در نهایت مرگ نابهنگام

20:53.669 --> 20:56.462
‫ولی ماده‌هاشون از نرها قوی‌ترن

20:56.463 --> 20:57.672
‫تسلط‌شون بیشتره

20:57.673 --> 20:59.840
‫تا حالا شده یه هاید اربابِ جدیدی
‫قبول کنه؟

20:59.841 --> 21:02.219
‫تا جایی که من می‌دونم نه

21:03.053 --> 21:05.722
‫کی جرئت داره همچین کار خطرناکی رو
‫امتحان کنه؟

21:06.932 --> 21:11.227
‫شدیداً توصیه می‌کنم که
‫این فکر رو از سرت بیرون کنی

21:11.228 --> 21:12.312
‫فکرشم نمی‌کنم

21:13.272 --> 21:14.856
‫حماقتِ محضـه

21:20.988 --> 21:21.989
‫ونزدی؟

21:22.698 --> 21:24.032
‫ونزدی!

21:46.055 --> 21:47.460
‫« بیمار 1938 »

21:52.352 --> 21:55.689
‫« کلبه‌ی راتوود »

22:04.114 --> 22:07.909
‫« متعلق به مریلین ثورنهیل »

22:09.870 --> 22:12.580
‫من جونم رو دادم تا اون مدرسه
‫پابرجا بمونه

22:12.581 --> 22:15.333
‫و حالا به خاطر استخدام یه نیروی معمولیِ بد،

22:15.334 --> 22:17.710
‫کلِ اعتبارم داره زیر سوال میره

22:17.711 --> 22:19.920
‫مریلین ثورنهیل

22:19.921 --> 22:22.506
‫از نق‌زدن خوشم نمیاد، مخصوصاً از طرفِ مُرده‌ها

22:22.507 --> 22:24.968
‫و تصمیمت هم واقعاً اشتباهِ بود

22:25.594 --> 22:27.220
‫اون تو رو به قتل رسوند، یادت که نرفته؟

22:28.764 --> 22:30.681
‫حالا که بحثِ ثورنهیل پیش اومد،
‫بگو ببینم داری چیکار می‌کنی؟

22:30.682 --> 22:32.224
‫به تو ربطی نداره

22:32.225 --> 22:34.185
‫با کی حرف می‌زنی، عزیزم؟

22:34.186 --> 22:35.520
‫هیچ‌کس، مادر

22:36.188 --> 22:38.773
‫چرا این جعبه‌ها رو از توی گاراژ برداشتی؟

22:38.774 --> 22:42.318
‫می‌خواستم بگم لرچ کل وسایل ثورنهیل رو
‫بسوزونه

22:42.319 --> 22:45.697
‫همون روشِ محبوبِ همیشگیت
‫برای نابود کردنِ اطلاعاتِ مهمِ موردنیازم؟

22:47.366 --> 22:50.409
‫از وقتی به هوش اومدی،
‫فرصت نشده درست‌وحسابی صحبت کنیم

22:50.410 --> 22:53.497
‫من همین سکوتِ ناخوشایند رو ترجیح میدم

22:54.498 --> 22:58.959
‫توی روز مردگان، تمام فکر و ذکرمون
‫آدم‌هایین که دیگه بین‌مون نیستن

22:58.960 --> 23:01.295
‫فقط می‌خوام مطمئن شم اونایی که هنوز کنارمن

23:01.296 --> 23:03.297
‫بدونن چقدر برام مهمن

23:03.298 --> 23:07.010
‫مادرت هنوزم به اندازه‌ی شونزده
‫سالگیش، به طرز وحشتناکی احساساتیه

23:08.970 --> 23:10.555
‫چی شده مادر؟

23:11.640 --> 23:13.892
‫حضورِ یه نفر دیگه رو هم اینجا حس می‌کنم

23:14.476 --> 23:15.811
‫عجیبـه

23:16.478 --> 23:18.688
‫همون حسیه که قبلاً داشتم؛ وقتی...

23:19.606 --> 23:21.732
‫لاریسا ویمز واردِ اتاق می‌شد

23:21.733 --> 23:25.821
‫یعنی همون نیاز وافر برای محبوب‌بودن
‫همراه با عطر ناخوشایندِ برتری‌طلبی؟

23:26.655 --> 23:29.866
‫آره. زنِ تنهایی بود، ونزدی

23:30.450 --> 23:31.867
‫اصلاً هم تنها نبودم

23:31.868 --> 23:34.495
‫زندگیِ اجتماعی پُرباری داشتم

23:34.496 --> 23:36.248
‫اون که خیلی قبل‌تر از خودت از بین رفت

23:50.846 --> 23:53.722
‫این یه فرمول شیمی آلیه

23:53.723 --> 23:56.684
‫و اگه توی یادداشت‌های ثورنهیل باشه،

23:56.685 --> 23:59.061
‫گمونم با تایلر گاپلین بی‌ارتباط نباشه

23:59.062 --> 24:01.815
‫باید آماده باشم،
‫شاید دوباره سروکله‌اش پیدا بشه

24:02.399 --> 24:05.317
‫حرفت رو باور نکرده، منم نمی‌کنم

24:05.318 --> 24:08.946
‫ونزدی، می‌دونم عطشت برای انتقام
‫فروکش نمی‌کنه

24:08.947 --> 24:12.993
‫ولی خواهش می‌کنم سراغِ این هیولا نرو

24:14.411 --> 24:16.288
‫خودت رو قاطیِ این ماجرا نکن

24:20.417 --> 24:24.296
‫درست میگی. ونزدی
‫تنهایی از پسِ یه هاید بر نمیاد

24:26.840 --> 24:28.300
‫و ونزدی هم درست میگه

24:28.800 --> 24:30.051
‫واقعاً شانس آوردی

24:30.969 --> 24:33.721
‫راستش این حمایتی نبود که انتظارش رو داشتم

24:33.722 --> 24:36.557
‫یه درنده‌ی برتر دنبالته،
‫اونم وقتی که ماه کامل نیست

24:37.642 --> 24:40.228
‫شاید بد نباشه چند هفته‌ای بری خونه

24:40.729 --> 24:42.439
‫تو تنهایی از پسِ تایلر برنمیای

24:49.404 --> 24:50.405
‫ایند!

24:52.032 --> 24:53.991
‫تینگ! وای، خدا رو شکر!

24:53.992 --> 24:56.535
‫من و ونزدی تنهایی از پسِ تایلر برنمیاییم

24:56.536 --> 24:58.663
‫کمکم کن دوباره اعضای نایت‌شیدز رو
‫دورهم جمع کنم

25:03.000 --> 25:10.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:15.180 --> 25:16.181
‫« ایجکس »

25:18.975 --> 25:21.394
‫« انجمن مخفی نایت‌شیدز،
‫برج ایاگو، ساعت ده شب »

25:31.613 --> 25:32.864
‫اسلرپ!

25:33.782 --> 25:34.783
‫اسلرپ!

25:35.825 --> 25:36.826
‫اسلرپ!

25:39.621 --> 25:41.121
‫بیا بیرون، پسر

25:41.122 --> 25:42.207
‫منم

25:42.832 --> 25:44.292
‫کسی کاریت نداره

25:44.793 --> 25:46.001
‫تو رو خدا

25:46.002 --> 25:47.087
‫پاگزلی

25:48.088 --> 25:49.714
‫چند ساعته داریم دنبالش می‌گردیم

25:51.049 --> 25:52.926
‫من آدمی نیستم که به این سادگیا کوتاه بیام

25:54.261 --> 25:56.930
‫ولی اسلرپ جای بهتری برای
‫گشت‌وگذار پیدا کرده

25:59.975 --> 26:01.350
‫بیا بریم. بیا

26:01.351 --> 26:02.686
‫بیا بریم خونه

26:03.270 --> 26:04.271
باشه

26:10.277 --> 26:11.653
‫اینجا!

26:13.613 --> 26:15.907
‫چه اکیپِ اسکلتیِ جورواجوری!

26:16.408 --> 26:19.077
‫- کجا میرین؟
‫- پیلگریم ورلد

26:19.744 --> 26:21.745
‫«شب‌های وهم‌آور»

26:21.746 --> 26:23.706
‫بابا، میشه ماهم بریم؟ تو رو خدا!

26:25.208 --> 26:27.418
‫- به مامانت نگی ها!
‫- ایول!

26:38.138 --> 26:40.807
‫مغز قربانی صاف از توی
‫جمجمه‌اش بیرون کشیده شده

26:41.516 --> 26:44.810
‫مثل اون مربی رانندگی که ماهِ پیش
‫جنازه‌اش رو توی جاده 8 پیدا کردن

26:44.811 --> 26:48.188
‫تازه دکتر فیربرن و بقیه افراد
‫توی ویلوهیل هم بذار روش

26:48.189 --> 26:50.316
‫این جراحات رو ببین

26:50.317 --> 26:51.901
‫چیزی رو یادت نمیارن؟

26:53.111 --> 26:55.780
‫یعنی احتمال داره تایلر گالپین با اون زامبی
‫همدست شده باشه؟

26:56.406 --> 26:59.199
‫همین که من و تو داریم جدی
‫راجع‌به این قضیه حرف می‌زنیم،

26:59.200 --> 27:02.120
‫خودش نشون میده جریکو چه‌جور جاییه

27:03.496 --> 27:05.624
‫تا نِورمور راهِ زیادی نیست

27:06.124 --> 27:09.084
‫می‌خوام ماشین‌های گشت 24 ساعته
‫دمِ ورودی‌ها کشیک بدن

27:09.085 --> 27:10.252
‫شرط می‌بندم که

27:10.253 --> 27:12.005
‫تایلر هم داره میره همونجا

27:12.631 --> 27:15.132
‫تمامی واحدهای حاضر برید سمت مدرسه‌ی نورمور

27:15.133 --> 27:17.718
‫کلانتر احتمال میده تایلر گالپین
‫بره اون سمت

27:17.719 --> 27:19.178
‫خیلی مراقب باشید

27:19.179 --> 27:21.264
‫مظنون به شدت خطرناکه

27:23.808 --> 27:27.479
‫« شب‌های وهم‌آور »

27:27.562 --> 27:31.041
‫« پیلگریم ورلد »

27:28.063 --> 27:32.358
‫♪ توی دنیای پس از مرگ، مسیرت پُر از گرفتاریه ♪

27:32.359 --> 27:34.943
‫♪ امروز حسابی خوش می‌گذرونی ♪

27:34.944 --> 27:37.030
‫♪ ولی فردا تاوانِ سنگینی پس میدی ♪

27:44.829 --> 27:48.207
‫آقایون! سلام. خوش اومدید

27:48.208 --> 27:50.668
‫من دوشیزه آرلین هستم

27:50.669 --> 27:54.004
‫امشب خبری از پیلگریم ورلد نیست

27:54.005 --> 27:59.052
‫می‌خوایم شما رو ببریم به مکزیک قدیم

28:01.971 --> 28:07.226
‫واقعاً تحسین‌تون می‌کنم که فرهنگ مکزیکی رو
با این ظرافت قاپ زدید

28:07.227 --> 28:10.187
‫پیلگریم ورلد یعنی اصالت

28:10.188 --> 28:14.066
‫راستی یادتون نره
به عمارت ‫تسخیرشده‌مون هم سر بزنید

28:14.067 --> 28:18.153
‫یه سوالی داشتم خانم. میشه لطفاً
‫بگید از کجا می‌تونم چورو گیر بیارم؟

28:23.660 --> 28:24.744
‫بدرود

28:26.162 --> 28:27.163
‫بیا بریم

28:33.378 --> 28:35.296
‫عجب گریمی، داداش!

28:41.720 --> 28:43.721
‫ثورنهیل روان‌پریش بود

28:43.722 --> 28:46.891
‫ولی مرز باریکی بین نبوغ و جنون وجود داره

28:47.642 --> 28:49.310
‫اون تایلر رو آزاد کرد

28:49.811 --> 28:54.149
‫حالا مسئله اینه که آیا من می‌تونم قبل از
عملی‌شدنِ تهدیدش برای کشتن ایند، کاری کنم؟

28:56.860 --> 29:00.447
‫مدیر ویمز، دست از این
‫مزاحمت‌های پی‌درپی بردار

29:01.030 --> 29:02.157
‫حالت خوبه؟

29:03.283 --> 29:06.577
‫شنیدم کما می‌تونه اثراتِ طولانی‌مدتی
‫روی عملکرد مغز داشته باشه

29:06.578 --> 29:08.412
‫چی از جونم می‌خوای، اگنس؟

29:08.413 --> 29:10.831
‫هر روز یواشکی میومدم بیمارستان

29:10.832 --> 29:12.792
‫کارت‌های «زودتر خوب شو»یی که
‫ساعتی می‌فرستادی رو دیدم

29:13.293 --> 29:15.920
‫فقط می‌خواستم بدونی که واقعاً دلواپست بودم

29:16.671 --> 29:18.505
‫تازه شاید در غیابِ پرستارها،

29:18.506 --> 29:20.884
‫موهات رو دوباره بافته باشم یا لباس‌هات رو
‫تنم کرده باشم

29:24.846 --> 29:26.055
‫یه نکته‌ی دیگه

29:26.681 --> 29:29.058
‫می‌دونی برنامه‌ی بچه‌های نایت‌شیدز چیه؟

29:49.287 --> 29:50.413
‫کی این جلسه رو گذاشته؟

29:51.289 --> 29:52.457
‫من

29:54.459 --> 29:55.877
‫استقبالِ زیادی نشد

29:56.544 --> 30:00.130
‫ایند، تو هیچ‌وقت رسماً عضو نایت‌شیدز نشدی

30:00.131 --> 30:02.801
‫تنها دلیلش اینه که دورت قبل از اینکه
‫بتونم عضو شم، انجمن رو منحل کرد

30:03.760 --> 30:05.552
‫تو خودت معرفِ من بودی، یادت رفته؟

30:05.553 --> 30:07.846
‫بازم دلیل نمیشه که این حق رو به خودت بدی
‫جلسه برگزار کنـ...

30:07.847 --> 30:09.516
‫ایجکس. سخت نگیر

30:10.141 --> 30:12.894
‫تایلر گالپین قصدِ جونم رو کرده.
‫همین دلیل کافی نیست؟

30:13.645 --> 30:16.189
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- خودش بهم گفت

30:18.691 --> 30:22.569
‫گمونم اون خبرچین پاچه‌خوارت
‫ماجرای این قرار ملاقات رو بهت گفته

30:22.570 --> 30:24.405
‫من کوتاه نمیام، ونزدی

30:25.573 --> 30:26.533
‫باشه

30:27.033 --> 30:29.993
‫به نظرم تایلر امشب توی مراسم یادبود،
‫وارد عمل بشه

30:29.994 --> 30:32.205
‫- ولی من یه نقشه دارم
‫- برای کشتنش؟

30:33.790 --> 30:35.290
‫برای کنترلش

30:48.096 --> 30:49.596
‫عصاره‌ی نایت‌شید رو برام بیار

30:49.597 --> 30:51.890
‫اورلاف توی گنجه‌ی دارویی می‌ذارتش

30:51.891 --> 30:53.393
‫برو قفلش رو باز کن

30:53.935 --> 30:56.187
‫منم این مواد غیرکشنده رو حاضر می‌کنم

31:13.759 --> 31:14.896
‫« نایت‌شید »

31:20.879 --> 31:23.589
‫به‌جای اینکه با انید برید یه جای امن،

31:23.590 --> 31:26.383
‫تصمیم گرفتی طعمه‌اش
‫کنی تا هاید رو گیر بندازی

31:26.384 --> 31:27.843
‫نقشه‌ام جواب میده

31:27.844 --> 31:30.762
‫فقط در صورتی که بتونی اونقدری
‫به تایلر نزدیک بشی که با سرنگ بزنیش

31:30.763 --> 31:34.433
‫تازه با این فرض که دستور
‫معجون ثورنهیل درست باشه

31:34.434 --> 31:36.476
‫تو حتی نمی‌تونی توانایی‌های
‫خودت رو مهار کنی

31:36.477 --> 31:38.521
‫بعد می‌خوای یه هاید رو مهار کنی؟

31:39.272 --> 31:41.733
‫فقط این‌جوری میشه تایلر رو برگردوند توی قفس

31:42.275 --> 31:46.278
‫دست بردار. جفت‌مون می‌دونیم
‫ذره‌ای خیرخواهی توی وجودت نیست

31:46.279 --> 31:48.989
‫این از نیاز بیمارگونه‌ات
‫برای کنترل همه‌چیز میاد

31:48.990 --> 31:51.492
‫برو یه فامیلِ دور دیگه پیدا کن و مزاحمش شو

31:52.201 --> 31:54.578
‫ثورنهیل تایلر رو آزاد و مهار کرد

31:54.579 --> 31:56.997
‫چون حساب‌شده و بی‌احساس پیش می‌رفت

31:56.998 --> 31:58.541
‫تو به تایلر حس داری

32:00.043 --> 32:02.378
‫من از تایلر متنفرم. تموم شد و رفت!

32:04.881 --> 32:08.467
‫ نفرت هم یه حسـه، دوشیزه آدامز

32:08.468 --> 32:13.138
‫در کنار ترس، تحقیر، نگرانی و عشق

32:13.139 --> 32:17.184
‫خیال می‌کنی میشه تمام احساساتت رو
‫توی یه جعبه بذاری و توی ناخودآگاهت چال کنی

32:17.185 --> 32:20.270
‫ولی اون جعبه الان حکمِ بمب ساعتی داره

32:20.271 --> 32:22.230
‫اگه نتونی خنثی‌ش کنی

32:22.231 --> 32:24.859
‫ممکنه توی بحرانی‌ترین موقعیت منفجر بشه

32:25.693 --> 32:29.279
‫حتی اگه موفق بشی هم یادت نره
‫اون به ثورنهیل خیانت کرد

32:29.280 --> 32:31.240
‫به تو هم خیانت می‌کنه

32:35.662 --> 32:38.247
‫بیخیالش شو

32:54.048 --> 32:56.048
‫« عمارت تسخیرشده »

33:02.605 --> 33:03.689
‫این دیگه کی بود؟

33:19.914 --> 33:20.915
‫بپا!

33:21.416 --> 33:23.668
‫چه مرگته؟ عجیب‌الخلقه

33:39.767 --> 33:42.729
‫به بچه‌ها گفتم امسال حسابی مردم رو بترسونن

33:53.823 --> 33:57.284
‫این دیگه چه وضعیـه؟

34:00.204 --> 34:03.165
‫وظیفه‌ات اینه که مردم رو بترسونی

34:03.166 --> 34:05.501
‫نه اینکه یه کاری کنی
‫از ترس برینن توی خودشون

34:11.257 --> 34:16.136
‫کلانتر، چندین تماس
‫از پیلگریم ورلد دریافت کردیم

34:16.137 --> 34:17.471
‫زامبی داره مردم رو قتل عام می‌کنه

34:17.472 --> 34:20.349
‫تمام ماشین‌ها رو اعزام کنید.
‫همگی حرکت کنید

34:21.267 --> 34:23.186
‫جنایتِ در حال وقوع در پیلگریم ورلد

34:44.624 --> 34:47.751
‫یه زامبی قاتل توی عمارت تسخیرشده‌ست

34:47.752 --> 34:49.878
‫- اسلرپ؟
‫- پاگزلی

34:49.879 --> 34:52.881
‫- اینجا خطرناکـه
‫- تو همین‌جا بمون. نمی‌خوام بلایی سرت بیاد

34:52.882 --> 34:54.883
‫اسلرپ دوستمـه. به حرفم گوش میده

34:54.884 --> 34:56.760
‫تو همین‌جا منتظر بمون. لطفاً

34:56.761 --> 34:58.179
‫من از پسِ خودم برمیام

35:33.381 --> 35:34.590
‫پاگزلی

35:35.550 --> 35:36.884
‫نکن

35:44.684 --> 35:45.893
‫داری حرف می‌زنی

35:46.853 --> 35:47.894
‫و قیافه‌ات شبیه آدمیزاد شده

35:47.895 --> 35:49.271
‫البته تقریباً

35:49.272 --> 35:51.524
‫با خوردنِ مغزها...

35:52.400 --> 35:54.276
‫تونستم دوباره زنده بشم

35:54.277 --> 35:57.155
‫برو، برو، برو، برو

35:59.615 --> 36:01.492
‫این پیام از طرف نیروهای کلانتریه

36:02.076 --> 36:06.037
‫هر کی اونجاست، دست‌هاش
‫رو روی سرش بذاره و بیاد بیرون

36:06.038 --> 36:09.666
‫تو به من فرصتِ زندگی دوباره دادی،
‫نمی‌خوام حرومش کنم

36:09.667 --> 36:12.253
‫تو تنها دوستمـی، پاگزلی

36:13.212 --> 36:14.797
‫بذار برم

36:16.507 --> 36:17.757
‫خواهش می‌کنم

36:17.758 --> 36:20.720
‫این آخرین اخطاره

36:32.523 --> 36:33.733
‫فقط من اینجام

36:34.692 --> 36:36.110
‫کسیِ دیگه نیست

36:38.529 --> 36:41.448
‫پسر و پدر رو از محوطه خارج کنید.
‫بجنبید!

36:41.449 --> 36:44.702
‫ داخل رو بگردید و محدوده رو محاصره کنید

36:47.371 --> 36:48.748
‫پیداش نکردم، بابا

36:53.669 --> 36:55.213
‫شاید یه مصلحتی توش باشه

37:17.860 --> 37:21.404
‫لرچ جان، محبت کن ماشین رو بیار دمِ در

37:21.405 --> 37:24.199
‫نمی‌خوام دیر به مراسم یادبود برسم

37:24.200 --> 37:25.326
‫مورتیشا

37:32.750 --> 37:34.293
‫واقعاً خودتی؟

37:36.837 --> 37:38.046
‫فرانسواز

37:38.047 --> 37:41.216
‫داشتم می‌رفتم نورمور که توی باغ دیدمت

37:41.217 --> 37:42.759
‫زیرِ نور ماه، گل رُز می‌چیدی

37:42.760 --> 37:44.469
‫باورم نمی‌شد

37:44.470 --> 37:46.055
‫اونم بعدِ این همه سال

37:46.639 --> 37:49.558
‫من و گومز واسه خاکسپاریت گل فرستادیم

37:50.142 --> 37:51.686
‫زندانیم کرده بودن

37:52.603 --> 37:53.854
‫توی ویلوهیل

37:56.023 --> 37:57.191
که اینطور

38:00.653 --> 38:01.654
‫این دختر

38:04.573 --> 38:05.658
‫دخترتـه؟

38:07.493 --> 38:08.411
‫بله

38:08.995 --> 38:10.538
‫یه پا فرشته‌ست

38:11.664 --> 38:13.708
‫امیدم رو از دست داده بودم و اون...

38:15.001 --> 38:16.584
‫اون نجاتم داد

38:18.838 --> 38:22.257
‫آم، بذار به کلانتر زنگ بزنم و کمک خبر کنیم

38:22.258 --> 38:24.260
‫نه، زنگ نزن. زنگ نزن. لطفاً

38:24.844 --> 38:26.178
‫تحت تعقیبم

38:27.763 --> 38:30.641
‫تو همیشه توی مدرسه باهام مهربون بودی

38:32.268 --> 38:35.604
‫ممنون میشم کمکم کنی پسرم رو پیدا کنم

38:37.189 --> 38:38.398
‫تایلر رو میگی؟

38:38.399 --> 38:40.609
‫اونم از ویلوهیل فرار کرده

38:41.694 --> 38:43.237
‫می‌دونم داره میره سمتِ نورمور

38:45.156 --> 38:47.198
‫پس در این صورت می‌دونم دنبال کیه

38:53.873 --> 38:58.294
‫« روز یادبود طردشدگان »

39:12.516 --> 39:17.437
‫امشب به یادِ طردشدگانی هستیم
‫که دیگه بینِ ما نیستن

39:17.438 --> 39:18.897
‫اگه تایلر پیداش نشه چی؟

39:18.898 --> 39:20.857
‫نامداران، بدنامان

39:20.858 --> 39:26.072
‫و اونایی که فقط در خاطرِ عزیزان‌شون
‫زنده موندن

39:26.655 --> 39:31.242
‫از سیکلوپ‌ها، یتی و مینوتور

39:31.243 --> 39:35.498
‫و تمام قبایل مطرودی که
‫دیگه بین‌مون نیستن، یاد می‌کنیم

39:36.123 --> 39:39.376
‫امیدوارم یادشون همیشه زنده باشه

39:39.377 --> 39:46.342
‫و نبودشون تلنگری باشه تا
‫همیشه هوشیار و مراقب باشیم

39:47.093 --> 39:49.427
‫اومده. طبقِ نقشه پیش برید

39:49.428 --> 39:51.263
‫تایلر باید به هاید تبدیل بشه

39:51.847 --> 39:53.224
‫کسی سرخود کاری نکنه

39:53.808 --> 39:56.768
‫تاریخ به ما نشون داده
‫که بزرگ‌ترین دشمن‌مون...

39:58.020 --> 40:00.856
‫قدرتِ ما طردشدگان در همبستگی‌مونـه

40:25.464 --> 40:27.133
‫ونزدی کجاست؟

40:28.008 --> 40:29.510
‫می‌دونم تنها نیومدی

40:30.928 --> 40:32.888
‫راست میگی. تنها نیست

40:38.811 --> 40:41.897
‫هوم. چه شمشیرهای بامزه‌ای!

40:42.398 --> 40:44.358
‫ولی باهاشون حریف هایدجماعت نمیشین

40:48.028 --> 40:50.281
‫حیف که امشب ماه کامل نیست

40:54.618 --> 40:55.744
‫چی شده تایلر؟

40:56.454 --> 40:57.829
‫به نظر ناخوشی

40:57.830 --> 40:59.664
‫به خاطر اینه که اربابت رو کشتی؟

40:59.665 --> 41:02.417
‫- دهنت رو ببند
‫- وقتِ زیادی برات نمونده

41:02.418 --> 41:04.086
‫بسـه!

41:18.392 --> 41:20.436
‫- ونزدی!
‫- هوی! بیا اینجا!

41:28.068 --> 41:29.445
‫یا خدا!

41:30.946 --> 41:32.071
‫تایلر

41:33.199 --> 41:34.283
‫کافیه!

41:35.201 --> 41:36.951
‫جفت‌مون می‌دونیم من اونیم که دنبالشی

41:36.952 --> 41:38.496
‫ایند، بیا اینجا

41:42.583 --> 41:44.251
‫اگه احساسِ واقعیم رو نگفته باشم چی؟

41:46.378 --> 41:47.922
‫حق با تو بود

41:48.714 --> 41:50.508
‫واقعاً ازت خوشم اومده بود

41:52.801 --> 41:56.012
‫ولی خودت خوب می‌دونی فقط
‫یه راه هست که بتونیم باهم باشیم

41:56.013 --> 41:58.349
‫به اربابِ جدیدت سلام کن

42:13.364 --> 42:14.614
‫فرانسواز!

42:14.615 --> 42:16.407
‫یه قراری داشتیم ها!

42:56.282 --> 42:57.616
‫ونزدی

42:59.034 --> 43:00.286
‫چی پیش خودت فکر کرده بودی؟

43:01.996 --> 43:03.454
‫اوضاع تحت کنترل بود

43:03.455 --> 43:05.874
‫یه کلمه دیگه بگی از نورمور می‌برمت

43:06.834 --> 43:09.210
‫- به اون موجود گفتی فرانسواز
‫- آره

43:09.211 --> 43:11.588
‫- مادرِ تایلره؟
‫- آره

43:11.589 --> 43:13.924
‫خودت از ویلوهیل آزادش کردی

43:14.508 --> 43:15.884
‫چه قراری باهاش گذاشتی؟

43:16.468 --> 43:19.554
‫فرانسواز بهم قول داد تایلر رو مهار کنه

43:19.555 --> 43:21.139
‫و دیگه پاشون رو توی جریکو نذارن

43:21.140 --> 43:24.977
‫- جدی حرفِ یه هاید رو باور کردی؟
‫- من حرفِ یه مادر رو باور کردم

43:38.866 --> 43:41.534
‫ادگار آلن پو گفته بود:
‫«من به ارواح اعتقاد ندارم

43:41.535 --> 43:44.121
‫ولی آن‌ها تمام عمرم دنبالم بودند.»

43:47.249 --> 43:50.044
‫همیشه باور داشتم که تسخیرشدن
‫یک انتخاب است

43:52.171 --> 43:54.839
‫آنچه حقیقتاً ما را
‫تسخیر کرده، گذشته‌ی ماست

43:54.840 --> 43:57.050
‫هرقدر هم که بکوشیم آن را از خود برانیم،

43:57.051 --> 43:58.594
‫همچنان گریبان‌گیر ماست

44:01.764 --> 44:03.265
‫زامبیِ پاگزی،

44:04.642 --> 44:05.851
‫همون آیزاکـه

44:07.394 --> 44:10.063
‫فرانسواز هم زنده‌ست

44:12.191 --> 44:14.108
‫اگر گذشته ما را تسخیر کند،

44:14.109 --> 44:15.526
‫ای بخشکی شانس!

44:15.527 --> 44:19.365
‫آن‌گاه اکنون به گورستانی بدل
‫می‌شود که تاوانِ خطاهایمان را طلب می‌کند

44:25.788 --> 44:27.498
‫سلام جودی

44:28.916 --> 44:30.376
‫منو یادته؟

44:36.715 --> 44:39.425
‫حالا تایلر و مادرش دوباره در کنار هم هستند

44:39.426 --> 44:42.720
‫آیا فرانسواز به وعده‌اش عمل می‌کند
‫و بی‌هیاهو در دل شب ناپدید می‌شود؟

44:42.721 --> 44:45.474
‫یا مقصودِ شومی در سر دارد؟

44:54.066 --> 44:56.109
‫من تا امروز از ایند محافظت کرده‌ام

44:56.110 --> 44:57.819
‫اما تحقیقاتم به بن‌بست رسیده

44:57.820 --> 45:01.280
‫و حس می‌کنم زمان مثلِ دانه‌های شن
‫از میانِ انگشتانم می‌گریزد

45:01.304 --> 45:21.304
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
