WEBVTT

00:05.000 --> 00:16.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:19.060 --> 00:21.980
‫لیست نوبت‌دهی استازا تا ۶ ماه پره

00:21.980 --> 00:25.400
‫چطوری تونستی بدون وقت قبلی، بیاریش جریکو؟

00:25.400 --> 00:28.230
‫دلش برای اعضای جداشده‌ی بدن شده کباب میشه

00:28.860 --> 00:31.220
‫سه‌برابر دستمزد معمولش هم بهش پول دادم

00:31.800 --> 00:34.990
‫خیلی ناراحت شدم که تولدِ تینگ رو یادم رفت

00:34.990 --> 00:36.530
‫کارم غیرقابل‌بخششـه

00:36.530 --> 00:38.832
‫این چندوقته ذهنم درگیر بچه‌ها و

00:38.856 --> 00:40.580
‫مدیریت مراسم خیریه بوده

00:40.580 --> 00:42.290
‫نه، نه، نه...

00:42.290 --> 00:44.080
‫غمت نباشه، خوشگل خانمم

00:44.710 --> 00:47.580
‫تینگ یه ساعت دیگه که
‫زیر دستای ماهر استازا باشه،

00:47.960 --> 00:49.590
‫از این رو به اون رو میشه

00:51.170 --> 00:53.590
‫بگو ببینم، چه‌خبر از مراسم خیریه؟

00:54.760 --> 00:56.010
‫زجرآوره

00:59.390 --> 01:00.430
‫دیشب...

01:01.140 --> 01:04.140
‫یهو یه حسی بهم گفتم که زنگ بزنم به مامان و

01:04.140 --> 01:05.850
‫ازش بخوام که

01:06.350 --> 01:08.020
‫مهمون افتخاری مراسم باشه

01:09.400 --> 01:11.020
‫چقدر ناراحت‌کننده

01:11.730 --> 01:14.490
‫اون ثروتمندترین فارغ‌التحصیل نِورموره

01:15.200 --> 01:18.070
‫مطمئنم واسه همین بود که
‫مدیر دُرت استخدامم کرد

01:18.070 --> 01:19.780
‫اصلاً اینطور نیست عزیزم

01:20.520 --> 01:23.400
‫هیچوقت نمی‌فهمم که چرا...

01:24.120 --> 01:26.370
‫...مادر عزیزم

01:26.370 --> 01:29.750
‫تک‌تک برخوردهاش رو این‌قدر طاقت‌فرسا می‌کنه

01:29.750 --> 01:33.603
‫خوشبختانه آستانه تحمل درد من خیلی بالاست

01:34.420 --> 01:37.540
‫اصلاً همین اخلاقت من رو دیوونه‌ت کرده

01:43.000 --> 01:44.593
‫شاید بتونم...

01:44.617 --> 01:47.515
‫ کمکت کنم که ذهنت رو از...

01:47.540 --> 01:49.000
‫مادرت دور کنی

02:00.000 --> 02:07.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:08.000 --> 02:11.000
‫« ترجمه از محمدعلی sm و آیــدا »

02:37.030 --> 02:42.560
‫عزیزم، میرم یه لباسی بپوشم که
‫یکم معذب‌کننده‌تر باشه

02:43.530 --> 02:47.040
‫یه چیزی بپوش که پر از میخ و سگک باشه

02:52.560 --> 02:54.560
‫« تلاشت قابل‌‌تحسین بود ونزدی،
‫مادر دوست داشتنیت »

02:56.050 --> 02:58.510
‫قدرت شنوایی خفاش‌طورت رو دست‌کم گرفتم

02:58.510 --> 03:00.720
‫غریزه‌ی مادرانه‌م رو هم همینطور

03:02.430 --> 03:05.930
‫واقعاً فکر کردی کتاب گودی رو
‫اونجا قایم می‌کنم؟

03:05.930 --> 03:08.560
‫کادوهای «روز مردگان» رو که
‫همینجا قایم می‌کردی

03:08.560 --> 03:10.810
‫چون خودم می‌خواستم پیداشون کنی

03:12.850 --> 03:14.980
‫قصه‌ی شبانه‌ی موردعلاقم رو یادتـه؟

03:14.980 --> 03:16.190
‫اوهوم

03:16.190 --> 03:18.990
‫رونوشتِ «محاکمات جادوگری در سیلم»

03:18.990 --> 03:22.450
‫هیچ‌چیزی سریع‌تر از یاوه‌گویی‌های محکومان
‫خواب رو به چشمات نمی‌آورد

03:22.450 --> 03:24.780
‫بهشون اجازه می‌دادن تا
حرف‌شون رو به حاکم بزنن

03:25.830 --> 03:27.580
‫همین لطف رو هم به من می‌کنی؟

03:30.870 --> 03:32.460
‫تو آخرین الهامی که بهم شد،

03:33.210 --> 03:35.670
‫فهمیدم که من مسئول مرگ ایند بودم

03:37.300 --> 03:38.340
‫چی دیدی؟

03:38.340 --> 03:40.130
‫سنگ قبری که اسم ایند روش بود

03:40.130 --> 03:42.720
‫وسط یه گورستان پر از کلاغ بود

03:42.720 --> 03:45.090
‫کلاغ یک‌چشمی رهبری‌شون می‌کرد

03:46.680 --> 03:49.400
‫بعدش سر و کله‌ی ایند پیداش شد و
‫می‌گفت تقصیر منـه

03:50.560 --> 03:53.600
‫گالپین رو هم همون کلاغ یک‌چشم کشت

03:53.600 --> 03:56.360
‫همکار سابقش رو هم همون پرنده‌ها کشتن

03:57.480 --> 04:00.150
‫این‌ها حملات تصادفی‌ای نیستن.
‫یه نفر پشت‌شونـه

04:00.820 --> 04:02.220
‫یه اِیوین؟

04:04.460 --> 04:07.620
‫باید قاتل رو پیدا کنم،
قبل این که دستش به ایند برسه

04:09.660 --> 04:12.230
‫دلیل این که بهت رو انداختم
‫این نیست که چون مادرمی،

04:12.370 --> 04:14.290
‫واسه اینه که همکارِ غیب‌گوی منی

04:14.290 --> 04:18.420
‫به‌عنوان یه همکار غیب‌گو، متوجه هستی که
‫الهامات تو قابل اتکا نیستن و

04:18.420 --> 04:20.510
‫برداشت‌های زیادی میشه ازشون کرد

04:20.510 --> 04:22.240
‫الهامات من این‌طوری نیستن

04:22.800 --> 04:24.998
‫من به تواناییم مسلط شده بودم

04:25.023 --> 04:27.490
‫می‌تونستم دقیق اون چیزی که
می‌خواستم رو ببینم

04:28.759 --> 04:31.049
‫مثل اون قاتل زنجیره‌ای دیگه؟

04:31.890 --> 04:33.220
‫توی کانزاس سیتی

04:36.540 --> 04:39.020
‫هر هنرمندی امضای خودش رو می‌خواد

04:39.440 --> 04:42.400
‫استدلال خیلی قانع‌کننده‌ای رو مطرح کردی...

04:44.030 --> 04:46.270
‫برای این که هیچوقت اون کتاب رو بهت ندم

04:47.030 --> 04:49.410
‫تو به هیچ‌چیزی تسلط پیدا نکردی

04:49.410 --> 04:51.960
‫اما فقط توی اون کتابه که می‌تونم
‫جواب سوالام رو پیدا کنم

04:51.960 --> 04:53.080
‫اونا جواب نیستن

04:53.080 --> 04:54.960
‫میون‌بُرن...

04:54.960 --> 04:58.880
‫که تو رو به بی‌راهه‌‌ای
پر از درد و رنج می‌کشونن

04:58.880 --> 05:02.280
‫بی‌راهه‌ای که تو میگی برای من
‫مثل کوچه خلوت می‌مونه

05:02.590 --> 05:04.300
‫عین اوفیلیا حرف می‌زنی

05:05.010 --> 05:07.970
‫اون هم عجول و یه‌دنده بود و

05:07.970 --> 05:11.180
‫گذاشت که توانایی‌هاش به جنون برسوننش

05:11.520 --> 05:13.020
‫من خواهر تو نیستم

05:13.020 --> 05:14.560
‫نه، تو دختر منی

05:15.350 --> 05:17.440
‫و مثل مادرم که

05:17.440 --> 05:20.300
‫اوفیلیا رو به حال خودش رها کرد،
‫تو رو رها نمی‌کنم

05:20.770 --> 05:22.300
‫فکر نکن چیزی تموم شده

05:30.480 --> 05:31.620
‫تیش؟

05:33.160 --> 05:34.830
‫ببخشید قندعسلم

05:35.500 --> 05:38.960
‫حا‌ل‌وهوای عشقولانه یهو از سرم پرید

05:42.130 --> 05:43.300
‫باشه واسه بعد

05:45.786 --> 05:50.200
« ونزدی »
« فصل دوم »

05:52.044 --> 05:55.563
« قسمت دوم »
« نجوای مصیبت »

05:59.940 --> 06:03.230
‫تا وقتی که مامانم جلوی پام سنگ می‌اندازه و
‫دستم به کتاب گودی نمی‌رسه،

06:03.230 --> 06:06.350
‫شاید مجبور شم این پرونده رو به
‫روش سنتی حل کنم

06:07.200 --> 06:10.350
‫شاید گالپین بالاخره یه سرنخ به‌دردبخور
‫به جا گذاشته باشه

06:11.570 --> 06:14.490
‫حتی وقتی مُرده هم، جون می‌کَنه یه چیزی بگه

06:15.200 --> 06:17.040
‫وای! بدبخت شدم

06:17.620 --> 06:19.170
‫هیچی ندارم بپوشم

06:20.120 --> 06:22.590
‫سوتینِ ستِ بیکینی گورخریم کجاست؟

06:22.590 --> 06:23.800
‫از شرمندگی قایم شده

06:23.800 --> 06:26.420
‫می‌خوای به اون تخمِ چشم حال‌بهم‌زن زُل بزی یا

06:26.420 --> 06:27.800
‫به داد دوستت برسی؟

06:27.800 --> 06:29.720
اردوی طبیعت‌گردی یه‌‌‌شبه‌ست

06:29.720 --> 06:31.510
‫مگه چندتا لباس لازمت میشه؟

06:31.510 --> 06:32.680
‫یکی واسه اتوبوس،

06:32.680 --> 06:35.680
‫بعدش واسه وقتی دور آتیشیم،
‫بعدش واسه شنای آخر شب،

06:35.680 --> 06:38.180
‫بعدش پیاده‌روی صبح و بعدش هم گردهمایی آخر

06:38.180 --> 06:40.560
‫صبحونه و ناهار و شام رو هم که دیگه نگم

06:40.560 --> 06:42.770
‫اگه می‌اومدی، فرصت خیلی خوبی برای

06:42.770 --> 06:44.510
‫آشنایی با دسته‌ی گرگ‌ها نصیبت می‌شد

06:44.510 --> 06:48.030
‫همونطور که ولتر یه زمانی گفته،
‫«اوج سعادت در تنهایی پرمشغله نهفته‌ست»

06:48.030 --> 06:49.740
‫نمی‌تونی تا ابد از آدم‌ها دوری کنی

06:50.700 --> 06:53.380
‫خنده‌داره، حالا انگار خودت ۲۴ ساعته
چسبیدی به ایجکس

06:53.380 --> 06:56.450
‫عین راکون‌های بدبخت،
هی کادو می‌ذاره دم خونه

06:57.180 --> 07:00.120
‫آخه انتظار نداشتم رابطه‌م با
برونو این‌قدر زود گرم شه

07:00.120 --> 07:02.460
‫اصلاً اون مرحله‌ی صحبت کردن رو پیچوندیم

07:03.480 --> 07:05.660
‫نمی‌دونم چطوری همه‌چی رو با ایجکس تموم کنم

07:05.660 --> 07:08.210
‫یه ضربه‌ی سریع به سر باید کارساز باشه

07:08.210 --> 07:11.990
‫نمی‌خوام ناراحتش کنم.
‫تقصیر اون نیست که بین‌مون فاصله افتاد

07:13.180 --> 07:15.760
‫دیوینا سوتین شنات رو قرض نگرفته بود؟

07:15.760 --> 07:17.750
‫وای خدا. شاید گرفته. مرسی

07:21.590 --> 07:23.740
‫نمی‌دونم دیوینا سوتینِ ست بیکینیش رو
‫قرض گرفته یا نه

07:23.740 --> 07:27.040
‫فقط لازم داشتم سروصدا کمتر بشه تا
‫بتونم فکر کنم

07:29.110 --> 07:31.570
‫اون الهام بین خودمون می‌مونه

07:32.320 --> 07:35.320
‫می‌خواست به‌خاطر یه سوتین،
‫عین سیلویا پلات خودش رو بکشه

07:35.320 --> 07:38.440
‫از کجا معلوم اگه می‌دونست مرگش
‫بهم الهام شده، چه واکنشی نشون می‌داد؟

07:38.440 --> 07:41.500
‫ایند داره می‌میره؟
میشه تو مراسم خاک‌سپاریش آواز بخونم؟

07:41.500 --> 07:43.120
‫آهنگ «جایی فراتر از رنگین‌کمان»

07:43.120 --> 07:45.630
‫خیلی هم به ایند می‌خوره.
‫متنش رو هم که بلدم

07:45.630 --> 07:47.630
‫چندوقته که اینجایی؟

07:48.550 --> 07:50.040
‫از موقعِ...

07:50.040 --> 07:50.974
‫این

07:50.999 --> 07:52.753
‫دوباره محوش کن

07:53.010 --> 07:54.390
‫ایند قرار نیست بمیره

07:54.390 --> 07:56.100
‫چون قبلش قاتل رو پیدا می‌کنم

07:57.280 --> 07:58.390
‫اگه جیکت در بیاد...

07:58.390 --> 08:01.560
‫به یه روش خبیثانه‌ای دخلم رو میاری

08:01.786 --> 08:03.046
‫خودم می‌دونم

08:04.520 --> 08:06.360
‫حالا حرکت بعدی‌مون چیه؟

08:06.360 --> 08:07.940
‫حرکت بعدی‌ای در کار نیست

08:08.480 --> 08:10.360
‫همین الانش یه دست راست دارم

08:10.360 --> 08:11.990
‫دست راست دیگه‌ای لازم ندارم

08:11.990 --> 08:13.910
‫برو مزاحم یکی دیگه شو

08:13.910 --> 08:15.660
‫هرچی بیشتر من رو از خودت برونی،

08:16.160 --> 08:18.120
‫بیشتر دلم می‌خواد خوشحالت کنم

08:19.040 --> 08:21.660
‫شگرد قدیمیِ «سوءاستفاده‌ی احساسی»

08:25.000 --> 08:27.080
‫برای یه مراسم خاکسپاری دیرم شده

08:27.790 --> 08:31.360
‫اگه وقتی برگشتم، اینجا بودی،
‫مجبور میشم پیش‌پیش یه مراسم دیگه بگیرم

08:37.317 --> 08:38.695
« اسلرپ »

08:38.720 --> 08:42.270
‫یعنی اسلرپ خودش برگشته؟

08:42.270 --> 08:44.640
‫آره، امروز صبح که اومدم اینجا بود

08:46.060 --> 08:47.310
‫عوض شده

08:47.310 --> 08:48.900
‫فکر کنم... حالش داره خوب میشه

08:50.020 --> 08:51.550
‫یه نگاه به داخل جمجمه‌ش بنداز

08:53.990 --> 08:57.370
‫اصلاً فکر کنم داره مغز در میاره

08:57.370 --> 08:58.490
‫بی‌نظیره

08:59.080 --> 09:01.989
‫انگار داره با یه سرعت ماورایی

09:02.014 --> 09:03.886
‫خودش رو احیا می‌کنه

09:04.370 --> 09:06.620
‫مطمئن باش به‌خاطر این گوشت سحرآمیزه

09:06.620 --> 09:09.090
‫هرچی بیشتر بخوره، بیشتر جون می‌گیره

09:09.880 --> 09:12.170
‫اگه دوباره فرار کرد چیکار کنیم؟

09:12.920 --> 09:13.920
‫نمی‌کنه

09:14.630 --> 09:18.540
‫شاید بی‌مغز باشه اما می‌دونه که
‫اینجا یه پناهگاه امن داره

09:18.540 --> 09:20.540
‫دیگه کی قراره ازش محافظت کنه؟

09:20.850 --> 09:23.430
‫وای! این لارو رو نگاه

09:26.040 --> 09:29.680
‫شب‌پره‌ی جسد‌خوار نیوانگلندی.
‫به‌شدت کمیابه. تنها جایی که دیده شده توی...

09:29.680 --> 09:31.050
‫جنازه‌ها بوده؟

09:33.360 --> 09:35.700
‫چی شده پسرم؟

09:38.360 --> 09:41.490
‫شنیدی؟ اولین کلمه‌ش رو گفت

09:41.490 --> 09:44.000
‫مخ...

09:44.000 --> 09:45.540
‫جانم، منم مخصلتم!

09:45.540 --> 09:46.540
‫طرف زامبیـه

09:46.540 --> 09:50.040
‫به تو که نمیگه مخلصتـه.
‫می‌خواد بگه «مُخ»

09:51.540 --> 09:53.590
‫اون کلمه‌ی «ز دار» رو نگو

09:54.380 --> 09:55.420
‫احساساتیـه

09:56.090 --> 09:57.510
‫آخه چطور نمی‌دونی؟

09:57.510 --> 09:59.220
‫ما قراره دوستش باشیم!

10:00.580 --> 10:02.850
‫گاز گرفتن نداریم! گاز گرفتن نداریم!
‫اسلرپ بد!

10:02.850 --> 10:05.080
‫این خیلی خطرناکـه. باید به یکی بگیم

10:05.080 --> 10:06.270
‫نه!

10:06.270 --> 10:08.980
‫اینطوری می‌برنش، شاید هم بدتر...
‫می‌کشنش

10:08.980 --> 10:12.655
‫همین الانش هم مُرده. نمیشه که
بذاریمش اینجا و ‫خودمون بریم اردو

10:12.680 --> 10:14.100
‫نگران اون نباش

10:14.683 --> 10:16.223
‫قبلاً یه نقشه‌ای درموردش کشیدم

10:26.750 --> 10:28.960
‫باشد که خداوند راهت را هموار کند

10:28.960 --> 10:31.290
‫باشد که باد حامی‌ات باشد

10:31.290 --> 10:34.318
‫باشد که آفتاب صورتت را گرم کند و

10:34.343 --> 10:37.183
‫باشد که باران بر مزارعت ببارد

10:37.420 --> 10:41.010
‫باشد که خداوند همواره پشت و
پناهت باشد. آمین

10:42.350 --> 10:43.390
‫دوتا عزادار

10:44.640 --> 10:47.100
‫حق گالپین دونفر کم‌تر بود

10:47.100 --> 10:49.140
‫اداره مجبور بود یه مقام رسمی بفرسته

10:49.460 --> 10:51.260
‫اون قبلاً کلانتر بوده

10:51.690 --> 10:54.000
‫با رایکن شیر یا خط انداختیم و من باختم

10:54.400 --> 10:56.690
‫من هم به‌ نمایندگی از تایلر اومدم اینجا

10:56.690 --> 10:59.038
‫با حالت عبوسی ازم خواست که

10:59.063 --> 11:00.820
‫مطمئن بشم پدرش واقعاً مُرده

11:00.820 --> 11:01.860
‫بهونه‌ی تو چیه؟

11:01.860 --> 11:04.200
‫دارم کارم رو با لذت شخصیم قاتی می‌کنم

11:04.200 --> 11:06.450
‫مراسم‌های خاکسپاری سرگرم‌کننده‌‌ن

11:06.450 --> 11:09.660
‫قاتل‌ها هم عادت دارن که توی
‫مراسم ترحیم قربانی‌هاشون حاضر بشن

11:09.660 --> 11:13.380
‫دکتر فیربرن بهم گفت که
‫رفتی ویلو‌هیل تا تایلر رو ببینی

11:14.590 --> 11:16.630
‫هیچ سرنخی بهت نمیده

11:16.630 --> 11:18.880
‫می‌فرستت دنبال نخود سیاه

11:18.880 --> 11:21.480
‫برای فهمیدن چنین چیزی
‫چندین‌سال تجربه‌ی پلیسی لازم نیست

11:21.480 --> 11:25.140
‫چندین سال تجربه‌ی پلیسی نفهمید که
‫تایلر یه هایده. من فهمیدم

11:25.720 --> 11:27.460
‫پس دیگه لازم نیست بهت هشدار بدم که

11:27.460 --> 11:30.670
‫وادر تیررس یه طرد‌شده‌ی روانی دیگه نشی

11:31.230 --> 11:34.360
‫کسی که گاپلین و بردبری رو کشته، شوخی نداره

11:35.190 --> 11:36.900
‫با سرنوشت بازی نکن خانم آدامز

11:39.030 --> 11:41.480
‫گاپلین تاحالا رفته بود به دیدن تایلر؟

11:42.320 --> 11:44.530
‫واقعاً انتظار داری بهت بگم؟

11:48.080 --> 11:49.080
‫یه‌بار

11:50.160 --> 11:52.412
‫تایلر در عرض چند ثانیه تغییر شکل داد

11:52.437 --> 11:55.015
‫داشت میله‌های تیتانومی رو مچاله می‌کرد

11:55.040 --> 11:57.335
‫پنج‌دقیقه‌ی تمام با قلاده
بهش شوک وارد کردن تا

11:57.360 --> 11:59.050
برگرده به حالت انسانیش

11:59.050 --> 12:00.700
‫تاحالا همچین چیزی ندیده بودم

12:01.170 --> 12:03.930
‫خشم بی حد و حصر بود

12:05.590 --> 12:07.320
‫فکر می‌کنم قاتله...

12:07.320 --> 12:08.710
‫یه اِیوین باشه

12:10.180 --> 12:12.350
‫می‌تونه پرنده‌ها رو کنترل کنه

12:14.060 --> 12:15.400
‫نظریه‌ی جالبیـه

12:16.860 --> 12:20.070
‫باز خداروشکر ما توی ویلوهیل،
بیمار اِیوین نداریم

12:21.860 --> 12:23.400
‫ممنون که راستش رو گفتی

12:24.530 --> 12:27.485
خودت گفته بودی، فقط به لطف توئـه که

12:27.510 --> 12:30.110
تایلر ‫الان پشت میله‌های زندانه و
از شرش راحتیم

12:30.410 --> 12:33.360
‫به‌نظرم این کارت ارزشِ یه
‫لطف متقابل غیررسمی رو داشت

12:35.750 --> 12:37.630
‫گاپلین همین‌ها رو هم بهم نمی‌گفت

12:50.446 --> 12:52.459
« مسافرخانه‌‌ در اپل هالو »

12:59.360 --> 13:00.440
‫وای!

13:00.440 --> 13:02.360
‫به مسافرخونه‌ی‌ در اپل هالو خوش اومدید

13:02.360 --> 13:03.360
‫اتاق می‌خواید؟

13:04.240 --> 13:07.240
‫کلید اتاق ۳۰۲‌ رو می‌خوام

13:14.210 --> 13:16.290
‫کسی نباید مزاحم این مهمون بشه

13:16.870 --> 13:18.130
‫من رو هم اینجا ندیدی

13:28.970 --> 13:29.970
‫منم

13:34.980 --> 13:35.980
‫مامان؟

13:39.520 --> 13:41.762
‫گفته بودم پرده‌ها رو بکشی

13:41.786 --> 13:43.610
‫بیرون که نرفتی، رفتی؟

13:43.610 --> 13:45.570
‫۲۴ ساعته نشستم پای اخبار

13:47.180 --> 13:49.938
‫آره، شنیدم که اِف‌بی‌آی امروز صبح به

13:49.963 --> 13:52.080
‫مجتمع «مورنینگ سانگ» حمله کرده

13:52.080 --> 13:53.620
‫اما گیدیون اونجا نبوده

13:54.700 --> 13:56.210
‫می‌ترسم

13:56.210 --> 13:59.670
‫تنها راه خروجت از اون فرقه،
‫یا با دستبند بود یا کیسه‌ی حمل جسد

13:59.670 --> 14:01.670
‫- نمی‌ذاشتم همچین اتفاقی بیفته
‫- می‌دونم

14:06.050 --> 14:09.640
‫ببین، وقتی گیدیون پیدات کرد
‫توی آسیب‌پذیرترین حالتت بودی

14:10.470 --> 14:12.050
‫تو رو مقصر نمی‌دونم

14:12.050 --> 14:13.140
‫باید بدونی

14:13.140 --> 14:15.470
‫می‌دونیم تنها هدفش از ازدواج باهام

14:15.470 --> 14:19.130
‫این بود که کمکش کنم مردم رو عضو کنیم تا
‫بتونه پول‌شون رو بدزده

14:21.200 --> 14:22.840
‫دیگه کاریـه که شده

14:23.230 --> 14:24.940
‫قسمت سختش تموم شده

14:24.940 --> 14:26.360
‫آوردمت بیرون

14:27.240 --> 14:29.700
‫حالا فقط باید طبق نقشه پیش بری

14:30.660 --> 14:34.620
‫تو مدارک کلاه‌برداری گیدیون رو داری و
‫من هم مامورای فدرال رو افسون کردم

14:36.660 --> 14:38.540
‫پیداش می‌کنن

14:38.540 --> 14:42.080
‫بعد هم که بازداشت شد، ما راحت میشیم

14:44.250 --> 14:46.300
‫قول میدم نذارم بلایی سرت بیاد

14:50.025 --> 14:52.264
این تحقیقات به بن‌بست رسیده

14:52.289 --> 14:55.669
‫فقط با یه سری اقدامات شدید و جدیـه که
‫میشه یه نفر رو زنده کرد

14:56.430 --> 14:59.520
‫اگنس، وقتی اون پیامک‌های فضولی‌کننده‌ت رو
‫برام فرستادی،

14:59.545 --> 15:01.425
‫چطوری قفل گوشی گالپین رو باز کردی؟

15:03.853 --> 15:06.586
« کلانتر سابق جریکو در خانه‌اش فوت شد »

15:07.990 --> 15:10.400
‫دماغش یکم بزرگ‌تره

15:20.210 --> 15:21.210
‫وارد شدم

15:23.330 --> 15:25.540
‫عالی چهره‌ت رو تغییر دادی جوزفین

15:26.050 --> 15:27.990
‫حاضرم واسه ونزدی آدامز هرکاری بکنم

15:29.210 --> 15:32.890
‫قبل این که پلیس‌ها خونه‌ی گالپین رو بگردن،
‫هرچی می‌تونستم رو کِش رفتم

15:32.890 --> 15:34.893
‫دلم می‌خواست برای اولین پرونده‌ی مشترک‌مون،‫

15:34.918 --> 15:36.921
بیشتر از حدم ارائه کنم

15:37.510 --> 15:39.980
‫این که حریم شخصی حالیت نیست،
اعصاب‌خُردکن و

15:40.005 --> 15:41.831
‫چاپلوسی‌ کردن‌هات خسته‌کننده‌ست

15:43.003 --> 15:45.803
‫اما توانایی‌هات فایده‌های خودشون رو
‫برای تحقیقات دارن

15:47.570 --> 15:49.690
‫رو در رو بدجنس‌تر هم هست

15:49.690 --> 15:51.850
‫برید. دیگه باهاتون کاری ندارم

15:56.620 --> 15:58.080
‫بهم شک کردن

15:58.080 --> 16:00.940
‫اگه زنده نموندم،
مدارک توی کابین جاشون امنـه

16:01.750 --> 16:03.080
‫کابین؟

16:03.080 --> 16:04.960
‫بردبری چندین ساله که دیگه پلیس نیست

16:05.790 --> 16:09.469
‫بعید بدونم منظورش کابینِ
داخل اداره‌ی پلیس باشه

16:09.740 --> 16:12.950
‫فکر کنم باید دنبال یه آدرس واسه
‫خونه‌ای آپارتمانی جایی باشیم

16:21.653 --> 16:23.992
« کابین »
« ۲۰۱۵ ،پاین کرست »

16:24.650 --> 16:26.150
‫پاین کرست، ۲۰۱۵

16:29.000 --> 16:36.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16:38.450 --> 16:40.160
‫آره، اما چطوری بریم اونجا؟

16:42.297 --> 16:44.055
« اردوگاه جریکو »

16:44.080 --> 16:46.670
‫انگار بیرون بالاخره من رو فراخوند

16:47.840 --> 16:48.990
‫اسحله‌ها رو جمع کن بریم

17:03.310 --> 17:04.890
‫خبردار!

17:04.890 --> 17:07.940
‫وقتش رسیده به ندای ماجراجویی پاسخ بدیم

17:11.190 --> 17:13.400
‫صبح‌ همگی بخیر، طردشدگان عزیزم!

17:13.400 --> 17:16.660
‫از دیدن چهره‌های سرزنده و
‫بشاش‌تون بسیار خرسندم

17:16.660 --> 17:18.450
‫اتوبوس‌ها رسیدن

17:18.450 --> 17:20.830
‫موقع بار کردن تابوت‌ها مراقب باشید

17:20.830 --> 17:23.040
‫اولاً، مراقب همدیگه باشید

17:23.040 --> 17:25.320
‫دوماً، خوش بگذرونید!

17:25.830 --> 17:28.880
‫برای دو روز کامل، باید تمدن رو بذارم کنار

17:29.460 --> 17:32.550
‫یه پشم‌پوچینو، دوتا پمپ شکلات،
‫یه پمپ توت‌فرنگی،

17:32.550 --> 17:34.670
‫و یه پمپ اضافه از سس استیک لطفاً

17:35.720 --> 17:38.080
‫به‌گمونم آماده نبودی تا با
کسی تعهد داشته باشی

17:39.390 --> 17:40.430
‫سلام

17:41.010 --> 17:44.440
‫می‌دونم تا دقیقه‌ی نود درمورد این که
‫چی بپوشی، نظرت عوض میشه

17:46.836 --> 17:48.738
‫آره، واقعاً دارم همه‌ی زورم رو می‌زنم تا

17:48.763 --> 17:50.820
‫این عادت چمدون‌ زیاد بستنم رو
بذارم کنار اما

17:50.820 --> 17:52.400
‫تا الان که اصلاً موفق نبودم

17:52.400 --> 17:53.860
‫خب بذار من کمکت می‌کنم

17:53.860 --> 17:55.940
‫زحمت نکش. خودم می‌برم

17:59.570 --> 18:00.780
‫خانم سینکلیر

18:01.370 --> 18:02.370
‫یه لحظه وقت دارید؟

18:04.240 --> 18:05.330
‫ممنون

18:07.160 --> 18:08.920
‫تو اردوگاه همدیگه رو می‌بینیم

18:09.540 --> 18:11.750
‫حتماً. فکر خوبیـه

18:12.920 --> 18:14.630
‫انگار بدجوری کمک می‌خواستید

18:14.630 --> 18:17.800
‫چندتا قانون خودمونی هست که
‫باید به همه اطلاع بدیم

18:17.800 --> 18:20.388
‫چون بعضی‌ها تصمیم گرفتن وقتی که

18:20.413 --> 18:22.300
‫ماه کامله، برن اردوی بیرون‌شهری

18:22.300 --> 18:23.640
‫آقای تودور-پول!

18:28.980 --> 18:31.190
‫وای خدا،‌ آره!

18:31.190 --> 18:34.360
‫پس بالاخره اومدی.
‫قراره کلی بهمون خوش بگذره

18:34.360 --> 18:36.150
‫این‌قدر ذوق نکن حالا

18:36.150 --> 18:39.500
‫این کار فقط یه پوشش برای تحقیقاتم
‫درمورد قتلیـه که در پیش داریم

18:39.500 --> 18:41.180
‫سفر قتلی چهارشنبه

18:44.580 --> 18:47.330
‫گمشو روانی تا پنجه‌هام نخوردن بهت

18:47.330 --> 18:49.540
‫حرص نخور، پشمات می‌ریزن‌ها

18:49.540 --> 18:51.250
‫من دستیار ونزدیم

18:51.830 --> 18:54.340
‫تونستم مختصات دقیق کابین رو پیدا کنم

18:54.780 --> 18:57.120
‫با یه پیاده‌روی ۳۰ دقیقه‌‌ای از
اردوگاه بهش می‌رسیم

18:57.120 --> 18:59.130
‫جسارتاً چندتا مسیر رو کشیدم

18:59.130 --> 19:00.720
‫می‌خواست من رو بکشه، یادت رفته؟

19:00.720 --> 19:03.580
‫آره اما موفق نشد، که این نشون میده
‫یه مبتدی بیشتر نیست

19:04.260 --> 19:05.260
‫آخ

19:06.560 --> 19:07.930
‫حقمـه این رو بگی

19:09.180 --> 19:10.390
‫کوله‌م رو بیار

19:11.440 --> 19:13.130
‫یه صندلی کنار پنجره برام نگه دار

19:14.110 --> 19:16.280
‫با چشم باز می‌خوابم

19:16.980 --> 19:18.690
‫خودت رو اذیت نکن توله

19:19.190 --> 19:21.430
‫هرکاری بکنی نمی‌فهمی دارم بهت نزدیک میشم

19:26.120 --> 19:27.959
‫خانم آدامز، خوشحال شدم که دیدم

19:27.984 --> 19:30.710
‫لحظه‌آخری به ماجراجویی‌مون اضافه شدید

19:31.117 --> 19:32.512
‫چیشد نظرتون عوض شد؟

19:32.537 --> 19:35.380
‫طبق تجربیات من،
همیشه یه نفر توی جنگل می‌میره

19:35.380 --> 19:36.710
‫شاید شانس‌مون گفت

19:38.440 --> 19:40.760
‫♪ آهنگ I Walked With a Zombie
‫از Roky Erickson ♪

19:40.760 --> 19:44.120
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

19:44.760 --> 19:47.600
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

19:48.720 --> 19:51.640
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

19:51.640 --> 19:53.170
‫♪ دیشب ♪

19:56.940 --> 19:59.230
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

20:00.900 --> 20:03.660
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

20:04.820 --> 20:07.780
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

20:07.780 --> 20:09.790
‫♪ دیشب ♪

20:19.200 --> 20:22.462
‫با این که تلاش کردم خونِت رو خالی کنم اما

20:22.486 --> 20:24.550
‫هنوز کاملاً‌ بی‌خون نشدی

20:24.550 --> 20:26.260
‫چطوری... آبجی؟

20:26.260 --> 20:28.140
‫قضیه‌ی این تابوت خون‌آشام دیگه چیه؟

20:29.850 --> 20:33.100
‫باهاش یواشکی منور و بنزنین میارم

20:34.100 --> 20:35.900
‫واسه... آتیش درست کردن تو جنگل

20:35.900 --> 20:37.110
دور آتیش‌نشینی منظورته دیگه؟

20:37.110 --> 20:39.360
‫حالا... هرچی. همین که بسوزه کافیـه

20:55.370 --> 20:58.290
‫سلام، نابغه‌ی ویرانگر من

20:59.590 --> 21:04.183
با ‫بوی هوای تازه، حالت تهوع نگرفتی؟

21:05.040 --> 21:07.460
‫چیشده افتخار دادید و
‫عین جِن اینجا سبز شدید؟

21:07.460 --> 21:10.060
‫برای والدین همراه فراخوان دادن و

21:10.060 --> 21:13.480
‫من هم که به‌اندازه‌ی کافی در
دامان طبیعت وقت گذروندم

21:13.980 --> 21:16.100
‫می‌دونی که جنگل‌ِ بتنی به حساب نمیاد؟

21:18.230 --> 21:19.730
‫اون اومده اینجا چیکار؟

21:19.730 --> 21:23.260
‫اون ایده‌ی «ارتباط با طبیعت»ـش که
گل‌های رُز گلخونه رو هرس کرد

21:23.650 --> 21:26.080
‫گفتم یه فعالیت خونوادگی از توش در بیاریم

21:26.080 --> 21:29.700
‫من و پاگزلی هم می‌تونیم
‫روابط پدرپسری‌مون رو تقویت کنیم

21:29.700 --> 21:31.410
‫اوم، نه، ممنون بابا

21:32.520 --> 21:34.790
‫من پیش یوجین می‌مونم

21:34.790 --> 21:36.160
‫لرچ، یه کمکی می‌کنی؟

21:47.720 --> 21:50.280
‫شاید شماها هم تونستید سنگاتون رو
‫با هم وا بکنید

22:19.000 --> 22:20.830
‫عین درنده‌ها شدی

22:22.420 --> 22:25.260
‫دوست داری شکارِ بی‌دفاعت باشم؟

22:26.260 --> 22:27.510
‫الان نه عزیز دلم

22:30.430 --> 22:33.798
‫تیش، اصلاً دوست ندارم این‌قدر کلافه باشی

22:33.823 --> 22:36.071
‫کتابه رو بده به ونزدی، خودت رو راحت کن

22:36.096 --> 22:39.350
‫می‌دونم غریزه‌ی تو میگه
کوتاه بیایم اما نمیشه

22:39.350 --> 22:42.392
‫می‌تونم با کینه‌ی شتری کنار بیام اما

22:42.416 --> 22:44.835
‫نمی‌ذارم از دستم بره

22:44.860 --> 22:46.030
‫بعدش هم عزیزم...

22:46.030 --> 22:48.820
‫تو این ماجرا حمایت بی‌قید و
شرط تو رو می‌خوام

23:08.300 --> 23:10.180
‫ممنون که چادر رو زدی

23:10.740 --> 23:13.370
‫تو این طبیعت، کل دنیا گلخونه‌ی شیشه‌ای منه

23:18.270 --> 23:19.770
‫قضیه‌ی این موشک‌ها چیه؟

23:20.890 --> 23:22.650
‫سیستم هشدار اولیه‌ست

23:22.650 --> 23:23.690
‫هشدار برای چی؟

23:32.369 --> 23:34.162
‫اسلرپ این‌جا چیکار می‌کنه؟

23:34.162 --> 23:36.331
‫همونطور که خودت گفتی، نمی‌تونستیم
‫تنهاش بذاریم!

23:37.207 --> 23:41.169
‫یعنی آوردیش وسط جنگل، توی اردویی که
همه هم‌کلاسی‌هامون هستن؟

23:41.920 --> 23:44.673
‫آروم باش. اگه بخواد فرار کنه سریع می‌فهمیم

23:48.552 --> 23:50.804
‫کارمون تمومه. من‌که میرم پیشِ بقیه بچه‌ها

23:50.804 --> 23:52.514
‫عمراً کنار یه زامبی بخوابم

23:53.473 --> 23:56.143
‫راستش رو بخوای زامبی‌ها اصلاً نمی‌خوابن!

23:56.143 --> 23:57.269
‫آهای؟

23:57.269 --> 24:00.021
‫سلام پسرها. براتون یه هدیه آوردم!

24:04.234 --> 24:08.780
‫خب، مامانت یکم خوراکی آماده کرده که
حین طبیعت‌گردی بخوری

24:08.780 --> 24:11.741
‫کرم خاکی اضافه، حشره، خاک، ناخن پا...

24:11.741 --> 24:14.119
‫هرچیزی که توی خود طبیعتم گیر میاد

24:14.828 --> 24:16.496
‫عالیه. ممنونم

24:17.956 --> 24:19.332
صدای شکمم بود

24:19.833 --> 24:21.376
‫سرموقع خوراکی‌ها رو آوردی!

24:23.795 --> 24:28.467
‫خب، قرار نیست ازم دعوت ‫کنید
بیام چادرتون رو بررسی کنم؟

24:28.467 --> 24:29.707
‫نه، نه

24:29.968 --> 24:31.887
‫یوجین یکم پیش باد معده‌ش رو خالی کرد

24:33.054 --> 24:35.974
‫آره، اون داخل بوی سگ‌مُرده میده

24:38.560 --> 24:40.437
‫خیلی‌خب، اگه مشکلی هم پیش اومد

24:40.437 --> 24:42.230
‫اولین قانون اردو زدن رو یادتون باشه

24:43.231 --> 24:44.566
‫«هیچ اثری از خودتون به‌جا نذارید»

24:45.150 --> 24:47.444
‫مخصوصاً اگه پای جنازه در میونه!

24:49.154 --> 24:50.614
‫نکته خوبی بود آقای آدامز!

24:57.537 --> 24:59.247
‫برای دو روز آینده،

24:59.247 --> 25:00.916
‫اسم اردوگاه جریکو

25:01.541 --> 25:03.084
‫به اردوگاه...

25:04.503 --> 25:05.921
‫طردشدگان تغییر پیدا می‌کنه

25:12.302 --> 25:14.930
‫این سنت سالانه‌ی جدیده «نورمور»ـه

25:14.930 --> 25:18.225
‫یه اردوگاه جنگلی برای تقویت حس همکاری،

25:18.225 --> 25:19.768
‫روحیه‌ی تیمی،

25:19.768 --> 25:21.603
‫و از همه مهم‌تر...

25:21.603 --> 25:22.687
‫افتخارِ مدرسه طردشدگان!

25:24.356 --> 25:25.357
‫ایول!

25:27.442 --> 25:31.029
‫توی اردوگاه طردشدگان،
هیچ خبری از گوشی نیست

25:31.780 --> 25:34.032
‫و تا کیلومترها اطراف،
هیچ معمولی‌ای درکار نیست

25:37.536 --> 25:38.636
‫نه‌خیرم!

25:41.790 --> 25:43.667
‫متاسفانه با بخش آخر حرف‌هاتون موافق نیستم

25:48.922 --> 25:50.090
‫ران کروگر،

25:50.090 --> 25:51.571
‫فرمانده‌ی «افسران کارآموزی ققنوس»

25:51.596 --> 25:53.718
‫من این اردوگاه رو شش ماه پیش
‫برای اردوی سالانه‌مون

25:53.718 --> 25:55.428
‫یعنی اردوگاه «ا.ی.م.ط» رزرو کردم

25:56.012 --> 25:59.099
‫کارآموزها؟
‫«ا.ی.م.ط» یعنی چی؟

25:59.099 --> 26:01.851
اردو کردن، یادگیری، ماجراجویی و طبیعت وحشی

26:05.897 --> 26:07.524
‫ما یه قرارداد امضا شده داریم!

26:08.608 --> 26:12.612
‫که یعنی شما باید هرچه سریع‌تر وسایل‌تون
‫رو جمع کنید و از جنگل بزنید بیرون!

26:12.612 --> 26:15.282
‫خب ما هم یه قرارداد داریم که

26:16.074 --> 26:17.826
‫صاحبِ اردوگاه امضاش کرده!

26:17.826 --> 26:20.328
‫جک پیر، آره. بازنشسته
‫شد و رفت «اورلاندو»

26:20.328 --> 26:21.913
‫الان دیگه پسرهاش این‌جا رو می‌گردونن

26:22.914 --> 26:24.124
‫حتماً دو بار اجاره‌ش دادن!

26:24.124 --> 26:26.710
‫این‌جور سوتی‌ها فقط از معمولی‌ها برمیاد!

26:26.710 --> 26:28.920
‫خب پس گروهبان، فعلاً خداحافظ...

26:31.298 --> 26:33.800
‫من ۳۶۴ روزه که دارم
‫این پسرها رو برای یه چالش بزرگ

26:33.800 --> 26:35.635
‫توی دل طبیعت آماده می‌کنم

26:35.635 --> 26:37.387
‫و این چالش همین هفته برگزار می‌شه!

26:37.387 --> 26:40.265
‫کارآموزان، کمک‌شون کنید
‫وسایل‌شون رو جمع کنن و برن

26:40.290 --> 26:42.544
‫تا ساعت ۴ همه طردشده‌ها
‫باید این‌جا رو تخلیه کرده باشن

26:42.569 --> 26:43.904
‫به روی چشم قربان!

26:55.155 --> 26:58.742
‫اگه تو و این نوچه‌های بی‌جونت
‫اینقدر برای این اردوگاه له‌له می‌زنید

26:59.284 --> 27:00.702
!بیاین و برای به‌دست آوردنش بجنگید

27:00.702 --> 27:01.828
‫ببخشید؟

27:01.828 --> 27:03.830
‫برنده می‌مونه، بازنده می‌ره خونه‌شون!

27:04.581 --> 27:05.915
‫از نظر من ‌که فکر خوبیه

27:05.915 --> 27:08.627
‫مگه این ‌که تو و پسرهات
‫جراتش رو نداشته باشید

27:12.366 --> 27:13.586
‫باشه خانم مو خرگوشی!

27:14.382 --> 27:16.134
ما هم موافقیم

27:16.676 --> 27:17.844
‫پیشنهادت چیه؟

27:21.931 --> 27:24.309
‫در پی تغییر ناگهانی‌ای در
‫برنامه‌مون ایجاد شد،

27:24.309 --> 27:29.939
‫مفتخرم آغاز اولین دوره جنگ رنگی
‫«طردشدگان» و «کارآموزان» رو اعلام کنم

27:29.939 --> 27:35.070
‫هر تیم، یک زفر اختصاصی خواهد داشت
‫که توسط دانش‌آموزان داوینچی طراحی شده

27:36.529 --> 27:38.782
‫قوانین مسابقه خیلی ساده‌ست

27:38.782 --> 27:41.493
‫هر تیم می‌تونه تا ده عضو داشته باشه

27:41.493 --> 27:44.913
‫اعضا به دو گروه «مدافع» و
‫«مهاجم» تقسیم می‌شن

27:45.747 --> 27:49.125
‫مدافعان باید «زفر»ِ تیم مقابل رو
‫گروگان بگیرن

27:49.125 --> 27:54.005
‫و مهاجمان باید به هر روشی که صلاح بدونن،
‫برای بازپس‌گیری «زفر»شون اقدام کنن

27:55.423 --> 27:58.134
‫هر تیمی که موفق شد زفرش رو پس بگیره،

27:58.134 --> 28:00.136
‫یک منور شلیک می‌کنه

28:02.472 --> 28:05.934
‫بعدش مسابقه بعدی آغاز می‌شه،
‫باید از آبشارهای سایدریک عبور کنید

28:05.934 --> 28:08.186
‫دوباره برگردید این‌جا، به سمت برج دیده‌بانی

28:09.229 --> 28:13.233
‫اولین تیمی که «زفر» خودش رو روی
‫سه‌پایه‌ی بالای برج قرار بده، برنده‌ست

28:14.609 --> 28:16.945
‫پنج دقیقه فرصت دارید
هم‌تیمی‌هاتون رو انتخاب کنید

28:18.363 --> 28:20.073
‫«نایت‌شیدها» دوباره دور هم جمع شدن!

28:20.073 --> 28:22.134
‫- من و برونو می‌خوایم توی تیم باشیم
‫- منم می‌خوام

28:22.159 --> 28:23.536
‫اه، داداش

28:23.952 --> 28:27.122
‫شرمنده، فقط اعضای نایت‌شید
‫می‌تونن توی تیم باشن!

28:32.377 --> 28:34.838
‫- اما اشکالی نداره، بفرمایید
‫- خب نقشه چیه؟

28:35.422 --> 28:37.132
‫خب، ما می‌تونیم از «زفر» محافظت کنیم

28:37.132 --> 28:40.009
‫من هرکسی اومد سمت‌تون رو با
‫سنگ می‌زنم و تو هم افسون‌شون می‌کنی!

28:40.009 --> 28:41.803
‫بقیه‌مون به تیم حریف حمله می‌کنیم

28:42.303 --> 28:43.763
‫موفق باشید اسکل‌ها!

28:47.142 --> 28:50.186
‫من تختم رو با یه چادر عوض
‫کردم تا کلبه‌ی گالبین رو پیدا کنم

28:50.186 --> 28:54.107
‫عمراً بذارم یه‌مشت کله‌پوک ‫عضله‌ای
جلوی ماموریتم رو بگیرن

28:55.483 --> 29:00.113
‫نوآ، دیلن، گریفین، جاسپر

29:01.114 --> 29:02.741
‫شما باید یه محدوده‌ی دفاعی درست کنید!

29:03.862 --> 29:07.116
‫- اصلاً نذارید این اُسکل‌ها نزدیک بشن!
‫- به‌روی چشم قربان!

29:08.037 --> 29:12.167
‫من یه‌سری تجهیزات غیرمجاز هم
‫قاچاقی آوردم که مسابقه رو عادلانه کنیم

29:16.004 --> 29:18.840
‫بیلی، تو فرمانده‌ی گروه ضربتی!

29:18.840 --> 29:21.634
‫فقط و فقط باید برنده بشیم!

29:21.634 --> 29:22.969
‫به‌روی چشم قربان

29:22.969 --> 29:25.221
‫هیچ شکستی درکار نیست

29:25.221 --> 29:27.432
‫- به‌روی چشم قربان!
‫- نشنیدم

29:27.432 --> 29:28.558
‫به‌روی چـشـم قربان!

29:35.607 --> 29:38.026
‫- موفق باشید بچه‌ها
‫- ایجکس، از این سمت!

29:39.027 --> 29:41.780
‫- گروه ضربت، جدا بشید
‫- چشم قربان. بریم!

29:56.753 --> 29:58.797
‫- حواست رو جمع‌کن کارآموز!
‫- چشم قربان

30:00.340 --> 30:02.675
‫اگه هدفون توی گوش‌شون ‫باشه
نمی‌تونم افسون‌شون کنم

30:18.274 --> 30:20.068
‫کلاه اون یارو کله‌ماریه رو هدف بگیر

30:24.864 --> 30:25.949
‫نه!

30:25.949 --> 30:27.075
‫چشمات رو ببند

30:32.747 --> 30:35.458
‫گرفتمش! منور رو شلیک کنید!

30:35.458 --> 30:37.544
‫ایول!

30:41.965 --> 30:44.592
‫منور سبز.
‫کارآموزها «زفر»ـشون رو پس گرفتن

30:47.720 --> 30:48.930
‫ایول

30:48.930 --> 30:50.056
‫آره!

30:52.851 --> 30:53.893
‫سگ‌ها رو خبر کن

31:02.777 --> 31:03.987
‫آماده باشید!

31:13.204 --> 31:15.290
‫- مراقب باش!
‫- گاز اشک‌آوره!

31:19.168 --> 31:20.670
‫نیروی هوایی رو خبر کن

31:55.246 --> 31:56.789
‫برید گمشید! برید گمشید!

32:04.797 --> 32:06.549
‫با جنگ شیمیایی نمی‌تونی

32:06.549 --> 32:08.301
‫اشک من رو در بیاری!

32:23.566 --> 32:26.110
‫منور بنفش! ونزدی «زفر» رو گرفت

32:26.110 --> 32:27.153
‫آخ جون

32:39.499 --> 32:41.250
‫ولی ونزدی خیلی عقبه

32:54.455 --> 32:55.473
‫زود باشید

32:55.473 --> 32:56.516
‫زود باش، زود باش

33:00.186 --> 33:01.646
‫زود باش، یالا!

33:01.646 --> 33:02.647
‫آره، ایول!

33:16.953 --> 33:18.162
‫چیکار کنیم؟

33:42.437 --> 33:43.438
‫چی؟ بی‌خیال!

33:44.022 --> 33:45.148
‫زود باش بریم

33:48.651 --> 33:50.069
‫آره!

34:29.317 --> 34:33.029
‫کلبه‌ی گالپین حدوداً چهار کیلومتر با
اردوگاه فاصله داره

34:33.029 --> 34:35.990
‫حواست به بازگشتِ
‫شکنجه‌گر بال‌سیاه‌مون باشه!

34:38.284 --> 34:41.662
‫اگه الان حرکت کنیم، می‌تونیم قبل از
‫اینکه کسی بفهمه کار رو تموم کنیم و برگردیم

34:42.330 --> 34:45.083
‫امشب توی دورِ آتیش‌نشینی اردوگاه
‫حضور دارید دیگه خانم آدامز؟

34:45.666 --> 34:48.753
‫من معمولاً از شکنجه‌های ‫عجیب‌غریب
لذت می‌برم. امشب نیستم

34:49.337 --> 34:51.547
‫آخه بیشتر آدم‌ها دچار «ت.ا.ج.م» می‌شن

34:51.547 --> 34:52.799
‫" ترس از جا موندن »

34:52.799 --> 34:55.343
‫من «ت.ا.م» دارم.
‫ترس از مشارکت!

34:56.594 --> 34:57.595
‫خب...

34:58.721 --> 35:02.433
‫فقط خواستم ازت تشکر کنم که حقِ
‫اون معمولی‌ها رو گذاشتی کف دست‌شون

35:02.934 --> 35:05.645
‫برای کسی که ادعا می‌کنه ضد اجتماعه،

35:05.645 --> 35:07.605
‫تو توی یه بعدازظهر، کاری کردی که

35:07.605 --> 35:10.316
‫حتی با هزارتا تمرین آمادگی هم ممکن نیست

35:11.400 --> 35:12.401
‫پس ازت ممنونم

35:19.534 --> 35:22.286
‫می‌خوام با یک کلمه
عملکرد امروزتون رو توصیف کنم،

35:22.286 --> 35:23.246
‫اسفناک!

35:23.246 --> 35:24.580
‫به‌روی چشم قربان

35:24.580 --> 35:29.001
‫یه طردشده‌ی ریزه‌میزه شکست‌تون داد!

35:29.001 --> 35:30.545
‫اونم یه دختر

35:32.880 --> 35:34.549
‫الان چه حسی دارید؟

35:35.508 --> 35:38.052
‫جواب درست حسِ بی‌ارزش بودنـه!

35:38.052 --> 35:40.429
‫ممنون بابت بازخورد ارزشمندتون، قربان!

35:40.429 --> 35:43.516
‫شکست خوردید و وسط میدون نبرد تحقیر شدید

35:44.225 --> 35:48.437
‫اما ققنوس‌ها همیشه بعد از شکست جون می‌گیرن!

35:49.105 --> 35:50.106
‫امشب

35:50.690 --> 35:53.234
‫اردوگاه جریکو رو پس می‌گیریم!

35:53.234 --> 35:54.652
‫به‌روی چشم قربان!

36:03.494 --> 36:06.789
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها می‌بینم ♪

36:06.789 --> 36:07.957
‫♪ ممنونم ♪

36:09.584 --> 36:12.795
‫♪ دردسر توی راهه ♪

36:15.506 --> 36:19.635
‫♪ زلزله‌ و رعد و برق به چشمم می‌خوره ♪

36:21.512 --> 36:25.433
‫♪ امروز، روز خوبی نیست... ♪

36:27.435 --> 36:30.021
‫♪ یه‌ امشب رو جایی نرو ♪

36:30.021 --> 36:33.399
‫♪ ممکنه یه بلایی سرت بیاد ♪

36:33.399 --> 36:37.737
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها می‌بینم ♪

36:39.572 --> 36:42.909
‫♪ صدای طوفان رو می‌شنوم ♪

36:45.786 --> 36:48.748
‫♪ می‌دونم که پایان‌ نزدیکه ♪

36:51.209 --> 36:55.421
‫♪ می‌ترسم که رودخانه طغیان کنه ♪

36:57.340 --> 37:01.677
‫♪ صدایِ خشم و ویرانی به گوشم می‌رسه ♪

37:32.124 --> 37:34.043
‫هر آینه‌ای یک سمت تاریک داره!

37:47.098 --> 37:48.099
‫پاتریشا ردکار

37:52.311 --> 37:53.396
‫برونته ویگن

37:55.898 --> 37:57.525
‫جولیان میوهاش

37:58.109 --> 37:59.986
‫اینا آگهی‌های فوتِ اعضای مختلف «طردشدگان»ان

38:00.820 --> 38:02.738
‫بعضی هاشون بیشتر از پونزده ساله که فوت شدن!

38:03.990 --> 38:05.700
‫همه‌شون بیمارانِ ویلوهیل بودن

38:09.453 --> 38:10.621
‫" لوئیس "

38:11.289 --> 38:15.293
‫اگه اون پشت قضیه‌ی قتل طردشدگان باشه،
‫قربانی بعدی‌ش «ایند»ـه!

38:30.057 --> 38:32.643
‫فقط با کتاب گودی می‌تونم
قدرتم رو دوباره به‌دست بیارم

38:33.686 --> 38:37.106
‫یه‌بار مودبانه درخواست کردم.
‫حالا وقتشه یکم جدی‌تر باشم

38:37.106 --> 38:40.067
‫♪ ممکنه یه بلایی سرت بیاد ♪

38:40.067 --> 38:44.405
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها می‌بینم ♪

38:44.405 --> 38:45.489
‫♪ از دور دست‌ها ♪

38:45.990 --> 38:51.162
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها ♪

38:51.162 --> 38:53.331
‫♪ می‌بینم ♪

38:57.877 --> 38:58.961
‫ممنونم

39:00.254 --> 39:02.506
‫واقعاً صدای قشنگی دارید خانم آدامز

39:02.506 --> 39:03.507
‫اوه...

39:04.008 --> 39:06.218
‫من معمولاً فقط توی
‫مراسم‌های خاکسپاری آواز می‌خونم

39:07.261 --> 39:10.765
‫دیدار خودجوشِ مراسم خیریه‌ست؟

39:10.765 --> 39:11.766
‫نه

39:13.267 --> 39:15.144
‫اما با مادرم تماس گرفتم

39:16.020 --> 39:17.021
‫وای!

39:18.064 --> 39:22.401
‫خب، می‌دونم که دیگه سال‌هاست
‫جزو اهداکننده‌های فعال نیست

39:22.401 --> 39:25.071
‫تونستی قانعش کنی نظرش رو عوض کنه؟

39:25.696 --> 39:27.490
‫جواب تماسم رو نداد

39:27.490 --> 39:30.868
‫خب، می‌تونیم دعوت‌ش کنیم بیاد مدرسه

39:31.452 --> 39:33.454
‫گفتگوهای حضوری نتیجه بهتری دارن

39:33.454 --> 39:36.540
‫به‌نظر می‌رسه رابطه‌تون خیلی پیچیده‌ست

39:38.167 --> 39:40.336
‫اون‌که خیلی آدم صاف و ساده‌ایه

39:40.336 --> 39:44.465
‫دوست داره همه‌چیز رو کنترل کنه و
من از این کارها خوشم نمیاد

39:45.633 --> 39:49.762
‫خب خانم آدامز، یکم دقت کنید.
‫هدفِ «نِورمور» دقیقاً همینه

39:50.304 --> 39:52.973
‫به‌نظرتون می‌تونید
اختلاف‌هاتون رو کنار بذارید و

39:52.973 --> 39:54.350
‫آشتی کنید؟

39:55.393 --> 39:58.437
‫مامانم ترجیح می‌ده سم بخوره تا با
من آشتی کنه

39:59.688 --> 40:00.689
‫آهان...

40:02.691 --> 40:04.360
‫بعد از این‌که توله‌ها رو انداختیم توی قفس،

40:04.360 --> 40:07.405
‫یواشکی می‌ریم سمت دریاچه و یکم شنا می‌کنیم.
‫پایه‌ای؟

40:08.739 --> 40:10.408
‫ما چند وقته از هم جدا شدیم؟

40:12.410 --> 40:14.328
‫می‌دونم که کله‌ماری‌ها
،گیرایی‌شون خیلی پایینه

40:15.663 --> 40:17.498
‫اما دلم نمی‌خواست باور کنم
‫از هم جدا شدیم

40:24.255 --> 40:25.631
‫حق با توئـه ایجکس

40:27.091 --> 40:30.344
‫باید همون اول، وقتی که مدرسه شروع شده بود
‫بهت می‌گفتم احساساتم تغییر کرده

40:31.053 --> 40:33.222
‫- نکنه کار من اشتباهی کردم؟
‫- نه

40:35.808 --> 40:37.226
‫فقط، توی این تابستونی که گذشت،

40:37.226 --> 40:40.896
‫فهمیدم من دیگه اون دختر ضعیف و بی‌اعتماد
‫به‌نفسی نیستم که نمی‌تونه با هیچکس دوست بشه

40:40.896 --> 40:42.106
‫اما من عاشقِ همون دختر بودم

40:42.690 --> 40:43.691
‫می‌دونم

40:45.526 --> 40:48.154
‫ولی اون دختر گرگینه شد. خودش رو پیدا کرد!

40:50.739 --> 40:52.450
‫اصلاً نیومدی باهام صحبت کنی!

40:53.993 --> 40:56.620
‫کاش خیلی زودتر از این‌ها با هم
‫حرف می‌زدیم، قبل از این‌که...

40:57.246 --> 40:59.331
‫قبل از این‌که تنهایی رابطه‌مون رو
فراموش کنی

41:00.458 --> 41:01.667
‫من واقعاً متاسفم...

41:04.628 --> 41:08.257
‫فکر نمی‌کردم رابطه‌م با
‫برونو اینقدر زود جدی بشه

41:13.846 --> 41:16.086
‫اون روز که رفته بودیم «اوریا هیپ» رو
‫یادت میاد؟

41:20.060 --> 41:22.688
‫به‌هرحال از قدیم گفتن موش و گربه
‫هیچوقت نمی‌تونن با هم دوست بشن

41:41.582 --> 41:43.501
‫راستش رو بخواین دلم واسه کله‌ماریه سوخت!

41:44.001 --> 41:46.337
‫- منم!
‫- راه بیفتید!

42:00.142 --> 42:01.143
‫ونزدی...

42:01.936 --> 42:04.647
‫توی دور آتیش‌نشینی نبودی!

42:04.647 --> 42:06.524
‫پس خداروشکر زمان‌بندیم بی‌نقص بوده

42:07.316 --> 42:08.901
‫اومدی حرف بزنیم؟

42:08.901 --> 42:11.320
‫توی این خانواده با صحبت چیزی حل نمی‌شه

42:11.320 --> 42:13.113
‫با زور بازو کارهامون رو پیش می‌بریم

42:13.113 --> 42:14.406
‫اکثر اوقات هم با کثیف‌کاری!

42:14.949 --> 42:17.326
‫مثل الان که کتابِ گودی رو دزدیدی

42:19.078 --> 42:21.914
‫یه فرصت دیگه بهت می‌دم که
‫مثل آدم بیاری پسش بدی!

42:21.914 --> 42:23.666
‫می‌دونی که از این خبرها نیست

42:24.359 --> 42:26.086
‫پس دیگه هیچ چاره‌ای واسه‌م نمی‌مونه

42:28.504 --> 42:30.756
‫من تو رو به «دوئل کورکورانه» دعوت می‌کنم

42:37.680 --> 42:41.058
‫می‌خوای با چشمان بسته مبارزه کنیم؟

42:42.393 --> 42:45.938
‫این نمایش بوی دستای
‫استخونی مادربزرگتو می‌ده

42:45.938 --> 42:47.565
امی‌دونم که چندوقتیـه با هم حرف می‌زنید

42:47.565 --> 42:50.109
‫دقیقاً همینطوری من رو
‫می‌انداخت به جون اوفیلیا!

42:50.109 --> 42:51.986
‫این قضیه هیچ ربطی به مادربزرگ نداره

42:51.986 --> 42:53.946
‫موضوع اینه که تو پات رو از
گلیمـت درازتر کردی

42:55.447 --> 42:57.491
‫امشب مبارزه می‌کنیم، زیر نور ماه کامل!

42:58.200 --> 43:00.494
‫این چالش رو قبول می‌کنی؟

43:07.793 --> 43:09.545
‫پس مین کوچولوی من این‌جاست!

43:14.466 --> 43:15.467
‫عزیزم،

43:16.760 --> 43:19.972
با ونزدی قراره بریم وسط جنگل مبارزه کنیم

43:19.972 --> 43:21.724
‫و مشکلات‌مون رو حل کنیم

43:23.642 --> 43:25.019
‫از این عالی‌تر نمی‌شه!

43:25.019 --> 43:27.605
‫منم می‌رم تو یکی از
این حمام‌های محلی دوش بگیرم

43:27.605 --> 43:29.064
‫خوش بگذره

43:39.241 --> 43:41.785
‫اول محیط بیرونی چادرها رو امن کنید

43:41.785 --> 43:45.164
‫بعدشم با مهارت‌های گره‌زنی‌تون
‫دست و پای طردشده‌ها رو ببندید

43:45.164 --> 43:46.304
‫قربان،

43:47.124 --> 43:49.251
‫فکر نمی‌کنیم این‌بار فکر خوبی باشه!

43:49.251 --> 43:50.794
‫اون‌ها بازی رو منصفانه بُردن

43:50.794 --> 43:54.590
‫کی بهتون گفته فکر کنید؟
‫با فکر کردن کُشته می‌شین!

43:55.299 --> 43:57.885
‫زنده موندن‌تون به این بستگی ‫داره که
از دستورات پیروی کنید

43:57.885 --> 43:59.386
‫از دستورات من!

43:59.386 --> 44:01.722
‫نظاره کنید و یاد بگیرید

44:01.722 --> 44:05.059
‫با غافل‌گیری و عملیات پنهونی‌مون
پیروز میدانیم

44:05.851 --> 44:07.436
‫برید، برید، برید!

44:08.354 --> 44:09.730
‫شماها با من بیاین

44:13.567 --> 44:15.194
‫یالا، یالا، یالا

44:43.347 --> 44:44.348
‫- اسلرپ؟
‫- اسلرپ؟

44:48.435 --> 44:49.520
‫آفرین پسرم!

44:51.313 --> 44:56.068
‫«دوئل کورکورانه» از قدیمی‌‌ترین
‫رسوم خانواده‌ی آدامزه!

44:56.068 --> 44:58.070
‫نتیجه‌ی این دوئل قطعی و لازم‌الاجراست

44:58.070 --> 44:59.988
‫از عواقبش باخبرم!

45:01.073 --> 45:02.449
‫تینگ شاهد مبارزه ما خواهد بود

45:03.033 --> 45:05.536
‫ترجیح دادم این اختلاف به
‫بیرون از خانواده‌مون درز نکنه

45:05.536 --> 45:06.995
‫توی این مورد باهات موافقم

45:13.335 --> 45:16.338
‫هر کسی که قلب شیشه‌ایِ
‫شخص مقابل رو بشکافه، برنده‌ست!

45:17.089 --> 45:18.549
‫اگه من بردم،

45:19.466 --> 45:21.385
‫باید کتاب گودی رو پس بدی

45:21.385 --> 45:22.720
‫و اگه من بُردم

45:25.264 --> 45:26.265
‫آتیشش می‌زنم

45:29.768 --> 45:31.854
‫از تصمیمت مطمئنی؟

45:54.084 --> 45:55.836
‫می‌دونستم باید به یکی بگیم!

45:55.836 --> 45:57.755
‫خب اسلرپ با تو صمیمی‌تر بود

45:57.755 --> 46:01.216
‫نگه داشتن یه زامبی قاتل،
‫باعثِ اخراج هردوتاتون می‌شه!

46:01.216 --> 46:03.385
‫- اه!
‫- تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

46:03.385 --> 46:07.181
‫دارم با رسیدگی به کارهای کم‌اهمیتِ
‫خواهرت، توانایی‌هام رو بهش ثابت می‌کنم

46:07.681 --> 46:08.974
‫مثل زنده نگه داشتن شما دوتا!

46:11.602 --> 46:12.978
‫باید اسلرپ رو پیدا کنیم

46:14.438 --> 46:15.481
‫عمراً

46:15.481 --> 46:17.316
‫من دیگه با این زامبیـه هیچ کاری ندارم

46:17.316 --> 46:20.027
‫نترس بابا. اسلرپ هیچوقت
!نخواسته مغزم رو بخوره

46:20.027 --> 46:22.237
‫چون جز کالری خالی هیچی نداره!

46:22.863 --> 46:26.575
‫ببینید، آخر باری که با یه هیولا
‫توی جنگل تنها بودم

46:26.575 --> 46:27.868
‫کارم به کُما کشید

46:29.077 --> 46:30.162
‫اینقدر پز نده

46:42.299 --> 46:45.844
‫پیر شدی‌ها مامان،
‫می‌تونم صدای لرزش استخون‌هات رو بشنوم

47:02.694 --> 47:04.863
‫هنوز توی مبارزات شمشیر به
‫شمشیر، با خودت چاقو میاری؟

47:19.419 --> 47:21.129
‫هر چی بلدم از تو یاد گرفتم

47:21.129 --> 47:23.090
‫اما من همه‌ی تکنیک‌هام رو بهت یاد ندادم

47:55.747 --> 47:57.749
‫♪ مرا ببوس ♪

47:59.543 --> 48:03.380
‫♪ مرا محکم‌تر ببوس! ♪

48:05.048 --> 48:08.886
‫♪ انگار که امشب... ♪

48:08.886 --> 48:14.474
‫♪ آخرین شب ماست ♪

48:14.975 --> 48:20.898
‫♪ مرا محکم‌تر ببوس ♪

48:25.819 --> 48:28.864
‫♪ صبور باش، ای قلبِ سوزان ♪

48:31.950 --> 48:35.579
‫می‌بینم که هوای تازه روستا بهت ساخته!

48:43.337 --> 48:46.298
‫امشب چقدر شیطون شدی!

48:48.759 --> 48:49.968
‫بازی تبر...

48:54.014 --> 48:55.390
‫بذار...

48:59.770 --> 49:01.980
‫نه اسلرپ! بابام نه!

49:04.232 --> 49:07.569
‫♪ محکم‌تر ♪

49:07.569 --> 49:11.365
‫♪ چون از این می‌ترسم که از دستت بدم ♪

49:12.211 --> 49:13.450
‫♪ از دستت بدم ♪

49:13.450 --> 49:15.577
‫برید کنار. برید کنار

49:15.577 --> 49:16.787
‫چی شده؟

49:17.329 --> 49:18.956
‫♪ ای عشق من ♪

49:21.375 --> 49:24.127
‫برید! برگردید توی چادرهاتون. فرار کنید

49:55.409 --> 49:56.660
‫ببخشید عزیزم!

50:23.186 --> 50:25.230
‫زامبی‌های نوجوان...

50:25.230 --> 50:27.441
‫کارآموزان ریاکار...

50:30.861 --> 50:33.530
‫اردو زدن خیلی وحشیانه‌تر از
چیزی بود که فکر می‌کردم

50:36.783 --> 50:39.286
‫متوجه شدم که طبیعت ما رو دور هم جمع نمی‌کنه

50:41.580 --> 50:43.081
‫بلکه ما رو از هم جدا می‌کنه

50:52.507 --> 50:54.051
‫ضعیفارو می‌بلعه

50:55.886 --> 50:58.138
‫و به قوی‌ها اجازه زیستن می‌ده

51:06.313 --> 51:07.981
‫از مادرم شکست خوردم

51:08.899 --> 51:10.609
‫کتاب گودی رو ازم گرفتن

51:11.610 --> 51:12.986
‫قدرتم رو از دست دادم

51:15.030 --> 51:17.282
‫و هنوز یه قدم هم به نجات ایند نزدیک‌ نشدم

51:18.742 --> 51:21.661
‫حالا در مقابل شکارچی‌ای که
‫دائماً ما رو زیر نظر داره بی‌دفاعم!

51:24.998 --> 51:26.833
‫جلوی چشم همه‌مون پنهان شده

51:28.627 --> 51:30.879
‫منتظر زمانِ مناسبه تا زهر خودش رو بریزه

51:40.430 --> 51:43.058
‫ساعت شنی این تحقیق به آخرهای خط رسیده

51:44.518 --> 51:48.230
‫چرا گالپین اعضای فوت‌شده «طردشدگان» رو
زیر نظر داشته؟

51:51.399 --> 51:52.859
‫لوئیس کیه؟

51:54.277 --> 51:57.155
‫و چه ربطی به مرگ قریب‌الوقوع ایند داره؟

51:59.491 --> 52:01.743
‫در این جنگل دو مسیر وجود داره

52:05.622 --> 52:07.958
‫و من باید مسیر کمتر شناخته‌شده رو
انتخاب کنم

52:10.919 --> 52:12.254
‫و اون مسیر

52:13.713 --> 52:15.006
‫به «ویلوهیل» ختم می‌شه

52:17.634 --> 52:21.388
‫دکتر فیربرن، مهمون جدیدمون رسید
‫فرستادیمش اتاق ۳۹۸۹

52:21.388 --> 52:23.348
‫باید حسابی حواس‌تون به این یکی باشه

52:23.348 --> 52:27.018
‫خیلی خطرناکه،
‫دست‌کم باعث مرگ دو نفر شده

52:27.018 --> 52:29.437
‫دستور نظارت بیست‌وچهارساعته رو صادر می‌کنم

52:29.437 --> 52:31.690
‫به هیچ عنوان نباید ریسک کنیم

52:37.821 --> 52:39.573
‫به «ویلوهیل» خوش اومدی!

52:44.000 --> 53:04.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
