WEBVTT

00:01.000 --> 00:10.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.481 --> 00:12.220
‫تابستون پرحادثه‌ای بود

00:19.936 --> 00:22.433
‫الان توی زیرزمین
‫قاتل سریالی‌ای بسته شدم که

00:22.458 --> 00:24.738
‫معتقده کابوس‌ها به واقعیت تبدیل نمیشن

00:25.874 --> 00:29.874
‫♪ Julie Andrews - My Favorite Things ♪

00:31.114 --> 00:33.450
‫توهم زده که من قربانی بعدیشم

00:37.203 --> 00:40.503
‫می‌ذارم با این توهم خوش باشه تا
‫توضیح بدم توی چه مخمصه‌ای گیر افتادم

00:44.283 --> 00:48.052
‫« شش هفته قبل »

00:49.883 --> 00:52.917
‫تعطیلاتم رو صرف مسلط شدن
‫روی توانایی ذهنیم کردم

00:53.470 --> 00:56.181
‫تمامی جواب‌ها توی کتاب وردهای گودی بود

00:57.640 --> 00:59.559
‫حالا که روی توانایی خودم مسلطم،

00:59.642 --> 01:03.124
‫تمرکزم رو روی وسواس قدیمی‌ای که
‫از شیش سالگی باهامـه می‌ذارم

01:03.897 --> 01:06.983
‫قربانی شماره‌ی ۱۱ قبل از مرگش

01:07.067 --> 01:08.526
‫مظنون رو توصیف کرد

01:08.610 --> 01:10.528
‫پوست‌کنِ کانزاس‌سیتی،

01:10.553 --> 01:12.881
‫گریزپاترین قاتل سریالی آمریکا

01:12.906 --> 01:14.532
‫همه جا رو خون گرفته بود

01:14.616 --> 01:16.159
‫واسه اینکه بتونم ذهنی پیداش کنم،

01:16.242 --> 01:18.995
‫تنها چیزی که می‌خواستم
‫یه شیء از صحنه‌های جرمش بود

01:19.020 --> 01:20.020
‫« جعبه‌ی مدارک »

01:30.131 --> 01:31.800
‫یازدهمین قربانی پوست‌کن

01:31.883 --> 01:34.719
‫وقتی که ربوده شد،
‫توپ بولینگ باارزشش رو انداخت

01:44.481 --> 01:45.377
‫« کانزاس »

01:47.816 --> 01:50.184
‫حالا که جای پوست‌کن رو پیدا کرده بودم،

01:51.986 --> 01:55.186
‫یه مانع آزاردهنده‌ی دیگه مونده بود
‫که باید ازش عبور می‌کردم

01:56.950 --> 01:58.993
‫به فرودگاه نیوآرک خوش آمدید

01:59.619 --> 02:03.540
‫بازرسی‌های تصادفی
‫در این فرودگاه الزامی است

02:05.333 --> 02:09.617
‫مسافران پرواز اِی‌اِی8272 خط هوایی
‫اِمریکن ایرلاینز به مقصد کانزس‌سیتی

02:09.642 --> 02:11.329
‫وارد گیت 43 شوند

02:17.999 --> 02:20.148
‫چیز دیگه‌ای همراه‌تون نیست؟

02:20.932 --> 02:23.125
‫ایشون رو با دستگاه فلزیاب بررسی کن

02:24.144 --> 02:25.145
‫دست‌ها بالا

02:46.166 --> 02:48.042
‫توجه تمامی مسافران...

02:52.547 --> 02:56.467
‫خانم جَوون، کدوم بخش از
‫«اقلام ممنوعه» رو متوجه نمیشی؟

02:56.551 --> 02:57.594
‫اون جاییش که فکر می‌کنید

02:57.677 --> 03:00.305
‫چپوندن صدها نفر توی یه
‫لوله‌ی فلزی توی آسمون

03:00.330 --> 03:02.988
‫آرمان‌شهری درست می‌کنه که
‫توش نیازی به هیچ سلاحی نیست

03:03.088 --> 03:04.790
‫میشه بیای این کیف رو بررسی کنی؟

03:05.560 --> 03:06.561
‫اومدم

03:15.111 --> 03:17.864
‫دارم میرم به کنفرانس
‫مومیایی‌کنندگان تازه‌کارِ کانزاس‌سیتی

03:17.970 --> 03:19.303
‫اون یه دست مصنوعیـه

03:20.408 --> 03:22.035
‫آره، ولی مشکل اینجا نیست

03:22.869 --> 03:24.466
‫این رو چی میگی؟

03:26.122 --> 03:27.246
‫عجیبـه

03:28.583 --> 03:31.002
‫روحم هم خبر نداره اون از کجا پیداش شده

03:31.085 --> 03:34.255
‫این عملاً صد میلی‌لیتره که
‫یعنی اجازه‌ی حملش رو نداری

03:34.280 --> 03:36.657
‫ممنون میشم وقت‌مون رو نگیری

03:37.926 --> 03:39.771
‫کرم ضد آفتاد؟ واقعاً که!

03:44.634 --> 03:47.368
‫« میزوری، کانزاس‌سیتی »

03:54.547 --> 03:57.375
‫خدمات قتل‌های سریالیت رو
‫آنلاین هم ارائه میدی؟

04:42.949 --> 04:44.476
‫برات یه کادو درست کردم

04:51.793 --> 04:54.511
‫اینجوری همه‌ی مهمون‌های ویژه‌ام رو

04:54.669 --> 04:56.170
‫به یاد می‌سپارم

05:04.846 --> 05:07.408
‫بذار من هم حاصل دست‌رنجم رو نشونت بدم

05:55.779 --> 05:56.863
‫چی؟

05:57.315 --> 05:59.609
‫چیزی نیست.
‫یه مشکل ذهنی کوچیکـه.

05:59.692 --> 06:02.236
‫یه کلمه از این اتفاقات رو
‫به کسی نمیگی، فهمیدی؟

06:02.320 --> 06:03.696
‫مخصوصاً به مامانم

06:04.489 --> 06:05.365
‫حالا...

06:08.659 --> 06:10.073
‫بیا عروسک‌بازی کنیم

06:11.590 --> 06:18.590
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

06:19.614 --> 06:22.614
‫ترجمه از: امیر فرحناک و امیر ستارزاده

07:06.136 --> 07:10.736
‫« ونزدی »
‫« قسمت اول: روز از نو، مصیبت از نو »

07:24.406 --> 07:26.792
‫« پوستِ پوست‌کن غلفتی کنده شد »

07:27.528 --> 07:30.528
‫♪ Chavela Vargas - Un Mundo Raro ♪

07:32.118 --> 07:34.806
‫اینجا چیزی در مورد
‫اشک‌های سیاه ننوشته

07:35.872 --> 07:38.166
‫بهت که گفتم،
‫یه مشکل ذهنی ساده‌ست

07:38.191 --> 07:40.560
‫عزیزدلم، لرچ وسایل‌ها رو تو ماشین بار زده

07:40.585 --> 07:41.903
‫باید راه بیفتیم

07:41.928 --> 07:44.397
‫تو که نمی‌خوای روز اول مدرسه رو دیر کنی؟

07:44.422 --> 07:47.525
‫دوست داشتم امسال تابستون
‫وقت بیشتری باهات بگذرونم

07:48.217 --> 07:49.927
‫حس می‌کنم اصلاً ندیدمت

07:50.011 --> 07:53.097
‫نویسنده‌ها قبل از شروع دوباره،
‫باید فنجون خلاقیت‌شون رو پر کنن

07:53.181 --> 07:56.726
‫پس من هم خودمو غرق علایق خودم،
‫یعنی شکنجه و تحقیر کردم

07:56.809 --> 07:59.103
‫کِی میشه رمانت رو بخونم؟

07:59.187 --> 08:00.480
‫وقتی که خورشید نابود بشه و

08:00.563 --> 08:03.152
‫زمین توی شعله‌های آخرالزمان از بین بره

08:04.192 --> 08:06.110
‫زود، مادر. زود

08:06.694 --> 08:07.904
‫بجنب پس

08:10.865 --> 08:12.848
‫حواست باشه به کی وفاداری

08:22.280 --> 08:23.280
‫« جریچو »
‫« هشت کیلومتر »

08:25.755 --> 08:27.215
‫باریکلا، پسرم

08:27.298 --> 08:30.009
‫تو و عمو فسترِت
‫هر دو یه توانایی رو دارید

08:30.092 --> 08:32.990
‫الحق که فرزند خلف پدر جلادتی

08:33.015 --> 08:36.354
‫وقتی دستت رو تو هر پریز برقی بکنی،
‫چهارتا چیز یاد می‌گیری

08:37.225 --> 08:39.469
‫عجیبـه که تو هیچ قدرتی نداری، بابا

08:40.520 --> 08:43.272
‫طردشده بودن ربطی به توانایی‌هات نداره

08:43.356 --> 08:45.041
‫یه حالت ذهنیـه

08:46.334 --> 08:47.919
‫باید روی هدف‌گیریت کار کنی

08:47.944 --> 08:50.674
‫پاگزلی از اون اول هم
‫هدف‌گیریش مشکل داشت

08:51.030 --> 08:54.122
‫از جیش‌کردنش بگیر
‫تا اولین شلیکِ نارنجک‌اندازش

08:54.708 --> 08:57.497
‫لرچ می‌تونه گواهی بده.
‫مگه نه، پیرمرد؟

09:09.799 --> 09:12.722
‫خوشحالم می‌بینم
‫بالاخره به برادرت اهمیت میدی

09:12.747 --> 09:15.767
‫دارم به این فکر می‌کنم که چطور
‫می‌تونم از تواناییش به نفع خودم استفاده کنم

09:15.792 --> 09:17.959
‫این شد یه چیزی، فتنه کوچولوی من

09:17.984 --> 09:20.361
‫تو خانواده مایی وجود نداره

09:20.560 --> 09:21.811
‫فقط خودتی که مهمی

09:25.371 --> 09:27.009
‫یه تابلوی ایست اونجاست

09:27.034 --> 09:28.535
‫وسطش رو هدف بگیر

09:29.091 --> 09:30.551
‫فکر نکنم بتونم

09:30.987 --> 09:34.313
‫اگه نزنی، مجبور میشم
‫دکمه‌ی خروج فوری رو بزنم

09:34.338 --> 09:37.024
‫فقط دکمه‌ی صندلی باباست که کار می‌کنه

09:37.049 --> 09:39.260
‫دادم تینگ درستش کرد

10:34.604 --> 10:37.604
‫♪ Sixpence None the Richer - Kiss Me ♪

10:49.023 --> 10:50.149
‫بیا اینجا ببینم!

12:00.503 --> 12:01.737
‫اومدن سراغم

12:01.762 --> 12:04.348
‫اگه بلایی سرم اومد،
‫مدرک توی اتاق عملیات جاش امنـه

12:43.049 --> 12:45.278
‫« آدامز »

12:54.117 --> 12:55.118
‫صبر کن ببینم

12:55.232 --> 12:59.069
‫این اولین باریـه که
‫با پای خودت برگشتی مدرسه

12:59.779 --> 13:02.924
‫- چه حسی داری؟
‫- انگار برگشتم به صحنه‌ی جرم

13:03.282 --> 13:05.826
‫خوب می‌دونم جسدها کجا دفن شدن

13:05.910 --> 13:07.787
‫دیگه خبری از آشوب کنترل‌نشده نیست

13:07.812 --> 13:09.944
‫افسار اینجا رو به‌دست می‌گیرم

13:10.372 --> 13:12.166
‫مراقب باش، عزیزم

13:12.249 --> 13:14.909
‫داشتنِ کنترل اغلب یه توهمی بیش نیست

13:15.711 --> 13:19.023
‫مثل من که می‌ذارم بابات فکر کنه
‫اون حرف آخر رو توی این خانواده می‌زنه

13:19.048 --> 13:21.395
‫به نظرت اینجا واقعاً دوستی پیدا می‌کنم؟

13:21.420 --> 13:23.652
‫کلی دوست پیدا می‌کنی

13:23.677 --> 13:25.621
‫این جماعت از خودمون هستن

13:25.646 --> 13:27.106
‫پاگزلی بیچاره

13:27.131 --> 13:29.467
‫من و بابات میریم وسایلش رو بچینیم

13:29.492 --> 13:33.621
‫بهم قول بده که
‫مراقب برادرت هستی

13:33.646 --> 13:34.897
‫همیشه مراقبشم

13:44.536 --> 13:46.075
‫بذار اصول اولیه‌ی
‫اینجا رو تو گوشِت فرو کنم

13:46.100 --> 13:47.902
‫بی‌اجازه با کسی چشم‌تو‌چشم نمیشی

13:47.927 --> 13:50.805
‫درخواست‌های کمک برای قلدری
‫باید مکتوب ارائه بشه و

13:50.830 --> 13:52.289
‫تینگ به من گزارش میده

13:52.314 --> 13:53.576
‫مفهوم بود؟

13:58.177 --> 14:01.395
‫« به آکادمی نِوِرمور خوش آمدید »

14:03.759 --> 14:04.593
‫اوه!

14:04.677 --> 14:06.053
‫بستنی!

14:09.223 --> 14:10.224
‫ونزدی!

14:10.307 --> 14:12.184
‫- اونم اینجاست!
‫- اونجا، لباس مشکی تنشـه!

14:16.088 --> 14:17.722
‫میشه یه امضا بدی؟

14:18.774 --> 14:20.394
‫من فقط با خون امضا می‌کنم

14:20.860 --> 14:22.659
‫من هم جز این انتظاری نداشتم

14:22.820 --> 14:24.321
‫نگفتم با خونِ خودم

14:26.907 --> 14:29.113
‫دیگه با شما کاری نداریم

14:29.138 --> 14:30.264
‫هرّی

14:33.289 --> 14:34.582
‫آزاردهنده بود

14:35.124 --> 14:36.834
‫پس بهتره بهش عادت کنی

14:36.859 --> 14:40.646
‫بعد از این که مدرسه رو از دست اون
‫زائر اهریمنی نجات دادی واسه خودت کسی شدی

14:40.671 --> 14:42.298
‫چرا هنوز براشون مهمـه؟

14:43.507 --> 14:45.926
‫خیلی دنبال شُهرت نیستی، نه؟

14:46.010 --> 14:48.554
‫محبوبیت از قوانین فیزیک پیروی نمی‌کنه

14:48.637 --> 14:51.849
‫هر چی بیشتر اونو پس بزنی،
‫بدتر سراغت میاد

14:54.351 --> 14:55.853
‫ونزدی آدامز!

14:56.111 --> 14:58.032
‫اِی داد بی‌داد

14:58.057 --> 15:01.684
‫ملاقات با ناجی نورمور باعث خرسندی منـه

15:01.709 --> 15:03.127
‫بذار خودم رو معرفی کنم

15:03.152 --> 15:05.070
‫بری دورت، مدیر جدیدتون

15:05.905 --> 15:07.031
‫آمم...

15:07.114 --> 15:08.782
‫برچسب می‌خوای؟

15:09.177 --> 15:11.895
‫فقط اگه از اونایی باشه که
‫روش «من را احیا نکنید» زده

15:13.433 --> 15:15.895
‫پس این همون زبون نیشداریـه که شنیده بودم

15:16.013 --> 15:17.221
‫عاشقشم

15:17.750 --> 15:20.711
‫می‌خوام مراسم
‫«آتش‌بستان بنیان‌گذار» رو برگردونم

15:20.794 --> 15:22.463
‫یه آیین قدیمی از طردشدگانـه

15:22.546 --> 15:25.007
‫یه آتیش بزرگ به پا می‌کنیم.
‫فرداشب برگزار میشه و

15:25.090 --> 15:28.594
‫بهترین بخشش اینـه که
‫می‌خوام تو دانش‌آموز افتخاری ما باشی

15:28.677 --> 15:30.496
‫ترجیح میدم زنده‌زنده من رو بسوزونید

15:30.521 --> 15:34.441
‫لطفاً بهش فکر کن.
‫می‌خوام توی این تقلا متحد باشیم.

15:34.466 --> 15:35.619
‫کدوم تقلا؟

15:35.644 --> 15:37.845
‫برگردوندن نورمور به روزهای اوجش
‫(نورمور تا ابد)

15:37.870 --> 15:39.622
‫پشت‌سر مُرده حرف زدن شگون نداره،

15:39.647 --> 15:42.316
‫ولی ویمز توی این یه مورد
‫حسابی گند زد

15:42.399 --> 15:44.652
‫من هم می‌دونم
‫پشت‌سر مرده حرف زدن شگون نداره

15:44.735 --> 15:46.941
‫منفور کردن زنده‌ها برام لذت‌بخش‌تره

15:49.615 --> 15:50.616
‫ایول!

16:07.452 --> 16:08.492
‫« قهرمان ما »

16:09.468 --> 16:11.684
‫باید تله‌های بهتری اینجا بذاریم

16:15.434 --> 16:17.434
‫♪ Mamamoo - Um Oh Ah Yeh ♪

16:26.709 --> 16:28.680
‫- چطوری، هم‌اتاقی؟
‫- اینِد

16:30.030 --> 16:32.866
‫خیلی‌خب! همه برید بیرون.
‫ممنون از کمکی که کردید.

16:34.284 --> 16:35.995
‫- یالا
‫- بهت که گفتم!

16:37.697 --> 16:39.847
‫خیلی بهش فشار نیار

16:40.735 --> 16:42.993
‫فشار بی فشار. حلـه. گرفتم

16:43.018 --> 16:45.270
‫توی قفس گرگینه‌ها می‌بینمت؟

16:45.295 --> 16:47.464
‫- با بقیه‌ی بچه‌ها
‫- حتماً، برونو

16:48.425 --> 16:49.426
‫دل تو دلم نیست

16:53.804 --> 16:55.305
‫تعطیلاتت چطور بود؟

16:55.330 --> 16:57.592
‫چون من که بهترین تابستون عمرم رو داشتم و

16:57.617 --> 16:59.827
‫بی‌صبرانه منتظر بودم که
‫واو به واوش رو برات تعریف کنم

16:59.852 --> 17:02.941
‫من هم مطمئنم که بعدش
‫نمی‌خوام سر به تنت باشه، پس...

17:02.966 --> 17:04.284
‫جفت‌مون به خواسته‌مون می‌رسیم

17:06.191 --> 17:08.777
‫خب، بعداً جزئیاتش رو
‫برات تعریف می‌کنم، ولی

17:08.861 --> 17:12.840
‫توی لوپینپالوزایِ پارکِ گلدن گیت
‫یه کادو برات گرفتم

17:13.741 --> 17:15.492
‫نترس، گیسوبند نیست

17:18.190 --> 17:19.180
‫« جنون گرگ خلیج سان فرانسیسکو »

17:19.204 --> 17:21.165
‫گرفتی؟ مثل همون «حماسه‌ی بیوولف»

17:21.248 --> 17:23.424
‫گفتم حتماً از ارجاعات ادبی خوشت میاد

17:23.449 --> 17:26.800
‫هیچی مثل یه شوخی کلامی بد
‫آبروی شعر حماسی رو نمی‌بره

17:27.697 --> 17:30.553
‫من هم برات یه کادو گرفتم.
‫از سفرهای تابستونیم.

17:39.224 --> 17:40.444
‫مرسی

17:40.809 --> 17:44.566
‫درستـه یه‌خرده عجیبـه،
‫ولی پیچ و تاب موهاش خیلی نرمـه

17:44.591 --> 17:46.289
‫موهای انسان واقعیـه

17:49.026 --> 17:52.321
‫امسال کلی هدف دارم

17:52.404 --> 17:54.482
‫می‌خوام جایگاهم رو توی گله تثبیت کنم،

17:54.507 --> 17:57.468
‫کاپیتان گروه رقص و
‫بالاخره عضو انجمن نایت‌شیدز بشم

17:57.493 --> 17:58.820
‫تو چی؟

17:59.527 --> 18:02.617
‫هدفم اینـه از مردم دوری کنم و
‫روی رمان جدیدم، افعی مرگبار، کار کنم

18:02.873 --> 18:05.326
‫این خیلی تحول شخصیتی محسوب نمیشه

18:05.351 --> 18:07.628
‫من متحول نمیشم، پیله می‌زنم

18:08.018 --> 18:11.111
‫حالا که حرف از رمانت شد،
‫اون ناشره خوشش اومد؟

18:13.025 --> 18:15.570
‫اسمش رو «مردن زیر آوار نُت‌ها» گذاشتم

18:17.763 --> 18:19.900
‫اینجاش فکر کنم غلط املاییـه

18:21.225 --> 18:24.686
‫نه. این املای انگلیسی و
‫قدیمی «قطعه‌قطعه کردن»ـه

18:24.770 --> 18:26.814
‫این رمان دو سال از زندگی من بود

18:26.839 --> 18:30.301
‫باید اون رو از دست‌های سرد و بی‌جونم
‫دربیارن تا یه کلمه ازش رو عوض کنن

18:32.361 --> 18:35.266
‫بهتره اون بچه‌های لوسی که
‫امضا می‌خواستن نباشن

18:35.291 --> 18:38.343
‫دست رو دلم نذار! دیگه وقتشـه
‫یه سری حد و مرزها رو تعیین کنیم

18:38.368 --> 18:41.455
‫بیا یه ساعت‌هایی رو واسه امضا دادن
‫توی سالن دانش‌آموزها اختصاص بدیم

18:43.622 --> 18:45.468
‫سلام، ونزدی. تابستون چطور بود؟

18:45.493 --> 18:47.098
‫پوست یه قاتل سریالی رو کندم

18:47.459 --> 18:48.578
‫عجب

18:48.877 --> 18:51.213
‫بگو ببینم... ایند این‌ورها نیست؟

18:52.047 --> 18:53.841
‫زودتر با گله‌اش رفت

18:53.866 --> 18:56.410
‫تهدیدشون کردم اگه نرن عقیم‌شون می‌کنم

18:56.552 --> 18:58.882
‫پس میشه اینو به خودش بدی؟

19:06.270 --> 19:08.355
‫مرسی هوام رو داشتی

19:08.438 --> 19:11.775
‫می‌دونم بیشتر از رنگ‌ها،
‫از خاله‌زنک‌بازی‌های روابط بدت میاد

19:11.800 --> 19:15.420
‫ماکیاولی میگه دوستی یعنی
‫تماشای چکیدن آرامِ رنج‌های یک فرد و

19:15.445 --> 19:18.699
‫افتخار کردن به حضور در
‫ملالت‌انگیزترین لحظات زندگی وی

19:18.724 --> 19:19.753
‫الان منظورت اینـه که...

19:19.778 --> 19:22.459
‫بیشتر از 25 تا کلمه نگو. می‌شنوم

19:23.245 --> 19:25.581
‫دیگه مطمئن نیستم
‫چه حسی به ایجکس دارم

19:25.664 --> 19:27.583
‫مهربون و بامزه‌ست، ولی...

19:27.666 --> 19:30.752
‫هنوز عاشق منِ سابقـه و
‫اون من سابق عوض شده

19:30.777 --> 19:32.563
‫دیدی چی شد؟ دقیقاً 25 کلمه

19:32.588 --> 19:34.354
‫باهاش صحبت کن و از بلاتکلیفی درش بیار

19:34.379 --> 19:37.299
‫اگه آب پاکی رو رو دستش بریزم،
‫مثل تیریـه که صاف...

19:38.505 --> 19:39.653
‫پشمام!

19:45.601 --> 19:49.047
‫«خوش برگشتی، ونزدی.
‫همچنان حواسم بهت هست.»

19:49.855 --> 19:52.691
‫- وایسا ببینم. تو بپا داری؟
‫- حسود هرگز نیاسود

20:05.787 --> 20:07.789
‫بپائه رو ندیدم

20:08.624 --> 20:10.417
‫یه چیزی رو صورتتـه

20:11.585 --> 20:12.811
‫چیزی نیست

20:23.972 --> 20:25.766
‫کالیبان هال

20:27.059 --> 20:29.061
‫پاتوق سابق من

20:32.981 --> 20:34.521
‫سلام، پاگزلی. من...

20:34.818 --> 20:35.819
‫آخ!

20:36.735 --> 20:39.205
‫برق! خوشم اومد

20:39.446 --> 20:41.365
‫شما هم باید جنت باشی

20:41.949 --> 20:43.575
‫ونزدی خیلی ازتون تعریف کرد

20:43.659 --> 20:46.495
‫کالیبان. اونو خودم گذاشتم

20:46.578 --> 20:50.332
‫من و سو مطمئن نبودیم که
‫یوجین رو به نورمور برگردونیم

20:50.357 --> 20:51.600
‫ولی خودش پافشاری کرد

20:51.625 --> 20:53.359
‫بهرحال من هم
‫توی نجات مدرسه دستی داشتم

20:53.384 --> 20:55.979
‫اون روز رو یادمـه

20:56.004 --> 20:58.577
‫وقتی یه «هاید»
‫شکمت رو پاره کرد چه حسی داشت؟

21:00.133 --> 21:02.633
‫هنوز بعضی شب‌ها
‫با جیغ و داد از خواب می‌پرم

21:02.658 --> 21:03.682
‫واو

21:04.059 --> 21:05.977
‫این که معرکه‌ست!

21:06.098 --> 21:08.916
‫نظرت چیه یکم پسرها رو تنها بذاریم؟

21:09.538 --> 21:11.624
‫لرچ وسایلت رو میاره

21:12.020 --> 21:14.055
‫پایین می‌بینیمت

21:18.652 --> 21:20.320
‫پسرها، خوب یادتون باشه،

21:20.404 --> 21:24.504
‫دوستانی که اینجا پیدا می‌کنید
‫تا ابد حکم برادرهاتون رو دارن

21:24.529 --> 21:26.474
‫واسه همدیگه آدم می‌کشید و

21:26.785 --> 21:29.079
‫واسه همدیگه عذر موجه جور می‌کنید

21:35.736 --> 21:37.592
‫قضیه‌ی اون حشرات چیه؟

21:37.780 --> 21:39.615
‫اولش فقط می‌تونستم زنبورها رو کنترل کنم،

21:39.640 --> 21:42.184
‫ولی اخیراً تونستم
‫حشرات دیگه هم کنترل کنم

21:43.093 --> 21:44.344
‫اینجا رو

21:47.347 --> 21:50.236
‫چه آبدارن

21:51.150 --> 21:53.629
‫خوراک وعده‌های نصفه‌شبیـه

21:54.479 --> 21:57.204
‫اونا حیوون خونگی حساب میشن،
‫نه خوراکی

21:57.490 --> 21:59.923
‫« بزن به چاک »

22:01.403 --> 22:03.905
‫بعد از اینکه وسایل‌هامون رو چیدیم،
‫وقت بگذرونیم؟

22:03.930 --> 22:06.015
‫راستش، با چند نفر دیگه قرار دارم

22:06.040 --> 22:07.327
‫اگه خواستی، من هم هستم

22:07.993 --> 22:09.745
‫تازه باهاشون رفیق شدم

22:09.770 --> 22:12.409
‫مشکلی نیست.
‫خودم هم رفیقام جدیدن.

22:12.789 --> 22:15.665
‫من خیلی به خواهرت مدیونم،
‫واسه همین قبول کردم هم‌اتاقیت بشم

22:15.690 --> 22:18.318
‫بذار اول ببینیم این به کجا می‌کشه، خب؟

22:19.533 --> 22:21.585
‫آره. حتماً

22:23.341 --> 22:25.065
‫هی، زنبورباز

22:25.635 --> 22:28.780
‫- چه بزرگ شدی
‫- ایجکس. اینجا چیکار می‌کنی؟

22:29.306 --> 22:31.382
‫من مسئول جدید خوابگاه‌تونم

22:31.407 --> 22:34.578
‫- اگه سؤالی دارید...
‫- می‌تونی با مارهات خشکم کنی؟

22:34.603 --> 22:35.645
‫خواب دیدی خیر باشه

22:35.670 --> 22:39.111
‫تو و ایند هنوز باهمید؟
‫یا بالاخره سرش به سنگ خورد؟

22:39.642 --> 22:42.216
‫شما دوتا هیچ سؤالی
‫در مورد خوابگاه ندارید؟

22:42.951 --> 22:46.997
‫خیلی‌خب. پس، به کالیبان خوش اومدید.
‫سال معرکه‌ای در پیش داریم.

22:56.583 --> 22:57.834
‫خودشـه!

22:57.918 --> 23:00.045
‫- باورم نمیشه
‫- خدای من

23:00.128 --> 23:02.839
‫اون زمانی که ازم می‌ترسیدن و
‫متنفر بودن رو بیشتر دوست داشتم

23:06.228 --> 23:09.911
‫جناب دورت،
‫با فرشته‌ی مرگ کوچولومون آشنا شدید؟

23:09.936 --> 23:13.658
‫آره. مطمئنم که ونزدی از این که
‫امسال بیشتر کنارش باشید لذت می‌بره

23:13.683 --> 23:15.227
‫منظورتون چیه که بیشتر؟

23:15.252 --> 23:19.081
‫جناب دورت ازم خواستن که
‫هدایت کمیته‌ی خیریه‌ی گالا رو به عهده بگیرم

23:19.106 --> 23:21.507
‫سه سال اخیر مسئولیت این کار
‫به عهده‌ی وینسنت ثروپ بود،

23:21.532 --> 23:24.612
‫ولی بعد از این که زیویر
‫به اشتباه متهم به قتل شد،

23:24.637 --> 23:27.697
‫هم پسر و هم کمک‌های مالیش رو
‫از نورمور خارج کرد

23:27.722 --> 23:29.466
‫زیویر امسال نمیاد؟

23:29.491 --> 23:31.910
‫میره به آکادمی راکنباخ توی سوئیس

23:31.993 --> 23:34.746
‫من یه تابستون رو اونجا
‫به عنوان دانش‌آموز مبادله‌ای گذروندم

23:34.838 --> 23:38.383
‫یادمـه، عزیزم.
‫طولانی‌ترین تابستون زندگیم بود.

23:41.169 --> 23:43.338
‫حس می‌کنم غافلگیرتون کردم

23:43.422 --> 23:45.590
‫نه، من عاشق یه غافلگیری خوب‌ام

23:45.666 --> 23:48.572
‫مخصوصاً وقتی که
‫پای خنجر وسط باشه

23:50.095 --> 23:52.317
‫چرا امشب رو بهش فکر نمی‌کنید؟

23:53.265 --> 23:56.962
‫من و تیش توی مسیر برگشت
‫راجع‌بهش اختلاط می‌کنیم

23:57.144 --> 24:00.702
‫راستش... امیدوار بودم که
‫همین نزدیکی‌ها بمونید

24:05.277 --> 24:08.738
‫فکر کردم کلبه‌ی باغبان
‫فقط واسه اساتیده

24:09.304 --> 24:11.686
‫سال گذشته مریلین ثورنهیل اینجا زندگی می‌کرد

24:11.711 --> 24:13.360
‫ولی به لطف ونزدی،

24:13.385 --> 24:16.157
‫اون الان داره از زندگی
‫توی یه چهاردیواری تنگ‌تری،

24:16.182 --> 24:17.336
‫یعنی زندان، لذت می‌بره

24:17.361 --> 24:19.941
‫به تنگی تابوت نمیشه،
‫ولی آرزو بر جوانان عیب نیست

24:20.417 --> 24:22.043
‫امشب در اختیار شماست و

24:22.068 --> 24:24.954
‫اگه تصمیم گرفتید که
‫هدایت کمیته‌ی خیریه رو به عهده بگیرید،

24:24.979 --> 24:27.536
‫اینجا رو خونه‌ی دوم خودتون بدونید

24:27.561 --> 24:28.812
‫من بیرون منتظر می‌مونم

24:42.439 --> 24:44.524
‫کی این خونه رو چیده؟

24:44.608 --> 24:46.485
‫یه روانی قاتل

24:46.510 --> 24:49.060
‫زود قضاوت نکن، عزیزم

24:49.362 --> 24:52.707
‫همه‌ی روانی‌های قاتل اینقدر کج‌سلیقه نیستن

24:52.732 --> 24:56.534
‫چیزی نیست که اون دست‌های متعفنت
‫نتونن درستش کنن، عزیزکم

24:57.245 --> 24:59.831
‫بابا، زیر سینک
‫چندتا تله موش قدیمی پیدا کردم

24:59.856 --> 25:01.813
‫- یه میان‌وعده‌مون نشه؟
‫- حتماً

25:03.837 --> 25:06.089
‫چرا می‌خوای مسئول مراسم خیریه بشی؟

25:07.214 --> 25:11.259
‫خب، انتظار نداشتم اوضاع
‫اینقدر سریع تغییر کنه

25:11.284 --> 25:14.470
‫پاگزلی امسال عینهو بلوط سمی رشد کرد و

25:14.554 --> 25:16.890
‫حالا که جفت‌تون توی نورمور هستید،

25:16.915 --> 25:20.668
‫داشتم به این فکر می‌کردم که
‫فصل بعدی زندگیم قراره چی باشه

25:22.103 --> 25:24.648
‫تصور این که تو و بابا تو خونه تنها باشید

25:24.731 --> 25:28.068
‫اونقدری من رو می‌ترسونه که
‫انگار عروسک‌های مسکات رو دیدم

25:28.151 --> 25:31.655
‫ولی اگه ناراحتت می‌کنه،
‫قبول نمی‌کنم

25:32.155 --> 25:33.990
‫نافم رو با ناراحتی بریدن، مادر

25:36.493 --> 25:39.538
‫می‌دونم از وقتی گودی نیست
‫بهت سخت گذشته و

25:39.621 --> 25:43.416
‫هیچکس هم از خاندان‌مون
‫نیومد که راهنمای معنوی‌ات بشه

25:44.000 --> 25:45.502
‫ولی اگه من پیشت بودم،

25:46.378 --> 25:48.255
‫می‌تونستم کمکت کنم

25:48.338 --> 25:50.257
‫البته موقتاً

25:50.340 --> 25:52.801
‫تا وقتی که یه راهنمای جدید پیدا بشه

25:53.301 --> 25:54.803
‫تو کبوتری، من کلاغ

25:54.886 --> 25:57.097
‫مسیرمون یکی نیست. خودت گفتی

25:57.180 --> 25:59.432
‫با کلاغ‌ها سر و کار داشتم

26:02.143 --> 26:03.687
‫منظورت خواهرتـه؟

26:06.273 --> 26:09.025
‫همیشه پیچوندی و
‫از خاله اوفیلیا چیزی نگفتی

26:16.992 --> 26:18.702
‫خیلی منو یاد اون می‌ندازی

26:19.995 --> 26:22.038
‫مخصوصاً از وقتی بزرگتر شدی

26:22.956 --> 26:25.000
‫لازم نیست نگران من باشی، مادر

26:25.917 --> 26:28.044
‫بهتره حواست به پاگزلی باشه

26:28.128 --> 26:30.964
‫جفت‌مون هم می‌دونیم که تا ابد نمی‌تونه
‫نونِ قد بلند و جنسیتش رو بخوره

26:31.047 --> 26:33.258
‫تازه، مغزش در حد یه سوسک سرگین‌خواره و

26:33.341 --> 26:35.594
‫جاه‌طلبی‌اش هم اندازه‌ی
‫یه کارمند محافظه‌کار فرانسویـه

26:38.722 --> 26:40.807
‫چی شده عزیزم؟

26:42.892 --> 26:45.270
‫ونزدی داره یه چیزهایی رو ازم مخفی می‌کنه

26:46.855 --> 26:49.274
‫نمی‌ذارم تاریخ تکرار بشه

26:57.949 --> 26:59.349
‫من می‌تونم از پس مادرم بر بیام

27:01.244 --> 27:03.872
‫از کسی کمک نمی‌خوام
‫چون نیازی ندارم

27:03.955 --> 27:05.498
‫کمکِ تو رو هم لازم ندارم

27:06.416 --> 27:08.543
‫توی کار من دخالت نکن،
‫با اون انگشت‌های فضولت

27:11.000 --> 27:18.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:20.013 --> 27:23.475
‫اسم مقتول کارل بردبری‌ـه،
‫کارآگاه خصوصی محلی

27:23.558 --> 27:24.744
‫خیلی آدم نچسبی بود

27:24.768 --> 27:27.687
‫شاهدها هم گرگ مالیگن و
‫دبی پرایزمن هستن

27:27.771 --> 27:31.524
‫گرگ مدیر فروشگاه پیگلی‌ویگلی‌ـه و
‫دبی هم یکی از صندوق‌دارهاشـه

27:31.608 --> 27:33.100
‫پس کارل بردبری اینجا

27:33.101 --> 27:36.197
‫مُچ اون دوتا عاشق‌پیشه‌ی سوپرمارکتی‌مون
‫رو موقع قرار مخفی‌شون گرفته

27:36.279 --> 27:39.157
‫که یهو یه دسته کلاغ انتحاری بهش حمله کردن

27:39.240 --> 27:41.993
‫این دیگه واقعاً بی‌سابقه‌ست،
‫حتی برای شهری مثل جریکو

27:42.077 --> 27:44.287
‫جسد رو برسونید سردخونه
‫قبل از اینکه بوی گندش بلند بشه

27:46.748 --> 27:48.792
‫ونزدی، چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

27:48.875 --> 27:50.418
‫فقط دارم از منظره لذت می‌برم

27:52.504 --> 27:53.904
‫کلانتر سانتیاگو

27:54.547 --> 27:56.466
‫قول میدم بهتر از کلانتر قبلی باشم

27:56.549 --> 27:58.134
‫سقف معیارهات تو حَلقم

28:14.442 --> 28:15.842
‫آخ...

28:16.486 --> 28:18.613
‫گالپین؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

28:18.697 --> 28:22.325
‫مقتول دوستم بود. کارل بردبری

28:22.409 --> 28:25.912
‫با هم داشتیم روی یه پرونده کار می‌کردیم و
‫همین اونو به کُشتن داد

28:25.995 --> 28:27.706
‫من ویولونسل می‌زنم، نه ویولن.
‫پس همدردی بی همدردی.

28:28.581 --> 28:31.459
‫بردبری یه چیزی کشف کرده بود.
‫می‌گفت ممکنه روی طردشدگان تأثیر بذاره.

28:31.543 --> 28:34.963
‫- تازه اول راه بودیم
‫- حالا دیگه طردشدگان برات مهم شدن؟

28:35.630 --> 28:37.024
‫پسرم از طردشدگانـه

28:37.048 --> 28:38.717
‫آره، می‌دونم چیکار کرده، ولی...

28:38.800 --> 28:41.052
‫خانم ثورنهیل ازش هیولا ساخته

28:41.136 --> 28:42.804
‫تایلر از اولش هم یه پا هیولا بود

28:43.430 --> 28:45.452
‫خانم ثورنهیل فقط این رو
‫توی وجودش بیدار شد

28:45.453 --> 28:47.476
‫آدما عوض نمیشن. یه نگاه به خودت بنداز

28:47.559 --> 28:48.959
‫تو هنوز هم همون آدم داغون و خیال‌پردازی که

28:49.018 --> 28:50.854
‫دیگه نمی‌تونی پشت اون
‫نشان دوزاری قایم شی

28:50.937 --> 28:52.605
‫نشان که هیچوقت جلوی تو رو نگرفت، گرفت؟

28:54.649 --> 28:57.068
‫اگه کمکم کنی می‌تونیم
‫ته و توی ماجرا رو در بیاریم

28:58.278 --> 29:01.740
‫همینطوری اتفاقی سر اون صحنه‌ی جرم
‫پیدات نشد، آدامز

29:01.823 --> 29:04.576
‫جذبش شدی، مثل پروانه‌ای که بی‌اختیار
‫به سمت شعله‌ی آتش میره

29:07.787 --> 29:11.040
‫حیف که بینش روان‌شناختی‌ات
‫واسه نجات پسرت کمکی بهت نکرد

29:15.920 --> 29:17.797
‫اگه نظرت عوض شد، بیا سراغم

29:19.758 --> 29:23.052
‫فقط یادت باشه...
‫پرنده‌ها همیشه چشماشون بازه

29:39.068 --> 29:44.240
‫امشب قراره داستان درخت جمجمه رو بشنوید

29:45.700 --> 29:49.245
‫رسم قدیمی کالیبان هالـه که شب اول مدرسه
‫این داستان رو تعریف می‌کنن

29:53.000 --> 29:54.625
‫« بیمارستان »

29:54.626 --> 29:58.838
‫روزی روزگاری پسری بود با قلبی بیمار

29:59.839 --> 30:01.549
‫تمام روزهایش را در تخت‌خواب می‌گذراند و

30:01.633 --> 30:04.928
‫طرح‌هایی از دستگاه‌های شگفت‌انگیزی می‌کِشید
‫که آرزو داشت روزی آن‌ها را بسازد

30:07.263 --> 30:09.849
‫پزشکان گفتند چند ماه بیشتر زنده نیست

30:11.100 --> 30:13.436
‫پس تصمیم گرفت قلبِ خودش را بسازد

30:15.730 --> 30:18.733
‫تا جسمش بتواند پا به پای
‫ذهن نابغه‌اش بیاید

30:29.077 --> 30:31.162
‫جراحی موفقیت‌آمیز بود

30:31.246 --> 30:33.748
‫ولی آن قلب مکانیکی
‫شخصیت پسرک را عوض کرده بود

30:35.000 --> 30:37.000
‫« آکادمی نورمور »

30:37.460 --> 30:38.860
‫سرد و بی‌احساس شد و

30:39.420 --> 30:41.422
‫آتش جاه‌طلبی، موتور حرکتش

30:49.973 --> 30:51.808
‫هنگامی که پا به نورمور گذاشت

30:51.891 --> 30:55.562
‫همگان او را نابغه‌ای بی‌همتا دانستند، نابغه‌ای
‫که تاریخ این مکان هرگز به خود ندیده بود

30:57.605 --> 31:00.066
‫اما اختراعاتش رفته‌رفته خطرناک شدند

31:01.943 --> 31:03.403
‫تا اینکه یک شب...

31:04.571 --> 31:08.116
‫نبوغش به قیمت جانش تمام شد

31:12.412 --> 31:14.038
‫طبق افسانه‌ها

31:14.914 --> 31:17.750
‫جسد او در پای درخت جمجمه

31:17.834 --> 31:19.586
‫در قبری بی‌نشان دفن شده

31:21.462 --> 31:24.257
‫ولی اگر گوش‌ات را بر چشم چپِ
‫توخالیِ جمجمه بگذاری،

31:26.175 --> 31:28.553
‫هنوز هم می‌توانی صدای
‫قلب چرخ‌دنده‌ای‌اش را بشنوی

31:29.971 --> 31:31.371
‫تیک

31:31.598 --> 31:32.998
‫تیک

31:33.266 --> 31:34.666
‫تیک

31:35.602 --> 31:38.771
‫تنها شجاع‌ترین‌های کالیبان هال،
‫جرئت کرده‌اند شبانه بیرون بروند

31:38.855 --> 31:42.859
‫تا صدای تیک‌تاک قلب مکانیکی را بشنوند

31:45.194 --> 31:46.594
‫شما چی؟ جرئتش رو دارید؟

32:01.127 --> 32:03.671
‫خانم بارکلی، ممنون که وقت گذاشتید

32:03.755 --> 32:06.257
‫چه روز اولِ فوق‌العاده‌ای

32:06.341 --> 32:09.844
‫چه دلچسبـه که انرژی طردشدگان
‫اینجا رو پر کرده

32:11.554 --> 32:14.015
‫مایه‎ی مباهاتِ مشهورترین
‫فارغ‌التحصیلان‌مونـه

32:18.269 --> 32:19.669
‫این مدت شما رو زیر نظر داشتم

32:20.480 --> 32:22.690
‫رفتارت با اطرافیان‌تون رو دیدم

32:22.774 --> 32:24.734
‫کاریزما چیزی نیست که بشه...

32:24.817 --> 32:27.195
‫یاد گرفت. موهبت ذاتیـه

32:27.278 --> 32:29.739
‫و شما لبریز از کاریزما هستید

32:30.490 --> 32:33.785
‫غلط نکنم، یه روز وارد
‫عرصه‌ی سیاست میشی، نه؟

32:34.369 --> 32:37.121
‫ایده‌ی ایجاد تحول واقعی
‫برای طردشدگان برام جذابـه

32:37.622 --> 32:39.415
‫خب، اگه بهت بگم که

32:39.499 --> 32:42.710
‫از همین امروز می‌تونی جرقه‌ی
‫اون تحول رو بزنی، چی میگی؟

32:42.794 --> 32:45.838
‫در جایگاه رابط دانش‌آموزی
‫مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی

32:46.798 --> 32:49.884
‫اگه بخوایم به هدف‌مون برسیم،
‫باید حسابی فضا رو داغش کنیم

32:49.968 --> 32:54.222
‫تو هم اون شور و عامل جذابیتی که
‫دنبالش بودم رو داری

32:54.305 --> 32:55.282
‫آ...

32:55.306 --> 32:57.725
‫عجب. باعث افتخارمـه

32:58.309 --> 33:00.687
‫ولی مطمئن نیستم وقتش رو داشته باشم که
‫همچین مسئولیتی رو به عهده بگیرم

33:01.521 --> 33:02.921
‫خیلی متأسفم

33:05.525 --> 33:06.925
‫من هم همینطور

33:07.652 --> 33:10.279
‫یعنی، تو یه دانش‌آموز بورسیه‌ای هستی دیگه؟

33:10.363 --> 33:12.073
‫اوضاع مالی مدرسه خیلی خرابـه

33:12.156 --> 33:14.826
‫اگه هم نتونیم پول لازم رو جمع کنیم

33:14.909 --> 33:19.205
‫شاید مجبور بشم یه سری از
‫دانش‌آموزان بورسیه‌ای رو مرخص کنم

33:26.254 --> 33:28.840
‫می‌دونم مردم چه حسی
‫نسبت به سیرن‌ها دارن

33:29.590 --> 33:31.467
‫ولی من همچین نظری ندارم

33:32.218 --> 33:35.888
‫هیچ طردشده‌ای نباید تحقیر یا محدود بشه

33:35.972 --> 33:37.682
‫واسه همین گزینه‌تون من بودم؟

33:38.266 --> 33:39.493
‫چون سیرن هستم؟

33:39.517 --> 33:43.604
‫بهره‌بردن از مهارت‌های قانع‌کردنت
‫برای اهداف خیر، شایسته‌ی تشویقـه

33:44.647 --> 33:46.065
‫مطمئنم که باهام هم‌نظری

33:47.191 --> 33:49.485
‫همه‌مون خیر و صلاح نورمور رو می‌خوایم

33:49.569 --> 33:52.155
‫پس چطوره یه نگاهی به برنامه‌هات بندازی و

33:52.238 --> 33:53.990
‫ببینی میشه اینو هم توش جا داد یا نه

33:56.117 --> 33:58.453
‫فردا نتیجه‌ی تصمیمت رو بهم بگو

34:12.008 --> 34:13.402
‫تینگ!

34:13.426 --> 34:14.927
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

34:16.012 --> 34:17.472
‫ونزدی سرت داد زد؟

34:18.514 --> 34:21.851
‫این شُهرت ناگهانی واقعاً
‫از راه به درش کرده

34:21.934 --> 34:24.353
‫به نظر من بعضی‌ها
‫کلاً جنبه‌ی شُهرت رو ندارن

34:24.437 --> 34:25.706
‫وقتی هم تحت فشاری،

34:25.730 --> 34:27.857
‫دم‌دستی‌ترین کیسه‌بوکس نزدیکان هستن

34:27.940 --> 34:29.692
‫البته در این حالت تو نقشِ
‫دستکش بوکس رو داری

34:31.611 --> 34:33.821
‫خوب می‌دونم عدم تعلق چه حسی داره

34:33.905 --> 34:35.305
‫ولی اینطور نیست

34:36.199 --> 34:37.551
‫می‌دونی چی لازم داری؟

34:37.575 --> 34:40.578
‫یه جا که بتونی بهش بگی خونه.
‫من هم یه جای عالی سراغ دارم.

34:49.337 --> 34:51.089
‫هیچ‌جا خونه نمیشه، تینگ

34:53.216 --> 34:54.616
‫به جمع‌مون خوش اومدی

35:22.000 --> 35:24.523
‫« اولیویا فرامپ »

35:51.300 --> 35:53.600
‫« درخت جمجمه »

37:15.200 --> 37:17.401
‫این اثر «سرگئی پروکفیف»ـه

37:19.987 --> 37:22.782
‫خانم کاپری هستم.
‫رئیس جدید بخش موسیقی.

37:22.865 --> 37:24.367
‫همون ایسادورا کاپری که

37:24.450 --> 37:26.139
‫اولین آلبوم کلاسیکش،
‫یعنی «زوزه گرگ» رو

37:26.140 --> 37:27.829
‫وقتی فقط ده سالش بود منتشر کرد؟

37:27.912 --> 37:29.664
‫نمی‌دونستم طرفداری برام مونده باشه

37:29.747 --> 37:32.083
‫من همیشه مجذوب بچه‌های نابغه بودم

37:32.166 --> 37:35.294
‫تمرکز، نبوغ و عطشِ بی‌پایان
‫برای رسیدن به کمال

37:35.378 --> 37:38.214
‫خوشبختانه قبل از اینکه خفه‌ام کنه،
‫تونستم خودمو نجات بدم

37:38.297 --> 37:40.675
‫فکر می‌کردم تدریس برای
‫اوناییـه که نواختن بلد نیستن

37:42.134 --> 37:45.638
‫از یه گروه جوون‌ شجاع که
‫با وجود شرایط سخت،

37:45.721 --> 37:48.224
‫مدرسه‌شون رو نجات دادن، انگیزه گرفتم

37:48.307 --> 37:51.560
‫به این نتیجه رسیدم که وقتشه
‫دِینم رو به جامعه‌ام ادا کنم

37:54.855 --> 37:57.275
‫راه سختی در پیش داریم

37:58.109 --> 38:01.237
‫- دستم یکم سفت شده
‫- نه، مشکل از دستت نبود

38:01.320 --> 38:04.407
‫دردت تنها جذابیت اجرات بود

38:05.032 --> 38:08.452
‫می‌دونستی پروکفیف استاد شطرنج بوده؟

38:08.536 --> 38:13.040
‫برای همین کنسرتوهاش
‫اینقدر زیرکانه و فریبنده‌ان

38:13.124 --> 38:16.419
‫اون می‌خواد نوت‌ها رو حس کنی

38:16.502 --> 38:18.796
‫نه که پیش‌بینی‌شون کنی

38:18.879 --> 38:20.840
‫من دنبال درس و نکته نیستم

38:20.923 --> 38:22.800
‫واسه دلِ و رضایت خودم می‌زنم

38:22.883 --> 38:25.594
‫با این‌حال انگار موسیقی
‫رضایت کافی رو بهت نمیده

38:28.431 --> 38:30.266
‫اینقدر سعی نکن کنترلش کنی

38:31.309 --> 38:35.438
‫باید تسلیم هرج‌ومرج زیباش بشی

38:35.521 --> 38:38.274
‫من خودم عامل هرج‌ومرجم.
‫تسلیمش نمیشم.

39:04.091 --> 39:07.762
‫از زمان حضورم در نورمور، دیگه هیچ
‫آتش‌بستان بنیان‌گذاری نداشتیم

39:07.845 --> 39:11.849
‫آره! این دانش‌آموزهای داوینچی
‫عجب استعدادی توی ساختن دارن

39:11.932 --> 39:14.977
‫خلاقیتِ یه انگشت کوچولوشون

39:15.061 --> 39:17.229
‫از کل بدن من بیشتره

39:18.397 --> 39:20.024
‫جواب میده دیگه؟

39:21.609 --> 39:24.195
‫طردشده از پسش بر میاد! عاشقشم!

39:24.904 --> 39:26.947
‫واسه همینـه که رسم و رسوم
‫اینقدر مهمـه

39:27.031 --> 39:28.908
‫حس غرور رو توی دل بچه‌هامون زنده می‌کنه

39:28.991 --> 39:32.995
‫مدیر ویمز مدام تلاش می‌کرد خودش رو
‫با دنیای آدمای معمولی وفق بده

39:33.079 --> 39:35.998
‫جسارت نباشه. می‌دونم
‫دوستای قدیمی هستید

39:36.999 --> 39:39.668
‫خانواده‌ی آدامز نمونه‌ی بارز طردشدگانی هستن که

39:39.752 --> 39:42.213
‫جلوی فرهنگ عادی سر خم نمی‌کنن

39:42.296 --> 39:44.382
‫و این از صدقه‌سری شماست، خانم آدامز

39:44.465 --> 39:45.865
‫ممنون

39:46.759 --> 39:49.387
‫در مورد ریاست مراسم
‫تصمیم‌تون رو نگرفتید؟

39:50.054 --> 39:52.181
‫من... هنوز دارم سبک‌سنگین‌ می‌کنم

39:52.765 --> 39:55.768
‫می‌خوام کاری رو بکنم که به صلاح نورمور باشه،
‫ولی صلاح خانواده‌ام هم مهمـه

39:55.851 --> 39:57.520
‫متوجهم. باید خیلی چیزها رو در نظر بگیرید

39:57.603 --> 40:00.773
‫واسه همین یه دانش‌آموز رابط
‫بهتون کمک می‌کنه

40:00.856 --> 40:03.275
‫من هم سخت به دنبال
‫اون شخص ممتاز می‌گردم

40:03.359 --> 40:06.487
‫دیگه نگردید. اون اینجاست

40:06.570 --> 40:09.907
‫خانم آدامز، بیانکا بارکلی، یکی از
‫بهترین و باهوش‌ترین دانش‌آموزان‌مون

40:09.990 --> 40:12.326
‫همکاری با یکی از
‫اسطوره‌های نورمور باعث افتخارمـه

40:12.410 --> 40:14.245
‫بیانکا

40:14.829 --> 40:17.748
‫واسه آتش‌بستان امشب بیاید،
‫ببینید داریم در چه جهتی تلاش می‌کنیم

40:17.832 --> 40:19.959
‫بعدش تصمیم‌ بگیرید
‫می‌خواید مشارکت کنید یا نه

40:28.717 --> 40:30.117
‫از طرف خاویر

40:31.053 --> 40:34.598
‫«بهت پیامک زدم، ولی گمونم موبایلی که
‫بهت دادم رو گم کردی»

40:35.766 --> 40:37.893
‫- موبایل داری؟
‫- انداختمش توی وان حموم

40:45.484 --> 40:46.944
‫«فکر کن این هدیه‌ی خداحافظیمـه»

40:47.027 --> 40:48.737
‫«این تصویر یهویی به ذهنم خطور کرد»

40:48.821 --> 40:52.575
‫«نپرس از کجا می‌دونم یا معنیش چیه،
‫ولی حتم دارم بهت مربوطـه»

40:52.658 --> 40:56.203
‫«مگه میشه معما رو
‫از ونزدی آدامز جدا کرد؟ خاویر»

40:56.829 --> 40:58.622
‫یه کلاغ ترسناک روی سنگ قبر

40:59.498 --> 41:01.125
‫- معنیش چیه؟
‫- روحمم خبر نداره

41:01.208 --> 41:04.003
‫من و تینگ می‌ریم مراسم
‫آتش‌بستان بنیان‌گذار. نمیای؟

41:08.883 --> 41:11.552
‫بدون اجازه از ماشین تحریر من استفاده کردی؟

41:14.138 --> 41:15.764
‫«اخیراً کتاب خوبی خوندی؟»

41:18.184 --> 41:19.584
‫رُمانم

41:21.145 --> 41:22.545
‫نیست

41:24.148 --> 41:26.150
‫« بالاتر، بالاتر، بالاتر،
‫منم شیطانِ شعله‌پیکر

41:26.233 --> 41:28.027
‫ز هر بامی که سوزد در شرر
‫همان‌جاست آتشم شعله‌ور »

41:30.446 --> 41:33.824
‫اونی که زاغ سیاهمو چوب می‌زد می‌خواد
‫توی مراسم آتش‌بستان نوشته‌هام رو بسوزونه

41:33.908 --> 41:35.951
‫نگو که این تنها نسخه‌ات بود

41:37.077 --> 41:40.623
‫خدایی؟ دستگاه کپی حتی
‫اختراع قرن 21 هم نیست!

41:40.706 --> 41:43.834
‫نمیذارم حاصل دو سال زحمتم
‫دود بشه بره هوا

42:00.768 --> 42:03.729
‫اون بپا اینجاست. حواست باشه
‫ببین کی چشمش به ماست

42:03.812 --> 42:05.314
‫کیه که چشمش به ما نباشه؟

42:05.898 --> 42:07.298
‫- ایند!
‫- ایند!

42:09.652 --> 42:11.987
‫آهای! نزن جاده‌خاکی.
‫من میرم آتش‌بستان رو نگاه بندازم.

42:12.071 --> 42:13.471
‫تو هم برو اون‌طرف

42:20.287 --> 42:24.166
‫آهای! همین که آتیش روشن شد،
‫یواشکی میرم سمت درخت جمجمه

42:24.250 --> 42:25.876
‫تا اون بچه‌ی مُرده رو از خاک در بیارم

42:25.960 --> 42:27.360
‫کی میاد؟

42:30.464 --> 42:32.675
‫شرمنده. امشب خیلی برام مهمـه

42:32.758 --> 42:35.177
‫دورت قرار بابت اینکه مدرسه رو
‫نجات دادم، ازم قدردانی ‌کنه

42:42.059 --> 42:45.688
‫تینگ، حواس و انگشت‌هات رو جمع کن.
‫اون بپا داره بازی در میاره.

43:01.203 --> 43:03.122
‫«اگه نمی‌خواد رمانت
‫دود بشه بره هوا

43:03.205 --> 43:04.605
‫زیر آتش‌بستان بیا دیدنم»

43:05.332 --> 43:07.167
‫«پی‌نوشت: چندتا غلط تایپی دیگه هم
‫پیدا کردم»

43:16.176 --> 43:17.678
‫ونزدی، چیکار می‌کنی؟

43:17.761 --> 43:19.161
‫آهای! ایند

43:19.221 --> 43:20.931
‫ایجکس. سلام

43:22.016 --> 43:25.352
‫چه خبرا؟ این تابستون
‫رسماً قالم گذاشتی‌ها

43:25.436 --> 43:28.105
‫کلی بهت پیامک زدم.
‫یه عالمه پیغام صوتی فرستادم.

43:28.188 --> 43:30.065
‫شرمنده. روم سیاه

43:30.149 --> 43:32.109
‫توی «اردوگاه گرگ‌ها»
‫دستگاه الکترونیکی اکیداً ممنوع بود

43:32.192 --> 43:34.090
‫یه ماه کامل به هیچی دسترسی نداشتم

43:34.091 --> 43:35.989
‫باورت میشه؟ گمونم اختلال
‫استرس پس از سانحه گرفتم

43:36.071 --> 43:37.573
‫دو روزه که برگشتیم

43:38.115 --> 43:40.409
‫حس می‌کنم انگار
‫داری ازم دوری می‌کنی

43:40.492 --> 43:43.203
‫خب، من سرم با گروه گرم بود

43:43.287 --> 43:45.080
‫تو هم که مسئولیت مشاور خوابگاه رو داری

43:45.164 --> 43:48.000
‫تازه ونزدی رو هم اضافه کن،
‫لعنتی همیشه دردسره

43:48.584 --> 43:50.544
‫آهای ایند. ردیف جلو برات یه جا گرفتم

43:51.128 --> 43:55.215
‫ممنون برونو. ولی الان
‫وسط یه کاری‌ام

43:55.299 --> 43:56.699
‫ونزدی!

43:57.718 --> 43:59.118
‫ونزدی!

44:00.220 --> 44:01.620
‫ونزدی!

44:07.311 --> 44:09.063
‫شب بخیر، نورمور

44:09.146 --> 44:10.373
‫هورا!

44:10.397 --> 44:13.567
‫شب بخیر، به مراسم
‫آتش‌بستان بنیان‌گذار خوش اومدید

44:13.651 --> 44:17.613
‫شب‌مون رو با خوندن سرود رسمی نورمور
‫شروع می‌کنیم

44:25.371 --> 44:29.375
‫♪ نورمور، همیشه در رؤیا ♪

44:29.458 --> 44:33.337
‫♪ سال‌های درس، شادی و غوغا ♪

44:33.420 --> 44:37.633
‫♪ پیوند طردشدگان بنا شد بر اعتماد ♪

44:37.716 --> 44:41.178
‫♪ ولی بقیه رفتند به باد ♪

44:41.762 --> 44:45.849
‫♪ داوینچی، سیرن، کله‎‌ماری، بی‌چهره♪

44:45.933 --> 44:49.853
‫♪ هرگز رگ و ریشه‌ی طردشده‌ات از یادت نره ♪

44:49.937 --> 44:53.565
‫♪ غم‌هایمان طعمه‌ی کلاغ‌های بذله‌گو ♪

44:53.649 --> 44:58.153
‫♪ در سرای ادگار آلن پو ♪

44:58.237 --> 45:04.243
‫♪ در نـــورمــــور ♪

45:11.583 --> 45:12.983
‫یوهو!

45:21.343 --> 45:23.429
‫♪ Dancing in the Dark ♪
‫♪ by Bruce Springsteen ♪

45:32.604 --> 45:34.815
‫سلام، رفقا طردشده!

45:34.898 --> 45:36.734
‫به نورمور خوش برگشتید

45:39.194 --> 45:41.321
‫من مدیرتون هستم، بری دورت...

45:45.325 --> 45:48.078
‫امشب هم عصر جدیدی رو جشن می‌گیریم

45:48.162 --> 45:49.562
‫آره!

45:51.248 --> 45:53.584
‫می‌دونم شاید تغییر ترسناک باشه

45:53.667 --> 45:55.878
‫ولی لزومی نداره بترسید

45:55.961 --> 45:57.361
‫می‌دونید چرا؟

45:57.421 --> 46:02.009
‫چون ما طردشدگان قوی هستیم!

46:03.469 --> 46:05.095
‫آره، قوی هستیم!

46:05.596 --> 46:08.807
‫♪ بدون جرقه نمیشه آتیش روشن کرد ♪

46:09.516 --> 46:10.916
‫ونزدی!

46:11.560 --> 46:14.313
‫باید از اونجا بیای بیرون.
‫الانـه اینو آتیشش بزنن.

46:17.983 --> 46:19.526
‫خیلی‌خب. از این به بعد

46:20.319 --> 46:24.406
‫من نایت‌شید و همه‌ی انجمن‌های
‫مخفی رو منحل می‌کنم

46:25.657 --> 46:29.119
‫محافظت از مدرسه‌مون
‫به عهده‌ی همه‌مونـه

46:29.953 --> 46:34.041
‫بنابراین، ما همگی نایت‌شید هستیم

46:35.417 --> 46:36.817
‫آره

46:39.546 --> 46:44.510
‫حالا، به قول طردشده‌ی بزرگ آمریکایی،
‫بروس اسپرینگستین:

46:45.385 --> 46:47.137
‫بدون جرقه

46:47.221 --> 46:48.621
‫نمیشه آتیش روشن کرد!

47:30.681 --> 47:32.081
‫ونزدی!

47:32.641 --> 47:35.143
‫ونزدی! میرم کمک بیارم!

47:52.744 --> 47:54.144
‫آره!

48:06.675 --> 48:08.468
‫هورا!

48:27.404 --> 48:29.072
‫باید آتیش رو خاموش کنیم!

48:29.156 --> 48:31.575
‫مدیر دورت! ونزدی زیر آتیش گیر افتاده

48:41.251 --> 48:42.651
‫وحشت نکنید

48:44.421 --> 48:46.006
‫تشریف‌فرما شد، درست سر وقت!

48:46.089 --> 48:49.134
‫شاگرد افتخاری‌مون، ونزدی آدامز!

48:52.387 --> 48:55.599
‫اگه شجاعتِ تو نبود، امروز
‫هیچ‌کدوم‌مون اینجا نبودیم

48:56.725 --> 48:59.978
‫ونزدی، کمکم می‌کنی از
‫یه سورپرایز ویژه رونمایی کنیم؟

49:02.397 --> 49:04.983
‫دادم اینو بسازن تا یادبودی باشه

49:05.067 --> 49:10.739
‫از اینکه تو و اون گروه دوستای خفن‌ات
‫توی نورمور، مدرسه‌مون رو نجات دادید!

49:25.837 --> 49:27.839
‫میشه مراسم‌مون رو با حرف‌های
‫الهام‌بخشت آراسته کنی

49:27.923 --> 49:30.175
‫تا قدم توی این عصر جدید بذاریم؟

49:31.009 --> 49:33.261
‫ونزدی! ونزدی!

49:35.097 --> 49:36.556
‫ونزدی! ونزدی!

50:00.288 --> 50:01.432
‫امشب...

50:01.456 --> 50:02.856
‫آره!

50:08.000 --> 50:10.340
‫این گردهمایی از نارضایتی ما نشأت گرفته

50:10.424 --> 50:13.260
‫و با کمال میل کسایی که
‫ما رو کنترل کنن، می‌بلعیم

50:16.346 --> 50:18.181
‫نبرد ما تازه شروع شده

50:19.266 --> 50:22.102
‫من هم پرده‌ی نازکِ تمدن رو از
‫روی زخم‌های جامعه کنار می‌زنم

50:22.185 --> 50:25.689
‫و تا وقتی دشمنان‌مون شکست نخوردن،
‫آروم نمی‌گیرم!

50:33.739 --> 50:35.139
‫منظورم هم از دشمن،

50:35.574 --> 50:37.784
‫هر خنگیـه که واسه این شعارهای

50:37.868 --> 50:40.662
‫سطحی و خَز و جنجالی کف زده

50:40.746 --> 50:42.748
‫چی؟

50:44.708 --> 50:46.585
‫فکر کردید من قهرمان‌تونم؟ خیر

50:47.794 --> 50:50.255
‫من همیشه کثیف و با نامردی مبارزه می‌کنم

50:50.338 --> 50:51.965
‫من فقط طرفِ خودمم

50:52.049 --> 50:54.176
‫تنها جایی هم که می‌برمتون، تهِ درّه‌ست

50:57.220 --> 50:59.639
‫پس ازم بُت نسازید

50:59.723 --> 51:01.391
‫چون خودم آتیشش می‌زنم

51:28.418 --> 51:29.818
‫چه غلطی می‌کنی؟

51:29.878 --> 51:32.756
‫- من که اعلام موافقت نکرده بودم
‫- پس باید واسه بقیه‌مون هم خرابش کنی؟

51:32.839 --> 51:35.050
‫تو بهترین دوستمی، ولی میشه
‫یکم کمتر ونزدی‌بازی در بیاری؟

51:35.133 --> 51:36.843
‫ناسلامتی قراره این بهترین سال‌مون باشه!

51:40.138 --> 51:41.538
‫تف توش!

53:10.478 --> 53:11.878
‫آهای، وایسا!

53:12.856 --> 53:14.566
‫ونزدی، وامیستی؟!

53:44.555 --> 53:46.555
‫« به یاد ایند سینکلر »
‫« دختر و خواهری عزیز »

53:46.556 --> 53:49.017
‫اینا همه‌اش تقصیر توئـه، ونزدی

53:49.601 --> 53:51.603
‫اینا همه‌اش تقصیر توئـه

53:51.686 --> 53:53.563
‫من به خاطر تو مُردم

53:55.899 --> 53:57.317
‫من به خاطر تو مُردم

54:02.447 --> 54:03.847
‫ونزدی!

54:14.000 --> 54:34.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
