WEBVTT

00:06.919 --> 00:08.671
‫بیاید یه مروری بکنیم، نظرتون چیه؟

00:09.380 --> 00:11.757
‫روی سرم کیسه کشیدن
‫که نتونم جهت‌یابی کنم،

00:12.842 --> 00:15.928
‫مچ‌های دستم رو جوری سفت بستن
‫که جلوی گردش خون رو بگیرن،

00:16.011 --> 00:18.389
‫و نمیدونستم که قراره زنده بمونم یا بمیرم.

00:20.057 --> 00:21.767
‫قطعا از چنین مهمونی‌ای خوشم میاد.

00:22.601 --> 00:25.312
‫کی جرات کرده که
‫به نهان‌خانه‌ی ما نفوذ کنه؟

00:25.396 --> 00:27.022
‫می‌تونی ماسک رو برداری، بیانکا.

00:29.191 --> 00:31.152
‫و به همین راحتی، امید من...

00:31.235 --> 00:33.571
‫به ناامیدی تلخی رسید.

00:33.654 --> 00:35.906
‫دشمن من یه قاتل روانی نبود.

00:35.990 --> 00:38.159
‫فقط چند تا دلقک دبیرستانی بودن.

00:38.242 --> 00:40.119
‫صبر کنید، ترجیح میدادم همون‌جوری باشین.

00:40.202 --> 00:42.413
‫- چطوری اومدی این پایین؟
‫- روان نشونم داد.

00:43.706 --> 00:44.706
‫جیب سمت چپم.

00:49.295 --> 00:51.547
‫من ته نقش را تا مجسمه‌ی پو دنبال کردم.

00:51.630 --> 00:54.008
‫- بعدش معما رو حل کردم.
‫- صبر کن ببینم، یه معما بوده؟

00:54.091 --> 00:55.634
‫فکر کردم ما فقط ۲ بار بشکن زدیم.

00:56.135 --> 00:57.855
‫انگار تو باهوشترینشونی، آره؟

00:58.387 --> 01:00.723
‫نایت‌شیدز یه کلاب اجتماعی برای نخبه‌هاست.

01:00.806 --> 01:01.891
‫روی کلمه‌ی نخبه تاکید دارم.

01:01.974 --> 01:05.603
‫ما مهمونی روی پشت بوم، اردو و گاهگاهی
‫آب‌تنی توی نیمه شب داریم.

01:05.686 --> 01:07.271
‫و یوکو توی بار سرد تا حدودی سررشته داره.

01:07.354 --> 01:10.566
‫اون یه موهیتوی بدون الکل خفن درست میکنه.
‫باورت نمیشه.

01:11.358 --> 01:13.360
‫وای. شما ساعت خوابتون هم مشخصه؟

01:13.903 --> 01:16.071
‫طبق آخرین چیزی که شنیدم، نایت‌شیدز
‫منحل شده بود.

01:16.155 --> 01:20.743
‫آره، گروه ۳۰ سال پیش بعد مرگ
‫یه بچه‌ی معمولی امتیازش رو از دست داد.

01:20.826 --> 01:22.536
‫اما ما فارغ‌التحصیلان ثروتمند زیادی داریم،

01:22.620 --> 01:25.414
‫برای همین ویمز تا زمانی که کسی
‫خبرساز نشه به ما کاری نداره.

01:25.498 --> 01:28.542
‫- یه نفر مثل روان؟
‫- ما ترم قبل اون بدبخت رو انداختیم بیرون.

01:29.877 --> 01:32.046
‫سوال اینه که با اون چه‌کار کنیم؟

01:33.464 --> 01:35.633
‫فقط اعضای کلاب اجازه‌ی حضور
‫توی این کتابخونه رو دارن.

01:39.595 --> 01:42.014
‫- من میگم که دعوتش کنیم تا قسم بخوره.
‫- چی؟

01:42.765 --> 01:43.682
‫اون از خانواده‌های قدیمیه.

01:43.766 --> 01:47.436
‫بعد از اون کاری که توی مسابقا کرد، عمرا.

01:47.520 --> 01:50.397
‫ما داریم میگیم خبرساز نشیم،
‫ولی اون بمب خبریه.

01:50.481 --> 01:53.818
‫فقط چون توی بازی خودتون شکستتون دارم؟
‫بذارید راحتتون کنم.

01:53.901 --> 01:55.528
‫من علاقه‌ای به ملحق شدن به شما ندارم.

01:56.111 --> 01:57.696
‫جدی داری ما رو رد میکنی؟

01:57.780 --> 01:58.989
‫باورت میشه؟

02:00.115 --> 02:00.950
‫بازش کنید.

02:01.033 --> 02:02.535
‫من پنج دقیقه پیش خودمو باز کردم.

02:08.541 --> 02:10.543
‫میخوای اون یکی چشمت هم متقارن بشه؟

02:19.093 --> 02:21.595
‫تازه‌کارایی مثل شما آبروی
‫هر چی آدم‌رباست بردن.

02:21.619 --> 02:27.619
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:43.242 --> 02:45.554
‫تار و پود تحقیقات من به قدری زیاد بود،

02:45.578 --> 02:46.871
‫که می‌تونستم باهاش یه کفن بدوزم.

02:47.454 --> 02:51.041
‫با این حال هنوز نمیدونم که چطور روان
‫به طرز اسرار آمیزی از مرگ برگشته.

02:51.125 --> 02:53.168
‫یا چرا اون هیولا توی جنگل پرسه میزنه.

02:54.169 --> 02:57.256
‫اما در حال حاضر هیچ چیزی بیش از این کتاب
‫برای من جذاب نیست.

02:57.923 --> 03:01.051
‫اگه قراره من برای مرگ نورمور مسئول باشم...

03:01.135 --> 03:02.469
‫سوال اینه که...

03:03.053 --> 03:05.848
‫چرا دارم با یه مهاجر این آخرالزمان رو
‫سپری میکنم؟

03:11.645 --> 03:14.148
‫تمامی دانش‌آموزان راس ساعت ۱۰...

03:14.231 --> 03:15.566
‫برای مشاغل داوطلبانه‌ی خودشون گزارش بدن،

03:15.649 --> 03:17.776
‫در ادامه ناهار جمعی ساعت ۱ صرف میشه.

03:17.860 --> 03:23.908
‫همون‌طور که میدونید، در روز اطلاع‌رسانی
‫امسال رویداد خیلی ویژه‌ای برگزار میشه،

03:23.991 --> 03:27.620
‫تخصیص یه مجسمه‌ی یادبود جدید
‫در میدان شهر،

03:28.203 --> 03:31.665
‫که با اجراهایی از دانش‌آموزان نورمور
‫همراهه.

03:33.459 --> 03:35.753
‫به عنوان نمایندگان مدرسه‌ی ما،

03:35.836 --> 03:39.131
‫امیدوارم با بهترین چهره‌ی خودتون
‫ظاهر بشین.

03:39.673 --> 03:41.153
‫- آره.
‫- ایول!

03:48.891 --> 03:51.143
‫آره! من به دنیای مهاجرین میرم.

03:51.727 --> 03:53.847
‫من مهارت‌های مردم معمولی رو دارم...
‫و عاشق اجرا کردن هستم،

03:53.896 --> 03:55.606
‫برای همین انتخاب واضحی بود.

03:56.106 --> 03:57.107
‫به تو چی رسید؟

03:58.692 --> 04:00.444
‫توده‌ی اورایا، هر چیزی که هست.

04:00.527 --> 04:03.405
‫ایش. این یه عتیقه‌فروشی عجیب و ترسناکه.

04:04.239 --> 04:05.239
‫ولی تو عاشقش میشی.

04:06.367 --> 04:09.453
‫کاش من و ای‌جکس با هم اطلاع‌رسانی کنیم.

04:09.954 --> 04:11.997
‫وای خدا، ودروین به من رسید.

04:12.081 --> 04:13.958
‫بیا جاتو با من عوض کن.
‫بیا دیگه!

04:15.417 --> 04:17.795
‫ونزدی، نگران ویولون‌سلت نباش.

04:17.878 --> 04:20.589
‫من ترتیبش رو میدم که امروز عصر
‫به میدون شهر آورده بشه.

04:21.423 --> 04:22.257
‫ویولون‌سلم؟

04:22.341 --> 04:25.094
‫اون شب آهنگی که روی
‫پشت بوم اجرا کردی ور شنیدم.

04:25.970 --> 04:26.970
‫تحسین‌برانگیز بود.

04:27.638 --> 04:31.016
‫من تو رو داوطلب کردم تا گروه موسیقی
‫دبیرستان جریکو رو در مراسم...

04:31.100 --> 04:32.100
‫همراهی کنی.

04:32.726 --> 04:37.189
‫مطمئنم خیلی برات سخت نیست که
‫یه ملودی شاد از فلیت‌وود مک رو بنوازی.

04:38.065 --> 04:40.818
‫به شرط این‌که قول بعدی بعدش
‫منو به عنوان یه جادوگر دار بزنی.

04:56.959 --> 05:00.421
‫- چرا به یه دیوار خالی زل زدی؟
‫- روز اطلاع‌رسانی قبل خالی نبود.

05:01.422 --> 05:04.133
‫هنوز از این‌که دعوتت رو رد کردم ناراحتی؟

05:04.758 --> 05:06.176
‫من به‌خاطر تو منزوی شدم.

05:06.260 --> 05:10.389
‫برو بابا. من فقط قربانی جنگ سردی هستم
‫که تو با بیانکا داری.

05:10.472 --> 05:12.725
‫- مسائل مهمتری توی ذهن منه.
‫- مثلا چی؟

05:12.808 --> 05:14.935
‫پیدا کردن هیولایی که
‫هم‌اتاقیت رو کشت.

05:15.019 --> 05:17.021
‫وای خدا. برای آخرین بار میگم،
‫روان اخراج شده بود.

05:17.104 --> 05:19.344
‫- همه رفتنش رو دیدن.
‫- از اون موقع تا حالا باهاش حرف زدی؟

05:20.983 --> 05:23.444
‫چند بار بهش پیام دادم اما
‫هیچ وقت جوابی نشنیدم.

05:23.527 --> 05:25.904
‫فکر کردم میخواد نورمور رو پشت سر بذاره
‫و دیگه برنگرده.

05:25.988 --> 05:27.031
‫یا این‌که اون مرده.

05:27.114 --> 05:29.575
‫نمیدونم چرا این‌قدر برات مهمه.
‫اونو که نمیشناختی.

05:29.658 --> 05:31.744
‫نمیدونم چرا این‌قدر برای تو
‫کم‌اهمیته.

05:31.827 --> 05:35.789
‫بقیه میخوان حرف منو رد کنن و کلی
‫بهونه براش میارن، اما من بیخیال نمیشم.

05:36.707 --> 05:39.752
‫عالیه، فکر کنم بتونی دزدی رو هم
‫به رزومه‌ات اضافه کنی.

05:39.835 --> 05:42.963
‫نمیدونم یه کتاب قدیمی نایت‌شیدز
‫چرا این‌قدر برات مهمه.

05:43.047 --> 05:45.799
‫وقتی دیشب اینو بهت نشون دادم
غافلگیر به نظر نمیومدی.

05:45.883 --> 05:47.593
‫تو اینو قبلا دیدی، مگه نه؟

05:48.427 --> 05:51.138
‫آره. یکی دو روز قبل برداشت محصول.

05:51.221 --> 05:52.514
‫این روی میز روان باز بود.

05:52.598 --> 05:55.517
‫فکر کردم بعد از این‌که از نایت‌شیدز
‫انداختیمش بیرون اینو دزدیده.

05:56.018 --> 05:59.354
‫بعدش اینو بهش گفتم
‫و اونم قاطی کرد.

05:59.938 --> 06:01.648
‫- این باورنکردنیه...
‫- خفه شو!

06:01.732 --> 06:03.025
‫- چطور می‌تونی این کارو بکنی؟
‫- تو دیوونه‌ای!

06:05.194 --> 06:07.905
‫اون با قابلیت دورجنبانیش تو رو
‫سمت دیوار پرت کرد.

06:09.156 --> 06:10.199
‫آره.

06:11.241 --> 06:12.451
‫از کجا اینو میدونی؟

06:13.160 --> 06:14.244
‫شانسی گفتم.

06:15.871 --> 06:19.917
‫عجیبه که توی این هستی.
‫این کتاب حدود ۳۰ سال قدمت داره، مگه نه؟

06:20.000 --> 06:21.960
‫کراکستون توی این عکس با تو چه کار میکنه؟

06:22.044 --> 06:23.295
‫میدونی اون کیه؟

06:23.879 --> 06:25.130
‫آره، این جوزف کراکستونه.

06:25.214 --> 06:27.299
‫اون بنیانگذار اصلی جریکو هست.

06:27.382 --> 06:28.634
‫این‌جا خیلی آدم مهمی محسوب میشه.

06:28.717 --> 06:29.885
‫ببین.

06:30.844 --> 06:31.844
‫اونه.

06:42.856 --> 06:44.399
‫- کلانتر.
‫- بله.

06:44.483 --> 06:46.110
‫پسرم لوکاس رو یادته؟

06:46.193 --> 06:49.822
‫معلومه که یادمه. هفته‌ی پیش توی
‫ودروین به اون و دوستاش برخوردم.

06:51.115 --> 06:52.449
‫بهتره برم سراغ کارم.

06:52.533 --> 06:54.576
‫هی، امروز دردسر درست نکنی، فهمیدی؟

07:00.124 --> 07:01.875
‫تو رو خدا این‌قدر هیجان‌زده به نظر نیا.

07:01.959 --> 07:04.670
‫اون بچه‌های مطرود شده شاید فکر کنن
‫از این‌که این‌جان خوشحالی.

07:04.753 --> 07:07.798
‫یه چیزی توی اون جنگل پرسه میزنه
‫که بدون شک به اون مدرسه مربوطه.

07:07.881 --> 07:10.926
‫میشه این‌قدر نورمور رو متهم نکنی؟

07:11.009 --> 07:13.137
‫میدونی که چه‌قدر جریکو به اون‌جا
‫وابسته‌ست.

07:13.220 --> 07:17.224
‫فکر کردی پول جاده‌ها و پارک‌هامون و حتی
‫حقوق تو از کجا میاد؟

07:17.307 --> 07:20.853
‫من فقط دارم کارمو میکنم، مراقب
‫وضع شهرمونم، رئیس.

07:20.936 --> 07:22.855
‫نمیخواد برای من منبر بری، داناوان.

07:22.938 --> 07:25.357
‫قبل این‌که شهروندان جریکو
‫منو به عنوان شهردار انتخاب کنن،

07:25.440 --> 07:26.984
‫من اون نشان رو داشتم، یادته؟

07:27.985 --> 07:31.488
‫به نظرم اون زمان خیلی شیفته‌ی تاریخ
‫به نظر نمیرسیدی.

07:31.572 --> 07:34.283
‫اگه چیزی برای کسب و کار خوب باشه،
‫برای جریکو هم خوبه.

07:34.366 --> 07:36.451
‫مخصوصا اگه کسب و کارت
‫توی دنیای مهاجرین باشه.

07:36.535 --> 07:37.536
‫هی.

07:38.537 --> 07:41.081
‫فقط اون خرس کوفتی رو پیدا کن
‫و بهش رسیدگی کن.

07:44.293 --> 07:46.044
‫خیلی خب. همه بشینن.

07:46.128 --> 07:48.338
‫ما یه اطلاعیه‌ی ویژه داریم.

07:51.425 --> 07:53.594
‫خوش اومدین، آکادمی نورمور خوش اومدین.

07:53.677 --> 07:57.514
‫از طرف کل اجتماع جریکو...

07:57.598 --> 08:00.559
‫ما خیلی خوشحالیم که همه‌ی شما
‫امروز این‌جا هستین.

08:00.642 --> 08:04.771
‫سخاوتمندی و سخت‌کوشی شما واقعا...
‫اطلاع‌رسانانه بود!

08:07.149 --> 08:11.653
‫خیلی خب،‌ ما ساعت ۱ برای ناهار
‫شما رو این‌جا میبینیم. لذت ببرین!

08:19.286 --> 08:20.287
‫اینید.

08:21.246 --> 08:22.956
‫بیا کار داوطبانه رو عوض کنیم.

08:23.040 --> 08:26.126
‫چی؟ نه. توده‌ی اورایا قطعا به من نمیخوره.

08:26.210 --> 08:28.795
‫این یه مورد اضطراریه.
‫من باید به دنیای مهاجرین سر بزنم.

08:28.879 --> 08:31.298
‫ونزدی، این یه معامله‌ی منصفانه نیست.

08:31.381 --> 08:34.927
‫چرا باید موافقت کنم که کل روز رو توی
‫یه مغازه‌ی شلوغ چرت بگذرونم؟

08:35.010 --> 08:37.304
‫چون ای‌جکس قراره اون‌جا داوطلب باشه.

08:37.387 --> 08:38.947
‫تینگ یه نگاهی به برگه‌اش انداخت.

08:38.972 --> 08:40.492
‫- اما اگه علاقه‌ای نداری...
‫- نه!

08:41.308 --> 08:43.602
‫وای خدا، ممنون. تو بهترینی!

09:02.162 --> 09:04.748
‫به دنیای مهاجرین خوش اومدین!

09:04.831 --> 09:07.834
‫هر روز محاکمه‌ی جادوگر داریم!

09:07.918 --> 09:09.878
‫ساعت ۲، ساعت ۴!

09:09.962 --> 09:11.797
‫آقا! خانم!

09:17.803 --> 09:20.180
‫هی، ونزدی،‌ میخوای با هم عکس
‫گروهی مخصوص هامرز بگیریم؟

09:22.432 --> 09:23.432
‫فکر کنم نمیخوای.

09:24.059 --> 09:27.688
‫صبح بخیر، خویشاوندان نورموری جوان من.

09:28.397 --> 09:31.400
‫من بانو آرلین هستم.
‫یه او سی واقعی.

09:32.818 --> 09:34.236
‫مهاجر اصلی.

09:34.319 --> 09:38.573
‫حالا خواهشمندم گوشی‌هاتون رو
‫در حالت ویبره قرار بدین و عجله کنین،

09:39.324 --> 09:44.871
‫چون قراره در زمان سفر کنید و
‫به سال ۱۶۲۵ بعد از میلاد برید...

09:44.955 --> 09:47.958
‫به اولین منطقه‌ی مسکونی مهاجرین جریکو.

09:54.923 --> 09:55.757
‫در آن‌سو...

09:55.841 --> 09:58.176
‫خانه‌ی اجتماعات رو نظاره‌گر باشید.

09:58.260 --> 10:00.971
‫درون اون‌جا مجموعه‌‌ اشیائی...

10:01.054 --> 10:04.766
‫متعلق به محبوب‌ترین و وارسته‌ترین
‫بنیانگذار جریکو...

10:04.850 --> 10:06.268
‫جوزف کراکستون هست.

10:06.768 --> 10:11.440
‫و پشتش مستراح ماست،
‫اولین سرویس بهداشتی بدون جنسیت آمریکا.

10:11.523 --> 10:12.858
‫من پرسشی داشتم.

10:12.941 --> 10:14.401
‫تامل نکن، فرزندم.

10:14.484 --> 10:15.736
‫در خانه‌ی اجتماعات...

10:15.819 --> 10:17.988
‫چه اشیائی از جوزف کراکستون
‫به نمایش گذاشته میشه؟

10:18.071 --> 10:19.990
‫واقعا میشه اونا رو گنجینه نامید،

10:20.073 --> 10:25.203
‫در بین اون‌ها ابزار کشاورزی، لوازم غذاخوری
‫و حتی توالت خانواده‌ی کراکستون هست.

10:25.287 --> 10:27.956
‫فوق‌العاده‌ست.
‫من داوطلب میشم که اون‌جا کار کنم.

10:28.040 --> 10:30.667
‫نمیشه. اون نمایشگاه در حال نوسازیه.

10:30.751 --> 10:36.173
‫امروز همه‌ی ما در قلب تپنده‌ی
‫دنیای مهاجرین کار میکنیم.

10:36.798 --> 10:38.383
‫تاقی‌فروشی قدیم!

10:39.801 --> 10:41.720
‫تافی‌فروشی قدیم؟

10:41.803 --> 10:43.680
‫اسمشو میذاشتن دیابت تضمینی بهتر بود.

10:43.764 --> 10:46.183
‫داوطلبا، خوب گوش کنید.

10:47.267 --> 10:51.104
‫تافی عضو حیاتی اجتماع کوچیک ماست.

10:51.188 --> 10:52.981
‫و دادن نمونه‌ی رایگان منجر به فروش میشه،

10:53.065 --> 10:58.779
‫پس یه یونیفرم و یه جعبه بردارین
‫و بنیانگذارانمون رو سربلند کنید.

10:59.363 --> 11:00.989
‫اینا برای توریست‌های زبون‌بسته‌ست؟

11:11.583 --> 11:14.503
‫مطمئنم این مرده.

11:14.586 --> 11:16.630
‫جای تایر روی دمش رو میبینی؟

11:16.713 --> 11:19.758
‫یه هنرمند محلی اونو از
‫جاده‌ی ۲۲ برداشت.

11:19.841 --> 11:23.220
‫یعنی یه نفر هست که واقعا میره
‫و حیوونای کشته شده توی جاده رو برمیداره...

11:23.303 --> 11:24.638
‫و اونا رو به این تبدیل میکنه؟

11:25.389 --> 11:26.629
‫اونا خوب فروش میرن.

11:26.681 --> 11:29.059
‫یه قسمت کامل رو مختص این
‫موجودات زیبا داریم.

11:29.142 --> 11:30.852
‫سنجاب، راسو، مار،

11:30.936 --> 11:32.312
‫و حیوونای مورد علاقه‌ی من...

11:34.981 --> 11:36.858
‫یه خانواده‌ی موش‌خرما سر میز غذا.

11:37.859 --> 11:38.859
‫خیلی نازن.

11:38.902 --> 11:40.779
‫شما ۲ تا میخواید به یه دردی بخورین؟

11:40.862 --> 11:43.824
‫اونا نیاز دارن که یکی
‫با شونه بهشون رسیدگی کنه.

11:43.907 --> 11:44.908
‫باعث میشه خزشون تازه به نظر بیاد.

11:47.077 --> 11:49.204
‫شاید بتونیم این کارو بعد...

11:49.287 --> 11:50.705
‫یه استراحت طولانی انجام بدیم.

11:51.540 --> 11:52.540
‫مگه نه، ای‌جکس؟

11:53.500 --> 11:58.088
‫آره، ما میریم به ودربین.
‫میخوای یه چیزی برات بیاریم؟

11:59.131 --> 12:01.758
‫نیازی نیست که برای اون
‫آشغال سوسولی گرون پول بدیم.

12:02.259 --> 12:03.468
‫من چاگا دم میکنم.

12:04.845 --> 12:05.929
‫ترکیبش از خودمه.

12:07.097 --> 12:08.097
‫چای قارچی.

12:08.807 --> 12:10.892
‫من خودم اون کوچولوها رو پیدا میکنم.

12:10.976 --> 12:13.520
‫بهتره دست به کار شین.
‫خوب چیزی در انتظارتونه.

12:18.942 --> 12:20.026
‫خیلی خب.

12:20.110 --> 12:21.111
‫این خوبه.

12:21.194 --> 12:22.487
‫- خوشمزه‌ست.
‫- خواهش می‌کنم.

12:22.571 --> 12:26.408
‫از تافی مهاجرین "اصل" ساخته شده
‫با دونه‌های کاکائو...

12:26.491 --> 12:29.119
‫که توسط بومیان ستمدیده‌‌ی آمازون جمع شده
‫لذت ببرین.

12:29.202 --> 12:30.202
‫چی؟

12:30.245 --> 12:36.168
‫سود حاصل از این فروش صرف ادامه‌ی
‫ماستمالی تاریخ آمریکا میشه.

12:36.960 --> 12:40.839
‫اینم بدونید که تافی ۲۵۸ سال بعد اختراع شد.

12:42.174 --> 12:43.550
‫کسی میخواد؟

12:44.134 --> 12:45.469
‫نه، نه، نه.

13:04.738 --> 13:06.490
‫این عجیب‌الخلقه‌ی طماع کوچولو رو ببینین.

13:07.073 --> 13:08.950
‫خواهش می‌کنم، من باید برگردم به...

13:16.416 --> 13:17.459
‫وای!

13:17.542 --> 13:18.543
‫حالم بهم خورد.

13:18.960 --> 13:19.960
‫بیا این‌جا!

13:22.255 --> 13:23.340
‫بمون این تو!

13:24.633 --> 13:25.634
‫سلام،‌ مهاجرا.

13:29.513 --> 13:32.015
‫- ولش کن.
‫- تو هم میخوای شکنجه بشی؟

13:32.098 --> 13:35.018
‫یادته آخرین باری که این کارو کردیم چی شد؟

13:42.526 --> 13:43.526
‫بزنش!

13:53.828 --> 13:55.497
‫چرا شما ۲ تا این‌جایین؟

13:55.580 --> 13:57.791
‫نمیتونم بیشتر از این
‫با بابام به مشکل بخورم.

13:58.708 --> 14:00.126
‫نه، صبر کنید!

14:00.877 --> 14:01.877
‫لوکاس.

14:03.713 --> 14:05.006
‫بیا بریم تمیزت کنیم.

14:11.012 --> 14:12.138
‫مدیر ویمز.

14:12.639 --> 14:16.101
‫انگار یه روز اطلاع‌رسانی
‫دیگه رو پیش رو داریم.

14:17.936 --> 14:19.062
‫و...

14:19.145 --> 14:23.358
‫و بابت کمک مالی سخاوتمندانه‌ی خودتون
‫به کارزار انتخاباتیم متشکرم.

14:24.693 --> 14:28.947
‫اینو به عنوان نشونه‌ای از
‫همکاری مستمرمون در نظر بگیر.

14:32.158 --> 14:34.786
‫ظاهرا همه رفتن سراغ کارهاشون.

14:34.869 --> 14:36.538
‫و تا الان هیچ اتفاقی رخ نداده.

14:37.414 --> 14:40.709
‫شهردار واکر، میخوام
‫با مرلین ثورن‌هیل آشنا بشی.

14:40.792 --> 14:45.213
‫در راستای اطلاع‌رسانی، اون اولین
‫معلم عادی نورمور هست.

14:45.297 --> 14:48.049
‫خب، افتخار آشنایی از بنده‌ست.

14:49.301 --> 14:51.428
‫ما... ما قبلا همو دیدیم؟

14:52.012 --> 14:54.598
‫رسما نه، اما من هر روز صبح این‌جا میبینمت.

14:55.181 --> 14:59.227
‫تو همیشه روی اون جایگاه عقبی نشستی وقتی
‫من برای خوردن ماچا لاته‌ی روزانه‌ام میام.

14:59.311 --> 15:00.604
‫میدونستم!

15:00.687 --> 15:02.606
‫خانم ثورن‌هیل، منو مرتب در جریان بذار.

15:02.689 --> 15:06.318
‫مخصوصا در مورد یه فرد
‫مو خرگوشی تازه‌وارد.

15:07.611 --> 15:08.611
‫چشم.

15:13.992 --> 15:16.119
‫هیچ کس تا حالا از من دفاع نکرده بود.

15:16.870 --> 15:18.371
‫تو گفتی اعضای هامر‌ز هوای همو دارن.

15:18.455 --> 15:21.041
‫شاید باورت نشه،

15:21.124 --> 15:23.251
‫اما من دوستی ندارم.

15:27.255 --> 15:28.673
‫تو منو یاد برادرم میندازی،

15:29.424 --> 15:32.093
‫منهای میل به خفه‌کردنش در هر لحظه.

15:34.429 --> 15:35.263
‫حالا بیا دنبالم.

15:35.347 --> 15:37.807
‫من باید بیشتر در مورد این کراکستون بدونم.

15:37.891 --> 15:39.684
‫ما باید دزدی وارد خانه‌ی اجتماعات بشیم.

15:45.357 --> 15:48.318
‫- قالب دندونت رو بده من.
‫- چی؟ چرا؟ دندونات خیلی خوبن.

15:48.401 --> 15:50.528
‫به اندازه‌ی اینید صاف و سفید نیستن،
‫اما بازم...

15:50.612 --> 15:51.612
‫اونو بده به من!

15:53.323 --> 15:55.200
‫اگه بانو آرلین ما رو ببینه چی؟

15:55.283 --> 15:57.243
‫قانون کندو، همه چیز رو انکار کن.

15:57.327 --> 15:58.953
‫این قانون کندو نیست!

15:59.037 --> 16:00.538
‫اصلا چه اهمیتی داره؟

16:00.622 --> 16:03.166
‫بهترین چیز این‌جا تافیه.

16:03.249 --> 16:04.793
‫این‌قدر حرف نزن. نگهبانی بده.

16:14.094 --> 16:17.555
‫مادربزرگم یه بار به من گفت
‫راز مثل زامبیه...

16:19.599 --> 16:20.809
‫هیچ وقت واقعا نمیمیره.

16:23.395 --> 16:26.022
‫مطمئن نیستم که کراکستون
‫چه رازی رو پنهان کرده،

16:26.523 --> 16:30.110
‫اما یه حس عجیبی بهم میگه که
‫جواب‌های آینده‌ام رو توی گذشته پیدا میکنم.

16:36.991 --> 16:39.703
‫خانه‌ی اجتماعات قدیمی، سال ۱۶۲۵.

16:51.005 --> 16:53.174
‫تینگ، این دختر توی الهاماتمه.

16:54.551 --> 16:56.177
‫اون حتی همون کتاب دستشه.

16:56.761 --> 16:59.222
‫اون کتاب سیاهی که
‫بیرون مقبره‌ی کراکستون داشت.

17:07.063 --> 17:08.273
‫صبر کن ببینم.

17:08.356 --> 17:09.816
‫خواهر نورموریت،

17:09.899 --> 17:12.193
‫اونی که چشمای سیاه و قیافه‌ی عبوس داشت.

17:12.277 --> 17:13.445
‫اون به کجا رفته؟

17:13.528 --> 17:15.196
‫منظورت ونزدی آدامزه؟

17:15.697 --> 17:19.200
‫طبق شناختی که ازش دارم
‫جایی رفته که نباید باشه.

17:27.751 --> 17:28.877
‫این همون کتابه!

17:34.674 --> 17:36.468
‫کودکس آمبورام.

17:36.551 --> 17:38.470
‫این یعنی "کتاب سایه‌ها" به زبان لاتین.

17:41.347 --> 17:43.475
‫عالی شد. این یه کتاب تقلبیه.

17:45.852 --> 17:49.063
‫نمیدونم اتسی کیه، اما شک
‫دارم یه مهاجر مطرود بوده باشه.

17:51.441 --> 17:54.027
‫خانم میشه بگی این‌جا چه غلطی میکنی؟

17:54.110 --> 17:55.904
‫بانو آرلین. این‌جا چه کار میکنین.

17:55.987 --> 17:57.447
‫تو این‌جا چه کار میکنی.

17:57.530 --> 18:00.074
‫من گفتم که خانه‌ی اجتماعات تحت تعمیره.

18:00.158 --> 18:02.076
‫میدونم که تو حرفم رو شنیدی.

18:02.160 --> 18:03.787
‫من بهش گفتم که در این‌جا بازه...

18:03.870 --> 18:06.039
‫و تو خیلی دلت میخواست
‫بیشتر در مورد کراکستون بدونی.

18:06.122 --> 18:08.875
‫بله، و این ویترین هم از قبل باز بود.

18:10.210 --> 18:12.128
‫- اون کتاب تقلبیه.
‫- نه بابا.

18:12.212 --> 18:15.048
‫کتاب اصلی ماه قبل در طی محاکمه‌ی جادوگران
‫ساعت ۲ دزدیده شد.

18:15.131 --> 18:18.009
‫اون احتمالا تنها چیز واقعی‌ این‌جا بوده،

18:18.092 --> 18:20.011
‫با این‌حال برای هر بلیط ۲۹ دلار و ۹۵ سنت
‫پول میگیرین؟

18:20.094 --> 18:21.471
‫خاموش باش.

18:22.806 --> 18:24.140
‫کار هر دوی شما رو تغییر میدم.

18:24.641 --> 18:26.017
‫شما وظیفه‌ی تافی‌سازی رو به عهده میگیرین.

18:27.060 --> 18:30.563
‫خونه‌ی اجتماعات اصلی،
‫اونی که توی اون نقاشیه رو میگم، کجاست؟

18:32.941 --> 18:34.526
‫من از کجا باید بدونم؟

18:34.609 --> 18:37.028
‫من ماه آپریل از اسکاتسدیل اومدم این‌جا.

18:48.122 --> 18:49.207
‫میتونم کمکتون کنم؟

19:01.970 --> 19:04.514
‫اوه. فقط با دیدنش دلشوره میگیرم.

19:05.557 --> 19:06.558
‫چی بگم.

19:07.225 --> 19:09.978
‫فکر میکنی سنجاب‌ها و موش‌ها میتونن
‫با هم زندگی کنن؟

19:10.478 --> 19:13.231
‫اونا از دو گونه‌ی کاملا متفاوت هستن.

19:14.315 --> 19:15.567
‫آره.

19:15.650 --> 19:16.650
‫معلومه که میتونن.

19:17.402 --> 19:18.403
‫چرا که نه؟

19:18.486 --> 19:20.488
‫مشترکات اونا از چیزی که فکر می‌کنی بیشتره.

19:20.572 --> 19:23.867
‫بیشتر مردم از اونا می‌ترسن،
‫برای همین ما... یعنی اونا...

19:23.950 --> 19:25.076
‫در برابر دنیا تنها هستن.

19:25.952 --> 19:27.453
‫وای.

19:27.537 --> 19:29.122
‫این جمله‌ات... عمیق بود.

19:31.291 --> 19:32.584
‫راستی...

19:32.667 --> 19:36.004
‫خیلی با اون کارت که ته قایق‌مون رو
‫توی مسابقات کندی حال کردم.

19:36.087 --> 19:37.338
‫خیلی خفن بود.

19:37.922 --> 19:40.425
‫ممنون، از این‌که باختین عصبانی نشدی؟

19:41.009 --> 19:42.719
‫من فقط داشتم به اگاگزیویر کمک میکردم.

19:42.802 --> 19:45.346
‫اون رفیقمه، اما خیلی رقابت‌طلبه.

19:45.430 --> 19:47.056
‫خیلی آروم به نظر میاد.

19:47.640 --> 19:49.893
‫داداشم یه نیمه‌ی تاریک‌تر داره
‫که بیشتر مردم اونو نمیبینن.

19:50.393 --> 19:53.354
‫فکر کنم به‌خاطر اینه که باباش... معروفه.

19:54.230 --> 19:55.523
‫کلی فشار روش هست.

19:56.649 --> 20:00.236
‫میدونی که این طولانی‌ترین مکالمه‌ای هست
‫که ما با هم داشتیم؟

20:03.615 --> 20:05.617
‫به گورگون‌ها یاد دادن با کسی صمیمی نشن.

20:06.951 --> 20:09.579
‫من نمی‌خوام به طور اتفاقی
‫کسی رو سنگ کنم.

20:12.957 --> 20:14.918
‫من نمی‌ترسم که توسط تو سنگ بشم.

20:15.001 --> 20:16.544
‫موقتیه.

20:17.462 --> 20:18.546
‫واقعا؟

20:20.214 --> 20:21.257
‫جدی میگی؟

20:21.341 --> 20:22.383
‫دویست درصد!

20:23.760 --> 20:27.013
‫خب، به این فکر می‌کردم که امشب یواشکی
‫برم پشت گلخونه.

20:27.597 --> 20:28.973
‫قراره پدیده‌ی ماه آبی رخ بده.

20:29.057 --> 20:31.935
‫فقط هر ۲۳ سال یه بار یا همچین چیزی
‫رخ میده.

20:32.435 --> 20:34.604
‫اون‌جا خوب می‌تونیم ببینیمش.

20:35.188 --> 20:37.065
‫خوبه. خوش بگذره.

20:38.441 --> 20:41.319
‫میدونی که خیلی از بچه‌ها برای
‫شیطونی میرن اون‌جا، آره؟

20:41.402 --> 20:43.321
‫- ممکنه به مشکل بخوری.
‫- ای‌جکس!

20:43.404 --> 20:47.200
‫من کل صبح رو صرف این کردم که
‫باهات لاس بزنم و لوس بازی در بیارم...

20:47.283 --> 20:50.119
‫در حالی که لاشه‌ی حیوونا رو شونه میکردم،
‫تا از من بخوای با هم بریم سر قرار.

20:51.496 --> 20:53.039
‫اوه!

20:53.122 --> 20:55.083
‫اوه! داشتی این کارو میکردی پس.

20:55.875 --> 20:59.295
‫برای سوال شده بود که چرا این همه وقت رو
‫صرف شونه کردن دم اون صاریغ کردی.

21:01.005 --> 21:05.551
‫خب، میخوای امشب پشت گلخونه همو ببینیم؟

21:05.635 --> 21:06.635
‫بله.

21:07.428 --> 21:08.596
‫بله، میخوام.

21:09.305 --> 21:13.685
‫هی، ای‌جکس، میتونی کمکم کنی که اون
‫گورکن دندون‌پزشک رو بیاریم ویترین جلویی؟

21:13.768 --> 21:16.396
‫آره! باورم نمیشه که ازم اینو خواست.

21:23.903 --> 21:26.906
‫فکر میکردم تو باید توی دنیای مهاجرین باشی.

21:26.990 --> 21:29.325
‫قبل این‌که عقلمو از دست بدم
‫اون‌جا رو ول کردم.

21:29.409 --> 21:30.409
‫واقعا؟

21:31.244 --> 21:32.537
‫قهوه میخوای؟

21:32.620 --> 21:35.415
‫این یکی از مزایای بیشمار
‫این تکلیف فوق‌العاده‌ست.

21:35.498 --> 21:36.624
‫من اومدم دنبال تایلر.

21:39.210 --> 21:40.290
‫بهت گفتم که اون آدم ناجوریه.

21:40.336 --> 21:41.337
‫دو بار گفتی.

21:41.838 --> 21:43.881
‫اما این‌که با کی حرف میزنم
‫به خودم مربوطه.

21:49.470 --> 21:50.470
‫تو زنگ زده بودی؟

21:55.601 --> 21:56.519
‫همون همیشگی رو میخوای؟

21:56.602 --> 21:57.602
‫و یکم کمک.

21:58.646 --> 22:02.275
‫خانه‌ی اجتماعات اصلی در قرن هفدهم رو
‫میدونی کجاست؟

22:02.942 --> 22:04.402
‫میدونی هنوز هست یا نه؟

22:04.485 --> 22:07.905
‫چیزی که ازش مونده تو کوبهم وودزه،
‫اما تقریبا یه خرابه‌ست.

22:08.489 --> 22:09.490
‫نشونم بده.

22:11.993 --> 22:14.746
‫این‌جا، اما ببین، اون‌جا جای مناسبی نیست.

22:15.830 --> 22:17.999
‫بی‌خانمان‌ها و شیشه‌ای ها
‫از اون‌جا برای سکونت استفاده میکنن.

22:18.082 --> 22:20.376
‫بابام هر دو هفته اون‌جا رو خالی میکنه.

22:20.460 --> 22:21.461
‫قضیه چیه؟

22:22.211 --> 22:23.211
‫هیچی.

22:24.964 --> 22:27.467
‫تو خیلی درگیر این قضیه‌ی
‫هیولای توی جنگل شدی.

22:27.550 --> 22:31.137
‫ترجیح میدی به‌جاش درگیر اسب‌ها و
‫بندهای موسیقی پسرونه بشم؟

22:31.220 --> 22:32.263
‫ممنون بابت کمکت.

22:33.723 --> 22:37.477
‫گوش کن، پیدا کردن اون خرابه سخته.

22:37.560 --> 22:40.021
‫میتونم امروز عصر ببرمت اون‌جا.
‫شیفتم ساعت ۲ تموم میشه.

22:40.104 --> 22:42.231
‫مدیر ویمز اعدام و سلاخیم میکنه..

22:42.315 --> 22:44.150
‫اگه به مراسم افتتاح مجسمه نرسم.

22:44.650 --> 22:47.570
‫با این‌که پیشنهادت جذاب به نظر میرسه،
‫من ترجیح میدم جلب توجه نکنم.

22:47.653 --> 22:50.198
‫به علاوه، من توی فضای باز
‫میدونم چه کار کنم.

22:50.281 --> 22:52.200
‫نگو که پیشاهنگ بودی.

22:52.283 --> 22:54.535
‫من میتونم پیشاهنگ‌ها رو یه لقمه کنم.

22:55.244 --> 22:56.964
‫راستش یه عمو دارم که برای چنین چیزی
‫زندان رفته.

23:28.820 --> 23:30.446
‫منم انتظار چیزای بیشتری داشتم.

23:33.658 --> 23:35.493
‫با کی داری حرف میزنی، دختر کوچولو؟

23:37.495 --> 23:39.580
‫اگه دوباره برای حرف زدن با من
‫از کلمات "دختر" و "کوچولو" استفاده کنی...

23:39.664 --> 23:41.582
‫نمیتونم امنیتت رو تضمین کنم.

23:41.666 --> 23:43.626
‫این‌جا خونه‌ی منه. برو بیرون!

23:43.709 --> 23:44.919
‫تینگ، یه کمکی میرسونی؟

23:52.009 --> 23:52.885
‫هی!

23:59.892 --> 24:00.892
‫هی!

24:01.352 --> 24:03.396
‫ولم کن! ولم کن!

24:09.902 --> 24:11.154
‫این‌جا هیچی نیست.

24:14.824 --> 24:16.784
‫نه، نمیتونم همین‌جوری به یه چیزی دست بزنم.

24:17.326 --> 24:19.704
‫به نظر میاد الهامات من
‫خود به خود صورت میگیره.

24:22.165 --> 24:25.126
‫ترجیح میدم موهامو صورتی رنگ کنم
‫تا این‌که از مادرم کمک بخوام.

24:27.295 --> 24:29.380
‫اوه، میخوای بهت ثابتش کنم؟

24:30.673 --> 24:31.673
‫نه.

24:35.303 --> 24:36.303
‫هیچی.

24:36.846 --> 24:39.265
‫مطمئنم این دیگه همه چیو روشن میکنه.

24:45.563 --> 24:48.024
‫پیش‌بینی الهامات من مثل پیش‌بینی
‫حمله‌‌ی کوسه‌هاست.

24:57.742 --> 24:59.952
‫بسوزونیدش!

25:00.036 --> 25:01.329
‫بسوزونیدش!

25:01.412 --> 25:03.372
‫بسوزونیدش!

25:03.456 --> 25:04.582
‫بسوزونیدش!

25:04.665 --> 25:05.708
‫تخم شیطان!

25:08.294 --> 25:09.879
‫تخم شیطان!

25:11.214 --> 25:12.256
‫هیولا!

25:14.592 --> 25:15.592
‫جادوگر!

25:17.261 --> 25:18.429
‫توبه کن!

25:21.599 --> 25:22.475
‫دور شو!

25:22.558 --> 25:24.435
‫- جادوگر!
‫- برید کنار!

25:26.229 --> 25:27.730
‫گودی آدامز!

25:28.981 --> 25:32.276
‫تو در محضر خدا محاکمه شدی
‫و گناهکار شناخته شدی.

25:33.611 --> 25:34.904
‫تو یه جادوگری،

25:34.987 --> 25:36.239
‫یه افسون‌گر،

25:36.989 --> 25:39.408
‫بانوی خود ابلیس.

25:40.159 --> 25:41.953
‫به‌خاطر گناهانت...

25:42.036 --> 25:44.205
‫امشب سوزانده میشی،

25:44.288 --> 25:47.416
‫و در آتش ابدی جهنم خواهی سوخت.

25:47.500 --> 25:48.793
‫من بیگناهم.

25:49.377 --> 25:51.671
‫جوزف کراکستون، تو باید محاکمه بشی.

25:52.463 --> 25:53.756
‫ما قبل تو این‌جا بودیم،

25:54.465 --> 25:56.926
‫با مردم بومی و طبیعت مسالمت‌آمیز
‫زندگی میکردیم.

25:57.009 --> 25:58.761
‫اما تو زمین ما رو دزدیدی.

25:59.345 --> 26:02.932
‫تو بیگناهان رو سلاخی کردی.
‫تو صلح و آرامش رو از ما گرفتی.

26:04.558 --> 26:07.353
‫تو هیولای واقعی هستین.
‫همه‌تون همین‌طورین!

26:10.731 --> 26:11.941
‫مجازاتش کنید!

26:13.943 --> 26:15.903
‫شیطان هیچ‌وقت چنین موجود پلیدی
‫رو نفرستاده بود.

26:18.614 --> 26:20.741
‫و من تو رو پس می‌فرستم!

26:20.825 --> 26:21.867
‫نه!

26:30.334 --> 26:33.254
‫تو یک موجود پلید خادم شیطانی!

26:34.130 --> 26:37.341
‫من تا وقتی که این دنیای جدید رو
‫از شر هر مطرودی خلاص کنم...

26:37.425 --> 26:39.427
‫دست نمی‌کشم.

26:39.510 --> 26:41.595
‫موجودات لامذهب!

26:58.446 --> 27:00.406
‫اون‌جا رو به آتیش بکشین!

27:16.172 --> 27:17.214
‫مادر!

27:18.007 --> 27:19.007
‫مادر.

27:23.888 --> 27:25.056
‫وقتی نمونده، فرزندم.

27:27.099 --> 27:28.768
‫ولم کن. خودتو نجات بده.

27:28.851 --> 27:30.978
‫اون همه‌ی ما رو به زمین زنجیر کرده.

27:37.943 --> 27:39.820
‫من این‌جا رو بدون تو
‫ترک نمیکنم.

27:40.780 --> 27:42.615
‫فرار کن. انتقام ما رو بگیر.

27:43.282 --> 27:46.202
‫بقیه رو پیدا کن و آینده‌ی ما رو نجات بده.

27:46.786 --> 27:49.372
‫خواهش میکنم. عزیز دلم.

27:49.455 --> 27:52.208
‫فرار کن. با تمام سرعتی که میتونی
‫فرار کن.

27:52.291 --> 27:54.085
‫تو تنها امید مایی.

28:28.953 --> 28:31.372
‫اون تا وقتی که همه‌ی ما رو نکشه
‫دست بردار نیست!

28:32.790 --> 28:33.790
‫اون این‌جاست.

28:36.961 --> 28:38.963
‫هیچ راه فراری نداری.

28:43.843 --> 28:45.302
‫تینگ، من دیدمش!

28:45.386 --> 28:46.887
‫دختر الهاماتم رو دیدم.

28:48.055 --> 28:49.557
‫اسم اون گودی آدامز هست،

28:50.433 --> 28:53.394
‫و فکر میکنم اون از نیاکان ۴۰۰ سال
‫پیش منه.

29:10.870 --> 29:12.550
‫حتما همون مرد ریشوییه که قبلا این‌جا بود.

29:20.087 --> 29:21.422
‫بیا! بیا!

29:41.192 --> 29:42.860
‫اون هیولا انسانه.

29:44.153 --> 29:45.696
‫این‌جا چه غلطی میکنی؟

29:46.947 --> 29:49.158
‫- من داشتم هیولا رو دنبال میکردم.
‫- دیدیش؟

29:49.783 --> 29:51.994
‫این‌جاست؟ مگه از جونت سیر شدی؟

29:52.995 --> 29:54.205
‫تو این‌جا چه کار میکنی؟

29:54.288 --> 29:57.082
‫من شنیدم که تو گفتی میخوای
‫خانه‌ی اجتماعات قدیمی رو بررسی کنی.

29:57.166 --> 29:58.751
‫خوب شد که اومدم.

29:59.335 --> 30:00.669
‫من یه چیزی یاد گرفتم.

30:01.295 --> 30:02.671
‫هیولا انسانه.

30:03.297 --> 30:05.674
‫ردش از هیولا به انسان تبدیل شد.

30:06.509 --> 30:07.885
‫نشونم بده.

30:14.266 --> 30:15.976
‫بارون همه‌شون رو شست.

30:18.354 --> 30:19.480
‫میدونم که چی دیدم.

30:19.563 --> 30:21.815
‫- من سعی میکنم ذهنم رو باز نگه دارم.
‫- لطف میکنی واقعا.

30:21.899 --> 30:23.609
‫فکر میکنم شاید در مورد روان
‫حق با تو باشه.

30:23.692 --> 30:26.487
‫چرا یهو نظرت عوض شد؟

30:26.987 --> 30:30.783
‫امروز دوباره بهش پیام دادم. گفتم شاید
‫بتونیم موقع تعطیلات بهاری همو ببینیم...

30:30.866 --> 30:32.993
‫و مثل پارسال بریم اسنوبورد سواری.

30:33.786 --> 30:37.206
‫این بار جوابمو داد،
‫گفت که فکر نمیکنه بتونه بیاد.

30:37.289 --> 30:39.667
‫ولی شما پارسال نرفته بودین اسنوبورد سواری.

30:41.210 --> 30:43.504
‫یه بخشی از من میخواست اینو بندازه
‫گردن عجیب شدن اخیرش.

30:44.004 --> 30:46.090
‫نمیخواستم فکر کنم که
‫یه اتفاق بد افتاده.

30:46.173 --> 30:48.634
‫سرپوش گذاشتن از خود جرم بدتره.

30:48.717 --> 30:50.427
‫حالا میخوام با من روراست باشی.

30:51.470 --> 30:53.950
‫چرا اصلا اومدی سراغ خانه‌ی اجتماعات قدیمی؟

30:54.682 --> 30:56.850
‫من میخواستم بیشتر در مورد
‫کراکستون اطلاعات کسب کنم.

30:57.601 --> 30:59.395
‫بفهمم اون چه ربطی به این ماجراها داره.

30:59.979 --> 31:03.023
‫میخواستی از قدرت ذهنیت استفاده کنی،‌ آره؟

31:03.107 --> 31:04.775
‫چرا فکر میکنی من چنین قدرتی دارم؟

31:05.734 --> 31:07.861
‫شانسی گفتم. از کی شروع شدن؟

31:08.988 --> 31:10.364
‫حدود یه سال پیش.

31:12.283 --> 31:14.910
‫وقتی اتفاق میفتن حس اینو داره
‫که به یه سیم برق دست زدم.

31:15.953 --> 31:17.788
‫معمولا از چنین حسی لذت میبرم.

31:18.831 --> 31:21.458
‫آره،‌ اما حالا نمیتونی کنترلش کنی
‫و این باعث میشه وحشت کنی.

31:22.376 --> 31:23.502
‫بابام قدرت ذهنی داره.

31:24.003 --> 31:25.003
‫وینسنت ثورپ.

31:25.671 --> 31:27.590
‫برادرم طرفدار دو آتیشه‌ی اونه.

31:27.673 --> 31:29.508
‫اون‌قدر ویژه‌برنامه‌ی
‫وگاسش رو تماشا کرده...

31:29.592 --> 31:32.094
‫که برام عجیبه روی چشماش هک نشده.

31:33.178 --> 31:35.222
‫من با کسی زندگی کردم
‫که خودش رو استاد توصیف میکنه.

31:35.306 --> 31:38.559
‫اولین چیزی که اون بهت میگه
‫اینه که نمیشه به الهامات ذهنی اعتماد کرد.

31:38.642 --> 31:40.202
‫اونا فقط یه بخشی از واقعیت رو نشونت میدن.

31:40.227 --> 31:43.439
‫من جوزف کراکستون رو جلوی خودم
‫به همون وضوحی که تو رو میبینم دیدم.

31:44.356 --> 31:46.358
‫اون همه‌ی مطرودها رو توی
‫خانه‌ی اجتماعات جمع کرد...

31:46.442 --> 31:47.693
‫و اونا رو زنده زنده سوزوند.

31:47.776 --> 31:49.403
‫باشه خب، اون یه عوضی روانی بود.

31:50.279 --> 31:52.740
‫این مال ۴۰۰ سال پیشه.
‫ربطی به الان نداره.

31:52.823 --> 31:54.033
‫اما اگه داشته باشه چی؟

31:54.867 --> 31:58.412
‫تو نقاشی روان رو دیدی.
‫کراکستون اون‌جا وایساده بود.

31:58.495 --> 32:00.068
‫تو داری توی سرت یه داستان سرهم میکنی،

32:00.092 --> 32:01.665
‫و از الهامات برای پشتیبانی
‫از اون استفاده میکنی.

32:01.749 --> 32:03.303
‫اونا دارن چیزی که
‫میخوای ببینی رو بهت میگن.

32:03.327 --> 32:04.918
‫تو داری قدرت منو
‫برای خودم توضیح میدی؟

32:06.337 --> 32:08.547
‫حرفم فقط اینه که بابام، متخصص این قضیه...

32:08.631 --> 32:11.508
‫اگه بود بهت هشدار میداد که
‫قدرت ذهنی ریشه در منطق نداره.

32:12.301 --> 32:13.677
‫اون توسط احساسات فعال میشه.

32:14.887 --> 32:17.681
‫و بیا منطقی باشیم،
‫توی کنترل احساسات مهارت زیادی نداری.

32:21.268 --> 32:22.853
‫فکر کنم حق با روان بوده.

32:23.979 --> 32:26.940
‫یه اتفاق بد قراره بیفته
‫و من باید جلوشو بگیرم.

32:27.024 --> 32:28.609
‫این قضیه با اون هیولا شروع میشه.

32:30.110 --> 32:31.111
‫هر کسی که هست.

32:39.703 --> 32:41.372
‫فکر میکردم هیچ چیزی
‫منو نمیترسونه،

32:41.872 --> 32:45.334
‫اما این قبل از نگاه کردن به چشم‌های
‫جوزف کراکستون بود.

32:49.421 --> 32:53.217
‫من به بهشت و جهنم باور ندارم.
‫اما به انتقام باور دارم.

32:54.677 --> 32:57.137
‫معمولا سریع و دردناک انتقام میگیرم.

32:57.221 --> 32:59.807
‫اما هیچ وقت با یه دشمن برنزی
‫مواجه نشده بودم.

33:15.739 --> 33:17.032
‫ممنونم.

33:17.116 --> 33:20.828
‫باعث افتخار منه که تاریخ شهر خودمون...

33:20.911 --> 33:25.249
‫و بنیانگذار شریف جریکو جوزف کراکستون
‫رو گرامی بدارم.

33:26.041 --> 33:29.545
‫اون باور داشت که با دلی شاد
‫و گوشی شنوا...

33:29.628 --> 33:32.297
‫شهر ما به هر چیزی می‌تونه برسه.

33:32.381 --> 33:38.637
‫این اجتماع و دوستانمون
‫توی آکادمی نورمور متحد شدند...

33:38.721 --> 33:41.849
‫و یه بنای یادبود رو برای
‫گرامیداشت خاطره‌ی اون ساختن.

33:41.932 --> 33:47.396
‫امیدوارم روح جوزف کراکستون
‫تا ابد در خاطر مردم بمونه.

35:38.882 --> 35:40.467
‫این یه فاجعه بود.

35:40.551 --> 35:42.135
‫شهردار خیلی عصبانیه!

35:42.219 --> 35:44.042
‫دیگه تعداد تماس‌ها و
‫ایمیل‌های پر از خشم...

35:44.066 --> 35:45.889
‫از طرف مردم شهر،
‫فارغ‌التحصیلان و والدین...

35:45.973 --> 35:47.140
‫از دستم در رفته.

35:47.224 --> 35:49.226
‫اونا دنبال جواب هستن، منم همین‌طور.

35:49.309 --> 35:50.811
‫دوست داشتم این تفتیش عقاید رو رهبری کنم،

35:50.894 --> 35:52.604
‫اما وسائل شکنجه‌ام رو خونه جا گذاشتم.

35:53.814 --> 35:57.276
‫خانم آدامز، همین الانش وضع خوبی نداری.

35:57.359 --> 35:58.944
‫در واقعا وضعت خیلی خرابه.

35:59.027 --> 36:01.363
‫به روح عقرب مرحومم قسم میخورم،

36:01.947 --> 36:03.156
‫من در این قضیه دستی ندارم.

36:13.750 --> 36:16.628
‫شاید مدرک محکمی نداشته باشم،
‫اما میدونم کار توئه.

36:17.462 --> 36:19.298
‫تو دنبال دردسری.

36:19.381 --> 36:21.592
‫اگه دردسر یعنی ایستادگی در مقابل دروغ،

36:21.675 --> 36:23.427
‫دهه‌ها تبعیض...

36:23.510 --> 36:27.681
‫قرن‌ها مثل شهروند درجه دو یا بدتر
‫با مطرودها رفتار کردن، آره.

36:27.764 --> 36:29.516
‫- چی داری میگی؟
‫- جریکو.

36:29.600 --> 36:32.060
‫چرا این شهر اصلا روز اطلاع‌رسانی داره؟

36:32.144 --> 36:34.396
‫مگه سابقه‌ی واقعی اونا
‫رو با مطرود‌ها نمیدونی؟

36:34.479 --> 36:36.732
‫داستان واقعی جوزف کراکستون رو نمیدونی؟

36:38.859 --> 36:39.860
‫میدونم.

36:40.360 --> 36:41.151
‫تا یه حدودی.

36:41.175 --> 36:43.572
‫پس چرا به سرپوش
‫گذاشتن روی اون کمک میکنی؟

36:43.655 --> 36:46.074
‫افرادی که تاریخ رو فراموش میکنن
‫محکوم به تکرارش هستن.

36:48.076 --> 36:49.578
‫اختلاف نظر من و تو همین‌جاست.

36:50.621 --> 36:52.080
‫جایی که تو تباهی میبینی،

36:52.664 --> 36:54.458
‫من فرصت میبینم.

36:54.541 --> 36:56.793
‫شاید این فرصتی برای بازنویسی
‫اشتباهات باشه،

36:56.877 --> 37:00.339
‫برای شروع فصل جدیدی توی
‫روابط افراد عادی و مطرودها.

37:00.422 --> 37:03.300
‫هیچ چیزی از زمان کراکستون عوض نشده.
‫اونا هنوز از ما متنفرن.

37:04.259 --> 37:06.970
‫اما حالا این تنفرشون رو با
‫حرف‌های کلیشه‌ای و لبخند میپوشونن.

37:08.013 --> 37:11.808
‫- اگه تو حاضر نیستی برای حقیقت بجنگی...
‫- فکر میکنی من حقیقت رو نمیخوام؟

37:11.892 --> 37:13.060
‫معلومه که میخوام.

37:13.560 --> 37:15.479
‫اما دنیا همیشه سیاه و سفید نیست.

37:15.562 --> 37:16.980
‫طیف‌های خاکستری هم وجود دارن.

37:17.064 --> 37:18.106
‫شاید برای تو این‌طور باشه.

37:18.732 --> 37:20.817
‫اما یا اونا داستانمون
‫رو مینویسن، یا خودمون.

37:21.693 --> 37:22.986
‫نمیشه هم خدا رو داشته باشی هم خرما رو.

37:25.364 --> 37:26.281
‫تو غیرقابل تحملی.

37:26.365 --> 37:27.365
‫میدونم.

37:33.538 --> 37:34.915
‫شب بخیر، خانم آدامز.

37:38.794 --> 37:40.128
‫اما باید بدونی...

37:42.798 --> 37:44.174
‫من تحملم زیاده.

38:06.530 --> 38:07.614
‫کی اون‌جاست؟

38:28.093 --> 38:29.093
‫زیاده‌رویه؟

38:30.303 --> 38:33.140
‫کچلم کردی، اینید.

38:33.223 --> 38:35.851
‫خیلی خوشحالم که امشب با ای‌جکس
‫میرم سر قرار.

38:35.934 --> 38:38.311
‫باعث میشه این عصر کوفتی رو فراموش کنم.

38:38.395 --> 38:42.065
‫فکر کنم اختلال پس از سانحه گرفتم.
‫حتی نتونستم رقصم رو انجام بدم.

38:42.149 --> 38:43.483
‫چه حیف.

38:43.567 --> 38:47.529
‫چه جور روانی مریضی میاد
‫چنین رویداد انگیزه‌بخشی رو خراب میکنه؟

38:49.364 --> 38:50.365
‫دیرت میشه.

38:53.535 --> 38:54.453
‫برام آرزوی موفقیت کن.

38:54.536 --> 38:56.455
‫اگه دلت رو بشکنه، با میخ
‫دل خودشو سوراخ میکنم.

39:00.417 --> 39:03.086
‫من به کار داوطلبانه‌ی اجباری،

39:03.170 --> 39:06.339
‫سرپوش گذاشتن روی تاریخ،
‫یا پایان‌های خوش باور ندارم،

39:07.382 --> 39:11.261
‫اما بیشتر از هر چیزی...
‫به اتفاقی بودن حوادث باور ندارم.

39:41.833 --> 39:43.960
‫به قول آگاتا کریستی...

39:44.669 --> 39:47.422
‫یه اتفاق، اتفاقه...

39:48.131 --> 39:49.132
‫دو تا اتفاق میشه سرنخ...

39:50.258 --> 39:51.510
‫و سه تا اتفاق میشه مدرک.

40:01.478 --> 40:02.478
‫نه!

40:21.414 --> 40:24.835
‫نقاشی روان از من و کراکستون یه زمانی
‫در آینده رخ میده.

40:26.545 --> 40:29.840
‫هشدارهای گودی آدامز در مورد کراکستون
‫در گذشته بودن.

40:31.800 --> 40:33.969
‫و هیولا این‌جا در زمان حال وجود داره.

40:36.304 --> 40:38.932
‫این سه اتفاقی هستن که
‫من میدونم به هم ربط دارن.

41:29.107 --> 41:31.193
‫اون هیولا ممکنه هر کسی باشه.

41:39.075 --> 41:42.412
‫کلانتر فکر میکنه که اونا فقط
‫پشت دیوارهای این مدرسه وجود دارن.

41:48.001 --> 41:50.921
‫حقیقت اینه که همه جا هیولا هست.

41:58.428 --> 42:03.266
‫و گاهی اوقات هیولاهایی که کمتر از بقیه
‫بهشون شک داریم، خطرناک‌ترین هیولاها هستن.

42:08.021 --> 42:10.523
‫اونا به پنجه و دندون برای ترسوندن
‫نیازی ندارن.

42:12.442 --> 42:15.278
‫اونا توی سایه مخفی میشن و منتظر میمونن
‫تا نگاه‌ها از روشون برداشته بشه،

42:16.446 --> 42:17.906
‫و بعد حمله میکنن.

42:24.829 --> 42:26.373
‫اما من الان نگاه میکنم.

42:28.625 --> 42:31.211
‫و تا زمانی که حقیقت رو پیدا نکنم
‫بیخیال نمیشم.

42:31.235 --> 42:36.235
‫مترجم: ‫میثم موسویان

42:36.235 --> 42:41.235
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
