WEBVTT

00:00.000 --> 00:09.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:09.255 --> 00:11.841
‫این داستان قراره به مسیر تاریکی بره

00:15.261 --> 00:16.804
‫معمولا، از مسیرهای تاریک خوشم میاد

00:18.431 --> 00:20.850
‫مثل وقتیکه توی جشن تولد هشت سالگیم

00:20.933 --> 00:22.476
‫ترمز چرخ‌فلک بطرز عجیبی کار نکرد

00:24.562 --> 00:25.562
‫ولی از این یکی خوشم نمیاد

00:31.861 --> 00:34.196
‫چندین ساعته که داریم می‌گردیم، کلانتر

00:34.280 --> 00:35.656
‫سگ‌ها نیاز به استراحت دارن

00:36.157 --> 00:37.366
‫بنظرت چیزی بوده که متوجهش نشده باشیم؟

00:37.450 --> 00:41.287
‫بنظرم دور بزنیم، کالت کریک رو بگردیم
‫و بعدش برای امروز کافیه

00:41.370 --> 00:42.370
‫باشه

00:48.627 --> 00:50.963
‫- چطور یه جسد رو پیدا نکردین؟
‫- چون نبود که پیدا کنیم

00:51.046 --> 00:54.467
‫نه جای پایی، نه خونی
‫نه اثری از درگیری، هیچی. صفر

00:54.550 --> 00:56.260
‫گروهم تمام شب رو گشتن

00:56.343 --> 00:59.305
‫خب، حتما گروهت سگ‌های مخصوص
‫ نابینایانشون رو خونه جا گذاشتن

00:59.388 --> 01:01.432
‫خودم دیدم که اون هیولا
‫روان رو جلوی چشمام کشت

01:01.515 --> 01:04.894
‫- نگاه دقیقی به این هیولایی که میگی انداختی؟
‫- نموند با هم گپ بزنیم

01:04.977 --> 01:08.647
‫- شاید یکی از هم‌کلاسی‌هات بوده
‫- کلانتر، بنظرم این سوالت توهین‌آمیزه

01:08.731 --> 01:11.358
‫برام مهم نیست، چون سه تا
‫جسد دیگه توی سردخونه دارم

01:11.442 --> 01:15.029
‫- طبیعت‌گردایی که توی جنگل تکه‌پاره شدن
‫- شهردار گفت خرس به اونا حمله کرده

01:15.112 --> 01:17.281
‫خب، من و شهردار
‫توی این قضیه اختلاف نظر داریم

01:17.364 --> 01:20.534
‫پس بصورت خودکار فرض رو بر این می‌گیری
‫ که یکی از دانش‌آموزان نورمور قاتله

01:20.618 --> 01:23.537
‫با اینکه حتی مدرکی نداری
‫که اصلا جنایتی اتفاق افتاده

01:24.455 --> 01:27.875
‫شرمنده، یادم رفته بود. اینجا فقط
‫به طردشده‌های خوب درس میدین، آره؟

01:33.464 --> 01:35.674
‫حدس میزنم روان فرار کرده

01:36.425 --> 01:39.470
‫مامورین ایالتی اعلام هشدار کردن
‫ و منم با خانواده‌اش تماس گرفتم

01:39.553 --> 01:41.180
‫ولی اونا هم خبری ازش نشنیدن

01:41.764 --> 01:44.558
‫مرده‌ها همیشه عادت دارن
‫ جواب زنگ آدمو نمیدن

01:44.642 --> 01:47.228
‫توی جنگل با روان مشغول
‫چه کاری بودین، خانم آدامز؟

01:47.311 --> 01:49.730
‫یه صدایی از جنگل شنیدم
‫و رفتم ببینم صدای چیه

01:49.814 --> 01:51.774
‫همون موقع حمله رو دیدم

01:53.108 --> 01:53.984
‫بعدش چی شد؟

01:54.068 --> 01:57.196
‫بعدش به بیانکا بارکلی برخوردم
‫و بهش گفتم بره کمک بیاره

01:57.905 --> 02:00.199
‫تنها چیزی که بعدش یادم میاد
‫اینه که توی خوابگاهم بیدار شدم

02:00.282 --> 02:03.661
‫و محض احتیاط می‌پرسم، این هیولا
‫خرس یا یه نوع حیوون وحشی دیگه نبود؟

02:03.744 --> 02:05.704
‫من با خرس‌های گریزلی خواب زمستونی رفتم

02:06.288 --> 02:07.498
‫تفاوتشون رو میدونم

02:07.581 --> 02:08.582
‫ممنونم، جناب کلانتر

02:09.166 --> 02:10.626
‫بنظرم صحبت‌های خانم آدامز تموم شده

02:10.709 --> 02:13.337
‫راستش می‌خوام با
‫کلانتر گلپین صحبت کنم، تنهایی

02:15.756 --> 02:17.633
‫فکر نکنم بتونم همچین اجازه‌ای بدم

02:18.133 --> 02:21.011
‫مطمئنم که میشه ببرمش پاسگاه
‫و یه شهادت رسمی ازش بگیرم

02:25.766 --> 02:27.351
‫- آره، بیا بریم
‫- باشه

02:27.434 --> 02:31.146
‫پنج دقیقه وقت دارین
‫و هر صحبتی شد نباید جایی ثبت شه

02:32.189 --> 02:33.189
‫دست از پا خطا نکن...

02:35.568 --> 02:37.194
‫وگرنه زنگ میزنم به شهردار

02:43.576 --> 02:45.619
‫یکی داره سعی می‌کنه
‫روی قتل روان سرپوش بذاره

02:45.703 --> 02:47.997
‫تنها دلیل برای تمیز کردن صحنه‌ی قتل همینه

02:48.080 --> 02:50.916
‫این نظر حرفه‌ایت به عنوان دختر یه قاتله؟

02:51.000 --> 02:52.459
‫بابای من دو برابر تو میارزه

02:52.543 --> 02:55.421
‫و تنها قتلی که مرتکب میشه کسایین
‫که حاضرن برای صدای زیباش زیر دوش بمیرن

02:56.589 --> 02:58.507
‫آدامز، شب سختی داشتم
‫و از مسخره‌بازیات خسته شدم

02:58.591 --> 03:00.050
‫مسخره‌بازی درنمیارم

03:00.801 --> 03:01.969
‫دارم حقیقت رو میگم

03:03.012 --> 03:05.180
‫دلت می‌خواد ادعاهام رو رد کنی ولی نمی‌تونی

03:05.681 --> 03:06.807
‫چرا اونوقت؟

03:07.766 --> 03:10.144
‫چون جفتمون می‌دونیم
‫که یه هیولا توی اون جنگله

03:12.521 --> 03:14.607
‫و روان آخرین قربانیشه

03:17.484 --> 03:18.652
‫- کلانتر؟
‫- چیه؟

03:19.236 --> 03:21.071
‫بنظرم دلت بخواد اینو ببینی

03:27.745 --> 03:29.663
‫به قول ادگار الن پو

03:29.747 --> 03:32.583
‫"تمام چیزهایی که می‌شنوی
‫و نصف چیزایی که می‌بینی رو باور نکن"

03:33.500 --> 03:36.587
‫"مشخصه که مشهورترین
‫تحصیل‌کرده‌ی نورمور اینو اینجا یاد گرفته"

03:38.422 --> 03:40.966
‫تعجبی نداره که آخرش یه دیوونه‌ی معتاد شد

03:53.228 --> 03:56.273
‫لطفا بگو ببینم چرا
‫ادعا کردی شاهد یه قتل بودی

03:56.357 --> 03:57.816
‫برای جلب توجه بوده؟

03:57.900 --> 04:00.152
‫چرا باید به تو چیزی بگم؟

04:00.235 --> 04:02.196
‫همین الانشم تصمیم گرفتی که دارم دروغ میگم

04:03.530 --> 04:05.407
‫من می‌دونم چی دیدم

04:05.491 --> 04:07.660
‫این اواخر در زندگی‌ات
‫مشکلات زیادی رو تجربه کردی

04:07.743 --> 04:09.995
‫اگر  باعث شده گیچ بشی هیچ اشکالی نداره

04:10.788 --> 04:13.123
‫سعی نکن منو توی یکی از
‫تله‌های روانی‌ات گیر بندازی

04:13.207 --> 04:15.334
‫کسی سعی نداره تو رو گیر بندازه

04:15.417 --> 04:17.169
‫من اینجام که کمکت کنم
‫احساساتت رو سبک سنگین کنی

04:17.252 --> 04:18.963
‫احساسات یه خصلت مخربه

04:19.797 --> 04:22.049
‫به عواطف منتهی میشه
‫که منجر به اشک میشه

04:22.758 --> 04:23.884
‫من اهل اشک نیستم

04:25.803 --> 04:27.930
‫بگو ببینم با فضای مدرسه کنار میای یا نه

04:28.013 --> 04:30.140
‫به قول سارتر "جهنم، بودن با انسان‌های دیگره"

04:30.933 --> 04:32.309
‫اون اولین کسی بود که دلمو برد

04:32.893 --> 04:35.413
‫ونزدی، یکی از دلایلی که بخاطرش
‫ والدینت تو رو به نورمور فرستادن

04:35.437 --> 04:38.607
‫اینه که بتونی افراد مشابه خودت رو
‫ پیدا کنی، عضو یه جامعه‌ی بزرگتر بشی

04:38.691 --> 04:40.150
‫ترجیح میدم یه جزیره باشم

04:40.693 --> 04:42.611
‫یه جزیره‌ی تا دندان مسلح
‫احاطه شده توسط کوسه‌ها

04:42.695 --> 04:44.495
‫به این فکر کردی که میلت به جامعه‌گریزی

04:44.530 --> 04:46.130
‫شاید بخاطر ترست از طرد شدن باشه؟

04:46.156 --> 04:48.534
‫اگر الان منو طرد کنی
‫ اصلا باعث ناراحتیم نمیشه

04:49.493 --> 04:51.120
‫نمی‌تونی به این راحتیا از شرم خلاص شی

04:53.497 --> 04:57.292
‫اینجا رو باش، کل جلسه رو دووم آوردی
‫بدون اینکه سعی کنی فرار کنی

04:57.376 --> 04:58.794
‫بنظر من این یه برده

05:02.047 --> 05:04.508
‫گمونم تصمیم گرفتی توی جریکو بمونی

05:04.591 --> 05:06.218
‫صبر کن ببینم، توام مریض دکتر کینبات هستی؟

05:06.301 --> 05:08.679
‫حتما می‌دونی که از لحاظ قانونی موظفم اینجا باشم

05:09.221 --> 05:11.974
‫منم همینطور. دستور دادگاهه

05:12.933 --> 05:15.561
‫ما رو باش، دو تا نوجوون غیرقابل کنترل

05:19.231 --> 05:21.942
‫میگما، دیشب که موقع
‫برداشت محصول فرار کردی

05:22.026 --> 05:24.278
‫مطمئن نبودم قضیه چیه
‫و بعد شنیدم که...

05:26.196 --> 05:27.114
‫باور نکردنیه

05:27.197 --> 05:30.034
‫از نظر همه، از جمله پدرت
‫من اینا رو از خودم درآوردم

05:30.117 --> 05:31.557
‫می‌دونی، من...

05:33.412 --> 05:35.372
‫وقتشه با سرکشی‌های درونی‌ام روبرو بشم

05:36.081 --> 05:37.332
‫می‌دونی، محض اطلاعت

05:38.834 --> 05:39.752
‫من حرفتو باور میکنم

05:48.635 --> 05:51.805
‫خانم‌ها، آخه این چیه
‫باید روی اون دندون‌ها کار کنیم

05:51.889 --> 05:53.724
‫خشمشو بیشتر نشون بدین

05:53.807 --> 05:55.893
‫این بچه‌‌گربه به هیچکس رحم نمی‌کنه

05:55.976 --> 06:00.689
‫اگر بیانکا بارکلی امسال هم برنده بشه
‫واقعا چشمای خودمو از کاسه درمیارم!

06:00.773 --> 06:01.982
‫حاضرم برای دیدنش پول بدم

06:03.859 --> 06:05.194
‫حال و احوالت چطوره، هم‌اتاقی؟

06:06.070 --> 06:07.988
‫خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی بمونی

06:08.072 --> 06:09.990
‫فکر کردم دلت می‌‌خواست
‫بازم توی اتاق تنها باشی

06:10.074 --> 06:13.827
‫راستشو بخوای، از تنها زندگی کردن خوشم نمیاد
‫و تینگ ماساژ گردن خیلی خفنی میده

06:13.911 --> 06:15.079
‫برام برد برده

06:16.038 --> 06:18.415
‫خب... چی شد نظرت عوض شد؟

06:18.499 --> 06:21.752
‫حاضر نیستم در بازی فاسد دیگری
‫نقش یه سرباز پیاده رو بازی کنم

06:22.878 --> 06:25.422
‫- منظورت روان‌ـه؟
‫- من قتلشو به چشم دیدم، اینید

06:25.506 --> 06:28.634
‫ولی آخه، هممون امروز صبح دیدیمش

06:28.717 --> 06:31.220
‫که، چندان، مرده نبود

06:31.303 --> 06:32.221
‫می‌دونم

06:32.304 --> 06:35.057
‫که باعث میشه فکر کنم
‫دارم عقلمو از دست میدم

06:36.850 --> 06:39.144
‫اونقدرام که فکر می‌کردم لذت‌بخش نیست

06:40.562 --> 06:43.565
‫تو ملکه‌ی غیبت‌ نورمور هستی
‫داستان روان چیه؟

06:43.649 --> 06:45.776
‫جز اینکه آدم عجیب و تنهاطلبیه...

06:46.276 --> 06:47.694
‫- بهت برنخوره‌ها
‫- به هیچ عنوان

06:47.778 --> 06:49.363
‫اگزیویر ثورپ هم‌اتاقیشه

06:49.446 --> 06:52.449
‫اگر یه موبایل داشتی
‫می‌تونستی بهش پیام بدی و از اون بپرسی

06:53.283 --> 06:55.285
‫یوکو، این چیه! سبیل‌هاشو درست بکش

06:55.369 --> 06:57.788
‫همه باید توی مسابقات پو سنگ تموم بذارن

06:57.871 --> 06:59.456
‫مسابقات پو چیه؟

06:59.540 --> 07:01.333
‫فعلا که تمام دلیل زنده بودنمه

07:01.917 --> 07:05.045
‫بخشی قایق‌سواری
‫بخشی پیاده دویدن، بدون هیچ قانونی

07:05.921 --> 07:09.133
‫هر خوابگاه باید از یک داستان کوتاه
‫ ادگار الن پو الهام بگیره

07:09.883 --> 07:10.968
‫می‌تونی قلم‌مو برداری بیای کمک

07:11.051 --> 07:14.763
‫خانم ثورن‌هیل تازه پیتزا سفارش داده
‫می‌خوای یکبار اجتماعی بودن رو امتحانی کنی؟

07:15.889 --> 07:17.141
‫از چاقو زدن خودشم میاد
‫(بازی با کلمات)

07:18.225 --> 07:20.102
‫ولی اون بخش اجتماعی‌اش رو، نه چندان

07:20.185 --> 07:21.937
‫بعلاوه، مزاحم وقت نوشتنم میشه

07:22.521 --> 07:23.647
‫مشکلی نیست

07:23.730 --> 07:27.067
‫همین که روز مسابقه
‫از کنار دریاچه تشویقمون کنی کافیه

07:29.987 --> 07:33.031
‫یا می‌تونی همینطوری خیره بشی
‫هرجور راحتی

07:35.325 --> 07:38.162
‫همیشه از این اصطلاح متنفر بودم
‫"راجع به چیزی که می‌دونی بنویس"

07:43.000 --> 07:45.252
‫یه بهونه برای کساییه که تخیلاتشون کار نمیکنه

07:47.921 --> 07:50.299
‫ولی وقتیکه زندگی‌ات
‫تبدیل به یه معمای پیچیده میشه

07:53.051 --> 07:55.137
‫شاید وقتش باشه که به این توصیه گوش کنم

08:05.439 --> 08:07.441
‫باید با روان صحبت کنم
‫نمی‌تونم پیداش کنم

08:07.524 --> 08:09.735
‫متاسفانه امکانش نیست، اخراج شده

08:10.319 --> 08:11.445
‫برای چی؟

08:11.528 --> 08:14.198
‫تو نگرانش نباش
‫امروز بعدالظهر با اولین قطار میره

08:14.281 --> 08:16.658
‫اصلا توی جنگل همراه اون چیکار می‌کردی؟

08:16.742 --> 08:18.160
‫بهت که گفتم

08:18.243 --> 08:20.329
‫یه صدایی شنیدم
‫و رفتم ببینم صدای چیه

08:21.580 --> 08:25.000
‫شاید این بهونه کلانتر رو راضی کرده باشه
‫ولی نمی‌تونی منو گول بزنی

08:26.418 --> 08:28.503
‫یه الهام ذهنی داشتی، مگه نه؟

08:30.380 --> 08:33.050
‫وقتیکه داشتیم از کنار اون تصادف می‌گذشتیم
‫ و می‌دونستی که اون کشاورز بیچاره

08:33.133 --> 08:35.677
‫ گردنش شکسته، فهمیدم
‫که احتمالا این الهام‌ها رو تجربه می‌کنی

08:38.013 --> 08:40.515
‫مادرت وقتی همسن تو بود
‫ این الهام‌هاش شروع شد

08:42.100 --> 08:45.604
‫الهام‌هاش بطرز واضحی نامطمئن و خطرناک بودن

08:46.521 --> 08:48.023
‫یادمه که اوایل

08:49.191 --> 08:51.485
‫فکر می‌کرد شاید داره عقلشو از دست میده

08:53.028 --> 08:54.696
‫با مادرت در مورد الهام‌هات صحبت کردی؟

08:58.867 --> 09:01.787
‫واضحه کسی که اطلاعاتشو به بقیه نمیگه تویی

09:02.996 --> 09:03.830
‫اجازه هست برم؟

09:03.914 --> 09:06.667
‫تا فعالیت فرابرنامه‌ات رو
‫ انتخاب نکردی نمی‌تونی بری

09:07.167 --> 09:09.503
‫می‌خوایم دانش‌آموزهامون
‫ در همه زمینه‌ها پیشرفت کنن

09:09.586 --> 09:11.505
‫ترجیح میدم در زمینه‌ی خودم پیشرفت کنم

09:12.089 --> 09:16.051
‫به خودم این اجازه رو دادم که یه لیست
‫از گروه‌هایی که جای خالی دارن تهیه کنم

09:16.635 --> 09:17.635
‫لطف کردین

09:17.678 --> 09:19.972
‫باید تا آخر امروز یکی رو انتخاب کنی

09:21.139 --> 09:22.975
‫حواسم بهت هست

09:24.226 --> 09:26.979
‫شک ندارم چیزی پیدا می‌‌کنی
‫که علایقت رو لمس کنه

09:27.062 --> 09:29.523
‫آخرین کسی که منو لمس کرد
‫انگشتشو از دست داد

09:33.902 --> 09:36.571
‫مشخصه که ویمز سعی داره
‫منو زیر نظر داشته باشه

09:36.655 --> 09:38.073
‫حواست به روان باشه

09:38.156 --> 09:40.284
‫نذار از جلوی انگشتات دور شه

09:51.628 --> 09:53.171
‫ویمز گفت قراره یه سر بیای

09:53.255 --> 09:56.675
‫ولی راستشو بخوای
‫بعد از اون رفتارت توی برداشت محصول

09:56.758 --> 09:58.218
‫شاید گروه تئاتر بیشتر به کارت بیاد

09:58.302 --> 10:01.138
‫بعد از اینکه بیهوش شدم به کی گفتی؟ کلانتر؟

10:01.805 --> 10:03.890
‫فکر می‌کنی به پلیسای عادی اعتماد می‌کنم؟

10:03.974 --> 10:05.814
‫مستقیم رفتم پیش ویمز
‫گذاشتم خودش قضیه رو حل کنه

10:06.351 --> 10:08.895
‫خب، بیاین این مصاحبه رو زودتر تموم کنیم

10:08.979 --> 10:13.108
‫صدات چیه؟ آلتویی، سوپرانویی یا فقط دیوونه‌ای؟

10:19.239 --> 10:20.073
‫ها؟

10:24.411 --> 10:25.245
‫این دیگه چی بود؟

10:25.329 --> 10:27.414
‫یه نت که فقط سگ‌ها می‌تونن بشنون

10:39.551 --> 10:42.095
‫♪ این یه آهنگ کوچیکیه که نوشتم ♪

10:42.179 --> 10:45.098
‫♪ شاید دلت بخواد نت به نت بخونیش ♪

10:45.182 --> 10:48.268
‫♪ نگران نباش ♪

10:48.352 --> 10:50.437
‫♪ شاد باش ♪

10:52.647 --> 10:56.610
‫عجب، واقعا اومدی
‫تابحال با تیروکمان تیراندازی کردی؟

10:56.693 --> 10:58.236
‫فقط به سمت اهداف زنده

10:59.738 --> 11:00.738
‫خیلی‌خب

11:03.200 --> 11:04.326
‫پاهاتو از هم باز می‌کنی

11:04.409 --> 11:06.161
‫تیر رو اینجوری در کمان میذاری
‫رنگ زرد به سمت بیرون

11:07.120 --> 11:08.121
‫سه انگشت

11:09.664 --> 11:11.249
‫می‌کشی عقب و...

11:12.876 --> 11:14.127
‫رهاش می‌کنی

11:14.795 --> 11:15.796
‫سوالی نداری؟

11:16.505 --> 11:18.757
‫آخرین باری که هم‌اتاقی‌ات
‫روان رو دیدی کی بود؟

11:18.840 --> 11:20.842
‫منظورت همونیه که توسط یه هیولا کشته شد؟

11:22.427 --> 11:24.513
‫توی مراسم برداشت محصول
‫از اون زمان باهاش صحبت نکردم

11:25.097 --> 11:27.557
‫ولی امروز صبح
وسایلش توی اتاق کامل جمع شده بود

11:27.641 --> 11:28.961
‫روان همیشه یکم عجیب بود

11:29.017 --> 11:31.978
‫ولی این دو هفته اخیر
‫رفتارش عجیب‌تر از همیشه بود

11:32.854 --> 11:35.607
‫می‌دونی، توانایی حرکت اجسام
‫می‌تونه روی ذهنت تاثیر بذاره، می‌دونی...

11:35.690 --> 11:37.234
‫کم‌کم داشت منو می‌ترسوند

11:38.819 --> 11:40.362
‫قضیه‌ی تو و تایلر چیه؟

11:42.280 --> 11:45.325
‫ببخشید، فقط تو اجازه داشتی
‫سوالات نامربوط به کمانداری بپرسی؟

11:45.409 --> 11:48.995
‫قضیه‌ای نیست. داشت بهم لطف می‌کرد
‫ و منو با ماشین میبرد خارج شهر

11:49.079 --> 11:51.248
‫آره، نظر منو بخوای
‫میگم نزدیکش نشو

11:51.331 --> 11:52.624
‫چرا؟ چون آدم عادیه؟

11:52.707 --> 11:54.459
‫چون تایلر و دوستاش یه مشت عوضین

11:55.127 --> 11:58.171
‫تحمل این واقعیت رو ندارن که این مدرسه
‫ تنها چیز مهم شهر عقب‌افتادشونه

11:58.255 --> 12:00.674
‫کسی اینو میگه که توی ناز و نعمت بزرگ شده

12:00.757 --> 12:02.134
‫می‌دونی، اول یه سوزن به خودت بزن...

12:02.217 --> 12:03.677
بعد ده تا جوالدوز به بقیه

12:05.512 --> 12:07.806
‫حداقل یه مرفه بی‌درد افاده‌ای نیستم

12:12.602 --> 12:13.602
‫دردم گرفت

12:31.455 --> 12:34.249
‫به هنر باستانی زنبورداری علاقه‌ داری؟

12:35.500 --> 12:37.294
‫یوجین هستم. یوجین آتینجر

12:37.377 --> 12:39.713
‫موسس و رئیس انجمن نورمور هامرز

12:39.796 --> 12:41.590
‫ونزدی، ونزدی آدامز

12:42.757 --> 12:44.509
‫دیر اومدم یا فقط خودتی؟

12:46.553 --> 12:48.805
‫زندگی کندویی مناسب هرکسی نیست

12:48.889 --> 12:51.016
‫بیشتر بچه‌ها از حشرات زهردار میترسن

12:52.726 --> 12:54.644
‫مایل هستی نیش رو تجربه کنی؟

12:59.983 --> 13:04.362
‫زنبورها 150 میلیون ساله
‫که به همین شکل عسل تولید می‌کنن

13:04.446 --> 13:06.531
‫اونا بی‌نقص‌ترین جامعه‌ی طبیعت هستن

13:06.615 --> 13:09.576
‫همه با هم همکاری می‌کنن
‫تا به یک هدف مشترک برسن

13:10.202 --> 13:14.664
‫یه نکته‌ی جالب، یکی از معدود اکوسیستم‌هاییه
‫ که ماده‌ها اکثریتش رو تشکیل میدن

13:14.748 --> 13:18.585
‫از ملکه بگیر تا کارگرهاش
‫توی کندو خبری از مردسالاری نیست

13:25.425 --> 13:27.802
‫روان! باید باهات صحبت کنم

13:27.886 --> 13:31.306
‫ونزدی، اجازه ندارم با کسی صحبت کنم

13:31.389 --> 13:33.558
‫اون شب که سعی کردی منو بکشی
‫ خیلی حرفا برای گفتن داشتی

13:34.559 --> 13:37.145
‫گفتی برام مقدر شده
‫ که مدرسه رو نابود کنم، یادته؟

13:38.271 --> 13:39.731
‫اون نقاشی رو از کجا آوردی؟

13:39.814 --> 13:41.983
‫رفتم تو جنگل که ذهنمو آروم کنم

13:42.526 --> 13:44.361
‫بعد تو اومدی سراغ من

13:45.028 --> 13:46.028
‫ونزدی

13:47.239 --> 13:48.573
‫تو نباید اینجا باشی

13:48.657 --> 13:51.076
‫آره، برو پی کارت و دست از سر من بردار

15:45.565 --> 15:47.445
‫بازم تمام مواد لازم رو بهت میدم...

15:47.525 --> 15:50.070
‫چطوری توی یه دستشویی بدون پنجره گمش کردی؟

15:51.696 --> 15:53.448
‫یه دست چپ اینجوری منو ناامید نمی‌کرد

15:55.700 --> 15:56.700
‫غم‌باد نگیر

15:57.118 --> 15:59.537
‫حالا که تو تنها سرنخمون رو گم کردی

15:59.621 --> 16:01.373
‫باید خودم مدارک جدید پیدا کنم

16:01.456 --> 16:03.541
‫می‌بینم که بالاخره یه دوست پیدا کردی

16:03.625 --> 16:05.418
‫حتی اگر یه گیاه باشه

16:05.502 --> 16:07.253
‫کیفیت دوستام از تعدادشون برام مهم‌تره

16:17.430 --> 16:19.140
‫یه جای خالی کنارم هست

16:20.475 --> 16:23.186
‫اگر مشکلی نداشته باشی که اینقدر
‫نزدیک به یه مرفه بی‌درد افاده‌ای بشینی

16:42.914 --> 16:46.167
‫شک دارم ونزدی تحت‌تاثیر
‫حقه‌هات قرار بگیره، آقای ثورپ

16:46.751 --> 16:48.420
‫اعتراف کن، یخورده تحت‌تاثیر قرار گرفتی

16:55.385 --> 16:59.472
‫ونزدی، خوشحالیم که بهمون ملحق شدی

16:59.556 --> 17:02.892
‫تا به دنیای گیاه‌های گوشت‌خوار سفر کنیم

17:02.976 --> 17:03.976
‫خب...

17:04.728 --> 17:07.147
‫کی می‌تونه اسم این گیاه خوشگل رو بهمون بگه؟

17:08.189 --> 17:09.941
‫دندروفایلاکس لیندنی

17:11.401 --> 17:13.778
‫که به اسم ارکیده‌ی شبح هم شناخته میشه

17:13.862 --> 17:16.614
‫اولین بار در سال 1854 در
‫جزیره‌ی وایت کشف شد

17:18.158 --> 17:19.743
‫صدآفرین، ونزدی

17:20.410 --> 17:22.912
‫ظاهرا برای نفر اول رقیب پیدا کردی، بیانکا

17:22.996 --> 17:24.748
‫اوه!

17:24.831 --> 17:29.210
‫ونزدی، شاید بتونی بهترین
‫خصلت‌های ارکیده‌ی شبح رو بهمون بگی

17:29.294 --> 17:31.087
‫مقاومت و وفق‌پذیری

17:31.921 --> 17:34.841
‫می‌تونه در نامساعدترین محیط ها هم رشد کنه

17:34.924 --> 17:37.427
‫ولی وجودش به تنهایی
‫می‌تونه اکوسیستم رو عوض کنه

17:37.510 --> 17:39.679
‫و باعث میشه گیاه‌های اون منطقه
‫حضورش رو تحمل نکنن

17:39.763 --> 17:43.057
‫معمولا بخاطر اینکه گیاه‌های محلی
‫اجازه داشتن بدون رقیب رشد کنن

17:43.641 --> 17:45.393
‫مشکلی نیست که
‫ یه ماشین‌چمن‌زنی نتونه حلش کنه

17:46.269 --> 17:49.230
‫- می‌تونی سعی خودتو بکنی
‫- هنوزم داریم در مورد گیاه‌ها صحبت می‌کنیم؟

17:50.273 --> 17:53.902
‫ممنونم، خانم‌ها
‫بابت این اطلاعات مفیدتون

17:53.985 --> 17:57.572
‫مشخصه که گیاه‌ها
‫تنها گوشت‌خوارهای توی این کلاس نیستن

18:00.950 --> 18:01.951
‫آفرین پسر خوب

18:02.619 --> 18:04.746
‫مراقب باسنت باش
‫مراقب باسنت باش

18:04.829 --> 18:06.873
‫- سلام، با الویس کجا میری؟
‫- دارم میرم...

18:08.917 --> 18:10.627
‫یه سرنخ توی یه پرونده رو دنبال کنم

18:11.711 --> 18:14.380
‫هنوزم باور داری یه موجود
‫توی جنگل هست، مگه نه؟

18:14.881 --> 18:18.551
‫صحبت تو و سانتیاگو رو شنیدم
‫فکر می‌کنی یکی از بچه‌های نورموره؟

18:19.219 --> 18:20.595
‫روان‌شناست رو دیدم

18:20.678 --> 18:24.182
‫در مورد روند پیشرفتت هیچ حرفی نمیزد

18:24.265 --> 18:26.601
‫بهش میگن محرمانه بودن رابطه‌ی دکتر و بیمار

18:26.684 --> 18:28.520
‫رابطه‌ی پدر و پسری چطور؟

18:28.603 --> 18:30.104
‫شما دو تا در مورد چی با هم حرف میزنین؟

18:31.940 --> 18:35.819
‫بازی‌های کامپیوتری، درگیری‌های اینترنتی
‫تفاوت شیر جو و شیر سویا، صحبت‌ها بی‌نظیرن

18:35.902 --> 18:38.947
‫- من پولشو میدم، پس حق دارم بپرسم
‫- در مورد مامان حرف میزنیم

18:41.658 --> 18:42.700
‫مامان رو یادته؟

18:45.245 --> 18:47.914
‫به نفعته پشت سر بابات غیبت نکنی

18:47.997 --> 18:50.375
‫من دیرموقع برمی‌گردم
‫خودت شام رو یه کاریش بکن

18:50.458 --> 18:51.334
‫اوه، چه حیف

18:51.417 --> 18:55.088
‫گفتم شاید بتونیم کباب بذاریم
‫روی آتیش و مسابقه رو نگاه کنیم

18:56.548 --> 18:59.050
‫عاشق این خاطرات لذت‌بخش و پرمحبتیم
‫ که داریم با هم میسازیم، پدرجان

19:07.851 --> 19:09.269
‫باید برگردم برم تو جنگل

19:09.352 --> 19:12.689
‫ولی ویمز مثل کرکسی که
‫ دور جنازه می‌چرخه، منو زیر نظر داره

19:12.772 --> 19:13.772
‫و می‌خوای کمکت کنم

19:13.815 --> 19:16.651
‫که به صحنه‌ی جرمی برگردی
‫که اصلا اتفاق نیافتاده؟

19:16.734 --> 19:18.486
‫این بعدالظهر باید برم انجمن زنبوردارها

19:18.570 --> 19:20.113
‫ازت می‌خوام جای من بری

19:20.196 --> 19:21.990
‫شرمنده، این میشه دو مشکل

19:22.490 --> 19:24.534
‫هم سرم شلوغه هم از زنبور وحشت دارم

19:25.368 --> 19:28.496
‫چرا از تینگ نمی‌خوای؟
‫عه، نمی‌تونی، چون از دستت عصبانیه

19:28.580 --> 19:30.790
‫اون چرا عصبانیه؟ خودش قضیه‌ی روان رو گند زد

19:30.874 --> 19:35.003
‫فقط می‌دونم که یه ساعتی ناخونای همو
‫مانیکور کردیم، و حسابی باهام دردودل کرد

19:35.503 --> 19:37.755
‫حس می‌کنه به عنوان
‫یه شخص بهش احترام نمی‌ذاری

19:37.839 --> 19:39.465
‫خب، اصولا شخص نیست، دسته

19:39.549 --> 19:41.759
‫ونزدی! اون عضو خانوادته!

19:42.635 --> 19:44.804
‫و حاضره هرکاری برات بکنه

19:44.888 --> 19:47.223
‫برو ازش عذرخواهی کن
‫و شاید بعدش بهت کمک کردم

20:07.285 --> 20:10.496
‫سرت داد زدم
‫دفعه‌ی بعد مراقب لحن حرف زدنم هستم

20:11.080 --> 20:13.583
‫حالا بجنب، قبل از اینکه
‫تمام سرنخ‌هامون از دست بره

20:20.340 --> 20:22.967
‫چی می‌خوای؟ کرم دست؟ سوهان ناخن؟

20:23.051 --> 20:24.594
‫قیچی ناخن جدید؟

20:25.303 --> 20:26.346
‫هرچی بخوای حله

20:41.361 --> 20:44.614
‫می‌دونم لجباز، یکدنده‌ و وسواسی هستم

20:44.697 --> 20:46.741
‫و این‌ها همه خصلت‌های یه نویسنده‌ی عالیه

20:49.035 --> 20:50.662
‫آره، خصلت قاتل‌های زنجیره‌ای هم هست

20:51.245 --> 20:52.372
‫خب که چی؟

20:54.499 --> 20:56.125
‫هیچی نیست که بخوام بگم

20:56.209 --> 20:58.795
‫و حاضر نیستم تسلیم باج‌گیری احساسی تو بشم

21:04.467 --> 21:05.467
‫باشه

21:12.183 --> 21:15.019
‫وقتی روان اینو نشونم داد
‫بزرگ‌ترین ترسم رو تایید کرد

21:18.147 --> 21:20.733
‫که قراره مسئول یه اتفاق وحشتناک باشم

21:20.817 --> 21:22.652
‫و نه از اون وحشتناکای خوب، مثل ایوان مخوف

21:22.735 --> 21:23.735
‫از اون وحشتناکای بد

21:24.654 --> 21:26.322
‫و نمی‌تونم اجازه بدم این اتفاق بیافته

21:27.281 --> 21:29.117
‫برای همین باید حقیقت رو بفهمم

21:33.830 --> 21:36.207
‫حتی یک کلمه‌ی اینا رو
‫به کسی بگی، دخلتو میارم

21:44.632 --> 21:46.312
‫اگر ویمز اومد سرک بکشه

21:46.384 --> 21:49.220
‫نزدیکش نشو، عبوس باش
‫و یک کلمه هم حرف نزن

21:49.303 --> 21:52.682
‫- اینکارتو بدجوری تلافی میکنم
‫- همین انتظار رو هم ازت دارم

21:54.684 --> 21:56.978
‫حرفی بزنی مثل یه کندوی عسل لهت میکنم

21:57.478 --> 21:58.980
‫خبرچینا حقشونه نیش بخورن

21:59.063 --> 22:00.231
‫این قانون کندوییه

22:00.314 --> 22:02.734
‫بعلاوه، باید ازت تشکر کنم

22:02.817 --> 22:05.653
‫تابحال این همه دختر توی کلبه نداشتم

22:06.154 --> 22:07.155
‫البته بجز زنبورهای ماده

22:07.655 --> 22:08.655
‫باعث تعجبه

22:10.158 --> 22:12.452
‫همیشه تو نخ دخترای گرگ‌نما بودم

22:12.952 --> 22:15.705
‫شانس اینکه اینید هرگز
‫از لحاظ احساسی بهت علاقه‌مند بشه

22:15.788 --> 22:17.081
‫کمتر از 1 درصده

22:17.165 --> 22:18.666
‫پس یعنی یه شانسی دارم؟

22:18.750 --> 22:19.750
‫ایول!

22:26.674 --> 22:31.721
‫در دوران باستان، از عسل برای درمان زخم‌ها
‫و مراسم‌های دفن قربانی استفاده میشدن

22:31.804 --> 22:34.140
‫گفته میشه کلئوپاترا در عسل حمام می‌کرده

22:34.223 --> 22:35.892
‫که باعث میشده پوستش به روشنی بدرخشه

22:36.559 --> 22:38.227
‫تابحال در عسل حمام کردی؟

22:38.853 --> 22:40.063
‫فقط دلم نمی‌خواد نیش بخورم

22:41.022 --> 22:43.149
‫راهش اینه که آروم بمونی

22:43.232 --> 22:46.277
‫زنبورها ترس رو حس می‌کنن
‫ولی لازم نیست نگران باشی

22:46.360 --> 22:50.281
‫چون یه دودساز بزرگ دارم
‫و بلدم مثل حرفه‌ای‌ها ازش استفاده کنم

22:50.907 --> 22:52.075
‫دوست داری ببینیش؟

23:14.639 --> 23:17.767
‫شرمنده، نمی‌خواستم الویس بوت رو حس کنه

23:17.850 --> 23:20.061
‫ممنون. چطوری بو رو مخفی کردی؟

23:22.772 --> 23:24.607
‫تفاله‌ی قهوه

23:25.983 --> 23:27.443
‫یکی از قلق‌های شکار گوزنه

23:27.527 --> 23:29.612
‫یکی از مزیت‌های کار کردن
‫ نیمه‌وقت توی قهوه‌فروشیه

23:29.695 --> 23:32.532
‫گمونم پدرت یه سگ ردیاب رو نیاورده
‫ که باهاش گرگم‌به‌هوا بازی کنه

23:32.615 --> 23:33.741
به من که هیچی نمیگه

23:34.700 --> 23:36.702
‫حتما فکر می‌کنی عجیبه که دارم تعقیبش می‌کنم

23:36.786 --> 23:39.997
‫نه، من همیشه والدینم رو تعقیب می‌کنم

23:41.874 --> 23:45.086
‫هی، صبر کن. اون شب
‫ توی مراسم واقعا چه اتفاقی افتاد؟

23:46.170 --> 23:48.506
‫ببین، قسم می‌خورم
‫که به پدرم چیزی نگم

23:51.300 --> 23:52.718
‫فکر می‌کردم روان در خطره

23:53.386 --> 23:54.762
‫کاشف به عمل اومد اشتباه می‌کردم

23:54.846 --> 23:58.141
‫بعد سعی کرد با استفاده از
‫قدرت کنترل از راه دورش منو خفه کنه

23:58.724 --> 24:01.269
‫یا خدا. چرا باید همچین کاری بکنه؟

24:01.352 --> 24:05.648
‫نمی‌دونم. همون موقع یه هیولا
‫از سایه‌ها بیرون اومد و شکمشو پاره کرد

24:06.357 --> 24:08.192
‫واو. واو

24:08.276 --> 24:09.735
‫پس واقعا دیدیش؟

24:11.154 --> 24:13.573
‫و سعی نکرد تو رو بکشه؟

24:13.656 --> 24:17.201
‫راستش منو از دست روان نجات داد
‫دارم سعی می‌کنم دلیل همینو بفهمم

24:17.702 --> 24:20.163
‫اومدم اینجا یه مدرک پیدا کنم
‫که ثابت کنه اون به قتل رسیده

24:20.246 --> 24:21.706
‫و من عقلمو از دست ندادم

24:21.789 --> 24:22.790
‫البته هنوز

24:31.215 --> 24:32.425
‫اون عینک روان‌ـه

24:33.009 --> 24:34.427
‫می‌دونستم یکی داره روش سرپوش میذاره

24:36.262 --> 24:37.447
‫منظورت چیه؟

24:37.471 --> 24:39.724
‫- خیلی از...
‫- میزم نو بود، پسره‌ی روانی

24:40.766 --> 24:42.727
‫- حالا که حرف میز شد...
‫- مردم ازت وحشت دارن

24:44.562 --> 24:46.189
‫- می‌دونی چیه...
‫- باورم نمیشه

24:46.272 --> 24:47.273
‫آره

24:47.356 --> 24:48.441
‫حقیقتا دیوونه‌ای!

24:54.113 --> 24:55.113
‫حالت خوبه؟

25:01.454 --> 25:03.789
‫مدام اون کتاب بنفش رو می‌بینم

25:05.917 --> 25:07.168
‫جلدش تیره‌تر بود

25:07.251 --> 25:09.795
‫مثل رنگ کبودی یک روزه. بازم بگرد

25:16.010 --> 25:20.932
‫کم پیش میاد ببینم دانش‌آموزها
‫اینجا واقعا دنبال کتاب میگردن

25:21.599 --> 25:23.267
‫اکثرا میان اینجا همو ببوسن

25:23.351 --> 25:25.603
‫دو تا خون‌آشام دیدم
‫که داشتن نیش‌بازی می‌کردن

25:26.854 --> 25:28.147
‫تصویرش از ذهنم نمیره

25:28.898 --> 25:30.733
‫چیزی هست که تو پیدا کردنش کمکت کنم؟

25:33.778 --> 25:35.112
‫تابحال اینو دیدین؟

25:35.613 --> 25:37.907
‫یه نقش از یه کتابیه که دارم دنبالش می‌گردم

25:38.491 --> 25:42.036
‫بنظرم نشان یه انجمن دانش‌آموزی قدیمیه

25:43.371 --> 25:44.372
‫نایت‌شیدز

25:44.455 --> 25:45.915
‫مثل اون گیاه مرگبار

25:47.708 --> 25:48.584
‫کنجکاو شدم

25:48.668 --> 25:51.087
‫شنیدم که سال‌ها پیش منحل شده

25:51.587 --> 25:52.672
‫اطلاعی نداری چرا؟

25:53.506 --> 25:54.506
‫متاسفم

25:59.762 --> 26:02.265
‫بابت جواب‌های امروزت
‫توی کلاس تحت‌تاثیر قرار گرفتم

26:02.348 --> 26:04.892
‫مادرم بشدت دوستار گیاه‌های گوشت‌خواره

26:04.976 --> 26:06.936
‫بنظرم اینو از اون به ارث بردم

26:08.020 --> 26:09.689
‫تو و مادرت به هم نزدیکین؟

26:11.023 --> 26:14.110
‫مثل دو تا زندانی محکوم به حبس ابد
‫ که هر دو در یک بخش زندانی‌ان

26:14.193 --> 26:18.447
‫می‌دونم که آسون نیست
‫که وسط ترم اومدی اینجا

26:18.531 --> 26:22.493
‫من یک سال و نیمه که اینجام
‫و هنوزم احساس غریبی می‌کنم

26:22.576 --> 26:24.662
‫دلیلش اینه که تنها عضو عادی کارکنان مدرسه‌ای؟

26:26.205 --> 26:27.331
‫اینید بهم گفت

26:29.083 --> 26:31.877
‫راستشو بخوای
‫همیشه همه جا احساس غریبی می‌کردم

26:33.087 --> 26:36.882
‫برای آدمای عادی زیادی عجیبم
‫و برای طرد‌شده‌ها زیادی عادی

26:37.633 --> 26:39.260
‫فکر می‌کردم نورمور با بقیه جاها فرق کنه

26:39.343 --> 26:43.306
‫ولی هنوزم تعداد زیادی
‫ از معلم‌ها بهم محل نمی‌ذارن

26:44.598 --> 26:47.184
‫من تظاهر می‌کنم که برام مهم نیست
که بقیه ازم بدشون میاد

26:49.603 --> 26:50.604
‫ولی در اعماق دلم...

26:53.149 --> 26:54.233
مخفیانه ازش لذت میبرم

26:56.986 --> 26:59.447
‫- هیچوقت این خصلتت رو از دست نده، ونزدی
‫- کدوم خصلت؟

27:00.406 --> 27:03.659
‫این توانایی که اجازه نمیدی
‫بقیه شخصیتت رو تعریف کنن

27:04.618 --> 27:05.618
‫یه موهبته

27:06.954 --> 27:08.164
‫همیشه اینطور بنظر نمیاد

27:09.957 --> 27:12.626
‫جالب‌ترین گیاه‌ها در سایه‌ها رشد می‌کنن

27:15.796 --> 27:18.049
‫و هرموقع نیاز داشتی با کسی صحبت کنی

27:18.132 --> 27:20.551
‫درب هنرستان همیشه به روت بازه

27:45.951 --> 27:48.371
‫اون کتاب بنفش باید یه جایی همین جاها باشه

27:48.454 --> 27:49.580
‫شروع کن به گشتن

28:29.578 --> 28:31.247
روان همیشه آدمو شگفت‌زده می‌کنه

28:43.759 --> 28:45.678
‫اجازه نداری اینجا باشی

28:45.761 --> 28:47.346
‫منم از دیدنت خوشحالم

28:47.430 --> 28:50.182
‫چطور از مسئول خوابگاه رد شدی؟
‫از قدرت‌های سایرنت استفاده کردی؟

28:50.266 --> 28:51.392
‫وقتی این گردنمه نمی‌تونم

28:51.976 --> 28:54.478
‫میمیری یکبارم که شده
‫بدترین تصور رو در موردم نکنی؟

28:54.562 --> 28:57.440
‫- چی می‌خوای، بیانکا؟
‫- خواستم ببینم حالت چطوره

28:58.149 --> 29:00.776
‫بابت روان متاسفم
‫می‌دونم با هم صمیمی بودین

29:00.860 --> 29:03.195
‫از کی تابحال روان برات مهم بوده؟

29:03.279 --> 29:05.990
‫تو بودی که می‌ترسیدی
‫ نکنه بلایی سر ونزدی بیاره

29:06.073 --> 29:09.326
‫برای همین نیست که مثل یه توله‌سگ
‫کنجکاو همه جا دنبال ونزدی می‌رفتی؟

29:09.410 --> 29:11.036
‫یا دلیل دیگه‌ای هم داره؟

29:14.331 --> 29:16.750
‫خدایی چی توی این دختر می‌بینی؟

29:16.834 --> 29:20.546
‫یهویی رفتی تو نخ دخترای عبوس
‫با سلیقه‌ی لباس مراسم‌های ختم؟

29:20.629 --> 29:23.299
‫شاید دلیلش اینه که
‫تابحال سعی نکرده بازیم بده

29:23.382 --> 29:25.843
‫من یه اشتباه کردم
‫و هنوزم نمی‌تونی منو ببخشی

29:25.926 --> 29:27.887
‫اون مدام باهات بدرفتاری می‌کنه
‫و انگار ازش سیر نمیشی

29:27.970 --> 29:29.290
‫چرا اینقدر گیر دادی به ونزدی؟

29:29.346 --> 29:31.765
‫چون فکر می‌کنه از همه سرتره

29:33.184 --> 29:35.978
‫بی‌صبرانه منتظرم فردا سالن اوفلیا رو له کنم

29:36.061 --> 29:38.481
‫و ببینم هم‌اتاقی گرگ‌نماش چطور درهم میشکنه

29:39.565 --> 29:41.317
‫ این مرحله‌ی نهایی مسابقات پو به‌یاد‌ماندنی میشه

29:41.400 --> 29:44.778
‫- اصلا نمی‌خوام فکر کنم چه نقشه‌ای داری
‫- نقشه‌ام خیلی وقته شروع شده

29:45.362 --> 29:46.489
‫دوست دارم برنده بشم

29:47.198 --> 29:48.282
‫اینکار اشتباهیه؟

29:49.617 --> 29:51.660
‫بعد میگی چرا باهات بهم زدم

29:52.578 --> 29:54.413
‫قدیما عاشق غریزه‌ی رقابتی‌ام بودی

29:57.958 --> 30:00.669
‫ما به هم میومدیم، اگزیویر

30:01.253 --> 30:02.253
‫میومدیم؟

30:02.838 --> 30:04.673
‫یا تو می‌خواستی من اینطور حس کنم؟

30:08.260 --> 30:11.805
‫باور کن، ونزدی آدامز
‫دختر رویاهات نیست

30:12.306 --> 30:14.391
‫مایه‌ی کابوست میشه

30:25.152 --> 30:26.570
‫کجا بودی؟

30:26.654 --> 30:28.739
‫عملا دارم سکته میکنم

30:28.822 --> 30:30.658
‫- یوکو توی بهداریه
‫- چی شده؟

30:30.741 --> 30:32.743
‫اتفاقی سر شام نون سیر بود

30:32.826 --> 30:35.663
‫یه واکنش حساسیت شدید پیدا کرد
‫که یعنی نمی‌تونه تو مسابقات پو شرکت کنه

30:35.746 --> 30:36.872
‫و منم دیگه دستیار ندارم

30:36.956 --> 30:38.874
‫اتفاقی نبوده. کار بیانکا بوده

30:38.958 --> 30:40.876
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- اینش مهم نیست

30:40.960 --> 30:43.128
‫فردا من و تو شکستش میدیم

30:43.754 --> 30:46.215
‫صبر کن ببینم. قراره عضو گربه‌های سیاه بشی؟

30:47.466 --> 30:48.968
‫حاضری اینکارو بکنی؟

30:49.468 --> 30:50.468
‫بخاطر من؟

30:52.471 --> 30:54.557
‫می‌خوام چنان بیانکا رو تحقیر کنم

30:54.640 --> 30:57.059
‫که طعم تلخ شکست گلوش رو بسوزونه

30:57.935 --> 31:01.105
‫باشه، ولی بیشتر بخاطر
‫ این که ما با هم دوستیم، مگه نه؟

31:03.440 --> 31:04.984
‫بگو ببینم چجوری مدام برنده میشه

31:05.067 --> 31:06.694
‫اصلا مشخص نیست

31:06.777 --> 31:10.281
‫دو سال اخیر، هیچ قایقی نتونسته
‫ بدون غرق شدن، از دریاچه رد بشه و برگرده

31:10.364 --> 31:11.699
‫بنظر میاد یکی داری خرابکاری می‌کنه

31:11.782 --> 31:13.617
‫ مسابقات پو قانونی نداره

31:13.701 --> 31:16.745
‫و اونم یه سایرن‌ـه
‫که یعنی سلطان آب‌هاست

31:18.497 --> 31:20.958
‫پس باید توی زمین خودش شکستش بدیم

31:33.512 --> 31:35.889
‫- همه چی آماده‌ست
‫- خوبه. تینگ در موقعیته

31:35.973 --> 31:39.351
‫- نمی‌خوای بگی تمام شب چیکار می‌کردین؟
‫- و سورپرایز رو خراب کنم؟

31:39.435 --> 31:42.896
‫حالا که حرف از سورپرایز شد
‫لباست توی خیمه‌ست‌

31:43.397 --> 31:44.565
‫لباس؟

31:45.608 --> 31:48.319
‫اوه خدای من، به گربانت برم من

31:48.402 --> 31:50.529
‫فقط یه چیزی، سبیل‌هات کو؟

31:51.280 --> 31:53.824
‫یه بار دیگه بپرسی
‫نه تا جونت میشه هشت تا

32:17.431 --> 32:18.432
‫تمرکز کن

32:20.643 --> 32:22.603
‫اینجارو باش

32:22.686 --> 32:24.104
‫یه مشت گربه‌ی ولگرد

32:24.980 --> 32:28.275
‫محض اطلاعت، من فکر نمی‌کنم که از بقیه سرترم

32:28.984 --> 32:30.527
‫فقط فکر می‌کنم که از تو بهترم

32:31.111 --> 32:35.115
‫می‌خوام از طرف مسابقات
‫ ادگار الن پو به همتون خوش‌آمد بگم

32:35.199 --> 32:38.535
‫این یکی از پرافتخارترین رسوم سالانه‌ی نورموره

32:38.619 --> 32:41.955
‫که سابقه‌ی 125 ساله داره

32:42.539 --> 32:44.625
‫هر تیم باید تا جزیره‌ی ریون پارو بزنن

32:44.708 --> 32:46.919
‫یه پرچم از مقبره‌ی کراک‌استون بردارن

32:47.002 --> 32:49.338
‫و بدون اینکه غرق بشن
‫یا کسی غرقشون کنه برگردن

32:50.089 --> 32:52.716
‫اولین تیمی که با پرچمش از خط پایان عبور کنه

32:52.800 --> 32:55.386
‫جام پیروزی و حق پز دادن
‫ برای یکسال رو برنده میشه

32:55.469 --> 32:57.888
‫بعلاوه‌ی یک سری مزایای خاص

32:57.971 --> 32:59.848
‫مسابقات پو شروع میشه!

33:00.974 --> 33:02.142
‫برو! برو! برو!

33:03.686 --> 33:07.439
‫- بجنبین! سریعتر!
‫- بجنبین، خانم‌ها. زود باشین!

33:13.487 --> 33:14.947
‫اوه، با عرض پوزش!

33:40.305 --> 33:43.559
‫پارو! پارو! پارو!

33:55.738 --> 33:57.906
‫- بجنبین! زودتر!
‫- بجنبین!

34:11.420 --> 34:13.922
‫- بچرخید! بچرخید!
‫- بچرخید!

34:23.515 --> 34:25.350
‫ای بابا، پسر. بخاطر تو باختیم

34:38.697 --> 34:39.823
‫سریعتر!

34:44.036 --> 34:45.036
‫تینگ

35:04.389 --> 35:05.724
‫بیاین بریم. از این سمته

35:14.483 --> 35:17.236
‫همینجا بمون و حواست باشه
‫ بیانکا قایقمون رو خراب نکنه

35:22.783 --> 35:25.077
‫تینگ، ازت می‌خوام حواس
‫یکی دو تا دلقک رو پرت کنی

35:38.131 --> 35:39.611
‫- چی؟
‫- بریم سراغش

35:39.675 --> 35:41.635
‫- برو بریم
‫- بریم بگیریمش

35:48.892 --> 35:50.352
‫بجنب دیگه، پسر

35:50.435 --> 35:51.520
‫داره میاد

35:51.603 --> 35:52.603
‫بجنب

35:53.522 --> 35:55.023
‫بعدا می‌بینمت، ونزدی

36:18.422 --> 36:19.548
‫کلید ماجرا تویی

36:22.467 --> 36:23.886
‫داری چرت میزنی گربه‌خانم؟

36:35.439 --> 36:37.441
‫- بجنب!
‫- عجله کن، باید بریم!

36:45.908 --> 36:47.200
‫قضیه چیه؟

36:52.247 --> 36:53.790
‫به امید دیدار، دلقک‌ها!

36:55.042 --> 36:56.043
‫متقلب‌ها!

36:56.126 --> 37:00.756
‫با خودم گفتم، ا.و.ب.چ.م
‫اگر ونزدی بود چیکار می‌کرد؟

37:04.092 --> 37:06.929
‫دو تیم باقیمانده، حشرات طلایی

37:09.389 --> 37:10.891
‫و گربه‌های سیاه هستن

37:19.900 --> 37:20.984
‫بجنب، بجنب، بجنب

38:09.741 --> 38:10.741
‫بگیر که اومد!

38:32.389 --> 38:33.389
‫یوهو!

38:34.891 --> 38:36.309
‫آره، موفق شدیم!

38:38.145 --> 38:39.771
‫اوه خدای من، ونزدی. موفق شدیم!

38:39.855 --> 38:42.983
‫این بهترین لحظه‌ی عمرمه!

38:43.483 --> 38:46.153
‫اعتراف کن، توام تحت تاثیر
‫روحیه‌ی رقابتی مدرسه قرار گرفتی

38:50.157 --> 38:52.743
‫نگفته بودی یه روحیه‌ی تاریک و انتقام‌جوـه

38:58.206 --> 39:03.045
‫اولین مسابقات پو در سال 1897 برگزار شد

39:03.128 --> 39:07.716
‫نه تنها برای تقدیر از
‫مشهورترین تحصیل‌کرده‌ی نورمور

39:07.799 --> 39:11.803
‫بلکه برای تقدیر از اون آرمان‌هایی
‫ که تمام طردشده‌ها دنبال می‌کنن

39:11.887 --> 39:17.184
‫همبستگی، استقامت و عزم راسخ

39:17.267 --> 39:20.395
‫و قطعا امروز شاهد این آرمان‌ها بودیم

39:23.231 --> 39:24.231
‫آره!

39:24.816 --> 39:26.359
‫یوهو!

39:26.443 --> 39:27.319
‫آره!

39:27.402 --> 39:30.447
‫به سالن اوفلیا تبریک میگم!

39:31.198 --> 39:32.616
‫به عنوان یکی از ساکنین سابقش

39:32.699 --> 39:37.454
‫خوشحال میشم که ببینم بعد از
‫این همه سال، جام به جایگاهش برمی‌گرده

40:01.394 --> 40:02.854
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

40:03.772 --> 40:04.940
‫قایم شدم

40:05.023 --> 40:07.609
‫مردم همینطور الکی
‫ بهم لبخند میزنن، بهمم میریزه

40:07.692 --> 40:09.111
‫لذت بردن از لحظه‌ی قهرمانی همینه

40:09.194 --> 40:11.780
‫تو بیانکا بارکلی رو شکست دادی
‫سعی کن از این لحظه لذت ببری

40:12.280 --> 40:14.491
‫دخترها پرسیدن میای بعدا بریم دور بخوریم

40:14.574 --> 40:16.535
‫اذیت نکن دیگه، نمیمیری که

40:19.454 --> 40:20.622
‫بهش فکر می‌کنم

40:24.459 --> 40:25.293
‫آره!

40:25.377 --> 40:27.170
‫خوشحالم می‌بینم دوست پیدا کردی

40:28.255 --> 40:29.381
‫درست مثل مادرت

40:30.382 --> 40:33.969
‫من و مادرم آدما، موجودات
‫و چیزهای کاملا متفاوتی هستیم

40:36.596 --> 40:40.058
‫آخرین باری که سالن اوفلیا
‫ در مسابقات پو برنده شد

40:40.142 --> 40:41.935
‫مادرت کاپیتان تیم بود

40:44.062 --> 40:45.689
‫من دستیارش بودم

40:47.566 --> 40:50.277
‫شاید شباهتتون بیشتر از چیزیه که فکر می‌کنی

40:54.489 --> 40:55.407
‫خیلی هیجان‌زده‌ام

40:55.490 --> 40:59.077
‫وظیفه‌ی تو بود که کمکمون کنی
‫برنده بشیم، اون هرگز نباخته. هرگز

41:04.332 --> 41:07.085
‫نورمور هنوزم پر از رمز و رازه

41:07.169 --> 41:09.921
‫مکانی که سوال‌ها خیلی بیشتر از جواب‌ها هستن

41:11.673 --> 41:13.258
‫ولی گاهی اوقات...

41:14.634 --> 41:16.928
‫جواب دقیقا جلوی روته

41:28.398 --> 41:30.442
‫نگران نباش، ادگار الن

41:30.525 --> 41:32.736
‫پوزخند خشک‌مقدست رو می‌بینم

41:33.570 --> 41:35.530
‫ولی کسی که در آخر میخنده منم

41:36.823 --> 41:39.159
‫علاقه‌ات به معماها افسانه‌ای بوده

41:39.826 --> 41:42.204
‫و ممکنه این هوشمندانه‌ترین معمات باشه

41:42.287 --> 41:44.164
‫چون یک معما نیست

41:44.247 --> 41:46.750
‫بلکه هر خط معمای خاص خودشه

41:47.417 --> 41:49.711
‫برعکس خورشید، ماه

41:50.295 --> 41:53.215
‫عالمی بین عالم ما، عالم اموات

41:53.298 --> 41:55.759
‫دو ماه قبل از ژوئن، آپریل

41:56.301 --> 41:58.220
‫گلی خودکاشت، بنفشه

41:58.303 --> 41:59.596
‫یکی بیشتر از یکی، دو

41:59.679 --> 42:03.058
‫برگانش مانند اشک به زمین می‌ریزند، بید
‫در خورشید ذوب می‌شود، یخ

42:03.141 --> 42:05.101
‫شروع و پایانش پیدا نمی‌شود، دایره

42:05.185 --> 42:07.646
‫هر قانون یکی دارد، استثنا

42:18.365 --> 42:20.492
‫"جواب صدای شکستن بلندی خواهد داشت"

42:20.516 --> 42:23.516
"دو بار بشکن بزن"

43:03.952 --> 43:05.453
‫انجمن‌های مخفی

43:05.537 --> 43:06.955
‫کتابخانه‌های پنهانی

43:07.998 --> 43:10.792
‫مادرم که با حالت سرزنش‌آمیز بهم خیره شده

43:12.085 --> 43:14.546
‫این‌ها چیزهاییه که همیشه انتظارشون رو دارم

43:38.987 --> 43:40.989
‫ولی به محض اینکه
‫یک قدم به حقیقت نزدیک‌تر میشم...

43:41.948 --> 43:44.034
‫خوشبختانه، از تاریکی نمی‌ترسم

43:44.058 --> 43:51.058
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

43:51.082 --> 43:59.082
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
