1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:46,421 --> 00:00:48,047
(‫خواهرِ انتقام‌جو‬)

4
00:00:50,508 --> 00:00:52,010
(‫سکانس ۳۸: جلوی خونه‌ی سوک‌گو - روز‬)

5
00:01:13,323 --> 00:01:14,783
ایش

6
00:01:47,106 --> 00:01:52,028
‫(طبقه‌ی اول: پاتوق‬
‫طبقه‌ی دوم: دفتر فیلم‌سازی کوپارک‬)

7
00:02:00,578 --> 00:02:02,955
چرا باز به این زودی
دست به قلم شدی؟‬

8
00:02:02,956 --> 00:02:04,499
‫فیلمت که چند روز دیگه اکران می‌شه.‬

9
00:02:09,254 --> 00:02:10,088
گوش کن

10
00:02:11,005 --> 00:02:13,675
‫یه چیزی هست به اسم‬
‫اداره‌ی ملی مدیریت استرس.‬

11
00:02:14,175 --> 00:02:15,176
‫ مأمور دولتن.‬

12
00:02:17,137 --> 00:02:19,931
‫وظیفه‌شون اینه که احمق‌هایی که‬
‫رو اعصاب مردم می‌رن رو حذف کنن.‬

13
00:02:20,890 --> 00:02:22,642
‫و منظورم از حذف، کشتنه.‬

14
00:02:23,434 --> 00:02:24,351
‫جالبه.‬

15
00:02:24,352 --> 00:02:27,813
‫ولی همین‌طوری الکی هم نمی‌کشن
یه سیستم پبچیده داره.

16
00:02:27,814 --> 00:02:29,190
‫این سیستم متوجه شده‬

17
00:02:30,316 --> 00:02:32,819
مردم بیشتر از استرسی که آدم‌های
احمق بهشون میدن، میمیرن

18
00:02:33,486 --> 00:02:37,906
تا از جنگ و بلاهای طبیعی

19
00:02:37,907 --> 00:02:40,325
‫تا دهنشون رو باز می‌کنن،‬
‫کل مملکت رو عصبی می‌کنن.‬

20
00:02:40,326 --> 00:02:42,579
‫قیافه‌شون، حرف زدنشون‬
‫و حتی خنده‌هاشون رو اعصاب همه‌ست.‬

21
00:02:43,288 --> 00:02:44,621
‫آره والا،
همچین آدم‌هایی پیدا می‌شن.‬

22
00:02:44,622 --> 00:02:47,916
‫به خاطر اونا، مردم از فشار خون بالا‬
‫یا سکته‌ی قلبی می‌میرن،‬

23
00:02:47,917 --> 00:02:50,795
‫و این‌طوری ضرر اقتصادی زیادی
‫به کشور می‌زنن.‬

24
00:02:51,379 --> 00:02:54,465
‫واسه همین، الان دیگه حذف این احمق‌ها‬
‫توی جامعه به یه روال عادی تبدیل شده.‬

25
00:02:55,049 --> 00:02:57,009
‫سیستم همه رو زیر نظر داره،‬

26
00:02:57,010 --> 00:03:00,555
‫و به محض اینکه کسی‬
‫از اون حد بگذره...‬

27
00:03:05,226 --> 00:03:06,185
صدای آژیر بلند می‌شه

28
00:03:07,937 --> 00:03:09,230
[‫اداره‌ی ملی مدیریت استرس‬]

29
00:03:10,189 --> 00:03:12,816
و اسم هدف ظاهر میشه

30
00:03:12,817 --> 00:03:14,235
[‫هوانگ دونگ‌مان‬]

31
00:03:15,236 --> 00:03:18,907
‫بعدش مأمورای اداره اعزام می‌شن‬
‫و باید اون طرف رو ظرف ۲۴ ساعت بکشن.

32
00:03:20,074 --> 00:03:21,367
‫هر جا که باشن،

33
00:03:22,201 --> 00:03:23,453
‫باید پیداشون کنن و...

34
00:03:26,831 --> 00:03:28,458
بهشون شلیک کنن!

35
00:03:45,350 --> 00:03:46,725
‫حتی یه بیانیه‌ی رسمی هم می‌دن.‬

36
00:03:46,726 --> 00:03:52,439
‫«ساعت یک بامداد، آقای هوانگ، ساکن سئول،‬
‫توسط اداره‌ی مدیریت استرس حذف شد.»‬

37
00:03:52,440 --> 00:03:53,942
‫هیچ اعتراض عمومی‌ای هم در کار نیست.‬

38
00:03:54,484 --> 00:03:57,861
‫چند تا سیاستمدار هم این‌طوری حذف شدن،‬
‫واسه همین همه حساب کار دستشونه.‬

39
00:03:57,862 --> 00:03:59,821
‫ چیزایی که رو اعصاب مردمه
رو تحلیل می‌کنن،‬

40
00:03:59,822 --> 00:04:02,909
‫مثل لحن حرف زدن یا
حالت‌های صورت.‬

41
00:04:03,534 --> 00:04:04,535
‫حتی بهشون آموزش می‌دن‬

42
00:04:05,119 --> 00:04:07,956
‫که چطوری حرف بزنن که به کسی برنخوره‬
‫و دوست‌داشتنی به نظر بیان.‬

43
00:04:08,539 --> 00:04:09,665
.جالبه

44
00:04:09,666 --> 00:04:11,417
‫هم اکشنه، هم کمدی،‬

45
00:04:12,418 --> 00:04:13,669
دوراهی هم می‌شه وارد کرد.

46
00:04:13,670 --> 00:04:15,671
‫هیچ دوراهی‌ای در کار نیست.
فقط می‌کشمشون.‬

47
00:04:15,672 --> 00:04:18,548
‫بی‌خیال، مثلا فیلمه‌ها...
به یه دوراهی نیاز داری.‬

48
00:04:18,549 --> 00:04:21,469
‫این‌قدر خودت رو درگیرِ‬
‫هوانگ دونگ‌مان نکن.‬

49
00:04:26,766 --> 00:04:29,518
‫اون‌قدر از دست هوانگ دونگ‌مان شاکی بودم‬
‫که خوابم نمی‌برد‬

50
00:04:29,519 --> 00:04:30,687
‫و تهش رسیدم به این.‬

51
00:04:33,856 --> 00:04:35,649
‫با اون عوضی باید چیکار کنم؟‬

52
00:04:35,650 --> 00:04:38,944
‫یه جورایی، هوانگ دونگ‌مان...
الهام‌بخشِ توئه.‬

53
00:04:38,945 --> 00:04:40,154
‫یه الهام‌بخشی که رو اعصابت می‌ره.‬

54
00:04:41,364 --> 00:04:43,073
‫وقتی آدم به سن ما می‌رسه،‬

55
00:04:43,074 --> 00:04:45,909
‫دیگه واقعاً از چیزی خوشمون
یا بدمون نمی‌آد،‬

56
00:04:45,910 --> 00:04:47,411
‫واسه همین چیزی واسه نوشتن نداریم.‬

57
00:04:47,412 --> 00:04:49,997
‫از نظر احساسی خالی شدیم.‬

58
00:04:49,998 --> 00:04:53,375
‫ولی این عوضی پیداش می‌شه،‬
‫همه چی رو به هم می‌ریزه، عصبی‌ت می‌کنه،‬

59
00:04:53,376 --> 00:04:55,586
‫و یهو می‌بینی داری یه
چیز جدید می‌نویسی.‬

60
00:04:56,337 --> 00:05:00,299
‫- شاید باید ازش تشکر...‬
‫- هی، آدم‌ها باید الهام‌بخش باشن،‬

61
00:05:00,300 --> 00:05:01,342
.نه رومخ

62
00:05:02,385 --> 00:05:03,845
‫این دفعه چی شده؟‬

63
00:05:06,681 --> 00:05:08,598
‫هر چی که هست،‬
‫مطمئنم غافلگیرم نمی‌کنه.‬

64
00:05:08,599 --> 00:05:09,726
‫نمی‌کنه.‬

65
00:05:16,232 --> 00:05:17,191
‫اگه بهت بگم...‬

66
00:05:19,777 --> 00:05:22,447
‫خودم عصبی می‌شم چون عین
‫یه بازنده‌ی بدبخت به نظر می‌آم،‬

67
00:05:23,364 --> 00:05:24,741
ولی بازم می‌گم بهت،

68
00:05:26,784 --> 00:05:29,328
‫همه‌مون رفتیم رستورانِ
خوراکِ کیمچیِ‬ ‫کارگردان چوی.

69
00:05:29,329 --> 00:05:30,580
‫- خوش اومدین.‬
‫- خوش اومدین.‬

70
00:05:31,080 --> 00:05:33,082
ولی گفت خوراک کیمچی دوست نداره.

71
00:05:34,917 --> 00:05:37,210
‫روز افتتاحیه پاشده اومده رستورانِ کیمچی،‬

72
00:05:37,211 --> 00:05:39,004
‫که فقط بگه از کیمچی خوشش نمی‌آد.‬

73
00:05:39,005 --> 00:05:40,714
‫گفت غذای تند دوست نداره.‬

74
00:05:40,715 --> 00:05:41,840
‫غذای تند دوست ندارم.‬

75
00:05:41,841 --> 00:05:44,092
‫حالا قبل از این هرچی جلوش می‌ذاشتن
تهشو در میاوردا...

76
00:05:44,093 --> 00:05:46,011
ولی اونجا یهو فاز گرفت
که نمی‌تونه غذای تند بخوره.

77
00:05:46,012 --> 00:05:48,346
مسخره بود.
چیزی که ما می‌خواستیم‌ رو نمی‌خواست‌.

78
00:05:48,347 --> 00:05:49,766
‫می‌تونیم بگیم تندش نکنن.‬

79
00:05:50,391 --> 00:05:53,101
‫- یه خوراک کیمچیِ کم‌تند، لطفاً.‬
‫- چشم.‬

80
00:05:53,102 --> 00:05:55,771
دلم نمی‌خواست هرچی
دوست داره بخوره.

81
00:05:55,772 --> 00:05:57,731
‫اینه که منو حرص می‌ده.‬

82
00:05:57,732 --> 00:05:59,942
‫سر و کله زدن با اون عوضی‬
‫منم عوضی کرده!‬

83
00:06:01,027 --> 00:06:04,030
‫بعدش با قیافه‌ی عصبی اونجا نشست و‬
‫داشت خودش رو خفه می‌کرد.

84
00:06:08,326 --> 00:06:09,534
‫یکم دیگه جوانه‌ی لوبیا لطفاً!‬

85
00:06:09,535 --> 00:06:10,578
‫جوانه‌های لوبیا که تند نیستن.‬

86
00:06:11,621 --> 00:06:15,500
‫واقعاً تو این سن و سال باید‬
‫سرِ غذا این‌قدر قضیه رو بزرگ کنیم؟

87
00:06:16,167 --> 00:06:18,252
‫دیگه داشت حالم ازش به هم می‌خورد.

88
00:06:19,921 --> 00:06:21,838
‫می‌گفت ده سال واسه
آماده کردنش وقت گذاشته.‬

89
00:06:21,839 --> 00:06:24,883
تو جای دومی که رفتیم،
هرچی دلش خواست سفارش داد.

90
00:06:24,884 --> 00:06:27,177
و یه بند حرف زد.

91
00:06:27,178 --> 00:06:28,012
من

92
00:06:28,846 --> 00:06:32,349
من عاشق اینم که مردم رو
با داستان هام بخندونم

93
00:06:32,350 --> 00:06:34,267
‫هر جا که می‌رم‬
‫همیشه داستان‌هایِ خنده‌دار آماده دارم.‬

94
00:06:34,268 --> 00:06:36,520
‫فکرِ خندوندنِ مردم‬
‫سرِ ذوقم می‌آره.‬

95
00:06:36,521 --> 00:06:38,064
‫اما هر وقت اون دور و بره،‬

96
00:06:38,815 --> 00:06:41,651
هر چی ذوق دارم، کور می‌شه.

97
00:06:43,111 --> 00:06:44,569
،وقتی اون هست

98
00:06:44,570 --> 00:06:47,281
انگار یه عذاب الهیه که باید
تحملش کنیم

99
00:06:48,074 --> 00:06:49,492
‫اصلاً درکش نمی‌کنم.‬

100
00:06:51,828 --> 00:06:52,744
‫هی.‬

101
00:06:52,745 --> 00:06:55,539
پارک سونبه گفت انگار نه انگار
فیلمم قراره اکران بشه.

102
00:06:55,540 --> 00:06:58,876
باید توضیح می‌دادم که
وجود اون عوضی حالم رو می‌گرفت؟

103
00:06:59,836 --> 00:07:01,002
خسته بودم
واسه همین گفتم

104
00:07:01,003 --> 00:07:01,879
‫فقط اینکه...‬

105
00:07:02,380 --> 00:07:04,173
حس میکنم این فیلم
خوب نفروشه

106
00:07:04,799 --> 00:07:06,383
احتمالأ شکست بخوره

107
00:07:06,384 --> 00:07:09,845
‫همون موقع بود که اون مرتیکه‌یِ فلان‌فلان‌شده،‬
‫که اون‌ورِ میز نشسته بود،‬

108
00:07:09,846 --> 00:07:12,305
‫یه جوری حرفمو شنید،‬

109
00:07:12,306 --> 00:07:14,433
و یهو نیشش باز شد

110
00:07:15,226 --> 00:07:16,227
هیونگ

111
00:07:16,727 --> 00:07:18,354
آخرش عین من می‌شی که

112
00:07:19,814 --> 00:07:21,566
‫چطور؟ چرا؟‬

113
00:07:22,150 --> 00:07:23,942
‫من پنجمین فیلمم داره اکران می‌شه.‬

114
00:07:23,943 --> 00:07:27,488
چطور ممکنه عین اون بشم
که حتی اولین فیلمشم نساخته؟

115
00:07:28,072 --> 00:07:29,824
‫این تیکه‌کلامِ همیشگیِ هوانگ دونگ‌مانه.‬

116
00:07:30,324 --> 00:07:32,242
‫«آخرش عین من می‌شی که.»‬

117
00:07:32,243 --> 00:07:35,245
‫خودشو می‌زنه به موش‌مردگی‬
‫ولی منظورش اینه که هیچ‌کس با اون فرقی نداره.‬

118
00:07:35,246 --> 00:07:36,538
فرق داریم! خیلیم داریم.

119
00:07:36,539 --> 00:07:38,498
‫وقتی اون مشغولِ بدگویی از بقیه بود،‬

120
00:07:38,499 --> 00:07:41,626
‫من کلی توهین رو تحمل کردم‬
‫و جون کندم تا به اینجا برسم!‬

121
00:07:41,627 --> 00:07:43,003
‫سخت کار کردم تا بتونم بگم،‬

122
00:07:43,004 --> 00:07:44,380
‫«بهت نشون می‌دم!»‬

123
00:07:45,131 --> 00:07:47,884
‫«ثابت می‌کنم که اصلاً شبیه تو نیستم!»‬

124
00:07:48,634 --> 00:07:50,844
‫فکر کرده کیه،‬

125
00:07:50,845 --> 00:07:53,388
‫که می‌خواد خودشو بچسبونه به من‬
‫و جوری رفتار کنه که انگار در حدِ منه؟‬

126
00:07:53,389 --> 00:07:56,558
‫معلومه که واقعاً فکر نمی‌کردم‬
‫فیلمم شکست می‌خوره، اما...‬

127
00:07:56,559 --> 00:07:58,269
آخرش عین من می‌شی که

128
00:08:00,438 --> 00:08:01,397
کیفش کوک بود

129
00:08:02,523 --> 00:08:03,940
خیلیم کوک

130
00:08:03,941 --> 00:08:05,275
میگما

131
00:08:05,276 --> 00:08:08,236
‫ دونگ‌مان باید یه تستِ آی‌کیو بده.‬

132
00:08:08,237 --> 00:08:11,865
‫اگه زندگی مدام بهت پس‌گردنی بزنه،‬
‫هوشت هم باهاش می‌آد پایین؟‬

133
00:08:11,866 --> 00:08:14,576
داره عقلشو از دست میده
کنترلش از دست خارج می‌شه‌.

134
00:08:14,577 --> 00:08:16,453
‫اون عوضی همیشه احمق بوده.‬

135
00:08:16,454 --> 00:08:19,873
‫واسه همینه که حتی نمی‌تونه‬
‫درست‌وحسابی آدمو عصبی کنه.‬

136
00:08:19,874 --> 00:08:24,003
‫تنها کاری که بلده اینه که رو اعصابت بره‬
‫و ول‌کنت هم نباشه.‬

137
00:08:24,504 --> 00:08:26,838
‫اگه واقعاً باهوش و بی‌رحم بود،‬

138
00:08:26,839 --> 00:08:30,592
‫حداقل یه دعوای درست‌وحسابی می‌کردیم‬
‫و رابطه‌مونو کلاً قطع می‌کردیم.‬

139
00:08:30,593 --> 00:08:31,593
‫اما با اون؟‬

140
00:08:31,594 --> 00:08:35,055
تا آخر عمرم قراره رو مخم باشه.

141
00:08:35,056 --> 00:08:38,808
‫بیست سال‬
‫همون رو اعصاب بودنِ لعنتیِ همیشگی.‬

142
00:08:38,809 --> 00:08:41,645
‫دولت نباید‬
‫فکری به حالِ آدمایی مثل اون بکنه؟‬

143
00:08:41,646 --> 00:08:43,105
‫باید این‌طوری بهش شلیک کنن.‬

144
00:09:04,168 --> 00:09:05,169
اوق

145
00:09:45,209 --> 00:09:49,004
‫<i>ماهیِ مرکبِ باله‌بزرگ معمولاً گاز می‌گیره</i>‬

146
00:09:49,005 --> 00:09:51,840
‫<i>وقتی که طعمه درست بعد از پرتاب‬
‫شروع به غرق شدن می‌کنه.</i>‬

147
00:09:51,841 --> 00:09:53,301
‫<i>...وقتی گاز می‌گیرن، نخِ ماهی‌گیری</i>‬

148
00:09:58,222 --> 00:10:00,349
‫<i>در طولِ روز،‬
‫به نخِ ماهی‌گیری دست نزنید...</i>‬

149
00:10:04,312 --> 00:10:06,856
‫<i>صبر کلیدِ ماجراست.‬
‫آدمای عجول معمولاً...</i>‬

150
00:10:11,235 --> 00:10:13,404
آهای، واحدِ ۳۰۸‬

151
00:10:23,456 --> 00:10:24,498
‫واحدِ ۳۰۸!‬

152
00:10:24,999 --> 00:10:27,584
‫بهتره تا امروز‬
‫شارژِ ساختمونو بدی!‬

153
00:10:27,585 --> 00:10:28,960
‫- وگرنه درو به زور باز می‌کنم‬
‫- کیفِ پولم.‬

154
00:10:28,961 --> 00:10:30,338
‫و همه‌ی وسایلتو می‌ریزم تو کوچه!‬

155
00:10:31,047 --> 00:10:32,340
فهمیدی کله‌خر؟

156
00:10:34,467 --> 00:10:35,550
[‫آکادمیِ نویسندگیِ چونگرام‬]

157
00:10:35,551 --> 00:10:37,803
‫چرا روز به روز داریم
دانش‌آموز از دست می‌دیم؟‬

158
00:10:39,263 --> 00:10:40,973
‫این پول حتی پولِ قبضِ گاز
رو هم نمی‌ده.‬

159
00:10:42,350 --> 00:10:43,476
‫خب پس یکم تبلیغ کن.‬

160
00:10:44,685 --> 00:10:48,605
از این بنرهایی که لیست طولانی
برنده‌ها رو دارن، می‌زنیم.

161
00:10:48,606 --> 00:10:51,233
وقتی برنده نداریم
چطوری بنر بزنیم؟

162
00:10:52,026 --> 00:10:55,153
‫اون دوستای کارگردانِ باکلاستو
بیار اینجا‬

163
00:10:55,154 --> 00:10:58,198
‫و بذار یه سخنرانیِ خاصی‬
‫ چیزی بکنن.‬

164
00:10:58,199 --> 00:11:00,409
فقط هی پزشونو نده.

165
00:11:03,245 --> 00:11:05,081
چطوری بیارمشون یه
همچین جایی؟

166
00:11:05,915 --> 00:11:06,791
‫«یه همچین جایی»؟‬

167
00:11:14,090 --> 00:11:15,299
پولدار که نیستی؟

168
00:11:16,842 --> 00:11:17,760
‫تا حالا یکی‌شونو از نزدیک دیدی؟‬

169
00:11:19,845 --> 00:11:21,262
‫پس چرا درموردشون نوشتی؟‬

170
00:11:21,263 --> 00:11:23,390
معلومه از تخیلاتت نوشتی‌

171
00:11:23,391 --> 00:11:26,184
تابلوئه الکیه
چون جزئیات نداره

172
00:11:26,185 --> 00:11:28,770
‫اما از همه مهم‌تر،‬
‫تماشای زندگیِ پولدارا اصلاً جذاب نیست.‬

173
00:11:28,771 --> 00:11:30,271
‫چرا باید به گل‌هایِ ظریف
و لوس نگاه کرد؟‬

174
00:11:30,272 --> 00:11:31,856
‫ساقه‌شو می‌شکنی، ولی باز نمی‌میره.‬

175
00:11:31,857 --> 00:11:33,983
‫با مشعل می‌سوزونیش،‬
‫ولی باز نمی‌میره.‬

176
00:11:33,984 --> 00:11:36,486
‫یه اراده‌یِ سرسخت برای زنده موندن.‬
‫اینه‌ که یه فیلمو می‌سازه.‬

177
00:11:36,487 --> 00:11:39,155
‫بچه‌پولدارا وقتی به مشکل می‌خورن‬
‫هول نمی‌شن.‬

178
00:11:39,156 --> 00:11:39,990
‫فقط یه زنگ می‌زنن.‬

179
00:11:41,826 --> 00:11:42,742
‫«بابایی».‬

180
00:11:42,743 --> 00:11:44,494
‫اونا بزرگ‌ترایی دارن‬
‫که گندکاریاشونو جمع کنن.‬

181
00:11:44,495 --> 00:11:46,955
‫اما بچه‌هایی که هیچ‌وقت‬
‫یه همچین حمایتی نداشتن،‬

182
00:11:46,956 --> 00:11:48,039
‫دلشون می‌ریزه.‬

183
00:11:48,040 --> 00:11:49,582
‫خودشون باید از پسش بربیان.‬

184
00:11:49,583 --> 00:11:51,084
‫فیلم واقعی یعنی همین.‬

185
00:11:51,085 --> 00:11:54,087
‫آدمایی که هر کاری می‌کنن‬
‫تا خودشون گلیمشونو از آب بکشن بیرون.‬

186
00:11:54,088 --> 00:11:55,589
‫کی می‌تونه به این شخصیت‌ها جون بده؟

187
00:12:00,803 --> 00:12:01,971
.خب

188
00:12:02,471 --> 00:12:07,100
‫فقر چیزیه که توی تک‌تکِ‬
‫سلول‌های بدنتون حک شده.‬

189
00:12:07,101 --> 00:12:08,685
‫چیزی نیست که بشه یادش گرفت.‬

190
00:12:08,686 --> 00:12:10,771
‫پشتکاری که از دلِ فقر میاد‬

191
00:12:11,397 --> 00:12:12,939
‫آدم رو خیلی تیزبین می‌کنه.‬

192
00:12:12,940 --> 00:12:16,067
‫ما تک‌تکِ کفش‌های‬
‫جلوی در رو برانداز می‌کنیم.‬

193
00:12:16,068 --> 00:12:17,944
‫غریزه‌ی بقا مجبورمون می‌کنه
حواسمون جمع باشه.‬

194
00:12:17,945 --> 00:12:21,406
‫برای اینکه کارمون راه بیفته،‬
‫حتی حال و حوصله‌ی بقیه رو هم می‌سنجیم.‬

195
00:12:21,407 --> 00:12:24,576
‫بهش فکر کن، میونگ‌هون.‬
‫این برای یه نویسنده یه هدیه‌ی بزرگه.‬

196
00:12:24,577 --> 00:12:25,578
‫داری گوش می‌دی؟‬

197
00:12:26,954 --> 00:12:28,581
‫ای بابا، من با تو چیکار کنم؟‬

198
00:12:31,917 --> 00:12:34,837
‫برای یه نویسنده،‬
‫فقر نعمت خداست.‬

199
00:12:35,671 --> 00:12:37,173
‫ننویس. فقط گوش کن.‬

200
00:12:38,132 --> 00:12:39,507
‫فقر برای یه نویسنده چیه؟‬

201
00:12:39,508 --> 00:12:41,426
نعمت خداست

202
00:12:41,427 --> 00:12:44,262
‫چرا باید همچین نعمتی رو دور بندازی‬
‫و درباره‌ی یه چیز دیگه بنویسی؟‬

203
00:12:44,263 --> 00:12:45,847
‫پولدارها این استعداد رو ندارن.‬

204
00:12:45,848 --> 00:12:49,559
‫اونا اصلاً درکی ندارن‬
‫و همه‌ی کارهاشون رو سرسری انجام می‌دن.‬

205
00:12:49,560 --> 00:12:50,895
‫فکر می‌کنی می‌تونن یه چیز واقعی بنویسن؟‬

206
00:12:51,896 --> 00:12:53,022
‫شما چی، استاد؟‬

207
00:12:54,315 --> 00:12:55,524
‫شما پولداری یا فقیر؟‬

208
00:12:56,192 --> 00:12:57,026
‫من؟‬

209
00:12:58,903 --> 00:13:00,404
‫من خودِ خودِ فقرم.‬

210
00:13:01,697 --> 00:13:03,324
‫پس چرا موفق نشدی؟‬

211
00:13:11,207 --> 00:13:12,333
‫<i>شما چی، استاد؟ </i>‬

212
00:13:13,542 --> 00:13:14,960
‫<i>پس چرا موفق نشدی؟ </i>‬

213
00:13:39,568 --> 00:13:41,820
‫حدس بزنین روی
ساعتِ احساساتم چی اومد؟‬

214
00:13:42,947 --> 00:13:44,198
‫یالا، یه حدسی بزنین.‬

215
00:13:45,824 --> 00:13:46,659
‫«دست‌پاچگی»؟‬

216
00:13:47,243 --> 00:13:48,077
‫«دلخوری»؟‬

217
00:13:48,577 --> 00:13:49,411
‫«خشم»؟‬

218
00:13:51,830 --> 00:13:52,665
‫نه.‬

219
00:13:55,501 --> 00:13:56,417
‫«شاکی».‬

220
00:13:56,418 --> 00:13:58,545
[‫شاکی‬]

221
00:13:58,546 --> 00:14:00,506
‫ترسناکه که چقدر دقیق نشون می‌ده.‬

222
00:14:02,841 --> 00:14:04,134
الان واقعاً شاکی‌ام

223
00:14:11,350 --> 00:14:12,267
‫لعنتی.‬

224
00:14:12,268 --> 00:14:13,727
[‫نزول‌خور‬]

225
00:14:21,860 --> 00:14:22,777
‫الو؟‬

226
00:14:22,778 --> 00:14:26,072
‫<i>بدهکارهای کره‌ای
‫بازیگرهای خیلی خوبین.</i>‬

227
00:14:26,073 --> 00:14:28,867
‫<i>وقتی پول قرض می‌گیرن‬
‫تا حد مرگ گریه و زاری می‌کنن، </i>‬

228
00:14:28,868 --> 00:14:32,287
‫<i>قسم می‌خورن که جبران می‌کنن‬
‫و طوری باهام رفتار می‌کنن انگار ناجی‌شونم.</i>‬

229
00:14:32,288 --> 00:14:34,873
‫<i>اما همین که پولو می‌گیرن،‬
‫طوری رفتار می‌کنن انگار اصلاً وجود ندارم.</i>‬

230
00:14:34,874 --> 00:14:38,126
‫<i>بدترین بدهکارا اونایین که‬
‫بیشتر از همه ناله و زاری می‌کنن.</i>‬

231
00:14:38,127 --> 00:14:39,461
‫<i>اما من استثنا قائل نمی‌شم.</i>‬

232
00:14:40,045 --> 00:14:41,379
‫<i>آقای هوانگ دونگ‌مان</i>‬

233
00:14:41,380 --> 00:14:43,089
‫<i>گربه‌ت زنده موند؟ </i>‬

234
00:14:43,090 --> 00:14:45,758
‫<i>عملش چطور پیش رفت؟ </i>‬

235
00:14:45,759 --> 00:14:49,054
‫<i>باید بیام یه سری به گربه‌ت بزنم؟ </i>‬

236
00:14:57,438 --> 00:15:01,025
‫به سلامتیِ کارگردان پارک گیونگ‌سه،‬
‫عضوِ «کلابِ هشت»،‬

237
00:15:01,901 --> 00:15:05,070
‫و اکرانِ پنجمین فیلمش،‬
‫<i>«انتقامِ خواهر»</i>.‬

238
00:15:07,072 --> 00:15:08,282
یادش بخیر

239
00:15:09,325 --> 00:15:11,035
‫هنوز یادمه‬

240
00:15:11,952 --> 00:15:13,829
‫حسادتی که توی چشمِ همه بود‬

241
00:15:14,288 --> 00:15:15,497
‫وقتی اولین فیلمم رو کارگردانی کردم.‬

242
00:15:17,291 --> 00:15:19,209
‫در نهایت، همه‌ی ما...‬

243
00:15:24,048 --> 00:15:25,257
‫دونگ‌مان که نیست.‬

244
00:15:27,843 --> 00:15:29,845
‫پس لازم نیست مراقبِ حرف زدنم باشم.‬

245
00:15:31,305 --> 00:15:33,140
آی، ‫دلم هُری ریخت.‬

246
00:15:34,975 --> 00:15:35,851
‫حالا همه‌مون‬

247
00:15:36,560 --> 00:15:38,437
‫اولین کارمون رو ساختیم‬

248
00:15:39,355 --> 00:15:40,856
‫و این همه فیلم تولید کردیم.‬

249
00:15:41,440 --> 00:15:44,442
‫حالا دیگه کارگردان‌ها و‬
‫تهیه‌کننده‌های کله‌گنده‌ای هستیم،‬

250
00:15:44,443 --> 00:15:48,405
‫و همه‌ی اهلِ سینما‬
‫«کلابِ هشت» رو می‌شناسن.‬

251
00:15:49,448 --> 00:15:50,282
‫به خودمون افتخار می‌کنم.‬

252
00:15:50,908 --> 00:15:55,871
‫پس اون موقع دلیلی نداشت شما احمق‌ها‬
‫این‌قدر به من حسودی کنین.‬

253
00:15:57,915 --> 00:16:00,209
‫کارگردان پارک، نظرت با یه پیک چیه؟‬

254
00:16:02,962 --> 00:16:06,047
تا الان کلی بذر کاشتیم.

255
00:16:06,048 --> 00:16:11,386
اما هیچ کدوم جوونه نزدن.

256
00:16:11,387 --> 00:16:13,972
پس به سلامتی این که هر چی
می‌کاریم جوونه بزنه

257
00:16:13,973 --> 00:16:15,223
به سلامتی جوونه زدن

258
00:16:15,224 --> 00:16:16,808
نوشته‌هامون جوونه بزنه

259
00:16:16,809 --> 00:16:19,143
پول جوونه بزنه

260
00:16:19,144 --> 00:16:21,437
حتی بشاشیم هم جوونه بزنه

261
00:16:21,438 --> 00:16:24,441
جوونه بزنه

262
00:16:31,782 --> 00:16:33,075
خوش اومدین

263
00:16:42,084 --> 00:16:43,043
واقعاً

264
00:16:45,879 --> 00:16:47,464
‫- اومدی.‬
‫- بشین.‬

265
00:16:54,263 --> 00:16:56,514
‫- انگار تبلیغات خوب پیش می‌ره.‬
‫- همون؟‬

266
00:16:56,515 --> 00:16:58,808
‫اسم فیلم قطعاً مردم رو جذب کرده.‬

267
00:16:58,809 --> 00:17:03,312
‫فکر کنم گیونگ‌سه توی کلِ کره برای‬
‫انتخابِ اسم‌های معرکه بهترین باشه.‬

268
00:17:03,313 --> 00:17:05,107
‫ایده‌ی شما بود، کارگردان پارک؟‬

269
00:17:05,691 --> 00:17:06,567
آره

270
00:17:07,401 --> 00:17:09,319
‫واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.‬

271
00:17:12,364 --> 00:17:14,158
‫گیلاس‌های شراب زود می‌شکنن.
ببرش اون‌ور.‬

272
00:17:28,005 --> 00:17:28,839
‫چرا چیزی نمی‌خوری؟‬

273
00:17:29,423 --> 00:17:31,008
‫- اونو می‌خوری؟‬
‫- نه، بفرما.‬

274
00:17:34,094 --> 00:17:35,137
‫رودل می‌کنی‌ها.‬

275
00:17:35,888 --> 00:17:37,306
‫یواش‌تر.‬

276
00:17:45,064 --> 00:17:47,483
‫هی. ای بابا، بی‌خیال.‬

277
00:17:51,904 --> 00:17:55,365
‫دونگ‌مان، کی می‌خوای دست
از جنگیدن با غذا برداری؟‬

278
00:17:56,158 --> 00:17:58,368
‫هنوزم به هر چی توی بشقابته
حمله می‌کنی.‬

279
00:18:02,831 --> 00:18:03,874
‫این روزا اوضاعت چطوره؟‬

280
00:18:04,792 --> 00:18:05,876
‫خیلی سرم شلوغه.‬

281
00:18:06,376 --> 00:18:07,835
‫باید فیلم‌های مزخرف ببینم،‬

282
00:18:07,836 --> 00:18:10,714
‫و برم توی اینترنت تا می‌تونم
ازشون بد بگم.‬

283
00:18:11,381 --> 00:18:12,632
‫اگه به یه فیلم خوب بربخورم،‬

284
00:18:12,633 --> 00:18:15,551
‫چند روزی رو از شدت حسادت،‬

285
00:18:15,552 --> 00:18:17,054
‫زار زار گریه می‌کنم.‬

286
00:18:18,388 --> 00:18:20,474
تازه ‫وقت کمم می‌آرم.‬

287
00:18:22,601 --> 00:18:24,228
‫پس حسابی سرت شلوغه.‬

288
00:18:26,688 --> 00:18:28,064
این

289
00:18:28,065 --> 00:18:30,066
‫این همون چیزه‌ست؟‬

290
00:18:30,067 --> 00:18:31,317
‫آره!‬

291
00:18:31,318 --> 00:18:33,820
‫به‌خاطر این کثافت نزدیک بود بمیرم!‬

292
00:18:33,821 --> 00:18:35,238
‫وا هیونگ، چرا دوباره اون قضیه
رو پیش می‌کشی؟‬

293
00:18:35,239 --> 00:18:36,572
‫جدی می‌گم،‬

294
00:18:36,573 --> 00:18:39,367
‫نزدیک بود از سکته‌ی قلبی بمیرم.‬

295
00:18:39,368 --> 00:18:41,661
‫گفت برادر کوچیکش داره
یه ساعت می‌سازه‬

296
00:18:41,662 --> 00:18:43,663
‫و به چندتا داوطلب یا
یه همچین چیزی نیاز داره.‬

297
00:18:43,664 --> 00:18:45,706
کجا؟؟

298
00:18:45,707 --> 00:18:47,626
بیا گوش بده، کره‌خر!

299
00:18:51,421 --> 00:18:53,172
‫- می‌شه اینو بزنید به شارژ؟‬
‫- بله.‬

300
00:18:53,173 --> 00:18:56,050
‫یهو زنگ زد و پرسید
کار پاره‌وقت می‌خوام یا نه.‬

301
00:18:56,051 --> 00:18:58,427
‫فقط باید یه ساعت دستم می‌کردم
و ماهی ۴۰۰ هزار وون می‌گرفتم.‬

302
00:18:58,428 --> 00:19:00,805
‫قرار بود وضعیت احساسیت رو نشون بده‬

303
00:19:00,806 --> 00:19:02,932
‫و قبل از عرضه،
توی مرحله‌ی نهایی آزمایش بود.‬

304
00:19:02,933 --> 00:19:03,933
منم گفتم قربونت

305
00:19:03,934 --> 00:19:04,851
‫رفتم شرکت.‬

306
00:19:04,852 --> 00:19:07,270
‫رضایت‌نامه رو امضا کردم،
ساعت رو بستم،‬

307
00:19:07,271 --> 00:19:10,190
‫و داشتم آموزش می‌دیدم چطوری
ازش استفاده کنم که یهو یه کارمند اومد تو‬

308
00:19:10,858 --> 00:19:12,651
‫و گفت یه اشتباهی شده.‬

309
00:19:13,694 --> 00:19:15,529
‫گفت من واجد شرایط نیستم‬

310
00:19:16,196 --> 00:19:17,573
‫و ظرفیت بخش هنرمندها پر شده.‬

311
00:19:18,323 --> 00:19:19,490
‫منم گفتم: «منظورت چیه؟»‬

312
00:19:19,491 --> 00:19:21,450
‫«مدیر تیم توسعه، برادر کوچیکِ دوستمه،‬

313
00:19:21,451 --> 00:19:23,286
‫و چون گفت بهم نیاز داره اومدم.»‬

314
00:19:23,287 --> 00:19:26,205
‫ولی اون گفت اونا به یه مردِ بیکارِ
چهل و چند ساله نیاز دارن،‬

315
00:19:26,206 --> 00:19:29,418
‫و منتظر یه همچین کسی بودن.‬

316
00:19:33,589 --> 00:19:34,423
من

317
00:19:35,799 --> 00:19:38,719
‫توی قسمت شغل،
نوشته بودم «کارگردان سینما».‬

318
00:19:39,303 --> 00:19:41,054
[‫شغل: کارگردان سینما‬]

319
00:19:42,222 --> 00:19:46,518
‫همون موقع بود که قلبم گفت بوم بوم.‬

320
00:19:47,936 --> 00:19:51,106
‫اصلاً فکر نمی‌کردم کلمه‌ی «بیکار»
این‌طوری قلبم رو به تپش بندازه.‬

321
00:19:52,232 --> 00:19:55,527
‫تا حالا حس نکرده بودم
قلبم این‌طوری بزنه.‬

322
00:19:56,028 --> 00:19:57,361
‫هنوزم قلبم رو به تپش می‌ندازه.‬

323
00:19:57,362 --> 00:19:59,281
‫هر وقت کلمه‌ی «بیکار» رو می‌شنوم،‬

324
00:20:00,324 --> 00:20:01,783
‫قلبم این‌طوری می‌زنه.‬

325
00:20:02,659 --> 00:20:03,743
‫ای وای.‬

326
00:20:03,744 --> 00:20:07,914
‫ضربان قلبم اون‌قدر بالا رفت
که این وامونده شروع کرد به بوق زدن.‬

327
00:20:07,915 --> 00:20:10,625
‫همه‌ی کارمندها دویدن اومدن تو،‬

328
00:20:10,626 --> 00:20:13,252
‫و حتی یکی‌شون نبضم رو گرفت.‬

329
00:20:13,253 --> 00:20:15,589
‫بعد به ساعت نگاه کردم.‬

330
00:20:17,925 --> 00:20:19,176
‫می‌دونی چی نوشته بود؟‬

331
00:20:21,553 --> 00:20:22,888
‫«تحقیرِ شدید.»‬

332
00:20:23,764 --> 00:20:26,433
[‫تحقیرِ شدید‬]

333
00:20:27,434 --> 00:20:28,560
...خیلی

334
00:20:30,062 --> 00:20:31,396
‫ تحقیر شدم.‬

335
00:20:38,445 --> 00:20:40,905
‫تو باعث شدی بدجوری
تحقیر بشم، کثافت.‬

336
00:20:40,906 --> 00:20:43,491
‫فکر کردی نمی‌فهمم که بهم گفتی‬

337
00:20:43,492 --> 00:20:45,451
‫یه مردِ بیکارِ چهل و چند ساله؟‬

338
00:20:45,452 --> 00:20:46,286
‫متأسفم.‬

339
00:20:47,120 --> 00:20:48,496
‫واقعاً گند زدم.‬

340
00:20:48,497 --> 00:20:50,998
‫تا حالا چند بار عذرخواهی کردی؟‬

341
00:20:50,999 --> 00:20:53,668
‫این دستگاه وحشتناکه،‬

342
00:20:53,669 --> 00:20:55,586
‫ولی به‌خاطر اون ۴۰۰ هزار وون
دستم می‌کنم.‬

343
00:20:55,587 --> 00:20:57,672
‫یه روزی اینو دستِ تو هم می‌بندم.‬

344
00:20:57,673 --> 00:20:59,674
‫این از دروغ‌سنج هم ترسناک‌تره.‬

345
00:20:59,675 --> 00:21:03,136
‫دقیقاً دست می‌ذاره روی احساساتی
که خودم هم ازشون خبر نداشتم.‬

346
00:21:03,929 --> 00:21:05,680
بدجوری دقیقه

347
00:21:05,681 --> 00:21:09,059
‫اگه این بیاد توی بازار،
باید با رابطه‌هاتون خداحافظی کنین.‬

348
00:21:09,977 --> 00:21:11,978
‫فکر کن تو و زنت اینو دستتون کنین.‬

349
00:21:11,979 --> 00:21:14,647
‫شماها چون نمی‌دونین طرف مقابل واقعاً
چه حسی داره، دارین با هم سر می‌کنین.‬

350
00:21:14,648 --> 00:21:17,650
‫ولی فکر کن هر لحظه ازش باخبر باشی.‬

351
00:21:17,651 --> 00:21:18,694
‫«نارضایتی.»‬

352
00:21:19,528 --> 00:21:20,778
‫«خشم.»‬

353
00:21:20,779 --> 00:21:21,988
‫«میل به قتل.»‬

354
00:21:21,989 --> 00:21:25,409
‫انگار از نظر عاطفی لخت شدی
و همه چی‌ت رو ریختی رو دایره.‬

355
00:21:26,618 --> 00:21:30,288
‫اون‌وقت به کلمه‌ای برمی‌خوری
که مثل من قلبت رو به تپش می‌ندازه.‬

356
00:21:30,289 --> 00:21:31,623
‫هر کسی یه کلمه‌ای داره‬

357
00:21:32,124 --> 00:21:33,542
‫که قلبش رو به تپش بندازه.‬

358
00:21:35,585 --> 00:21:36,711
می‌دونین

359
00:21:36,712 --> 00:21:37,754
زناء!

360
00:21:39,798 --> 00:21:43,426
‫اوه، الان قلبِ یکی داره تند می‌زنه.‬

361
00:21:43,427 --> 00:21:44,593
‫خیانت!‬

362
00:21:44,594 --> 00:21:45,594
‫دیگه کافیه.‬

363
00:21:45,595 --> 00:21:46,929
‫- بیماری جنسی!‬
‫- هی!‬

364
00:21:46,930 --> 00:21:49,308
وای، مخم ترکید.

365
00:21:51,268 --> 00:21:54,186
‫چطوری یه داستانو طوری تعریف می‌کنی‬
‫که انگار بار اولته؟‬

366
00:21:54,187 --> 00:21:56,772
‫من دقیقاً همین داستانو‬
‫حداقل پنج شش بار شنیدم.‬

367
00:21:56,773 --> 00:22:01,277
‫همون روزی که اون ساعتو گرفتی‬
‫تا خودِ صبح توی گروه پیام می‌دادی.‬

368
00:22:01,278 --> 00:22:03,070
‫چند بار دیگه باید بشنویمش؟‬

369
00:22:03,071 --> 00:22:04,947
‫واقعاً برام سواله.‬

370
00:22:04,948 --> 00:22:07,701
‫یادت می‌ره که تعریفش کردی؟‬

371
00:22:08,535 --> 00:22:09,870
یا می‌دونی و برات مهم نیست؟

372
00:22:10,704 --> 00:22:11,663
کیف میده

373
00:22:16,626 --> 00:22:17,961
‫کیف میده!‬

374
00:22:20,005 --> 00:22:21,965
‫تعریف کردنِ دوباره‌ی یه
داستانِ خوب کیف میده.‬

375
00:22:22,966 --> 00:22:24,676
‫بار سوم و چهارم هم حال میده!‬

376
00:22:28,013 --> 00:22:29,556
‫خودت هیچ‌وقت یه داستانو تکرار نمی‌کنی؟‬

377
00:22:45,155 --> 00:22:47,449
‫من قراره این داستانو تا ابد تعریف کنم.‬

378
00:22:50,535 --> 00:22:51,703
خیلی حال میده

379
00:22:52,287 --> 00:22:53,205
‫از فیلم هم بهتره.‬

380
00:22:59,878 --> 00:23:00,961
من‌،

381
00:23:00,962 --> 00:23:03,714
‫اگه یه فیلم باحال باشه،‬
‫بارها و بارها می‌بینمش.‬

382
00:23:03,715 --> 00:23:07,135
‫صد مرتبه بهتر از‬
‫دیدنِ یه فیلمِ جدیدِ کسل‌کننده‌ست!‬

383
00:23:21,942 --> 00:23:22,859
‫دونگ‌مان.‬

384
00:23:23,777 --> 00:23:26,655
‫ما اینجاییم تا به کارگردان پارک‬
‫بابت اکرانِ فیلمش تبریک بگیم.‬

385
00:23:34,079 --> 00:23:35,038
‫تبریک!‬

386
00:23:43,380 --> 00:23:45,841
‫بیخیال، هیونگ.‬
‫صاحب‌مجلس که نباید اول از همه بره.‬

387
00:23:46,508 --> 00:23:48,510
‫نمی‌خوام قبل از اکران‬
‫دردسر درست کنم.‬

388
00:23:54,724 --> 00:23:56,393
‫بعد از اکران می‌بینمتون.‬

389
00:23:59,437 --> 00:24:01,815
‫خیلی وقت بود ندیده بودمش،‬
‫ولی هنوز همونه.‬

390
00:24:02,440 --> 00:24:04,109
‫فقط برای تو خیلی وقت گذشته.‬

391
00:24:05,193 --> 00:24:07,279
‫ما همیشه می‌بینیمش.‬

392
00:24:07,946 --> 00:24:09,072
‫این روزا چیکار می‌کنه؟‬

393
00:24:09,656 --> 00:24:10,615
چیزی درمیاره؟

394
00:24:11,199 --> 00:24:12,993
‫توی یه آموزشگاه به بچه‌ها درس می‌ده،‬

395
00:24:13,952 --> 00:24:16,288
‫ولی شنیدم ماهی‬
‫یه میلیون وون هم درنمی‌آره.‬

396
00:24:17,956 --> 00:24:19,124
‫حداقل چیزی می‌نویسه؟‬

397
00:24:19,749 --> 00:24:20,749
خبر ندارم

398
00:24:20,750 --> 00:24:22,502
‫هنوز داره روی اون فیلمنامه کار می‌کنه؟‬

399
00:24:23,628 --> 00:24:25,255
*آب و هوا ساز*

400
00:24:28,508 --> 00:24:30,886
‫نباید یکی بهش بگه؟‬

401
00:24:34,472 --> 00:24:35,765
‫که دیگه بیخیال بشه.‬

402
00:24:36,808 --> 00:24:39,602
‫بیخیال، چطوری می‌تونیم
اینو بهش بگیم؟‬

403
00:24:39,603 --> 00:24:41,271
‫خودت بهش بگو.‬

404
00:24:41,813 --> 00:24:44,106
‫اگه تو بگی،
اون‌قدرها بهش برنمی‌خوره.‬

405
00:24:44,107 --> 00:24:46,776
درسته‌.
اگه خودت بگی زیاد سختش نمی‌شه‌.

406
00:24:50,155 --> 00:24:51,822
‫ولی برام سخته که بهش بگم.‬

407
00:24:51,823 --> 00:24:55,201
جان مادرتون! تروخدااااا

408
00:24:55,202 --> 00:24:57,870
‫به زبانِ مادریِ خودتون هنر خلق کنین!‬

409
00:24:57,871 --> 00:24:58,913
‫خودتون دیدین!‬

410
00:24:58,914 --> 00:25:01,123
‫وقتی یه بازیگرِ خارجی کره‌ای حرف می‌زنه،‬
‫حس‌وحالِ کارو خراب می‌کنه.‬

411
00:25:01,124 --> 00:25:02,124
‫اینم همونه.‬

412
00:25:02,125 --> 00:25:04,836
‫اونا هم وقتی ما به زبونشون حرف می‌زنیم،‬
‫حالشون گرفته می‌شه.‬

413
00:25:05,420 --> 00:25:07,005
‫زبانِ مادریِ شما‬

414
00:25:07,631 --> 00:25:09,131
‫عمق و روح داره.‬

415
00:25:09,132 --> 00:25:13,469
‫بازیگرا باید روحشون رو توی بازیشون بذارن،‬
‫پس چرا مجبورشون می‌کنین‬

416
00:25:13,470 --> 00:25:14,929
‫به یه زبانِ خارجی حرف بزنن؟‬

417
00:25:14,930 --> 00:25:17,514
‫با این حال هنوزم می‌خوای‬
‫با تونی لیانگ کار کنی؟‬

418
00:25:17,515 --> 00:25:18,600
تونی لیانگ

419
00:25:19,643 --> 00:25:20,894
‫اگه بخواد می‌تونه فضایی هم حرف بزنه.‬

420
00:25:26,733 --> 00:25:28,692
هر کاری ازش برمیاد!

421
00:25:28,693 --> 00:25:31,445
‫- من دیگه می‌رم.‬
‫- راست می‌گی، اون هر کاری می‌تونه بکنه.‬

422
00:25:31,446 --> 00:25:33,364
‫مگی چانگ چی؟‬

423
00:25:33,365 --> 00:25:36,367
اونم همین‌طوره

424
00:25:36,368 --> 00:25:38,327
‫- لسلی چانگ چی؟‬
‫- گفتم نه!‬

425
00:25:38,328 --> 00:25:41,665
‫- بروس لی چی؟‬
‫- عمراً.‬

426
00:25:44,167 --> 00:25:46,253
‫من چیزی جز احترام‬

427
00:25:47,712 --> 00:25:48,755
واسه جون‌هوان ندارم

428
00:25:49,714 --> 00:25:51,091
‫من تنها کسی نیستم که‬
‫باهاش مشکل داره، نه؟‬

429
00:25:52,550 --> 00:25:54,386
‫دقیقاً همین‌طوره!‬

430
00:26:01,977 --> 00:26:04,771
‫ببخشید بابت همه‌ی دردسرا،‬
‫کارگردان لی جون‌هوان.‬

431
00:26:06,273 --> 00:26:07,357
‫فقط صبر کن.‬

432
00:26:08,400 --> 00:26:11,027
‫روزایی که باهام مثل یه مزاحم رفتار می‌شد‬
‫دیگه رو به پایانه.‬

433
00:26:17,367 --> 00:26:18,326
‫خواهی دید.‬

434
00:26:19,411 --> 00:26:20,537
‫چیه؟‬

435
00:26:21,288 --> 00:26:22,497
‫بعداً.‬

436
00:26:23,540 --> 00:26:24,791
بعداً، بعداً

437
00:26:27,335 --> 00:26:29,044
‫می‌ری اکرانِ افتتاحیه، نه؟‬

438
00:26:29,045 --> 00:26:30,088
‫همین چهارشنبه‌ست.‬

439
00:26:31,381 --> 00:26:32,424
‫فقط اگه تو بیای.‬

440
00:26:33,216 --> 00:26:34,384
تو نری، نمیرم

441
00:26:36,636 --> 00:26:38,221
‫می‌دونی که بینِ من و بقیه‬
‫اوضاع معذبه.‬

442
00:26:50,692 --> 00:26:51,526
‫گرفتمش!‬

443
00:26:55,905 --> 00:26:57,282
‫چطوری گرفتمش؟‬

444
00:26:57,866 --> 00:26:59,576
خیلی عجیبی

445
00:27:05,373 --> 00:27:06,708
‫چرا می‌خواستی اینو بخونم؟‬

446
00:27:08,293 --> 00:27:09,502
‫از چیش خوشت اومد؟‬

447
00:27:10,337 --> 00:27:12,464
‫جلوتر یه صحنه‌ی گریه‌آور هست.‬

448
00:27:13,548 --> 00:27:14,841
خب کجاست دقیقاً؟

449
00:27:15,759 --> 00:27:17,384
‫من که هیچ‌جا ندیدمش.‬

450
00:27:17,385 --> 00:27:18,636
همش حرص‌درار بود.

451
00:27:19,429 --> 00:27:21,430
‫اگه صحنه‌ی نیمه‌ی دوم رو بیاریم جلوتر...‬

452
00:27:21,431 --> 00:27:23,599
‫همون‌جایی که قهرمان داستان‬
‫دیگه خودشو جمع‌وجور می‌کنه...‬

453
00:27:23,600 --> 00:27:25,268
‫این پیش‌نویس دوازدهمه.‬

454
00:27:28,646 --> 00:27:31,733
‫اگه بعد از ۱۲ بار بازنویسی نتیجه‌اش اینه،‬
‫دیگه هیچ امیدی نیست.‬

455
00:27:33,151 --> 00:27:34,110
‫بندازش دور.‬

456
00:27:36,446 --> 00:27:38,447
‫بهشون بگو داریم
قراردادشون رو فسخ می‌کنیم.‬

457
00:27:38,448 --> 00:27:40,032
‫و بهشون بگو...‬

458
00:27:40,033 --> 00:27:44,912
‫این فیلمنامه یه مثال بارزه‬
‫که چرا آدمایی مثل اونا نباید بنویسن.‬

459
00:27:44,913 --> 00:27:46,831
‫اصلاً، همینو پس بده بهشون.‬

460
00:27:47,540 --> 00:27:49,208
‫بگو بزننش به دیوار...‬

461
00:27:49,209 --> 00:27:52,086
‫و هر وقت دوباره جرئت کردن چیزی بنویسن،‬
‫بهش نگاه کنن،‬

462
00:27:52,087 --> 00:27:54,464
‫به جای اینکه وقتِ آدمای گرفتار رو بگیرن‬
‫و اعصابشون رو خورد کنن!‬

463
00:27:55,965 --> 00:27:57,384
رفت رو مخم

464
00:28:04,307 --> 00:28:06,392
‫هوانگ دونگ‌مان داره دیوونه‌ام می‌کنه.‬

465
00:28:06,393 --> 00:28:09,187
‫برام مهم نیست تو چه حال‌وهوای
احساسی‌ای هستی.‬

466
00:28:10,605 --> 00:28:12,439
‫اون ساعتِ احساساتِ لعنتی.‬

467
00:28:12,440 --> 00:28:15,234
‫کل روز توی گروه آمار می‌ده.‬

468
00:28:15,235 --> 00:28:19,029
‫یه لحظه چشم از گوشی برمی‌دارم،‬
‫می‌بینم ۳۰-۴۰ تا پیام فرستاده.‬

469
00:28:19,030 --> 00:28:20,906
‫انگار واسه کسی مهمه.‬

470
00:28:20,907 --> 00:28:23,201
‫دقیقاً چون واسه کسی مهم نیست‬
‫داره این کارو می‌کنه.‬

471
00:28:23,910 --> 00:28:25,328
‫مثل یه مرده‌ی متحرکه.‬

472
00:28:26,204 --> 00:28:28,705
‫مثل همون حرفیه که بچه‌ی‬
‫فیلم «حس ششم» می‌گفت.‬

473
00:28:28,706 --> 00:28:31,792
‫«اونا نمی‌دونن که مُردن.»‬

474
00:28:31,793 --> 00:28:34,212
‫هوانگ دونگ‌مان هم نمی‌دونه‬
‫که مُرده.‬

475
00:28:35,296 --> 00:28:38,466
‫به نظرم الان دیگه مقصر شمایین.‬

476
00:28:39,926 --> 00:28:40,927
‫بذار یه چیزی ازتون بپرسم.‬

477
00:28:41,428 --> 00:28:42,720
‫فکر می‌کنی هوانگ دونگ‌مان...‬

478
00:28:43,221 --> 00:28:44,431
اصلاً شانسی داره دبیو کنه؟

479
00:28:48,727 --> 00:28:51,646
‫بعد یعنی ‫خودش با پای خودش
از صنعت سینما می‌ره بیرون؟‬

480
00:28:53,982 --> 00:28:55,024
‫نمی‌ره.‬

481
00:28:56,025 --> 00:29:00,739
‫همین‌طوری این دوروبر پلک می‌زنه‬
‫و تظاهر می‌کنه که عضوی از این صنعته.‬

482
00:29:01,406 --> 00:29:06,285
‫رو این حساب می‌کنه که بقیه باادب‌تر از اینن‬
‫که تو روش بگن،‬

483
00:29:06,286 --> 00:29:09,289
‫و همین‌طوری به نقش بازی کردن ادامه می‌ده‬
‫که انگار آدمِ مهمیه.‬

484
00:29:11,708 --> 00:29:15,420
‫من به عنوان طرفدارِ قطعِ رابطه،‬
‫بارها اینو گفتم.‬

485
00:29:16,796 --> 00:29:20,215
‫پس چرا هیچ‌کدومتون نمی‌تونین با کسی که‬
‫از همه بیشتر حقشه، قطع رابطه کنین؟‬

486
00:29:20,216 --> 00:29:22,343
‫حالا جهنم که هم‌دانشگاهی بودین.

487
00:29:23,470 --> 00:29:25,430
‫میلیون‌ها بار اینو گفتم.‬

488
00:29:26,264 --> 00:29:29,892
‫چی می‌شه اگه ملت ۹۸ درصدِ
رابطه‌هاشون رو قطع کنن؟

489
00:29:29,893 --> 00:29:31,560
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد.‬

490
00:29:31,561 --> 00:29:34,438
‫حتی اگه دوروبرت آدمای لایقی باشن هم‬
‫زندگی به اندازه‌ی کافی سخت هست.‬

491
00:29:34,439 --> 00:29:35,814
!کات کنین

492
00:29:35,815 --> 00:29:36,857
!کات

493
00:29:36,858 --> 00:29:39,276
‫امسال باید با خیلی‌ها کات کنم.‬

494
00:29:39,277 --> 00:29:42,906
‫باید بهم ثابت کنن‬
‫چرا باید نگهشون دارم.‬

495
00:29:43,406 --> 00:29:45,824
‫اگه نکنن،
خواهیم دید چه خواهد شد.

496
00:29:45,825 --> 00:29:46,826
‫بندازش دور.‬

497
00:29:58,505 --> 00:30:00,715
خیلی بدجنسی بود، نه؟

498
00:30:02,759 --> 00:30:04,718
‫چطور تونست
بهش بگه مرده‌ی متحرک؟‬

499
00:30:04,719 --> 00:30:07,347
‫تهیه‌کننده چوی هیو‌جین
در کل آدمِ عوضی‌ایه،‬

500
00:30:08,223 --> 00:30:10,015
‫ولی بعضی وقتا تشبیه‌هاش فوق‌العاده‌ست.‬

501
00:30:10,016 --> 00:30:13,977
‫یه بار رفتم مهمونیِ بعد از اکران‬
‫و سرِ میز اونا نشستم.‬

502
00:30:13,978 --> 00:30:16,231
‫تا هوانگ دونگ‌مان شروع کرد به حرف زدن،‬
‫تموم شد.‬

503
00:30:16,815 --> 00:30:18,566
‫هیچ‌کس اصلاً جوابش رو نمی‌داد.‬

504
00:30:19,317 --> 00:30:21,194
‫حتی تو این سن‌وسال هم‬
‫آدم حسابش نمی‌کردن.‬

505
00:30:21,820 --> 00:30:23,696
‫خیلی بهم سخت گذشت چون‬
‫تنها کسی بودم که جوابش رو می‌دادم.‬

506
00:30:30,078 --> 00:30:31,371
‫بفرمایید، اینم غذاتون.‬

507
00:30:32,288 --> 00:30:33,122
‫دوکبوکی اومد.‬

508
00:30:35,708 --> 00:30:36,626
‫ممنون.‬

509
00:30:38,503 --> 00:30:39,546
‫اول چی بخورم؟‬

510
00:31:00,567 --> 00:31:03,944
‫درو باز کن دیگه.‬

511
00:31:03,945 --> 00:31:08,991
‫درو باز کن.‬

512
00:31:08,992 --> 00:31:10,909
‫درِ لعنتی رو باز کن!‬

513
00:31:10,910 --> 00:31:13,788
‫گفتم درِ لعنتی رو باز کن دیگه!‬

514
00:31:55,121 --> 00:31:56,330
‫ترسوندیم.‬

515
00:31:56,331 --> 00:31:58,081
‫چرا این‌قدر بی‌صدا اومدی تو آخه؟‬

516
00:31:58,082 --> 00:32:00,376
‫واسه اومدن به خونه‌ی خودم هم‬
‫باید بهت آمار بدم؟‬

517
00:32:01,920 --> 00:32:03,338
‫چرا پولِ شارژ عقب افتاده؟‬

518
00:32:09,010 --> 00:32:10,595
‫گفتی خودت می‌دی.‬

519
00:32:13,389 --> 00:32:14,306
‫می‌دم.‬

520
00:32:14,307 --> 00:32:15,807
‫پس چرا عقب افتاده؟‬

521
00:32:15,808 --> 00:32:16,893
‫گفتم که می‌دم!‬

522
00:32:21,397 --> 00:32:23,566
فقط نشستی خونه فیلم می‌بینی

523
00:32:36,245 --> 00:32:38,081
[‫دفترچه‌ی تمرین فیلمنامه‌نویسی‬]

524
00:32:56,808 --> 00:32:58,601
اول غذا بخور بعد الکل

525
00:32:59,894 --> 00:33:02,689
‫با بچه‌های سرِ پروژه حرف زدم،‬
‫از هفته‌ی دیگه بیا پیش خودم.

526
00:33:03,773 --> 00:33:04,941
زود ‫جوشکاری یاد می‌گیری.‬

527
00:33:05,817 --> 00:33:08,819
‫اول کارو یاد بگیر‬
‫و سرِ فرصت مدرکت رو هم بگیر.‬

528
00:33:08,820 --> 00:33:11,029
لازم نکرده
گفتم نمیام

529
00:33:11,030 --> 00:33:13,281
‫تا کی می‌خوای تو خونه لش کنی؟‬

530
00:33:13,282 --> 00:33:15,326
‫لش نکردم.‬

531
00:33:16,119 --> 00:33:17,744
‫دارم ایده‌پردازی می‌کنم!‬

532
00:33:17,745 --> 00:33:19,372
‫فکر کردی نوشتن به همین راحتیاست؟‬

533
00:33:20,415 --> 00:33:21,540
‫همه مثل من کار می‌کنن!‬

534
00:33:21,541 --> 00:33:23,667
‫هر پنج یا ده سال یه فیلم می‌سازن!‬

535
00:33:23,668 --> 00:33:25,168
‫هر پنج یا ده سال یکی؟‬

536
00:33:25,169 --> 00:33:26,963
‫اون که کار نیست! تفریحه!‬

537
00:33:27,588 --> 00:33:32,217
‫کارِ واقعی یعنی صبح بیدار شی، دست‌وروت رو بشوری،‬
‫بزنی بیرون، دندون رو جگر بذاری،‬

538
00:33:32,218 --> 00:33:34,094
‫- و جون بکنی!‬
‫- منم دارم همین کارو می‌کنم!‬

539
00:33:34,095 --> 00:33:34,929
‫هر روز!‬

540
00:33:35,847 --> 00:33:36,763
!تا لب مرگ

541
00:33:36,764 --> 00:33:38,766
‫اگه بخوام هر روز با جون‌کندن تلاش کنم،‬
‫واقعاً می‌میرم!‬

542
00:33:50,194 --> 00:33:52,071
به آخراش رسیدم

543
00:33:52,989 --> 00:33:54,240
‫چیزی نمونده!‬

544
00:34:00,455 --> 00:34:01,748
‫چرا مجبورم کردی بگم؟‬

545
00:34:02,331 --> 00:34:03,374
‫بدشگونه!‬

546
00:34:04,000 --> 00:34:05,668
‫تا الان دهنمو بسته بودم!‬

547
00:34:17,388 --> 00:34:18,431
به سلامت

548
00:34:33,946 --> 00:34:35,822
‫باورم نمی‌شه اینو گفتی!‬

549
00:34:35,823 --> 00:34:37,157
‫- خداحافظ استاد!‬
‫- خداحافظ!‬

550
00:34:37,158 --> 00:34:38,743
‫خداحافظ بچه‌ها. هی، میونگ‌هون.‬

551
00:34:43,414 --> 00:34:44,290
فایتینگ

552
00:34:45,249 --> 00:34:46,167
فایتینگ

553
00:35:33,047 --> 00:35:34,715
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

554
00:35:43,015 --> 00:35:43,850
می‌رین خونه؟

555
00:35:44,642 --> 00:35:45,476
‫بله.‬

556
00:35:49,438 --> 00:35:50,398
‫زود تعطیل شدین.‬

557
00:35:51,566 --> 00:35:52,400
‫بله.‬

558
00:35:57,000 --> 00:36:04,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

559
00:36:08,082 --> 00:36:10,668
‫شبیه جای سوختگی سیگاره،‬
‫ولی در واقع جای گلوله‌ست.‬

560
00:36:13,212 --> 00:36:14,589
تیر نخوردم بابا

561
00:36:16,799 --> 00:36:19,677
‫یه سرباز روسی توی جنگ جهانی دوم‬
‫این لباس رو می‌پوشیده.‬

562
00:36:20,678 --> 00:36:22,430
‫اگه اینجا تیر می‌خورد می‌مرد، نه؟‬

563
00:36:25,558 --> 00:36:28,268
‫وقتی رفتم جشنواره‌ی فیلم برلین،‬
‫این رو از یه سمساری خریدم،‬

564
00:36:28,269 --> 00:36:30,396
‫ولی انقدر سنگینه که‬
‫بعدِ ده دقیقه از پا درمی‌آم.‬

565
00:36:33,024 --> 00:36:34,024
ولی بازم

566
00:36:34,025 --> 00:36:36,986
‫وقتی لباس کسی رو می‌پوشم که‬
‫وسط تاریخ جهان ایستاده بوده،‬

567
00:36:37,778 --> 00:36:39,113
‫حس می‌کنم‬

568
00:36:39,739 --> 00:36:42,366
‫خودم هم می‌تونم درست
وسط تاریخ‬ ‫قدم بذارم.‬

569
00:36:45,703 --> 00:36:49,790
‫ولی... پوشیدنِ لباس کسی که تیر خورده‬
‫و کشته شده، غم‌انگیز نیست؟‬

570
00:36:53,961 --> 00:36:56,296
‫خب، حتی اگه غم‌انگیز باشه،‬

571
00:36:56,297 --> 00:36:57,840
‫باز هم وسط ماجراست.‬

572
00:37:07,433 --> 00:37:08,935
انگار حالتون خوبه

573
00:37:10,019 --> 00:37:11,604
‫دارم از سرِ سخنرانی برمی‌گردم خونه.‬

574
00:37:12,230 --> 00:37:13,689
‫بعدش همیشه پر از انرژی‌ام.‬

575
00:37:14,649 --> 00:37:16,608
‫حتماً تدریس براتون لذت‌بخشه.‬

576
00:37:16,609 --> 00:37:18,819
‫نه.
فقط حرف زدن بهم انرژی می‌ده.‬

577
00:37:21,405 --> 00:37:24,491
‫وقتی صدام توی بدنم می‌پیچه،‬
‫حواسم سر جاش میاد.

578
00:37:24,492 --> 00:37:26,410
‫انگار لرزشِ صدای خودم‬

579
00:37:26,994 --> 00:37:28,871
انگار منو بیدار می‌کنه

580
00:37:30,498 --> 00:37:33,125
‫وقتی یه ساعت بدون اینکه کسی
حرفمو قطع کنه‬ ‫صحبت می‌کنم،‬

581
00:37:33,626 --> 00:37:36,462
‫حس می‌کنم کاملاً شارژ شدم.‬

582
00:37:48,182 --> 00:37:49,767
‫اگه کسی رو نداشته باشم باهاش حرف بزنم،‬

583
00:37:50,351 --> 00:37:52,311
‫می‌رم پشت‌بوم و اسممو داد می‌زنم.‬

584
00:37:57,984 --> 00:37:59,694
‫ دونگ‌مان!‬

585
00:38:02,405 --> 00:38:03,990
‫هوانگ دونگ‌مان!‬

586
00:38:06,742 --> 00:38:08,452
‫دونگ‌مان!‬

587
00:38:10,371 --> 00:38:12,248
‫هوانگ دونگ‌مان!‬

588
00:38:14,709 --> 00:38:16,585
‫هر چیزی که صدام بهش برسه مالِ منه.‬

589
00:38:18,546 --> 00:38:19,672
‫اون درخت مالِ منه.‬

590
00:38:20,172 --> 00:38:21,340
‫اون تخته‌سنگ مالِ منه.‬

591
00:38:22,508 --> 00:38:23,843
‫بحثِ ابرازِ خودمه.‬

592
00:38:26,429 --> 00:38:27,888
‫وقتی صدام به چیزی می‌رسه...‬

593
00:38:30,850 --> 00:38:33,728
‫دیگه حس نمی‌کنم‬
‫کاملاً بهم بی‌ربطه.‬

594
00:38:36,439 --> 00:38:38,566
‫یه همچین حسی داره.‬

595
00:38:41,319 --> 00:38:42,403
‫آره، همینه.‬

596
00:38:46,741 --> 00:38:47,575
‫شنیدم.‬

597
00:38:51,120 --> 00:38:52,872
شنیدم اسمتون رو داد می‌زدین.

598
00:39:07,053 --> 00:39:08,136
‫مالِ منه.‬

599
00:39:08,137 --> 00:39:10,013
‫وای، ببخشید.‬

600
00:39:10,014 --> 00:39:11,765
‫معذرت می‌خوام.
شوخی بود. واقعاً.‬

601
00:39:11,766 --> 00:39:12,641
چیزه

602
00:39:13,476 --> 00:39:14,560
‫واقعاً متأسفم.‬

603
00:39:16,771 --> 00:39:18,022
‫ببخشید.‬

604
00:39:20,149 --> 00:39:22,276
‫می‌شه فیلم‌نامه‌تون رو
بهم نشون بدین؟‬

605
00:39:25,780 --> 00:39:26,739
‫کنجکاوم.‬

606
00:40:17,540 --> 00:40:20,459
(کیمپاپ فروشی)

607
00:40:23,170 --> 00:40:24,129
‫بله؟‬

608
00:40:24,130 --> 00:40:25,046
‫دوتا رول لطفاً!‬

609
00:40:25,047 --> 00:40:26,298
چشم

610
00:40:29,760 --> 00:40:30,594
‫بفرمایید.‬

611
00:40:31,554 --> 00:40:33,221
‫- ممنون.‬
‫- شب خوش.‬

612
00:40:33,222 --> 00:40:34,139
‫خداحافظ.‬

613
00:40:34,140 --> 00:40:35,849
‫من اومدم.‬

614
00:40:35,850 --> 00:40:37,268
‫تازه اومدی؟‬

615
00:40:53,701 --> 00:40:54,994
‫همه‌اش رو خورد؟‬

616
00:40:55,870 --> 00:40:56,953
‫آره.‬

617
00:40:56,954 --> 00:40:59,206
‫به جه‌یونگ بگو بیاد اینجا
یه وعده غذا بخوره.‬

618
00:40:59,874 --> 00:41:00,957
‫سرش شلوغه؟‬

619
00:41:00,958 --> 00:41:02,460
‫این روزا اصلاً نمی‌آد اینجا.‬

620
00:41:03,169 --> 00:41:04,086
‫سرش شلوغه.‬

621
00:41:59,975 --> 00:42:02,353
‫از کجا می‌شه فهمید‬
‫دنیا تموم شده یا نه؟‬

622
00:42:03,771 --> 00:42:05,523
‫همه‌اش به هوا بستگی داره.‬

623
00:42:06,649 --> 00:42:08,567
‫تا وقتی که توی آسمون ابر هست،‬

624
00:42:09,401 --> 00:42:10,444
‫توی هوا باد می‌وزه،‬

625
00:42:11,153 --> 00:42:12,821
‫و برگ‌ها با نسیم تکون می‌خورن...‬

626
00:42:14,156 --> 00:42:15,658
‫تا وقتی که «آب‌وهوا» وجود داره،‬

627
00:42:17,243 --> 00:42:18,953
‫دنیا تموم نشده.‬

628
00:42:29,296 --> 00:42:31,298
هیونگ

629
00:42:32,007 --> 00:42:33,050
ها؟

630
00:42:37,513 --> 00:42:39,306
فیلم *آب‌وهوا ساز* اینجوریه که...

631
00:42:39,890 --> 00:42:41,849
اینجوریه که

632
00:42:41,850 --> 00:42:44,060
‫تو دورانی که دیگه خبری از آب‌وهوا نیست...‬

633
00:42:44,061 --> 00:42:45,728
‫تو دورانی که دیگه خبری از آب‌وهوا نیست،‬

634
00:42:45,729 --> 00:42:47,690
‫اون از یه دستگاهِ هواساز استفاده می‌کنه...‬

635
00:42:49,400 --> 00:42:51,944
‫تا دوباره آب‌وهوا رو به دنیا برگردونه.‬

636
00:42:52,444 --> 00:42:53,529
‫به دنیا.‬

637
00:42:57,157 --> 00:42:59,952
‫این فیلم‌نامه‬
‫خیلی به شخصیتِ اصلی متکیه.‬

638
00:43:00,911 --> 00:43:03,496
آب و هوا ساز
اینجوریه که

639
00:43:03,497 --> 00:43:05,290
‫داستانِ مردیه که...‬

640
00:43:05,291 --> 00:43:06,874
داستانش اینجوریه

641
00:43:06,875 --> 00:43:10,754
‫داستانِ مردیه که می‌جنگه‬
‫تا آب‌وهوا رو به دنیا برگردونه.‬

642
00:43:22,891 --> 00:43:24,476
‫{\an۸}هوانگ دونگ‌مان‬
‫آب‌وهوا ساز

643
00:43:28,564 --> 00:43:31,066
[‫انجمنِ فیلمِ کره ۲۰۲۵‬
‫بودجه‌یِ تولیدِ فیلم‌هایِ کره‌ایِ میان‌رده‬]

644
00:43:42,494 --> 00:43:43,953
‫آقایِ هوانگ دونگ‌مان.‬

645
00:43:43,954 --> 00:43:44,788
بله

646
00:44:05,559 --> 00:44:09,688
‫[انتقامِ خواهر
‫کارگردان پارک گیونگ‌سه‬]

647
00:44:22,034 --> 00:44:25,579
[شروع انتقام خونین برای نجات خواهر]

648
00:44:28,290 --> 00:44:30,667
‫- این فیلم معرکه بود.‬
‫- خوشت اومد؟‬

649
00:44:30,668 --> 00:44:32,085
‫- فوق‌العاده بود.‬
‫- فوق‌العاده، آره؟‬

650
00:44:32,086 --> 00:44:34,838
‫شرط می‌بندم ده میلیون فروش رو شاخشه.‬

651
00:44:38,717 --> 00:44:40,218
‫- لذت بردی؟‬
‫- واقعاً لذت بردم.‬

652
00:44:40,219 --> 00:44:41,678
‫جدی؟ پس بیا افترپارتی.‬

653
00:44:41,679 --> 00:44:43,930
‫- تو افترپارتی می‌بینمت.‬
‫- باشه.‬

654
00:44:43,931 --> 00:44:45,640
‫ما فقط یه کمکِ کوچیک کردیم.‬

655
00:44:45,641 --> 00:44:47,642
‫اومدی!
تهیه‌کننده اوه، باید یه کاری...‬

656
00:44:47,643 --> 00:44:49,435
‫من طرفدارِ پروپاقرصتونم، میران.‬

657
00:44:49,436 --> 00:44:52,605
‫امیدوارم یه روز بتونیم‬
‫تویِ یه پروژه‌یِ خوب با هم کار کنیم.‬

658
00:44:52,606 --> 00:44:56,235
‫با آرزویِ موفقیت برایِ <i>«انتقامِ خواهر»</i>‬
‫و کارگردان پارک گیونگ‌سه!‬

659
00:44:56,819 --> 00:44:58,069
عالی!

660
00:44:58,070 --> 00:44:59,987
‫هیونگ، اگه فیلم خوب بفروشه‬
‫مهمونِ توایم.‬

661
00:44:59,988 --> 00:45:02,116
‫ولی نه تو «پاتوق»
اون‌جا نمی‌آم.‬

662
00:45:05,702 --> 00:45:08,287
بزنیم به سلامتی!

663
00:45:08,288 --> 00:45:10,331
- سلامتی
- سلامتی

664
00:45:10,332 --> 00:45:12,918
ایشالا ده میلیون فروش!

665
00:45:13,961 --> 00:45:15,045
‫می‌دونستم این‌طوری می‌شه.‬

666
00:45:18,257 --> 00:45:20,175
‫تمامِ اون دو ساعت‬
‫فشارم چسبیده بود به سقف.‬

667
00:45:21,176 --> 00:45:23,678
‫حتی یه سکانس یا پلانِ خوب هم نداشت.‬

668
00:45:23,679 --> 00:45:26,264
‫هزار بار از این پلان‌ها دیده بودم.‬

669
00:45:26,265 --> 00:45:28,099
‫دیدنِ دوباره‌شون جالب بود،
پارک گیونگ‌سه.‬

670
00:45:28,100 --> 00:45:30,518
مثل همیشه
همشو سرهم‌بندی کردی.

671
00:45:30,519 --> 00:45:32,229
‫هی، صداتو بیار پایین.‬

672
00:45:33,063 --> 00:45:35,690
‫اگه صدامو بیارم پایین،‬
‫انگار دارم حرفِ بدی می‌زنم.‬

673
00:45:35,691 --> 00:45:37,400
‫اصلاً هم عذابِ وجدان ندارم.‬

674
00:45:37,401 --> 00:45:39,986
‫جانگ میران می‌زنه پسِ کله‌یِ زیردستش‬
‫و ازش می‌پرسه:‬

675
00:45:39,987 --> 00:45:42,405
‫«هی، غذا خوردی؟»‬

676
00:45:42,406 --> 00:45:45,700
‫چرا بازیگرایِ زن وقتی نقشِ کارآگاه بازی می‌کنن‬
‫این‌قدر عجیب می‌شن؟‬

677
00:45:45,701 --> 00:45:47,285
‫خیلی لاتی راه می‌رن.‬

678
00:45:47,286 --> 00:45:48,662
‫تو کلاس‌هایِ بازیگری اینو یادشون می‌دن؟‬

679
00:45:50,205 --> 00:45:51,414
‫یه بار یه سکانسِ تلفنی دیدم‬

680
00:45:51,415 --> 00:45:53,583
‫که یه بازیگر نقشِ رئیسِ‬
‫واحدِ ضدتروریسمِ سئول رو داشت.‬

681
00:45:53,584 --> 00:45:55,334
‫نوک‌زبونی حرف می‌زد.‬

682
00:45:55,335 --> 00:45:57,420
‫«من رئیثِ واحدِ ضدتروریتمِ ثئول هثتم...»‬

683
00:45:57,421 --> 00:45:59,797
‫پشمام ریخت.‬
‫آخه چطوری می‌خواد دستور بده؟‬

684
00:45:59,798 --> 00:46:01,799
‫اگه بمب رو یه جایِ اشتباه بندازن چی؟‬

685
00:46:01,800 --> 00:46:03,593
‫«ثئول. بندازینش تو ثئول.»‬

686
00:46:03,594 --> 00:46:05,011
‫«گفتم تو ثئول.»‬

687
00:46:05,012 --> 00:46:06,054
‫«بندازینش تو ثئول.»‬

688
00:46:07,222 --> 00:46:11,184
‫اون که نه آدمِ بی‌رحمیه نه خشن،‬
‫پس چرا سعی می‌کنه داستان‌هایِ دارک بنویسه؟‬

689
00:46:11,185 --> 00:46:14,228
‫باید همون فیلم‌هایِ لوسِ خودش رو بسازه،‬
‫دقیقاً مثلِ خودش.‬

690
00:46:14,229 --> 00:46:15,563
دارک، پیشکش

691
00:46:15,564 --> 00:46:17,690
‫سعی کرده بود باکلاس درش بیاره،‬

692
00:46:17,691 --> 00:46:19,859
‫ولی اون‌قدر خزوخیل بود
که نزدیک بود از خنده غش کنم.‬

693
00:46:19,860 --> 00:46:22,987
‫تمامِ مدتِ فیلم،
ساعتِ احساس‌سنجم قرمز بود.‬

694
00:46:22,988 --> 00:46:26,240
‫یادتونه چی بهتون گفتم؟‬
‫سبز یعنی خوب، قرمز یعنی بد.‬

695
00:46:26,241 --> 00:46:30,912
‫ساعتم مدام می‌لرزید و چراغِ قرمزش روشن می‌شد،‬
‫نگاهش که کردم دیدم نوشته:‬

696
00:46:30,913 --> 00:46:34,917
‫«کسل‌کننده، کسل‌کننده، رو مخ،‬
‫رو مخ، رو مخ، رو مخ، رو مخ.»‬

697
00:46:35,834 --> 00:46:37,628
‫واسه دو ساعتِ تمام.‬

698
00:46:39,171 --> 00:46:40,214
‫به نظرِ من که جالب بود.‬

699
00:46:45,260 --> 00:46:46,845
‫فکر کردی جالب بود؟‬

700
00:46:47,513 --> 00:46:48,971
‫جالب بود دیگه.‬

701
00:46:48,972 --> 00:46:51,599
‫جنایتِ بزرگی که مرتکب نشده.‬

702
00:46:51,600 --> 00:46:54,895
‫چرا فقط چون از فیلم خوشت نیومده‬
‫این‌قدر عصبانی می‌شی؟‬

703
00:46:55,562 --> 00:46:57,773
‫سونگ‌ته، تو عصبانی نمی‌شی‬

704
00:46:58,398 --> 00:47:00,983
‫وقتی می‌ری رستوران‬
‫و غذاش بدمزه‌ست؟‬

705
00:47:00,984 --> 00:47:02,527
‫اینم دقیقاً همونه.‬

706
00:47:02,528 --> 00:47:05,029
‫تماشایِ یه فیلمِ کسل‌کننده دقیقاً مثلِ‬

707
00:47:05,030 --> 00:47:07,449
‫رفتن به یه رستورانِ داغونه‬
‫وقتی که داری از گشنگی می‌میری!‬

708
00:47:08,492 --> 00:47:09,825
‫اصلاً چرا فیلم می‌بینیم؟‬

709
00:47:09,826 --> 00:47:12,955
‫مثلِ این می‌مونه که پول بدی واسه یه‬
‫ماساژِ حال‌خوب‌کنِ دو ساعته.‬

710
00:47:13,705 --> 00:47:15,373
‫که حالمون خوب بشه، سونگ‌ته!‬

711
00:47:15,374 --> 00:47:16,625
‫پسر، خیلی رو مخی.‬

712
00:47:19,878 --> 00:47:21,880
‫مگه اون کمدی نمی‌نویسه؟‬

713
00:47:23,924 --> 00:47:25,424
‫لعنتی.‬

714
00:47:25,425 --> 00:47:28,302
‫نباید راه بیفته و تویِ هر مراسمی‬
‫حالِ بقیه رو بگیره.‬

715
00:47:28,303 --> 00:47:30,513
‫همه‌شون واسه این فیلم‬
‫جون کندن!‬

716
00:47:30,514 --> 00:47:32,557
‫چون خودش تا حالا این کارو نکرده.‬

717
00:47:32,558 --> 00:47:33,475
‫بیا بریم.‬

718
00:47:38,063 --> 00:47:39,106
‫اصلاً نمی‌فهمم.‬

719
00:47:39,773 --> 00:47:41,400
‫- هی!‬
‫- هی.‬

720
00:48:02,796 --> 00:48:03,964
[‫انتقامِ خواهر‬]

721
00:48:10,345 --> 00:48:13,056
‫انگار خیلی با بازیِ من مشکل داری.‬

722
00:48:14,641 --> 00:48:16,476
‫خودتون تا حالا چه کارایی
کردین، آقایِ کارگردان؟‬

723
00:48:19,354 --> 00:48:20,480
‫خب، من...‬

724
00:48:28,113 --> 00:48:29,781
‫مستقیم می‌ری خونه، دیگه؟‬

725
00:48:39,082 --> 00:48:40,542
‫اون آدمِ بی‌سر و پایِ لعنتی.‬

726
00:48:46,965 --> 00:48:49,217
‫شنیدم ما جه‌یونگ‬
‫بودجه‌یِ تولیدِ فیلم رو گرفته.‬

727
00:48:50,636 --> 00:48:51,511
‫واقعاً؟‬

728
00:48:53,472 --> 00:48:55,140
‫خوش به حالش.‬

729
00:48:55,932 --> 00:48:57,933
‫شنیدم مبلغِ بودجه‌اش خیلی زیاده.‬

730
00:48:57,934 --> 00:48:58,769
‫سه میلیارد وون.‬

731
00:48:59,394 --> 00:49:00,394
‫خیلی زیاده.‬

732
00:49:00,395 --> 00:49:02,648
‫بالاخره کارِ اونم‬
‫رویِ غلتک افتاد.‬

733
00:49:03,398 --> 00:49:05,232
‫می‌دونستم جه‌‌یونگ می‌گیرتش.‬

734
00:49:05,233 --> 00:49:07,276
‫ یه جذبه‌یِ خاصی داره.‬

735
00:49:07,277 --> 00:49:08,861
‫شاید حرفم تند به نظر بیاد،‬

736
00:49:08,862 --> 00:49:12,449
‫ولی اگه کسی جذاب نباشه،‬
‫نوشته‌اش هم جذاب نمی‌شه.‬

737
00:49:23,210 --> 00:49:25,504
‫تو جذاب‌ترین آدمی هستی که‬

738
00:49:26,129 --> 00:49:28,215
‫تا حالا دیدم.‬

739
00:49:29,216 --> 00:49:30,842
‫پس چرا نوشته‌هات اینطوریه؟‬

740
00:49:31,551 --> 00:49:33,260
‫این همه زن دورت هست،‬

741
00:49:33,261 --> 00:49:35,138
‫و جذاب‌ترین مردِ رویِ زمینی.‬

742
00:49:36,807 --> 00:49:38,392
‫پس چرا نوشته‌هات اینطوریه؟‬

743
00:49:59,705 --> 00:50:00,831
‫بریم واسه دورِ دوم.‬

744
00:50:35,115 --> 00:50:36,700
‫- این نیم‌وجبیِ...‬
‫- ولش کن.‬

745
00:50:38,452 --> 00:50:41,620
‫اون صحنه رو که قبل‌تر دیدم،‬

746
00:50:41,621 --> 00:50:43,414
‫یهو یه چیزی به ذهنم رسید.‬

747
00:50:43,415 --> 00:50:48,335
‫می‌تونیم یه پیش‌درآمد بسازیم که تو‬
‫خواهرِ بزرگه‌ باشی و...‬

748
00:50:48,336 --> 00:50:49,296
چته؟

749
00:52:29,354 --> 00:52:33,315
‫اگه نتونم با موفقیت خودم رو ثابت کنم،‬
‫با فروپاشی ثابت می‌کنم!‬

750
00:52:33,316 --> 00:52:35,985
‫اگه نتونم با موفقیت خودم رو ثابت کنم،‬

751
00:52:35,986 --> 00:52:38,153
‫با فروپاشی ثابت می‌کنم!‬

752
00:52:38,154 --> 00:52:40,031
‫اگه نتونم با موفقیت خودم رو ثابت کنم...‬

753
00:52:48,874 --> 00:52:52,586
[‫سرعتِ فعلیِ شما‬
‫۲۲ کیلومتر بر ساعت‬]

754
00:53:38,882 --> 00:53:42,968
‫«رفتم ماساژ که حالم خوب شه،‬
‫ولی بدتر گند زد به اعصابم.»‬

755
00:53:42,969 --> 00:53:44,303
‫مرتیکه‌یِ عوضی.‬

756
00:53:44,304 --> 00:53:46,055
‫شاید کارِ دونگ‌ مان نباشه.‬

757
00:53:46,056 --> 00:53:48,349
‫نگاه کن. فقط یه نگاه بنداز.‬

758
00:53:48,350 --> 00:53:50,225
‫اسمِ کاربریش «موزیک»ـه،‬
‫که یعنی «بیکار».‬

759
00:53:50,226 --> 00:53:52,020
‫این مرتیکه رویِ این کلمه قفلی زده.‬

760
00:53:53,438 --> 00:53:55,481
‫از بینِ این همه جا، باید تویِ یه سایتِ اصلی‬
‫پست می‌ذاشت.‬

761
00:53:55,482 --> 00:53:57,567
‫زمانش رو هم ببین.‬
‫دقیقاً بعدِ اکرانِ اول بوده.‬

762
00:54:02,614 --> 00:54:04,406
‫تمامِ مدتِ فیلم داشت‬
‫می‌لمبوند.‬

763
00:54:04,407 --> 00:54:07,619
‫تا حالا دیدی کسی از اهالیِ سینما‬
‫تویِ اکرانِ اول پاپ‌کورن بخوره؟‬

764
00:54:08,954 --> 00:54:12,666
‫تویِ صحنه‌هایِ مهم مدام‬
‫صدایِ خوردنش می‌اومد.‬

765
00:54:17,879 --> 00:54:18,880
‫چراغ داره عوض می‌شه.‬

766
00:54:22,050 --> 00:54:23,259
‫چراغ!‬

767
00:54:28,306 --> 00:54:29,432
وای

768
00:54:30,934 --> 00:54:32,810
‫- این چه کاریه؟‬
‫- یا خدا.‬

769
00:54:32,811 --> 00:54:34,145
‫ترسیدم.‬

770
00:54:35,814 --> 00:54:36,856
‫ببخشید.‬

771
00:54:37,482 --> 00:54:38,316
‫معذرت می‌خوام.‬

772
00:54:47,909 --> 00:54:49,828
نکن

773
00:54:50,412 --> 00:54:51,954
‫انگشتت رو سمتِ من نگیر!‬

774
00:54:51,955 --> 00:54:53,999
بزنم بشکنمش؟

775
00:54:55,458 --> 00:54:56,459
‫معذرت می‌خوام.‬

776
00:54:58,461 --> 00:54:59,462
‫سوار شو.‬

777
00:55:00,964 --> 00:55:03,299
‫این الف‌بچه رو نگاه کن.‬

778
00:55:05,510 --> 00:55:07,302
.ایش

779
00:55:07,303 --> 00:55:08,263
!آهای

780
00:55:09,431 --> 00:55:10,390
‫هی!‬

781
00:55:16,730 --> 00:55:17,647
‫عزیزم!‬

782
00:55:18,231 --> 00:55:19,441
‫عزیزم!‬

783
00:55:20,233 --> 00:55:21,900
‫- خوبی؟‬
‫- حالت خوبه؟‬

784
00:55:21,901 --> 00:55:23,777
‫- حتماً خیلی درد داره.‬
‫- ای وای.‬

785
00:55:23,778 --> 00:55:25,154
‫خیلی بد خورد زمین.‬

786
00:55:25,155 --> 00:55:27,072
‫- نباید کاری کنیم؟‬
‫- حالش خوبه؟‬

787
00:55:27,073 --> 00:55:29,617
‫- چطوره؟‬
‫- باید بره بیمارستان.‬

788
00:55:30,243 --> 00:55:32,579
‫خوبه. چیزیش نیست.‬

789
00:55:33,538 --> 00:55:35,706
‫بلند شو. عزیزم، بلند شو.‬

790
00:55:35,707 --> 00:55:37,583
‫پارک گیونگ‌سه، بلند شو.‬

791
00:55:37,584 --> 00:55:38,418
‫گفتم بلند شو.‬

792
00:55:43,131 --> 00:55:45,340
‫بهشون می‌گم بدونِ تو مراسمِ
خوش‌آمدگویی رو‬ ‫اجرا کنن.‬

793
00:55:45,341 --> 00:55:47,927
‫نگرانِ اون نباش و‬
‫فقط به فکرِ خودت باش.‬

794
00:55:49,679 --> 00:55:50,513
.اوکی

795
00:55:58,563 --> 00:56:00,648
‫بذار ببینم...‬

796
00:56:01,900 --> 00:56:04,110
[‫نزول‌خور‬]

797
00:56:45,985 --> 00:56:47,070
‫لعنتی!‬

798
00:57:03,753 --> 00:57:06,047
‫از کجا می‌شه فهمید‬
‫دنیا تموم شده یا نه؟‬

799
00:57:07,173 --> 00:57:08,842
‫همه‌اش برمی‌گرده به هوا.‬

800
00:57:10,385 --> 00:57:12,804
‫وقتی افسردگی مثلِ یه وزنه‌یِ آهنیِ سنگین‬
‫بهم فشار می‌آورد،‬

801
00:57:13,429 --> 00:57:15,014
‫و حتی نمی‌تونستم بشینم،‬

802
00:57:16,432 --> 00:57:17,851
‫تنها چیزی که می‌خواستم...‬

803
00:57:19,102 --> 00:57:20,186
‫هوا بود.‬

804
00:57:22,480 --> 00:57:23,773
‫کاش فقط هوا عوض می‌شد...‬

805
00:57:25,817 --> 00:57:28,945
‫کاش یه دستگاهی بود که‬
‫می‌شد باهاش هر جور هوایی رو ساخت...‬

806
00:57:30,321 --> 00:57:31,239
‫با خودم فکر می‌کنم‬

807
00:57:31,990 --> 00:57:33,825
‫الان چه جور هوایی می‌ساختم.‬

808
00:58:53,363 --> 00:58:57,282
*آب و هوا ساز*

809
00:58:57,283 --> 00:58:58,701
[نوشته‌ی هوانگ دونگ‌مان]

810
00:59:40,201 --> 00:59:41,285
‫الو؟‬

811
00:59:41,286 --> 00:59:42,869
‫من دیگه دارم می‌رم.‬

812
00:59:42,870 --> 00:59:44,122
‫سلام.‬

813
00:59:45,707 --> 00:59:46,749
‫واقعاً خوبه.‬

814
00:59:48,334 --> 00:59:49,168
‫هی.‬

815
00:59:49,961 --> 00:59:50,795
‫بیا تو.‬

816
00:59:54,090 --> 00:59:56,509
‫شنیدم از یکی از کارمندام خواستی‬
‫فیلمنامه‌ت رو نگاه کنه.‬

817
00:59:57,051 --> 00:59:57,885
بله

818
01:00:04,183 --> 01:00:05,143
‫اینجا خیلی قشنگه.‬

819
01:00:05,727 --> 01:00:06,811
‫- بفرما بشین.‬
‫- باشه.‬

820
01:00:10,231 --> 01:00:11,065
تبر، بیا اینجا.

821
01:00:14,277 --> 01:00:15,236
‫بیا دیگه.‬

822
01:00:36,007 --> 01:00:38,843
‫شایعه شده که من برای فیلم‌هایی
که می‌سازیم‬ ‫تصمیم نمی‌گیرم،‬

823
01:00:40,053 --> 01:00:41,929
‫بلکه ایشون تصمیم می‌گیره.‬

824
01:00:44,641 --> 01:00:47,434
ولی من تهیه کننده‌ام
چوی دونگ‌هیون

825
01:00:47,435 --> 01:00:48,269
بله

826
01:00:48,978 --> 01:00:51,688
‫نمی‌تونم همه‌ی فیلمنامه‌هایی که‬
‫سرازیر می‌شن رو بخونم،‬

827
01:00:51,689 --> 01:00:53,815
‫واسه همین ایشون اول
بررسیشون می‌کنه‬

828
01:00:53,816 --> 01:00:57,403
‫و فقط اونایی که باید بخونم رو‬
‫می‌ذاره روی میزم.‬

829
01:00:58,279 --> 01:01:01,574
‫حالا ببینیم‬
‫لازمه مال تو رو بخونم یا نه.‬

830
01:01:03,534 --> 01:01:04,827
‫ببینیم اول ایشون
چی می‌گه.‬

831
01:01:05,787 --> 01:01:08,581
‫قدیما معروف بودی که فیلمنامه‌ها رو‬
‫مثل تبر سلاخی می‌کنی،‬

832
01:01:09,123 --> 01:01:11,000
‫ولی این روزا دیگه اون‌قدر تیز نیستی.‬

833
01:01:14,087 --> 01:01:15,380
‫هنوز اون برندگی رو داری؟‬

834
01:01:18,424 --> 01:01:19,467
‫تیکه‌تیکه‌ش کن.‬

835
01:01:23,221 --> 01:01:24,055
‫شروع کن.‬

836
01:01:24,722 --> 01:01:25,640
‫فقط خودمونیم.‬

837
01:01:30,311 --> 01:01:31,437
نمی‌کنی؟

838
01:01:35,817 --> 01:01:38,194
[آب‌وهوا ساز
نوشته‌ی هوانگ دونگ‌مان]

839
01:01:41,781 --> 01:01:43,574
‫«داستانی درباره‌ی مردی که با
هوش مصنوعی می‌جنگه‬

840
01:01:44,075 --> 01:01:46,452
‫تا توی دنیای آینده که دیگه
خبری از آب‌وهوا نیست،‬

841
01:01:47,370 --> 01:01:49,706
‫دوباره آب‌وهوا رو برگردونه.»‬

842
01:01:50,331 --> 01:01:51,290
‫این چیزیه که‬

843
01:01:52,542 --> 01:01:54,168
‫توی خلاصه‌ی یک‌خطیِ داستانت اومده.‬

844
01:01:56,295 --> 01:01:57,755
‫اما اون واقعاً نمی‌جنگه.‬

845
01:02:00,800 --> 01:02:02,634
‫ضدقهرمان باید قوی باشه،‬

846
01:02:02,635 --> 01:02:04,678
‫و قهرمان هم باید‬
‫به همون اندازه قوی باشه،‬

847
01:02:04,679 --> 01:02:06,096
‫و این دوتا باید با هم سرشاخ بشن.‬

848
01:02:06,097 --> 01:02:08,099
‫ولی هم ضدقهرمان و هم قهرمان‬
‫خیلی دودل و مردد به نظر می‌رسن.‬

849
01:02:09,809 --> 01:02:11,060
‫از همه مهم‌تر،‬

850
01:02:11,644 --> 01:02:13,396
‫قهرمان داستان هیچ قدرتی نداره.‬

851
01:02:14,897 --> 01:02:17,233
‫مردم تشنه‌ی قدرت‌ان.‬

852
01:02:17,775 --> 01:02:19,402
‫تک‌تکِ آدم‌ها.‬

853
01:02:20,695 --> 01:02:22,864
‫واسه همینه که اونا قهرمانی می‌خوان‬
‫که بتونه از هر موقعیتی جون سالم به در ببره،‬

854
01:02:23,656 --> 01:02:25,658
‫هیچ‌وقت خسته نشه،‬

855
01:02:26,576 --> 01:02:28,828
‫با اعتمادبه‌نفس با چالش‌ها روبرو بشه،‬

856
01:02:29,454 --> 01:02:32,498
‫و طوری پیروز بشه که‬
‫انگار طبیعی‌ترین اتفاق ممکنه.‬

857
01:02:37,545 --> 01:02:40,715
‫بیننده‌‌ها می‌خوان اون لحظه‌ی حماسی و‬
‫انفجاری رو تجربه کنن.‬

858
01:02:43,009 --> 01:02:44,177
...اما قهرمان این فیلم‌نامه

859
01:02:45,928 --> 01:02:47,054
‫اصلاً این‌طوری نیست.‬

860
01:02:49,265 --> 01:02:52,059
‫باید کسی رو خلق می‌کردین
که قدرت داشته باشه.‬

861
01:02:54,145 --> 01:02:55,605
ولی چرا نکردین؟

862
01:02:58,858 --> 01:03:00,318
‫چون خودِ نویسنده...‬

863
01:03:07,867 --> 01:03:09,118
‫این قدرت رو توی وجودش نداره.‬

864
01:03:10,244 --> 01:03:11,662
‫<i>مگه من چیکار کردم؟ </i>‬

865
01:03:12,705 --> 01:03:15,041
‫<i>خسته شدم از بس سر هر چیز کوچیکی‬
‫ناراحت شدی و بهت بر خورد.</i>‬

866
01:03:16,042 --> 01:03:17,167
‫<i>من کِی</i>‬

867
01:03:17,168 --> 01:03:19,045
‫<i>فکر می‌کنی داری مخفیش می‌کنی،‬
‫ولی تابلوعه.</i>‬

868
01:03:19,629 --> 01:03:22,173
‫<i>حس گناه بهم میدی‬
‫انگار کار وحشتناکی کرده باشم.</i>‬

869
01:03:22,757 --> 01:03:25,551
‫<i>آخرش منم اذیت می‌شم‬
‫چون تو همیشه داری اذیت می‌شی.</i>‬

870
01:03:27,762 --> 01:03:28,846
‫<i>چرا فیلم می‌سازیم؟ </i>‬

871
01:03:30,056 --> 01:03:34,017
‫<i>چون می‌خوایم آدم‌هایی رو ببینیم‬
‫که قدرت دارن.</i>‬

872
01:03:34,018 --> 01:03:35,644
‫<i>فکر می‌کنی چرا می‌خوایم اینو ببینیم؟ </i>‬

873
01:03:35,645 --> 01:03:37,313
‫<i>!چون خودمون قدرت نداریم</i>‬

874
01:03:47,990 --> 01:03:50,034
[‫سرعت فعلی شما‬
‫۲۰ کیلومتر بر ساعت‬]

875
01:03:53,204 --> 01:03:54,205
‫یه خالق‬

876
01:03:55,081 --> 01:03:56,999
‫نمی‌تونه چیزی رو خلق کنه
که خودش نداره.‬

877
01:04:24,861 --> 01:04:26,362
‫پس نیازی نیست بخونمش، درسته؟‬

878
01:05:05,151 --> 01:05:06,027
دونگ‌مان

879
01:05:07,403 --> 01:05:08,529
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.‬

880
01:05:10,072 --> 01:05:11,657
‫فکر می‌کنی چرا‬
‫کارت نمی‌گیره؟‬

881
01:05:12,783 --> 01:05:15,118
‫می‌خوام نظرت رو صادقانه بدونم،‬

882
01:05:15,119 --> 01:05:16,120
راستش رو بگو‌.

883
01:05:17,121 --> 01:05:19,582
‫۲۰ سال گذشته.‬
‫فکر می‌کنی چرا هنوز موفق نشدی؟‬

884
01:05:25,713 --> 01:05:26,672
‫ازت سوال پرسیدم.‬

885
01:05:30,176 --> 01:05:32,719
‫هیچ‌کس اینو بهت نمی‌گه.‬

886
01:05:32,720 --> 01:05:33,846
‫حتی یک نفر.‬

887
01:05:34,805 --> 01:05:35,640
‫پس،‬

888
01:05:36,599 --> 01:05:38,184
‫من پیش‌قدم می‌شم
و حرف دل همه رو می‌زنم.‬

889
01:06:00,164 --> 01:06:01,999
‫مرتیکه‌ی روانی! داری چیکار می‌کنی؟‬

890
01:06:13,094 --> 01:06:14,136
‫<i>وقتشه که بیخیال بشی</i>‬

891
01:06:15,638 --> 01:06:18,057
‫تا کی می‌خوای دنبال چیزی باشی‬
‫که به جایی نمی‌رسه؟‬

892
01:06:18,641 --> 01:06:21,393
‫اون ۲۰ سال رو خیلی بزرگش نکن.‬

893
01:06:21,394 --> 01:06:23,561
‫اگه دندون روی جگر می‌ذاشتی‬
‫و تمام توانت رو می‌ذاشتی،‬

894
01:06:23,562 --> 01:06:25,438
‫توی ۱۰ سال موفق می‌شدی.‬

895
01:06:25,439 --> 01:06:28,149
‫اما تو فقط گذاشتی ۲۰ سال از دست بره،‬

896
01:06:28,150 --> 01:06:30,820
‫و فقط هِی خوردی و ریدی.‬

897
01:06:38,786 --> 01:06:42,373
[‫گرسنه‬]

898
01:07:09,650 --> 01:07:12,945
[پاتوق]

899
01:07:15,448 --> 01:07:17,574
بالاخره که یکی باید بهش می‌گفت.

900
01:07:17,575 --> 01:07:19,660
‫اینطوری نبود که نخوایم بهش بگیم.‬

901
01:07:20,578 --> 01:07:21,620
‫فقط نمی‌تونستیم این کارو بکنیم.‬

902
01:07:23,039 --> 01:07:25,623
‫هر وقت یکی موفق می‌شه،
اون دیوونه می‌شه

903
01:07:25,624 --> 01:07:29,712
‫منظورم اینه که، طرف روزی
صد تا پیام توی گروه می‌ذاره

904
01:07:30,337 --> 01:07:33,423
‫ولی یه کلمه هم بهم تبریک نمی‌گه
که فیلمم میلیونی شده

905
01:07:33,424 --> 01:07:35,717
‫این کثافت اینقدر خودخواهه.‬

906
01:07:35,718 --> 01:07:38,011
‫دیدی دیشب با جون‌هوان
چطوری رفتار کرد.‬

907
01:07:38,012 --> 01:07:40,013
‫«چرا نوشته‌هات اینجوریه؟»‬

908
01:07:40,014 --> 01:07:41,307
‫آخه کدوم آدمی اینطوری حرف می‌زنه؟‬

909
01:07:42,475 --> 01:07:43,392
‫بیخیال.‬

910
01:07:44,143 --> 01:07:46,645
‫هوانگ دونگ‌مان فقط چیزی
رو شنید که حقش بود

911
01:07:49,315 --> 01:07:51,608
‫بعد از اینکه فیلمم اکران شد،
هر وقت منو می‌دید

912
01:07:51,609 --> 01:07:54,403
‫می‌گفت: «این فیلمِ خوبی نیست.»‬

913
01:07:55,237 --> 01:07:57,406
‫خب اگه اینطوریه چرا خودش
یکی نمی‌سازه؟‬

914
01:07:57,990 --> 01:08:01,409
‫خودش یه دونه فیلم هم نساخته،
اون وقت همیشه داره به تازه‌کارها درس می‌ده

915
01:08:01,410 --> 01:08:03,036
‫اصلاً بقیه چیزا رو ول کن.‬

916
01:08:03,037 --> 01:08:04,913
‫فقط می‌خوام دهنشو ببنده.‬

917
01:08:04,914 --> 01:08:07,207
‫یه ریز حرف می‌زنه،
اصلاً نمی‌ذاره کسی حرف بزنه

918
01:08:07,208 --> 01:08:09,459
‫حس می‌کنم با گوش دادن به
حرفاش دارم دیوونه می‌شم.‬

919
01:08:09,460 --> 01:08:12,170
‫نمی‌تونه یه لحظه ساکت بشه؟
مگه چقدر سخته؟‬

920
01:08:12,171 --> 01:08:13,671
‫چطوری می‌تونه ساکت بمونه؟‬

921
01:08:13,672 --> 01:08:14,799
‫اون وحشت‌زده‌ست.‬

922
01:08:35,111 --> 01:08:36,487
‫<i>اگه چیزی نگه</i>‬

923
01:08:37,363 --> 01:08:38,989
‫<i>حس می‌کنه اصلاً وجود نداره</i>‬

924
01:08:39,949 --> 01:08:41,158
‫<i>پس چطوری می‌تونه ساکت بمونه؟ </i>‬

925
01:09:28,998 --> 01:09:30,790
‫<i>به جای اینکه بچسبی به چیزی که درست‌بشو نیست</i>‬

926
01:09:30,791 --> 01:09:32,709
‫<i>و به موفقیت بقیه حسودی کنی </i>‬

927
01:09:32,710 --> 01:09:34,295
‫از این به بعد سعی کن سازنده‌تر‬

928
01:09:35,379 --> 01:09:36,839
‫و مفیدتر زندگی کنی.‬

929
01:09:42,553 --> 01:09:43,470
هوم؟

930
01:09:48,225 --> 01:09:50,311
‫ چرا زندگیِ من باید طبق میلِ شما باشه؟‬

931
01:09:57,484 --> 01:09:59,403
‫مرتیکه‌ی روانی! داری چیکار می‌کنی؟‬

932
01:10:10,289 --> 01:10:11,457
!براوو

933
01:10:15,252 --> 01:10:16,086
‫ببخشید.‬

934
01:10:17,000 --> 01:10:37,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

935
01:10:42,321 --> 01:10:43,655
‫کتک خوردی؟

936
01:10:43,656 --> 01:10:45,156
پس چرا گچ کردی؟

937
01:10:45,157 --> 01:10:47,284
!دونگ‌مان

938
01:10:48,285 --> 01:10:50,078
‫گفتم برو پرینتش بگیر!‬

939
01:10:50,079 --> 01:10:52,790
‫دلم براش می‌سوزه،
ولی خودش باید از پسش بربیاد.‬

940
01:10:53,457 --> 01:10:57,377
چطوری باید اون حسی که خون‌دماغ
شدیم رو توصیف کنیم؟

941
01:10:57,378 --> 01:10:58,294
ای پدر سوخته

942
01:10:58,295 --> 01:11:01,422
می‌دونی که
هر جا میره همه چیو خراب می‌کنه

943
01:11:01,423 --> 01:11:03,174
دیگه حق نداری بیای اینجا

944
01:11:03,175 --> 01:11:06,386
بزرگترا بهش میگن قطع رابطه

945
01:11:06,387 --> 01:11:08,930
قطع رابطه دست‌جمعی
اسمش قلدریه، مرتیکه

946
01:11:08,931 --> 01:11:11,975
چرا همه‌تون انقدر با
کارگردان هوانگ مشکل دارین؟

947
01:11:11,976 --> 01:11:13,978
آدما چطوری قدرت به دست میارن؟

948
01:11:15,813 --> 01:11:17,189
شاید اگه عاشق کسی بشی

949
01:11:17,773 --> 01:11:19,441
قلبت تند می‌زنه‌
