WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:46.421 --> 00:48.047
(‫خواهرِ انتقام‌جو‬)

00:50.508 --> 00:52.010
(‫سکانس ۳۸: جلوی خونه‌ی سوک‌گو - روز‬)

01:13.323 --> 01:14.783
ایش

01:47.106 --> 01:52.028
‫(طبقه‌ی اول: پاتوق‬
‫طبقه‌ی دوم: دفتر فیلم‌سازی کوپارک‬)

02:00.578 --> 02:02.955
چرا باز به این زودی
دست به قلم شدی؟‬

02:02.956 --> 02:04.499
‫فیلمت که چند روز دیگه اکران می‌شه.‬

02:09.254 --> 02:10.088
گوش کن

02:11.005 --> 02:13.675
‫یه چیزی هست به اسم‬
‫اداره‌ی ملی مدیریت استرس.‬

02:14.175 --> 02:15.176
‫ مأمور دولتن.‬

02:17.137 --> 02:19.931
‫وظیفه‌شون اینه که احمق‌هایی که‬
‫رو اعصاب مردم می‌رن رو حذف کنن.‬

02:20.890 --> 02:22.642
‫و منظورم از حذف، کشتنه.‬

02:23.434 --> 02:24.351
‫جالبه.‬

02:24.352 --> 02:27.813
‫ولی همین‌طوری الکی هم نمی‌کشن
یه سیستم پبچیده داره.

02:27.814 --> 02:29.190
‫این سیستم متوجه شده‬

02:30.316 --> 02:32.819
مردم بیشتر از استرسی که آدم‌های
احمق بهشون میدن، میمیرن

02:33.486 --> 02:37.906
تا از جنگ و بلاهای طبیعی

02:37.907 --> 02:40.325
‫تا دهنشون رو باز می‌کنن،‬
‫کل مملکت رو عصبی می‌کنن.‬

02:40.326 --> 02:42.579
‫قیافه‌شون، حرف زدنشون‬
‫و حتی خنده‌هاشون رو اعصاب همه‌ست.‬

02:43.288 --> 02:44.621
‫آره والا،
همچین آدم‌هایی پیدا می‌شن.‬

02:44.622 --> 02:47.916
‫به خاطر اونا، مردم از فشار خون بالا‬
‫یا سکته‌ی قلبی می‌میرن،‬

02:47.917 --> 02:50.795
‫و این‌طوری ضرر اقتصادی زیادی
‫به کشور می‌زنن.‬

02:51.379 --> 02:54.465
‫واسه همین، الان دیگه حذف این احمق‌ها‬
‫توی جامعه به یه روال عادی تبدیل شده.‬

02:55.049 --> 02:57.009
‫سیستم همه رو زیر نظر داره،‬

02:57.010 --> 03:00.555
‫و به محض اینکه کسی‬
‫از اون حد بگذره...‬

03:05.226 --> 03:06.185
صدای آژیر بلند می‌شه

03:07.937 --> 03:09.230
[‫اداره‌ی ملی مدیریت استرس‬]

03:10.189 --> 03:12.816
و اسم هدف ظاهر میشه

03:12.817 --> 03:14.235
[‫هوانگ دونگ‌مان‬]

03:15.236 --> 03:18.907
‫بعدش مأمورای اداره اعزام می‌شن‬
‫و باید اون طرف رو ظرف ۲۴ ساعت بکشن.

03:20.074 --> 03:21.367
‫هر جا که باشن،

03:22.201 --> 03:23.453
‫باید پیداشون کنن و...

03:26.831 --> 03:28.458
بهشون شلیک کنن!

03:45.350 --> 03:46.725
‫حتی یه بیانیه‌ی رسمی هم می‌دن.‬

03:46.726 --> 03:52.439
‫«ساعت یک بامداد، آقای هوانگ، ساکن سئول،‬
‫توسط اداره‌ی مدیریت استرس حذف شد.»‬

03:52.440 --> 03:53.942
‫هیچ اعتراض عمومی‌ای هم در کار نیست.‬

03:54.484 --> 03:57.861
‫چند تا سیاستمدار هم این‌طوری حذف شدن،‬
‫واسه همین همه حساب کار دستشونه.‬

03:57.862 --> 03:59.821
‫ چیزایی که رو اعصاب مردمه
رو تحلیل می‌کنن،‬

03:59.822 --> 04:02.909
‫مثل لحن حرف زدن یا
حالت‌های صورت.‬

04:03.534 --> 04:04.535
‫حتی بهشون آموزش می‌دن‬

04:05.119 --> 04:07.956
‫که چطوری حرف بزنن که به کسی برنخوره‬
‫و دوست‌داشتنی به نظر بیان.‬

04:08.539 --> 04:09.665
.جالبه

04:09.666 --> 04:11.417
‫هم اکشنه، هم کمدی،‬

04:12.418 --> 04:13.669
دوراهی هم می‌شه وارد کرد.

04:13.670 --> 04:15.671
‫هیچ دوراهی‌ای در کار نیست.
فقط می‌کشمشون.‬

04:15.672 --> 04:18.548
‫بی‌خیال، مثلا فیلمه‌ها...
به یه دوراهی نیاز داری.‬

04:18.549 --> 04:21.469
‫این‌قدر خودت رو درگیرِ‬
‫هوانگ دونگ‌مان نکن.‬

04:26.766 --> 04:29.518
‫اون‌قدر از دست هوانگ دونگ‌مان شاکی بودم‬
‫که خوابم نمی‌برد‬

04:29.519 --> 04:30.687
‫و تهش رسیدم به این.‬

04:33.856 --> 04:35.649
‫با اون عوضی باید چیکار کنم؟‬

04:35.650 --> 04:38.944
‫یه جورایی، هوانگ دونگ‌مان...
الهام‌بخشِ توئه.‬

04:38.945 --> 04:40.154
‫یه الهام‌بخشی که رو اعصابت می‌ره.‬

04:41.364 --> 04:43.073
‫وقتی آدم به سن ما می‌رسه،‬

04:43.074 --> 04:45.909
‫دیگه واقعاً از چیزی خوشمون
یا بدمون نمی‌آد،‬

04:45.910 --> 04:47.411
‫واسه همین چیزی واسه نوشتن نداریم.‬

04:47.412 --> 04:49.997
‫از نظر احساسی خالی شدیم.‬

04:49.998 --> 04:53.375
‫ولی این عوضی پیداش می‌شه،‬
‫همه چی رو به هم می‌ریزه، عصبی‌ت می‌کنه،‬

04:53.376 --> 04:55.586
‫و یهو می‌بینی داری یه
چیز جدید می‌نویسی.‬

04:56.337 --> 05:00.299
‫- شاید باید ازش تشکر...‬
‫- هی، آدم‌ها باید الهام‌بخش باشن،‬

05:00.300 --> 05:01.342
.نه رومخ

05:02.385 --> 05:03.845
‫این دفعه چی شده؟‬

05:06.681 --> 05:08.598
‫هر چی که هست،‬
‫مطمئنم غافلگیرم نمی‌کنه.‬

05:08.599 --> 05:09.726
‫نمی‌کنه.‬

05:16.232 --> 05:17.191
‫اگه بهت بگم...‬

05:19.777 --> 05:22.447
‫خودم عصبی می‌شم چون عین
‫یه بازنده‌ی بدبخت به نظر می‌آم،‬

05:23.364 --> 05:24.741
ولی بازم می‌گم بهت،

05:26.784 --> 05:29.328
‫همه‌مون رفتیم رستورانِ
خوراکِ کیمچیِ‬ ‫کارگردان چوی.

05:29.329 --> 05:30.580
‫- خوش اومدین.‬
‫- خوش اومدین.‬

05:31.080 --> 05:33.082
ولی گفت خوراک کیمچی دوست نداره.

05:34.917 --> 05:37.210
‫روز افتتاحیه پاشده اومده رستورانِ کیمچی،‬

05:37.211 --> 05:39.004
‫که فقط بگه از کیمچی خوشش نمی‌آد.‬

05:39.005 --> 05:40.714
‫گفت غذای تند دوست نداره.‬

05:40.715 --> 05:41.840
‫غذای تند دوست ندارم.‬

05:41.841 --> 05:44.092
‫حالا قبل از این هرچی جلوش می‌ذاشتن
تهشو در میاوردا...

05:44.093 --> 05:46.011
ولی اونجا یهو فاز گرفت
که نمی‌تونه غذای تند بخوره.

05:46.012 --> 05:48.346
مسخره بود.
چیزی که ما می‌خواستیم‌ رو نمی‌خواست‌.

05:48.347 --> 05:49.766
‫می‌تونیم بگیم تندش نکنن.‬

05:50.391 --> 05:53.101
‫- یه خوراک کیمچیِ کم‌تند، لطفاً.‬
‫- چشم.‬

05:53.102 --> 05:55.771
دلم نمی‌خواست هرچی
دوست داره بخوره.

05:55.772 --> 05:57.731
‫اینه که منو حرص می‌ده.‬

05:57.732 --> 05:59.942
‫سر و کله زدن با اون عوضی‬
‫منم عوضی کرده!‬

06:01.027 --> 06:04.030
‫بعدش با قیافه‌ی عصبی اونجا نشست و‬
‫داشت خودش رو خفه می‌کرد.

06:08.326 --> 06:09.534
‫یکم دیگه جوانه‌ی لوبیا لطفاً!‬

06:09.535 --> 06:10.578
‫جوانه‌های لوبیا که تند نیستن.‬

06:11.621 --> 06:15.500
‫واقعاً تو این سن و سال باید‬
‫سرِ غذا این‌قدر قضیه رو بزرگ کنیم؟

06:16.167 --> 06:18.252
‫دیگه داشت حالم ازش به هم می‌خورد.

06:19.921 --> 06:21.838
‫می‌گفت ده سال واسه
آماده کردنش وقت گذاشته.‬

06:21.839 --> 06:24.883
تو جای دومی که رفتیم،
هرچی دلش خواست سفارش داد.

06:24.884 --> 06:27.177
و یه بند حرف زد.

06:27.178 --> 06:28.012
من

06:28.846 --> 06:32.349
من عاشق اینم که مردم رو
با داستان هام بخندونم

06:32.350 --> 06:34.267
‫هر جا که می‌رم‬
‫همیشه داستان‌هایِ خنده‌دار آماده دارم.‬

06:34.268 --> 06:36.520
‫فکرِ خندوندنِ مردم‬
‫سرِ ذوقم می‌آره.‬

06:36.521 --> 06:38.064
‫اما هر وقت اون دور و بره،‬

06:38.815 --> 06:41.651
هر چی ذوق دارم، کور می‌شه.

06:43.111 --> 06:44.569
،وقتی اون هست

06:44.570 --> 06:47.281
انگار یه عذاب الهیه که باید
تحملش کنیم

06:48.074 --> 06:49.492
‫اصلاً درکش نمی‌کنم.‬

06:51.828 --> 06:52.744
‫هی.‬

06:52.745 --> 06:55.539
پارک سونبه گفت انگار نه انگار
فیلمم قراره اکران بشه.

06:55.540 --> 06:58.876
باید توضیح می‌دادم که
وجود اون عوضی حالم رو می‌گرفت؟

06:59.836 --> 07:01.002
خسته بودم
واسه همین گفتم

07:01.003 --> 07:01.879
‫فقط اینکه...‬

07:02.380 --> 07:04.173
حس میکنم این فیلم
خوب نفروشه

07:04.799 --> 07:06.383
احتمالأ شکست بخوره

07:06.384 --> 07:09.845
‫همون موقع بود که اون مرتیکه‌یِ فلان‌فلان‌شده،‬
‫که اون‌ورِ میز نشسته بود،‬

07:09.846 --> 07:12.305
‫یه جوری حرفمو شنید،‬

07:12.306 --> 07:14.433
و یهو نیشش باز شد

07:15.226 --> 07:16.227
هیونگ

07:16.727 --> 07:18.354
آخرش عین من می‌شی که

07:19.814 --> 07:21.566
‫چطور؟ چرا؟‬

07:22.150 --> 07:23.942
‫من پنجمین فیلمم داره اکران می‌شه.‬

07:23.943 --> 07:27.488
چطور ممکنه عین اون بشم
که حتی اولین فیلمشم نساخته؟

07:28.072 --> 07:29.824
‫این تیکه‌کلامِ همیشگیِ هوانگ دونگ‌مانه.‬

07:30.324 --> 07:32.242
‫«آخرش عین من می‌شی که.»‬

07:32.243 --> 07:35.245
‫خودشو می‌زنه به موش‌مردگی‬
‫ولی منظورش اینه که هیچ‌کس با اون فرقی نداره.‬

07:35.246 --> 07:36.538
فرق داریم! خیلیم داریم.

07:36.539 --> 07:38.498
‫وقتی اون مشغولِ بدگویی از بقیه بود،‬

07:38.499 --> 07:41.626
‫من کلی توهین رو تحمل کردم‬
‫و جون کندم تا به اینجا برسم!‬

07:41.627 --> 07:43.003
‫سخت کار کردم تا بتونم بگم،‬

07:43.004 --> 07:44.380
‫«بهت نشون می‌دم!»‬

07:45.131 --> 07:47.884
‫«ثابت می‌کنم که اصلاً شبیه تو نیستم!»‬

07:48.634 --> 07:50.844
‫فکر کرده کیه،‬

07:50.845 --> 07:53.388
‫که می‌خواد خودشو بچسبونه به من‬
‫و جوری رفتار کنه که انگار در حدِ منه؟‬

07:53.389 --> 07:56.558
‫معلومه که واقعاً فکر نمی‌کردم‬
‫فیلمم شکست می‌خوره، اما...‬

07:56.559 --> 07:58.269
آخرش عین من می‌شی که

08:00.438 --> 08:01.397
کیفش کوک بود

08:02.523 --> 08:03.940
خیلیم کوک

08:03.941 --> 08:05.275
میگما

08:05.276 --> 08:08.236
‫ دونگ‌مان باید یه تستِ آی‌کیو بده.‬

08:08.237 --> 08:11.865
‫اگه زندگی مدام بهت پس‌گردنی بزنه،‬
‫هوشت هم باهاش می‌آد پایین؟‬

08:11.866 --> 08:14.576
داره عقلشو از دست میده
کنترلش از دست خارج می‌شه‌.

08:14.577 --> 08:16.453
‫اون عوضی همیشه احمق بوده.‬

08:16.454 --> 08:19.873
‫واسه همینه که حتی نمی‌تونه‬
‫درست‌وحسابی آدمو عصبی کنه.‬

08:19.874 --> 08:24.003
‫تنها کاری که بلده اینه که رو اعصابت بره‬
‫و ول‌کنت هم نباشه.‬

08:24.504 --> 08:26.838
‫اگه واقعاً باهوش و بی‌رحم بود،‬

08:26.839 --> 08:30.592
‫حداقل یه دعوای درست‌وحسابی می‌کردیم‬
‫و رابطه‌مونو کلاً قطع می‌کردیم.‬

08:30.593 --> 08:31.593
‫اما با اون؟‬

08:31.594 --> 08:35.055
تا آخر عمرم قراره رو مخم باشه.

08:35.056 --> 08:38.808
‫بیست سال‬
‫همون رو اعصاب بودنِ لعنتیِ همیشگی.‬

08:38.809 --> 08:41.645
‫دولت نباید‬
‫فکری به حالِ آدمایی مثل اون بکنه؟‬

08:41.646 --> 08:43.105
‫باید این‌طوری بهش شلیک کنن.‬

09:04.168 --> 09:05.169
اوق

09:45.209 --> 09:49.004
‫ماهیِ مرکبِ باله‌بزرگ معمولاً گاز می‌گیره‬

09:49.005 --> 09:51.840
‫وقتی که طعمه درست بعد از پرتاب‬
‫شروع به غرق شدن می‌کنه.‬

09:51.841 --> 09:53.301
‫...وقتی گاز می‌گیرن، نخِ ماهی‌گیری‬

09:58.222 --> 10:00.349
‫در طولِ روز،‬
‫به نخِ ماهی‌گیری دست نزنید...‬

10:04.312 --> 10:06.856
‫صبر کلیدِ ماجراست.‬
‫آدمای عجول معمولاً...‬

10:11.235 --> 10:13.404
آهای، واحدِ ۳۰۸‬

10:23.456 --> 10:24.498
‫واحدِ ۳۰۸!‬

10:24.999 --> 10:27.584
‫بهتره تا امروز‬
‫شارژِ ساختمونو بدی!‬

10:27.585 --> 10:28.960
‫- وگرنه درو به زور باز می‌کنم‬
‫- کیفِ پولم.‬

10:28.961 --> 10:30.338
‫و همه‌ی وسایلتو می‌ریزم تو کوچه!‬

10:31.047 --> 10:32.340
فهمیدی کله‌خر؟

10:34.467 --> 10:35.550
[‫آکادمیِ نویسندگیِ چونگرام‬]

10:35.551 --> 10:37.803
‫چرا روز به روز داریم
دانش‌آموز از دست می‌دیم؟‬

10:39.263 --> 10:40.973
‫این پول حتی پولِ قبضِ گاز
رو هم نمی‌ده.‬

10:42.350 --> 10:43.476
‫خب پس یکم تبلیغ کن.‬

10:44.685 --> 10:48.605
از این بنرهایی که لیست طولانی
برنده‌ها رو دارن، می‌زنیم.

10:48.606 --> 10:51.233
وقتی برنده نداریم
چطوری بنر بزنیم؟

10:52.026 --> 10:55.153
‫اون دوستای کارگردانِ باکلاستو
بیار اینجا‬

10:55.154 --> 10:58.198
‫و بذار یه سخنرانیِ خاصی‬
‫ چیزی بکنن.‬

10:58.199 --> 11:00.409
فقط هی پزشونو نده.

11:03.245 --> 11:05.081
چطوری بیارمشون یه
همچین جایی؟

11:05.915 --> 11:06.791
‫«یه همچین جایی»؟‬

11:14.090 --> 11:15.299
پولدار که نیستی؟

11:16.842 --> 11:17.760
‫تا حالا یکی‌شونو از نزدیک دیدی؟‬

11:19.845 --> 11:21.262
‫پس چرا درموردشون نوشتی؟‬

11:21.263 --> 11:23.390
معلومه از تخیلاتت نوشتی‌

11:23.391 --> 11:26.184
تابلوئه الکیه
چون جزئیات نداره

11:26.185 --> 11:28.770
‫اما از همه مهم‌تر،‬
‫تماشای زندگیِ پولدارا اصلاً جذاب نیست.‬

11:28.771 --> 11:30.271
‫چرا باید به گل‌هایِ ظریف
و لوس نگاه کرد؟‬

11:30.272 --> 11:31.856
‫ساقه‌شو می‌شکنی، ولی باز نمی‌میره.‬

11:31.857 --> 11:33.983
‫با مشعل می‌سوزونیش،‬
‫ولی باز نمی‌میره.‬

11:33.984 --> 11:36.486
‫یه اراده‌یِ سرسخت برای زنده موندن.‬
‫اینه‌ که یه فیلمو می‌سازه.‬

11:36.487 --> 11:39.155
‫بچه‌پولدارا وقتی به مشکل می‌خورن‬
‫هول نمی‌شن.‬

11:39.156 --> 11:39.990
‫فقط یه زنگ می‌زنن.‬

11:41.826 --> 11:42.742
‫«بابایی».‬

11:42.743 --> 11:44.494
‫اونا بزرگ‌ترایی دارن‬
‫که گندکاریاشونو جمع کنن.‬

11:44.495 --> 11:46.955
‫اما بچه‌هایی که هیچ‌وقت‬
‫یه همچین حمایتی نداشتن،‬

11:46.956 --> 11:48.039
‫دلشون می‌ریزه.‬

11:48.040 --> 11:49.582
‫خودشون باید از پسش بربیان.‬

11:49.583 --> 11:51.084
‫فیلم واقعی یعنی همین.‬

11:51.085 --> 11:54.087
‫آدمایی که هر کاری می‌کنن‬
‫تا خودشون گلیمشونو از آب بکشن بیرون.‬

11:54.088 --> 11:55.589
‫کی می‌تونه به این شخصیت‌ها جون بده؟

12:00.803 --> 12:01.971
.خب

12:02.471 --> 12:07.100
‫فقر چیزیه که توی تک‌تکِ‬
‫سلول‌های بدنتون حک شده.‬

12:07.101 --> 12:08.685
‫چیزی نیست که بشه یادش گرفت.‬

12:08.686 --> 12:10.771
‫پشتکاری که از دلِ فقر میاد‬

12:11.397 --> 12:12.939
‫آدم رو خیلی تیزبین می‌کنه.‬

12:12.940 --> 12:16.067
‫ما تک‌تکِ کفش‌های‬
‫جلوی در رو برانداز می‌کنیم.‬

12:16.068 --> 12:17.944
‫غریزه‌ی بقا مجبورمون می‌کنه
حواسمون جمع باشه.‬

12:17.945 --> 12:21.406
‫برای اینکه کارمون راه بیفته،‬
‫حتی حال و حوصله‌ی بقیه رو هم می‌سنجیم.‬

12:21.407 --> 12:24.576
‫بهش فکر کن، میونگ‌هون.‬
‫این برای یه نویسنده یه هدیه‌ی بزرگه.‬

12:24.577 --> 12:25.578
‫داری گوش می‌دی؟‬

12:26.954 --> 12:28.581
‫ای بابا، من با تو چیکار کنم؟‬

12:31.917 --> 12:34.837
‫برای یه نویسنده،‬
‫فقر نعمت خداست.‬

12:35.671 --> 12:37.173
‫ننویس. فقط گوش کن.‬

12:38.132 --> 12:39.507
‫فقر برای یه نویسنده چیه؟‬

12:39.508 --> 12:41.426
نعمت خداست

12:41.427 --> 12:44.262
‫چرا باید همچین نعمتی رو دور بندازی‬
‫و درباره‌ی یه چیز دیگه بنویسی؟‬

12:44.263 --> 12:45.847
‫پولدارها این استعداد رو ندارن.‬

12:45.848 --> 12:49.559
‫اونا اصلاً درکی ندارن‬
‫و همه‌ی کارهاشون رو سرسری انجام می‌دن.‬

12:49.560 --> 12:50.895
‫فکر می‌کنی می‌تونن یه چیز واقعی بنویسن؟‬

12:51.896 --> 12:53.022
‫شما چی، استاد؟‬

12:54.315 --> 12:55.524
‫شما پولداری یا فقیر؟‬

12:56.192 --> 12:57.026
‫من؟‬

12:58.903 --> 13:00.404
‫من خودِ خودِ فقرم.‬

13:01.697 --> 13:03.324
‫پس چرا موفق نشدی؟‬

13:11.207 --> 13:12.333
‫شما چی، استاد؟ ‬

13:13.542 --> 13:14.960
‫پس چرا موفق نشدی؟ ‬

13:39.568 --> 13:41.820
‫حدس بزنین روی
ساعتِ احساساتم چی اومد؟‬

13:42.947 --> 13:44.198
‫یالا، یه حدسی بزنین.‬

13:45.824 --> 13:46.659
‫«دست‌پاچگی»؟‬

13:47.243 --> 13:48.077
‫«دلخوری»؟‬

13:48.577 --> 13:49.411
‫«خشم»؟‬

13:51.830 --> 13:52.665
‫نه.‬

13:55.501 --> 13:56.417
‫«شاکی».‬

13:56.418 --> 13:58.545
[‫شاکی‬]

13:58.546 --> 14:00.506
‫ترسناکه که چقدر دقیق نشون می‌ده.‬

14:02.841 --> 14:04.134
الان واقعاً شاکی‌ام

14:11.350 --> 14:12.267
‫لعنتی.‬

14:12.268 --> 14:13.727
[‫نزول‌خور‬]

14:21.860 --> 14:22.777
‫الو؟‬

14:22.778 --> 14:26.072
‫بدهکارهای کره‌ای
‫بازیگرهای خیلی خوبین.‬

14:26.073 --> 14:28.867
‫وقتی پول قرض می‌گیرن‬
‫تا حد مرگ گریه و زاری می‌کنن، ‬

14:28.868 --> 14:32.287
‫قسم می‌خورن که جبران می‌کنن‬
‫و طوری باهام رفتار می‌کنن انگار ناجی‌شونم.‬

14:32.288 --> 14:34.873
‫اما همین که پولو می‌گیرن،‬
‫طوری رفتار می‌کنن انگار اصلاً وجود ندارم.‬

14:34.874 --> 14:38.126
‫بدترین بدهکارا اونایین که‬
‫بیشتر از همه ناله و زاری می‌کنن.‬

14:38.127 --> 14:39.461
‫اما من استثنا قائل نمی‌شم.‬

14:40.045 --> 14:41.379
‫آقای هوانگ دونگ‌مان‬

14:41.380 --> 14:43.089
‫گربه‌ت زنده موند؟ ‬

14:43.090 --> 14:45.758
‫عملش چطور پیش رفت؟ ‬

14:45.759 --> 14:49.054
‫باید بیام یه سری به گربه‌ت بزنم؟ ‬

14:57.438 --> 15:01.025
‫به سلامتیِ کارگردان پارک گیونگ‌سه،‬
‫عضوِ «کلابِ هشت»،‬

15:01.901 --> 15:05.070
‫و اکرانِ پنجمین فیلمش،‬
‫«انتقامِ خواهر».‬

15:07.072 --> 15:08.282
یادش بخیر

15:09.325 --> 15:11.035
‫هنوز یادمه‬

15:11.952 --> 15:13.829
‫حسادتی که توی چشمِ همه بود‬

15:14.288 --> 15:15.497
‫وقتی اولین فیلمم رو کارگردانی کردم.‬

15:17.291 --> 15:19.209
‫در نهایت، همه‌ی ما...‬

15:24.048 --> 15:25.257
‫دونگ‌مان که نیست.‬

15:27.843 --> 15:29.845
‫پس لازم نیست مراقبِ حرف زدنم باشم.‬

15:31.305 --> 15:33.140
آی، ‫دلم هُری ریخت.‬

15:34.975 --> 15:35.851
‫حالا همه‌مون‬

15:36.560 --> 15:38.437
‫اولین کارمون رو ساختیم‬

15:39.355 --> 15:40.856
‫و این همه فیلم تولید کردیم.‬

15:41.440 --> 15:44.442
‫حالا دیگه کارگردان‌ها و‬
‫تهیه‌کننده‌های کله‌گنده‌ای هستیم،‬

15:44.443 --> 15:48.405
‫و همه‌ی اهلِ سینما‬
‫«کلابِ هشت» رو می‌شناسن.‬

15:49.448 --> 15:50.282
‫به خودمون افتخار می‌کنم.‬

15:50.908 --> 15:55.871
‫پس اون موقع دلیلی نداشت شما احمق‌ها‬
‫این‌قدر به من حسودی کنین.‬

15:57.915 --> 16:00.209
‫کارگردان پارک، نظرت با یه پیک چیه؟‬

16:02.962 --> 16:06.047
تا الان کلی بذر کاشتیم.

16:06.048 --> 16:11.386
اما هیچ کدوم جوونه نزدن.

16:11.387 --> 16:13.972
پس به سلامتی این که هر چی
می‌کاریم جوونه بزنه

16:13.973 --> 16:15.223
به سلامتی جوونه زدن

16:15.224 --> 16:16.808
نوشته‌هامون جوونه بزنه

16:16.809 --> 16:19.143
پول جوونه بزنه

16:19.144 --> 16:21.437
حتی بشاشیم هم جوونه بزنه

16:21.438 --> 16:24.441
جوونه بزنه

16:31.782 --> 16:33.075
خوش اومدین

16:42.084 --> 16:43.043
واقعاً

16:45.879 --> 16:47.464
‫- اومدی.‬
‫- بشین.‬

16:54.263 --> 16:56.514
‫- انگار تبلیغات خوب پیش می‌ره.‬
‫- همون؟‬

16:56.515 --> 16:58.808
‫اسم فیلم قطعاً مردم رو جذب کرده.‬

16:58.809 --> 17:03.312
‫فکر کنم گیونگ‌سه توی کلِ کره برای‬
‫انتخابِ اسم‌های معرکه بهترین باشه.‬

17:03.313 --> 17:05.107
‫ایده‌ی شما بود، کارگردان پارک؟‬

17:05.691 --> 17:06.567
آره

17:07.401 --> 17:09.319
‫واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.‬

17:12.364 --> 17:14.158
‫گیلاس‌های شراب زود می‌شکنن.
ببرش اون‌ور.‬

17:28.005 --> 17:28.839
‫چرا چیزی نمی‌خوری؟‬

17:29.423 --> 17:31.008
‫- اونو می‌خوری؟‬
‫- نه، بفرما.‬

17:34.094 --> 17:35.137
‫رودل می‌کنی‌ها.‬

17:35.888 --> 17:37.306
‫یواش‌تر.‬

17:45.064 --> 17:47.483
‫هی. ای بابا، بی‌خیال.‬

17:51.904 --> 17:55.365
‫دونگ‌مان، کی می‌خوای دست
از جنگیدن با غذا برداری؟‬

17:56.158 --> 17:58.368
‫هنوزم به هر چی توی بشقابته
حمله می‌کنی.‬

18:02.831 --> 18:03.874
‫این روزا اوضاعت چطوره؟‬

18:04.792 --> 18:05.876
‫خیلی سرم شلوغه.‬

18:06.376 --> 18:07.835
‫باید فیلم‌های مزخرف ببینم،‬

18:07.836 --> 18:10.714
‫و برم توی اینترنت تا می‌تونم
ازشون بد بگم.‬

18:11.381 --> 18:12.632
‫اگه به یه فیلم خوب بربخورم،‬

18:12.633 --> 18:15.551
‫چند روزی رو از شدت حسادت،‬

18:15.552 --> 18:17.054
‫زار زار گریه می‌کنم.‬

18:18.388 --> 18:20.474
تازه ‫وقت کمم می‌آرم.‬

18:22.601 --> 18:24.228
‫پس حسابی سرت شلوغه.‬

18:26.688 --> 18:28.064
این

18:28.065 --> 18:30.066
‫این همون چیزه‌ست؟‬

18:30.067 --> 18:31.317
‫آره!‬

18:31.318 --> 18:33.820
‫به‌خاطر این کثافت نزدیک بود بمیرم!‬

18:33.821 --> 18:35.238
‫وا هیونگ، چرا دوباره اون قضیه
رو پیش می‌کشی؟‬

18:35.239 --> 18:36.572
‫جدی می‌گم،‬

18:36.573 --> 18:39.367
‫نزدیک بود از سکته‌ی قلبی بمیرم.‬

18:39.368 --> 18:41.661
‫گفت برادر کوچیکش داره
یه ساعت می‌سازه‬

18:41.662 --> 18:43.663
‫و به چندتا داوطلب یا
یه همچین چیزی نیاز داره.‬

18:43.664 --> 18:45.706
کجا؟؟

18:45.707 --> 18:47.626
بیا گوش بده، کره‌خر!

18:51.421 --> 18:53.172
‫- می‌شه اینو بزنید به شارژ؟‬
‫- بله.‬

18:53.173 --> 18:56.050
‫یهو زنگ زد و پرسید
کار پاره‌وقت می‌خوام یا نه.‬

18:56.051 --> 18:58.427
‫فقط باید یه ساعت دستم می‌کردم
و ماهی ۴۰۰ هزار وون می‌گرفتم.‬

18:58.428 --> 19:00.805
‫قرار بود وضعیت احساسیت رو نشون بده‬

19:00.806 --> 19:02.932
‫و قبل از عرضه،
توی مرحله‌ی نهایی آزمایش بود.‬

19:02.933 --> 19:03.933
منم گفتم قربونت

19:03.934 --> 19:04.851
‫رفتم شرکت.‬

19:04.852 --> 19:07.270
‫رضایت‌نامه رو امضا کردم،
ساعت رو بستم،‬

19:07.271 --> 19:10.190
‫و داشتم آموزش می‌دیدم چطوری
ازش استفاده کنم که یهو یه کارمند اومد تو‬

19:10.858 --> 19:12.651
‫و گفت یه اشتباهی شده.‬

19:13.694 --> 19:15.529
‫گفت من واجد شرایط نیستم‬

19:16.196 --> 19:17.573
‫و ظرفیت بخش هنرمندها پر شده.‬

19:18.323 --> 19:19.490
‫منم گفتم: «منظورت چیه؟»‬

19:19.491 --> 19:21.450
‫«مدیر تیم توسعه، برادر کوچیکِ دوستمه،‬

19:21.451 --> 19:23.286
‫و چون گفت بهم نیاز داره اومدم.»‬

19:23.287 --> 19:26.205
‫ولی اون گفت اونا به یه مردِ بیکارِ
چهل و چند ساله نیاز دارن،‬

19:26.206 --> 19:29.418
‫و منتظر یه همچین کسی بودن.‬

19:33.589 --> 19:34.423
من

19:35.799 --> 19:38.719
‫توی قسمت شغل،
نوشته بودم «کارگردان سینما».‬

19:39.303 --> 19:41.054
[‫شغل: کارگردان سینما‬]

19:42.222 --> 19:46.518
‫همون موقع بود که قلبم گفت بوم بوم.‬

19:47.936 --> 19:51.106
‫اصلاً فکر نمی‌کردم کلمه‌ی «بیکار»
این‌طوری قلبم رو به تپش بندازه.‬

19:52.232 --> 19:55.527
‫تا حالا حس نکرده بودم
قلبم این‌طوری بزنه.‬

19:56.028 --> 19:57.361
‫هنوزم قلبم رو به تپش می‌ندازه.‬

19:57.362 --> 19:59.281
‫هر وقت کلمه‌ی «بیکار» رو می‌شنوم،‬

20:00.324 --> 20:01.783
‫قلبم این‌طوری می‌زنه.‬

20:02.659 --> 20:03.743
‫ای وای.‬

20:03.744 --> 20:07.914
‫ضربان قلبم اون‌قدر بالا رفت
که این وامونده شروع کرد به بوق زدن.‬

20:07.915 --> 20:10.625
‫همه‌ی کارمندها دویدن اومدن تو،‬

20:10.626 --> 20:13.252
‫و حتی یکی‌شون نبضم رو گرفت.‬

20:13.253 --> 20:15.589
‫بعد به ساعت نگاه کردم.‬

20:17.925 --> 20:19.176
‫می‌دونی چی نوشته بود؟‬

20:21.553 --> 20:22.888
‫«تحقیرِ شدید.»‬

20:23.764 --> 20:26.433
[‫تحقیرِ شدید‬]

20:27.434 --> 20:28.560
...خیلی

20:30.062 --> 20:31.396
‫ تحقیر شدم.‬

20:38.445 --> 20:40.905
‫تو باعث شدی بدجوری
تحقیر بشم، کثافت.‬

20:40.906 --> 20:43.491
‫فکر کردی نمی‌فهمم که بهم گفتی‬

20:43.492 --> 20:45.451
‫یه مردِ بیکارِ چهل و چند ساله؟‬

20:45.452 --> 20:46.286
‫متأسفم.‬

20:47.120 --> 20:48.496
‫واقعاً گند زدم.‬

20:48.497 --> 20:50.998
‫تا حالا چند بار عذرخواهی کردی؟‬

20:50.999 --> 20:53.668
‫این دستگاه وحشتناکه،‬

20:53.669 --> 20:55.586
‫ولی به‌خاطر اون ۴۰۰ هزار وون
دستم می‌کنم.‬

20:55.587 --> 20:57.672
‫یه روزی اینو دستِ تو هم می‌بندم.‬

20:57.673 --> 20:59.674
‫این از دروغ‌سنج هم ترسناک‌تره.‬

20:59.675 --> 21:03.136
‫دقیقاً دست می‌ذاره روی احساساتی
که خودم هم ازشون خبر نداشتم.‬

21:03.929 --> 21:05.680
بدجوری دقیقه

21:05.681 --> 21:09.059
‫اگه این بیاد توی بازار،
باید با رابطه‌هاتون خداحافظی کنین.‬

21:09.977 --> 21:11.978
‫فکر کن تو و زنت اینو دستتون کنین.‬

21:11.979 --> 21:14.647
‫شماها چون نمی‌دونین طرف مقابل واقعاً
چه حسی داره، دارین با هم سر می‌کنین.‬

21:14.648 --> 21:17.650
‫ولی فکر کن هر لحظه ازش باخبر باشی.‬

21:17.651 --> 21:18.694
‫«نارضایتی.»‬

21:19.528 --> 21:20.778
‫«خشم.»‬

21:20.779 --> 21:21.988
‫«میل به قتل.»‬

21:21.989 --> 21:25.409
‫انگار از نظر عاطفی لخت شدی
و همه چی‌ت رو ریختی رو دایره.‬

21:26.618 --> 21:30.288
‫اون‌وقت به کلمه‌ای برمی‌خوری
که مثل من قلبت رو به تپش می‌ندازه.‬

21:30.289 --> 21:31.623
‫هر کسی یه کلمه‌ای داره‬

21:32.124 --> 21:33.542
‫که قلبش رو به تپش بندازه.‬

21:35.585 --> 21:36.711
می‌دونین

21:36.712 --> 21:37.754
زناء!

21:39.798 --> 21:43.426
‫اوه، الان قلبِ یکی داره تند می‌زنه.‬

21:43.427 --> 21:44.593
‫خیانت!‬

21:44.594 --> 21:45.594
‫دیگه کافیه.‬

21:45.595 --> 21:46.929
‫- بیماری جنسی!‬
‫- هی!‬

21:46.930 --> 21:49.308
وای، مخم ترکید.

21:51.268 --> 21:54.186
‫چطوری یه داستانو طوری تعریف می‌کنی‬
‫که انگار بار اولته؟‬

21:54.187 --> 21:56.772
‫من دقیقاً همین داستانو‬
‫حداقل پنج شش بار شنیدم.‬

21:56.773 --> 22:01.277
‫همون روزی که اون ساعتو گرفتی‬
‫تا خودِ صبح توی گروه پیام می‌دادی.‬

22:01.278 --> 22:03.070
‫چند بار دیگه باید بشنویمش؟‬

22:03.071 --> 22:04.947
‫واقعاً برام سواله.‬

22:04.948 --> 22:07.701
‫یادت می‌ره که تعریفش کردی؟‬

22:08.535 --> 22:09.870
یا می‌دونی و برات مهم نیست؟

22:10.704 --> 22:11.663
کیف میده

22:16.626 --> 22:17.961
‫کیف میده!‬

22:20.005 --> 22:21.965
‫تعریف کردنِ دوباره‌ی یه
داستانِ خوب کیف میده.‬

22:22.966 --> 22:24.676
‫بار سوم و چهارم هم حال میده!‬

22:28.013 --> 22:29.556
‫خودت هیچ‌وقت یه داستانو تکرار نمی‌کنی؟‬

22:45.155 --> 22:47.449
‫من قراره این داستانو تا ابد تعریف کنم.‬

22:50.535 --> 22:51.703
خیلی حال میده

22:52.287 --> 22:53.205
‫از فیلم هم بهتره.‬

22:59.878 --> 23:00.961
من‌،

23:00.962 --> 23:03.714
‫اگه یه فیلم باحال باشه،‬
‫بارها و بارها می‌بینمش.‬

23:03.715 --> 23:07.135
‫صد مرتبه بهتر از‬
‫دیدنِ یه فیلمِ جدیدِ کسل‌کننده‌ست!‬

23:21.942 --> 23:22.859
‫دونگ‌مان.‬

23:23.777 --> 23:26.655
‫ما اینجاییم تا به کارگردان پارک‬
‫بابت اکرانِ فیلمش تبریک بگیم.‬

23:34.079 --> 23:35.038
‫تبریک!‬

23:43.380 --> 23:45.841
‫بیخیال، هیونگ.‬
‫صاحب‌مجلس که نباید اول از همه بره.‬

23:46.508 --> 23:48.510
‫نمی‌خوام قبل از اکران‬
‫دردسر درست کنم.‬

23:54.724 --> 23:56.393
‫بعد از اکران می‌بینمتون.‬

23:59.437 --> 24:01.815
‫خیلی وقت بود ندیده بودمش،‬
‫ولی هنوز همونه.‬

24:02.440 --> 24:04.109
‫فقط برای تو خیلی وقت گذشته.‬

24:05.193 --> 24:07.279
‫ما همیشه می‌بینیمش.‬

24:07.946 --> 24:09.072
‫این روزا چیکار می‌کنه؟‬

24:09.656 --> 24:10.615
چیزی درمیاره؟

24:11.199 --> 24:12.993
‫توی یه آموزشگاه به بچه‌ها درس می‌ده،‬

24:13.952 --> 24:16.288
‫ولی شنیدم ماهی‬
‫یه میلیون وون هم درنمی‌آره.‬

24:17.956 --> 24:19.124
‫حداقل چیزی می‌نویسه؟‬

24:19.749 --> 24:20.749
خبر ندارم

24:20.750 --> 24:22.502
‫هنوز داره روی اون فیلمنامه کار می‌کنه؟‬

24:23.628 --> 24:25.255
*آب و هوا ساز*

24:28.508 --> 24:30.886
‫نباید یکی بهش بگه؟‬

24:34.472 --> 24:35.765
‫که دیگه بیخیال بشه.‬

24:36.808 --> 24:39.602
‫بیخیال، چطوری می‌تونیم
اینو بهش بگیم؟‬

24:39.603 --> 24:41.271
‫خودت بهش بگو.‬

24:41.813 --> 24:44.106
‫اگه تو بگی،
اون‌قدرها بهش برنمی‌خوره.‬

24:44.107 --> 24:46.776
درسته‌.
اگه خودت بگی زیاد سختش نمی‌شه‌.

24:50.155 --> 24:51.822
‫ولی برام سخته که بهش بگم.‬

24:51.823 --> 24:55.201
جان مادرتون! تروخدااااا

24:55.202 --> 24:57.870
‫به زبانِ مادریِ خودتون هنر خلق کنین!‬

24:57.871 --> 24:58.913
‫خودتون دیدین!‬

24:58.914 --> 25:01.123
‫وقتی یه بازیگرِ خارجی کره‌ای حرف می‌زنه،‬
‫حس‌وحالِ کارو خراب می‌کنه.‬

25:01.124 --> 25:02.124
‫اینم همونه.‬

25:02.125 --> 25:04.836
‫اونا هم وقتی ما به زبونشون حرف می‌زنیم،‬
‫حالشون گرفته می‌شه.‬

25:05.420 --> 25:07.005
‫زبانِ مادریِ شما‬

25:07.631 --> 25:09.131
‫عمق و روح داره.‬

25:09.132 --> 25:13.469
‫بازیگرا باید روحشون رو توی بازیشون بذارن،‬
‫پس چرا مجبورشون می‌کنین‬

25:13.470 --> 25:14.929
‫به یه زبانِ خارجی حرف بزنن؟‬

25:14.930 --> 25:17.514
‫با این حال هنوزم می‌خوای‬
‫با تونی لیانگ کار کنی؟‬

25:17.515 --> 25:18.600
تونی لیانگ

25:19.643 --> 25:20.894
‫اگه بخواد می‌تونه فضایی هم حرف بزنه.‬

25:26.733 --> 25:28.692
هر کاری ازش برمیاد!

25:28.693 --> 25:31.445
‫- من دیگه می‌رم.‬
‫- راست می‌گی، اون هر کاری می‌تونه بکنه.‬

25:31.446 --> 25:33.364
‫مگی چانگ چی؟‬

25:33.365 --> 25:36.367
اونم همین‌طوره

25:36.368 --> 25:38.327
‫- لسلی چانگ چی؟‬
‫- گفتم نه!‬

25:38.328 --> 25:41.665
‫- بروس لی چی؟‬
‫- عمراً.‬

25:44.167 --> 25:46.253
‫من چیزی جز احترام‬

25:47.712 --> 25:48.755
واسه جون‌هوان ندارم

25:49.714 --> 25:51.091
‫من تنها کسی نیستم که‬
‫باهاش مشکل داره، نه؟‬

25:52.550 --> 25:54.386
‫دقیقاً همین‌طوره!‬

26:01.977 --> 26:04.771
‫ببخشید بابت همه‌ی دردسرا،‬
‫کارگردان لی جون‌هوان.‬

26:06.273 --> 26:07.357
‫فقط صبر کن.‬

26:08.400 --> 26:11.027
‫روزایی که باهام مثل یه مزاحم رفتار می‌شد‬
‫دیگه رو به پایانه.‬

26:17.367 --> 26:18.326
‫خواهی دید.‬

26:19.411 --> 26:20.537
‫چیه؟‬

26:21.288 --> 26:22.497
‫بعداً.‬

26:23.540 --> 26:24.791
بعداً، بعداً

26:27.335 --> 26:29.044
‫می‌ری اکرانِ افتتاحیه، نه؟‬

26:29.045 --> 26:30.088
‫همین چهارشنبه‌ست.‬

26:31.381 --> 26:32.424
‫فقط اگه تو بیای.‬

26:33.216 --> 26:34.384
تو نری، نمیرم

26:36.636 --> 26:38.221
‫می‌دونی که بینِ من و بقیه‬
‫اوضاع معذبه.‬

26:50.692 --> 26:51.526
‫گرفتمش!‬

26:55.905 --> 26:57.282
‫چطوری گرفتمش؟‬

26:57.866 --> 26:59.576
خیلی عجیبی

27:05.373 --> 27:06.708
‫چرا می‌خواستی اینو بخونم؟‬

27:08.293 --> 27:09.502
‫از چیش خوشت اومد؟‬

27:10.337 --> 27:12.464
‫جلوتر یه صحنه‌ی گریه‌آور هست.‬

27:13.548 --> 27:14.841
خب کجاست دقیقاً؟

27:15.759 --> 27:17.384
‫من که هیچ‌جا ندیدمش.‬

27:17.385 --> 27:18.636
همش حرص‌درار بود.

27:19.429 --> 27:21.430
‫اگه صحنه‌ی نیمه‌ی دوم رو بیاریم جلوتر...‬

27:21.431 --> 27:23.599
‫همون‌جایی که قهرمان داستان‬
‫دیگه خودشو جمع‌وجور می‌کنه...‬

27:23.600 --> 27:25.268
‫این پیش‌نویس دوازدهمه.‬

27:28.646 --> 27:31.733
‫اگه بعد از ۱۲ بار بازنویسی نتیجه‌اش اینه،‬
‫دیگه هیچ امیدی نیست.‬

27:33.151 --> 27:34.110
‫بندازش دور.‬

27:36.446 --> 27:38.447
‫بهشون بگو داریم
قراردادشون رو فسخ می‌کنیم.‬

27:38.448 --> 27:40.032
‫و بهشون بگو...‬

27:40.033 --> 27:44.912
‫این فیلمنامه یه مثال بارزه‬
‫که چرا آدمایی مثل اونا نباید بنویسن.‬

27:44.913 --> 27:46.831
‫اصلاً، همینو پس بده بهشون.‬

27:47.540 --> 27:49.208
‫بگو بزننش به دیوار...‬

27:49.209 --> 27:52.086
‫و هر وقت دوباره جرئت کردن چیزی بنویسن،‬
‫بهش نگاه کنن،‬

27:52.087 --> 27:54.464
‫به جای اینکه وقتِ آدمای گرفتار رو بگیرن‬
‫و اعصابشون رو خورد کنن!‬

27:55.965 --> 27:57.384
رفت رو مخم

28:04.307 --> 28:06.392
‫هوانگ دونگ‌مان داره دیوونه‌ام می‌کنه.‬

28:06.393 --> 28:09.187
‫برام مهم نیست تو چه حال‌وهوای
احساسی‌ای هستی.‬

28:10.605 --> 28:12.439
‫اون ساعتِ احساساتِ لعنتی.‬

28:12.440 --> 28:15.234
‫کل روز توی گروه آمار می‌ده.‬

28:15.235 --> 28:19.029
‫یه لحظه چشم از گوشی برمی‌دارم،‬
‫می‌بینم ۳۰-۴۰ تا پیام فرستاده.‬

28:19.030 --> 28:20.906
‫انگار واسه کسی مهمه.‬

28:20.907 --> 28:23.201
‫دقیقاً چون واسه کسی مهم نیست‬
‫داره این کارو می‌کنه.‬

28:23.910 --> 28:25.328
‫مثل یه مرده‌ی متحرکه.‬

28:26.204 --> 28:28.705
‫مثل همون حرفیه که بچه‌ی‬
‫فیلم «حس ششم» می‌گفت.‬

28:28.706 --> 28:31.792
‫«اونا نمی‌دونن که مُردن.»‬

28:31.793 --> 28:34.212
‫هوانگ دونگ‌مان هم نمی‌دونه‬
‫که مُرده.‬

28:35.296 --> 28:38.466
‫به نظرم الان دیگه مقصر شمایین.‬

28:39.926 --> 28:40.927
‫بذار یه چیزی ازتون بپرسم.‬

28:41.428 --> 28:42.720
‫فکر می‌کنی هوانگ دونگ‌مان...‬

28:43.221 --> 28:44.431
اصلاً شانسی داره دبیو کنه؟

28:48.727 --> 28:51.646
‫بعد یعنی ‫خودش با پای خودش
از صنعت سینما می‌ره بیرون؟‬

28:53.982 --> 28:55.024
‫نمی‌ره.‬

28:56.025 --> 29:00.739
‫همین‌طوری این دوروبر پلک می‌زنه‬
‫و تظاهر می‌کنه که عضوی از این صنعته.‬

29:01.406 --> 29:06.285
‫رو این حساب می‌کنه که بقیه باادب‌تر از اینن‬
‫که تو روش بگن،‬

29:06.286 --> 29:09.289
‫و همین‌طوری به نقش بازی کردن ادامه می‌ده‬
‫که انگار آدمِ مهمیه.‬

29:11.708 --> 29:15.420
‫من به عنوان طرفدارِ قطعِ رابطه،‬
‫بارها اینو گفتم.‬

29:16.796 --> 29:20.215
‫پس چرا هیچ‌کدومتون نمی‌تونین با کسی که‬
‫از همه بیشتر حقشه، قطع رابطه کنین؟‬

29:20.216 --> 29:22.343
‫حالا جهنم که هم‌دانشگاهی بودین.

29:23.470 --> 29:25.430
‫میلیون‌ها بار اینو گفتم.‬

29:26.264 --> 29:29.892
‫چی می‌شه اگه ملت ۹۸ درصدِ
رابطه‌هاشون رو قطع کنن؟

29:29.893 --> 29:31.560
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد.‬

29:31.561 --> 29:34.438
‫حتی اگه دوروبرت آدمای لایقی باشن هم‬
‫زندگی به اندازه‌ی کافی سخت هست.‬

29:34.439 --> 29:35.814
!کات کنین

29:35.815 --> 29:36.857
!کات

29:36.858 --> 29:39.276
‫امسال باید با خیلی‌ها کات کنم.‬

29:39.277 --> 29:42.906
‫باید بهم ثابت کنن‬
‫چرا باید نگهشون دارم.‬

29:43.406 --> 29:45.824
‫اگه نکنن،
خواهیم دید چه خواهد شد.

29:45.825 --> 29:46.826
‫بندازش دور.‬

29:58.505 --> 30:00.715
خیلی بدجنسی بود، نه؟

30:02.759 --> 30:04.718
‫چطور تونست
بهش بگه مرده‌ی متحرک؟‬

30:04.719 --> 30:07.347
‫تهیه‌کننده چوی هیو‌جین
در کل آدمِ عوضی‌ایه،‬

30:08.223 --> 30:10.015
‫ولی بعضی وقتا تشبیه‌هاش فوق‌العاده‌ست.‬

30:10.016 --> 30:13.977
‫یه بار رفتم مهمونیِ بعد از اکران‬
‫و سرِ میز اونا نشستم.‬

30:13.978 --> 30:16.231
‫تا هوانگ دونگ‌مان شروع کرد به حرف زدن،‬
‫تموم شد.‬

30:16.815 --> 30:18.566
‫هیچ‌کس اصلاً جوابش رو نمی‌داد.‬

30:19.317 --> 30:21.194
‫حتی تو این سن‌وسال هم‬
‫آدم حسابش نمی‌کردن.‬

30:21.820 --> 30:23.696
‫خیلی بهم سخت گذشت چون‬
‫تنها کسی بودم که جوابش رو می‌دادم.‬

30:30.078 --> 30:31.371
‫بفرمایید، اینم غذاتون.‬

30:32.288 --> 30:33.122
‫دوکبوکی اومد.‬

30:35.708 --> 30:36.626
‫ممنون.‬

30:38.503 --> 30:39.546
‫اول چی بخورم؟‬

31:00.567 --> 31:03.944
‫درو باز کن دیگه.‬

31:03.945 --> 31:08.991
‫درو باز کن.‬

31:08.992 --> 31:10.909
‫درِ لعنتی رو باز کن!‬

31:10.910 --> 31:13.788
‫گفتم درِ لعنتی رو باز کن دیگه!‬

31:55.121 --> 31:56.330
‫ترسوندیم.‬

31:56.331 --> 31:58.081
‫چرا این‌قدر بی‌صدا اومدی تو آخه؟‬

31:58.082 --> 32:00.376
‫واسه اومدن به خونه‌ی خودم هم‬
‫باید بهت آمار بدم؟‬

32:01.920 --> 32:03.338
‫چرا پولِ شارژ عقب افتاده؟‬

32:09.010 --> 32:10.595
‫گفتی خودت می‌دی.‬

32:13.389 --> 32:14.306
‫می‌دم.‬

32:14.307 --> 32:15.807
‫پس چرا عقب افتاده؟‬

32:15.808 --> 32:16.893
‫گفتم که می‌دم!‬

32:21.397 --> 32:23.566
فقط نشستی خونه فیلم می‌بینی

32:36.245 --> 32:38.081
[‫دفترچه‌ی تمرین فیلمنامه‌نویسی‬]

32:56.808 --> 32:58.601
اول غذا بخور بعد الکل

32:59.894 --> 33:02.689
‫با بچه‌های سرِ پروژه حرف زدم،‬
‫از هفته‌ی دیگه بیا پیش خودم.

33:03.773 --> 33:04.941
زود ‫جوشکاری یاد می‌گیری.‬

33:05.817 --> 33:08.819
‫اول کارو یاد بگیر‬
‫و سرِ فرصت مدرکت رو هم بگیر.‬

33:08.820 --> 33:11.029
لازم نکرده
گفتم نمیام

33:11.030 --> 33:13.281
‫تا کی می‌خوای تو خونه لش کنی؟‬

33:13.282 --> 33:15.326
‫لش نکردم.‬

33:16.119 --> 33:17.744
‫دارم ایده‌پردازی می‌کنم!‬

33:17.745 --> 33:19.372
‫فکر کردی نوشتن به همین راحتیاست؟‬

33:20.415 --> 33:21.540
‫همه مثل من کار می‌کنن!‬

33:21.541 --> 33:23.667
‫هر پنج یا ده سال یه فیلم می‌سازن!‬

33:23.668 --> 33:25.168
‫هر پنج یا ده سال یکی؟‬

33:25.169 --> 33:26.963
‫اون که کار نیست! تفریحه!‬

33:27.588 --> 33:32.217
‫کارِ واقعی یعنی صبح بیدار شی، دست‌وروت رو بشوری،‬
‫بزنی بیرون، دندون رو جگر بذاری،‬

33:32.218 --> 33:34.094
‫- و جون بکنی!‬
‫- منم دارم همین کارو می‌کنم!‬

33:34.095 --> 33:34.929
‫هر روز!‬

33:35.847 --> 33:36.763
!تا لب مرگ

33:36.764 --> 33:38.766
‫اگه بخوام هر روز با جون‌کندن تلاش کنم،‬
‫واقعاً می‌میرم!‬

33:50.194 --> 33:52.071
به آخراش رسیدم

33:52.989 --> 33:54.240
‫چیزی نمونده!‬

34:00.455 --> 34:01.748
‫چرا مجبورم کردی بگم؟‬

34:02.331 --> 34:03.374
‫بدشگونه!‬

34:04.000 --> 34:05.668
‫تا الان دهنمو بسته بودم!‬

34:17.388 --> 34:18.431
به سلامت

34:33.946 --> 34:35.822
‫باورم نمی‌شه اینو گفتی!‬

34:35.823 --> 34:37.157
‫- خداحافظ استاد!‬
‫- خداحافظ!‬

34:37.158 --> 34:38.743
‫خداحافظ بچه‌ها. هی، میونگ‌هون.‬

34:43.414 --> 34:44.290
فایتینگ

34:45.249 --> 34:46.167
فایتینگ

35:33.047 --> 35:34.715
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

35:43.015 --> 35:43.850
می‌رین خونه؟

35:44.642 --> 35:45.476
‫بله.‬

35:49.438 --> 35:50.398
‫زود تعطیل شدین.‬

35:51.566 --> 35:52.400
‫بله.‬

35:57.000 --> 36:04.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

36:08.082 --> 36:10.668
‫شبیه جای سوختگی سیگاره،‬
‫ولی در واقع جای گلوله‌ست.‬

36:13.212 --> 36:14.589
تیر نخوردم بابا

36:16.799 --> 36:19.677
‫یه سرباز روسی توی جنگ جهانی دوم‬
‫این لباس رو می‌پوشیده.‬

36:20.678 --> 36:22.430
‫اگه اینجا تیر می‌خورد می‌مرد، نه؟‬

36:25.558 --> 36:28.268
‫وقتی رفتم جشنواره‌ی فیلم برلین،‬
‫این رو از یه سمساری خریدم،‬

36:28.269 --> 36:30.396
‫ولی انقدر سنگینه که‬
‫بعدِ ده دقیقه از پا درمی‌آم.‬

36:33.024 --> 36:34.024
ولی بازم

36:34.025 --> 36:36.986
‫وقتی لباس کسی رو می‌پوشم که‬
‫وسط تاریخ جهان ایستاده بوده،‬

36:37.778 --> 36:39.113
‫حس می‌کنم‬

36:39.739 --> 36:42.366
‫خودم هم می‌تونم درست
وسط تاریخ‬ ‫قدم بذارم.‬

36:45.703 --> 36:49.790
‫ولی... پوشیدنِ لباس کسی که تیر خورده‬
‫و کشته شده، غم‌انگیز نیست؟‬

36:53.961 --> 36:56.296
‫خب، حتی اگه غم‌انگیز باشه،‬

36:56.297 --> 36:57.840
‫باز هم وسط ماجراست.‬

37:07.433 --> 37:08.935
انگار حالتون خوبه

37:10.019 --> 37:11.604
‫دارم از سرِ سخنرانی برمی‌گردم خونه.‬

37:12.230 --> 37:13.689
‫بعدش همیشه پر از انرژی‌ام.‬

37:14.649 --> 37:16.608
‫حتماً تدریس براتون لذت‌بخشه.‬

37:16.609 --> 37:18.819
‫نه.
فقط حرف زدن بهم انرژی می‌ده.‬

37:21.405 --> 37:24.491
‫وقتی صدام توی بدنم می‌پیچه،‬
‫حواسم سر جاش میاد.

37:24.492 --> 37:26.410
‫انگار لرزشِ صدای خودم‬

37:26.994 --> 37:28.871
انگار منو بیدار می‌کنه

37:30.498 --> 37:33.125
‫وقتی یه ساعت بدون اینکه کسی
حرفمو قطع کنه‬ ‫صحبت می‌کنم،‬

37:33.626 --> 37:36.462
‫حس می‌کنم کاملاً شارژ شدم.‬

37:48.182 --> 37:49.767
‫اگه کسی رو نداشته باشم باهاش حرف بزنم،‬

37:50.351 --> 37:52.311
‫می‌رم پشت‌بوم و اسممو داد می‌زنم.‬

37:57.984 --> 37:59.694
‫ دونگ‌مان!‬

38:02.405 --> 38:03.990
‫هوانگ دونگ‌مان!‬

38:06.742 --> 38:08.452
‫دونگ‌مان!‬

38:10.371 --> 38:12.248
‫هوانگ دونگ‌مان!‬

38:14.709 --> 38:16.585
‫هر چیزی که صدام بهش برسه مالِ منه.‬

38:18.546 --> 38:19.672
‫اون درخت مالِ منه.‬

38:20.172 --> 38:21.340
‫اون تخته‌سنگ مالِ منه.‬

38:22.508 --> 38:23.843
‫بحثِ ابرازِ خودمه.‬

38:26.429 --> 38:27.888
‫وقتی صدام به چیزی می‌رسه...‬

38:30.850 --> 38:33.728
‫دیگه حس نمی‌کنم‬
‫کاملاً بهم بی‌ربطه.‬

38:36.439 --> 38:38.566
‫یه همچین حسی داره.‬

38:41.319 --> 38:42.403
‫آره، همینه.‬

38:46.741 --> 38:47.575
‫شنیدم.‬

38:51.120 --> 38:52.872
شنیدم اسمتون رو داد می‌زدین.

39:07.053 --> 39:08.136
‫مالِ منه.‬

39:08.137 --> 39:10.013
‫وای، ببخشید.‬

39:10.014 --> 39:11.765
‫معذرت می‌خوام.
شوخی بود. واقعاً.‬

39:11.766 --> 39:12.641
چیزه

39:13.476 --> 39:14.560
‫واقعاً متأسفم.‬

39:16.771 --> 39:18.022
‫ببخشید.‬

39:20.149 --> 39:22.276
‫می‌شه فیلم‌نامه‌تون رو
بهم نشون بدین؟‬

39:25.780 --> 39:26.739
‫کنجکاوم.‬

40:17.540 --> 40:20.459
(کیمپاپ فروشی)

40:23.170 --> 40:24.129
‫بله؟‬

40:24.130 --> 40:25.046
‫دوتا رول لطفاً!‬

40:25.047 --> 40:26.298
چشم

40:29.760 --> 40:30.594
‫بفرمایید.‬

40:31.554 --> 40:33.221
‫- ممنون.‬
‫- شب خوش.‬

40:33.222 --> 40:34.139
‫خداحافظ.‬

40:34.140 --> 40:35.849
‫من اومدم.‬

40:35.850 --> 40:37.268
‫تازه اومدی؟‬

40:53.701 --> 40:54.994
‫همه‌اش رو خورد؟‬

40:55.870 --> 40:56.953
‫آره.‬

40:56.954 --> 40:59.206
‫به جه‌یونگ بگو بیاد اینجا
یه وعده غذا بخوره.‬

40:59.874 --> 41:00.957
‫سرش شلوغه؟‬

41:00.958 --> 41:02.460
‫این روزا اصلاً نمی‌آد اینجا.‬

41:03.169 --> 41:04.086
‫سرش شلوغه.‬

41:59.975 --> 42:02.353
‫از کجا می‌شه فهمید‬
‫دنیا تموم شده یا نه؟‬

42:03.771 --> 42:05.523
‫همه‌اش به هوا بستگی داره.‬

42:06.649 --> 42:08.567
‫تا وقتی که توی آسمون ابر هست،‬

42:09.401 --> 42:10.444
‫توی هوا باد می‌وزه،‬

42:11.153 --> 42:12.821
‫و برگ‌ها با نسیم تکون می‌خورن...‬

42:14.156 --> 42:15.658
‫تا وقتی که «آب‌وهوا» وجود داره،‬

42:17.243 --> 42:18.953
‫دنیا تموم نشده.‬

42:29.296 --> 42:31.298
هیونگ

42:32.007 --> 42:33.050
ها؟

42:37.513 --> 42:39.306
فیلم *آب‌وهوا ساز* اینجوریه که...

42:39.890 --> 42:41.849
اینجوریه که

42:41.850 --> 42:44.060
‫تو دورانی که دیگه خبری از آب‌وهوا نیست...‬

42:44.061 --> 42:45.728
‫تو دورانی که دیگه خبری از آب‌وهوا نیست،‬

42:45.729 --> 42:47.690
‫اون از یه دستگاهِ هواساز استفاده می‌کنه...‬

42:49.400 --> 42:51.944
‫تا دوباره آب‌وهوا رو به دنیا برگردونه.‬

42:52.444 --> 42:53.529
‫به دنیا.‬

42:57.157 --> 42:59.952
‫این فیلم‌نامه‬
‫خیلی به شخصیتِ اصلی متکیه.‬

43:00.911 --> 43:03.496
آب و هوا ساز
اینجوریه که

43:03.497 --> 43:05.290
‫داستانِ مردیه که...‬

43:05.291 --> 43:06.874
داستانش اینجوریه

43:06.875 --> 43:10.754
‫داستانِ مردیه که می‌جنگه‬
‫تا آب‌وهوا رو به دنیا برگردونه.‬

43:22.891 --> 43:24.476
‫هوانگ دونگ‌مان‬
‫آب‌وهوا ساز

43:28.564 --> 43:31.066
[‫انجمنِ فیلمِ کره ۲۰۲۵‬
‫بودجه‌یِ تولیدِ فیلم‌هایِ کره‌ایِ میان‌رده‬]

43:42.494 --> 43:43.953
‫آقایِ هوانگ دونگ‌مان.‬

43:43.954 --> 43:44.788
بله

44:05.559 --> 44:09.688
‫[انتقامِ خواهر
‫کارگردان پارک گیونگ‌سه‬]

44:22.034 --> 44:25.579
[شروع انتقام خونین برای نجات خواهر]

44:28.290 --> 44:30.667
‫- این فیلم معرکه بود.‬
‫- خوشت اومد؟‬

44:30.668 --> 44:32.085
‫- فوق‌العاده بود.‬
‫- فوق‌العاده، آره؟‬

44:32.086 --> 44:34.838
‫شرط می‌بندم ده میلیون فروش رو شاخشه.‬

44:38.717 --> 44:40.218
‫- لذت بردی؟‬
‫- واقعاً لذت بردم.‬

44:40.219 --> 44:41.678
‫جدی؟ پس بیا افترپارتی.‬

44:41.679 --> 44:43.930
‫- تو افترپارتی می‌بینمت.‬
‫- باشه.‬

44:43.931 --> 44:45.640
‫ما فقط یه کمکِ کوچیک کردیم.‬

44:45.641 --> 44:47.642
‫اومدی!
تهیه‌کننده اوه، باید یه کاری...‬

44:47.643 --> 44:49.435
‫من طرفدارِ پروپاقرصتونم، میران.‬

44:49.436 --> 44:52.605
‫امیدوارم یه روز بتونیم‬
‫تویِ یه پروژه‌یِ خوب با هم کار کنیم.‬

44:52.606 --> 44:56.235
‫با آرزویِ موفقیت برایِ «انتقامِ خواهر»‬
‫و کارگردان پارک گیونگ‌سه!‬

44:56.819 --> 44:58.069
عالی!

44:58.070 --> 44:59.987
‫هیونگ، اگه فیلم خوب بفروشه‬
‫مهمونِ توایم.‬

44:59.988 --> 45:02.116
‫ولی نه تو «پاتوق»
اون‌جا نمی‌آم.‬

45:05.702 --> 45:08.287
بزنیم به سلامتی!

45:08.288 --> 45:10.331
- سلامتی
- سلامتی

45:10.332 --> 45:12.918
ایشالا ده میلیون فروش!

45:13.961 --> 45:15.045
‫می‌دونستم این‌طوری می‌شه.‬

45:18.257 --> 45:20.175
‫تمامِ اون دو ساعت‬
‫فشارم چسبیده بود به سقف.‬

45:21.176 --> 45:23.678
‫حتی یه سکانس یا پلانِ خوب هم نداشت.‬

45:23.679 --> 45:26.264
‫هزار بار از این پلان‌ها دیده بودم.‬

45:26.265 --> 45:28.099
‫دیدنِ دوباره‌شون جالب بود،
پارک گیونگ‌سه.‬

45:28.100 --> 45:30.518
مثل همیشه
همشو سرهم‌بندی کردی.

45:30.519 --> 45:32.229
‫هی، صداتو بیار پایین.‬

45:33.063 --> 45:35.690
‫اگه صدامو بیارم پایین،‬
‫انگار دارم حرفِ بدی می‌زنم.‬

45:35.691 --> 45:37.400
‫اصلاً هم عذابِ وجدان ندارم.‬

45:37.401 --> 45:39.986
‫جانگ میران می‌زنه پسِ کله‌یِ زیردستش‬
‫و ازش می‌پرسه:‬

45:39.987 --> 45:42.405
‫«هی، غذا خوردی؟»‬

45:42.406 --> 45:45.700
‫چرا بازیگرایِ زن وقتی نقشِ کارآگاه بازی می‌کنن‬
‫این‌قدر عجیب می‌شن؟‬

45:45.701 --> 45:47.285
‫خیلی لاتی راه می‌رن.‬

45:47.286 --> 45:48.662
‫تو کلاس‌هایِ بازیگری اینو یادشون می‌دن؟‬

45:50.205 --> 45:51.414
‫یه بار یه سکانسِ تلفنی دیدم‬

45:51.415 --> 45:53.583
‫که یه بازیگر نقشِ رئیسِ‬
‫واحدِ ضدتروریسمِ سئول رو داشت.‬

45:53.584 --> 45:55.334
‫نوک‌زبونی حرف می‌زد.‬

45:55.335 --> 45:57.420
‫«من رئیثِ واحدِ ضدتروریتمِ ثئول هثتم...»‬

45:57.421 --> 45:59.797
‫پشمام ریخت.‬
‫آخه چطوری می‌خواد دستور بده؟‬

45:59.798 --> 46:01.799
‫اگه بمب رو یه جایِ اشتباه بندازن چی؟‬

46:01.800 --> 46:03.593
‫«ثئول. بندازینش تو ثئول.»‬

46:03.594 --> 46:05.011
‫«گفتم تو ثئول.»‬

46:05.012 --> 46:06.054
‫«بندازینش تو ثئول.»‬

46:07.222 --> 46:11.184
‫اون که نه آدمِ بی‌رحمیه نه خشن،‬
‫پس چرا سعی می‌کنه داستان‌هایِ دارک بنویسه؟‬

46:11.185 --> 46:14.228
‫باید همون فیلم‌هایِ لوسِ خودش رو بسازه،‬
‫دقیقاً مثلِ خودش.‬

46:14.229 --> 46:15.563
دارک، پیشکش

46:15.564 --> 46:17.690
‫سعی کرده بود باکلاس درش بیاره،‬

46:17.691 --> 46:19.859
‫ولی اون‌قدر خزوخیل بود
که نزدیک بود از خنده غش کنم.‬

46:19.860 --> 46:22.987
‫تمامِ مدتِ فیلم،
ساعتِ احساس‌سنجم قرمز بود.‬

46:22.988 --> 46:26.240
‫یادتونه چی بهتون گفتم؟‬
‫سبز یعنی خوب، قرمز یعنی بد.‬

46:26.241 --> 46:30.912
‫ساعتم مدام می‌لرزید و چراغِ قرمزش روشن می‌شد،‬
‫نگاهش که کردم دیدم نوشته:‬

46:30.913 --> 46:34.917
‫«کسل‌کننده، کسل‌کننده، رو مخ،‬
‫رو مخ، رو مخ، رو مخ، رو مخ.»‬

46:35.834 --> 46:37.628
‫واسه دو ساعتِ تمام.‬

46:39.171 --> 46:40.214
‫به نظرِ من که جالب بود.‬

46:45.260 --> 46:46.845
‫فکر کردی جالب بود؟‬

46:47.513 --> 46:48.971
‫جالب بود دیگه.‬

46:48.972 --> 46:51.599
‫جنایتِ بزرگی که مرتکب نشده.‬

46:51.600 --> 46:54.895
‫چرا فقط چون از فیلم خوشت نیومده‬
‫این‌قدر عصبانی می‌شی؟‬

46:55.562 --> 46:57.773
‫سونگ‌ته، تو عصبانی نمی‌شی‬

46:58.398 --> 47:00.983
‫وقتی می‌ری رستوران‬
‫و غذاش بدمزه‌ست؟‬

47:00.984 --> 47:02.527
‫اینم دقیقاً همونه.‬

47:02.528 --> 47:05.029
‫تماشایِ یه فیلمِ کسل‌کننده دقیقاً مثلِ‬

47:05.030 --> 47:07.449
‫رفتن به یه رستورانِ داغونه‬
‫وقتی که داری از گشنگی می‌میری!‬

47:08.492 --> 47:09.825
‫اصلاً چرا فیلم می‌بینیم؟‬

47:09.826 --> 47:12.955
‫مثلِ این می‌مونه که پول بدی واسه یه‬
‫ماساژِ حال‌خوب‌کنِ دو ساعته.‬

47:13.705 --> 47:15.373
‫که حالمون خوب بشه، سونگ‌ته!‬

47:15.374 --> 47:16.625
‫پسر، خیلی رو مخی.‬

47:19.878 --> 47:21.880
‫مگه اون کمدی نمی‌نویسه؟‬

47:23.924 --> 47:25.424
‫لعنتی.‬

47:25.425 --> 47:28.302
‫نباید راه بیفته و تویِ هر مراسمی‬
‫حالِ بقیه رو بگیره.‬

47:28.303 --> 47:30.513
‫همه‌شون واسه این فیلم‬
‫جون کندن!‬

47:30.514 --> 47:32.557
‫چون خودش تا حالا این کارو نکرده.‬

47:32.558 --> 47:33.475
‫بیا بریم.‬

47:38.063 --> 47:39.106
‫اصلاً نمی‌فهمم.‬

47:39.773 --> 47:41.400
‫- هی!‬
‫- هی.‬

48:02.796 --> 48:03.964
[‫انتقامِ خواهر‬]

48:10.345 --> 48:13.056
‫انگار خیلی با بازیِ من مشکل داری.‬

48:14.641 --> 48:16.476
‫خودتون تا حالا چه کارایی
کردین، آقایِ کارگردان؟‬

48:19.354 --> 48:20.480
‫خب، من...‬

48:28.113 --> 48:29.781
‫مستقیم می‌ری خونه، دیگه؟‬

48:39.082 --> 48:40.542
‫اون آدمِ بی‌سر و پایِ لعنتی.‬

48:46.965 --> 48:49.217
‫شنیدم ما جه‌یونگ‬
‫بودجه‌یِ تولیدِ فیلم رو گرفته.‬

48:50.636 --> 48:51.511
‫واقعاً؟‬

48:53.472 --> 48:55.140
‫خوش به حالش.‬

48:55.932 --> 48:57.933
‫شنیدم مبلغِ بودجه‌اش خیلی زیاده.‬

48:57.934 --> 48:58.769
‫سه میلیارد وون.‬

48:59.394 --> 49:00.394
‫خیلی زیاده.‬

49:00.395 --> 49:02.648
‫بالاخره کارِ اونم‬
‫رویِ غلتک افتاد.‬

49:03.398 --> 49:05.232
‫می‌دونستم جه‌‌یونگ می‌گیرتش.‬

49:05.233 --> 49:07.276
‫ یه جذبه‌یِ خاصی داره.‬

49:07.277 --> 49:08.861
‫شاید حرفم تند به نظر بیاد،‬

49:08.862 --> 49:12.449
‫ولی اگه کسی جذاب نباشه،‬
‫نوشته‌اش هم جذاب نمی‌شه.‬

49:23.210 --> 49:25.504
‫تو جذاب‌ترین آدمی هستی که‬

49:26.129 --> 49:28.215
‫تا حالا دیدم.‬

49:29.216 --> 49:30.842
‫پس چرا نوشته‌هات اینطوریه؟‬

49:31.551 --> 49:33.260
‫این همه زن دورت هست،‬

49:33.261 --> 49:35.138
‫و جذاب‌ترین مردِ رویِ زمینی.‬

49:36.807 --> 49:38.392
‫پس چرا نوشته‌هات اینطوریه؟‬

49:59.705 --> 50:00.831
‫بریم واسه دورِ دوم.‬

50:35.115 --> 50:36.700
‫- این نیم‌وجبیِ...‬
‫- ولش کن.‬

50:38.452 --> 50:41.620
‫اون صحنه رو که قبل‌تر دیدم،‬

50:41.621 --> 50:43.414
‫یهو یه چیزی به ذهنم رسید.‬

50:43.415 --> 50:48.335
‫می‌تونیم یه پیش‌درآمد بسازیم که تو‬
‫خواهرِ بزرگه‌ باشی و...‬

50:48.336 --> 50:49.296
چته؟

52:29.354 --> 52:33.315
‫اگه نتونم با موفقیت خودم رو ثابت کنم،‬
‫با فروپاشی ثابت می‌کنم!‬

52:33.316 --> 52:35.985
‫اگه نتونم با موفقیت خودم رو ثابت کنم،‬

52:35.986 --> 52:38.153
‫با فروپاشی ثابت می‌کنم!‬

52:38.154 --> 52:40.031
‫اگه نتونم با موفقیت خودم رو ثابت کنم...‬

52:48.874 --> 52:52.586
[‫سرعتِ فعلیِ شما‬
‫۲۲ کیلومتر بر ساعت‬]

53:38.882 --> 53:42.968
‫«رفتم ماساژ که حالم خوب شه،‬
‫ولی بدتر گند زد به اعصابم.»‬

53:42.969 --> 53:44.303
‫مرتیکه‌یِ عوضی.‬

53:44.304 --> 53:46.055
‫شاید کارِ دونگ‌ مان نباشه.‬

53:46.056 --> 53:48.349
‫نگاه کن. فقط یه نگاه بنداز.‬

53:48.350 --> 53:50.225
‫اسمِ کاربریش «موزیک»ـه،‬
‫که یعنی «بیکار».‬

53:50.226 --> 53:52.020
‫این مرتیکه رویِ این کلمه قفلی زده.‬

53:53.438 --> 53:55.481
‫از بینِ این همه جا، باید تویِ یه سایتِ اصلی‬
‫پست می‌ذاشت.‬

53:55.482 --> 53:57.567
‫زمانش رو هم ببین.‬
‫دقیقاً بعدِ اکرانِ اول بوده.‬

54:02.614 --> 54:04.406
‫تمامِ مدتِ فیلم داشت‬
‫می‌لمبوند.‬

54:04.407 --> 54:07.619
‫تا حالا دیدی کسی از اهالیِ سینما‬
‫تویِ اکرانِ اول پاپ‌کورن بخوره؟‬

54:08.954 --> 54:12.666
‫تویِ صحنه‌هایِ مهم مدام‬
‫صدایِ خوردنش می‌اومد.‬

54:17.879 --> 54:18.880
‫چراغ داره عوض می‌شه.‬

54:22.050 --> 54:23.259
‫چراغ!‬

54:28.306 --> 54:29.432
وای

54:30.934 --> 54:32.810
‫- این چه کاریه؟‬
‫- یا خدا.‬

54:32.811 --> 54:34.145
‫ترسیدم.‬

54:35.814 --> 54:36.856
‫ببخشید.‬

54:37.482 --> 54:38.316
‫معذرت می‌خوام.‬

54:47.909 --> 54:49.828
نکن

54:50.412 --> 54:51.954
‫انگشتت رو سمتِ من نگیر!‬

54:51.955 --> 54:53.999
بزنم بشکنمش؟

54:55.458 --> 54:56.459
‫معذرت می‌خوام.‬

54:58.461 --> 54:59.462
‫سوار شو.‬

55:00.964 --> 55:03.299
‫این الف‌بچه رو نگاه کن.‬

55:05.510 --> 55:07.302
.ایش

55:07.303 --> 55:08.263
!آهای

55:09.431 --> 55:10.390
‫هی!‬

55:16.730 --> 55:17.647
‫عزیزم!‬

55:18.231 --> 55:19.441
‫عزیزم!‬

55:20.233 --> 55:21.900
‫- خوبی؟‬
‫- حالت خوبه؟‬

55:21.901 --> 55:23.777
‫- حتماً خیلی درد داره.‬
‫- ای وای.‬

55:23.778 --> 55:25.154
‫خیلی بد خورد زمین.‬

55:25.155 --> 55:27.072
‫- نباید کاری کنیم؟‬
‫- حالش خوبه؟‬

55:27.073 --> 55:29.617
‫- چطوره؟‬
‫- باید بره بیمارستان.‬

55:30.243 --> 55:32.579
‫خوبه. چیزیش نیست.‬

55:33.538 --> 55:35.706
‫بلند شو. عزیزم، بلند شو.‬

55:35.707 --> 55:37.583
‫پارک گیونگ‌سه، بلند شو.‬

55:37.584 --> 55:38.418
‫گفتم بلند شو.‬

55:43.131 --> 55:45.340
‫بهشون می‌گم بدونِ تو مراسمِ
خوش‌آمدگویی رو‬ ‫اجرا کنن.‬

55:45.341 --> 55:47.927
‫نگرانِ اون نباش و‬
‫فقط به فکرِ خودت باش.‬

55:49.679 --> 55:50.513
.اوکی

55:58.563 --> 56:00.648
‫بذار ببینم...‬

56:01.900 --> 56:04.110
[‫نزول‌خور‬]

56:45.985 --> 56:47.070
‫لعنتی!‬

57:03.753 --> 57:06.047
‫از کجا می‌شه فهمید‬
‫دنیا تموم شده یا نه؟‬

57:07.173 --> 57:08.842
‫همه‌اش برمی‌گرده به هوا.‬

57:10.385 --> 57:12.804
‫وقتی افسردگی مثلِ یه وزنه‌یِ آهنیِ سنگین‬
‫بهم فشار می‌آورد،‬

57:13.429 --> 57:15.014
‫و حتی نمی‌تونستم بشینم،‬

57:16.432 --> 57:17.851
‫تنها چیزی که می‌خواستم...‬

57:19.102 --> 57:20.186
‫هوا بود.‬

57:22.480 --> 57:23.773
‫کاش فقط هوا عوض می‌شد...‬

57:25.817 --> 57:28.945
‫کاش یه دستگاهی بود که‬
‫می‌شد باهاش هر جور هوایی رو ساخت...‬

57:30.321 --> 57:31.239
‫با خودم فکر می‌کنم‬

57:31.990 --> 57:33.825
‫الان چه جور هوایی می‌ساختم.‬

58:53.363 --> 58:57.282
*آب و هوا ساز*

58:57.283 --> 58:58.701
[نوشته‌ی هوانگ دونگ‌مان]

59:40.201 --> 59:41.285
‫الو؟‬

59:41.286 --> 59:42.869
‫من دیگه دارم می‌رم.‬

59:42.870 --> 59:44.122
‫سلام.‬

59:45.707 --> 59:46.749
‫واقعاً خوبه.‬

59:48.334 --> 59:49.168
‫هی.‬

59:49.961 --> 59:50.795
‫بیا تو.‬

59:54.090 --> 59:56.509
‫شنیدم از یکی از کارمندام خواستی‬
‫فیلمنامه‌ت رو نگاه کنه.‬

59:57.051 --> 59:57.885
بله

01:00:04.183 --> 01:00:05.143
‫اینجا خیلی قشنگه.‬

01:00:05.727 --> 01:00:06.811
‫- بفرما بشین.‬
‫- باشه.‬

01:00:10.231 --> 01:00:11.065
تبر، بیا اینجا.

01:00:14.277 --> 01:00:15.236
‫بیا دیگه.‬

01:00:36.007 --> 01:00:38.843
‫شایعه شده که من برای فیلم‌هایی
که می‌سازیم‬ ‫تصمیم نمی‌گیرم،‬

01:00:40.053 --> 01:00:41.929
‫بلکه ایشون تصمیم می‌گیره.‬

01:00:44.641 --> 01:00:47.434
ولی من تهیه کننده‌ام
چوی دونگ‌هیون

01:00:47.435 --> 01:00:48.269
بله

01:00:48.978 --> 01:00:51.688
‫نمی‌تونم همه‌ی فیلمنامه‌هایی که‬
‫سرازیر می‌شن رو بخونم،‬

01:00:51.689 --> 01:00:53.815
‫واسه همین ایشون اول
بررسیشون می‌کنه‬

01:00:53.816 --> 01:00:57.403
‫و فقط اونایی که باید بخونم رو‬
‫می‌ذاره روی میزم.‬

01:00:58.279 --> 01:01:01.574
‫حالا ببینیم‬
‫لازمه مال تو رو بخونم یا نه.‬

01:01:03.534 --> 01:01:04.827
‫ببینیم اول ایشون
چی می‌گه.‬

01:01:05.787 --> 01:01:08.581
‫قدیما معروف بودی که فیلمنامه‌ها رو‬
‫مثل تبر سلاخی می‌کنی،‬

01:01:09.123 --> 01:01:11.000
‫ولی این روزا دیگه اون‌قدر تیز نیستی.‬

01:01:14.087 --> 01:01:15.380
‫هنوز اون برندگی رو داری؟‬

01:01:18.424 --> 01:01:19.467
‫تیکه‌تیکه‌ش کن.‬

01:01:23.221 --> 01:01:24.055
‫شروع کن.‬

01:01:24.722 --> 01:01:25.640
‫فقط خودمونیم.‬

01:01:30.311 --> 01:01:31.437
نمی‌کنی؟

01:01:35.817 --> 01:01:38.194
[آب‌وهوا ساز
نوشته‌ی هوانگ دونگ‌مان]

01:01:41.781 --> 01:01:43.574
‫«داستانی درباره‌ی مردی که با
هوش مصنوعی می‌جنگه‬

01:01:44.075 --> 01:01:46.452
‫تا توی دنیای آینده که دیگه
خبری از آب‌وهوا نیست،‬

01:01:47.370 --> 01:01:49.706
‫دوباره آب‌وهوا رو برگردونه.»‬

01:01:50.331 --> 01:01:51.290
‫این چیزیه که‬

01:01:52.542 --> 01:01:54.168
‫توی خلاصه‌ی یک‌خطیِ داستانت اومده.‬

01:01:56.295 --> 01:01:57.755
‫اما اون واقعاً نمی‌جنگه.‬

01:02:00.800 --> 01:02:02.634
‫ضدقهرمان باید قوی باشه،‬

01:02:02.635 --> 01:02:04.678
‫و قهرمان هم باید‬
‫به همون اندازه قوی باشه،‬

01:02:04.679 --> 01:02:06.096
‫و این دوتا باید با هم سرشاخ بشن.‬

01:02:06.097 --> 01:02:08.099
‫ولی هم ضدقهرمان و هم قهرمان‬
‫خیلی دودل و مردد به نظر می‌رسن.‬

01:02:09.809 --> 01:02:11.060
‫از همه مهم‌تر،‬

01:02:11.644 --> 01:02:13.396
‫قهرمان داستان هیچ قدرتی نداره.‬

01:02:14.897 --> 01:02:17.233
‫مردم تشنه‌ی قدرت‌ان.‬

01:02:17.775 --> 01:02:19.402
‫تک‌تکِ آدم‌ها.‬

01:02:20.695 --> 01:02:22.864
‫واسه همینه که اونا قهرمانی می‌خوان‬
‫که بتونه از هر موقعیتی جون سالم به در ببره،‬

01:02:23.656 --> 01:02:25.658
‫هیچ‌وقت خسته نشه،‬

01:02:26.576 --> 01:02:28.828
‫با اعتمادبه‌نفس با چالش‌ها روبرو بشه،‬

01:02:29.454 --> 01:02:32.498
‫و طوری پیروز بشه که‬
‫انگار طبیعی‌ترین اتفاق ممکنه.‬

01:02:37.545 --> 01:02:40.715
‫بیننده‌‌ها می‌خوان اون لحظه‌ی حماسی و‬
‫انفجاری رو تجربه کنن.‬

01:02:43.009 --> 01:02:44.177
...اما قهرمان این فیلم‌نامه

01:02:45.928 --> 01:02:47.054
‫اصلاً این‌طوری نیست.‬

01:02:49.265 --> 01:02:52.059
‫باید کسی رو خلق می‌کردین
که قدرت داشته باشه.‬

01:02:54.145 --> 01:02:55.605
ولی چرا نکردین؟

01:02:58.858 --> 01:03:00.318
‫چون خودِ نویسنده...‬

01:03:07.867 --> 01:03:09.118
‫این قدرت رو توی وجودش نداره.‬

01:03:10.244 --> 01:03:11.662
‫مگه من چیکار کردم؟ ‬

01:03:12.705 --> 01:03:15.041
‫خسته شدم از بس سر هر چیز کوچیکی‬
‫ناراحت شدی و بهت بر خورد.‬

01:03:16.042 --> 01:03:17.167
‫من کِی‬

01:03:17.168 --> 01:03:19.045
‫فکر می‌کنی داری مخفیش می‌کنی،‬
‫ولی تابلوعه.‬

01:03:19.629 --> 01:03:22.173
‫حس گناه بهم میدی‬
‫انگار کار وحشتناکی کرده باشم.‬

01:03:22.757 --> 01:03:25.551
‫آخرش منم اذیت می‌شم‬
‫چون تو همیشه داری اذیت می‌شی.‬

01:03:27.762 --> 01:03:28.846
‫چرا فیلم می‌سازیم؟ ‬

01:03:30.056 --> 01:03:34.017
‫چون می‌خوایم آدم‌هایی رو ببینیم‬
‫که قدرت دارن.‬

01:03:34.018 --> 01:03:35.644
‫فکر می‌کنی چرا می‌خوایم اینو ببینیم؟ ‬

01:03:35.645 --> 01:03:37.313
‫!چون خودمون قدرت نداریم‬

01:03:47.990 --> 01:03:50.034
[‫سرعت فعلی شما‬
‫۲۰ کیلومتر بر ساعت‬]

01:03:53.204 --> 01:03:54.205
‫یه خالق‬

01:03:55.081 --> 01:03:56.999
‫نمی‌تونه چیزی رو خلق کنه
که خودش نداره.‬

01:04:24.861 --> 01:04:26.362
‫پس نیازی نیست بخونمش، درسته؟‬

01:05:05.151 --> 01:05:06.027
دونگ‌مان

01:05:07.403 --> 01:05:08.529
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.‬

01:05:10.072 --> 01:05:11.657
‫فکر می‌کنی چرا‬
‫کارت نمی‌گیره؟‬

01:05:12.783 --> 01:05:15.118
‫می‌خوام نظرت رو صادقانه بدونم،‬

01:05:15.119 --> 01:05:16.120
راستش رو بگو‌.

01:05:17.121 --> 01:05:19.582
‫۲۰ سال گذشته.‬
‫فکر می‌کنی چرا هنوز موفق نشدی؟‬

01:05:25.713 --> 01:05:26.672
‫ازت سوال پرسیدم.‬

01:05:30.176 --> 01:05:32.719
‫هیچ‌کس اینو بهت نمی‌گه.‬

01:05:32.720 --> 01:05:33.846
‫حتی یک نفر.‬

01:05:34.805 --> 01:05:35.640
‫پس،‬

01:05:36.599 --> 01:05:38.184
‫من پیش‌قدم می‌شم
و حرف دل همه رو می‌زنم.‬

01:06:00.164 --> 01:06:01.999
‫مرتیکه‌ی روانی! داری چیکار می‌کنی؟‬

01:06:13.094 --> 01:06:14.136
‫وقتشه که بیخیال بشی‬

01:06:15.638 --> 01:06:18.057
‫تا کی می‌خوای دنبال چیزی باشی‬
‫که به جایی نمی‌رسه؟‬

01:06:18.641 --> 01:06:21.393
‫اون ۲۰ سال رو خیلی بزرگش نکن.‬

01:06:21.394 --> 01:06:23.561
‫اگه دندون روی جگر می‌ذاشتی‬
‫و تمام توانت رو می‌ذاشتی،‬

01:06:23.562 --> 01:06:25.438
‫توی ۱۰ سال موفق می‌شدی.‬

01:06:25.439 --> 01:06:28.149
‫اما تو فقط گذاشتی ۲۰ سال از دست بره،‬

01:06:28.150 --> 01:06:30.820
‫و فقط هِی خوردی و ریدی.‬

01:06:38.786 --> 01:06:42.373
[‫گرسنه‬]

01:07:09.650 --> 01:07:12.945
[پاتوق]

01:07:15.448 --> 01:07:17.574
بالاخره که یکی باید بهش می‌گفت.

01:07:17.575 --> 01:07:19.660
‫اینطوری نبود که نخوایم بهش بگیم.‬

01:07:20.578 --> 01:07:21.620
‫فقط نمی‌تونستیم این کارو بکنیم.‬

01:07:23.039 --> 01:07:25.623
‫هر وقت یکی موفق می‌شه،
اون دیوونه می‌شه

01:07:25.624 --> 01:07:29.712
‫منظورم اینه که، طرف روزی
صد تا پیام توی گروه می‌ذاره

01:07:30.337 --> 01:07:33.423
‫ولی یه کلمه هم بهم تبریک نمی‌گه
که فیلمم میلیونی شده

01:07:33.424 --> 01:07:35.717
‫این کثافت اینقدر خودخواهه.‬

01:07:35.718 --> 01:07:38.011
‫دیدی دیشب با جون‌هوان
چطوری رفتار کرد.‬

01:07:38.012 --> 01:07:40.013
‫«چرا نوشته‌هات اینجوریه؟»‬

01:07:40.014 --> 01:07:41.307
‫آخه کدوم آدمی اینطوری حرف می‌زنه؟‬

01:07:42.475 --> 01:07:43.392
‫بیخیال.‬

01:07:44.143 --> 01:07:46.645
‫هوانگ دونگ‌مان فقط چیزی
رو شنید که حقش بود

01:07:49.315 --> 01:07:51.608
‫بعد از اینکه فیلمم اکران شد،
هر وقت منو می‌دید

01:07:51.609 --> 01:07:54.403
‫می‌گفت: «این فیلمِ خوبی نیست.»‬

01:07:55.237 --> 01:07:57.406
‫خب اگه اینطوریه چرا خودش
یکی نمی‌سازه؟‬

01:07:57.990 --> 01:08:01.409
‫خودش یه دونه فیلم هم نساخته،
اون وقت همیشه داره به تازه‌کارها درس می‌ده

01:08:01.410 --> 01:08:03.036
‫اصلاً بقیه چیزا رو ول کن.‬

01:08:03.037 --> 01:08:04.913
‫فقط می‌خوام دهنشو ببنده.‬

01:08:04.914 --> 01:08:07.207
‫یه ریز حرف می‌زنه،
اصلاً نمی‌ذاره کسی حرف بزنه

01:08:07.208 --> 01:08:09.459
‫حس می‌کنم با گوش دادن به
حرفاش دارم دیوونه می‌شم.‬

01:08:09.460 --> 01:08:12.170
‫نمی‌تونه یه لحظه ساکت بشه؟
مگه چقدر سخته؟‬

01:08:12.171 --> 01:08:13.671
‫چطوری می‌تونه ساکت بمونه؟‬

01:08:13.672 --> 01:08:14.799
‫اون وحشت‌زده‌ست.‬

01:08:35.111 --> 01:08:36.487
‫اگه چیزی نگه‬

01:08:37.363 --> 01:08:38.989
‫حس می‌کنه اصلاً وجود نداره‬

01:08:39.949 --> 01:08:41.158
‫پس چطوری می‌تونه ساکت بمونه؟ ‬

01:09:28.998 --> 01:09:30.790
‫به جای اینکه بچسبی به چیزی که درست‌بشو نیست‬

01:09:30.791 --> 01:09:32.709
‫و به موفقیت بقیه حسودی کنی ‬

01:09:32.710 --> 01:09:34.295
‫از این به بعد سعی کن سازنده‌تر‬

01:09:35.379 --> 01:09:36.839
‫و مفیدتر زندگی کنی.‬

01:09:42.553 --> 01:09:43.470
هوم؟

01:09:48.225 --> 01:09:50.311
‫ چرا زندگیِ من باید طبق میلِ شما باشه؟‬

01:09:57.484 --> 01:09:59.403
‫مرتیکه‌ی روانی! داری چیکار می‌کنی؟‬

01:10:10.289 --> 01:10:11.457
!براوو

01:10:15.252 --> 01:10:16.086
‫ببخشید.‬

01:10:17.000 --> 01:10:37.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:10:42.321 --> 01:10:43.655
‫کتک خوردی؟

01:10:43.656 --> 01:10:45.156
پس چرا گچ کردی؟

01:10:45.157 --> 01:10:47.284
!دونگ‌مان

01:10:48.285 --> 01:10:50.078
‫گفتم برو پرینتش بگیر!‬

01:10:50.079 --> 01:10:52.790
‫دلم براش می‌سوزه،
ولی خودش باید از پسش بربیاد.‬

01:10:53.457 --> 01:10:57.377
چطوری باید اون حسی که خون‌دماغ
شدیم رو توصیف کنیم؟

01:10:57.378 --> 01:10:58.294
ای پدر سوخته

01:10:58.295 --> 01:11:01.422
می‌دونی که
هر جا میره همه چیو خراب می‌کنه

01:11:01.423 --> 01:11:03.174
دیگه حق نداری بیای اینجا

01:11:03.175 --> 01:11:06.386
بزرگترا بهش میگن قطع رابطه

01:11:06.387 --> 01:11:08.930
قطع رابطه دست‌جمعی
اسمش قلدریه، مرتیکه

01:11:08.931 --> 01:11:11.975
چرا همه‌تون انقدر با
کارگردان هوانگ مشکل دارین؟

01:11:11.976 --> 01:11:13.978
آدما چطوری قدرت به دست میارن؟

01:11:15.813 --> 01:11:17.189
شاید اگه عاشق کسی بشی

01:11:17.773 --> 01:11:19.441
قلبت تند می‌زنه‌
