WEBVTT

00:03.000 --> 00:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:14.264 --> 00:16.290
‫من یه استادِ محبوبم.‬

00:16.307 --> 00:17.929
‫می‌دونم تو این‌طوری فکر می‌کنی...‬

00:17.934 --> 00:20.640
‫اصلاً تا حالا ارزشیابی‌های منو دیدی؟‬

00:20.645 --> 00:25.103
‫هی، صبر کن، هی. بیا... بیاید یکم قدم بزنیم.‬
‫می‌شه فقط یکم قدم بزنیم؟‬

00:25.108 --> 00:28.106
‫من همیشه منشأ خشم رو توی واژنم حس کردم،‬

00:28.111 --> 00:32.131
‫و تعجب می‌کنم که چرا توی
‫ادبیات بیشتر بهش اشاره نشده.‬

00:32.157 --> 00:36.489
‫خیلی از دانشجوها ناراحتن
‫که تو علیه جان حرفی نزدی.‬

00:36.494 --> 00:39.409
‫- حرف نزدم؟‬
‫- آخه تو ملأ عام باهاش دیده شدی.‬

00:39.414 --> 00:40.715
‫اون شوهرمه.‬

00:40.749 --> 00:43.538
‫این رابطه داره برای دانشجوها سخت می‌شه.‬

00:43.543 --> 00:45.415
‫- چی؟!‬
‫- و همین‌طور برای اساتید.‬

00:45.420 --> 00:45.820
‫کی؟‬

00:47.172 --> 00:49.502
‫- باعث می‌شی اونا احساس ناراحتی کنن.‬
‫- چطوری مثلاً؟‬

00:49.507 --> 00:51.171
‫رفتارت غیرقابل‌پیش‌بینی شده.‬

00:51.176 --> 00:54.799
‫خب، همین‌طوری که نمی‌تونی اخراجم کنی.‬
‫یه روالی داره. من رسمی‌ام.‬

00:54.804 --> 00:57.844
‫ازتون می‌خوایم تا آخر هفته
‫داوطلبانه کناره‌گیری کنی.‬

00:57.849 --> 00:58.762
‫خب، من این کار رو نمی‌کنم.‬

00:58.767 --> 01:01.222
‫اگه نکنی، می‌تونیم بفرستیمت مرخصی اجباری‬

01:01.227 --> 01:03.308
‫تا آخر سال، اونم از هفته‌ی دیگه.‬

01:03.313 --> 01:04.642
‫ترجیح می‌دیم کار به اونجا نکشه.‬

01:04.647 --> 01:07.228
‫کی می‌خواد کلاسای منو تحویل بگیره؟‬
‫وسط ترمیم.‬

01:07.233 --> 01:10.493
‫سینتیا توی حوزه‌ی تخصصی تو کاملاً وارده.‬

01:11.154 --> 01:12.817
‫- قضیه سر اون پرونده‌ست؟‬
‫- کدوم پرونده؟‬

01:12.822 --> 01:15.278
‫- بحث سر پرونده نیست، اما...‬
‫- اما چی؟‬

01:15.283 --> 01:17.781
‫اگه خودت داوطلبانه استعفا بدی برات بهتره.‬

01:17.786 --> 01:18.246
‫چرا؟‬

01:18.569 --> 01:20.742
‫چون اگه بفرستیمت مرخصی اجباری،‬

01:20.747 --> 01:23.369
‫مجبور می‌شیم شکایت‌ها رو رسمی کنیم.‬

01:23.374 --> 01:24.829
‫- واقعاً؟‬
‫- بله.‬

01:24.834 --> 01:26.956
‫خب، اگه این کار رو بکنی دیوید،‬

01:26.961 --> 01:33.137
‫دیگه عمراً حتی به فکر
‫خوابیدن با تو هم نیفتم.‬

01:33.218 --> 01:33.618
‫چی؟‬

01:34.344 --> 01:36.214
‫اشکالی نداره.‬

01:36.387 --> 01:38.365
‫- جدی؟‬
‫- بله.‬

01:39.265 --> 01:41.850
‫من... من هیچ علاقه‌ای به این کار ندارم.‬

01:42.086 --> 01:42.836
‫نداری؟‬

01:43.248 --> 01:43.648
‫نه.‬

01:44.646 --> 01:47.651
‫خب، ممنون دیوید.‬

01:47.899 --> 01:50.515
‫خیلی ممنون، کثافت.‬

01:54.322 --> 01:55.422
‫ببخشید... چی؟‬

01:56.032 --> 01:58.032
‫نمی‌دونم... واقعاً نمی‌دونم.‬

01:58.660 --> 02:00.047
‫اون غیرقابل‌پیش‌بینیه.‬

02:00.081 --> 02:07.437
‫ولادیمیر
‫فصل اول قسمت ششم:
‫چرا که تلخ است و چرا که قلب من است
‫(شعری از فدریکو گارسیا لورکا)

02:07.460 --> 02:10.875
‫یعنی اعتراض می‌کردم؟‬
‫معلومه که می‌تونستم اعتراض کنم.‬

02:10.880 --> 02:13.628
‫ببخشید خانم.‬
‫سیگار کشیدن توی محوطه‌ی دانشگاه ممنوعه.‬

02:13.633 --> 02:14.796
‫اونا نمی‌فهمن؟‬

02:14.801 --> 02:18.174
‫اگه می‌خواستم، می‌تونستم
‫یه قهرمان فمینیست باشم.‬

02:18.179 --> 02:19.300
‫از کی تا حالا؟‬

02:19.305 --> 02:20.175
‫سه ساله.‬

02:20.390 --> 02:23.304
‫می‌تونستم کل دانشگاه رو با حرفام پر کنم.‬

02:23.309 --> 02:25.890
‫یه عالمه جوونِ مشتاق و سرزنده‬

02:25.895 --> 02:29.352
‫که وقتی با آب‌وتاب حرف
‫می‌زدم، برام غش‌وضعف می‌کردن.‬

02:29.357 --> 02:32.487
‫- خانم؟‬
‫- ولی این خلاف اصول منه.‬

02:32.819 --> 02:35.817
‫من مجبور نیستم بابت
‫رفتار شوهرم جواب پس بدم.‬

02:35.822 --> 02:38.903
‫- می‌خوای سیگارتو خاموش کنی؟‬
‫- منظورم اینه که من شخصیت مستقل خودم رو دارم.‬

02:38.908 --> 02:40.697
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم.‬

02:40.702 --> 02:42.031
‫می‌تونم کارت شناساییتون رو ببینم؟‬

02:42.036 --> 02:45.618
‫اوه، خب، ممنون بابت تعریفت،‬
‫ولی من دانشجو نیستم. استادم.‬

02:45.623 --> 02:48.163
‫آره، فهمیدم. داری مقاومت می‌کنی؟‬

02:48.168 --> 02:51.276
‫اوه، باشه. خیلی خب. خاموشش کردم، خوبه؟‬

02:51.629 --> 02:54.419
‫حالا، می‌تونم یه سطل آشغال پیدا کنم؟‬
‫چون من آشغال زمین نمی‌ریزم.‬

02:54.424 --> 02:55.837
‫کارت شناساییتون رو لازم دارم.‬

02:55.842 --> 02:58.590
‫چرا؟ می‌خوای چیکار کنی؟‬
‫از تدریس معلقم کنی؟‬

02:58.595 --> 03:01.345
‫نه خانم. دارم براتون احضاریه می‌نویسم.‬

03:02.390 --> 03:02.790
‫چی؟‬

03:06.000 --> 03:13.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:17.761 --> 03:18.758
‫بیا تو!‬

03:21.117 --> 03:21.867
‫سلام.‬

03:22.744 --> 03:23.781
‫اوه، سلام.‬

03:23.786 --> 03:25.120
‫بدموقع که نیومدم؟‬

03:25.505 --> 03:27.905
‫آه... ببخشید. متأسفم. شنیدی دیگه.‬

03:27.916 --> 03:28.956
‫چی رو شنیدم؟‬

03:29.918 --> 03:32.165
‫اوه، هیچی. نه، هیچی.‬

03:32.170 --> 03:35.266
‫تو فقط، اومدی... اومدی با من حرف بزنی.‬

03:35.840 --> 03:39.366
‫آره، آره، نه.‬
‫داشتم می‌رفتم سر کلاس و‬

03:40.553 --> 03:44.633
‫باید ازت می‌پرسیدم،‬
‫تا حالا کتابای سوزی بویت رو خوندی؟‬
‫(سوزی بویت: نویسنده و روزنامه‌نگار بریتانیایی)

03:44.724 --> 03:48.640
‫- کتاب «دوست‌داشته‌شده و گم‌شده»؟ وای خدای من.‬
‫- آره، تازه شروعش کردم!‬

03:48.645 --> 03:52.143
‫خیلی وقت بود با قلمی مثل
‫قلم اون روبرو نشده بودم.‬

03:52.148 --> 03:56.147
‫وقتی می‌خوندمش، همه‌ش با خودم فکر
‫می‌کردم،‬ چطور یه کتاب می‌تونه این‌قدر پراحساس، خنده‌دار،‬

03:56.152 --> 03:57.649
‫و هم‌زمان این‌قدر عالی باشه؟‬

03:57.654 --> 03:59.023
‫آره، دقیقاً.‬

03:59.030 --> 04:01.778
‫بهترین کتابیه که این اواخر خوندم.‬

04:01.783 --> 04:05.114
‫معلومه که فکر می‌کنه از کتاب من بهتره.‬
‫واقعاً هم از مال من بهتره.‬

04:05.119 --> 04:08.701
‫من به تحسین کردن،‬
‫سخاوتمندی و طرفدار بودن اعتقاد دارم.‬

04:08.706 --> 04:10.119
‫هم اون کتاب و هم مال تو.‬

04:10.124 --> 04:10.633
‫چی؟‬

04:11.042 --> 04:12.652
‫هم اون و هم مال تو.‬

04:12.669 --> 04:15.769
‫شرط می‌بندم اینو به همه‌ی نویسنده‌ها می‌گی.‬

04:20.593 --> 04:21.283
‫خوبی؟‬

04:23.032 --> 04:23.592
‫چی؟‬

04:23.888 --> 04:27.328
‫آخه، خب، تو فقط...‬
‫به نظر می‌رسه... نمی‌دونم.‬

04:28.017 --> 04:29.430
‫یکم غمگین و تنها به نظر میای.‬

04:29.435 --> 04:33.979
‫ای خدا،‬
‫فکر می‌کردم خیلی خوب دارم مخفیش می‌کنم.‬

04:33.996 --> 04:37.425
‫- اوم، تو هیچی رو نمی‌تونی مخفی کنی.‬
‫- نه؟‬

04:37.610 --> 04:38.900
‫خیلی شفافی.‬

04:40.238 --> 04:41.698
‫این... این قشنگه.‬

04:44.158 --> 04:44.618
‫اوه.‬

04:49.205 --> 04:52.287
‫- می‌تونم دستمو بندازم دورت؟‬
‫- البته.‬

04:52.292 --> 04:53.042
‫ممنون.‬

04:55.420 --> 04:57.520
‫اوه، ممنون از لطفت.‬

05:04.220 --> 05:05.730
‫می‌برمت یه جای دور.‬

05:07.390 --> 05:09.600
‫- استاد ولادینسکی؟‬
‫- اوه.‬

05:14.731 --> 05:16.921
‫- بعداً می‌بینمت.‬
‫- آره.‬

05:17.650 --> 05:21.482
‫منظورم اینه که همین‌طوری نمی‌تونن حکم بدن‬
‫که برم مرخصی اجباری.‬

05:21.487 --> 05:24.527
‫ببین، منم به اندازه‌ی تو عصبانیم،‬
‫ولی به چشم یه فرصت بهش نگاه کن.‬

05:24.532 --> 05:26.102
‫هنوزم حقوق می‌گیری.‬

05:26.451 --> 05:27.321
‫درست نیست.‬

05:27.577 --> 05:29.857
‫نه؟ کت قهوه‌ای، کراوات قهوه‌ای؟‬

05:30.705 --> 05:33.244
‫یه عینک خلبانی هم بهم بده،‬
‫۱۵۰ متر هم از زمین بازی دورم کن؟‬

05:33.249 --> 05:36.247
‫- اه، این‌طوری شوخی نکن.‬
‫- مجبورم شوخی کنم.‬

05:36.252 --> 05:39.417
‫تنها کاریه که می‌تونم بکنم تا‬
‫عقل کوفتی‌مو از دست ندم.‬

05:39.422 --> 05:42.837
‫حق ندارن وقتی کار اشتباهی نکردم،‬
‫از پستم برکنارم کنن.‬

05:42.842 --> 05:44.464
‫بعد از جلسه‌ی دادرسی بهش رسیدگی می‌کنیم.‬

05:44.469 --> 05:49.385
‫نه، نه، نمی‌خوام اینجا بشینم‬
‫و مثل یه... مثل یه تیکه گوشت وا بدم.‬

05:49.390 --> 05:49.910
‫باشه.‬

05:54.937 --> 05:56.567
‫این دست‌خطِ لیلاست؟‬

05:57.607 --> 06:00.627
‫اسکنش رو دارم. فکر نکن می‌تونی بسوزونیش.‬

06:00.693 --> 06:01.153
‫هممم.‬

06:02.153 --> 06:03.399
‫می‌تونم برِش دارم؟‬

06:03.404 --> 06:04.341
‫اممم.‬

06:05.531 --> 06:08.237
‫- الکسیس تا یه ساعت دیگه اینجاست.‬
‫- واقعاً؟‬

06:08.242 --> 06:12.408
‫- دیگه دارم لباس پلوخوری‌هام رو می‌پوشم.
‫- تو و الکسیس دوباره با همید؟‬

06:12.413 --> 06:14.619
‫اوم... ما هیچ‌وقت واقعاً
‫از هم جدا نشده بودیم.‬

06:14.624 --> 06:17.580
‫خب... خب، فکر نمی‌کنی‬
‫بهتر بود بهم می‌گفتی که داره می‌آد؟‬

06:17.585 --> 06:19.916
‫منظورم اینه که الان اصلاً‬
‫حوصله‌ی مهمون‌داری ندارم.‬

06:19.921 --> 06:23.169
‫مامان، فکر کنم یکی از دلایلی که‬ تو و
‫الکسیس هیچ‌وقت با هم جور نشدید اینه که...‬

06:23.174 --> 06:24.253
‫خیلی هم جور شدیم.‬

06:24.258 --> 06:27.256
‫...هر وقت اون می‌آد، مثل یه زن خانه‌دارِ‬
‫دهه‌ی ۵۰ بساط راه می‌ندازی.‬

06:27.261 --> 06:29.241
‫لازم نیست مهمون‌داری کنی.‬

06:29.472 --> 06:32.011
‫- نظرت چیه؟‬
‫- اوم، می‌شه یه کراوات دیگه رو امتحان کنی؟‬

06:32.016 --> 06:34.116
‫می‌خوام مثل خودم لباس بپوشم.‬

06:34.602 --> 06:37.517
‫- چی پوشیدی؟‬
‫- من زن خانه‌دارِ دهه‌ی ۵۰ نیستم.‬

06:37.522 --> 06:38.525
‫ببخشید.‬

06:39.023 --> 06:41.062
‫- تو چی می‌پوشی؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

06:41.067 --> 06:43.661
‫مامان، ظاهرِ ما خیلی مهمه.‬

06:43.820 --> 06:46.734
‫اگه شکایت‌ها رد بشن،‬
‫شرط می‌بندم کلی از مشکلاتت حل می‌شه.‬

06:46.739 --> 06:48.653
‫اگه رد نشدن چی؟‬

06:48.658 --> 06:53.318
‫خونه رو می‌فروشیم، می‌ریم مکزیک،‬
‫و بقیه هم می‌تونن برن به درک.‬

07:08.261 --> 07:10.344
‫بقیه می‌تونن برن به درک.‬

07:12.140 --> 07:13.540
‫اینجا بهم احتیاجه.‬

07:13.891 --> 07:15.471
‫نه وقتی که درس نمی‌دی.‬

07:15.476 --> 07:17.515
‫من قراره درس بدم، جان.‬

07:17.520 --> 07:19.851
‫باید با یکی در این مورد حرف بزنم.‬

07:19.856 --> 07:23.766
‫مامان، نه، هیچ کاری نکن.‬
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم!‬

07:26.028 --> 07:28.776
‫هر سال، رئیس دانشکده یه مراسم برگزار می‌کنه‬

07:28.781 --> 07:31.611
‫برای فارغ‌التحصیل‌های دانشکده‌ی بازرگانی.‬

07:32.452 --> 07:36.062
‫لین دوست داره بگه‬
‫که اونا «حسابی مایه‌دارن».‬

07:42.023 --> 07:43.690
‫ممنون.‬

07:51.377 --> 07:52.279
‫لین!‬

07:53.151 --> 07:53.671
‫سلام.‬

07:53.764 --> 07:55.504
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

07:56.184 --> 07:58.097
‫این مراسم برای رشته‌های بازرگانیه،‬

07:58.102 --> 08:01.559
‫آدم‌های واقعی که به دانشکده به یه روش...‬
‫واقعی کمک می‌کنن.‬

08:01.564 --> 08:05.188
‫- در مورد مرخصی اجباری شنیدی؟‬
‫- الان نمی‌تونم در موردش حرف بزنم.‬

08:05.193 --> 08:08.274
‫- خب، نمی‌تونی از استیو بخوای پادرمیانی کنه؟‬
‫- نه.‬

08:08.279 --> 08:11.277
‫فکر می‌کنی درسته که من‬
‫به‌خاطر کارهای جان تنبیه بشم؟‬

08:11.282 --> 08:14.363
‫استیو باید به فکر کلِ دانشکده باشه.‬

08:14.368 --> 08:18.026
‫لین، این فرصتِ توئه که موضع بگیری.‬

08:18.414 --> 08:21.162
‫تو یه... دکتریِ فلسفه‌ی قرون وسطی داری،‬

08:21.167 --> 08:24.749
‫و با این حال تمام کارت شده مهمون‌داری‬
‫مثل یه زن خانه‌دارِ دهه‌ی ۵۰.‬

08:24.754 --> 08:27.335
‫چون تنها چیزی که تو کلِ
‫زندگیت برات مهم بوده‬

08:27.340 --> 08:29.370
‫اینه که مردا تاییدت کنن.‬

08:29.467 --> 08:34.277
‫خب، اگه من این‌قدر آدمِ بی‌عرضه‌ای‌ام،‬
‫پس چرا ازم کمک می‌خوای؟‬

08:34.931 --> 08:35.391
‫لین؟‬

08:39.227 --> 08:43.467
‫- خانم.‬
‫- نه، لین گفت می‌تونم از
‫دستشویی‌ش استفاده کنم.‬

08:54.427 --> 08:55.515
‫

08:55.523 --> 08:56.231
‫هممم.‬

09:02.419 --> 09:04.544
‫کلوزنپام: دارویی که برای اضطراب شدید تجویز میشه

09:04.585 --> 09:07.458
‫من معتقدم اگه به یه
‫ماده‌ی مخدر برخورد کردی،‬

09:07.463 --> 09:10.023
‫همیشه باید حداقل یکی برداری...‬

09:12.426 --> 09:13.766
‫برای روزِ مبادا.‬

09:25.147 --> 09:28.167
‫سید وقتی ده سالش بود اینو برام درست کرد.‬

09:31.000 --> 09:38.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

09:40.580 --> 09:41.310
‫سید؟‬

09:42.164 --> 09:42.914
‫چه خبره؟‬

09:45.585 --> 09:46.284
‫هیچی.‬

10:09.734 --> 10:11.663
‫بیا با من فرار کن.‬

11:18.803 --> 11:21.258
‫عزیزم، تا حالا چاقو دستت گرفتی؟‬

11:21.263 --> 11:23.844
‫- این فلفل‌ها خیلی قشنگ خرد شدن.‬
‫- صبح به‌خیر.‬

11:23.849 --> 11:24.779
‫صبح به‌خیر.‬

11:24.809 --> 11:26.931
‫- صبح به‌خیر، سیدنی.‬
‫- صبح به‌خیر.‬

11:26.936 --> 11:30.203
‫دیشب کسی... بهت غذا داد؟‬

11:30.272 --> 11:32.687
‫اوه، آره. آره. از بیرون سفارش دادیم.‬

11:32.692 --> 11:35.564
‫می‌دونم یهو اینو پروندم...‬
‫«پروندم یا پراندم؟» کمک کن.‬

11:35.569 --> 11:37.599
‫اوه، هر دو رو می‌تونی بگی.‬

11:38.155 --> 11:42.113
‫...سرت خراب بشیم، و...
‫مادرم خیلی عصبانی می‌شد.‬

11:42.118 --> 11:45.700
‫نه، نه، خب، منظورم اینه که،
‫ممنون که اینو گفتی، ولی نه.‬

11:45.705 --> 11:48.160
‫- عزیزم، اینا باید خیلی ریز باشن.‬
‫- دارم همین کار رو می‌کنم.‬

11:48.165 --> 11:51.038
‫- نه، کوچیک‌تر.‬
‫- شنیدم اومدی نجاتمون بدی.‬

11:51.043 --> 11:54.773
‫فقط دارم یکم نصیحت و حمایتِ عاطفی می‌کنم.‬

11:55.715 --> 12:00.256
‫شنیدی ازم خواستن از پستِ رسمیم استعفا بدم؟‬

12:00.261 --> 12:00.721
‫آره.‬

12:02.096 --> 12:05.678
‫اونم بهم گفت تا بعد از
‫جلسه‌ی دادرسی هیچ کاری نکنم.‬

12:05.683 --> 12:06.553
‫خوبه.‬

12:06.851 --> 12:08.301
‫کاملاً حق با اونه.‬

12:08.894 --> 12:12.435
‫باید به حرفِ دخترت گوش
‫بدی. اون وکیلِ خیلی خوبیه.‬

12:12.440 --> 12:14.770
‫نگران هم نباش، دیگه زیاد مزاحمت نمی‌شیم.‬

12:14.775 --> 12:16.647
‫- کسی مزاحمِ من نیست.‬
‫- ما دیگه برمی‌گردیم.‬

12:16.652 --> 12:19.650
‫- درست بعد از اینکه جلسه‌ی دادرسی تموم شد.‬
‫- با هم؟‬

12:19.655 --> 12:20.115
‫آره.‬

12:20.573 --> 12:23.487
‫- داری دوباره می‌ری با اون زندگی کنی؟‬
‫- چرا اینطوری می‌گی «اون»؟‬

12:23.492 --> 12:26.574
‫فکر نمی‌کنم ثابت کرده باشی برای
‫رابطه‌ای که اون می‌خواد آماده‌ای.‬

12:26.579 --> 12:28.909
‫یه جوری حرف نزن انگار
‫الکسیس اینجا واینستاده.‬

12:28.914 --> 12:31.245
‫اشکالی نداره. فکر کنم سید
‫خودش می‌دونه برای چی آماده‌ست.‬

12:31.250 --> 12:35.082
‫ببین، می‌دونم یه زنِ ۳۵ ساله چه حسی داره.‬

12:35.087 --> 12:38.586
‫- چی؟‬
‫- فکر می‌کنی اون آمادگیِ مادرِ
‫مشترک بودن رو داره؟‬

12:38.591 --> 12:40.755
‫منظورم اینه که اون به زور
‫می‌تونه از خودش مراقبت کنه.‬

12:40.760 --> 12:43.007
‫- عزیزم، بهش چی گفتی؟‬
‫- من...‬

12:43.012 --> 12:46.427
‫من... نه. فقط بهش گفتم که شاید داریم
‫برای شروعِ این پروسه آماده می‌شیم.‬

12:46.432 --> 12:48.763
‫- مامان، باید تمومش کنی.‬
‫- عزیزم، این مسئله به خودمون مربوطه.‬

12:48.768 --> 12:52.224
‫تو داری تخمک‌هاتو می‌شماری،
‫در حالی که اون حتی کار هم نداره.‬

12:52.229 --> 12:55.102
‫اوه، من پنج تا مصاحبه‌ی کاری ردیف کردم.‬

12:55.107 --> 12:56.027
‫توی شهر؟‬

12:56.442 --> 12:58.105
‫آره. زندگیِ من اونجاست.‬

12:58.110 --> 13:00.441
‫هیچی به من نمی‌گفتی.‬

13:00.446 --> 13:03.152
‫چون لازم نیست برای هر چیزی ازت اجازه بگیرم.‬

13:03.157 --> 13:04.445
‫من یه آدمِ بالغم.‬

13:04.450 --> 13:07.907
‫- خب، مثلِ یه آدمِ بالغ رفتار نمی‌کنی.‬
‫- چرا اینقدر بدجنسی می‌کنی؟‬

13:07.912 --> 13:09.992
‫باید با دخترت محترمانه‌تر حرف بزنی.‬

13:09.997 --> 13:12.703
‫- نه، ممنون. نه، نه، نه، ممنون.‬
‫- بچه‌ها، چه خبره؟‬

13:12.708 --> 13:16.415
‫به من نگو «بچه‌ها». من
‫مادرشم. دیشب کجا بودی؟‬

13:16.420 --> 13:19.210
‫- پیشِ یه دوست بودم.‬
‫- تو نمی‌خوای من مستقل باشم.‬

13:19.215 --> 13:24.085
‫می‌خوای بهت وابسته باشم
‫تا حس کنی هنوزم مهمی.‬

13:25.387 --> 13:27.247
‫تو اونی هستی که بدجنسه.‬

13:41.654 --> 13:42.900
‫چرا اینقدر پریشونی؟‬

13:42.905 --> 13:44.819
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.‬

13:44.824 --> 13:47.071
‫اگه به خاطرِ تو نبود، توی
‫این وضعیت گیر نمی‌کردم.‬

13:47.076 --> 13:48.066
‫کدوم وضعیت؟‬

13:49.328 --> 13:52.228
‫دارن ازم می‌خوان بیخیالِ شغلم بشم.‬

13:52.248 --> 13:55.579
‫وای، تو پاک عقلتو از دست دادی. می‌دونی
‫چیه؟ حق با توئه. بیا در موردش حرف نزنیم.‬

13:55.584 --> 13:58.654
‫- آره، حرف نزنیم.‬
‫- آره. یا ابلفضل.

13:58.712 --> 14:02.086
‫می‌دونی، اول از همه،
‫می‌تونستی علیهِ من حرف بزنی‬

14:02.091 --> 14:04.171
‫یا هر کارِ دیگه‌ای که می‌خواستی
‫بکنی، ولی خودت انتخاب کردی که نکنی.‬

14:04.176 --> 14:06.131
‫- ببخشید؟‬
‫- تو اراده‌ی خودت رو داری.‬

14:06.136 --> 14:08.801
‫- خودت انتخاب‌هاتو بکن.‬
‫- من... من... باورم نمی‌شه...‬

14:08.806 --> 14:11.637
‫دوم اینکه، ما فقط به
‫خاطرِ تو به توافق رسیدیم.‬

14:11.642 --> 14:14.431
‫تو اونی بودی که راه رو برای
‫این همه کثافت‌کاری باز گذاشتی.‬

14:14.436 --> 14:17.226
‫منظورت اینه که اگه یه زنِ
‫کوچولوی سخت‌گیرتر بودم، اونوقت...‬

14:17.231 --> 14:19.562
‫- دارم می‌گم این ایده‌ی تو بود.‬
‫- نه، نه.‬

14:19.567 --> 14:23.065
‫ما با هم به این توافق رسیدیم.
‫ما یه ازدواجِ سنتی نمی‌خواستیم.‬

14:23.070 --> 14:25.943
‫داشتیم نقشِ رادیکال‌های ضدِ
‫ساختارِ خوب رو بازی می‌کردیم.‬

14:25.948 --> 14:27.862
‫نمی‌خواستیم وضعِ موجود رو قبول کنیم.‬

14:27.867 --> 14:30.447
‫- شاید این چیزی بود که تو می‌خواستی.‬
‫- من عقلتو از دست دادم؟‬

14:30.452 --> 14:33.909
‫تو عقلتو از دست دادی. نه،
‫این متوهمانه‌ترین چیزیه که‬

14:33.914 --> 14:37.037
‫تا حالا توی زندگیم شنیدم.
‫تو نمی‌خواستی با بقیه بپری؟‬

14:37.042 --> 14:40.249
‫تو قبل از اینکه به توافق برسیم
‫هم داشتی با بقیه می‌پریدی.‬

14:40.254 --> 14:43.294
‫واسه همینم بود که اصلاً اون
‫توافقِ لعنتی رو پیشنهاد دادم!‬

14:43.299 --> 14:43.989
‫گوش کن.‬

14:44.383 --> 14:47.172
‫من نمی‌رم مکزیک.‬

14:49.972 --> 14:53.762
‫تو همیشه مهم‌ترین آدمِ زندگیِ من بودی.‬

14:53.767 --> 14:54.763
‫چه دروغی.‬

14:54.768 --> 14:56.640
‫- نه، جدی می‌گم.‬
‫- جان.‬

14:56.645 --> 14:59.351
‫جدی می‌گم، و با خودم درگیر نیستم.‬

14:59.356 --> 15:02.316
‫من با توام چون می‌خوام با تو باشم.‬

15:03.451 --> 15:06.051
‫کاش تو هم می‌تونستی همین رو بگی.‬

15:08.532 --> 15:11.011
‫این عوضیِ آب‌زیرکاه.‬

15:14.832 --> 15:19.654
‫به ولادیمیر:
‫سلام! ببخشید ولی باید یه وقت دیگه‌ای
‫رو برای قرار ناهارمون تنظیم کنیم.

15:19.693 --> 15:25.251
‫اون روز باید یه کاری برای جان بکنم.

15:29.253 --> 15:31.404
‫ولادیمیر:
‫خیلی مشتاقش بودم

15:31.441 --> 15:32.275
‫ولی اشکالی نداره.

15:32.306 --> 15:36.805
‫همون‌طور که تی.اس.الیوت نوشت:
‫«دنیا این‌طوری به پایان می‌رسه.»‬
‫(تی.اس.الیوت: شاعر و نویسنده قرن بیستم آمریکایی)

15:36.810 --> 15:39.540
‫«نه با یه انفجار، بلکه با یه اشکالی نداره.»‬

16:08.467 --> 16:10.422
‫اگه نمی‌تونم شغلم رو داشته باشم‬

16:10.427 --> 16:12.299
‫و نمی‌تونم دخترم رو داشته باشم‬

16:12.304 --> 16:15.454
‫و نمی‌تونم... مردی که عاشقشم رو داشته باشم،‬

16:16.517 --> 16:19.487
‫پس حداقل می‌تونم یه کارِ درست انجام بدم.‬

16:20.437 --> 16:20.837
‫سلام.‬

16:21.480 --> 16:22.851
‫داری شوخی می‌کنی؟‬

16:22.856 --> 16:23.786
‫دورتر وایستا.‬

16:24.066 --> 16:27.606
‫- می‌خوام یه چیزی بهت بگم.‬
‫- نه، از این حرفا گذشته. برو عقب.‬

16:27.611 --> 16:30.109
‫عزیزم، فقط می‌خوام بهت
‫بگم که به نظرم این داستان‬

16:30.114 --> 16:32.044
‫واقعاً فوق‌العاده بود.‬

16:32.074 --> 16:33.054
‫اون چیه؟‬

16:33.158 --> 16:34.822
‫از توی ساب‌استکته.‬

16:34.827 --> 16:38.158
‫- همونی که می‌خوای باهاش بدنامم کنی.‬
‫- جدی می‌گم، لیلا.‬

16:38.163 --> 16:39.827
‫واقعاً تحت تأثیر قرارم داد.‬

16:39.832 --> 16:42.913
‫یه صداقتی توش هست که تحسینش می‌کنم.‬

16:43.210 --> 16:45.860
‫خیلی خیلی خوبه. جدی می‌گم.‬

16:46.296 --> 16:50.170
‫- من قرار نیست از پرونده بکشم کنار.‬
‫- نه، واسه این نیست که دارم اینو می‌گم.‬

16:50.175 --> 16:52.965
‫- و تو نذاشتی بورسیه بگیرم.‬
‫- فکر نمی‌کنم کار من بوده باشه.‬

16:52.970 --> 16:55.592
‫- قول دادی که می‌گیرمش.‬
‫- نه، قول ندادم.‬

16:55.597 --> 16:57.553
‫بهم گفتی که قوی‌ترین کاندیدا هستم.‬

16:57.558 --> 17:00.097
‫خب، بودی،‬
‫ولی بعدش مغرور و تنبل شدی،‬

17:00.102 --> 17:02.891
‫و برای درخواستت‬
‫به‌اندازه‌ی کافی وقت نذاشتی.‬

17:02.896 --> 17:04.893
‫- من تنبل نیستم.‬
‫- خب، گاهی می‌شی.‬

17:04.898 --> 17:09.458
‫کارت به‌اندازه‌ی کافی قوی نبود،‬
‫و به‌اندازه‌ی کافی تلاش نکردی.‬

17:10.029 --> 17:13.689
‫گوش کن لیلا.‬
‫منظورم اینه که آخه کی اهمیت می‌ده؟‬

17:13.699 --> 17:16.572
‫اون آدم‌هایی رو می‌شناسی که‬
‫توی سنِ کم توی همه‌چیز خیلی خوبن؟‬

17:16.577 --> 17:18.574
‫خب، اونا معمولاً تبدیل به
‫آدم‌های کسل‌کننده‌ای می‌شن‬

17:18.579 --> 17:23.162
‫که بزرگ‌ترین دستاوردهاشون رو‬
‫تا قبل از ۲۵ سالگی به دست آوردن.‬

17:23.167 --> 17:26.613
‫تو کلِ زندگیت رو پیشِ رو داری.‬

17:27.296 --> 17:32.046
‫لازم نبود توی دبیرستان یا دانشگاه‬
‫یا توی دهه‌ی بیست زندگیت عالی باشی.‬

17:32.051 --> 17:34.965
‫می‌تونی اشتباه کنی.‬
‫می‌تونی با یه استاد سکس کنی.‬

17:34.970 --> 17:37.134
‫زندگی این نیست که وقتی جوونی‬
‫همه‌چیز رو بی‌نقص انجام بدی.‬

17:37.139 --> 17:39.553
‫موضوع اینه که به این صخره‌ی لعنتی بچسبی،‬

17:39.558 --> 17:43.318
‫مهم نیست کی یا چی‬
‫بخواد تو رو به پایین پرت کنه.‬

17:44.813 --> 17:47.728
‫قبل از اینکه زندگیت تموم بشه،‬
‫خودت رو از دور خارج نکن.‬

17:47.733 --> 17:51.053
‫به‌زودی از دور خارج می‌شی.‬
‫باورم کن.‬

17:59.119 --> 18:01.283
‫خیلی خب بچه‌ها. خیلی خب. خیلی خب همگی.‬

18:01.288 --> 18:03.952
‫دوستان، دوستان، من از فداکاریِ شما‬
‫برای این کارگروه قدردانی می‌کنم،‬

18:03.957 --> 18:06.789
‫اما چقدر دیگه می‌خوایم‬
‫وقتمون رو سر این موضوع تلف کنیم؟‬

18:06.794 --> 18:09.249
‫مادرش به رئیس دانشگاه زنگ زده.‬
‫مدام داره بهم ایمیل می‌زنه.‬

18:09.254 --> 18:12.628
‫اون از ما می‌خواد که به بچه نمره‌ی ممتاز
‫بدیم،‬ پس بیاید فقط نمره رو بهش بدیم.‬

18:12.633 --> 18:17.553
‫- اون حتی نزدیک به اون نمره هم نبود.‬
‫- صبر کن. صبر کن. اون کیه؟‬

18:19.723 --> 18:23.293
‫من پیشنهادِ شما رو‬
‫در نظر گرفتم.‬

18:24.019 --> 18:28.060
‫قصد دارم سخنرانیِ بعدی‌م رو‬
‫به یک تریبونِ عمومی تبدیل کنم.‬

18:28.065 --> 18:32.231
‫به تمامِ سوالاتِ دانشجوها جواب می‌دم،‬
‫از جمله سوالاتی که درباره‌ی ازدواجم دارن،‬

18:32.236 --> 18:33.516
‫فردا ساعت سه.‬

18:34.780 --> 18:37.653
‫نمی‌دونم این کار‬
‫به نفعِ دانشجوها هست یا نه.‬

18:37.658 --> 18:40.739
‫خب، معلومه که نمی‌دونی فلورنس،‬
‫چون تو دشمنِ دورویِ منی.‬

18:40.744 --> 18:42.324
‫من... اون‌طوری نیستم.‬

18:43.038 --> 18:45.661
‫عزیزم، من با «فلو» موافقم.‬
‫این‌جور چیزها غیرقابل‌پیش‌بینیه.‬

18:45.666 --> 18:48.872
‫اونا می‌خوان که من حرف بزنم،‬
‫پس منم حرف می‌زنم.‬

18:48.877 --> 18:50.791
‫چه نتیجه‌ای رو انتظار داری؟‬

18:50.796 --> 18:54.419
‫اونا می‌بینن که من باهاشون صادقم،‬
‫و درک می‌کنن.‬

18:54.424 --> 18:57.005
‫ببخشید، فکر نمی‌کنم دانشجوها‬
‫توی شرایطِ مناسبی باشن‬

18:57.010 --> 18:59.758
‫که الان با استادها‬
‫درباره‌ی این‌جور مسائل حرف بزنن.‬

18:59.763 --> 19:02.636
‫می‌دونم نیتت خوبه،‬
‫اما این یه موضوعِ نسلیه.‬

19:02.641 --> 19:06.223
‫اونا به این مسائل‬
‫به شکلِ کاملاً متفاوتی نگاه می‌کنن.‬

19:06.228 --> 19:08.308
‫خب، من می‌تونم دیدگاهِ خودم رو ارائه بدم.‬

19:08.313 --> 19:10.163
‫فکر می‌کنم ایده‌ی خوبیه.‬

19:10.660 --> 19:13.355
‫واقعاً فکر می‌کنم. فکر می‌کنم دانشجوها
‫می‌خوان‬ که ما باهاشون روراست باشیم.‬

19:13.360 --> 19:15.570
‫این... چیزیه که من بهش رسیدم.‬

19:15.910 --> 19:16.310
‫چی؟‬

19:16.947 --> 19:18.652
‫اونا می‌خوان که تو روراست باشی.‬

19:18.657 --> 19:20.244
‫اوم... همه‌ی ما.‬

19:20.325 --> 19:24.950
‫نه. اونا می‌خوان یه آدمِ مشهور ادبی با
‫یه کتِ خفن باهاشون روراست باشه،‬

19:24.955 --> 19:28.036
‫نه یه استادِ میان‌سال که فقط دنبالِ شغلشه.‬

19:28.041 --> 19:29.663
‫ما هم یه زمانی مثلِ تو بودیم.‬

19:29.668 --> 19:31.768
‫ما می‌دونیم چی تغییر می‌کنه.‬

19:34.339 --> 19:36.379
‫این یکم تنده، دیوید.‬

19:37.089 --> 19:40.757
‫خب، من این تریبون رو برگزار می‌کنم،‬
‫چه خوشتون بیاد چه نیاد،‬

19:40.762 --> 19:42.502
‫و همه‌ی شما هم دعوتید.‬

19:43.056 --> 19:46.606
‫- من وقتِ دکترِ پوست دارم.‬
‫- بسیار خب.‬

20:09.583 --> 20:12.372
‫همه‌ی شما باید من رو ببخشید‬
‫که زودتر از این حرف نزدم‬

20:12.377 --> 20:14.249
‫درباره‌ی پرونده‌ای که علیه شوهرم باز شده.‬

20:14.254 --> 20:18.670
‫برام...برام سخت بود که بدونم‬
‫بهترین راه برای پیش رفتن چیه.‬

20:18.675 --> 20:20.923
‫می‌خواستم این فرصت رو‬
‫بهتون بدم‬

20:20.928 --> 20:26.303
‫که سوالاتتون رو بدونِ نام بنویسید،‬
‫پس... بابتِ این‌ها خیلی ممنونم.‬

20:26.308 --> 20:29.723
‫اما اگه کسی تمایل داره‬
‫که مستقیم حرف بزنه،‬

20:29.728 --> 20:33.504
‫من سراپا گوشم.‬

20:35.525 --> 20:36.735
‫بهش گفته بودم.‬

20:38.320 --> 20:39.890
‫سوالِ اول اینه که...‬

20:41.657 --> 20:45.737
‫«آیا قبول دارید‬
‫کاری که شوهرتون انجام داد اشتباه بود؟»‬

20:45.827 --> 20:50.077
‫خب، باید درک کنید که‬
‫من از نسلِ کاملاً متفاوتی می‌آم.‬

20:50.082 --> 20:51.745
‫وقتی داشتم بزرگ می‌شدم،‬

20:51.750 --> 20:55.582
‫بهم یاد دادن که باکرگی‌م‬
‫مهم‌ترین چیزِ وجودمه.‬

20:55.587 --> 20:59.007
‫مهم‌تر از مغزم‬ یا روحم بود.‬

20:59.591 --> 21:03.799
‫ما با گفتنِ اینکه سکس به زن‌ها آسیب می‌زنه،‬
‫اون رو بدنام می‌کنیم.‬

21:03.804 --> 21:06.760
‫منظورم اینه که،‬
‫این‌ها روابطِ دوطرفه و با رضایت بودن.‬

21:06.765 --> 21:09.554
‫پس اگه بگم کارِ «جان» اشتباه بوده،‬

21:09.559 --> 21:14.142
‫دارم می‌گم که این زن‌ها با انجامِ
‫سکسِ رضایتمندانه آسیب دیدن،‬

21:14.147 --> 21:16.647
‫و من با این حرف راحت نیستم.‬

21:24.825 --> 21:27.297
‫اوه، سوالِ بعدی اینه...‬

21:30.163 --> 21:32.613
‫«آیا از این رابطه‌ها خبر داشتید؟»‬

21:33.250 --> 21:34.640
‫فقط در حدِ کلیات.‬

21:36.295 --> 21:38.165
‫اما برای شفاف‌سازیِ کامل،‬

21:39.339 --> 21:41.439
‫ما یک توافقِ زناشویی داشتیم.‬

21:41.883 --> 21:46.073
‫منظورتون از «توافق» چیه؟‬
‫منظورتون ازدواجِ بازه؟‬

21:47.389 --> 21:49.729
‫خب، می‌تونید این‌طوری صداش کنید.‬

21:49.850 --> 21:50.960
‫مثلِ چندهمسری؟‬

21:51.670 --> 21:52.190
‫خب...‬

21:55.188 --> 21:57.477
‫می‌تونید به عنوانِ چندهمسری بهش فکر کنید.‬

21:57.482 --> 22:00.872
‫ما این‌طوری فکر
‫نمی‌کردیم، اما...شما می‌تونید.‬

22:05.298 --> 22:06.296
‫بله، آرون؟‬

22:07.284 --> 22:10.240
‫- نظرتون درباره‌ی «کامپرشن» چیه؟‬
‫- اون دیگه چیه؟‬

22:10.245 --> 22:12.075
‫مثلاً، اون حسِ خوشحالی‌ای که دارید‬

22:12.080 --> 22:15.245
‫وقتی شریکِ زندگیتون از رابطه با‬
‫یک نفرِ دیگه لذت می‌بره.‬

22:15.250 --> 22:17.110
‫اوه، من همچین حسی ندارم.‬

22:19.296 --> 22:21.446
‫با حسادت چطوری کنار می‌آی؟‬

22:21.840 --> 22:22.667
‫حسادت؟‬

22:24.551 --> 22:26.711
‫حسادت می‌تونه یه فرصت باشه.‬

22:27.471 --> 22:31.581
‫ببخشید، رابطه‌های شوهرت
‫شامل عدم توازن قدرته،‬

22:31.683 --> 22:35.515
‫نه رابطه‌ی بین بزرگسال‌های
‫راضی در شرایط برابر.‬

22:35.520 --> 22:38.435
‫اما اصلاً کی تا حالا تو شرایط برابر بوده؟‬

22:38.440 --> 22:43.690
‫منظورم اینه، مگه شما بزرگسال نیستین؟
‫مگه نمی‌تونین‬ خودتون تصمیم بگیرین؟‬

22:45.280 --> 22:50.030
‫می‌دونم شبیه یه باور قدیمی و کهنه به
‫نظر میاد،‬ ولی واقعاً زمانه‌ی دیگه‌ای بود.‬

22:50.035 --> 22:51.782
‫منظورم اینه، می‌تونم بگم که در گذشته،‬

22:51.787 --> 22:54.743
‫رابطه‌های عاشقانه با آدم‌های مختلف،‬

22:54.748 --> 22:58.372
‫بعضی‌ها که حالت رو خوب می‌کردن،‬
‫بعضی‌ها که یکم بهت آسیب می‌زدن،‬

22:58.377 --> 23:00.537
‫منظورم از لحاظ عاطفیه البته،‬

23:00.712 --> 23:03.922
‫در حد معقول، یه جورایی‬

23:05.258 --> 23:07.047
‫سرگرم‌کننده به نظر می‌رسیدن.‬

23:07.052 --> 23:09.424
‫پس زجر کشیدنِ یه دانشجو به
‫خاطر استادش سرگرم‌کننده‌ست؟‬

23:09.429 --> 23:13.609
‫- منظورش این نیست.‬
‫- پس منظورش چیه؟‬

23:31.410 --> 23:32.864
‫فقط دنبال کلیدام می‌گردم.‬

23:32.869 --> 23:34.429
‫امروز تریبونم رو برگزار کردم.‬

23:36.998 --> 23:37.550
‫خب؟‬

23:38.417 --> 23:39.397
‫نمی‌دونم.‬

23:40.585 --> 23:44.005
‫طوری نمی‌شه.‬
‫قدم به قدم برو جلو.‬

23:45.048 --> 23:46.128
‫کجا می‌ری؟‬

23:46.133 --> 23:47.416
‫پیش یه دوست.‬

23:47.634 --> 23:49.024
‫این دوستت کیه؟‬

23:49.928 --> 23:51.758
‫این هفته هر شب بیرون بودی.‬

23:51.763 --> 23:52.761
‫هیچ‌کس.‬

23:55.475 --> 23:56.755
‫داره کمک می‌کنه.‬

23:57.144 --> 23:57.876
‫اوهوم.‬

24:02.107 --> 24:03.617
‫چی داره کمک می‌کنه؟‬

24:54.826 --> 24:55.706
‫الهام‌بخشه.‬

24:58.117 --> 25:01.487
‫دیوید:
‫می‌تونی بیای دم خونه؟
‫فردا ۱۰ صبح؟

25:21.394 --> 25:22.116
‫سلام.‬

25:22.479 --> 25:24.389
‫- سلام.‬
‫- بفرمایید تو.‬

25:26.983 --> 25:28.555
‫اوه، از این طرف.‬

25:30.278 --> 25:30.994
‫اوه.‬

25:32.030 --> 25:35.570
‫فکر نمی‌کردم یه تلاش گروهی باشه. من...‬

25:35.575 --> 25:37.239
‫اونم تو روز شنبه.‬

25:37.244 --> 25:40.992
‫فکر کردیم بهتره خارج از
‫محوطه‌ی دانشگاه همو ببینیم.‬

25:40.997 --> 25:41.810
‫باشه.‬

25:46.503 --> 25:48.603
‫دونات می‌خوای؟ با روکش افرا؟‬

25:49.506 --> 25:49.906
‫نه.‬

25:51.049 --> 25:55.090
‫باشه، پس بریم سر اصل مطلب چون این وضعیت‬
‫واقعاً خیلی ضایع و مزخرفه.‬

25:55.095 --> 25:55.845
‫ممنون.‬

25:56.429 --> 26:00.512
‫خوشحالیم بگیم که نمی‌فرستیمت مرخصی اجباری.‬

26:00.517 --> 26:00.977
‫اوه!‬

26:03.311 --> 26:04.011
‫عالیه.‬

26:04.980 --> 26:06.020
‫خیلی خوبه.‬

26:06.648 --> 26:11.378
‫ولی هیئت علمی تصمیم
‫گرفته که تحت نظارت باشی.‬

26:12.195 --> 26:14.109
‫من... منظورت از تحت نظارت چیه؟‬

26:14.114 --> 26:16.111
‫کلاس‌هات کنترل می‌شن.‬

26:16.116 --> 26:20.198
‫- توسط کی؟‬
‫- من کلاس «زنان در ادبیات داستانی
‫آمریکا» رو برمی‌دارم.‬

26:20.203 --> 26:22.742
‫- باشه.‬
‫- و منم سمینارت رو.‬

26:22.747 --> 26:24.202
‫و باهاش چیکار می‌کنین؟‬

26:24.207 --> 26:25.662
‫یادداشت برمی‌داریم.‬

26:25.667 --> 26:27.367
‫یه کار اداریه. پوف!‬

26:27.794 --> 26:29.994
‫بحث پاسخگوییه.‬

26:30.589 --> 26:33.670
‫و بعد هر دو هفته یه بار
‫برای بررسی جلسه می‌ذاریم.‬

26:33.675 --> 26:35.191
‫بررسیِ چی؟‬

26:35.302 --> 26:38.133
‫برای اینکه مطمئن بشیم که کاملاً با اهداف‬

26:38.138 --> 26:39.968
‫دپارتمان همسو هستی.‬

26:39.973 --> 26:42.053
‫پس قراره بهم توصیه کنین‬

26:42.058 --> 26:46.141
‫که آموزشم با اهداف دپارتمان تو همسو هست یا نه،‬

26:46.146 --> 26:48.931
‫اونم تو یه جلسه‌ی دو هفته یه بار؟‬

26:48.940 --> 26:50.604
‫این فقط یه تشریفاته.‬

26:50.609 --> 26:54.190
‫بحث امنیته. می‌خوایم مطمئن بشیم‬
‫دانشجوها احساس امنیت می‌کنن.‬

26:54.195 --> 26:57.285
‫بعضی دانشجوها خواستن که اخراج بشی.‬

26:57.574 --> 27:02.741
‫بعضی‌ها هم طرفداری کردن که بمونی،‬
‫برای همین حس می‌کنیم این یه جور مصالحه‌ست.‬

27:02.746 --> 27:04.556
‫برای اینکه آرومشون کنین.‬

27:04.873 --> 27:05.333
‫آره.‬

27:06.708 --> 27:07.998
‫اونا همه‌کاره‌ان.‬

27:15.425 --> 27:18.702
‫خب، ممنون بابت خبر.‬

27:21.348 --> 27:26.068
‫می‌تونم خواهش کنم این تصمیم، اه...‬
‫لطفاً از این اتاق بیرون نره؟‬

27:31.274 --> 27:31.854
‫حتماً.‬

27:32.609 --> 27:33.359
‫ممنون.‬

27:37.572 --> 27:38.266
‫نمی‌خواد.‬

28:02.263 --> 28:04.636
‫- روز بزرگه.‬
‫- آره، همین‌طوره.‬

28:04.641 --> 28:06.891
‫- چه حسی داری؟‬
‫- خوبم.‬

28:07.268 --> 28:09.432
‫من و الکسیس و سید
‫می‌خوایم بریم صبحونه بخوریم‬

28:09.437 --> 28:12.053
‫و، نمی‌دونم، درباره‌ی اون‬

28:13.316 --> 28:14.521
‫استراتژیِ مسخره حرف بزنیم.‬

28:14.526 --> 28:15.415
‫اوهوم.‬

28:15.443 --> 28:18.066
‫اگه دوست داشتی بیای،‬
‫یا می‌تونی همون‌جا بهمون ملحق بشی؟‬

28:18.071 --> 28:19.521
‫اونجا می‌بینمتون.‬

28:21.993 --> 28:24.989
‫- واقعاً می‌خوام اونجا باشی.‬
‫- می‌دونم.‬

28:24.994 --> 28:27.584
‫- می‌آم.‬
‫- مطمئنی؟‬

28:28.123 --> 28:31.788
‫جان، منظورم اینه که این جلسه‌ی دادرسی
‫تنها راه نجات‬ از این مخمصه برای من و توئه.‬

28:31.793 --> 28:33.919
‫دلایل خودم رو برای اونجا بودن دارم.‬

28:34.331 --> 28:35.139
‫باشه.‬

28:36.381 --> 28:37.431
‫سینتیا هم می‌آد؟‬

28:39.092 --> 28:40.492
‫کدومشون سینتیاست؟‬

29:31.227 --> 29:33.667
‫خیلی خوشحالم که نظرت عوض شد.‬

29:35.273 --> 29:36.313
‫آماده‌ای؟‬

29:37.192 --> 29:37.882
‫♪ شک نکن.‬ ♪

29:38.775 --> 29:40.251
‫♪ عشقِ من.‬ ♪

29:40.320 --> 29:43.119
‫♪ کمکم کن، فکر کنم دارم می‌افتم‬ ♪

29:43.531 --> 29:46.091
‫♪ دوباره توی دامِ عشق‬ ♪

29:46.534 --> 29:49.032
‫♪ وقتی اون حسِ دیوانه‌وار میاد سراغم‬ ♪

29:49.037 --> 29:51.582
‫♪ می‌فهمم که باز به دردسر افتادم‬ ♪

29:51.623 --> 29:53.024
‫♪ به دردسر افتادم‬ ♪

29:53.041 --> 29:57.290
‫♪ چون تو یه آدمِ سرگردان و قماربازی‬ ♪
‫♪ و یه مردِ زبون‌باز و زن‌باره‌ای‬ ♪

29:57.295 --> 30:01.371
‫♪ و تو عاشقِ عشق‌بازی‌تی‬ ♪

30:02.550 --> 30:03.546
‫♪ عشق‌بازی‬ ♪

30:03.551 --> 30:05.548
‫♪ اما نه به اندازه‌ی عشقت به‬ ♪

30:05.553 --> 30:10.938
‫♪ آزادی‬ ♪

30:28.159 --> 30:31.439
‫♪ کمکم کن، فکر کنم دارم می‌افتم‬ ♪

30:31.454 --> 30:34.074
‫♪ خیلی سریع توی دامِ عشق‬ ♪

30:34.082 --> 30:36.522
‫♪ باعث شده به آینده امیدوار بشم...‬ ♪

30:37.000 --> 30:57.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
