WEBVTT

00:03.000 --> 00:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:15.015 --> 00:16.465
‫این یعنی چی؟‬

00:17.851 --> 00:22.475
‫- نمی‌فهمم داری چیکار می‌کنی.‬
‫- منظورم اون ایموجیه. وقتی لبخند می‌زنی و این کار رو می‌کنی.‬

00:22.480 --> 00:23.820
‫قضیه‌ش چیه؟‬

00:24.482 --> 00:27.397
‫- امم... بیخیال.‬
‫- اذیت نکن مامان، بهم بگو دیگه.‬

00:27.402 --> 00:30.602
‫یه چیزی بود که خیلی صادقانه به نظر می‌رسید.‬

00:30.655 --> 00:32.485
‫- کی برات فرستادش؟‬
‫- این یه جورایی معنی رو خنثی می‌کنه.‬

00:32.490 --> 00:34.904
‫یعنی معنیِ پیامو زیرِ سوال می‌بره، درسته؟‬

00:34.909 --> 00:35.599
‫ممکنه.‬

00:35.910 --> 00:39.034
‫یا ممکنه هم‌زمان پیامو قوی‌تر کنه.‬

00:39.039 --> 00:41.619
‫- یا... یه جور مبارزه‌طلبیه.‬
‫- چطور؟‬

00:41.624 --> 00:43.538
‫اگه داری با یکی چت می‌کنی، خب؟‬

00:43.543 --> 00:46.332
‫مثلاً طرف یه بحثی رو باز
‫می‌کنه، ولی بعدش می‌ترسه،‬

00:46.337 --> 00:48.793
‫واسه همین با اون ایموجی زهرشو
‫می‌گیره که اوضاع امن بمونه.‬

00:48.798 --> 00:52.881
‫مثلاً می‌گه: «عاشقتم.
‫خخخ.» انگار که اصلاً حرفی نزده.‬

00:52.886 --> 00:54.758
‫و در نتیجه، توپو می‌ندازه تو زمینِ تو.‬

00:54.763 --> 00:55.884
‫زمینِ من.‬

00:55.889 --> 00:58.428
‫اونوقت نوبتِ توئه که بفهمی
‫واقعاً منظورش همون بوده یا نه.‬

00:58.433 --> 00:59.893
‫آدم‌ها... ترسو شدن.‬

01:00.560 --> 01:01.140
‫اوهوم.‬

01:03.354 --> 01:04.708
‫اوه!‬

01:04.773 --> 01:07.535
‫چرا اینقدر باهام مهربون شدی؟‬

01:08.026 --> 01:09.596
‫داری می‌ری بدوی؟‬

01:10.195 --> 01:11.245
‫تابلوعه دیگه.‬

01:11.488 --> 01:12.008
‫آهان.‬

01:14.394 --> 01:16.928
‫ولادیمیر:
‫به آرومی.

01:17.877 --> 01:20.190
‫خیلی نزدیک...

01:20.251 --> 01:23.488
‫با توجه زیاد به جزئیات...

01:31.216 --> 01:32.818
‫دیوید:
‫توی دفتر من بودی؟

01:32.842 --> 01:33.712
‫اوه لعنتی.‬

01:40.266 --> 01:41.666
‫اون عوضی.‬

01:42.268 --> 01:44.057
‫محضِ احتیاط همه‌چیز رو ضبط کن.‬

01:44.062 --> 01:46.267
‫اوه، سلام. «فلو» بهم گفت که جلسه دارید.‬

01:46.272 --> 01:49.395
‫- دنبالِ من می‌گشتی؟‬
‫- نه راستش، دنبالِ...‬

01:49.400 --> 01:52.148
‫دنبالِ این بودم که وقتِ کارگروهمون رو هماهنگ
‫کنم، چون دیشب مجبور شدیم لغوش کنیم.‬

01:52.153 --> 01:53.066
‫اوه، ببخشید.‬

01:53.071 --> 01:55.693
‫- نوبتِ مشاوره داشتم.‬
‫- اوه.‬

01:55.698 --> 01:58.738
‫آره، ظاهراً بلد نیستم
‫تقویمِ مشترک رو نگاه کنم.‬

01:58.743 --> 02:00.657
‫- امم، بیا حرف بزنیم.‬
‫- ما؟‬

02:00.662 --> 02:01.741
‫- آره.‬
‫- اوه.‬

02:01.746 --> 02:03.743
‫- می‌تونیم با هم در تماس باشیم، باشه؟‬
‫- آره.‬

02:03.748 --> 02:06.045
‫- آره.‬
‫- ممنون، دیوید.‬

02:06.251 --> 02:08.665
‫می‌خوای همین الان
‫تاریخ‌ها رو نهایی کنیم یا...‬

02:08.670 --> 02:09.655
‫امم...‬

02:18.471 --> 02:23.012
‫- بعداً. کی می‌تونم ببینمت؟‬
‫- کلی ایمیل دارم که باید جواب بدم.‬

02:23.017 --> 02:25.014
‫- باشه دیوید.‬
‫- ببخشید.‬

02:25.019 --> 02:25.539
‫باشه.‬

02:28.523 --> 02:31.729
‫فقط باید باهاش تنها بشم،
‫اونوقت می‌فهمم قضیه چیه.‬

02:31.734 --> 02:35.527
‫به قولِ معروف، در بازه؟‬

02:35.562 --> 02:45.634
‫ولادیمیر
‫فصل اول قسمت پنجم:
‫با جریان پیش برو

02:45.665 --> 02:48.582
‫- آره، ببندش.‬
‫- می‌خوای حرف بزنی؟‬

02:48.877 --> 02:49.457
‫اوهوم.‬

02:52.589 --> 02:54.449
‫باید پرونده رو برگردونی.‬

02:54.674 --> 02:57.297
‫- نمی‌دونم داری در موردِ چی حرف می‌زنی.‬
‫- تو توی دفترم بودی.‬

02:57.302 --> 03:00.216
‫یه پرونده از توی جعبه‌ای که
‫قرار بود تحویل بدم غیب شده،‬

03:00.221 --> 03:03.052
‫باید می‌دادمش به هماهنگ‌کننده‌ی
‫عنوان نهم واسه جلسه‌ی دادرسی.‬

03:03.057 --> 03:05.981
‫مربوط به «لیلا گرین» می‌شه.‬

03:08.146 --> 03:10.306
‫اینجا خیلی نامرتبه.‬

03:10.313 --> 03:14.772
‫- تا فردا آخرِ وقت. خواهش می‌کنم.‬
‫- متأسفم که چیزی رو گم کردی.‬

03:14.777 --> 03:19.110
‫این قضیه همین‌طوری تموم نمی‌شه، باشه؟‬
‫منو تو این موقعیت قرار نده.‬

03:19.115 --> 03:20.625
‫یه دکمه‌ت رو نبستی.‬

03:21.618 --> 03:22.318
‫می‌دونم.‬

03:30.274 --> 03:32.207
‫ادوینا، سلام.‬

03:33.504 --> 03:35.244
‫توصیه‌نامه‌ت رو تحویل دادم.‬

03:42.138 --> 03:43.528
‫داری شوخی می‌کنی؟‬

03:43.723 --> 03:45.762
‫خانم، مهلت مهلته دیگه.‬

03:45.767 --> 03:47.567
‫من بیماریِ مزمن دارم.‬

03:47.602 --> 03:51.059
‫متأسفم، ولی این نامه جزوِ
‫پرونده‌ی داوطلب قرار نمی‌گیره.‬

03:51.064 --> 03:55.396
‫می‌خوای آینده‌ی یه دانشجو رو فقط
‫به خاطرِ یه روز تاخیر به خطر بندازی؟‬

03:55.401 --> 03:58.691
‫ما آینده‌ی دانشجو رو به خطر ننداختیم، خانم.‬

03:58.696 --> 04:01.069
‫- امیدوارم بهتر بشی.‬
‫- خب، نمی‌تونم بهتر بشم.‬

04:01.074 --> 04:04.044
‫مگه معنیِ «مزمن» رو نمی‌دونی؟‬

04:13.958 --> 04:16.245
‫ولادیمیر:
‫به آرومی.

04:16.288 --> 04:18.683
‫خیلی نزدیک...

04:18.719 --> 04:21.728
‫با توجه زیاد به جزئیات...

04:24.889 --> 04:26.678
‫ببین، می‌دونم که از پسش برمی‌آی.‬

04:26.683 --> 04:29.013
‫فقط فکر نمی‌کنم کتِ شش‌دکمه بهم بیاد.‬

04:29.018 --> 04:31.557
‫بهت می‌آد. شونه‌های پهنی داری.‬

04:31.562 --> 04:33.605
‫نگرانِ جلوش نیستم.‬

04:34.371 --> 04:35.860
‫اوه، سلام!‬

04:35.942 --> 04:36.462
‫سلام.‬

04:36.526 --> 04:41.150
‫می‌خواستم ببینم می‌تونم واسه هماهنگیِ
‫زیر کارگروهمون با «فلورنس» کمکی بکنم یا نه.‬

04:41.155 --> 04:44.445
‫بله، ببخشید.‬ هر زمانی قبل از
‫ساعتِ پنج که کلاس نداشته باشم.‬

04:44.450 --> 04:46.320
‫وقتمو باز می‌کنم.‬

04:46.744 --> 04:48.140
‫باز.

04:48.788 --> 04:50.952
‫عالیه، منم یه میان‌وعده درست می‌کنم.‬

04:50.957 --> 04:54.205
‫- اوه، میان‌وعده‌های خیلی خوبی درست می‌کنه.‬
‫- خب، منم عاشقِ میان‌وعده‌م.‬

04:54.210 --> 04:55.200
‫بدونِ گلوتن.‬

04:55.586 --> 04:57.226
‫همه‌چیز یادت می‌مونه.‬

04:58.589 --> 05:01.499
‫خب، دیگه شما دوتا رو تنها می‌ذارم تا...‬

05:01.968 --> 05:03.238
‫با هم گپ بزنید.‬

05:05.054 --> 05:07.302
‫- چهارشنبه ساعتِ ۳:۱۵.‬
‫- کلاس دارم.‬

05:07.307 --> 05:09.095
‫- پنج‌شنبه ساعتِ ۱۰:۳۰.‬
‫- کلاس دارم.‬

05:09.100 --> 05:11.764
‫- پنج‌شنبه بعدازظهر؟‬
‫- اون موقع هم کلاس دارم. جمعه صبح چی؟‬

05:11.769 --> 05:14.892
‫اگه نتونی جلسه‌ی اول بیای
‫مشکلی نیست. ما نُت برمی‌داریم.‬

05:14.897 --> 05:17.061
‫- بیا یه زمانی رو پیدا کنیم که مناسب باشه.‬
‫- چیزِ مهمی نیست.‬

05:17.066 --> 05:19.105
‫- دارم سعی می‌کنم بیام.‬
‫- دلم می‌خواد بیای.‬

05:19.110 --> 05:22.310
‫- بعداً دوباره بررسی می‌کنیم.‬
‫- اوه، حتماً.‬

05:23.444 --> 05:28.905
‫به ولادیمیر:
‫جلسهٔ زیرکارگروه: پنجشنبه ساعت ۱۰:۳۰ خوبه؟

05:32.807 --> 05:36.395
‫ولادیمیر:
‫من قهوه رو میارم اگه تو میان‌وعده رو بیاری

05:37.241 --> 05:38.763
‫باشه.

05:39.966 --> 05:42.683
‫دوست داری چطوری باشه؟

05:42.867 --> 05:44.454
‫قهوه‌م رو میگی؟

05:44.748 --> 05:45.874
‫آره.

05:47.593 --> 05:49.078
‫فرقی نمی‌کنه.

05:49.922 --> 05:51.221
‫داغ(جذاب).

05:55.118 --> 05:56.895
‫یا با یخ؟

05:58.432 --> 06:00.130
‫خخخ.

06:01.290 --> 06:03.832
‫اون خخخ طعنه آمیز بود.
‫می‌دونم که استاد ادبیات هستم.

06:14.083 --> 06:15.538
‫همیشه داغ(جذاب).

06:42.485 --> 06:45.483
‫تنها راهی که می‌تونی یه کتاب رو تموم
‫کنی اینه که خودت رو گول بزنی و فکر کنی‬

06:45.488 --> 06:48.168
‫که اون و خودت واقعاً فوق‌العاده‌اید.‬

06:49.325 --> 06:51.185
‫هرچند اینم خیلی خوبه.‬

06:53.037 --> 06:54.592
‫نمی‌تونم ببینمش.‬

06:54.622 --> 06:56.953
‫بیشترشو درآوردم. این فقط یه تیکه‌شه.‬

06:56.958 --> 06:59.455
‫- اینو از کجا آوردی؟‬
‫- از خدا.‬

06:59.460 --> 07:01.082
‫دیشب کجا بودی؟‬

07:01.087 --> 07:02.187
‫پیشِ یه دوست.‬

07:03.005 --> 07:05.586
‫می‌دونی، اون گوزن‌های کثافت‬
‫کل باغم رو داغون کردن.‬

07:05.591 --> 07:07.501
‫متأسفم که اینطوری شد.‬

07:08.845 --> 07:09.485
‫ازدواج.‬

07:10.388 --> 07:12.093
‫من... باید از سوزن استفاده کنم.‬

07:12.098 --> 07:14.178
‫نه! نه، نه. خودش بیرون میاد.‬

07:14.183 --> 07:15.555
‫شماها دارید چیکار می‌کنید؟‬

07:15.560 --> 07:17.682
‫اوه، سلام عزیزم. تو داری چیکار می‌کنی؟‬

07:17.687 --> 07:20.601
‫آره، الکسیس یه سری تحقیق برام فرستاد‬
‫درباره‌ی کسی که از بابا شکایت کرده.‬

07:20.606 --> 07:22.770
‫- داری با الکسیس حرف می‌زنی؟‬
‫- اوهوم.‬

07:22.775 --> 07:25.356
‫می‌دونستی لیلا گرین یه ساب‌استک داره؟‬
‫(ساب‌استک: یه سایته که نویسنده‌ها رو روزنامه نگارها
‫مطالبشون رو توش برای مشترکینشون منتشر می‌کنن که می‌تونه رایگان یا پولی باشه)

07:25.361 --> 07:28.192
‫خیلی... مردم واقعاً مشکل دارن.‬

07:28.197 --> 07:30.841
‫آره، آره، همینطوره عزیزم. اممم...‬

07:31.492 --> 07:33.114
‫یه چیزی باید بهت بگم.‬

07:33.119 --> 07:34.532
‫پرونده‌شو سوزوندی؟‬

07:34.537 --> 07:37.785
‫- نمی‌تونم زمان رو به عقب برگردونم، پس چیکار کنم؟‬
‫- دیوونه شدی؟‬

07:37.790 --> 07:40.704
‫سید، من یه راه‌حل رو به جلو می‌خوام، لطفاً.‬

07:40.710 --> 07:41.690
‫این چیه؟‬

07:42.420 --> 07:45.168
‫خب، حالا که این کار رو کردی،‬
‫باید بری باهاش حرف بزنی.‬

07:45.173 --> 07:47.462
‫- راه دیگه‌ای نداری.‬
‫- اون دیگه چه کوفتیه؟‬

07:47.467 --> 07:50.089
‫- یه احتمال دیگه هم دارم.‬
‫- احتمالت چیه؟‬

07:50.094 --> 07:53.217
‫کره نداریم؟ این یخچال انگار‬
‫مالِ یه فیلم ترسناکه.‬

07:53.222 --> 07:56.888
‫می‌تونی بری سوپرمارکت.‬
‫شنیدم به همه اجازه می‌دن اونجا خرید کنن.‬

07:56.893 --> 07:59.807
‫و عزیزم،‬
‫اگه به هر دلیلی درست پیش نرفت،‬

07:59.812 --> 08:01.017
‫فردا باهاش حرف می‌زنیم.‬

08:01.022 --> 08:04.353
‫قول می‌دی؟ احساس می‌کنم‬
‫این روزا توی یه دنیای دیگه‌ای.‬

08:04.358 --> 08:05.980
‫- باهام می‌آی؟‬
‫- آره، قول می‌دم.‬

08:05.985 --> 08:07.899
‫- کدوم یکی می‌ری؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

08:07.904 --> 08:09.400
‫- همونی که توی خیابون نوزدهمه؟‬
‫- نمی‌دونم. چطور؟‬

08:09.405 --> 08:10.675
‫یه کاری دارم.‬

08:12.658 --> 08:13.164
‫سلام.‬

08:14.076 --> 08:17.626
‫دان. متوجه نشدم تویی.‬
‫جان، یادت هست؟‬

08:18.080 --> 08:20.786
‫خب، انگار حق‌التدریسی بودن کفاف نمی‌ده،‬ نه؟‬

08:20.791 --> 08:23.811
‫خب، اینطوری بیمه و مزایا می‌گیرم. این...‬

08:24.086 --> 08:26.886
‫دوسش دارم. ۱۰ درصد تخفیف خرید می‌گیرم.‬

08:27.256 --> 08:29.212
‫ولی سؤال اینجاست که منم دوسش دارم یا نه.‬

08:29.217 --> 08:31.009
‫اوه. ببخشید.‬

08:32.637 --> 08:34.247
‫- تس!‬
‫- اوه، آره.‬
‫(این رمان در مورد اتفاقاتیه که جامعه به سر یه دختر معصوم میارن)

08:34.514 --> 08:36.374
‫این رمانِ موردعلاقه‌مه.‬

08:36.390 --> 08:38.387
‫اون روز داشتم به یه پادکست‬
‫گوش می‌دادم.‬

08:38.392 --> 08:41.432
‫می‌دونستی توماس هاردی‬
‫کتابِ «تس از خانواده‌ی دوربرویل» رو نوشت‬
‫(توماس هاردی: شاعر و نویسنده قرن ۱۹)

08:41.437 --> 08:43.392
‫چون ظاهراً تحریک شده بود‬

08:43.397 --> 08:47.355
‫وقتی داشت اعدامِ یه زن رو‬
‫توی ملأعام تماشا می‌کرد؟‬

08:47.360 --> 08:48.170
‫اوه، وای.‬

08:48.903 --> 08:51.776
‫بعضیا می‌گن کل کتاب رو‬
‫به عنوانِ عذرخواهی نوشت.‬

08:51.781 --> 08:52.831
‫چقدر وحشتناک.‬

08:53.032 --> 08:57.323
‫مطمئن نیستم واقعاً تحریک شده یا نه،‬
‫ولی دوست دارم فکر کنم شده.‬

08:57.328 --> 08:59.668
‫روانِ انسان. خیلی عجیبه، نه؟‬

08:59.956 --> 09:03.208
‫- آره.‬
‫- خب، باید یه کلاسِ دیگه برات جور کنیم.‬

09:03.952 --> 09:04.633
‫آره.‬

09:05.795 --> 09:06.495
‫خداحافظ!‬

09:15.429 --> 09:17.635
‫- این چه حسی داره؟‬
‫- جان، لطفاً.‬

09:17.640 --> 09:18.163
‫چی؟‬

09:19.559 --> 09:20.829
‫اون رو دیدی؟‬

09:20.977 --> 09:22.807
‫- سوارِ ماشین شو.‬
‫- هی.‬

09:22.812 --> 09:25.226
‫- گوشیت رو جا گذاشتی.‬
‫- اوه. ممنون، دان.‬

09:25.231 --> 09:26.101
‫سلام، دان.‬

09:26.440 --> 09:28.660
‫ببخشید. من... دارم کار می‌کنم.‬

09:38.369 --> 09:42.201
‫اوه، بهتون گفته بودم‬
‫که من...استفاده نکردم‬

09:42.206 --> 09:46.576
‫از توافقی که بینِ من و جان بود،‬
‫برای سال‌های سال؟‬

09:47.545 --> 09:50.031
‫خب، نکردم.‬

09:51.090 --> 09:52.420
‫نه از وقتی که...‬

09:55.136 --> 09:56.044
‫دیوید.‬

09:58.806 --> 10:00.196
‫این ر‌و برات آوردم.‬

10:04.189 --> 10:04.649
‫چرا؟‬

10:05.354 --> 10:09.312
‫می‌شه قبل از اینکه بمیریم‬
‫یه مکالمه‌ی صادقانه داشته باشیم؟‬

10:09.317 --> 10:13.557
‫- من تلاشم رو می‌کنم که زیاد داشته باشیم.‬
‫- خوبه. خب...‬

10:15.156 --> 10:17.445
‫من عاشقت بودم و تو قلبم رو شکستی.‬

10:17.450 --> 10:18.430
‫درسته.‬

10:18.576 --> 10:20.707
‫اوه خدای من. چی؟‬

10:22.038 --> 10:22.438
‫نه.‬

10:23.539 --> 10:25.285
‫باشه. باشه.‬

10:25.374 --> 10:28.247
‫من حاضر بودم‬
‫به خاطرِ تو از شوهرم جدا شم، دیوید.‬

10:28.252 --> 10:31.000
‫توی اون ایستگاهِ قطارِ لعنتی‬
‫منتظرت موندم.‬

10:31.005 --> 10:34.605
‫سه ساعت منتظر موندم‬
‫و تو هیچ‌وقت نیومدی.‬

10:34.925 --> 10:36.464
‫نمی‌تونستم این کار رو با دخترم بکنم.‬

10:36.469 --> 10:39.258
‫چرت نگو. فقط می‌ترسیدی‬
‫که با زنت درگیر بشی.‬

10:39.263 --> 10:40.635
‫بهترین برخورد رو نداشتم.‬

10:40.640 --> 10:44.805
‫بعدش سعی کردم باهات یه قهوه‌ی لعنتی‬
‫یا دمنوش بخورم،‬

10:44.810 --> 10:47.432
‫و تو ده سال ازم فرار کردی.‬

10:48.314 --> 10:48.894
‫نه خیر.

10:50.191 --> 10:51.854
‫- باشه.‬
‫- من دیگه بزرگ شدم.‬

10:51.859 --> 10:55.232
‫می‌دونم که فراموش کردن و کنار اومدن فقط یه
‫افسانه‌ست‬ که زیرِ ۳۰ ساله‌ها باورش دارن،‬

10:55.237 --> 10:57.775
‫ولی من خیلی باهات راه اومدم.‬

10:58.032 --> 10:59.302
‫چی می‌خوای؟‬

11:00.493 --> 11:02.406
‫دیگه اون پرونده رو ندارم.‬

11:02.411 --> 11:04.631
‫این بحث خیلی مزخرفه.‬

11:05.122 --> 11:06.702
‫از این بحث متنفرم.‬

11:06.707 --> 11:08.746
‫دیوید، می‌شه لطفاً هوامو داشته باشی؟‬

11:08.751 --> 11:09.828
‫من...‬

11:10.169 --> 11:12.750
‫ما سه سال با هم سکس داشتیم.‬

11:12.755 --> 11:15.615
‫منظورم اینه که، فکر می‌کردم عاشقِ همیم.‬

11:15.841 --> 11:16.471
‫بودیم.‬

11:19.637 --> 11:22.389
‫می‌دونی، داشتم ایمیل‌های
‫قدیمی‌مون رو دوباره می‌خوندم.‬

11:23.112 --> 11:23.990
‫بازم؟‬

11:24.850 --> 11:26.472
‫فکر کردم پاکشون کردی.‬

11:26.477 --> 11:28.567
‫هنوز اون کلبه رو داری؟‬

11:33.275 --> 11:37.024
‫اجاره‌ش می‌دم، بیشتر تابستون‌ها،‬
‫قبل از اینکه خیلی سرد بشه.‬

11:37.029 --> 11:41.049
‫دارم سعی می‌کنم وام‌های سید رو تسویه کنم.‬
‫منظورت چیه؟‬

11:41.158 --> 11:41.738
‫هیچی.‬

11:42.201 --> 11:43.651
‫فقط یادت می‌افتم.‬

11:45.538 --> 11:46.698
‫دمِ اون درب.‬

11:47.832 --> 11:50.572
‫این تصویریه که هرچی سنم بالاتر می‌ره،‬

11:51.627 --> 11:53.297
‫خوش‌حالم که دارمش.‬

11:54.880 --> 11:55.860
‫و اون پرونده؟‬

11:56.716 --> 11:58.986
‫تو اون مورد نمی‌تونم کمکت کنم.‬

12:02.000 --> 12:09.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12:12.301 --> 12:12.821
‫باشه.‬

12:17.653 --> 12:20.031
‫خیلی ممنون که اومدی.‬

12:21.240 --> 12:22.290
‫خواهش می‌کنم.‬

12:22.408 --> 12:25.374
‫خب... مامانم می‌خواست باهات حرف بزنه.‬

12:25.494 --> 12:27.694
‫- این دخترمه.‬
‫- می‌دونم.‬

12:30.040 --> 12:32.165
‫مامان، بگو.‬

12:33.210 --> 12:34.200
‫سلام، لیلا.‬

12:35.452 --> 12:35.972
‫خب...‬

12:37.798 --> 12:40.421
‫- می‌خواستم عذرخواهی کنم.‬
‫- بابتِ چی؟‬

12:40.426 --> 12:44.425
‫خیلی متأسفم که حس کردی‬
‫باید دانشگاه رو ترک کنی‬

12:44.430 --> 12:47.011
‫اونم بر اساسِ چیزی که فکر می‌کردی‬
‫کارهای منه.‬

12:47.016 --> 12:47.918
‫واقعاً؟‬

12:47.975 --> 12:49.305
‫- مامان.‬
‫- چیه؟‬

12:49.310 --> 12:51.265
‫این که عذرخواهی نیست.‬

12:51.270 --> 12:53.184
‫خب، این تمامِ چیزیه که از دستم برمی‌آد.‬

12:53.189 --> 12:54.423
‫تو تلافی کردی.‬

12:54.440 --> 12:55.553
‫نه، نکردم.‬

12:55.566 --> 12:58.689
‫لیلا، لیلا، نگرانم که داری
‫کورکورانه واردِ این قضیه می‌شی.‬

12:58.694 --> 13:01.984
‫این جلسه‌ی دادرسی اصلاً
‫تجربه‌ی راحتی نخواهد بود.‬

13:01.989 --> 13:05.321
‫واقعاً می‌خوای خودت رو
‫توی این شرایط قرار بدی؟‬

13:05.326 --> 13:07.323
‫واسه همین منو دعوت کردی اینجا؟‬

13:07.328 --> 13:10.409
‫نگرانم که درست بهش فکر نکرده باشی.‬

13:10.414 --> 13:13.904
‫منم نگرانم که روی لباست ماست ریخته.‬

13:13.959 --> 13:16.916
‫- و اینکه مامانت یه جنده‌ی کینه‌توزه.‬
‫- ببخشید، چی؟‬

13:16.921 --> 13:20.044
‫نه، نه، بذار بگه. اشکالی
‫نداره. می‌تونی بگی.‬

13:20.049 --> 13:23.629
‫«دوست داشت آلتش رو توی دستش بگیره،‬

13:23.636 --> 13:26.091
‫و چین‌وچروک‌های بیضه‌ش رو نوازش کنه‬

13:26.096 --> 13:29.011
‫تا وقتی که سفت بشه‬
‫و نشه نادیده‌ش گرفت.»‬

13:29.016 --> 13:29.929
‫- سید!‬
‫- چی؟‬

13:29.934 --> 13:32.306
‫این همون دفترچه‌ی خاطراتِ پورنِ اینترنتیته؟‬

13:32.311 --> 13:33.432
‫داری... داری... چیکار می‌کنی؟‬

13:33.437 --> 13:34.975
‫و حتی اگه پاکش کنی،‬

13:34.980 --> 13:38.270
‫من از تمامِ اون نوشته‌های منحرفانه‌ای‬
‫که نوشتی کپی گرفتم.‬

13:38.275 --> 13:39.693
‫اون‌ها داستانه.‬

13:39.735 --> 13:42.733
‫خواهش می‌کنم. «آرزو داشت
‫کیرش رو توی خودش حس کنه.»‬

13:42.738 --> 13:44.944
‫- گوشیت رو بذار کنار.‬
‫- «یا هر کیرِ دیگه‌ای. فرقی نمی‌کرد.»‬

13:44.949 --> 13:47.446
‫من تمامِ این خط‌ها رو توی جلسه‌ی دادرسی‬
‫با صدای بلند می‌خونم.‬

13:47.451 --> 13:48.364
‫نه، این کار رو نمی‌کنیم.‬

13:48.369 --> 13:51.367
‫نه سیدنی، ما کسی رو به‌خاطرِ‬
‫داستان‌هایی که می‌نویسه محاکمه نمی‌کنیم.‬

13:51.372 --> 13:54.870
‫مامان، انقدر توی خیال زندگی نکن.‬
‫این زن می‌خواد نابودت کنه.‬

13:54.875 --> 13:59.166
‫فکر می‌کنی پدر و مادرت نباید با‬
‫عواقبِ آزار و اذیت‌هاشون روبرو بشن؟‬

13:59.171 --> 14:00.211
‫آزار و اذیت؟‬

14:00.548 --> 14:03.707
‫اجازه نمی‌دم زندگی‌شون رو خراب کنی‬

14:03.712 --> 14:06.966
‫اونم سرِ یه چیزِ احمقانه‌ای که خودت‬
‫ده سال پیش شروعش کردی.‬

14:06.971 --> 14:08.551
‫- من دارم می‌رم.‬
‫- نه، لیلا‬

14:08.556 --> 14:11.136
‫می‌خوای بدونی جنده‌ی کینه‌توز کیه؟‬
‫می‌خوای؟‬

14:11.141 --> 14:14.995
‫- کی؟‬
‫- من. من. من یه جنده‌م! من یه جنده‌م!‬

14:15.437 --> 14:17.601
‫- برو درت رو بذار!‬
‫- چرا این کار رو کردی؟‬

14:17.606 --> 14:19.356
‫چرا عذرخواهی نکردی؟‬

14:27.031 --> 14:27.611
‫سیدنی.‬

14:28.784 --> 14:29.270
‫چیه؟‬

14:31.620 --> 14:32.950
‫تو جنده نیستی.‬

14:40.254 --> 14:43.127
‫اوه نه! قهوه‌ها رو یادم
‫رفت. می‌تونم برم بگیرمشون.‬

14:43.132 --> 14:45.337
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه. خواهش می‌کنم.‬

14:45.342 --> 14:46.714
‫- مطمئنی؟‬
‫- اوهوم.‬

14:46.719 --> 14:47.239
‫باشه.‬

14:48.929 --> 14:50.059
‫این‌ها‬

14:51.307 --> 14:55.347
‫توپک‌های خرماییِ جودوسر،‬
‫بذرِ کتان و کره بادوم‌زمینی‌ان.‬

14:55.352 --> 14:58.198
‫بدونِ گلوتن، بدونِ شکرِ افزوده.‬

14:58.230 --> 14:59.440
‫به‌به.‬

15:06.363 --> 15:07.970
‫خوشمزه‌ست؟‬

15:09.371 --> 15:13.908
‫ولاد، من... من... می‌خوام
‫درباره‌ی یه چیزی باهات حرف بزنم.‬

15:13.913 --> 15:16.619
‫- خودش هم درستشون کرده.‬
‫- فکر کردم داری تدریس می‌کنی.‬

15:16.624 --> 15:20.064
‫بهشون یه پروژه‌ی گروهی
‫دادم. اوه، توپک‌ها! امممم.‬

15:20.866 --> 15:21.531
‫اممم!‬

15:21.545 --> 15:23.667
‫«ما تلاش می‌کنیم تا
‫سلسله‌مراتب رو از بین ببریم‬

15:23.672 --> 15:26.378
‫تا دانشجوها بتونن آزادانه‬
‫ساختارهای قدرت رو به چالش بکشن.»‬

15:26.383 --> 15:30.466
‫در موردِ از بین بردنِ سلسله‌مراتب
‫نمی‌دونم. آموزش خودش سلسله‌مراتبه.‬

15:30.471 --> 15:32.968
‫ولی می‌تونی سعی کنی‬
‫در جایگاه شنونده باشی.‬

15:32.973 --> 15:36.263
‫خب، من قصدم اینه که یه معلم فعال‬
‫و توی رشته‌ی خودم متخصص باشم.‬

15:36.268 --> 15:37.640
‫این چه کمکی به دانشجوها می‌کنه؟‬

15:37.645 --> 15:39.266
‫چون اونا چیزی یاد می‌گیرن‬

15:39.271 --> 15:42.186
‫که باعث می‌شه‬
‫انسان‌های بزرگ‌تر و بهتری بشن.‬

15:42.191 --> 15:44.980
‫منظورم اینه که اگه تسلیم این ایده بشی، فلو،‬
‫این دانش لعنتی...‬

15:44.985 --> 15:46.065
‫نیازی به فحش دادن نیست.‬

15:46.070 --> 15:48.150
‫...این دانش لعنتی، یادگیری، فرهنگ،‬

15:48.155 --> 15:50.361
‫و تحصیلات عالیه اون‌طوری که ما می‌شناسیم‬
‫بی‌فایده می‌شه.‬

15:50.366 --> 15:51.820
‫اون‌وقت تسلیم این ایده می‌شی‬

15:51.825 --> 15:54.657
‫که تمام چیزی که قراره باشیم‬
‫زنبورهای کارگرِ معامله‌گریم‬

15:54.662 --> 15:57.952
‫که تنها هدفشون روی این زمین‬
‫جمع کردن ثروت یا خوش‌گذرونیه.‬

15:57.957 --> 15:59.954
‫-منظورم اینه که، این خیلی سطحیه‌.‬
‫-بـ...‬

15:59.959 --> 16:01.538
‫خیلی لعنتی سطحیه‌. ببخشید.‬

16:01.543 --> 16:03.874
‫به نظر من،‬
‫دانشگاه بیشتر یه محیطه‌.‬

16:03.879 --> 16:05.542
‫اینه که در معرض چه چیزایی قرار می‌گیری.‬

16:05.547 --> 16:09.380
‫نه، من... من... فکر می‌کنم فراتر از این
‫حرفاست‬ چون ما... راهنمای اونا هستیم.‬

16:09.385 --> 16:11.465
‫ما مسئولِ روحِ اونا هستیم.‬

16:11.470 --> 16:15.200
‫واقعاً؟ ! ببخشید.‬
‫باید اینو به شوهرت بگی.‬

16:15.349 --> 16:18.918
‫یا ابلفضل، فلورنس.‬
‫واقعاً می‌تونی سلیطه باشی.‬

16:18.936 --> 16:20.808
‫- اوه، این حرفت نامناسبه.‬
‫- می‌دونم.‬

16:20.813 --> 16:24.023
‫نه، جفتتون دارید خیلی
‫نامناسب رفتار می‌کنید.‬

16:25.234 --> 16:27.984
‫من همه‌چیزم رو وقفِ دانشجووهام می‌کنم.‬

16:28.028 --> 16:32.448
‫خب، نمی‌دونم،‬
‫شاید باید روی مرزهای اخلاقیت کار کنی.‬

16:34.118 --> 16:36.323
‫شور و اشتیاقِ بینِ خواهرا،‬
‫خیلی عالیه،‬

16:36.328 --> 16:39.994
‫اما فکر می‌کنم فقط باید بیشتر بهش بپردازی.‬
‫علاوه بر اون...‬

16:39.999 --> 16:43.559
‫داشتم فکر می‌کردم که...‬
‫شاید یه پاراگرافِ دیگه.‬

16:43.836 --> 16:45.586
‫می‌تونم باهات حرف بزنم؟‬

16:46.880 --> 16:49.753
‫هی، ما الان وسطِ‬
‫یه کاری هستیم.‬

16:49.758 --> 16:51.336
‫خب، می‌خواستم...‬

16:52.094 --> 16:54.544
‫اوه، واقعاً احساسِ خیلی بدی دارم.‬

16:54.638 --> 16:56.927
‫انگار نامه‌م برگشت خورده.‬

16:56.932 --> 16:59.805
‫یعنی، می‌دونی اصلاً به دستشون رسیده یا نه؟‬

16:59.810 --> 17:03.517
‫من... واقعاً معذرت می‌خوام.‬
‫حس می‌کنم آینده‌ت رو به خطر انداختم.‬

17:03.522 --> 17:04.452
‫مشکلی نیست.‬

17:04.815 --> 17:07.980
‫خب، نه... اصلاً هم اوکی نیست.‬
‫این... این... افتضاحه.‬

17:07.985 --> 17:10.024
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم‬
‫تا برات جبران کنم.‬

17:10.029 --> 17:13.399
‫نه، مشکلی نیست.‬
‫استاد تانگ توصیه نامه‌ش رو تحویل داد.‬

17:13.907 --> 17:16.106
‫اوه، من... من استاد نیستم.‬

17:16.118 --> 17:17.524
‫اوه، کی؟‬

17:17.536 --> 17:19.992
‫همون شبی که مهلتِ آخرش بود. ساعت ۱۱ بود.‬

17:19.997 --> 17:23.871
‫دیدم که هنوز تحویل داده نشده،‬
‫واسه همین به سینتیا پیام دادم.‬

17:23.876 --> 17:26.726
‫چی، تو... تو... همون شب نوشتیش؟‬

17:26.795 --> 17:28.083
‫یه پیش‌نویس براش فرستادم.‬

17:28.088 --> 17:31.211
‫ببخشید، ما الان قرار بود‬
‫درباره‌ی مقاله‌ش با هم صحبت کنیم.‬

17:31.216 --> 17:34.089
‫اوه خدای من، ممنونم، واقعاً.‬
‫خیلی خیالم راحت شد. من...‬

17:34.094 --> 17:37.342
‫اوه خدای من، فکر کردم‬
‫بدبختت کردم، ادوینا. من...‬

17:37.347 --> 17:38.510
‫شما کاری نکردید.‬

17:38.515 --> 17:41.847
‫منظورم اینه که، خودت می‌دونی اخیراً‬
‫چقدر تحتِ فشار و استرس بودم، واسه همین...‬

17:41.852 --> 17:43.474
‫- اممم...‬
‫- تو یه دانشجویی.‬

17:43.479 --> 17:47.129
‫لازم نیست‬
‫استرسِ ما رو به دوش بکشی، باشه؟‬

17:49.818 --> 17:52.958
‫ما وسطِ‬
‫انجامِ یه کاری هستیم.‬

17:55.741 --> 17:58.440
‫من... متأسفم که ناامیدت کردم.‬

18:07.920 --> 18:10.334
‫تا حالا توی زندگیم نشده بود که‬
‫یه مهلت رو از دست بدم،‬

18:10.339 --> 18:12.269
‫اونم واسه یه توصیه‌نامه.‬

18:14.297 --> 18:15.782
‫ولادیمیر:
‫به آرومی.

18:15.811 --> 18:17.144
‫خیلی نزدیک...

18:17.164 --> 18:18.927
‫با توجه زیاد به جزئیات...

18:19.003 --> 18:21.179
‫حذف پیام‌ها.

18:21.211 --> 18:23.678
‫آیا از حذف پیام‌های این مخاطب اطمینان دارید؟
‫حذف ......-لغو

18:25.187 --> 18:28.626
‫لیلی، سلدن، «خانه‌ی شادی».
‫(خانه‌ی شادی: یه رمان قرن ۲۰ام
‫به نویسندگی ادیث وارتون در مورد یه مثلث عشقی)‬

18:29.399 --> 18:31.939
‫اونا عاشقِ همدیگن،‬
‫اما نمی‌تونن با هم باشن‬

18:31.944 --> 18:34.414
‫چون جامعه اجازه نمی‌ده.‬

18:34.613 --> 18:35.663
‫بیاید بخونیم.‬

18:37.074 --> 18:40.322
‫«تنها راهی که می‌تونم بهت کمک کنم‬
‫اینه که عاشقت باشم، »‬

18:40.327 --> 18:42.357
‫«سلدن با صدای آرومی گفت.»‬

18:42.913 --> 18:46.161
‫«اون جوابی نداد،‬
‫اما صورتش رو به سمتِ اون برگردوند»‬

18:46.166 --> 18:48.080
‫«با حرکتِ نرمِ یه گل.»‬

18:48.085 --> 18:51.792
‫«نگاهِ خودش هم به آرومی با اون تلاقی کرد،‬
‫و لب‌هاشون به هم خورد.»‬

18:51.797 --> 18:54.987
‫«اون خودش رو عقب کشید و از جاش بلند شد.»‬

18:55.259 --> 18:58.929
‫«سلدن هم بلند شد،‬
‫و اونا روبروی هم ایستادن.»‬

18:59.054 --> 19:03.262
‫«ناگهان، اون دستِ سلدن رو گرفت‬
‫و به گونه‌ش چسبوند.»‬

19:03.267 --> 19:07.347
‫«آه، عاشقم باش، عاشقم باش،‬
‫اما بهم نگو.»‬

19:11.984 --> 19:14.784
‫وارتون توی این صحنه داره چیکار می‌کنه؟‬

19:15.362 --> 19:16.112
‫اون همجنس‌گراس.‬

19:17.614 --> 19:18.636
‫نه.‬

19:19.908 --> 19:21.947
‫اونا می‌خوان عاشقِ هم باشن،‬
‫اما نمی‌تونن.‬

19:21.952 --> 19:25.450
‫بله، منم همینو گفتم،‬
‫اما وارتون توی این صحنه داره چیکار می‌کنه؟‬

19:25.455 --> 19:27.425
‫این چه جور صحنه‌ایه؟‬

19:29.001 --> 19:32.916
‫راهنمایی: این رمان در اوایل‬
‫قرن بیستم نوشته شده.‬

19:32.921 --> 19:36.044
‫ممکنه به خاطرِ نوشتنِ مطالبِ پورنوگرافی‬
‫دستگیر بشی.‬

19:36.049 --> 19:39.251
‫پس این چه جور صحنه‌ایه؟‬

19:40.971 --> 19:43.481
‫ببخشید، این مثلاً یه صحنه‌ی جنسیه؟‬

19:43.515 --> 19:46.265
‫بله، همین‌طوره. ممنون، رز.‬

19:46.302 --> 19:50.976
‫آره، وارتون اینجا داره یه چیزِ‬
‫داغ و محرک بهمون می‌ده، بچه‌ها.‬

19:50.981 --> 19:53.831
‫خب، جنبه‌های جنسی و شهوانی این متن چیه؟‬

19:54.776 --> 19:56.648
‫- اونا همدیگه رو می‌بوسن.‬
‫- داستان رو برام تعریف نکن.‬

19:56.653 --> 19:58.817
‫به کلمات و ساختارِ جملات دقت کن.‬

19:58.822 --> 20:00.694
‫صداش آرومه.‬

20:00.699 --> 20:04.079
‫- این چی می‌تونه باشه؟‬
‫- اون ملایم حرف می‌زنه.‬

20:04.244 --> 20:05.616
‫اون یه آدمِ درون‌گراست.‬

20:05.621 --> 20:07.052
‫اوهوم.‬

20:10.477 --> 20:11.637
‫اون تحریک شده.‬

20:18.383 --> 20:20.271
‫درسته. درسته.‬

20:21.428 --> 20:24.203
‫«صورتش رو به سمتِ اون برگردوند»‬

20:25.182 --> 20:27.387
‫با حرکتِ نرمِ یه گل.»‬

20:27.392 --> 20:30.155
‫خب، حرکتِ نرم.‬

20:30.979 --> 20:32.549
‫مثلِ یه تکونِ ملایم.‬

20:33.190 --> 20:34.230
‫«یه گل.»‬

20:34.775 --> 20:35.705
‫اون داره...‬

20:36.235 --> 20:37.455
‫داره باز می‌شه.‬

20:38.070 --> 20:39.760
‫مثلِ چی باز می‌شه؟‬

20:40.822 --> 20:41.402
‫گل‌ها.‬

20:42.115 --> 20:44.385
‫و گل شبیه چیه؟‬

20:45.953 --> 20:47.293
‫آناتومیِ زنانه.‬

20:48.914 --> 20:50.254
‫«سلدن بلند شد...»‬

20:51.875 --> 20:55.647
‫کدوم بخشِ بدنِ یه مرد‬
‫ممکنه بلند بشه؟‬

20:56.171 --> 20:58.126
‫نمی‌خوام حرفای زشت بزنم.‬

20:58.131 --> 21:01.338
‫دارم می‌گم که،‬
‫توی یه دنیای سرکوب‌شده مثل این،‬

21:01.343 --> 21:05.243
‫تک‌تکِ کلمات‬
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی معنی دارن.‬

21:16.525 --> 21:20.649
‫این نزدیک‌ترین حالتیه که‬
‫می‌تونیم به رابطه‌ی جنسی برسیم.‬

21:20.654 --> 21:23.145
‫اوه! عاشقِ ادیث وارتونم.‬

21:25.575 --> 21:28.145
‫ولی در واقعیت این اتفاق نمی‌افته.‬

21:29.579 --> 21:31.076
‫منظورت چیه، آرون؟‬

21:31.081 --> 21:34.454
‫همه‌ش رو از خودت درآوردی.‬
‫لازم نیست این‌طوری بخونیش.‬

21:34.459 --> 21:37.391
‫خب، آره. معلومه که از خودم درآوردم،‬

21:37.421 --> 21:42.761
‫ولی می‌فهمی منظورم چیه‬
‫وقتی می‌گم همه‌ی ما، آرون، حتی تو،‬

21:44.928 --> 21:46.451
‫بدن داریم؟‬

21:47.973 --> 21:50.183
‫اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.‬

21:52.144 --> 21:54.294
‫- خوش گذشت.‬
‫- اوه!‬

21:54.813 --> 21:57.820
‫- چی شد که...اومدی؟‬
‫- آه...‬

21:58.275 --> 22:00.314
‫بابتِ اون روز حالم بد بود،‬

22:00.319 --> 22:03.567
‫و خب، می‌دونم که شرایطِ سختی داری.‬

22:03.572 --> 22:06.312
‫هممم، خب، خودم هم همین‌طور فکر می‌کنم.‬

22:06.908 --> 22:09.948
‫- جلسه‌ی دادرسیِ جان نزدیکه، نه؟‬
‫- اوهوم.‬

22:09.953 --> 22:11.173
‫نظرت چیه؟‬

22:12.247 --> 22:15.662
‫نظری ندارم.‬
‫فقط می‌خواستم ببینم حالت چطوره.‬

22:15.667 --> 22:18.540
‫راستش ولاد، می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.‬

22:18.545 --> 22:19.115
‫بگو.‬

22:21.173 --> 22:23.378
‫- خب، نه اون‌قدر محکم.‬
‫- اوه.‬

22:23.383 --> 22:24.755
‫- اه، می‌دونی چیه؟‬
‫- شوخی کردم.‬

22:24.760 --> 22:25.570
‫بی‌خیال.‬

22:27.763 --> 22:30.543
‫می‌دونی که شناختنت خیلی سخته.‬

22:30.557 --> 22:32.287
‫آره، خیلیا بهم می‌گن.‬

22:34.186 --> 22:36.308
‫من، اه... کتابت رو تقریباً تموم کردم.‬

22:36.313 --> 22:36.953
‫واقعاً؟‬

22:37.314 --> 22:39.686
‫آره، می‌خواستم ببینم، نمی‌دونم،‬

22:39.691 --> 22:43.065
‫شاید بخوای برای اون
‫ناهارِ متقابل برنامه‌ریزی کنیم.‬

22:43.070 --> 22:45.747
‫اوه، حتماً. حتماً! حتماً. اممم...‬

22:46.531 --> 22:47.751
‫همین آخرِ هفته؟‬

22:48.200 --> 22:51.031
‫ام... آخرِ هفته‌ها... آخرِ هفته‌ها سخته.‬

22:51.036 --> 22:53.107
‫اوه، اوه، باشه، اممم...‬

22:53.163 --> 22:54.984
‫اه... هفته‌ی بعد؟‬

22:55.415 --> 22:58.372
‫دوشنبه‌ی دو هفته‌ی دیگه چطوره؟ روزِ مطالعه.‬

22:58.377 --> 23:00.605
‫دوشنبه، اه، روزِ مطالعه.‬

23:01.004 --> 23:02.530
‫ام... هممم.‬

23:03.340 --> 23:05.482
‫آه، روزِ مطالعه.‬

23:06.093 --> 23:06.963
‫اون، ام...‬

23:08.095 --> 23:10.550
‫- یا بعد از عیدِ شکرگزاری؟‬
‫- نه. نه، نه، نه، نه.‬
‫(دوشنبه: جلسه دادرسیِ جان)

23:10.555 --> 23:12.599
‫نه. همون موقع می‌بینمت.‬

23:13.642 --> 23:14.222
‫عالیه.‬

23:15.685 --> 23:18.058
‫- من از این طرف می‌رم.‬
‫- منم از این طرف.‬

23:18.063 --> 23:20.153
‫- بعداً می‌بینمت.‬
‫- باشه.‬

23:20.899 --> 23:23.979
‫اگه پشتِ سرش رو نگاه کنه، یعنی عاشقم شده.‬

23:31.868 --> 23:33.934
‫اه، بیا تو.‬

23:35.539 --> 23:37.099
‫یه لحظه وقت داری؟‬

23:41.287 --> 23:41.977
‫بیا تو.‬

23:44.214 --> 23:45.544
‫یه مشکلی داریم.‬

23:49.136 --> 23:51.635
‫همممم. بیا تو.‬

23:54.057 --> 23:56.399
‫امــــــــــــــــــــــــــم...‬

24:02.816 --> 24:03.336
‫سلام.‬

24:05.935 --> 24:06.795
‫چی شده؟‬

24:12.325 --> 24:12.965
‫بچه‌ها؟‬

24:19.791 --> 24:23.601
‫امروز بعدازظهر،‬
‫اعضای هیئت‌علمیِ رسمی رای‌گیری کردن.‬

24:23.879 --> 24:25.876
‫گفتنش اصلاً راحت نیست.‬

24:25.881 --> 24:28.427
‫فلو، فقط بگو چی شده.‬

24:28.717 --> 24:31.857
‫ازت می‌خوایم که از تدریس کناره‌گیری کنی.‬

24:33.513 --> 24:35.443
‫♪ اوه-اوه، اوه-اوه، اوه، اوه‬ ♪

24:37.017 --> 24:38.947
‫♪ اوه-اوه، اوه-اوه، اوه، اوه‬ ♪

24:40.479 --> 24:42.628
‫♪ اوه، اوه...‬ ♪

24:42.647 --> 24:44.431
‫- چرا؟
‫♪ - بیزارم‬ ♪

24:44.441 --> 24:46.935
‫♪ اوه، اوه‬ ♪

24:46.943 --> 24:49.483
‫♪ - بیزارم‬ ♪
‫♪ - همه‌مون خیلی خسته و بیزاریم‬ ♪

24:49.488 --> 24:51.234
‫♪ از همه‌ی این احمق‌های عوضی‬ ♪

24:51.239 --> 24:54.946
‫♪ همه‌مون خیلی خسته و بیزاریم‬ ♪
‫♪ از همه‌ی این احمق‌های عوضی‬ ♪

24:54.951 --> 24:58.200
‫♪ همه‌مون خیلی خسته و بیزاریم‬ ♪
‫♪ از همه‌ی این احمق‌های عوضی‬ ♪

24:58.205 --> 25:02.285
‫♪ همه‌مون خیلی خسته و بیزاریم‬ ♪
‫♪ از همه‌ی این احمق‌های عوضی‬ ♪

25:02.959 --> 25:05.957
‫♪ چون زندگی خیلی داغونه‬ ♪
‫♪ و اینجا بهم کلی استرس می‌ده‬ ♪

25:05.962 --> 25:09.961
‫♪ چون زندگی خیلی داغونه‬ ♪
‫♪ و اینجا بهم کلی استرس می‌ده‬ ♪

25:09.966 --> 25:12.964
‫♪ چون زندگی خیلی داغونه‬ ♪
‫♪ و اینجا بهم کلی استرس می‌ده‬ ♪

25:12.969 --> 25:14.966
‫♪ دیگه نمی‌خوام‬ ♪
‫♪ با این آدما سر و کله بزنم‬ ♪

25:14.971 --> 25:16.968
‫♪ دیگه نمی‌خوام‬ ♪
‫♪ با این آدما سر و کله بزنم‬ ♪

25:16.973 --> 25:20.472
‫♪ دارم ناخن‌هام رو می‌جوم‬ ♪
‫♪ بیشتر از همیشه دارم ناخن‌هام رو می‌جوم‬ ♪

25:20.477 --> 25:23.975
‫♪ دارم ناخن‌هام رو می‌جوم‬ ♪
‫♪ بیشتر از همیشه دارم ناخن‌هام رو می‌جوم‬ ♪

25:23.980 --> 25:25.477
‫♪ چون زندگی خیلی داغونه‬ ♪

25:25.482 --> 25:27.479
‫♪ آخه زندگی خیلی به‌هم‌ریخته‌ست‬ ♪

25:27.484 --> 25:30.982
‫♪ آخه زندگی خیلی به‌هم‌ریخته‌ست‬ ♪
‫♪ و اینجا بدجوری بهم استرس می‌ده‬ ♪

25:30.987 --> 25:32.984
‫♪ دیگه نمی‌خوام با این آدما‬ ♪
‫♪ سر و کله بزنم‬ ♪

25:32.989 --> 25:35.487
‫♪ دیگه نمی‌خوام با این آدما‬ ♪
‫♪ سر و کله بزنم‬ ♪

25:35.492 --> 25:37.412
‫♪ - اوه‬ ♪
‫♪ - اوه-اوه-اوه-اوه‬ ♪

25:38.000 --> 25:58.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
