WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:37.537 --> 00:39.577
‫خیلی خوب بود.

00:39.831 --> 00:40.471
‫به منم همین‌طور.‬

00:43.852 --> 00:44.312
‫چیه؟‬

00:44.586 --> 00:46.896
‫- شور داری.‬
‫- اون دیگه چیه؟‬

00:47.422 --> 00:49.044
‫شور و هیجانِ رابطه‌ی جدید.‬

00:49.049 --> 00:50.619
‫باز شروع نکن.‬

00:51.092 --> 00:53.532
‫- نوشیدنی می‌خوای؟‬
‫- حتماً.‬

01:04.147 --> 01:05.367
‫پسشون می‌دم.‬

01:05.391 --> 01:14.857
‫ولادیمیر
‫فصل اول قسمت چهارم:
‫رفتارِ بد

01:25.168 --> 01:26.608
‫- لیلا؟‬
‫- سلام.‬

01:26.753 --> 01:29.013
‫سلام. چیک...می‌خوای بیای تو؟‬

01:29.839 --> 01:30.479
‫اممم...‬

01:31.591 --> 01:34.671
‫- اون برای منه؟‬
‫- بعداً می‌تونی بخونیش.‬

01:34.928 --> 01:37.509
‫خب، دارم نگرونی درست می‌کنم.‬
‫نگرونی می‌خوری؟‬
‫(نگرونی: یه نوع مشروبِ مخلوط)

01:37.514 --> 01:39.484
‫- کیه؟‬
‫- معذرت می‌خوام.‬

01:45.188 --> 01:47.288
‫اون بیرون داری چیکار می‌کنی؟‬

01:48.942 --> 01:50.742
‫داشتی با کی حرف می‌زدی؟‬

01:51.611 --> 01:52.251
‫اممم...‬

01:55.406 --> 01:57.362
‫- اون چی بود؟‬
‫- اممم، هیچی.‬

01:57.367 --> 01:59.239
‫- اون همین الان اینو بهت داد؟‬
‫- نه.‬

01:59.244 --> 02:00.156
‫- می‌تونم ببینمش؟‬
‫- نه.‬

02:00.161 --> 02:01.741
‫- فقط می‌خوام...‬
‫- نه، واقعاً. نه، جان.‬

02:01.746 --> 02:04.119
‫- واقعاً هیچی نیست. اصلاً چیزی نیست.‬
‫- بذار ببینمش.‬

02:04.124 --> 02:06.084
‫- نه.‬
‫- می‌شه ببینمش؟‬

02:06.751 --> 02:09.391
‫چرا داری اینقدر دیوونه‌بازی درمی‌آری؟‬

02:12.048 --> 02:16.998
‫خیلی خب، من باید برم توریِ محافظِ گوزن رو‬
‫دوباره روی کاهوهام بکشم.‬

02:19.055 --> 02:22.595
‫«من نقشِ خودم رو در تموم
‫شدنِ رابطه‌مون درک می‌کنم.»‬

02:22.600 --> 02:24.556
‫مامان، انگار روی این حمص ریخته.‬
‫(حمص: یه دیپ گیاهی عربی)

02:24.561 --> 02:27.684
‫«با این حال، اقدامِ تلافی‌جویانه‌ی
‫تو زندگیِ من رو نابود کرد.»‬

02:27.689 --> 02:29.903
‫اوه، هر کلمه‌ش از قبلی دراماتیک‌تره.‬

02:29.908 --> 02:33.315
‫«تو از وضعیتِ مالیِ من خبر داشتی،‬
‫پس وقتی نذاشتی من...»‬

02:33.320 --> 02:35.148
‫- من این کار رو نکردم.‬
‫- «...بورسیه‌ی مکلبرگ رو بگیرم...»‬

02:35.153 --> 02:37.819
‫- من سد راهش نشدم.‬
‫- «...می‌دونستی که مجبور می‌شم انصراف بدم.»‬

02:37.824 --> 02:41.724
‫تو به من گفتی هیچ‌کدوم از
‫شاکی‌های بابا رو نمی‌شناسی.‬

02:41.786 --> 02:44.534
‫«اگه مایل نیستی آسیبی
‫که زدی رو تشخیص بدی...»‬

02:44.539 --> 02:46.119
‫«تشخیص بدی؟» یعنی چی؟‬

02:46.124 --> 02:48.955
‫«...من کارهات رو به اطلاعِ
‫جلسه رسیدگی می‌رسونم.»‬

02:48.960 --> 02:51.166
‫- چرا بهم دروغ گفتی؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

02:51.171 --> 02:53.271
‫اوه عزیزم، چشم‌ت گل‌مژه زده.‬

02:53.394 --> 02:56.171
‫اوه نه، این چشمم اگه نخوابم‬
‫اینطوری ملتهب می‌شه.‬

02:56.176 --> 02:58.655
‫وای خدا. خب حالا چیکار کنم؟‬

02:58.720 --> 03:03.390
‫خب، برخلافِ هر کاری که بابا کرده،‬
‫تلافی کردن واقعاً غیرقانونیه.‬

03:08.605 --> 03:12.312
‫- چه ساعتی از کورنل راه افتادی؟‬
‫- نمی‌دونم، فکر کنم ۳ صبح.‬

03:12.317 --> 03:13.897
‫تو و دوستت با هم دعوا کردین؟‬

03:13.902 --> 03:18.234
‫نه، فقط زیاد از دخترایی خوشم نمی‌آد که
‫می‌خوان‬ توی تخت با دوستِ دوجنس‌گراشون بغل بشن‬

03:18.239 --> 03:20.904
‫تا اینکه بخوان واقعاً با
‫هم رابطه داشته باشن.‬

03:20.909 --> 03:22.789
‫اوهوم. اوهوم.‬

03:27.373 --> 03:29.704
‫یعنی غیرقانونی در حدی که ممکنه برم زندان؟‬

03:29.709 --> 03:32.790
‫نه. نه، احمق نشو مامان.‬
‫قرار نیست بری زندان.‬

03:32.795 --> 03:36.586
‫- خب، گفتی غیرقانونی. غیرقانونی؟‬
‫- قطعاً ممکنه کارت رو از دست بدی.‬

03:36.591 --> 03:40.089
‫ولی من... فکر می‌کنم...‬
‫فکر کنم اون فقط یه عذرخواهی می‌خواد.‬

03:40.094 --> 03:40.844
‫برای چی؟‬

03:41.095 --> 03:43.635
‫خب، تو نذاشتی اون بورسیه بگیره؟‬

03:43.640 --> 03:44.586
‫نه!‬

03:45.308 --> 03:47.858
‫باشه، راهی هست که ثابتش کنی؟‬

03:49.145 --> 03:49.605
‫آره.‬

03:55.151 --> 03:57.091
‫کفش‌های پاشنه‌بلندِ قشنگیه.‬

03:57.153 --> 03:58.524
‫- امشب داری می‌ری بیرون؟‬
‫- چطور؟‬

03:58.529 --> 04:00.568
‫کلی تیپ زدی. اون پاشنه‌بلندها.‬

04:00.573 --> 04:02.153
‫می‌شه دیگه نگی «پاشنه‌بلند»؟‬

04:02.158 --> 04:04.781
‫خب، این تیپ برای
‫همکارهاست یا یه همکارِ خاص؟‬

04:04.786 --> 04:06.816
‫لطفاً، اصلاً حوصله ندارم.‬

04:08.206 --> 04:11.216
‫من از لیلا انتقام نگرفتم.

04:11.251 --> 04:13.401
‫حرفت رو باور می‌کنم. ثابتش می‌کنیم.‬

04:14.504 --> 04:16.167
‫اینا بدونِ اون لباس گشاد بهتر به نظر می‌رسیدن.‬

04:16.172 --> 04:18.795
‫من هر بار این لباسو می‌پوشم‬
‫کلی ازش تعریف می‌کنن.‬

04:18.800 --> 04:22.882
‫حدس می‌زنم زن‌ها تعریف می‌کنن. خوبه.‬
‫از طرفِ من به همکارت سلام برسون.‬

04:22.887 --> 04:25.677
‫امیدوارم از کفش‌های پاشنه‌بلندت خوشش بیاد.‬

04:25.682 --> 04:26.562
‫پاشنه‌بلند.‬

04:28.351 --> 04:29.231
‫پاشنه‌بلند!‬

04:30.853 --> 04:32.773
‫- عاشقِ اون لباسم.‬
‫- اوه.‬

04:33.564 --> 04:35.520
‫- اساتیدِ خانم محترم...‬
‫- ممنون.‬

04:35.525 --> 04:40.066
‫...می‌تونم متواضعانه شما رو به شب‌نشینیِ
‫آکاپلامون‬ قبل از جمعه‌شب دعوت کنم؟‬
‫(آکاپلا: یه سبک موسیقی که به جای ادوات موسیقی همه صداها رو با دهن و حنجره در میارن)

04:40.071 --> 04:40.771
‫عالیه.‬

04:41.406 --> 04:44.320
‫- یادته یه زمانی آکاپلا باحال نبود؟‬
‫- هنوزم باحال نیست.‬

04:44.325 --> 04:47.645
‫ولی کمتر مایه‌ی خجالته،‬
‫و این مایه‌ی تأسفه.‬

04:47.870 --> 04:52.078
‫- اونا با هم سکس می‌کنن.‬
‫- نه، در واقع ندارن. دیگه نه.‬

04:52.083 --> 04:54.622
‫درسته. سرشون خیلی شلوغه‬
‫چون دارن به مامان‌هاشون زنگ می‌زنن.‬

04:54.627 --> 04:57.792
‫- تو توی دانشگاه به مامانت زنگ می‌زدی؟‬
‫- هیچ‌وقت جواب نمی‌داد.‬

04:57.797 --> 05:03.437
‫من ماهی یه بار به پدر و مادرم زنگ می‌زدم و‬
‫هرچی زودتر می‌خواستم قطع کنم.‬

05:05.471 --> 05:07.631
‫باید ببینیم چقدر دووم می‌آره.‬

05:07.932 --> 05:09.137
‫فکر می‌کنی دووم نمیاره؟‬

05:09.142 --> 05:12.432
‫می‌دونی این نویسنده‌های کله‌گنده چطوری از شهر میان‬
‫و فکر می‌کنن می‌تونن راحت از زیرِ کار در برن،‬

05:12.437 --> 05:17.687
‫ولی بعدش اینطوریه که: «کمربندت رو
‫ببند رفیق،‬ این کار پوستِ آدم رو می‌کنه.»‬

05:17.692 --> 05:22.012
‫پری، وقتی رئیسِ کارگروه
‫انتخابِ بورسیه‌ی مکلبرگ بودی،‬

05:22.155 --> 05:25.645
‫یادت هست اون سالی رو
‫که لیلا گرین درخواست داد؟‬

05:26.367 --> 05:29.574
‫شنیدم اونم واردِ پرونده شده.‬
‫نگران بودم تو رو هم بکشونه توش.‬

05:29.579 --> 05:32.118
‫مدارکِ ارسالی و برگه‎‌های
‫امتیازدهی رو بایگانی کردیم؟‬

05:32.123 --> 05:35.121
‫هر جوری که رأی داده باشی،‬
‫قابل درک بوده.‬

05:35.126 --> 05:37.623
‫- نه، اینو نگو.‬
‫- مگه قرار بود چیکار کنی؟‬

05:37.628 --> 05:39.876
‫«تو با شوهرم خوابیدی،‬
‫بیا اینم جایزه‌ات»؟‬

05:39.881 --> 05:42.086
‫نه، هیچ‌وقت اینو به پای کسی نمی‌نویسم.‬

05:42.091 --> 05:45.506
‫فقط بحثِ کاره، و کارش هم تعریفی نداشت.‬

05:45.511 --> 05:47.800
‫- از کمدیِ بداهه خوشت می‌آد؟‬
‫- نه.‬

05:47.805 --> 05:50.928
‫ما سوابق رو نگه داشتیم.‬
‫احتمالاً توی یه کمدِ انباری باشن.‬

05:50.933 --> 05:52.347
‫دپارتمان خیلی...‬

05:52.352 --> 05:56.017
‫لعنتی. کلمه‌ش چی بود؟‬
‫وقتی دیجیتال نیستی، می‌شی...‬

05:56.022 --> 05:56.924
‫آنالوگ؟‬

05:56.939 --> 06:00.534
‫ایول. آره! ما خیلی آنالوگیم.‬

06:01.027 --> 06:03.410
‫وای خدای من، تمومش کن!‬

06:03.463 --> 06:06.212
‫ببین، اونا... سکس می‌کنن.‬

06:08.451 --> 06:10.532
‫آره... می‌کنن.‬

06:19.420 --> 06:20.990
‫- سلام.‬
‫- اوه، سلام.‬

06:21.297 --> 06:23.267
‫یکم خاک روی...‬

06:23.925 --> 06:24.385
‫هممم.‬

06:25.259 --> 06:25.899
‫کلاسیک.‬

06:29.972 --> 06:31.292
‫سرِ راهتم؟‬

06:31.474 --> 06:32.761
‫گیره‌ی کاغذ می‌خوام.‬

06:35.186 --> 06:37.533
‫اوه، بیب، بیب!‬

06:37.772 --> 06:39.705
‫کشِ پول.‬

06:43.528 --> 06:45.983
‫جان، به جز کمدِ انباری،‬

06:45.988 --> 06:48.528
‫دیگه کجا ممکنه پرونده‌های‬
‫بورسیه رو نگه دارن؟‬

06:48.533 --> 06:50.405
‫- نمی‌دونم.‬
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬

06:50.410 --> 06:53.491
‫اونا هیچ وظیفه‌ای ندارن که مدارک
‫رو بدن،‬ واسه همین از پیام‌های
‫قدیمیِ بابا استفاده کردم.‬

06:53.496 --> 06:55.076
‫ما گفتیم که اون درگیر نمی‌شه.‬

06:55.081 --> 06:57.829
‫- بعدش تو اون نامه رو بهش نشون دادی.‬
‫- و تاریخِ جلسه رو فهمیدیم.‬

06:57.834 --> 06:59.372
‫- کی هست؟‬
‫- بیستِ اکتبر.‬

06:59.377 --> 07:00.915
‫- به این زودی؟‬
‫- آره واقعاً.‬

07:00.920 --> 07:03.042
‫پس لباس‌های رسمی‌ت رو آماده کن.‬

07:03.047 --> 07:05.503
‫- اگه قصد داری بیای.‬
‫- معلومه که می‌آد.‬

07:05.508 --> 07:07.478
‫می‌ذارمش توی تقویمم.‬

07:08.886 --> 07:10.286
‫داری الکل می‌خوری؟‬

07:10.763 --> 07:12.468
‫یه آبجوئه. ساعت پنجه.‬

07:12.473 --> 07:14.929
‫نه، نه. چهار و چهل و پنجه.‬

07:14.934 --> 07:16.324
‫تازه بازش کرده.‬

07:16.561 --> 07:19.058
‫اون وسطِ روز داره به خاطرِ تو مشروب می‌خوره.‬

07:19.063 --> 07:20.560
‫- این خوش‌حالت می‌کنه؟‬
‫- ساعت پنجه!‬

07:20.565 --> 07:23.062
‫اوه، یه جایی الان ساعت پنجه.‬
‫وقتِ شرابه.‬

07:23.067 --> 07:25.273
‫اون وکیله.‬
‫پولِ پرداخت کردنش رو داری؟‬

07:25.278 --> 07:28.651
‫نکته اینجاست که اینا ثابت می‌کنن‬
‫رابطه‌ها با رضایت بوده‬

07:28.656 --> 07:32.572
‫و هیچ‌کس به خاطرِ بابا از نظرِ کاری‬
‫یا تحصیلی ضرر نکرده.‬

07:32.577 --> 07:35.074
‫- ممنون.‬
‫- به جز... لیلا.‬

07:37.957 --> 07:40.594
‫اوه، حالا همه‌چی تقصیر من شدم؟‬

07:40.668 --> 07:42.915
‫هر چی علیه بابا دارن فقط حدس و گمانه.‬

07:42.920 --> 07:45.126
‫و اگه فقط از این لیلا عذرخواهی کنی...‬

07:45.131 --> 07:46.544
‫- نه.‬
‫- ...اون‌وقت دیگه هیچی ندارن.‬

07:46.549 --> 07:48.254
‫من دلیلی برای عذرخواهی ندارم.‬

07:48.259 --> 07:51.132
‫من هیچ‌وقت یه دانشجو رو‬
‫به دلایلِ شخصی جریمه نمی‌کنم.‬

07:51.137 --> 07:54.135
‫مامان، لجبازی نکن. اگه عذرخواهی کنی،‬
‫اونم بی‌خیالِ کلِ ماجرا می‌شه.‬

07:54.140 --> 07:56.846
‫نمی‌کنم.‬
‫اون کسیه که باهاش خوابیده.‬

07:56.851 --> 07:58.764
‫- تو هم نقش داشتی.‬
‫- نداشتم.‬

07:58.769 --> 08:02.018
‫- بابات اصلاً نباید اون کار رو می‌کرد.‬
‫- منم که قبلاً عذرخواهی کردم.‬

08:02.023 --> 08:05.480
‫و تا... تا چند هفته‌ی دیگه،‬
‫قراره جلوی همه تحقیر بشم.‬

08:05.485 --> 08:07.732
‫پس می‌شه لطفاً دست از سرم برداری؟‬

08:07.737 --> 08:09.767
‫- کجا می‌ری؟‬
‫- یوگا.‬

08:10.948 --> 08:12.744
‫وای خدای من.‬

08:13.493 --> 08:15.353
‫گل‌مژه‌ت رو نمال عزیزم.‬

08:37.589 --> 08:39.250
‫باز داری می‌نویسی؟‬

08:44.148 --> 08:46.008
‫فکر کردم خوابی.‬

08:46.234 --> 08:48.714
‫- کی می‌تونم بخونمش؟‬
‫- خب...‬

08:50.488 --> 08:53.152
‫- تو حتی رمانِ اولم رو هم نخوندی.‬
‫- چرا، خوندم.‬

08:53.157 --> 08:56.405
‫نه، تو یه پیش‌نویسِ اولیه رو خوندی‬
‫و بهم گفتی کتابِ به‌دردبخوری نیست.‬

08:56.410 --> 08:59.367
‫اون‌قدر فروخت که با پولش این خونه رو خریدی.‬
‫من چی می‌دونم؟‬

08:59.372 --> 09:02.812
‫- دومی رو هم هیچ‌وقت نخوندی.‬
‫- خودت گفتی نخونم.‬

09:04.418 --> 09:06.808
‫من توی قضیه‌ی لیلا نقشی نداشتم.‬

09:07.129 --> 09:10.920
‫لطفاً درک کن...‬
‫تمامِ کاری که الان دارم می‌کنم اینه که‬

09:10.925 --> 09:15.172
‫به چیزای ۱۰ یا ۲۰ یا حتی
‫۳۰ سال پیش نگاه می‌کنم.‬

09:15.221 --> 09:18.302
‫می‌فهمی توی این مرحله از زندگیم‬
‫چقدر برام سخته؟‬

09:18.307 --> 09:19.817
‫می‌فهمم.‬

09:21.686 --> 09:23.026
‫پاهام درد می‌کنه.‬

09:24.355 --> 09:26.465
‫به خاطرِ کفش‌های پاشنه‌بلندم.‬

09:32.572 --> 09:35.952
‫پرونده‌های بورسیه‬
‫احتمالاً توی دفترِ منه.‬

09:36.367 --> 09:38.117
‫الان دیگه دفترِ دیویده.‬

09:38.286 --> 09:40.825
‫وقتی نیست برو اونجا.‬
‫کلیدم رو بهت می‌دم.‬

09:40.830 --> 09:41.951
‫داره غرق می‌شه.‬

09:41.956 --> 09:43.876
‫دپارتمان به هم ریخته‌ست.‬

09:45.042 --> 09:47.722
‫اون کمدِ انباری هم افتضاح بود.‬

09:50.798 --> 09:52.670
‫خب، سلام بر شما.‬

09:55.845 --> 09:57.436
‫موهام رو بکش.‬

09:57.763 --> 09:59.309
‫محکم‌تر.‬

10:19.613 --> 10:22.275
‫پایان‌نامه‌های افتخاری.
‫(تو دانشگاه‌های آمریکا دانشجوهای ممتاز می‌تونن یه پایان‌نامه
‫متسقل بدن و ازش دفاع کنن که برای رزومه خیلی به درد می‌خوره)

10:22.299 --> 10:25.204
‫بورسیه‌ها.

10:30.755 --> 10:31.455
‫یه پیچش داستانی.

10:35.099 --> 10:37.293
‫قفسه۴. کابینت بزرگ.

10:56.197 --> 10:58.167
‫فقط بحثِ کارش بود.‬

11:14.215 --> 11:16.003
‫بینِ بیش‌فعالی-تکانشگریِ اختلال نقص توجه‌م

11:16.008 --> 11:18.089
‫و رویاپردازیِ‬
‫ناهنجار و منفک از واقعیتم،‬

11:18.094 --> 11:20.257
‫عملکردِ اجرایی‌ مغزم‬
‫الان واقعاً به فنا رفته.‬

11:20.262 --> 11:20.782
‫باشه.‬

11:21.263 --> 11:23.883
‫آره، در ضمن تازه هم گرایش جنسیم رو اعلام کردم.‬

11:24.141 --> 11:26.541
‫- تبریک می‌گم.‬
‫- من زن‌گرا هستم.

11:27.812 --> 11:29.912
‫من... جذبِ زنانگی می‌شم‬

11:30.106 --> 11:32.436
‫حتی اگه آلتِ مردانه داشته باشن.‬

11:33.484 --> 11:33.944
‫آره.‬

11:34.610 --> 11:37.191
‫انگار خیلی تحت فشاری،‬ پسر.‬

11:37.196 --> 11:41.779
‫آره، واسه همین... خب... تا فردا نمی‌تونم‬
‫اون مقاله رو بهت برسونم.‬

11:41.784 --> 11:43.503
‫باشه. خب...‬

11:44.787 --> 11:48.703
‫فکر می‌کنی بتونی بالاخره...‬
‫یه زمانی بنویسیش؟‬

11:48.708 --> 11:50.074
‫فکر کنم آره.‬

11:50.793 --> 11:53.499
‫عالی می‌شه.‬
‫آره، هر وقت تونستی بهم برسونش.‬

11:53.504 --> 11:54.542
‫باشه، ممنون.‬

11:54.547 --> 11:56.297
‫خیلی خب. ممنون، آرون.‬

11:56.966 --> 11:57.896
‫سلام، آرون.‬

12:00.970 --> 12:01.924
‫چطور بود؟‬

12:01.929 --> 12:04.569
‫منظورم اینه که، عجب هیجانی داشت.‬

12:04.598 --> 12:06.679
‫اوه، خب، اون مورد خاصیه.‬

12:06.684 --> 12:10.349
‫منظورم اینه که، منم ۲۰ سالم بود عوضی بودم،‬
‫ولی خب...‬

12:10.354 --> 12:12.935
‫خب، شرط می‌بندم‬
‫تو مقاله‌هاتو سر وقت تحویل می‌دادی.‬

12:12.940 --> 12:14.777
‫بله خانم. همین‌طوره.‬

12:15.192 --> 12:18.691
‫اوه، می‌خواستم بپرسم.‬
‫مایوم رو خونه‌ی تو جا گذاشتم؟‬

12:18.696 --> 12:21.564
‫همم. می‌گردم... دنبالش می‌گردم.‬

12:24.660 --> 12:25.710
‫سینتیا چطوره؟‬

12:26.537 --> 12:27.347
‫خوبه.‬

12:28.831 --> 12:29.611
‫جان چطوره؟‬

12:31.167 --> 12:31.747
‫اون...‬

12:32.543 --> 12:33.538
‫عالیه.‬

12:34.253 --> 12:35.049
‫آره.‬

12:36.964 --> 12:38.919
‫خب، می‌بینمت... این طرفا می‌بینمت‬

12:38.924 --> 12:43.564
‫یا... اوه، توی جلسه‌ی... دانشکده،‬ پنجشنبه.‬

12:44.054 --> 12:46.254
‫اوم... قصد نداشتم برم.‬

12:47.600 --> 12:49.979
‫اوه. باید بری.‬

12:50.019 --> 12:52.183
‫منظورم اینه که، دارم جون می‌کنم‬
‫تا وقتی واسه نوشتن پیدا کنم،‬

12:52.188 --> 12:55.311
‫و خب، با خودم گفتم اگه نرم،‬
‫کل روز رو وقت دارم.‬

12:55.316 --> 12:59.064
‫ولاد، نه. اگه رسمی‌شدن می‌خوای، باید‬
‫بهشون نشون بدی که اهل کاری.‬

12:59.069 --> 13:02.401
‫باید... باید توی همه‌ی جلسه‌ها باشی،‬
‫عضو کارگروه‌ها بشی،‬

13:02.406 --> 13:04.904
‫مدیریت کارگروه‌ها رو بگیری، همه‌ی اینا.‬

13:04.909 --> 13:08.824
‫آره، ولی خب، واسه رسمی‌شدن‬
‫باید مقاله هم چاپ کنم،‬

13:08.829 --> 13:10.910
‫و باید کتاب دومم رو بنویسم.‬

13:10.915 --> 13:15.498
‫- مگه خودت نگفتی حواسم پرت نشه؟‬
‫- متأسفم، ولی باید...باید هر دو کار رو بکنی.‬

13:15.503 --> 13:18.000
‫- چطوری؟‬
‫- خب، یه راهی پیدا کن.‬

13:18.005 --> 13:23.464
‫سختیش موقتیه، ولی وقتی رسمی بشی،‬
‫دیگه لازم نیست جای دیگه‌ای بری.‬

13:23.469 --> 13:25.841
‫آره، واقعاً مطمئن نیستم‬
‫که بخوام اینجا گیر بیفتم.‬

13:25.846 --> 13:27.886
‫اینجا یکم زیادی دهاتی‌طوره.‬

13:28.891 --> 13:29.291
‫خب،‬

13:30.893 --> 13:32.523
‫جاهای بدتری هم هست.‬

13:36.023 --> 13:39.522
‫- راستش داشتم می‌اومدم سمت دفترت.‬
‫- اوه، بله.‬

13:39.527 --> 13:41.649
‫چون، ببخشید،‬ توصیه‌نامه...‬

13:41.654 --> 13:45.027
‫اوه، واسه براون. آره، واقعاً...‬
‫واقعاً معذرت می‌خوام. امشب انجامش می‌دم.‬

13:45.032 --> 13:47.905
‫نباید می‌ذاشتم واسه دقیقه‌ی نود.‬
‫تقصیر منه.‬

13:47.910 --> 13:49.250
‫اصلاً مشکلی نیست.‬

13:49.907 --> 13:50.887
‫حالت خوبه؟‬

13:51.163 --> 13:52.358
‫عالی‌ام.‬

13:52.414 --> 13:53.924
‫ببخشید. ببخشید.‬

14:02.633 --> 14:06.966
‫مامان این پرونده رو بهم داد، و انگار‬
‫علیه اون دختره، لیلا، رأی داده.‬

14:06.971 --> 14:08.384
‫واسه بورسیه‌ی مکلبرگ.‬

14:08.389 --> 14:11.689
‫رأی‌ها ۳ به ۲‬
‫به نفع اون یکی کاندیدا بود.‬

14:11.767 --> 14:13.917
‫خب، یعنی اختلاف کم بوده.‬

14:14.228 --> 14:18.769
‫اون این‌طوری فکر می‌کنه،‬
‫ولی معنیش اینه که رأی اون تعیین‌کننده بوده.‬

14:18.774 --> 14:20.187
‫پس واقعاً تلافی کرده.‬

14:20.192 --> 14:25.234
‫شاید، شایدم نه، ولی قطعاً می‌تونن‬ خیلی
‫راحت پرونده‌ی تلافی‌جویی براش درست کنن.‬

14:25.239 --> 14:27.987
‫- باید از اون دختره معذرت‌خواهی کنه.‬
‫- بعید می‌دونم این کار رو بکنه.‬

14:27.992 --> 14:30.072
‫اون وقت خنگه، چون اگه فقط‬
‫معذرت‌خواهی می‌کرد،‬

14:30.077 --> 14:31.949
‫کل این قضیه تموم می‌شد، بابا.‬

14:31.954 --> 14:35.204
‫و بهش بگو‬
‫که باید این پرونده رو برگردونه.‬

14:36.206 --> 14:37.126
‫اون کیه؟‬

14:39.044 --> 14:40.964
‫اوم... یه دوست پیدا کردم.‬

14:41.881 --> 14:43.878
‫این روزا چه حسی داری؟‬

14:43.883 --> 14:46.964
‫- اوم... نمی‌دونم.‬
‫- هنوز از دست من و مامانت ناراحتی؟‬

14:46.969 --> 14:48.966
‫فقط از این ناراحت بودم‬
‫که بهم دروغ گفتید.‬

14:48.971 --> 14:52.845
‫ولی من یه آدم بالغم،‬
‫و شما هم بالغید. مامان هم بالغه.‬

14:52.850 --> 14:54.555
‫دانشجوهای شما هم بالغ بودن.‬

14:54.560 --> 14:58.767
‫الکسیس بالغه. همه بالغ‌ان.‬
‫دیدگاه من اینه، پس نمی‌دونم.‬

14:58.772 --> 15:02.479
‫بیاید همه‌مون باهاش کنار بیایم‬
‫و مثل آدم‌های بالغ رفتار کنیم.‬

15:02.484 --> 15:03.064
‫باشه.

15:06.864 --> 15:08.027
‫نه، نکن.‬

15:08.741 --> 15:13.324
‫- می‌تونی لباس خوابت رو درنیاری.‬
‫- برو... برو سمت خودت بخواب.‬

15:13.329 --> 15:18.078
‫- فقط فرض کن همکارت‌ام.‬
‫- ساکت لطفا. دارم سعی می‌کنم بخوابم.‬

15:18.083 --> 15:20.983
‫- امروز بهت نرسیده؟‬
‫- جان، تمومش کن.‬

15:25.674 --> 15:28.234
‫سید می‌گه رأی تو تعیین‌کننده بوده.‬

15:30.346 --> 15:33.256
‫و اینکه باید پرونده رو برگردونی سر جاش.‬

15:36.000 --> 15:43.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:46.111 --> 15:46.862
‫دیوید؟‬

15:47.655 --> 15:49.273
‫اوه، سلام خانم.‬

15:50.032 --> 15:52.362
‫وای خدا. تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

15:52.993 --> 15:57.576
‫اومدم توی دفتر ولاد بنویسم، ولی
‫بعدش چندتا پاستیل ملاتونین خوردم‬
‫(ملاتونین: هورمون خوابه و برای بی‌خوای یا تنظیم خواب استفاده می‌شه)

15:57.581 --> 16:00.996
‫چون فکر کردم شاید کمک کنه
‫از این واقعیت گریزناپذیر فرار کنم،‬

16:01.001 --> 16:02.681
‫ولی فقط خوابم برد.‬

16:02.753 --> 16:04.416
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

16:04.421 --> 16:06.663
‫اوم... من چیکار می‌کنم؟ خب...‬

16:06.674 --> 16:11.548
‫من... یه کتاب از دیوید قرض
‫گرفته بودم، و فقط... اومدم پسش بدم.‬

16:11.553 --> 16:13.333
‫ساعت ۵ صبح؟‬

16:14.515 --> 16:15.662
‫اوه، خب...‬

16:15.667 --> 16:17.880
‫وای خدای من. بیخیال.‬

16:20.354 --> 16:22.935
‫ببخشید که برنامه‌ی استخر رو پیچوندم.‬

16:22.940 --> 16:24.269
‫اوه، خواهش می‌کنم.‬

16:24.274 --> 16:26.814
‫ولاد... ولاد بهت گفت چرا نیومدم؟‬

16:26.819 --> 16:29.403
‫فقط گفت با هم دعواتون شده.‬

16:29.446 --> 16:32.361
‫آره. همون روز صبح فهمیدم‬

16:32.366 --> 16:36.073
‫که توی کارگروه استخدامی‬
‫درباره‌ی اقدام به خودکشیم گفته.‬

16:36.078 --> 16:37.298
‫توی مصاحبه‌اش.‬

16:37.830 --> 16:38.290
‫اوه.‬

16:40.332 --> 16:41.842
‫نمی‌دونستی؟‬

16:42.084 --> 16:42.807
‫نه.‬

16:44.545 --> 16:46.666
‫ولی تو می‌دونستی، نه؟‬

16:49.341 --> 16:53.781
‫پس همه می‌دونن، درسته؟‬
‫توی اون کارگروه دانشجو هم هست؟‬

16:53.846 --> 16:55.664
‫اوم... خب... اوم...‬

16:57.266 --> 17:01.046
‫می‌دونی، اونا توی مصاحبه‌ها هستن،‬
‫ولی نگران نباش.‬

17:01.228 --> 17:04.768
‫دانشجوها عاشق مباحث سلامت روانن.‬
‫احتمالاً اینطوری احترامت پیششون بیشتر شده.‬

17:04.773 --> 17:07.813
‫آره، هیچی باحال‌تر از یه استاد حق‌التدریسی‬
‫در حال بهبودی نیست‬

17:07.818 --> 17:12.248
‫که یه زمانی مدفوع خودشو پرت کرده‬
‫سمت بهیار بیمارستان بلویو.‬

17:19.079 --> 17:20.409
‫حقش بود؟‬

17:23.584 --> 17:26.274
‫می‌تونم نظرتو درباره‌ی یه چیزی بدونم؟‬

17:26.879 --> 17:29.858
‫به نظرم خیلی بهش نمره‌ی بالایی دادی.‬

17:29.863 --> 17:31.754
‫ولی نه به خوبیِ اون یکی.‬

17:31.759 --> 17:34.214
‫وقتی بورسیه رو نگرفت،‬
‫ترک تحصیل کرد.

17:34.219 --> 17:36.258
‫باشه، ولی چرا وام نگرفت؟‬

17:36.263 --> 17:39.136
‫- خانواده‌ی پولداری نداشت.‬
‫- فکر می‌کنی من داشتم؟‬

17:39.141 --> 17:42.389
‫من و ولاد اونقدر بدهی داریم‬
‫که چشمم جایی رو نمی‌بینه.‬

17:42.394 --> 17:43.384
‫اوه، ببخشید.‬

17:43.479 --> 17:45.684
‫- خوبی؟‬
‫- آره، آره، ببخشید.‬

17:45.689 --> 17:49.104
‫این شلوارم یکم زیادی رفته بالا،‬
‫می‌فهمی که چی می‌گم؟‬

17:49.109 --> 17:50.679
‫راستش من خوشم می‌آد.‬

17:50.903 --> 17:54.813
‫بهم یادآوری می‌کنه که یه چیزی‬
‫اون پایین‌مایین‌ها هست.‬

17:54.907 --> 17:58.967
‫ببین، فکر کنم نگرفتنِ بورسیه رو‬
‫بهونه کرد.‬

18:00.162 --> 18:01.881
‫خب، دلخور شده بود.‬

18:02.122 --> 18:03.402
‫مهم نیست.‬

18:03.874 --> 18:07.014
‫باید خودم رو برای‬
‫عواقبش آماده کنم.‬

18:07.294 --> 18:08.504
‫یا شاید هم نه.‬

18:11.006 --> 18:13.516
‫و بعدش مدارک رو از بین برد.‬

18:14.834 --> 18:16.004
‫اوه!‬

18:16.220 --> 18:18.989
‫اوه، ببین باعث شدی چیکار کنم.‬

18:27.439 --> 18:31.063
‫می‌دونی، وقتی شروع کردیم، جان هم‬
‫توی موقعیت تو بود.‬

18:31.068 --> 18:33.315
‫خب، من تمام‌وقت بودم، اون حق‌التدریسی بود،‬

18:33.320 --> 18:34.710
‫فقط یه کلاس داشت،‬

18:34.988 --> 18:38.398
‫و تلاش کرد تا رسید‬
‫به ریاست دپارتمان.‬

18:39.034 --> 18:39.904
‫چطوری؟‬

18:40.786 --> 18:42.451
‫جان خیلی زرنگه.‬

18:43.539 --> 18:46.986
‫ولی... همین‌طوری بهش ترفیع دادن یا...‬

18:48.127 --> 18:50.447
‫اوم... خب، باید از خودش بپرسی.‬

18:50.462 --> 18:54.072
‫ببخشید، می‌دونم جان... مثال پیچیده‌ایه.‬

18:54.133 --> 18:57.623
‫بی‌خیال بابا.‬
‫کاش ولاد با بقیه هم رابطه داشت.‬

18:58.095 --> 18:59.555
‫همچین آرزویی نداری.‬

19:00.514 --> 19:01.593
‫نه، واقعاً... دارم.‬

19:01.598 --> 19:04.680
‫منظورم اینه که نه با دانشجوها،‬
‫چون زمونه عوض شده،‬

19:04.685 --> 19:08.183
‫ولی ولاد به نظر... دنیا دیده می‌آد.‬

19:08.188 --> 19:08.768
‫اوهوم.‬

19:09.857 --> 19:12.187
‫ولی یه جورایی خیلی خشک و پاستوریزه‌ست.‬

19:12.192 --> 19:14.022
‫باید چیزای جدید رو تجربه کنه.‬

19:14.027 --> 19:18.217
‫فکر کنم براش خوب باشه‬
‫که یه رابطه‌ی مخفیانه داشته باشه.‬

19:20.993 --> 19:21.683
‫واقعاً؟‬

19:21.994 --> 19:23.941
‫نه. نه.‬

19:25.372 --> 19:25.892
‫خب...‬

19:27.666 --> 19:28.646
‫نمی‌دونم.‬

19:29.585 --> 19:30.105
‫شاید.‬

19:36.717 --> 19:38.005
‫- ممنون.‬
‫- باشه.‬

19:38.010 --> 19:39.117
‫عالیه. مرسی.‬

19:39.136 --> 19:41.425
‫یکی قهوه لازم داره. هر وقت کافی بود بگو.‬

19:41.430 --> 19:43.218
‫- من لازم دارم، واقعاً لازم دارم.‬
‫- بگو کی بس کنم.‬

19:43.223 --> 19:44.842
‫- بسه.‬
‫- باشه.‬

19:47.019 --> 19:50.184
‫خامه یا چیزی نمی‌بینم.‬
‫چیزی هست که...‬

19:50.189 --> 19:51.523
‫سلام بچه‌ها.‬

19:51.773 --> 19:53.805
‫- سلام.‬
‫- پس اومدی.‬

19:54.026 --> 19:56.273
‫- خب، به لطف تو.‬
‫- اوه، هندونه زیر بغلم نذار.‬

19:56.278 --> 19:59.318
‫نه، تازگی‌ها خیلی توی لاک خودم بودم و...‬

19:59.323 --> 20:02.683
‫لازم بود یه تلنگری بهم
‫بزنی تا به خودم بیام.‬

20:04.077 --> 20:07.409
‫راستی، من... فصل اول کتابت رو خوندم.‬

20:07.414 --> 20:08.014
‫خب؟‬

20:08.707 --> 20:10.217
‫خیلی بهت حسودیم شد.‬

20:12.085 --> 20:14.708
‫فکر کنم همه جمع شدن، پس...‬

20:14.713 --> 20:16.877
‫- سلام عزیزم.‬
‫- ...شروع کنیم؟‬

20:16.882 --> 20:18.809
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

20:19.218 --> 20:22.674
‫خب، فرض رو بر این می‌ذارم که همه‌تون اهداف‬
‫دانشکده رو برای این سال تحصیلی بررسی کردید،‬

20:22.679 --> 20:23.884
‫پس نظری ندارید؟‬

20:23.889 --> 20:27.763
‫- می‌خوام مطمئن شم که به دست همه رسیده.‬
‫- پیوستِ همون ایمیل بود.‬

20:27.768 --> 20:31.016
‫ایمیل به دست من نرسیده.‬
‫این دیگه بار دومه.‬

20:31.021 --> 20:32.559
‫- پوشه‌ی اسپم رو چک کردی؟‬
‫- کردم.‬

20:32.564 --> 20:36.014
‫واضحه که بازم مشکل از‬
‫لیستِ ارساله.‬

20:36.318 --> 20:39.998
‫اگه به دست اساتید حق‌التدریسی نرسه،‬
‫اون‌وقت ما...‬

21:16.692 --> 21:19.106
‫این واقعاً وقت تلف کردنه.‬
‫من واقعاً...‬

21:19.111 --> 21:19.811
‫حساسیته.‬

21:20.112 --> 21:23.485
‫واقعاً برام سواله که چرا نیازی نمی‌بینید‬

21:23.490 --> 21:25.904
‫هجومِ آثارِ تاریخ‌نگاری رو‬

21:25.909 --> 21:27.698
‫توی زبانِ دپارتمانمون بررسی کنید.‬

21:27.703 --> 21:31.660
‫چرا یه زیرکارگروه تشکیل ندیم؟‬
‫می‌تونیم سعی کنیم زبان رو بازتعریف کنیم.‬

21:31.665 --> 21:33.328
‫من می‌تونم... می‌تونم مدیریتش کنم.‬

21:33.333 --> 21:35.014
‫خیلی کمک‌بزرگیه.‬

21:35.043 --> 21:36.203
‫ممنون، ولاد.‬

21:36.837 --> 21:38.446
‫خب، کسی داوطلب می‌شه؟‬

21:48.515 --> 21:49.795
‫اوم... من عضو زیرکارگروه می‌شم.‬

21:51.393 --> 21:51.973
‫عالیه.‬

21:52.686 --> 21:54.891
‫خب، منم عضو می‌شم.‬

21:54.896 --> 21:55.416
‫باشه.‬

21:58.900 --> 22:02.278
‫- خب... کی همدیگه رو ببینیم؟‬
‫- اوه، خب...‬

22:02.321 --> 22:04.901
‫ببین، سرم خیلی شلوغه،‬
‫ولی امشب وقتم آزاده.‬

22:04.906 --> 22:06.766
‫می‌دونم خیلی یهویی شد.‬

22:06.783 --> 22:09.614
‫- امشب؟ من پایه‌م.‬
‫- تو واسه هر چیزی پایه‌ای، فلو.‬

22:09.619 --> 22:11.339
‫خودت که می‌دونی دختر.‬

22:11.371 --> 22:13.472
‫- تو چی؟‬
‫- اممم...‬

22:14.124 --> 22:15.684
‫منم میام.‬

22:16.126 --> 22:19.041
‫- ولی تا ساعت نه باید برم، ببخشید.‬
‫- اوه.‬

22:19.046 --> 22:21.668
‫مشکلی نیست.‬
‫باید زودتر جمع‌وجورش کنیم.‬

22:21.673 --> 22:24.343
‫- اممم.‬
‫- خیلی خب، بعداً می‌بینمت.‬

22:29.514 --> 22:34.639
‫- داری لباسای منو کش می‌ری؟‬
‫- نه، مال بابا رو. باید خوش‌تیپ به نظر بیام.‬

22:34.644 --> 22:36.224
‫دوباره داری می‌ری بیرون؟‬

22:36.229 --> 22:37.389
‫اجازه دارم؟‬

22:38.357 --> 22:40.187
‫پوشه رو سر جاش گذاشتی؟‬

22:40.192 --> 22:41.438
‫- این پیرهن منه؟‬
‫- آره.‬

22:41.443 --> 22:43.315
‫- کسی هم تو رو ندید؟‬
‫- نه.‬

22:43.320 --> 22:47.819
‫- لطفاً توش بالا نیار.‬
‫- خیلی بامزه‌ای بابا. ماشینم اومد.‬

22:47.824 --> 22:48.694
‫داری می‌ری‬

22:49.910 --> 22:51.114
‫یه دوستو ببینی؟‬

22:51.119 --> 22:53.481
‫یه جورایی. دوستت دارم.‬

22:58.377 --> 23:00.627
‫- حسودیت شده بود؟‬
‫- به کی؟‬

23:00.754 --> 23:01.821
‫به لیلا.‬

23:02.005 --> 23:05.545
‫فکر کردم قرار نیست درباره اتفاقات‬
‫ده سال پیش حرف بزنیم.‬

23:05.550 --> 23:06.880
‫به نظرم قشنگه.‬

23:08.428 --> 23:09.588
‫خوشگل شدی.‬

23:11.181 --> 23:16.141
‫مراقب باش. تو همیشه زیادی اهمیت می‌دی،‬
‫بعدش همه‌چیز رو خراب می‌کنی.‬

23:17.979 --> 23:21.186
‫اوه، یادم رفت به کاهوها آب بدم.‬
‫می‌شه قبل رفتنت بهشون آب بدی؟‬

23:21.191 --> 23:23.051
‫- آره.‬
‫- تشنه‌شونه.‬

23:37.749 --> 23:39.669
‫من به اندازه اهمیت می‌دم.‬

23:48.191 --> 23:54.639
‫ولادیمیر:
‫باید قرار امشب رو به هم بزنم، خیلی معذرت می‌خوام.
‫سینتیا از قبل برنامه ریخته بود و من باید مراقب فی باشم.

23:54.678 --> 23:55.718
‫فلورنس:
‫مشکلی نداره.

24:09.990 --> 24:11.174
‫جان، درسته؟‬

24:11.533 --> 24:13.453
‫خوشحالم که بهم پیام دادی.‬

24:13.910 --> 24:15.480
‫چی می‌خوری؟‬

24:16.913 --> 24:18.037
‫اممم...‬

24:33.221 --> 24:34.205
‫آخ!‬

24:35.098 --> 24:37.018
‫ تراشه چوب لعنتی.

24:48.554 --> 24:51.897
‫ولادیمیر:
‫مایهٔ تسلی من

24:52.282 --> 24:53.972
‫داره کتاب منو می‌خونه.‬

24:58.038 --> 24:58.498
‫هممم.‬

25:00.070 --> 25:02.987
‫به ولادیمیر:
‫اوه خدای من، من دارم از خوشی می‌میرم!!!!

25:03.073 --> 25:04.954
‫ولادیمیر:
‫طاقت بیار، نمیر.

25:09.139 --> 25:14.950
‫به ولادیمیر:
‫تا وقتی که تمومش نکردی نظرت رو بهم نگو!

25:19.728 --> 25:21.374
‫راستش، یا اگه می‌خوای هم بگو

25:22.592 --> 25:25.596
‫هر کاری می‌خوای بکن!!!!

25:32.713 --> 25:35.220
‫دوست داری تو چه حالتی کتاب بخونی؟

25:38.030 --> 25:39.433
‫ولادیمیر:
‫....

25:47.041 --> 25:50.663
‫ادوینا:
‫جهت یادآوردی... توصیه نامه رو نوشتین؟

26:10.902 --> 26:11.882
‫خودش نیست.‬

26:24.457 --> 26:25.037
‫لعنتی!‬

26:25.856 --> 26:28.049
‫دوست داری تو چه حالتی کتاب بخونی؟

26:30.613 --> 26:32.236
‫ولادیمیر:
‫به آرومی.

26:36.594 --> 26:38.161
‫خیلی نزدیک...

26:41.705 --> 26:44.547
‫با توجه زیاد به جزئیات...

26:55.051 --> 26:57.092
‫ولادیمیر:
‫:))

26:57.657 --> 26:59.107
‫یعنی چی؟‬

27:00.910 --> 27:02.782
‫نه، نه، نه، بهتره آدم زیاد بدونه‬

27:02.787 --> 27:04.618
‫آره پسر‬
‫می‌دونم قراره وقتمو تلف کنی‬

27:04.623 --> 27:06.703
‫خیلی خوب به نظر میام و حسم هم، آه‬

27:06.708 --> 27:08.121
‫باور کن، حالم خیلی ردیفه‬

27:08.126 --> 27:10.123
‫مهریه رو خیلی بالا بردن‬

27:10.128 --> 27:11.875
‫تا آخر عمرت فقط می‌تونی تماشا کنی‬

27:11.880 --> 27:13.627
‫خیلی خوب به نظر میام و حسم هم، آه‬

27:13.632 --> 27:15.462
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

27:15.467 --> 27:17.130
‫هر وقت دلت خواست، هر وقت دلت خواست‬

27:17.135 --> 27:19.132
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

27:19.137 --> 27:21.134
‫حسم خیلی، آه، خیلی بالاست‬

27:21.139 --> 27:22.636
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

27:22.641 --> 27:26.139
‫هر وقت خواستی مال من باش‬
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

27:26.144 --> 27:28.404
‫حسم خیلی، آه، خیلی بالاست‬

27:29.147 --> 27:30.357
‫بیخیال، بیخیال‬

27:31.149 --> 27:32.359
‫بیخیال، بیخیال‬

27:32.651 --> 27:33.861
‫بیخیال، بیخیال‬

27:33.985 --> 27:36.149
‫لعنت، لعنت، بیخیالش‬
‫هر وقت دلت خواست مال من باش‬

27:36.154 --> 27:39.152
‫هر وقت دلت خواست، بیخیال‬
‫هر وقت دلت خواست مال من باش‬

27:39.157 --> 27:42.155
‫حسم خیلی، آه، خیلی بالاست‬
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

27:42.160 --> 27:44.070
‫هر وقت خواستی مال من باش‬

27:44.329 --> 27:46.159
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

27:46.164 --> 27:48.161
‫حسم خیلی، آه، خیلی بالاست‬

27:48.166 --> 27:51.319
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

27:54.172 --> 27:56.272
‫لعنت، لعنت، لعنت، لعنت، لعنت‬

27:57.000 --> 28:17.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
