WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:27.652 --> 00:29.274
‫جندهٔ لعنتی!‬

00:29.279 --> 00:30.854
‫سید، منم!‬

00:32.949 --> 00:34.077
‫منم!‬

00:35.618 --> 00:38.996
‫مامان؟ فکر کردم یکی از دانشجوهای بابایی.‬

00:39.001 --> 00:41.321
‫بوی کارخونه‌ی آبجو می‌دی.‬

00:41.541 --> 00:45.261
‫هزار بار بهت زنگ زدم.‬
‫کجا بودی؟‬

00:47.630 --> 00:49.260
‫تمام شب همین‌جا بودم.‬

00:51.426 --> 00:55.269
‫خیلی زشته که یه زن به
‫تنها دخترش بی‌توجهی کنه‬

00:55.274 --> 00:57.510
‫تا بتونه برای یه مرد متأهل غش و ضعف بره‬

00:57.515 --> 01:00.180
‫که به احتمال زیاد،‬
‫فقط داره لطف می‌کنه.‬

01:00.185 --> 01:03.433
‫فکر کنم توی دستشویی
‫قطار با یه مرده سکس کردم.‬

01:03.438 --> 01:04.368
‫فکر می‌کنی؟‬

01:04.921 --> 01:06.385
‫نه، کردم.‬

01:06.733 --> 01:09.761
‫-چی؟ با رضایت خودت؟‬
‫-تقریباً.‬

01:10.320 --> 01:13.666
‫تقریباً؟ عزیزم، چی شده؟‬

01:15.439 --> 01:22.861
‫ولادیمیر
‫فصل اول قسمت سوم:
‫تغییرات بزرگ لحظهٔ آخر

01:23.333 --> 01:25.590
‫طوری نیست. خودم می‌خواستم.‬

01:25.627 --> 01:26.667
‫مواظب بودی؟‬

01:29.130 --> 01:30.940
‫الکسیس منو انداخت بیرون.‬

01:35.553 --> 01:37.003
‫من خیلی بی عرضه‌م.

01:47.524 --> 01:49.624
‫مگه قرار نبود شب بمونی؟‬

01:49.943 --> 01:52.223
‫راستش... حال و حوصله‌شو نداشتم.‬

01:52.779 --> 01:54.472
‫سید طبقه‌ی بالاست.‬

01:55.406 --> 01:57.654
‫-اومده خونه؟‬
‫-اوضاعش خیلی خرابه، جان.‬

01:57.659 --> 01:59.781
‫فکر کرد من یکی از دوست‌دختراتم.‬

01:59.786 --> 02:01.366
‫-نه، مستِ مست بود.‬
‫-چطور؟‬

02:01.371 --> 02:02.951
‫اون و الکسیس از هم جدا شدن.‬

02:02.956 --> 02:05.745
‫تحمل این شرایط‬
‫براش خیلی سخته.‬

02:05.750 --> 02:07.910
‫من... من... باهاش حرف می‌زنم.‬

02:08.670 --> 02:09.943
‫امم...‬

02:12.382 --> 02:15.463
‫توی رمزدیل اتفاقی لین و استیو رو دیدم.‬

02:15.468 --> 02:18.299
‫چی؟ استیو، رئیس دانشکده؟‬

02:18.304 --> 02:18.884
‫اوهوم.‬

02:19.430 --> 02:22.303
‫پس رئیس و زنش تورو با دختره دیدن‬

02:22.308 --> 02:24.180
‫اونم توی تابلوترین میخونهٔ شهر؟‬

02:24.185 --> 02:26.641
‫میخونهٔ هتله.‬
‫منظورم اینه که فقط توریست‌ها می‌رن اونجا.‬

02:26.646 --> 02:28.096
‫توی خیابون اصلیه.‬

02:29.315 --> 02:30.687
‫دلش کوزمو(یه نوع مشروب معروف) می‌خواست.‬

02:30.692 --> 02:34.315
‫من خودمو برات تیکه تیکه کردم، اونوقت
‫تو همه‌چیو به باد دادی چون یه دختر ۲۳ ساله‬

02:34.320 --> 02:36.985
‫می‌خواست فانتزی‌های سریال‬
‫«سکس و سیتی» رو زندگی کنه؟‬

02:36.990 --> 02:37.800
‫۲۸ سالشه.‬

02:38.616 --> 02:42.157
‫معلم دبستانه.‬
‫راستش یه جورایی شبیه «شارلوت»ـه.‬

02:42.162 --> 02:43.658
‫اوه، نکن. با من شوخی نکن.‬

02:43.663 --> 02:47.243
‫می‌خواستم پیش تو بمونم.‬
‫خودت گفتی برم.‬

02:47.250 --> 02:49.330
‫حالا این منم که باید‬
‫بیشتر از همه چوبشو بخورم.‬

02:49.335 --> 02:51.394
‫می‌شه تنها باشم؟‬

02:51.963 --> 02:52.543
‫لطفاً.‬

03:07.618 --> 03:13.653
‫به دیوید:
‫دیوید! میشه امروز صبح تو هتل همدیگه رو ببینیم، لطفا؟

03:34.422 --> 03:35.501
‫-سلام.‬
‫-وای خدا!‬

03:35.506 --> 03:37.587
‫وای خدای من. ببخشید. ببخشید.‬

03:37.592 --> 03:40.215
‫می‌خواستم بپرسم. دارم برای این، امم...‬

03:40.220 --> 03:43.384
‫برنامه‌ی نویسندگی خلاق توی
‫دانشگاه براون اقدام می‌کنم.‬

03:43.389 --> 03:44.302
‫درسته! و...‬

03:44.307 --> 03:48.097
‫و یه توصیه‌نامه می‌خوای، و بله، حتماً.‬

03:48.102 --> 03:49.849
‫اوه، ممنونم. ممنونم!‬

03:49.854 --> 03:52.185
‫من... می‌دونم الان سرت‬
‫خیلی شلوغه.‬

03:52.190 --> 03:55.855
‫اوه. نه بابا. خوش‌حال می‌شم انجامش بدم.‬
‫کدوم... کدوم نمونه کار رو می‌فرستی؟‬

03:55.860 --> 04:00.276
‫یا «سالادِ روی میز»‬
‫یا اون یکی که درباره‌ی پرستاربچه‌های شروره.‬

04:00.281 --> 04:03.780
‫خب، می‌دونی که چقدر اون‬
‫پرستاربچه‌های شرور رو دوست دارم، پس...‬

04:03.785 --> 04:05.005
‫-نه...‬
‫-سلام.‬

04:05.453 --> 04:07.733
‫- اوه، سلام، می‌بینمت.‬
‫- باشه.‬

04:08.998 --> 04:10.286
‫کلاسش چطوره؟‬

04:10.291 --> 04:12.288
‫- کلاس استاد تانگ؟‬
‫- استاد نیست.‬

04:12.293 --> 04:14.082
‫بهترین بخشِ هفته‌مه.‬

04:14.087 --> 04:17.627
‫خیلی خاکی و متواضعه‬
‫ولی در عین حال نابغه‌ست.‬

04:17.632 --> 04:18.920
‫- آره.‬
‫- می‌دونی؟‬

04:18.925 --> 04:21.172
‫منظورم اینه که هیچ‌کس
‫با تو قابل مقایسه نیست.‬

04:21.177 --> 04:23.617
‫اوه نه، از شنیدنش خیلی ذوق کردم.‬

04:24.639 --> 04:26.010
‫کجا تشکیل می‌شه؟‬

04:26.015 --> 04:27.875
‫ولی این دفعه، بدون قید.‬

04:28.726 --> 04:30.466
‫گفت: «فقط امتحانش کن».‬

04:30.728 --> 04:32.188
‫با لحنی تشویق‌آمیز.‬

04:33.856 --> 04:37.605
‫معتقدم بهترین راه برای اینکه‬
‫چشمت دنبال شوهر همسایه‌ت نباشه‬

04:37.610 --> 04:40.230
‫اینه که با همسایه‌ت دوست بشی.‬

04:43.950 --> 04:45.488
‫چیزای خوبی می‌شنوم.‬

04:45.493 --> 04:47.803
‫اوه، مطمئنم همه‌ش دروغه.‬

04:47.818 --> 04:48.704
‫اوه، نه.‬

04:49.747 --> 04:51.911
‫این مرد عاشق اینه که آمار منو بگیره.‬
‫(تماس از ولادیمیر)

04:51.916 --> 04:52.496
‫امم...‬

04:54.252 --> 04:57.375
‫می‌خواستم ببینم می‌تونیم
‫با هم یه قهوه بخوریم یا نه.‬

04:57.380 --> 05:01.660
‫لعنتی، کاش می‌شد،‬
‫ولی باید برم یه دانشجو رو ببینم. اه...‬

05:02.093 --> 05:04.424
‫آره، این روزای وسط هفته برق و باد می‌گذرن.‬

05:04.429 --> 05:06.229
‫اوه، شاید این آخر هفته؟‬

05:07.307 --> 05:11.389
‫حس احمقانه‌ای دارم، ولی آخر هفته‌ها‬
‫الان بدترین موقع‌ست.‬

05:11.394 --> 05:13.099
‫ولاد آخر هفته‌ها رو برای نوشتن لازم داره،‬

05:13.104 --> 05:17.217
‫واسه همین... کلاً‬
‫باید حواسم به بچه باشه.‬

05:17.817 --> 05:19.147
‫اصلاً هم خوش نمی‌گذره.‬

05:19.152 --> 05:21.242
‫خب، اگه ولاد باید بنویسه،‬

05:21.487 --> 05:25.028
‫دوست داری با فی این آخر هفته بیاین پیش ما‬
‫و توی استخر شنا کنین؟‬

05:25.033 --> 05:29.043
‫- اوه، واو، آره، فی عاشق...‬
‫- اوه، من میام ببینمت.‬

05:30.204 --> 05:31.451
‫فی عاشق آبه...‬

05:31.456 --> 05:34.702
‫خب، شاید یکشنبه. کباب درست می‌کنم.‬

05:34.707 --> 05:37.302
‫می‌تونم برات یه... شربتی چیزی درست کنم؟‬

05:38.755 --> 05:43.171
‫خیلی لطف داری. فقط اینکه کلی
‫کار داریم که باید انجام بدیم.‬

05:43.176 --> 05:47.592
‫هنوز حتی وسایلمون رو کامل باز نکردیم،‬
‫واسه همین نمی‌تونم حوله‌ها رو پیدا کنم.‬

05:47.597 --> 05:49.287
‫چه برسه به مایوهامون.‬

05:49.682 --> 05:52.532
‫خب، چرا بهش فکر نمی‌کنی و...‬

05:53.353 --> 05:56.803
‫خدایا، واقعاً معذرت می‌خوام،‬
‫ولی یه لحظه من رو می‌بخشید؟‬

06:06.366 --> 06:07.526
‫کمرنگ و شیرین.‬

06:08.117 --> 06:11.317
‫- ممنون.‬
‫- دقیقاً همون‌طوری که دوست داری.‬

06:12.914 --> 06:15.661
‫حدس می‌زنم بدونی‬
‫که جلسه دیگه عقب نمی‌افته.‬

06:15.666 --> 06:17.750
‫یا خدا.

06:18.061 --> 06:19.272
‫لین ناراحت بود.‬

06:19.277 --> 06:21.584
‫جان نباید با کسی‬
‫غیر از زنش دیده بشه؟‬

06:21.589 --> 06:24.587
‫منظورم اینه که بهش فکر کن دیوید.‬
‫یه جورایی شبیه دنیای ۱۹۸۴ شده.‬

06:24.592 --> 06:27.392
‫- نه واقعاً.‬
‫- دیوید اورول‌شناسه.‬

06:27.512 --> 06:29.432
‫از نظرِ لین چندش‌آور بود.‬

06:29.514 --> 06:30.274
‫چندش‌آور؟‬

06:30.556 --> 06:33.476
‫جلسه همین ترم برگزار می‌شه.‬

06:34.769 --> 06:36.641
‫- ممنون بابت کمکت.‬
‫- کمکِ من؟‬

06:36.646 --> 06:39.394
‫در جوابِ باج‌گیریت‬
‫سرِ ایمیل‌های قدیمی‌مون؟‬

06:39.399 --> 06:41.139
‫باج‌گیری براش کلمه‌ی بزرگیه.‬

06:41.901 --> 06:44.487
‫رفتم و دوباره خوندمشون.‬

06:45.738 --> 06:46.378
‫واقعاً؟‬

06:46.850 --> 06:47.540
‫اونا‬

06:48.699 --> 06:49.979
‫خیلی باحال بودن.‬

06:50.284 --> 06:51.154
‫من باحالم.‬

06:51.369 --> 06:56.409
‫ولی من پاکشون کردم و ممنون می‌شم‬
‫اگه تو هم همین کار رو بکنی.‬

06:57.166 --> 06:58.676
‫نمی‌دونم آقا.‬

07:00.420 --> 07:03.835
‫فکر کنم ایده‌ی خوبیه‬
‫که یه چیزی ازت داشته باشم‬

07:03.840 --> 07:05.580
‫تا یه وقت شیطونی نکنی.‬

07:10.763 --> 07:14.483
‫من ده سال پیش اینباکسم رو از ایمیل‌هاش‬
‫پاک کردم.‬

07:16.310 --> 07:18.290
‫جان، می‌تونی بهم زنگ بزنی؟‬

07:18.771 --> 07:20.391
‫جلسه... هست...‬

07:20.773 --> 07:22.340
‫اوه! عجب.‬

07:22.775 --> 07:26.465
‫بزرگترین امکاناتِ دپارتمانمون رو‬
‫کشف کردی؟‬

07:26.470 --> 07:28.568
‫من از این اتاقک‌ها بدم نمی‌آد.‬

07:28.573 --> 07:29.276
‫اوه.‬

07:31.909 --> 07:34.407
‫خب، این هفته توی...
‫سرفصلِ دروس چی داریم؟‬

07:34.412 --> 07:35.290
‫ربکا.‬
‫(رمان عاشقانه اثر دافنه دو موریه که در سال ۱۹۳۸ منتشر شده)

07:36.581 --> 07:37.535
‫آشنایی داری؟‬

07:37.540 --> 07:40.970
‫«دیشب خواب دیدم‬
‫که دوباره به مندرلی رفتم.»‬

07:41.752 --> 07:42.332
‫عالیه.‬

07:43.004 --> 07:45.042
‫عاشقِ رمان‌های عاشقانه‌ی گوتیکم.‬

07:45.047 --> 07:47.797
‫می‌دونی، اون وسواس، اون حسرت خوردن‌ها.‬

07:48.509 --> 07:50.309
‫زنم همیشه می‌گه که...‬

07:51.345 --> 07:54.605
‫...من یه جورایی از
‫دخترای دیوونه خوشم می‌آد.‬

08:02.607 --> 08:06.314
‫خب، حالا که حرفِ سینتیا شد،‬
‫می‌تونی یه لطفی بهم بکنی؟‬

08:06.319 --> 08:08.858
‫من اون و فی رو واسه یکشنبه دعوت کردم‬
‫بیان شنا...‬

08:08.863 --> 08:11.944
‫- اوه.‬
‫- نه، فکر کنم نگرانه که مزاحم بشه.‬

08:11.949 --> 08:13.579
‫خیلی لطف داری. اوم...‬

08:14.619 --> 08:15.659
‫آره، اون...‬

08:16.204 --> 08:19.418
‫این روزا معاشرت کردن براش سخته.‬

08:19.582 --> 08:21.287
‫می‌دونی،‬
‫باید دایره‌ی روابطش رو خیلی محدود نگه داره.‬

08:21.292 --> 08:24.328
‫اممم. خب، قضیه اینه.‬

08:24.837 --> 08:28.878
‫این آخرین آخرِ هفته‌ی
‫گرمِ ساله و آب هم عالیه،‬

08:28.883 --> 08:30.546
‫و... و... و بهشون غذا هم می‌دیم،‬

08:30.551 --> 08:33.633
‫و من... من فکر می‌کنم‬ بیشتر از اون
‫چیزی که فکر می‌کنه بهش روحیه بده.‬

08:33.638 --> 08:35.510
‫- آره، ما می‌آیم.‬
‫- نه، نه، نه، ببخشید.‬

08:35.515 --> 08:39.055
‫من فقط... من... من... من...
‫من فقط اونو دعوت کردم.‬

08:39.060 --> 08:39.520
‫اوه.‬

08:40.895 --> 08:42.642
‫- چه ضد حال.
‫- اوه، اوه، نه، نه، ببخشید.‬

08:42.647 --> 08:44.936
‫آخه اون گفت‬
‫که تو برای نوشتن به زمان نیاز داری.‬

08:44.941 --> 08:47.271
‫خواهش می‌کنم، خودم می‌فهمم کی منو نمی‌خوان.‬

08:47.276 --> 08:51.150
‫تازه، نباید حواست پرت بشه.‬
‫دنیا منتظرِ رمانِ بعدیته.‬

08:51.155 --> 08:53.027
‫آره، من... من در این مورد مطمئن نیستم.‬

08:53.032 --> 08:55.052
‫- خب، من هستم.‬
‫- ممنون.‬

08:55.451 --> 08:57.657
‫اوم... آره، باهاش صحبت می‌کنم.‬

08:57.662 --> 08:59.617
‫عالیه. ممنون. اوم...‬

08:59.622 --> 09:00.785
‫ببخشید. اوم...‬

09:00.790 --> 09:05.510
‫اوه خدای من. دوست دخترِ دخترمه.‬
‫من... من... من باید اینو جواب بدم.‬

09:05.836 --> 09:07.586
‫اون یه زنِ دوجنس‌گراست.‬

09:09.590 --> 09:10.170
‫عالیه.‬

09:11.092 --> 09:12.842
‫خیلی بهش افتخار می‌کنم.‬

09:13.302 --> 09:13.762
‫هممم.‬

09:14.847 --> 09:16.294
‫الکسیس، سلام.‬

09:19.642 --> 09:21.430
‫بابا، نباید بی‌گدار به آب بزنی.‬

09:21.435 --> 09:23.891
‫چطوری باید آماده بشم؟‬
‫من به مدارک دسترسی ندارم.‬

09:23.896 --> 09:25.518
‫- نداری؟‬
‫- من گزارش رو برات فرستادم.‬

09:25.523 --> 09:27.103
‫- باید داشته باشی.‬
‫- بله، گزارش.‬

09:27.108 --> 09:29.522
‫ولی نه مدارکی که اونا
‫دارن ازش استفاده می‌کنن.‬

09:29.527 --> 09:33.651
‫سید، باید بفهمی،‬
‫کلِ این قضیه یه دادگاهِ فرمایشیه.‬

09:33.656 --> 09:36.737
‫- می‌تونی از سبزی‌خشک‌کن استفاده کنی؟‬
‫- بافتش رو خراب می‌کنه.‬

09:36.742 --> 09:38.948
‫این‌طوری کلی دستمال‌کاغذی مصرف می‌شه.‬

09:38.953 --> 09:40.693
‫این درست به نظر می‌آد؟‬

09:41.080 --> 09:44.662
‫- گزارش خیلی مفصله.‬
‫- برام می‌فرستیش؟‬

09:44.667 --> 09:46.872
‫لازم نیست درگیر بشی.‬
‫خودت به اندازه‌ی کافی مشغله داری.‬

09:46.877 --> 09:48.332
‫من واقعاً یه وکیلم.‬

09:48.337 --> 09:50.418
‫می‌تونم بپرسم چرا سرِ کار نیستی؟‬

09:50.423 --> 09:53.087
‫اوم، نه، چون نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.‬

09:53.092 --> 09:56.462
‫- رازها. آخ جون، عاشقشونم. واقعاً.‬
‫- بس کن.‬

09:56.721 --> 09:59.135
‫گوش کن، این آخرِ هفته مهمون داریم.‬

09:59.140 --> 10:02.050
‫-کی؟‬
‫-سینتیا و دخترش. برای شنا میان.‬

10:02.226 --> 10:04.015
‫- اون کیه؟‬
‫- استاد جدیده.‬

10:04.020 --> 10:06.726
‫- نه، اون استاد نیست.‬
‫- حتماً اینو بهش می‌گم.‬

10:06.731 --> 10:09.729
‫- دخترش چند سالشه؟‬
‫- سه سال. خیلی بانمکه. عاشقش می‌شی.‬

10:09.734 --> 10:11.994
‫اوه نه. من نیستم.‬

10:12.033 --> 10:14.900
‫- داری برمی‌گردی شهر؟‬
‫- نه، فعلاً همین‌جا موندگارم.‬

10:14.905 --> 10:17.570
‫حوصله‌ی خاله‌بازی با یه
‫بچه‌ی سه ساله رو ندارم.‬

10:17.575 --> 10:19.071
‫قدیما که عاشق بچه‌ها بودی.‬

10:19.076 --> 10:21.907
‫یه جورایی اون ذوق و شوقم پرید،‬
‫بعد از اینکه یه گله بچه دیدم‬

10:21.912 --> 10:24.744
‫توی مهمونی‌های دوستای الکسیس،‬
‫اونم هر آخر هفته‌ی سال.‬

10:24.749 --> 10:25.329
‫عزیزم.‬

10:26.292 --> 10:28.444
‫ببخشید. معذرت می‌خوام.‬

10:28.586 --> 10:31.256
‫می‌دونی چِشه؟‬

10:31.339 --> 10:32.319
‫آره.‬

10:33.090 --> 10:33.790
‫می‌دونم.‬

10:47.563 --> 10:49.133
‫اوه، کی اهمیت می‌ده؟‬

10:53.527 --> 10:54.857
‫من که خوشم اومد.‬

10:55.363 --> 10:58.383
‫این روزا مایوها رو خیلی باز می‌سازن.‬

10:58.783 --> 11:01.364
‫می‌دونی، شنیدم که‬
‫اوا لانگوریا‬(بازیگر زن آمریکایی)

11:01.369 --> 11:05.159
‫بالاخره رفته سراغ وکس برزیلی،‬
‫چون می‌گن بهش اوج لذت جنسی رو می‌ده.‬

11:05.164 --> 11:06.661
‫منظورت چیه؟‬

11:06.666 --> 11:08.176
‫فقط یه پیشنهاد بود.‬

11:09.085 --> 11:10.945
‫قضیه‌ی سید چیه؟‬

11:11.629 --> 11:13.584
‫- خودش بهت می‌گه.‬
‫- چرا تو نمی‌گی؟‬

11:13.589 --> 11:17.789
‫چون به خودش مربوطه.‬
‫هر وقت آمادگی داشت خودش بهت می‌گه.‬

11:18.636 --> 11:20.132
‫شاید من موهای کُست دوست داشته باشم.‬

11:20.137 --> 11:23.469
‫نمی‌خوام پای سید به جلسه‌ی استماع باز بشه.‬
‫شیرفهم شد؟‬

11:23.474 --> 11:25.566
‫فهمیدم، موافقم.‬

11:26.060 --> 11:29.130
‫- می‌تونی فیلتر استخرو روشن کنی؟‬
‫- اه.‬

11:29.772 --> 11:33.020
‫فکر کنم مسائل مهم‌تری از‬
‫مهمون‌داری داریم که بهشون برسیم.‬

11:33.025 --> 11:36.440
‫سینتیا خیلی آدم جالبیه.‬
‫دلم می‌خواد یه دوست جدید پیدا کنم.‬

11:36.445 --> 11:39.735
‫از کی تا حالا؟‬
‫تو از سال ۱۹۹۷ به این طرف با کسی دوست نشدی.‬

11:39.740 --> 11:41.112
‫خب، الان دلم می‌خواد.‬

11:41.117 --> 11:41.577
‫چرا؟‬

11:43.160 --> 11:46.367
‫انگار یه زنِ توسری‌خور‬
‫با یه مردِ سمی ازدواج کرده.‬

11:46.372 --> 11:48.661
‫- اصلاً نمی‌تونم درکش کنم.‬
‫- معلومه که نه.‬

11:48.666 --> 11:50.746
‫می‌دونم این کتاب ضدزنه‬

11:50.751 --> 11:53.666
‫چون هر کتابی که سال ۱۹۳۸ نوشته شده‬
‫ضدزن بوده،‬

11:53.671 --> 11:55.459
‫حتی اگه یه زن نوشته باشدش،‬

11:55.464 --> 11:59.324
‫اما نمی‌تونیم با جنبه‌ی‬
‫جهانیِ داستان ارتباط بگیریم؟‬

12:00.720 --> 12:05.393
‫ربکا درباره‌ی یه‬
‫وسواسِ فکریِ تمام‌عیاره.‬

12:05.419 --> 12:10.710
‫درباره‌ی یه... یه زنِ جوونه که قفل کرده‬
‫رو زنِ سابقِ شوهرش که مرده، اسمش هم...‬

12:11.689 --> 12:14.729
‫- ربکاست.‬
‫- خیلی قابل درکه.‬

12:14.734 --> 12:16.014
‫- چطوری؟‬
‫- خب...‬

12:16.861 --> 12:20.351
‫چیه، یعنی تا حالا اسم دوست دخترِ سابقِ
‫عشقتو گوگل نکردی؟ هوم؟‬

12:20.614 --> 12:26.314
‫تا حالا تو اینستاگرام یا هر کوفتِ دیگه‌ای‬
‫که استفاده می‌کنی، اکانتش رو باز نکردی؟‬

12:26.328 --> 12:30.657
‫هیچ‌وقت خودتو با تیپش،‬
‫یا هیکلش مقایسه نکردی؟‬

12:30.666 --> 12:34.946
‫هیچ‌وقت تو خیالت نخواستی‬
‫از رابطه‌شون سر در بیاری،‬

12:35.004 --> 12:39.420
‫اینکه چطوری با هم حرف می‌زدن،‬
‫شوخی‌های بین خودشون، یا اینکه چطوری،‬

12:39.425 --> 12:42.165
‫روم به دیوار، با هم عشق‌بازی می‌کردن؟‬

12:42.261 --> 12:44.717
‫خب، این داستان دقیقاً درباره‌ی همینه.‬

12:44.722 --> 12:49.057
‫درباره‌ی کششِ اجتناب‌ناپذیرِ‬
‫معشوقه‌ی معشوقتونه.‬

12:49.301 --> 12:50.861
‫من که معشوقی ندارم.‬

12:50.978 --> 12:54.518
‫خب لورن،‬
‫باید یه فکری به حال این موضوع بکنیم.‬

12:59.570 --> 13:01.121
‫- سلام!‬
‫- سلام.‬

13:06.907 --> 13:10.662
‫شاید: چشمهٔ آب گرمِ جونونیا
‫سلام دختر، ما دیدم که داشتی سرک می‌کشیدی!
‫دوستای خوب همدیگه رو فراموش نمی‌کنن.

13:10.687 --> 13:14.739
‫امروز با ۲۰ درصد تخفیف از جونونیا وقت وکس بگیر.
‫برای یه وکسر حرفه‌ای روی لینک بزنید.

13:21.362 --> 13:22.673
‫س. تانگ

13:24.193 --> 13:26.329
‫برای سفارش سینتیا تانگ به آدرس:
‫ایالت نیویورک، شهر استیل‌کرست، خیابان پاینز، پلاک بی۲

13:26.347 --> 13:27.217
‫سلام آرون.‬

13:33.646 --> 13:35.893
‫می‌دونی، اگه بابا توی جلسهٔ دانشگاه ببازه،‬

13:35.898 --> 13:38.479
‫ممکنه کار به شکایت حقوقی بکشه،‬
‫اون‌وقت روی تو هم تأثیر می‌ذاره.‬

13:38.484 --> 13:39.524
‫وای خدای من.‬

13:39.819 --> 13:44.193
‫۳۶ صفحه فرم باید برای این‬
‫قرارِ احمقانه پر کنم.‬

13:44.198 --> 13:47.530
‫آخه چرا باید بدونن که من‬
‫سابقه‌ی بیماری روانی دارم یا نه؟‬

13:47.535 --> 13:50.366
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬
‫- فقط دارم وقت وکس می‌‌گیرم.‬

13:50.371 --> 13:51.867
‫فکر می‌کردم نمی‌تونی وکس کنی.‬

13:51.872 --> 13:56.162
‫خب، می‌گن این یه مدلِ جدیده،‬
‫حالا ببینیم چی می‌شه.‬

13:57.711 --> 13:59.322
‫اوه، عزیزم.‬

13:59.338 --> 14:00.498
‫فقط یه جداییه.‬

14:00.824 --> 14:02.480
‫واقعاً گند زدم.‬

14:05.177 --> 14:06.107
‫خیانت کردم.‬

14:06.782 --> 14:09.260
‫- به الکسیس.‬
‫- با اون مرده توی قطار؟‬

14:09.265 --> 14:12.445
‫نه. وای... از بابا بپرس چی شده.‬

14:12.476 --> 14:15.140
‫- خودت بهم بگو.‬
‫- نه، چون نمی‌خوام قضاوتم کنی.‬

14:15.145 --> 14:17.825
‫قول می‌دم، قضاوتت نمی‌کنم.‬

14:18.023 --> 14:18.655
‫نه.‬

14:19.608 --> 14:23.691
‫نه، من... من با یه کارآموز توی محل کارم‬
‫به الکسیس خیانت کردم،‬

14:23.696 --> 14:27.403
‫بعدش اون استخدام شد و اوضاع
‫پیچیده شد،‬ واسه همین قبل از
‫اینکه اتفاقی بیفته زدم بیرون.‬

14:27.408 --> 14:30.406
‫به هر حال از اون کار متنفر بودم،‬
‫توی دو سوت هم می‌تونم یه کار جدید پیدا کنم،‬

14:30.411 --> 14:32.408
‫پس دیگه نمی‌خوام بیشتر از این‬
‫درباره‌ش حرف بزنم، باشه؟‬

14:32.413 --> 14:33.743
‫کارتو ول کردی؟‬

14:33.789 --> 14:35.035
‫دیدی؟ داری قضاوتم می‌کنی.‬

14:35.040 --> 14:37.204
‫- نه، نمی‌کنم. اصلاً.‬
‫- دروغ می‌گی.‬

14:37.209 --> 14:39.649
‫نه، خیلی خب. بیا بریم. بیا بریم.‬

14:42.840 --> 14:47.423
‫هیچ‌کدوم از اون آدم‌ها رو نمی‌شناختی.‬
‫دانشجوهای بابا رو می‌گم. درسته؟‬

14:47.428 --> 14:50.885
‫اون خانم‌های باکلاسش؟ اوم، نه شخصاً.‬

14:50.890 --> 14:52.520
‫در حدِ دیدن، نهایتاً.‬

14:53.183 --> 14:55.513
‫- باشه، مطمئنی؟‬
‫- صد در صد.‬

14:55.644 --> 14:58.834
‫هیچ‌کدومشون توی کلاس‌های تو نبودن؟‬

14:59.315 --> 15:00.666
‫اصلاً.‬

15:06.771 --> 15:11.958
‫چشمهٔ‌ آب گرمِ جونونیا:
‫دختر، ساعت ۲ بعد از ظهر وقت داری.
‫۱۰ دقیقه مهلت تأخیر داری وگرنه وقت شما سوخت میشه. وای(Y) رو جهت تایید ارسال کنید.

15:12.010 --> 15:13.437
‫وای(Y)

15:16.643 --> 15:20.527
‫چشمهٔ‌ آب گرمِ جونونیا:
‫آیا از فرایند گرفتن وقت از ما راضی بودید.
‫بازخورد خود را در لینک مقابل با ما به اشتراک بگذارید.

15:21.337 --> 15:21.797
‫چرا.‬

15:26.300 --> 15:28.670
‫یکی‌شون توی کلاس‌های من بود.‬

15:38.854 --> 15:40.954
‫دیگه ناخن‌هاتو نمی‌جوی.‬

15:48.447 --> 15:52.307
‫می‌خواستم بابت اینکه ازت
‫دوری می‌کردم معذرت‌خواهی کنم.‬

15:53.369 --> 15:55.519
‫نباید اون‌قدر عصبانی می‌شدم.‬

15:55.788 --> 15:56.248
‫اوهوم.‬

15:57.164 --> 16:00.064
‫زدی به ماشینم و بهم گفتی جنده.‬

16:01.807 --> 16:02.447
‫ببخشید.‬

16:03.212 --> 16:04.902
‫از روی ناچاری بود.‬

16:05.255 --> 16:06.305
‫اشکالی نداره.‬

16:06.799 --> 16:08.479
‫چی می‌خواستی بگی؟‬

16:10.010 --> 16:10.590
‫اوه...‬

16:13.055 --> 16:15.685
‫خب، آره. همون‌طور که می‌بینی برگشتم.‬

16:15.766 --> 16:17.221
‫هممم... اوه...‬

16:17.726 --> 16:19.765
‫حالا که همه‌چیز درباره‌ی جان‬ لو رفته،‬

16:19.770 --> 16:24.140
‫فقط امیدوار بودم من و تو
‫بتونیم، مثلاً، دوباره درستش کنیم...‬

16:24.191 --> 16:25.931
‫...رابطه‌مون رو.‬

16:28.112 --> 16:29.870
‫جالبه.‬

16:32.616 --> 16:34.947
‫مگه تو واردِ... واردِ پرونده نشدی؟‬

16:34.952 --> 16:35.777
‫آره.‬

16:37.413 --> 16:41.829
‫ولی همینو می‌خواستم بهت بگم.‬
‫اینکه اون موضوع هیچ ربطی به تو نداره.‬

16:41.834 --> 16:45.833
‫لیلا، این دقیقاً همون چیزیه‬
‫که من تمام این مدت داشتم می‌گفتم.‬

16:45.838 --> 16:47.408
‫هنوزم می‌نویسی؟‬

16:48.924 --> 16:49.794
‫نه واقعاً.‬

16:50.517 --> 16:54.049
‫باید بنویسی.‬
‫متأسفم که اوضاع این‌قدر سخت بوده.‬

16:54.054 --> 16:56.802
‫اصلاً حس خوبی نداره که ۲۹ سالت باشه‬
‫و دوباره برگردی پیش مامانت زندگی کنی.‬

16:56.807 --> 16:58.561
‫اوم. حتماً همین‌طوره.‬

16:58.586 --> 16:59.505
‫چشمهٔ‌ آب گرمِ جونونیا:
‫نیم ساعت دیگه می‌بینیمت، دختر.
‫بوس بوس.

16:59.518 --> 17:03.017
‫آخه مگه چند بار می‌تونم ببرمش‬
‫که آبِ ورمش رو بکشن...‬

17:03.022 --> 17:04.977
‫تا بفهمه این مسئولیتِ خودشه؟‬

17:04.982 --> 17:05.894
‫آره.‬

17:05.899 --> 17:09.523
‫فکر می‌کنه با خواستن از تروور برای
‫جابه‌جایی،‬ داره لطف بزرگی در حقم می‌کنه...‬

17:09.528 --> 17:10.846
‫برام مهمه.‬

17:10.862 --> 17:13.277
‫لیلا، اصلاً دوست ندارم این کار رو بکنم،‬
‫ولی باید برم.‬

17:13.282 --> 17:15.070
‫من... من... کاش می‌شد
‫تمام روز با هم حرف بزنیم.‬

17:15.075 --> 17:17.614
‫من... خیلی خوش‌حالم که با هم ارتباط گرفتیم،‬

17:17.619 --> 17:20.451
‫و خیلی خوش‌حالم که با هم هم‌عقیده‌ایم.‬

17:20.456 --> 17:20.916
‫آره.‬

17:22.666 --> 17:26.665
‫می‌خواستم بگم بابت اتفاقی که‬
‫برای جان افتاد متأسفم.‬

17:26.670 --> 17:28.530
‫ممنون که اینو گفتی.‬

17:28.881 --> 17:29.401
‫من...‬

17:31.467 --> 17:35.677
‫ازت ممنونم که مسئولیتِ‬
‫کارهات رو به عهده می‌گیری.‬

17:39.683 --> 17:41.353
‫- باید برم.‬
‫- اوه.‬

17:47.733 --> 17:48.433
‫عالیه!‬

17:53.614 --> 17:55.024
‫اوه، خیره‌کننده‌ست.‬

18:02.352 --> 18:06.512
‫ولادیمیر:
‫سینتیا می‌خواست بهت بگم که فی یکم فین‌فین می‌کنه،
‫اگه نمی‌خوای به این خاطر بیان.

18:12.549 --> 18:15.839
‫به یه سنی می‌رسی که
‫اگه یه حوله‌ی خوب پیدا کنی،‬

18:15.844 --> 18:17.824
‫دیگه نمی‌ذاری از دستت بره.‬

18:18.305 --> 18:19.705
‫اینا رو می‌فروشید؟‬

18:23.000 --> 18:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

18:33.278 --> 18:36.708
‫کادویی که با دست داده بشه،‬
‫قدرتِ زیادی داره.‬

18:38.158 --> 18:42.366
‫سلام! فقط می‌خواستم یه کادوی کوچیکِ‬
‫خونه‌مبارکی بیارم.‬

18:42.371 --> 18:43.909
‫- سلام.‬
‫- لازم نیست باهام حرف بزنی.‬

18:43.914 --> 18:46.787
‫فقط می‌تونم بدمش بهت‬
‫و از اینجا برم.‬

18:46.792 --> 18:47.774
‫اوه، من...‬

18:47.793 --> 18:52.027
‫اوه... این... این عسلِ زنبورهای خودمه.‬

18:52.220 --> 18:54.711
‫اوه، می‌دونستی که عسل برای بچه‌های کوچیک‬

18:54.716 --> 18:57.106
‫به اندازه‌ی شربت سینه مؤثره؟‬

18:57.386 --> 18:59.408
‫- برای فی‌ـه.‬
‫- اوه!‬

19:00.556 --> 19:01.596
‫وای خدای من.‬

19:02.141 --> 19:04.805
‫خیلی به فکرمی.‬
‫اینا... اینا فوق‌العاده‌ان.‬

19:04.810 --> 19:06.331
‫ببخشید. اممم...‬

19:07.938 --> 19:10.088
‫ولاد آدرسمون رو بهت داد؟‬

19:10.315 --> 19:12.635
‫از توی لیستِ مخاطبین برداشتمش.‬

19:12.734 --> 19:16.191
‫اینجا... اینجا موقتیه.‬
‫یه جورایی... یه خراب‌شده‌ست.‬

19:16.196 --> 19:18.110
‫اوه، نه، نه. این‌طور نیست.‬

19:18.115 --> 19:20.155
‫خب، فقط داخل نیا.‬

19:20.450 --> 19:22.197
‫اوه، حالِ فی خوبه. فقط من...‬

19:22.202 --> 19:24.587
‫یکم... وسواسی شدم‬

19:24.621 --> 19:26.869
‫چون مردم روی سرماخوردگی حساسن،‬

19:26.874 --> 19:28.704
‫با خودم گفتم:‬
‫«نکنه بهشون بربخوره؟»‬

19:28.709 --> 19:30.664
‫خیلی سخت ممکنه به من بربخوره.‬

19:30.669 --> 19:32.129
‫منم همین‌طور. نه...‬

19:32.838 --> 19:36.044
‫خدایا، من... می‌دونم دارم
‫مثل یه آدمِ عوضی رفتار می‌کنم.‬

19:36.049 --> 19:39.923
‫نه، اصلاً! هر کسی که نصفِ چیزایی
‫که تو کشیدی رو تجربه کرده بود‬

19:39.928 --> 19:41.848
‫دو برابرِ تو عوضی می‌شد.‬

19:43.182 --> 19:44.452
‫منظورت چیه؟‬

19:45.058 --> 19:45.638
‫فقط...‬

19:46.727 --> 19:49.691
‫جابه‌جایی، یه... یه بچه‌ی کوچیک.‬

19:49.730 --> 19:50.250
‫من...‬

19:51.106 --> 19:52.361
‫اممم...‬

19:52.941 --> 19:55.574
‫من، دیگه... من، دیگه...‬
‫(جونونیا: سلام دختر. از خدمات ما راضی بودی؟ داخل لینک نظرت رو بگو)

19:55.611 --> 19:57.864
‫تنهات می‌ذارم. اممم...‬

20:00.782 --> 20:04.573
‫شاید دیوانه‌وار به نظر بیاد،‬
‫ولی فکر کنم با هم کنار بیایم.‬

20:04.578 --> 20:06.798
‫من... منم همین‌طور فکر می‌کنم.‬

20:07.956 --> 20:10.396
‫بابت اینا خیلی ممنون. خب دیگه.‬

20:11.752 --> 20:13.552
‫- خداحافظ.‬
‫- خداحافظ.‬

20:23.228 --> 20:27.432
‫ولادیمیر:
‫سینتیا می‌خواست ازت بپرسم که
‫ می‌خوای حوله‌هات رو پس بیاره یا نه؟

20:27.455 --> 20:32.210
‫نه! نمی‌خواد پس چیزی بیاره!
‫می‌تونی شماره من رو هم بهش بدی!

20:33.649 --> 20:37.849
‫موندم چه سیاست‌های خانوادگی‌ای‬
‫پشتِ اون پیام بوده.‬

20:37.861 --> 20:39.469
‫خب، این درباره‌ی چیه؟‬

20:40.656 --> 20:44.238
‫درباره‌ی بزرگ شدن توی فلوریدا‬
‫با پدر و مادرِ مهاجرِ روسیه‌ست.‬

20:44.243 --> 20:45.864
‫پس از اوناییه که فقط به خودشون فکر می‌کنن.‬

20:45.869 --> 20:47.556
‫نه، عالیه.‬

20:48.038 --> 20:49.183
‫من رفتم.‬

20:49.289 --> 20:52.537
‫- کجا می‌ری؟‬
‫- می‌رم دوستم رو توی کورنل(یه دانشگاه) ببینم.‬

20:52.542 --> 20:55.624
‫- فکر کنم شب رو همون‌جا بمونم.‬
‫- اوه. چه جور دوستی؟‬

20:55.629 --> 20:57.376
‫اون متخصصِ عنوان نهم قانونـه.
‫(عنوان نهم: قانونی که در مورد تبعیض جنسی و این طور موارد در دانشگاه‌هاست)‬

20:57.381 --> 20:59.920
‫سید، جدی می‌گم.‬
‫نمی‌خوام درگیر بشی.‬

20:59.925 --> 21:02.130
‫- من ولوو رو برمی‌دارم.‬
‫- مواظب باش.‬

21:02.135 --> 21:04.299
‫چرا کاهو خریدی؟‬
‫من کلی محصول دارم.‬

21:04.304 --> 21:06.574
‫چون برای لقمه کردن لازمش دارم.‬

21:06.682 --> 21:09.888
‫- فکر کردم داریم کباب می‌کنیم.‬
‫- استیک کبابی شده.‬

21:09.893 --> 21:11.014
‫اینا برای چیه؟‬

21:11.019 --> 21:12.140
‫شربت.‬

21:12.145 --> 21:13.310
‫شربت(ماکتل: نوشیدنی که مخلوط چند نوشیدنیه و بدون الکله)؟‬

21:15.983 --> 21:17.396
‫اینجا چه خبره؟‬

21:17.401 --> 21:19.091
‫تقصیر این وکسِ لعنتیه.‬

21:19.111 --> 21:20.391
‫پوستم ملتهب شده.‬

21:20.696 --> 21:22.906
‫اشکال نداره. حقمه.‬

21:25.075 --> 21:26.635
‫چرا این پیشِ توئه؟‬

21:26.994 --> 21:29.014
‫قاطیِ نامه‌های من شده بود.‬

21:29.162 --> 21:30.575
‫شبیه چکِ حقوقه.‬

21:30.580 --> 21:33.578
‫آره، وقتی رسید‬
‫می‌دمش بهش.‬

21:33.583 --> 21:36.456
‫- توریِ محافظِ گوزن‌ها رو برداشتی؟‬
‫- قرار نیست عروسی بگیریم که.‬

21:36.461 --> 21:37.699
‫خیلی دهاتیه.‬

21:43.593 --> 21:44.053
‫اوه.‬

21:45.846 --> 21:46.716
‫سلام سلام!‬

21:47.264 --> 21:49.299
‫- سلام!‬
‫- سلام.‬

21:50.100 --> 21:50.790
‫تویی که!‬

21:51.935 --> 21:54.558
‫تا بابا نباشه نزدیک آب نمی‌ریم، باشه؟‬

21:54.563 --> 21:57.753
‫- از زنبورها هم دوری کن.‬
‫- کدوم زنبورها؟‬

21:57.941 --> 21:59.980
‫- چی، مگه زنبور نگه نمی‌دارین؟‬
‫- نه.‬

21:59.985 --> 22:00.445
‫اوه.‬

22:01.445 --> 22:02.983
‫سینتیا نمی‌آد؟‬

22:02.988 --> 22:05.281
‫اون... میگرن داره.‬

22:05.449 --> 22:07.738
‫پس باید با من سر کنی.‬

22:07.743 --> 22:10.643
‫فی! بهت گفتم دم استخر ندو!‬

22:26.053 --> 22:27.333
‫خب، تلاشمو کردم.‬

22:44.696 --> 22:48.196
♪ ‫بهت، بهت، بهت نیاز دارم‬ ♪

22:48.241 --> 22:51.488
♪ ‫بهت، بهت، بهت نیاز دارم‬ ♪

22:51.523 --> 22:54.582
♪ ‫بهت، بهت، بهت نیاز‬ ♪

22:54.623 --> 22:56.396
♪ ‫نیاز دارم، نیاز دارم‬ ♪

22:56.437 --> 22:59.249
♪ ‫بهت نیاز دارم‬ ♪

23:01.046 --> 23:02.602
♪ ‫بهت نیاز دارم‬ ♪

23:04.508 --> 23:06.797
♪ ‫- زود باش، زود باش‬ ♪
♪ ‫- بهت نیاز دارم‬ ♪

23:06.802 --> 23:11.169
♪ ‫هیچ‌وقت نگفتم که‬ ♪
♪ ‫به کسی نمی‌گم‬ ♪

23:11.598 --> 23:13.429
♪ ‫نه عزیزم...‬ ♪

23:14.434 --> 23:16.304
‫خیلی جذابی، ولادیمیر.‬

23:17.187 --> 23:19.101
‫خدایا، می‌دونم.‬

23:20.399 --> 23:21.978
‫چطوری این هیکلو ساختی؟‬

23:21.983 --> 23:23.647
‫اوه! چه سوالِ شخصی‌ای.‬

23:23.652 --> 23:24.815
‫سوالِ خوبیه.‬

23:24.820 --> 23:26.358
‫سوالِ قشنگیه.‬

23:26.363 --> 23:29.486
‫نمی‌دونم. اوم... کشتی
‫گرفتن با حیوونای وحشی؟‬

23:29.491 --> 23:30.612
‫همون‌طور که همیشه می‌کنی.‬

23:30.617 --> 23:33.407
‫- مثل کشتی گرفتن با خرس‌ها؟‬
‫- دقیقاً.‬

23:33.412 --> 23:34.962
‫نه، می‌رم باشگاه.‬

23:35.163 --> 23:37.853
‫تقریباً تنها کاریه که... انجام می‌دم.‬

23:38.792 --> 23:39.955
‫به یه راهِ تخلیه نیاز دارم.‬

23:39.960 --> 23:41.623
‫اوه، راهِ تخلیه‌ی سالمیه.‬

23:41.628 --> 23:42.858
‫حتماً همین‌طوره.‬

23:42.963 --> 23:44.423
‫من آدمِ ساده‌ای‌ام.‬

23:44.464 --> 23:48.675
‫وزنه می‌زنم، می‌نویسم، کار می‌کنم، می‌خورم.‬

23:49.511 --> 23:51.701
‫- و سکس.‬
‫- اون اینو نگفت.‬

23:51.930 --> 23:54.302
‫- جان!‬
‫- خب روندِ طبیعی‌ش همینه دیگه.‬

23:54.307 --> 23:57.055
‫نه، ولی می‌دونی،‬
‫اون همه نویسنده...‬

23:57.060 --> 24:00.090
‫که این‌قدر وقت برای سرگرمی داشتن کی بودن؟‬

24:00.230 --> 24:02.018
‫مثل همین همینگوی و گاوبازی‌هاش.‬

24:02.023 --> 24:03.770
‫اوه، همینگوی که بچه‌داری نمی‌کرد.‬

24:03.775 --> 24:04.755
‫درسته.‬

24:05.360 --> 24:06.773
‫اون این لذت رو از دست داد.‬

24:06.778 --> 24:08.478
‫آخی.‬

24:12.951 --> 24:14.581
‫از لبخندت خوشم می‌آد.‬

24:19.124 --> 24:20.694
‫فقط داره لطف می‌کنه.‬

24:24.004 --> 24:25.914
‫- بفرمایین.‬
‫- ممنون.‬

24:26.173 --> 24:28.404
‫و به سلامتی.‬

24:28.467 --> 24:29.337
‫به سلامتی.‬

24:32.053 --> 24:33.683
‫یه اعترافی باید بکنم.‬

24:33.847 --> 24:34.487
‫واقعاً؟‬

24:35.891 --> 24:36.351
‫آره.‬

24:38.226 --> 24:41.016
‫هنوز خوندنِ کتابت رو شروع نکردم.‬

24:41.021 --> 24:41.841
‫اوه!‬

24:44.691 --> 24:45.621
‫مشکلی نیست.‬

24:49.446 --> 24:49.998
‫هی.‬

24:51.114 --> 24:56.394
‫انگار زنم یکی از نامه‌های‬
‫سینتیا رو پیدا کرده.‬

24:56.411 --> 25:00.744
‫اوه، می‌خواستم بدمش بهت.‬
‫فکر کنم اشتباهی افتاده بود تو صندوقِ من.‬

25:00.749 --> 25:02.954
‫احتمالاً این تنها راهیه که
‫نامه به دستش می‌رسه.‬

25:02.959 --> 25:06.099
‫هیچ‌وقت ندیدم اون زن صندوقِ پست رو بررسی کنه.‬

25:10.425 --> 25:11.005
‫عزیزم.‬

25:13.220 --> 25:15.998
‫- نگرانشم.‬
‫- واقعاً؟‬

25:17.724 --> 25:20.037
‫می‌دونی، سینتیا... اممم...‬

25:20.101 --> 25:22.807
‫بعد از اقدام به خودکشی،‬
‫بستری شد.‬

25:22.812 --> 25:23.568
‫اوه.‬

25:23.730 --> 25:27.062
‫آره، شش ماه تمام،‬
‫فی مادر نداشت.‬

25:27.067 --> 25:29.097
‫فقط من بودم و پرستارِ بچه.‬

25:30.195 --> 25:30.655
‫اوه.‬

25:32.531 --> 25:35.247
‫ولی الان با هم هستین.‬

25:35.575 --> 25:36.035
‫آره.‬

25:36.493 --> 25:38.490
‫و... و حالش خوبه.‬

25:38.495 --> 25:40.535
‫آره، خیلی بهتره، خداروشکر.‬

25:41.206 --> 25:41.666
‫آره.‬

25:45.252 --> 25:47.999
‫سینتیا میگرن نداره.‬

25:48.004 --> 25:48.917
‫اوه.‬

25:49.089 --> 25:51.519
‫- آره، دعوامون شد.‬
‫- سرِ من؟‬

25:51.758 --> 25:53.225
‫اوم... نه.‬

25:53.385 --> 25:55.875
‫نه، من... من یه کارِ بدی کردم.‬

25:57.597 --> 25:59.344
‫دارم بدجنسی می‌کنم.‬

25:59.349 --> 26:01.596
‫- اصلاً فراموش کن چیزی گفتم.‬
‫- نه، بهم بگو.‬

26:01.601 --> 26:04.516
‫نه، نه، نه.‬
‫اون چی بود که مردم می‌گن؟‬

26:04.521 --> 26:05.101
‫اوم...‬

26:06.439 --> 26:07.659
‫ازدواج سخته.‬

26:08.358 --> 26:09.518
‫طلاق سخته.‬

26:10.860 --> 26:12.720
‫سختیِ خودت رو انتخاب کن.‬

26:20.787 --> 26:22.647
‫سختیِ خودت رو انتخاب کن.‬

26:28.587 --> 26:31.187
‫- می‌تونم بدمش بهت؟‬
‫- البته.‬

26:32.382 --> 26:33.312
‫اوه، عزیزم.‬

26:34.676 --> 26:35.076
‫خب.‬

26:41.182 --> 26:43.332
‫اوه، ببخشید. بیا. بفرما.‬

26:44.436 --> 26:45.779
‫بفرما.‬

26:46.521 --> 26:46.921
‫خب.‬

26:51.067 --> 26:53.627
‫تموم شد. تا دمِ در همراهیت می‌کنم.‬

26:55.530 --> 26:56.683
‫شب به‌خیر.‬

27:07.507 --> 27:08.427
‫عاشقشی؟‬

27:09.000 --> 27:29.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
