WEBVTT

01:01.100 --> 01:16.100
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:10.756 --> 02:13.163
‫اوتر

02:13.175 --> 02:16.786
‫برگشتی. خوش اومدی، خوش اومدی

02:20.141 --> 02:21.271
‫خوش اومدی

02:22.435 --> 02:23.756
‫اوتر

02:24.937 --> 02:27.821
‫لطفاً، بنشین. بنوش

02:28.983 --> 02:30.347
‫اوتر

02:31.068 --> 02:32.686
‫با اوبه آشنا شو،

02:32.695 --> 02:35.644
‫پسر رگنار لاثبروک

02:35.656 --> 02:37.682
‫راه درازی اومده تا تو رو ببینه

02:38.868 --> 02:41.065
‫تو اوتر هستی

02:43.831 --> 02:45.848
‫این همسرم توروی هست

02:49.920 --> 02:55.024
‫اوبه بطور بخصوص به سفرهای شما
‫به غربی‌ترین نقطه از اینجا علاقه‌منده

02:57.553 --> 02:59.173
‫برا مدت‌ها پیش بود

02:59.180 --> 03:03.089
‫لطفاً لطفاً. مایلم درباره‌ش بشنوم

03:03.100 --> 03:05.610
‫مایلم درباره‌ی این سرزمین جدیدی
‫که پیدا کردی بشنوم

03:15.738 --> 03:18.273
‫خیلی‌خب پس

03:18.282 --> 03:23.110
‫داشتم در طول ساحل
‫به سمت غرب اینجا می‌رفتم،

03:23.120 --> 03:27.322
‫که یک طوفان قایقم رو از مسیر خارج کرد

03:27.333 --> 03:30.369
‫وقتی طوفان تموم شد، دیگه خشکی‌ای ندیدم

03:30.378 --> 03:32.771
‫و نمی‌دونستم کجا هستم

03:34.173 --> 03:37.040
‫روزها پشت هم

03:37.051 --> 03:40.127
‫غذا و آبم داشت تمام میشد

03:41.222 --> 03:43.196
‫داشتم خودم رو برای مرگ آماده می‌کردم

03:47.186 --> 03:49.929
‫ولی بعدش...

03:49.939 --> 03:54.350
‫یک روز صبح، خورشید پشت سرم طلوع کرد

03:54.360 --> 03:58.572
‫و دیدمش، یک سرزمین جدید رو دیدم

04:00.658 --> 04:04.901
‫بادها تمام روز در طول خط ساحلی
‫قایقم رو پیش می‌بردن

04:04.912 --> 04:08.072
‫زمین‌هاش بسیار مرتفع بود،

04:08.082 --> 04:14.702
‫با کوه‌های بسیار مرتفع، که بسیار زیبا بودن،

04:14.713 --> 04:17.291
‫و هزاران شکل داشتن،

04:17.299 --> 04:19.792
‫و پُر از درختانی رفیع بودن،

04:19.802 --> 04:22.889
‫که بنظر به آسمون می‌رسیدن

04:25.850 --> 04:32.138
‫و درختستان‌های کاج باشکوه
‫و دشت‌های حاصلخیز و پنهاور دیدم

04:32.148 --> 04:36.216
‫بهت بگم اوبه، پسر رگنار،

04:37.903 --> 04:41.741
‫که اونجا واقعاً سرزمین طلایی بود

04:53.169 --> 04:55.162
‫چرا اونجا نموندی؟

04:55.171 --> 04:59.623
‫امواج زمستانی بسیار قوی بودن
‫و من رو از اونجا بردن

04:59.633 --> 05:02.886
‫و صبح، دوباره دیدم که تو اقیانوس آزادم

05:04.680 --> 05:09.549
‫اونقدری خوش‌شانس بودم که جزیره‌ای کوچک
‫که آب و شکار داشت پیدا کردم،

05:09.560 --> 05:13.930
‫و بالاخره، امواج منو به اینجا برگردوندن

05:13.939 --> 05:17.258
‫ولی هیچوقت فراموش نکردم چی دیدم

05:25.743 --> 05:28.319
‫تو، تو پیش ما بمون

05:28.329 --> 05:30.241
‫سعی میکنی تا دوباره این سرزمین رو پیدا کنی

05:36.337 --> 05:38.620
‫شاید، اگه فکر میکنی می‌تونم کمکی بهتون بکنم

05:41.509 --> 05:42.794
‫به افتخار سرزمین‌های طلایی!

05:42.801 --> 05:45.390
‫سرزمین‌های طلایی!

05:52.061 --> 05:53.713
‫و فلوکی چی، همم؟

05:54.855 --> 05:57.691
‫فلوکی؟ من هیچوقت فلوکی رو ندیدم

06:00.194 --> 06:04.490
‫فلوکی قبل اینکه اوتر برسه اینجا
‫و به سمت غرب بره ناپدید شده

06:07.034 --> 06:09.566
‫روز درازی بوده. من خسته‌ام

06:12.915 --> 06:15.490
‫از همه ممنون بابت مهمانی

06:15.501 --> 06:20.037
‫ما خیلی خوشحالیم که اینجا در ایسلند هستیم،
‫در گوشه‌ی دنیا

06:20.047 --> 06:22.023
‫- خوب بخوابید
‫- شب بخیر

06:30.641 --> 06:32.634
‫نیاز نیست همه چیز رو بدونه

07:36.749 --> 07:38.779
‫ملکه گانهیلد

07:38.792 --> 07:39.992
‫اریک

07:40.502 --> 07:42.710
‫اریک خالی

07:44.757 --> 07:47.957
‫خیلی تحت تاثیرتون قرار گرفتم

07:47.968 --> 07:50.503
‫تحت تاثیر؟ چرا؟

07:50.512 --> 07:53.898
‫که حسادت نمی‌کنین،
‫که اجازه دادین این ازدواج صورت بگیره

08:01.649 --> 08:03.476
‫اریک

08:03.484 --> 08:08.271
‫تو جون شوهرم رو نجات دادی،
‫ولی جون منو نجات ندادی

08:08.280 --> 08:11.606
‫اونقدری منو نمی‌شناسی که وانمود کنی
‫احساساتم رو می‌دونی

08:11.617 --> 08:13.117
‫اونا متعلق به خودم هستن

08:14.578 --> 08:16.900
‫متاسفم ملکه گانهیلد

08:17.706 --> 08:18.999
‫من رو ببخشین

08:37.309 --> 08:38.636
‫تو جوونی

08:38.644 --> 08:41.816
‫برام سواله به درستی
‫داستان‌های خدایان رو می‌دونی یا نه

08:43.357 --> 08:45.391
‫البته که می‌دونم

08:45.401 --> 08:48.519
‫پس داستان فریر رو می‌دونی

08:48.529 --> 08:52.148
‫بله، ایشون الهه‌ی باروری هستن

08:52.157 --> 08:54.108
‫در تالاری به اسم سسرومنیر زندگی میکنه،

08:54.118 --> 08:56.110
‫و در ارابه‌ای که گربه‌ها می‌کشنش سفر میکنه

08:56.120 --> 08:59.081
‫بله بله بله. هر بچه‌ای اینو می‌دونه

09:00.499 --> 09:03.909
‫حقیقت اینه که، گردنبندش، بریزینگامن،

09:03.919 --> 09:07.371
‫هزینه‌ش با سکس با کوتوله‌هایی
‫که ساختنش پرداخت شده

09:07.381 --> 09:12.376
‫لوکی متهمش کرد که با تمام
‫الف‌های اسیر سکس داشته

09:12.386 --> 09:15.670
و تو مرگ نصف کسایی که تو
‫نبرد با اودین کشته شدن سهیمه

09:15.681 --> 09:19.092
‫ولی وقتی شوهر خودش میره جایی، گریه میکنه

09:19.101 --> 09:23.886
‫ولی نه اشک‌های از آب اینگرید.
‫اشک‌هایی از طلا

09:23.897 --> 09:25.788
‫گنجینه‌ای واقعی

09:36.577 --> 09:39.112
‫اگه میخوای بری پیشش، باید بری

09:39.121 --> 09:41.877
‫امشب شب عروسیت هست. منتظره

09:43.167 --> 09:44.435
‫من باردارم،

09:45.169 --> 09:47.129
‫و با یک نیمه‌خدا ازدواج کردم

09:48.088 --> 09:50.120
‫مثل خودت

09:50.132 --> 09:52.166
‫درباره‌ی چیزای مسخره باهام حرف نزن،

09:52.176 --> 09:54.544
‫درباره‌ی حسودی‌های انسان،

09:54.553 --> 09:58.295
‫نگرانی‌های همیشگی و ناچیز انسان‌ها

09:58.307 --> 10:00.015
‫فکر می‌کردم بزرگ‌تر از این تفکرات هستی

10:00.851 --> 10:05.155
‫فکر می‌کردم روح آزاده‌ای داری

10:10.611 --> 10:13.394
‫حالا آزادی

10:13.405 --> 10:17.344
‫برو و با دعای خیر من با شوهرم ازدواج کن

10:27.211 --> 10:29.128
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم

10:30.422 --> 10:32.916
‫مطمئن نبودم

10:32.925 --> 10:35.104
‫نه، متاسفانه این اشتباه تو بوده

10:35.803 --> 10:38.003
‫ولی الان مطمئن باش

10:38.013 --> 10:41.216
‫یه تصمیم گرفتی. باهاش کنار بیا

10:41.225 --> 10:44.517
‫بهش باور داشته باش. وگرنه
‫چطور می‌تونم بهت احترام بذارم؟

11:48.959 --> 11:51.120
‫میدونم که شاه هارالد میاد سراغم

11:51.128 --> 11:55.371
‫اگه میخواد که شاه تمام نروژ بشه،
‫پس باید منو حذف کنه،

11:55.382 --> 11:58.344
‫که در این صورت باید گشتی‌هامون
‫در آب‌دره رو دو برابر کنیم

11:59.219 --> 12:01.013
‫و تو باید رهبری‌شون کنی

12:04.141 --> 12:05.476
‫من؟

12:08.729 --> 12:13.608
‫بهت اعتماد دارم، چون باید منو زنده نگه داری،

12:15.068 --> 12:16.736
‫تا خودت بتونی زنده بمونی

12:34.171 --> 12:36.090
‫مطمئناً داره خیلی طول میکشه

12:38.342 --> 12:39.635
‫چیه؟

12:46.892 --> 12:48.468
‫مشکل چیه؟

12:48.477 --> 12:50.927
‫بچه تو موقعیت درست قرار نگرفته

12:50.938 --> 12:52.825
‫توروی نمی‌تونه طبیعی به دنیا بیارش

13:05.911 --> 13:08.583
‫اومدم تا برای زن و بچه‌ش دعا کنم

13:37.567 --> 13:39.686
‫این برای چیه؟

13:39.695 --> 13:42.197
‫شاید مجبور باشم شکمش رو ببرم
‫تا بچه رو در بیارم

13:49.579 --> 13:51.013
‫این یعنی توروی می‌میره؟

14:40.672 --> 14:42.066
‫نه هنوز

14:43.633 --> 14:45.121
‫عزیز دلم

15:11.244 --> 15:13.026
‫آره! الان داره میاد

15:13.038 --> 15:14.164
‫خیلی‌خب

15:15.791 --> 15:17.167
‫حالا شروع کن

15:20.712 --> 15:22.175
‫دارم سرش رو می‌بینم!

15:23.799 --> 15:25.041
‫یه بار دیگه! آره!

15:25.050 --> 15:27.195
‫همینطوری! همینطوری! آره!

15:28.428 --> 15:30.466
‫آره! اومدش!

16:23.567 --> 16:25.808
‫اینا کی هستن؟

16:25.819 --> 16:27.394
‫نمیدونم

16:27.404 --> 16:29.312
‫ولی وایکینگ نیستن

16:29.322 --> 16:31.349
‫و یکی از کشتی‌های شاه هارالد هم نیستن

16:32.159 --> 16:34.024
‫اونا پیش‌آهنگ هستن

16:34.035 --> 16:35.951
‫ولی از کجا؟

16:50.450 --> 16:52.350
دورشون رو بگیر

16:54.274 --> 16:56.274
راه فرارشون رو ببند

17:40.680 --> 17:42.680
عقب‌نشینی کنید

17:43.004 --> 17:49.604
برگردید به قایق‌ها

18:17.722 --> 18:19.506
‫شبیه عن شدی

18:22.269 --> 18:23.904
‫همین حس رو دارم

18:29.651 --> 18:31.271
‫این چه لباسیه پوشیدی؟

18:57.804 --> 18:59.582
‫چرا همش برمی‌گردی پیشم؟

19:00.432 --> 19:01.432
‫همم؟

19:01.433 --> 19:03.496
‫چرا اینطوری دنبالم میای؟

19:05.603 --> 19:06.934
‫نمی‌فهمم

19:11.693 --> 19:13.445
‫ولی از دیدنت خوشحالم

19:18.074 --> 19:19.618
‫واقعاً از دیدنت خوشحالم

19:55.403 --> 19:56.936
‫این آدما کی هستن؟

19:56.946 --> 19:59.814
‫روس، همون آدمایی که تو کیف دیدیم

19:59.824 --> 20:01.701
‫همون آدمایی که آيوار پیششون می‌مونه

20:05.705 --> 20:07.364
‫این یعنی چی؟

20:07.374 --> 20:10.032
‫چرا به اینجا حمله کردن؟

20:10.043 --> 20:12.135
‫حمله نمی‌کردن. داشتن ارزیابی می‌کردن

20:13.505 --> 20:15.163
‫با کاوش کردن در دفاعیات ما

20:15.173 --> 20:17.136
‫برنامه دارن تا به کشورمون حمله کنن

20:18.885 --> 20:21.628
‫من داستان‌هایی از روس شنیدم

20:21.638 --> 20:25.465
‫قلمرو پنهاوری دارن، سرشار از منابع

20:25.475 --> 20:27.884
‫ارتش‌های بزرگی دارن

20:27.894 --> 20:30.519
‫شاید قصد دارن به تمام اسکاندیناوی حمله کنن

20:31.940 --> 20:34.516
‫با دانش و کمک آیوار

20:34.526 --> 20:36.643
‫چقدر باید خوشحال باشه،

20:36.653 --> 20:39.521
‫که فکر میکنه برای پیروزی برمی‌گرده

20:39.531 --> 20:43.900
‫امکان نداره بتونیم در برابر حمله‌ی
‫چنین دشمن قدرتمندی مقاومت کنیم

20:43.910 --> 20:45.656
‫ولی باید مقاومت کنیم!

20:48.039 --> 20:50.314
‫تو زمستون ارتششون رو حرکت نمیدن

20:52.127 --> 20:54.376
‫تا بهار وقت داریم تا تصمیم بگیریم چیکار کنیم

21:00.385 --> 21:02.472
‫تو قلبت، می‌دونی باید چیکار کنی

21:03.888 --> 21:06.297
‫هارالد شاه تمام نروژه

21:06.307 --> 21:10.488
‫باید بهش پیغام بفرستی،
‫درخواست صلح و اتحاد ارتش‌هاتون رو بکنی

21:11.688 --> 21:13.720
‫اینو بخاطر گذشته‌ت میگی

21:15.233 --> 21:16.528
‫منظورت چیه؟

21:17.902 --> 21:21.354
‫شنیدم که شاه هارالد ازت خواستگاری کرده بود

21:21.364 --> 21:26.400
‫با احترام، چه جنگ دیگه‌ای می‌تونه در میون باشه؟

21:26.411 --> 21:29.071
‫کتگات نمی‌تونه در برابر روس بایسته

21:29.080 --> 21:30.656
‫حق با توئه

21:30.665 --> 21:34.616
‫و گانهیلد درست میگه.
‫باید با شاه هارالد متحد بشیم

21:34.627 --> 21:37.954
‫بهت دستور میدم تا سریعاً
‫به قلمرو شاه هارالد بری

21:37.964 --> 21:40.758
‫شاید سر عقل بیاد و از روی غرور تصمیم نگیره

21:43.261 --> 21:44.970
‫روس‌ها باورشون چیه؟

21:45.889 --> 21:47.304
‫مسیحی هستن

21:49.809 --> 21:51.468
‫به خدای مسیحی‌ها باور دارن

21:51.478 --> 21:55.273
‫پس فقط برای خودمون نمی‌جنگیم،
‫بلکه بخاطر خدایانمون می‌جنگیم!

21:56.816 --> 21:59.569
‫و با کمک اودین، حتماً موفق میشیم

22:06.993 --> 22:08.631
‫هرچقدر که غیرممکن باشه

22:13.708 --> 22:17.201
‫میخوام که هممون به افتخار تولد پسرمون بنوشیم

22:17.212 --> 22:20.910
‫تصمیم گرفتیم که از روی اسم پدربزرگش،
‫اسمش رو رگنار بذاریم

22:23.551 --> 22:26.504
‫درود بر رگنار! زنده باد رگنار!

22:26.513 --> 22:28.717
‫- نوش
‫- نوش!

22:31.267 --> 22:33.102
‫میخوام از همتون بخاطر کمکتون تشکر کنم

22:34.854 --> 22:36.606
‫و میخوام از تو هم تشکر کنم اوتر

22:38.107 --> 22:41.194
‫بخاطر دعاهات، بخاطر همسرم، و بخاطر پسرم

22:44.614 --> 22:47.450
‫ولی از وقتی که در انگلستان زندگی کردم،
‫همش به خاطرم میان

22:50.995 --> 22:54.374
‫مردمش به یک خدای مسیحی دعا می‌کردن

23:03.299 --> 23:07.159
‫من فقط به خدایان خودمون متوسل شدم.
‫بعدشم، چرا باید جور دیگه‌ای رفتار کنم؟

23:08.888 --> 23:11.680
‫نمیدونم. تو بهم بگو

23:23.653 --> 23:25.603
‫من...

23:25.613 --> 23:29.033
‫یا بهتر بگم، مدت‌ها پیش
‫یک راهب در انگلستان بودم

23:31.369 --> 23:33.454
‫اسمم در اونموقع اتلستن بود

23:37.292 --> 23:38.584
‫اتلستن؟

23:39.377 --> 23:40.503
‫همم

23:45.425 --> 23:48.261
‫من رو به یک مدرسه‌ی علوم دینی در رُم فرستادن

23:51.097 --> 23:54.809
‫تصمیم گرفتن تا منو بعنوان
‫یک مبلغ مذهبی معرفی کنن،

23:56.352 --> 23:59.897
‫تا سخن خدا رو نزد کسانی بازگو کنم
‫که هیچوقت نشنیدنش

24:02.400 --> 24:06.394
‫هنوزم سفر دریاییم به اسکاندیناوی رو یادم میاد

24:06.404 --> 24:10.739
‫مردم محلی که قصدم رو فهمیدن
‫نزدیک بود کشته بشم،

24:12.285 --> 24:14.694
‫و منو از اونجا روندن

24:14.704 --> 24:16.645
‫و همچنین، در سایر نقاط هم،

24:17.081 --> 24:19.930
‫در تبلیغ دین ناکام بودم

24:21.586 --> 24:24.130
‫مقداری از فرهنگ شمالی‌ها رو آموختم و...

24:29.886 --> 24:31.929
و دیدم

24:33.389 --> 24:37.539
‫آواره‌ای دانمارکی به اسم اوتر رو دیدم

24:38.186 --> 24:41.804
‫ ‫از سفرهاش برام گفت،

24:41.814 --> 24:47.111
‫از مناظر شگفت‌انگیز و معجزاتی
‫که در طول مسیر دیده بود

24:50.948 --> 24:54.246
‫ولی مریض بود و داشت می‌مرد

25:06.673 --> 25:08.099
‫من خاکش کردم

25:10.218 --> 25:12.158
‫و اسمش رو برداشتم

25:19.352 --> 25:26.692
‫بعدش، اومدم اینجا، به این سکونت‌گاه جوان

25:28.903 --> 25:30.589
‫دوباره متولد شدم

25:34.784 --> 25:38.584
‫اونموقع بود که تصمیم گرفتم دوباره به آب بزنم،

25:40.832 --> 25:44.828
‫و در همین سفر بود که،

25:46.129 --> 25:50.325
‫سرزمین طلایی رو دیدم

25:54.011 --> 26:00.692
‫ولی همونطور که می‌دونین،
‫شکست‌خورده برگشتم،

26:01.102 --> 26:07.191
‫مجبور شدم تا آخر عمرم
‫با این هویت غلط زندگی کنم

26:11.863 --> 26:14.782
‫تو به همه‌ی آدمای اینجا دروغ گفتی

26:16.284 --> 26:18.498
‫و از اونموقع داری با اون دروغ زندگی میکنی

26:20.913 --> 26:23.114
‫تو یه مسیحی هستی

26:23.124 --> 26:25.735
‫تو دشمن خدایان ما هستی

26:27.462 --> 26:29.046
‫پس حقت هست که بمیری

26:33.259 --> 26:34.552
واقعیت نداره

26:37.346 --> 26:39.849
همیشه می‌دونستم اوتر
اونی که ادعا میکرد نیست

26:40.391 --> 26:43.311
،ولی با اون شرایط بدمون، هر کسی که ضرری

26:43.394 --> 26:46.731
نداشت رو قبول کردم -
پس اشتباه کردی -

26:49.484 --> 26:52.612
،اوتر شاید تهدید فیزیکی نداشت

26:52.695 --> 26:54.989
،ولی افکارش، باورهاش

26:55.072 --> 26:56.699
!دروغ‌هاش

26:59.911 --> 27:01.287
تهدید واقعی، اون‌ها هستن

27:02.872 --> 27:04.499
برای هممون

27:05.458 --> 27:06.626
برای بچه‌هامون

27:06.709 --> 27:08.169
نمیفهمی؟

27:13.758 --> 27:15.802
باید در پیشگاه خدایانمون قربانی بشی

27:18.721 --> 27:23.751
‫و بعد، عزیزم، هیچوقت
‫سرزمین طلایی رو پیدا نمی‌کنیم

27:25.061 --> 27:28.815
‫بدون اوتر، هیچ شانسی نداریم.
‫بهتره همین الان تسلیم بشیم

27:35.947 --> 27:37.642
‫ ‫این صلیبیه که زمانی مینداختی

27:38.741 --> 27:41.316
‫چطور یادت رفته؟

27:41.327 --> 27:44.404
‫بعنوان یه مسیحی غسل داده شدی

27:44.413 --> 27:46.293
‫به درگاه خدای مسیحی‌ها دعا کردی

28:22.368 --> 28:23.778
‫تو کی هستی؟

28:23.786 --> 28:25.863
‫اسمم اریک هست

28:25.872 --> 28:29.906
‫من بعنوان فرستاده‌ی شاه بیورن اومدم.
‫این هم حلقه‌شون برای اثبات حرفم.

28:29.917 --> 28:31.077
‫خیلی‌خب

28:32.044 --> 28:37.582
‫و چرا شاه بیورن تو رو فرستاده؟

28:37.592 --> 28:39.118
‫میخوان پیمان اتحاد ببندن

28:42.388 --> 28:43.965
‫اتحاد؟

28:43.973 --> 28:47.257
‫من نیازی به اتحاد با بیورن ندارم

28:47.268 --> 28:50.563
‫اون الانشم خراج‌گزار منه،
‫و من پادشاه و ارباب اونم

28:51.397 --> 28:53.014
‫نکنه فراموش کرده

28:53.024 --> 28:54.975
‫فکر نمی‌کنم فهمیده باشین

28:54.984 --> 28:58.076
‫- نمی‌دونین که دشمنی که...
‫- برعکس!

29:00.448 --> 29:04.466
‫همه چیز رو میدونم

29:06.495 --> 29:10.822
‫تو رو می‌شناسم، تبعیدی جنگل

29:10.833 --> 29:12.836
‫یه یاغی!

29:14.795 --> 29:17.164
‫قبلآً به قلمرو من اومدی

29:17.173 --> 29:20.666
‫یه معامله‌ي مخفیانه‌ی برده‌ها رو داشتی

29:20.676 --> 29:23.805
‫و گذشته‌ای پُربار از خشونت داری

29:24.847 --> 29:26.516
‫یه قتل

29:28.225 --> 29:33.355
‫اینجا درگیر شدی و چندین نفر
‫از افراد من رو کُشتی

29:40.738 --> 29:46.150
‫همه می‌دونن که یه تبعیدی،
‫اگه از جنگل بیاد اینجا،

29:46.160 --> 29:48.960
‫می‌تونه بدون ترحم کشته بشه

30:01.842 --> 30:05.903
‫بنابراین، تو صبح اعدام خواهی شد

30:07.014 --> 30:08.670
‫خواهش میکنم

30:12.687 --> 30:14.635
‫ببرینش

30:14.647 --> 30:16.011
‫زنجیرش کنین

30:17.149 --> 30:19.518
‫تمام شب روش آب سرد بریزین،

30:19.527 --> 30:22.924
‫تا لحظه‌ای سرنوشتش رو فراموش نکنه

30:25.032 --> 30:27.191
‫نه! نه! باید گوش کنین

30:27.201 --> 30:29.625
‫بهم گوش بدین! هممون در خطریم!

30:40.923 --> 30:43.916
‫برادرمون ذهنت رو مسموم کرده،

30:43.926 --> 30:48.416
‫متقاعدت کرده که من دشمنت هستم.
‫من دشمنت نیستم

30:57.106 --> 31:00.100
‫خوب شو، قوی شو

31:02.069 --> 31:05.025
‫نیروهامون رو علیه برادرانمون رها می‌کنیم

31:06.657 --> 31:09.118
‫اون‌ها شاهد پیروزی ما خواهند بود

31:09.952 --> 31:10.995
‫همم؟

31:26.052 --> 31:27.845
‫من کشتمش آیوار

31:30.264 --> 31:33.329
‫کار من بود، نه تو

31:33.976 --> 31:35.290
‫من

31:36.562 --> 31:38.843
‫من کشتمش و الان مُرده

31:39.982 --> 31:41.392
‫کی؟

31:41.400 --> 31:43.048
‫میدونی کی

31:43.611 --> 31:44.986
‫لاگرتا

31:45.946 --> 31:47.267
‫اون زنیکه

31:49.909 --> 31:51.680
‫فکر می‌کردی تقدیر توئه

31:54.038 --> 31:56.319
‫تقدیر من بود آیوار

31:57.249 --> 31:58.452
‫من

32:05.049 --> 32:06.531
‫من کشتمش

32:09.845 --> 32:11.249
‫من کشتمش

32:37.581 --> 32:39.560
‫چیزی براتون آوردم

32:51.804 --> 32:53.588
‫یه حلقه‌ی ازدواجه. که چی؟

32:53.597 --> 32:56.802
‫فقط یه حلقه‌ی ازدواج نیست.
‫حلقه‌ی ازدواج فلوکی‌ـه

33:00.896 --> 33:02.819
‫چرا حلقه‌ی فلوکی دست توئه؟

33:06.944 --> 33:10.271
‫فلوکی رو دیدم. فلوکی رو می‌شناختم

33:10.281 --> 33:12.100
‫فلوکی می‌دونه که تو یه مسیحی هستی!؟

33:13.242 --> 33:16.443
‫بله، مطمئنم

33:16.453 --> 33:19.539
‫خب اینجا چی شده؟
‫چرا فلوکی ناپدید شده؟

33:20.040 --> 33:21.241
‫همم؟

33:21.250 --> 33:25.563
‫می‌دونم حتمآً اتفاق وحشتناکی افتاده.
‫کار کتیل بوده؟ چیکار کرده؟

33:27.423 --> 33:31.636
فلوکی رفت، چون دیگه
‫هیچ امیدی به انسان‌ها نداشت

33:35.848 --> 33:37.967
‫حلقه‌ش رو به تو داد؟

33:39.351 --> 33:41.771
‫باارزش‌ترین داراییش بود

33:43.063 --> 33:44.649
‫ولی دیگه نمی‌خواستش

33:45.900 --> 33:47.553
‫اینجا رو لبدونی چیزی ترک کرد

33:53.991 --> 33:55.526
‫من فلوکی رو دوست داشتم

33:55.534 --> 33:58.652
‫حقیقت رو بهتون گفتم

33:58.662 --> 34:03.324
‫التماس میکنم تا منو با خودتون ببرین که
‫سرزمین طلایی رو پیدا کنم. برام خیلی ارزش داره

34:03.334 --> 34:04.877
‫اسمت واقعاً اتلستن هست؟

34:11.425 --> 34:14.600
‫روحت هم خبر نداره
‫این اسم چه معنایی برام داره

34:18.557 --> 34:21.108
‫چی میخوای پیر احمق؟

34:22.728 --> 34:24.885
‫یادم رفته بود وجود داری

34:27.858 --> 34:32.645
‫یه بار بهم گفتی
‫تنها دلیلی که منو زنده نگه داشتی،

34:32.655 --> 34:37.900
‫برا اینه که شاید یه روز چیز عاقلانه‌ای،

34:37.910 --> 34:39.656
‫در قالب یه پیر احمق بگم

34:41.789 --> 34:45.532
‫پس، الان بهت میگم

34:45.542 --> 34:47.724
‫به حرف اون مرد گوش بده

34:49.380 --> 34:51.956
‫مگه مهمه که یه تبعیدیه!؟

34:51.966 --> 34:56.262
‫هممون تبعیدی هستیم.
‫هممون از جنگل اومدیم

34:57.972 --> 34:59.798
‫اگه میخوای اعدامش کن،

34:59.807 --> 35:04.811
‫ولی قبلش، گوش کن،
‫به حرفاش گوش بده

35:06.522 --> 35:09.192
‫زندگیش رو به خطر انداخت تا به اینجا برگرده

35:10.567 --> 35:13.598
‫اینقدر غرور داری که دلیلش رو ازش بپرسی؟

35:24.164 --> 35:27.417
‫همون نشان‌ها، همون آدم‌ها

35:28.460 --> 35:29.794
‫این‌ها روس هستن

35:31.338 --> 35:35.634
‫و باید بفهمین چقدر قدرتمندن
‫و چه تهدیدی هستن

35:38.470 --> 35:41.171
‫با اینحال،

35:41.181 --> 35:47.416
‫باعث رنجش و ناراحتیم میشه که من باید
‫به حرفای مجرمی مثل تو گوش بدم

35:51.734 --> 35:54.901
‫یا یه شاه شکست‌خورده مثل بیورن

36:00.576 --> 36:04.820
‫بزرگ‌ترین آرزوم، هدف تمام زندگیم،

36:04.830 --> 36:07.156
‫این بود که شاه تمام نروژ بشم

36:07.166 --> 36:12.725
‫و حالا که بهش دست پیدا کردم، نمی‌دونم چرا...

36:12.735 --> 36:18.709
‫باید کشیده بشم پایین،
‫مجبور بشم تا به متحدینی غیرقابل‌پیشبینی اتکا کنم،

36:18.719 --> 36:22.311
‫که قبلاً نشون دادن ضعیف
‫و غیرقابل‌اطمینان هستن

36:26.769 --> 36:28.643
‫چرا باید اینطوری باشه؟

36:29.688 --> 36:30.688
‫همم؟

36:32.107 --> 36:35.860
‫تو رویاهام، هیچوقت اینطوری نبود

36:37.946 --> 36:41.741
‫کلمات نمی‌تونن چیزی رو تغییر بدن

36:48.415 --> 36:50.667
‫روس‌ها دارن میان

37:04.681 --> 37:08.842
‫خیلی‌خب، من قبول میکنم

37:08.852 --> 37:12.930
‫ولی تنها در صورتی که نیروهای بیورن،
‫جنگجویانش،

37:12.940 --> 37:14.890
‫و زنان جنگجوش بیان سمت من،

37:14.900 --> 37:18.201
‫تا نه از کتگات، بلکه از پایتخت دفاع کنن،
‫اونموقع قبول میکنم

37:20.572 --> 37:24.942
‫می‌تونیم متحد باشیم. ها؟ چرا نه؟ چرا نه؟

37:24.952 --> 37:28.112
‫مطمئنم که بیورن موافقت میکنه

37:28.122 --> 37:31.779
‫- بهرحال، احتمال قوی...
‫- موافقت کردیم

37:37.506 --> 37:41.030
‫به بیورن پیغام بفرست
‫تا نیروهاش رو به اینجا بفرسته

37:43.554 --> 37:47.630
‫و من باید به تمام شاه‌های خراج‌گزارم پیام بفرستم

37:47.641 --> 37:51.995
‫بنظر میرسه که هرچی باشه
‫به تمام کمکشون نیاز داریم

37:58.485 --> 38:00.269
‫شاهزاده اولگ

38:00.279 --> 38:01.897
‫شاهدخت کاتیا

38:01.905 --> 38:04.022
‫عالی‌جنابان

38:04.032 --> 38:07.995
‫اجازه بدین تا برادرم ایتسرک رو
‫بهتون معرفی کنم

38:09.329 --> 38:11.445
‫که همین تازگی از مرگ برخاسته

38:11.457 --> 38:12.700
‫اعلی‌حضرت

38:12.708 --> 38:15.367
‫یه پسر دیگه‌ی رگنار لاثبروک

38:15.377 --> 38:16.796
‫خوش اومدی

38:18.130 --> 38:19.907
‫تو زمان جالبی رسیدی

38:20.674 --> 38:22.708
‫همینطور فهمیدم

38:22.718 --> 38:25.679
‫برادرم بهم گفته که قصد دارین
‫تا به سرزمین مادری‌مون حمله کنین

38:27.723 --> 38:28.765
‫همم

38:30.476 --> 38:32.926
‫زمانی سرزمین مادری من بوده

38:32.936 --> 38:36.305
‫فقط دارم گذشته رو دوباره تصاحب میکنم

38:36.315 --> 38:40.142
‫مطمئنم که خوشحالی که در این امر بزرگ،

38:40.152 --> 38:43.196
‫به من و شاه آیوار می‌پیوندی

38:47.034 --> 38:48.827
‫جای دیگه‌ای برا رفتن ندارم

38:50.454 --> 38:53.322
‫من در خدمت شما هستم شاهزاده اولگ

38:53.332 --> 38:57.034
‫من هم، باید گذشته‌م رو دوباره تصاحب کنم

38:57.044 --> 39:01.214
‫من و شاهزاده خیلی خوشحالیم که تو در
‫دربار ما هستی ایتسرک

39:02.382 --> 39:05.876
‫آیوار خیلی درباره‌ت حرف زده

39:05.886 --> 39:11.465
‫وقتی بچه بودین،
‫وقتی از کشتی پریدی

39:11.475 --> 39:16.011
‫بهم گفت که همیشه اعتقاد داشتین
‫که تقدیرتون اینه که با هم داشتین،

39:16.021 --> 39:20.068
‫گرچه سرنوشت بارها شما رو از هم جدا کرده

39:22.236 --> 39:26.991
‫من فکر میکنم که سرنوشت راه‌های مرموزی داره

39:36.291 --> 39:38.126
‫ارتش ما داره گرد هم میاد

39:40.462 --> 39:44.273
‫امشب، بخشی ازش رو می‌بینین،

39:45.425 --> 39:47.324
‫رژه از جلوی کاخ عبور میکنه

39:54.309 --> 39:56.579
‫باید تجربه‌ی جالبی باشه

40:11.577 --> 40:12.892
‫خب؟

40:13.495 --> 40:14.679
‫خب؟

40:16.582 --> 40:17.750
‫چی فکر میکنی؟

40:19.167 --> 40:23.579
‫- درباره‌ی اولگ؟
‫- نه، اولگ نه، زنش

40:23.589 --> 40:26.165
‫از نظرم جذاب میومد،
‫ ‫نسبتاً تحریک‌کننده هم بود

40:26.174 --> 40:27.746
‫چیز دیگه؟

40:27.759 --> 40:30.335
‫نه. مثلاً چی؟

40:30.345 --> 40:32.472
‫تو رو یاد کسی نمینداخت؟

40:33.890 --> 40:36.091
‫تو دیدیش. میدونی کیه

40:36.101 --> 40:38.488
‫- جدی؟
‫- البته که میدونی برادر

40:40.522 --> 40:41.945
‫اون فریدیس هست

40:43.483 --> 40:44.860
‫زنت؟

40:47.446 --> 40:50.063
‫فریدیس مُرده آیوار. من جسدش رو دیدم...

40:50.073 --> 40:52.691
‫آره آره آره. میدونم که من کشتمش

40:52.701 --> 40:55.110
‫ولی الان زنده شده، و نمیدونم چطور

40:55.120 --> 40:57.831
‫ولی خودشه. عین همونه

40:59.833 --> 41:01.216
‫هنوزم دیوونه‌ای آیوار

41:15.599 --> 41:16.953
‫آیوار

41:18.518 --> 41:20.523
‫شاهزاده دیر بهت سلام رسوند

41:21.605 --> 41:24.222
‫میدونه که برادرت بهت پیوسته

41:24.232 --> 41:28.393
‫برای جناحتون آرزوی موفق میکنه

41:28.403 --> 41:33.732
‫ولی بعدش، میخوان تا برای سرنگونی
‫شاهزاده اولگ بهش بپیوندین

41:33.742 --> 41:37.486
‫و نجات شاهزاده ایگور از بردگی

41:37.496 --> 41:40.423
‫اگه هنوز با این نقشه موافقین،
‫فقط سرتون رو تکون بدین

41:42.084 --> 41:43.409
‫خوبه

41:43.418 --> 41:45.187
‫می‌دونین که شاهزاده دیر چقدر دوستتون داره

43:55.050 --> 43:57.253
‫کی می‌تونه در برابر چنین ارتشی بایسته؟

43:57.928 --> 43:59.164
‫هیچکس

44:00.514 --> 44:04.935
‫نه شاه هارالد، نه بیورن رویین‌تن

44:06.186 --> 44:09.551
‫اونا مثل بچه‌ها می‌مونن

44:09.564 --> 44:12.199
‫اونا و خدایانشون نابود میشن

44:13.610 --> 44:18.758
‫این، دوستان خوب من،
‫پایان بی‌دینی هست

44:20.200 --> 44:22.960
‫پایان خدایان کفار

44:24.100 --> 44:40.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
