1
00:01:01,100 --> 00:01:12,100
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:12,323 --> 00:01:15,533
‫برام سواله که اصلاً می‌دونی برادر،

3
00:01:15,576 --> 00:01:16,790
‫که برا چی آوردیمت اینجا؟

4
00:01:18,746 --> 00:01:21,992
‫- بله
‫- بلندتر. نمی‌تونم صدات رو بشنوم

5
00:01:25,628 --> 00:01:26,691
‫من میدونم چرا

6
00:01:28,172 --> 00:01:29,560
‫من لاگرتا رو کُشتم

7
00:01:30,007 --> 00:01:31,511
‫چی؟

8
00:01:31,550 --> 00:01:33,383
‫من مادرت رو کشتم بیورن

9
00:01:47,525 --> 00:01:49,568
‫چرا؟

10
00:01:49,610 --> 00:01:51,812
‫فکر کردم آیواره. فکر کردم اون...

11
00:01:55,992 --> 00:01:57,989
‫فکر می‌کردم آیوار داشت میومد منو بکشه

12
00:02:02,748 --> 00:02:04,996
‫برام مهم نیست چی فکر کردی!

13
00:02:05,042 --> 00:02:08,087
‫مست بودن برا هیچی عذر و بهونه نمیشه!

14
00:02:09,088 --> 00:02:11,841
‫تو مادر من رو کُشتی!

15
00:02:11,882 --> 00:02:15,906
‫تو مشهورترین زن جنگجوی دنیا رو کشتی!

16
00:02:17,680 --> 00:02:19,261
‫تو!

17
00:02:19,307 --> 00:02:23,788
‫تو، مرد کوچک، ناراحت،
‫حال‌بهم‌زن، درهم‌شکسته

18
00:02:25,354 --> 00:02:27,906
‫حتی لایق این نبودی که کف پاش رو ببوسی!

19
00:02:29,650 --> 00:02:33,522
‫و لایق این نیستی که پسر رگنار صدات کنن

20
00:02:34,697 --> 00:02:35,713
‫من...

21
00:02:44,206 --> 00:02:48,884
‫و وقتی مادرم رو کشتی،
‫بخشی از من رو هم کشتی

22
00:02:50,755 --> 00:02:52,526
‫و باید بفهمی...

23
00:02:56,469 --> 00:02:57,966
‫هیچوقت نمی‌تونم ببخشمت

24
00:03:05,144 --> 00:03:06,208
‫اینو میدونم

25
00:03:09,357 --> 00:03:10,734
‫و حق با توئه بیورن

26
00:03:11,776 --> 00:03:15,066
‫من یه مرد ناراحت در هم شکسته‌ام

27
00:03:15,112 --> 00:03:17,134
‫من بزرگ‌ترین اشتباه زندگیم رو کردم

28
00:03:19,241 --> 00:03:21,504
‫و هر کاری که بخوای با من بکنی،

29
00:03:24,663 --> 00:03:26,685
‫حتی اگه بخوای منو زنده زنده بسوزونی،

30
00:03:29,543 --> 00:03:30,851
‫قبولش میکنم

31
00:03:32,463 --> 00:03:33,789
‫چرا که حقمه

32
00:03:35,841 --> 00:03:38,926
‫برخلاف تو و اوبه،

33
00:03:38,969 --> 00:03:41,780
‫من هیچوقت کاری نکردم
‫که پدرمون بهم افتخار کنه

34
00:03:46,435 --> 00:03:47,987
‫ایتسرک گناهکاره!

35
00:03:49,230 --> 00:03:50,889
‫همتون شنیدین که اعتراف کرد!

36
00:04:06,122 --> 00:04:09,591
‫فردا تصمیم می‌گیرم چه مجازاتی بشه

37
00:04:12,461 --> 00:04:13,688
‫ببرینش

38
00:04:32,231 --> 00:04:34,819
‫خیلی متاسفم که کار به اینجا کشید

39
00:04:34,859 --> 00:04:37,119
‫متاسف نباش. ما همینیم که هستیم

40
00:04:40,030 --> 00:04:42,656
‫شاید هنوز بتونی بخشش بیورن رو به دست بیاری

41
00:04:42,700 --> 00:04:43,949
‫تقاضای بخشش بکن

42
00:04:43,993 --> 00:04:45,071
‫بخشش؟

43
00:04:49,123 --> 00:04:50,790
‫اینو نمی‌فهمی اوبه،

44
00:04:50,833 --> 00:04:53,582
‫من کاری رو کردم که هممون روش توافق کرده بودیم؟

45
00:04:53,627 --> 00:04:55,376
‫من لاگرتا رو کُشتم

46
00:04:55,421 --> 00:04:58,507
‫من زنی رو کشتم که مادرمون رو کشت

47
00:04:58,549 --> 00:05:00,883
‫تو گفتی خدایان ترتیب انتقاممون رو میدن

48
00:05:00,926 --> 00:05:02,006
‫اینو یادمه

49
00:05:02,052 --> 00:05:04,887
‫تو خودت به لاگرتا حمله کردی،

50
00:05:04,930 --> 00:05:06,354
‫سعی کردی بکشیش

51
00:05:06,390 --> 00:05:09,887
‫ولی تونستی ببینی خدایان اینو نمی‌خواستن

52
00:05:09,935 --> 00:05:12,563
‫آیوار آیوار، کسی که اینقدر باهوشه،

53
00:05:13,814 --> 00:05:15,615
‫قول داده بود که لاگرتا رو بکشه

54
00:05:17,109 --> 00:05:18,226
‫ولی اونم نتونست

55
00:05:19,612 --> 00:05:22,580
‫پس، من باید اینکارو می‌کردم

56
00:05:23,741 --> 00:05:26,472
‫اینو نمی‌بینی اوبه؟

57
00:05:28,120 --> 00:05:30,648
‫من رو خدایان مامور کردن

58
00:05:31,999 --> 00:05:33,091
‫تقدیرم همین بود

59
00:05:34,793 --> 00:05:35,879
‫باید اینکارو می‌کردم

60
00:05:54,939 --> 00:05:55,998
‫میخوام بکشمش

61
00:05:58,734 --> 00:06:00,983
‫همه جوره حق داری. نمی‌تونم انکارش کنم

62
00:06:02,571 --> 00:06:04,739
ولی اونم انکارش نمی‌کنه

63
00:06:04,782 --> 00:06:07,491
‫وقتی مادرت رو کشت عقلش سر جاش نبود

64
00:06:07,535 --> 00:06:10,119
‫کسی که لاگرتا رو کشت واقعآً ایتسرک نبود

65
00:06:10,162 --> 00:06:12,240
‫درباره‌ی اون معتاد حرف نزنین

66
00:06:12,289 --> 00:06:14,458
‫درباره‌ی روستای مادرم حرف بزنین.
‫اینکه اونجا چی شد!

67
00:06:15,709 --> 00:06:17,068
‫درباره‌ی پسرم حرف بزنین

68
00:06:18,087 --> 00:06:19,529
‫درباره‌ی پسرمون حرف بزن!

69
00:06:21,715 --> 00:06:24,631
‫پسرت می‌خواست نقشی در
‫دفاع از روستا داشته باشه

70
00:06:25,719 --> 00:06:27,677
‫من باید اونجا می‌بودم

71
00:06:27,721 --> 00:06:30,302
‫می‌خواست ثابت کنه که یه جنگجوئه

72
00:06:30,349 --> 00:06:33,225
‫می‌دونست که پدر و مادرش
‫داستان شجاعتش رو می‌شنون

73
00:06:33,269 --> 00:06:35,310
‫خودش رو تو خطر انداخت

74
00:06:35,354 --> 00:06:38,596
‫بله. شجاعتی مثال‌زدنی داشت

75
00:06:42,778 --> 00:06:44,186
‫و حالا خدایان منو تنبیه میکنن

76
00:06:46,782 --> 00:06:49,242
‫من سه چیز رو از دست دادم،

77
00:06:49,285 --> 00:06:54,774
‫مادرم، پسرم، و حالا پادشاهی نروژ رو

78
00:06:58,043 --> 00:06:59,443
‫تحمل این چیزها سخته

79
00:07:17,563 --> 00:07:20,989
‫فردا ایتسرک رو می‌سوزونیم

80
00:07:54,975 --> 00:07:56,014
‫مزاحمت هستم؟

81
00:07:57,686 --> 00:07:58,760
‫نه

82
00:07:59,521 --> 00:08:00,817
‫بیا بشین اریک

83
00:08:15,329 --> 00:08:16,447
‫زندگیم رو مدیونت هستم

84
00:08:16,497 --> 00:08:17,498
‫نه

85
00:08:18,749 --> 00:08:20,513
‫نه، خدایان از جونت گذشتن

86
00:08:24,213 --> 00:08:27,462
‫هر وایکینگی، از هر کشوری که اومدیم،

87
00:08:27,508 --> 00:08:32,720
‫هممون داستان حماسه‌ی رگنار لاثبروک
‫و پسرانش رو شنیدیم

88
00:08:32,763 --> 00:08:36,594
‫در تمام تالارهای بزرگ اسکاندیناوی،
‫شاعرین از رگنار می‌خونن،

89
00:08:37,726 --> 00:08:38,873
‫و از تو

90
00:08:39,978 --> 00:08:41,324
‫بیورن رویین‌تن

91
00:08:43,190 --> 00:08:45,856
‫پس، عجیبه...

92
00:08:47,528 --> 00:08:50,656
‫که الان اینجا کنار تو نشستم،

93
00:08:52,074 --> 00:08:53,827
‫انگار که یکی هستی عین ما

94
00:08:57,246 --> 00:08:58,711
‫و عین بقیه‌ی ما،

95
00:09:00,708 --> 00:09:01,904
‫سوگ مُردگانت رو گرفتی

96
00:09:06,130 --> 00:09:07,569
‫فردا میخوام،

97
00:09:08,590 --> 00:09:12,416
‫برادرم رو بسوزونم

98
00:09:17,516 --> 00:09:19,964
‫میخوام درد غیرقابل‌تصوری رو حس کنه

99
00:09:24,440 --> 00:09:25,667
‫چون این چیزیه که من حس میکنم

100
00:09:47,546 --> 00:09:48,797
‫و یه مرد چیکار میکنه؟

101
00:09:49,757 --> 00:09:51,425
‫می‌جنگه

102
00:09:51,467 --> 00:09:54,150
‫- و؟
‫- مراقب خانواده‌ش میشه

103
00:09:56,305 --> 00:09:58,437
‫چشمات به پدرت رفته

104
00:09:59,725 --> 00:10:01,393
‫وقتی زمان تو برسه،

105
00:10:01,435 --> 00:10:04,327
‫باید با سرت رهبری کنی،
‫نه با قلبت

106
00:10:05,773 --> 00:10:06,883
‫می‌تونی اینکارو بکنی؟

107
00:10:09,401 --> 00:10:10,708
‫نمیخوام بری

108
00:10:13,280 --> 00:10:14,285
‫سرنوشته

109
00:10:27,085 --> 00:10:28,401
‫من نظرم رو تغییر دادم

110
00:10:29,505 --> 00:10:30,503
‫باهات میام

111
00:10:43,227 --> 00:10:44,582
‫مراقب مادرت باش

112
00:10:50,442 --> 00:10:51,451
‫بجنب

113
00:10:57,074 --> 00:10:58,076
‫برو

114
00:13:07,722 --> 00:13:08,854
‫آتیش رو روشن کنین!

115
00:14:34,951 --> 00:14:36,518
‫داره چیکار میکنه؟

116
00:14:41,875 --> 00:14:43,268
‫چیکار کردن؟

117
00:14:57,814 --> 00:15:00,025
‫من نجاتت دادم!

118
00:15:00,067 --> 00:15:02,775
‫و میخوای بدونی چرا نجاتت دادم؟

119
00:15:02,819 --> 00:15:12,747
‫چون می‌دونم از مردن خوشحال میشدی

120
00:15:12,871 --> 00:15:14,997
‫ولی من نمیخوام خوشحال باشی

121
00:15:15,040 --> 00:15:18,326
‫نه. نمیخوام وارد تالار اودین بشی

122
00:15:19,586 --> 00:15:22,629
‫میخوام یه زندگی سراسر زجر داشته باشی،

123
00:15:22,672 --> 00:15:26,009
‫از کتگات و دیدار مردم تبعید بشی،

124
00:15:26,051 --> 00:15:29,927
‫تقدیرت این بشه که در
‫یک چاله در یک جنگلی بمیری،

125
00:15:29,971 --> 00:15:34,397
‫کاملاً فراموش بشی، بدبخت،
‫نامشخص، هیچ یادی ازت نمونه!

126
00:15:37,771 --> 00:15:39,918
‫مثل یه مگس بر پشت یک گوسفند

127
00:15:45,028 --> 00:15:46,122
‫ببرینش!

128
00:15:56,873 --> 00:15:58,311
‫زمستون رو دووم نمیاره

129
00:16:19,437 --> 00:16:21,481
‫مردم کتگات!

130
00:16:21,523 --> 00:16:23,297
‫من شکست خیلی بدی خوردم

131
00:16:24,943 --> 00:16:27,315
‫شاه هارالد فاینهیر در انتخابات پادشاهی نروژ،

132
00:16:27,362 --> 00:16:29,906
‫من رو شکست داد

133
00:16:31,283 --> 00:16:32,331
‫شاید من،

134
00:16:33,743 --> 00:16:36,995
‫رقیبم رو دست‌کم گرفتم

135
00:16:37,038 --> 00:16:41,999
‫هر چی که باشه، شاه هارالد فاینهیر
‫الان شاه نروژه!

136
00:16:42,043 --> 00:16:45,192
‫و ما منفک شدیم، آسیب‌پذیر و تنهاییم

137
00:16:48,341 --> 00:16:50,715
‫می‌ترسم خیلی زود حمله‌ای رو ترتیب بده،

138
00:16:50,760 --> 00:16:52,766
‫چرا که جایزه‌ای هستیم که
‫ارزش بدست آوردن رو داره

139
00:16:56,141 --> 00:16:57,271
‫با علم به این موضوعات،

140
00:16:59,227 --> 00:17:01,120
‫میخواین تا بعنوان شاهتون کناره‌گیری کنم؟

141
00:17:04,774 --> 00:17:07,442
‫اگه اینطور بخواین، می‌تونین با
‫شاه هارالد پیمان وفاداری ببندین،

142
00:17:08,445 --> 00:17:10,387
‫و کتگات رو از نابودی نجات بدین

143
00:17:33,178 --> 00:17:34,256
‫من شرمسارم!

144
00:17:36,681 --> 00:17:40,344
‫این پسر رگنار لاثبروکه که حمایت شما رو میخواد

145
00:17:41,186 --> 00:17:42,934
‫بیورن رو می‌شناسین

146
00:17:42,979 --> 00:17:45,477
‫می‌دونین به چه چیزهایی دست پیدا کرده

147
00:17:45,523 --> 00:17:48,744
‫و حالا بهتون میگه که شاید خدایان
‫دیگه بهش نظری ندارن

148
00:17:50,528 --> 00:17:51,988
‫ولی من اینطور فکر نمیکنم

149
00:17:53,740 --> 00:17:56,261
‫فکر میکنم خدایان بیورن رویین‌تن رو دوست دارن

150
00:17:57,202 --> 00:17:58,203
‫همونطور که من دارم

151
00:17:59,204 --> 00:18:00,339
‫همونطور که شما دارین

152
00:18:01,998 --> 00:18:03,304
‫شما بیورن رو دوست دارین

153
00:18:05,001 --> 00:18:07,128
‫و هر دلیلی برای دوست داشتنش دارین

154
00:18:08,213 --> 00:18:10,005
‫باید تحسینش کنین

155
00:18:10,048 --> 00:18:12,261
‫چجور قهرمان دیگه‌ای میخواین!؟

156
00:18:13,551 --> 00:18:17,205
‫این بیورن رویین‌تنه!
‫اون برای شما می‌جنگه!

157
00:18:20,392 --> 00:18:22,471
‫درود بر شاه بیورن!

158
00:18:22,519 --> 00:18:28,797
‫درود بر شاه بیورن!

159
00:18:28,900 --> 00:18:30,877
‫درود بر شاه بیورن!

160
00:18:30,902 --> 00:18:33,436
‫درود بر شاه بیورن!

161
00:18:33,488 --> 00:18:36,360
‫درود بر شاه بیورن!

162
00:18:36,408 --> 00:18:42,041
‫درود بر شاه بیورن!

163
00:18:42,122 --> 00:18:43,818
‫درود بر شاه بیورن!

164
00:18:44,666 --> 00:18:47,373
‫درود بر شاه بیورن!

165
00:18:47,419 --> 00:18:49,915
‫درود بر شاه بیورن!

166
00:18:49,963 --> 00:18:52,518
‫درود بر شاه بیورن!

167
00:18:52,549 --> 00:18:53,214
‫درود بر شاه بیورن!

168
00:18:53,231 --> 00:18:54,213
‫درود بر شاه بیورن!

169
00:18:54,229 --> 00:18:55,244
‫درود بر شاه بیورن!

170
00:18:55,260 --> 00:18:57,555
‫درود بر شاه بیورن!

171
00:19:10,200 --> 00:19:14,000
کیو

172
00:19:14,571 --> 00:19:16,241
‫داریم کجا میریم؟

173
00:19:16,281 --> 00:19:18,282
‫داریم میریم عمو اولگ رو ببینیم

174
00:19:18,325 --> 00:19:19,527
‫درباره‌ی چی؟

175
00:19:19,576 --> 00:19:22,434
‫نمیدونم. اولگ یه معماست

176
00:19:23,621 --> 00:19:25,623
‫ممعا دیگه چیه؟

177
00:19:25,665 --> 00:19:27,295
‫معما

178
00:19:27,334 --> 00:19:29,162
‫معما دیگه چیه؟

179
00:19:31,338 --> 00:19:32,419
‫نمیدونم

180
00:19:34,716 --> 00:19:37,469
‫شاید عمو اولگ میخواد یه کادو بهم بده

181
00:19:38,511 --> 00:19:39,575
‫شاید اینطور باشه

182
00:19:41,306 --> 00:19:43,731
‫شاید میخواد نصف آسمون رو بهم بده

183
00:19:49,773 --> 00:19:52,394
‫نمی‌تونه چیزی رو بهت بده که الانشم برا توئه

184
00:19:54,069 --> 00:19:56,414
‫اینو یادته دیگه. ها؟

185
00:20:12,045 --> 00:20:13,039
‫شاهزاده ایگور

186
00:20:14,339 --> 00:20:16,303
‫و آیوار بی‌استخون

187
00:20:17,133 --> 00:20:19,091
‫چقدر دوست‌داشتنی

188
00:20:19,135 --> 00:20:20,511
‫چای میل دارین؟

189
00:20:20,553 --> 00:20:22,250
‫- چای؟
‫- چای

190
00:20:23,098 --> 00:20:24,305
‫چای چیه؟

191
00:20:24,349 --> 00:20:26,490
‫یه گیاه. از آسیا

192
00:20:33,483 --> 00:20:36,277
‫شاید دارو باشه

193
00:20:36,319 --> 00:20:41,365
‫گفتم شاید به نقشه‌های بعدی
‫برا حمله به کشورهات علاقه‌مند باشی

194
00:20:41,408 --> 00:20:44,199
‫البته منظورم، کشورهای ما هست

195
00:20:50,667 --> 00:20:52,526
‫البته

196
00:20:52,569 --> 00:20:55,249
‫همونطور که می‌دونی، نمی‌تونیم نقشه‌مون رو،

197
00:20:55,293 --> 00:20:58,578
‫تا بهار بعدی عملی کنیم

198
00:20:58,621 --> 00:21:01,690
‫گرچه، از نظرم بسیار نابخردانه خواهد بود،

199
00:21:01,734 --> 00:21:04,759
‫که چنین نیروهای زیادی رو وارد محیط نبرد،

200
00:21:06,099 --> 00:21:07,893
‫ناشناخته بکنم

201
00:21:07,934 --> 00:21:12,768
‫می‌دونم که می‌تونی بهمون مشاوره بدی
‫که ممکنه با چی روبرو بشیم،

202
00:21:12,814 --> 00:21:17,110
‫ولی حس میکنم که انگار نیاز به اطلاعات روز،

203
00:21:17,152 --> 00:21:20,320
‫و بسیار وسیع‌تر،

204
00:21:20,363 --> 00:21:23,318
‫از جاها و کشورهایی که...

205
00:21:27,662 --> 00:21:29,374
‫برنامه‌ی حمله بهشون رو داریم، دارم

206
00:21:29,414 --> 00:21:32,122
‫استراتژی و طرح‌ریزی همه چیزه

207
00:21:32,167 --> 00:21:35,252
‫ذهن جنگجوی بسیار بهتری از شمشیره

208
00:21:35,295 --> 00:21:39,212
‫قصد من فرستادن گروه‌های کوچک مهاجمه

209
00:21:39,257 --> 00:21:40,843
‫تا زندانی بگیرن،

210
00:21:40,884 --> 00:21:45,510
‫که بشه ازشون اطلاعات حیاتی رو استخراج کرد

211
00:21:45,555 --> 00:21:48,098
‫موافقم، این بسیار منطقیه،

212
00:21:48,141 --> 00:21:49,890
‫و امیدوارم شاید در نظر بگیرین،

213
00:21:49,934 --> 00:21:52,499
‫که منو بعنوان فرمانده‌ی یکی از
‫اون گروه‌های مهاجم در نظر بگیرین

214
00:21:56,399 --> 00:21:58,820
‫قطعاً به تقاضات فکر میکنم

215
00:22:01,154 --> 00:22:06,739
‫گرچه من و کاتیا جفتمون قدر
‫حضور گرمت رو در کنارمون می‌دونیم

216
00:22:06,784 --> 00:22:09,871
‫تو مرد بسیار جالبی هستی آیوار

217
00:22:09,913 --> 00:22:12,458
‫بعضی از چیزهایی که میگی منو متعجب میکنه،

218
00:22:12,499 --> 00:22:15,459
‫و هیچوقت نمیدونم حرف بعدیت چی می‌تونه باشه

219
00:22:15,502 --> 00:22:18,793
‫ادعا میکنی که بین ما ارتباطی هست،

220
00:22:18,838 --> 00:22:21,102
‫که نمی‌تونم کاملاً درک کنم

221
00:22:29,766 --> 00:22:31,354
‫نظرت چیه شاهزاده ایگور؟

222
00:22:31,392 --> 00:22:34,141
‫دوست داری همراه من با یک گروه مهاجم بیای؟

223
00:22:34,187 --> 00:22:37,247
‫باید با شاه مشورت کنم.
‫اون همه چیز رو میدونه

224
00:22:40,652 --> 00:22:42,442
‫نظر شما چیه؟

225
00:22:42,487 --> 00:22:44,796
‫فکر میکنم خودت باید تصمیماتت رو بگیری!

226
00:22:44,822 --> 00:22:47,617
‫داری چیکار میکنی؟ ها!

227
00:22:49,702 --> 00:22:50,755
‫دیووونه شدی!؟

228
00:22:52,038 --> 00:22:53,500
‫من دیوونه نیستم!

229
00:22:53,540 --> 00:22:56,748
‫من شاه هستم! همه چیز مال منه!

230
00:22:56,793 --> 00:22:59,920
‫این میز! این اتاق! این کاخ!

231
00:22:59,963 --> 00:23:01,754
‫تمام کشور برای منه!

232
00:23:01,798 --> 00:23:04,197
‫زمین و آسمون برای منه!

233
00:23:19,857 --> 00:23:21,403
‫دیگه اینکارو نکن!

234
00:23:21,442 --> 00:23:23,955
‫احمق نباش. تو شاه نیستی

235
00:23:24,779 --> 00:23:26,570
‫تو تحت سرپرستی من هستی

236
00:23:26,614 --> 00:23:27,860
‫من مسئول تو هستم

237
00:23:27,907 --> 00:23:30,660
‫و بدون من، تو هیچی نیستی

238
00:23:30,702 --> 00:23:32,157
‫از هیچ هم کمتری

239
00:23:32,203 --> 00:23:33,400
‫فهمیدی؟

240
00:23:35,039 --> 00:23:38,291
‫دیگه هیچوقت سعی نکن منو مسخره کنی

241
00:23:38,334 --> 00:23:42,708
‫وگرنه زبونت رو میبُرم و روده‌هات رو
‫خوراک سگ‌ها میکنم

242
00:23:57,186 --> 00:23:58,186
‫اون پسر خوبیه

243
00:24:02,400 --> 00:24:04,236
‫فقط باید کنترل بشه

244
00:24:07,780 --> 00:24:12,015
‫زمانی بچه داشتی، مگه نه آیوار؟

245
00:24:24,547 --> 00:24:26,766
‫من رو ببخشید. قدر کافی خوردم

246
00:24:57,747 --> 00:25:00,185
‫گریه نکن ایگور عزیز

247
00:25:02,168 --> 00:25:04,042
‫بچه‌ی دوست‌داشتنی، گریه نکن

248
00:25:06,464 --> 00:25:07,730
‫الان اینجایم

249
00:25:24,357 --> 00:25:25,483
‫بیدار شدی؟

250
00:25:27,735 --> 00:25:29,802
‫البته

251
00:25:29,862 --> 00:25:31,841
‫کی میخواد تا ابد بخوابه؟

252
00:25:35,326 --> 00:25:37,160
‫زمستونه

253
00:25:37,203 --> 00:25:40,422
‫پس نباید به آب بزنیم، ولی میزنیم

254
00:25:42,250 --> 00:25:43,532
‫من میخوام به ایسلند برم

255
00:25:45,545 --> 00:25:48,006
‫سرنوشت منه

256
00:25:48,047 --> 00:25:49,687
‫پس تو راه نباید اتفاقی برا ما بیفته

257
00:25:51,050 --> 00:25:52,095
‫ما؟

258
00:25:53,594 --> 00:25:54,812
‫تو با من میای

259
00:25:56,597 --> 00:25:59,315
‫میخوام با اون آواره دیداری داشته باشم، اوتر

260
00:26:02,603 --> 00:26:04,231
‫و میخوام دنبال فلوکی بگردم

261
00:26:05,773 --> 00:26:07,208
‫می‌تونی هرچقدر میخوای بگردی

262
00:26:09,444 --> 00:26:11,360
‫پیداش نمیکنی

263
00:26:11,404 --> 00:26:14,654
‫یعنی امتناع میکنی که با من بیای؟

264
00:26:14,699 --> 00:26:18,077
‫برعکس. چیز دیگه‌ای بیشتر از این نمیخوام

265
00:26:18,119 --> 00:26:20,077
‫ساکنین تعجب میکنن که چی سر من اومده،

266
00:26:20,121 --> 00:26:22,286
‫چرا که خیلی وقته اومدم

267
00:26:22,331 --> 00:26:23,570
‫نیاز به اطمینان مجدد دارن

268
00:26:24,625 --> 00:26:25,697
‫و اوتر؟

269
00:26:26,502 --> 00:26:27,503
‫می‌بینیش

270
00:26:32,759 --> 00:26:33,907
‫چقدر دیگه می‌تونی حرکت کنی؟

271
00:26:35,303 --> 00:26:38,181
‫توی ذهنم اوبه،

272
00:26:39,390 --> 00:26:40,513
‫الانشم اونجایم

273
00:27:09,253 --> 00:27:11,672
درباره‌ی نقشم در مرگ مادرت صحبت نکردم

274
00:27:13,257 --> 00:27:14,467
نقشت؟

275
00:27:15,218 --> 00:27:16,886
تو من رو مسئول کتگات کردی

276
00:27:17,220 --> 00:27:19,347
از شرایط ایتسرک خبر داشتم

277
00:27:20,056 --> 00:27:21,575
،باید می‌دونستم که خطرناکه

278
00:27:21,599 --> 00:27:24,685
ولی تمام علائم خطر رو نادیده گرفتم

279
00:27:25,978 --> 00:27:28,064
هیچی از جنگ لاگرتا با راهزن‌ها نفهمیدم

280
00:27:28,981 --> 00:27:30,817
هیچی از بازگشتش نفهمیدم

281
00:27:32,276 --> 00:27:33,945
چه حاکم ضعیفی بودم

282
00:27:35,655 --> 00:27:37,073
خودم رو سرزنش میکنم

283
00:27:39,951 --> 00:27:41,577
وقتی بهم نیاز داشت کجا بودم؟

284
00:27:44,372 --> 00:27:45,665
دنبال افتخار بودم

285
00:27:56,075 --> 00:27:57,400
باید به پسرا آموزش بدیم

286
00:27:57,410 --> 00:27:59,130
‫- الان بزرگ شدن
‫- بله

287
00:27:59,258 --> 00:28:00,320
‫قدمش روی چشم ماست

288
00:28:10,022 --> 00:28:11,315
‫دیگه نمی‌تونم اینکارو بکنم

289
00:28:13,484 --> 00:28:15,653
‫زنم رو دوست دارم.
‫درست نیست اینکارو باهاش بکنم

290
00:28:18,281 --> 00:28:19,657
‫این تو نیستی که این حرفا رو میزنه بیورن

291
00:28:20,324 --> 00:28:22,326
این‌ها کلماتی هستن که حفظ کردی

292
00:28:27,707 --> 00:28:28,958
‫درون خودت رو ببین

293
00:28:33,004 --> 00:28:34,797
‫من اشتباهات بسیاری کردم

294
00:28:38,968 --> 00:28:41,637
‫نمیخوام به گانهیلد دروغ بگم.
‫حقش نیست

295
00:28:43,431 --> 00:28:45,057
‫فکر نمیکنی گانهیلد میدونه؟

296
00:28:46,893 --> 00:28:48,019
‫البته که میدونه

297
00:28:58,029 --> 00:28:59,572
‫مگه چقدر رو زمین زندگی می‌کنیم،

298
00:29:00,615 --> 00:29:03,659
‫که خودمون رو از چیزی که
‫بیش از همه میخوایم منع کنیم؟

299
00:29:05,411 --> 00:29:06,996
‫میدونی که میخوای با من باشی

300
00:29:10,249 --> 00:29:12,293
میدونی که نمی‌تونی از مِیل من فرار کنی

301
00:29:19,967 --> 00:29:21,010
نمیخوای هم

302
00:29:50,890 --> 00:29:54,693
‫سر اسب باهام شرط ببند. اسب رو می‌گیرم

303
00:29:55,250 --> 00:29:58,018
‫نه نه نه، یه خر

304
00:30:22,154 --> 00:30:23,572
فقط باید می‌دونستم

305
00:30:33,165 --> 00:30:34,708
‫اولاف، عزیزترین دوستم

306
00:30:36,293 --> 00:30:37,646
‫جنگجوهات دارن کجا میرن؟

307
00:30:39,505 --> 00:30:40,691
‫تا در مرزهامون گشت‌زنی کنن

308
00:30:42,075 --> 00:30:43,429
‫لطفاً بنشین

309
00:30:43,475 --> 00:30:44,511
‫یه صندلی براش بیارین

310
00:30:47,263 --> 00:30:49,064
‫برات تعجبی نداره که بهت بگم که،

311
00:30:49,098 --> 00:30:53,721
‫من روی هم رفته به باقی شاه‌هایی که
‫پادشاهیم رو قبول کردن اعتماد ندارم

312
00:30:53,769 --> 00:30:57,216
‫آخه کی میتونه به تورکتیل قدبلند اعتماد کنه؟ ها؟

313
00:30:57,256 --> 00:31:00,193
‫تو گذشته به همه خیانت کرده، حتی به پسرانش

314
00:31:00,232 --> 00:31:04,580
‫پس انتخابت یه پیروزی پوچ بود

315
00:31:05,990 --> 00:31:07,676
‫برعکس

316
00:31:10,745 --> 00:31:13,607
‫بسیاری از شاه‌های دیگه تا حالا
‫باهام اعلام بیعت کردن

317
00:31:14,707 --> 00:31:16,542
‫البته، چیزی که الان احتیاج دارم،

318
00:31:16,584 --> 00:31:19,128
‫اینه که درس عبرتی از
‫کسی که بیعت نکرده پیدا کنم،

319
00:31:20,129 --> 00:31:21,532
‫و به زانو درشون بیارم

320
00:31:23,215 --> 00:31:25,676
‫مثلا تورکتیل

321
00:31:25,718 --> 00:31:29,844
‫ترجیح میدم بخواد سعی کنه
‫و علیه کشور ما بایسته

322
00:31:29,889 --> 00:31:31,719
‫که در این صورت، می‌تونم درسی بهش بدم

323
00:31:31,766 --> 00:31:33,982
‫البته برای صلاح کشور

324
00:31:34,018 --> 00:31:35,018
‫و بیورن؟

325
00:31:41,108 --> 00:31:42,164
‫بیورن فرق داره

326
00:31:44,278 --> 00:31:47,798
‫اون شخص خیلی خاصیه

327
00:31:50,159 --> 00:31:51,498
‫وقتی بالاخره بکشمش،

328
00:31:53,829 --> 00:31:57,708
‫اونموقع میشم شاه راستین تمام نروژ

329
00:31:57,750 --> 00:31:59,336
‫و من چی؟

330
00:31:59,376 --> 00:32:01,668
‫من دیگه به دردت نمی‌خورم

331
00:32:01,712 --> 00:32:06,380
‫قلمرویی ندارم که فتح کنی

332
00:32:06,425 --> 00:32:07,503
‫چرا منو نمی‌کُشی؟

333
00:32:09,929 --> 00:32:11,432
‫یادم رفته بود

334
00:32:11,472 --> 00:32:12,477
‫جگر اسبت

335
00:32:20,564 --> 00:32:23,359
‫دوست دارم نزدیکم باشی اولاف

336
00:32:23,400 --> 00:32:24,818
‫فیلسوف خونگی منی

337
00:32:27,196 --> 00:32:31,087
‫بیشتر حرفایی که میزنی مسخره‌ست

338
00:32:31,158 --> 00:32:32,452
‫ولی یه روز، شاید حرف بسیار هوشمندانه‌ای بگی
‫و نمیخوام از دستش بدم

339
00:32:33,536 --> 00:32:39,114
‫بیا اون زنجیرها رو باز کنیم

340
00:32:39,208 --> 00:32:40,560
‫تو جایی نمیری

341
00:32:41,585 --> 00:32:43,802
‫من اینقدرا مطمئن نیستم

342
00:32:43,838 --> 00:32:47,974
‫شاید تصمیم بگیرم همتون رو بُکشم

343
00:32:52,847 --> 00:32:58,797
‫میریم که امر شما رو انجام بدیم شاه هارالد

344
00:32:58,894 --> 00:33:01,849
‫باشد که خدایان حافظ شما و کشورمون باشن

345
00:33:03,023 --> 00:33:04,187
‫افراد!

346
00:33:09,029 --> 00:33:10,072
‫سفر در امان

347
00:33:25,296 --> 00:33:27,965
من حسود نیستم. اینطوری به دنیا نیومدم

348
00:33:29,717 --> 00:33:31,844
ولی می‌بینم بیورن، که تو عاشق اینگرید هستی

349
00:33:33,220 --> 00:33:34,805
و هیچی نمی‌تونه اینو تغییر بده

350
00:33:35,681 --> 00:33:37,224
نمی‌تونیم تقدیرمون رو تغییر بدیم

351
00:33:37,933 --> 00:33:39,059
باید قبولش کنیم

352
00:33:44,565 --> 00:33:46,901
پس فکر میکنم باید از خدمتکاری رها بشی اینگرید،

353
00:33:47,401 --> 00:33:49,401
‫و اینکه باید با بیورن ازدواج کنی

354
00:33:50,321 --> 00:33:52,531
‫شاه‌های بسیاری رو می‌شناسیم که
‫با بیش از یک زن ازدواج کردن

355
00:33:53,866 --> 00:33:56,535
‫فکر میکنم پدرت حتی
‫این پیشنهاد رو به مادرت هم داد

356
00:33:59,288 --> 00:34:00,414
مادرم ردش کرد

357
00:34:04,543 --> 00:34:07,963
،اگه شما دو تا با هم توافق کنین
هممون با هم زندگی می‌کنیم

358
00:34:09,632 --> 00:34:11,967
و پسرمون مزیت داشتن دو مادر رو خواهد داشت

359
00:34:17,097 --> 00:34:18,390
نمیدونم چی بگم

360
00:34:20,809 --> 00:34:22,770
شاید چیزی نگفتن بهترین راه باشه

361
00:34:25,814 --> 00:34:26,941
ولی باید بدونی بیورن،

362
00:34:27,983 --> 00:34:31,035
‫به مادرت یاغی‌هایی که
‫از کتگات آزاد کردی حمله کردن

363
00:34:33,781 --> 00:34:35,157
،تو مرد بزرگی هستی

364
00:34:36,242 --> 00:34:37,868
ولی حتی مردهای بزرگ هم اشتباهاتی میکنن

365
00:34:56,303 --> 00:34:57,381
‫چرا الان میری؟

366
00:34:58,055 --> 00:35:00,265
‫خطرناکه

367
00:35:00,307 --> 00:35:02,049
‫می‌تونیم قبل اینکه دریا یخ بزنه بریم

368
00:35:06,230 --> 00:35:07,852
‫هر طور میخوای

369
00:35:07,898 --> 00:35:10,067
‫باشد که خدایان مراقبت باشند

370
00:35:10,109 --> 00:35:13,033
‫بعنوان یک جنگجو و برادر،
‫دوستت دارم و بهت احترام می‌ذارم

371
00:35:14,280 --> 00:35:16,495
‫باز هم همو می‌بینیم برادر

372
00:35:16,538 --> 00:35:18,839
‫درباره‌ی زندگی‌مون و اینکه چطور،

373
00:35:18,882 --> 00:35:20,489
‫گذشته حرف میزنیم

374
00:35:36,510 --> 00:35:38,677
‫توروی، تو بارداری

375
00:35:38,721 --> 00:35:41,850
‫نباید به همچین سفری بری،
‫مخصوصاً نه در زمستان

376
00:35:48,063 --> 00:35:49,559
‫بذار دخترم رو ببوسم

377
00:35:56,655 --> 00:35:57,960
‫بدرود آسا

378
00:35:59,700 --> 00:36:01,137
‫مراقب مادرت باش، باشه؟

379
00:36:03,203 --> 00:36:04,496
‫دختر خودمی

380
00:36:05,789 --> 00:36:06,797
‫بدرود بیورن

381
00:36:13,380 --> 00:36:15,170
‫بدرود گانهیلد

382
00:36:15,215 --> 00:36:18,510
‫تو زن حیرت‌انگیزی هستی

383
00:36:18,552 --> 00:36:21,273
‫اینکه اینو از تو بشنوم توروی،
‫برام بزرگ‌ترین تعریف به حساب میاد

384
00:36:36,987 --> 00:36:38,196
‫اگه فلوکی رو پیدا کردی...

385
00:36:38,238 --> 00:36:40,824
‫میدونی که پیغام می‌فرستم

386
00:36:40,866 --> 00:36:44,198
‫اوبه حقیقت رو می‌فهمه کتیل.
‫باید اینو بدونی

387
00:36:44,244 --> 00:36:45,843
‫من از حقیقت نمی‌ترسم

388
00:36:58,634 --> 00:37:00,089
‫هر کسی که قبل از ما بوده مُرده

389
00:37:01,845 --> 00:37:03,966
‫و ما باقی‌مونده‌ها هستیم

390
00:37:04,014 --> 00:37:06,066
‫و حالا هر کدوممون داریم مسیر خودمون رو میریم

391
00:37:07,476 --> 00:37:08,476
‫و من ناراحتم

392
00:37:10,646 --> 00:37:12,655
‫فقط می‌دونم که دوباره همو می‌بینیم،

393
00:37:14,024 --> 00:37:17,271
‫در والهالا، در تالار اودین

394
00:37:19,363 --> 00:37:20,772
‫و دوباره جوون خواهیم بود

395
00:37:23,325 --> 00:37:24,771
‫سرسخت و مغرور خواهیم بود

396
00:37:27,579 --> 00:37:28,991
‫می‌خندیم و آواز می‌خونیم

397
00:37:31,375 --> 00:37:32,787
‫خدایان ما رو در آغوش می‌گیرن

398
00:37:34,711 --> 00:37:36,767
‫و چیزی خواهیم بود که همیشه تقدیرمون بوده

399
00:37:39,091 --> 00:37:40,635
‫و زندگی همینه،

400
00:37:41,885 --> 00:37:42,929
‫و مرگ همینه

401
00:37:45,931 --> 00:37:46,933
‫بدرود

402
00:37:51,570 --> 00:37:54,570
ایسترهگان، نزدیک وست فولد

403
00:38:17,546 --> 00:38:18,808
‫سوارهایی دارن نزدیک میشن!

404
00:38:31,518 --> 00:38:33,721
‫هی. بجنبین! برین!

405
00:38:40,194 --> 00:38:42,024
‫برین برین! بجنبین!

406
00:39:32,079 --> 00:39:33,079
‫نه!

407
00:40:49,906 --> 00:40:50,955
‫اینجا چی شده؟

408
00:41:25,400 --> 00:41:26,400
‫کتیل؟

409
00:41:30,781 --> 00:41:31,899
‫کتیل!

410
00:41:32,658 --> 00:41:33,658
‫پدر!

411
00:41:35,702 --> 00:41:36,702
‫پدر!

412
00:41:39,206 --> 00:41:41,706
‫- فرودی
‫- صدمه دیدی!

413
00:41:41,750 --> 00:41:44,960
‫زخمی شدم، ولی خوبم پسرم

414
00:41:46,630 --> 00:41:48,083
‫خیلی از دیدنت خوشحالم

415
00:41:50,133 --> 00:41:51,200
‫اینگویلد

416
00:41:58,266 --> 00:42:00,769
‫شوهر. خیلی وقته رفته بودی

417
00:42:00,811 --> 00:42:02,645
‫فکر کردیم که شاید غرق شدی!

418
00:42:02,688 --> 00:42:05,813
‫به زودی از ماجراجویی‌هام میگم

419
00:42:05,857 --> 00:42:08,153
‫در این حین، ببین کی رو آوردم

420
00:42:10,404 --> 00:42:13,446
‫اوبه، پسر رگنار

421
00:42:13,490 --> 00:42:15,784
‫زنش توروی، زن جنگجو

422
00:42:15,826 --> 00:42:18,118
‫و دخترشون آسا

423
00:42:18,161 --> 00:42:22,164
‫اوبه. توروی. خوش اومدین، خوش اومدین!

424
00:42:22,207 --> 00:42:24,243
‫و تو بارداری

425
00:42:24,292 --> 00:42:25,677
‫لطفاً بیاین به معبد

426
00:42:25,711 --> 00:42:28,707
‫بعد از سفری که داشتین استراحت کنین
‫و بعد جشن می‌گیریم

427
00:42:28,755 --> 00:42:30,460
‫خدایان رو شکر

428
00:42:30,507 --> 00:42:33,999
‫یه پسر رگنار لاثبروک
‫به سکونت‌گاه محقر ما اومده

429
00:42:35,637 --> 00:42:36,855
‫بعدش چی میشه؟

430
00:42:36,888 --> 00:42:41,387
‫مهمانان ما خسته و بسیار گرسنه هستن اینگویلد

431
00:42:41,435 --> 00:42:44,116
‫البته. لطفاً از اینطرف

432
00:42:46,356 --> 00:42:47,874
‫خوش اومدین. خوش اومدین

433
00:42:48,859 --> 00:42:49,995
‫بذارین کمکتون کنم

434
00:43:04,708 --> 00:43:07,641
‫لرد اودین. چرا باید اینجا میومدن؟

435
00:43:09,045 --> 00:43:12,571
‫خدای خدایان، چیکار کردی؟

436
00:43:21,016 --> 00:43:22,753
‫و این علامت چیه؟

437
00:43:25,270 --> 00:43:26,721
‫به شاه هارالد چیزی که دیدی رو بگو

438
00:43:32,068 --> 00:43:35,443
‫این سوارها شبیه چی بودن؟

439
00:43:35,489 --> 00:43:38,477
‫مردان عجیب با صداهای عجیب

440
00:43:40,118 --> 00:43:42,408
‫تنشون خز بود و سوار اسب بودن

441
00:43:42,454 --> 00:43:46,282
‫مثل ارواح اومدن و رفتن!

442
00:43:49,544 --> 00:43:51,672
‫هر چی که باشن، روح نیستن

443
00:43:51,713 --> 00:43:53,233
‫اونا روح نیستن!

444
00:43:59,054 --> 00:44:00,159
‫نظر تو چیه،

445
00:44:02,678 --> 00:44:04,092
‫شاه اولاف پیر؟

446
00:44:04,136 --> 00:44:05,682
‫همم؟

447
00:44:05,727 --> 00:44:08,272
‫این‌ها انسان‌هایی بیگانه هستن،

448
00:44:08,313 --> 00:44:11,897
‫که بر سرزمین ما ادعا کردن

449
00:44:11,942 --> 00:44:14,338
‫و یک روز برمی‌گردن

450
00:44:15,862 --> 00:44:17,832
‫نه در قالب یک گروه مهاجم،

451
00:44:19,032 --> 00:44:20,744
‫بلکه یک ارتش

452
00:44:21,580 --> 00:44:35,580
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
