WEBVTT

01:01.100 --> 01:15.100
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:18.037 --> 01:19.438
‫شاهزاده ایگور،

01:21.984 --> 01:24.275
‫حالتون چطوره؟

01:31.317 --> 01:32.384
‫ایگور؟

01:35.021 --> 01:36.555
‫حالمون خیلی خوبه،

01:36.589 --> 01:38.589
‫آیوار بی‌استخون

01:38.669 --> 01:40.669
‫روزت بخیر

01:43.467 --> 01:45.671
حالا، به زبون من حرف بزنیم

01:46.199 --> 01:47.499
‫همم؟

01:50.470 --> 01:53.721
‫من خوشحالم دوست من،

01:54.060 --> 01:56.060
‫فلج من

01:59.412 --> 02:01.223
‫می‌تونیم با هم حرف بزنیم!

02:01.247 --> 02:03.759
‫بله، می‌تونیم

02:04.792 --> 02:06.938
‫حالا می‌تونیم درباره‌ی موضوعات جدی حرف بزنیم

02:06.961 --> 02:08.297
‫چیزهای مهم

02:09.213 --> 02:10.436
‫مثل چی؟

02:10.464 --> 02:14.246
‫مثل... خدایان چی شکلی هستن؟

02:14.802 --> 02:18.620
‫فقط یه خدا هست و اون شبیه اولگ هست

02:23.602 --> 02:26.441
‫میدونی کی هستی؟ همم؟

02:27.565 --> 02:29.920
‫نمی‌فهمم

02:30.818 --> 02:32.036
‫همه چیز اینجا

02:32.653 --> 02:35.993
‫همه چیز برای توئه

02:37.992 --> 02:39.916
‫توی این اتاق؟

02:39.952 --> 02:41.567
‫نه ایگور

02:42.163 --> 02:44.416
‫تو تموم این شهر، کیف

02:45.082 --> 02:46.560
‫و نووگراد هم همینطور

02:48.419 --> 02:51.648
‫و همه چیز تو تمام روسیه

02:51.672 --> 02:53.389
‫زمین. هوا

02:54.300 --> 02:57.182
‫روستاها. شهرها. مردم

02:57.887 --> 02:59.275
‫همش مال توئه

03:01.098 --> 03:02.489
‫منو به خنده میندازی

03:02.516 --> 03:04.698
‫میدونم که وقعاً برای اولگ هستن

03:05.519 --> 03:08.165
‫خوشحالم که می‌تونیم صحبت کنیم،

03:08.189 --> 03:11.709
‫چون الان می‌تونم چیزهایی رو برات توضیح بدم

03:11.734 --> 03:14.600
‫می‌تونم توضیح بدم چطوری بهت خیانت شد

03:16.405 --> 03:18.101
‫هیچی برای اولگ نیست

03:19.408 --> 03:21.216
‫اولگ خدا نیست

03:22.119 --> 03:24.347
‫اولگ هیچی نیست، ولی تو،

03:24.372 --> 03:26.843
‫تو همه چیز هستی

03:26.957 --> 03:29.374
‫و همه چیز اینجا به تو تعلق داره

03:33.589 --> 03:34.754
‫اینو یادت بمونه

03:53.943 --> 03:55.044
‫محاصره شدیم

03:56.153 --> 03:58.215
‫بیاین به خوبی ادای دِین کنیم

03:58.739 --> 04:01.112
‫نمیخوام رفتن به والهالا رو از دست بدم

04:02.493 --> 04:03.631
‫بیورن!

04:04.370 --> 04:05.789
‫توی اردوگاه پیداش کردیم

04:06.622 --> 04:08.683
‫میگه باید باهات صحبت کنه

04:08.707 --> 04:10.435
‫چی شده؟

04:10.459 --> 04:12.354
‫اندازه کافی بهمون خیانت کردی؟

04:12.378 --> 04:15.564
‫پیامی از شاه اولاف دارم

04:15.589 --> 04:19.249
‫اگه قبول کنین ببینینش حمله نمیکنه

04:20.415 --> 04:23.453
‫همینطور گفت اگه منو بُکشین،

04:23.477 --> 04:24.807
‫این چیزا رو فراموش کنین

04:35.537 --> 04:37.211
‫به شاه اولاف بگو موافقت میکنم،

04:37.236 --> 04:39.099
‫ولی منم یه شرط دارم:

04:41.449 --> 04:44.462
‫میخوام با چشمای خودم ببینم
‫که شاه هارالد هنوز زنده‌ست

04:54.336 --> 04:55.822
‫والهالا می‌تونه منتظر بمونه

05:07.516 --> 05:10.662
‫همونطور که همتون حتماً می‌دونین،
‫گروهی از راهزن‌ها هستن که،

05:10.686 --> 05:13.248
‫به روستاهای اطراف اینجا حمله میکنن

05:13.272 --> 05:16.940
‫شاید به ما حمله کنن،
‫پس باید آماده بشیم

05:18.235 --> 05:20.049
‫بعضی از شما زنان جنگجو بودین

05:20.070 --> 05:21.839
‫جنگیدن رو فراموش نکردین

05:21.864 --> 05:24.303
‫احتمالاً جلوی دیوارهای پاریس با هم جنگیدیم،

05:24.325 --> 05:27.680
‫- اگه هنوز یادتون باشه
‫- البته لاگرتا

05:29.038 --> 05:32.812
‫حتماً سپرها و شمشیرهاتون رو جایی نگه داشتین

05:34.210 --> 05:36.645
‫حالا هممون باید دوباره بجنگیم

05:36.670 --> 05:39.522
‫زن‌ها بیشتر از مردها

05:39.548 --> 05:42.024
‫شما پسرها، می‌تونین دیده‌بانی کنین

05:42.051 --> 05:43.653
‫می‌تونین هر وقت راهزن‌ها رسیدن بهمون بگین

05:43.677 --> 05:46.963
‫و شما دخترا، مراقب حیوونا باشین. باشه؟

05:47.056 --> 05:48.365
‫بله لاگرتا

05:48.390 --> 05:52.329
‫شما آقایون. زیاد هم پیر نیستین

05:52.353 --> 05:54.455
‫هنوزم می‌تونین بدردبخور باشین، مگه نه؟

05:54.480 --> 05:56.916
‫بله می‌تونیم

05:56.941 --> 05:59.671
‫میخوام که حفاظ‌های بهتری برای انبارهای ما بسازین

05:59.693 --> 06:01.753
‫فکر کنین انبارهای ما طلاهای ما هستن

06:01.779 --> 06:05.177
‫نمی‌تونیم بدون اونا زندگی کنیم،
‫پس باید با جون خودمون ازشون محافظت کنیم

06:05.199 --> 06:06.580
‫بله. محافظت میکنیم

06:06.604 --> 06:11.129
‫همینطور، میخوام که همه برن تو جنگل،

06:11.153 --> 06:14.073
‫و شاخه‌های مناسب برای ساخت تیر و کمان ببُرین

06:14.097 --> 06:17.384
‫ولی همه‌ی این کارها رو سریع بکنین.
‫وقت زیادی نداریم

06:17.408 --> 06:20.562
‫لاگرتا، مهم نیست ما چیکار میکنیم

06:20.586 --> 06:23.561
‫نمی‌تونیم راهزن‌ها رو شکست بدیم. اینو میدونی

06:25.135 --> 06:26.518
‫هممون می‌میریم

06:28.097 --> 06:30.079
‫بله هممون می‌میریم

06:30.641 --> 06:33.535
‫ولی نه لزوماً وقتی راهزن‌ها بهمون حمله میکنن

06:34.687 --> 06:36.365
‫آره، همین‌جا ببندش

06:44.697 --> 06:47.176
‫بیورن رویین‌تن

06:47.199 --> 06:48.899
‫لطفاً، بیا و بشین

06:49.601 --> 06:51.369
‫راحت باش

06:54.473 --> 06:58.586
‫ما سه تا به شکل عجیبی دوباره گرد هم اومدیم

06:58.610 --> 07:01.622
‫سرنوشت راه‌های مرموزی داره

07:01.646 --> 07:05.383
‫خدایان می‌بافنش و ما باورشون می‌کنیم

07:06.885 --> 07:08.220
‫نوش!

07:16.769 --> 07:20.551
‫دیشب خوابی دیدم

07:20.575 --> 07:23.690
‫و توی اون خواب، تو اتاقی نشسته بودم،

07:23.714 --> 07:26.261
‫همراه با شاه هارالد فاینهیر،

07:26.285 --> 07:29.199
‫و شاه بیورن رویین‌تن

07:30.659 --> 07:34.809
‫می‌دونی، شاید همه چی فقط یه خوابه

07:34.833 --> 07:39.984
‫و هممون ارواح هستیم
‫و روزی دود میشیم میریم هوا

07:40.008 --> 07:42.011
‫نیست و نابود میشیم

07:42.846 --> 07:44.391
‫اگه دنیای واقعی،

07:44.415 --> 07:46.962
‫اینقدر از نظرتون کم‌ارزشه،

07:46.986 --> 07:52.539
‫چرا پس از این کشور دست نمی‌کشین،
‫و با جنگجویانتون برنمی‌گردین خونه‌تون؟

07:53.665 --> 07:56.979
‫باور کن، کاری از دستت بر نمیاد
‫که بتونی انجام بدی،

07:57.003 --> 08:00.909
‫و بتونی خودت رو در اینجا حاکم محبوبی بکنی

08:01.444 --> 08:02.679
‫هیچی!

08:06.286 --> 08:08.566
‫اگه هیچی واقعی نیست،

08:08.590 --> 08:11.660
‫بازم باید جوری رفتار کنیم که انگار هست

08:12.630 --> 08:16.813
‫ولی راز اصلی الان اینه که،

08:16.837 --> 08:18.739
‫جفتتون زندانی من هستین

08:20.409 --> 08:23.558
‫بیورن رویین‌تن، این درسته که تو هنوز ارتشی داری،

08:23.582 --> 08:27.664
‫ولی ارتشت الان آنچنان قدرتی نداره که،

08:27.688 --> 08:29.935
‫منو شکست بده

08:29.959 --> 08:33.407
‫اگه ارتش‌های ما دوباره بجنگن،
‫نتیجه هر چیزی که باشه،

08:33.432 --> 08:35.401
‫شدیداً تضعیف میشین

08:36.337 --> 08:40.977
‫در هر صورت، براتون سخت میشه که
‫این کشور جدید رو ‫مثل کشور قبلی‌تون نگه دارین،

08:42.581 --> 08:44.895
‫در هر صورت، برنده نمیشین

08:44.919 --> 08:48.667
‫بیشتر روی این موضوع فکر میکنم، و...

08:48.691 --> 08:51.094
‫روی اینکه چطور اختلافاتمون رو حل کنیم

08:52.398 --> 08:56.704
‫دارم از این مدل قدیمی فکر کردن خسته میشم

08:57.105 --> 08:58.751
‫در این حین،

08:58.775 --> 09:02.547
‫شاه هارالد، شما متاسفانه باید برگردین به زندانتون،

09:03.049 --> 09:04.861
‫و شما به اردوگاهتون،

09:04.885 --> 09:07.790
‫جایی که تحت محاصره باقی می‌مونید،

09:08.765 --> 09:12.538
‫ولی ترتیب میدم تا براتون غذا بیارن

09:39.578 --> 09:41.847
‫راهزن‌ها به زودی حمله میکنن؟

09:43.618 --> 09:45.687
‫شاید اصلاً حمله نکنن

09:46.823 --> 09:51.173
‫ولی در هر صورت، شما نباید بترسین

09:51.197 --> 09:54.012
‫بنا به دو دلیل نباید بترسین

09:54.036 --> 09:58.219
‫اول، چون هممون ازتون مراقبت میکنیم،

09:58.243 --> 10:03.227
‫و دوم، چون شما وایکینگ هستین،

10:03.251 --> 10:05.665
‫پسر و دختر جنگجویانی بزرگ

10:05.689 --> 10:06.803
‫من نمی‌ترسم! اگه حمله کنن،

10:06.815 --> 10:10.427
‫میخوام کاری کنم پدر و مادرم بهم افتخار کنن!

10:13.864 --> 10:15.618
‫من بهت افتخار میکنم

10:17.242 --> 10:18.242
‫و تو

11:04.706 --> 11:05.954
‫ایتسرک

11:07.000 --> 11:09.664
‫ایتسرک! بلند شو!

11:10.212 --> 11:11.457
‫خواهش میکنم بلند شو

11:12.673 --> 11:13.840
‫بیرون!

11:14.508 --> 11:16.394
‫بیرون! تکون بخورین!

11:23.267 --> 11:24.605
‫سلام ایتسرک

11:25.978 --> 11:28.152
‫می‌خواستم ببینمت. خبرهایی برات دارم

11:28.856 --> 11:30.672
‫خبر؟ چه خبری؟

11:30.696 --> 11:34.989
‫خبر خوب. میخوام مسئولیتی بهت بدم

11:35.013 --> 11:38.192
‫فکر نمیکنم خانوادمون تا حالا
‫به درستی استعدادهات رو شناخته باشه

11:40.033 --> 11:41.217
‫واقعاً؟

11:41.243 --> 11:42.847
‫بله، به خوبی می‌دونی

11:46.123 --> 11:47.715
‫خب...

11:48.174 --> 11:51.289
‫میخوام هیئتی تجاری رو به سمت شرق رهبری کنی

11:52.209 --> 11:54.740
‫در طول جاده‌ی باستانی ابریشم سفر میکنی،

11:54.764 --> 11:57.185
‫در طول مسیر معاملات تجاری انجام میدی
‫و تماس برقرار میکنی

12:00.178 --> 12:01.977
‫امیدوارم با این کار موافق باشی

12:02.973 --> 12:04.369
‫سعی دارم کمکت کنم

12:04.391 --> 12:05.624
‫میدونم میدونم

12:07.853 --> 12:09.058
‫بهتر میشم

12:10.230 --> 12:12.133
‫بهتر میشم

12:13.650 --> 12:15.022
‫ناامیدت نمیکنم

12:16.361 --> 12:17.753
‫باور کن

12:28.790 --> 12:29.938
‫ممنون

12:30.751 --> 12:33.301
‫ممنون برادر

12:48.477 --> 12:49.871
‫حالا وقت داریم کتیل

12:51.396 --> 12:53.328
‫وقت؟

12:53.357 --> 12:57.796
‫وقت اینکه بهم بگی تو ایسلند
‫واقعاً بین فلوکی و بقیه چی گذشت

12:57.819 --> 12:59.177
‫تمام داستان رو میخوام

13:00.197 --> 13:01.301
‫حقیقت رو

13:02.642 --> 13:04.257
‫بیشترش رو که بهت گفتم

13:04.281 --> 13:07.170
‫در ابتدای کار سختی‌های زیادی داشتیم

13:07.195 --> 13:10.051
‫غذایی نداشتیم. اولین محصولمون به بار ننشست

13:10.075 --> 13:12.361
‫یه مرد شرور به اسم ایویند بود

13:12.385 --> 13:14.672
‫برای هر سختی‌ای فلوکی رو مقصر می‌دونست،

13:14.696 --> 13:16.681
‫برای هر چیزی که اشتباه پیش رفته بود

13:16.705 --> 13:19.124
‫بقیه‌ی ما معبدی برای ثور ساختیم

13:19.148 --> 13:21.224
‫ایویند و خانواده‌ش سوزوندنش

13:22.999 --> 13:24.170
‫بعد پسرانش...

13:26.147 --> 13:28.188
‫پسر من تورگریم رو کُشتن...

13:31.806 --> 13:35.421
‫و دختر حامله‌ی من ثورون

13:38.402 --> 13:40.790
‫و تو انتقام مرگ اون‌ها رو گرفتی؟

13:41.363 --> 13:42.363
‫نه

13:43.865 --> 13:46.876
‫نه، فلوکی گفت نگیریم

13:46.900 --> 13:50.136
‫گفت سکونت‌گاه نمی‌تونه
‫چرخه‌ای از کُشتار رو تحمل کنه

13:58.778 --> 13:59.910
‫درست نیست

14:02.147 --> 14:04.848
‫در پایان ایویند و تمام خانواده‌ش رو کُشتم

14:08.019 --> 14:10.896
‫بهرحال، من یه وایکینگم

14:10.920 --> 14:12.788
‫مسئله‌ی شرافت بود

14:13.390 --> 14:15.134
‫فلوکی رویاپرداز بود

14:15.158 --> 14:19.604
‫وقتی تو و ایویند رویاش رو نابود کردین،
‫حتما روحیه‌ش داغون شد

14:19.628 --> 14:23.096
‫ولی بازم، نمی‌تونم راحت قبول کنم
‫که فلوکی گذاشت رفت

14:24.098 --> 14:26.099
‫حتما یکی اونو کُشته و جسدش رو پنهان کرده

14:28.002 --> 14:29.669
‫شاید تو کُشتیش کتیل؟

14:30.971 --> 14:32.582
‫نه بیورن

14:32.606 --> 14:35.017
‫شاید با هم درگیر شدین و...

14:35.041 --> 14:36.318
‫تو بهش ضربه زدی

14:36.342 --> 14:40.821
‫نه بیورن. من هیچ ربطی
‫به ناپدید شدن فلوکی نداشتم،

14:40.845 --> 14:42.913
‫به حلقه‌ی مقدسم قسم می‌خورم

14:43.882 --> 14:48.017
‫بهتره به درگاه خدایان دعا کنی که فلوکی
‫یه روز برگرده تا داستانت رو تایید کنه

14:49.653 --> 14:51.164
‫چون تا اون روز،

14:51.188 --> 14:54.933
‫تو، مردی که می‌تونه کُل یه خانواده رو بُکشه،

14:54.957 --> 14:58.026
‫برای همیشه از نظرم متهم به قتل اونی!

15:25.717 --> 15:28.858
‫همه باید روزی بمیریم

15:30.764 --> 15:32.813
‫حتی تو بیورن رویین‌تن

15:34.226 --> 15:35.458
‫حتی تو

15:57.290 --> 15:58.686
‫بذار بیام بیرون!

15:58.708 --> 15:59.770
‫بذار بیام بیرون!

15:59.793 --> 16:01.047
‫بذار بیام بیرون!

16:03.797 --> 16:05.461
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم!

16:07.300 --> 16:08.503
‫خواهش میکنم

16:49.509 --> 16:50.678
‫ایتسرک کجاست؟

16:55.390 --> 16:56.781
‫پس بهتره بریم پیداش کنیم

16:58.685 --> 17:00.951
‫- برین و پیداش کنین!
‫- بله اوبه

17:14.389 --> 17:15.832
‫سگ‌های تنبل

17:15.856 --> 17:17.422
‫این چیه؟

17:38.529 --> 17:41.273
‫چرا ایتسرک؟ چرا؟

17:41.297 --> 17:42.596
‫من...

17:43.697 --> 17:45.530
‫سعی کردم بهت فرصتی بدم

17:49.532 --> 17:51.708
‫فکر نمیکنم قصد داشته که ناامیدت کنه

17:51.732 --> 17:52.831
‫دست خودش نیست

17:55.934 --> 17:57.500
‫باید بدون اون برین

17:58.701 --> 18:00.777
‫از بین خودتون رهبری انتخاب کنین

18:00.801 --> 18:03.279
‫یادتون باشه که ماموریتتون برای ما حیاتیه

18:03.303 --> 18:05.335
‫باشد که خدایان در طول جاده‌ی ابریشم
‫همراهتون باشن

18:06.836 --> 18:08.908
‫نه، نه

18:15.126 --> 18:18.402
‫اوبه، ‌زیاد بهش سخت نگیر

18:22.414 --> 18:24.954
‫سعی کردم، ولی نتونستم. نتونستم

18:25.757 --> 18:27.404
‫نمی‌تونی اینو ببینی؟

18:27.428 --> 18:28.909
‫سعی کردم، نتونستم

18:28.933 --> 18:30.580
‫- دوستت دارم برادر
‫- منم همینطور

18:30.604 --> 18:32.643
‫همیشه دوستت دارم و خواهم داشت

18:33.613 --> 18:36.795
‫ولی الان برای دومین بار تو زندگیت
‫بهم خیانت کردی

18:41.538 --> 18:44.511
‫خودت رو ببین. خودت رو ببین

18:47.585 --> 18:48.680
‫بلند شو!

18:49.879 --> 18:51.441
‫وایسا!

18:51.464 --> 18:53.358
‫متاسفم اوبه

18:53.383 --> 18:55.934
‫- متاسفم
‫- نه. خیلی دیره

18:58.757 --> 19:00.042
‫دیگه نمیخوام ببینمت

19:00.066 --> 19:01.912
‫و دیگه حرفی ندارم بهت بگم

19:21.995 --> 19:23.198
‫ایتسرک

19:33.798 --> 19:36.577
‫ایتسرک!

19:40.555 --> 19:41.659
‫ایتسرک!

19:48.355 --> 19:50.028
‫اینجایم برادر!

19:50.815 --> 19:53.616
‫ایتسرک عزیز و دلبندم!

19:55.618 --> 19:57.562
‫این درست نیست که تو از کشتی پریدی،

19:57.586 --> 19:59.964
‫نه بخاطر اینکه منو دوست داشتی،

19:59.988 --> 20:04.490
‫بلکه بخاطر اینکه نزدیک من باشی تا منو بُکشی؟

20:24.870 --> 20:28.415
‫فکر میکنی این سرنوشت توئه

20:28.439 --> 20:30.873
‫من سرنوشتت رو میدونم برادر

20:32.107 --> 20:35.586
‫سرنوشتت اینه که من بُکشمت

20:35.610 --> 20:38.880
‫خواهش میکنم، تنهام بذار! خواهش میکنم!

20:38.905 --> 20:43.629
‫نه نه نه نه. هیچوقت تنهات نمیذارم

21:14.274 --> 21:15.760
‫داشتی خواب می‌دیدی

21:23.658 --> 21:24.968
‫چی شده؟

21:24.993 --> 21:27.094
‫واقعیت داره؟

21:27.120 --> 21:30.338
‫واقعا تمام زمین و آسمون مال منه؟

21:37.630 --> 21:40.531
‫بله. همش مال توئه

21:41.667 --> 21:43.906
‫و یه روز ایگور، حرفم رو باور میکنی

21:49.900 --> 21:51.949
‫شاهزاده اولگ میخوان باهاتون صحبت کنن

22:09.161 --> 22:10.547
‫می‌خواستین منو ببینین

22:10.914 --> 22:11.928
‫بله

22:13.595 --> 22:15.906
‫می‌خواستم بهت بگم که دستور،

22:15.930 --> 22:18.039
‫حرکت فوری ارتشی بزرگ رو دادم،

22:18.063 --> 22:21.174
‫و جمع‌آوری و ساخت ناوگانی بزرگ،

22:21.198 --> 22:23.709
‫برای حمله به اسکاندیناوی

22:23.733 --> 22:25.599
‫وقتش بالاخره رسید

22:26.567 --> 22:28.611
‫خیلی از شنیدن این خبر خوشحالم

22:28.635 --> 22:30.111
‫می‌تونی خیلی به دردم بخوری

22:30.135 --> 22:33.212
‫تو پسر رگنار لاثبروک هستی

22:33.236 --> 22:36.013
‫هیچکس نمی‌تونه مشروعیتت رو زیر سوال ببره،

22:36.037 --> 22:38.670
‫وقتی تو رو روی تخت شاهی اونجا بذارم

22:41.039 --> 22:43.872
‫پس قراره حاکم دست‌آموزت باشم، ها؟

22:46.108 --> 22:49.309
‫سر به سر من نذار آیوار بی‌استخون

22:49.908 --> 22:52.908
‫دارم خیلی بیشتر از ارزشت بهت پیشنهاد میدم

22:54.011 --> 22:55.577
‫می‌تونی به کشورها حکمرانی کنی

22:56.211 --> 22:59.588
‫مگه برا کسی مهمه که من
‫همه چی رو کنترل کنم؟

22:59.612 --> 23:02.112
‫تو شاه میشی! تو مشهور میشی!

23:04.180 --> 23:06.281
‫این چیزی نیست که شما وایکینگ‌ها دوست دارین؟

23:12.083 --> 23:13.316
‫یه چیزی رو فراموش کردی

23:13.851 --> 23:14.934
‫چی؟

23:16.020 --> 23:17.367
‫من یه خدا هستم

23:18.231 --> 23:19.374
‫فرزند اودین

23:19.399 --> 23:20.525
‫تو یه خدا نیستی!

23:21.359 --> 23:24.612
‫تو خدا نیستی، و زن بی‌وفای من
‫هم معصوم نبود! یه فاحشه بود!

23:26.030 --> 23:28.074
‫بهت گفتم می‌تونی بدردبخور باشی

23:28.157 --> 23:29.357
‫این باید برات کافی باشه!

23:29.784 --> 23:31.494
‫ولی دیگه به من خیانت نکن،

23:32.287 --> 23:35.748
‫وگرنه بدن بی‌استخونت رو
‫میذارم تو اون تابوت کنار زنم!

23:45.383 --> 23:46.759
وای عزیزم

23:50.722 --> 23:52.348
عزیزم، من رو ببخش

24:04.777 --> 24:07.572
اینقدر همه چیز رو جدی نگیر، آیوار

24:08.906 --> 24:13.411
ما روس‌ها خیلی احساساتی و عاشق‌پیشه هستیم

24:14.203 --> 24:16.331
بعضی وقتا از حال خودمون خارج میشیم، می‌فهمی؟

24:20.752 --> 24:22.837
...ولی از صمیم قلب معتقدم

24:25.006 --> 24:26.507
که تو از نسل اودین هستی

24:28.635 --> 24:30.845
و البته، این باعث حسادتم میشه

24:35.183 --> 24:37.060
و باعث میشه دوستت داشته باشم

24:59.582 --> 25:03.419
‫ساعت‌هاست که اینجا نشستم

25:05.505 --> 25:07.423
‫یا شاید روزهاست

25:07.840 --> 25:10.218
‫داشتم درباره‌ی حماسه‌ها تفکر می‌کردم،

25:11.260 --> 25:14.597
‫داستان‌های باستانی، تاریخ مردمانمون

25:16.224 --> 25:23.719
‫مخصوصاً درباره‌ی جنگ‌های
‫کوچک بی‌پایان فکر می‌کردم،

25:23.898 --> 25:29.794
‫مابین قلمروهای مختلف نروژ عزیزمون

25:31.197 --> 25:34.534
‫و از نظر من، این جنگ‌های...

25:35.660 --> 25:39.747
‫بی‌پایان بی‌ثمر، چرند هستن،

25:41.582 --> 25:45.670
‫و هیچ ثمری برای بالا بردن منافع مردممون ندارن

25:46.879 --> 25:48.606
‫من رو ببخشید،

25:48.631 --> 25:51.860
‫ولی شما هم به اندازه‌ی هر حاکم دیگه‌ای،

25:51.884 --> 25:54.937
‫در تحریک و شروع این جنگ‌های کوچک،

25:56.514 --> 25:58.298
‫برای مصلحت خودتون، مقصرین

25:58.975 --> 26:00.778
‫ببینین اینجا چیکار کردین

26:02.520 --> 26:03.919
‫حقیقت رو میگی

26:05.189 --> 26:07.472
‫ولی گاهی، حقیقت واقعی،

26:08.151 --> 26:10.505
‫از هممون مخفی شده،

26:10.528 --> 26:13.501
‫ماورای رویدادهای زمان و مکان،

26:14.449 --> 26:17.008
‫و باید آشکار بشه

26:17.034 --> 26:21.641
‫و خدایان، با خرد بی‌پایان خودشون،

26:21.664 --> 26:25.480
‫اونو برای من آشکار کردن

26:30.047 --> 26:35.256
‫خب، براتون مقدوره که توضیح بدین
‫خدایان چی براتون آشکار کردن؟

26:35.720 --> 26:39.325
‫وقتشه که راه‌های قدیمی رفتارمون رو تغییر بدیم،

26:39.348 --> 26:41.535
‫راه‌های قدیمی تفکرمون

26:41.559 --> 26:44.738
‫وقت تولد دوباره‌ست!

26:45.730 --> 26:47.416
‫برای شروعی تازه!

26:47.440 --> 26:50.585
‫وقتشه که پادشاهی برای تمام نروژ انتخاب کنیم!

26:51.027 --> 26:54.803
‫شاهی که بتونه مردم رو متحد کنه،

26:54.822 --> 27:01.160
‫کسی که مردم بتونن بهش اتکا کنن و احترام بذارن

27:04.123 --> 27:07.015
‫و چه کسی بهتر از تو،

27:08.836 --> 27:10.866
‫بیورن رویین‌تن،

27:11.464 --> 27:15.151
‫پسر بزرگ رگنار لاثبروک،

27:15.176 --> 27:18.036
‫کسی که الان در دست راست اودین نشسته،

27:18.060 --> 27:20.885
‫در تالارهای اسیر؟

27:20.909 --> 27:24.875
‫کدوم شاهی بهتر از شما برای فرماندهی بر،

27:24.899 --> 27:30.262
‫کشور ضعیف و شکسته و
‫از هم پاشیده توسط جنگ ما هست؟

27:34.320 --> 27:37.740
‫البته، تمام شاه‌ها، ملکه‌ها، یارل‌ها،

27:37.764 --> 27:39.643
‫و ارل‌های کوچک باید فرا خونده بشن،

27:39.667 --> 27:42.913
‫تا این نقشه رو تایید کنن.
‫ولی همین‌که اینکارو کنن،

27:43.996 --> 27:48.236
‫بهتون قسم میخورم،

27:48.292 --> 27:52.132
‫تمام قلمروهام، تمام قدرتم،

27:52.171 --> 27:53.547
‫رو به ناجی جدید،

27:53.795 --> 27:54.795
‫ببخشم

27:54.924 --> 27:58.530
‫پس، برین و به نقشه‌ی من فکر کنین

27:58.553 --> 28:02.198
‫جفتتون آزادین که اینکارو بکنین

28:02.223 --> 28:05.662
‫ولی برای اعلام نظرتون زیاد طولش ندین

28:05.685 --> 28:07.684
‫چیزهای خیلی زیادی بهش بستگی داره

30:06.871 --> 30:08.683
‫دارن میان! سلاح بردارین!

30:08.706 --> 30:11.471
‫سریع! همه خودشون رو مسلح کنن!

30:58.315 --> 30:59.318
‫بیا اینجا

31:08.701 --> 31:09.782
‫ایست

31:13.080 --> 31:14.429
‫کجا هستن؟

31:14.457 --> 31:17.020
‫اون پسرا خبرشون کردن.
‫شاید همشون فرار کردن

31:17.043 --> 31:19.210
‫انبارشون! بازش کنین!

31:31.682 --> 31:33.240
‫دیوار سپری!

31:37.396 --> 31:39.458
‫انبار! حمله!

31:40.649 --> 31:44.162
‫جمع بشین! با من! جمع بشین!

31:56.749 --> 32:00.022
‫- سر موقعیتتون!
‫- به پیش! پناه بگیرین!

32:00.044 --> 32:03.142
‫- سپرها بالا!
‫- پناه بگیرین! پناه بگیرین!

32:06.175 --> 32:07.175
‫بجنبین!

32:26.570 --> 32:28.933
‫همگی! افراد! بیاین!

32:30.116 --> 32:31.717
‫جمع بشین! جمع بشین!

32:40.914 --> 32:42.696
‫زنان جنگجو! بجنگین!

32:43.963 --> 32:47.819
‫چیزی برای ترسیدن نیست،

32:47.883 --> 32:51.585
‫چه از راهزن‌ها، چه از مرگ!

33:16.662 --> 33:18.557
‫بیاین بریم!

33:18.581 --> 33:25.552
‫حمله رو متوقف کنین! بیاین بریم!

33:25.629 --> 33:26.703
‫بیاین بریم!

33:45.482 --> 33:47.214
‫لاگرتا! منو ببین!

33:51.614 --> 33:53.051
‫منو ببین!

33:55.492 --> 33:57.246
‫هالی! نه! برگرد!

33:58.287 --> 33:59.645
‫برگرد!

34:05.878 --> 34:08.814
‫نه! هالی!

34:08.839 --> 34:10.335
‫هالی!

34:33.489 --> 34:35.235
‫سلام لاگرتا

34:37.326 --> 34:39.180
‫هالی بیچاره

34:39.203 --> 34:41.424
‫نمیدونم تونستم کمکی بکنم یا نه

34:41.455 --> 34:43.310
‫متاسفم

34:43.457 --> 34:45.644
‫نباید برای چیزی متاسفم باشی

34:45.668 --> 34:47.691
‫خیلی شجاع بودی

34:48.462 --> 34:49.573
‫واقعا؟

34:50.089 --> 34:51.241
‫مطمئن نبودم

34:52.424 --> 34:54.343
‫دارم می‌میرم لاگرتا؟

34:56.387 --> 34:58.154
‫تو از شجاع هم شجاع‌تر بودی

34:59.690 --> 35:04.027
‫تو داری می‌میری هالی،
‫ولی خدایان اینجا هستن

35:05.429 --> 35:07.097
‫اودین اینجاست

35:07.839 --> 35:09.917
‫دید که چقدر شجاع بودی

35:09.942 --> 35:11.586
‫امیدوارم

35:11.770 --> 35:15.439
‫دارم حقیقت رو بهت میگم.
‫حرفم رو باور میکنی، مگه نه؟

35:19.110 --> 35:21.912
‫اودین تو رو میبره به والهالا

35:24.095 --> 35:27.409
‫تو در کنار همه‌ی جنگجویان بزرگ خواهی بود،

35:27.434 --> 35:29.468
‫و در کنار قهرمان‌های زمان ما

35:31.990 --> 35:35.169
‫تو شخص خاصی خواهی بود

35:35.194 --> 35:38.440
‫تو خاص خواهی بود، چون پدرت...

35:38.465 --> 35:40.043
‫بیورن رویین‌تن هست

35:40.068 --> 35:43.470
‫و چون اینقدر شجاع بودی،

35:47.274 --> 35:51.611
‫در تالارهای بزرگ اسیر خواهی نشست

35:53.360 --> 35:54.506
‫هالی؟

37:39.675 --> 37:40.675
‫دیر!

37:42.219 --> 37:43.219
‫دیر

37:46.350 --> 37:47.715
‫یه چیزی برات آوردم

38:00.508 --> 38:02.772
‫نمی‌تونیم بذاریم الان بمیری

38:03.773 --> 38:06.920
‫نه. نه وقتی که...

38:06.943 --> 38:08.868
‫یه روزی شاید دوباره آزاد بشی

38:13.333 --> 38:14.497
‫آزاد؟

38:16.361 --> 38:17.525
‫میخوام آزاد بشم

38:18.392 --> 38:21.563
‫جدی میگی آیوار؟ ها؟

38:21.587 --> 38:24.282
‫میدونی، قبلاً بهم "فلج" می‌گفتی

38:25.314 --> 38:26.645
‫خدا منو ببخشه!

38:29.208 --> 38:30.572
‫آخرین شانس منه

38:32.470 --> 38:34.309
‫من مریضم. خیلی مریضم

38:34.333 --> 38:36.040
‫این زمستون رو دووم نمیارم

38:36.064 --> 38:37.067
‫میدونم

38:40.448 --> 38:43.034
‫پس منظورت چی بود، ها؟

38:43.058 --> 38:46.213
‫که گفتی یه روز شاید آزاد بشم، ها؟

38:46.237 --> 38:48.589
‫اگه تو... اگه کمکم کنی،

38:48.613 --> 38:50.753
‫میتونم هر چیزی که بخوای بهت بدم

38:52.562 --> 38:54.278
‫همه چیز؟

38:54.302 --> 38:56.420
‫همه چیز و هر چیزی!

38:56.444 --> 38:58.893
‫اونقدر پولدار که کسی باورش نشه!

38:59.321 --> 39:03.236
‫و برده! زن! صدها و هزاران برده

39:04.541 --> 39:06.492
‫صدها زن!

39:06.516 --> 39:08.791
‫همه جا قلعه داشته باشی

39:11.368 --> 39:13.710
‫قلعه‌ها زیاد برام مهم نیستن

39:20.370 --> 39:23.448
‫فقط میخوام شانس براندازی
‫شاهزاده اولگ رو داشته باشم

39:33.621 --> 39:34.725
‫چیه؟

39:37.436 --> 39:38.684
‫یه خوابی دیدم

39:38.708 --> 39:41.729
‫و تو خوابم، روستایی رو دیدم
‫که همه در حال سوختن بودن

39:41.753 --> 39:43.669
‫دیدم که زنان داشتن می‌مردن

39:43.694 --> 39:45.544
‫یه تیر یه پسر کوچیک رو سوراخ کرد

39:45.568 --> 39:46.939
‫بالای یه درخت

39:48.345 --> 39:49.646
‫فکر میکنی معنیش چیه؟

39:52.349 --> 39:53.492
‫نمیدونم

39:53.517 --> 39:54.900
‫حتماً باید یه حدسی بزنی

39:56.520 --> 39:57.768
‫فکر میکنم شاید...

39:59.273 --> 40:00.780
‫شاید روستای لاگرتا باشه

40:01.567 --> 40:02.756
‫لاگرتا؟

40:03.694 --> 40:04.797
‫منظورت اینه بهش حمله شده؟

40:04.820 --> 40:07.758
‫تو تا حالا اصلاً به روستای لاگرتا نرفتی گانهیلد

40:07.781 --> 40:09.232
‫نه

40:10.200 --> 40:11.531
‫ولی حسش رو داشتم

40:12.619 --> 40:14.431
‫بچه‌های من اونجا هستن!

40:14.454 --> 40:16.432
‫و چرا من چیزی ندیدم یا حس نکردم؟

40:16.456 --> 40:18.098
‫نمیدونم توروی

40:18.125 --> 40:19.895
‫حس میکنم باید برم اونجا و بفهمم

40:19.918 --> 40:22.690
‫تو حامله‌ای. بچه‌ی بیورن رو

40:22.713 --> 40:23.940
‫راه درازیه

40:23.964 --> 40:25.425
‫برام مهم نیست

40:26.550 --> 40:28.404
‫- پس من باید باهات بیام
‫- نه

40:28.427 --> 40:29.988
‫نه، میخوام که اینجا باشی

40:30.012 --> 40:32.421
‫کسی رو می‌فرستم که حقیقت رو بفهمه

40:34.099 --> 40:36.225
‫مطمئنم روستای لاگرتا نیست

40:36.935 --> 40:37.935
‫وگرنه خبرش بهم می‌رسید

40:37.936 --> 40:39.158
‫من میرم

40:39.187 --> 40:40.958
‫باور کن، منم دوست دارم برم

40:40.981 --> 40:43.961
‫ولی نمی‌تونم کتگات رو برای فرصت‌طلبان خالی کنم

40:43.984 --> 40:45.545
‫باید مسئولیت‌پذیر باشم

40:45.569 --> 40:48.655
‫اینجا بواسطه‌ی مسئولیت گیر افتادم

40:48.679 --> 40:50.451
‫و بعنوان زنم، تو هم افتادی

40:51.488 --> 40:52.892
‫همینه که هست

41:02.523 --> 41:03.893
‫در سوگ مُرده‌هامون نشستیم،

41:05.633 --> 41:06.937
‫و تکریمشون میکنیم،

41:08.743 --> 41:12.187
‫و دعا میکنیم که تا رگناروک نزد خدایان باشن

41:15.665 --> 41:19.912
‫ولی ما زنده‌ها باید مطمئن بشیم
‫که مرگ اون‌ها بیهوده نبوده باشه

41:21.919 --> 41:25.707
‫راهزن‌هایی که بهمون حمله کردن و اونارو کشتن،

41:25.731 --> 41:27.694
‫به چیزی که می‌خواستن نرسیدن

41:28.707 --> 41:32.696
‫نتونستن غله یا احشام ما رو بدزدن،

41:32.720 --> 41:35.004
‫که یعنی اونا برمی‌گردن

41:35.028 --> 41:37.033
‫و فکر میکنم به زودی برمی‌گردن

41:38.104 --> 41:39.273
‫ما یه انتخاب داریم

41:41.113 --> 41:43.721
‫می‌تونیم روستا و مُرده‌هامون رو ترک کنیم

41:44.792 --> 41:49.583
‫می‌تونیم غله و احشاممون رو رها کنیم،
‫و بریم و تو دشت‌ها مخفی بشیم،

41:49.607 --> 41:51.712
‫و دعا کنیم که راهزن‌ها پیدامون نکنن

41:53.654 --> 41:54.990
‫یا می‌تونیم بمونیم

41:57.432 --> 42:00.996
‫می‌تونیم قاصدهایی به روستاها برای کمک بفرستیم

42:02.382 --> 42:05.560
‫و می‌تونیم دوباره برای جنگیدن،

42:05.584 --> 42:08.264
‫و دفاع از چیزی که مال ماست آماده بشیم

42:11.029 --> 42:13.178
‫من نمیخوام برادرم رو ترک کنم

42:15.617 --> 42:17.225
‫من پسرم رو از دست دادم

42:18.286 --> 42:20.188
‫اگه میخواین همتون می‌تونین برین،

42:20.956 --> 42:23.247
‫ولی من می‌مونم و از مُرده‌ها دفاع میکنم

42:24.292 --> 42:25.735
‫هممون می‌مونیم

42:26.753 --> 42:29.774
‫مگه یه جنگجو تو حمله‌ها پنهان میشه،

42:29.798 --> 42:31.941
‫چون از مرگ می‌ترسه؟

42:33.468 --> 42:35.062
‫هیچکدوم از ما نمی‌ترسیم

42:35.929 --> 42:37.583
‫هالی نمی‌ترسید

42:38.849 --> 42:40.949
‫هممون باید بمونیم و بجنگیم

42:43.729 --> 42:45.158
‫هالی نمی‌ترسید

42:45.856 --> 42:47.404
‫بخاطر هممون مُرد

42:51.695 --> 42:53.605
‫پس هممون اینجا می‌مونیم

42:55.115 --> 42:57.203
‫حتی اگه لازم باشه براشون بمیریم

43:02.539 --> 43:03.734
‫گانهیلد!

43:04.499 --> 43:05.933
‫وایسا گانهیلد!

43:05.959 --> 43:07.154
‫گانهیلد!

43:09.016 --> 43:10.986
‫هنوزم فکر میکنم باید باهات بیام

43:11.010 --> 43:12.448
‫مطمئنم اوبه درست میگه

43:12.472 --> 43:14.574
‫اونجا روستای لاگرتا نیست

43:14.598 --> 43:17.288
‫- فقط میخوام...
‫- اینارو به هالی و آسا بده

43:19.848 --> 43:21.285
‫بهشون بگو دوستشون دارم

43:22.726 --> 43:23.912
‫البته که میگم

43:24.895 --> 43:26.291
‫حالا باید بریم

43:43.038 --> 43:44.180
‫خب؟

43:45.290 --> 43:46.920
‫با نقشه‌ت موافقیم

43:48.043 --> 43:49.413
‫به همه‌ی شاه‌ها...

43:49.437 --> 43:52.440
‫و یارل‌ها پیام بفرستین که اینجا جمع بشن

43:52.464 --> 43:55.695
‫تا بیورن رویین‌تن رو بعنوان
‫شاه تمام نروژ انتخاب کنن!

43:55.717 --> 43:57.075
‫از قبل فرستادم

43:57.373 --> 44:17.373
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
