WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:55.981 --> 00:57.691
‫نه...

00:58.984 --> 01:02.152
‫و بعد یکی از بچه‌ها رو برداشت،

01:02.154 --> 01:05.574
‫یه پسر کوچیک، و بعد خوردش!

01:14.124 --> 01:15.209
‫ایست!

01:21.006 --> 01:22.591
‫کی هستی غریبه؟

01:23.968 --> 01:25.634
‫اسمم ایتسرکه،

01:25.636 --> 01:27.096
‫پسر رگنار لاثبروک

01:30.140 --> 01:32.434
‫اومدم شاه اولاف رو ببینم.
‫قراره با هم متحد باشیم.

01:35.729 --> 01:37.563
‫دوست من، من به تازگی،

01:37.565 --> 01:40.607
‫از میان رشته‌کوه‌ها و دریاچه‌های یخ‌زده گذشتم

01:40.609 --> 01:42.651
‫دارم از سرما می‌میرم

01:42.653 --> 01:46.196
‫حداقل نمیشه بذاری کنار آتیشت خودم رو گرم کنم؟

01:46.198 --> 01:51.076
‫مهمون‌نوازی یه دوست و متحد اینه؟

01:51.078 --> 01:54.957
‫سرزده میای اینجا و
‫اولین کاری که میکنی توهین به منه!

01:55.833 --> 01:56.917
‫بله

01:58.669 --> 01:59.878
‫منو ببخش

02:01.046 --> 02:03.046
‫صحیح

02:03.048 --> 02:05.132
‫البته به دیدن شاه اولاف می‌برمت

02:05.134 --> 02:06.508
‫ممنون

02:06.510 --> 02:08.137
‫ولی قبلش باید لباس‌هات رو در بیاری

02:11.849 --> 02:12.933
‫چی؟

02:14.218 --> 02:16.324
لباس‌هات رو در بیار

02:16.358 --> 02:17.705
وگرنه نمی‌تونی ببینیش

04:53.677 --> 04:55.595
‫می‌خواستم بهت تبریک بگم

04:56.555 --> 04:58.680
‫ممنون شاه هارالد

04:58.682 --> 05:00.475
‫فکر می‌کردم می‌خوای ملکه‌ی نروژ بشی

05:01.018 --> 05:02.060
‫بله

05:03.312 --> 05:05.314
‫ولی هیچوقت به کسی نگفتم می‌خوام کی شاه بشه

05:12.195 --> 05:13.778
‫روزهای شاد

05:13.780 --> 05:15.322
‫- روزهای شاد
‫- بله

05:15.324 --> 05:17.449
‫می‌دونی، انگار واقعاً تو یه رویا هستم

05:17.451 --> 05:19.451
‫تمام نوجوونیم مجبور بودم پنهان بشم،

05:19.453 --> 05:22.370
‫و نتونستم به کسی بگم کی هستم

05:22.372 --> 05:24.998
‫ولی الان در عروسی برادرم هستم،

05:25.000 --> 05:26.543
‫بیورن رویین‌تن!

05:30.964 --> 05:34.007
‫یکی از مشهورترین مردان دنیا

05:34.009 --> 05:36.968
‫و از شما، و باید از این بابت
‫از شما تشکر کنم شاه هارالد

05:37.559 --> 05:40.217
آخه، می‌تونستی منو بکشی ولی نکشتی

05:40.252 --> 05:42.150
و حالا داریم برمی‌گردیم به کتگات

05:42.185 --> 05:43.255
کشور پدرم

05:43.289 --> 05:45.015
چرا نباید خوشحال باشم، ها؟

05:45.050 --> 05:46.706
!شاد باش

05:46.741 --> 05:49.537
یه شاخ دیگه بنوش، چند تا بنوش، ها؟

05:49.571 --> 05:51.504
برای سفرمون آماده شو

05:51.539 --> 05:53.334
آسون نخواهد بود

05:53.368 --> 05:55.370
قطعآً چند تا از کشتی‌هامون غرق میشه

05:55.405 --> 05:57.407
ولی کشتی من نمیشه

05:57.441 --> 05:58.718
نه

05:58.753 --> 06:00.859
خدایان، نمی‌ذارن غرق بشه

06:00.893 --> 06:02.550
چون من پسر رگنار لاثبروک هستم

06:04.069 --> 06:05.622
و خدایان مراقبم هستن

06:05.656 --> 06:07.624
...یعنی، همیشه بودن، فقط

06:07.658 --> 06:09.143
من نمی‌دونستم

06:09.870 --> 06:11.497
‫- نوش
‫- نوش

06:16.877 --> 06:17.920
‫دوست من

06:22.508 --> 06:23.759
‫تبریک میگم

06:26.470 --> 06:30.474
‫اونو می‌خواستم. اینو می‌دونست. ولی مال تو شد

06:32.476 --> 06:36.478
‫پسر رگنار لاثبروک بودن مزیت داره

06:36.480 --> 06:38.438
‫واقعاً نمی‌دونم چرا

06:38.440 --> 06:39.856
‫البته که می‌دونی چرا

06:39.858 --> 06:40.876
‫احمق نیستی

06:42.569 --> 06:45.404
‫همیشه می‌خواستی رگنار لاثبروک بشی

06:45.406 --> 06:47.322
‫حس میکردی باهاش برابری. اینو می‌دونم

06:47.324 --> 06:48.951
‫- نوش
‫- ممنونم

06:50.244 --> 06:53.578
‫کاری نبود که از پسش بر نیای

06:53.580 --> 06:56.623
‫تو نفهمیدی چرا مردم از رگنار پیروی کردن و از تو نه

06:56.625 --> 06:57.784
‫درست نیست؟

06:59.628 --> 07:02.254
‫ولی هیچوقت رگنار نمیشی

07:02.256 --> 07:03.924
‫و هیچوقت شاه نروژ نمیشی

07:04.883 --> 07:06.842
‫و میخوای بدونی چرا؟

07:06.844 --> 07:08.927
‫چرا بهم نمیگی؟

07:08.929 --> 07:10.429
‫هیچ ربطی به قدرت،

07:10.431 --> 07:14.560
‫مقام یا ارتشت نداره.

07:17.730 --> 07:19.148
‫در هدیه‌ی خدایانه.

07:21.233 --> 07:23.567
‫امروز برات خوشحالم بیورن

07:23.569 --> 07:24.987
‫با زن زیبایی ازدواج کردی

07:25.863 --> 07:28.490
‫البته، بعضیا میگن که،

07:28.741 --> 07:32.161
‫این بزرگ‌ترین نفرینه. ولی اینو باور ندارم

07:34.371 --> 07:36.163
‫بهت حسادت می‌کنم

07:36.165 --> 07:37.708
‫حسادتت رو درک می‌کنم

07:39.960 --> 07:42.711
‫ولی این باعث نمیشه با هم همکاری نکنیم

07:42.713 --> 07:44.131
‫یا به هم اعتماد نکنیم

07:45.758 --> 07:47.718
‫- میشه؟
‫- البته که نه

07:49.636 --> 07:53.395
‫پای چیزهای بزرگ‌تری از یه زن در میونه

07:54.808 --> 07:57.603
‫ولی اون یه زن معمولی نیست، هست؟

09:02.918 --> 09:05.460
‫سرورم اولاف. این...

09:05.462 --> 09:07.089
‫می‌دونم اون کیه!

09:08.757 --> 09:11.593
‫بیا و بشین ایتسرک

09:13.887 --> 09:16.304
‫برادرت آیوار

09:16.306 --> 09:18.642
‫بهم گفت که تو رو می‌فرسته

09:19.476 --> 09:20.644
‫و منم...

09:21.478 --> 09:23.564
‫منتظرت بودم

09:24.940 --> 09:28.277
‫- برای مهمانمون نوشیدنی بیار
‫- بله سرورم

09:33.615 --> 09:34.783
‫نوش

09:37.161 --> 09:38.245
‫نوش

09:44.501 --> 09:47.713
‫یه پسر دیگه‌ی رگنار

09:51.008 --> 09:54.678
‫این نشونه‌ی...

09:56.263 --> 09:57.723
‫احترامه

10:00.517 --> 10:02.434
‫خب،

10:02.436 --> 10:04.730
‫تا حالا نظرت درباره‌ی اینجا چی بوده؟

10:11.904 --> 10:13.030
‫حقیقتش؟

10:15.407 --> 10:17.743
‫فکر میکنم همه‌ی اینا یه توهمه،

10:19.328 --> 10:22.289
‫و تو چیزی هستی که بهش میگن،

10:23.207 --> 10:24.458
‫بودا.

10:37.763 --> 10:38.931
‫برید کنار!

10:55.697 --> 10:57.239
‫از سر راه برید کنار! برید!

10:57.241 --> 11:00.242
‫راه رو باز کنید. برید! برید!

11:00.244 --> 11:02.827
‫برید! راه باز کنید! عقب بایستید!

11:02.829 --> 11:04.748
‫برید! برو عقب!

11:24.774 --> 11:26.734
‫عقب وایسا. برو

11:33.199 --> 11:35.074
‫در رو باز کن!

11:35.476 --> 11:36.936
‫همین الان در رو باز کن!

11:59.041 --> 12:00.042
‫بیا

12:04.672 --> 12:06.465
‫لطفاً بشین

12:11.512 --> 12:14.932
‫ثورا، میخوام خوب حکومت کنم

12:16.258 --> 12:19.386
‫سعی دارم برای صلاح مردممون حکومت کنم،

12:20.429 --> 12:23.849
‫نه غریبه‌ها، نه بیگانه‌هایی که تهدیدمون میکنن

12:26.602 --> 12:29.855
‫از خدایی بودنم برای محافظت
‫ازتون استفاده میکنم،

12:31.190 --> 12:32.524
‫مثل یک پدر

12:34.985 --> 12:36.487
‫ولی هنوز ازم متنفر هستین

12:37.947 --> 12:41.659
‫مجسمه‌م رو خراب می‌کنین.
‫ازم انتقاد می‌کنین.

12:44.662 --> 12:45.663
‫چرا؟

12:47.665 --> 12:49.083
‫در زمان رگنار،

12:49.792 --> 12:52.084
‫همه آزاد بودن

12:52.086 --> 12:53.629
‫این چیزیه که پدر مادرم بهم گفتن

12:54.672 --> 12:56.672
‫می‌تونستن حرفی که میخوان رو بزنن،

12:56.674 --> 12:59.716
‫می‌تونستن کاری که میخوان رو بکنن

12:59.718 --> 13:02.012
‫رگنار هیچوقت مجبور به انجام کاری نمی‌کردشون

13:05.015 --> 13:06.684
‫و مهمتر از همه،

13:08.602 --> 13:11.530
‫هیچوقت مجبورشون نمی‌کرد بپرستنش

13:12.273 --> 13:16.108
‫می‌دونست که، فقط یه انسانه

13:16.110 --> 13:17.611
‫درست مثل بقیه‌مون

13:22.408 --> 13:23.659
‫سخنان خوبی گفتی

13:26.954 --> 13:28.030
‫برو

13:29.665 --> 13:30.666
‫برم؟

13:36.380 --> 13:37.840
‫پدرت رو به یاد دارم

13:39.133 --> 13:40.676
‫مرد خوبیه

13:44.513 --> 13:45.556
‫یکی از ماست

13:47.725 --> 13:48.726
‫برو

13:53.480 --> 13:57.274
‫دنبال اینم تا به انگلستان سفر کنم،

13:57.276 --> 13:59.359
‫و همراه با برادرت بجنگم

13:59.361 --> 14:03.938
‫داستان‌هایی زیادی درباره‌ی
‫دلاوری‌هاش بعنوان یه جنگجو شنیدم

14:06.452 --> 14:09.330
‫برادرت چجور حاکمیه؟

14:10.164 --> 14:12.080
‫اون...

14:12.082 --> 14:14.082
‫ظالمه؟

14:14.084 --> 14:16.420
‫یه هیولاست؟

14:17.296 --> 14:19.048
‫باید بدونم

15:11.225 --> 15:14.103
‫برادرم خودش رو یه خدا معرفی کرده

15:15.062 --> 15:17.354
‫اون آیواری که قبلآً می‌شناختم نیست

15:17.356 --> 15:18.482
‫برادری که می‌شناختم

15:20.567 --> 15:21.735
‫یه مستبد شده

15:26.281 --> 15:27.489
‫تو! بیا اینجا!

15:31.703 --> 15:32.828
‫ثورا!

15:32.830 --> 15:33.912
‫ساکت باش!

15:33.914 --> 15:35.914
‫پدر!

15:35.916 --> 15:39.253
‫و بازم ازم میخوای تا توی
‫حمله به انگلستان بهش بپیوندم؟

15:39.837 --> 15:41.255
‫نه

15:41.880 --> 15:43.839
‫نه؟

15:43.841 --> 15:47.926
‫میخوای توضیح بدی؟

15:47.928 --> 15:49.052
‫اینجا!

15:49.054 --> 15:51.390
‫فرار کن ثورا، فرار کن! فرار کن!

15:53.267 --> 15:54.433
‫نه!

15:54.435 --> 15:56.101
‫فرار کن!

15:56.103 --> 15:57.436
‫نه. نه

15:57.438 --> 15:58.603
‫نه...

16:00.733 --> 16:03.742
‫شاه اولاف، نیومدم اینجا تا
‫ازتون بخوام به آیوار کمک کنید،

16:03.744 --> 16:06.745
‫که یورک رو باز پس بگیره و به وسکس حمله کنه،

16:06.947 --> 16:09.156
‫اومدم اینجا تا ازتون بخوام به آیوار حمله کنید،

16:09.158 --> 16:11.034
‫و اونو از پادشاهی کتگات پایین بکشید

16:12.743 --> 16:15.496
‫می‌فهمم

16:16.498 --> 16:21.753
‫ولی احتمالاً طبق نقشه‌ی اصلیم پیش میرم

16:57.331 --> 16:58.957
‫شاه اولاف، گوش کنید...

16:59.875 --> 17:01.583
‫شاه اولاف!

17:01.585 --> 17:03.253
‫شاه اولاف!

18:00.896 --> 18:03.564
‫حتی قبر دخترت رو نکندی

18:03.566 --> 18:06.608
‫گفتم بیشتر از من بچه‌ی توئه

18:06.610 --> 18:08.777
‫و همیشه بهتر از اونی بود که دختر تو باشه

18:08.779 --> 18:10.320
‫احتمالاً حق با توئه

18:10.322 --> 18:12.489
‫کی این چیزا رو می‌دونه؟

18:12.491 --> 18:15.158
‫با یه زن رابطه برقرار می‌کنی. بچه‌دار میشی

18:15.160 --> 18:16.954
‫کی می‌دونه اون بچه‌ی کیه؟

18:17.663 --> 18:18.831
‫برا کی مهمه؟

18:24.169 --> 18:27.087
‫هر چی باشه تو هم مثل بقیه‌ی ما هستی!

18:27.089 --> 18:28.507
‫فقط داشتی تظاهر می‌کردی!

18:30.175 --> 18:31.844
!بزنش! بزنش

18:33.721 --> 18:36.724
‫نه کتیل، نمی‌تونم

18:38.559 --> 18:40.726
‫اگه مثل قدیم بودم،

18:40.728 --> 18:44.845
‫این بیل رو همچین میزدم تو سرت
‫که از هوش بری

18:45.858 --> 18:47.774
‫و وقتی به هوش بیای،

18:47.776 --> 18:52.362
‫می‌ذاشتم ببینی که دارم
‫زنده زنده زنت رو می‌سوزونم

18:52.364 --> 18:56.890
‫و بعد تنها پسر زنده مونده‌ت رو مجبور می‌کردم،
‫تا تخم‌هات رو ببره و بده بخوری‌شون

18:58.120 --> 19:00.621
‫و همینطور که کم‌کم خونریزی میکنی،

19:00.623 --> 19:04.374
‫آخرین چیزی که می‌ذارم ببینی
‫اینه که من به پسرت تجاوز می‌کنم،

19:04.376 --> 19:07.296
‫نمی‌دونم این ترحم رو بهش میکنم که بکشمش یا نه

19:16.889 --> 19:17.973
‫ولی می‌دونی،

19:20.017 --> 19:21.477
‫هیچکدوم این کارها رو نمی‌کنم

19:24.188 --> 19:26.355
‫چون با اینکه تو،

19:26.357 --> 19:27.731
‫و ایویند،

19:27.733 --> 19:30.317
‫و هر کس دیگه در این سکونت‌گاه نفرین‌شده،

19:30.319 --> 19:33.487
‫بهم نشون دادین نمی‌تونم بقیه رو عوض کنم،

19:33.489 --> 19:35.040
‫خودم رو تغییر دادم

19:36.742 --> 19:38.619
‫و قصد دارم همینطوری بمونم

19:41.288 --> 19:42.873
‫این رو به مردگان مدیونم

19:47.544 --> 19:49.463
‫هر کاری میخوای با اینجا بکن

19:51.215 --> 19:52.841
‫من از انسان‌ها خسته شدم

20:09.274 --> 20:11.860
‫ون، ون،

20:12.945 --> 20:14.363
‫ون کوچولو،

20:16.407 --> 20:20.327
‫مثل ذغال که توی اجاقه داره کوچیک میشه

20:22.079 --> 20:26.331
‫مثل کثافت روی دیوار خشک میشه!

20:26.333 --> 20:27.835
‫هدر میره...

20:28.502 --> 20:31.171
‫مثل آب توی سطل!

20:32.506 --> 20:34.758
‫کوچیک‌تر میشه،

20:36.802 --> 20:39.722
‫مثل دانه‌ی کتان،

20:42.516 --> 20:44.683
‫و کوچیک‌تر،

20:44.685 --> 20:48.088
‫از استخون باسن کرم خاکی...

20:49.565 --> 20:52.484
‫تا وقتی که بالاخره...

20:53.402 --> 20:56.405
کاملاً از بین بری

21:01.618 --> 21:03.787
‫باید بری

21:05.372 --> 21:06.498
‫چی؟

21:11.920 --> 21:13.462
‫کی؟

21:13.464 --> 21:15.881
‫اون هیچی نیست!
‫اون هیچی نیست!

21:15.883 --> 21:17.301
‫به تو ربطی نداره

21:19.720 --> 21:21.511
‫اون زن کیه؟

21:21.513 --> 21:23.515
‫اون کسی نیست

21:25.350 --> 21:27.853
‫خواهش میکنم، بهت گفتم. باید بری!

21:28.187 --> 21:30.395
‫نه

21:30.397 --> 21:34.193
‫یه زن دیوانه. ازش مراقبت می‌کردم

21:38.572 --> 21:39.821
‫لاگرتا؟

21:39.823 --> 21:41.073
‫خواهش میکنم...

21:41.075 --> 21:42.117
‫لاگرتا، تویی؟

21:48.373 --> 21:49.433
‫اینو بگیر

21:52.044 --> 21:54.294
‫بیورن! بیورن! بیورن!

21:54.296 --> 21:56.296
‫ممنونم

21:56.298 --> 21:57.798
‫نان کفاف ما را امروز به ما بده

21:57.800 --> 22:02.302
‫اراده‌ی تو چنان‌که در آسمان است...

22:02.304 --> 22:04.846
‫و گناهان ما را ببخش...

22:04.848 --> 22:05.891
‫ملکوت تو بیاید...

22:06.850 --> 22:08.185
‫اراده‌ی تو چنان‌که

22:09.561 --> 22:12.020
‫و ما را از شریر رهایی ده...

22:12.022 --> 22:13.647
‫از شریر.

22:13.649 --> 22:15.818
‫و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر

22:23.408 --> 22:26.243
‫باعث خرسندی من میشه که اودین

22:26.245 --> 22:27.746
‫برای جشن آماده میشه

22:33.085 --> 22:35.210
‫به زودی از شاخ‌های خمیده

22:35.212 --> 22:37.589
‫آبجو خواهم خورد!

22:39.633 --> 22:41.967
‫این قهرمانی که وارد والهالا میشه،

22:41.969 --> 22:43.512
‫برای مرگش ضجه نمی‌زنه

22:44.888 --> 22:48.600
‫با ترس وارد تالار اودین نمی‌شوم

22:50.060 --> 22:53.647
‫آنجا منتظر پسرانم می‌شوم تا به من بپیوندن

22:54.731 --> 22:56.233
‫و وقتی پیوستن،

22:57.442 --> 22:59.150
‫از داستان‌های فتوحاتشان،

22:59.152 --> 23:00.988
‫لذت خواهم برد.

23:03.949 --> 23:06.034
‫آسیر بهم خوش‌آمد خواهد گفت

23:08.245 --> 23:10.539
‫مرگ من تاسف خوردن نداره!

23:11.331 --> 23:13.290
‫و من به...

23:13.292 --> 23:17.335
‫والکری‌ها که منو به خونه می‌خونن خوش‌آمد میگم!

23:17.337 --> 23:21.008
‫ای سرورم، مرا از شر دشمنانم محفوظ بدار!

23:22.259 --> 23:24.177
‫اونجا. اونجا

23:33.437 --> 23:34.479
‫نه!

23:37.774 --> 23:39.109
‫همیشه رویای تو رو داشتم

23:41.111 --> 23:42.362
‫دیشب،

23:42.822 --> 23:45.464
‫خواب دیدم که داری بهم پودینگ خون میدی

23:46.658 --> 23:47.868
‫یعنی چی؟

23:50.996 --> 23:53.206
‫یعنی قلبت رو به من دادی

23:59.338 --> 24:00.547
‫رگنار

24:17.189 --> 24:18.607
‫اینجا کجاست؟

24:23.487 --> 24:24.986
‫من کجا هستم؟

24:24.988 --> 24:26.573
‫ویلای سلطنتی وسکس

24:28.992 --> 24:30.035
‫وسکس

24:34.122 --> 24:35.290
‫اکبرت

24:37.042 --> 24:38.085
‫بله

24:39.086 --> 24:40.212
‫اکبرت

24:54.228 --> 24:57.270
‫سه پادشاه دانمارکی تقریباً هشت کیلومتری
‫بالای رودخونه اردو زدن

24:57.272 --> 24:59.523
‫دارن تدارک حمله‌ی هر چه سریع‌تر رو میکنن

24:59.525 --> 25:01.566
‫پس مشخصاً ما باید سریعاً بهشون حمله کنیم

25:01.568 --> 25:02.778
‫اینطور فکر نمی‌کنم

25:02.813 --> 25:04.705
‫با تاخیر دادن چه چیزی به دست میاریم؟

25:04.898 --> 25:06.824
‫خیلی زود می‌فهمن که ما اینجا هستیم

25:06.892 --> 25:08.801
‫مطمئنم الانش هم می‌دونن که اینجاییم

25:10.369 --> 25:12.452
‫پس بگین چه پیشنهادی میدین؟

25:12.454 --> 25:15.242
‫- پیشنهاد میدم بریم اونجا و باهاشون صحبت کنیم
‫- صحبت کنیم؟

25:15.249 --> 25:16.707
‫این بهترین راهه

25:16.709 --> 25:19.876
‫تا جلوی یه نبرد وحشتناک
‫و مرگ‌های غیرضروری رو بگیریم

25:19.878 --> 25:22.796
‫خب از کجا باید بدونیم که بهمون
‫خیانت نمی‌کنی و بهشون نمی‌پیوندی؟

25:22.798 --> 25:23.964
‫نمی‌دونی

25:23.966 --> 25:25.924
‫ولی اگه میخوای از دستور پادشاهت سرپیچی کنی،

25:25.926 --> 25:27.928
‫پادشاهی که منو فرمانده‌ی این ارتش کرد،

25:28.345 --> 25:29.388
‫بفرما

25:38.320 --> 25:40.320
برای جنگ نیومده‌ایم

25:41.844 --> 25:43.844
ما دوستان شما هستیم

25:47.368 --> 25:52.368
من اوبه هستم. پسر رگنار لاثبروک

25:53.792 --> 25:58.792
ما رو ببرید پیش سه پادشاهتون

26:40.751 --> 26:44.294
‫شاه اولاف می‌پرسن نظرتون تغییر کرده یا خیر

26:44.296 --> 26:47.881
‫طبق توافق قبلی به اون و شاه آیوار
‫برای حمله به انگلستان می‌پیوندین؟

26:47.883 --> 26:49.593
‫ایکاش می‌تونستم قبول کنم

26:51.470 --> 26:53.388
‫این شکل مسخره‌ای برای مردنه

26:54.431 --> 26:56.932
‫خیلی داغ در این هوای سرد

26:56.934 --> 26:59.184
‫مطمئنم متوجه کنایه‌ش میشی

26:59.186 --> 27:01.019
عاشق کنایه‌ام

27:01.021 --> 27:03.188
‫ولی هنوز... مرگ مرگه

27:03.190 --> 27:05.901
‫درسته. راستش مسئله‌ی خنده‌داری نیست

27:07.194 --> 27:09.521
‫ولی من تصمیم گرفتم خلاف برادرم باشم

27:11.031 --> 27:13.291
‫پادشاه باید تصمیم خودش رو بگیره

27:14.618 --> 27:16.436
‫فکر می‌کردم با من موافقه

27:18.455 --> 27:21.250
‫هیچوقت نباید سعی در پیش‌بینی امیال شاهان بکنی

27:23.085 --> 27:25.963
‫فکر می‌کردم دیگه تو باید اینو تا الان فهمیده باشی

28:42.039 --> 28:47.042
‫اوبه اوبه اوبه!

28:47.044 --> 28:50.547
‫اوبه اوبه اوبه!

28:55.594 --> 28:59.221
‫می‌بینی، تو مشهور هستی

28:59.223 --> 29:03.852
‫اوبه اوبه اوبه!

29:16.156 --> 29:17.824
‫بله. بله

29:39.137 --> 29:40.889
‫سرش رو دیدم. یه زور دیگه

29:59.783 --> 30:00.951
‫چیه؟

30:02.661 --> 30:04.329
‫یه پسر داری، شاه آیوار

30:06.707 --> 30:07.749
‫یه پسر دارم

30:08.834 --> 30:10.250
‫یه پسر دارم

30:10.252 --> 30:12.127
‫بچه‌م رو بهم بده

30:12.129 --> 30:15.005
‫اون نمی‌تونه از سینه‌های تو شیر بخوره

30:15.007 --> 30:16.506
‫درباره‌ی چی صحبت میکنی؟

30:16.508 --> 30:17.801
‫- من...
‫- بچه م رو بهم بده

30:26.935 --> 30:29.396
‫بالدور کوچولوی زیبای من

30:31.189 --> 30:32.607
‫خدای کوچیک من

30:35.485 --> 30:37.821
‫به آیوار پسر متبرکش رو نشون بده

30:38.572 --> 30:39.573
‫بله

30:43.243 --> 30:44.536
‫پسرم رو بهم بده

30:56.882 --> 30:58.425
‫بالدور خدایی من

31:00.427 --> 31:01.887
‫منتظرت بودم...

31:04.222 --> 31:05.513
‫بهت نگفتم،

31:05.515 --> 31:08.808
‫و وقتی گفتم که نقص عضو نشونه‌ای واقعی،

31:08.810 --> 31:12.606
‫از لطف خدایانه، باور نکردی؟

31:23.994 --> 31:29.458
‫اوبه اوبه اوبه!

31:43.472 --> 31:44.971
‫اوبه

31:44.973 --> 31:46.433
‫پسر رگنار

31:47.851 --> 31:48.977
‫خوش اومدی

31:50.729 --> 31:52.521
‫اسم من شاه همینگ هست

31:52.523 --> 31:54.942
‫و ایشون هم شاه آگانتیر و شاه فرودو هستن

31:57.361 --> 31:59.894
‫از بین تمام دشمنانی که انتظار
‫رویارویی‌شون رو می‌کشیدیم،

31:59.896 --> 32:01.857
‫اصلآً تصور نمی‌کردیم با تو روبرو بشیم

32:03.158 --> 32:04.893
‫من دشمن شما نیستم

32:14.503 --> 32:17.456
‫بایین بریم یه چیزی بنوشیم. بذارید توضیح بدم

32:17.923 --> 32:19.224
‫لاگرتا،

32:19.633 --> 32:21.716
‫ملکه‌ی وایکینگ‌ها،

32:21.718 --> 32:23.677
‫بازگشت‌تون به وسکس رو خوش‌آمد میگیم،

32:23.679 --> 32:26.048
‫به ویلای سلطنتی پدربزرگم شاه اکبرت

32:30.477 --> 32:33.071
‫خیلی خوشحال شدیم که فهمیدیم زنده هستید

32:34.064 --> 32:36.199
‫ممنون شاه آلفرد

32:38.235 --> 32:39.870
‫از همتون ممنونم

32:44.867 --> 32:47.576
‫اوبه و توروی رفتن تا در مرز قلمرومون،

32:47.578 --> 32:50.195
‫با ارتش دانمارکی‌ها بجنگن.

32:50.497 --> 32:54.001
‫و شنیدم پسرم رفته تا به کتگات و آیوار حمله کنه

32:56.044 --> 32:58.003
‫زندگی ادامه پیدا میکنه،

32:58.005 --> 32:59.973
‫چه بخشی ازش باشیم یا نه

33:02.426 --> 33:04.261
‫همه چی تغییر میکنه

33:07.473 --> 33:09.475
‫همونطور که من تغییر کردم

33:11.185 --> 33:13.560
‫من دیگه لاگرتا نیستم،

33:13.562 --> 33:15.645
‫زن سپر دار،

33:15.647 --> 33:17.841
‫چون سپرم گم شده

33:20.611 --> 33:23.563
‫چیزی برای حفاظت از خودم ندارم

33:25.574 --> 33:27.492
‫فقط خودت...

33:28.118 --> 33:30.529
‫و صداقتت

33:32.748 --> 33:36.368
‫جودیث عزیز، فکر میکنی این کافیه؟

33:38.795 --> 33:40.795
‫نمی‌فهمم

33:40.797 --> 33:43.673
‫یه ارتش ساکسون رو از طرف
‫پادشاه وسکس رهبری میکنی؟

33:43.675 --> 33:44.693
‫بله

33:46.011 --> 33:47.761
‫باهاش متحد شدیم

33:47.763 --> 33:50.098
‫قبل اینکه تو و افرادت به اینجا بیاین

33:51.308 --> 33:53.183
‫ولی اون‌ها دشمنان ما هستن

33:53.185 --> 33:56.478
‫چرا با دشمنان ما متحد شدی؟

33:56.480 --> 34:00.607
‫بعضی وقتا، وقتی اهداف بلندمدت داری
‫منطقیه که پیمان‌هایی ببندی

34:00.609 --> 34:03.403
‫شاید زنان اینو بیشتر از مردان بفهمن

34:04.696 --> 34:06.780
‫مردان فقط میرن و می‌جنگن
‫و همدیگه رو می‌کشن،

34:06.782 --> 34:09.576
‫و بعدش می‌فهمن نیازی به اینکار نبود

34:09.952 --> 34:11.786
‫راه‌های بهتری هم بود

34:12.871 --> 34:14.531
‫این زن کیه؟

34:15.832 --> 34:18.410
‫یه زن مبارز. توروی

34:18.961 --> 34:20.303
‫زنم

34:21.713 --> 34:24.381
‫چیز دیگه‌ای هم لازمه بدونی شاه فرودو؟

34:24.383 --> 34:26.668
‫ثمره‌ی اتحادتون چیه؟

34:29.012 --> 34:33.683
‫شاه آلفرد وسکس بهمون
‫منطقه‌ای بزرگ در قلمروش رو داده

34:34.476 --> 34:36.726
‫این همیشه رویای پدرم بود،

34:36.728 --> 34:39.312
‫که در اینجا یک سکونت‌گاه داشته باشیم

34:39.314 --> 34:42.857
‫این چه معنایی برامون داره؟

34:42.859 --> 34:45.443
‫اگه جنگجویانتون مایل باشن
‫شمشیرشون رو زمین بذارن،

34:45.445 --> 34:48.572
‫بعدش می‌تونین فوراً به
‫زمین‌های آنگلیای شرقی بیاین

34:48.574 --> 34:51.866
‫عوض اینکه مرگ بیهوده‌ای
‫در میدان نبرد داشته باشین،

34:51.868 --> 34:53.827
‫مردان و زنان جنگجوی شما،

34:53.829 --> 34:55.453
‫می‌تونن گاوآهن و دستگاه نساجی‌شون رو بردارن،

34:55.455 --> 34:56.790
‫و اینجا زندگی کنن

34:58.083 --> 34:59.708
‫چیزی جلوتون رو نمی‌گیره

34:59.710 --> 35:02.512
‫و می‌تونین هر چیزی به دست بیارین

35:08.176 --> 35:09.886
‫اسم اون سنگ چیه؟

35:11.388 --> 35:14.341
‫لاجورد

35:15.976 --> 35:17.769
‫از کجا اومده؟

35:19.688 --> 35:21.813
‫جایی بسیار دور،

35:21.815 --> 35:23.317
‫در طول راه ابریشم

35:25.527 --> 35:26.943
‫آبی

35:26.945 --> 35:30.572
‫گرون‌ترین رنگ‌هاست،

35:30.574 --> 35:34.159
‫برای همین برای مریم مقدس نگهش داشتیم

35:34.161 --> 35:35.795
‫چه رنگی داره!

35:36.747 --> 35:38.089
‫می‌درخشه!

35:38.957 --> 35:40.832
‫همینطور که ماه،

35:40.834 --> 35:43.668
‫در بازتاب نور خورشید می‌درخشه،

35:43.670 --> 35:47.674
‫مریم هم در بازتاب نور پسرش عیسی مسیح،

35:48.467 --> 35:49.960
‫می‌درخشه.

35:54.514 --> 35:56.483
‫فکر میکنم صاحب پسری خواهی شد

35:57.768 --> 36:01.480
‫مثل تو، لاگرتا، صاحب یه پسر بشه.
‫و من، دو پسر دارم...

36:04.900 --> 36:06.777
‫ولی یکی‌شون رو کشتم

36:09.363 --> 36:11.056
‫و الان دارم می‌میرم

36:12.407 --> 36:14.234
‫- نه!
‫- بله

36:17.412 --> 36:19.339
‫یه غده تو سینه‌م دارم

36:20.415 --> 36:23.343
‫می‌دونم بقیه‌ی زن‌ها بخاطر همچین چیزی مردن

36:25.379 --> 36:28.924
‫انگار تو هم دیگه سپرت رو نداری

36:32.552 --> 36:33.853
‫نه

36:35.430 --> 36:38.306
‫و هیچ جور دیگه‌ای،

36:38.308 --> 36:40.193
‫نمی‌شه جبرانش کرد

36:40.744 --> 36:42.195
‫نمی‌تونم تحملش کنم

36:44.231 --> 36:48.527
‫تو جوونی. می‌تونی هر چیزی رو تحمل کنی!

37:01.164 --> 37:04.084
‫مثل من یه جنگجو بودی

37:05.627 --> 37:07.529
‫به روش خودت

37:11.758 --> 37:13.710
‫ولی من باهات موافق نیستم

37:17.931 --> 37:21.226
‫هنوز چیزهای زیادی هست که باید در اون سمت

37:24.771 --> 37:27.282
‫دیوار سپری کشف کنیم

37:32.154 --> 37:34.863
‫به نظر می‌رسه ما شاید مجبور بشیم
‫برا بیرون رفتن از اینجا بجنگیم

37:34.865 --> 37:38.860
‫اگه قراره با جنگیدن بریم بیرون،
‫پس با هم اینکارو می‌کنیم

37:41.121 --> 37:42.912
‫و اگه شانسمون خیلی کم باشه،

37:42.914 --> 37:47.152
‫خوشحال میشم تا در کنارت بمیرم

37:51.173 --> 37:53.516
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم بشنوم یه زن اینو بگه

37:55.135 --> 37:56.259
‫همه می‌تونن اشتباه کنن

37:56.261 --> 37:57.343
‫اوبه

37:57.345 --> 37:58.363
‫حتی تو

38:00.348 --> 38:04.350
‫ما دو تا و جنگجویانمون میخوایم
‫از پیشنهادتون استقبال کنیم

38:04.352 --> 38:09.190
‫ولی شاه فرودو قبول نمی‌کنه

38:09.649 --> 38:11.858
‫میخواد به حمله ادامه بده

38:11.860 --> 38:13.779
‫پس فقط یه راه می‌مونه

38:15.906 --> 38:19.073
‫رد پیشنهادم رو توهین تلقی میکنم،

38:19.075 --> 38:21.411
‫و به مبارزه‌ی تن به تن می‌طلبمتون

38:21.703 --> 38:22.911
‫خوبه

38:22.913 --> 38:24.704
‫این منو خیلی خوشحال میکنه،

38:24.706 --> 38:26.124
‫اوبه لاثبروک

38:31.748 --> 38:33.748
ای خدایان

38:35.372 --> 38:36.972
کجایید؟

38:40.396 --> 38:42.396
دیگه با من حرف نمی‌زنید

38:47.620 --> 38:50.320
دیگه خودتون رو به من نشون نمیدید

38:53.244 --> 38:56.344
من زندگیمو فدای شما کردم

38:56.968 --> 39:00.068
من امیدم رو فدای شما کردم

39:01.492 --> 39:05.792
هرکاری که اینجا کردم تنها برای شما بوده

39:18.900 --> 39:22.700
...دارم ایمانم بهتون رو از دست میدم

39:39.840 --> 39:42.840
از دروازه‌ی جهنم گذر میکنم

39:45.364 --> 39:50.364
به اعماق زمین و تالارهای دورف‌ها میرم
و پیداتون میکنم

39:52.288 --> 39:54.088
من خیلی امید دارم

40:04.095 --> 40:05.137
بخشش

40:06.180 --> 40:08.432
‫همدردی

40:09.934 --> 40:11.477
‫کنترل

40:13.896 --> 40:16.438
‫تصمیم گرفتم

40:16.440 --> 40:19.149
‫تا بالاخره با تو بیام

40:19.151 --> 40:23.239
‫و به کشور آیوار حمله کنم

40:24.657 --> 40:25.658
‫خوبه؟

40:28.994 --> 40:31.080
‫بیا یکم با هم صحبت کنیم،

40:31.914 --> 40:33.165
‫من و تو، پسرم

40:34.875 --> 40:37.044
‫مدت زیادی منتظرت بودم

40:38.879 --> 40:40.172
‫فکر می‌کردم همه چی رو،

40:41.465 --> 40:43.882
‫عالی میکنی

40:43.884 --> 40:45.803
‫چون مثل یه خدا میشی،

40:47.179 --> 40:48.514
‫یه خدای درخشان،

40:49.140 --> 40:50.182
‫مثل بالدور.

40:57.148 --> 40:58.566
‫این رویای من بود

41:01.402 --> 41:03.112
‫ولی فقط یه رویا بود

41:09.618 --> 41:11.120
‫تو خدایی نیستی...

41:13.372 --> 41:16.874
‫چون منو یاد خودم می‌اندازی

41:16.876 --> 41:20.171
‫و مرتب به من و بقیه یادآوری می‌کنی،

41:20.713 --> 41:21.797
‫که من چی هستم

41:25.593 --> 41:27.845
‫و می‌دونی، نمی‌تونم بذارم این اتفاق بیفته

41:31.557 --> 41:33.726
‫نمی‌تونم بذارم مثل من،

41:35.102 --> 41:37.938
‫تو تمام زندگیت زجر بکشی

41:43.152 --> 41:46.030
‫چطور می‌تونم اینکارو باهات بکنم، همم؟

41:51.911 --> 41:55.206
‫چطور پدری می‌تونه اینکارو با پسرش بکنه؟

41:58.918 --> 42:00.119
‫با هر پسری؟

42:08.552 --> 42:10.888
‫نه. نه

42:23.400 --> 42:26.777
‫دیگه نمی‌تونم کمکت کنم

42:26.779 --> 42:29.323
‫باید تو زندگی راه خودت رو پیدا کنی بالدور

42:32.076 --> 42:33.077
‫پسرم

43:24.501 --> 43:26.501
...می‌دونم این چیه

43:28.525 --> 43:30.525
دروازه‌ی جهنم

43:32.549 --> 43:35.549
می‌دونم شما خدایان اینجا هستید

44:12.173 --> 44:25.173
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
