1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:55,981 --> 00:00:57,691
‫نه...

3
00:00:58,984 --> 00:01:02,152
‫و بعد یکی از بچه‌ها رو برداشت،

4
00:01:02,154 --> 00:01:05,574
‫یه پسر کوچیک، و بعد خوردش!

5
00:01:14,124 --> 00:01:15,209
‫ایست!

6
00:01:21,006 --> 00:01:22,591
‫کی هستی غریبه؟

7
00:01:23,968 --> 00:01:25,634
‫اسمم ایتسرکه،

8
00:01:25,636 --> 00:01:27,096
‫پسر رگنار لاثبروک

9
00:01:30,140 --> 00:01:32,434
‫اومدم شاه اولاف رو ببینم.
‫قراره با هم متحد باشیم.

10
00:01:35,729 --> 00:01:37,563
‫دوست من، من به تازگی،

11
00:01:37,565 --> 00:01:40,607
‫از میان رشته‌کوه‌ها و دریاچه‌های یخ‌زده گذشتم

12
00:01:40,609 --> 00:01:42,651
‫دارم از سرما می‌میرم

13
00:01:42,653 --> 00:01:46,196
‫حداقل نمیشه بذاری کنار آتیشت خودم رو گرم کنم؟

14
00:01:46,198 --> 00:01:51,076
‫مهمون‌نوازی یه دوست و متحد اینه؟

15
00:01:51,078 --> 00:01:54,957
‫سرزده میای اینجا و
‫اولین کاری که میکنی توهین به منه!

16
00:01:55,833 --> 00:01:56,917
‫بله

17
00:01:58,669 --> 00:01:59,878
‫منو ببخش

18
00:02:01,046 --> 00:02:03,046
‫صحیح

19
00:02:03,048 --> 00:02:05,132
‫البته به دیدن شاه اولاف می‌برمت

20
00:02:05,134 --> 00:02:06,508
‫ممنون

21
00:02:06,510 --> 00:02:08,137
‫ولی قبلش باید لباس‌هات رو در بیاری

22
00:02:11,849 --> 00:02:12,933
‫چی؟

23
00:02:14,218 --> 00:02:16,324
لباس‌هات رو در بیار

24
00:02:16,358 --> 00:02:17,705
وگرنه نمی‌تونی ببینیش

25
00:04:53,677 --> 00:04:55,595
‫می‌خواستم بهت تبریک بگم

26
00:04:56,555 --> 00:04:58,680
‫ممنون شاه هارالد

27
00:04:58,682 --> 00:05:00,475
‫فکر می‌کردم می‌خوای ملکه‌ی نروژ بشی

28
00:05:01,018 --> 00:05:02,060
‫بله

29
00:05:03,312 --> 00:05:05,314
‫ولی هیچوقت به کسی نگفتم می‌خوام کی شاه بشه

30
00:05:12,195 --> 00:05:13,778
‫روزهای شاد

31
00:05:13,780 --> 00:05:15,322
‫- روزهای شاد
‫- بله

32
00:05:15,324 --> 00:05:17,449
‫می‌دونی، انگار واقعاً تو یه رویا هستم

33
00:05:17,451 --> 00:05:19,451
‫تمام نوجوونیم مجبور بودم پنهان بشم،

34
00:05:19,453 --> 00:05:22,370
‫و نتونستم به کسی بگم کی هستم

35
00:05:22,372 --> 00:05:24,998
‫ولی الان در عروسی برادرم هستم،

36
00:05:25,000 --> 00:05:26,543
‫بیورن رویین‌تن!

37
00:05:30,964 --> 00:05:34,007
‫یکی از مشهورترین مردان دنیا

38
00:05:34,009 --> 00:05:36,968
‫و از شما، و باید از این بابت
‫از شما تشکر کنم شاه هارالد

39
00:05:37,559 --> 00:05:40,217
آخه، می‌تونستی منو بکشی ولی نکشتی

40
00:05:40,252 --> 00:05:42,150
و حالا داریم برمی‌گردیم به کتگات

41
00:05:42,185 --> 00:05:43,255
کشور پدرم

42
00:05:43,289 --> 00:05:45,015
چرا نباید خوشحال باشم، ها؟

43
00:05:45,050 --> 00:05:46,706
!شاد باش

44
00:05:46,741 --> 00:05:49,537
یه شاخ دیگه بنوش، چند تا بنوش، ها؟

45
00:05:49,571 --> 00:05:51,504
برای سفرمون آماده شو

46
00:05:51,539 --> 00:05:53,334
آسون نخواهد بود

47
00:05:53,368 --> 00:05:55,370
قطعآً چند تا از کشتی‌هامون غرق میشه

48
00:05:55,405 --> 00:05:57,407
ولی کشتی من نمیشه

49
00:05:57,441 --> 00:05:58,718
نه

50
00:05:58,753 --> 00:06:00,859
خدایان، نمی‌ذارن غرق بشه

51
00:06:00,893 --> 00:06:02,550
چون من پسر رگنار لاثبروک هستم

52
00:06:04,069 --> 00:06:05,622
و خدایان مراقبم هستن

53
00:06:05,656 --> 00:06:07,624
...یعنی، همیشه بودن، فقط

54
00:06:07,658 --> 00:06:09,143
من نمی‌دونستم

55
00:06:09,870 --> 00:06:11,497
‫- نوش
‫- نوش

56
00:06:16,877 --> 00:06:17,920
‫دوست من

57
00:06:22,508 --> 00:06:23,759
‫تبریک میگم

58
00:06:26,470 --> 00:06:30,474
‫اونو می‌خواستم. اینو می‌دونست. ولی مال تو شد

59
00:06:32,476 --> 00:06:36,478
‫پسر رگنار لاثبروک بودن مزیت داره

60
00:06:36,480 --> 00:06:38,438
‫واقعاً نمی‌دونم چرا

61
00:06:38,440 --> 00:06:39,856
‫البته که می‌دونی چرا

62
00:06:39,858 --> 00:06:40,876
‫احمق نیستی

63
00:06:42,569 --> 00:06:45,404
‫همیشه می‌خواستی رگنار لاثبروک بشی

64
00:06:45,406 --> 00:06:47,322
‫حس میکردی باهاش برابری. اینو می‌دونم

65
00:06:47,324 --> 00:06:48,951
‫- نوش
‫- ممنونم

66
00:06:50,244 --> 00:06:53,578
‫کاری نبود که از پسش بر نیای

67
00:06:53,580 --> 00:06:56,623
‫تو نفهمیدی چرا مردم از رگنار پیروی کردن و از تو نه

68
00:06:56,625 --> 00:06:57,784
‫درست نیست؟

69
00:06:59,628 --> 00:07:02,254
‫ولی هیچوقت رگنار نمیشی

70
00:07:02,256 --> 00:07:03,924
‫و هیچوقت شاه نروژ نمیشی

71
00:07:04,883 --> 00:07:06,842
‫و میخوای بدونی چرا؟

72
00:07:06,844 --> 00:07:08,927
‫چرا بهم نمیگی؟

73
00:07:08,929 --> 00:07:10,429
‫هیچ ربطی به قدرت،

74
00:07:10,431 --> 00:07:14,560
‫مقام یا ارتشت نداره.

75
00:07:17,730 --> 00:07:19,148
‫در هدیه‌ی خدایانه.

76
00:07:21,233 --> 00:07:23,567
‫امروز برات خوشحالم بیورن

77
00:07:23,569 --> 00:07:24,987
‫با زن زیبایی ازدواج کردی

78
00:07:25,863 --> 00:07:28,490
‫البته، بعضیا میگن که،

79
00:07:28,741 --> 00:07:32,161
‫این بزرگ‌ترین نفرینه. ولی اینو باور ندارم

80
00:07:34,371 --> 00:07:36,163
‫بهت حسادت می‌کنم

81
00:07:36,165 --> 00:07:37,708
‫حسادتت رو درک می‌کنم

82
00:07:39,960 --> 00:07:42,711
‫ولی این باعث نمیشه با هم همکاری نکنیم

83
00:07:42,713 --> 00:07:44,131
‫یا به هم اعتماد نکنیم

84
00:07:45,758 --> 00:07:47,718
‫- میشه؟
‫- البته که نه

85
00:07:49,636 --> 00:07:53,395
‫پای چیزهای بزرگ‌تری از یه زن در میونه

86
00:07:54,808 --> 00:07:57,603
‫ولی اون یه زن معمولی نیست، هست؟

87
00:09:02,918 --> 00:09:05,460
‫سرورم اولاف. این...

88
00:09:05,462 --> 00:09:07,089
‫می‌دونم اون کیه!

89
00:09:08,757 --> 00:09:11,593
‫بیا و بشین ایتسرک

90
00:09:13,887 --> 00:09:16,304
‫برادرت آیوار

91
00:09:16,306 --> 00:09:18,642
‫بهم گفت که تو رو می‌فرسته

92
00:09:19,476 --> 00:09:20,644
‫و منم...

93
00:09:21,478 --> 00:09:23,564
‫منتظرت بودم

94
00:09:24,940 --> 00:09:28,277
‫- برای مهمانمون نوشیدنی بیار
‫- بله سرورم

95
00:09:33,615 --> 00:09:34,783
‫نوش

96
00:09:37,161 --> 00:09:38,245
‫نوش

97
00:09:44,501 --> 00:09:47,713
‫یه پسر دیگه‌ی رگنار

98
00:09:51,008 --> 00:09:54,678
‫این نشونه‌ی...

99
00:09:56,263 --> 00:09:57,723
‫احترامه

100
00:10:00,517 --> 00:10:02,434
‫خب،

101
00:10:02,436 --> 00:10:04,730
‫تا حالا نظرت درباره‌ی اینجا چی بوده؟

102
00:10:11,904 --> 00:10:13,030
‫حقیقتش؟

103
00:10:15,407 --> 00:10:17,743
‫فکر میکنم همه‌ی اینا یه توهمه،

104
00:10:19,328 --> 00:10:22,289
‫و تو چیزی هستی که بهش میگن،

105
00:10:23,207 --> 00:10:24,458
‫بودا.

106
00:10:37,763 --> 00:10:38,931
‫برید کنار!

107
00:10:55,697 --> 00:10:57,239
‫از سر راه برید کنار! برید!

108
00:10:57,241 --> 00:11:00,242
‫راه رو باز کنید. برید! برید!

109
00:11:00,244 --> 00:11:02,827
‫برید! راه باز کنید! عقب بایستید!

110
00:11:02,829 --> 00:11:04,748
‫برید! برو عقب!

111
00:11:24,774 --> 00:11:26,734
‫عقب وایسا. برو

112
00:11:33,199 --> 00:11:35,074
‫در رو باز کن!

113
00:11:35,476 --> 00:11:36,936
‫همین الان در رو باز کن!

114
00:11:59,041 --> 00:12:00,042
‫بیا

115
00:12:04,672 --> 00:12:06,465
‫لطفاً بشین

116
00:12:11,512 --> 00:12:14,932
‫ثورا، میخوام خوب حکومت کنم

117
00:12:16,258 --> 00:12:19,386
‫سعی دارم برای صلاح مردممون حکومت کنم،

118
00:12:20,429 --> 00:12:23,849
‫نه غریبه‌ها، نه بیگانه‌هایی که تهدیدمون میکنن

119
00:12:26,602 --> 00:12:29,855
‫از خدایی بودنم برای محافظت
‫ازتون استفاده میکنم،

120
00:12:31,190 --> 00:12:32,524
‫مثل یک پدر

121
00:12:34,985 --> 00:12:36,487
‫ولی هنوز ازم متنفر هستین

122
00:12:37,947 --> 00:12:41,659
‫مجسمه‌م رو خراب می‌کنین.
‫ازم انتقاد می‌کنین.

123
00:12:44,662 --> 00:12:45,663
‫چرا؟

124
00:12:47,665 --> 00:12:49,083
‫در زمان رگنار،

125
00:12:49,792 --> 00:12:52,084
‫همه آزاد بودن

126
00:12:52,086 --> 00:12:53,629
‫این چیزیه که پدر مادرم بهم گفتن

127
00:12:54,672 --> 00:12:56,672
‫می‌تونستن حرفی که میخوان رو بزنن،

128
00:12:56,674 --> 00:12:59,716
‫می‌تونستن کاری که میخوان رو بکنن

129
00:12:59,718 --> 00:13:02,012
‫رگنار هیچوقت مجبور به انجام کاری نمی‌کردشون

130
00:13:05,015 --> 00:13:06,684
‫و مهمتر از همه،

131
00:13:08,602 --> 00:13:11,530
‫هیچوقت مجبورشون نمی‌کرد بپرستنش

132
00:13:12,273 --> 00:13:16,108
‫می‌دونست که، فقط یه انسانه

133
00:13:16,110 --> 00:13:17,611
‫درست مثل بقیه‌مون

134
00:13:22,408 --> 00:13:23,659
‫سخنان خوبی گفتی

135
00:13:26,954 --> 00:13:28,030
‫برو

136
00:13:29,665 --> 00:13:30,666
‫برم؟

137
00:13:36,380 --> 00:13:37,840
‫پدرت رو به یاد دارم

138
00:13:39,133 --> 00:13:40,676
‫مرد خوبیه

139
00:13:44,513 --> 00:13:45,556
‫یکی از ماست

140
00:13:47,725 --> 00:13:48,726
‫برو

141
00:13:53,480 --> 00:13:57,274
‫دنبال اینم تا به انگلستان سفر کنم،

142
00:13:57,276 --> 00:13:59,359
‫و همراه با برادرت بجنگم

143
00:13:59,361 --> 00:14:03,938
‫داستان‌هایی زیادی درباره‌ی
‫دلاوری‌هاش بعنوان یه جنگجو شنیدم

144
00:14:06,452 --> 00:14:09,330
‫برادرت چجور حاکمیه؟

145
00:14:10,164 --> 00:14:12,080
‫اون...

146
00:14:12,082 --> 00:14:14,082
‫ظالمه؟

147
00:14:14,084 --> 00:14:16,420
‫یه هیولاست؟

148
00:14:17,296 --> 00:14:19,048
‫باید بدونم

149
00:15:11,225 --> 00:15:14,103
‫برادرم خودش رو یه خدا معرفی کرده

150
00:15:15,062 --> 00:15:17,354
‫اون آیواری که قبلآً می‌شناختم نیست

151
00:15:17,356 --> 00:15:18,482
‫برادری که می‌شناختم

152
00:15:20,567 --> 00:15:21,735
‫یه مستبد شده

153
00:15:26,281 --> 00:15:27,489
‫تو! بیا اینجا!

154
00:15:31,703 --> 00:15:32,828
‫ثورا!

155
00:15:32,830 --> 00:15:33,912
‫ساکت باش!

156
00:15:33,914 --> 00:15:35,914
‫پدر!

157
00:15:35,916 --> 00:15:39,253
‫و بازم ازم میخوای تا توی
‫حمله به انگلستان بهش بپیوندم؟

158
00:15:39,837 --> 00:15:41,255
‫نه

159
00:15:41,880 --> 00:15:43,839
‫نه؟

160
00:15:43,841 --> 00:15:47,926
‫میخوای توضیح بدی؟

161
00:15:47,928 --> 00:15:49,052
‫اینجا!

162
00:15:49,054 --> 00:15:51,390
‫فرار کن ثورا، فرار کن! فرار کن!

163
00:15:53,267 --> 00:15:54,433
‫نه!

164
00:15:54,435 --> 00:15:56,101
‫فرار کن!

165
00:15:56,103 --> 00:15:57,436
‫نه. نه

166
00:15:57,438 --> 00:15:58,603
‫نه...

167
00:16:00,733 --> 00:16:03,742
‫شاه اولاف، نیومدم اینجا تا
‫ازتون بخوام به آیوار کمک کنید،

168
00:16:03,744 --> 00:16:06,745
‫که یورک رو باز پس بگیره و به وسکس حمله کنه،

169
00:16:06,947 --> 00:16:09,156
‫اومدم اینجا تا ازتون بخوام به آیوار حمله کنید،

170
00:16:09,158 --> 00:16:11,034
‫و اونو از پادشاهی کتگات پایین بکشید

171
00:16:12,743 --> 00:16:15,496
‫می‌فهمم

172
00:16:16,498 --> 00:16:21,753
‫ولی احتمالاً طبق نقشه‌ی اصلیم پیش میرم

173
00:16:57,331 --> 00:16:58,957
‫شاه اولاف، گوش کنید...

174
00:16:59,875 --> 00:17:01,583
‫شاه اولاف!

175
00:17:01,585 --> 00:17:03,253
‫شاه اولاف!

176
00:18:00,896 --> 00:18:03,564
‫حتی قبر دخترت رو نکندی

177
00:18:03,566 --> 00:18:06,608
‫گفتم بیشتر از من بچه‌ی توئه

178
00:18:06,610 --> 00:18:08,777
‫و همیشه بهتر از اونی بود که دختر تو باشه

179
00:18:08,779 --> 00:18:10,320
‫احتمالاً حق با توئه

180
00:18:10,322 --> 00:18:12,489
‫کی این چیزا رو می‌دونه؟

181
00:18:12,491 --> 00:18:15,158
‫با یه زن رابطه برقرار می‌کنی. بچه‌دار میشی

182
00:18:15,160 --> 00:18:16,954
‫کی می‌دونه اون بچه‌ی کیه؟

183
00:18:17,663 --> 00:18:18,831
‫برا کی مهمه؟

184
00:18:24,169 --> 00:18:27,087
‫هر چی باشه تو هم مثل بقیه‌ی ما هستی!

185
00:18:27,089 --> 00:18:28,507
‫فقط داشتی تظاهر می‌کردی!

186
00:18:30,175 --> 00:18:31,844
!بزنش! بزنش

187
00:18:33,721 --> 00:18:36,724
‫نه کتیل، نمی‌تونم

188
00:18:38,559 --> 00:18:40,726
‫اگه مثل قدیم بودم،

189
00:18:40,728 --> 00:18:44,845
‫این بیل رو همچین میزدم تو سرت
‫که از هوش بری

190
00:18:45,858 --> 00:18:47,774
‫و وقتی به هوش بیای،

191
00:18:47,776 --> 00:18:52,362
‫می‌ذاشتم ببینی که دارم
‫زنده زنده زنت رو می‌سوزونم

192
00:18:52,364 --> 00:18:56,890
‫و بعد تنها پسر زنده مونده‌ت رو مجبور می‌کردم،
‫تا تخم‌هات رو ببره و بده بخوری‌شون

193
00:18:58,120 --> 00:19:00,621
‫و همینطور که کم‌کم خونریزی میکنی،

194
00:19:00,623 --> 00:19:04,374
‫آخرین چیزی که می‌ذارم ببینی
‫اینه که من به پسرت تجاوز می‌کنم،

195
00:19:04,376 --> 00:19:07,296
‫نمی‌دونم این ترحم رو بهش میکنم که بکشمش یا نه

196
00:19:16,889 --> 00:19:17,973
‫ولی می‌دونی،

197
00:19:20,017 --> 00:19:21,477
‫هیچکدوم این کارها رو نمی‌کنم

198
00:19:24,188 --> 00:19:26,355
‫چون با اینکه تو،

199
00:19:26,357 --> 00:19:27,731
‫و ایویند،

200
00:19:27,733 --> 00:19:30,317
‫و هر کس دیگه در این سکونت‌گاه نفرین‌شده،

201
00:19:30,319 --> 00:19:33,487
‫بهم نشون دادین نمی‌تونم بقیه رو عوض کنم،

202
00:19:33,489 --> 00:19:35,040
‫خودم رو تغییر دادم

203
00:19:36,742 --> 00:19:38,619
‫و قصد دارم همینطوری بمونم

204
00:19:41,288 --> 00:19:42,873
‫این رو به مردگان مدیونم

205
00:19:47,544 --> 00:19:49,463
‫هر کاری میخوای با اینجا بکن

206
00:19:51,215 --> 00:19:52,841
‫من از انسان‌ها خسته شدم

207
00:20:09,274 --> 00:20:11,860
‫ون، ون،

208
00:20:12,945 --> 00:20:14,363
‫ون کوچولو،

209
00:20:16,407 --> 00:20:20,327
‫مثل ذغال که توی اجاقه داره کوچیک میشه

210
00:20:22,079 --> 00:20:26,331
‫مثل کثافت روی دیوار خشک میشه!

211
00:20:26,333 --> 00:20:27,835
‫هدر میره...

212
00:20:28,502 --> 00:20:31,171
‫مثل آب توی سطل!

213
00:20:32,506 --> 00:20:34,758
‫کوچیک‌تر میشه،

214
00:20:36,802 --> 00:20:39,722
‫مثل دانه‌ی کتان،

215
00:20:42,516 --> 00:20:44,683
‫و کوچیک‌تر،

216
00:20:44,685 --> 00:20:48,088
‫از استخون باسن کرم خاکی...

217
00:20:49,565 --> 00:20:52,484
‫تا وقتی که بالاخره...

218
00:20:53,402 --> 00:20:56,405
کاملاً از بین بری

219
00:21:01,618 --> 00:21:03,787
‫باید بری

220
00:21:05,372 --> 00:21:06,498
‫چی؟

221
00:21:11,920 --> 00:21:13,462
‫کی؟

222
00:21:13,464 --> 00:21:15,881
‫اون هیچی نیست!
‫اون هیچی نیست!

223
00:21:15,883 --> 00:21:17,301
‫به تو ربطی نداره

224
00:21:19,720 --> 00:21:21,511
‫اون زن کیه؟

225
00:21:21,513 --> 00:21:23,515
‫اون کسی نیست

226
00:21:25,350 --> 00:21:27,853
‫خواهش میکنم، بهت گفتم. باید بری!

227
00:21:28,187 --> 00:21:30,395
‫نه

228
00:21:30,397 --> 00:21:34,193
‫یه زن دیوانه. ازش مراقبت می‌کردم

229
00:21:38,572 --> 00:21:39,821
‫لاگرتا؟

230
00:21:39,823 --> 00:21:41,073
‫خواهش میکنم...

231
00:21:41,075 --> 00:21:42,117
‫لاگرتا، تویی؟

232
00:21:48,373 --> 00:21:49,433
‫اینو بگیر

233
00:21:52,044 --> 00:21:54,294
‫بیورن! بیورن! بیورن!

234
00:21:54,296 --> 00:21:56,296
‫ممنونم

235
00:21:56,298 --> 00:21:57,798
‫نان کفاف ما را امروز به ما بده

236
00:21:57,800 --> 00:22:02,302
‫اراده‌ی تو چنان‌که در آسمان است...

237
00:22:02,304 --> 00:22:04,846
‫و گناهان ما را ببخش...

238
00:22:04,848 --> 00:22:05,891
‫ملکوت تو بیاید...

239
00:22:06,850 --> 00:22:08,185
‫اراده‌ی تو چنان‌که

240
00:22:09,561 --> 00:22:12,020
‫و ما را از شریر رهایی ده...

241
00:22:12,022 --> 00:22:13,647
‫از شریر.

242
00:22:13,649 --> 00:22:15,818
‫و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر

243
00:22:23,408 --> 00:22:26,243
‫باعث خرسندی من میشه که اودین

244
00:22:26,245 --> 00:22:27,746
‫برای جشن آماده میشه

245
00:22:33,085 --> 00:22:35,210
‫به زودی از شاخ‌های خمیده

246
00:22:35,212 --> 00:22:37,589
‫آبجو خواهم خورد!

247
00:22:39,633 --> 00:22:41,967
‫این قهرمانی که وارد والهالا میشه،

248
00:22:41,969 --> 00:22:43,512
‫برای مرگش ضجه نمی‌زنه

249
00:22:44,888 --> 00:22:48,600
‫با ترس وارد تالار اودین نمی‌شوم

250
00:22:50,060 --> 00:22:53,647
‫آنجا منتظر پسرانم می‌شوم تا به من بپیوندن

251
00:22:54,731 --> 00:22:56,233
‫و وقتی پیوستن،

252
00:22:57,442 --> 00:22:59,150
‫از داستان‌های فتوحاتشان،

253
00:22:59,152 --> 00:23:00,988
‫لذت خواهم برد.

254
00:23:03,949 --> 00:23:06,034
‫آسیر بهم خوش‌آمد خواهد گفت

255
00:23:08,245 --> 00:23:10,539
‫مرگ من تاسف خوردن نداره!

256
00:23:11,331 --> 00:23:13,290
‫و من به...

257
00:23:13,292 --> 00:23:17,335
‫والکری‌ها که منو به خونه می‌خونن خوش‌آمد میگم!

258
00:23:17,337 --> 00:23:21,008
‫ای سرورم، مرا از شر دشمنانم محفوظ بدار!

259
00:23:22,259 --> 00:23:24,177
‫اونجا. اونجا

260
00:23:33,437 --> 00:23:34,479
‫نه!

261
00:23:37,774 --> 00:23:39,109
‫همیشه رویای تو رو داشتم

262
00:23:41,111 --> 00:23:42,362
‫دیشب،

263
00:23:42,822 --> 00:23:45,464
‫خواب دیدم که داری بهم پودینگ خون میدی

264
00:23:46,658 --> 00:23:47,868
‫یعنی چی؟

265
00:23:50,996 --> 00:23:53,206
‫یعنی قلبت رو به من دادی

266
00:23:59,338 --> 00:24:00,547
‫رگنار

267
00:24:17,189 --> 00:24:18,607
‫اینجا کجاست؟

268
00:24:23,487 --> 00:24:24,986
‫من کجا هستم؟

269
00:24:24,988 --> 00:24:26,573
‫ویلای سلطنتی وسکس

270
00:24:28,992 --> 00:24:30,035
‫وسکس

271
00:24:34,122 --> 00:24:35,290
‫اکبرت

272
00:24:37,042 --> 00:24:38,085
‫بله

273
00:24:39,086 --> 00:24:40,212
‫اکبرت

274
00:24:54,228 --> 00:24:57,270
‫سه پادشاه دانمارکی تقریباً هشت کیلومتری
‫بالای رودخونه اردو زدن

275
00:24:57,272 --> 00:24:59,523
‫دارن تدارک حمله‌ی هر چه سریع‌تر رو میکنن

276
00:24:59,525 --> 00:25:01,566
‫پس مشخصاً ما باید سریعاً بهشون حمله کنیم

277
00:25:01,568 --> 00:25:02,778
‫اینطور فکر نمی‌کنم

278
00:25:02,813 --> 00:25:04,705
‫با تاخیر دادن چه چیزی به دست میاریم؟

279
00:25:04,898 --> 00:25:06,824
‫خیلی زود می‌فهمن که ما اینجا هستیم

280
00:25:06,892 --> 00:25:08,801
‫مطمئنم الانش هم می‌دونن که اینجاییم

281
00:25:10,369 --> 00:25:12,452
‫پس بگین چه پیشنهادی میدین؟

282
00:25:12,454 --> 00:25:15,242
‫- پیشنهاد میدم بریم اونجا و باهاشون صحبت کنیم
‫- صحبت کنیم؟

283
00:25:15,249 --> 00:25:16,707
‫این بهترین راهه

284
00:25:16,709 --> 00:25:19,876
‫تا جلوی یه نبرد وحشتناک
‫و مرگ‌های غیرضروری رو بگیریم

285
00:25:19,878 --> 00:25:22,796
‫خب از کجا باید بدونیم که بهمون
‫خیانت نمی‌کنی و بهشون نمی‌پیوندی؟

286
00:25:22,798 --> 00:25:23,964
‫نمی‌دونی

287
00:25:23,966 --> 00:25:25,924
‫ولی اگه میخوای از دستور پادشاهت سرپیچی کنی،

288
00:25:25,926 --> 00:25:27,928
‫پادشاهی که منو فرمانده‌ی این ارتش کرد،

289
00:25:28,345 --> 00:25:29,388
‫بفرما

290
00:25:38,320 --> 00:25:40,320
برای جنگ نیومده‌ایم

291
00:25:41,844 --> 00:25:43,844
ما دوستان شما هستیم

292
00:25:47,368 --> 00:25:52,368
من اوبه هستم. پسر رگنار لاثبروک

293
00:25:53,792 --> 00:25:58,792
ما رو ببرید پیش سه پادشاهتون

294
00:26:40,751 --> 00:26:44,294
‫شاه اولاف می‌پرسن نظرتون تغییر کرده یا خیر

295
00:26:44,296 --> 00:26:47,881
‫طبق توافق قبلی به اون و شاه آیوار
‫برای حمله به انگلستان می‌پیوندین؟

296
00:26:47,883 --> 00:26:49,593
‫ایکاش می‌تونستم قبول کنم

297
00:26:51,470 --> 00:26:53,388
‫این شکل مسخره‌ای برای مردنه

298
00:26:54,431 --> 00:26:56,932
‫خیلی داغ در این هوای سرد

299
00:26:56,934 --> 00:26:59,184
‫مطمئنم متوجه کنایه‌ش میشی

300
00:26:59,186 --> 00:27:01,019
عاشق کنایه‌ام

301
00:27:01,021 --> 00:27:03,188
‫ولی هنوز... مرگ مرگه

302
00:27:03,190 --> 00:27:05,901
‫درسته. راستش مسئله‌ی خنده‌داری نیست

303
00:27:07,194 --> 00:27:09,521
‫ولی من تصمیم گرفتم خلاف برادرم باشم

304
00:27:11,031 --> 00:27:13,291
‫پادشاه باید تصمیم خودش رو بگیره

305
00:27:14,618 --> 00:27:16,436
‫فکر می‌کردم با من موافقه

306
00:27:18,455 --> 00:27:21,250
‫هیچوقت نباید سعی در پیش‌بینی امیال شاهان بکنی

307
00:27:23,085 --> 00:27:25,963
‫فکر می‌کردم دیگه تو باید اینو تا الان فهمیده باشی

308
00:28:42,039 --> 00:28:47,042
‫اوبه اوبه اوبه!

309
00:28:47,044 --> 00:28:50,547
‫اوبه اوبه اوبه!

310
00:28:55,594 --> 00:28:59,221
‫می‌بینی، تو مشهور هستی

311
00:28:59,223 --> 00:29:03,852
‫اوبه اوبه اوبه!

312
00:29:16,156 --> 00:29:17,824
‫بله. بله

313
00:29:39,137 --> 00:29:40,889
‫سرش رو دیدم. یه زور دیگه

314
00:29:59,783 --> 00:30:00,951
‫چیه؟

315
00:30:02,661 --> 00:30:04,329
‫یه پسر داری، شاه آیوار

316
00:30:06,707 --> 00:30:07,749
‫یه پسر دارم

317
00:30:08,834 --> 00:30:10,250
‫یه پسر دارم

318
00:30:10,252 --> 00:30:12,127
‫بچه‌م رو بهم بده

319
00:30:12,129 --> 00:30:15,005
‫اون نمی‌تونه از سینه‌های تو شیر بخوره

320
00:30:15,007 --> 00:30:16,506
‫درباره‌ی چی صحبت میکنی؟

321
00:30:16,508 --> 00:30:17,801
‫- من...
‫- بچه م رو بهم بده

322
00:30:26,935 --> 00:30:29,396
‫بالدور کوچولوی زیبای من

323
00:30:31,189 --> 00:30:32,607
‫خدای کوچیک من

324
00:30:35,485 --> 00:30:37,821
‫به آیوار پسر متبرکش رو نشون بده

325
00:30:38,572 --> 00:30:39,573
‫بله

326
00:30:43,243 --> 00:30:44,536
‫پسرم رو بهم بده

327
00:30:56,882 --> 00:30:58,425
‫بالدور خدایی من

328
00:31:00,427 --> 00:31:01,887
‫منتظرت بودم...

329
00:31:04,222 --> 00:31:05,513
‫بهت نگفتم،

330
00:31:05,515 --> 00:31:08,808
‫و وقتی گفتم که نقص عضو نشونه‌ای واقعی،

331
00:31:08,810 --> 00:31:12,606
‫از لطف خدایانه، باور نکردی؟

332
00:31:23,994 --> 00:31:29,458
‫اوبه اوبه اوبه!

333
00:31:43,472 --> 00:31:44,971
‫اوبه

334
00:31:44,973 --> 00:31:46,433
‫پسر رگنار

335
00:31:47,851 --> 00:31:48,977
‫خوش اومدی

336
00:31:50,729 --> 00:31:52,521
‫اسم من شاه همینگ هست

337
00:31:52,523 --> 00:31:54,942
‫و ایشون هم شاه آگانتیر و شاه فرودو هستن

338
00:31:57,361 --> 00:31:59,894
‫از بین تمام دشمنانی که انتظار
‫رویارویی‌شون رو می‌کشیدیم،

339
00:31:59,896 --> 00:32:01,857
‫اصلآً تصور نمی‌کردیم با تو روبرو بشیم

340
00:32:03,158 --> 00:32:04,893
‫من دشمن شما نیستم

341
00:32:14,503 --> 00:32:17,456
‫بایین بریم یه چیزی بنوشیم. بذارید توضیح بدم

342
00:32:17,923 --> 00:32:19,224
‫لاگرتا،

343
00:32:19,633 --> 00:32:21,716
‫ملکه‌ی وایکینگ‌ها،

344
00:32:21,718 --> 00:32:23,677
‫بازگشت‌تون به وسکس رو خوش‌آمد میگیم،

345
00:32:23,679 --> 00:32:26,048
‫به ویلای سلطنتی پدربزرگم شاه اکبرت

346
00:32:30,477 --> 00:32:33,071
‫خیلی خوشحال شدیم که فهمیدیم زنده هستید

347
00:32:34,064 --> 00:32:36,199
‫ممنون شاه آلفرد

348
00:32:38,235 --> 00:32:39,870
‫از همتون ممنونم

349
00:32:44,867 --> 00:32:47,576
‫اوبه و توروی رفتن تا در مرز قلمرومون،

350
00:32:47,578 --> 00:32:50,195
‫با ارتش دانمارکی‌ها بجنگن.

351
00:32:50,497 --> 00:32:54,001
‫و شنیدم پسرم رفته تا به کتگات و آیوار حمله کنه

352
00:32:56,044 --> 00:32:58,003
‫زندگی ادامه پیدا میکنه،

353
00:32:58,005 --> 00:32:59,973
‫چه بخشی ازش باشیم یا نه

354
00:33:02,426 --> 00:33:04,261
‫همه چی تغییر میکنه

355
00:33:07,473 --> 00:33:09,475
‫همونطور که من تغییر کردم

356
00:33:11,185 --> 00:33:13,560
‫من دیگه لاگرتا نیستم،

357
00:33:13,562 --> 00:33:15,645
‫زن سپر دار،

358
00:33:15,647 --> 00:33:17,841
‫چون سپرم گم شده

359
00:33:20,611 --> 00:33:23,563
‫چیزی برای حفاظت از خودم ندارم

360
00:33:25,574 --> 00:33:27,492
‫فقط خودت...

361
00:33:28,118 --> 00:33:30,529
‫و صداقتت

362
00:33:32,748 --> 00:33:36,368
‫جودیث عزیز، فکر میکنی این کافیه؟

363
00:33:38,795 --> 00:33:40,795
‫نمی‌فهمم

364
00:33:40,797 --> 00:33:43,673
‫یه ارتش ساکسون رو از طرف
‫پادشاه وسکس رهبری میکنی؟

365
00:33:43,675 --> 00:33:44,693
‫بله

366
00:33:46,011 --> 00:33:47,761
‫باهاش متحد شدیم

367
00:33:47,763 --> 00:33:50,098
‫قبل اینکه تو و افرادت به اینجا بیاین

368
00:33:51,308 --> 00:33:53,183
‫ولی اون‌ها دشمنان ما هستن

369
00:33:53,185 --> 00:33:56,478
‫چرا با دشمنان ما متحد شدی؟

370
00:33:56,480 --> 00:34:00,607
‫بعضی وقتا، وقتی اهداف بلندمدت داری
‫منطقیه که پیمان‌هایی ببندی

371
00:34:00,609 --> 00:34:03,403
‫شاید زنان اینو بیشتر از مردان بفهمن

372
00:34:04,696 --> 00:34:06,780
‫مردان فقط میرن و می‌جنگن
‫و همدیگه رو می‌کشن،

373
00:34:06,782 --> 00:34:09,576
‫و بعدش می‌فهمن نیازی به اینکار نبود

374
00:34:09,952 --> 00:34:11,786
‫راه‌های بهتری هم بود

375
00:34:12,871 --> 00:34:14,531
‫این زن کیه؟

376
00:34:15,832 --> 00:34:18,410
‫یه زن مبارز. توروی

377
00:34:18,961 --> 00:34:20,303
‫زنم

378
00:34:21,713 --> 00:34:24,381
‫چیز دیگه‌ای هم لازمه بدونی شاه فرودو؟

379
00:34:24,383 --> 00:34:26,668
‫ثمره‌ی اتحادتون چیه؟

380
00:34:29,012 --> 00:34:33,683
‫شاه آلفرد وسکس بهمون
‫منطقه‌ای بزرگ در قلمروش رو داده

381
00:34:34,476 --> 00:34:36,726
‫این همیشه رویای پدرم بود،

382
00:34:36,728 --> 00:34:39,312
‫که در اینجا یک سکونت‌گاه داشته باشیم

383
00:34:39,314 --> 00:34:42,857
‫این چه معنایی برامون داره؟

384
00:34:42,859 --> 00:34:45,443
‫اگه جنگجویانتون مایل باشن
‫شمشیرشون رو زمین بذارن،

385
00:34:45,445 --> 00:34:48,572
‫بعدش می‌تونین فوراً به
‫زمین‌های آنگلیای شرقی بیاین

386
00:34:48,574 --> 00:34:51,866
‫عوض اینکه مرگ بیهوده‌ای
‫در میدان نبرد داشته باشین،

387
00:34:51,868 --> 00:34:53,827
‫مردان و زنان جنگجوی شما،

388
00:34:53,829 --> 00:34:55,453
‫می‌تونن گاوآهن و دستگاه نساجی‌شون رو بردارن،

389
00:34:55,455 --> 00:34:56,790
‫و اینجا زندگی کنن

390
00:34:58,083 --> 00:34:59,708
‫چیزی جلوتون رو نمی‌گیره

391
00:34:59,710 --> 00:35:02,512
‫و می‌تونین هر چیزی به دست بیارین

392
00:35:08,176 --> 00:35:09,886
‫اسم اون سنگ چیه؟

393
00:35:11,388 --> 00:35:14,341
‫لاجورد

394
00:35:15,976 --> 00:35:17,769
‫از کجا اومده؟

395
00:35:19,688 --> 00:35:21,813
‫جایی بسیار دور،

396
00:35:21,815 --> 00:35:23,317
‫در طول راه ابریشم

397
00:35:25,527 --> 00:35:26,943
‫آبی

398
00:35:26,945 --> 00:35:30,572
‫گرون‌ترین رنگ‌هاست،

399
00:35:30,574 --> 00:35:34,159
‫برای همین برای مریم مقدس نگهش داشتیم

400
00:35:34,161 --> 00:35:35,795
‫چه رنگی داره!

401
00:35:36,747 --> 00:35:38,089
‫می‌درخشه!

402
00:35:38,957 --> 00:35:40,832
‫همینطور که ماه،

403
00:35:40,834 --> 00:35:43,668
‫در بازتاب نور خورشید می‌درخشه،

404
00:35:43,670 --> 00:35:47,674
‫مریم هم در بازتاب نور پسرش عیسی مسیح،

405
00:35:48,467 --> 00:35:49,960
‫می‌درخشه.

406
00:35:54,514 --> 00:35:56,483
‫فکر میکنم صاحب پسری خواهی شد

407
00:35:57,768 --> 00:36:01,480
‫مثل تو، لاگرتا، صاحب یه پسر بشه.
‫و من، دو پسر دارم...

408
00:36:04,900 --> 00:36:06,777
‫ولی یکی‌شون رو کشتم

409
00:36:09,363 --> 00:36:11,056
‫و الان دارم می‌میرم

410
00:36:12,407 --> 00:36:14,234
‫- نه!
‫- بله

411
00:36:17,412 --> 00:36:19,339
‫یه غده تو سینه‌م دارم

412
00:36:20,415 --> 00:36:23,343
‫می‌دونم بقیه‌ی زن‌ها بخاطر همچین چیزی مردن

413
00:36:25,379 --> 00:36:28,924
‫انگار تو هم دیگه سپرت رو نداری

414
00:36:32,552 --> 00:36:33,853
‫نه

415
00:36:35,430 --> 00:36:38,306
‫و هیچ جور دیگه‌ای،

416
00:36:38,308 --> 00:36:40,193
‫نمی‌شه جبرانش کرد

417
00:36:40,744 --> 00:36:42,195
‫نمی‌تونم تحملش کنم

418
00:36:44,231 --> 00:36:48,527
‫تو جوونی. می‌تونی هر چیزی رو تحمل کنی!

419
00:37:01,164 --> 00:37:04,084
‫مثل من یه جنگجو بودی

420
00:37:05,627 --> 00:37:07,529
‫به روش خودت

421
00:37:11,758 --> 00:37:13,710
‫ولی من باهات موافق نیستم

422
00:37:17,931 --> 00:37:21,226
‫هنوز چیزهای زیادی هست که باید در اون سمت

423
00:37:24,771 --> 00:37:27,282
‫دیوار سپری کشف کنیم

424
00:37:32,154 --> 00:37:34,863
‫به نظر می‌رسه ما شاید مجبور بشیم
‫برا بیرون رفتن از اینجا بجنگیم

425
00:37:34,865 --> 00:37:38,860
‫اگه قراره با جنگیدن بریم بیرون،
‫پس با هم اینکارو می‌کنیم

426
00:37:41,121 --> 00:37:42,912
‫و اگه شانسمون خیلی کم باشه،

427
00:37:42,914 --> 00:37:47,152
‫خوشحال میشم تا در کنارت بمیرم

428
00:37:51,173 --> 00:37:53,516
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم بشنوم یه زن اینو بگه

429
00:37:55,135 --> 00:37:56,259
‫همه می‌تونن اشتباه کنن

430
00:37:56,261 --> 00:37:57,343
‫اوبه

431
00:37:57,345 --> 00:37:58,363
‫حتی تو

432
00:38:00,348 --> 00:38:04,350
‫ما دو تا و جنگجویانمون میخوایم
‫از پیشنهادتون استقبال کنیم

433
00:38:04,352 --> 00:38:09,190
‫ولی شاه فرودو قبول نمی‌کنه

434
00:38:09,649 --> 00:38:11,858
‫میخواد به حمله ادامه بده

435
00:38:11,860 --> 00:38:13,779
‫پس فقط یه راه می‌مونه

436
00:38:15,906 --> 00:38:19,073
‫رد پیشنهادم رو توهین تلقی میکنم،

437
00:38:19,075 --> 00:38:21,411
‫و به مبارزه‌ی تن به تن می‌طلبمتون

438
00:38:21,703 --> 00:38:22,911
‫خوبه

439
00:38:22,913 --> 00:38:24,704
‫این منو خیلی خوشحال میکنه،

440
00:38:24,706 --> 00:38:26,124
‫اوبه لاثبروک

441
00:38:31,748 --> 00:38:33,748
ای خدایان

442
00:38:35,372 --> 00:38:36,972
کجایید؟

443
00:38:40,396 --> 00:38:42,396
دیگه با من حرف نمی‌زنید

444
00:38:47,620 --> 00:38:50,320
دیگه خودتون رو به من نشون نمیدید

445
00:38:53,244 --> 00:38:56,344
من زندگیمو فدای شما کردم

446
00:38:56,968 --> 00:39:00,068
من امیدم رو فدای شما کردم

447
00:39:01,492 --> 00:39:05,792
هرکاری که اینجا کردم تنها برای شما بوده

448
00:39:18,900 --> 00:39:22,700
...دارم ایمانم بهتون رو از دست میدم

449
00:39:39,840 --> 00:39:42,840
از دروازه‌ی جهنم گذر میکنم

450
00:39:45,364 --> 00:39:50,364
به اعماق زمین و تالارهای دورف‌ها میرم
و پیداتون میکنم

451
00:39:52,288 --> 00:39:54,088
من خیلی امید دارم

452
00:40:04,095 --> 00:40:05,137
بخشش

453
00:40:06,180 --> 00:40:08,432
‫همدردی

454
00:40:09,934 --> 00:40:11,477
‫کنترل

455
00:40:13,896 --> 00:40:16,438
‫تصمیم گرفتم

456
00:40:16,440 --> 00:40:19,149
‫تا بالاخره با تو بیام

457
00:40:19,151 --> 00:40:23,239
‫و به کشور آیوار حمله کنم

458
00:40:24,657 --> 00:40:25,658
‫خوبه؟

459
00:40:28,994 --> 00:40:31,080
‫بیا یکم با هم صحبت کنیم،

460
00:40:31,914 --> 00:40:33,165
‫من و تو، پسرم

461
00:40:34,875 --> 00:40:37,044
‫مدت زیادی منتظرت بودم

462
00:40:38,879 --> 00:40:40,172
‫فکر می‌کردم همه چی رو،

463
00:40:41,465 --> 00:40:43,882
‫عالی میکنی

464
00:40:43,884 --> 00:40:45,803
‫چون مثل یه خدا میشی،

465
00:40:47,179 --> 00:40:48,514
‫یه خدای درخشان،

466
00:40:49,140 --> 00:40:50,182
‫مثل بالدور.

467
00:40:57,148 --> 00:40:58,566
‫این رویای من بود

468
00:41:01,402 --> 00:41:03,112
‫ولی فقط یه رویا بود

469
00:41:09,618 --> 00:41:11,120
‫تو خدایی نیستی...

470
00:41:13,372 --> 00:41:16,874
‫چون منو یاد خودم می‌اندازی

471
00:41:16,876 --> 00:41:20,171
‫و مرتب به من و بقیه یادآوری می‌کنی،

472
00:41:20,713 --> 00:41:21,797
‫که من چی هستم

473
00:41:25,593 --> 00:41:27,845
‫و می‌دونی، نمی‌تونم بذارم این اتفاق بیفته

474
00:41:31,557 --> 00:41:33,726
‫نمی‌تونم بذارم مثل من،

475
00:41:35,102 --> 00:41:37,938
‫تو تمام زندگیت زجر بکشی

476
00:41:43,152 --> 00:41:46,030
‫چطور می‌تونم اینکارو باهات بکنم، همم؟

477
00:41:51,911 --> 00:41:55,206
‫چطور پدری می‌تونه اینکارو با پسرش بکنه؟

478
00:41:58,918 --> 00:42:00,119
‫با هر پسری؟

479
00:42:08,552 --> 00:42:10,888
‫نه. نه

480
00:42:23,400 --> 00:42:26,777
‫دیگه نمی‌تونم کمکت کنم

481
00:42:26,779 --> 00:42:29,323
‫باید تو زندگی راه خودت رو پیدا کنی بالدور

482
00:42:32,076 --> 00:42:33,077
‫پسرم

483
00:43:24,501 --> 00:43:26,501
...می‌دونم این چیه

484
00:43:28,525 --> 00:43:30,525
دروازه‌ی جهنم

485
00:43:32,549 --> 00:43:35,549
می‌دونم شما خدایان اینجا هستید

486
00:44:12,173 --> 00:44:25,173
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
