WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:18.920 --> 01:20.510
‫خب؟

01:20.540 --> 01:22.030
‫هیچکس ندیدش

01:24.200 --> 01:27.030
‫اگه هنوز زنده باشه، ناپدید شده

01:30.170 --> 01:32.280
‫من به زندگی و خدای خودم قسم خوردم،

01:32.310 --> 01:34.900
‫اگه با کمک شما دشمنمون رو شکست بدیم،

01:34.940 --> 01:39.320
‫تعهداتی که پدربزرگم، شاه اکبرت
‫به شما داده رو اجرا میکنم

01:43.430 --> 01:46.910
‫این پیمانی هست که با فرمان سلطنتی ما به شما،

01:46.950 --> 01:50.570
‫تمام زمین‌هایی که جزء قلمرو باستانی
‫آنگلیای شرقی هستند رو بهتون میده

01:53.060 --> 01:55.650
‫این زمین‌ها رو بطور دائمی به شما می‌بخشم،

01:55.680 --> 01:58.930
‫تا هر طور می‌خواهید، در آن
‫ساکن شوید و کشاورزی کنید

01:58.960 --> 02:01.550
‫حالا، اونجا جمعیت بالایی نداره

02:01.580 --> 02:04.590
‫ولی بازم، سکونت‌گاه‌ها و مزارعی داره

02:04.620 --> 02:07.660
‫برخی‌ها از اونجا رفتن
‫ولی سایرین تصمیم گرفتن بمونن

02:07.690 --> 02:09.830
‫توصیه میکنم باهاشون خوب رفتار کنین

02:09.870 --> 02:11.660
‫نفرت چندان عمیقی از شما ندارن،

02:11.700 --> 02:14.460
‫ولی محتاط و بیمناک خواهند بود

02:16.120 --> 02:18.740
‫- آخرین باری که این اتفاق افتاد...
‫- بله

02:18.770 --> 02:22.120
‫من فقط می‌تونم بگم که
‫این بار متفاوت خواهد بود

02:22.160 --> 02:24.950
‫من چند نفر از محافظینم رو بعنوان حرکتی
‫از حمایتم، در آنجا خواهم گذاشت،

02:24.990 --> 02:28.650
‫و از اختیارم بعنوان پادشاه استفاده میکنم
‫تا از حقوقتون دفاع کنم

02:28.680 --> 02:30.300
‫جز این، دلیلی برای ترس ندارین

02:38.100 --> 02:40.900
‫مهر سلطنتی رو پیوستش میکنم

02:41.870 --> 02:43.140
‫و تمام شد

02:47.420 --> 02:53.400
‫و حالا رسماً به شما بعنوان
‫متحد و دوست خوش‌آمد میگم

03:07.890 --> 03:09.860
‫این پایان کارهای امروزمون نیست

03:13.970 --> 03:15.560
‫نگهبان‌ها!

03:15.590 --> 03:17.420
‫خائنین رو دستگیر کنید!

03:18.520 --> 03:20.730
‫نه! نمی‌تونین اینکارو کنین!

03:20.770 --> 03:21.816
‫دستت رو ازم بکش!

03:21.840 --> 03:24.640
‫- ولم کن!
‫- نه! نه سرورم! من بی‌گناهم!

03:25.700 --> 03:28.500
‫به زودی از این اقدامات‌تون
‫پشیمان خواهید شد لُرد آلفرد!

03:28.530 --> 03:29.910
‫این رو بهتون قول میدم!

03:31.570 --> 03:34.260
‫من بی‌گناهم! من بی‌گناهم!

03:44.500 --> 03:47.700
یورک

04:03.840 --> 04:09.640
‫خب شاه هارالد، شکست‌خورده... برگشتی

04:09.680 --> 04:13.100
‫بیورن رویین‌تن مسخره‌ت کرد

04:13.130 --> 04:17.760
‫و اثری از یارل اولاوسون، رهبرمون نیست

04:17.790 --> 04:20.280
‫یارل اولاوسون مرگ افتخارآمیزی در نبرد داشت...

04:24.420 --> 04:29.010
‫و قطعآً الان در والهالا ست

04:29.040 --> 04:30.770
خب به ما چه؟

04:32.530 --> 04:34.430
‫باید به رهبرانتون باور داشته باشین

04:36.570 --> 04:38.640
‫می‌تونن متحمل شکست یا بداقبالی بشن...

04:40.260 --> 04:42.400
‫ولی شما باید شانس این رو
‫بهشون بدید تا ثابت کنن،

04:42.440 --> 04:44.890
‫که چرا از اول به این مقام رسیدن

04:47.130 --> 04:50.680
‫من به دادن شانس دوم اعتقادی ندارم

04:52.200 --> 04:54.860
‫نه به احمقا و شکست‌خورده‌ها

04:57.970 --> 04:59.140
‫نه

05:03.080 --> 05:06.320
‫دقیقاً مثل سخنان زمان جوانی منه،

05:06.800 --> 05:08.080
‫ولی...

05:10.390 --> 05:13.780
‫در طول زمان یاد می‌گیری

05:40.220 --> 05:45.220
‫دوستان. فرصت این پیش نیومد که بهتون...

05:45.260 --> 05:49.470
‫مگنوس، پسر رگنار لاثبروک رو معرفی کنم

05:49.500 --> 05:51.476
‫درود بر رگنار!

05:51.500 --> 05:54.510
‫با بودن اون در کنارمون، می‌تونیم
‫به چیزهای فوق‌العاده‌ای دست پیدا کنیم

05:56.030 --> 05:59.580
‫شهر یورک شهر فوق‌العاده‌ای خواهد شد!

06:00.960 --> 06:05.210
‫مرکز یه امپراطوری! امپراطوری ما!

06:06.450 --> 06:09.420
‫که از اینجا تا کتگات امتداد خواهد داشت،

06:09.450 --> 06:13.250
‫از ایرلند تا فرانسه،

06:13.280 --> 06:16.740
‫از اسکاتلند تا استپ‌های روسیه!

06:16.770 --> 06:18.840
‫آره!

06:30.720 --> 06:31.720
‫بشین

06:38.450 --> 06:40.730
‫تو هگموند رو کشتی

06:40.760 --> 06:42.800
‫یکی از بهترین جنگجویان ساکسون‌ها

06:42.830 --> 06:45.140
‫از قبل زخم عمیقی داشت

06:45.180 --> 06:46.900
‫من فقط کارش رو تموم کردم

06:49.490 --> 06:51.600
‫چرا برای شاه هارالد می‌جنگی؟

06:51.630 --> 06:55.050
‫من با شوهرم یارل اولاوسون در یورک بودم

06:55.080 --> 06:57.120
‫قبول کردیم که به ارتش پادشاه بپیوندیم

06:57.160 --> 06:58.740
‫و شوهرت الان کجاست؟

06:58.780 --> 07:01.300
‫در نبرد کشته شد

07:01.330 --> 07:03.270
‫حیف شد، شوهر خوبی بود

07:04.200 --> 07:05.230
‫مردی خوب

07:06.680 --> 07:08.130
‫من مادرم رو در نبرد از دست دادم

07:09.310 --> 07:12.270
‫مادرت؟ کی هستی؟

07:13.930 --> 07:16.590
‫بیورن. بیورن رویین‌تن

07:17.560 --> 07:18.800
‫مشهوری

07:20.250 --> 07:22.840
‫فکر کنم این یعنی هر کاری بخوای می‌تونی بکنی

07:22.870 --> 07:24.740
‫هر چی میخوای از مردم بخوای

07:26.980 --> 07:28.120
‫اسمت چیه؟

07:28.150 --> 07:29.190
‫گانهیلد

07:29.880 --> 07:30.880
‫گانهیلد

07:32.400 --> 07:34.020
‫میخوام بهتر بشناسمت

07:34.850 --> 07:37.370
‫میخوای چی بگم؟

07:37.400 --> 07:41.480
‫می‌بینی وضعم چیه. در بندم. زندانی

07:42.340 --> 07:43.580
‫شوهرم مرده

07:44.690 --> 07:47.100
‫می‌تونم پیشنهاداتت رو رد کنم؟

07:48.210 --> 07:50.110
‫می‌تونم ازت سوءاستفاده کنم

07:53.520 --> 07:54.520
‫ولی نمیخوام

07:56.040 --> 07:57.770
‫من و تو، با هم برابریم

07:59.360 --> 08:02.980
‫اگه جواب یه سوالم رو بدی طناب‌هات رو باز میکنم

08:03.570 --> 08:04.600
‫بله؟

08:05.910 --> 08:07.430
‫بعد اینکه هگموند مرد،

08:07.470 --> 08:10.780
‫مادرم زخمی بود و ناپدید شده

08:10.820 --> 08:14.790
‫میخوام بدونم چیزی دیدی که به دردم بخوره

08:14.820 --> 08:17.410
‫میخوام بدونم ناپدید شدنش با میل خودش بوده...

08:18.240 --> 08:19.480
‫یا کسی اینکارو کرده

08:21.030 --> 08:24.520
‫من نمی‌تونم کمکت کنم. من چیزی ندیدم

08:38.530 --> 08:41.780
‫تو زن آزادی هستی. می‌تونی
‫هر کاری خواستی بکنی

08:48.060 --> 08:50.650
‫این برای چی بود؟

08:50.680 --> 08:53.100
‫فقط داشتم آزادیم رو تمرین می‌کردم

08:55.340 --> 08:56.720
‫شاید دوباره همو ببینیم

08:57.620 --> 08:58.690
‫کی می‌دونه؟

08:59.800 --> 09:01.040
‫می‌تونی الان بری

09:15.850 --> 09:17.120
‫چی سر اون اومد؟

09:20.400 --> 09:22.920
‫آدما چطوری همینطوری ناپدید میشن؟

09:22.960 --> 09:24.580
‫خب، می‌دونی چطوری

09:24.610 --> 09:26.370
‫پدرمون همینطوری ناپدید نشد؟

09:28.270 --> 09:30.000
‫لاگرتا اینطوری نیست

09:31.480 --> 09:33.210
‫یهو نمی‌ذاره فرار کنه

09:33.240 --> 09:34.830
‫اونم وسط نبرد؟

09:35.870 --> 09:37.180
‫و اصلآً چطوری اینکارو کرده؟

09:37.210 --> 09:38.676
‫انگار آب شده رفته تو زمین

09:38.700 --> 09:40.940
‫- می‌شناسمش...
‫- نه نمی‌شناسی!

09:40.970 --> 09:42.840
‫هیچی نمی‌دونی

09:42.870 --> 09:44.250
‫لاگرتا مادرت رو کشت

09:44.290 --> 09:47.360
‫تا جایی که به تو مربوط میشه،
‫ترجیح می‌دادی اون بمیره

09:47.390 --> 09:48.910
‫چرا دارم با تو صحبت میکنم؟

09:50.470 --> 09:51.850
‫من لاگرتا رو می‌شناسم

09:54.020 --> 09:58.960
‫من دوستش داشتم و بهش اعتماد داشتم
‫و اونم منو دوست داشت و بهم اعتماد داشت

10:01.480 --> 10:04.860
‫نمی‌تونه همینطوری ناپدید شده باشه،
‫مگه اینکه دلیلی داشته باشه

10:06.070 --> 10:07.860
‫این حرفت یعنی چی؟

10:07.900 --> 10:10.040
‫شاید دیوونه شده بود

10:16.180 --> 10:17.980
‫اون جونم رو نجات داد

10:18.010 --> 10:22.080
پای اونم گیره

10:22.120 --> 10:24.740
‫- تو...
‫- من تصمیم گرفتم ببخشمش

10:29.510 --> 10:30.960
‫اینو بهش گفتی؟

10:37.480 --> 10:38.620
‫آلفرد...

10:40.760 --> 10:44.000
‫باید درباره‌ش صحبت کنه

10:44.040 --> 10:46.970
‫باید صادق باشه

10:47.010 --> 10:49.700
‫بعد، بعد می‌تونی ببخشیش

10:49.730 --> 10:51.010
‫محض رضای خدا!

10:51.980 --> 10:54.250
‫می‌فهمم. می‌فهمم

10:57.530 --> 11:00.710
‫ولی اگه تو باهاش صحبت نکنی،

11:00.740 --> 11:04.230
‫لطفاً بهم این اجازه رو بدید

11:04.260 --> 11:07.850
‫خواهش میکنم. باید بدونم چرا

11:10.750 --> 11:13.070
‫پس شاید بتونم ببخشمش

11:28.810 --> 11:30.190
‫آشغال خیانت‌کار

11:35.360 --> 11:36.370
‫خیانت

11:40.160 --> 11:42.610
‫مرگ بر پادشاه!

11:49.210 --> 11:50.240
‫خائن!

11:51.310 --> 11:52.350
‫زنده باد پادشاه

12:23.310 --> 12:25.480
‫غذا!

12:33.870 --> 12:34.870
‫فلوکی!

12:35.770 --> 12:37.220
‫چی بود؟

12:37.250 --> 12:38.260
‫فلوکی!

12:40.600 --> 12:41.640
‫همینجا بمونین

12:58.340 --> 12:59.380
‫هلگی!

13:06.210 --> 13:07.420
‫بیا تو

13:10.290 --> 13:12.530
‫بدجور یخ کردی

13:12.570 --> 13:14.670
‫حداقل یکی از انگشت‌هات رو از دست میدی

13:16.160 --> 13:18.500
‫چرا این همه راه رو تو این هوا اومدی؟

13:19.400 --> 13:22.230
‫من... من چاره‌ای نداشتم

13:22.820 --> 13:24.130
‫چرا؟

13:24.160 --> 13:25.820
‫همه دارن می‌میرن

13:28.680 --> 13:30.240
‫منظورت چیه هلگی؟

13:30.270 --> 13:31.410
‫کی داره می‌میره؟

13:33.760 --> 13:36.690
‫همینکه از اینجا رفتیم، پدرم مریض شد

13:38.900 --> 13:42.350
‫راه درازی رفتیم. یه خونه ساختیم

13:42.390 --> 13:45.360
‫ولی غذا خیلی کمه و همه مریضن

13:47.770 --> 13:49.740
‫فکر میکنم ایویند داره می‌میره

13:51.780 --> 13:54.570
‫و وقتی اونجا رو ترک کردم
‫خواهرم یورون خیلی مریض بود

13:55.880 --> 13:58.340
‫و تا حالا مجبور شدیم دو تا...

13:58.370 --> 14:00.370
‫دو یا سه تا از بچه‌ها رو خاک کنیم

14:00.410 --> 14:03.860
‫ششش. دیگه حرف نزن

14:03.890 --> 14:06.960
‫خواهش میکنم. لطفاً کمکمون کنین!

14:07.000 --> 14:09.310
‫برید و خانواده‌م رو نجات بدید

14:09.350 --> 14:12.590
‫می‌دونم لایق این نیستیم که نجات
‫داده بشیم، ولی خواهش میکنم، فلوکی

14:17.010 --> 14:19.390
‫قبل اینکه خیلی دیر بشه نجات‌شون بده

14:20.770 --> 14:21.980
‫خواهش میکنم!

14:26.710 --> 14:31.540
‫به مجولنیر فکر کنم، پُتک ثور، برای قدرت

14:48.390 --> 14:49.900
‫چرا خواستی منو ببینی؟

14:54.180 --> 14:56.260
‫میدونی چرا

14:56.290 --> 14:59.020
‫اگه می‌دونستم، نمی‌پرسیدم

15:01.050 --> 15:06.710
‫تمام دوستات بازداشت شدن اثلرد

15:07.850 --> 15:12.060
‫لُرد کاینهرد به همه چی اعتراف کرده

15:13.820 --> 15:16.070
‫خیلی‌خب

15:16.100 --> 15:19.170
درسته، اومدن سراغم

15:19.210 --> 15:21.210
‫هنوز عصبانی بودم که کنار زده شدم،

15:21.250 --> 15:25.560
‫پس به نظرم اومد، تا تاجی که
‫به عقیده‌ی خودم مال منه انکار کنم

15:25.590 --> 15:28.800
‫منو متقاعد کردن که آلفرد بعنوان پادشاه
‫از هیچ حمایتی برخوردار نیست

15:28.840 --> 15:30.320
‫که بهرحال سرنگون میشه...

15:32.840 --> 15:36.810
‫ولی، اگه قبول می‌کردم جایگزینش بشم،
‫کودتا بدون خونریزی میشد

15:38.330 --> 15:43.370
‫و قبول کردی همراهشون بشی؟

15:43.410 --> 15:46.510
‫می‌خواستن درست قبل از عزیمت‌مون
‫به نبرد، کودتا رو اجرا کنن

15:46.550 --> 15:49.340
‫منتظر من بودن تا علامت رو بدم. من امتناع کردم

15:50.310 --> 15:52.550
‫پس تو هم دست داشتی

15:52.590 --> 15:55.040
‫بهتون گفتم، امتناع کردم

15:59.210 --> 16:01.800
‫از اینکه به حرفشون گوش دادم پشیمونم

16:01.840 --> 16:03.630
‫من احمق و خیلی مغرور بودم

16:03.670 --> 16:05.390
‫در میدان نبرد سعی کردم رفتارم رو اصلاح کنم

16:05.430 --> 16:08.710
‫من با کمال میل حاضر بودم برای
‫نجات جان برادرم، جانم رو بدم.

16:10.190 --> 16:13.680
‫هیچوقت، تا ابد دوباره بهش خیانت نمی‌کنم!

16:18.160 --> 16:21.440
‫برو و مادرت رو پیدا کن پسر!

16:21.480 --> 16:25.310
‫چاقو تیز میکنم! چاقوهاتون رو بیارید اینجا!
‫چاقوهاتون رو بیارید!

16:47.400 --> 16:48.510
‫این یه خداست؟

16:49.200 --> 16:50.300
‫خدا نیست

16:51.130 --> 16:52.960
‫این بودا ست

16:55.200 --> 16:56.380
‫و بودا کیه؟

17:08.040 --> 17:09.150
‫ممنون

17:14.220 --> 17:19.050
‫ایتسرک، اخبار خیلی جالبی دریافت کردم

17:20.850 --> 17:26.130
‫انگاری شاه جدید آلفرد،
‫شاه هارالد رو در وسکس شکست داده

17:28.060 --> 17:32.240
‫ولی با کمک لاگرتا، بیورن و اوبه

17:32.270 --> 17:35.030
‫پس تمام مدت می‌دونستی که لاگرتا رو قربانی نکردی

17:39.070 --> 17:40.630
‫هارالد زنده مونده؟

17:40.660 --> 17:42.110
‫بله، به یورک عقب‌نشینی کرده

17:45.600 --> 17:49.190
‫از نظر من الان زمان اینه که به انگلستان برگردیم

17:49.220 --> 17:52.120
‫هارالد درسش رو یاد گرفته.
‫نمی‌تونه بدون من برنده بشه.

17:53.260 --> 17:54.470
‫اون چیه؟

17:59.300 --> 18:01.650
‫وقتی پدرم منو به انگلستان برد،

18:01.680 --> 18:03.720
‫و توسط شاه اکبرت زندانی شد،

18:04.930 --> 18:07.340
‫من با شاهزاده آلفرد شطرنج بازی می‌کردم

18:10.100 --> 18:12.450
‫حالا بازم میخوام باهاش شطرنج بازی کنم

18:13.830 --> 18:17.390
‫فقط این بار در میدان نبرد

19:06.470 --> 19:07.750
‫اون شاهه!

19:07.780 --> 19:08.820
‫آره

19:10.160 --> 19:12.340
‫شاه و افرادش. اونا اینجاین

19:15.240 --> 19:18.550
‫اینجا مرز ملک قانونی شماست

19:18.590 --> 19:22.210
‫از اینجا تا دریا، قلمرو آنگلیای شرقی هست

19:22.250 --> 19:25.520
‫همیشه برای من بود. من هم به شما میدمش

19:30.980 --> 19:33.770
‫ببین بیورن. گنجینه‌ها رو ببین!

20:10.290 --> 20:11.950
‫اونا به تمام اصول،

20:13.740 --> 20:16.920
‫رویاها، و امیدهای سکونت‌گاهمون خیانت کردن

20:17.920 --> 20:20.440
‫ولی هنوز خانواده‌ی منن

20:20.480 --> 20:22.790
‫و نیاز به کمک دارن. و می‌تونی کمکشون کنی

20:22.820 --> 20:25.830
‫اگه بازم تاخیر کنیم، همشون خواهند مرد

20:29.420 --> 20:31.520
‫به چی فکر میکنی؟

20:31.560 --> 20:35.390
‫داشتم فکر می‌کردم که بالاخره
‫سکونت‌گاهمون داره عملی میشه

20:36.660 --> 20:38.010
‫دیگه کینه‌ورزی نبود

20:40.940 --> 20:42.700
‫نیازی به انتقام یا کشتار نبود

20:44.360 --> 20:46.330
‫و حالا میخوای این آدما رو برگردونی

20:48.330 --> 20:50.230
‫این آدمایی که این زنجیره رو شروع کردن

20:52.850 --> 20:54.200
‫که نمی‌خواستن به من گوش بدن

20:56.240 --> 20:58.930
‫فلوکی، من می‌فهمم

21:00.240 --> 21:02.930
‫می‌تونم نگرانی‌هات رو درک کنم،
‫ولی الان اوضاع فرق داره

21:04.420 --> 21:06.590
‫پدرم درسش رو فرا گرفته

21:07.760 --> 21:10.150
‫عمیقاً پشیمونه

21:11.770 --> 21:13.460
‫و تو حرفش رو باور میکنی؟

21:13.490 --> 21:14.840
‫اون تغییر کرده فلوکی

21:16.360 --> 21:17.710
‫تغییر کرده

21:19.050 --> 21:21.300
‫این شدنیه

21:21.330 --> 21:23.950
‫این چیزی نیست که گفتی اینجا ممکن میشه فلوکی؟

21:25.160 --> 21:26.990
‫که زندگی متفاوتی خواهیم داشت

21:27.780 --> 21:29.440
‫که تغییر خواهیم کرد

21:59.090 --> 22:00.370
‫خوش اومدید اعلیحضرت

22:00.400 --> 22:01.400
‫همم

22:03.580 --> 22:04.750
‫خوش اومدید

22:07.720 --> 22:09.650
‫نمی‌تونم برم داخل

22:09.690 --> 22:11.930
‫نه، منم نمی‌تونم

22:11.970 --> 22:14.000
‫اونا خدای اشتباهی رو می‌پرستن

22:21.840 --> 22:23.220
‫میخوای حرف بزنی؟

22:28.810 --> 22:30.570
‫من پدرم رو از دست دادم

22:32.540 --> 22:34.260
‫و حالا مادرم

22:36.780 --> 22:39.130
‫و با اینحال، این رویای پدرمه

22:40.480 --> 22:41.860
‫همین‌جا

22:43.930 --> 22:45.970
‫همه‌ی چیزی که همیشه برامون می‌خواست

22:49.660 --> 22:51.140
‫چه عجیب

23:14.130 --> 23:16.270
‫چیزی نیست

23:16.310 --> 23:18.860
‫همه چی درست میشه

23:18.900 --> 23:20.280
‫همه چیز

23:39.050 --> 23:41.230
‫ ‫راه رو باز کنید! میدان رو خالی کنید!

23:41.260 --> 23:43.440
‫راه رو باز کنید! برید کنار! از سر راه برید کنار!

23:46.680 --> 23:47.820
‫بانوی من

23:51.410 --> 23:52.690
‫پادشاهه

23:54.520 --> 23:57.040
‫برو و طبیب‌ها رو خبر کن

23:57.070 --> 23:58.620
‫بله بانوی من

23:58.660 --> 24:00.590
‫همتون، برید

24:00.630 --> 24:02.080
‫- بله بانوی من
‫- بانوی من

24:05.530 --> 24:09.280
‫الثویث، این اولین باری نیست که
‫آلفرد اینطوری بیمار میشه

24:09.290 --> 24:10.330
‫قبلآً هم اتفاق افتاده

24:15.920 --> 24:17.300
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

24:21.920 --> 24:24.030
‫خب،

24:24.060 --> 24:25.860
‫کار خیلی کمی از دستمون بر میاد

24:25.890 --> 24:27.960
‫ایکاش می‌تونستیم کاری بکنیم

24:28.000 --> 24:31.420
‫حداقل می‌تونم مواد یه مرهم گرم رو پیدا کنم

24:37.150 --> 24:38.150
‫تو...

24:38.770 --> 24:40.050
‫بله

24:41.010 --> 24:42.740
‫فکر میکنم باردارم

24:47.190 --> 24:51.540
‫الثویث، نباید این بچه رو از دست بدی

24:51.570 --> 24:54.540
‫انتظارات زیادی از این بچه‌ی دنیا نیومده میره

24:54.580 --> 24:56.230
‫شاید آینده‌ی انگلستان

25:09.180 --> 25:10.560
‫برادر بیچاره‌ی من

25:14.770 --> 25:16.560
‫اون باید زنده بمونه

25:16.600 --> 25:17.910
‫چیز دیگه‌ای مهم نیست

25:22.980 --> 25:26.300
‫همه چی از یه چیزه. و فقط اون چیز وجود داره

25:27.960 --> 25:31.130
‫زندگی یک پُل هست،
‫روی آن خانه‌ای نسازید

25:31.170 --> 25:34.000
‫یه رودخانه‌ست، ولی به کناره‌هاش نچسب

25:35.130 --> 25:36.900
‫شما در یک سفر هستید

25:38.380 --> 25:41.560
‫این پیرمرد عجیب این چیزا رو بهت گفته؟

25:41.590 --> 25:44.210
‫و خیلی چیزای دیگه که فراموش کردم

25:44.250 --> 25:46.530
‫شاید همش یه جوک باشه

25:46.560 --> 25:48.770
‫اگه فلوکی بود اینطور میگفت

25:48.800 --> 25:51.740
‫یعنی چی؟ سفر به کجا؟

25:54.290 --> 25:56.810
‫بهم گفت می‌تونم برم دوباره باهاش صحبت کنم

25:56.850 --> 25:59.090
‫که منو آگاه میکنه

26:00.330 --> 26:01.370
‫ولی فعلاً،

26:03.780 --> 26:05.300
‫بیا فقط رابطه برقرار کنیم

26:29.840 --> 26:31.160
‫ممنون

26:36.400 --> 26:40.510
‫اون فرستاده‌ی شاه اولاف نیرومند بود

26:43.380 --> 26:47.450
‫از اولاف دعوت کردم تا به ارتشمون بپیونده

26:48.930 --> 26:50.760
‫کِی میخوای به سمت یورک حرکت کنی؟

26:53.560 --> 26:56.630
‫باید تا بهار صبر کنیم

26:56.660 --> 27:00.050
‫و تولد بچه‌ی خدایی من

27:06.710 --> 27:10.330
‫چرا انقدر بدگمان شدی برادر عزیزم، ها؟

27:10.370 --> 27:12.470
‫بدگمانی ذهن رو آلوده میکنه برادر

27:12.510 --> 27:17.450
‫در آخر، نمی‌تونی خوبی‌های
‫کسی رو ببینی، یا هر چیزی

27:17.480 --> 27:20.760
‫نمی‌بینی که فریدیس الان
‫خیلی بیشتر شبیه فریا شده،

27:21.790 --> 27:24.070
‫الهه‌ی باروری

27:27.700 --> 27:28.900
‫نه؟

27:30.840 --> 27:35.150
‫بنظر من تو در کشمکش هستی ایتسرک

27:37.500 --> 27:39.260
‫از کشتی پریدی تا به من بپیوندی،

27:39.290 --> 27:42.300
‫چون فکر کردی خدایان این رو مقّدر کردن

27:42.330 --> 27:44.920
‫ولی بعد، هر چیزی که میگم یا
‫هر کاری میکنم باعث ناراحتیت میشه،

27:44.950 --> 27:47.340
‫انگار که هیچوقت دلت نمی‌خواست از کشتی بپری

27:49.100 --> 27:50.750
‫تناقضی وجود نداره

27:53.000 --> 27:54.246
‫البته که تناقض هست

27:54.270 --> 27:56.170
‫درباره‌ی چی حرف میزنی؟

27:56.210 --> 27:57.860
‫تناقضی نیست چون،

27:57.900 --> 28:01.350
‫ممکنه که همه چیز بخشی از یک چیز باشه

28:02.940 --> 28:04.150
‫چی؟

28:05.840 --> 28:07.800
‫داری چرت و پرت میگی!

28:09.120 --> 28:10.500
‫می‌دونی، خیلی وقتا برام سوال بود،

28:10.530 --> 28:12.360
‫که یکم دیوونه هستی یا نه

28:14.050 --> 28:15.050
‫من دیوونه‌ام؟

28:16.050 --> 28:18.130
‫درست مثل مارگارت

28:18.160 --> 28:20.440
‫می‌دونی چه بلایی سرش اومد

28:46.120 --> 28:48.530
‫باید یک قربانی آماده می‌کردیم

28:49.810 --> 28:51.546
‫باید قربانی‌ای برای خدایان آماده می‌کردیم

28:51.570 --> 28:53.780
‫تا از خشمشون بکاهیم،

28:53.820 --> 28:57.440
‫و ازشون بخوایم این زمین جدید رو متبرک کنن

28:57.470 --> 28:58.680
‫فکر میکنی خدایان عصبانی هستن؟

28:58.720 --> 29:00.480
‫البته که هستن

29:00.510 --> 29:02.620
‫اوبه بین عموم انکارشون کرد!

29:04.340 --> 29:07.756
‫و الان اوبه و توروی صلیب
‫خدای مسیحی‌ها رو میندازن دور گردنشون

29:12.900 --> 29:15.110
‫باید یه کاری برای خودم بکنم

29:20.390 --> 29:22.430
‫من به اینجا تعلق ندارم

29:23.360 --> 29:24.540
‫چیکار کنی؟

29:26.750 --> 29:29.370
‫میخوام کتگات رو از آیوار پس بگیرم

29:30.990 --> 29:32.370
‫چطوری؟

29:32.410 --> 29:33.820
‫ارتشی نداری

29:35.310 --> 29:37.200
‫ولی شاه هارالد داره

29:39.860 --> 29:42.970
‫قانعش میکنم تا با من به کتگات حمله کنه

29:43.000 --> 29:46.560
‫یه چیزی که شوهرم بهم گفت رو به یاد دارم

29:46.590 --> 29:48.970
‫گفت که شاه هارالد بهش گفته که،

29:49.010 --> 29:51.220
‫بعد از حمله‌شون به وسکس،

29:51.250 --> 29:54.570
‫جفتشون برمی‌گردن و با هم به کتگات حمله میکنن

29:55.360 --> 29:57.330
‫پس بهم گوش میده

29:58.160 --> 30:00.640
‫یا گوش میده یا فقط تو رو می‌کشه

30:13.550 --> 30:17.800
‫پسر و دخترت رو کشتن

30:19.760 --> 30:22.660
‫حالا ازمون خواستن تا این آدما رو نجات بدیم

30:25.910 --> 30:28.600
‫این تصمیم رو به تو می‌سپارم کتیل

30:30.880 --> 30:32.810
‫منو می‌شناسی فلوکی

30:34.710 --> 30:37.640
‫می‌دونی که نمی‌تونم بدون امید زنده بمونم

30:37.680 --> 30:39.780
‫باید به آینده‌ی خانواده‌م،

30:41.580 --> 30:43.720
‫امید داشته باشم

30:46.100 --> 30:47.900
‫پس...

30:47.930 --> 30:50.930
‫پس میگی که باید نجاتشون بدیم

30:54.730 --> 30:55.900
‫بله

31:02.250 --> 31:05.670
‫اگه هلگی میگه پدرش تغییر کرده،

31:05.710 --> 31:07.160
‫منم حرفش رو باور میکنم

31:09.740 --> 31:13.580
‫و خودم پا در این زمستان سوزناک می‌ذارم

31:13.610 --> 31:17.410
‫و اگه لازم باشه، خودم ایویند رو
‫بر پشتم تا اینجا حمل میکنم

31:40.840 --> 31:42.160
‫هلگی!

31:49.470 --> 31:50.480
‫کمکم کن

32:06.420 --> 32:07.530
‫برو

32:08.800 --> 32:09.940
‫برو!

32:32.690 --> 32:35.350
‫من تصمیمم رو گرفتم اوبه

32:35.380 --> 32:38.900
‫بخاطر مادرم، و بخاطر خودم،

32:38.940 --> 32:40.590
‫باید سعی کنم دوباره کتگات رو بدست بیارم

32:41.320 --> 32:43.110
‫اینجا بهت نیاز داریم

32:43.150 --> 32:45.810
‫بازم حمله خواهند کرد و خودت اینو می‌دونی

32:45.840 --> 32:48.530
‫باید از رویای رگنار دفاع کنیم

32:48.570 --> 32:51.540
‫هممون سعی داریم از رویای رگنار دفاع کنیم

32:51.570 --> 32:54.500
‫ولی شاید بعضیامون انتخاب کنیم
‫به شکل متفاوتی اینکارو کنیم

32:55.570 --> 32:57.230
‫می‌فهمم چیکار کردی

32:58.410 --> 33:00.890
‫مسیری رو انتخاب کردی که من نمی‌تونستم

33:01.820 --> 33:04.760
‫برادرم، هنوز قهرمان منی

33:10.210 --> 33:12.700
‫و توروی

33:12.730 --> 33:14.520
‫به تو هم میخوام چیزی بگم

33:15.940 --> 33:18.110
‫تو از بچه‌های ما محافظت و بزرگشون کردی

33:20.250 --> 33:22.330
‫حتی وقتی ترکت کردم،

33:24.260 --> 33:26.470
‫هیچوقت کینه نداشتی یا انتقام‌جو نبودی

33:30.090 --> 33:32.300
‫همیشه به مادرم وفادار بودی

33:34.370 --> 33:37.310
‫هیچوقت چیزی برای خودت نمی‌خواستی

33:37.340 --> 33:39.170
‫من لاگرتا رو دوست دارم

33:39.200 --> 33:41.970
‫همیشه همه چیز من بوده

33:42.000 --> 33:43.210
‫می‌دونم که هنوز زنده‌ست،

33:43.240 --> 33:45.560
‫و یه روز برمی‌گرده

33:45.590 --> 33:47.800
‫همیشه زنده می‌مونه،

33:47.830 --> 33:49.210
‫مثل تو

33:51.220 --> 33:53.320
‫من عاشق بچه‌هامون هستم،

33:54.980 --> 33:57.500
‫و همیشه کاری میکنم بهت افتخار کنن

34:07.990 --> 34:08.990
‫ممنون

34:21.800 --> 34:23.770
‫سرورانم

34:25.010 --> 34:29.520
‫همتون اخبار بیماری پادشاه رو شنیدید،

34:29.600 --> 34:33.220
‫و برا همین می‌خواستم باهاتون صحبت کنم

34:33.260 --> 34:37.470
‫تا بهتون اطمینان بدم که آلفرد حالش خوب میشه

34:37.500 --> 34:39.230
‫- مشکلش چیه؟
‫- بله

34:39.260 --> 34:41.440
‫هیچکس دقیقاً نمی‌دونه

34:41.470 --> 34:42.680
‫پس ضعیفه

34:42.720 --> 34:45.170
‫- باید حقیقت رو بدونیم
‫- چه خبر شده؟

34:49.070 --> 34:51.900
‫حق با مادرمه

34:51.930 --> 34:54.070
‫آلفرد قبلآً هم این ناخوشی‌ها رو داشته،

34:54.110 --> 34:56.320
‫و همیشه زنده مونده

34:57.590 --> 34:59.870
‫باید ایمان داشته باشین

34:59.910 --> 35:01.800
‫شاهی که همیشه بیماره

35:03.050 --> 35:05.120
‫چجور پادشاهیه؟

35:06.330 --> 35:08.810
‫نمی‌تونیم یه شاه بیمار داشته باشیم!

35:13.260 --> 35:15.340
‫اثلرد خیلی محبوبه

35:16.850 --> 35:18.650
‫بله

35:18.680 --> 35:20.580
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی. بهم اعتماد داری؟

35:20.620 --> 35:24.220
‫همیشه دعا می‌کردم،
‫که اینقدر محبوب نشه

35:24.310 --> 35:25.860
و کلیسا؟ ... -
‫- بله

35:25.900 --> 35:27.210
‫ممنون

35:37.120 --> 35:39.570
‫چه چیزی برای گفتن به این مردان،

35:40.980 --> 35:44.640
‫جز اینکه برای بهبود برادرت دعا کنن داری؟

35:48.230 --> 35:51.130
‫چیزی که تو ذهنمه رو بهشون میگم

35:53.930 --> 35:56.000
‫دخالت نکن مادر!

35:57.690 --> 36:00.660
‫حالا برید و کمی گاوزبان بچینید

36:00.690 --> 36:02.730
‫تا برادر بیچاره‌م درمان بشه

37:28.850 --> 37:30.190
‫برادر بیچاره‌ت

37:30.820 --> 37:32.090
‫بله

37:34.540 --> 37:38.340
‫اگه مُرد، شما شاه میشین؟

37:39.860 --> 37:40.890
‫بله

37:47.000 --> 37:49.420
‫پس امیدوارم بمیره

38:02.500 --> 38:05.020
‫بیورنه! خودشه!

38:05.060 --> 38:06.440
‫بیورن رویین‌تن

38:16.380 --> 38:18.100
‫- برادر!
‫- مگنوس

38:19.450 --> 38:21.210
‫بیورن رویین‌تن

38:25.150 --> 38:27.040
‫خب،‌ بیا، بیا! بیا

38:30.980 --> 38:33.150
‫بیورن رویین‌تن،

38:34.910 --> 38:37.920
‫خیلی از دیدنت خوشحالم

38:37.950 --> 38:40.130
‫و گانهیلد

38:40.160 --> 38:41.370
‫بنظر میرسه که سرنوشت،

38:41.400 --> 38:43.920
‫دوباره ما رو پیش هم آورده

38:43.960 --> 38:47.130
‫کی می‌دونست خدایان
‫چه سرنوشتی برامون مقّدر کرده بودن؟

38:48.960 --> 38:50.200
‫بله

38:50.240 --> 38:51.830
‫کی می‌دونست

38:51.860 --> 38:53.100
‫این چیزا برام مهم نیست

38:53.140 --> 38:55.210
‫برا من فقط این مهمه که برادرم بیورن رو پیدا کردم

38:55.240 --> 38:57.040
‫که من یه وایکینگم

38:57.070 --> 38:59.040
‫و اینکه به کتگات حمله خواهیم کرد...

38:59.080 --> 39:00.080
‫همه با هم!

39:07.810 --> 39:11.230
‫خب بهم بگو، برادرم چطوره؟

39:11.260 --> 39:13.500
‫تغییری در شرایطش پیش نیومده

39:16.440 --> 39:18.650
‫نمی‌دونم اصلاً هوشیاره یا نه

39:20.030 --> 39:21.790
‫شربت‌هایی رو درست کردم

39:21.820 --> 39:23.760
‫تا از دردش کم کنم

39:23.790 --> 39:25.450
‫مثل قبل

39:26.620 --> 39:28.970
‫تو مادر فوق‌العاده‌ای هستی

39:29.000 --> 39:31.070
‫برای آلفرد، و من

39:40.880 --> 39:44.260
‫حداقل می‌دونم نگران برادرت هستی

39:45.640 --> 39:46.740
‫چرا نباید باشم؟

39:49.510 --> 39:53.750
‫فقط خیلی وحشتناکه که،

39:53.790 --> 39:57.650
‫همینکه مریض شده، اشراف شروع به

39:59.270 --> 40:01.070
‫توطئه علیهش کردن!

40:02.280 --> 40:04.620
‫اون‌ها مسیحی‌های واقعی نیستن

40:05.630 --> 40:07.970
‫اونا...

40:08.010 --> 40:12.010
‫هیچ خوبی‌ای در ذات‌شون نیست

40:14.740 --> 40:16.570
‫فقط میخوان از شرش خلاص بشن

40:18.290 --> 40:19.400
‫درسته

40:19.430 --> 40:22.300
‫و با اینحال، باید ترسشون رو درک کنی

40:24.440 --> 40:26.300
‫نه فقط برای خودشون،

40:26.340 --> 40:28.580
‫بلکه برای وسکس و انگلستان

40:52.330 --> 40:54.020
‫البته

40:54.050 --> 40:55.990
‫من می‌فهمم

40:58.850 --> 41:00.200
‫ولی مطمئناً...

41:02.160 --> 41:06.440
‫مطمئناً می‌تونن ببینن که
‫آلفرد بهترین شانس اوناست

41:08.170 --> 41:11.140
‫اگه وسکس و انگلستان،

41:11.660 --> 41:13.350
‫براشون مهم باشه،

41:13.380 --> 41:16.250
‫پس باید آلفرد هم براشون مهم باشه!

41:18.280 --> 41:19.980
‫چی... چیکار کردی؟

41:26.570 --> 41:28.640
‫باور ندارم،

41:28.670 --> 41:33.020
‫که تا حالا برادرت رو
‫بعنوان پادشاه قبول کرده باشی

41:35.160 --> 41:37.340
‫فکر نمیکنم بعد این هم داشته باشی

41:40.750 --> 41:43.450
‫همیشه براش یه خطر خواهی بود

41:45.210 --> 41:47.420
‫پس تو مسمومم کردی؟

42:09.580 --> 42:11.160
‫چجور مادری هستی؟

42:51.034 --> 42:59.034
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
