1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:18,920 --> 00:01:20,510
‫خب؟

3
00:01:20,540 --> 00:01:22,030
‫هیچکس ندیدش

4
00:01:24,200 --> 00:01:27,030
‫اگه هنوز زنده باشه، ناپدید شده

5
00:01:30,170 --> 00:01:32,280
‫من به زندگی و خدای خودم قسم خوردم،

6
00:01:32,310 --> 00:01:34,900
‫اگه با کمک شما دشمنمون رو شکست بدیم،

7
00:01:34,940 --> 00:01:39,320
‫تعهداتی که پدربزرگم، شاه اکبرت
‫به شما داده رو اجرا میکنم

8
00:01:43,430 --> 00:01:46,910
‫این پیمانی هست که با فرمان سلطنتی ما به شما،

9
00:01:46,950 --> 00:01:50,570
‫تمام زمین‌هایی که جزء قلمرو باستانی
‫آنگلیای شرقی هستند رو بهتون میده

10
00:01:53,060 --> 00:01:55,650
‫این زمین‌ها رو بطور دائمی به شما می‌بخشم،

11
00:01:55,680 --> 00:01:58,930
‫تا هر طور می‌خواهید، در آن
‫ساکن شوید و کشاورزی کنید

12
00:01:58,960 --> 00:02:01,550
‫حالا، اونجا جمعیت بالایی نداره

13
00:02:01,580 --> 00:02:04,590
‫ولی بازم، سکونت‌گاه‌ها و مزارعی داره

14
00:02:04,620 --> 00:02:07,660
‫برخی‌ها از اونجا رفتن
‫ولی سایرین تصمیم گرفتن بمونن

15
00:02:07,690 --> 00:02:09,830
‫توصیه میکنم باهاشون خوب رفتار کنین

16
00:02:09,870 --> 00:02:11,660
‫نفرت چندان عمیقی از شما ندارن،

17
00:02:11,700 --> 00:02:14,460
‫ولی محتاط و بیمناک خواهند بود

18
00:02:16,120 --> 00:02:18,740
‫- آخرین باری که این اتفاق افتاد...
‫- بله

19
00:02:18,770 --> 00:02:22,120
‫من فقط می‌تونم بگم که
‫این بار متفاوت خواهد بود

20
00:02:22,160 --> 00:02:24,950
‫من چند نفر از محافظینم رو بعنوان حرکتی
‫از حمایتم، در آنجا خواهم گذاشت،

21
00:02:24,990 --> 00:02:28,650
‫و از اختیارم بعنوان پادشاه استفاده میکنم
‫تا از حقوقتون دفاع کنم

22
00:02:28,680 --> 00:02:30,300
‫جز این، دلیلی برای ترس ندارین

23
00:02:38,100 --> 00:02:40,900
‫مهر سلطنتی رو پیوستش میکنم

24
00:02:41,870 --> 00:02:43,140
‫و تمام شد

25
00:02:47,420 --> 00:02:53,400
‫و حالا رسماً به شما بعنوان
‫متحد و دوست خوش‌آمد میگم

26
00:03:07,890 --> 00:03:09,860
‫این پایان کارهای امروزمون نیست

27
00:03:13,970 --> 00:03:15,560
‫نگهبان‌ها!

28
00:03:15,590 --> 00:03:17,420
‫خائنین رو دستگیر کنید!

29
00:03:18,520 --> 00:03:20,730
‫نه! نمی‌تونین اینکارو کنین!

30
00:03:20,770 --> 00:03:21,816
‫دستت رو ازم بکش!

31
00:03:21,840 --> 00:03:24,640
‫- ولم کن!
‫- نه! نه سرورم! من بی‌گناهم!

32
00:03:25,700 --> 00:03:28,500
‫به زودی از این اقدامات‌تون
‫پشیمان خواهید شد لُرد آلفرد!

33
00:03:28,530 --> 00:03:29,910
‫این رو بهتون قول میدم!

34
00:03:31,570 --> 00:03:34,260
‫من بی‌گناهم! من بی‌گناهم!

35
00:03:44,500 --> 00:03:47,700
یورک

36
00:04:03,840 --> 00:04:09,640
‫خب شاه هارالد، شکست‌خورده... برگشتی

37
00:04:09,680 --> 00:04:13,100
‫بیورن رویین‌تن مسخره‌ت کرد

38
00:04:13,130 --> 00:04:17,760
‫و اثری از یارل اولاوسون، رهبرمون نیست

39
00:04:17,790 --> 00:04:20,280
‫یارل اولاوسون مرگ افتخارآمیزی در نبرد داشت...

40
00:04:24,420 --> 00:04:29,010
‫و قطعآً الان در والهالا ست

41
00:04:29,040 --> 00:04:30,770
خب به ما چه؟

42
00:04:32,530 --> 00:04:34,430
‫باید به رهبرانتون باور داشته باشین

43
00:04:36,570 --> 00:04:38,640
‫می‌تونن متحمل شکست یا بداقبالی بشن...

44
00:04:40,260 --> 00:04:42,400
‫ولی شما باید شانس این رو
‫بهشون بدید تا ثابت کنن،

45
00:04:42,440 --> 00:04:44,890
‫که چرا از اول به این مقام رسیدن

46
00:04:47,130 --> 00:04:50,680
‫من به دادن شانس دوم اعتقادی ندارم

47
00:04:52,200 --> 00:04:54,860
‫نه به احمقا و شکست‌خورده‌ها

48
00:04:57,970 --> 00:04:59,140
‫نه

49
00:05:03,080 --> 00:05:06,320
‫دقیقاً مثل سخنان زمان جوانی منه،

50
00:05:06,800 --> 00:05:08,080
‫ولی...

51
00:05:10,390 --> 00:05:13,780
‫در طول زمان یاد می‌گیری

52
00:05:40,220 --> 00:05:45,220
‫دوستان. فرصت این پیش نیومد که بهتون...

53
00:05:45,260 --> 00:05:49,470
‫مگنوس، پسر رگنار لاثبروک رو معرفی کنم

54
00:05:49,500 --> 00:05:51,476
‫درود بر رگنار!

55
00:05:51,500 --> 00:05:54,510
‫با بودن اون در کنارمون، می‌تونیم
‫به چیزهای فوق‌العاده‌ای دست پیدا کنیم

56
00:05:56,030 --> 00:05:59,580
‫شهر یورک شهر فوق‌العاده‌ای خواهد شد!

57
00:06:00,960 --> 00:06:05,210
‫مرکز یه امپراطوری! امپراطوری ما!

58
00:06:06,450 --> 00:06:09,420
‫که از اینجا تا کتگات امتداد خواهد داشت،

59
00:06:09,450 --> 00:06:13,250
‫از ایرلند تا فرانسه،

60
00:06:13,280 --> 00:06:16,740
‫از اسکاتلند تا استپ‌های روسیه!

61
00:06:16,770 --> 00:06:18,840
‫آره!

62
00:06:30,720 --> 00:06:31,720
‫بشین

63
00:06:38,450 --> 00:06:40,730
‫تو هگموند رو کشتی

64
00:06:40,760 --> 00:06:42,800
‫یکی از بهترین جنگجویان ساکسون‌ها

65
00:06:42,830 --> 00:06:45,140
‫از قبل زخم عمیقی داشت

66
00:06:45,180 --> 00:06:46,900
‫من فقط کارش رو تموم کردم

67
00:06:49,490 --> 00:06:51,600
‫چرا برای شاه هارالد می‌جنگی؟

68
00:06:51,630 --> 00:06:55,050
‫من با شوهرم یارل اولاوسون در یورک بودم

69
00:06:55,080 --> 00:06:57,120
‫قبول کردیم که به ارتش پادشاه بپیوندیم

70
00:06:57,160 --> 00:06:58,740
‫و شوهرت الان کجاست؟

71
00:06:58,780 --> 00:07:01,300
‫در نبرد کشته شد

72
00:07:01,330 --> 00:07:03,270
‫حیف شد، شوهر خوبی بود

73
00:07:04,200 --> 00:07:05,230
‫مردی خوب

74
00:07:06,680 --> 00:07:08,130
‫من مادرم رو در نبرد از دست دادم

75
00:07:09,310 --> 00:07:12,270
‫مادرت؟ کی هستی؟

76
00:07:13,930 --> 00:07:16,590
‫بیورن. بیورن رویین‌تن

77
00:07:17,560 --> 00:07:18,800
‫مشهوری

78
00:07:20,250 --> 00:07:22,840
‫فکر کنم این یعنی هر کاری بخوای می‌تونی بکنی

79
00:07:22,870 --> 00:07:24,740
‫هر چی میخوای از مردم بخوای

80
00:07:26,980 --> 00:07:28,120
‫اسمت چیه؟

81
00:07:28,150 --> 00:07:29,190
‫گانهیلد

82
00:07:29,880 --> 00:07:30,880
‫گانهیلد

83
00:07:32,400 --> 00:07:34,020
‫میخوام بهتر بشناسمت

84
00:07:34,850 --> 00:07:37,370
‫میخوای چی بگم؟

85
00:07:37,400 --> 00:07:41,480
‫می‌بینی وضعم چیه. در بندم. زندانی

86
00:07:42,340 --> 00:07:43,580
‫شوهرم مرده

87
00:07:44,690 --> 00:07:47,100
‫می‌تونم پیشنهاداتت رو رد کنم؟

88
00:07:48,210 --> 00:07:50,110
‫می‌تونم ازت سوءاستفاده کنم

89
00:07:53,520 --> 00:07:54,520
‫ولی نمیخوام

90
00:07:56,040 --> 00:07:57,770
‫من و تو، با هم برابریم

91
00:07:59,360 --> 00:08:02,980
‫اگه جواب یه سوالم رو بدی طناب‌هات رو باز میکنم

92
00:08:03,570 --> 00:08:04,600
‫بله؟

93
00:08:05,910 --> 00:08:07,430
‫بعد اینکه هگموند مرد،

94
00:08:07,470 --> 00:08:10,780
‫مادرم زخمی بود و ناپدید شده

95
00:08:10,820 --> 00:08:14,790
‫میخوام بدونم چیزی دیدی که به دردم بخوره

96
00:08:14,820 --> 00:08:17,410
‫میخوام بدونم ناپدید شدنش با میل خودش بوده...

97
00:08:18,240 --> 00:08:19,480
‫یا کسی اینکارو کرده

98
00:08:21,030 --> 00:08:24,520
‫من نمی‌تونم کمکت کنم. من چیزی ندیدم

99
00:08:38,530 --> 00:08:41,780
‫تو زن آزادی هستی. می‌تونی
‫هر کاری خواستی بکنی

100
00:08:48,060 --> 00:08:50,650
‫این برای چی بود؟

101
00:08:50,680 --> 00:08:53,100
‫فقط داشتم آزادیم رو تمرین می‌کردم

102
00:08:55,340 --> 00:08:56,720
‫شاید دوباره همو ببینیم

103
00:08:57,620 --> 00:08:58,690
‫کی می‌دونه؟

104
00:08:59,800 --> 00:09:01,040
‫می‌تونی الان بری

105
00:09:15,850 --> 00:09:17,120
‫چی سر اون اومد؟

106
00:09:20,400 --> 00:09:22,920
‫آدما چطوری همینطوری ناپدید میشن؟

107
00:09:22,960 --> 00:09:24,580
‫خب، می‌دونی چطوری

108
00:09:24,610 --> 00:09:26,370
‫پدرمون همینطوری ناپدید نشد؟

109
00:09:28,270 --> 00:09:30,000
‫لاگرتا اینطوری نیست

110
00:09:31,480 --> 00:09:33,210
‫یهو نمی‌ذاره فرار کنه

111
00:09:33,240 --> 00:09:34,830
‫اونم وسط نبرد؟

112
00:09:35,870 --> 00:09:37,180
‫و اصلآً چطوری اینکارو کرده؟

113
00:09:37,210 --> 00:09:38,676
‫انگار آب شده رفته تو زمین

114
00:09:38,700 --> 00:09:40,940
‫- می‌شناسمش...
‫- نه نمی‌شناسی!

115
00:09:40,970 --> 00:09:42,840
‫هیچی نمی‌دونی

116
00:09:42,870 --> 00:09:44,250
‫لاگرتا مادرت رو کشت

117
00:09:44,290 --> 00:09:47,360
‫تا جایی که به تو مربوط میشه،
‫ترجیح می‌دادی اون بمیره

118
00:09:47,390 --> 00:09:48,910
‫چرا دارم با تو صحبت میکنم؟

119
00:09:50,470 --> 00:09:51,850
‫من لاگرتا رو می‌شناسم

120
00:09:54,020 --> 00:09:58,960
‫من دوستش داشتم و بهش اعتماد داشتم
‫و اونم منو دوست داشت و بهم اعتماد داشت

121
00:10:01,480 --> 00:10:04,860
‫نمی‌تونه همینطوری ناپدید شده باشه،
‫مگه اینکه دلیلی داشته باشه

122
00:10:06,070 --> 00:10:07,860
‫این حرفت یعنی چی؟

123
00:10:07,900 --> 00:10:10,040
‫شاید دیوونه شده بود

124
00:10:16,180 --> 00:10:17,980
‫اون جونم رو نجات داد

125
00:10:18,010 --> 00:10:22,080
پای اونم گیره

126
00:10:22,120 --> 00:10:24,740
‫- تو...
‫- من تصمیم گرفتم ببخشمش

127
00:10:29,510 --> 00:10:30,960
‫اینو بهش گفتی؟

128
00:10:37,480 --> 00:10:38,620
‫آلفرد...

129
00:10:40,760 --> 00:10:44,000
‫باید درباره‌ش صحبت کنه

130
00:10:44,040 --> 00:10:46,970
‫باید صادق باشه

131
00:10:47,010 --> 00:10:49,700
‫بعد، بعد می‌تونی ببخشیش

132
00:10:49,730 --> 00:10:51,010
‫محض رضای خدا!

133
00:10:51,980 --> 00:10:54,250
‫می‌فهمم. می‌فهمم

134
00:10:57,530 --> 00:11:00,710
‫ولی اگه تو باهاش صحبت نکنی،

135
00:11:00,740 --> 00:11:04,230
‫لطفاً بهم این اجازه رو بدید

136
00:11:04,260 --> 00:11:07,850
‫خواهش میکنم. باید بدونم چرا

137
00:11:10,750 --> 00:11:13,070
‫پس شاید بتونم ببخشمش

138
00:11:28,810 --> 00:11:30,190
‫آشغال خیانت‌کار

139
00:11:35,360 --> 00:11:36,370
‫خیانت

140
00:11:40,160 --> 00:11:42,610
‫مرگ بر پادشاه!

141
00:11:49,210 --> 00:11:50,240
‫خائن!

142
00:11:51,310 --> 00:11:52,350
‫زنده باد پادشاه

143
00:12:23,310 --> 00:12:25,480
‫غذا!

144
00:12:33,870 --> 00:12:34,870
‫فلوکی!

145
00:12:35,770 --> 00:12:37,220
‫چی بود؟

146
00:12:37,250 --> 00:12:38,260
‫فلوکی!

147
00:12:40,600 --> 00:12:41,640
‫همینجا بمونین

148
00:12:58,340 --> 00:12:59,380
‫هلگی!

149
00:13:06,210 --> 00:13:07,420
‫بیا تو

150
00:13:10,290 --> 00:13:12,530
‫بدجور یخ کردی

151
00:13:12,570 --> 00:13:14,670
‫حداقل یکی از انگشت‌هات رو از دست میدی

152
00:13:16,160 --> 00:13:18,500
‫چرا این همه راه رو تو این هوا اومدی؟

153
00:13:19,400 --> 00:13:22,230
‫من... من چاره‌ای نداشتم

154
00:13:22,820 --> 00:13:24,130
‫چرا؟

155
00:13:24,160 --> 00:13:25,820
‫همه دارن می‌میرن

156
00:13:28,680 --> 00:13:30,240
‫منظورت چیه هلگی؟

157
00:13:30,270 --> 00:13:31,410
‫کی داره می‌میره؟

158
00:13:33,760 --> 00:13:36,690
‫همینکه از اینجا رفتیم، پدرم مریض شد

159
00:13:38,900 --> 00:13:42,350
‫راه درازی رفتیم. یه خونه ساختیم

160
00:13:42,390 --> 00:13:45,360
‫ولی غذا خیلی کمه و همه مریضن

161
00:13:47,770 --> 00:13:49,740
‫فکر میکنم ایویند داره می‌میره

162
00:13:51,780 --> 00:13:54,570
‫و وقتی اونجا رو ترک کردم
‫خواهرم یورون خیلی مریض بود

163
00:13:55,880 --> 00:13:58,340
‫و تا حالا مجبور شدیم دو تا...

164
00:13:58,370 --> 00:14:00,370
‫دو یا سه تا از بچه‌ها رو خاک کنیم

165
00:14:00,410 --> 00:14:03,860
‫ششش. دیگه حرف نزن

166
00:14:03,890 --> 00:14:06,960
‫خواهش میکنم. لطفاً کمکمون کنین!

167
00:14:07,000 --> 00:14:09,310
‫برید و خانواده‌م رو نجات بدید

168
00:14:09,350 --> 00:14:12,590
‫می‌دونم لایق این نیستیم که نجات
‫داده بشیم، ولی خواهش میکنم، فلوکی

169
00:14:17,010 --> 00:14:19,390
‫قبل اینکه خیلی دیر بشه نجات‌شون بده

170
00:14:20,770 --> 00:14:21,980
‫خواهش میکنم!

171
00:14:26,710 --> 00:14:31,540
‫به مجولنیر فکر کنم، پُتک ثور، برای قدرت

172
00:14:48,390 --> 00:14:49,900
‫چرا خواستی منو ببینی؟

173
00:14:54,180 --> 00:14:56,260
‫میدونی چرا

174
00:14:56,290 --> 00:14:59,020
‫اگه می‌دونستم، نمی‌پرسیدم

175
00:15:01,050 --> 00:15:06,710
‫تمام دوستات بازداشت شدن اثلرد

176
00:15:07,850 --> 00:15:12,060
‫لُرد کاینهرد به همه چی اعتراف کرده

177
00:15:13,820 --> 00:15:16,070
‫خیلی‌خب

178
00:15:16,100 --> 00:15:19,170
درسته، اومدن سراغم

179
00:15:19,210 --> 00:15:21,210
‫هنوز عصبانی بودم که کنار زده شدم،

180
00:15:21,250 --> 00:15:25,560
‫پس به نظرم اومد، تا تاجی که
‫به عقیده‌ی خودم مال منه انکار کنم

181
00:15:25,590 --> 00:15:28,800
‫منو متقاعد کردن که آلفرد بعنوان پادشاه
‫از هیچ حمایتی برخوردار نیست

182
00:15:28,840 --> 00:15:30,320
‫که بهرحال سرنگون میشه...

183
00:15:32,840 --> 00:15:36,810
‫ولی، اگه قبول می‌کردم جایگزینش بشم،
‫کودتا بدون خونریزی میشد

184
00:15:38,330 --> 00:15:43,370
‫و قبول کردی همراهشون بشی؟

185
00:15:43,410 --> 00:15:46,510
‫می‌خواستن درست قبل از عزیمت‌مون
‫به نبرد، کودتا رو اجرا کنن

186
00:15:46,550 --> 00:15:49,340
‫منتظر من بودن تا علامت رو بدم. من امتناع کردم

187
00:15:50,310 --> 00:15:52,550
‫پس تو هم دست داشتی

188
00:15:52,590 --> 00:15:55,040
‫بهتون گفتم، امتناع کردم

189
00:15:59,210 --> 00:16:01,800
‫از اینکه به حرفشون گوش دادم پشیمونم

190
00:16:01,840 --> 00:16:03,630
‫من احمق و خیلی مغرور بودم

191
00:16:03,670 --> 00:16:05,390
‫در میدان نبرد سعی کردم رفتارم رو اصلاح کنم

192
00:16:05,430 --> 00:16:08,710
‫من با کمال میل حاضر بودم برای
‫نجات جان برادرم، جانم رو بدم.

193
00:16:10,190 --> 00:16:13,680
‫هیچوقت، تا ابد دوباره بهش خیانت نمی‌کنم!

194
00:16:18,160 --> 00:16:21,440
‫برو و مادرت رو پیدا کن پسر!

195
00:16:21,480 --> 00:16:25,310
‫چاقو تیز میکنم! چاقوهاتون رو بیارید اینجا!
‫چاقوهاتون رو بیارید!

196
00:16:47,400 --> 00:16:48,510
‫این یه خداست؟

197
00:16:49,200 --> 00:16:50,300
‫خدا نیست

198
00:16:51,130 --> 00:16:52,960
‫این بودا ست

199
00:16:55,200 --> 00:16:56,380
‫و بودا کیه؟

200
00:17:08,040 --> 00:17:09,150
‫ممنون

201
00:17:14,220 --> 00:17:19,050
‫ایتسرک، اخبار خیلی جالبی دریافت کردم

202
00:17:20,850 --> 00:17:26,130
‫انگاری شاه جدید آلفرد،
‫شاه هارالد رو در وسکس شکست داده

203
00:17:28,060 --> 00:17:32,240
‫ولی با کمک لاگرتا، بیورن و اوبه

204
00:17:32,270 --> 00:17:35,030
‫پس تمام مدت می‌دونستی که لاگرتا رو قربانی نکردی

205
00:17:39,070 --> 00:17:40,630
‫هارالد زنده مونده؟

206
00:17:40,660 --> 00:17:42,110
‫بله، به یورک عقب‌نشینی کرده

207
00:17:45,600 --> 00:17:49,190
‫از نظر من الان زمان اینه که به انگلستان برگردیم

208
00:17:49,220 --> 00:17:52,120
‫هارالد درسش رو یاد گرفته.
‫نمی‌تونه بدون من برنده بشه.

209
00:17:53,260 --> 00:17:54,470
‫اون چیه؟

210
00:17:59,300 --> 00:18:01,650
‫وقتی پدرم منو به انگلستان برد،

211
00:18:01,680 --> 00:18:03,720
‫و توسط شاه اکبرت زندانی شد،

212
00:18:04,930 --> 00:18:07,340
‫من با شاهزاده آلفرد شطرنج بازی می‌کردم

213
00:18:10,100 --> 00:18:12,450
‫حالا بازم میخوام باهاش شطرنج بازی کنم

214
00:18:13,830 --> 00:18:17,390
‫فقط این بار در میدان نبرد

215
00:19:06,470 --> 00:19:07,750
‫اون شاهه!

216
00:19:07,780 --> 00:19:08,820
‫آره

217
00:19:10,160 --> 00:19:12,340
‫شاه و افرادش. اونا اینجاین

218
00:19:15,240 --> 00:19:18,550
‫اینجا مرز ملک قانونی شماست

219
00:19:18,590 --> 00:19:22,210
‫از اینجا تا دریا، قلمرو آنگلیای شرقی هست

220
00:19:22,250 --> 00:19:25,520
‫همیشه برای من بود. من هم به شما میدمش

221
00:19:30,980 --> 00:19:33,770
‫ببین بیورن. گنجینه‌ها رو ببین!

222
00:20:10,290 --> 00:20:11,950
‫اونا به تمام اصول،

223
00:20:13,740 --> 00:20:16,920
‫رویاها، و امیدهای سکونت‌گاهمون خیانت کردن

224
00:20:17,920 --> 00:20:20,440
‫ولی هنوز خانواده‌ی منن

225
00:20:20,480 --> 00:20:22,790
‫و نیاز به کمک دارن. و می‌تونی کمکشون کنی

226
00:20:22,820 --> 00:20:25,830
‫اگه بازم تاخیر کنیم، همشون خواهند مرد

227
00:20:29,420 --> 00:20:31,520
‫به چی فکر میکنی؟

228
00:20:31,560 --> 00:20:35,390
‫داشتم فکر می‌کردم که بالاخره
‫سکونت‌گاهمون داره عملی میشه

229
00:20:36,660 --> 00:20:38,010
‫دیگه کینه‌ورزی نبود

230
00:20:40,940 --> 00:20:42,700
‫نیازی به انتقام یا کشتار نبود

231
00:20:44,360 --> 00:20:46,330
‫و حالا میخوای این آدما رو برگردونی

232
00:20:48,330 --> 00:20:50,230
‫این آدمایی که این زنجیره رو شروع کردن

233
00:20:52,850 --> 00:20:54,200
‫که نمی‌خواستن به من گوش بدن

234
00:20:56,240 --> 00:20:58,930
‫فلوکی، من می‌فهمم

235
00:21:00,240 --> 00:21:02,930
‫می‌تونم نگرانی‌هات رو درک کنم،
‫ولی الان اوضاع فرق داره

236
00:21:04,420 --> 00:21:06,590
‫پدرم درسش رو فرا گرفته

237
00:21:07,760 --> 00:21:10,150
‫عمیقاً پشیمونه

238
00:21:11,770 --> 00:21:13,460
‫و تو حرفش رو باور میکنی؟

239
00:21:13,490 --> 00:21:14,840
‫اون تغییر کرده فلوکی

240
00:21:16,360 --> 00:21:17,710
‫تغییر کرده

241
00:21:19,050 --> 00:21:21,300
‫این شدنیه

242
00:21:21,330 --> 00:21:23,950
‫این چیزی نیست که گفتی اینجا ممکن میشه فلوکی؟

243
00:21:25,160 --> 00:21:26,990
‫که زندگی متفاوتی خواهیم داشت

244
00:21:27,780 --> 00:21:29,440
‫که تغییر خواهیم کرد

245
00:21:59,090 --> 00:22:00,370
‫خوش اومدید اعلیحضرت

246
00:22:00,400 --> 00:22:01,400
‫همم

247
00:22:03,580 --> 00:22:04,750
‫خوش اومدید

248
00:22:07,720 --> 00:22:09,650
‫نمی‌تونم برم داخل

249
00:22:09,690 --> 00:22:11,930
‫نه، منم نمی‌تونم

250
00:22:11,970 --> 00:22:14,000
‫اونا خدای اشتباهی رو می‌پرستن

251
00:22:21,840 --> 00:22:23,220
‫میخوای حرف بزنی؟

252
00:22:28,810 --> 00:22:30,570
‫من پدرم رو از دست دادم

253
00:22:32,540 --> 00:22:34,260
‫و حالا مادرم

254
00:22:36,780 --> 00:22:39,130
‫و با اینحال، این رویای پدرمه

255
00:22:40,480 --> 00:22:41,860
‫همین‌جا

256
00:22:43,930 --> 00:22:45,970
‫همه‌ی چیزی که همیشه برامون می‌خواست

257
00:22:49,660 --> 00:22:51,140
‫چه عجیب

258
00:23:14,130 --> 00:23:16,270
‫چیزی نیست

259
00:23:16,310 --> 00:23:18,860
‫همه چی درست میشه

260
00:23:18,900 --> 00:23:20,280
‫همه چیز

261
00:23:39,050 --> 00:23:41,230
‫ ‫راه رو باز کنید! میدان رو خالی کنید!

262
00:23:41,260 --> 00:23:43,440
‫راه رو باز کنید! برید کنار! از سر راه برید کنار!

263
00:23:46,680 --> 00:23:47,820
‫بانوی من

264
00:23:51,410 --> 00:23:52,690
‫پادشاهه

265
00:23:54,520 --> 00:23:57,040
‫برو و طبیب‌ها رو خبر کن

266
00:23:57,070 --> 00:23:58,620
‫بله بانوی من

267
00:23:58,660 --> 00:24:00,590
‫همتون، برید

268
00:24:00,630 --> 00:24:02,080
‫- بله بانوی من
‫- بانوی من

269
00:24:05,530 --> 00:24:09,280
‫الثویث، این اولین باری نیست که
‫آلفرد اینطوری بیمار میشه

270
00:24:09,290 --> 00:24:10,330
‫قبلآً هم اتفاق افتاده

271
00:24:15,920 --> 00:24:17,300
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

272
00:24:21,920 --> 00:24:24,030
‫خب،

273
00:24:24,060 --> 00:24:25,860
‫کار خیلی کمی از دستمون بر میاد

274
00:24:25,890 --> 00:24:27,960
‫ایکاش می‌تونستیم کاری بکنیم

275
00:24:28,000 --> 00:24:31,420
‫حداقل می‌تونم مواد یه مرهم گرم رو پیدا کنم

276
00:24:37,150 --> 00:24:38,150
‫تو...

277
00:24:38,770 --> 00:24:40,050
‫بله

278
00:24:41,010 --> 00:24:42,740
‫فکر میکنم باردارم

279
00:24:47,190 --> 00:24:51,540
‫الثویث، نباید این بچه رو از دست بدی

280
00:24:51,570 --> 00:24:54,540
‫انتظارات زیادی از این بچه‌ی دنیا نیومده میره

281
00:24:54,580 --> 00:24:56,230
‫شاید آینده‌ی انگلستان

282
00:25:09,180 --> 00:25:10,560
‫برادر بیچاره‌ی من

283
00:25:14,770 --> 00:25:16,560
‫اون باید زنده بمونه

284
00:25:16,600 --> 00:25:17,910
‫چیز دیگه‌ای مهم نیست

285
00:25:22,980 --> 00:25:26,300
‫همه چی از یه چیزه. و فقط اون چیز وجود داره

286
00:25:27,960 --> 00:25:31,130
‫زندگی یک پُل هست،
‫روی آن خانه‌ای نسازید

287
00:25:31,170 --> 00:25:34,000
‫یه رودخانه‌ست، ولی به کناره‌هاش نچسب

288
00:25:35,130 --> 00:25:36,900
‫شما در یک سفر هستید

289
00:25:38,380 --> 00:25:41,560
‫این پیرمرد عجیب این چیزا رو بهت گفته؟

290
00:25:41,590 --> 00:25:44,210
‫و خیلی چیزای دیگه که فراموش کردم

291
00:25:44,250 --> 00:25:46,530
‫شاید همش یه جوک باشه

292
00:25:46,560 --> 00:25:48,770
‫اگه فلوکی بود اینطور میگفت

293
00:25:48,800 --> 00:25:51,740
‫یعنی چی؟ سفر به کجا؟

294
00:25:54,290 --> 00:25:56,810
‫بهم گفت می‌تونم برم دوباره باهاش صحبت کنم

295
00:25:56,850 --> 00:25:59,090
‫که منو آگاه میکنه

296
00:26:00,330 --> 00:26:01,370
‫ولی فعلاً،

297
00:26:03,780 --> 00:26:05,300
‫بیا فقط رابطه برقرار کنیم

298
00:26:29,840 --> 00:26:31,160
‫ممنون

299
00:26:36,400 --> 00:26:40,510
‫اون فرستاده‌ی شاه اولاف نیرومند بود

300
00:26:43,380 --> 00:26:47,450
‫از اولاف دعوت کردم تا به ارتشمون بپیونده

301
00:26:48,930 --> 00:26:50,760
‫کِی میخوای به سمت یورک حرکت کنی؟

302
00:26:53,560 --> 00:26:56,630
‫باید تا بهار صبر کنیم

303
00:26:56,660 --> 00:27:00,050
‫و تولد بچه‌ی خدایی من

304
00:27:06,710 --> 00:27:10,330
‫چرا انقدر بدگمان شدی برادر عزیزم، ها؟

305
00:27:10,370 --> 00:27:12,470
‫بدگمانی ذهن رو آلوده میکنه برادر

306
00:27:12,510 --> 00:27:17,450
‫در آخر، نمی‌تونی خوبی‌های
‫کسی رو ببینی، یا هر چیزی

307
00:27:17,480 --> 00:27:20,760
‫نمی‌بینی که فریدیس الان
‫خیلی بیشتر شبیه فریا شده،

308
00:27:21,790 --> 00:27:24,070
‫الهه‌ی باروری

309
00:27:27,700 --> 00:27:28,900
‫نه؟

310
00:27:30,840 --> 00:27:35,150
‫بنظر من تو در کشمکش هستی ایتسرک

311
00:27:37,500 --> 00:27:39,260
‫از کشتی پریدی تا به من بپیوندی،

312
00:27:39,290 --> 00:27:42,300
‫چون فکر کردی خدایان این رو مقّدر کردن

313
00:27:42,330 --> 00:27:44,920
‫ولی بعد، هر چیزی که میگم یا
‫هر کاری میکنم باعث ناراحتیت میشه،

314
00:27:44,950 --> 00:27:47,340
‫انگار که هیچوقت دلت نمی‌خواست از کشتی بپری

315
00:27:49,100 --> 00:27:50,750
‫تناقضی وجود نداره

316
00:27:53,000 --> 00:27:54,246
‫البته که تناقض هست

317
00:27:54,270 --> 00:27:56,170
‫درباره‌ی چی حرف میزنی؟

318
00:27:56,210 --> 00:27:57,860
‫تناقضی نیست چون،

319
00:27:57,900 --> 00:28:01,350
‫ممکنه که همه چیز بخشی از یک چیز باشه

320
00:28:02,940 --> 00:28:04,150
‫چی؟

321
00:28:05,840 --> 00:28:07,800
‫داری چرت و پرت میگی!

322
00:28:09,120 --> 00:28:10,500
‫می‌دونی، خیلی وقتا برام سوال بود،

323
00:28:10,530 --> 00:28:12,360
‫که یکم دیوونه هستی یا نه

324
00:28:14,050 --> 00:28:15,050
‫من دیوونه‌ام؟

325
00:28:16,050 --> 00:28:18,130
‫درست مثل مارگارت

326
00:28:18,160 --> 00:28:20,440
‫می‌دونی چه بلایی سرش اومد

327
00:28:46,120 --> 00:28:48,530
‫باید یک قربانی آماده می‌کردیم

328
00:28:49,810 --> 00:28:51,546
‫باید قربانی‌ای برای خدایان آماده می‌کردیم

329
00:28:51,570 --> 00:28:53,780
‫تا از خشمشون بکاهیم،

330
00:28:53,820 --> 00:28:57,440
‫و ازشون بخوایم این زمین جدید رو متبرک کنن

331
00:28:57,470 --> 00:28:58,680
‫فکر میکنی خدایان عصبانی هستن؟

332
00:28:58,720 --> 00:29:00,480
‫البته که هستن

333
00:29:00,510 --> 00:29:02,620
‫اوبه بین عموم انکارشون کرد!

334
00:29:04,340 --> 00:29:07,756
‫و الان اوبه و توروی صلیب
‫خدای مسیحی‌ها رو میندازن دور گردنشون

335
00:29:12,900 --> 00:29:15,110
‫باید یه کاری برای خودم بکنم

336
00:29:20,390 --> 00:29:22,430
‫من به اینجا تعلق ندارم

337
00:29:23,360 --> 00:29:24,540
‫چیکار کنی؟

338
00:29:26,750 --> 00:29:29,370
‫میخوام کتگات رو از آیوار پس بگیرم

339
00:29:30,990 --> 00:29:32,370
‫چطوری؟

340
00:29:32,410 --> 00:29:33,820
‫ارتشی نداری

341
00:29:35,310 --> 00:29:37,200
‫ولی شاه هارالد داره

342
00:29:39,860 --> 00:29:42,970
‫قانعش میکنم تا با من به کتگات حمله کنه

343
00:29:43,000 --> 00:29:46,560
‫یه چیزی که شوهرم بهم گفت رو به یاد دارم

344
00:29:46,590 --> 00:29:48,970
‫گفت که شاه هارالد بهش گفته که،

345
00:29:49,010 --> 00:29:51,220
‫بعد از حمله‌شون به وسکس،

346
00:29:51,250 --> 00:29:54,570
‫جفتشون برمی‌گردن و با هم به کتگات حمله میکنن

347
00:29:55,360 --> 00:29:57,330
‫پس بهم گوش میده

348
00:29:58,160 --> 00:30:00,640
‫یا گوش میده یا فقط تو رو می‌کشه

349
00:30:13,550 --> 00:30:17,800
‫پسر و دخترت رو کشتن

350
00:30:19,760 --> 00:30:22,660
‫حالا ازمون خواستن تا این آدما رو نجات بدیم

351
00:30:25,910 --> 00:30:28,600
‫این تصمیم رو به تو می‌سپارم کتیل

352
00:30:30,880 --> 00:30:32,810
‫منو می‌شناسی فلوکی

353
00:30:34,710 --> 00:30:37,640
‫می‌دونی که نمی‌تونم بدون امید زنده بمونم

354
00:30:37,680 --> 00:30:39,780
‫باید به آینده‌ی خانواده‌م،

355
00:30:41,580 --> 00:30:43,720
‫امید داشته باشم

356
00:30:46,100 --> 00:30:47,900
‫پس...

357
00:30:47,930 --> 00:30:50,930
‫پس میگی که باید نجاتشون بدیم

358
00:30:54,730 --> 00:30:55,900
‫بله

359
00:31:02,250 --> 00:31:05,670
‫اگه هلگی میگه پدرش تغییر کرده،

360
00:31:05,710 --> 00:31:07,160
‫منم حرفش رو باور میکنم

361
00:31:09,740 --> 00:31:13,580
‫و خودم پا در این زمستان سوزناک می‌ذارم

362
00:31:13,610 --> 00:31:17,410
‫و اگه لازم باشه، خودم ایویند رو
‫بر پشتم تا اینجا حمل میکنم

363
00:31:40,840 --> 00:31:42,160
‫هلگی!

364
00:31:49,470 --> 00:31:50,480
‫کمکم کن

365
00:32:06,420 --> 00:32:07,530
‫برو

366
00:32:08,800 --> 00:32:09,940
‫برو!

367
00:32:32,690 --> 00:32:35,350
‫من تصمیمم رو گرفتم اوبه

368
00:32:35,380 --> 00:32:38,900
‫بخاطر مادرم، و بخاطر خودم،

369
00:32:38,940 --> 00:32:40,590
‫باید سعی کنم دوباره کتگات رو بدست بیارم

370
00:32:41,320 --> 00:32:43,110
‫اینجا بهت نیاز داریم

371
00:32:43,150 --> 00:32:45,810
‫بازم حمله خواهند کرد و خودت اینو می‌دونی

372
00:32:45,840 --> 00:32:48,530
‫باید از رویای رگنار دفاع کنیم

373
00:32:48,570 --> 00:32:51,540
‫هممون سعی داریم از رویای رگنار دفاع کنیم

374
00:32:51,570 --> 00:32:54,500
‫ولی شاید بعضیامون انتخاب کنیم
‫به شکل متفاوتی اینکارو کنیم

375
00:32:55,570 --> 00:32:57,230
‫می‌فهمم چیکار کردی

376
00:32:58,410 --> 00:33:00,890
‫مسیری رو انتخاب کردی که من نمی‌تونستم

377
00:33:01,820 --> 00:33:04,760
‫برادرم، هنوز قهرمان منی

378
00:33:10,210 --> 00:33:12,700
‫و توروی

379
00:33:12,730 --> 00:33:14,520
‫به تو هم میخوام چیزی بگم

380
00:33:15,940 --> 00:33:18,110
‫تو از بچه‌های ما محافظت و بزرگشون کردی

381
00:33:20,250 --> 00:33:22,330
‫حتی وقتی ترکت کردم،

382
00:33:24,260 --> 00:33:26,470
‫هیچوقت کینه نداشتی یا انتقام‌جو نبودی

383
00:33:30,090 --> 00:33:32,300
‫همیشه به مادرم وفادار بودی

384
00:33:34,370 --> 00:33:37,310
‫هیچوقت چیزی برای خودت نمی‌خواستی

385
00:33:37,340 --> 00:33:39,170
‫من لاگرتا رو دوست دارم

386
00:33:39,200 --> 00:33:41,970
‫همیشه همه چیز من بوده

387
00:33:42,000 --> 00:33:43,210
‫می‌دونم که هنوز زنده‌ست،

388
00:33:43,240 --> 00:33:45,560
‫و یه روز برمی‌گرده

389
00:33:45,590 --> 00:33:47,800
‫همیشه زنده می‌مونه،

390
00:33:47,830 --> 00:33:49,210
‫مثل تو

391
00:33:51,220 --> 00:33:53,320
‫من عاشق بچه‌هامون هستم،

392
00:33:54,980 --> 00:33:57,500
‫و همیشه کاری میکنم بهت افتخار کنن

393
00:34:07,990 --> 00:34:08,990
‫ممنون

394
00:34:21,800 --> 00:34:23,770
‫سرورانم

395
00:34:25,010 --> 00:34:29,520
‫همتون اخبار بیماری پادشاه رو شنیدید،

396
00:34:29,600 --> 00:34:33,220
‫و برا همین می‌خواستم باهاتون صحبت کنم

397
00:34:33,260 --> 00:34:37,470
‫تا بهتون اطمینان بدم که آلفرد حالش خوب میشه

398
00:34:37,500 --> 00:34:39,230
‫- مشکلش چیه؟
‫- بله

399
00:34:39,260 --> 00:34:41,440
‫هیچکس دقیقاً نمی‌دونه

400
00:34:41,470 --> 00:34:42,680
‫پس ضعیفه

401
00:34:42,720 --> 00:34:45,170
‫- باید حقیقت رو بدونیم
‫- چه خبر شده؟

402
00:34:49,070 --> 00:34:51,900
‫حق با مادرمه

403
00:34:51,930 --> 00:34:54,070
‫آلفرد قبلآً هم این ناخوشی‌ها رو داشته،

404
00:34:54,110 --> 00:34:56,320
‫و همیشه زنده مونده

405
00:34:57,590 --> 00:34:59,870
‫باید ایمان داشته باشین

406
00:34:59,910 --> 00:35:01,800
‫شاهی که همیشه بیماره

407
00:35:03,050 --> 00:35:05,120
‫چجور پادشاهیه؟

408
00:35:06,330 --> 00:35:08,810
‫نمی‌تونیم یه شاه بیمار داشته باشیم!

409
00:35:13,260 --> 00:35:15,340
‫اثلرد خیلی محبوبه

410
00:35:16,850 --> 00:35:18,650
‫بله

411
00:35:18,680 --> 00:35:20,580
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی. بهم اعتماد داری؟

412
00:35:20,620 --> 00:35:24,220
‫همیشه دعا می‌کردم،
‫که اینقدر محبوب نشه

413
00:35:24,310 --> 00:35:25,860
و کلیسا؟ ... -
‫- بله

414
00:35:25,900 --> 00:35:27,210
‫ممنون

415
00:35:37,120 --> 00:35:39,570
‫چه چیزی برای گفتن به این مردان،

416
00:35:40,980 --> 00:35:44,640
‫جز اینکه برای بهبود برادرت دعا کنن داری؟

417
00:35:48,230 --> 00:35:51,130
‫چیزی که تو ذهنمه رو بهشون میگم

418
00:35:53,930 --> 00:35:56,000
‫دخالت نکن مادر!

419
00:35:57,690 --> 00:36:00,660
‫حالا برید و کمی گاوزبان بچینید

420
00:36:00,690 --> 00:36:02,730
‫تا برادر بیچاره‌م درمان بشه

421
00:37:28,850 --> 00:37:30,190
‫برادر بیچاره‌ت

422
00:37:30,820 --> 00:37:32,090
‫بله

423
00:37:34,540 --> 00:37:38,340
‫اگه مُرد، شما شاه میشین؟

424
00:37:39,860 --> 00:37:40,890
‫بله

425
00:37:47,000 --> 00:37:49,420
‫پس امیدوارم بمیره

426
00:38:02,500 --> 00:38:05,020
‫بیورنه! خودشه!

427
00:38:05,060 --> 00:38:06,440
‫بیورن رویین‌تن

428
00:38:16,380 --> 00:38:18,100
‫- برادر!
‫- مگنوس

429
00:38:19,450 --> 00:38:21,210
‫بیورن رویین‌تن

430
00:38:25,150 --> 00:38:27,040
‫خب،‌ بیا، بیا! بیا

431
00:38:30,980 --> 00:38:33,150
‫بیورن رویین‌تن،

432
00:38:34,910 --> 00:38:37,920
‫خیلی از دیدنت خوشحالم

433
00:38:37,950 --> 00:38:40,130
‫و گانهیلد

434
00:38:40,160 --> 00:38:41,370
‫بنظر میرسه که سرنوشت،

435
00:38:41,400 --> 00:38:43,920
‫دوباره ما رو پیش هم آورده

436
00:38:43,960 --> 00:38:47,130
‫کی می‌دونست خدایان
‫چه سرنوشتی برامون مقّدر کرده بودن؟

437
00:38:48,960 --> 00:38:50,200
‫بله

438
00:38:50,240 --> 00:38:51,830
‫کی می‌دونست

439
00:38:51,860 --> 00:38:53,100
‫این چیزا برام مهم نیست

440
00:38:53,140 --> 00:38:55,210
‫برا من فقط این مهمه که برادرم بیورن رو پیدا کردم

441
00:38:55,240 --> 00:38:57,040
‫که من یه وایکینگم

442
00:38:57,070 --> 00:38:59,040
‫و اینکه به کتگات حمله خواهیم کرد...

443
00:38:59,080 --> 00:39:00,080
‫همه با هم!

444
00:39:07,810 --> 00:39:11,230
‫خب بهم بگو، برادرم چطوره؟

445
00:39:11,260 --> 00:39:13,500
‫تغییری در شرایطش پیش نیومده

446
00:39:16,440 --> 00:39:18,650
‫نمی‌دونم اصلاً هوشیاره یا نه

447
00:39:20,030 --> 00:39:21,790
‫شربت‌هایی رو درست کردم

448
00:39:21,820 --> 00:39:23,760
‫تا از دردش کم کنم

449
00:39:23,790 --> 00:39:25,450
‫مثل قبل

450
00:39:26,620 --> 00:39:28,970
‫تو مادر فوق‌العاده‌ای هستی

451
00:39:29,000 --> 00:39:31,070
‫برای آلفرد، و من

452
00:39:40,880 --> 00:39:44,260
‫حداقل می‌دونم نگران برادرت هستی

453
00:39:45,640 --> 00:39:46,740
‫چرا نباید باشم؟

454
00:39:49,510 --> 00:39:53,750
‫فقط خیلی وحشتناکه که،

455
00:39:53,790 --> 00:39:57,650
‫همینکه مریض شده، اشراف شروع به

456
00:39:59,270 --> 00:40:01,070
‫توطئه علیهش کردن!

457
00:40:02,280 --> 00:40:04,620
‫اون‌ها مسیحی‌های واقعی نیستن

458
00:40:05,630 --> 00:40:07,970
‫اونا...

459
00:40:08,010 --> 00:40:12,010
‫هیچ خوبی‌ای در ذات‌شون نیست

460
00:40:14,740 --> 00:40:16,570
‫فقط میخوان از شرش خلاص بشن

461
00:40:18,290 --> 00:40:19,400
‫درسته

462
00:40:19,430 --> 00:40:22,300
‫و با اینحال، باید ترسشون رو درک کنی

463
00:40:24,440 --> 00:40:26,300
‫نه فقط برای خودشون،

464
00:40:26,340 --> 00:40:28,580
‫بلکه برای وسکس و انگلستان

465
00:40:52,330 --> 00:40:54,020
‫البته

466
00:40:54,050 --> 00:40:55,990
‫من می‌فهمم

467
00:40:58,850 --> 00:41:00,200
‫ولی مطمئناً...

468
00:41:02,160 --> 00:41:06,440
‫مطمئناً می‌تونن ببینن که
‫آلفرد بهترین شانس اوناست

469
00:41:08,170 --> 00:41:11,140
‫اگه وسکس و انگلستان،

470
00:41:11,660 --> 00:41:13,350
‫براشون مهم باشه،

471
00:41:13,380 --> 00:41:16,250
‫پس باید آلفرد هم براشون مهم باشه!

472
00:41:18,280 --> 00:41:19,980
‫چی... چیکار کردی؟

473
00:41:26,570 --> 00:41:28,640
‫باور ندارم،

474
00:41:28,670 --> 00:41:33,020
‫که تا حالا برادرت رو
‫بعنوان پادشاه قبول کرده باشی

475
00:41:35,160 --> 00:41:37,340
‫فکر نمیکنم بعد این هم داشته باشی

476
00:41:40,750 --> 00:41:43,450
‫همیشه براش یه خطر خواهی بود

477
00:41:45,210 --> 00:41:47,420
‫پس تو مسمومم کردی؟

478
00:42:09,580 --> 00:42:11,160
‫چجور مادری هستی؟

479
00:42:51,034 --> 00:42:59,034
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
