WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:00.327 --> 01:01.470
‫نه!

01:14.592 --> 01:16.509
‫مردم کتگات!

01:16.510 --> 01:18.821
‫ما قربانی بزرگی داریم

01:19.763 --> 01:22.241
‫این لاگرتا ست

01:26.562 --> 01:27.913
‫اون لاگرتا نیست

01:34.028 --> 01:35.612
‫اون لاگرتا نیست!

01:35.613 --> 01:37.697
‫اون لاگرتا نیست!

01:37.698 --> 01:39.365
‫درود بر لاگرتا!

01:39.366 --> 01:40.575
‫درود بر رگنار!

01:40.576 --> 01:41.743
‫درود بر لاگرتا!

01:41.744 --> 01:43.137
‫ببرینش

01:44.288 --> 01:45.371
‫ببرینشون

01:45.372 --> 01:47.057
‫درود بر رگنار!

01:48.375 --> 01:50.102
‫ببرینشون!

01:52.546 --> 01:53.981
‫درود بر رگنار!

01:54.715 --> 01:56.275
‫درود بر لاگرتآ!

01:56.675 --> 01:58.319
‫می‌دونم کی هستی

01:59.929 --> 02:01.447
‫چرا تو جشن نیستی؟

02:11.524 --> 02:13.399
‫درود بر آیوار!

02:13.400 --> 02:14.543
‫اون زنده‌ست!

02:15.486 --> 02:16.795
‫درود بر لاگرتا!

02:18.197 --> 02:22.635
‫این همون ساحره‌ایه که مادر منو با بی‌رحمی کشت

02:22.868 --> 02:24.428
‫این لاگرتا ست!

02:24.578 --> 02:25.662
‫نه!

02:25.663 --> 02:26.889
‫ببند دهنت رو!

02:28.082 --> 02:31.435
‫یه پادشاه دانمارکی اونو داد به ما

02:32.127 --> 02:34.587
‫می‌خواست باهاش یه پیمان ببنده

02:34.588 --> 02:39.092
‫تا قانعش کنه که در حمله به کتگات بهش بپیونده

02:39.093 --> 02:41.195
‫- خائن!
‫- خائن، آره!

02:41.512 --> 02:42.905
‫خائن!

02:44.348 --> 02:47.910
‫برای قدرت هر کاری میکنه!

02:48.894 --> 02:53.290
‫خدایان را شکر که نقشه‌هاش به جایی نرسید

02:53.440 --> 02:54.732
‫نه نه نه نه...

02:54.733 --> 02:57.110
‫حکومت فاسد و آرزوهای کورش اینجا به پایان می‌رسه

02:57.111 --> 02:58.570
‫نه! من لاگرتا نیستم!

02:58.571 --> 03:01.573
‫اونو در راه اودین و در راه

03:01.574 --> 03:03.825
‫خدایان هم‌نشینم قربانی میکنم

03:03.826 --> 03:05.785
‫- نه!
‫- قربانی‌اشم میکنم،

03:05.786 --> 03:09.765
‫تا این قلمرو رو از ارواح شیطانی پاک کنم!

03:39.987 --> 03:41.088
‫اون مرده؟

04:21.862 --> 04:26.562
‫اینم خون ساحره‌ای که مادرمون رو کشت

04:29.411 --> 04:31.638
‫خوب می‌دونی که اون لاگرتا نبود

04:34.917 --> 04:37.519
‫به افتخار مرگ لاگرتا می‌نوشی

04:38.629 --> 04:39.730
‫اون نمرده

04:40.047 --> 04:41.398
‫و تو یه خدا نیستی

04:44.093 --> 04:46.528
‫البته که یه خداست

04:48.597 --> 04:52.743
‫چطور جرئت میکنی که بگی من خدا نیستم، ها؟

04:55.521 --> 04:58.898
‫نمی‌شنوی که ثور داره با چکش قدرتمندش می‌کوبه،

04:58.899 --> 05:02.211
‫و ورود منو به تالار آسیر خوش‌آمد میگه؟

05:06.615 --> 05:07.841
‫نوش

05:23.674 --> 05:25.025
‫برادرم،

05:25.676 --> 05:26.944
‫آیوار خدا

05:38.605 --> 05:39.790
‫چرا اینجا موندی؟

05:40.733 --> 05:42.042
‫چرا نمیری؟

05:42.985 --> 05:44.670
‫بیا با هم بریم

05:45.821 --> 05:47.155
‫نمی‌خوای بری؟

05:47.156 --> 05:48.924
‫میخوام برم، ولی نمی‌تونم

05:49.283 --> 05:50.759
‫خدایان بهم اجازه نمیدن

05:51.660 --> 05:53.512
‫یه دلیلی وجود داره که باید اینجا بمونم

05:54.580 --> 05:56.181
‫عاشق برادرم اوبه هستم،

05:57.291 --> 05:58.851
‫ولی یه روز ترکش کردم

05:59.793 --> 06:01.562
‫از کشتی پیاده شدم و به آیوار پیوستم

06:04.423 --> 06:05.923
‫هنوزم نمی‌دونم چرا

06:05.924 --> 06:07.860
‫ولی یه روز می‌فهمم

06:10.095 --> 06:12.948
‫یه روز، می‌فهمم

06:17.811 --> 06:19.162
‫ثورون!

06:26.487 --> 06:28.255
‫نمی‌تونم پیداش کنم

06:30.282 --> 06:31.925
‫نمی‌تونم زنم رو پیدا کنم

06:34.411 --> 06:36.454
‫- کجاست؟
‫- نه، بس کن

06:36.455 --> 06:37.955
‫باهاش چیکار کردی؟

06:37.956 --> 06:39.558
‫کاری باهاش نکردم

06:40.667 --> 06:42.519
‫نمی‌دونم چی سر زنت اومده. باور کن

06:43.545 --> 06:45.105
‫دروغ میگی

06:45.672 --> 06:47.441
‫تو کشتیش

06:48.342 --> 06:50.110
‫اون نوه‌ی من رو حامله‌ست

06:51.178 --> 06:52.345
‫میخوام زنده باشه

06:52.346 --> 06:54.072
‫میخوام نوه‌م رو ببینم

06:56.683 --> 06:58.285
‫اون کجاست؟

06:59.186 --> 07:00.871
‫باید بهم بگی

07:01.688 --> 07:02.873
‫هلگی، هلگی

07:03.357 --> 07:05.024
‫نمی‌دونیم. داشتیم می‌گشتیم

07:05.025 --> 07:06.585
‫یکی می‌دونه

07:07.236 --> 07:09.630
‫اون بیرون زنده موندن غیرممکنه

07:10.072 --> 07:12.299
‫هیچکس با پای خودش نمیره اونجا

07:17.204 --> 07:18.472
‫حقیقت رو بهمون بگو

07:20.165 --> 07:21.207
‫اگه ثورون رو کشتی،

07:21.208 --> 07:22.935
‫باید بهمون بگی جسدش کجاست

07:24.878 --> 07:26.104
‫دوباره بهت میگم

07:28.257 --> 07:29.816
‫نمی‌دونم چه بلایی سرش اومده

07:32.052 --> 07:33.236
‫من می‌دونم

07:37.015 --> 07:39.409
‫اومد سراغم تا خصوصی صحبت کنه

07:44.398 --> 07:46.541
‫گفت ناراحته

07:48.402 --> 07:50.170
‫که نمیخواد یه بچه رو

07:51.697 --> 07:55.634
‫وارد این دنیای وحشتناک بکنه

07:58.328 --> 08:01.515
‫و اینکه مطمئن میشه این اتفاق نیفته

08:03.458 --> 08:05.310
‫- اینکارو نمی‌کنه
‫- درست نیست

08:06.920 --> 08:08.105
‫درست نیست

08:16.013 --> 08:17.531
‫اون هیچوقت...

09:06.229 --> 09:07.330
‫سلام ثورون

09:09.149 --> 09:10.417
‫کجا بودی؟

09:11.485 --> 09:12.711
‫کنار آبشار

09:13.278 --> 09:14.588
‫آیود یه پیام برام آورد

09:15.322 --> 09:16.548
‫می‌خواست منو ببینه

09:18.075 --> 09:19.468
‫ایود اونجا بود؟

09:23.455 --> 09:25.015
‫کس دیگه‌ای اونجا بود؟

09:28.710 --> 09:29.895
‫کی بود؟

09:30.837 --> 09:33.106
‫کی تو آبشار منتظرت بود؟

09:34.591 --> 09:35.734
‫آزبیورن

09:36.093 --> 09:37.468
‫برادر هلگی؟

09:37.469 --> 09:38.612
‫بله

09:39.012 --> 09:40.363
‫بهم گفت من شیطان بودم

09:40.597 --> 09:42.282
‫که برادرش رو طلسم کردم

09:42.975 --> 09:44.850
‫و اینکه بچه‌م یه موجود شیطانی بود

09:44.851 --> 09:46.787
‫که نباید پا رو زمین بذاره

09:48.605 --> 09:50.040
‫و تو چی گفتی؟

09:50.691 --> 09:52.334
‫گفتم اشتباه میکنه

09:53.443 --> 09:54.836
‫که هلگی رو دوست دارم

09:55.404 --> 09:56.904
‫که همدیگه رو دوست داشتیم

09:56.905 --> 09:59.132
‫و بچه‌مون بی‌گناه بود

10:02.035 --> 10:03.512
‫و بعدش، اون چیکار کرد؟

10:04.663 --> 10:07.015
‫یه سنگ تیز که کنارش آماده بود برداشت

10:08.083 --> 10:10.143
‫و با سنگ زد به سرم

10:12.045 --> 10:14.523
‫اونقدر محکم که سرم رو چاک داد و افتادم

10:15.007 --> 10:16.733
‫و فهمیدم که مُردم

10:18.719 --> 10:20.678
‫از قبل یه جا برام آماده کرده بود

10:20.679 --> 10:22.948
‫و یه گودال کم‌عمق کنده بود

10:23.932 --> 10:25.349
‫منو تو گودال کم‌عمق خوابوند،

10:25.350 --> 10:27.110
‫بعد رو بدنم سنگ گذاشت

10:34.901 --> 10:36.878
‫می‌تونی بهم بگی این گودال کجاست؟

11:34.921 --> 11:36.772
‫دیگه از وسکس چی شنیدی؟

11:37.632 --> 11:39.192
‫یه سری شایعات جالب

11:40.384 --> 11:41.736
‫مثل؟

11:42.804 --> 11:45.823
‫خب، یه خبر غیرمنتظره دریافت کردم که،

11:46.933 --> 11:50.536
‫زن جنگجو لاگرتا، و دو پسر رگنار،

11:51.312 --> 11:53.748
‫بیورن رویین‌تن و اوبه،

11:53.981 --> 11:56.584
‫به ویلای پادشاه پناهنده شدن

11:57.485 --> 11:59.420
‫نمی‌دونم این خبر رو باور کنم یا نه

12:01.030 --> 12:02.590
‫من می‌تونم باورش کنم

12:02.907 --> 12:04.342
‫ما دنبالشون بودیم

12:05.326 --> 12:06.636
‫اونا فرار کردن

12:08.162 --> 12:10.997
‫هر دلیلی داشتن تا بیان اینجا

12:10.998 --> 12:12.350
‫دلایل باستانی

12:12.959 --> 12:14.602
‫ولی خوبه. خیلی خوبه

12:15.795 --> 12:16.979
‫چرا خوبه؟

12:18.089 --> 12:19.774
‫یه کار ناتمام با لاگرتا دارم

12:22.009 --> 12:23.569
‫اون زنم رو کشته

12:27.306 --> 12:28.449
‫واقعآً می‌دونی،

12:28.683 --> 12:30.952
‫یارل اولاوسون، دوست داشتن یه زن چطوریه؟

12:36.399 --> 12:37.583
‫فکر کنم می‌دونم

12:38.192 --> 12:39.460
‫پس نمی‌دونی

12:39.735 --> 12:40.861
‫ربطی به فکر نداره،

12:40.862 --> 12:42.463
‫و ربطی هم به قلب نداره

12:43.447 --> 12:45.466
‫تو دلت هست. تو روده‌هاته

12:48.703 --> 12:49.887
‫نه، مسئله اینجاست که،

12:50.204 --> 12:51.538
‫که خدایان انگار تصمیم گرفتن

12:51.539 --> 12:53.516
‫که هیچوقت ازدواج شادی رو نداشته باشم

12:54.876 --> 12:56.978
‫یک روز خواهی داشت شاه هارالد

13:00.381 --> 13:01.899
‫و از کجا می‌دونی؟

13:03.217 --> 13:04.819
‫تو دلم حس کردمش

13:05.386 --> 13:06.821
‫تو روده‌هام

13:30.620 --> 13:32.513
‫- یه خبری دارم
‫- بهمون بگو

13:33.581 --> 13:35.850
‫یه ارتش بزرگ از وایکینگ‌ها
‫داره به سمت وسکس میاد

13:36.792 --> 13:38.585
‫طبق گزارشاتی که شنیدم،
‫رهبر اون ارتش،

13:38.586 --> 13:41.605
‫شاه هارالد فاینهیر هست،
‫کسی که، همونطور که می‌دونید،

13:41.756 --> 13:43.357
‫قبلآً به اینجا اومده

13:45.426 --> 13:47.153
‫موافقت کردم که در اینجا بهتون پناه بدم،

13:47.720 --> 13:48.929
‫مادامی که در عوضش،

13:48.930 --> 13:51.373
‫شما علیه هموطن‌هاتون بجنگید

13:52.850 --> 13:54.452
‫حالا زمانش رسیده

13:55.937 --> 13:59.064
‫شما با برادرم شاهزاده اثلرد و
‫اسقف هگموند همکاری می‌کنید،

13:59.065 --> 14:01.900
‫تا استراتژی‌ای برای شکست ارتش فاینهیر بچینید

14:01.901 --> 14:03.127
‫اگه قبول نکنید،

14:03.736 --> 14:05.212
‫کشته میشین

14:10.409 --> 14:11.802
‫اینجا آینده‌ای نخواهید داشت

14:11.953 --> 14:13.387
‫زمینی نخواهید داشت

14:13.955 --> 14:15.097
‫هیچی

14:23.839 --> 14:25.298
‫باید بفهمید که،

14:25.299 --> 14:26.967
‫و می‌دونم که می‌فهمید،

14:26.968 --> 14:29.862
‫که خطر بالایی برای محافظت از شما کردم

14:32.014 --> 14:34.558
‫پس، امیدوارم که هیچکدومتون
‫الان بهم خیانت نکنید

14:34.809 --> 14:36.343
‫من بهتون خیانت نمی‌کنم

14:36.978 --> 14:39.046
‫همراه شما علیه شاه هارالد می‌جنگم

14:55.997 --> 14:57.098
‫چی؟

14:58.749 --> 15:00.142
‫موهات رو کوتاه کردی

15:07.258 --> 15:08.609
‫اوبه!

15:13.973 --> 15:15.408
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم

15:17.810 --> 15:19.245
‫و یه لطفی ازت بخوام

15:31.782 --> 15:33.050
‫اولین درس،

15:33.659 --> 15:34.885
‫اینه که نترسی

15:35.828 --> 15:37.388
‫خب، برو و کنار درخت بایست

15:40.958 --> 15:42.143
‫چرا؟

15:42.543 --> 15:43.811
‫میخوای چیکار کنی؟

15:44.712 --> 15:46.439
‫ازم خواستی جنگیدن رو بهت یاد بدم

15:47.965 --> 15:51.716
‫و می‌تونم بهت راه‌های جنگیدن با شمشیر و تبر،
یا سپر رو یاد بدم

15:51.717 --> 15:53.320
‫که زنده بمونی

15:54.096 --> 15:55.448
‫ولی اگه می‌ترسی،

15:55.681 --> 15:57.199
‫خودت رو از الان مُرده بدون

15:59.435 --> 16:00.986
‫پس، برو و کنار درخت بایست

16:19.497 --> 16:20.681
‫اوبه!

16:21.415 --> 16:22.766
‫نترس

17:00.454 --> 17:02.056
‫زمین اینجا کنده شده

17:15.261 --> 17:16.403
‫ثورون...

17:26.856 --> 17:28.249
‫از کجا می‌دونستی؟

17:29.191 --> 17:30.417
‫فلوکی

17:31.026 --> 17:32.419
‫از کجا می‌دونستی اینجا بود؟

17:35.781 --> 17:36.924
‫اون بهم گفت

17:40.327 --> 17:42.429
‫بهت اینم گفت که کی کشتش؟

17:47.668 --> 17:49.395
‫باید به جرمت اعتراف کنی

17:54.300 --> 17:56.402
‫من به چیزی اعتراف نمی‌کنم

17:57.470 --> 17:58.821
‫مدرکی وجود نداره

17:59.013 --> 18:00.656
‫من می‌دونم کی کشتش

18:06.020 --> 18:07.496
‫بس کنین!

18:09.190 --> 18:10.499
‫بس کنین!

18:11.192 --> 18:13.160
‫چطوری می‌تونین اینطور با هم بحث و نزاع کنین،

18:13.277 --> 18:16.505
‫وقتی بطور مناسب برای خدایان آماده نشده؟

18:19.283 --> 18:21.677
‫شما والدین غیرطبیعی!

18:22.703 --> 18:25.723
‫شما برادران و خواهران غیرطبیعی!

18:27.416 --> 18:30.027
‫چطور می‌تونین اینطوری رفتار کنین؟

18:34.465 --> 18:35.733
‫نمی‌تونیم ادامه بدیم

18:37.551 --> 18:38.986
‫باید یه تصمیمی بگیریم

18:45.804 --> 18:47.239
‫چطوری زنده موندی؟

18:47.765 --> 18:49.408
‫خشمم منو زنده نگه داشت

18:50.935 --> 18:52.769
‫بعد اینکه اثلولف منو از ویلا طرد کرد،

18:52.770 --> 18:54.997
‫چیزی جز خشم برام نمونده بود

18:56.607 --> 18:58.816
‫به خودم گفتم اگه راهی وجود داشته باشه،

18:58.817 --> 19:00.711
‫که بتونم در آینده انتقامم رو ازشون بگیرم،

19:02.279 --> 19:05.633
‫زندگیم بهرحال ارزش زنده موندن رو داشته

19:08.535 --> 19:09.803
‫برای یه وایکینگ،

19:10.246 --> 19:11.597
‫انتقام مهمترین چیزه

19:13.290 --> 19:14.558
‫درست نیست؟

19:15.793 --> 19:17.353
‫خب، من یه وایکینگم

19:18.128 --> 19:19.229
‫درست مثل تو

19:19.797 --> 19:21.464
‫پدرم رگنار لاثبروک بود،

19:21.465 --> 19:23.525
‫مشهورترین وایکینگ

19:25.552 --> 19:26.945
‫برا من فقط همین مهمه

19:28.973 --> 19:30.574
نظرت درباره‌ی شاه آلفرد چیه؟

19:32.685 --> 19:33.827
‫ازش متنفرم

19:36.272 --> 19:38.082
‫خب، ما قراره از طرف اون بجنگیم

19:40.985 --> 19:42.252
‫مجبور نیستین اینکارو بکنین

19:44.571 --> 19:47.605
‫شنیدم هارالد فاینهیر با یه ارتش بزرگ تو راه اینجاست

20:02.798 --> 20:03.899
‫چی؟

20:07.428 --> 20:08.987
‫تویی

20:09.346 --> 20:12.074
‫نمی‌خوام مزاحمت بشم شوهر

20:12.558 --> 20:13.683
‫نه نه، البته

20:13.684 --> 20:15.786
‫فقط مشغول چیزی بودم

20:16.645 --> 20:17.746
‫ببخشید

20:19.857 --> 20:22.092
‫شاید خیلی شوهر خوبی نبودم

20:22.276 --> 20:24.261
‫من هیچ شکایتی ندارم

20:24.862 --> 20:27.769
‫من رو ببخش اثلفلید
‫کارهایی برای انجام دارم

20:30.367 --> 20:32.336
‫وقتی که برگردم،

20:33.996 --> 20:37.641
‫وظایفم رو بعنوان یه شوهر انجام میدم

20:45.841 --> 20:47.359
‫شاهزاده

20:47.885 --> 20:49.069
‫سرورم کاینهرد

20:49.553 --> 20:51.363
‫ارتشی از وایکینگ‌ها در حال نزدیک شدنه

20:52.723 --> 20:54.741
‫حس می‌کنیم زمان عمل رسیده

20:55.851 --> 20:57.035
‫مطمئنی؟

20:57.227 --> 20:58.662
‫هیچوقت بیش از این مطمئن نبودم

21:00.105 --> 21:02.207
‫برادرت هیچوقت نباید پادشاه میشد

21:03.734 --> 21:06.378
‫این تصمیم تمام کشورمون رو به خطر انداخته

21:07.071 --> 21:09.089
‫اون یه رهبر ضعیف و سست،

21:09.823 --> 21:11.341
‫در زمان جنگه

21:12.409 --> 21:15.244
‫دفاعیات ما رو به گروهی از کفار سپرده

21:15.245 --> 21:17.389
‫ایمانش به اسقف هگمونده،

21:17.748 --> 21:19.308
‫یه مرد بی‌ایمان

21:23.253 --> 21:25.856
‫شاهزاده، باید از این فرصت استفاده کنیم

21:26.215 --> 21:29.258
‫اگه خیلی از عمل کردن بترسیم،
‫وسکس نابود خواهد شد،

21:29.259 --> 21:31.177
‫مثل تمام قلمروهای انگلیس،

21:31.178 --> 21:34.039
‫که توسط حکام سست‌عنصر رهبری میشدن

21:36.642 --> 21:37.784
‫ولی تو،

21:37.976 --> 21:39.286
‫پسر،

21:39.603 --> 21:41.747
‫و وارث حقیقی اثلولف،

21:42.272 --> 21:44.374
‫اعتقاد داریم می‌تونیم همه‌ی اعتماد و ایمانمون رو،

21:44.691 --> 21:46.376
‫به تو بسپاریم.

21:47.986 --> 21:49.679
‫نقشه‌تون چیه سرورم؟

21:51.031 --> 21:53.032
‫تقاضای تشکیل شورای جنگ رو میدیم

21:53.033 --> 21:56.720
‫شاه باید حاضر بشه، ولی همینطور اسقف هگموند

21:57.037 --> 21:58.746
‫و دوستان کافرش هم باید بیان.

21:58.747 --> 22:00.933
‫اونجا بهشون حمله می‌کنیم

22:02.251 --> 22:04.752
‫اونقدری سرباز متعهد به آرمانمون داریم،

22:04.753 --> 22:06.897
‫که درها رو ببندن و همشون رو بکشن!

22:10.300 --> 22:11.717
‫و بعد،

22:11.718 --> 22:13.370
‫همانطور که همیشه اینطور بوده،

22:14.763 --> 22:16.806
‫تدهین میشید و تاجگذاری می‌کنید،

22:18.434 --> 22:19.993
‫بعنوان پادشاه وسکس

22:22.020 --> 22:23.247
‫شاه شاهان

22:25.107 --> 22:26.291
‫چی میگین؟

22:30.988 --> 22:32.339
‫موافقم

22:33.532 --> 22:35.033
‫درخواست تشکیل شورا رو بدین

22:38.454 --> 22:39.972
‫اسمش رو بالدر می‌ذارم،

22:40.956 --> 22:42.966
‫از روی اسم پسر زیبای اودین

22:43.750 --> 22:46.111
‫زیباترین و باهوش‌ترین خدایان

22:50.007 --> 22:51.441
‫درخشان‌ترین

22:53.510 --> 22:56.154
‫معتقدم اونقدری قوی هست
‫که از الان داره تکون می‌خوره

22:58.015 --> 22:59.950
‫شاید، یه شب، اون،

23:00.142 --> 23:03.453
‫با شکل‌گیری کامل از بین پاهام بخزه و بیرون بیاد

23:05.189 --> 23:06.456
‫در اون صورت،

23:07.491 --> 23:09.960
‫دوست دارم با راه رفتن بیاد نه خزیدن

23:12.779 --> 23:14.339
‫سرورم آیوار!

23:18.911 --> 23:21.054
‫- سرورم آیوار!
‫- چیه؟

23:21.371 --> 23:23.456
‫گرفتیمشون. مدتی بود سعی می‌کردن

23:23.457 --> 23:27.509
‫تا بر علیه حکومت شما
‫در شهر شورش راه بندازن

23:34.593 --> 23:35.777
‫تو

23:38.221 --> 23:39.781
‫تو

23:42.017 --> 23:44.561
‫واقعیت داره که می‌خواستین
‫علیهم شورش راه بندازین؟

23:46.939 --> 23:48.123
‫چرا؟

23:48.690 --> 23:50.191
‫من یه انسان عادی نیستم

23:50.192 --> 23:52.085
‫من یه حاکم عادی نیستم

23:53.445 --> 23:57.323
‫انتظار دارم از اونجایی که چنین موهبتی
‫بهتون داده شده شاد باشید،

23:58.575 --> 24:00.385
‫چرا که یه خدا حاکم شماست

24:06.917 --> 24:08.352
‫کمک کنید بایسته

24:14.424 --> 24:16.818
‫ببینید چی میگم. من...

24:17.553 --> 24:19.363
‫من خدای بخشنده‌ای هستم

24:19.805 --> 24:21.531
‫عاشق مردمم هستم

24:22.516 --> 24:24.767
‫پس، اگه به بازار برید،

24:24.768 --> 24:26.394
‫و خودتون رو با خاکستر بپوشونید،

24:26.395 --> 24:29.206
‫به اشتباهات و اعتقادات اشتباهتون اعتراف کنید،

24:30.524 --> 24:32.209
‫و دنبال بخشش من باشید

24:34.278 --> 24:36.004
‫منم اجازه میدم زنده بمونید

24:37.906 --> 24:39.049
‫ها؟

24:40.325 --> 24:41.659
‫چی میگین؟

24:41.660 --> 24:42.803
‫همم؟

24:57.801 --> 24:59.260
‫دارشون بزنید

24:59.261 --> 25:01.571
‫و اجساد رو بعنوان هشدار به مردم نشون بدید

25:07.227 --> 25:09.913
‫نفرت هیچوقت نباید جای عشق رو بگیره

25:25.731 --> 25:27.332
‫پسر رگنار

25:28.483 --> 25:30.377
‫چرا دنبال من بودی؟

25:30.610 --> 25:32.587
‫میخوام کمکم کنی

25:33.113 --> 25:37.257
‫تو گذشته، حال و آینده رو دیدی

25:38.000 --> 25:41.658
چی میخوای بدونی که الان نمی‌دونی؟

25:41.659 --> 25:44.523
من خیلی کم به دیدنت میام

25:44.524 --> 25:48.216
تمام زندگیم سعی کردم

25:48.217 --> 25:51.737
که از راه تجربه و نه با پیشگویی زندگی کنم

25:51.738 --> 25:53.874
بیچاره

25:55.500 --> 26:00.263
از نظر من ما خیلی کم از راه تجربه یاد می‌گیریم

26:00.264 --> 26:02.607
بازم، تو... تو باهوشی

26:03.267 --> 26:05.923
نه، من یه پیرمردم

26:05.924 --> 26:08.303
و پیرمردها باهوش نیستن

26:10.308 --> 26:13.170
هنوز آرزوی این رو دارن که ایکاش جوون بودن

26:14.105 --> 26:18.451
و بخاطر شکنندگی‌هاشون عصبانی میشن

26:19.041 --> 26:21.902
و زوال حافظه‌شون

26:22.704 --> 26:24.013
نقش من در این دنیا چیه؟

26:25.540 --> 26:30.323
‫تو به چیزی که گذشتگان دست نیافتن خواهی رسید،

26:31.129 --> 26:33.690
‫ولی بهاش خیلی سنگین خواهد بود

26:36.551 --> 26:38.695
‫اگه الان از اینجا برم، فرق میکنه؟

26:39.054 --> 26:40.530
‫می‌تونی امتحان کنی

26:40.889 --> 26:42.198
‫به چه چیزی دست پیدا میکنم؟

26:42.932 --> 26:46.202
‫اگه تصمیم بگیری که بری، شاید هیچی

26:47.437 --> 26:49.455
‫کمکی بهم نمی‌کنی

26:49.814 --> 26:51.708
‫چه انتظاری داشتی؟

26:52.942 --> 26:55.712
‫همه چی داره تاریک‌تر میشه

26:57.322 --> 27:00.884
‫همه‌مون داریم به تاریکی سقوط می‌کنیم

27:02.952 --> 27:04.888
‫من می‌ترسم

27:05.163 --> 27:07.414
‫می‌دونم که چیزی که نمی‌دونم،

27:07.415 --> 27:09.893
‫تنها چیزیه که واقعاً می‌دونم

27:11.461 --> 27:13.396
‫و می‌ترسم

27:15.507 --> 27:18.109
‫از رفتن به درون تاریکی می‌ترسم

27:52.001 --> 27:53.144
‫اینجایی؟

28:10.061 --> 28:11.162
‫عشقم

28:18.862 --> 28:22.580
‫پس قراره با شاه هارالد و هم‌نژادهات بجنگیم

28:23.658 --> 28:24.801
‫چه حسی داری؟

28:27.036 --> 28:29.264
‫شاه هارالد همیشه دشمن من بوده

28:32.083 --> 28:35.534
‫از خداوند تشکر میکنم
‫که شما اینجا در کنار من هستید،

28:36.546 --> 28:39.148
‫که ما در کنار هم زنده می‌مانیم یا می‌میریم،

28:41.134 --> 28:42.735
‫چه گناهکار بدبختی هستم

28:49.392 --> 28:50.743
‫مطمئنی؟

28:53.271 --> 28:54.897
‫از این نمی‌ترسی که،

28:54.898 --> 28:58.042
‫بابت این عشق، خدات رهات کنه؟

28:58.943 --> 29:00.128
‫بله

29:01.112 --> 29:02.547
‫از خداوند می‌ترسم

29:04.532 --> 29:05.633
‫ولی الان،

29:06.242 --> 29:07.552
‫در این لحظه،

29:08.786 --> 29:10.763
‫بیشتر میل تو رو دارم

29:13.041 --> 29:14.642
‫خیلی زیبایی

29:15.251 --> 29:16.519
‫خیلی...

29:17.086 --> 29:18.354
‫زنده

29:21.424 --> 29:23.151
‫برات حاضرم به جهنم هم برم،

29:23.718 --> 29:24.986
‫لاگرتا

29:42.111 --> 29:43.445
‫با چی روبرو میشیم؟

29:43.446 --> 29:44.905
‫از قبل می‌فهمن ما اینجاییم،

29:44.906 --> 29:47.300
‫و احتمالاً سعی میکنن مسیر رودخونه رو ببندن

29:48.201 --> 29:49.844
‫بزرگ‌ترین خطری که داریم چیه؟

29:50.554 --> 29:54.997
‫وقتی که جنگجویانمون ببینن که
‫میخوان علیه لاگرتا، بیورن رویین‌تن و اوبه،

29:54.998 --> 29:57.185
‫پسران رگنار لاثبروک بجنگن.

29:57.835 --> 30:01.218
‫از خودت بپرس، وقتی ببینی روبروت ایستادن
‫چه حسی پیدا میکنی؟

30:01.798 --> 30:03.441
‫این‌ها قهرمانان افسانه‌ای‌ای هستند

30:03.800 --> 30:05.193
‫اون‌ها انسان نیستن

30:05.802 --> 30:07.403
‫تقریباً خدا هستن

30:07.637 --> 30:08.905
‫و هر چیزی که بگن،

30:09.514 --> 30:12.307
‫جنگجویان ما از رویارویی باهاشون می‌ترسن

30:12.308 --> 30:13.785
‫و چرا نه؟

30:14.644 --> 30:16.103
‫چرا نه؟

30:16.104 --> 30:17.872
‫اون‌ها هر چی باشه، فقط انسانن

30:19.315 --> 30:20.917
‫تبر هم اونارو میکشه

30:30.660 --> 30:32.595
‫فکر میکنی سرنوشت ما رو نزد هم آورده؟

30:34.872 --> 30:36.015
‫ما؟

30:36.666 --> 30:38.101
‫من و تو

30:39.752 --> 30:41.104
‫نمی‌تونم اینو بگم

30:42.714 --> 30:45.358
‫برعکس. این دقیقاً چیزیه که گفتی

30:47.844 --> 30:49.570
‫نمیخوام تصمیمی بگیرم

30:50.346 --> 30:52.990
‫نمیخوام به کسی خیانت کنم

30:53.766 --> 30:56.452
‫فقط میخوام بفهمم سرنوشت چی برام داره

30:57.854 --> 30:59.789
‫ولی یجوری، انگار اینجا بودن درسته

31:00.773 --> 31:01.958
‫انگار...

31:02.358 --> 31:03.668
‫اجتناب‌ناپذیره

31:06.696 --> 31:08.589
‫می‌دونم زندگیم نزدیکه تغییر کنه

31:46.229 --> 31:48.456
‫تصمیم گرفتم خودم ارتش رو رهبری کنم

31:50.858 --> 31:52.210
‫امیدوارم موافق باشی

31:52.944 --> 31:55.630
‫به معنی اینه که بیشتر از همیشه
‫به حمایتت نیاز دارم

31:57.198 --> 31:58.424
‫البته

32:02.120 --> 32:03.346
‫بهت باور دارم

32:04.581 --> 32:06.224
‫و امیدوارم تو هم بهم باور داشته باشی

32:15.383 --> 32:16.818
‫دوستت دارم برادر

32:22.849 --> 32:24.325
‫و منم تو رو دوست دارم

32:50.877 --> 32:52.336
‫سرورانم،

32:52.337 --> 32:56.437
‫تنها چند روز با بزرگ‌ترین چالشی که
‫کشورمون باهاش روبروئه فاصله داریم

32:58.009 --> 32:59.819
‫باید همه با هم عمل کنیم

33:00.803 --> 33:02.429
‫به یکدیگه نیاز داریم

33:02.430 --> 33:04.449
‫و اقرار بهش ضعف نیست

33:07.185 --> 33:09.537
‫تصمیم گرفتم در نبرد رهبری‌تون کنم

33:10.688 --> 33:14.037
‫ولی می‌دونم که حمایت برادر عزیزم اثلرد رو دارم،

33:15.109 --> 33:17.903
‫و اوبه، پسر مسیحی رگنار،

33:17.904 --> 33:20.506
‫و لاگرتا و بیورن

33:21.991 --> 33:25.074
‫نباید از روابط‌مون با این خارجی‌ها بترسیم،

33:26.537 --> 33:27.663
‫این وایکینگ‌ها

33:27.664 --> 33:29.682
‫وقتشه. علامت رو بده

33:30.041 --> 33:31.976
‫اون‌ها متحد و آینده‌ی ما هستن

33:35.797 --> 33:37.190
‫نمی‌تونم

33:39.092 --> 33:40.693
‫پس شکست می‌خوریم

33:56.859 --> 33:58.795
‫از همتون میخوام تا شخص خاصی رو ببینید

33:59.904 --> 34:01.172
‫این مگنوسه

34:03.449 --> 34:05.009
‫این اسم رو به یاد میارم

34:05.451 --> 34:08.221
‫شنیده بودیم که رگنار
‫در وسکس صاحب پسری شده

34:08.705 --> 34:09.996
‫و ایناهاش

34:09.997 --> 34:11.349
‫برادر ناتنی ما

34:12.709 --> 34:14.435
‫پسر رگنار و ملکه کویینترث

34:19.799 --> 34:21.216
‫سلام مگنوس

34:21.217 --> 34:22.467
‫تو باید لاگرتا باشی

34:22.468 --> 34:24.862
‫چه افتخار بزرگی که بالاخره دیدمتون

34:25.722 --> 34:27.156
‫و تو باید اوبه باشی

34:28.599 --> 34:30.475
‫در تمام این سال‌هایی که من
‫مجبور بودم هویتم رو مخفی کنم،

34:30.476 --> 34:33.061
‫داستان‌هایی از بیورن رویین‌تن،

34:33.062 --> 34:34.664
‫و ملکه لاگرتا و اوبه شنیده بودم

34:37.483 --> 34:39.293
‫حالا حداقل، خانواده‌م پیشم هستن

34:40.903 --> 34:42.755
‫حالا حداقل، به یه جایی تعلق دارم

34:44.115 --> 34:49.266
‫مگنوس معتقده که آلفرد و خانواده‌ش به اون

34:49.704 --> 34:51.055
و به ما خیانت کردن

34:52.957 --> 34:56.265
‫که هیچ قصدی برای دادن زمین‌های
‫آنگلیای شرقی به ما رو نداشتن

34:58.796 --> 35:00.648
‫و الان هم قصدی ندارن

35:06.137 --> 35:07.822
‫تا حالا رگنار رو دیدی؟

35:08.139 --> 35:09.323
‫بله

35:09.682 --> 35:11.450
‫وقتی اینجا زندانی بود دیدمش

35:14.353 --> 35:15.754
‫همدیگه رو در آغوش گرفتیم،

35:16.147 --> 35:17.290
‫و گریه کردیم

35:17.482 --> 35:18.791
‫و بهم گفت،

35:19.275 --> 35:21.794
‫که منو به اندازه‌ی همه‌ی پسراش دوست داره

35:31.829 --> 35:34.849
‫اون به مادرم گفت که هیچوقت
‫رابطه‌ای با ملکه کویینترث نداشت

35:37.335 --> 35:39.562
‫خب، باید اینو بگه، غیر اینه؟

35:42.799 --> 35:44.775
‫چی از ما میخوای مگنوس؟

35:53.559 --> 35:56.579
‫هارالد فاینهیر داره با یه ارتش بزرگ به اینجا میاد

35:57.688 --> 36:00.041
‫باید بهش بپیوندین و کشور وسکس رو نابود کنین

36:00.358 --> 36:02.293
‫کشورها رو نابود کنیم، همم؟

36:02.860 --> 36:04.027
‫یهویی چه مهم شدی

36:04.028 --> 36:05.630
‫من یه عمر صبر کردم

36:07.156 --> 36:09.425
‫این؟ معنی زندگی من اینه

36:10.785 --> 36:11.886
‫همم؟

36:13.788 --> 36:15.413
‫رگنار به منم گفت،

36:15.414 --> 36:18.351
‫که هیچوقت با ملکه کویینترث رابطه نداشت

36:18.751 --> 36:23.231
‫که زخمی شده بود و اون روی زخمش شاشید

36:23.798 --> 36:25.090
‫و همش همین بود

36:25.091 --> 36:26.484
‫البته که اینو بهت گفت!

36:27.218 --> 36:28.527
‫دروغ می‌گفت

36:30.596 --> 36:32.782
‫نمی‌فهمم چرا دارین اینطوری رفتار میکنین!

36:33.224 --> 36:35.225
‫فکر میکنم باید داستان مگنوس رو جدی بگیریم،

36:35.226 --> 36:36.643
‫فکر میکنم داره حقیقت رو میگه

36:36.644 --> 36:38.270
‫- فکر میکنم داره دروغ میگه!
‫- اوبه

36:38.271 --> 36:39.413
‫نه!

36:39.865 --> 36:42.667
‫نه، اعتقاد ندارم که اون پسر پدرمه

36:43.401 --> 36:46.684
‫اعتقاد ندارم که ما باید بخاطر حرف اون
به آلفرد خیانت کنیم

36:47.154 --> 36:49.298
‫- بخاطر اینه که آلفرد مغزت رو فاسد کرده
‫- نه

36:49.574 --> 36:51.258
‫و حالا اسم خودت رو گذاشتی مسیحی

36:52.827 --> 36:56.079
‫پس، مگنوس برام برادر نزدیک‌تری هست تا تو

36:56.080 --> 36:57.598
‫باید بحث رو تموم کنیم

36:59.041 --> 37:00.726
‫نمی‌خوام بحث کنم

37:01.460 --> 37:02.812
‫ولی تو حرفم رو باور نمی‌کنی

37:04.297 --> 37:05.690
‫می‌تونم ببینمش

37:11.137 --> 37:12.613
‫متاسفم

37:12.847 --> 37:14.657
‫فقط داستانت رو باور نمی‌کنم

37:20.730 --> 37:22.022
‫من حرفش رو باور نمی‌کنم

37:22.023 --> 37:23.249
‫ولی من میکنم

37:26.110 --> 37:27.378
‫باید انتخاب‌هایی بکنیم

37:36.797 --> 37:38.524
‫من یه تصمیمی گرفتم

37:39.425 --> 37:41.694
‫تصمیم‌های تو بی‌ارزشه فلوکی

37:42.637 --> 37:44.697
‫تو پادشاه این جزیره نیستی!

37:45.306 --> 37:46.907
‫و من قانون‌گذارم!

37:47.308 --> 37:49.160
‫من گفتم تو رو قانون‌گذار میکنم، بله؟

37:50.937 --> 37:52.621
‫اگه انتقام پسرت رو نگیری

37:53.606 --> 37:54.957
‫ولی گرفتی

37:55.942 --> 37:57.043
‫و الان،

37:57.194 --> 37:59.861
‫با مرگ ثورون و بچه‌ی دنیا نیومده‌ش،

37:59.862 --> 38:02.298
‫سه برابر انتقامش رو گرفتی

38:04.200 --> 38:07.553
‫تو صدای کلماتت رو دوست داری، مگه نه فلوکی؟

38:08.287 --> 38:10.556
‫ولی برای من همیشه صداشون توخالی میاد

38:13.292 --> 38:15.394
‫همیشه به فلوکی باور داشتیم

38:16.754 --> 38:18.314
‫برا همین اومدیم

38:20.299 --> 38:25.133
‫رافارتا، تو و خانواده‌ت تمام امیدهای ما رو،
‫تحلیل بردید و نابود کردید.

38:26.180 --> 38:28.074
‫تو زندگیم رو نابود کردی پدر

38:29.475 --> 38:31.077
‫خفه شو هلگی

38:31.811 --> 38:33.496
‫زیادی حرف میزنی

38:33.854 --> 38:36.290
‫و همیشه مثل یه زن گریه میکنی

38:36.732 --> 38:38.542
‫من دلیل برای گریه کردن دارم

38:40.069 --> 38:41.736
‫و اگه بازم بهم نزدیک‌تر بشی،

38:41.737 --> 38:43.839
‫پدر و مادرت هم دلیلی برای گریه کردن پیدا میکنن

38:44.949 --> 38:46.592
‫فلوکی درست میگه

38:47.243 --> 38:49.095
‫اون تصمیم گرفته

38:49.870 --> 38:51.555
‫همه باید بهش احترام بذاریم

38:52.665 --> 38:54.266
‫راه دیگه‌ای نیست

38:57.336 --> 38:58.562
‫ایویند

38:59.463 --> 39:01.107
‫و همه‌ی خانواده‌ش،

39:01.966 --> 39:03.359
‫از جمله تو هلگی،

39:04.760 --> 39:06.612
‫از این زیست‌گاه طرد میشین

39:09.348 --> 39:12.952
‫باید برید و جای دیگه‌ای رو پیدا کنید،

39:13.394 --> 39:14.829
‫بسیار دور از اینجا

39:15.980 --> 39:17.957
‫نمی‌تونی ما رو طرد کنی فلوکی

39:18.190 --> 39:19.625
‫زمستون رسیده

39:19.900 --> 39:21.460
‫غذا کمیابه. زنده نمی‌مونیم

39:21.902 --> 39:23.337
‫این مشکل خودتونه

39:27.700 --> 39:28.968
‫می‌تونیم بجنگیم

39:33.205 --> 39:34.390
‫می‌تونین

39:36.208 --> 39:37.560
‫ولی می‌بازین

39:47.887 --> 39:49.780
‫پس، نتیجه‌ش این شد فلوکی؟

39:52.058 --> 39:54.434
‫اینه نتیجه‌ی رویاهای بزرگت،

39:54.435 --> 39:56.412
‫ایده‌آل‌گرایی ارزشمندت؟

39:57.897 --> 39:59.123
‫این؟

39:59.440 --> 40:01.041
‫فقط میخوام برید

40:09.867 --> 40:11.510
‫نمی‌تونی منو بکشی ایویند

40:13.412 --> 40:15.139
‫مهم نیست چقدر سخت تلاش کنی

41:30.406 --> 41:33.592
‫این‌ها روزهای شادیست فرد باستانی

41:33.909 --> 41:35.177
‫اینو می‌دونی

41:35.744 --> 41:37.763
‫اتفاقات شگفت‌انگیزی رخ داده

41:37.913 --> 41:39.765
می‌دونم که چه چیزهایی می‌دونم

41:40.833 --> 41:43.060
‫نمی‌تونی ملکوتی بودن منو انکار کنی

41:43.878 --> 41:45.854
‫همیشه درباره‌ش می‌دونستی

41:46.797 --> 41:50.568
‫و خون اودین در رگ‌های من جاری هست

41:51.260 --> 41:54.280
‫آسیر ورود منو به تالارهاش خوش‌آمد گفته

41:56.404 --> 41:58.427
،عمرش در اینجا

41:58.428 --> 42:00.451
،برای همیشه

42:00.452 --> 42:03.052
.پر از ستایش و افتخار خواهد بود

42:04.565 --> 42:07.293
‫تو همه چیز رو به کسی که
‫درباره‌ی این خبر شاد می‌پرسه میگی

42:09.612 --> 42:11.630
‫من فقط چیزی که می‌بینم رو میگم

42:13.199 --> 42:15.968
‫من فقط همین رو میخوام، فرد دانا

42:16.702 --> 42:18.178
‫حقیقت رو بهشون بگو

42:18.788 --> 42:22.600
‫تو آیوار بی‌استخون هستی، پسر رگنار

42:24.543 --> 42:26.312
‫من آیوار خدا هستم

42:28.714 --> 42:31.775
‫همه‌ی چیزها تاریک هستن

42:32.218 --> 42:37.114
‫همه‌ی ما، هممون، به تاریکی سقوط می‌کنیم

42:38.349 --> 42:42.703
‫ارابه‌ت هم مثل پاهات شکستن

42:43.938 --> 42:47.958
‫یه مار در جمجمه‌ت لونه کرده!

42:48.734 --> 42:51.503
‫و چشمات بهت خیانت میکنن

42:52.071 --> 42:54.656
‫مسیرت پر شده از،

42:54.657 --> 42:58.010
‫آشغال و کثافت

42:58.786 --> 43:00.888
‫ترس،

43:01.747 --> 43:03.515
‫ترس

43:05.084 --> 43:07.144
‫نه!

43:21.480 --> 43:40.580
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
