WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:11.494 --> 01:12.912
‫شاه هارالد!

01:15.331 --> 01:17.249
به یورک که رفتین به یادتون خواهم بود

01:18.918 --> 01:21.504
‫افراد خوبی رو در اونجا باقی گذاشتم

01:22.505 --> 01:24.673
‫مشتاق دیدارشون هستم

01:25.299 --> 01:28.552
‫ولی یورک برای ما تنها یک پایگاه نظامی خواهد بود

01:30.387 --> 01:31.388
‫خوبه

01:32.315 --> 01:34.975
‫هنوز هم اونجا رو بخشی از قلمرو جدیدم می‌دونم

01:35.768 --> 01:38.519
‫فکر میکنم رفتنم از اینجا اتفاق خوبیه

01:38.521 --> 01:41.232
‫بله موافقم. فکر میکنم اتفاق خوبیه

01:42.024 --> 01:43.609
‫ولی نگران نباش

01:44.610 --> 01:47.930
‫با کشتی‌هام که پر از گنجینه و برده‌ست،

01:48.614 --> 01:49.740
‫برمی‌گردم.

01:51.075 --> 01:52.201
‫نوش

01:53.452 --> 01:54.537
‫نوش

02:08.008 --> 02:11.095
‫مشکلت چیه، ها داداش کوچولو؟

02:11.345 --> 02:12.930
‫من داداش کوچولوی تو نیستم!

02:13.305 --> 02:15.766
‫و خوب می‌دونی مشکلم چیه

02:16.016 --> 02:17.643
‫مارگارت مُرده!

02:18.727 --> 02:20.144
‫می‌دونم

02:20.146 --> 02:22.565
‫آره که می‌دونی! تو گفتی بکشنش!

02:24.483 --> 02:26.352
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

02:28.070 --> 02:31.628
‫چون اون می‌دونست که تو
‫هیچوقت نمی‌تونی یه زن رو حامله کنی

02:37.246 --> 02:39.748
‫ولی این همچینم درست نیست

02:40.457 --> 02:41.625
‫هست عزیزم؟

02:42.376 --> 02:43.419
‫نه

02:45.963 --> 02:47.089
‫بهشون بگو چرا

02:48.215 --> 02:49.341
‫چون که من باردارم

02:53.095 --> 02:54.513
‫اون بچه‌ی منو بارداره!

02:57.683 --> 02:58.767
‫و، در هر حال،

02:59.727 --> 03:01.312
‫اون یه زن دیوونه بود

03:08.235 --> 03:09.612
‫ازش خوشم میومد

03:11.572 --> 03:14.031
‫از همون اول درباره‌ت درست می‌گفت آیوار

03:14.033 --> 03:16.450
‫مراقب باش چه حرفایی درباره‌م میگی ایتسرک

03:16.452 --> 03:18.662
‫چرا؟ بعدش منو میکشی؟

03:22.124 --> 03:25.375
‫فقط یادت باشه، منم پسر رگنار لاثبروک هستم

03:25.377 --> 03:27.546
‫مردم کتگات دوستت ندارن آیوار!

03:28.464 --> 03:32.280
‫فکر میکنی حتی اگه یه مو
‫از سر من کم بشه، چیکار میکنن؟

03:35.221 --> 03:36.922
‫خب، یه فکری،

03:37.139 --> 03:40.017
‫چرا با شاه هارالد به انگلستان برنمی‌گردی، همم؟

03:42.228 --> 03:44.146
‫من متعلق به اینجا و در کنارت هستم آیوار

03:45.731 --> 03:46.732
‫اینو می‌دونی

03:47.733 --> 03:49.235
‫من سمت تو رو انتخاب کردم

03:50.486 --> 03:52.571
‫و الان، هر چی که باشه،

03:54.114 --> 03:55.824
‫بیخ گلوت گیر کردم

04:11.257 --> 04:13.131
‫اسقف کاثرد مُرده!

04:13.133 --> 04:15.844
‫- چی؟
‫- کاثرد مُرده. کشته شده!

04:16.095 --> 04:17.761
‫کشته شده؟ کی کشتش؟

04:17.763 --> 04:19.346
‫لرد هگموند

04:19.348 --> 04:20.557
‫تو کلیسای جامع

04:21.725 --> 04:24.895
‫- هگموند الان کجاست؟
‫- اینجا. تو کلیسا

04:31.360 --> 04:32.693
‫بذارید تنها باهاش صحبت کنم

04:32.695 --> 04:33.946
‫- ولی اون...
‫- تنها!

04:40.786 --> 04:41.787
‫هگموند!

04:43.956 --> 04:45.749
‫- چطور جرئت میکنی!
‫- عالی‌جناب

04:46.500 --> 04:48.375
‫تو تمام این دنیا، هیچ توجیهی

04:48.377 --> 04:51.422
‫برای کشتن به خدمتگزار خدا
‫در خونه‌ی خدا وجود نداره!

04:51.964 --> 04:53.797
‫و الان، که هنوز آغشته به خون شهید هستی،

04:53.799 --> 04:55.759
‫میای و این مکان مقدس رو هم نجس میکنی!

04:56.176 --> 04:59.021
‫مطمئناً نمی‌خوای سعی کنی
‫و از خودت دفاع کنی که؟

04:59.805 --> 05:04.334
‫من کاثرد رو کشتم، چون اون و بقیه‌ی اسقف‌ها،

05:04.852 --> 05:07.730
‫روحانیون، و چندین نفر از ریش‌سفیدان شما،

05:08.105 --> 05:10.215
‫توطئه چیده بودن تا شما رو سرنگون کنن،

05:11.191 --> 05:12.276
‫و بعدش...

05:12.985 --> 05:14.353
‫شما رو به قتل برسونن.

05:15.212 --> 05:18.106
‫بخاطر حملات‌تون به قدرت و امتیاز ویژه‌ی کلیسا،

05:18.907 --> 05:21.035
‫که عقیده دارن تازه فقط شروع شده

05:21.744 --> 05:26.079
‫بخاطر پیشنهاد دوستی‌تون به کفار و ضعف شما.

05:26.582 --> 05:28.534
‫حس کردم چاره‌ای جز عمل ندارم،

05:29.793 --> 05:31.337
‫تا هم تاج و تخت شما رو...

05:33.047 --> 05:34.423
‫و هم جونتون رو نجات بدم

05:37.051 --> 05:40.551
‫بهت گفت که چه کسان دیگه‌ای هم
‫در این توطئه دست داشتن؟

05:40.554 --> 05:43.039
‫کدوم اسقفان؟ ریش‌سفیدان؟

05:43.349 --> 05:45.809
‫نه. فقط می‌دونم کاثرد نفر اصلی بوده

05:46.185 --> 05:48.878
‫و بهم گفت که اگه الان
‫اونو به اسقفی شربورن برگردونم،

05:48.896 --> 05:50.606
‫بعدش به راحتی می‌تونه بقیه رو شناسایی کنه

05:50.939 --> 05:53.106
‫ولی اگه بخواین مقام هگموند رو بهش برگردونید،

05:53.108 --> 05:55.525
‫باعث بزرگ‌ترین بی‌حرمتی و رنجش،

05:55.527 --> 05:56.860
‫مخصوصاً نسبت به کلیسا میشه.

05:56.862 --> 06:00.596
‫با اینحال مادر، هگموند احتمالاً
‫نشون داده که بزرگ‌ترین حامی منه

06:00.616 --> 06:01.784
‫درسته

06:02.460 --> 06:05.369
‫باید بگم برادر، که شگفت‌زده و خشمگین شدم،

06:05.371 --> 06:08.779
‫که درباره‌ی پناه دادن به یه قاتل
که اعتراف کرده فکر میکنی

06:08.791 --> 06:10.334
‫ترفیع که بماند!

06:11.043 --> 06:12.211
‫در عوض،

06:12.320 --> 06:15.005
‫هگموند باید بخاطر جنایت شنیعش مجازات بشه!

06:15.047 --> 06:16.799
‫این تصمیم با تو نیست برادر

06:18.092 --> 06:21.541
‫چرا که شاه منم، و من به تنهایی
‫این تصمیم رو می‌گیرم

06:49.456 --> 06:51.081
‫ما مطمئن نیستیم چه اتفاقی افتاده

06:51.083 --> 06:52.251
‫هیچکس بهمون نگفته

06:53.252 --> 06:54.711
‫ولی می‌بینم که زندانی شدین

06:55.170 --> 06:57.447
‫من مردی که بعنوان اسقف
‫جایگزین من شده بود رو کشتم

06:57.548 --> 06:59.842
‫- چرا؟
‫- درباره‌ی رابطه‌ی ما فهمید

07:00.217 --> 07:01.927
‫درباره‌ش به شاه آلفرد میگفت

07:02.928 --> 07:04.888
‫و هیچوقت نمی‌تونستم به جایگاه سابقم برگردم

07:05.514 --> 07:06.557
‫پس، الان...

07:07.850 --> 07:10.185
‫همه چی به پادشاه بستگی داره

07:10.769 --> 07:11.770
‫بله

07:12.771 --> 07:13.772
‫همه چیز

07:14.606 --> 07:17.397
‫اگه اون اعتقاد داشته باشه که ما ازش
‫در برابر دشمنانش محافظت می‌کنیم

07:17.499 --> 07:18.994
همه اعتقاد پیدا میکنن

07:20.446 --> 07:22.906
‫مطمئن نیستم چه فکری درباره‌ت بکنم

07:23.407 --> 07:24.950
‫میخوام کار درست رو انجام بدم

07:26.160 --> 07:29.421
‫کار درست برای ما و وسکس

07:31.498 --> 07:34.192
‫ولی فعلاً که زندانی هستی

07:48.682 --> 07:49.741
‫پدربزرگ...

07:51.810 --> 07:55.739
‫بار سنگینی رو بر دوش من گذاشتی

07:58.775 --> 08:02.204
‫مطمئن نیستم انتخابت هوشمندانه بوده باشه

08:04.990 --> 08:07.159
‫زمزمه میکنن که من ضعیفم،

08:10.662 --> 08:12.247
‫می‌ترسم حق با اونا باشه

08:19.004 --> 08:20.005
‫پدربزرگ،

08:21.423 --> 08:22.674
‫بهم قدرت بده

08:27.221 --> 08:29.181
‫شاه آلفرد تو دردسر افتاده

08:29.848 --> 08:33.668
‫کسانی اینجا هستن که میخوان سرنگونش کنن

08:34.228 --> 08:35.479
‫فکر میکنن ضعیفه

08:36.355 --> 08:39.416
‫از این واقعیت خوششون نمیاد که
‫بهمون اجازه داده اینجا زندگی کنیم

08:40.609 --> 08:42.817
‫ولی اسقف هگموند گفت ازمون حفاظت میکنه

08:42.819 --> 08:44.444
‫اون به جرم قتل زندانی شده،

08:44.446 --> 08:46.740
‫و توان محافظت از هیچکس رو نداره

08:49.743 --> 08:51.409
‫شاید بهتر بود هیچوقت اینجا نمیومدیم

08:51.411 --> 08:54.665
‫توروی، اگه تو نروژ می‌موندیم،
‫هممون تا الان مُرده بودیم

08:55.374 --> 08:59.407
‫بنظر ما خودمون رو به دست
‫شرایطی سپردیم که کاملاً از دستمون خارجه

08:59.753 --> 09:04.111
‫باید به درگاه خدایان دعا کنیم
‫که شاه بر دشمنانش غلبه کنه

09:04.299 --> 09:05.590
‫دعا؟

09:05.592 --> 09:07.008
‫فقط اینکارو می‌تونیم بکنیم؟

09:07.010 --> 09:08.420
‫- دعا؟
‫- نه

09:11.056 --> 09:12.891
‫کار دیگه‌ای هم هست که می‌تونیم بکنیم

09:17.271 --> 09:20.495
‫شاه ازمون خواسته تا با غسل تعمید
‫به دین مسیحیت روی بیاریم

09:21.608 --> 09:23.360
‫اینطوری می‌تونه دشمنانش رو آروم کنه

09:23.860 --> 09:26.651
‫اون دیگه از کفار حمایت نمی‌کنه و بهشون پناه نمیده

09:27.155 --> 09:28.824
‫ولی ما دوستان مسیحیش خواهیم بود

09:29.241 --> 09:30.834
‫اینو شخصاً ازت خواست؟

09:31.410 --> 09:32.411
‫بله

09:32.495 --> 09:35.794
‫و بهش گفتی که راهی نداره
‫که خدایان خودمون رو انکار کنی؟

09:36.498 --> 09:37.541
‫گفتی؟

09:38.083 --> 09:39.585
‫پدر ما در والهالا ست

09:41.003 --> 09:42.627
‫در کنار اودین نشسته

09:42.629 --> 09:44.129
‫روبروی ثور نشسته

09:44.131 --> 09:46.673
‫در کنار هم مشروب می‌خورن و با هم خوشحالن

09:46.675 --> 09:48.341
‫داری بهم میگی که بهش باور نداری؟

09:48.343 --> 09:50.784
‫- فکر میکنم منظور اوبه اینه که...
‫- بذار اوبه خودش حرف بزنه!

09:52.264 --> 09:53.724
‫چی میگی اوبه؟

09:54.516 --> 09:55.926
‫پدرمون ایمانش رو از دست داد

09:59.354 --> 10:00.939
‫شاه آلفرد اینم بهت گفت؟

10:04.318 --> 10:05.811
‫واقعاً حرفش رو باور کردی؟

10:10.449 --> 10:13.035
‫بعضی وقتا شک میکنم که اصلاً پسر رگنار باشی!

11:38.463 --> 11:39.589
دیدیشون؟

11:40.757 --> 11:43.010
‫- نه
‫- شاید نمیخوان بیان

11:44.761 --> 11:45.762
‫میان

12:02.279 --> 12:03.321
‫پسر

12:04.781 --> 12:05.991
‫پدر

12:08.201 --> 12:11.121
‫خب فلوکی، چی میخوای بگی؟

12:11.788 --> 12:12.789
‫هممون اینجاییم

12:15.292 --> 12:17.210
‫من از مرگ برگشتم

12:19.796 --> 12:21.048
‫درست مثل اودین

12:22.049 --> 12:23.050
‫من مُردم...

12:24.551 --> 12:25.886
‫و بعد دوباره متولد شدم،

12:27.095 --> 12:28.180
‫اینجا در این جزیره،

12:29.765 --> 12:30.807
‫در بین خدایان

12:33.602 --> 12:35.145
‫ولی من نگران خودم نیستم

12:38.315 --> 12:40.192
‫نگران همتون هستم

12:40.734 --> 12:42.861
‫میخوام در صلح و صفا کنار هم زندگی کنید

12:45.280 --> 12:47.991
‫ما غم از دست دادن دو تن از فرزندانمون رو کشیدیم،

12:49.242 --> 12:50.327
‫بول...

12:52.120 --> 12:53.205
‫و ثورگریم

12:56.124 --> 12:58.210
‫می‌دونم از دست دادن بچه چه شکلیه

13:00.545 --> 13:02.422
‫روزهای پیش رو سخت خواهند بود

13:05.383 --> 13:06.384
‫و امید واقعی ما،

13:07.511 --> 13:11.169
‫در بچه‌ای هست که ثورون دختر کتیل،
‫در شکمش حمل میکنه.

13:11.932 --> 13:13.566
‫در قتل پسر ایویند،

13:14.017 --> 13:15.802
‫هلگی هم دست داشت!

13:21.775 --> 13:23.902
‫پس الان، برای آخرین بار از همتون استدعا میکنم

13:24.945 --> 13:26.530
‫که جنگ رو تموم کنید

13:36.506 --> 13:37.674
‫فلوکی درست میگه

13:43.235 --> 13:44.408
من با فلوکی

13:45.133 --> 13:46.583
بد رفتار کردم

13:49.310 --> 13:51.243
درسته که به نیت‌هایی که داشت شک داشتم

13:54.108 --> 13:55.585
ولی فهمیدم اشتباه می‌کردم

13:59.699 --> 14:01.046
باور دارم که فلوکی

14:01.943 --> 14:03.496
روح والایی داره

14:06.292 --> 14:07.949
،مرگ پسرم بول

14:09.261 --> 14:10.607
،غم بزرگی رو

14:12.091 --> 14:13.127
. به خانواده‌م آورد

14:14.818 --> 14:16.855
،ولی الان می‌بینم که مرگ ثورگریم هم

14:18.304 --> 14:21.169
.چنین دردی رو برای کتیل و خانواده‌ش به ارمغان آورده

14:26.726 --> 14:27.727
..پس

14:30.869 --> 14:32.422
،بیاین بعنوان یه جامعه

14:35.563 --> 14:36.875
،آینده رو بنگریم

14:38.946 --> 14:39.946
،و تولد

14:40.948 --> 14:42.018
یه بچه‌ی جدید رو

14:46.746 --> 14:48.162
بیاید به سلامتی بچه‌ی جدید بنوشیم

14:55.747 --> 14:56.873
‫نوش!

14:57.165 --> 14:58.333
‫نوش!

15:33.451 --> 15:35.036
‫شاهدخت الثویث،

15:36.371 --> 15:39.090
‫بنده نه بهتون ابراز علاقه‌ای کردم
‫نه باهاتون رابطه‌ای برقرار کردم

15:39.541 --> 15:42.090
‫اگه بهم می‌گفتید که دیگه
‫میلی برای ازدواج باهام ندارید،

15:42.794 --> 15:46.919
‫من هم درک می‌کردم و خیلی راحت شما رو،
‫از هر قراری به اسم من رها می‌کردم.

15:47.424 --> 15:48.425
‫اگرچه،

15:49.434 --> 15:53.276
‫اگر احیاناً هنوز مشتاق به
‫ازدواج با من بودید،

15:55.640 --> 15:57.892
‫پس بذارید بهتون بگم چه چیزی
‫در انتظارتون خواهد بود.

15:59.019 --> 16:01.896
‫شما ملکه‌ی کشوری درگیر جنگ خواهید بود

16:02.480 --> 16:04.607
‫که به احتمال قوی دوباره مورد حمله قرار خواهد گرفت

16:05.275 --> 16:07.817
‫شما زن پادشاهی خواهید شد که الانش هم خطر،

16:07.819 --> 16:10.772
‫سرنگونی و کشته شدن تهدیدش میکنه.

16:11.456 --> 16:15.390
‫من رو ببخشید بانوی من، ولی نمی‌تونم
‫چشم‌اندازش رو جذاب‌تر از این بکنم

16:16.536 --> 16:17.679
‫ممنونم

16:19.414 --> 16:22.417
‫من چیزی برای برگشت ندارم،
‫و علاقه‌ای هم بر این کار ندارم.

16:23.043 --> 16:24.327
‫اگه من همسر شما بودم،

16:25.420 --> 16:28.671
‫با خوشحالی در خطرات و مِحنَت‌های شما شریک میشم،

16:28.673 --> 16:32.582
‫و کمکتون میکنم بار سنگینی که سرنوشت،
‫به دوشتون گذاشته رو حمل کنید.

16:34.679 --> 16:38.246
‫انتظار نداشتم این گفتگو اینطور مودبانه پیش بره

16:38.348 --> 16:39.784
خوبه

16:40.977 --> 16:43.555
‫تا ابد ازتون متنفر میشم که فکر کنید
‫آدم قابل‌پیش‌بینی‌ای هستم

17:01.748 --> 17:02.999
‫سروران من،

17:03.708 --> 17:07.128
‫یک بار دیگر شما رو به اینجا فرا خوندم چرا که،
‫بعد از دعا و تفکر زیاد،

17:07.128 --> 17:08.880
‫تصمیم مهمی گرفته‌ام.

17:09.506 --> 17:13.205
‫تصمیم گرفته‌ام تا عالی‌جناب اسقف هگموند رو
‫به اسقفی شربورن برگردونم

17:17.263 --> 17:18.807
‫نه!

17:21.893 --> 17:23.478
‫ولی اون چطوری می‌تونه به خدا خدمت کنه؟

17:25.355 --> 17:28.376
‫قتل لرد کاثرد باید تا ابد در وجدانش سنگینی کنه

17:28.400 --> 17:30.652
‫و باید در پیشگاه خدا از خودش دفاع کنه

17:31.736 --> 17:33.363
‫ولی ما، سروران من،

17:33.738 --> 17:35.738
‫در این روزهای تاریک و غیرقطعی،

17:35.740 --> 17:38.616
‫وقتی که وسکس جوری که
‫در تاریخش نبوده در حال تهدیده،

17:38.618 --> 17:43.073
‫ما نمی‌تونیم، و من نخواهم تونست، بدون خدمات
‫مردی که جنگجوی ماست،

17:43.081 --> 17:45.208
‫بزرگ‌ترین جنگجوی مسیح در این کشور، موفق بشم.

17:57.929 --> 18:01.646
‫همینطور میخوام ازدواجم با شاهدخت الثویث
‫از نورثامبریا رو اعلام کنم

18:02.308 --> 18:04.436
‫چقدر دوست‌داشتنی!

18:05.103 --> 18:06.271
‫امیدوارم یک وارث بیاورید!

18:07.480 --> 18:09.524
‫یه موضوع دیگه هم هست!

18:14.696 --> 18:16.946
‫اوبه، پسر رگنار لاثبروک،

18:16.948 --> 18:18.614
‫و زنش توروی،

18:18.616 --> 18:21.286
‫قبول کردن که با غسل تعمید به دین مسیحیت روی بیارن

18:26.207 --> 18:27.876
‫سرورانم، خواهش میکنم!

18:33.506 --> 18:35.715
‫بخاطر خدا، از همتون می‌خوام،

18:35.717 --> 18:38.595
‫تا فرمایشاتم رو اَرج بنهید و گرامی بدارید

18:40.638 --> 18:42.599
‫نقطه‌ی عطفی شروع چیزی بسیار مهمه

18:42.932 --> 18:44.599
‫بدون کمک این آدما،

18:44.601 --> 18:45.933
‫که زمانی دشمن ما بودن،

18:45.935 --> 18:48.605
‫وسکس نمی‌تونه و نخواهد تونست باقی بمونه

19:01.868 --> 19:03.242
‫نباید اینکارو می‌کرد!

19:03.244 --> 19:06.777
‫هیچوقت نباید یه قاتل رو به چنین مقام بالایی
‫در کلیسای مقدس ما منصوب می‌کرد!

19:06.831 --> 19:09.634
‫آلفرد داره کاری رو که از نظرش
‫برای وسکس بهتره انجام میده

19:09.959 --> 19:12.462
‫و باید ازش حمایت کنیم، اینطور نیست؟

19:14.589 --> 19:16.966
‫اون برادر منه. البته، ازش حمایت میکنم

19:17.217 --> 19:18.426
‫خوبه

19:18.843 --> 19:20.760
‫حداقل برنامه‌ی ازدواجش چیده شده

19:20.762 --> 19:22.563
‫حالا، وقتشه برنامه‌ی ازدواج تو رو بچینیم

19:22.639 --> 19:25.058
‫لازم نیست تو این دنیا برنامه‌ی چیزی رو بریزی

19:26.226 --> 19:28.603
‫و، راستش، من خودم عروسم رو انتخاب کردم

19:30.188 --> 19:31.606
‫می‌تونم اسمش رو بدونم؟

19:32.690 --> 19:33.942
‫اثلفلد

19:35.485 --> 19:36.778
‫می‌شناسمش؟

19:37.445 --> 19:38.530
‫فکر نمی‌کنم

19:40.365 --> 19:41.699
‫اون دختر کاثرد هست

19:47.323 --> 19:49.923
یورک

19:51.853 --> 19:53.563
‫دروازه رو باز کنید!

20:08.036 --> 20:10.121
‫پادشاه! بازگشت‌تون رو خوش‌آمد میگم

20:11.122 --> 20:13.333
‫اون خونه‌ست! خوش اومدید شاه هارالد!

20:14.459 --> 20:16.086
‫پادشاه! هارالد!

20:41.569 --> 20:44.610
‫قبل اینکه خدمتگزار کلیسای مقدس خدا بشوید،

20:44.781 --> 20:47.283
‫می‌بایست از گناهان گذشته‌ی خویش تبری بجویید

20:49.077 --> 20:54.020
‫من ایمانم به اودین و سایر خدایان کفار رو انکار میکنم

20:54.999 --> 20:58.966
‫من ایمانم به اودین و سایر خدایان کفار رو انکار میکنم

21:08.596 --> 21:10.140
‫با نفس خودم،

21:10.557 --> 21:13.810
‫این ارواح شیطانی که
‫در شما ساکن هستند رو اخراج میکنم

21:31.244 --> 21:32.452
‫آمین

21:32.454 --> 21:33.580
‫آمین

22:08.490 --> 22:10.283
‫شاه هارالد فاینهیر

22:11.201 --> 22:12.619
‫به یورک خوش اومدید

22:13.328 --> 22:14.913
‫من یارل اولاوسون هستم

22:15.455 --> 22:17.707
‫آیوار بی‌استخون منو مسئول اینجا کرد

22:18.666 --> 22:21.626
‫از دیدنت خوشحالم یارل اولاوسون

22:21.628 --> 22:24.968
‫ولی انتظار نداشته باش
برای مدت زیادی مسئول اینجا باشی

22:31.971 --> 22:34.140
‫به ما وعده‌ی زندگی ابدی داده شده

22:34.891 --> 22:37.058
من که حس متفاوتی ندارم

22:37.060 --> 22:38.061
تو داری؟

22:39.062 --> 22:40.063
‫همم؟

22:42.690 --> 22:44.984
‫ولی الان باید این صلیب‌ها رو بندازیم

22:48.571 --> 22:52.548
‫میگن که خدای جدیدمون
‫بخاطر گناهان ما بر روی صلیب مُرده

22:54.702 --> 22:55.787
‫چه گناهانی؟

22:56.746 --> 22:58.414
‫خب...

23:21.896 --> 23:23.857
‫حالا حس متفاوتی دارم

23:26.442 --> 23:27.694
‫خب، همیشه می‌تونی بپوشیش

23:38.121 --> 23:40.164
‫آیا شما آلفرد، پسر اثلولف،

23:40.832 --> 23:42.832
‫در برابر تمام این شهودی که در اینجا گرد آمده‌اند،

23:42.834 --> 23:44.961
‫این زن، الثویث را،

23:45.261 --> 23:48.423
‫بعنوان همسر قانونی خویش برمی‌گزینی،
‫که در کنارش باشی و مراقبش باشی،

23:48.765 --> 23:51.549
‫از این لحظه تا زمان مرگ؟

23:51.551 --> 23:52.635
‫بله

23:53.495 --> 23:54.746
‫و آیا شما الثویث،

23:55.079 --> 23:57.121
‫در برابر تمام این شهودی که در اینجا گرد آمده‌اند،

23:57.223 --> 24:00.268
‫این مرد آلفرد رو می‌پذیری،
‫که در کنارش باشی و مراقبش باشی،

24:00.685 --> 24:04.022
‫بقیه را فراموش کنی،
‫بهش خدمت و اطاعت کنی،

24:04.898 --> 24:06.149
‫تا زمان مرگ؟

24:06.399 --> 24:07.400
‫بله

24:16.326 --> 24:17.575
‫آمین

24:17.577 --> 24:18.661
‫آمین

24:20.413 --> 24:23.499
‫در پیشگاه تمام این شهود،

24:23.833 --> 24:25.543
‫و در پیشگاه خدا،

24:25.960 --> 24:27.211
‫اکنون شما را،

24:28.254 --> 24:31.174
‫زن و شوهر اعلام میکنم

24:54.280 --> 24:55.448
‫بیورن رویین‌تن؟

24:56.324 --> 24:57.615
‫بله؟

24:57.617 --> 25:00.244
‫من و تو اشتراکات زیادی داریم

25:03.831 --> 25:04.874
‫چطور؟

25:06.125 --> 25:07.377
‫پدر مشترکی داریم

25:12.799 --> 25:14.217
‫اسم من مگنوس هست

25:14.926 --> 25:16.467
‫من پسر رگنار از ملکه کویینتریث هستم

25:16.469 --> 25:18.721
‫من همراه با آلفرد، اینجا در عمارت سلطنتی بزرگ شدم

25:19.180 --> 25:21.305
‫اون دوست بچگیم بود

25:21.307 --> 25:26.841
‫ولی در پایان، کمی بعد از اینکه رگنار
‫در اینجا زندانی شد، من هم اخراج شدم

25:29.857 --> 25:32.235
‫خانواده‌ی آلفرد من رو جلوی گرگ‌ها انداختن

25:35.571 --> 25:38.364
‫شنیده بودیم رگنار پسری در وسکس داشت

25:38.366 --> 25:40.243
‫بله. تونستم زنده بمونم

25:40.910 --> 25:42.952
‫البته، نمی‌دونن که زنده موندم

25:42.954 --> 25:44.664
‫حتی نمی‌دونن کی هستم

25:45.373 --> 25:46.872
‫شنیدم اومدین اینجا

25:46.874 --> 25:49.836
برادران ناتنیم، باید می‌دیدمتون

25:52.005 --> 25:53.289
‫خب، این شگفت‌انگیزه

25:53.339 --> 25:55.967
‫اصلاً نمی‌دونی این چقدر برام خبر خوبیه

25:58.011 --> 26:00.596
‫بعد از این همه سال گم شدن

26:06.394 --> 26:08.187
‫خب، الان برادر من،

26:09.355 --> 26:10.523
‫تو پیدا شدی

27:08.541 --> 27:09.584
‫آمین

27:10.108 --> 27:11.211
یورک

27:11.235 --> 27:12.578
‫دروازه!

27:21.721 --> 27:23.431
‫اومدم اینجا تا به وسکس حمله کنم

27:26.059 --> 27:27.568
‫دفاعیات اون‌ها...

27:29.020 --> 27:32.240
‫توسط ارتش بزرگ ما تضعیف شده،

27:32.941 --> 27:36.890
‫ولی وقتی اونجا بودم، فهمیدم که هنوز،
‫جاهای زیادی برای غارت کردن هست

27:37.654 --> 27:38.988
‫و من میخوام پولدار بشم

27:39.614 --> 27:41.533
‫چرا که آرزوهای بزرگی دارم

27:42.992 --> 27:44.659
‫شاید برات جالب باشه که بدونی،

27:44.661 --> 27:46.661
‫وسکس پادشاه جدیدی داره

27:47.263 --> 27:48.848
‫کی؟

27:48.873 --> 27:49.916
‫یه پسر

27:50.250 --> 27:51.960
‫نوه‌ی اکبرت، آلفرد

27:53.878 --> 27:55.847
‫پس از اونی هم که فکر می‌کردم ضعیف‌تر شدن

27:57.340 --> 28:01.436
‫چرا گفتین که برای مدت زیادی مسئول نمی‌مونم؟

28:01.594 --> 28:04.677
‫تا جایی که می‌دونم،
‫شما و آیوار بی‌استخون متحد هستید

28:06.432 --> 28:09.269
‫نمی‌خواستم بهت جسارتی بکنم

28:11.187 --> 28:12.730
‫میخوام ازت دعوت کنم،

28:13.690 --> 28:15.550
‫تا با من به وسکس حمله کنی

28:16.401 --> 28:18.651
‫می‌تونیم از میوه‌ی پیروزی لذت ببریم،

28:18.653 --> 28:20.361
‫و بعد می‌تونیم نقشه‌های جدید بکشیم

28:20.363 --> 28:21.422
‫نقشه‌های جدید؟

28:22.240 --> 28:23.324
‫بله

28:24.033 --> 28:29.942
‫می‌خوای تمام عمرت همین‌جا در یورک بمونی،
‫و اونو برای آیوار حفظ کنی؟

28:32.083 --> 28:33.168
‫نه

28:34.335 --> 28:37.130
‫درسته، همیشه آرزوهای بزرگ‌تری داشتم

28:37.672 --> 28:38.965
‫تو یه وایکینگی!

28:39.757 --> 28:40.967
‫البته که داشتی

28:41.593 --> 28:42.594
...خب

28:44.929 --> 28:48.308
‫بعد اینکه من و تو وسکس رو غارت کردیم،

28:48.683 --> 28:53.062
‫با همدیگه، با این پیروزی به کتگات برمی‌گردیم

28:53.188 --> 28:55.039
‫تا غنائم‌مون رو با پادشاهش به اشتراک بذاریم؟

28:56.274 --> 28:57.358
‫نه

28:58.568 --> 29:00.361
‫شاهش رو سرنگون می‌کنیم

29:06.492 --> 29:09.787
‫به نظرم میاد که تو پسر رگنار لاثبروک نباشی

29:10.288 --> 29:11.539
‫منم همینطور

29:12.081 --> 29:14.334
‫ولی پسران رگنار لاثبروک،

29:14.709 --> 29:17.629
‫مشهورترین انسان‌های دنیا هستن

29:18.004 --> 29:21.130
‫و مطمئن نیستم که بخوام در برابرشون بجنگم

29:21.132 --> 29:22.217
‫هیچکدومشون

29:22.592 --> 29:24.385
معروف بودن چه فایده‌ای داره؟

29:24.886 --> 29:26.260
‫هیچی!

29:26.262 --> 29:30.629
‫در آینده، هیچکس رگنار لاثبروک
‫و پسرانش رو به یاد نمیاره!

29:30.642 --> 29:32.477
‫کاملاً فراموش میشن

29:33.645 --> 29:36.531
‫حتی الان هم به زحمت اسمش یادم میاد

29:37.273 --> 29:39.150
‫شاید حق با تو باشه

29:40.068 --> 29:41.234
‫ولی در این صورت،

29:41.236 --> 29:43.571
‫دنیا چه جای ناچیزتری میشد

29:44.822 --> 29:47.659
‫همیشه باید رگنار لاثبروک رو به یاد داشته باشیم،

29:48.409 --> 29:50.036
‫حتی اگه نمی‌شناختیمش،

29:50.536 --> 29:53.553
‫حتی اگه فقط اسمش رو شنیده بودیم
‫و می‌دونین چرا؟

29:54.249 --> 29:57.752
‫چون هممون پسران رگنار لاثبروک هستیم!

29:58.086 --> 29:59.520
‫هممون

30:00.964 --> 30:01.923
‫همم

30:04.259 --> 30:06.928
‫بهش فکر کن یارل اولاوسون

30:10.265 --> 30:12.850
‫پادشاه بالاخره شجاعتش رو نشون داد

30:14.936 --> 30:16.229
‫درسته

30:16.688 --> 30:18.523
‫بیشتر از چیزی که انتظار داشتم

30:18.940 --> 30:20.608
‫الان چی میشه؟

30:22.610 --> 30:27.126
‫باید کسانی که علیه اون و ما توطئه چیدن رو،
‫از سر راه بردارم.

30:28.074 --> 30:31.452
‫آلفرد علی‌رغم شجاعتش در امان نیست

30:33.037 --> 30:34.996
‫اگه کاثرد زمانی رهبر اون‌ها بود،

30:34.998 --> 30:36.457
‫الان رهبرشون کیه؟

30:36.749 --> 30:38.209
‫نمی‌دونم

30:39.127 --> 30:40.293
‫ولی تقریباً مطمئنم،

30:40.295 --> 30:42.714
‫که میخوان اثلرد رو جایگزین آلفرد کنن

30:43.506 --> 30:46.426
‫ولی اثلرد بخشی از دسیسه‌شون هست یا نه،

30:46.884 --> 30:48.803
‫من باید اینو بفهمم

30:57.478 --> 30:59.314
‫ایکاش می‌تونستم کمک کنم

31:01.524 --> 31:05.870
‫حتی الان هم، نیروهای شیطان
‫در حال یکی شدن برای حمله هستن

31:10.450 --> 31:12.327
‫تو برای همین اینجایی

31:15.747 --> 31:18.166
‫تا کمکم کنی در برابر شیطان بجنگم

31:30.511 --> 31:32.263
‫شاهزاده اثلرد

32:11.788 --> 32:13.913
‫می‌خواستی با من صحبت کنی برادر؟

32:13.915 --> 32:15.658
‫بله برادر

32:16.459 --> 32:19.002
‫بیا، بشین. بنوش!
‫اخبار فوق‌العاده‌ای دارم

32:19.004 --> 32:20.422
‫اخبار عالی

32:20.672 --> 32:22.714
‫اینطور نیست عزیز دلم؟

32:22.716 --> 32:25.135
‫بله. اخبار شگفت‌انگیز

32:25.969 --> 32:27.637
‫بجنب! بشین!

32:29.681 --> 32:30.974
‫بشین!

32:32.934 --> 32:36.270
‫خب، اخبار فوق‌العاده چیه؟
‫دوست دارم همچین اخباری بشنوم

32:39.232 --> 32:40.734
‫از کجا شروع کنم؟

32:42.444 --> 32:44.444
‫می‌دونی که همه‌ی خانواده‌ی ما،

32:44.446 --> 32:46.821
‫از نسل اودین هست؟

32:46.823 --> 32:47.905
‫بله

32:47.907 --> 32:49.949
‫بله، یعنی تو. یعنی منم همینطور

32:49.951 --> 32:52.754
‫من و تو از نسل اودین هستیم

32:52.871 --> 32:54.247
‫همه اینو می‌دونن

32:55.290 --> 32:57.917
‫همینطور یادت باشه، وقتی بچه بودیم،

32:58.501 --> 33:00.501
‫تو و برادرات همیشه

33:00.503 --> 33:04.331
‫چون من فرق داشتم، منو مسخره می‌کردین

33:04.507 --> 33:06.549
‫یادم نمیاد تو رو مسخره کرده باشم آیوار

33:06.551 --> 33:10.246
‫نه، ولی دلت به حالم می‌سوخت.
‫و خجالت می‌کشیدم.

33:10.930 --> 33:12.849
‫از فلج بودن متنفر بودم

33:13.767 --> 33:15.769
‫همیشه استخونام می‌شکست

33:16.311 --> 33:17.937
‫یه درد همیشگی

33:19.064 --> 33:21.983
‫همیشه عصبانی بودم ایتسرک

33:22.567 --> 33:23.775
‫و از خودم پرسیدم،

33:23.777 --> 33:27.655
‫چرا خدایان انقدر ازم متنفرن؟

33:30.617 --> 33:31.826
‫چرا من؟

33:34.871 --> 33:37.622
‫و بعد فریدیس یه چیزی رو برام توضیح داد

33:37.624 --> 33:40.710
‫بهم گفت که ناقص دنیا اومدن،

33:41.336 --> 33:43.838
‫یه نشانه‌ی قطعی از لطف خدایانه

33:44.547 --> 33:47.173
‫که منو بعنوان شخصی بسیار خاص علامت‌گذاری کرده

33:47.175 --> 33:49.468
‫بهرحال برام یه نشان ننگ نبود

33:50.053 --> 33:51.471
‫یه نفرین نبود،

33:52.389 --> 33:53.640
‫بلکه یه موهبت بود.

33:54.265 --> 33:56.967
‫درسته. می‌دونستم!

33:57.060 --> 33:58.768
‫چرا داری اینو بهم میگی آیوار؟

33:58.770 --> 33:59.811
‫اینو بهت میگم،

33:59.813 --> 34:02.397
‫چون این شخص بسیار خاص،

34:02.399 --> 34:06.150
‫چیز خارق‌العاده‌ای و حیرت‌انگیزی رو،

34:06.152 --> 34:10.365
‫درباره‌ی خودش فهمیده و این خیلی مشخصه.

34:10.740 --> 34:12.242
‫چی رو فهمیدی؟

34:12.784 --> 34:16.661
‫فهمیدم که من فقط از نسل خدایان نیستم

34:16.663 --> 34:18.081
‫نه

34:19.332 --> 34:22.710
‫نکته اینجاست که ایتسرک،
‫آیوار بی‌استخون،

34:23.628 --> 34:24.921
‫یه خداست.

34:27.465 --> 34:29.951
‫اون یه خداست

34:30.385 --> 34:33.146
‫و من دارم بچه‌ی خدایی اون رو حمل میکنم

34:35.932 --> 34:37.431
‫تو دیوونه‌ای آیوار

34:37.434 --> 34:39.436
‫دیوونه نیستم. نیستم

34:40.645 --> 34:42.854
‫این اشتباه توئه. من کار غیرممکن رو کردم

34:42.856 --> 34:44.524
‫من قراره یه پدر بشم

34:47.360 --> 34:48.778
‫من خدایی هستم

34:49.821 --> 34:52.288
‫و برای جشن گرفتنش، ما بزمی برپا می‌کنیم،

34:52.290 --> 34:54.782
‫و همه‌ی مردم کتگات رو دعوت می‌کنیم!

34:54.784 --> 34:57.019
‫و برای خدایان هم‌نشین من،

34:57.078 --> 34:58.703
‫قربانی می‌کنیم،

34:58.705 --> 35:01.124
‫و ورود منو به خانواده‌ی «آسیر» خوش‌آمد میگیم!

35:02.459 --> 35:04.208
‫ولی باید قربانی مهمی باشه

35:04.210 --> 35:06.627
‫باید کسی باشه که خدایان اسمش رو شنیده باشن

35:06.629 --> 35:08.713
‫کسی که همه‌ی مردم اسمش رو شنیده باشن

35:08.715 --> 35:09.799
‫کسی...

35:11.134 --> 35:12.302
‫کسی.

35:26.900 --> 35:28.902
‫نمی‌دونی داری چی میگی برادر

36:05.021 --> 36:06.022
‫خب...

36:07.232 --> 36:08.691
‫تصمیم تو چیه؟

36:11.528 --> 36:13.696
‫من با تو به وسکس حمله میکنم

36:15.532 --> 36:16.658
‫خوبه

36:18.284 --> 36:19.410
‫خوبه

36:19.869 --> 36:22.455
‫و قدرتت در اینجا چی؟

36:23.581 --> 36:26.290
‫شما رو بعنوان پادشاه یورک می‌پذیرم،

36:26.292 --> 36:29.737
‫و دیگه خودم رو مقّید به خدمت به آیوار نمی‌دونم

36:30.505 --> 36:33.758
‫در این صورت، با من میای تا اونو سرنگون کنیم؟

36:34.551 --> 36:37.270
‫اگرچه پسر رگناره؟

36:40.890 --> 36:42.809
‫مچ‌بندت رو بهم نشون بده

36:48.606 --> 36:50.400
‫این جواب کافیه؟

37:09.247 --> 37:10.457
‫ثورون!

37:39.726 --> 37:40.977
‫اون رفته!

37:44.439 --> 37:46.689
‫- اون رفته!
‫- منظورت چیه رفته؟

37:46.691 --> 37:48.024
‫ثورون. ناپدید شده

37:48.026 --> 37:50.067
‫نمی‌فهمم. نمی‌تونه ناپدید شده باشه که

37:50.069 --> 37:52.613
‫مادر بهم گفت رفته تا کنار آبشار دعا کنه

37:53.072 --> 37:54.655
‫حس کرد زمان وضع حملش نزدیکه

37:54.657 --> 37:56.991
‫می‌خواست از فریا بخواد
‫تا بچه‌ش رو سالم به دنیا بیاره

37:56.993 --> 37:57.994
‫اونجا نبود

37:58.244 --> 38:00.163
‫داد زدم. دنبالش گشتم

38:00.496 --> 38:01.789
‫ناپدید شده

38:06.627 --> 38:07.879
‫- بجنب فرودی
‫- بله پدر

38:09.464 --> 38:12.633
‫نه. خواهش میکنم، خواهش میکنم

38:13.426 --> 38:15.720
‫خواهرت نه! ثورون نه!

38:32.487 --> 38:35.196
‫تمام زندگیت در سایه زندگی کردی

38:35.198 --> 38:37.239
‫خب، چرا خودت رو، هویت واقعیت رو،

38:37.241 --> 38:39.160
‫به آلفرد نشون نمیدی؟

38:40.495 --> 38:42.495
‫اون همراه دوران بچگیت بود

38:42.497 --> 38:44.080
‫مطمئنم تو رو به یاد میاره

38:44.082 --> 38:46.918
‫نه، پدرش منو از ویلا اخراج کرد

38:47.752 --> 38:50.836
‫آلفرد هیچوقت سعی نکرد بفهمه چی سرم اومده

38:50.838 --> 38:51.881
‫همم؟

38:52.457 --> 38:55.343
‫اگه هویت خودم رو افشا کنم،
‫مطمئنم که منو می‌کشن

38:56.761 --> 38:58.636
‫شاه اکبرت و خانواده‌ش،

38:58.638 --> 39:01.432
‫همونطور که به پدرمون خیانت کردن به منم کردن

39:05.686 --> 39:09.107
‫و میگن که شما اینجایین
‫تا از شاه آلفرد حمایت کنین

39:10.691 --> 39:12.235
‫ولی چطوری می‌تونین اینکارو کنین؟

39:12.985 --> 39:14.904
‫ما تحت لطف آلفرد هستیم

39:15.013 --> 39:17.532
‫اون باید تحت لطف شما باشه!

39:18.049 --> 39:20.699
‫آلفرد هم درست به اندازه‌ی پدرش،

39:20.701 --> 39:23.871
‫و پدربزرگش، بابت مرگ پدرمون گناهکاره.

39:40.805 --> 39:42.348
‫درود بر آیوار خدا!

39:42.849 --> 39:44.723
‫درود بر آیوار خدا!

39:44.725 --> 39:46.559
‫درود بر آیوار خدا!

39:46.561 --> 39:48.229
‫درود بر آیوار خدا!

39:48.646 --> 39:50.523
‫درود بر آیوار خدا!

39:58.865 --> 40:00.491
‫حرکت کن! برو!

40:04.662 --> 40:05.746
‫حرکت کنید!

41:00.718 --> 41:02.970
‫در برابر آیوار خدا زانو بزنید!

41:03.763 --> 41:05.097
‫زانو بزنید!

41:06.807 --> 41:08.392
‫تعظیم کنید!

41:08.935 --> 41:10.394
‫روی زانوهاتون!

41:10.978 --> 41:12.396
‫به آیوار خدا تعظیم کنید!

42:32.852 --> 42:35.062
‫قربانی رو بیارید!

42:39.233 --> 42:40.901
‫آیوار!

42:45.656 --> 42:46.824
‫آیوار!

42:56.417 --> 42:57.668
‫آیوار!

43:01.547 --> 43:02.840
‫آیوار!

43:12.558 --> 43:14.018
‫درود بر آیوار!

43:35.120 --> 43:50.120
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
