1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:13,088 --> 00:01:14,469
‫بهم گفته بودن اون مُرده

3
00:01:14,503 --> 00:01:16,816
‫تو «یورک» کشته شده

4
00:01:16,851 --> 00:01:19,647
‫به نظر پسران رگنار با خودشون جنگ دارن

5
00:01:19,681 --> 00:01:21,407
‫هگموند مجبور شد تا در کنارشون بجنگه

6
00:01:21,441 --> 00:01:23,029
‫اون در بین کفار زندگی کرده

7
00:01:23,064 --> 00:01:25,204
‫فکر میکنی تغییر کرده؟

8
00:01:27,793 --> 00:01:28,863
‫بیارینش اینجا

9
00:01:30,658 --> 00:01:32,169
‫اسقف هگموند رو بیارید!

10
00:01:39,805 --> 00:01:41,496
‫بانوی من

11
00:01:42,152 --> 00:01:43,498
سرورم

12
00:01:47,536 --> 00:01:49,297
‫برخیز اسقف هگموند

13
00:01:52,403 --> 00:01:54,413
‫تو رو به اسارت گرفته بودن

14
00:01:54,447 --> 00:01:57,443
‫بله، من در جنگ بزرگ که
‫بین پسران رگنار بود جنگیدم

15
00:01:57,477 --> 00:02:00,953
‫پسرش، آیوار بی‌استخون پیروز جنگ شد

16
00:02:01,274 --> 00:02:03,069
‫آیوار رو می‌شناسم

17
00:02:03,104 --> 00:02:05,589
‫با رگنار لاثبروک اینجا اومد

18
00:02:05,624 --> 00:02:09,117
‫وقتی بچه بودم باهاش بازی می‌کردم

19
00:02:09,351 --> 00:02:12,113
‫و با اینحال، تو با پسرانی که
‫شکست خوردن برگشتی؟

20
00:02:12,147 --> 00:02:13,359
‫بله

21
00:02:13,493 --> 00:02:14,840
‫چرا؟

22
00:02:17,118 --> 00:02:18,257
‫اعلی‌حضرت؟

23
00:02:18,291 --> 00:02:20,569
‫چرا اومدن اینجا؟

24
00:02:25,782 --> 00:02:27,922
‫بهشون مسیر امن پیشنهاد دادم

25
00:02:31,339 --> 00:02:34,722
ساده‌تر از این هم میشه آدما رو گول زد؟ همم؟

26
00:02:36,689 --> 00:02:38,277
‫ما رو ببینین!

27
00:02:38,311 --> 00:02:41,625
‫از مرگ ترسی ندارم. با آغوش باز می‌پذیرمش

28
00:02:41,660 --> 00:02:44,214
‫ولی برای بچه‌هام خیلی زوده که بمیرن

29
00:02:44,248 --> 00:02:46,388
‫وارد یه تله شدیم

30
00:02:46,423 --> 00:02:48,805
‫اسقف هگموند بهمون خیانت کرد

31
00:02:48,839 --> 00:02:50,116
‫باورم نمیشه

32
00:02:50,151 --> 00:02:52,885
‫جور دیگه هم می‌تونست به خونه‌ش برسه؟

33
00:02:53,119 --> 00:02:54,880
‫یه کشتی لازم داشت

34
00:02:54,914 --> 00:02:56,433
‫خدمه لازم داشت

35
00:02:56,958 --> 00:02:58,511
‫ما جفتش رو بهش دادیم

36
00:02:58,546 --> 00:03:00,237
‫تصور کنین شاه آلفرد چقدر مشهور بشه،

37
00:03:00,271 --> 00:03:02,094
‫وقتی سرهای ما رو به ساکسون‌ها نشون بده

38
00:03:02,128 --> 00:03:06,926
‫و بهترین بخشش اینه که
‫خودمون دو دستی تقدیمش کردیم!

39
00:03:06,961 --> 00:03:10,205
‫هنوز باورم نمیشه که بهمون خیانت کرده

40
00:03:10,240 --> 00:03:14,376
‫و باروم نمیشه که لارگتای مشهور
‫گول عشق رو خورده

41
00:03:14,451 --> 00:03:17,067
‫خب، تو هیچوقت گول عشق رو نخوردی،

42
00:03:17,202 --> 00:03:18,548
‫خوردی بیورن؟

43
00:03:19,905 --> 00:03:23,115
‫رگنار همین‌جا زندانی و بهش خیانت شد

44
00:03:24,323 --> 00:03:26,905
‫و الان، همه‌ی ما هم همین‌جا می‌میریم

45
00:03:33,194 --> 00:03:36,818
‫یه پیک به سلامتی اسقف هگموند،

46
00:03:36,853 --> 00:03:40,553
‫وسیله‌ی تنبیه وایکینگ‌ها، و مرد خدا

47
00:03:40,788 --> 00:03:42,521
‫اسقف هگموند

48
00:03:57,563 --> 00:03:58,933
‫ای خدایان،

49
00:04:00,290 --> 00:04:02,948
‫چرا دوباره تصمیم گرفتید از جونم بگذرید؟

50
00:04:04,121 --> 00:04:05,847
‫نمی‌فهمم

51
00:04:06,917 --> 00:04:08,712
‫این یه جوکه؟

52
00:04:08,747 --> 00:04:11,439
‫اینکه زجر کشیدن من رو ببینید
‫باعث سرگرمی‌تون میشه؟

53
00:04:14,200 --> 00:04:16,755
‫من به چه درد این آدما می‌خورم؟

54
00:04:17,894 --> 00:04:20,655
‫خیلی تلاش کردم تا کاری کنم ببینن،

55
00:04:21,449 --> 00:04:23,244
‫ولی اونا نابینا هستن

56
00:04:28,421 --> 00:04:30,458
‫چرا جوابم رو نمیدین؟

57
00:04:32,080 --> 00:04:35,394
‫چرا عین قبلاً خودتون رو نشونم نمیدین؟

58
00:04:37,568 --> 00:04:39,432
‫شاید هیچوقت نشون ندادین

59
00:04:41,262 --> 00:04:43,126
‫شاید هیچوقت نشون ندادین

60
00:05:01,592 --> 00:05:03,373
‫بلند شین!

61
00:05:05,976 --> 00:05:07,357
‫برو!

62
00:05:10,222 --> 00:05:11,223
‫برو!

63
00:05:14,467 --> 00:05:15,917
‫می‌دونم کی هستین

64
00:05:15,952 --> 00:05:19,781
‫اگه قبول کنین در کنار ما،
‫علیه ارتش هموطن‌هاتون بجنگی،

65
00:05:19,818 --> 00:05:24,050
اونقدری احمق نیستم که پتانسیل شما رو
‫برای کشورم درک نکنم.

66
00:05:25,133 --> 00:05:26,859
‫شاید بجنگیم

67
00:05:26,894 --> 00:05:29,655
‫به شرطی که بهمون اجازه بدی تا در

68
00:05:29,689 --> 00:05:32,831
‫بخشی از آنگلیای شرقی که
‫شاه اکبرت بهمون داد ساکن بشیم

69
00:05:32,865 --> 00:05:36,056
‫من کاملاً تعهدات پدربزرگم رو اجرا میکنم

70
00:05:36,110 --> 00:05:40,802
‫ولی اول، شما باید در نبرد، ارزش و وفاداری
‫خودتون رو به آرمان ما نشون بدید

71
00:05:40,839 --> 00:05:42,806
‫اون زمین حق قانونی ماست

72
00:05:42,841 --> 00:05:44,635
‫پیشنهادتون رو قبول می‌کنیم

73
00:05:46,430 --> 00:05:47,707
‫خوشحالم

74
00:05:47,742 --> 00:05:51,882
‫اسقف هگموند بود که این پیشنهاد رو داد،
‫که از نظرم عاقلانه بود

75
00:05:54,714 --> 00:05:57,165
‫پس، تا زمانی که با هم متحد و دوست باشیم،

76
00:05:57,200 --> 00:05:59,374
‫آزادین که هر طور می‌خواین
‫از ویلای سلطنتی استفاده کنین

77
00:05:59,409 --> 00:06:01,756
‫خدمتکاران من خدمتکاران شما نیز خواهند بود

78
00:06:01,790 --> 00:06:04,863
‫آشپزخانه‌ها و انبارهای من
‫برای استفاده‌ی شما مهیا هستن

79
00:06:04,897 --> 00:06:06,865
‫انگار دو بچه‌ی کوچیک هم داری

80
00:06:08,004 --> 00:06:09,833
‫بذار مراقب اون‌ها هم باشیم

81
00:06:09,868 --> 00:06:12,008
‫ممنون لرد پادشاه

82
00:06:17,530 --> 00:06:20,804
‫ما علیه شما جنگیدیم،
‫و الان با همدیگه، در کنارتون می‌جنگیم.

83
00:06:20,844 --> 00:06:23,295
‫می‌دونم که پدربزرگم شاه اکبرت تایید می‌کرد،

84
00:06:23,329 --> 00:06:26,056
‫چون می‌دونم چه محبتی
‫نسبت به شاه رگنار داشت

85
00:06:38,793 --> 00:06:40,415
‫می‌تونم بهشون اعتماد کنم؟

86
00:06:40,450 --> 00:06:42,555
‫می‌تونین به لاگرتا اعتماد کنین

87
00:06:46,628 --> 00:06:49,562
‫اعلی‌حضرت، یه مسئله‌ی کوچیک

88
00:06:49,597 --> 00:06:50,701
‫بله؟

89
00:06:50,736 --> 00:06:52,427
‫مقام اسقفیم رو پس می‌خوام

90
00:06:52,462 --> 00:06:56,144
‫می‌خوام یک بار دیگه اسقف هگموند شربورن باشم

91
00:06:56,984 --> 00:06:59,538
‫اعلی‌حضرت، چون فکر می‌کردیم که شما مُردین،

92
00:06:59,572 --> 00:07:02,991
‫شاه وظیفه دونست تا جایگزینی بعنوان اسقف برگزینه

93
00:07:07,132 --> 00:07:10,031
‫و کی رو منصوب کردید؟

94
00:07:10,066 --> 00:07:12,620
‫دوست شریف‌تون، لُرد کاثرد

95
00:07:17,383 --> 00:07:19,938
‫لرد کاثرد کشیش نیست

96
00:07:19,972 --> 00:07:22,630
‫ولی حامی حکومت ماست

97
00:07:22,664 --> 00:07:24,494
‫بدین سبب، به این مقام ترفیع پیدا کرد!

98
00:07:24,528 --> 00:07:28,118
‫ولی من نمردم!

99
00:07:28,153 --> 00:07:32,260
‫پس، می‌تونین انتصاب‌شون رو بی‌اعتبار اعلام کنین

100
00:07:32,295 --> 00:07:34,711
‫ایکاش یجوری می‌تونستم

101
00:07:34,745 --> 00:07:36,989
‫لرد کاثرد تا کنون اراده‌شون رو برای

102
00:07:37,024 --> 00:07:38,853
‫مبارزه علیه قدرت روحانیون نشون دادن

103
00:07:38,887 --> 00:07:41,545
‫ولی متاسفانه، من هنوز اونقدری قدرتمند نیستم

104
00:07:41,580 --> 00:07:43,892
‫تا برکنارشون کنم، مخصوصاً بخاطر شما.

105
00:07:47,137 --> 00:07:49,484
‫چرا "مخصوصا"؟

106
00:07:49,519 --> 00:07:50,623
‫همه تا الان فهمیدن،

107
00:07:50,658 --> 00:07:52,936
‫که شما در جنگ با کافرها کشته نشدید،

108
00:07:52,971 --> 00:07:54,282
‫بلکه بهشون پیوستید

109
00:07:54,317 --> 00:07:55,732
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

110
00:07:55,766 --> 00:07:57,734
‫مدافع بزرگ جنگ‌های مسیحیت،

111
00:07:57,768 --> 00:08:01,151
‫نه به نام خدای ما، بلکه به نام خدایان کفار.

112
00:08:01,186 --> 00:08:05,086
‫من چیزی هستم که همیشه بودم...

113
00:08:05,121 --> 00:08:07,502
‫جنگجوی مسیح بر روی زمین،

114
00:08:08,987 --> 00:08:10,816
‫و براش می‌جنگم،

115
00:08:10,850 --> 00:08:14,923
‫در هر جا با هر کسی که اون بخواد.

116
00:08:14,958 --> 00:08:16,028
‫حرفت رو باور میکنم

117
00:08:16,063 --> 00:08:19,204
‫ولی متاسفانه، خیلیا هستن که نمی‌کنن

118
00:08:19,238 --> 00:08:20,895
‫و برای اونا، باید خودت رو ثابت کنی،

119
00:08:20,929 --> 00:08:24,657
‫قبل اینکه دوباره تو رو
‫اسقف اعظم کلیسای مقدس‌مون بکنم

120
00:08:52,754 --> 00:08:57,138
‫مردم من! مردم عزیز من!

121
00:08:57,173 --> 00:09:01,384
‫من این زن رو بعنوان همسر جدیدم انتخاب کرده‌ام

122
00:09:01,418 --> 00:09:04,525
‫اسمش فریدیس هست و
‫به زودی همتون اون رو بعنوان

123
00:09:04,559 --> 00:09:07,735
‫ملکه‌ی جدید کتگات خواهید شناخت!

124
00:09:18,125 --> 00:09:20,058
‫سلطنت همش یعنی همین

125
00:09:21,783 --> 00:09:24,372
‫شاه یه زن می‌گیره، وارث تولید میکنه،

126
00:09:25,546 --> 00:09:29,653
‫و بعد، از چشم اون، کتگات تا ابد برا اونه

127
00:09:29,688 --> 00:09:31,103
‫یه نقشه‌ی خوب

128
00:09:31,138 --> 00:09:32,691
‫جز یه چیز

129
00:09:32,725 --> 00:09:33,795
‫چه چیزی؟

130
00:09:36,695 --> 00:09:39,215
‫نمی‌تونه بچه‌ای تولید کنه

131
00:09:40,078 --> 00:09:42,114
‫اون بی‌استخونه

132
00:10:16,252 --> 00:10:18,909
‫بله

133
00:10:18,944 --> 00:10:21,533
‫باشد که خدایان باعث شادی شما بشوند

134
00:10:31,267 --> 00:10:33,545
‫فکر کنم وقت خوابت هست ایتسرک

135
00:10:36,824 --> 00:10:38,619
‫می‌دونی چیه؟

136
00:10:38,653 --> 00:10:40,448
‫تو به خدایان توهین میکنی!

137
00:10:41,484 --> 00:10:43,555
‫چی؟

138
00:10:43,589 --> 00:10:46,420
‫خدایان منو دوست دارن! اینو می‌دونی

139
00:10:54,600 --> 00:10:55,981
‫من تو رو میخوام

140
00:11:17,382 --> 00:11:18,831
‫نه

141
00:11:19,280 --> 00:11:20,454
‫نکن

142
00:11:21,627 --> 00:11:23,042
‫می‌دونی که نمی‌تونم

143
00:11:23,077 --> 00:11:24,837
‫می‌تونی هر کاری بکنی

144
00:11:26,391 --> 00:11:27,668
‫بهم اعتماد کن

145
00:11:28,496 --> 00:11:30,498
‫- فریدیس...
‫- آیوار

146
00:11:31,741 --> 00:11:33,467
‫آیوار، بهم گوش بده

147
00:11:35,089 --> 00:11:36,573
‫از نظر من تو یه خدایی

148
00:11:37,954 --> 00:11:39,714
‫برتر از همه‌ی انسان‌ها

149
00:11:39,749 --> 00:11:41,854
‫برتر از همه

150
00:11:41,889 --> 00:11:43,546
‫خدایان تو رو شکل دادن

151
00:11:44,340 --> 00:11:45,444
‫آیوار

152
00:11:48,275 --> 00:11:49,345
‫آیوار

153
00:11:52,969 --> 00:11:54,833
‫همونطور که دوستت دارم دوستم داشته باش

154
00:11:55,661 --> 00:11:57,687
‫و من برات بچه میارم

155
00:11:58,975 --> 00:12:01,322
‫برات بچه میارم

156
00:12:01,357 --> 00:12:06,085
‫خدایان هیچوقت با انسان‌ها صاحب بچه نشده‌اند

157
00:12:06,120 --> 00:12:07,432
‫اشتباه میکنی

158
00:12:07,466 --> 00:12:09,986
‫اودین با «ریند» صاحب یک پسر شد

159
00:12:10,918 --> 00:12:13,445
‫اون پسر اسمش «والا» بود،

160
00:12:13,679 --> 00:12:19,202
‫که «هود» رو در انتقام قتل «بالدور» کشت

161
00:12:26,830 --> 00:12:28,384
‫تو یه خدایی

162
00:12:31,214 --> 00:12:32,836
‫یه خدا

163
00:12:35,322 --> 00:12:39,912
‫فقط باید باور داشته باشی

164
00:12:48,438 --> 00:12:52,546
‫از خون تو بچه‌ای خواهم آورد،

165
00:12:53,443 --> 00:12:55,134
‫یه پسر

166
00:12:55,169 --> 00:12:57,551
‫و اون هم یه خدا خواهد بود...

167
00:12:58,621 --> 00:12:59,794
‫مثل خودت

168
00:13:02,176 --> 00:13:05,904
‫و اون، تجسم عشق من،

169
00:13:05,938 --> 00:13:08,044
‫همیشه در کنار تو خواهد بود،

170
00:13:08,838 --> 00:13:12,600
‫در زمان صلح و جنگ،

171
00:13:12,635 --> 00:13:14,775
‫و در زمان خیانت.

172
00:14:24,879 --> 00:14:26,433
‫سرورم هگموند

173
00:14:26,467 --> 00:14:28,055
‫برادر مسیحی من

174
00:14:28,089 --> 00:14:31,058
‫بیا بابت برگشتت هم رو در آغوش بگیریم
‫و خدا رو شکر کنیم

175
00:14:34,164 --> 00:14:36,822
‫لرد کاثرد،

176
00:14:36,857 --> 00:14:41,033
‫چقدر عجیبه که تو رو در چنین جایگاه...

177
00:14:44,243 --> 00:14:45,693
‫مقدسی می‌بینم.

178
00:14:46,625 --> 00:14:48,627
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم سودای،

179
00:14:48,662 --> 00:14:51,389
‫کلیسای مقدس‌مون رو داری

180
00:14:51,423 --> 00:14:54,046
‫به راستی که خدایان اسرارآمیز عمل میکنن،

181
00:14:54,081 --> 00:14:55,945
‫هگموند عزیز من

182
00:14:55,979 --> 00:14:57,981
‫ولی، مثل «سینت پائول» در راه دمشق،

183
00:14:58,016 --> 00:15:00,087
،من هم دچار دگرگونی شدم

184
00:15:00,121 --> 00:15:02,986
‫و دیدم که زندگی قبلیم منتهی به پوچی بود،

185
00:15:03,021 --> 00:15:06,093
‫و نیاز به رستگاری و لطف خداوند دارم،

186
00:15:06,127 --> 00:15:07,888
‫قبل اینکه خیلی دیر بشه

187
00:15:08,958 --> 00:15:10,718
‫هنوز برام سواله...

188
00:15:11,995 --> 00:15:14,757
‫که روی تابه‌ی سوزان دراز می‌کشی،

189
00:15:14,791 --> 00:15:18,450
‫یا خودت رو اخته می‌کنی،
‫یا چشمانت رو از کاسه در میاری،

190
00:15:18,485 --> 00:15:20,487
‫اگه خداوند بخواد،

191
00:15:21,591 --> 00:15:23,317
‫مثل من

192
00:15:23,351 --> 00:15:24,801
‫همش این فکر رو می‌کنم،

193
00:15:24,836 --> 00:15:27,045
‫که آرزوهای تو بیشتر دنیوی هستن،

194
00:15:27,079 --> 00:15:29,254
‫و کمتر مُقّدس هستند.

195
00:15:29,288 --> 00:15:32,153
‫هگموند، خودت هم همچین قدّیس نیستی

196
00:15:32,188 --> 00:15:34,501
‫خداوند از کشمکش‌های من باخبره

197
00:15:36,330 --> 00:15:40,438
‫مثل سرورمون من هم در بیابان
‫با شیطان در کشمکش بودم،

198
00:15:41,542 --> 00:15:44,269
‫ولی حداقل کشمکش‌های من روحانی هستن.

199
00:15:48,376 --> 00:15:49,826
‫می‌شناسمت

200
00:15:52,070 --> 00:15:54,452
‫تو دوست داری بخاطر این رداهای دوست‌داشتنی،

201
00:15:54,486 --> 00:15:56,799
‫اسقف اعظم بشی،

202
00:15:56,833 --> 00:16:00,078
‫و تجملات مقام والا...

203
00:16:03,046 --> 00:16:04,289
‫و قدرت.

204
00:16:04,323 --> 00:16:06,084
‫و اگه من این قدرت رو دارم،

205
00:16:06,118 --> 00:16:08,224
‫فکر میکنی با میل خودم ازش دست می‌کشم؟

206
00:16:08,258 --> 00:16:10,675
‫اینجا جایگاه منه!

207
00:16:10,709 --> 00:16:14,851
‫من اسقف واقعی شربورن هستم، نه تو

208
00:16:15,818 --> 00:16:18,890
‫تو یه ریاکار هستی،

209
00:16:18,924 --> 00:16:21,651
‫و باید کنار بکشی،

210
00:16:22,790 --> 00:16:24,992
‫قبل اینکه خداوند اینکارو بکنه!

211
00:16:32,144 --> 00:16:34,743
‫برعکس،
‫من معتقدم، من و سایرینی که با من هم‌نظرن،

212
00:16:34,768 --> 00:16:39,170
‫‫در برابر حملات شاه جدیدمون، داریم فرامین خدا رو
اجرا می‌کنیم و از کلیسا محافظت می‌کنیم

213
00:16:39,186 --> 00:16:40,601
‫تو از اینجا دور بودی

214
00:16:40,636 --> 00:16:43,121
‫مرگ شاه اثلولف مصیبت بزرگی برای وسکس بوده،

215
00:16:43,155 --> 00:16:45,537
‫و تاجگذاری پسرش رویداد بسیار خطرناکی‌ست،

216
00:16:45,572 --> 00:16:48,540
‫برای همه‌ی ما که به
‫کلیسای مقدس کاتولیک‌مون باور داریم،

217
00:16:48,575 --> 00:16:50,083
‫و آینده‌ی کشورمون.

218
00:16:51,439 --> 00:16:56,134
‫و پس، تو و این بقیه،

219
00:16:56,168 --> 00:16:58,585
‫دنبال سرنگونی آلفرد هستید؟

220
00:16:58,619 --> 00:17:01,691
‫هگموند، من این رو نگفتم

221
00:17:05,074 --> 00:17:06,834
‫نیاز نبود بگی

222
00:17:08,802 --> 00:17:10,044
‫گفتگوی ما تمومه

223
00:17:10,079 --> 00:17:12,633
‫متاسفم که سفرت به اینجا بی‌فایده بود

224
00:17:12,668 --> 00:17:15,118
‫من اسقف شربورن هستم، و خواهم بود،

225
00:17:15,153 --> 00:17:16,810
‫به فیض و مرحمت خدا!

226
00:17:19,985 --> 00:17:21,573
‫محصولی نداریم

227
00:17:24,783 --> 00:17:26,026
‫غذایی نداریم

228
00:17:28,062 --> 00:17:29,581
‫چیزی برای خوردن نداریم

229
00:17:34,103 --> 00:17:36,312
‫از این زمستون زنده نمی‌مونیم!

230
00:17:40,350 --> 00:17:41,662
‫فرودی!

231
00:17:41,697 --> 00:17:43,457
‫چی میخوای؟

232
00:17:43,491 --> 00:17:45,252
‫هر کسی که اینجاست می‌خواد تظاهر کنه

233
00:17:45,286 --> 00:17:47,081
‫که مرگ ثورگریم یه حادثه بود

234
00:17:47,116 --> 00:17:49,981
‫حادثه نبود! تو کشتیش!

235
00:17:50,015 --> 00:17:51,810
‫تو برادرم رو کشتی!

236
00:17:51,845 --> 00:17:54,744
‫و می‌خوام به جفت‌تون یادآوری کنم
‫که حقیقت رو می‌دونم!

237
00:17:54,779 --> 00:17:57,471
‫ما نکشتیمش

238
00:17:57,505 --> 00:17:59,922
‫اینو تو کله‌ی پوکت فرو کن!

239
00:17:59,956 --> 00:18:01,751
‫فرودی، تو پسر خوبی هستی

240
00:18:03,581 --> 00:18:07,619
‫همونطور که برادرت بود،
‫همونطور که پسرم بول بود

241
00:18:07,654 --> 00:18:10,104
‫ولی اگه یه بار دیگه با من اینطوری صحبت کنی،

242
00:18:10,139 --> 00:18:13,349
‫این جامعه یه پسر خوب دیگه
‫رو هم از دست میده

243
00:18:13,383 --> 00:18:16,455
‫تو به فکر این جامعه نیستی ایویند

244
00:18:16,490 --> 00:18:18,043
‫به فکرم

245
00:18:18,078 --> 00:18:20,874
‫بیشتر از چیزی که می‌دونی به فکرم

246
00:18:20,908 --> 00:18:22,600
‫و بیشتر از اون فلوکی کسخل!

247
00:18:31,747 --> 00:18:34,612
‫همشون فکر میکنن که من دروغ می‌گفتم،

248
00:18:34,646 --> 00:18:39,045
‫که دروغ می‌گفتم تا ‫با دلایل احمقانه‌ی خودم
همتون رو تطمیع کنم که به اینجا بیاید

249
00:18:39,996 --> 00:18:43,103
‫یا اینکه من دیوانه‌ام

250
00:18:45,553 --> 00:18:47,625
‫و شاید حق با اوناست

251
00:18:50,766 --> 00:18:53,009
‫اگه هیچوقت خدایان رو ندیده باشم چی؟

252
00:18:55,253 --> 00:18:57,807
‫اگه همش توهم بوده چی؟

253
00:18:57,842 --> 00:19:00,120
‫اگه حق با اوبه بود چی؟

254
00:19:00,154 --> 00:19:04,400
‫شاید من فقط یه پیرمرد احمق و خنگم!

255
00:19:05,263 --> 00:19:07,679
‫خدایان اینجا نیستن

256
00:19:07,714 --> 00:19:09,612
‫اینجا نیستن!

257
00:20:04,494 --> 00:20:06,496
‫- کجا بودی؟
‫- نه

258
00:20:09,568 --> 00:20:11,501
‫شربورن

259
00:20:11,536 --> 00:20:13,089
‫که قبلاً اسقفش بودم

260
00:20:13,124 --> 00:20:14,919
‫رفتم جانشینم رو ببینم

261
00:20:23,134 --> 00:20:24,894
‫چی شده؟

262
00:20:24,929 --> 00:20:26,551
‫می‌خوان بکشنش

263
00:20:26,585 --> 00:20:28,967
‫کی رو می‌خوان بکشن؟

264
00:20:29,002 --> 00:20:31,694
‫میخوان آلفرد رو بکشن

265
00:20:31,729 --> 00:20:33,800
‫میخوان شاه رو بکشن

266
00:20:55,131 --> 00:20:56,788
‫شاهدخت الثویث

267
00:20:57,824 --> 00:20:58,963
‫بانوی من

268
00:20:58,997 --> 00:21:00,758
‫به وسکس خوش اومدی

269
00:21:02,276 --> 00:21:05,141
‫حتماً سفر دراز و سختی داشتی

270
00:21:05,176 --> 00:21:07,247
‫می‌تونم شما رو به پسر بزرگم،

271
00:21:07,281 --> 00:21:09,111
‫شاهزاده اثلرد معرفی کنم؟

272
00:21:09,145 --> 00:21:10,906
‫سرورم

273
00:21:10,940 --> 00:21:12,908
‫باید بیاید داخل و استراحت کنید

274
00:21:12,942 --> 00:21:15,358
‫و بعد، شاه رو خواهی دید

275
00:21:17,050 --> 00:21:20,605
‫بهمون گفتی که تعهد شاه اکبرت رو اجرا میکنی

276
00:21:21,813 --> 00:21:24,812
‫که زمین‌هایی که حق ما هستن رو بهمون میدی

277
00:21:24,885 --> 00:21:26,818
‫اگه یادتون بیاد، بهتون گفتم اول باید

278
00:21:26,853 --> 00:21:28,509
‫ارزش‌تون رو برای ما ثابت کنید.

279
00:21:28,544 --> 00:21:30,822
‫نیاز نیست هیچی رو ثابت کنیم!

280
00:21:30,857 --> 00:21:32,168
‫این حق قانونی ماست!

281
00:21:32,203 --> 00:21:35,793
‫بیا، در حضور ما شاه اکبرت امضاش کرده!

282
00:21:39,693 --> 00:21:42,792
‫پدربزرگم هیچ اختیاری نداشته
‫که بهتون زمینی بده

283
00:21:42,869 --> 00:21:45,492
‫قبلش تاج و تخت رو به پدرم واگذار کرده بود،

284
00:21:45,526 --> 00:21:48,026
‫که چند روز قبل رسیدن‌تون در اینجا تاجگذاری کرد

285
00:21:48,944 --> 00:21:50,980
‫پس، همش فقط یه دروغ بود؟

286
00:21:55,329 --> 00:21:57,642
‫ولی الان، شما شاه هستید

287
00:22:00,093 --> 00:22:02,060
‫پس، می‌تونید برای ما امضاش کنید

288
00:22:02,095 --> 00:22:04,787
‫و می‌تونید همین الان اون زمین‌ها رو به ما بدید

289
00:22:05,892 --> 00:22:08,170
‫در حرف می‌تونم آره

290
00:22:08,204 --> 00:22:09,585
‫یعنی چی؟

291
00:22:09,619 --> 00:22:12,931
‫اینجا آدم‌های مهمی هستن،
‫که نمی‌خوان من به کسانی زمین بدم،

292
00:22:13,002 --> 00:22:15,453
‫که در گذشته بهمون حمله و تجاوز کردن.

293
00:22:15,487 --> 00:22:18,830
‫پس، چرا باید براتون بجنگیم،
‫وقتی هر چیزی که میگین فقط یه دروغه؟

294
00:22:18,870 --> 00:22:21,424
‫من دروغ نمیگم

295
00:22:21,459 --> 00:22:24,823
‫خیلی بیشتر از چیزی که حق داشته باشین
‫انتظار داشته باشین باهاتون صداقت دارم!

296
00:22:24,876 --> 00:22:27,361
‫شما خودتون رو در دامن مرحمت من انداختید!

297
00:22:27,396 --> 00:22:30,054
‫پس، انتظار لطف بی‌جا از من نداشته باشید

298
00:22:30,088 --> 00:22:32,850
‫هر وقت بتونم، اون زمین رو بهتون میدم

299
00:22:35,749 --> 00:22:38,510
‫در همین حین، باید برم و همسر آینده‌م رو ببینم

300
00:22:48,762 --> 00:22:51,144
‫نترسین، تا چند لحظه دیگه میاد

301
00:22:55,251 --> 00:22:56,563
‫پادشاه!

302
00:23:00,636 --> 00:23:03,294
‫اومدی

303
00:23:03,328 --> 00:23:07,160
‫مایلم برادرزاده‌م رو بهتون معرفی کنم،
‫شاهدخت الثویث.

304
00:23:07,194 --> 00:23:08,816
‫شاهدخت

305
00:23:08,851 --> 00:23:10,232
‫لطفاً، بنشینید

306
00:23:36,120 --> 00:23:37,569
‫خب، شما دختر «منل» هستید؟

307
00:23:37,604 --> 00:23:38,777
‫بله

308
00:23:38,812 --> 00:23:40,952
‫منل رو در دروازه‌های یورک به یاد دارم

309
00:23:40,987 --> 00:23:42,954
‫مرد بسیار شجاعی بود

310
00:23:42,989 --> 00:23:44,576
‫جونم رو نجات داد

311
00:23:44,611 --> 00:23:47,131
‫اینو نمی‌دونستم

312
00:23:47,165 --> 00:23:50,306
‫فقط شنیدم در نبرد کشته شد

313
00:23:50,341 --> 00:23:52,722
‫شمالی‌ها داشتن ما رو به عقب می‌روندن

314
00:23:52,757 --> 00:23:54,483
‫خودش رو برای ما قربانی کرد

315
00:23:58,832 --> 00:24:01,386
‫ولی این‌ها شمالی نیستن؟

316
00:24:01,421 --> 00:24:02,974
‫که اینجا در دربار شما هستن؟

317
00:24:03,009 --> 00:24:05,080
‫پسران شاه رگنار لاثبروک،

318
00:24:05,114 --> 00:24:06,736
‫مشهورترین انسان شمالی،

319
00:24:06,771 --> 00:24:09,532
‫سمت ما هستن و آماده‌ان برای ما بجنگن

320
00:24:10,257 --> 00:24:11,672
‫اون کیه؟

321
00:24:12,225 --> 00:24:13,571
‫بیورن رویین‌تن

322
00:24:15,987 --> 00:24:17,747
‫داستان‌هاش رو شنیدم

323
00:24:17,782 --> 00:24:19,128
‫آلفرد!

324
00:24:20,819 --> 00:24:22,407
‫باید بدونی،

325
00:24:22,442 --> 00:24:24,789
‫اسقف اعظم «کانتربوری» درخواست
‫تشکیل «شورای کلیسایی» رو کرده

326
00:24:24,823 --> 00:24:25,893
‫برای چی؟

327
00:24:25,928 --> 00:24:27,861
‫تا در برابر حملات‌تون به کلیسا بحث کنن

328
00:24:27,895 --> 00:24:30,001
‫و پناه دادن‌تون به کفار در ویلای سلطنتی

329
00:24:30,036 --> 00:24:32,072
‫باید این موضوع رو جدی بگیری آلفرد

330
00:24:32,107 --> 00:24:34,592
‫اون‌ها تنها صداهایی نیستن
‫که علیهت بلند شدن

331
00:24:49,572 --> 00:24:50,988
‫خیلی آرومی

332
00:24:56,096 --> 00:24:58,305
‫چرا این کفار رو نگاه میکنی؟

333
00:24:58,340 --> 00:25:01,446
‫میخوام جنگیدن یه زن پا به پای یه مرد رو ببینم

334
00:25:04,698 --> 00:25:06,498
‫درباره‌ی این به اصطلاح بانوان جنگجو شنیدم

335
00:25:07,590 --> 00:25:09,489
‫فکر نمی‌کردم واقعاً وجود داشته باشن

336
00:25:09,523 --> 00:25:13,182
‫جنگیدن زنان درست یا شایسته نیست

337
00:25:13,217 --> 00:25:14,804
‫فقط این کفار ترسناک،

338
00:25:14,839 --> 00:25:16,910
‫ستایش‌کنندگان شیطان، همچین اجازه ای میدن

339
00:25:19,361 --> 00:25:22,260
‫باعث شگفتی و ناراحتی من
‫میشه که شاه وسکس،

340
00:25:22,295 --> 00:25:25,091
‫اجازه میده همچین آدمایی
‫آزادانه در ویلاش زندگی کنن

341
00:25:25,125 --> 00:25:28,266
‫پسران رگنار، که با خشونت تمام،

342
00:25:28,301 --> 00:25:30,544
‫هم شاه الا و هم شاه اکبرت رو به قتل رسوندن

343
00:25:30,579 --> 00:25:32,650
‫و الان مثل مهمون‌های محترم
‫باهاشون برخورد میشه

344
00:25:48,390 --> 00:25:50,461
‫باید به اسب‌ها استراحت بدیم

345
00:26:30,363 --> 00:26:32,054
‫خواستی منو ببینی

346
00:26:32,089 --> 00:26:33,124
‫بله

347
00:26:33,952 --> 00:26:35,609
‫لطفاً بنشینید

348
00:26:39,993 --> 00:26:41,995
‫شراب می‌خواید؟

349
00:26:50,003 --> 00:26:52,937
‫فکر میکنم برادرت بیورن از من خوشش نمیاد

350
00:26:52,971 --> 00:26:54,318
‫حس میکنه...

351
00:26:55,319 --> 00:26:56,596
‫بهش خیانت شده

352
00:26:56,630 --> 00:26:58,287
‫درک میکنم

353
00:26:58,322 --> 00:27:01,048
‫ولی چیکار می‌تونم بکنم؟
‫من اون قول رو نداده بودم

354
00:27:01,083 --> 00:27:03,603
‫و برای الان، برام آسون نیست

355
00:27:03,637 --> 00:27:04,787
‫تا اون زمین‌ها رو دوباره بهتون بدم

356
00:27:04,811 --> 00:27:06,951
‫خیلی‌ها مخالفش هستن

357
00:27:06,985 --> 00:27:08,746
‫پس، چیکار باید بکنیم؟

358
00:27:08,780 --> 00:27:10,403
‫یه شورا

359
00:27:10,437 --> 00:27:13,199
‫می‌تونین بین عده‌ی زیادی
‫خدایان کفار رو انکار کنید،

360
00:27:13,233 --> 00:27:16,029
‫و بعنوان مسیحی غسل تعمید داده بشید.

361
00:27:18,204 --> 00:27:20,758
‫بعید می‌دونم بیورن همچین چیزی رو قبول کنه

362
00:27:21,621 --> 00:27:23,761
‫من درباره‌ی بیورن حرف نمی‌زنم،

363
00:27:24,762 --> 00:27:26,626
‫تو رو میگم

364
00:27:43,574 --> 00:27:46,024
‫اینکارو برای من بکن اوبه،

365
00:27:46,059 --> 00:27:48,613
‫و بخشی از بار از دوش من برداشته میشه

366
00:27:48,648 --> 00:27:50,719
‫وقتی یه پسربچه بودم رگنار باهام صحبت کرد

367
00:27:50,753 --> 00:27:53,204
‫و درباره‌ی مردم تو و من صحبت کرد،

368
00:27:53,239 --> 00:27:56,000
‫که با هم زندگی کنن.

369
00:27:56,034 --> 00:27:58,623
‫و فکر میکنم، در بین همه‌ی پسرهاش،

370
00:27:58,658 --> 00:28:00,580
‫تو از همه بیشتر بهش نزدیکی

371
00:28:01,212 --> 00:28:03,214
‫اون به پدربزرگم گفت،

372
00:28:03,249 --> 00:28:05,975
‫که دیگه به خدایان شما باور نداره

373
00:28:07,805 --> 00:28:09,220
‫این درست نیست

374
00:28:09,255 --> 00:28:12,258
‫پدربزرگم همه چیز رو بهم گفته

375
00:28:12,292 --> 00:28:14,984
‫می‌خواست منو برای چنین روزهایی آماده کنه

376
00:28:15,019 --> 00:28:16,538
‫و پدرت رو دوست داشت

377
00:28:16,572 --> 00:28:17,677
‫می‌دونم

378
00:28:17,711 --> 00:28:19,920
‫مرگ پدرت ضربه‌ی سختی بهش زد

379
00:28:19,955 --> 00:28:21,439
‫نابودش کرد

380
00:28:33,002 --> 00:28:36,592
‫زمان می‌خوام تا درباره‌ی
‫چیزی که به من گفتی فکر کنم

381
00:28:55,542 --> 00:28:57,579
‫تو چه مرگته؟

382
00:28:57,613 --> 00:28:59,201
‫چی شده مادر؟

383
00:28:59,236 --> 00:29:03,274
‫نمیخوای چیزی به همسر آینده‌ت بگی؟

384
00:29:03,309 --> 00:29:06,967
‫خدا شاهده که دختر بیچاره
‫حتما حس تنهایی می‌کنه

385
00:29:07,002 --> 00:29:09,073
‫کاملاً بهش بی‌توجهی میشه

386
00:29:09,660 --> 00:29:10,730
‫متاسفم

387
00:29:10,764 --> 00:29:13,284
‫از من معذرت‌خواهی نکن

388
00:29:15,666 --> 00:29:20,291
‫فقط باهاش صحبت کن، ازش معذرت‌خواهی کن

389
00:29:20,326 --> 00:29:24,088
‫حداقل تظاهر کن که بهش علاقه‌مندی

390
00:29:25,745 --> 00:29:28,299
‫- مادر، تو نمی‌دونی...
‫- نه

391
00:29:28,334 --> 00:29:31,302
‫خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنی می‌دونم

392
00:29:31,337 --> 00:29:35,893
‫و نمی‌ذارم از خودت تاسف بخوری

393
00:29:35,927 --> 00:29:38,654
‫تو یه شاهی!

394
00:29:41,692 --> 00:29:43,935
‫شروع کن مثل یه شاه رفتار کن

395
00:29:59,399 --> 00:30:01,021
‫من باردارم

396
00:30:02,091 --> 00:30:03,161
‫چی؟

397
00:30:03,196 --> 00:30:05,025
‫من باردارم

398
00:30:15,691 --> 00:30:17,935
‫با بچه‌ی...

399
00:30:17,969 --> 00:30:19,833
‫با بچه‌ی تو آیوار

400
00:30:28,601 --> 00:30:29,981
‫دوستت دارم

401
00:30:32,018 --> 00:30:33,053
‫دوستت دارم

402
00:31:22,482 --> 00:31:25,623
‫می‌خوای باهاش چیکار کنی، همم؟

403
00:31:26,590 --> 00:31:28,039
‫مارگارت؟

404
00:31:28,592 --> 00:31:30,076
‫اون دیوانه‌ست

405
00:31:31,077 --> 00:31:32,906
‫اون هممون رو میکشه

406
00:31:32,941 --> 00:31:34,977
‫نگران نباش آیوار

407
00:31:35,012 --> 00:31:36,738
‫تو رو نمی‌کشه

408
00:31:40,189 --> 00:31:41,743
‫چرا هنوز اینجایی؟

409
00:31:43,089 --> 00:31:44,124
‫همم؟

410
00:31:44,884 --> 00:31:46,023
‫چی؟

411
00:31:46,057 --> 00:31:48,957
‫هیچ دلیلی نداره که اینجا بمونی

412
00:31:48,991 --> 00:31:52,390
‫مگه اینکه نقشه داشته باشی که منو بکشی،
‫و خودت رو شاه کتگات کنی

413
00:31:52,443 --> 00:31:54,859
‫نه، نمیخوام اینکارو کنم

414
00:31:54,894 --> 00:31:56,965
‫آشوبش رو...

415
00:31:56,999 --> 00:31:58,484
.نمی‌خوام

416
00:31:58,518 --> 00:32:00,347
‫پس چرا موندی؟

417
00:32:02,488 --> 00:32:04,593
‫نمی‌خوام بمونم

418
00:32:04,628 --> 00:32:06,043
‫باور کن

419
00:32:06,077 --> 00:32:08,666
‫نقشه‌های جدیدی برای حمله به انگلستان دارم

420
00:32:08,701 --> 00:32:11,151
‫بقیه همه دارن به اونجا حمله میکنن

421
00:32:11,186 --> 00:32:13,188
‫من نمیخوام این رو از دست بدم

422
00:32:14,672 --> 00:32:17,848
‫خب، خیلی خوبه

423
00:32:17,882 --> 00:32:20,506
‫زنم فریدیس بارداره

424
00:32:25,476 --> 00:32:27,064
‫تبریک میگم

425
00:32:28,341 --> 00:32:31,931
همه‌ی زوج‌ها اینقدر زود بچه‌دار نمیشن

426
00:33:03,687 --> 00:33:05,516
‫مارگارت

427
00:33:24,639 --> 00:33:26,054
‫سلام

428
00:33:28,263 --> 00:33:30,127
‫من دیدمش

429
00:33:30,161 --> 00:33:32,232
‫ملکه‌ی کتگات رو

430
00:33:32,267 --> 00:33:33,855
‫فریدیس. دیدمش

431
00:33:34,787 --> 00:33:36,167
‫میگن بارداره

432
00:33:36,202 --> 00:33:37,237
‫بله

433
00:33:37,272 --> 00:33:39,101
‫من نمی‌تونم بچه‌دار بشم

434
00:33:39,930 --> 00:33:41,310
‫از هیچکس

435
00:33:41,345 --> 00:33:43,899
‫این موضوع دیوونه‌م کرده

436
00:33:43,934 --> 00:33:47,593
‫می‌خواستم ملکه بشم!
‫ولی اوبه یه بُزدل بود!

437
00:33:47,627 --> 00:33:48,973
‫اینطور فکر نمی‌کنم

438
00:33:49,008 --> 00:33:51,907
‫بهش گفتم برای لاگرتا و بیورن نجنگه!

439
00:33:51,950 --> 00:33:56,149
‫بهم بی‌اعتنایی کرد و با اون
‫زنیکه توروی بهم خیانت کرد!

440
00:34:00,813 --> 00:34:02,573
‫ولی تو مهربونی

441
00:34:02,608 --> 00:34:04,161
‫- گوش کن...
‫- تو گوش کن

442
00:34:04,195 --> 00:34:06,266
‫آیوار مهربون نیست

443
00:34:06,301 --> 00:34:08,648
‫با تو مهربون نیست

444
00:34:08,683 --> 00:34:11,927
‫در پایان، تو رو می‌کشه

445
00:34:11,962 --> 00:34:15,517
‫پس، تنها گزینه عشق من،
‫اینه که اول ما بکشیمش

446
00:34:15,552 --> 00:34:17,968
‫تو یه بزدل نیستی، هستی؟

447
00:34:18,002 --> 00:34:19,107
‫نه

448
00:34:19,141 --> 00:34:20,936
‫فکر نمی‌کنم باشی

449
00:34:20,971 --> 00:34:24,112
‫پس، اگه آیوار رو بکشی،

450
00:34:24,146 --> 00:34:26,735
‫بعدش من ملکه میشم!

451
00:34:26,770 --> 00:34:29,117
‫و همه چی درست میشه

452
00:34:29,151 --> 00:34:31,844
‫- من...
‫- منو سرافکنده نکن!

453
00:34:31,878 --> 00:34:33,949
‫باید اینکارو بکنی!

454
00:34:33,984 --> 00:34:36,538
‫و فکر نکن من دیوونه‌ام! من دیوونه نیستم!

455
00:34:36,573 --> 00:34:38,782
‫نه نه نه. تو دیوونه نیستی. بیا

456
00:34:40,300 --> 00:34:43,890
‫ ‫فقط خسته‌ای، ها؟

457
00:34:45,236 --> 00:34:47,342
‫باید استراحت کنی

458
00:34:47,376 --> 00:34:49,068
‫من چه مرگمه؟

459
00:34:49,102 --> 00:34:50,656
‫هیچ مرگیت نیست

460
00:34:54,487 --> 00:34:56,593
‫بخواب مارگارت عزیز

461
00:34:57,628 --> 00:34:59,078
‫به زودی می‌بینمت

462
00:35:04,221 --> 00:35:05,360
‫بخواب

463
00:35:05,394 --> 00:35:08,397
‫بخواب پسرم

464
00:35:08,432 --> 00:35:12,367
‫خوک آبی در دریا خوابیده

465
00:35:12,401 --> 00:35:16,820
‫قو بر روی موج‌های لب ساحل

466
00:35:16,854 --> 00:35:20,686
‫مرغ دریایی بر روی تپه

467
00:35:20,720 --> 00:35:27,278
‫ماهی «کاد» در آب‌های عمیق

468
00:36:33,862 --> 00:36:35,761
‫متاسفم که بهت بی‌توجهی کردم

469
00:36:35,795 --> 00:36:37,279
‫خواهش میکنم اعلی‌حضرت

470
00:36:37,314 --> 00:36:39,074
‫ذهنتون رو درگیر من نکنید

471
00:36:39,109 --> 00:36:41,732
‫تقصیر من بود که فرصت نشد باهاتون صحبت کنم،

472
00:36:41,767 --> 00:36:43,113
‫بتونم بهتر بشناسمتون

473
00:36:44,390 --> 00:36:46,703
‫برنامه‌ی ازدواج ما رو چیدن

474
00:36:46,737 --> 00:36:48,152
‫می‌خواین با من ازدواج کنین؟

475
00:36:48,187 --> 00:36:49,498
‫من...

476
00:36:49,533 --> 00:36:51,604
‫اصلآً نمی‌دونم

477
00:36:51,638 --> 00:36:54,365
‫ببین، قول میدم بهتر بشناسمت

478
00:36:54,400 --> 00:36:57,265
‫- ولی فعلاً...
‫- می‌دونم

479
00:36:57,299 --> 00:36:59,646
‫کارهای بسیار مهم‌تری دارین

480
00:37:01,821 --> 00:37:03,478
‫بعدآً می‌بینمت

481
00:37:04,824 --> 00:37:06,136
‫اعلی‌حضرت

482
00:37:11,520 --> 00:37:12,867
‫اون مهربون نیست!

483
00:37:12,901 --> 00:37:14,627
‫تنهام بذار

484
00:37:14,661 --> 00:37:16,215
‫می‌خوام تنها فکر کنم

485
00:37:17,112 --> 00:37:18,631
‫اگه اینطور می‌خواین

486
00:37:38,513 --> 00:37:40,135
‫تو بیورن رویین‌تن هستی

487
00:37:41,205 --> 00:37:42,862
‫بله

488
00:37:42,897 --> 00:37:44,622
‫برو

489
00:37:44,657 --> 00:37:46,038
‫اگه اینطور می‌خواین

490
00:38:14,687 --> 00:38:16,206
‫داری چیکار میکنی؟

491
00:38:47,306 --> 00:38:49,204
‫و دیدی که همو بوسیدن؟

492
00:38:49,239 --> 00:38:50,688
‫بله سرورم

493
00:38:50,723 --> 00:38:53,864
‫و بعد... با هم زنا کردن؟

494
00:38:53,899 --> 00:38:55,348
‫بله سرورم

495
00:38:55,383 --> 00:38:57,730
‫روی هم خوابیده بودن

496
00:38:58,524 --> 00:39:00,698
‫هگموند بیچاره

497
00:39:00,733 --> 00:39:03,563
‫اون مردی بود که هیچوقت
‫نمی‌تونست جلوی هوس‌هاش رو بگیره

498
00:39:03,598 --> 00:39:05,842
‫و الان هوس‌هاش نابودش میکنه

499
00:39:07,498 --> 00:39:10,483
‫ولی اول، بواسطه‌ی عشقی که بهش مدیونم،
‫براش نامه می‌نویسم

500
00:39:10,777 --> 00:39:12,365
‫برای هممون بهتره که بفهمه،

501
00:39:12,400 --> 00:39:15,852
‫که اون دوباره هیچوقت نمی‌تونه اسقف اعظم بشه

502
00:39:41,705 --> 00:39:43,327
‫من نباید اینجا باشم

503
00:39:43,362 --> 00:39:44,984
‫چرا نه؟

504
00:39:45,019 --> 00:39:46,779
‫خدا منو مجازات میکنه

505
00:39:47,780 --> 00:39:49,782
‫خدایان من مجازاتت نمی‌کنن

506
00:40:13,047 --> 00:40:14,531
‫من باکره‌ام

507
00:40:37,105 --> 00:40:38,410
‫شما کی هستین؟

508
00:40:41,282 --> 00:40:43,491
‫چرا نمیرین؟

509
00:41:03,131 --> 00:41:04,850
‫منو نکشین

510
00:41:05,271 --> 00:41:06,893
‫من آیوار رو دوست دارم!

511
00:41:07,791 --> 00:41:11,010
‫ارزش نداره منو بکشی!
‫من بی‌خطرم!

512
00:41:11,208 --> 00:41:13,210
‫من دیوونه‌ام! من مارگارت دیوونه‌ام!

513
00:41:24,946 --> 00:41:27,458
‫به سرورم هگموند،
‫برادر مسیحی من،

514
00:41:27,535 --> 00:41:30,848
‫در روزی که قلبی بسیار سنگین دارم می‌نویسم،

515
00:41:30,883 --> 00:41:33,472
‫مدارکی غیرقابل‌انکار دارم که،

516
00:41:33,506 --> 00:41:36,130
‫بجای رعایت سوگند تجردتون،

517
00:41:36,164 --> 00:41:38,580
‫تقریباً هر روز مرتکب زنا می‌شوید

518
00:41:39,581 --> 00:41:41,238
‫و نه با زنان مسیحی،

519
00:41:41,273 --> 00:41:44,000
‫بلکه، اونطور که بنظر می‌رسه، با یک زن کافر،

520
00:41:44,034 --> 00:41:46,588
‫بنابراین، گناه‌های شما چند برابر می‌شوند.

521
00:41:46,623 --> 00:41:50,144
‫و شاه و ارباب شما باید از حقیقت مطلع بشوند

522
00:41:50,178 --> 00:41:51,731
‫کاثرد

523
00:42:12,925 --> 00:42:16,929
‫سرورم هگموند، چه چیز شما را به اینجا آورده؟

524
00:42:22,452 --> 00:42:25,110
‫می‌دونید که باید در این

525
00:42:25,144 --> 00:42:27,526
‫مقدس‌ترین مکان احترام نشون بدید

526
00:42:27,560 --> 00:42:31,461
‫تو منو مجبور کردی لُرد کاثرد

527
00:42:31,495 --> 00:42:34,809
‫با ریاکاری خودت منو مجبور کردی

528
00:42:34,843 --> 00:42:37,846
‫با خطرت برای پادشاهم!

529
00:42:37,881 --> 00:42:41,022
‫با اینحال هگموند، اینکارو نکن

530
00:42:41,057 --> 00:42:43,714
‫در برابر چشمان پروردگار مرتکب گناه نشو

531
00:42:43,749 --> 00:42:45,095
‫خودت رو مورد لعن قرار نده

532
00:42:45,130 --> 00:42:48,788
‫تو کشیش پردردسری هستی

533
00:42:50,997 --> 00:42:53,172
‫یه مرد تُهی

534
00:42:53,207 --> 00:42:55,795
‫و دیگه ایمانی نداری

535
00:43:03,562 --> 00:43:04,832
‫لعنت بهت!

536
00:43:05,460 --> 00:43:07,048
‫بری به جهنم!

537
00:43:25,308 --> 00:43:29,622
‫هگموند، دنیا اینطوری به پایان می‌رسه!

538
00:43:30,837 --> 00:43:32,625
‫نه، فقط دنیای تو

539
00:44:11,216 --> 00:44:12,631
‫آمین

540
00:44:14,655 --> 00:44:30,655
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
