1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:05,024 --> 00:00:07,024
تنگه گیبرالتار

3
00:01:07,068 --> 00:01:08,234
‫بیورن!

4
00:01:10,705 --> 00:01:12,138
‫بیورن، بیدار شو!

5
00:01:32,059 --> 00:01:34,127
‫ستون‌های هرکول

6
00:01:36,297 --> 00:01:37,564
‫چی؟

7
00:01:37,598 --> 00:01:39,109
‫اون کوه‌ها

8
00:01:39,433 --> 00:01:42,571
‫نزد باستانیان به ستون‌های هرکول معروفن

9
00:01:42,903 --> 00:01:45,205
‫ولی مهمتر از اون،‌ برای هدف ما

10
00:01:45,239 --> 00:01:47,741
‫اون‌ها ورودی دریای مدیترانه به شمار میرن

11
00:01:50,144 --> 00:01:52,945
‫من چقدر خوش‌شانسم که
‫مسیرم به تو خورد سیندریک

12
00:01:59,086 --> 00:02:00,964
‫داری به چی فکر میکنی؟

13
00:02:01,489 --> 00:02:04,390
‫ما چقدر خوش‌شانسیم که
‫خدایان همچین فرصتی بهمون دادن

14
00:02:05,726 --> 00:02:09,796
‫چرا که چیزی که پیش رومون هست
‫شهرها، دنیاها، مردم و مکان‌های جدیده

15
00:02:11,832 --> 00:02:13,867
‫پدرم شیفته‌ی چنین فرصتی میشد

16
00:02:15,736 --> 00:02:18,671
‫هنوزم نسبت به این سرزمین و آدم‌هاش اخطار میدم

17
00:02:18,706 --> 00:02:20,907
‫اون‌ها تو رو نمی‌شناسن،

18
00:02:20,941 --> 00:02:24,443
‫و تو هم در عوض نمی‌دونی در این دنیای جدید
‫سایرین چه میزان قدرتی دارن

19
00:02:28,649 --> 00:02:30,150
‫من میخوام به روم برم

20
00:02:31,552 --> 00:02:33,319
‫روم در مرکز این نقشه‌ست

21
00:02:33,354 --> 00:02:35,321
‫روم در مرکز دنیای جدیده

22
00:02:35,356 --> 00:02:37,751
‫دیگه نه بیورن روئین‌تن

23
00:02:38,359 --> 00:02:41,261
‫از وقتی که این نقشه کشیده شده تمام دنیا تغییر کرده

24
00:02:41,295 --> 00:02:43,229
‫امپراطوری روم دیگه وجود نداره

25
00:02:43,264 --> 00:02:44,898
‫بیشتر قدرتش از بین رفته

26
00:02:44,932 --> 00:02:47,867
‫چیزی که باقی مونده یه سایه‌ی غمگین
از گذشته‌ی پرافتخارشه

27
00:02:49,303 --> 00:02:51,337
‫پس اگه قرار نیست به روم بریم، کجا بریم؟

28
00:02:51,372 --> 00:02:54,307
‫یه جزیره‌ای که زیاد از اینجا دور نیست وجود داره

29
00:02:54,341 --> 00:02:56,209
‫جای جالبیه

30
00:02:58,312 --> 00:03:01,581
‫و اسم این جزیره‌ی جالب چیه؟

31
00:03:03,717 --> 00:03:04,918
‫سیسیل

32
00:03:19,920 --> 00:03:23,820
یورک

33
00:03:32,847 --> 00:03:35,215
‫اگرچه دیدیم که بخشی از نیروهاشون رفتن،

34
00:03:35,249 --> 00:03:37,750
‫نمی‌تونیم مطمئن باشیم که بسیار ضعیف‌تر شدن

35
00:03:37,785 --> 00:03:42,355
‫و بعدشم آلفرد، ارتش ما بود که تحت
‫شکست و تلفات سنگینی قرار گرفت

36
00:03:42,389 --> 00:03:44,045
‫پس راستش، نمی‌تونیم به فکر حمله

37
00:03:44,070 --> 00:03:45,982
‫و سعی در بازپس‌گیری شهر باشیم

38
00:03:46,427 --> 00:03:47,929
‫موافقم

39
00:03:47,964 --> 00:03:51,564
‫خب، برا همین برام جای سواله که
‫چرا صلح‌بانان‌شون رو مرخص کردی

40
00:03:51,599 --> 00:03:53,766
‫اون‌ها به اینجا نیومدن تا صلح کنن

41
00:03:53,801 --> 00:03:55,268
‫اومدن تا دردسر درست کنن

42
00:03:56,103 --> 00:03:58,571
‫نمی‌تونین بهشون اعتماد کنین، اون‌ها کافرن

43
00:03:58,606 --> 00:04:00,874
‫خب پس، ما باید عقب‌نشینی کنیم

44
00:04:00,908 --> 00:04:02,475
‫به وسکس عقب‌نشینی کنیم

45
00:04:02,510 --> 00:04:05,945
‫ارتش دیگه‌ای جمع کنیم و
‫اون‌ها رو فعلاً در یورک نگه داریم

46
00:04:05,980 --> 00:04:08,114
‫من مخالفم

47
00:04:08,149 --> 00:04:10,416
‫- ما چاره‌ای نداریم
‫- برعکس

48
00:04:11,619 --> 00:04:12,886
‫نمی‌فهمم

49
00:04:14,021 --> 00:04:15,390
‫من بهم وحی شد

50
00:04:16,590 --> 00:04:18,358
‫من دو شاهد رو دیدم که پیامبرانی بودن

51
00:04:18,392 --> 00:04:20,093
‫که جلوی خدای زمین ایستاده بودن

52
00:04:21,195 --> 00:04:23,363
‫و اگه هر مردی بخواد بهشون آسیبی برسونه،

53
00:04:23,397 --> 00:04:26,365
‫از دهانشان آتش برخواهد خواست
‫و دشمنانشان رو خواهد بلعید

54
00:04:27,201 --> 00:04:30,580
‫و اگه هر مردی بخواد بهشون آسیبی
‫برسونه، کشته خواهد شد

55
00:04:32,640 --> 00:04:34,607
‫معما وار سخن میگویی اسقف هگموند

56
00:04:35,476 --> 00:04:37,143
‫چیزی که دیدم واقعی بود

57
00:04:38,112 --> 00:04:42,179
‫اجساد تمام شریران رو دیدم که در
‫خیابون‌های شهر بزرگ افتاده بودن،

58
00:04:42,216 --> 00:04:44,252
‫تا جایی که کسی باقی نمونده بود تا اون‌ها رو دفن کنه

59
00:04:44,952 --> 00:04:49,189
‫و دیدم که این شهر بزرگ یورک بود،

60
00:04:49,223 --> 00:04:53,059
‫و تمام اون اجساد، شمالی‌های کافر بودن.

61
00:04:53,093 --> 00:04:56,162
‫از گرسنگی مردن

62
00:04:56,197 --> 00:04:59,098
‫مردن چون چیزی برای خوردن نداشتن

63
00:04:59,133 --> 00:05:00,867
‫و چیزی برای نوشیدن

64
00:05:00,901 --> 00:05:02,869
‫و تو شهر بزرگ زندانی شده بودن

65
00:05:03,504 --> 00:05:05,171
‫این کاریه که باید بکنیم؟

66
00:05:06,140 --> 00:05:07,707
‫بله

67
00:05:07,741 --> 00:05:09,709
‫تمام مسیرها به یورک رو ببندین

68
00:05:09,743 --> 00:05:11,578
‫تمام رودها رو ببندین

69
00:05:11,612 --> 00:05:14,647
‫جلوی شمالی‌ها رو از رفت‌وآمد بگیرین

70
00:05:14,682 --> 00:05:17,450
‫و اینطوری، زندانی‌شون میکنیم

71
00:05:17,484 --> 00:05:19,112
‫گرسنگی‌شون میدیم،

72
00:05:19,286 --> 00:05:21,039
‫مجبورشون میکنیم تسلیم بشن.

73
00:05:21,822 --> 00:05:23,750
‫و وقتی متوجه نقشه‌مون شدن،

74
00:05:24,291 --> 00:05:26,292
‫ممکنه بیرون بیان و بهمون حمله کنن

75
00:05:26,327 --> 00:05:28,561
‫وقتی که نیروهای ما بسیار اندک شدن

76
00:05:32,366 --> 00:05:33,933
‫نظرت چیه پدر؟

77
00:05:37,571 --> 00:05:39,182
‫من میگم،

78
00:05:39,506 --> 00:05:42,642
‫تو برو و به فرماندهامون دستور بده
‫تا جاده‌ها، رودخانه‌ها

79
00:05:42,676 --> 00:05:44,577
‫و هر راهی که به یورک میرسه رو ببندن

80
00:05:45,412 --> 00:05:47,213
‫ما از گرسنگی می‌کُشیمشون

81
00:05:47,248 --> 00:05:48,514
‫با کمک خدا

82
00:05:48,549 --> 00:05:50,735
‫اون ما رو کمک خواهد کرد شاه اثلولف

83
00:05:52,453 --> 00:05:53,987
‫مطمئن باشید

84
00:06:10,437 --> 00:06:11,804
‫اوبه!

85
00:06:13,340 --> 00:06:14,674
‫اوبه!

86
00:06:16,176 --> 00:06:17,277
‫اوبه!

87
00:06:39,767 --> 00:06:43,002
‫بیشتر از همیشه بازگشتت رو
‫به آتشدانمون خوش‌آمد میگم اوبه

88
00:06:56,083 --> 00:06:59,252
‫ما همه از موفقیت‌های ارتش بزرگ‌مون شنیدیم

89
00:07:00,354 --> 00:07:02,849
‫چطور انتقام مرگ رگنار رو گرفتین،

90
00:07:03,691 --> 00:07:06,859
‫بر الا و اکبرت غلبه کردید

91
00:07:06,894 --> 00:07:08,494
‫از پسر خودم تشکر میکنم،

92
00:07:08,529 --> 00:07:11,664
‫ولی همینطور از تو و همه‌ی پسران رگنار،

93
00:07:11,699 --> 00:07:13,693
‫برای این اتفاقات فراموش‌نشدنی

94
00:07:14,568 --> 00:07:17,904
‫پس باید از کشته شدن سیگارد
‫به دست آیوار شنیده باشی

95
00:07:17,938 --> 00:07:21,274
‫و چالشش با بیورن که
‫ادعا میکنه اون رهبر ارتش بزرگه

96
00:07:23,277 --> 00:07:25,038
‫میخوام به جفت‌تون بگم...

97
00:07:26,680 --> 00:07:31,461
‫بیورن روئین‌تن با افتخار و شجاعت زیادی جنگید

98
00:07:32,286 --> 00:07:34,320
‫بعنوان برادرم دوستش دارم و تحسینش میکنم

99
00:07:35,756 --> 00:07:37,634
‫بخاطر سخنان‌تون درباره‌ی بیورن ممنونم

100
00:07:38,225 --> 00:07:41,060
‫اون مرد خوبیه. اینو می‌دونم

101
00:07:41,095 --> 00:07:42,995
‫ولی قضیه‌ی آیوار فرق داره

102
00:07:44,772 --> 00:07:46,406
‫ما رو از هم پاشونده

103
00:07:47,868 --> 00:07:50,670
‫تا جایی که نگرانشم، من الان با آیوار در جنگ هستم

104
00:07:53,841 --> 00:07:57,710
‫برادرم ایتسرک، تصمیم گرفت پیش آیوار بمونه

105
00:07:58,545 --> 00:08:00,213
‫پس اونم الان دشمنمه

106
00:08:10,290 --> 00:08:12,759
‫بیا پیمانی ببندیم

107
00:08:12,793 --> 00:08:15,595
‫اگه قبول کنی از من مقابل شاه هرالد حمایت کنی،

108
00:08:15,629 --> 00:08:18,998
‫از تو درباره‌ی آیوار و ایتسرک حمایت میکنم.

109
00:08:22,169 --> 00:08:24,871
‫می‌دونی، این منو تبدیل به متحد قاتل مادرم میکنه

110
00:08:24,905 --> 00:08:26,606
‫میدونم

111
00:08:28,542 --> 00:08:31,479
‫تصمیماتت همه سخت هستن اوبه

112
00:08:31,979 --> 00:08:35,481
‫ولی برای مردم خوب کتگات

113
00:08:35,516 --> 00:08:36,883
‫می‌تونیم متحد نباشیم؟

114
00:08:46,126 --> 00:08:47,393
‫نوش

115
00:08:47,961 --> 00:08:49,061
‫نوش

116
00:08:54,535 --> 00:08:56,607
‫امیدوار بودم بیورن برگرده

117
00:08:58,705 --> 00:09:00,106
‫اونم برمی‌گرده

118
00:09:00,774 --> 00:09:02,385
‫می‌دونم برمی‌گرده

119
00:09:03,043 --> 00:09:05,745
‫ولی تا اون‌موقع، به اوبه
‫اعتماد کامل نداشته باشید

120
00:09:07,114 --> 00:09:08,848
‫چرا همچین حرفی میزنی؟

121
00:09:08,882 --> 00:09:12,351
‫فقط اینکه بعد از شما، بیورن
‫باید فرمانروای کتگات باشه

122
00:09:12,386 --> 00:09:16,449
‫کی میدونه خدایان برا ما چه چیزی تدارک دیدن؟

123
00:09:42,881 --> 00:09:46,017
‫درک میکنی که دیگه تو رو با ایتسرک شریک نمیشم

124
00:09:46,685 --> 00:09:47,718
‫خوشحالم

125
00:09:48,620 --> 00:09:50,288
‫تو مردی هستی که باهاش ازدواج کردم

126
00:09:51,790 --> 00:09:53,524
‫تو شوهر منی

127
00:09:54,593 --> 00:09:56,928
‫ایتسرک یه خائنه

128
00:10:03,402 --> 00:10:05,436
‫فکر میکنم لاگرتا داره قدرتش رو از دست میده

129
00:10:06,405 --> 00:10:08,466
‫فکر میکنم خدایان ازش رو برگردوندن

130
00:10:08,874 --> 00:10:10,510
‫اینو دیدم

131
00:10:10,876 --> 00:10:13,244
‫دیدم که اتفاق افتاد

132
00:10:13,278 --> 00:10:17,079
‫ضعفش وقتی با شاه هرالد روبرو شد، مردد بودنش

133
00:10:17,349 --> 00:10:20,687
‫اون لاگرتا رو گول زد و مسخره‌ش کرد

134
00:10:22,121 --> 00:10:24,489
‫حقیقت اینه که، فقط یک مرد هست

135
00:10:24,523 --> 00:10:27,158
‫که می‌تونه به جای رگنار حاکم کتگات بشه،

136
00:10:27,192 --> 00:10:29,360
‫و اون مرد بیورن نیست،

137
00:10:29,394 --> 00:10:32,063
‫چون بیورن مشخصاً هیچ علاقه‌ای به کتگات نداره

138
00:10:34,533 --> 00:10:36,067
‫اون تویی اوبه

139
00:10:37,970 --> 00:10:39,570
‫و تو اینو می‌دونی

140
00:10:55,854 --> 00:10:57,355
‫سیسیل

141
00:10:57,389 --> 00:11:00,191
‫درباره‌ش بهم بگو

142
00:11:00,225 --> 00:11:03,127
‫حاکمش یه فرمانده‌ی بیزانتین‌ـه به اسم یوفیمیوس

143
00:11:04,096 --> 00:11:05,663
‫اون اسطوره‌ایه برا خودش

144
00:11:06,965 --> 00:11:09,333
‫جاه‌طلبی‌هاش اونقدر بی حد و مرزن،

145
00:11:09,368 --> 00:11:12,336
‫که تلاش کرد تا امپراطور روم مقدس رو پایین بکشه

146
00:11:14,473 --> 00:11:16,784
‫شکست خورد و اومد اینجا به سیسیل

147
00:11:17,509 --> 00:11:21,345
‫با جاه‌طلبی‌هاش که تا جایی که می‌دونم
‫چیزی ازشون کم نشده

148
00:11:22,681 --> 00:11:24,448
‫بیزانتین دیگه چیه؟

149
00:11:26,952 --> 00:11:29,554
‫امپراطور روم مقدس کیه؟

150
00:11:30,489 --> 00:11:32,023
‫مایکل دوم

151
00:11:32,057 --> 00:11:33,691
‫ولی نگران اون نباشین

152
00:11:33,725 --> 00:11:36,179
‫تا چند ماه دیگه، شاید دیگه نباشه

153
00:11:36,528 --> 00:11:38,556
‫همه چیز تغییر کرده

154
00:11:38,931 --> 00:11:42,560
‫این جهان ناپایدار و گول‌زننده‌ست

155
00:11:43,035 --> 00:11:44,969
‫خیلی چیزها چیزی که بنظر میان نیستن

156
00:11:47,372 --> 00:11:50,975
‫وقتی صبح به ساحل رفتیم
‫یادت باشه، ما تاجر هستیم

157
00:11:53,612 --> 00:11:55,780
‫ما اینجا ماجراجویی‌های زیادی خواهیم داشت،

158
00:11:56,682 --> 00:11:58,749
‫و اگه زنده بمونیم،

159
00:12:00,519 --> 00:12:02,753
‫داستان‌های زیادی برای گفتن
‫در «تالار بزرگ» خواهیم داشت

160
00:12:06,592 --> 00:12:08,326
‫اگه زنده بمونیم

161
00:12:20,514 --> 00:12:22,882
‫ببین! یه چاق دیگه!

162
00:12:56,517 --> 00:12:58,351
‫این یکی هنوز نفس میکشه

163
00:12:58,385 --> 00:13:00,486
‫همه‌ی سلاح‌هاشون رو بردارید

164
00:13:02,389 --> 00:13:03,956
‫کارتون خوب بود

165
00:13:03,991 --> 00:13:05,692
‫اینا همشونن؟

166
00:13:09,830 --> 00:13:11,631
‫انگار دوباره قراره گرسنگی بکشن

167
00:13:11,665 --> 00:13:13,633
‫بله سرورم

168
00:13:22,676 --> 00:13:25,612
‫خب، گروه شکارچی‌ها امروز برنگشتن

169
00:13:28,780 --> 00:13:30,681
‫- گفتم گروه ش...
‫- شنیدم چی گفتی

170
00:13:36,824 --> 00:13:38,591
‫غذامون داره تموم میشه

171
00:13:39,995 --> 00:13:41,295
‫و بیماری تو شهر اومده

172
00:13:42,431 --> 00:13:45,399
‫می‌خوایم چیکار کنیم؟ باید یه کاری بکنیم

173
00:13:45,434 --> 00:13:47,435
‫ساکسون‌ها تو کشور خودشونن

174
00:13:47,469 --> 00:13:49,370
‫می‌تونن تجدید قوا کنن و قوی‌تر بشن

175
00:13:49,404 --> 00:13:51,405
‫درحالیکه هر روز ما ضعیف‌تر میشیم...

176
00:13:51,440 --> 00:13:53,975
‫حرف دلت چیه؟ ها داداش؟

177
00:13:54,009 --> 00:13:56,377
‫که اشتباه کردم که با ساکسون‌ها مذاکره نکردم،

178
00:13:56,411 --> 00:13:57,845
‫و اینکه حق با اوبه بود؟

179
00:13:58,947 --> 00:14:00,047
‫نه

180
00:14:00,816 --> 00:14:02,683
‫نه؟ مطمئنی؟

181
00:14:04,520 --> 00:14:06,053
‫اوبه اشتباه میکرد

182
00:14:06,088 --> 00:14:08,189
‫برا همین باهاش نرفتم

183
00:14:08,223 --> 00:14:09,590
‫ولی الان پشیمونی؟

184
00:14:10,425 --> 00:14:11,759
‫الان که بهت گفتم نه

185
00:14:14,229 --> 00:14:17,031
‫اوبه مثل سگ کوچیک
‫دست‌آموزش باهام رفتار میکرد

186
00:14:21,436 --> 00:14:24,138
‫من سگ کسی نیستم آیوار

187
00:14:32,047 --> 00:14:33,414
‫هاپ هاپ

188
00:14:58,907 --> 00:15:01,275
‫آسترید رو از اینجا بردن

189
00:15:01,310 --> 00:15:03,210
‫لاگرتا نتونست کاری بکنه

190
00:15:03,245 --> 00:15:04,813
‫اون قدرتی نداشت

191
00:15:05,347 --> 00:15:07,481
‫- این مدرک بیشتری نیست؟
‫- مدرک؟

192
00:15:07,516 --> 00:15:09,083
‫که خدایان علیهش شدن

193
00:15:09,117 --> 00:15:11,052
‫چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

194
00:15:11,086 --> 00:15:12,687
‫داری درباره‌ی لارگتا حرف میزنی

195
00:15:13,488 --> 00:15:15,189
‫و تو فقط یه برده بودی

196
00:15:15,223 --> 00:15:19,827
‫الان برده نیستم، و ذهنم هم هیچ موقع نبود

197
00:15:19,861 --> 00:15:22,430
‫توروی، من و تو با لارگتا برابریم

198
00:15:22,464 --> 00:15:25,199
‫- هممون برابریم
‫- حق با توئه مارگارت

199
00:15:25,834 --> 00:15:28,502
‫هممون برابریم

200
00:15:28,537 --> 00:15:30,214
‫نمی‌دونستم دارین گوش میدین

201
00:15:30,872 --> 00:15:32,473
‫چه اهمیتی داره؟

202
00:15:32,507 --> 00:15:36,544
‫اگه من گوش نمی‌دادم،
‫پس خدایان گوش می‌دادن

203
00:15:36,578 --> 00:15:38,097
‫با هم فرقی ندارن

204
00:15:38,714 --> 00:15:41,315
‫بهرحال هیچ حسی به تو ندارم

205
00:15:42,651 --> 00:15:45,252
‫می‌تونم بخاطر این حرف‌های خیانت‌آمیزت بکشمت،

206
00:15:45,287 --> 00:15:48,856
‫ولی از خیانت خسته شدم

207
00:15:48,890 --> 00:15:51,225
‫تموم عمرم خیانت دیدم

208
00:15:51,259 --> 00:15:54,295
‫هر مردی که به عمرم دیدم بهم خیانت کرده

209
00:15:54,329 --> 00:15:56,564
‫حالا بیشتر زنان بهم خیانت میکنن

210
00:15:56,598 --> 00:15:58,099
‫چه فکری باید بکنم؟

211
00:15:58,133 --> 00:16:00,534
‫هر زنی نمی‌خواد بهتون خیانت کنه

212
00:16:00,569 --> 00:16:02,870
‫البته که نه توروی، ولی
‫شانسش رو که داشته باشن...

213
00:16:07,409 --> 00:16:10,921
‫مارگارت، اگه میخوای علیه من توطئه کن

214
00:16:12,047 --> 00:16:15,167
‫ولی اگه تونستی شجاعت
‫وفادار بودن رو پیدا کنی،

215
00:16:15,202 --> 00:16:18,819
‫بعد بیشتر از هر کس دیگه بهت احترام می‌ذارم

216
00:16:18,854 --> 00:16:21,589
‫تو برده‌ای بودی که هیچ انتخابی نداشتی،

217
00:16:21,623 --> 00:16:23,183
‫ولی الان،

218
00:16:23,759 --> 00:16:28,939
‫حالا، بعنوان یه زن آزاد
‫انتخاب کن تا منو دوست داشته باشی

219
00:16:43,378 --> 00:16:44,612
‫اونا کی هستن؟

220
00:16:45,781 --> 00:16:47,615
‫جنگجویان نورثامبریا

221
00:16:47,649 --> 00:16:49,150
‫مردمان مادرم

222
00:17:11,406 --> 00:17:13,859
‫- مانل
‫- ملکه جودیث!

223
00:17:14,443 --> 00:17:16,911
‫ایشون پسرعمه‌م مانل هستن

224
00:17:16,945 --> 00:17:19,447
‫ایشون شوهرم شاه اثلولف هستن

225
00:17:19,481 --> 00:17:22,983
‫اعلی‌حضرت، شاه شاهان، از طرف برتوالدا

226
00:17:23,018 --> 00:17:26,455
‫اتحاد و وفاداری مطلقم رو بهتون عرضه میکنم

227
00:17:28,023 --> 00:17:29,958
‫خوش‌آمد هرچه تمام بهت میگویم

228
00:17:30,726 --> 00:17:32,793
‫کارهای زیادی برای انجام داریم

229
00:17:32,828 --> 00:17:35,296
‫این پسر بزرگم هست، ایثلرد

230
00:17:35,330 --> 00:17:37,898
‫و هگموند، اسقف شربورن

231
00:17:37,933 --> 00:17:40,968
‫اسقف هگموند، آوازه‌ی شما
‫بعنوان یه ادیب روحانی

232
00:17:41,002 --> 00:17:43,504
‫و بعنوان یه جنگجو رو بسیار شنیدم

233
00:17:43,538 --> 00:17:45,539
‫و از اونجایی که برای جنگیدن به اینجا اومدم،

234
00:17:45,574 --> 00:17:48,609
‫فقط به دو مرد برای اینکه در کنارشون
‫در دیوار سپری بایستم می‌تونم فکر کنم،

235
00:17:48,643 --> 00:17:50,411
‫شاه اثلولف از وسکس

236
00:17:50,445 --> 00:17:53,114
‫و هگموند، اسقف جنگجو از شربورن

237
00:17:53,148 --> 00:17:55,150
‫اینقدر چاپلوسی‌شون رو نکن

238
00:17:55,784 --> 00:17:57,785
‫مغرورشون میکنه

239
00:17:57,819 --> 00:18:00,988
‫درسته، انجیل بهمون میگه همه چیز پوچه

240
00:18:01,022 --> 00:18:03,791
‫و با اینحال ما اینجاییم، مامورین خداوند

241
00:18:03,825 --> 00:18:07,061
‫انجیل همچنین بهمون میگه به کفار
‫هیچ رحمی نشون ندهیم

242
00:18:07,095 --> 00:18:09,396
‫در مقابل این شیاطین و کفار،

243
00:18:09,431 --> 00:18:11,833
‫ما خشم خدا هستیم

244
00:18:13,635 --> 00:18:15,102
‫لطفاً، بیاید

245
00:18:24,460 --> 00:18:27,260
سیسیلی

246
00:19:27,965 --> 00:19:29,266
‫وایکینگ‌ها!

247
00:19:30,888 --> 00:19:32,722
‫بله فرمانده، ما شمالی‌ها هستیم

248
00:19:33,372 --> 00:19:36,601
‫ولی بعنوان تاجر اینجاییم

249
00:19:37,782 --> 00:19:39,254
‫تاجر؟

250
00:19:40,965 --> 00:19:42,533
‫داره چی می‌پرسه؟

251
00:19:43,234 --> 00:19:44,827
‫که تاجریم یا نه

252
00:19:45,603 --> 00:19:47,237
‫بهش بگو البته که ما تاجریم

253
00:19:47,271 --> 00:19:48,505
‫ببینه کلاً چند تا قایق آوردیم

254
00:19:49,907 --> 00:19:50,907
‫بله قربان

255
00:19:51,022 --> 00:19:54,561
‫می‌بینید که فقط چند قایق آوردیم

256
00:19:57,853 --> 00:20:00,634
‫متاسفم که بعنوان تاجر اینجایید

257
00:20:01,775 --> 00:20:02,936
‫نمی‌فهمم

258
00:20:30,648 --> 00:20:32,949
‫میگه خوش آمدید

259
00:20:49,000 --> 00:20:51,268
‫فرمانده یوفیمیوس میخواد که بدونید

260
00:20:51,302 --> 00:20:54,269
‫که شما تنها شمالی‌هایی نیستید
‫که قبلاً به مدیترانه اومده

261
00:20:55,706 --> 00:20:58,341
‫شخص امپراطور مایکل یک محافظ شخصی داشتن،

262
00:20:58,376 --> 00:21:01,153
‫یک وایکینگ روس از امپراطوری کیه‌وان
‫[کیه‌وان: نواحی شرق اروپا]

263
00:21:09,587 --> 00:21:12,889
‫فرمانده یوفیمیوس ازتون میخواد تا محافظ اون باشید

264
00:21:12,924 --> 00:21:15,125
‫به شما و افرادتون مزد بسیار خوبی میده

265
00:21:16,180 --> 00:21:17,781
‫اگه قبول کنید خیلی خوب میشه

266
00:21:21,299 --> 00:21:22,716
‫بگو موافقت می‌کنیم

267
00:21:57,101 --> 00:21:58,368
‫اون کیه؟

268
00:21:58,970 --> 00:22:00,170
‫کاسیا

269
00:22:14,685 --> 00:22:16,353
‫اسمش کاسیا ست

270
00:22:16,887 --> 00:22:19,898
‫ظاهراً اون یه مسیحیه، یه راهبه

271
00:22:20,391 --> 00:22:23,960
‫اون مسئول یه صومعه بود
‫و سروده‌های مقّدس می‌نویسه

272
00:22:23,995 --> 00:22:25,595
‫یه راهبه؟

273
00:22:25,630 --> 00:22:26,763
‫یه زن خداپرست؟

274
00:22:38,009 --> 00:22:41,503
‫فرمانده میگن که اونو از شهر مقّدس بیزانتین دزدیدن،

275
00:22:41,979 --> 00:22:43,847
‫و اینکه اون زن انقدر مشهوره،

276
00:22:43,881 --> 00:22:47,150
‫که امپراطور اونجا بخاطر دزدیدنش
‫ایشون رو به مرگ محکوم کردن

277
00:23:15,079 --> 00:23:17,046
‫دوباره پسرم رو می‌بینم؟

278
00:23:18,449 --> 00:23:21,150
‫بله، دوباره می‌بینیش

279
00:23:22,213 --> 00:23:24,481
‫ولی در شرایط وحشتناکی

280
00:23:27,892 --> 00:23:29,426
‫منظورت چیه؟

281
00:23:29,460 --> 00:23:33,696
‫عواقب مرگ رگنار هنوز تموم نشدن

282
00:23:34,965 --> 00:23:38,285
‫هنوز شروع پایانش رو دیدی

283
00:23:38,936 --> 00:23:42,371
‫پس حالا خودت رو آماده‌ی اتفاقات پیش رو بکن

284
00:23:43,407 --> 00:23:45,074
‫چه چیزی در پیشه؟

285
00:23:45,109 --> 00:23:46,509
‫بهم بگو!

286
00:23:46,644 --> 00:23:48,078
‫چرا؟

287
00:23:48,846 --> 00:23:52,515
‫فکر می‌کنی اگه می‌دونستی
‫می‌تونستی سرنوشتت رو عوض کنی؟

288
00:23:53,184 --> 00:23:56,119
‫تا الان، با این همه،

289
00:23:56,153 --> 00:23:58,154
‫میخوای به خودت زنجیر ببندی،

290
00:23:58,189 --> 00:24:01,191
‫و خودت رو اسیر موهومات کنی؟

291
00:24:01,225 --> 00:24:03,226
‫نه! من داشتم به پسرم فکر می‌کردم!

292
00:24:03,260 --> 00:24:04,794
‫فقط پسرم!

293
00:24:06,530 --> 00:24:08,331
‫این نقطه ضعف یه مادره

294
00:24:08,365 --> 00:24:11,067
‫بهت که گفتم دوباره می‌بینیش

295
00:24:11,101 --> 00:24:12,835
‫این برات کافی نیست؟

296
00:24:14,371 --> 00:24:18,274
‫دونستن زیادی دردآوره

297
00:24:20,778 --> 00:24:22,712
‫خودت رو آماده کن

298
00:24:36,928 --> 00:24:38,428
‫خداوند اودین،

299
00:24:39,897 --> 00:24:41,898
‫من انتخاب درستی کردم؟

300
00:24:45,103 --> 00:24:47,237
‫نشانه‌ای بهم بده، کمکم کن

301
00:24:50,975 --> 00:24:52,842
‫سرنوشت من چیه؟

302
00:25:16,400 --> 00:25:18,068
‫کاسیا

303
00:25:18,102 --> 00:25:19,336
‫خب؟

304
00:25:20,238 --> 00:25:21,938
‫اونجاست،‌ببین

305
00:25:26,711 --> 00:25:27,811
‫اون سیندریک‌ـه

306
00:25:47,231 --> 00:25:49,299
‫ما دیدیمت

307
00:25:49,333 --> 00:25:51,501
‫داشتی چیکار میکردی دوست من؟

308
00:25:51,536 --> 00:25:55,272
‫بهت گفتم، هیچی اونطور که به نظر میاد نیست

309
00:25:55,306 --> 00:25:57,240
‫یعنی چی؟

310
00:25:57,275 --> 00:26:01,178
‫با اینهمه فرمانده یوفیمیوس
‫واقعاً فرمانده‌ی اینجا نیست

311
00:26:03,381 --> 00:26:05,432
‫نمی‌فهمم

312
00:26:05,850 --> 00:26:08,084
‫یه رهبر عرب، به اسم زیادت‌الله

313
00:26:08,119 --> 00:26:10,754
‫امیر آفریلیا در قیروان تونس

314
00:26:10,788 --> 00:26:14,124
‫توافق کرد تا در ازای دریافت خراج سالیانه،

315
00:26:14,158 --> 00:26:16,234
‫از طرف یوفیمیوس به این جزیره حمله کنه

316
00:26:17,028 --> 00:26:18,829
‫قیروان کجاست؟

317
00:26:18,863 --> 00:26:20,330
‫تو آفریقا

318
00:26:29,340 --> 00:26:31,041
‫و آفریقا کجاست؟

319
00:26:31,075 --> 00:26:32,409
‫یه دنیای دیگه

320
00:26:34,178 --> 00:26:37,255
‫پس، این فرمانده یوفیمیوس،

321
00:26:38,850 --> 00:26:42,252
‫اون یه حاکم نیابتیه

322
00:26:42,286 --> 00:26:43,854
‫اون قدرت واقعی نداره

323
00:26:43,888 --> 00:26:45,388
‫اینطور به نظر میاد

324
00:26:47,425 --> 00:26:49,426
‫و زیادت‌الله؟

325
00:26:49,460 --> 00:26:53,463
‫در این لحظه، اون احتمالاً
‫مهمترین حاکم در مدیترانه هست

326
00:26:53,497 --> 00:26:56,266
‫داستان خیلی زیادی درباره‌ش گفته میشه

327
00:26:56,300 --> 00:27:00,804
‫هم عرب‌ها هم مسیحی‌ها پیشش میرن تا
‫لطفی رو ازشون بخوان که اغلب عطا میکنه

328
00:27:00,838 --> 00:27:03,240
‫چون محبوبیت و قدرتش رو افزایش میده

329
00:27:05,476 --> 00:27:07,711
‫- تو تا حالا دیدیش؟
‫- نه

330
00:27:07,745 --> 00:27:09,346
‫اون کاسیا بود

331
00:27:10,014 --> 00:27:11,281
‫آره

332
00:27:11,605 --> 00:27:12,605
...پس

333
00:27:13,625 --> 00:27:15,460
‫اون مرده کی بود؟

334
00:27:15,920 --> 00:27:19,256
‫نمی‌دونم، ولی احتمال قوی یه جاسوس

335
00:27:19,991 --> 00:27:21,591
‫با هم مثل عشاق بودن

336
00:27:21,626 --> 00:27:22,826
‫ممکنه

337
00:27:23,594 --> 00:27:24,961
‫جاسوس کی؟

338
00:27:24,996 --> 00:27:28,198
‫شاید برای امپراطور
‫یا شایدم برای زیادت‌الله

339
00:27:28,232 --> 00:27:30,467
‫اینجا کی می‌تونه اینو بگه؟

340
00:27:30,501 --> 00:27:35,805
‫تو که نمی‌خواستی علیه ما
‫توطئه کنی، می‌خواستی سیندریک؟

341
00:27:35,840 --> 00:27:38,842
‫فقط می‌خواستم بفهمم اینجا چه خبره

342
00:27:43,370 --> 00:27:45,360
‫بعضی دوره‌گردها،

343
00:27:45,361 --> 00:27:47,361
‫در واقع خدایان هستن که لباس مبدل پوشیدن،

344
00:27:48,719 --> 00:27:49,953
‫تو هم اینطوری؟

345
00:27:53,991 --> 00:27:55,792
‫من شبیه یه خدا هستم؟

346
00:28:02,800 --> 00:28:04,701
‫من میخوام زیادت‌الله رو ببینم

347
00:28:05,510 --> 00:28:07,170
‫چرا؟

348
00:28:07,304 --> 00:28:09,539
‫چون به نظر رهبر واقعی اونه

349
00:28:27,091 --> 00:28:28,725
‫در اون وحی که دیدم،

350
00:28:28,759 --> 00:28:31,786
‫اجساد کفار رو دیدم که
‫در خیابون‌ها روی هم افتاده بود،

351
00:28:32,263 --> 00:28:35,248
‫از بیماری و گرسنگی مرده بودن

352
00:28:36,734 --> 00:28:38,710
‫و اینطوری کارشون تموم شد

353
00:28:39,537 --> 00:28:42,312
‫حالا مطمئناً، دارن مرده‌هاشون رو می‌سوزونن

354
00:28:42,337 --> 00:28:43,523
‫همم

355
00:28:43,908 --> 00:28:46,643
‫به نظر کاملاً اینطور میاد

356
00:28:50,348 --> 00:28:52,248
‫بیا الان بریم سراغشون

357
00:28:53,918 --> 00:28:55,118
‫نه

358
00:28:56,787 --> 00:28:58,647
‫اگه نصیحت منو بخواین،

359
00:28:59,123 --> 00:29:01,324
‫میگم بذارید شرایط‌شون بدتر از این بشه

360
00:29:02,360 --> 00:29:05,362
‫بذارید بیشتر بترسن،

361
00:29:05,396 --> 00:29:07,764
‫تا اینکه فقط موجوداتی از پوست و استخون،

362
00:29:07,798 --> 00:29:09,432
‫در خیابون‌های یورک بمونن

363
00:29:10,267 --> 00:29:12,118
‫بعدش حمله می‌کنیم

364
00:29:12,770 --> 00:29:16,172
‫اوه، همیشه که نمی‌تونیم توسط
‫وحی‌های شما راهنمایی بشیم،

365
00:29:16,207 --> 00:29:18,508
‫اسقف هگموند، همم؟

366
00:29:18,542 --> 00:29:20,340
‫ولی مطمئناً خودتون می‌تونید نشانه‌ها رو ببینید

367
00:29:20,344 --> 00:29:22,078
‫حالا نشانه‌های دیگه‌ای هم می‌بینم

368
00:29:23,514 --> 00:29:28,685
‫چطور خودت رو بالاتر از من قرار میدی تا فرمان بدی

369
00:29:28,719 --> 00:29:31,971
‫اگرچه تحت فرمان خدا من پادشاهت هستم!

370
00:29:39,697 --> 00:29:41,297
‫من رو ببخشید سرورم

371
00:29:42,166 --> 00:29:43,533
‫شاه شاهان

372
00:29:45,102 --> 00:29:46,936
‫من بنده‌ی حقیر شما هستم

373
00:29:48,773 --> 00:29:50,607
‫هر چه صلاح می‌دونید با من بکنید

374
00:29:58,349 --> 00:30:02,151
‫من فکر نمی‌کنم تو حقیر باشی اسقف هگموند

375
00:30:03,120 --> 00:30:07,023
‫ولی هنوز، تو بنده‌ی من هستی
‫همونطور که بنده‌ی خدا هستی

376
00:30:07,058 --> 00:30:09,426
‫و با هم پیش خواهیم رفت،

377
00:30:09,460 --> 00:30:11,027
‫بخاطر کشورمون،

378
00:30:11,062 --> 00:30:13,229
‫بخاطر انگلستان.

379
00:30:15,232 --> 00:30:16,466
‫شاه من

380
00:30:45,729 --> 00:30:47,497
‫نمی‌فهمم

381
00:30:48,899 --> 00:30:51,801
‫چیو نمی‌فهمی ایتسرک؟

382
00:30:51,836 --> 00:30:55,472
‫نمی‌فهمم که چرا تظاهر میکنی
‫که اجساد مرده‌هامون رو می‌سوزونی

383
00:30:55,506 --> 00:30:58,141
‫بخشی از نقشه‌م هست

384
00:30:58,642 --> 00:31:00,076
‫کدوم نقشه؟

385
00:31:03,481 --> 00:31:06,382
‫واقعاً فکر کردی که من نقشه‌ای نداشتم، ها؟

386
00:31:06,417 --> 00:31:08,151
‫البته که نقشه دارم

387
00:31:08,185 --> 00:31:10,954
‫من یه چلاقم، نه احمق

388
00:31:14,091 --> 00:31:17,093
‫یه چیزی رو فهمیدم ایتسرک

389
00:31:18,262 --> 00:31:22,665
‫رومی‌ها خیلی باهوش بودن

390
00:31:22,700 --> 00:31:26,544
‫نقشه‌ی من بر اساس چیزیه که فهمیدم

391
00:31:27,204 --> 00:31:28,771
‫چی؟

392
00:31:28,806 --> 00:31:30,907
‫باید بدونم

393
00:31:30,941 --> 00:31:33,476
‫و خواهی دونست داداشم

394
00:31:34,311 --> 00:31:36,279
‫به موقعش

395
00:31:57,688 --> 00:31:59,189
‫خدای خدایان،

396
00:32:01,093 --> 00:32:04,290
‫منو بخاطر اینکه جرات حرف زدن
‫با شما رو به خودم میدم ببخشید

397
00:32:05,658 --> 00:32:08,058
‫بهرحال، نیازی به گوش دادن ندارید

398
00:32:09,575 --> 00:32:11,875
‫من فقط یه قایق ساز هستم

399
00:32:12,461 --> 00:32:15,777
‫یه هنرمند، نه یه فرد واقعی

400
00:32:17,779 --> 00:32:19,779
‫ولی بنا به دلایلی،

401
00:32:19,826 --> 00:32:23,560
‫تو به من موهبت اومدن به اینجا رو دادی،

402
00:32:24,518 --> 00:32:26,518
‫به سرزمین خدایان

403
00:32:26,548 --> 00:32:28,373
‫اصلاً نمی‌دونم چرا

404
00:32:28,374 --> 00:32:31,459
‫ولی عمیقاً خوشحالم که،

405
00:32:31,459 --> 00:32:33,657
‫می‌تونم تموم روز بخندم،

406
00:32:33,657 --> 00:32:35,657
‫بدون اینکه صدایی ایجاد کنم.

407
00:32:36,136 --> 00:32:39,826
‫خدای خدایان، داشتم فکر میکردم

408
00:32:40,638 --> 00:32:42,638
‫و داشتم به این فکر میکردم،

409
00:32:42,684 --> 00:32:44,684
‫که اصلاً درست نیست که،

410
00:32:44,725 --> 00:32:48,011
‫با در نظر گرفتن اینکه من کی هستم،
‫از این بهشت تنهایی لذت ببرم

411
00:32:48,042 --> 00:32:50,042
‫بعنوان تنها انسانش

412
00:32:51,419 --> 00:32:52,945
‫من تصمیمم رو گرفتم

413
00:32:52,946 --> 00:32:55,504
‫درست نیست که من مزیت بودن در اینجا رو

414
00:32:55,505 --> 00:32:57,505
‫با باقی انسان‌ها سهیم نشم

415
00:32:57,846 --> 00:32:59,846
‫که اونا هم دوست دارن نزدیک شما باشن

416
00:33:00,636 --> 00:33:02,031
‫خدای خدایان،

417
00:33:02,949 --> 00:33:04,949
‫امیدوارم موافقت کنید

418
00:33:05,051 --> 00:33:08,121
‫که باید به دنیای انسان‌ها برگردم،

419
00:33:08,163 --> 00:33:10,575
‫و اون‌هایی رو که هم شجاعت و هم ایمان واقعی

420
00:33:10,576 --> 00:33:12,823
‫دارن رو دعوت کنم تا به من در اینجا بپیوندن

421
00:33:14,131 --> 00:33:17,171
‫می‌تونیم شهری از معتقدین واقعی اینجا بسازیم،

422
00:33:17,623 --> 00:33:22,004
‫جایی که هیچ غریبه‌ای و
خدایان دروغین‌شون درش حضور نداره

423
00:33:24,462 --> 00:33:25,972
‫خدای خدایان،

424
00:33:27,548 --> 00:33:31,216
‫نگهدارم باش و محافظم باش که،

425
00:33:31,216 --> 00:33:34,839
‫بخاطر شما می‌خواهم مختصراً
‫به دنیای انسان‌ها برگردم.

426
00:33:47,498 --> 00:33:49,465
‫وستفولد، نروژ

427
00:34:11,355 --> 00:34:12,556
‫آسترید

428
00:34:14,492 --> 00:34:17,494
‫روزهاست که ندیده بودمت

429
00:34:17,528 --> 00:34:19,996
‫- ازم دوری می‌کردی
‫- طبیعیه

430
00:34:22,266 --> 00:34:23,834
‫پس چرا الان اینجایی؟

431
00:34:25,470 --> 00:34:26,937
‫تصمیمم رو گرفتم

432
00:34:28,139 --> 00:34:29,506
‫که چیکار کنی؟

433
00:34:30,441 --> 00:34:32,042
‫از خدایان مشورت گرفتم

434
00:34:33,044 --> 00:34:35,212
‫درباره‌ی زندگی خودم فکر کردم،

435
00:34:35,246 --> 00:34:37,460
‫جاه‌طلبی‌ها و آرزوهای خودم.

436
00:34:38,449 --> 00:34:42,152
‫ولی انسان‌ها نمی‌تونن
‫سرنوشت رو تغییر چندانی بدن.

437
00:34:45,757 --> 00:34:47,124
‫تصمیمت چیه؟

438
00:34:49,494 --> 00:34:50,861
‫اون چه جور نهنگیه؟

439
00:34:54,699 --> 00:34:56,466
‫نیزه‌ای

440
00:34:56,501 --> 00:34:58,668
‫و چرا نهنگ شکار میکنیم؟

441
00:34:58,703 --> 00:35:02,839
‫چون تمام بخش‌های نهنگ قابل استفاده‌ست

442
00:35:02,874 --> 00:35:04,941
‫تا آخرین قطره‌ی روغنش،

443
00:35:04,976 --> 00:35:07,477
‫که دنیامون رو روشن نگه میداره

444
00:35:08,546 --> 00:35:10,113
‫فکر میکنم نهنگ یه خداست

445
00:35:11,182 --> 00:35:12,916
‫و هر کدومشون که میکشیم یه قربانیه

446
00:35:14,519 --> 00:35:15,985
‫اینطور فکر نمیکنی؟

447
00:35:16,420 --> 00:35:17,854
‫تصمیمت چیه؟

448
00:35:23,194 --> 00:35:24,824
‫با ازدواج باهات موافقت میکنم

449
00:35:31,736 --> 00:35:32,869
‫خوبه

450
00:35:34,405 --> 00:35:36,606
‫بیشتر از این نمی‌تونستم منتظر بمونم

451
00:36:24,388 --> 00:36:26,156
‫پس، تصمیم گرفتین ازدواج کنین

452
00:36:26,958 --> 00:36:28,886
‫میخواین زن و شوهر باشین

453
00:36:28,926 --> 00:36:30,193
‫بله

454
00:36:30,228 --> 00:36:32,095
‫در پیشگاه خدایان؟

455
00:36:32,129 --> 00:36:34,431
‫در پیشگاه فری و فریا؟

456
00:36:35,499 --> 00:36:36,830
‫بله

457
00:36:37,201 --> 00:36:39,069
‫و شما موافقت میکنین؟

458
00:36:40,571 --> 00:36:42,305
‫این کاریه که میخواین بکنین؟

459
00:36:43,674 --> 00:36:45,213
‫با دقت فکر کنین

460
00:36:46,244 --> 00:36:50,023
‫چرا که زنجیرهای ازدواج نامرئی خواهند بود

461
00:36:50,058 --> 00:36:52,949
‫مثل ریسمان‌هایس که «فنریر» رو زندانی کردن،

462
00:36:52,950 --> 00:36:54,918
‫اون‌ها تو رو هم زندانی میکنن

463
00:37:00,758 --> 00:37:03,994
‫بله، این کاریه که میخوام بکنم

464
00:37:04,028 --> 00:37:06,329
‫خیلی‌خب

465
00:37:06,364 --> 00:37:10,734
‫پس از خدایان میخوایم که اینجا
‫در بین ما حضوری نامرئی دارند

466
00:37:10,768 --> 00:37:13,770
‫تا این ازدواج رو مبارک و بارور کنند

467
00:37:15,139 --> 00:37:16,406
‫حلقه

468
00:37:41,365 --> 00:37:44,534
‫شاید شانسم بالاخره عوض شد

469
00:38:50,661 --> 00:38:53,229
‫ازت ممنونم خدای خدایان

470
00:38:54,698 --> 00:38:56,065
‫ازت ممنونم

471
00:39:14,940 --> 00:39:19,220
‫بیورن روئین‌تن میخوان چیزی ازتون بخوان،

472
00:39:19,220 --> 00:39:21,220
‫فرمانده یوفیمیوس

473
00:39:21,234 --> 00:39:24,987
‫مایلن تا رهبر مشهور عرب رو ببینن،

474
00:39:24,987 --> 00:39:26,987
‫زیادت‌الله

475
00:39:28,006 --> 00:39:31,676
‫ما فکر می‌کنیم که شما این مرد رو می‌شناسین

476
00:39:32,135 --> 00:39:33,903
‫البته که می‌شناسمش

477
00:39:34,210 --> 00:39:36,972
‫پس با ما میاید؟

478
00:39:37,077 --> 00:39:39,077
‫من دلیلی برای دیدن امیر ندارم

479
00:39:39,102 --> 00:39:40,095
‫چی میگه؟

480
00:39:40,099 --> 00:39:41,172
‫که نمیاد

481
00:39:41,207 --> 00:39:42,945
‫من میخوام برم

482
00:39:43,808 --> 00:39:45,808
‫و شما باید منو ببرین

483
00:39:47,491 --> 00:39:50,693
‫چندین بار بهم این قول رو ندادید؟

484
00:39:52,278 --> 00:39:55,373
‫خب، حالا اگه مرد شریفی هستید،

485
00:39:55,373 --> 00:39:57,373
‫باید به وعده‌تون عمل کنید.

486
00:39:59,953 --> 00:40:02,914
‫وگرنه ترک‌تون میکنم

487
00:40:04,095 --> 00:40:05,625
‫خیلی‌خب

488
00:40:06,668 --> 00:40:08,668
‫به آفریلیا همراهیت میکنم

489
00:40:15,607 --> 00:40:17,341
‫نظرشون عوض شد

490
00:40:17,375 --> 00:40:19,109
‫میاد

491
00:40:19,144 --> 00:40:21,178
‫اون زن یه چیزی گفت

492
00:40:21,813 --> 00:40:23,013
‫بله

493
00:40:23,982 --> 00:40:26,250
‫اون زن یه چیزی گفت

494
00:40:31,623 --> 00:40:33,524
‫اون زن کیه؟

495
00:40:36,961 --> 00:40:39,229
‫شاید خدای زن‌هاست

496
00:40:39,264 --> 00:40:41,665
‫یا شاید فقط یه خار تو گلوئه

497
00:40:59,050 --> 00:41:00,350
‫عالی‌جناب!

498
00:41:03,721 --> 00:41:05,055
‫اعلی‌حضرت!

499
00:41:07,025 --> 00:41:09,426
‫- چیه؟
‫- اونا رفتن

500
00:41:09,460 --> 00:41:11,995
‫شمالی‌ها، کشتی‌هاشون
‫همشون رفتن!

501
00:42:28,050 --> 00:42:40,050
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

502
00:42:47,151 --> 00:42:49,352
چرا موش‌ها اومدن روی زمین؟
