WEBVTT

00:00.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:08.695 --> 01:10.029
!عالیجناب

01:15.993 --> 01:17.710
‫حمله!

01:27.997 --> 01:29.403
‫حمله!

04:52.861 --> 04:54.267
‫خودتون رو نجات بدید!

04:55.081 --> 04:56.487
‫خودتون رو نجات بدید!

04:58.054 --> 04:59.429
‫عقب‌نشینی!

04:59.431 --> 05:00.837
‫محض رضای خدا
‫خودتون رو نجات بدید!

05:05.247 --> 05:06.461
‫عقب‌نشینی

05:06.462 --> 05:07.756
‫عقب‌نشینی

05:07.758 --> 05:09.164
‫عقب‌نشینی!

05:24.754 --> 05:26.160
‫فرار کنید!

05:27.728 --> 05:30.490
‫آره! آره! فرار کردن!

05:35.181 --> 05:36.587
‫آره!

05:58.154 --> 06:00.293
‫- ما بردیم!
‫- آره!

06:02.172 --> 06:03.809
‫برا چی انقدر خوشحالی؟

06:04.513 --> 06:05.919
‫آره!

06:07.285 --> 06:08.691
‫هنوز تموم نشده!

06:20.545 --> 06:21.951
‫دروازه رو باز کنید!

06:29.626 --> 06:31.032
‫بجنبید!

06:40.240 --> 06:41.646
‫شکست خوردیم

06:42.621 --> 06:43.885
‫به زودی اینجا میرسن

06:43.886 --> 06:47.019
‫پدر٬ اعلی‌حضرت
‫همسرم٬ ما چاره‌ای نداریم

06:47.020 --> 06:49.409
‫باید فوراً اینجا رو ترک کنیم
‫و جای دیگه‌ای برا امنیتمون پیدا کنیم

06:49.411 --> 06:50.956
‫- برو! بجنب!
‫- چند تا چیز برمی‌دارم

06:50.958 --> 06:52.364
‫یالا پسرا

06:53.258 --> 06:54.664
‫پدر٬ نشنیدی چی گفتم؟

06:55.057 --> 06:56.683
‫باید بریم! الان!

06:56.684 --> 06:58.090
‫نمی‌تونم اینجا رو ترک کنم

06:58.613 --> 07:00.019
‫پدر٬ تو شاهی!

07:01.254 --> 07:04.096
‫نمیتونم اجازه بدم شاه کشورمون
‫به دست دشمنمون بیفته!

07:10.375 --> 07:13.257
‫من با تو نه در مقام یه مرد
‫بلکه در مقام یه شاه صحبت میکنم

07:15.729 --> 07:18.240
‫من به نقع تو از پادشاهی کنار میرم

07:18.874 --> 07:20.590
‫مراسم کوتاهی خواهیم داشت

07:20.591 --> 07:22.600
‫سریع٬ برو اسقف ادموند رو بیار

07:30.004 --> 07:32.143
‫نمیتونم متوجه منظورتون بشم٬ ولی...

07:34.564 --> 07:37.246
‫نمیتونم همینجوری اینجا ولت کنم تا بمیری

07:39.295 --> 07:44.950
‫پسرم٬ ازت میخوام در این آخرین
‫خواسته‌ام بهم اعتماد کنی

07:46.538 --> 07:48.336
‫این خواست خداست

07:50.636 --> 07:52.142
‫خواست منم هست

07:59.225 --> 08:00.892
‫حالا برو اسقف ادموند رو بیار

08:09.099 --> 08:13.327
‫آیا شما اکبرت٬ شاه برگزیده‌ی
‫وسکس٬ مرسیا٬ آنگلیا‌ی شرقی

08:14.031 --> 08:16.923
‫کورنوال٬ برتوالدا٬ شاه شاهان

08:17.889 --> 08:20.479
‫در برابر چشمان خداوند قادر
‫از تاج و تخت و فرمانروایی‌تون

08:20.480 --> 08:23.162
‫به نفع پسر و وارث‌تون
شاهزاده اتلولف کناره‌گیری میکنید؟

08:26.969 --> 08:29.982
‫بله٬ باشد که خدا یاورم باشد

08:31.409 --> 08:35.256
‫بنابراین٬ اجازه بدهید علائم و نشانه‌های
مقّدس شاهی شما رو ازتون بگیرم

08:37.226 --> 08:39.857
‫من این عصای مقّدس رو به دستان شما می‌سپارم
‫شاهزاده اتلولف

08:42.459 --> 08:43.865
‫و با این تاج باستانی

08:46.226 --> 08:49.450
‫من شما را شاه تمام مکان‌ها و قلمروهایی

08:49.571 --> 08:52.623
‫که زمانی توسط پدرتون بر آنها حکومت میشد
‫ولی اکنون از آن شماست میکنم

08:52.625 --> 08:55.175
‫با نام پدر٬ پسر و روح‌القدس

08:55.176 --> 08:58.360
‫تاج بر سر شما مینهم٬ شاه اتلولف

08:59.616 --> 09:02.668
‫باشد که خداوند حافظ و نگهدار شما باشد
‫در تمام زندگیتون

09:02.670 --> 09:04.076
‫اعلی‌حضرت

09:05.432 --> 09:06.838
‫حالا لطفاً عجله کنید

09:33.420 --> 09:35.599
‫میخوام بری
‫ببرشون تو گاری٬ برو برو!

09:36.896 --> 09:38.321
‫شکل بگیرید!

09:38.322 --> 09:40.239
‫- اعلی‌حضرت! اعلی‌حضرت!
‫- چی؟

09:40.241 --> 09:41.647
‫پدر!

09:41.707 --> 09:43.113
‫پسرم

09:43.636 --> 09:46.859
‫میدونم که کشورم رو نزد امن‌ترین شخص سپردم

09:46.860 --> 09:50.374
‫حالا سریعاً برو٬ خودت و
‫خانواده‌ت رو نجات بده

09:50.376 --> 09:54.061
‫ولی فقط برای اینکه توانت رو باز یابی
‫و چیزی که از آن توست رو پس بگیری

09:54.063 --> 09:55.469
‫نقشه‌ی من دقیقاً همینه

09:55.519 --> 09:56.925
‫خدا کمکم کنه!

09:59.126 --> 10:01.334
‫پسرا٬ مستقیم برید توی درشکه!

10:01.335 --> 10:03.302
‫جودیث عزیزم!

10:03.304 --> 10:05.272
‫- بجنب! یالا!
‫- درود و بدرود

10:06.700 --> 10:09.633
‫فکر کنم میدونم چه کاری مونده
‫که باید انجام بدم

10:10.004 --> 10:12.143
‫الان نمیتونم ازش فرار کنم

10:14.987 --> 10:17.868
‫ازتون ممنونم
‫برای اینکه عاشقم بودین

10:17.870 --> 10:19.276
‫عشق همه چیزه

10:20.341 --> 10:22.349
‫همه بخشیده خواهند شد

10:22.350 --> 10:23.756
‫همه بخشیده خواهند شد

10:24.610 --> 10:29.008
‫حالا٬ تو سرنوشتی داری آلفرد
‫که نمیتونی ازش فرار کنی

10:29.010 --> 10:30.344
‫پس بهتره بهش عادت کنی

10:30.346 --> 10:33.187
‫در همین حین٬ گوش کن و یاد بگیر

10:33.189 --> 10:35.327
‫به بزرگترین و کوچکترین حرف گوش بده

10:35.328 --> 10:37.708
‫چه از شاهزاده٬ و چه از چوپان یاد بگیر

10:38.593 --> 10:39.999
‫و یادت بمونه

10:40.853 --> 10:44.951
‫آلفرد٬ والاترین موهبت یه مسیحی٬ فروتنی اونه

10:46.629 --> 10:48.035
‫ممنون پدربزرگ

10:49.643 --> 10:51.049
‫دوستت دارم

10:52.325 --> 10:53.731
‫و منم تو رو دوست دارم

10:55.459 --> 10:58.512
‫حالا٬ مراقب برادرت باش
‫چون اونم خاصه

10:59.437 --> 11:00.601
‫و مادرت

11:00.602 --> 11:01.947
‫- باید بریم
‫- بله بله

11:01.948 --> 11:04.037
‫برید برید!

11:07.302 --> 11:09.773
‫و بدرود اسقف ادموند

11:10.275 --> 11:11.992
‫شراب‌فروش عزیز من

11:13.038 --> 11:15.087
‫خداوندگارم حافظ و نگهدارت باشد

11:16.172 --> 11:17.728
‫من جایی نمیرم اعلی‌حضرت

11:18.060 --> 11:19.485
‫اینجا باهاتون می‌مونم

11:19.487 --> 11:20.893
‫ممنونم

11:21.867 --> 11:23.665
‫اینجا مکان مقدسیه

11:24.047 --> 11:27.521
‫حالا٬ چطور میتونم اسقف کلیسای
‫مقّدس خدا باشم٬ اگه الان ترکش کنم؟

11:27.540 --> 11:29.902
‫به علاوه٬ سرداب‌ها هنوز پُر از

11:29.903 --> 11:32.081
‫بهترین انواع شراب در جامعه‌ی مسیحیت هستن

11:32.083 --> 11:34.383
‫قراره اونا رو برای کافرها بذارم؟

11:34.854 --> 11:36.643
‫کسانی که تفاوت دو تا انگور رو از هم متوجه نمیشن

11:36.644 --> 11:38.050
‫بریم!

11:39.738 --> 11:42.420
‫باشد که خداوند نگهدار همه‌ی شما باشد!

11:43.384 --> 11:46.518
‫حالا و تا ابد!

12:02.470 --> 12:03.553
‫بریم!

12:03.555 --> 12:04.961
‫بریم!

12:25.412 --> 12:28.916
برای موفقیت ارتش بزرگ
نزد خدایان دعا می‌کنیم

12:30.793 --> 12:33.087
روزی که رگنار ساحل اینجا
رو ترک کرد یادم میاد

12:33.170 --> 12:35.339
با یک قایق
یک رویا داشت

12:36.090 --> 12:38.425
می‌خواست سرزمین‌های دوردست رو پیدا کنه

12:38.676 --> 12:42.513
می‌خواست مردممون در اون زمین‌ها
ساکن و شکوفا بشن

12:42.847 --> 12:46.350
شاید الان، پسراش بتونن
رویاهاش رو تشخیص بدن

12:48.894 --> 12:50.229
امیدوارم

12:52.273 --> 12:54.984
و منم به درگاه خدایان دعا می‌کنم اینطور بشه

12:56.193 --> 13:00.573
بنظر میاد خدایان همیشه سمت ما نیستن

13:00.739 --> 13:02.867
شما نسل جدید هستید

13:03.200 --> 13:05.452
شما مثل ما خدایان رو درک نمی‌کنید

13:07.037 --> 13:09.456
خدایان رو نمیشه همیشه درک کرد

13:09.707 --> 13:11.542
این بخشی از قدرتشونه

13:11.876 --> 13:15.379
چیزی که باید بفهمین اینه که خدایان ما

13:15.462 --> 13:19.592
یه نبرد مرگ و زندگی با
این خدای جدید مسیحی دارن

13:19.717 --> 13:21.802
این واقعاً کاریه که پسر من می‌کنه

13:21.886 --> 13:24.013
هیچ چیز دیگه اونقدر مهم نیست

13:24.096 --> 13:27.266
چون اگر ما خدایان باستانی‌مون رو از دست بدیم

13:27.725 --> 13:29.894
هدف زندگی چیه؟

14:44.150 --> 14:46.570
‫حمله!

15:00.423 --> 15:01.829
‫برید!

15:04.029 --> 15:05.435
‫برید کنار!

15:29.855 --> 15:31.361
‫مراقب باشین
‫ممکنه تله باشه

15:32.829 --> 15:34.235
‫شما! دنبالمون بیاین!

16:07.987 --> 16:09.393
‫خالیه!

16:10.367 --> 16:11.773
‫رفتن!

16:17.108 --> 16:18.514
‫بسوزونینش!

16:32.386 --> 16:33.792
‫همش رو بشکنید!

16:34.436 --> 16:36.063
‫- پاره‌ش کن!
‫- بذارش به عهده‌ی من!

16:38.454 --> 16:39.860
‫آشغاله!

17:42.080 --> 17:43.837
‫این ارزشمنده!

18:39.575 --> 18:40.981
‫بس کن!

18:51.335 --> 18:52.741
‫این شاه اکبرته!

18:55.638 --> 18:57.194
‫بهتون دستور میدم از جونش بگذرین

19:25.100 --> 19:27.595
‫پروردگار ازشون بگذره

19:27.668 --> 19:30.557
‫چون آگاه نیستن چه میکنن

20:18.561 --> 20:19.967
‫نترس!

20:20.489 --> 20:22.538
‫بهم اعتماد کن
‫باید بهم اعتماد کنی

20:24.428 --> 20:25.834
‫دوستت دارم

20:27.772 --> 20:29.178
‫دوستت دارم

21:03.450 --> 21:04.856
‫هلگا

21:07.558 --> 21:08.762
‫هلگا !

21:08.764 --> 21:10.170
‫هلگا !

21:11.868 --> 21:14.791
‫نه نه!

21:16.151 --> 21:17.694
من الان خوشحالم

21:20.489 --> 21:22.908
من میتونم "انگربودا" خودم رو ببینم
(از اساطیر اسکاندیناوی)

21:26.411 --> 21:28.371
!هلگا! هلگا

21:33.137 --> 21:34.724
‫تو مثل هیچ کس دیگه‌ای نیستی

21:36.693 --> 21:38.822
‫خودت باش فلوکی

21:40.711 --> 21:44.347
‫این دنیا
‫زیادی برات کوچیکه

21:47.070 --> 21:48.476
‫چی...

21:52.685 --> 21:54.392
‫نه هلگا !

23:14.580 --> 23:18.216
‫وقتی بالدر٬ پسر عزیز اودین مُرد

23:19.854 --> 23:21.561
‫نه تنها مردم گریستن

23:23.741 --> 23:25.167
‫بلکه آتش هم گریست

23:30.773 --> 23:34.288
‫و آتش و همه‌ی فلزات دیگر هم گریستن

23:38.608 --> 23:40.014
‫سنگ‌ها گریستن

23:41.863 --> 23:43.269
‫زمین گریست

23:46.012 --> 23:47.418
‫بدرود

23:49.156 --> 23:50.562
‫جهان‌گَرد

23:51.908 --> 23:53.625
‫بدرود قلب من

23:53.967 --> 23:55.373
‫بدرود

23:58.990 --> 24:00.396
‫فعلاً

24:22.215 --> 24:24.530
‫باید تصمیم بگیریم

24:24.680 --> 24:30.114
‫با شاه اکبرت چیکار کنیم!

24:30.385 --> 24:31.851
‫نمی‌فهمم

24:32.313 --> 24:33.719
‫کجاش جای بحث داره؟

24:34.654 --> 24:36.060
‫به روش عقاب خونین اعدامش می‌کنیم

24:36.389 --> 24:39.880
‫اکبرت هم به اندازه‌ی الا مجرمه
‫پس باید همون بلا رو سرش بیاریم

24:40.480 --> 24:43.271
‫بارها اینو بهتون گفتم برادران٬ من اینجا بودم!

24:43.273 --> 24:46.154
‫دیدم که اکبرت پدر رو به شاه الا تحویل داد

24:46.156 --> 24:48.334
‫ما همه اون احساسات رو درک میکنیم آیوار

24:48.336 --> 24:50.375
‫هیچکس حرفای تو رو انکار نمیکنه

24:50.717 --> 24:52.123
‫ولی گاهی اوقات...

24:52.485 --> 24:53.891
‫گاهی اوقات

24:54.785 --> 24:56.622
‫ما باید عقل رو به احساس ارجحیت بدیم

24:56.623 --> 24:58.841
‫و فکر کنیم چی برای مردممون بهتره!

24:58.843 --> 25:00.761
‫من میدونم مردممون چی میخوان بیورن

25:02.068 --> 25:03.474
‫و اونا چیزی که من میخوام رو میخوان

25:04.319 --> 25:07.201
‫ما باید جایگاه قدرتمون رو در نظر بگیریم

25:08.498 --> 25:11.892
‫و از اون برای پیروزی نهایی استفاده کنیم!

25:14.064 --> 25:15.790
‫همیشه دوست داری اوضاع
رو پیچیده کنی بیورن

25:15.791 --> 25:17.337
‫فکر میکنی باعث میشه باهوش به نظر بیای

25:18.389 --> 25:20.432
‫و اگه اکبرت رو بکشیم چی آیوار؟
‫ها؟ بعدش چی؟

25:21.567 --> 25:22.973
‫خب٬ بعدش اون مُرده اوبه

25:23.656 --> 25:25.396
‫ما تو دل قلمرو دشمن هستیم

25:25.562 --> 25:28.015
‫چقدر طول میکشه تا نیروهای ساکسون‌ها

25:28.016 --> 25:29.853
‫یه ارتش دیگه جمع کنن و ما رو بیرون کنن؟

25:29.854 --> 25:31.108
‫دقیقاً!

25:31.110 --> 25:33.581
‫پس اکبرت رو به روش عقاب خونین
‫اعدام میکنیم٬ و بعدش میریم

25:34.083 --> 25:36.171
‫ما به تمام این سرزمین تاختیم

25:36.173 --> 25:39.146
‫تا اونا هیچوقت نتونن یه ارتش دیگه فراهم کنن

25:39.980 --> 25:41.576
‫اصلاً چرا باید بخوایم اینجا بمونیم؟

25:41.577 --> 25:43.033
‫این چیزیه که پدرمون میخواست

25:44.209 --> 25:45.965
‫فقط نمیخواست نبردها رو ببره

25:45.967 --> 25:47.373
‫زمین اینجا رو میخواست

25:47.457 --> 25:50.405
‫میخواست اینجا سکونت‌گاه بسازه
‫تا مردممون بتونن اینجا کار و زندگی کنن

25:50.407 --> 25:52.706
‫و هممون میدونیم چی شد

25:52.707 --> 25:56.725
‫بله٬ ولی تو اون زمان اون یه
‫شاه رو به عنوان جزیه در اختیار نداشت

25:57.770 --> 25:59.176
‫یا حتی یه ارتش بزرگم نداشت

26:00.160 --> 26:01.566
‫ما داریم

26:03.425 --> 26:04.831
‫تو چی میگی سیگارد؟

26:06.137 --> 26:07.904
‫تا حالا خیلی ساکت بودی

26:09.743 --> 26:11.149
‫مطمئنم یه نظری داری

26:14.053 --> 26:15.459
‫من با تو موافقم آیوار

26:16.233 --> 26:17.639
‫ببخشید؟

26:18.905 --> 26:20.311
‫باید عقاب خونینش کنیم

26:20.502 --> 26:21.908
‫بالاخره٬ ممنونم

26:22.340 --> 26:23.746
‫ولی مطمئن نیستم

26:24.169 --> 26:25.575
‫مطمئن نیستم اونا چی میگن

26:26.301 --> 26:31.454
‫حرف من اینه که ما باید کاری که
‫پدرمون همیشه میخواست رو بکنیم

26:38.855 --> 26:39.989
‫بله؟

26:39.990 --> 26:41.396
‫دوست دارم صحبت کنم

26:44.631 --> 26:48.728
‫خب٬ من بیشتر حرفاتون رو متوجه میشم

26:48.729 --> 26:52.415
‫و الان میتونم یکم به زبونتون حرف هم بزنم

26:58.283 --> 26:59.920
‫من عاشق پدرتون بودم

27:02.391 --> 27:03.797
‫دوستم بود

27:05.777 --> 27:08.036
‫و اینو بیشتر از هر چیز دیگه‌ای میدونم

27:08.037 --> 27:11.010
‫که اون میخواست اینجا
‫یه جامعه‌ی کشاورز بسازه

27:12.981 --> 27:14.948
‫و تو همه‌ی کشاورزهاش رو کشتی

27:14.950 --> 27:17.380
‫بله٬ درسته٬ کشتم

27:18.044 --> 27:20.514
‫ولی...

27:20.515 --> 27:22.142
‫حالا ورق برگشته

27:23.067 --> 27:25.286
‫میتونیم توافق جدیدی کنیم

27:27.838 --> 27:29.264
‫داری چی پیشنهاد میدی؟

27:30.179 --> 27:31.585
‫خب٬ همونطور که گفتی

27:33.192 --> 27:35.833
‫اینکه از اینجا بیرونت کنن
‫فقط مسئله‌ی زمانه

27:36.675 --> 27:41.067
‫بدون هیچ حق قانونی‌ای بر زمین‌های انگلستان
‫شما امیدی به موندن ندارید

27:42.825 --> 27:44.231
‫خب

27:44.794 --> 27:47.305
‫من شاه شاهانم

27:48.682 --> 27:51.836
‫و میتونم این حق قانونی رو بهتون بدم

27:56.135 --> 28:00.815
‫میتونم بهتون حق قانونی به
‫قلمرو آنگلیای شرقی رو بدم

28:00.816 --> 28:02.532
‫قلمرو بزرگیه

28:02.534 --> 28:05.637
‫از اونجایی که من شاهم
‫هیچکس نمیتونه این حق رو زیر سوال ببره

28:06.221 --> 28:07.627
‫و به نظر میرسه که...

28:08.812 --> 28:11.915
‫شما نیروی کافی برای مطیع کردنشون دارین
‫تا وقتی تصّرفش کنین

28:15.432 --> 28:16.838
‫این پیشنهاد منه

28:18.697 --> 28:20.113
‫باید بهش فکر کنین

28:20.137 --> 28:27.137
« آوا‌-مــووی »

28:31.163 --> 28:33.382
‫در ازاش چی میخوای؟

28:37.612 --> 28:41.800
‫اینو فقط وقتی بهتون میگم
‫که با پیشنهادم موافقت کنین

29:00.456 --> 29:01.922
‫نه که نیازه بپرسم...

29:03.057 --> 29:04.513
‫ولی نظر تو چیه؟

29:06.272 --> 29:08.913
‫درباره اینکه هدیه‌ی زمین
‫شاه اکبرت رو قبول کنیم یا نه؟

29:10.380 --> 29:11.786
‫بله

29:13.936 --> 29:19.671
‫خب٬ از اونجایی که ازم پرسیدی
‫نظرم اینه که باید زمین رو بگیریم

29:21.088 --> 29:22.494
‫ولی یه شرط دارم

29:25.990 --> 29:27.396
‫که اکبرت بمیره

29:29.175 --> 29:30.681
‫و من عقاب خونینش کنم

29:32.811 --> 29:35.149
‫وگرنه٬ معالمه‌ بی معامله

29:37.211 --> 29:39.762
‫نمیتونی اونقدرا سر پا بایستی
‫که بخوای عقاب خونینش کنی

29:41.229 --> 29:42.635
‫نشسته انجامش میدم

30:08.300 --> 30:10.057
‫پیشنهاد زمینت رو می‌پذیرم

30:13.373 --> 30:15.291
‫ولی بخاطر کاری که در حق پدرم کردی

30:17.431 --> 30:18.837
‫باید بمیری

30:22.454 --> 30:25.628
‫پس بهت میگم خواسته‌ی من چیه

30:28.350 --> 30:29.756
‫تنها چیزی که میخوام

30:30.931 --> 30:34.868
‫اینه که روش مرگ خودم رو انتخاب کنم

30:45.640 --> 30:47.046
‫موافقم

30:51.456 --> 30:58.243
‫سرورم٬ این‌ها اسناد قانونی برای
‫انتقال زمین‌های آنگلیای شرقی هستن

30:58.677 --> 31:00.142
‫ممنونم

31:00.300 --> 31:04.192
‫تو رفیق صادق٬ قانونی و خوبی هستی

31:13.431 --> 31:17.132
‫بیورن روئین‌تن
‫پسر رگنار

31:17.654 --> 31:21.128
‫من شاه اکبرت٬ به تو حق

31:21.130 --> 31:24.321
‫سکونت در زمین‌های آنگلیای شرقی رو میدم

31:27.116 --> 31:28.703
‫و دعا میکنم که موفق بشی

31:33.776 --> 31:35.182
‫و حالا...

31:37.451 --> 31:39.208
‫باید سفر آخرم رو طی کنم

32:13.668 --> 32:15.556
‫از شنیدن خبر مرگ هلگا متاسفم

32:19.073 --> 32:20.790
‫زمان زیادی بود همدیگه رو می‌شناختید

32:22.588 --> 32:23.994
‫از وقتی یه پسر بچه بودم

32:26.607 --> 32:28.445
‫منم مُردم بیورن

32:30.705 --> 32:33.346
‫بخشی از وجودم با مرگ دخترم آنگربودا مرد

32:35.457 --> 32:36.863
‫دومین بخشم با رگنار

32:39.234 --> 32:43.041
‫و آخرین بخش از فلوکی سابق
‫با مرگ هلگای شیرین و غمگینم مرد

32:49.650 --> 32:51.327
‫چیزی که الانم فقط پوچی‌ـه

32:55.558 --> 32:58.942
‫و تمام این پوچی رو به خدایان میدم
‫تا مطابق خواستشون عمل کنن

33:01.967 --> 33:07.047
‫و من سوار کشتی‌ای خالی بدون سکان خواهم بود
‫که بر روی دریای بی‌پایان خدایان قرار گرفته

33:09.449 --> 33:10.855
‫و هر جا که منو ببرند

33:12.965 --> 33:14.371
‫خواهم رفت

33:38.620 --> 33:40.026
‫مراقب باش بیورن

34:38.615 --> 34:40.021
‫ممنون

35:32.630 --> 35:35.010
‫تمام آینده‌ی من با رگناره

35:36.356 --> 35:38.696
‫تنها کسی که تو واقعاً بهش اهمیت میدی

35:39.159 --> 35:40.565
‫خودتی

35:40.917 --> 35:43.217
‫من خودم رو آزادانه بهتون میدم

35:44.553 --> 35:46.441
‫ممنون پدربزرگ٬ دوستت دارم

35:50.420 --> 35:54.849
‫من شما را شاه وسکس و مرسیا میکنم

35:58.616 --> 36:00.042
‫انتقامم رو خواهند گرفت

36:05.397 --> 36:06.803
‫نترس

37:51.355 --> 37:52.761
‫دوستان

37:54.417 --> 37:58.505
‫هیچکس هیچوقت نمیتونه به دستاورد ما شک کنه!

37:58.731 --> 38:00.237
‫ارتشی از همه‌ی مردانمون

38:02.068 --> 38:06.627
‫و ما نه یکی٬ بلکه دو قلمرو
‫انگلستان رو شکست دادیم!

38:10.854 --> 38:13.827
‫برای ما٬ پسران رگنار

38:15.071 --> 38:19.992
‫وظیفه‌ی اولمون این بود که انتقام مرگ
‫پدرمون رو بگیریم٬ و این کار رو کردیم

38:20.853 --> 38:25.503
‫ولی همینطور٬ به رویای پدرم رسیدیم

38:26.412 --> 38:30.102
‫ما حق قانونی نسبت به
!زمین و کشتزار اینجا داریم

38:32.033 --> 38:34.875
‫این بسته به همه‌ی شما داره
‫که از این فرصت استفاده کنین

38:35.306 --> 38:38.717
‫و مهاجران جدید و خانواده‌های جوان رو
‫به اینجا بفرستید!

38:39.423 --> 38:43.778
‫متاسفانه٬ من اینجا نخواهم بود تا رشد
‫و پیشرفت این زیست‌گاه جدید رو ببینم

38:44.847 --> 38:46.303
‫سرنوشت من رو به جای دیگری خواهد برد

38:48.834 --> 38:51.757
‫همیشه می‌دونستم مجبورم برگردم
‫و به اکتشاف دریای مدیترانه بپردازم

38:53.043 --> 38:55.072
‫و حالا احساس میکنم آزادم
‫تا به دنبال سرنوشتم برم

38:55.678 --> 38:59.030
‫ولی٬ برادرانم برای شما اینجا خواهند بود

39:00.286 --> 39:02.375
‫- نوش!
‫- نوش!

39:05.715 --> 39:10.159
‫من اینجا خواهم بود ولی نه
‫برای سکونت و شخم زدن!

39:11.667 --> 39:14.097
‫حالا کی میخواد کشاورز بشه؟

39:15.816 --> 39:18.447
‫ما ارتش بزرگی داریم و باید ازش استفاده کنیم

39:18.633 --> 39:22.214
‫خیلی جاهای دیگه هست که میخوام
‫بهشون حمله کنم و بتازم!

39:22.698 --> 39:27.258
‫و اونایی از شما که مثل من حس میکنید
‫باید با من بیاید

39:28.143 --> 39:29.549
‫و کسایی از شما که نمیخواید

39:30.327 --> 39:35.083
‫از خودتون بپرسید
‫"الان کی میتونه جلوی ما بایسته؟"

39:40.780 --> 39:42.829
‫مگه تو میتونی ارتش رو
رهبری کنی آیوار؟ ها؟

39:43.874 --> 39:45.461
‫نمیخوام اینکارو کنم اوبه

39:45.967 --> 39:48.975
‫همه‌ی حرفم برای کسایی که
‫هنوز به قدر کافی شجاعن اینه که

39:48.977 --> 39:52.363
‫بتازن و ماجراجویی کنن
‫بعدش٬ من رهبریشون میکنم

39:54.046 --> 39:56.929
‫تو هم اگه بخوای میتونی یه پیش‌بند ببندی
‫و اینجا ساکن بشی

39:57.515 --> 39:59.112
‫مردی قوی لازم داره آیوار

40:01.058 --> 40:03.875
‫تا به اینجا ادعا کنه٬ ازش دفاع کنه

40:04.622 --> 40:07.926
‫به نظر خودت نیستی برادر عزیزم

40:08.797 --> 40:13.004
‫ایتسرکی که من می‌شناسم٬ عاشق تاخت و تازه
‫یه وایکینگ واقعیه

40:13.678 --> 40:16.157
‫حرفی که الان زدی
‫راه وایکینگی نیست

40:17.906 --> 40:19.312
‫خب...

40:21.794 --> 40:23.682
‫کی از بین شما از من پیروی میکنه؟

40:24.978 --> 40:28.201
‫کی توی نبرد همراه من میشه؟

40:28.203 --> 40:32.591
‫برای عشق به شُهرت و
عشق به اودین٬ پدر همه‌ی ما؟

40:32.592 --> 40:34.098
‫آره!

40:38.660 --> 40:40.066
‫اودین!

40:41.211 --> 40:42.617
‫این کارو نکن آیوار

40:43.270 --> 40:46.150
‫ما همه پسران رگناریم
‫باید پشت همو داشته باشیم

40:46.310 --> 40:49.094
‫راستش سیگارد٬ برام مهم نیست تو چی میگی

40:49.190 --> 40:52.429
‫حقیقت اینه که٬ حتی اگه
‫ریه‌هات در حال سوختن هم بودن

40:52.432 --> 40:54.188
‫حاضر نبودم تو گلوت بشاشم

40:58.984 --> 41:03.487
‫خب٬ شاید بخاطر اینه که تو واقعاً یه مرد نیستی!

41:03.835 --> 41:05.763
‫هستی٬ بی استخون؟

41:08.117 --> 41:10.722
‫خب٬ کی میخواد بمونه و کشاورزی کنه؟

41:10.866 --> 41:12.834
‫من دوست دارم بمونم

41:14.051 --> 41:16.168
‫ولی نقشه‌های دیگه‌ای دارم

41:16.311 --> 41:17.485
‫نوش

41:17.486 --> 41:18.892
‫نوش

41:19.154 --> 41:20.560
‫نظر منو بخوایم

41:23.091 --> 41:24.517
‫من میخوام با بیورن برم

41:26.527 --> 41:28.194
‫میخوام مدیترانه رو ببینم

41:32.594 --> 41:34.000
‫پس به نظر میرسه

41:36.441 --> 41:37.847
‫تنها چیزی

41:39.706 --> 41:42.096
‫که در واقع پسران رگنار رو کنار هم نگه داشت

41:42.679 --> 41:44.224
‫مرگ پدرشون بود

41:44.226 --> 41:48.664
‫بیورن بیچاره! تویی که نمیخوای
‫این ارتش رو کنار هم نگه داری

41:48.666 --> 41:51.719
‫تویی که میخوای به جاهای آفتابی بری

41:52.684 --> 41:54.652
‫بقیه میتونن از من پیروی کنن

41:55.989 --> 41:58.185
‫من نمیخوام ازت پیروی کنم آیوار

41:58.792 --> 42:00.198
‫تو دیوانه‌ای

42:00.429 --> 42:02.203
‫عقلت مثل بچه‌هاست!

42:02.206 --> 42:04.949
‫و تنها کاری که تو میکنی آهنگ زدنه سیگارد!

42:05.335 --> 42:09.007
‫- منم اندازه تو پسر رنگارم
‫- مطمئن نیستم

42:09.172 --> 42:12.231
‫تا جایی که من یادم میاد
‫رگنار اود(نوعی تار) نمیزد

42:12.587 --> 42:15.455
‫و قطعاً کونش رو به بقیه پیشکش نمیکرد!

42:17.036 --> 42:20.872
‫خنده‌م میندازی٬ درست مثل وقتی
‫که مثل یه نوزاد اینور اونور میخزی

42:20.874 --> 42:22.025
‫دهنت رو ببند!

42:22.026 --> 42:23.062
‫بسه!

42:23.087 --> 42:25.119
‫این ربطی به تو نداره!

42:25.120 --> 42:27.298
‫چی شده آیوار؟
‫نمیتونی هضمش کنی؟

42:27.300 --> 42:28.878
‫آیوار٬ بهش گوش نده

42:28.880 --> 42:30.929
‫نه٬ به گمونم حالا که مامانیت مُرده
‫باید برات سخت باشه

42:31.531 --> 42:33.779
‫با علم به اینکه اون تنها کسی
‫بود که همیشه دوستت داشت

42:35.416 --> 42:36.881
‫آیوار... آیوار!

43:07.814 --> 43:09.220
‫نه

43:09.823 --> 43:11.549
‫نه! نه!

43:35.399 --> 43:39.430
‫شربورن٬ دورست٬ انگلستان

43:57.457 --> 43:59.569
‫- آمین
‫- آمین

44:19.557 --> 44:20.963
‫ممنون اسقف هدموند

44:22.126 --> 44:24.195
‫شوهرم به جای بهتری رفته

44:24.578 --> 44:26.284
‫اینو میدونم

44:27.554 --> 44:29.975
‫خداوند راهی برای آرامش دادن بهت پیدا میکنه

44:30.819 --> 44:51.887
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
