1
00:00:17,621 --> 00:00:19,981
‫توی صبح یه جلسه ریش سفیدان میذاریم.

2
00:00:23,741 --> 00:00:26,181
‫برو توی ماشین لطفاً.
‫همین الان.

3
00:00:30,381 --> 00:00:32,741
‫- این رو به تو می‌سپرم.
‫- ممنون.

4
00:00:42,501 --> 00:00:45,221
‫میگه اون رو درحال دزدیدن
‫ون‌مون گرفتی.

5
00:00:47,741 --> 00:00:50,381
‫نمی‌دونم فقط سعی داشت
‫که توش بخوابه یا...

6
00:00:50,461 --> 00:00:52,901
‫خب، میگه که بی‌خانمانه، پس...

7
00:00:53,421 --> 00:00:55,301
‫اون همون مرد توی رودخونه بود.

8
00:00:55,381 --> 00:00:57,221
‫فکر می‌کنم باید بهش کمک کنیم.

9
00:00:58,621 --> 00:01:00,821
‫آدام، این رو بهش مدیونیم.

10
00:01:00,901 --> 00:01:02,781
‫اگه به خاطر اون نبود،
‫گریس این‌جا نمی‌بود.

11
00:01:02,861 --> 00:01:05,781
‫کمک می‌کنیم. فیلیپ‌ها دارن
‫بهش جا میدن.

12
00:01:05,861 --> 00:01:08,261
‫توی خونه اون‌ها می‌مونه،
‫حداقل امشب رو.

13
00:01:09,021 --> 00:01:11,501
‫«هر که به درمانده‌ها محبت کند،
‫به سوی خداوند راهی می‌شود.»

14
00:01:13,221 --> 00:01:15,141
‫بهتره برم یه سر به گریس بزنم.

15
00:01:17,061 --> 00:01:19,901
‫خواهر هانا، همه‌چی خوبه؟

16
00:01:19,981 --> 00:01:21,461
‫نیاز دارم باهات صحبت کنم.

17
00:01:22,981 --> 00:01:25,061
‫اگه می‌خوای بری، باید الان بری.

18
00:01:28,861 --> 00:01:30,461
‫شوهرم رو ول کرد.

19
00:01:46,461 --> 00:01:47,501
‫اگه بدونه چی؟!

20
00:01:48,101 --> 00:01:49,941
‫به نظرم باید این مسئله رو
‫به مراجع بالاتر بگیم...

21
00:01:50,021 --> 00:01:51,981
‫نمی‌تونیم این مسئله رو
‫به آقای فیلیپس بگیم.

22
00:01:52,061 --> 00:01:53,981
‫این باید بین خودمون بمونه.

23
00:01:54,061 --> 00:01:56,461
‫به عنوان یه خانواده بهش رسیدگی می‌کنیم.

24
00:02:00,621 --> 00:02:01,741
‫بیا این‌جا.

25
00:02:03,621 --> 00:02:05,301
‫بیا، این رو بگیر.

26
00:02:08,061 --> 00:02:09,341
‫شانس آوردی شوهرت یه ریش سفیده،

27
00:02:09,421 --> 00:02:12,661
‫وگرنه مستقیم می‌رفتم پیش آقای فیلیپس.

28
00:02:12,741 --> 00:02:14,701
‫آدام نمی‌خواد بهش بگه.

29
00:02:15,421 --> 00:02:16,501
‫گریس؟

30
00:02:17,021 --> 00:02:18,509
‫همه‌چیزهات رو جمع کردی؟

31
00:02:18,534 --> 00:02:20,221
‫مسواک؟ بیا، سریع!

32
00:02:20,301 --> 00:02:21,621
‫تقریباً آماده شده‌م!

33
00:02:21,701 --> 00:02:23,621
‫حداقل می‌تونم خداحافظی کنم؟

34
00:02:24,661 --> 00:02:26,661
‫جرعتش رو به خودت دادی
‫که این رو ازم بپرسی؟

35
00:02:27,861 --> 00:02:29,421
‫بعد از کاری که کرده‌ای؟

36
00:02:30,981 --> 00:02:32,701
‫- متاسفم.
‫- نه.

37
00:02:33,781 --> 00:02:35,874
‫بچه‌هام به خاطر تو،

38
00:02:35,899 --> 00:02:37,141
‫پدرشون رو از دست دادن.

39
00:02:37,221 --> 00:02:38,501
‫لطفاً.

40
00:02:39,461 --> 00:02:41,061
‫لطفاً اون رو نبر.

41
00:02:43,541 --> 00:02:45,301
‫گریس رو نبر.

42
00:02:45,381 --> 00:02:47,981
‫می‌دونم لیاقت دارم که مجازات بشم
‫اما اون هیچ کار اشتباهی نکرده.

43
00:02:53,861 --> 00:02:55,501
‫گفت کجا داره میره؟

44
00:03:00,381 --> 00:03:02,461
‫همون قبلی بود؟

45
00:03:02,541 --> 00:03:03,821
‫- من نمی...
‫- فقط بهم بگو.

46
00:03:03,901 --> 00:03:05,301
‫این رو بهم مدیونی.

47
00:03:06,981 --> 00:03:07,981
‫با چارلی تماس گرفت.

48
00:03:19,501 --> 00:03:22,037
‫آدام میگه اجازه ترک این اتاق رو نداری

49
00:03:22,061 --> 00:03:24,061
‫مگر این که برای دستشویی باشه.

50
00:03:26,821 --> 00:03:28,261
‫اگه دست من بود،

51
00:03:29,341 --> 00:03:30,701
‫در رو به روت قفل می‌کردم.

52
00:03:38,581 --> 00:03:39,541
‫گریس؟

53
00:03:40,221 --> 00:03:41,901
‫آماده‌ای؟ هی، برو که بریم.

54
00:03:43,621 --> 00:03:45,621
‫بیا بریم خونه من.

55
00:03:46,461 --> 00:03:48,221
‫- کیفت رو گرفتی؟
‫- مامانی هم میاد؟

56
00:03:48,301 --> 00:03:51,101
‫نه، مامانی می‌خواد این‌جا بمونه اما
‫می‌تونی نوح کوچولو رو بغل کنی.

57
00:03:51,181 --> 00:03:54,221
‫- باشه.
‫- قراره با دیدنت خیلی ذوق کنه.

58
00:04:00,000 --> 00:04:10,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

59
00:04:10,024 --> 00:04:20,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

60
00:04:26,221 --> 00:04:28,301
‫ممنون که آقای فیلیپس رو دخالت ندادی.

61
00:04:28,381 --> 00:04:30,941
‫باید این کار رو می‌کردم.
‫این رو می‌دونی.

62
00:04:31,021 --> 00:04:32,541
‫با مجازات کم قسر در رفتی.

63
00:04:32,621 --> 00:04:33,541
‫می‌دونم.

64
00:04:33,621 --> 00:04:35,421
‫به اندازه کافی بده که برادرم...

65
00:04:35,661 --> 00:04:37,661
‫ارتش ابلیس‌ـه اما تو هم؟

66
00:04:40,101 --> 00:04:42,341
‫چه طور تونستی این کار رو
‫با من بکنی رزی؟

67
00:04:43,101 --> 00:04:45,182
‫می‌دونی که سر میل و آیزک،

68
00:04:45,207 --> 00:04:46,781
‫من چه قدر تحت فشارم.

69
00:04:46,861 --> 00:04:47,781
‫متاسفم.

70
00:04:47,861 --> 00:04:49,123
‫من الان یه ریش سفیدم.

71
00:04:49,147 --> 00:04:51,221
‫مردم به من مثل
‫یه الگو نگاه می‌کنن.

72
00:04:51,301 --> 00:04:53,901
‫و من نمی‌تونم یه همسر با اراده داشته باشم.

73
00:04:55,341 --> 00:04:57,901
‫باید توی این اتاق بخوابی.

74
00:04:59,101 --> 00:05:00,834
‫در طول روز به اتاق بغل میری

75
00:05:00,858 --> 00:05:02,341
‫تا تحت نظارت هانا باشی.

76
00:05:05,701 --> 00:05:08,621
‫بعد از این که لباس‌ها رو شستم،
‫کف آشپزخونه رو تی میزنم.

77
00:05:08,701 --> 00:05:10,621
‫راجع به این با هیچ‌کس صحبت نمی‌کنی.

78
00:05:13,021 --> 00:05:16,141
‫و تا وقتی من بگم از گریس جدا می‌‌مونی.

79
00:05:29,101 --> 00:05:30,101
‫رزی؟

80
00:05:33,501 --> 00:05:34,581
‫رزی؟

81
00:05:38,181 --> 00:05:39,781
‫منظورت از «یه فروپاشی» چیه؟

82
00:05:39,861 --> 00:05:41,261
‫خب، تمام حرفی که زد همین بود.

83
00:05:41,341 --> 00:05:43,301
‫خواهر ایمی می‌خواد تو بری.

84
00:05:43,381 --> 00:05:45,661
‫که یعنی من هم باید باهات بیام.

85
00:06:01,741 --> 00:06:02,741
‫گریس؟

86
00:06:03,381 --> 00:06:04,301
‫هی.

87
00:06:05,901 --> 00:06:07,261
‫می‌تونم بیام تو؟

88
00:06:09,741 --> 00:06:10,941
‫حالت چه طوره؟

89
00:06:11,541 --> 00:06:12,821
‫حالت خوبه؟

90
00:06:14,461 --> 00:06:16,936
‫خواهر ایمی گفت
‫این مدت داشتی گریه می‌کردی،

91
00:06:16,961 --> 00:06:18,461
‫و نمی‌خواستی بیای بیرون.

92
00:06:19,261 --> 00:06:21,381
‫می‌خوام بیام خونه.

93
00:06:21,461 --> 00:06:23,541
‫می‌دونم این رو می‌خوای عزیزم.
‫گوش کن.

94
00:06:25,101 --> 00:06:27,141
‫مامانی از همه عذرخواهی کرد.

95
00:06:27,221 --> 00:06:29,301
‫پس همه‌چیز قراره
‫به حالت عادی برگرده.

96
00:06:31,901 --> 00:06:33,621
‫تو باید این رو پیش خودت نگه داری.

97
00:06:34,141 --> 00:06:36,141
‫و به حرف معلم‌هات گوش کنی.

98
00:06:37,141 --> 00:06:38,141
‫باشه؟

99
00:06:39,141 --> 00:06:40,981
‫چون حتی اگه پیش همدیگه نباشیم هم،

100
00:06:41,581 --> 00:06:42,981
‫من باز همراه توـم، این‌ توـم.

101
00:06:43,581 --> 00:06:45,461
‫پس هر وقت که دلت برام تنگ شد،

102
00:06:45,541 --> 00:06:48,341
‫فقط دستت رو بذار این‌جا

103
00:06:49,501 --> 00:06:50,541
‫و اون موقع من پیشتم.

104
00:06:52,781 --> 00:06:54,221
‫دوستت دارم.

105
00:06:54,301 --> 00:06:55,581
‫من هم دوستت دارم.

106
00:06:56,821 --> 00:06:58,461
‫به نظر الان حالش خوبه.

107
00:07:00,301 --> 00:07:02,261
‫- می‌تونی نگاه نکنی؟
‫- متاسفم.

108
00:07:06,941 --> 00:07:08,621
‫فقط برو. خودم رو بهت می‌رسونم.

109
00:07:09,581 --> 00:07:11,141
‫مطمئنی اجازه‌ش رو دارم؟

110
00:07:12,141 --> 00:07:13,381
‫برو خونه.

111
00:07:22,221 --> 00:07:24,221
‫رزی، رزی، رزی، در رو نگه دار.

112
00:07:24,301 --> 00:07:25,541
‫اوه، لعنتی.

113
00:07:25,566 --> 00:07:27,341
‫باید برم داخل و این رو به انتونی بدم.

114
00:07:27,421 --> 00:07:29,141
‫- لطفاً.
‫- راهت نمیدن داخل، می‌دونی که.

115
00:07:29,221 --> 00:07:31,461
‫فقط می‌خوام بدونه که هنوز
‫دوستش دارم. که اشکالی نداره.

116
00:07:31,541 --> 00:07:33,541
‫باید بدونه که بابت کاری
‫که کردن متاسفم...

117
00:07:33,621 --> 00:07:34,901
‫نمی‌تونم. به اندازه کافی
‫تو دردسر افتادم.

118
00:07:37,301 --> 00:07:39,741
‫اگه... اگه نیاز داری که بری،
‫بهت کمک می‌کنم.

119
00:07:39,821 --> 00:07:41,181
‫تو نمی‌تونی باهام صحبت کنی.

120
00:07:41,261 --> 00:07:43,981
‫- فقط بهم بگو...
‫- باهام صحبت نکن. باید برم.

121
00:07:48,701 --> 00:07:50,449
‫می‌خوام توی خونه‌م نباشه.

122
00:07:50,473 --> 00:07:52,221
‫تا آخرین رد و نشونه‌ای ازش.

123
00:07:52,301 --> 00:07:55,181
‫لباس و کفش.
‫بهم کمک نمی‌کنی؟

124
00:07:55,261 --> 00:07:57,341
‫یه مدت مراقبش باشم؟

125
00:07:57,421 --> 00:07:59,116
‫چر... چرا؟ فکر می‌کنی بیشتر از من

126
00:07:59,141 --> 00:08:00,701
‫راجع به بچه‌ها می‌دونی؟

127
00:08:01,581 --> 00:08:03,861
‫هانا، لطفاً.

128
00:08:03,941 --> 00:08:05,741
‫دارم گریه می‌کنم.

129
00:08:06,221 --> 00:08:07,301
‫دارم خونریزی می‌کنم.

130
00:08:07,901 --> 00:08:09,261
‫ازت بدم میاد.

131
00:08:10,181 --> 00:08:12,541
‫وضع افتضاحی‌ـه.

132
00:08:13,141 --> 00:08:14,421
‫چهار تا بچه.

133
00:08:14,981 --> 00:08:16,661
‫بدون پول.

134
00:08:16,741 --> 00:08:18,101
‫بدون کمک.

135
00:08:26,421 --> 00:08:28,141
‫متاسفم، عه...

136
00:08:29,781 --> 00:08:30,781
‫نمی‌دونم چی کار کنم.

137
00:08:31,941 --> 00:08:33,282
‫ما خانواده‌ایم هانا.

138
00:08:33,307 --> 00:08:34,861
‫ما بخشی از بارت
‫رو به دوش می‌کشیم.

139
00:08:35,741 --> 00:08:37,461
‫این کاغذهای کار هاناـه.

140
00:08:39,181 --> 00:08:40,261
‫ممنون.

141
00:08:43,501 --> 00:08:46,501
‫چیزی نیست نوح. بیا.

142
00:08:46,581 --> 00:08:48,701
‫بیاین با ودیعه شروع کنیم، خوبه؟

143
00:08:56,581 --> 00:08:58,461
‫بفرما بشین هانا.

144
00:09:31,221 --> 00:09:34,221
‫کنجکاوم که آیزک چه طور فرار کرد؟

145
00:09:37,221 --> 00:09:39,941
‫در بسته. به نظرت چه طور
‫موفق به این کار شد؟

146
00:09:42,261 --> 00:09:43,941
‫اوه، عزیزم.

147
00:09:44,861 --> 00:09:45,861
‫دوست دارین که...؟

148
00:09:45,941 --> 00:09:47,941
‫اوه، آره. افتخار می‌کنم.

149
00:09:48,461 --> 00:09:50,501
‫این جیغ جیغو بوگندو کوچولو.

150
00:09:51,701 --> 00:09:54,701
‫اون رو برای غیر برگزیده می‌برم.

151
00:09:57,461 --> 00:09:58,461
‫سم؟

152
00:10:02,301 --> 00:10:04,861
‫اون زوج پیر من رو تو خونه‌شون راه دادن.

153
00:10:05,381 --> 00:10:07,021
‫فقط برای چند روز.

154
00:10:08,421 --> 00:10:11,581
‫- ممنون که حقیقت رو بهشون نگفتی.
‫- حقیقت رو خودم نمی‌دونم.

155
00:10:12,101 --> 00:10:13,976
‫می‌دونم تو دردسر افتادی.

156
00:10:14,001 --> 00:10:15,781
‫می‌دونم پلیس‌ها دنبالتن.

157
00:10:16,661 --> 00:10:18,261
‫از زندان فرار کردی؟

158
00:10:18,341 --> 00:10:19,982
‫اگه حقیقت رو بهت می‌گفتم،

159
00:10:20,007 --> 00:10:21,061
‫حرفم رو باور نمی‌کردی رزی.

160
00:10:22,621 --> 00:10:24,061
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت باور نمی‌کنه.

161
00:10:25,101 --> 00:10:27,701
‫بهم نگاه می‌کنن و بابت یه اشتباهی

162
00:10:27,781 --> 00:10:30,901
‫که وقتی 16 سالم بود
‫مرتکب شدم، قضاوتم می‌کنن.

163
00:10:31,701 --> 00:10:34,541
‫نمی‌تونم ازش رد بشم
‫چون بهم اجازه نمیدن.

164
00:10:39,461 --> 00:10:41,341
‫عه... به جز تو.

165
00:10:41,981 --> 00:10:43,421
‫تو بهم کمک کردی.

166
00:10:45,021 --> 00:10:46,181
‫و دختره چی؟

167
00:10:46,261 --> 00:10:47,581
‫هیچ‌وقت دیگه ازش خبری نشنیدم.

168
00:10:48,501 --> 00:10:50,621
‫گوش کن، اون چیزهاـی که داشتم
‫راجع بهشون باهات صحبت می‌کردم...

169
00:10:50,701 --> 00:10:51,941
‫راجع به...

170
00:10:53,181 --> 00:10:55,101
‫ندامت و این چیزها.

171
00:10:55,181 --> 00:10:56,661
‫جدی گفتم.

172
00:10:59,141 --> 00:11:02,861
‫ببین، لازم نیست هیچ‌وقت
‫از من بترسی رزی، باشه؟

173
00:11:06,821 --> 00:11:07,701
‫باشه.

174
00:11:13,181 --> 00:11:15,541
‫رزی، ما باید بریم.

175
00:11:15,621 --> 00:11:16,741
‫همین حالا!

176
00:11:20,341 --> 00:11:21,581
‫اون تو چه اتفاقی افتاد؟

177
00:11:22,261 --> 00:11:24,461
‫هیچ اتفاقی نیوفتاد.
‫فقط می‌خوام برم خونه.

178
00:11:25,501 --> 00:11:27,101
‫آقای فیلیپس...؟

179
00:11:30,461 --> 00:11:32,701
‫نوح. اوه، اون مریض شده.

180
00:11:33,541 --> 00:11:34,501
‫چی؟

181
00:11:36,181 --> 00:11:38,661
‫عه... لابد موسلین رو انداختم.

182
00:11:38,741 --> 00:11:39,901
‫اون...

183
00:11:39,981 --> 00:11:42,781
‫- هیچ‌ اتفاقی نیوفتاد.
‫- ...ناراحت‌تر از وقتی که اومد رفت!

184
00:11:42,861 --> 00:11:45,821
‫- پس یه کاری باهاش کردی!
‫- صدات رو بالا نبر.

185
00:11:45,901 --> 00:11:47,781
‫ولی بهش چی گفتی؟

186
00:11:47,861 --> 00:11:50,381
‫چیزی بهش گفتی؟
‫چی کارش کردی؟

187
00:11:50,461 --> 00:11:51,581
‫کاری نکردم.

188
00:11:51,661 --> 00:11:53,221
‫خوش‌مزه‌ست.

189
00:11:53,301 --> 00:11:56,421
‫محض رضای خدا،
‫توی خونه من نه!

190
00:11:56,501 --> 00:11:58,472
‫اون دختر بیچاره اومد این‌جا

191
00:11:58,496 --> 00:11:59,901
‫تا درخواست کمک کنه.

192
00:11:59,981 --> 00:12:02,781
‫چرا نمی‌تونی دست‌های کثیفت رو...

193
00:12:02,861 --> 00:12:04,781
‫خفه شو!

194
00:12:04,861 --> 00:12:06,821
‫- ولش کن! ولش کن!
‫- خفه...

195
00:12:09,261 --> 00:12:10,661
‫رزی!

196
00:12:23,101 --> 00:12:25,421
‫این رنگ پوست درستی
‫برات نیست اما...

197
00:12:26,381 --> 00:12:27,541
‫باید جواب بده.

198
00:12:34,701 --> 00:12:36,221
‫اتفاقی که امروز افتاد رو قضاوت نکن.

199
00:12:36,301 --> 00:12:38,581
‫نمی‌کنم. من...

200
00:12:38,661 --> 00:12:39,741
‫کار نوشیدنی‌ـه.

201
00:12:39,821 --> 00:12:41,261
‫یه بیماری‌ـه.

202
00:12:42,181 --> 00:12:43,981
‫نمی‌تونه خودش رو کنترل کنه.

203
00:12:44,741 --> 00:12:46,101
‫از وقتی...

204
00:12:47,421 --> 00:12:49,181
‫خانم فیلیپس، اگه بهتون آسیب میزنه...

205
00:12:49,261 --> 00:12:51,329
‫من خیلی سنم برای این که کاری کنم

206
00:12:51,353 --> 00:12:53,421
‫زیاد شده و فقط می‌تونم به پروردگار

207
00:12:54,221 --> 00:12:56,701
‫باور داشته باشم
‫که توی دنیای بعدی به آرامش میرسم.

208
00:12:56,781 --> 00:12:58,141
‫اما توی این زندگی...

209
00:13:01,541 --> 00:13:03,261
‫رزی، مردهای توی انجمن...

210
00:13:04,581 --> 00:13:06,821
‫تنها کاری که نمی‌کنن تغییره.

211
00:13:20,421 --> 00:13:21,741
‫خواهر رزی.

212
00:13:22,341 --> 00:13:23,301
‫امیدوارم،

213
00:13:23,901 --> 00:13:25,061
‫بهت اعتماد دارم

214
00:13:25,581 --> 00:13:28,141
‫که این حادثه ناگوار
‫بین خودمون می‌مونه.

215
00:13:28,221 --> 00:13:30,221
‫دلیلی برای دخالت دادن
‫شوهرم توش نمی‌بینم.

216
00:13:31,701 --> 00:13:35,261
‫اما سم، مردی که گریس رو نجات داد،

217
00:13:35,341 --> 00:13:36,581
‫به کمک‌مون نیاز داره.

218
00:13:37,301 --> 00:13:38,981
‫یه جایی برای زندگی، یه شغل.

219
00:13:41,341 --> 00:13:42,781
‫می‌بینم چی کار می‌تونم بکنم.

220
00:13:56,621 --> 00:13:59,021
‫ایزک وسایلش رو از چوب‌بری بر می‌داره.

221
00:14:00,061 --> 00:14:02,101
‫مطمئن شو انجیلش رو بگیره.

222
00:14:02,181 --> 00:14:04,261
‫می‌تونه بخونه سزای زناکارها چی‌ـه.

223
00:14:17,301 --> 00:14:18,341
‫ممنون سم.

224
00:14:47,941 --> 00:14:50,261
‫جاناتان، فورک رو ببر.

225
00:14:50,341 --> 00:14:52,061
‫توی حیاط شمالی بهش نیاز داریم.

226
00:14:52,141 --> 00:14:54,381
‫بهش بگو اومدی کمک کنی. اون‌جاست.

227
00:14:55,181 --> 00:14:56,261
‫برو سلام کن.

228
00:14:56,341 --> 00:14:57,181
‫باشه.

229
00:14:59,181 --> 00:15:01,581
‫استیو، می‌تونی پالت دستی رو بیاری؟

230
00:15:02,381 --> 00:15:04,421
‫عوض کردن تیغه سخته، مگه نه؟

231
00:15:04,501 --> 00:15:06,716
‫قبلاً با اره تسمه‌ای کار می‌کردم.

232
00:15:06,741 --> 00:15:07,707
‫اگه بخوای می‌تونم انجامش بدم.

233
00:15:11,421 --> 00:15:12,501
‫آره، ممنون.

234
00:15:13,941 --> 00:15:15,461
‫می‌تونی سر این یه دستی بهم برسونی؟

235
00:15:15,541 --> 00:15:17,141
‫اون سخت‌کوشه.

236
00:15:28,781 --> 00:15:29,661
‫حل شد.

237
00:15:34,581 --> 00:15:37,621
‫ببین، می‌دونم حس عجیبه...

238
00:15:38,141 --> 00:15:39,981
‫و کلیساتون زیاد از غریبه‌ها
‫استقبال نمی‌کنه.

239
00:15:40,741 --> 00:15:42,221
‫خب، ما بهت مدیون‌ـیم.

240
00:15:43,181 --> 00:15:44,381
‫و تو دخترم رو نجات دادی.

241
00:15:45,181 --> 00:15:47,301
‫خوش شانس بودم.

242
00:15:48,341 --> 00:15:49,541
‫همه‌مون بودیم.

243
00:15:50,621 --> 00:15:51,541
‫می‌دونی...

244
00:15:52,421 --> 00:15:54,301
‫زمان درست در مکان درست.

245
00:15:57,941 --> 00:15:59,021
‫آدام هریسون.

246
00:16:01,821 --> 00:16:02,821
‫سم.

247
00:16:03,861 --> 00:16:05,381
‫سم کارتر.

248
00:16:13,261 --> 00:16:15,741
‫فکر می‌کردم شماها اهل
‫استفاده از تکنولوژی نیستین.

249
00:16:15,821 --> 00:16:19,021
‫ما از کامپیوتر برای اهداف کاری
‫استفاده می‌کنیم.

250
00:16:19,101 --> 00:16:21,096
‫خط ثابت، دسترسی آنلاین محدود

251
00:16:21,121 --> 00:16:22,261
‫به وب‌سایت‌های دسته‌بندی‌شده.

252
00:16:22,341 --> 00:16:24,301
‫پس می‌تونی اسمم رو جستجو کنی؟

253
00:16:26,461 --> 00:16:27,849
‫ببین، من... من می‌خوام

254
00:16:27,874 --> 00:16:29,221
‫باهات صادق باشم آدام.

255
00:16:29,301 --> 00:16:30,341
‫من...

256
00:16:31,461 --> 00:16:33,581
‫من... هیچ صلاحیتی ندارم.

257
00:16:34,741 --> 00:16:36,421
‫زمان زیادی رو تو زندان گذروندم.

258
00:16:36,501 --> 00:16:38,261
‫اما بهام رو دادم.

259
00:16:39,141 --> 00:16:41,741
‫اما الان فقط دنبال...

260
00:16:42,461 --> 00:16:44,101
‫یه کار درستم.

261
00:16:45,021 --> 00:16:46,541
‫یه شانس مجدد.

262
00:16:50,061 --> 00:16:52,741
‫توی یه مزرعه بزرگ شدم، باشه؟

263
00:16:52,821 --> 00:16:55,541
‫من... من... به ماشین‌ها عادت
‫دارم. می‌تونم بهتون کمک کنم.

264
00:16:56,861 --> 00:16:58,207
‫یعنی... یه جورهایی به نظر میرسه

265
00:16:58,232 --> 00:16:59,927
‫که به کمی کمک نیاز دارین.

266
00:17:03,541 --> 00:17:06,661
‫برادرم ایزک مسئول تعمیرات بود.

267
00:17:07,501 --> 00:17:09,541
‫مسئول ساخت مدرسه جدیدمون بود.

268
00:17:10,981 --> 00:17:12,701
‫من بیشتر یه آدم اداری... خب...

269
00:17:15,661 --> 00:17:16,821
‫ببخشید.

270
00:17:17,661 --> 00:17:18,501
‫سلام.

271
00:17:18,581 --> 00:17:21,101
‫برادر آدام، ایزک توی شهرک دیده شده.

272
00:17:21,181 --> 00:17:22,261
‫مطمئنی برادرم بود؟

273
00:17:22,341 --> 00:17:24,701
‫دوست دارین تصاویر
‫دوربین‌های مداربسته رو ببینین؟

274
00:17:24,781 --> 00:17:26,581
‫آره، الان بفرستش. ممنون.

275
00:17:47,501 --> 00:17:49,741
‫با مسیح شانس مجددت رو پیدا می‌کنی.

276
00:17:50,261 --> 00:17:53,141
‫امشب ساعت 7:30
‫به تالار جلسات بیا.

277
00:17:53,221 --> 00:17:54,661
‫می‌تونی بگی من اجازه‌ش رو داده‌ام.

278
00:17:55,381 --> 00:17:56,901
‫همه‌چی خوبه؟

279
00:18:16,701 --> 00:18:17,661
‫- الو؟
‫- میسن؟

280
00:18:17,741 --> 00:18:20,221
‫- سم، خودتی؟
‫- آره، خودم‌ـم.

281
00:18:20,301 --> 00:18:23,221
‫- گوش کن، پلیس‌ها هنوز اون‌جان؟
‫- سم، تو کجاـی؟

282
00:18:23,301 --> 00:18:24,941
‫گفتی میای دنبالم.

283
00:18:25,981 --> 00:18:28,501
‫خانواده‌ش هنوز دارن اذیتم می‌کنن.

284
00:18:28,581 --> 00:18:31,701
‫سم، دارن میگن پسرعموش رو کشتی.

285
00:18:31,781 --> 00:18:33,397
‫نه، نه، گوش کن میسن. بهم گوش کن.

286
00:18:33,421 --> 00:18:34,741
‫اون دفاع از خود بود، باشه؟

287
00:18:34,821 --> 00:18:36,141
‫اون مرده... یهو بهم حمله کرد.

288
00:18:36,221 --> 00:18:37,341
‫من... من نمی‌فهمم.

289
00:18:37,421 --> 00:18:38,501
‫مرخصی ساعتی بود.

290
00:18:38,581 --> 00:18:40,341
‫باید من رو از جایی شناخته باشه.

291
00:18:40,421 --> 00:18:42,581
‫من حتی نفهمیده بودم
‫توی همون زندان لعنتی بود.

292
00:18:42,661 --> 00:18:45,301
‫- یا خدا سم!
‫- می‌دونم، می‌دونم. نقشه عوض شد.

293
00:18:45,381 --> 00:18:46,701
‫نیاز دارم تو بیای پیشم، باشه؟

294
00:18:47,781 --> 00:18:49,181
‫دوست دارم اما...

295
00:18:50,141 --> 00:18:52,061
‫خب، نمی‌تونم دیگه این‌جا بمونم.

296
00:18:55,261 --> 00:18:56,901
‫من ترسیده‌ام سم.

297
00:18:58,301 --> 00:18:59,341
‫ترسیده‌ام.

298
00:19:06,461 --> 00:19:07,581
‫طبقه بالا.

299
00:19:10,341 --> 00:19:11,341
‫اون تو.

300
00:19:16,181 --> 00:19:19,021
‫امروز با برادرم تو مدرسه بودی.
‫داشتی چی کار می‌کردی؟

301
00:19:19,101 --> 00:19:21,501
‫سعی داشت انتونی رو ببینه
‫تا بهش یه نامه بده.

302
00:19:21,581 --> 00:19:22,901
‫رفته بودم اون‌جا تا به گریس رسیدگی کنم.

303
00:19:22,981 --> 00:19:24,501
‫- ناراحت بود.
‫- حرفت رو باور نمی‌کنم.

304
00:19:24,581 --> 00:19:27,021
‫حقیقته. بهش گفتم نمی‌تونم باهاش
‫صحبت کنم. برنامه‌ریزی‌شده نبود.

305
00:19:27,101 --> 00:19:29,701
‫- و با این حال صحبت کردی.
‫- نکردم آدام، لطفاً.

306
00:19:29,781 --> 00:19:31,301
‫داری آبرو و شرف...

307
00:19:32,501 --> 00:19:34,861
‫خانواده رو می‌بری.

308
00:19:37,261 --> 00:19:38,101
‫متاسفم.

309
00:19:38,181 --> 00:19:40,061
‫می‌تونستم تو رو جلوی همه ببرم،

310
00:19:40,141 --> 00:19:42,861
‫می‌تونستم دروغ‌ها و گناه‌هات رو فاش کنم.

311
00:19:42,941 --> 00:19:45,301
‫- و این طوری جوابم رو میدی؟
‫- می‌دونم و قدردانم.

312
00:19:45,381 --> 00:19:48,701
‫با برادرم که یه زناکار
‫و دروغگوـه، معاشرت می‌کنی.

313
00:19:48,781 --> 00:19:52,461
‫- نمی‌دونستم که ایزک...
‫- هر حرفی از دهنت در میاد دروغه.

314
00:20:01,741 --> 00:20:02,941
‫من یه رهبرم.

315
00:20:04,381 --> 00:20:06,381
‫پای شهرتم در میونه.

316
00:20:09,381 --> 00:20:10,461
‫بچرخ.

317
00:20:13,181 --> 00:20:14,061
‫نه.

318
00:20:17,021 --> 00:20:18,541
‫آدام.

319
00:20:18,621 --> 00:20:20,341
‫بچرخ.

320
00:20:20,421 --> 00:20:22,021
‫آدام، لازم نیست این کار رو بکنی.

321
00:20:51,701 --> 00:20:52,861
‫یالا گریس.

322
00:21:08,261 --> 00:21:10,461
‫خودت رو بشور و لباس عوض کن.
‫به خودت رسیدگی کن.

323
00:23:07,621 --> 00:23:10,621
‫وقتی میگیم «خدا عشق است»،
‫منظورمون چیه؟

324
00:23:11,261 --> 00:23:12,821
‫باید ازش...

325
00:23:12,901 --> 00:23:15,101
‫حالت خوبه رزی؟

326
00:23:15,181 --> 00:23:16,941
‫...بخوایم که عشقش رو نشون بده؟

327
00:23:17,021 --> 00:23:18,501
‫آدام به زور باهام خوابید.

328
00:23:18,581 --> 00:23:20,541
‫خود وجود خدا عشق‌ـه.

329
00:23:20,621 --> 00:23:21,741
‫من گفتم نه.

330
00:23:23,261 --> 00:23:24,941
‫اون بس نکرد مامان.

331
00:23:26,661 --> 00:23:27,701
‫بهم آسیب رسوند.

332
00:23:27,781 --> 00:23:31,101
‫و برای گرامی‌ داشتن عشقش به ما،
‫باید از او سپاس‌گزاری کنیم.

333
00:23:31,621 --> 00:23:33,381
‫باید از او پیروی کنیم.

334
00:23:33,461 --> 00:23:35,901
‫باید به حرف‌هایش اعتقاد داشته باشیم.

335
00:23:37,021 --> 00:23:38,461
‫خیلی متاسفم رزی.

336
00:23:38,541 --> 00:23:41,701
‫چون عشق ورزید و تقدیم کرد.

337
00:23:43,141 --> 00:23:44,701
‫و ما هم باید همین کار رو کنیم.

338
00:23:45,221 --> 00:23:46,901
‫ورزیدن عشق در ازدواج‌مون.

339
00:23:51,101 --> 00:23:52,501
‫گرامی داشتن خانواده‌هامون.

340
00:23:52,581 --> 00:23:54,181
‫تقدیم کردن به جامعه‌مون.

341
00:23:55,181 --> 00:23:56,821
‫خدا عشق است.

342
00:23:56,901 --> 00:23:59,581
‫و وفاداری به عشق همانند
‫وفاداری به خدا است

343
00:23:59,661 --> 00:24:01,101
‫و خدا به تو وفادار می‌ماند.

344
00:24:01,621 --> 00:24:03,621
‫آمین. خدا را سپاس.

345
00:24:05,901 --> 00:24:08,861
‫ببین، آدام... مرد خوبی‌ـه.

346
00:24:11,141 --> 00:24:13,181
‫و همون‌طور که بعضی از شماها
‫ممکنه متوجه شده باشین،

347
00:24:13,261 --> 00:24:16,221
‫ما امروز یه فرد جدید داریم.

348
00:24:16,301 --> 00:24:18,741
‫دوست دارم یه خوشامد گرم از طرف انجمن

349
00:24:18,821 --> 00:24:19,901
‫به سم کارتر بگم.

350
00:24:19,981 --> 00:24:21,741
‫خوش اومدی سم.

351
00:24:21,821 --> 00:24:23,061
‫نیکوکار خوب‌مون.

352
00:24:23,141 --> 00:24:24,581
‫خوش اومدی سم.

353
00:24:26,541 --> 00:24:30,181
‫حالا اگه ممکنه همه
‫به صفحه 702 برین.

354
00:24:30,261 --> 00:24:32,901
‫من «پروردگار، مدافع مردمانش» رو می‌خونم.

355
00:24:35,461 --> 00:24:37,661
‫«پروردگار قدرت آنهاست

356
00:24:38,181 --> 00:24:41,061
‫و قدرت ناجی‌بخش برگزیده‌هایش است.»

357
00:24:41,141 --> 00:24:44,701
‫«مردمانش را نجات می‌دهد
‫و به فرزندانشان برکت می‌بخشد.»

358
00:24:45,901 --> 00:24:47,941
‫- آمین.
‫- آمین.

359
00:25:35,741 --> 00:25:37,141
‫وای، خدا، فکر کردم...

360
00:25:37,221 --> 00:25:38,981
‫رزی، داری چی کار می‌کنی؟

361
00:25:39,861 --> 00:25:42,261
‫2-9-1-1.

362
00:25:43,941 --> 00:25:46,701
‫جرمایا، فصل 29:11.

363
00:25:47,301 --> 00:25:48,861
‫آیه موردعلاقه آدام‌.

364
00:25:50,301 --> 00:25:52,341
‫من باید برم. من و گریس.

365
00:25:53,221 --> 00:25:54,541
‫بهم کمک می‌کنی؟

366
00:25:55,181 --> 00:25:56,701
‫بهت تو چی کمک کنم؟

367
00:25:56,781 --> 00:25:58,861
‫تو رفتن. تو پولش.

368
00:25:59,581 --> 00:26:02,061
‫این که به کجا فرار کنم...
‫من ایده‌ای ندارم

369
00:26:02,141 --> 00:26:03,701
‫اما نمی‌تونم این‌جا بمونم.

370
00:26:03,781 --> 00:26:05,101
‫چه اتفاقی افتاد؟

371
00:26:05,181 --> 00:26:06,141
‫احساس امنیت نمی‌کنم.

372
00:26:06,221 --> 00:26:07,541
‫کسی بهت آسیب رسونده؟

373
00:26:10,341 --> 00:26:11,621
‫رزی، بهم بگو.

374
00:26:13,781 --> 00:26:16,941
‫پیش شوهرم احساس امنیت نمی‌کنم.

375
00:26:21,341 --> 00:26:22,341
‫به پول نیاز پیدا می‌کنیم.

376
00:26:24,021 --> 00:26:25,381
‫بیشتر از اون.

377
00:26:26,141 --> 00:26:27,581
‫عه... خیلی بیشتر.

378
00:26:27,661 --> 00:26:28,901
‫چه قدر طول می‌کشه؟

379
00:26:28,981 --> 00:26:31,421
‫عه... نمی‌دونم.

380
00:26:31,501 --> 00:26:33,941
‫زیاد طول نمی‌کشه.
‫برای همینه که این‌جام.

381
00:26:34,021 --> 00:26:37,981
‫زود اومدم تا به آدام ثابت کنم
‫که به حضورم نیاز میشه.

382
00:26:41,021 --> 00:26:41,941
‫هی.

383
00:26:42,501 --> 00:26:44,501
‫هی، اون قیافه رو به خودت نگیر.

384
00:26:44,581 --> 00:26:47,581
‫چیزی نیست. من این‌جام.
‫من ازت مراقبت می‌کنم.

385
00:26:48,981 --> 00:26:51,141
‫اما تا وقتی که آماده بشیم، صبر می‌کنیم.

386
00:26:54,501 --> 00:26:55,661
‫و بعد میریم.

387
00:27:04,101 --> 00:27:07,421
‫این‌ها رو توی ساختمون فرعی پیدا کردم.

388
00:27:08,141 --> 00:27:10,101
‫فکر کردم شاید بخوای ببینی‌شون.

389
00:27:10,181 --> 00:27:11,261
‫چیه؟

390
00:27:11,861 --> 00:27:12,941
‫مطمئن نیستم.

391
00:27:13,981 --> 00:27:15,207
‫فردی که مخفی‌شون کرده

392
00:27:15,232 --> 00:27:16,861
‫نمی‌خواست کسی پیداشون کنه.

393
00:27:18,461 --> 00:27:21,341
‫واقعاً متاسفم که حضور من این‌جا
‫داره تو رو توی دردسر میندازه.

394
00:27:25,501 --> 00:27:26,501
‫این طوری نیست.

395
00:27:27,941 --> 00:27:29,301
‫تو دردسر نیستی.

396
00:27:49,941 --> 00:27:51,861
‫داست بگ نیاز به عوض شدن داشت.

397
00:27:52,381 --> 00:27:55,621
‫و تسمه‌های محرک رو عوض کردم.

398
00:27:57,341 --> 00:27:58,741
‫فوت کوزه‌گری رو زدی.

399
00:28:00,101 --> 00:28:01,661
‫باید زود اومده باشی.

400
00:28:03,501 --> 00:28:04,581
‫تشکر می‌کنم.

401
00:28:04,661 --> 00:28:05,741
‫نگران نباش.

402
00:28:06,901 --> 00:28:08,501
‫کارها راحت‌تر از همیشه داره پیش میره.

403
00:28:09,181 --> 00:28:10,261
‫کارت خوب بود.

404
00:28:10,861 --> 00:28:12,216
‫مقدار الواری که برای

405
00:28:12,241 --> 00:28:13,861
‫ساخت اون مدرسه نیاز داری...

406
00:28:17,181 --> 00:28:18,781
‫می‌خوای یه نگاهی بندازی؟

407
00:28:22,421 --> 00:28:23,781
‫تا حالا اصلاً خوندیش؟

408
00:28:25,221 --> 00:28:26,901
‫نه واقعاً، نه.

409
00:28:28,301 --> 00:28:30,421
‫بابامون اجازه نمی‌داد
‫از این‌ها تو خونه باشه.

410
00:28:31,701 --> 00:28:32,941
‫این چیزی‌ـه که اون از دست داده.

411
00:28:33,661 --> 00:28:35,581
‫بهش مثل یه کتاب راهنما نگاه کن.

412
00:28:35,661 --> 00:28:37,061
‫یه جور دستورالعمل.

413
00:28:37,861 --> 00:28:38,901
‫جواب میده.

414
00:28:39,981 --> 00:28:41,261
‫از کجا می‌دونی؟

415
00:28:41,341 --> 00:28:43,541
‫توی انجمن فقری وجود نداره.

416
00:28:44,381 --> 00:28:45,861
‫بی‌خانمانی وجود نداره.

417
00:28:47,061 --> 00:28:48,341
‫فقط عشق‌ـه.

418
00:28:50,781 --> 00:28:52,181
‫عشق و خانواده.

419
00:28:56,261 --> 00:28:57,741
‫اوه، چه بزرگه.

420
00:28:57,821 --> 00:29:01,181
‫خب، لازمه که باشه.
‫تمم بچه‌های انجمن این منطقه.

421
00:29:01,261 --> 00:29:03,341
‫چهار جیریب. تمامش روی این زمین ساخته میشه.

422
00:29:03,421 --> 00:29:07,621
‫پس همه این‌ها ساختارشون با چوبه؟

423
00:29:07,701 --> 00:29:08,861
‫قطعه به قطعه‌ست.

424
00:29:08,941 --> 00:29:10,741
‫تمامش خارج از این‌جا درست میشه.

425
00:29:10,821 --> 00:29:13,101
‫بزرگ‌ترین قراردادی‌ـه که ما...

426
00:29:13,181 --> 00:29:15,381
‫من... تا حالا امضا کردم.

427
00:29:16,581 --> 00:29:19,141
‫درسته. خیلی خب سایمن.
‫سر این بهت کمک می‌کنم.

428
00:29:21,661 --> 00:29:23,101
‫اگه علاقه داری...

429
00:29:24,901 --> 00:29:28,741
‫می‌تونیم یه نگاهی به این
‫که این رو دائمی کنیم داشته باشیم.

430
00:29:30,581 --> 00:29:31,981
‫مثل یه شغل؟

431
00:29:32,061 --> 00:29:33,581
‫یه دست راست به دردم می‌خوره.

432
00:29:34,181 --> 00:29:35,821
‫کسی که کار رو بلد باشه،

433
00:29:35,901 --> 00:29:37,741
‫می‌تونی ناظر مدیریت، ساخت و ساز باشی.

434
00:29:37,821 --> 00:29:39,181
‫آره لطفاً.

435
00:29:43,581 --> 00:29:46,581
‫یعنی... آره، قبول می‌کنم.

436
00:29:46,661 --> 00:29:48,901
‫- اول یه دوره آزماشی داری.
‫- نه، نه، نه، واقعاً میگم.

437
00:29:48,981 --> 00:29:50,181
‫ممنون.

438
00:29:51,661 --> 00:29:52,861
‫ناامیدت نمی‌کنم.

439
00:30:51,421 --> 00:30:52,701
‫نظرت راجع بهش چی بوده؟

440
00:30:54,901 --> 00:30:56,581
‫اوه.

441
00:30:56,661 --> 00:30:59,061
‫عه... خوبه فکر کنم.

442
00:31:00,381 --> 00:31:02,221
‫حداقل اون‌جاهاـی که می‌تونم بفهمم.

443
00:31:03,341 --> 00:31:07,621
‫عه... یه قسمت بود که واقعاً خوشم اومد.

444
00:31:12,221 --> 00:31:16,541
‫«خداوند می‌گوید: فقط من
‫نقشه‌هاـی که برای شما دارم را می‌دانم.»

445
00:31:17,141 --> 00:31:21,061
‫«نقشه‌هاـی برای موفقیت شما
‫و نه برای آسیب دیدنتان.»

446
00:31:22,021 --> 00:31:24,781
‫«نقشه‌هاـی برای بخشیدن
‫امید و آینده‌ای به شما.»

447
00:31:27,141 --> 00:31:28,781
‫جرمایا 29.

448
00:31:29,381 --> 00:31:30,501
‫یازده.

449
00:31:34,381 --> 00:31:36,181
‫بین همه آیه‌ها، تو...

450
00:31:37,941 --> 00:31:39,261
‫این آیه‌ی موردعلاقه منه.

451
00:31:42,941 --> 00:31:44,061
‫از کجا می‌دونستی؟

452
00:31:46,461 --> 00:31:47,581
‫نمی‌دونستم.

453
00:31:49,581 --> 00:31:50,941
‫نمی‌دونستم. فقط...

454
00:31:51,701 --> 00:31:53,661
‫این انگار باهام ارتباط برقرار کرد، می‌دونی؟

455
00:31:54,661 --> 00:31:56,861
‫امید و آینده.

456
00:32:01,461 --> 00:32:02,301
‫یه نشونه‌ست.

457
00:32:04,621 --> 00:32:07,221
‫تو اون آیه رو انتخاب نکردی.

458
00:32:08,021 --> 00:32:08,861
‫حرف خدا بود...

459
00:32:11,541 --> 00:32:13,021
‫که از دهن تو بیان می‌شد.

460
00:32:14,061 --> 00:32:16,141
‫تا ما بدونیم قسمت بوده
‫که تو این‌جا باشی.

461
00:32:16,221 --> 00:32:19,581
‫رئیس، فکر کنم توی دفتر اصلی
‫بهتون نیاز داشته باشن.

462
00:32:21,381 --> 00:32:22,261
‫یه لحظه.

463
00:32:32,341 --> 00:32:33,861
‫تو به خودت جرعت دادی

464
00:32:34,541 --> 00:32:36,821
‫که وقتی بچه‌هامون تو مدرسه‌ن
‫سر و کله‌ت اون‌جا پیدا بشه؟

465
00:32:36,901 --> 00:32:39,461
‫تو دیگه جاـی توی جامعه ما نداری.

466
00:32:39,541 --> 00:32:40,981
‫می‌شنوی چی میگم ایزک؟

467
00:32:41,981 --> 00:32:44,261
‫از رزی دور شو.

468
00:32:44,341 --> 00:32:47,261
‫به خودت جرعتش رو نده
‫که پای زنم رو به گناهت باز کنی.

469
00:32:47,341 --> 00:32:50,061
‫نمیذارم مردی که یه مادر رو از بچه‌ش
‫جدا می‌کنه برام سخنرانی کنه.

470
00:32:50,141 --> 00:32:51,581
‫آره، همین کار رو کردی، مگه نه؟

471
00:32:51,661 --> 00:32:53,341
‫باشه، با من این کار رو بکن. اما بچه‌ها؟

472
00:32:53,421 --> 00:32:54,741
‫فکر می‌کردم یه حدی داشته باشی.

473
00:32:55,581 --> 00:32:56,941
‫نمی‌خوام دوباره ببینمت.

474
00:32:57,021 --> 00:32:59,821
‫آفرین گنده‌بک.
‫نه، متحیر شده‌م. آفرین.

475
00:33:00,701 --> 00:33:03,261
‫می‌دونی، الان که بیرون شدم،
‫می‌تونم حقیقتت رو ببینم آدام.

476
00:33:03,341 --> 00:33:05,021
‫می‌تونم ببینم چه قدر رقت‌انگیزی.

477
00:33:05,101 --> 00:33:05,941
‫شیطان...

478
00:33:06,661 --> 00:33:07,741
‫تو رو در چنگش گرفته.

479
00:33:07,821 --> 00:33:09,529
‫نه، دقیقاً منظورم همینه.

480
00:33:09,554 --> 00:33:11,101
‫هنوز پشت انجیلت قایم میشی، ها؟

481
00:33:11,181 --> 00:33:12,896
‫می‌تونی اسم خودت رو
‫یه رهبر بذاری برادر.

482
00:33:12,921 --> 00:33:14,141
‫هر چه قدر می‌خوای ادا
‫در بیاری و موعظه کنی.

483
00:33:14,221 --> 00:33:16,541
‫شاید اون‌ها رو گول زده باشی
‫اما ما جفت‌مون می‌دونیم تو ضعیفی.

484
00:33:16,621 --> 00:33:18,981
‫من می‌دونم چه قدر ضعیفی.
‫همیشه ضعیف بودی.

485
00:33:27,181 --> 00:33:28,461
‫هی، هی، هی!

486
00:33:28,541 --> 00:33:30,181
‫ولش کن!

487
00:33:30,261 --> 00:33:32,141
‫ولش کن! ولش...

488
00:33:32,221 --> 00:33:34,101
‫ول کن! برو عقب رفیق، باشه؟

489
00:33:34,181 --> 00:33:36,621
‫- تو کدوم خری هستی؟
‫- سم کارتر. حالا تو داستانت چیه؟

490
00:33:37,221 --> 00:33:38,381
‫بیخیال شو سم.

491
00:33:41,101 --> 00:33:42,261
‫اوه، فهمیدم.

492
00:33:43,061 --> 00:33:45,061
‫چیزی که همیشه می‌خواستی، آره آدام؟

493
00:33:45,141 --> 00:33:46,381
‫کمی سکس خشن؟

494
00:33:49,221 --> 00:33:50,381
‫برات خوشحالم.

495
00:33:52,981 --> 00:33:55,341
‫بیا. وسایلت رو بگیر و بزن به چاک.

496
00:34:15,261 --> 00:34:16,581
‫تو برادر داری؟

497
00:34:17,581 --> 00:34:19,861
‫آره. یکی.

498
00:34:19,941 --> 00:34:20,981
‫اسمش میسن‌ـه.

499
00:34:21,061 --> 00:34:22,061
‫باهم دعواتون میشه؟

500
00:34:22,661 --> 00:34:24,821
‫نه، معمولاً باهم هم‌نظر بودیم.

501
00:34:26,981 --> 00:34:28,781
‫ما علیه آقاجون.

502
00:34:29,901 --> 00:34:32,901
‫- و چرا با پدرتون دعواتون می‌شد؟
‫- چون یه حرومزاده بود.

503
00:34:34,341 --> 00:34:35,821
‫احتمالاً هنوزم هست.

504
00:34:36,741 --> 00:34:39,421
‫عه... ایزک همیشه
‫می‌تونست از من جلو بزنه.

505
00:34:40,101 --> 00:34:41,381
‫از وقتی بچه بودیم.

506
00:34:42,781 --> 00:34:44,221
‫خب...

507
00:34:45,181 --> 00:34:47,781
‫...قطعاً از زاویه دید من
‫به نظر نمیرسه این طور باشه.

508
00:34:50,901 --> 00:34:53,981
‫- منظورت چیه؟
‫- اون بدون هیچی بیرون‌ـه.

509
00:34:54,861 --> 00:34:57,741
‫تو... تو همه‌چی داری.

510
00:34:57,821 --> 00:35:01,541
‫یه کسب و کار درحال شکوفایی،
‫یه دختر زیبا...

511
00:35:05,621 --> 00:35:06,821
‫و رزی.

512
00:35:17,301 --> 00:35:18,341
‫مشکلی نداری خودت این‌جا رو ببندی؟

513
00:35:18,421 --> 00:35:20,021
‫نه، حتماً.

514
00:36:00,221 --> 00:36:02,061
‫بابایی اومد مدرسه دنبالم.

515
00:36:02,141 --> 00:36:03,061
‫وای، گریس!

516
00:36:09,701 --> 00:36:11,181
‫وای، عزیزم.

517
00:36:13,181 --> 00:36:15,021
‫دلم برات تنگ شده بود.

518
00:36:15,741 --> 00:36:16,996
‫و دیگه هیچ‌وقت نمیذارم کسی

519
00:36:17,021 --> 00:36:18,781
‫تو رو از من دور کنه.

520
00:36:22,501 --> 00:36:24,175
‫تو که من رو می‌شناسی رزی.

521
00:36:24,199 --> 00:36:26,261
‫مردی نیستم که تو دعوا خوب باشه.

522
00:36:26,341 --> 00:36:32,261
‫این از این متنفرم...
‫از این شکافی که بین‌مون‌ـه.

523
00:36:33,501 --> 00:36:35,754
‫و فکر کردم شاید
‫بتونیم ازش استفاده کنیم

524
00:36:36,434 --> 00:36:37,941
‫تا... یه شروع معنوی
‫جدید داشته باشیم.

525
00:36:40,541 --> 00:36:42,541
‫یه تاریکی قبل طلوع.

526
00:36:43,381 --> 00:36:44,461
‫دوست دارم این کار رو بکنیم.

527
00:36:46,741 --> 00:36:47,741
‫واقعاً؟

528
00:36:48,261 --> 00:36:50,261
‫پای شبان تو فره.

529
00:36:53,941 --> 00:36:55,061
‫حالت خوبه؟

530
00:36:55,141 --> 00:36:56,101
‫آره.

531
00:36:56,821 --> 00:36:58,181
‫فقط یکم بدنم گرفته.

532
00:36:58,781 --> 00:36:59,981
‫روی زمین می‌خوابم.

533
00:37:01,741 --> 00:37:03,661
‫ممکنه برای قدم زدن برم بیرون.

534
00:37:05,181 --> 00:37:07,381
‫البته اگه اجازه داشته باشم.

535
00:37:09,821 --> 00:37:10,661
‫البته.

536
00:37:26,261 --> 00:37:28,181
‫رزی، این‌جا داری چی کار می‌کنی؟

537
00:37:28,261 --> 00:37:30,221
‫- آقای فیلیپس داخلن؟
‫- نه.

538
00:37:32,581 --> 00:37:33,461
‫همه‌چیز خوبه؟

539
00:37:43,701 --> 00:37:46,221
‫چه... چه طور این‌ها رو گیر آوردی؟

540
00:37:49,141 --> 00:37:50,381
‫اون‌ها شخصی‌ـن.

541
00:37:50,461 --> 00:37:52,861
‫به نظرت آقای فیلیپس تا حالا
‫چندتا خانواده رو از نابود کرده؟

542
00:37:53,661 --> 00:37:56,221
‫چندتا بچه از والدین‌شون جدا شدن؟

543
00:37:56,301 --> 00:37:57,654
‫پدربزرگ و
‫مادربزرگ‌هاـی که تا ابد

544
00:37:57,679 --> 00:37:59,061
‫از زندگی نوه‌هاشون حذف شدن.

545
00:37:59,141 --> 00:38:00,501
‫و با این حال این هم از تو،

546
00:38:01,701 --> 00:38:02,987
‫نامه‌های طولانی دریافت می‌کنی،

547
00:38:03,012 --> 00:38:04,501
‫عکس‌های دوست‌داشتنی گرفتی.

548
00:38:06,421 --> 00:38:08,901
‫شوهرت می‌دونه که هنوز
‫با پسرت در ارتباطی؟

549
00:38:09,501 --> 00:38:11,141
‫همون پسرت که محروم شد.

550
00:38:13,421 --> 00:38:14,981
‫چی می‌خوای؟

551
00:38:15,061 --> 00:38:16,741
‫- میرم سم رو ببینم.
‫- نه. رزی.

552
00:38:16,821 --> 00:38:19,541
‫- تو متاهلی و اون یه غیر برگزیده‌ست.
‫- همه این‌ها درسته.

553
00:38:19,621 --> 00:38:22,341
‫اما تو جلوم رو نمی‌گیری و چیزی هم نمیگی.

554
00:38:22,421 --> 00:38:24,061
‫نه رزی، لطفاً این‌ها رو نبر.

555
00:38:24,141 --> 00:38:25,501
‫مجبورم.

556
00:38:26,461 --> 00:38:29,141
‫چون به زودی یه روزی،

557
00:38:29,221 --> 00:38:30,581
‫من میرم.

558
00:38:31,421 --> 00:38:33,181
‫و گریس رو هم با خودم می‌برم.

559
00:38:33,261 --> 00:38:35,621
‫و برای این کار به کمکت نیاز پیدا می‌کنم.

560
00:38:36,701 --> 00:38:38,861
‫و اگه عقلی تو کله‌ت باشه تو هم میای.

561
00:38:56,021 --> 00:38:57,101
‫رزی.

562
00:39:03,861 --> 00:39:05,301
‫نظرت چی‌ـه؟

563
00:39:06,581 --> 00:39:09,941
‫این... یه دستی باید به سر و روش کشید.

564
00:39:10,501 --> 00:39:13,901
‫یه جور گوهدونی شیکه.

565
00:39:15,741 --> 00:39:16,581
‫خوبه.

566
00:39:16,661 --> 00:39:18,821
‫نه، این... قطعاً خوب نیست.

567
00:39:20,501 --> 00:39:22,421
‫ولی تو که این‌جاـی بهتر شد.

568
00:39:56,381 --> 00:39:58,381
‫وای، وای. این...

569
00:39:59,461 --> 00:40:00,621
‫مطمئنی؟

570
00:40:01,461 --> 00:40:02,421
‫آره.

571
00:40:03,381 --> 00:40:04,421
‫باشه.

572
00:40:16,781 --> 00:40:17,821
‫لعنتی.

573
00:40:19,021 --> 00:40:20,141
‫وای خدا.

574
00:40:21,341 --> 00:40:22,861
‫این... عه...

575
00:40:24,501 --> 00:40:26,341
‫خب، مثل...

576
00:40:26,421 --> 00:40:28,301
‫مثل فیلم‌ها نیست، مگه نه؟

577
00:40:29,901 --> 00:40:31,101
‫رمانتیک‌ـه.

578
00:40:32,741 --> 00:40:33,981
‫اولین باره.

579
00:40:34,701 --> 00:40:36,261
‫تا حالا فیلم ندیدم.

580
00:40:37,501 --> 00:40:40,221
‫تو خیلی عجیبی

581
00:41:26,461 --> 00:41:28,101
‫به من نگاه کن رزی.

582
00:42:08,941 --> 00:42:10,181
‫چرا داری می‌خندی؟

583
00:42:11,781 --> 00:42:13,021
‫چون خوشحال به نظر میرسی.

584
00:42:15,901 --> 00:42:17,181
‫این اشتباه‌ـه؟

585
00:42:29,701 --> 00:42:30,661
‫اون چی‌ـه؟

586
00:42:33,701 --> 00:42:35,941
‫آقای فیلیپس بهم داد.

587
00:42:37,981 --> 00:42:40,181
‫قراره تعمید بشم.

588
00:42:41,301 --> 00:42:42,501
‫به انجمن ملحق بشم.

589
00:42:45,741 --> 00:42:47,901
‫آدام با آقای فیلیپس صحبت کرد.

590
00:42:48,901 --> 00:42:51,381
‫و فکر می‌کنن من آماده‌م.

591
00:42:52,021 --> 00:42:53,221
‫چه طوری؟

592
00:42:53,301 --> 00:42:55,861
‫روشش این طوری نیست.
‫نمی‌تونی همین‌طوری ملحق بشی.

593
00:42:55,941 --> 00:42:57,741
‫ببین، می‌دونم. می‌دونم.

594
00:42:59,581 --> 00:43:01,461
‫اما یه نشونه پدید اومد.

595
00:43:02,501 --> 00:43:03,501
‫یه نشونه؟

596
00:43:06,101 --> 00:43:07,621
‫از طرف خدا.

597
00:43:16,621 --> 00:43:18,621
‫در اخبار دیگه، پلیس هنوز

598
00:43:18,701 --> 00:43:20,781
‫به دنبال رویت یه زندانی فراری‌ست.

599
00:43:20,861 --> 00:43:23,581
‫سم دولین کسی که بابت قتل
‫به حبس ابد محکوم شده بود،

600
00:43:23,661 --> 00:43:27,061
‫از وقتی که از یه کارخونه
‫فرآوری ماهی که تحت مرخصی ساعتی

601
00:43:27,141 --> 00:43:29,061
‫اون‌جا کار می‌کرد فرار کرد، تحت تعقیب بوده.

602
00:43:29,141 --> 00:43:32,101
‫به مردم توصیه میشه که بهش نزدیک نشن

603
00:43:32,181 --> 00:43:34,061
‫و به جاش با 999 تماس بگیرن.

604
00:43:38,781 --> 00:43:40,021
‫خوش اومدین برادران.

605
00:44:20,821 --> 00:44:23,341
‫روح شجاعی که خود یه زمان
‫بقیه رو نجات داده،

606
00:44:23,421 --> 00:44:25,781
‫حالا توسط مسیح نجات پیدا کرد.

607
00:44:26,501 --> 00:44:27,981
‫خوش اومدی برادر.

608
00:44:28,061 --> 00:44:30,581
‫- خدا را سپاس.
‫- خدا را سپاس.

609
00:44:30,661 --> 00:44:32,381
‫- خدا را سپاس.

610
00:44:47,000 --> 00:44:57,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
