WEBVTT

00:26.800 --> 00:27.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:28.800 --> 00:34.000
"Twin Peaks"
فصل 2
قسمت 9 : قانون اختياري

00:35.000 --> 00:36.000
Ellen : مترجم

02:35.396 --> 02:38.609
جواب کوتاه اينه که اين‌کار کاملاً مشابه
کار همون هيولايي‌ـه که "لورا" رو کشت

02:39.010 --> 02:40.115
يه چيز جالب‌تر

02:40.416 --> 02:43.228
حرف "اُ" زير ناخن انگشت حلقه "مدي" بود

02:43.429 --> 02:46.040
جاي چنگ‌خوردگي و موي حيوون
روي دست راستش وجود داره

02:46.342 --> 02:48.753
چجور چنگ‌خوردگي؟ -
"روباه سفيد" -

02:48.954 --> 02:52.066
موها با فرمالدئيد پوشيده شده بود
از يه حيوون مُرده و خشک‌شده

02:52.770 --> 02:56.384
چندتا تلفن ميزنم . "ليلند" احتمالاً مي‌تونه
با خانواده‌ـش تماس بگيره

02:56.685 --> 02:58.292
"به هيچ‌جا زنگ نزن "هري

02:58.493 --> 03:01.104
من 24 ساعت وقت مي‌خوام -
واسه چي؟ -

03:01.306 --> 03:02.710
که اين رو تمومش کنم

03:03.013 --> 03:04.519
"کوپر"

03:07.532 --> 03:09.340
...در مشاهده

03:11.147 --> 03:13.357
من نميدونم به کجا منتهي ميشه

03:13.759 --> 03:17.977
اما تنها کسي از ما که خيلي با اين
مقصد و پُرپيچ و خمش آشناست تويي

03:18.001 --> 03:20.001
هر بينشي که نياز داري رو دنبال کن

03:20.025 --> 03:24.325
روي لبه‌ي پرتگاه وايسا
تنها وايسا و کار خودت رو انجام بده

03:24.391 --> 03:26.900
فقط اين هيولا رو تا قبل از اينکه
دوباره گاز بگيره پيداش کن

03:32.919 --> 03:34.919
خدا به دادم برسه
نميدونم از کجا بايد شروع کنم

03:35.120 --> 03:37.921
تو توي مسيرش هستي
لازم نيست بدوني به کجا منتهي ميشه

03:38.122 --> 03:39.922
فقط مسير رو دنبال کن

03:50.130 --> 03:52.431
من فکر مي‌کردم تو هيچ‌وقت اينجا نمياي

03:53.233 --> 03:55.233
من امروز صبح رفتم يه دوري بزنم

03:55.434 --> 03:58.435
خدايا ، صداي موتور مثل اين بود
که 1000 نفر دارن آواز مي‌خونن

03:58.537 --> 04:01.938
راجبه چي مي‌خوندن؟ -
تو چي فکر مي‌کني؟ -

04:02.139 --> 04:05.442
ديشب؟ من مي‌تونستم راجبه
ديشب آواز بخونم

04:05.542 --> 04:07.743
يه چيزي برات دارم

04:12.347 --> 04:14.047
بازش کن

04:17.750 --> 04:19.750
"جيمز"

04:20.753 --> 04:22.753
نميدونستم چه سايزي بايد بگيرم

04:22.955 --> 04:26.056
و اون دختر توي جواهرفروشي هم
دستاش خيلي بزرگ بودن

04:26.358 --> 04:29.359
...ولي شرط مي‌بندم

04:30.160 --> 04:31.860
عاليه

04:32.461 --> 04:33.861
"جيمز"

04:35.763 --> 04:38.364
من فقط فکر مي‌کنم ما بايد
تمام مدت رو باهم باشيم

04:38.567 --> 04:39.667
جدّي؟

04:40.067 --> 04:41.867
البته اگه از نظر تو اشکالي نداره

04:42.969 --> 04:45.069
اين عاليه

05:00.582 --> 05:03.383
اينا تخم چه پرنده‌اي هستن؟

05:03.584 --> 05:06.284
مي‌خواي بگيم که تو خوشت نيومد؟

05:06.386 --> 05:08.486
متأسفانه من بايد اين رو
روي ديوار آويرون کنم

05:10.488 --> 05:14.289
مامان ، تو اصلاً مي‌توني
حرف قشنگي هم بزني؟

05:15.092 --> 05:17.993
من خيلي سعي کردم . خيلي سعي مي‌کنم

05:18.195 --> 05:20.596
و هيچي به اندازه کافي براي تو خوب نيست

05:21.197 --> 05:24.698
بذار حرفم رو اصلاح کنم
هيچ کار خوبي نيست که بتونم واست انجام بدم

05:25.099 --> 05:28.201
خب ، اين حقيقت نداره
منوها خيلي قابل‌توجه هستن

05:29.103 --> 05:30.803
شوخي مي‌کنم

05:30.905 --> 05:33.806
روراست بذار يه پيشنهاد بدم

05:34.006 --> 05:43.511
اگه مي‌خواي يه املت به‌يادموندني سِرو کني
سوسيس گوساله و قارچ بيشتري استفاده کن

05:43.913 --> 05:47.313
ممنون . ميرم قارچ بچينم

06:05.229 --> 06:06.929
تو چي گفتي؟

06:08.131 --> 06:09.431
هيچي

06:09.732 --> 06:11.732
"سلام "دانا

06:12.234 --> 06:13.834
"سلام "جيمز

06:14.035 --> 06:15.834
تو چي گفتي؟

06:16.636 --> 06:19.337
فرانسوي‌ـه -
ميدونم که هست . بهم بگو -

06:19.439 --> 06:21.539
ماجرا چيه "دانا"؟

06:28.946 --> 06:30.246
شما خانم "تريموند" رو مي‌شناسين؟

06:30.947 --> 06:33.047
خانم کي؟ -
"خانم "تريموند -

06:33.249 --> 06:35.650
نوه‌اش کارهاي جادويي مي‌کنه
اون اين رو بهم گفت

06:36.151 --> 06:37.851
ولي اون آقاي "اسميت" بود

06:40.153 --> 06:43.255
هارولد"؟" -
اون يه يادداشت خودکشي گذاشته -

06:45.257 --> 06:49.260
ميدوني ، معنيش اين ميشه
"من يه روح تنها هستم"

06:50.461 --> 06:52.361
من بايد مأمور "کوپر" رو پيدا کنم

06:55.064 --> 06:57.465
چه خبره "دانا"؟

06:57.666 --> 06:59.066
هي

07:06.773 --> 07:10.475
خانم "تريموند" هموني‌ـه که درمورد
هارولد اسميت" بهم گفت"

07:10.675 --> 07:13.176
اون يه نوه پسر داره
و خودش اين رو به من گفت

07:13.378 --> 07:16.079
کلمات مشابهي که در يادداشت خودکشي
هارولد اسميت" وجود دارن"

07:16.280 --> 07:18.280
شايد پسره همينا رو به
هارولد اسميت" گفته بود"

07:18.281 --> 07:23.283
نه . دنياي "هارولد" تو کلماتش بودن
يادداشت خودکشي بايد يه پيام باشه

07:23.486 --> 07:25.586
همه‌ـش به اينجا منتهي ميشه

07:28.288 --> 07:32.190
اون خيلي پيره . ممکنه يه‌خُرده
طول بکشه اگه نوه‌ـش اينجا نباشه

07:34.893 --> 07:38.894
مي‌تونم کمک‌تون کنم؟ -
خانم "تريموند" خونه هستن؟ -

07:39.297 --> 07:41.198
من خانم "تريموند" هستم

07:41.398 --> 07:43.498
پس بايد اون مادر شما باشه
که من باهاش حرف زدم

07:43.900 --> 07:46.301
مادرم؟ اون 3 سال پيش مُرده

07:46.602 --> 07:47.902
من اينجا تنها زندگي مي‌کنم عزيزم

07:48.403 --> 07:52.106
نه . اون اينجا بود . من باهاش حرف زدم
و همينطور نوه‌ـش هم اينجا بود

07:52.406 --> 07:54.106
ولي من بچه ندارم

07:54.307 --> 07:55.907
ولي اون اينجا بود
هردوشون اينجا بودن

07:56.008 --> 07:57.509
"بهتره بريم "دانا

07:57.609 --> 07:59.910
دانا"؟ شما "دانا هِيوارد" هستيد؟"

08:00.511 --> 08:03.313
بله -
فقط يه لحظه اجازه بديد -

08:03.914 --> 08:06.014
من تا حالا تو عمرم اون رو نديدم

08:06.216 --> 08:08.216
من فکر مي‌کردم تو اينجا غذا مياري

08:08.517 --> 08:11.918
صبح روز بعد از اينکه "هارولد" بيچاره مُرد
من اين رو تو جعبه نامه‌هام پيدا کردم

08:12.221 --> 08:13.721
مي‌خواستم به مقصد برسونمش

08:13.721 --> 08:15.021
اين مال شماست

08:18.324 --> 08:20.024
ممنونم

08:23.128 --> 08:26.529
اين دستخط "هارولد"ـه -
"بازش کن "دانا -

08:35.637 --> 08:39.138
اين دفتر خاطرات "لورا" است
يه صفحه از دفتر خاطراتش‌ـه

08:39.340 --> 08:40.640
بخونش

08:43.943 --> 08:45.843
«22ـم «فوريه "

08:46.045 --> 08:48.546
ديشب من خواب عجيبي ديدم

08:48.647 --> 08:52.047
من با يه مرد کوتوله که لباس قرمز پوشيده بود
توي يه اتاق قرمز بودم

08:52.349 --> 08:54.649
و پيرمرد روي يه صندلي نشسته بود

08:54.751 --> 08:56.251
من سعي کردم باهاش حرف بزنم

08:56.352 --> 09:00.054
مي‌خواستم بهش بگم "باب" کيه براي اينکه
فکر مي‌کردم اون مي‌تونه کمکم کنه

09:00.255 --> 09:03.256
کلمات از دهنم خيلي عجيب
و آروم بيرون ميومدن

09:03.557 --> 09:06.158
سعي کردن براي حرف زدن
تلاش بيهوده‌اي بود

09:06.260 --> 09:09.260
من بلند شدم و به سمت پيرمرد رفتم

09:09.962 --> 09:13.763
بعد دولا شدم و در گوش‌ـش زمزمه کردم

09:16.366 --> 09:18.768
يکي بايد جلوي "باب" رو بگيره

09:18.868 --> 09:23.271
باب" به من گفته که فقط از يه مرد مي‌ترسه"

09:23.572 --> 09:25.773
"مردي به نام "مايک

09:26.274 --> 09:29.175
برام جالب بود بدونم اين مرد
توي خوابم "مايک" باشه

09:29.376 --> 09:33.379
حتي اگه اين فقط يه خواب بود
اميدوار بودم صدام رو بشنوه

09:33.579 --> 09:36.681
هيچ‌کس تو دنياي واقعي
حرف من رو باور نمي‌کنه

09:37.982 --> 09:39.882
«23ـم «فوريه

09:40.084 --> 09:42.184
امشب همون شبي‌ـه که من مي‌ميرم

09:44.186 --> 09:46.587
ميدونم که مجبورم براي اينکه اين تنها راهه

09:46.789 --> 09:48.789
که "باب" از من دور بمونه

09:48.991 --> 09:51.991
تنها راه براي بيرون انداختن اون از درون

09:52.693 --> 09:55.694
من ميدونم اون من رو مي‌خواد
من آتش‌ـش رو احساس مي‌کنم

09:55.795 --> 09:58.696
ولي اگه من بميرم اون بيشتر از اين
" نمي‌تونه بهم صدمه بزنه

10:04.601 --> 10:07.102
لورا" و من خواب مشابه‌اي ديديم"

10:07.203 --> 10:10.505
اين امکان نداره -
چرا ، داره -

10:14.308 --> 10:16.509
معاون ، "دانا" رو ببر خونه

10:16.710 --> 10:18.911
من بايد "جرارد" رو ببينم

10:33.822 --> 10:35.423
بدنش کاملاً کم‌آب شده

10:35.623 --> 10:38.524
نفس کشيدنش داره سخت‌تر ميشه
اون به اون دارو نياز داره

10:38.726 --> 10:41.026
مايک" ، واقعاً نياز دارم باهام حرف بزني"

10:41.027 --> 10:44.428
يه‌کم طولاني‌تر بشه مي‌تونه بکشدش -
"مايک" -

10:50.135 --> 10:52.335
باب" دوباره دست به قتل زده"

10:53.636 --> 10:56.637
من بايد يه چيزي رو بدونم
من به کمکت احتياج دارم

10:58.041 --> 11:01.642
باب" تو خواب من بود . "لورا پالمر" هم"
تو خواب من بود . تو هم همينطور

11:02.244 --> 11:04.745
و "لورا" شب قبل از اينکه بميره
خواب من رو ديده

11:04.944 --> 11:06.445
همون خوابي که من ديدم

11:06.646 --> 11:09.647
من بايد پرده از رازش بردارم
جواب درون خود منه

11:09.848 --> 11:14.451
باب" و من وقتي باهم مي‌کشتيم"

11:14.853 --> 11:18.354
اين رابطه عالي وجود داشت

11:18.754 --> 11:20.454
اشتها

11:20.657 --> 11:22.357
ارضا شدن

11:22.557 --> 11:24.458
يه دايره طلايي

11:25.059 --> 11:26.659
يه دايره طلايي

11:29.662 --> 11:31.262
يه حلقه

11:31.464 --> 11:32.764
حلقه من

11:32.866 --> 11:34.966
من حلقه‌ام رو به غول دادم

11:35.167 --> 11:38.168
اون اينجا واسه ما شناخته‌شده‌ست

11:38.469 --> 11:39.669
پس اون واقعي‌ـه؟

11:40.271 --> 11:43.172
به همون اندازه که من واقعي‌ـم

11:43.873 --> 11:47.575
اون مي‌تونه کمکت کنه تا "باب" رو پيدا کني

11:47.975 --> 11:51.678
چطوري؟ -
اول بايد ازش بپرسي -

11:52.178 --> 11:53.679
چطوري بايد اين‌کار رو بکنم؟

11:54.280 --> 12:00.284
تو تمام سرنخ‌هاي لازم رو داري

12:02.386 --> 12:06.888
جواب اينجا نيست دوست من

12:08.190 --> 12:10.992
جواب اينجاست

12:11.193 --> 12:12.793
من متوجه نميشم

12:14.394 --> 12:17.795
مسئوليت خيلي زيادي‌ـه

12:45.117 --> 12:48.018
من تو رو مي‌شناسم

12:49.821 --> 12:56.225
اين شير تو رو خنک مي‌کنه
ولي حالا داره گرم‌تر ميشه

13:00.128 --> 13:02.530
"حالا داره گرم‌تر ميشه"

13:13.437 --> 13:15.938
هر چي تو اين کشوها هست رو جمع کنيد
و شماره بذارين . هر چيزي رو

13:16.240 --> 13:19.341
کوپ" ، ما آمار تلفناش رو بدست آورديم"
اين رو ببين

13:19.543 --> 13:22.845
همون شبي که "لورا" مُرد
همون تلفني که "ليلند" به ما گفت

13:23.045 --> 13:26.246
بن" شماره‌ـش رو از همين دفتر گرفته"

13:26.248 --> 13:27.748
"روباه سفيد"

13:28.048 --> 13:31.649
آره . سفيد و خشک‌شده
مدي" اينجا بوده"

13:32.051 --> 13:35.753
من فکر مي‌کنم "بن" اون رو توي اين دفتر کشته
بعد برده اون رو به آبشار

13:35.854 --> 13:39.255
اون "لورا" رو کشته
و اون "مدي" رو هم کشته

13:39.456 --> 13:43.358
مدلين فرگوسن" ديشب بين"
ساعت 10 و نيمه‌شب کشته شده

13:43.560 --> 13:46.160
اين مي‌خوره . ما از "بن" تا
نيمه‌شب خبر نداشتيم

13:46.262 --> 13:48.362
به همون اندازه نزديک‌ـه
که من بتونم ردش کنم

13:49.664 --> 13:51.764
"آزمايش خون "بن هورن

14:00.272 --> 14:02.172
يه چند دقيقه تا من اين رو راه بندازم

14:02.473 --> 14:04.374
بيشتر کشيده شدن سنسورهاش‌ـه

14:04.574 --> 14:06.775
دوست دارين آبپاش‌هاتون
متناوباً پرش داشته باشن؟

14:06.876 --> 14:08.676
اون رو هم الان رديف مي‌کنم

14:08.878 --> 14:12.480
من مي‌خوام راجبه بچه‌ام صحبت کنم
فرزند ما

14:12.780 --> 14:16.082
شايد -
شايد چي؟ -

14:16.683 --> 14:19.885
شايد اون بچه ماست . شايد هم نباشه

14:19.986 --> 14:21.486
ديک"؟"

14:21.787 --> 14:23.988
خداي من ، اون پدرش‌ـه؟

14:24.289 --> 14:26.890
اولش من خيال مي‌کردم تو پدرشي

14:26.991 --> 14:29.691
ولي خب ، تو بعدش گفتي
که هيچ اسپرمي نداري

14:31.394 --> 14:35.996
بعدش فکر کردم مال "ديک" باشه
حالا تو اومدي ميگي اسپرم‌هات برگشتن

14:36.298 --> 14:39.899
تا اونجايي که من مي‌تونم بگم 50-50ـه

14:41.802 --> 14:44.303
کجا داري ميري "اندي"؟

14:44.704 --> 14:46.704
چي‌کار داري مي‌کني؟

14:49.107 --> 14:51.107
به کي داري زنگ ميزني؟

14:51.508 --> 14:54.409
"مي‌خوام با "ريچارد تِرِمِين
از بخش لباس مردونه صحبت کنم

14:54.711 --> 14:56.711
بله . منتظر مي‌مونم

14:57.313 --> 14:59.412
تو که بهش صدمه‌اي نميزني . ميزني "اندي"؟

15:01.616 --> 15:04.517
تِرِمِين" ، "بِرِنان" هستم"
"اندي بِرِنان"

15:04.718 --> 15:06.218
ما بايد صحبت کنيم

15:07.320 --> 15:10.020
خودش‌ـه . اگه زياد سرت شلوغ نيست

15:23.331 --> 15:25.232
"توجامورا سان"

15:26.233 --> 15:28.734
اومدن‌تون نشونه لطف شماست

15:29.136 --> 15:31.036
شما تو زندان هستين

15:32.238 --> 15:34.139
...آره . خب

15:34.140 --> 15:37.641
کاملاً موقتي‌ـه . به شما اطمينان ميدم

15:38.343 --> 15:41.144
ما يه کاغذهايي داريم که بايد امضا بشن

15:42.245 --> 15:44.446
"قراردادهاي "گوست‌وود

15:46.348 --> 15:48.350
"توجامورا سان"

15:48.550 --> 15:52.152
متأسفم که يه مانعي وجود داره

15:52.853 --> 15:54.053
يه مانع؟

15:54.154 --> 15:57.955
مشکلات غيرمترقبه
بعضي قوانين طبيعت و چيزهاي ديگه

15:59.958 --> 16:03.759
من در اين برهه از زمان نمي‌تونم
قراردادهاي "گوست‌وود" رو امضا کنم

16:03.961 --> 16:07.863
پس شما 5 ميليون دلار من رو برگردونيد

16:08.664 --> 16:12.465
خب ، من مي‌خوام پول شما رو برگردونم

16:12.668 --> 16:14.568
من مي‌خوام قراردادها رو امضا کنم

16:15.970 --> 16:17.870
"توجامورا سان"

16:18.672 --> 16:22.674
همونطور که مي‌تونيد ببينيد
من زنداني هستم

16:23.875 --> 16:26.076
به اشتباه متهم شدم

16:27.278 --> 16:30.379
ولي برادر من...اون پسرک باهوش

16:30.681 --> 16:34.383
اون بيرون داره دنبال يه وکيل بهتر مي‌گرده

16:34.484 --> 16:37.385
و تا عدالت کار رو تموم کنه

16:37.585 --> 16:44.089
تا زماني که من بتونم از هوايي تنفس کنم
که مردم آزاد تنفس مي‌کنن

16:45.991 --> 16:48.692
من از شما مي‌خوام که متوجه باشين

16:50.895 --> 16:56.498
اين شب بلند و تاريک روح منه

16:57.199 --> 17:04.903
زمان جستجوي اون چيزه
سوسوي شعله کوچولوئه

17:05.806 --> 17:08.607
من رو ببخشيد . اين اواخر خيلي احساساتي شدم

17:23.718 --> 17:25.018
کاترين"؟"

17:25.220 --> 17:27.721
"بنجامين هورن"

17:28.022 --> 17:32.224
تو يه موش کوچولوي حرومزاده‌اي

17:32.525 --> 17:37.027
و من خيال دارم هر اون چيزي رو که
از وجود رقت‌انگيز تو هست

17:37.329 --> 17:39.028
رو به يه جهنم زنده تبديل کنم

17:39.129 --> 17:41.630
"کاترين"

17:43.232 --> 17:45.433
خداي من

17:45.635 --> 17:47.835
تو اومدي

17:51.439 --> 17:52.939
"کاترين"

17:53.241 --> 17:56.042
"کاترين" ، "کاترين"
به کلانتر "ترومن" بگو

17:56.143 --> 17:58.544
درمورد اون‌شبي که باهم گذرونديم

17:58.743 --> 18:01.644
همون شبي که "لورا" کشته شد

18:03.648 --> 18:05.348
تو مي‌خواي من خواهش کنم؟

18:05.548 --> 18:07.449
تو مي‌خواي من خواهش کنم؟
البته که خواهش خواهم کرد

18:07.950 --> 18:11.552
تو "گوست‌وود" و کارخونه رو
به نام من امضا مي‌کني؟

18:12.855 --> 18:14.254
بلافاصله

18:18.457 --> 18:20.358
"تغيير ظاهر هوشمندانه‌اي‌ـه "کاترين

18:20.760 --> 18:22.360
واقعاً بي‌نظيره

18:23.861 --> 18:27.164
امضا شد . مهر و موم شد

18:27.164 --> 18:30.265
و به دست شما رسيده شد

18:30.566 --> 18:33.067
حالا تو به کلانتر ميگي؟

18:33.269 --> 18:35.069
تو به کلانتر ميگي

18:35.571 --> 18:37.471
راجبش فکر مي‌کنم

18:37.772 --> 18:41.274
"کاترين" ، "کاترين"
يه لحظه صبر کن . يه لحظه صبر کن

18:42.375 --> 18:44.475
بالاخره حقيقت که هست

18:44.678 --> 18:49.280
واسه چي "بن"؟ ما تمام دوران بزرگسالي‌مون رو
به دروغ گفتن به همديگه پرداختيم

18:49.480 --> 18:51.981
براي چي حالا با حقيقت به گندش بکشيم؟

18:54.284 --> 18:55.984
"کاترين"

18:56.585 --> 18:58.486
"کاترين"

18:59.688 --> 19:02.489
"کاترين"

19:03.491 --> 19:04.791
"دانا"

19:04.991 --> 19:07.692
خيلي خوشحالم که يه سر زدي

19:08.293 --> 19:12.296
ما وقت اين رو نداشتيم که واسه يه مدت طولاني
بشينيم باهم صحبت کنيم

19:12.597 --> 19:15.298
ممکنه يه گيلاس ليموناد واست بيارم؟

19:15.600 --> 19:19.001
"نه . ممنون آقاي "پالمر
من فقط يه دقيقه وقت دارم

19:19.602 --> 19:23.003
اين واسه " مدي"ـه . يه نوار از اون ترانه‌اي
که من و "جيمز" ضبط کرديم

19:23.205 --> 19:25.004
مي‌خوام اونم يه کپي ازش داشته باشه

19:25.206 --> 19:27.006
اين محبت تو رو ميرسونه

19:27.207 --> 19:29.007
اون همه چيز رو در اين مورد به من گفت

19:29.208 --> 19:31.709
اون گفت که تجربه لذت‌بخشي بوده

19:31.811 --> 19:35.513
به‌هرحال اگه شما بتوني براش پستش کني
خيلي ممنون ميشم

19:36.014 --> 19:38.515
نه . اصلاً مشکلي نيست

19:43.119 --> 19:44.819
مشکلي پيش اومده؟

19:45.020 --> 19:46.620
نه

19:48.023 --> 19:50.023
...اون عينک

19:51.525 --> 19:53.525
اون مال "لورا" هست . "مدي" اون رو بهم داد

19:54.427 --> 19:56.527
فکر کردم آشنا به‌نظر ميرسه

20:12.741 --> 20:13.941
"آقاي "پالمر

20:15.142 --> 20:18.444
ميدونستيد که اونا دفتر خاطرات
مخفي "لورا" رو پيدا کردن؟

20:19.345 --> 20:23.847
دفتر خاطرات؟ آره
اونا از تو اتاقش برش‌داشتن

20:24.549 --> 20:27.050
نه . اون يکي رو ميگم که پليس پيدا کرد

20:27.351 --> 20:28.851
اون يکي ديگه هم داشت

20:28.952 --> 20:31.553
من اصلاً درموردش چيزي نميدونستم
شما ميدونستين؟

20:33.355 --> 20:34.655
نه

20:35.057 --> 20:37.459
اون داده بودش به يه مردي
"به نام "هارولد اسميت

20:39.060 --> 20:41.961
هارولد" چند روز پيش خودش رو کشت"

20:42.162 --> 20:44.063
پليس اون رو تو آپارتمانش پيدا کرد

20:44.263 --> 20:45.963
خداي من

20:46.565 --> 20:48.766
من هيچي نميدونستم

20:49.968 --> 20:52.769
من آرزو دارم ميدونستم توش چي نوشته بود
شما اينطور فکر نمي‌کنين؟

20:53.070 --> 20:55.371
من تمام مدت به "لورا" فکر مي‌کنم

21:00.575 --> 21:02.577
من رو ببخش

21:06.780 --> 21:08.179
بله؟

21:08.581 --> 21:11.582
آره . "بِت" ، حال‌ـت چطوره؟

21:12.283 --> 21:14.584
نه . از ديروز تا حالا نه

21:14.886 --> 21:18.088
البته "بِت" . من "مدي" رو خودم بردم
ايستگاه اتوبوس

21:19.289 --> 21:20.688
...خب ، من

21:20.890 --> 21:24.491
من مطمئنم واسه اين مسئله يه دليل
قابل توجيه‌اي وجود داره

21:24.793 --> 21:27.194
بله . البته . فوراً بهت زنگ ميزنم

21:27.495 --> 21:28.895
تا يه ساعت ديگه

21:28.996 --> 21:30.295
"خداحافظ "بِت

21:39.303 --> 21:40.603
مدي"؟"

21:41.805 --> 21:44.006
اين عجيب‌ترين چيز ممکنه

21:44.407 --> 21:46.007
اون اصلاً به خونه نرسيده

21:46.308 --> 21:48.008
خدايا

21:54.814 --> 21:57.915
دانا" ، تو نگران هيچي نباش"

21:59.017 --> 22:01.117
من واسه خودمون يه‌خُرده ليموناد ميارم

22:01.419 --> 22:07.524
و ما ميشينيم و يه فکري مي‌کنيم
و يه کاري مي‌کنيم اين مشکل حل بشه

22:08.123 --> 22:09.823
باهم

22:49.454 --> 22:51.755
من ميدونم اون منتظر ما بود
منظورم اينه که

22:51.955 --> 22:54.357
حدس ميزنم من خودخواه بودم
من فکر مي‌کردم مي‌تونم هميشه ببينمش

22:54.657 --> 22:56.457
ميسولا" اونقدر دور نيست . درسته؟"

22:56.658 --> 23:00.260
دانا" ، تو داري خيلي بار"
روي قلب‌ـت تحمل مي‌کني

23:00.362 --> 23:02.863
من مطمئنم اون حالش خوبه

23:04.264 --> 23:06.865
من درمان درد تو رو ميدونم

23:07.166 --> 23:08.267
خيلي ساده‌ست . جدّي ميگم

23:08.768 --> 23:10.868
هميشه باعث ميشه من حالم خوب بشه

23:54.301 --> 23:58.703
ميشه باهم برقصيم لطفاً؟

24:38.132 --> 24:40.032
تو همونجا به‌ايست

24:48.741 --> 24:50.140
هري"؟"

24:50.241 --> 24:52.142
ليلند" ، ما به کمک تو نياز داريم"

24:52.443 --> 24:53.843
چي شده؟

24:53.943 --> 24:56.544
يه قتل ديگه اتفاق افتاده -
خداي من -

24:56.646 --> 25:00.647
نمي‌تونم بهت بگم چرا و چطور ولي همينقدر بهت ميگم
که ما همين الان به کمک تو نياز داريم

25:00.849 --> 25:03.750
خيلي‌خب ، هر کمکي باشه حتماً
بذار کتم رو بيارم

25:11.657 --> 25:13.657
"مدي"

25:14.959 --> 25:16.359
"مدي"

25:35.974 --> 25:38.274
چي شده؟ مشکل چيه؟

25:38.776 --> 25:41.578
درباره "مدي"ـه -
اون چي شده؟ -

25:42.078 --> 25:43.579
اون مُرده

25:44.080 --> 25:47.681
قاتل همون قاتل‌ـه
همون کسي که "لورا" رو کشت

25:51.785 --> 25:54.587
من شنيدم آقاي "پالمر" يه تلفن
از طرف مادرش داشت

25:54.888 --> 25:56.688
اون گفت که اون هنوز به خونه نرسيده

25:56.889 --> 25:59.390
بعد اونا اومدن که باهاش صحبت کنن
..."کلانتر "ترومن

25:59.492 --> 26:01.392
ما مي‌تونستيم کمکش کنيم -
چطوري؟ -

26:01.592 --> 26:03.092
ما مي‌تونستيم کمکش کنيم -
چطوري؟ -

26:03.294 --> 26:04.894
نميدونم

26:07.196 --> 26:10.197
اين اصلاً خوب نيست -
منظورت چيه؟ -

26:10.999 --> 26:12.799
منظورت ماييم؟

26:15.602 --> 26:19.403
من بايد برم -
جيمز" ، اين تقصير ما نيست . نرو" -

26:19.506 --> 26:21.306
مسئله اين نيست . نمي‌بيني؟

26:21.507 --> 26:24.609
هر کاري که ما مي‌کنيم مهم نيست
هيچ‌وقت چيزي عوض نميشه

26:24.809 --> 26:29.411
اصلاً مهم نيست که ما خوشحاليم
و بقيه مردم ميرن به جهنم

26:31.514 --> 26:33.614
"از اينجا نرو "جيمز

26:34.816 --> 26:37.017
جيمز" ، من رو ترک نکن"

27:21.950 --> 27:23.450
"هري"

27:25.153 --> 27:26.453
"ليلند"

27:26.654 --> 27:30.155
ما واسه چي اينجاييم مأمور "کوپر"؟

27:31.457 --> 27:33.557
کسي رو قراره ملاقات کنيم؟

27:33.759 --> 27:35.259
بله

27:35.260 --> 27:37.060
قاتل؟

27:37.162 --> 27:39.862
نميدونم . شايد

27:43.966 --> 27:45.467
اِد" ، خوشحالم که تو اينجايي"

27:45.668 --> 27:48.269
من به کمک همه براي خالي کردن
اتاق احتياج دارم

27:48.470 --> 27:51.271
من يه فضاي بزرگ در وسط مي‌خوام

27:52.673 --> 27:54.173
البته

28:04.782 --> 28:08.283
درود ، درود . تمام بچه‌ها اينجان

28:10.886 --> 28:13.187
بابي" ، واسه چي چرخ"
لئو" رو نمي‌بري اونور؟"

28:13.388 --> 28:15.088
کاملاً ساکت بمون . متوجه حرفم شدي؟

28:15.289 --> 28:17.289
"يه تکوني به خودت بده "هاوک

28:24.896 --> 28:27.897
آقايان ، 2 روز پيش يه زن جوون
مُرده پيدا شد

28:28.198 --> 28:32.701
فکر مي‌کنم توسط همون فرد مسئول
«مرگ «لورا پالمر

28:33.602 --> 28:37.804
من دلايلي واسه خودم دارم که باور داشته باشم
که قاتل توي اين اتاق‌ـه

28:38.606 --> 28:41.207
به‌عنوان يک عضو از اداره
من بيشتر وقتم رو

28:41.309 --> 28:44.410
به جستجوي جواب‌هاي ساده
براي سوالات پيچيده پرداختم

28:44.710 --> 28:48.212
در پيگيري قتل "لورا" من از راهنماهاي
دفتري کمک گرفتم

28:48.513 --> 28:54.517
"تکنيک‌هاي کاراگاهي ، روش "تبت
قريحه و شانس

28:54.618 --> 28:57.318
ولي حالا خودم رو محتاج پيدا کردن
يه چيز جديد ديدم

28:57.419 --> 29:02.622
چيزي که به دليل فقدان کلمه مناسب
بايد بهش بگم جادو

29:06.827 --> 29:09.027
مي‌خوايد ما زمزمه کنيم؟

29:09.828 --> 29:12.429
يه دعاي "تبت"ـي رو شايد

29:12.830 --> 29:16.532
من فکر مي‌کنم خيلي خوب جواب ميده
شما اينطور فکر نمي‌کنين؟

29:18.035 --> 29:19.635
حالا چي؟

29:20.637 --> 29:23.038
هري" ، من کاملاً مطمئن نيستم"

29:24.339 --> 29:26.940
يه کسي کم‌ـه

29:34.146 --> 29:36.347
ما رو ببخشيد

29:37.048 --> 29:39.749
سرگرد "بريگز" ، سر وقت اومدين

29:40.050 --> 29:41.951
من داشتم ميرفتم خونه

29:42.053 --> 29:47.756
اين نجيب‌زاده مهربون برام دست تکون داد
خواهش کرد که اگه ميشه برسونمش اينجا

30:02.067 --> 30:05.769
من اون آدامس رو مي‌شناسم
بچه بودم زياد ازش مي‌جوئيدم

30:06.270 --> 30:08.771
اون آدامس محبوب من تو دنياست

30:08.971 --> 30:13.974
آدامسي که تو دوست داري
داره به حالت عادي برميگرده

30:30.386 --> 30:35.389
پدرم من رو کشت

31:20.023 --> 31:21.923
"بن هورن"

31:22.024 --> 31:24.525
ازت مي‌خوام که تا دفتر کلانتري
من رو همراهي کني

31:26.127 --> 31:29.429
ممکنه بخواي "ليلند پالمر" رو به‌عنوان
وکيلت همراه خودت بياري

32:17.864 --> 32:20.464
بياين ببريمش براي بازجويي

32:23.068 --> 32:26.069
مأمور "کوپر" ، آيا قراره بهش
اتهامي وارد بشه؟

32:26.170 --> 32:27.670
بله

32:27.671 --> 32:30.773
پس من فکر مي‌کنم هر چه زودتر
بايد کار ضمانت رو شروع کنم

32:31.074 --> 32:33.074
اون توي دادگاه حاضر خواهد شد

32:36.078 --> 32:37.579
"هري"

32:58.894 --> 33:00.494
"همه چيز درست ميشه "بن

33:18.108 --> 33:20.208
هاوک" ، "بن" رو ببر طبقه بالا"
و آزادش کن

33:20.409 --> 33:22.610
ليلند"؟" -
اون "ليلند" نيست -

33:25.313 --> 33:26.913
از کجا ميدونستي؟

33:27.114 --> 33:29.615
لورا" تو خوابش به من گفت"

33:29.717 --> 33:32.018
ما بايد يه مدرک معتبرتر از اين داشته باشيم

33:32.018 --> 33:34.018
نظرت راجبه يه اعتراف چيه "هري"؟

33:36.021 --> 33:37.921
تو حق داري وکيل داشته باشي

33:38.123 --> 33:41.924
اگه نمي‌توني وکيلي انتخاب کني
يکي واست تعيين خواهد شد

33:55.935 --> 34:00.338
آره . فکر مي‌کنم مي‌خواين
ازش سوالاتي کنين

34:01.240 --> 34:03.540
تو "لورا پالمر" رو کشتي؟

34:09.646 --> 34:11.146
بله

34:11.747 --> 34:13.546
مدلين فرگوسن" رو چي؟"

34:13.748 --> 34:15.547
تو چي فکر مي‌کني؟ -
من دارم از تو سوال مي‌کنم -

34:15.850 --> 34:17.550
تو چي فکر مي‌کني؟ -
به سوال جواب بده -

34:17.851 --> 34:21.152
لعنتي ، گندش بزنن
فکر کنم يه‌جورايي اين‌کار رو کردم

34:21.153 --> 34:23.054
من اين‌کارها رو با چاقو کردم

34:23.255 --> 34:26.056
درست مثل اون بلايي که اون‌موقع
تو "پيتزبورگ" سرت اومد

34:26.158 --> 34:28.059
مگه نه "کوپر"؟

34:30.060 --> 34:31.760
"ليلند"

34:31.962 --> 34:34.163
"ليلند" ، "ليلند"

34:34.364 --> 34:36.364
تو وسيله نقليه خوبي بودي

34:36.465 --> 34:38.665
و من از سواري لذت بردم

34:38.867 --> 34:41.068
ولي حالا اون ضعيف‌ـه و پر از سوراخ شده

34:41.268 --> 34:45.170
ولي حالا ديگه نزديک‌ـه مثل يه بوفالو بترکه

34:45.571 --> 34:47.271
ليلند" ميدونه که تو چي‌کار کردي؟"

34:47.673 --> 34:49.874
ليلند" مثل يه بچه تو جنگل‌ـه"

34:50.074 --> 34:54.176
مثل يه سوراخ بزرگ
درست جايي که وجدانش بايد باشه

34:54.378 --> 34:58.179
و وقتي من ميرم بچه‌ها
اون ريسمانش رو مي‌کشم

34:58.480 --> 35:01.982
و شما "ليلند" رو مي‌بينين
يادتون باشه که نگاش کنين

35:02.283 --> 35:04.283
ولي نه براي يه مدت طولاني

35:13.692 --> 35:15.292
براي من کافيه

35:38.109 --> 35:39.610
"ديک"

35:39.810 --> 35:42.212
ميشه لطفاً با من بياي؟

35:48.117 --> 35:51.318
خيلي‌خب ، اين کاريه که بايد انجام بشه

35:51.519 --> 35:53.921
من مي‌خوام که بچه‌ام رو نگه دارم

35:55.222 --> 35:57.122
اصلاً جاي اظهارنظري هم وجود نداره

35:57.624 --> 36:01.025
مي‌فهمم -
ساکت باش . بذار اون حرف بزنه -

36:01.827 --> 36:03.127
فندک داري؟

36:07.930 --> 36:09.630
نه

36:11.534 --> 36:13.234
داشتي مي‌گفتي

36:14.936 --> 36:17.036
فقط يه راه براي حل کردن اين مسئله وجود داره

36:17.238 --> 36:20.940
اونا يه وسيله‌اي دارن که گروه خون
پدر رو آزمايش مي‌کنه

36:21.240 --> 36:23.040
مي‌تونه تو باشي

36:23.243 --> 36:24.943
يا ممکنه تو باشي

36:25.644 --> 36:29.445
اونا اين آزمايش رو تا وقتي
بچه به دنيا بياد انجام نميدن

36:29.547 --> 36:35.150
تا اون زمان من از هر دوـي شما
آقايان انتظار همکاري دارم

36:35.351 --> 36:37.451
" هر چي تو بگي "لوسي

36:37.953 --> 36:39.652
منظورم اينه که بچه توئه

36:40.055 --> 36:41.754
ممنون

36:52.662 --> 36:54.863
گوره خوني "بن هورن" اشتباهه

36:54.965 --> 36:58.267
هري" ، جواب مسئله از همون اولش"
جلوي چشمم بوده

36:58.468 --> 37:01.269
مرد کوتوله تو خواب من چي‌کار مي‌کرد؟

37:03.671 --> 37:04.871
اون ميرقصيد

37:05.173 --> 37:08.573
"بعد از مرگ "لورا
ليلند" به‌صورت اجباري ميرقصيد"

37:08.674 --> 37:11.776
به ما گفته شده بود که «باب» قاتل
يه مردي‌ـه با موهاي خاکستري

37:11.977 --> 37:14.978
بعد از اينکه "ليلند" "ژاک" رو کشت
موهاش يه شبِ خاکستري شدن

37:15.180 --> 37:16.780
ليلند" گفت وقتي اون بچه بوده"

37:16.781 --> 37:19.382
مرد مو خاکستري همسايه بغلي
اسمش "رابرتسون" بوده

37:19.482 --> 37:22.183
مايک" گفت مردماني که "باب" باهاشون"
خو مي‌گرفته بچه‌ها بودن

37:22.484 --> 37:25.085
"رابرتسون" پسر "رابرت"

37:25.287 --> 37:27.688
حروفي که از زير ناخن‌ها پيدا شدن
آر.اُ.بي.تي" هستن"

37:27.888 --> 37:31.590
باب" اسم خودش رو تلفظ مي‌کرده"
يک امضا از چهره هيولايي خودش

37:32.292 --> 37:33.691
براي چي اون رو بايد مي‌کشته؟

37:33.692 --> 37:35.593
لورا" توي دفتر خاطراتش"
درمورد "باب" مي‌نوشته

37:35.794 --> 37:38.896
ليلند" پيداش مي‌کنه . صفحاتش رو پاره مي‌کنه"
لورا" ميدونسته که اون دنبالش‌ـه"

37:39.196 --> 37:41.697
اون "ليلند" بوده که اون تلفن رو
از دفتر "بن هورن" به "لورا" زده

37:41.899 --> 37:43.399
اونم تو شبي که اون مي‌ميره

37:43.600 --> 37:45.801
اون سومين مرد بيرون کلبه "ژاک" بوده

37:46.002 --> 37:50.005
اون دخترها رو به واگن قطار مي‌بره
"اين خون اون بوده ، نه خون "بن هورن

37:50.405 --> 37:53.906
پس واسه چي "مدي" رو کشته؟ -
شايد به‌خاطر اينکه اون "لورا" رو بخاطرش مياورده -

37:53.907 --> 37:56.608
مدي" داشته ميرفته خونه"
اون نمي‌تونسته تحمل کنه که ازش جدا بشه

37:56.910 --> 37:58.410
اون مي‌خواسته که اون تجربه رو
دوباره امتحان کنه

37:58.712 --> 38:01.713
يا شايد اون دختره پي برده بوده
که "باب" قاتل‌ـه و اون فهميده

38:02.414 --> 38:05.115
"حالا اين "باب

38:05.115 --> 38:09.218
اون نمي‌تونه حقيقتاً وجود داشته باشه
منظورم اينه که "ليلند" فقط ديونه‌ست . درسته؟

38:09.619 --> 38:12.620
در راستاي تاريکي عاقبت‌هاي گذشته

38:12.922 --> 38:16.123
جادوگر برميخيزد که ببيند

38:16.123 --> 38:19.625
يک زمزمه و دعا بين 2تا دنيا

38:19.926 --> 38:23.327
آتش با من قدم برميدارد

38:24.829 --> 38:27.730
من تو را با کفن خواهم گرفت

38:28.032 --> 38:30.633
ممکنه فکر کرده باشي که من ديوونه شدم

38:30.734 --> 38:34.636
ولي من قول ميدم که دوباره بکشم

39:07.560 --> 39:09.260
"عجله کن "هري

39:09.662 --> 39:10.662
کليد

39:13.165 --> 39:15.165
"ليلند"

39:15.966 --> 39:17.467
"ليلند"

39:17.768 --> 39:20.269
"هري"..."ليلند"

39:28.776 --> 39:30.276
آمبولانس خبر کن

39:31.578 --> 39:34.579
"خداي من ، "لورا

39:35.081 --> 39:36.681
من اون رو کشتم

39:36.782 --> 39:40.583
خداي من ، من دخترم رو کشتم

39:41.085 --> 39:42.586
من نميدونستم

39:42.786 --> 39:44.586
"من رو ببخش "لورا

39:44.988 --> 39:46.889
من رو ببخش

39:47.290 --> 39:49.590
خدايا -
چيزي نيست -

39:49.991 --> 39:51.892
همه چيز روبراهه

39:53.694 --> 39:56.096
من فقط يه پسربچه بودم

39:56.796 --> 39:59.096
من اون رو توي خواب‌هام ديدم

39:59.298 --> 40:02.199
اون گفت که دوست داره بازي کنه

40:03.001 --> 40:08.304
اون من رو باز کرد . خودش رو دعوت کرد
و اومد درون من

40:08.704 --> 40:09.905
اون رفت داخل؟

40:10.006 --> 40:14.308
وقتي که داخلم بود نميدونستم

40:14.609 --> 40:19.612
و وقتي که اون رفت من نمي‌تونستم يادم بياد

40:19.812 --> 40:22.213
اون من رو وادار کرد به کارهايي انجام بدم

40:23.015 --> 40:24.916
کارهاي وحشتناک

40:25.117 --> 40:27.718
اون گفت که اون مي‌خواد جون بگيره

40:27.919 --> 40:29.419
اون ديگران رو مي‌خواست

40:29.620 --> 40:34.422
کسايي رو که بتونه مثل من ازشون استفاده کنه

40:35.324 --> 40:36.924
مثل "لورا"؟

40:37.025 --> 40:38.425
اونا مي‌خواستنش

40:38.526 --> 40:41.728
اونا "لورا" رو مي‌خواستن ولي اون قوي بود

40:42.029 --> 40:43.729
اون باهاشون جنگيد

40:43.930 --> 40:46.131
اون نذاشت که داخلش بشن

40:46.733 --> 40:48.733
خدايا

40:49.034 --> 40:52.435
اونا من رو وادار کردن که
اون دختره "تريسا" رو بکشم

40:54.438 --> 40:57.439
...و اونا گفتن

40:58.041 --> 41:00.842
اگر "لورا" رو بهشون ندم

41:01.043 --> 41:03.944
اونا وادارم مي‌کنن که اون رو هم بکشم

41:04.746 --> 41:07.147
ولي اون نذاشت که اونا برن داخل؟

41:09.248 --> 41:13.850
اون گفت قبل از اينکه
اونا بيان داخل اون مُرده

41:15.253 --> 41:18.154
و اونا وادارم کردن که بکشمش

41:19.356 --> 41:23.058
خدايا ، به من رحم کن

41:23.959 --> 41:26.360
من چي‌کار کردم؟

41:27.261 --> 41:29.662
من چي‌کار کردم؟

41:30.364 --> 41:34.766
خدايا ، من دوستش دارم

41:34.867 --> 41:38.569
با تمام قلبم دوستش دارم

41:39.770 --> 41:42.671
فرشته من ، من رو ببخش

41:48.378 --> 41:50.077
"ليلند"

41:56.182 --> 41:59.783
ليلند" ، زمان براي تو از راه رسيده"
که مسير رو جستجو کني

42:00.486 --> 42:03.788
روح‌ـت تو رو با نور پاکي روبرو کرده

42:03.888 --> 42:07.289
و حالا تو قراره که با حقيقت اون روبرو بشي

42:07.390 --> 42:10.992
که در اون همه چيزها مثل آسمان
تهي و بدون ابر هستن

42:11.493 --> 42:16.296
که در اون هوشمندي پاک و برهنه
مثل يه لايه شفاف‌ـه

42:16.398 --> 42:19.499
بدون محيط يا مرکز

42:20.100 --> 42:22.901
ليلند" ، در اين لحظه تو خودت رو مي‌شناسي"

42:23.201 --> 42:25.603
و در اون قسمت منتظر مي‌موني

42:27.605 --> 42:30.006
"به نور نگاه کن "ليلند

42:30.507 --> 42:32.507
روشنايي رو پيدا کن

42:33.409 --> 42:35.209
من مي‌بينمش

42:36.412 --> 42:40.314
درون روشنايي "ليلند" ، درون روشنايي

42:40.615 --> 42:44.116
من اون رو مي‌بينم

42:44.918 --> 42:47.719
اون اينجاست

42:47.919 --> 42:50.321
"درون روشنايي "ليلند

42:50.921 --> 42:53.322
اون زيباست

42:53.823 --> 42:55.724
درون روشنايي

42:58.027 --> 42:59.827
"لورا"

43:00.629 --> 43:02.629
نگران نباش

43:59.672 --> 44:02.373
اون کاملاً ديوونه بود

44:02.573 --> 44:03.973
اينطور فکر مي‌کني؟

44:04.174 --> 44:05.974
ولي مردم "باب" رو ديدن

44:06.176 --> 44:11.078
مردم اون رو تو روياها ديدن
"لورا" ، "مدي" ، "سارا پالمر"

44:11.279 --> 44:16.483
آقايان ، در بهشت و زمين بيشتر هست
تا در خيالات فلسفي ما

44:16.985 --> 44:18.285
آمين

44:20.086 --> 44:23.487
خب ، من بيشتر عمرم رو
تو اين جنگل قديمي زندگي کردم

44:24.689 --> 44:27.791
من بعضي چيزهاي عجيب ديدم
ولي اين ديگه خارج از حد هست

44:27.992 --> 44:31.392
من براي باور کردنش زمان سختي رو مي‌گذرونم

44:31.895 --> 44:33.495
هري" ، راحت‌ترـه که باور کني"

44:33.596 --> 44:36.397
يه مرد به دختر خودش تجاوز کنه
و اون رو بکشه؟

44:36.798 --> 44:38.800
بيشتر آرومت مي‌کنه؟

44:39.400 --> 44:41.000
نه

44:42.202 --> 44:47.004
شيطان به اين بزرگي
...در اين دنياي زيباي ما

44:48.607 --> 44:51.608
بالاخره مهمه که چي باعثش شده؟

44:52.009 --> 44:55.810
آره . واسه اينکه کار ما متوقف کردن اونه

44:57.314 --> 44:58.613
آره

45:03.318 --> 45:05.819
شايد اين همه "باب" باشه

45:06.320 --> 45:08.220
کارهاي شيطاني که انسان‌ها مي‌کنن

45:09.422 --> 45:11.522
شايد اصلاً مهم نباشه که
ما اسمش رو چي ميذاريم

45:11.623 --> 45:13.323
شايد هم نه

45:15.226 --> 45:17.627
اما اگر اون واقعي بود و اگر اينجا بود

45:17.728 --> 45:19.527
و اگر ما دستگيرش کرده بوديم

45:19.730 --> 45:21.730
و اون رفته

45:23.133 --> 45:25.133
باب" الان کجاست؟"

45:48.900 --> 45:49.900
Ellen : مترجم

45:50.900 --> 45:51.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
