WEBVTT

00:27.100 --> 00:28.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:29.100 --> 00:34.300
"Twin Peaks"
فصل 2
قسمت 2 : کما

00:35.300 --> 00:36.300
Ellen : مترجم

01:56.242 --> 02:00.910
سنت بودايي براي اولين‌بار در قرن
5ـم ميلادي به سرزمين برفي اومد

02:01.079 --> 02:03.445
اولين پادشاه «تبت»ـي که با
دارما" ارتباط برقرار کرد"

02:03.615 --> 02:05.742
پادشاه "هات‌هات‌ها ريگنامپوتسان" بود

02:05.918 --> 02:10.186
اون و پادشاهان موفق به‌عنوان
يک نسل شادمان شناخته ميشن

02:10.355 --> 02:14.791
حالا بعضي از تاريخ‌شناس‌ها اونا رو توي سال
مار آبي» حدود 213 بعد از ميلاد قرار ميدن»

02:15.328 --> 02:18.956
«و بقيه اونا رو توي سال «گاو نر آبي
حدود سال 173 بعد از ميلاد قرار ميدن

02:19.132 --> 02:21.326
جالبه ، نه؟ نسل شادمان

02:21.500 --> 02:23.831
مأمور "کوپر" ، من واقعاً به اين قطعات
درمورد اينکه چطوري "دارما" اومد

02:24.004 --> 02:25.435
سراغ شاه "هو هو هو" علاقه دارم
واقعاً علاقه دارم

02:25.604 --> 02:27.833
ولي من الان دارم سعي مي‌کنم که
روي مسائل ضروري‌تر

02:28.007 --> 02:29.633
قرن خودمون تمرکز کنم
"اينجا توي "توئين پيکس

02:30.177 --> 02:33.702
آلبرت" ، بايد بگم که تو از ارتباط"
2تا مسئله خيلي جا مي‌خوري

02:34.114 --> 02:35.671
روشنم کن

02:36.015 --> 02:38.983
رانِت پولاسکي" از کما بيرون اومده"

02:39.186 --> 02:40.653
و؟

02:41.787 --> 02:43.845
و من فکر مي‌کنم که اون وقتي توانايي
صحبت کردن رو بدست بياره

02:44.023 --> 02:46.651
يه داستان حسابي براي گفتن داشته باشه -
مگه اون صحبت نمي‌کنه؟ -

02:47.462 --> 02:50.987
به‌هوش اومده ولي ساکت‌ـه
احتمالاً شوک‌زده‌ست

02:51.998 --> 02:54.897
"من مي‌خوام طراحي‌هاي "لئو جانسون" و "باب

02:55.102 --> 02:57.229
همون مردي که "سارا پالمر" توي روياهاش ديده بود
رو نشونش بدم

02:57.405 --> 02:59.304
همون مردي که توي خوابم به سراغم اومد

02:59.606 --> 03:02.097
"اصلاً تا حالا تو اين چند هفته اخير کسي "باب
رو اين اطراف ديده؟

03:02.309 --> 03:04.106
نه . هنوز نه

03:04.979 --> 03:08.379
باشه . من کالبدشکافي
ژاک رنو" رو انجام دادم"

03:08.549 --> 03:10.379
محتويات معده‌ـش آشکار شد

03:10.551 --> 03:12.917
بذار ببينم
"بطري‌هاي آبجو ، جواز شغل در "مريلند

03:13.121 --> 03:16.988
نصف چرخ يه دوچرخه ، يه بز
و يه عروسک کوچيک چوبي

03:17.159 --> 03:18.751
که اسمش «پينوکيو» هست

03:18.993 --> 03:20.550
داري شوخي مي‌کني

03:20.763 --> 03:23.230
من مي‌خوام درمورد خودم
به‌عنوان يک نسل شادمان فکر کنم

03:24.166 --> 03:26.532
و به‌هرحال اون پسره چاق
خفه نشده بود

03:26.702 --> 03:29.193
قاتل جلوي بيني اون رو با يه متکا گرفته بوده
دستکش هم دستش بوده

03:29.371 --> 03:30.997
چسبي که دور مچ دستش پيچيده شده بوده
دزدي بوده

03:31.173 --> 03:33.038
و از کمد وسايل بيمارستان دزديده شده بوده
همه‌ـش همين بود

03:33.243 --> 03:36.405
اگه "ژاک" هر رازي رو ميدونست اون رو
با خودش برد زير خاک

03:37.446 --> 03:40.573
درمورد کارخونه چي؟ -
خب ، نظريه اول آتش‌سوزي عمدي‌ـه -

03:40.750 --> 03:42.876
من "لئوجانسون" رو مقصر ميدونم

03:43.286 --> 03:45.277
ما بايد از "شلي جانسون" اظهارنامه بگيريم

03:45.522 --> 03:47.921
بيمارستان ميگه که اون به حد کافي
سلامتش رو بدست آورده

03:49.725 --> 03:50.851
چطوري؟

03:52.595 --> 03:54.721
من؟ -
من فکر مي‌کنم که طبق رسم و رسومات بايد -

03:54.897 --> 03:57.388
احوال کسي رو پرسيد که به يک‌بارـه 3دفعه
به جونش تجاوز شده

03:58.268 --> 03:59.359
ممنون از احوالپرسي‌ـت

03:59.537 --> 04:01.970
احساساتي نشو -
کي به من شليک کرد "آلبرت"؟ -

04:03.072 --> 04:04.732
افراد من دارن از ميهمانان
هتل بازجويي مي‌کنن

04:04.942 --> 04:06.966
مأموران قانون هنوز هيچي نميدونن

04:07.178 --> 04:09.738
و همينطور ماهيگيران مست پرنده
هيچ چيز بعيد نيست

04:09.915 --> 04:11.745
پيرترين خدمتکار جهان

04:11.916 --> 04:14.384
هيچ چيزي رو به غير از مسائل معمول
اون‌شب يادش نمياد

04:14.552 --> 04:16.109
هيچ جاي تعجبي نيست

04:16.320 --> 04:19.982
خانم "درولکاپ" هم ميشه گفت
ذهنش همه‌جا پرسه ميزنه

04:22.494 --> 04:25.791
آلبرت" ، انگشتر من گم شده"

04:28.333 --> 04:31.495
ديروز اينجا بود ولي امروز ديگه نيست

04:32.269 --> 04:33.293
خب؟

04:34.206 --> 04:37.402
"من خيلي خوشحالم که تو کنار ما هستي "آلبرت
ما به بهترين‌ها نياز داريم

04:37.609 --> 04:40.771
انجام وظيفه تنها چيزي نيست که
"باعث شده من اينجا برگردم "کوپر

04:41.781 --> 04:44.214
چه چيز ديگه‌اي هست؟ -
"ويندوم ارل" -

04:47.486 --> 04:49.476
مأمور "ارل"؟

04:50.122 --> 04:51.452
اون بازنشسته شده

04:53.225 --> 04:55.351
درحالي‌که روي يک صندلي با
مچ‌هاي بسته نشسته بود

04:55.527 --> 04:57.518
و در معرض خنده عموم قرار گرفته بود

04:58.030 --> 04:59.257
چه اتفاقي افتاده؟

05:00.032 --> 05:01.328
هيچ‌کس نميدونه

05:03.336 --> 05:05.803
"همکار قديميت ، يار و ياور قديميت "کوپ

05:06.005 --> 05:09.303
اون فرار کرد و توي هوا غيب شد

05:09.810 --> 05:11.777
اين اصلاً خوب نيست

06:06.534 --> 06:08.399
سلام؟

06:10.239 --> 06:13.833
خانم "تريموند"؟ سرويس غذاي شما

06:14.757 --> 06:15.757
سلام؟

06:16.378 --> 06:18.311
بيا تو

06:26.089 --> 06:28.454
خانم "تريموند"؟

06:31.227 --> 06:33.285
مي‌تونم غذاتون رو بذارم اينجا؟

06:33.463 --> 06:35.761
آره . خوبه

06:51.382 --> 06:52.905
خانم؟

06:53.218 --> 06:54.343
سلام

06:54.952 --> 06:59.047
بعضي‌وقت‌ها چيزها مي‌تونن فقط
به اين شکل اتفاق بيفتن

07:08.600 --> 07:10.966
ذرت کرم‌دار

07:14.741 --> 07:17.867
تو توي اون بشقاب ذرت کرم‌دار مي‌بيني؟

07:21.279 --> 07:22.438
بله

07:23.315 --> 07:26.647
من ذرت کرم‌دار سفارش نداده بودم

07:29.956 --> 07:33.413
تو توي اون بشقاب ذرت کرم‌دار مي‌بيني؟

07:37.030 --> 07:38.690
نه

07:46.673 --> 07:51.439
نوه من جادوگري ياد مي‌گيره

07:52.513 --> 07:53.979
جالبه

08:02.523 --> 08:03.955
تو کي هستي؟

08:05.426 --> 08:08.826
من جاي "لورا پالمر" رو توي
سرويس غذاهاي سفارشي گرفتم

08:13.000 --> 08:14.466
اون مُرده

08:17.305 --> 08:18.965
شما اون رو به خوبي مي‌شناختين؟

08:24.879 --> 08:26.345
نه

08:35.224 --> 08:36.520
"خيلي‌خب خانم "تريموند

08:36.692 --> 08:40.821
من فردا برميگردم و اين بشقاب رو برميدارم
و نهارتون رو ميارم

08:41.497 --> 08:44.363
اونا براي من غذاي بيمارستان مياوردن

08:45.468 --> 08:47.459
تصورش رو بکن

08:50.907 --> 08:52.840
خانم جوان

08:53.744 --> 08:56.405
تو بايد بري سراغ همسايه کناري من
"آقاي "اسميت

08:57.914 --> 09:00.541
اون با "لورا" دوست بود

09:07.390 --> 09:11.520
آقاي "اسميت" از خونه‌ـش بيرون نمياد

09:45.544 --> 09:46.544
سلام

09:55.542 --> 09:59.672
اون به‌نظر دختر خيلي خوبي ميومد

10:52.834 --> 10:54.494
«ممنون «هري

11:06.749 --> 11:08.238
"رانِت"

11:21.764 --> 11:24.197
من نمي‌تونم اين رو کار بندازم

11:28.638 --> 11:30.571
"ما رو ببخش "رانِت

11:33.209 --> 11:34.836
وايسا

11:37.047 --> 11:43.144
قبل از هر چيز روش استفاده از اون رو
: که زيرش نوشته شده رو بخون

11:48.058 --> 11:51.652
کنار صندلي يا چهارپايه قرار بگيريد "

11:51.929 --> 11:54.590
روش نشينيد

11:54.899 --> 11:57.526
پاتون رو روي زمين قرار بدين

11:57.701 --> 12:02.770
و صندلي رو بچرخونيد به سمت بالا
" تا يه صداي کليک بشنويد

12:09.214 --> 12:11.079
"معذرت مي‌خوام "رانِت

12:23.461 --> 12:26.897
رانِت" ، مي‌توني صدام رو بشنوي؟"

12:28.301 --> 12:29.597
خيلي‌خب

12:29.969 --> 12:32.233
من خوشحالم که تو بهتر شدي

12:33.339 --> 12:36.501
من نمي‌خوام اذيت‌ـت کنم
ولي ما به کمکت احتياج داريم

12:38.210 --> 12:40.610
من مي‌خوام چندتا نقاشي نشونت بدم

12:40.814 --> 12:44.111
ما مي‌خوايم بدونيم که تو
اين آدما رو قبلاً ديدي يا نه

12:44.751 --> 12:47.947
ما مي‌خوايم بدونيم که اين آدما تو رو
اذيت کردن يا نه ، خب؟

12:54.729 --> 12:56.286
تو اين مرد رو مي‌شناسي؟

13:03.036 --> 13:04.627
اين همون مردي نيست که به تو صدمه زد؟

13:27.762 --> 13:29.319
"رانِت"

13:49.385 --> 13:51.683
قطار ، قطار

13:52.723 --> 13:54.314
رانِت"؟" -
قطار -

13:54.490 --> 13:56.548
پرستار ، زودباش بيا -
قطار؟ -

13:57.026 --> 13:58.493
قطار؟ -
قطار -

13:58.661 --> 14:02.563
تو توي اون واگن قطار هستي؟ واگن قطار؟

14:02.733 --> 14:06.327
قطار ، قطار ، قطار

14:06.536 --> 14:08.766
آره ، آره ، آره . قطار

14:08.938 --> 14:10.564
خب ، آروم باش

14:10.741 --> 14:12.901
قطار ، قطار

14:14.845 --> 14:18.211
داداش "بن" ، ما 2تا دفتر کل داريم

14:18.382 --> 14:22.010
و يه خوک پنيري دودي

14:22.185 --> 14:23.709
کدوم رو بايد بسوزونيم؟

14:23.921 --> 14:26.616
و اون نبايد خوک من باشه

14:30.895 --> 14:36.924
دفتر کل واقعي نشون ميده که کارخونه
به آرومي داره به سمت ورشکستگي ميره

14:37.102 --> 14:39.763
"با تدابير "کاترين

14:40.071 --> 14:47.707
اون يکي که اون جعل کرده براي استفاده عموم
نشون ميده که کارخونه پيشرفت سلامتي داشته

14:47.913 --> 14:51.780
خب ، حالا کدوم رو بايد بسوزونيم؟

14:52.350 --> 14:54.408
کاترين" مُرده"

14:54.786 --> 14:57.720
"ما تمام پول‌مون رو سپرديم دست "جوسي

14:57.990 --> 15:01.584
کاترين" مسئول آتش‌سوزي شناخته ميشه"

15:01.760 --> 15:04.387
"پاکت‌هاي پول بيمه "جوسي

15:04.563 --> 15:09.056
در عوض‌ـش به ما کارخونه و زمين رو مي‌فروشه
ترديد نکن

15:09.368 --> 15:13.997
اول اون بايد "پيت" عزيز رو وادار کنه
که جاي خالي رو امضا کنه

15:14.507 --> 15:18.067
چرا "پيت" بايد امضا کنه؟

15:18.278 --> 15:23.874
«وصيت‌نامه‌ي "اندرو" ميگه که يا «کاترين
يا يکي از وُراثش بايد براي فروش موافقت کنن

15:24.084 --> 15:27.246
خب ، کدوم رو بسوزونيم؟

15:27.821 --> 15:30.947
وقتي "جوسي" کارخونه رو به ما بفروشه

15:31.125 --> 15:34.753
ما مي‌تونيم اون رو به قيمت مناسب‌تري بگيريم
اگه سودبخش باشه

15:35.295 --> 15:36.955
پس ما بايد حقيقي‌ـه رو بسوزونيم

15:37.165 --> 15:38.825
به عبارتي ديگه

15:38.999 --> 15:43.935
نسخه حقيقي مي‌تونه بره براي
بررسي‌هاي آينده

15:46.140 --> 15:50.974
بستگي داره آدم چطور به شرايط نگاه کنه
به‌نظر ميرسه

15:51.145 --> 15:52.772
هر دوـي اونا واجد اين شرايط هستن

15:53.448 --> 15:54.971
ميدونم

15:56.817 --> 15:58.443
شايد ما بايد هردوشون رو بسوزونيم

15:58.653 --> 16:04.148
اينطور به‌نظر ميرسه که ما 100 درصد شک داريم
که ما مطمئن نيستيم

16:04.626 --> 16:10.153
جر" ، حقيقتاً يه چيزي بايد سوزونده بشه"

16:10.631 --> 16:16.934
و تا زماني که ما نمي‌خوايم اون خوک پنيري
...تو رو بسوزونيم

16:18.707 --> 16:20.971
...چرا نمي‌خوايم

16:22.445 --> 16:24.173
اينا رو امتحان کنيم؟

16:25.215 --> 16:27.239
شيريني‌ها

16:28.217 --> 16:31.344
بن" ، اون چوب‌هاي درخت گردو کجان؟"

17:26.711 --> 17:30.242
مارگارت" ، ديدن تو هميشه باعث خوشحالي‌ـه"

17:32.217 --> 17:36.246
اما اگه تو مي‌خواي اون آدامس چسبناکت رو تف کني
تو رستوران از يه زيرسيگاري استفاده کن

17:36.455 --> 17:39.423
و نچسبونش به صندوق يا جايگاه ويژه
مثل کاري که دفعه قبل کردي

17:45.731 --> 17:48.630
من يک پنجه خرس خواهم داشت

17:58.145 --> 18:01.044
شما نشانه‌هاي درخشاني روي سينه‌ات داري

18:02.983 --> 18:04.040
آره . درسته

18:04.618 --> 18:06.085
افتخار مي‌کني؟

18:06.320 --> 18:10.051
نه . پيروزي خودش پاداش‌ـه
فخر فروختن اون رو تاريک مي‌کنه

18:11.091 --> 18:12.558
کرم؟

18:18.799 --> 18:21.790
کُنده من مي‌خواد يه چيزي به شما بگه

18:22.003 --> 18:23.299
شما ميدوني چيه؟

18:24.672 --> 18:26.866
فکر نمي‌کنم ما به هم معرفي شده باشيم

18:27.675 --> 18:31.075
من کُنده رو معرفي نمي‌کنم

18:32.080 --> 18:33.340
مي‌توني صداش رو بشنوي؟

18:36.585 --> 18:38.814
نه خانم . نمي‌تونم

18:39.188 --> 18:41.280
من ترجمه خواهم کرد

18:48.297 --> 18:51.595
پيغام رو برسون

18:55.305 --> 18:56.737
متوجه شدي؟

19:00.310 --> 19:02.800
بله خانم . با توجه به شرايط متوجه شدم

20:09.915 --> 20:12.883
"هيچ پيغامي ندارين معاون "بِرِنان

20:18.057 --> 20:20.888
گوش کن "لوسي موران" . فقط گوش کن

20:21.093 --> 20:23.253
"وقتي که بانک اسپرم "تاکوما
دنبال بخشنده مي‌گشت

20:23.429 --> 20:24.986
طبيعتاً من ثبت‌نام کردم

20:25.199 --> 20:27.826
اون وظيفه اجتماعي منه
و من نهنگ‌ها رو دوست دارم

20:29.402 --> 20:33.201
آزمايشات فيزيکي عادي نشون داد
که من عقيم هستم

20:34.308 --> 20:36.605
البته من فکر کردم اين به اون معني‌ـه
که من دستشويي نرفتم

20:36.777 --> 20:39.267
ولي دکترها حقيقت رو بهم گفتن

20:39.445 --> 20:42.413
اونا به من گفتن که من نمي‌تونم بچه‌دار بشم

20:43.451 --> 20:49.480
پس اون چيزي که من مي‌خوام بدونم اينه که
چرا تو بچه‌دار شدي و چطوري اينطوري شده؟

21:35.639 --> 21:37.538
"سلام "هنک

21:40.376 --> 21:43.674
شرط مي‌بندم که "لوسي" ازت خواست
که بيرون منتظر باشي

21:44.314 --> 21:45.802
ممکنه

21:48.552 --> 21:51.918
ميدوني که اون يه آهوي
«ترسناک بامزه‌ست «هري

21:53.690 --> 21:56.021
بيا وقت‌مون رو تلف نکنيم

21:56.494 --> 21:57.892
باشه

21:58.529 --> 22:00.723
...چرا تو

22:02.366 --> 22:05.162
مثل يه پسر خوب فقط امضا نمي‌کني؟

22:05.368 --> 22:07.301
دماغت رو تميز نگه دار تا هفته ديگه

22:29.226 --> 22:30.590
واقعاً از اينکه دوباره مي‌بينم‌تون خوشحالم

22:45.978 --> 22:47.467
يه قسمت جالبي از کار

22:49.248 --> 22:50.908
چندوقت‌ـه که تو و "هنک" دوستين؟

22:51.618 --> 22:53.847
ما باهم بزرگ شديم

22:54.288 --> 22:56.721
هنک" عضو گروه "بوک هاوس" بود"

22:57.957 --> 22:59.788
...قبلاً

23:00.993 --> 23:02.755
هنک" يکي از بهترين‌ها بين ما بود"

23:03.163 --> 23:06.427
کلانتر "ترومن" ، "بن هورن" پشت تلفن
با شما کار داره

23:06.633 --> 23:08.601
مي‌خواين که اون رو به شما وصل کنم؟

23:08.768 --> 23:11.565
خب ، خودش رو نه ولي تلفنش رو ميگم

23:13.940 --> 23:15.497
"بذارش روي خط "لوسي

23:19.880 --> 23:21.870
آقاي "هورن" ، "لوسي" هستم

23:22.082 --> 23:25.016
من الان شما رو به دفتر کلانتر
ترومن" وصل مي‌کنم"

23:25.185 --> 23:27.982
اون توي دفترش‌ـه به همراه
"مأمور ويژه "دِيل کوپر

23:28.189 --> 23:30.486
خب پس منتظر باشين

23:37.598 --> 23:40.862
کلانتر "ترومن" ، من "بن هورن" رو
به شما وصل مي‌کنم

23:41.036 --> 23:44.198
همون خطي‌ـه که چراغش چشمک ميزنه

23:45.940 --> 23:48.534
"بله "بن -
«هري» -

23:49.912 --> 23:50.935
آدري" گم شده"

23:51.147 --> 23:54.912
چي؟ -
الان تقريباً 2 روز شده -

23:55.117 --> 23:56.310
يه دقيقه گوشي

23:58.055 --> 23:59.351
آدري هورن" گم شده"

24:11.967 --> 24:16.994
يکي از سياست‌هاي حق بيمه بدون امضا

24:17.306 --> 24:18.795
نشده؟

24:19.976 --> 24:25.004
مأمور گفت که "کاترين" نگران
بي‌نظمي‌هاي قطعي بود

24:25.181 --> 24:29.811
که مثلاً "جوسي" به‌عنوان ذي‌نفع اصلي
ازش اسم برده شده بود

24:29.986 --> 24:32.044
مأمور قرار نبود که اون رو بهش نشون بده

24:32.222 --> 24:36.385
"خب ، بر اساس سرنوشت دودآلود "کاترين

24:36.560 --> 24:39.460
از طرف ما همه چيز
به بهترين نحو انجام ميشه

24:40.831 --> 24:45.564
خب ، يه‌ذره برد و يه‌ذره باخت

24:46.704 --> 24:50.264
بيا اون مردهاي يخي رو که ترشي انداختيم
رو بندازيم تو ماشين دنده

24:54.612 --> 24:57.375
آقايون ، من سر اين قضيه خيلي فکر کردم

24:57.549 --> 25:00.415
آتش‌سوزي کارخونه امضا کردن قرارداد رو
در اين لحظه به تعويق انداخته

25:00.619 --> 25:03.916
پس ما بايد تضمين کنيم که اين موقعيت
موقعيت ما اصلاً بهش لطمه‌اي وارد نشده

25:04.123 --> 25:05.749
به اين دليل من پيشنهاد مي‌کنم
که ما به سرعت

25:05.924 --> 25:07.686
يه تماس تلفني صميمانه‌اي
با ايسلند داشته باشيم

25:07.893 --> 25:08.916
يه‌کم با ملايمت بررسي کنيم

25:09.094 --> 25:11.527
بذاريم "آينار" بدونه که ما بر فراز
اين مسئله ايستاديم

25:11.797 --> 25:14.197
مي‌تونيم رديفش کنيم

25:14.534 --> 25:16.797
"بن هورن" براي "آينار تورسون"

25:18.904 --> 25:20.428
عجب تصادفي

25:22.542 --> 25:24.509
"آينار"

25:27.814 --> 25:29.440
چي شده؟

25:30.883 --> 25:33.215
کجا درموردش شنيدين؟

25:34.554 --> 25:38.888
آقاي "پالمر" زنگ زد
تا درمورد آتش‌سوزي به شما بگه؟

25:42.329 --> 25:44.889
نه ، نه . من اصلاً اسمش رو فاجعه نميذارم

25:45.065 --> 25:48.727
اون فقط يکي از اون چيزهاست
توسعه تأسف‌بار

25:48.903 --> 25:50.097
"ولي من به تو اطمينان ميدم "آينار

25:50.271 --> 25:53.670
که از هيچ طريقي اون مسئله نمي‌تونه
روي برنامه توسعه ما تأثير بذاره

25:53.909 --> 25:55.842
"جري هورن" هستم "آينار"

25:57.144 --> 25:58.804
با سرعت تمام به جلو

26:00.614 --> 26:02.410
"بله ، بله . البته "آينار

26:02.583 --> 26:05.779
ما جزئيات دقيق و مناسب رو
برات فکس خواهيم کرد

26:05.953 --> 26:07.078
بله ، بله . قول ميدم

26:07.255 --> 26:11.658
گوش کن . من نمي‌خوام که تو اون سر بلوند
جذاب‌ـت رو با اين مسئله نگران کني

26:11.827 --> 26:14.057
آينار" ، من تو جلسه هستم . بايد برم"

26:16.364 --> 26:17.955
ليلند"؟"

26:18.800 --> 26:22.495
ليلند" ، اينجا يه نکته‌اي هست"

26:22.704 --> 26:24.968
بذار تو رو از کنترل خسارات بذاريم کنار

26:25.140 --> 26:28.165
و اجازه بديم به چيزي بپردازي
که بتوني از پس‌ـش بربياي

26:28.344 --> 26:30.811
مثل برگشت ماليات من

26:36.285 --> 26:38.685
من مي‌شناسمش

26:39.122 --> 26:40.645
ببخشيد؟

26:43.192 --> 26:48.095
«خونه‌ي تابستوني پدربزرگم تو درياچه «پِرِل

26:49.666 --> 26:51.826
اون درست در کناري زندگي مي‌کرد

26:53.136 --> 26:55.399
من فقط يه پسر کوچولو بودم

26:57.407 --> 26:59.602
ولي من اون رو مي‌شناسم

27:02.512 --> 27:05.343
من همين الان بايد در اين مورد به کلانتر بگم

27:08.052 --> 27:09.712
"جري"

27:10.621 --> 27:12.919
خواهش مي‌کنم "ليلند" رو بکش

27:15.126 --> 27:23.228
اين واقعي‌ـه "بن" يا اينکه
يه روياي عجيب و پيچيده‌ست؟

27:26.070 --> 27:29.630
گلوله تو نخاع "لئو" گير کرده بود

27:29.841 --> 27:32.105
همه چيز مرتبه "شلي" . زودباش

27:32.277 --> 27:37.010
گلوله تو نخاع "لئو" گير کرده بود
ولي ما اون رو با موفقيت آورديم بيرون

27:37.182 --> 27:41.174
درمورد احتمال فلج شدن
هنوز خيلي زوده که نظر بديم

27:41.353 --> 27:42.785
لئو" کلي خون از دست داده"

27:43.021 --> 27:45.750
بيشتر اونم مال موقعي بوده که
ما هنوز شانس عمل کردنش رو نداشتيم

27:45.925 --> 27:49.860
من مي‌ترسم فقدان اکسيژن
به مغزش لطمه وارد کنه

27:50.428 --> 27:52.760
و اين حالت کما رو که الان اينجا مي‌بيني
تشديد کنه

27:53.399 --> 27:55.663
اون يه زندگي نباتي‌ـه؟

27:58.538 --> 28:01.736
درد مي‌کشه؟ -
اون درد نمي‌کشه -

28:01.907 --> 28:04.398
از طرف ديگه گفتنش سخته

28:06.413 --> 28:08.471
مي‌تونيد يه کاري کنيد بهتر بشه؟

28:08.815 --> 28:11.544
ما مي‌تونيم موقعيت کنونيش رو ثابت نگه داريم

28:12.251 --> 28:15.242
دستور تغذيه ، مراقبت‌هاي ويژه

28:15.422 --> 28:19.187
به‌علاوه تنها چيزي که مي‌تونيم
بهش تکيه کنيم زمان‌ـه

28:19.993 --> 28:22.120
"متأسفم "شلي

28:22.897 --> 28:24.420
منم همينطور

28:26.400 --> 28:27.889
اونا مي‌خوان بندازنش زندان؟

28:28.970 --> 28:32.564
ميدونم که توي چندين ماجراي تبهکارانه مضنون‌ـه

28:35.576 --> 28:38.339
فکر مي‌کنم در حال حاضر
خودش يه‌جورايي تو زندان هست

28:38.579 --> 28:40.739
آره . همينطوره

28:53.095 --> 28:55.995
بيا . من برت‌ميگردونم به اتاقت

28:58.300 --> 29:01.632
نورما" طبقه پايين ايستاده تا برسوندت خونه"

29:14.150 --> 29:17.016
"سلام ، ايستگاه پليس "توئين پيکس

29:17.352 --> 29:20.149
بگم چه کسي تماس گرفته لطفاً؟

29:21.492 --> 29:24.288
متأسفم . من نمي‌تونم مکالمه شما رو
به کلانتر "ترومن" وصل کنم

29:24.460 --> 29:27.293
مگر اينکه شما به من بگين اسم‌تون چيه

29:28.264 --> 29:30.026
نميگين؟

29:31.135 --> 29:34.227
متأسفم ولي من نمي‌تونم تماس شما رو
به کلانتر "ترومن" وصل کنم

29:34.404 --> 29:37.201
مگر اينکه شما بگين کي هستين

29:39.843 --> 29:44.074
من واقعاً متأسفم
ولي مي‌خوام همين الان گوشي رو قطع کنم

30:05.036 --> 30:06.696
هي ، از اينجا به بعد من مي‌برمش

30:06.872 --> 30:10.707
نه ، نه . تو نمي‌توني -
نه . اشکالي نداره -

30:11.676 --> 30:16.103
باشه ولي مواظب اين يکي باش -
خيلي‌خب -

31:03.631 --> 31:07.858
چرا جاروبرقي خاموش شد؟ -
انگشتاي پا رو ببين -

31:08.068 --> 31:09.933
کدوم انگشتا؟

31:10.771 --> 31:12.397
يخ آوردم

31:12.574 --> 31:16.236
فراستي"؟ آدم برفي کوچولوي من"

31:16.410 --> 31:20.175
احساس مي‌کنم خيلي يخکي اومدي تو

31:21.449 --> 31:25.385
سلام "اِموري" ، من رو يادت مياد؟

31:26.255 --> 31:29.621
به‌نظر ميرسه خودت رو
اينجا حسابي گير انداختي

31:29.790 --> 31:30.813
خب ، حدس بزن چي شده؟

31:31.093 --> 31:33.822
مي‌خوام يه داستان قشنگ و کوتاه
قبل از خواب برات بگم . حاضري؟

31:34.297 --> 31:38.255
روزي روزگاري يه دختر
بي‌گناه مهربون به اسم «قرمز» بود

31:38.433 --> 31:39.456
اون منم

31:39.635 --> 31:42.603
و اون يه گرگ بد پير رو ملاقات کرد
اون تويي

31:42.771 --> 31:46.968
و اون دختره همه مزخرفات رو از دهن گرگِ بيرون کشيد
و يه‌راست گذاشت کف دست پدرش

31:47.177 --> 31:51.207
بعدش رفت به پليس اطلاع داد و گرگ بد پير
واسه ميليون‌ها سال رفت زندان

31:51.447 --> 31:54.210
تو چي مي‌خواي؟ -
مي‌خوام هر چيزي رو که تو ميدوني رو بدونم -

31:54.417 --> 31:58.147
"صندوق عطرفروشي ، "لورا پالمر
"رانِت پولاسکي" و "جک يک‌چشم"

31:58.922 --> 32:00.411
تو ديوونه‌اي

32:01.191 --> 32:02.384
من ديوونه‌ام؟

32:02.560 --> 32:05.391
خب ، من "آدري هورن" هستم
و هر چيزي رو که بخوام بدست ميارم

32:05.563 --> 32:07.531
شيرفهم شد؟ -
آره . خيلي‌خب -

32:08.998 --> 32:10.828
من واسه صاحب "جک يک‌چشم" کار مي‌کنم

32:11.035 --> 32:13.026
کي هست؟ -
من واسه مالکش کار مي‌کنم -

32:13.204 --> 32:15.570
"مالک "جک يک‌چشم -
اون کيه؟ -

32:15.806 --> 32:16.829
پدر تو

32:17.308 --> 32:19.868
اون صاحب تمام اينجاست لعنتي
اون صاحب همه چيزه

32:20.077 --> 32:22.010
من دخترها رو مي‌فرستم
به صندوق عطرفروشي

32:22.179 --> 32:24.147
من "رانِت" و "لورا" رو استخدام کردم

32:25.149 --> 32:27.173
لورا" اينجا هم اومد؟" -
يه آخرهفته -

32:27.384 --> 32:29.579
اون موادمخدر مصرف مي‌کرد

32:29.753 --> 32:32.017
ما شوتش کرديم بيرون
من ديگه هيچ‌وقت اون رو نديدم . قسم مي‌خورم

32:32.224 --> 32:35.715
پدر منم ميدونست که "لورا" اينجا بوده؟ -
آره ، آره . ميدونست -

32:36.595 --> 32:40.360
آقاي "هورن" کارش اينه که
همه دخترها رو مشغول کنه

32:41.766 --> 32:44.759
آيا اون ميدونست که پدرم مالک اينجاست؟ -
مالک چي؟ -

32:44.971 --> 32:48.770
"جک يک‌چشم" -
آره ، آره . احتمالاً ميدونست -

32:49.107 --> 32:50.835
لورا" هميشه راه خودش رو پيدا مي‌کرد"

32:52.043 --> 32:54.034
فهميدي؟

32:54.479 --> 32:56.412
درست مثل تو

33:11.098 --> 33:13.565
چرا موج راديو رو عوض نمي‌کني؟

33:16.703 --> 33:17.727
خوبه

33:19.706 --> 33:21.263
آره

33:24.111 --> 33:25.942
من زنگ زدم

33:26.113 --> 33:28.080
بهشون گفتم که پسرعموي "لئو" هستم

33:28.715 --> 33:29.942
لئو" تا زماني که خارج از زندان باشه"

33:30.117 --> 33:33.575
حق معلوليتش رو مي‌گيره
"اين پول خيلي زيادي‌ـه "شلي

33:33.787 --> 33:35.617
بيشتر از ماهي 5000 دلار

33:35.789 --> 33:39.315
اما در صورتي مي‌توني اين پول رو بگيري
که اون تو خونه بمونه

33:40.428 --> 33:43.953
پول برام مهم نيست
دلم نمي‌خواد "لئو" برگرده خونه

33:44.766 --> 33:46.995
لئو" تو سرزمين روياهاست"

33:47.168 --> 33:51.127
تو مي‌توني همينجا اين گوشه بذاريش به حال خودش
و به گوش‌ـش نون و شيريني آويزون کني

33:51.773 --> 33:53.603
کلانتر "ترومن" مي‌خواد که من
يه اظهارنامه درست کنم

33:53.809 --> 33:57.608
امکان نداره . اونا نمي‌تونن تو رو وادار کنن
که عليه شوهرت شهادت بدي

33:57.780 --> 34:00.146
تمام کاري که بايد بکني اينه که
لئو" رو بياري خونه"

34:00.316 --> 34:03.044
بشيني و پول پارو کني

34:06.155 --> 34:08.589
لئو" بهت بدهکاره عزيزم"

34:08.824 --> 34:10.815
حالا ديگه واقعاً مي‌تونيم
وادارش کنيم پرداختش کنه

34:11.060 --> 34:12.583
تو يه چيز قشنگ مي‌خواي؟
مي‌تونيم بخريمش

34:12.760 --> 34:16.423
مي‌خواي بري يه جاي بخصوصي
تو آفتاب بشيني

34:16.599 --> 34:18.566
همه‌ـش به "لئو" بستگي داره . مي‌فهمي؟

34:24.607 --> 34:27.973
به نظرم خوب ميشه که ديگه
نگران پول نباشم

34:28.945 --> 34:30.468
من کلي قبض دارم که بايد پرداخت کنم

34:30.647 --> 34:35.948
قبض؟ فراموش‌شون کن
من دارم راجبه يه راه جديد تو زندگي صحبت مي‌کنم

34:39.823 --> 34:41.619
باهم؟

34:49.101 --> 34:51.000
تو چي فکر مي‌کني؟

34:56.173 --> 35:00.905
من فکر مي‌کنم دوست دارم راحت باشم

35:01.245 --> 35:04.407
واسه همينه که پدرم رو جهاني انتخاب کردم

35:09.622 --> 35:14.615
بابي بريگز" ، مي‌خوام بخورمت"

35:15.395 --> 35:17.123
قول ميدي؟

35:18.662 --> 35:20.822
فقط نگاه کن ببين چه مي‌کنم

35:27.506 --> 35:31.032
دايان" ، امروز يه‌خُرده خبرهاي بد شنيدم"

35:31.444 --> 35:34.708
ويندوم ارل" ناپديد شده"

35:35.448 --> 35:40.444
ناپديد شدن همکار سابقم
100درصد دردسرسازـه

35:41.721 --> 35:45.019
"همينطور فهميدم که "آدري هورن
هم گم شده

35:45.691 --> 35:50.684
حضور نداشتن "آدري" باعث ميشه
که نتونم پيش‌بيني کنم

35:50.863 --> 35:54.263
من متوجه شدم که درمورد سرنخ‌ها
و مدارک فکر نمي‌کنم

35:54.435 --> 35:57.403
و دارم به محتواي لبخندش فکر مي‌کنم

36:01.208 --> 36:02.936
کيه؟

36:03.177 --> 36:06.077
"سرگرد "بريگز" هستم مأمور "کوپر

36:14.822 --> 36:16.482
يه لحظه

36:21.963 --> 36:24.089
سرگرد -
مي‌تونم بيام تو؟ -

36:24.264 --> 36:25.731
خواهش مي‌کنم

36:33.408 --> 36:35.968
من يه پيام براي شما دارم

36:36.144 --> 36:37.839
از طرف کي؟

36:38.279 --> 36:42.579
من تو موقعيتي نيستم که بتونم
طبيعت کار خودم رو فاش کنم

36:42.750 --> 36:45.685
اين محرمانه بودن هميشه باعث رنج منه

36:45.855 --> 36:52.290
هر سازمان اداري که ساختارش رازگونه‌ست
ناگزير به سمت فساد و انحراف کشيده ميشه

36:52.929 --> 36:55.760
ولي من مجبورم اين قوانين رو حفظ کنم

36:55.931 --> 36:57.419
ايمان دارم اين قوانين ترسناک‌ـه

36:58.334 --> 36:59.357
به‌عنوان يه مرد صحبت مي‌کنم

36:59.535 --> 37:02.263
و همينطور يه شخص کارمند اداره فدرال
پس منم همينطور

37:02.472 --> 37:05.167
خب ، من بايد اين رو بيشتر فاش کنم

37:05.342 --> 37:07.207
در طول مراحل کاري زياد من

37:07.377 --> 37:10.503
در نگهداري و گوش دادن به علائم
رمزي مخابراتي در فضاي عميق

37:10.680 --> 37:13.341
و ارزيابي کردن کهکشان‌هايي
وراي کهکشان خودمون

37:14.451 --> 37:18.944
ما به‌طور عادي ارتباطات متعددي
رو دريافت کرديم

37:19.123 --> 37:22.489
مثل زباله‌هاي فضايي که اندازه‌گيري کنيم
و تخمين بزنيم

37:22.659 --> 37:24.991
اونا يه چيزي شبيه اين به‌نظر ميرسن

37:27.932 --> 37:31.867
"اونا امواج راديويي نامفهوم هستن مأمور "کوپر

37:33.070 --> 37:35.538
تا پنج‌شنبه شب

37:35.706 --> 37:37.764
يعني جمعه صبح اگه دقيق بخوام بگم

37:39.210 --> 37:40.972
دقيقاً حول‌وحوش همون زماني که من تير خوردم

37:42.981 --> 37:46.472
بازخواني اين امواج ما رو حيرت‌زده کرد

37:46.651 --> 37:49.142
سطر به سطر همه نامفهوم

37:49.321 --> 37:51.379
...و ناگهان

37:52.190 --> 37:55.885
"جغدها اونطور که به‌نظر ميرسن نيستن"

38:04.571 --> 38:05.867
واسه چي اين رو براي من آوردين؟

38:06.706 --> 38:10.038
...واسه اينکه کمي بعد از صبح

38:11.711 --> 38:12.837
"کوپر"

38:15.615 --> 38:19.072
"کوپر" ، "کوپر"

38:21.322 --> 38:23.016
خداي من

38:28.329 --> 38:31.125
اون خيلي خوب بود . بذار دوباره امتحان کنيم

41:42.165 --> 41:44.064
"دانا"

41:45.567 --> 41:46.760
دانا" ، چي شده؟"

41:46.936 --> 41:48.631
هيچي

41:51.641 --> 41:53.301
دانا"؟"

41:53.608 --> 41:56.970
دانا" ، چه اتفاقي افتاده؟" -
"من دارم مي‌لرزم "جيمز -

41:57.145 --> 41:59.078
تو باعث شدي

42:00.484 --> 42:02.075
"دانا"

42:05.621 --> 42:07.144
دانا"؟"

42:08.492 --> 42:09.685
بله؟

42:09.859 --> 42:14.262
يه تماس تلفني از طرف
هارولد اسميت" براي شما"

42:15.465 --> 42:18.592
باشه . از تو راهرو جواب ميدم

42:29.614 --> 42:31.638
خيلي‌خب پدر ، گوشي رو برداشتم

42:31.815 --> 42:34.079
باشه عزيزدلم

42:36.120 --> 42:37.643
الو؟

42:39.224 --> 42:41.021
آقاي "اسميت"؟

42:43.961 --> 42:46.191
من پيام شما رو دريافت کردم

42:49.133 --> 42:50.963
من مي‌خوام با شما صحبت کنم

42:52.804 --> 42:54.396
مي‌تونيم همديگر رو ملاقات کنيم؟

42:55.674 --> 42:57.038
باشه

44:22.432 --> 44:26.629
جغدها اونطوري که به‌نظر ميرسن نيستن

44:33.109 --> 44:36.804
"جغدها اونطوري که به‌نظر ميرسن نيستن"

44:48.025 --> 44:50.254
"لورا"

44:52.329 --> 44:54.456
"لورا"

45:14.619 --> 45:15.744
"مأمور "کوپر

45:15.954 --> 45:18.114
"منم "آدري -
آدري"؟" -

45:18.890 --> 45:20.117
تو کجايي؟

45:20.325 --> 45:21.757
چرا اينجا نيستي؟

45:21.960 --> 45:24.688
آدري" ، الان وقت بازي‌هاي"
بچه مدرسه‌اي‌ها نيست

45:24.863 --> 45:26.352
مي‌خوام همين الان خونه باشي

45:28.400 --> 45:30.162
من تو رو توي لباس رسمي‌ـت ديدم

45:30.335 --> 45:32.666
تو مثل يه سوپراستار سينما به‌نظر ميرسيدي

45:32.838 --> 45:35.566
...آدري" ، اگه تو هر مشکلي گرفتار شدي"

45:35.775 --> 45:39.403
من تو دردسر افتادم
ولي همين الان دارم ميام خونه

45:40.879 --> 45:43.712
آدري"؟ "آدري"؟"

45:45.217 --> 45:46.808
مشکلي هست دوشيزه "هورن"؟

45:47.486 --> 45:49.386
تو نميدوني دردسر چيه

45:50.424 --> 45:53.221
نه به اندازه کافي

45:54.800 --> 45:55.800
Ellen : مترجم

45:56.800 --> 45:57.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
