WEBVTT

00:27.100 --> 00:28.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:29.100 --> 00:34.200
"Twin Peaks"
فصل 1
"قسمت 6 : خواب‌های "کوپر

00:35.200 --> 00:36.200
: هماهنگی و ویرایش زیرنویس
SepehrRed90

01:58.367 --> 02:00.961
دایان" ، ساعت 4:28 صبح‌ـه"

02:01.245 --> 02:06.843
من همین الان از این سروصدای وحشتناکی
که احتمالاً تو هم می‌تونی بشنوی بیدار شدم

02:08.541 --> 02:10.066
اون رو می‌شنوی؟

02:10.381 --> 02:15.945
تا این لحظه من فقط خدمات مرتب
مؤدبانه و بسیار عالی از این هتل دیدم

02:16.239 --> 02:19.038
این ثابت می‌کنه که وقتی یه مسافر
خونه‌اش رو ترک می‌کنه

02:19.318 --> 02:24.051
اون 100 درصد توانایی خودش برای
کنترل کردن محیط رو از دست میده

02:24.303 --> 02:28.399
دایان" ، لطفاً 2تا جفت از اون"
گوشی‌های سیلیکونی که توی سفر نیویورکم

02:28.688 --> 02:30.679
استفاده می‌کردم برام بفرست

02:30.964 --> 02:34.594
من اونا رو با خوردم نیاوردم
چون فکر می‌کردم ضرورتی نداره

02:34.880 --> 02:36.405
...به‌هرحال

02:52.149 --> 02:55.016
قهوه؟ -
متشکرم -

02:56.132 --> 03:00.694
اون تمرین گروه کُر مربوط به چیه؟ -
خوشگذورنی تجاری از یه گروه ایسلندی -

03:00.984 --> 03:03.976
حدودای ساعت 3 صبح رسیدن اینجا

03:04.566 --> 03:07.001
اونا تو طبقه‌ای هستن که من هستم -
چه خوش‌شانس -

03:07.243 --> 03:10.645
من یه روز بهشون فرصت میدم
تا ساعت بیولوژیکی بدن‌شون رو تنظیم کنند

03:10.857 --> 03:13.224
امیدوار باش اونا بیخیال بشن

03:17.785 --> 03:19.310
حال شما چطوره؟

03:20.060 --> 03:24.759
آدری" ، باید کاملاً صادقانه بگم"
من خسته‌ام و یه‌کم هم بی‌حوصله

03:29.599 --> 03:32.261
من یه کار پیدا کردم -
خوبه -

03:32.511 --> 03:36.414
حالا می‌تونم توی پرونده "لورا" بهت کمک کنم
...چون‌که می می‌خوام

03:36.660 --> 03:40.722
آدری» ، تو باید من رو ببخشی»
من دیرم شده . فقط وقت برای قهوه خوردن دارم

03:41.012 --> 03:42.878
شاید بتونم باهات بیام

03:43.120 --> 03:47.284
وقتی من توی سن تو بودم
چهارشنبه‌ها معمولاً به مدرسه میرفتم

03:49.211 --> 03:51.839
نمی‌تونم باور کنم که
تو به سن من بودی

03:52.089 --> 03:54.990
برای اثباتش چندتا عکس میارم

03:55.201 --> 03:58.227
چند سالته؟ -
18 -

03:59.285 --> 04:01.344
باشه "آدری" . بعداً می‌بینمت

04:01.561 --> 04:03.461
تا بعد

04:07.082 --> 04:08.516
خداحافظ

04:09.392 --> 04:12.657
" فرزندگان «اودین» ، بعداً می‌بینم‌تون "
چطوری این رو میگین؟

04:17.224 --> 04:19.852
برادرم عاشق شماها میشه

04:29.037 --> 04:34.601
داداش "بن" ، من برات یه سلام مخصوص
از سرزمین بی‌درخت ایسلند آوردم

04:34.861 --> 04:39.264
ما تقریباً از هر مهمونی که
تو هتل بوده شکایت داشتیم

04:39.546 --> 04:41.014
اونا می‌خوان چی‌کار کنن؟

04:41.286 --> 04:44.483
اونا دیوونه‌ی پروژه‌ی
گوست‌وود استِیت" هستند"

04:44.767 --> 04:48.601
من با این جونورهای شمالی کلی حال کردم

04:48.883 --> 04:51.648
و "بن" ، من عاشق هم شدم
اسمش "هبا" است

04:51.895 --> 04:56.628
اون یه سفیدبرفی گنده‌ست
با یه لبخند مثل طلوع آفتاب روی یخ‌های شناور

04:56.915 --> 04:59.350
اگه بهش نگاه کنی کور میشی
نگاه کن

05:00.330 --> 05:02.628
ببین چی بهم داده؟ یه رون بره

05:02.874 --> 05:04.968
قشنگ نیست؟ -
"جری" -

05:05.215 --> 05:08.651
یه‌کم سیر ، یه‌کم نعنای تازه
میشه کباب مخصوص بهشت

05:08.931 --> 05:10.228
زودباش . باید باهاش آشنا بشی

05:10.470 --> 05:13.371
وقتی بیکار بودی یه سر بزن . باشه؟

05:13.716 --> 05:18.654
ما امشب یه مهومنی مفصل برای
خوشامد دوست‌های مو بورت داریم

05:18.938 --> 05:23.205
"بهترین و زرنگ‌ترین "توئین پیکس -
اونا رو توی باجه تلفن نگه داشتی؟ -

05:23.455 --> 05:27.756
و اگه ما برای بستن قرارداد
به یه محرک نیاز داریم به نظرم

05:28.007 --> 05:32.342
...اونا باید یه سفری داشته باشن به

05:32.659 --> 05:34.388
خودت میدونی کجا

05:34.634 --> 05:39.003
پیش "جک" . مفتخرم که حرفت رو می‌فهمم

05:42.431 --> 05:43.762
بن"؟"

05:44.807 --> 05:46.400
لیلند" ، برای چی اومدی اینجا؟"

05:46.648 --> 05:50.744
فهمیدم که یه گروه تازه
برای سرمایه‌گذاری اومدن اینجا

05:51.032 --> 05:52.830
کاری هست بتونم انجام بدم؟

05:53.074 --> 05:56.271
لیلند" ، بهترین کاری که تو می‌تونی بکنی"

05:56.554 --> 05:59.387
اینه که به حرفای دکتر عمل کنی
برو خونه . تو به استراحت نیاز داری

05:59.634 --> 06:02.160
...من فقط حس می‌کنم

06:03.081 --> 06:06.779
من فقط می‌خوام تا یه چیزی
فکرم رو به خودش مشغول کنه

06:09.908 --> 06:12.639
محض رضای خدای
برای یه مدتی برو مرخصی

06:12.920 --> 06:15.150
برو یه جای دور . «سارا» رو هم ببر

06:15.431 --> 06:18.958
منم ناراحتم "بن" . منم ناراحتم

06:23.028 --> 06:26.987
هاوک" ، ما توی آپارتمان "ژاک رنو" هستیم"
زود بیا اینجا

06:27.316 --> 06:29.533
صبح‌بخیر -
صبح‌بخیر -

06:29.558 --> 06:31.870
هری» ، چی داری؟»

06:31.899 --> 06:36.029
اصلی‌ـن . رون کانادایی‌ـه
اون توی دامداری کار می‌کرده

06:36.283 --> 06:39.742
تا اینکه چندوقت پیش
یه‌کم وزن زیاد کرده

06:39.997 --> 06:42.193
حالا بار "رُد هاوس" رو می‌چرخونه

06:42.474 --> 06:46.001
دوناتی باقی مونده؟ -
البته . "اندی"؟ -

06:46.025 --> 06:47.459
ممنون

06:47.460 --> 06:51.124
و یه فنجون قهوه
من دیشب نتونستم زیاد بخوابم

06:51.409 --> 06:53.002
یه‌کم رنگ‌پریده به‌نظر میرسی

06:53.251 --> 06:56.710
یه گروه آدم دیوونه توی
همون طبقه‌ی من ساکن شدند

06:56.999 --> 06:58.489
ژاک رنو" خودش رو نشون داد؟"

06:58.739 --> 07:02.141
هیچ‌کس اون رو 2 روزه که ندیده
ما هم خونه و هم بار رو بررسی کردیم

07:02.388 --> 07:07.383
من "هاوک" رو فرستادم تا برادرش رو ول کنه
ولی انگار یکی دیگه اون رو درآورده بود
هیچ ردی نیست

07:07.642 --> 07:10.339
"صبح‌بخیر مأمور "کوپر -
صبح‌بخیر دکتر -

07:10.621 --> 07:14.353
خونی که روی پیراهن پیدا شده
منفی بوده AB

07:14.637 --> 07:17.055
گروه خونی "لورا" نیست

07:17.080 --> 07:19.497
پس گروه خونی "زاک رنو"ـه
که روی پیراهن «لئو جانسون» هست

07:25.413 --> 07:27.381
"متشکرم "اندی

07:34.583 --> 07:38.315
از "لئو جانسون" چه خبر؟ میشه این رو بگیری؟ -
گمش کردیم . هنوز خبری نشده -

07:38.565 --> 07:41.330
هری» ، میشه کمک کنی برم بالا؟»

07:41.645 --> 07:45.377
البته -
گروه خونی "ژاک رنو" چیه؟ -

07:48.777 --> 07:52.407
منفی‌ـه AB «گروه خونی «ژاک رنو -
ممنون دکتر -

07:52.693 --> 07:54.491
متشکرم

07:56.273 --> 08:00.540
"خدایا ، بازم "فلش‌وُرلد -
آره -

08:02.164 --> 08:04.895
هری» ، اون آگهی که مال "رانِت پولاسکی" بود»
رو یادت میاد؟

08:05.176 --> 08:09.443
ما ردش رو گرفتیم . اون با پاکت ساده
و بدون هیچ اسمی به مجله فرستاده بود

08:09.661 --> 08:11.561
دفتر مجله

08:11.769 --> 08:15.637
خواننده‌ها در جواب آگهی‌ها نامه می‌نویسند
و پست‌شون می‌کنند

08:15.919 --> 08:21.653
مجله هم اونا را به آگهی‌دهنده‌ها ارجاع میده
بدون هیچ تماسی مستقیمی

08:22.880 --> 08:25.372
رانِت" از این صندوق پستی نامه داشته"

08:25.591 --> 08:26.986
یه آدرس پستی محلی

08:27.063 --> 08:32.695
حدس من اینه که این صندوق پستی
به نام "ژاک رنو" ثبت شده

08:32.987 --> 08:37.254
بیا ببینیم کی برای "رانِت" می‌نوشته
مهر "جورجیا" روش‌ـه

08:41.856 --> 08:43.085
شب‌بخیر

08:43.363 --> 08:47.095
نمیدونم ولی ریش
تأثیر لباس رو نابود می‌کنه

08:47.378 --> 08:49.073
تو چی فکر می‌کنی؟

08:50.960 --> 08:54.692
اون یارو که یه تیکه‌ی "جورجیا"ـی نیست -
حرومزاده‌ی بیچاره -

08:54.976 --> 08:59.209
"به عکس کامیون "لئو جانسون
توی اون صفحه توجه کردین؟

09:09.635 --> 09:13.265
عاشق وقتی هستم که برام آشپزی می‌کنی -
لئو" از دستپخت من متنفره" -

09:13.919 --> 09:17.219
عزیزم ، "لئو" کلاً با تو بیگانه است

09:17.466 --> 09:22.632
بزرگترین اشتباه عمرت این بود که
از مدرسه زدی بیرون و باهاش ازدواج کردی

09:24.862 --> 09:27.957
اگه همین الان اون بیاد تو چی‌کار می‌کنی؟

09:28.242 --> 09:30.176
بیا اینجا

09:33.028 --> 09:34.996
بیا

09:41.261 --> 09:44.856
هی "لئو" ، چه خبر مرد؟

09:45.144 --> 09:46.703
چه غافلگیری

09:46.984 --> 09:51.615
ببین "لئو" ، "شلی" به من میگه
که تو از دستپخت اون خوشت نمیاد

09:51.870 --> 09:54.100
باید بهت بگم که من و اون

09:54.413 --> 09:59.283
می‌خوایم بشینیم اینجا
درحالی‌که تو مرتیکه آشغال برامون آشپزی می‌کنی

09:59.568 --> 10:05.371
اگه بخوای بازم با تمام
وجودت به این دختر زیبا

10:05.658 --> 10:08.389
بد و بیراه بگی

10:08.670 --> 10:11.605
اون‌وقت‌ـه که من یه تیر خالی می‌کنم
تو اون صورت کثیف و زشت . فهمیدی مرد؟

10:15.834 --> 10:16.926
معاون کلانترـه

10:17.205 --> 10:21.301
شلی» ، همون کاری رو بکن که باهم قرار گذاشتیم»
اون‌وقت همه چیز طبق نقشه پیش میره . باشه؟

10:21.590 --> 10:22.785
بیا اینجا

10:35.311 --> 10:38.008
سلام "اندی" ، بیا تو -
"سلام "شلی -

10:38.289 --> 10:40.348
میدونی "لئو" کِی برمیگرده؟

10:40.633 --> 10:44.092
مشکلی براش پیش اومده؟ -
نه . فقط می‌خوایم باهاش صحبت کنیم -

10:44.382 --> 10:47.977
درباره "لورا"؟ -
چرا همچین حرفی میزنی؟ -

10:48.263 --> 10:50.823
شبی که رفت شنیدم که
داشت با "ژاک" حرف میزد

10:51.107 --> 10:52.575
ژاک رنو"؟"

10:52.848 --> 10:56.443
آره . اونا داشتن اون بیرون باهم جروبحث می‌کردن
من نتونستم دقیقاً بشنوم چی میگن

10:56.730 --> 10:59.290
ولی انگار داشتن درمورد "لورا" حرف میزدن

10:59.542 --> 11:05.458
شلی» ، اگه پیداش شد به ما خبر بده» -
باشه . حتماً . ممنون که اومدی -

11:13.096 --> 11:16.031
چطور بودم؟ -
عالی بودی -

11:19.655 --> 11:21.919
من رو دیوونه می‌کنی

11:30.700 --> 11:32.065
الو؟ -
سلام -

11:32.775 --> 11:36.678
سلام "لئو" ، از کجا زنگ میزنی؟ -
کسی نیومده اینجا؟ -

11:36.992 --> 11:39.927
برای چی؟ کسی دنبالت‌ـه؟

11:40.239 --> 11:43.504
چرا باید کسی دنبالت باشه؟ -
راست میگی؟ -

11:43.752 --> 11:47.347
میدونی ، چند روزی‌ـه زیاد خیالاتی میشی

11:47.635 --> 11:50.263
خب ، کِی میای خونه؟ -
به‌زودی . تو خوبی؟ -

11:50.546 --> 11:53.243
"آره . همه چیز روبراهه "لئو

11:55.231 --> 11:59.099
بیا خونه -
شلی" ، دلم برات تنگ شده" -

12:01.055 --> 12:02.580
منم دلم برات یه‌ذره شده

12:20.365 --> 12:23.528
هی خوشگله -
امیدوارم از اومدن من ناراحت نشده باشی -

12:23.779 --> 12:25.338
نه . ‌اصلاً

12:25.586 --> 12:30.456
نادین" رفته دفتر ثبت اختراعات"
تا چند ساعت دیگه هم برنمیگرده

12:30.740 --> 12:35.007
قرقره‌های بی‌صدا برای کرکره؟ -
اون تقریباً تمام پولامون رو داره خرج می‌کنه -

12:35.292 --> 12:39.422
منم یاید مثل همه‌ی مردم -
تو ماشین بنزین بزنم . درسته؟
قطعاً -

12:39.713 --> 12:44.879
من نمی‌خواستم پشت تلفن بهت بگم
ولی "هنک" آزادی مشروط رو گرفت

12:46.608 --> 12:48.042
خیلی‌خب

12:48.717 --> 12:52.244
اون میاد خونه . منظورم اینه که برمیگرده

12:52.498 --> 12:55.263
من درست یه دقیقه قبل از جلسه دیدمش

12:55.544 --> 13:00.141
به‌نظر خیلی امیدوار میومد
منم نخواستم چیزی بهش بگم

13:00.397 --> 13:04.834
نیازی نیست توضیحی بدی -
به "نادین" چیزی نگفتی؟ -

13:05.115 --> 13:06.844
هنوز نه

13:07.826 --> 13:10.659
منتظری من اول بگم؟ -
نه -

13:10.872 --> 13:13.500
...فقط مسئله اینه که

13:13.750 --> 13:15.184
نادین" حالش زیاد خوب نیست"

13:17.566 --> 13:18.965
چی داری میگی؟

13:19.975 --> 13:21.875
نمیدونم

13:23.389 --> 13:25.448
ولی فکر کنم بدونم

13:26.802 --> 13:31.205
من اصلاً نمی‌خوام قلب‌ـت رو بشکنم -
اِد" ، شاید این همون مشکل ما باشه" -

13:31.455 --> 13:36.120
ما هیچ‌وقت نمی‌خوایم کسی رو ناراحت کنیم
ما اصلاً به چیزی که خودمون می‌خوایم توجه نمی‌کنیم

13:37.111 --> 13:42.550
من فکر کنم برای اینه که وقتی
به آخر خط زندگی‌ـت میرسی

13:42.834 --> 13:44.864
می‌بینی چیزی برای عرضه کردن نداری

13:45.208 --> 13:46.208
«نورما»

13:49.895 --> 13:53.832
به من زنگ نزن
منظورم برای یه مدت کوتاه‌ـه . باشه؟

13:55.952 --> 13:57.147
باشه

13:59.199 --> 14:00.633
اِد" ، من دوست‌ـت دارم"

14:18.904 --> 14:23.865
من وقتی بچه بودی رو یادم میاد -
پس پدر من با شما صحبت کرده؟ -

14:24.158 --> 14:28.095
آره و من نمی‌تونم بگم
که ما چقدر از اینکه تو میای

14:28.374 --> 14:32.902
به تشکیلات ما و یه جایی توی این
کشتی پیدا می‌کنی هیجان‌زده شدیم

14:33.195 --> 14:34.924
خب ، تو فکرتون چیه؟

14:35.168 --> 14:40.004
خب «آدری» ، با توجه به پیشنهاد پدرتون
با شروع کم و هدف‌های بزرگتر

14:40.289 --> 14:44.487
ما فکر کردیم بخش
کادوکاری هدیه‌ها و این چیزها

14:44.773 --> 14:48.710
نیمه‌وقت ، بعد از مدرسه -
نه . نه . نه -

14:49.793 --> 14:51.352
"اِموری"

14:52.638 --> 14:55.776
می‌تونم خودمونی صحبت کنم؟ -
خواهش می‌کنم-

14:57.357 --> 15:02.029
بیا درباره‌ی فروش حرف بزنیم

15:02.344 --> 15:05.245
بخش فروش؟ -
عطرفروشی -

15:06.126 --> 15:10.996
یکی از بخش‌های حساس‌ـه
اجناس گرون‌قیمت ، رابطه با مشتری

15:11.280 --> 15:15.842
اِموری" ، من با تمام قلبم می‌خوامش" -
من باید با پدرت صحبت کنم -

15:16.133 --> 15:18.329
اِموری" ، ما این‌کار رو می‌کنیم"

15:18.575 --> 15:22.910
تو به پدرم میگی که من مثل
یه زنبور کارگر مشغول کادوپیچی هستم

15:23.161 --> 15:26.620
بعدش تو من رو میذازی
پشت پیشخون عطرفروشی

15:26.841 --> 15:31.403
اگه این‌کار رو نکنی من لباسم رو جر میدم
و با تمام وجودم جیغ میزنم

15:31.695 --> 15:34.756
و به پدرم هم میگم
که تو به من نظر داشتی

15:35.041 --> 15:37.908
این به تصمیم‌گیری تو کمکی می‌کنه؟

15:39.158 --> 15:40.751
آره

15:41.836 --> 15:43.429
آره چی؟

15:46.387 --> 15:47.855
"آره خانم "هورن

15:57.833 --> 15:59.927
بهتر نیست پر کردن فرم‌ها رو شروع کنیم؟

16:07.305 --> 16:10.206
جیمز" ، من یادداشت تو رو دیدم

16:12.794 --> 16:16.890
تو حال‌ـت خوبه؟ -
دانا» ، یه چیزهایی هست که من باید بهت بگم» -

16:17.144 --> 16:22.048
من بهت گفته بودم که پدرم
وقتی 10 سالم بود مُرده ولی اون مُرده

16:24.239 --> 16:26.731
اون یه موسیقی‌دان‌ـه
که تو غرب زندگی می‌کنه

16:27.017 --> 16:30.510
اون من و مادرم رو ول کرد -
متأسفم -

16:30.798 --> 16:34.291
مادرم یه نویسنده است
شعر و داستان کوتاه

16:36.923 --> 16:39.221
اون یه الکلی‌ـه

16:40.270 --> 16:42.500
...اگه با این قضیه مشکل داری

16:42.780 --> 16:45.340
من هیچ مشکلی ندارم . بگو

16:47.064 --> 16:50.193
اینکه این هفته بیرون شهر بود
حقیقت داشت

16:50.478 --> 16:53.038
ولی اون توی مسافرت نبود

16:54.059 --> 16:57.154
کاری که اون می‌کنه که اینه که
به یه شهر دیگه میره

16:57.439 --> 17:01.501
میره توی یه هتل ارزون‌قیمت
با کلی بطری مشروب

17:01.756 --> 17:04.453
و چند نفری رو هم می‌بره واسه عشق و حال

17:13.436 --> 17:15.165
مشکلی نیست

17:16.850 --> 17:19.876
اینا رو دارم بهت میگم
چون نمی‌خوام هیچ رازی پیش تو داشته باشم

17:20.163 --> 17:23.326
نمی‌خوام هیچی دروغی بین ما 2تا باشه

17:23.610 --> 17:28.013
رازها شادی مردم رو نابود می‌کنند
نمی‌خوام اینطوری باشیم

17:28.296 --> 17:31.322
نیستیم . نخواهیم بود

17:36.361 --> 17:38.625
ما باید کاری رو بکنیم که درسته

17:39.641 --> 17:41.939
چیزی که دیروز گفتی درسته

17:42.217 --> 17:47.297
اگه ما نفهمیم چه اتفاقی برای "لورا" افتاده
دیگه زندگی ما پیش نمیره

17:47.606 --> 17:49.700
جیمز" ، ما خواهیم فهمید"

17:52.358 --> 17:58.525
اون همینجاهاست . یه روح بی‌قرار -
منم احساس‌ـش می‌کنم . ما این رو بهش مدیونیم -

17:58.751 --> 18:01.015
"حداقل تازه هستند . بیا "گری

18:01.261 --> 18:02.786
ممنون

18:03.805 --> 18:06.274
اسکات" ، بیا بردار" -
متشکرم -

18:10.029 --> 18:11.554
اینم از شما

18:12.004 --> 18:14.701
می‌خوای این رو علامت بزنی؟ -
"المثنی" -

18:14.949 --> 18:18.510
ما یکی مثل اون داریم؟ -
آره . یه لکه درست مثل این قبلاً داشتیم -

18:18.832 --> 18:20.630
"پس بنویس "المثنی

18:23.316 --> 18:25.512
پرده‌های قرمز

18:25.760 --> 18:29.458
اون صندوق پستی به نام "ژاک رنو" ثبت شده

18:29.742 --> 18:33.076
اونا هم نامه‌هایی هستند
که در پاسخ یه آگهی "رانِت" فرستاده شدند

18:33.356 --> 18:36.883
بذارین ببینیم چیزی از کسی
که می‌شناسیم هست یا نه

18:37.172 --> 18:39.903
هاوک" ، مجله رو بده" -
این چیه؟ -

18:40.184 --> 18:43.677
2تا آگهی مختلف
به یه آدرس پست شدند

18:43.966 --> 18:46.958
رانِت" یکی‌ـش هست"

18:48.584 --> 18:50.882
آره . ایناهاش

18:50.930 --> 18:56.425
دانش‌آموزی که نیاز به آموزش از طریق عشق داره"
"فقط آقایون باشخصیت و بالغ

18:56.889 --> 18:58.653
این "لورا"ست

19:00.234 --> 19:02.669
تو چیز مشخص‌کننده‌ای می‌بینی؟

19:02.946 --> 19:05.972
پرده‌ها -
پرده‌ها؟ -

19:10.107 --> 19:13.236
پرده‌های قرمز تو خوابم بودند

19:17.938 --> 19:22.569
"چرا یه آپارتمان مثل این خونه‌ی "ژاک
باید 50 گالون گازوئیل بخره؟

19:23.227 --> 19:26.094
تا کلبه‌ی چوبی رو گرم کنه -
هری» ، حق با توئه» -

19:26.373 --> 19:29.638
برادر "ژاک" یه مکانی نزدیک مرز داشت

19:29.887 --> 19:32.322
رفقا ، ناهار رو بردارید
می‌خوایم یه قدمی تو جنگل بزنیم

19:42.202 --> 19:43.692
"مدلین"

19:43.977 --> 19:45.445
سلام -
سلام -

19:46.519 --> 19:51.150
سلام ، من "مدلین فرگوسن" هستم
دوستام من رو "مدی" صدا می‌کنن

19:51.440 --> 19:55.543
شماها خیلی لطف دارین
من کسی رو توی این شهر نمی‌شناسم

19:55.590 --> 19:58.321
«البته به جز شوهرخاله "لیلند" و خاله «سارا

19:58.635 --> 20:03.038
حال و هوای خونه هم
زیاد درست و حسابی نیست

20:03.354 --> 20:06.722
چیزی می‌خوای بخوری؟ -
یه شراب گیلاس -

20:07.003 --> 20:08.334
باشه

20:11.453 --> 20:17.051
مدلین" ، اگه بهت بگیم که درباره این"
نباید با کسی حتی یه کلمه هم صحبت کنی

20:17.344 --> 20:19.608
حتی با خاله و شوهرخاله‌ـت
قبول می‌کنی؟

20:19.887 --> 20:21.753
مثل اینکه یه رازه بزرگ‌ـه

20:22.028 --> 20:25.828
آره . من و "جیمز" "لورا" رو بهتر از
هر کس دیگه‌ای می‌شناختیم

20:26.079 --> 20:30.107
قبل مرگش اون توی دردسر بزرگ افتاده بود
بدتر از اونی که بشه تصورش رو کرد

20:30.429 --> 20:32.056
چی؟

20:32.371 --> 20:36.706
من ترجیح میدم تا درباره‌ی چیزهایی
که هنوز ثابت نشدن زیاد حرف نزنم

20:37.524 --> 20:40.425
تو گفتی هنوز ثابت نشدن؟

20:40.703 --> 20:44.298
ما نگرانیم که ممکنه
حقیقت هیچ‌وقت برملا نشه

20:44.585 --> 20:47.555
و یا اینکه کسی که اون رو کشته
هیچ‌وقت به دام نیفته

20:47.832 --> 20:50.062
ما قسم خوردیم که نذاریم چنین اتفاقی بیفته

20:50.309 --> 20:53.472
خدای من ، میدونین کار کی بوده؟ -
یه حدس‌هایی میزنیم -

20:53.757 --> 20:56.177
ما می‌خواستیم در این مورد باهات حرف بزنیم
چون‌که به کمکت نیاز داریم

20:56.202 --> 20:58.048
از من می‌خواین چی‌کار کنم؟

20:58.809 --> 21:01.642
لورا" درباره‌ی یه مکان مخفی صحبت می‌کرد"

21:01.888 --> 21:04.880
یه جایی توی خونه‌شون
یا شاید تو اتاقش . زیاد مطمئن نیستم

21:05.202 --> 21:07.102
هیچ‌کسی نمیدونه کجا

21:07.344 --> 21:11.804
اون ممکنه یه چیزی اونجا گذاشته باشه
که ما رو به قاتلش نزدیک کنه

21:13.201 --> 21:16.102
من کمک‌تون می‌کنم -
واقعاً؟ -

21:16.782 --> 21:22.482
روز قبل از اینکه "لورا" کشته بشه
من یه حسی داشتم که می‌گفت اون توی دردسرـه

21:23.576 --> 21:27.376
من همیشه احساس نزدیکی با اون داشتم
برای همینه که اومدم اینجا

21:28.127 --> 21:34.096
میدونین ، من واقعاً "لورا" رو خیلی خوب نمی‌شناختم
ولی خیلی دوست داشتم که اون رو بفهمم

21:34.352 --> 21:37.754
مردم همیشه به ما می‌گفتن
که چقدر ماها شبیه به هم هستین

21:38.034 --> 21:40.935
اگه کاری داشتی می‌تونی زنگ بزنی

21:41.213 --> 21:44.012
فکر نکنم مشکلی پیش بیاد

21:44.258 --> 21:46.556
مدلین" ، واقعاً عالیه"

21:46.835 --> 21:48.530
من رو "مدی" صدا کنین

21:55.035 --> 21:56.594
سلام -
"سلام "نورما -

21:56.875 --> 22:01.574
ما مثل ملکه‌های زیبایی دهاتی شدیم -
تو نمیدونی که چقدر خوشگل شدی -

22:01.862 --> 22:05.093
امیدوارم ناخن‌های نازنینم
موقع بردن ظرف‌ها نشکنه

22:05.377 --> 22:07.709
"سلام " نورما -
"سلام "هنک -

22:07.920 --> 22:11.413
از دیدن من تعجب کردی؟ -
آره -

22:16.053 --> 22:18.920
دوست‌دختر "لئو"؟ -
زنش -

22:19.166 --> 22:22.101
اون "لئو" واقعاً غیرقابل‌پیش‌بینی‌ـه

22:22.512 --> 22:24.708
به‌هرحال زیاد گوشت نیست

22:26.194 --> 22:27.787
من انتظار بوسه ندارم

22:28.034 --> 22:32.232
من باید بدونم یه‌جورایی
راهم رو به قلب‌ـت پیدا کنم

22:32.552 --> 22:34.077
..."ولی "نورما

22:35.130 --> 22:37.189
من سعی‌ـم رو می‌کنم

22:37.940 --> 22:40.671
خب ، از کجا شروع کنم؟

22:41.354 --> 22:43.482
فکر کنم شستن ظرف‌ها خوب باشه

22:44.199 --> 22:49.812
می‌تونم قهوه‌ام رو تموم کنم رئیس؟

23:20.069 --> 23:23.061
اون بیشتر زمانش رو تنها
تو اتاقش می‌گذرونه

23:23.384 --> 23:26.251
خیلی سخته تا اون رو
وارد یه مکالمه کرد

23:26.529 --> 23:27.860
همیشه احوالش در حال تغییرـه

23:28.136 --> 23:31.538
اوضاع مدرسه‌اش هم دائم در حال نوسان‌ـه

23:31.817 --> 23:35.651
و بعدش هم که دعوا و کتک‌کاری
تو "رُد هاوس" و توی مراسم تدفین

23:35.933 --> 23:38.402
بابی" ، تو مصرف می‌کنی؟" -
نه -

23:38.677 --> 23:41.408
الکل -
الکل هم یه‌جور مواده -
منظورش این نبود -

23:41.657 --> 23:44.627
الکل حساب نمیشه؟ -
همه می‌خورن -

23:44.869 --> 23:47.395
تو ناراحت هستی؟ -
نباید باشم؟ -

23:48.182 --> 23:50.082
این رو من نباید بگم

23:50.358 --> 23:53.487
تا حالا کسی رو کشتی؟ -
تو چی؟ -

23:53.805 --> 23:55.705
پدرم کشته -
در دوران جنگ -

23:56.014 --> 23:57.914
اون فرق داره -
از چی؟ -

23:58.557 --> 24:01.754
شاید بهتر باشه اگه میشه
من چند دقیق با "بابی" تنها باشم؟

24:02.005 --> 24:04.702
این قراره یه مشاوره‌ی خانوادگی باشه

24:04.950 --> 24:09.114
من نیاز دارم تا یه زمانی رو با هر کدوم از
اعضای خانواده به‌طور خصوصی داشته باشم

24:09.401 --> 24:11.426
"اول "بابی -
منصفانه‌ست -

24:11.710 --> 24:13.542
هر چی تو بگی

24:29.682 --> 24:32.151
بابی" ، بیا بریم سر اصل مطلب ، خب؟"

24:32.460 --> 24:36.488
پدر و مادرت نمیدونن که تو چه مرگته

24:36.777 --> 24:38.336
این خوبه

24:38.953 --> 24:42.947
بیا درمورد "لورا" حرف بزنیم -
باشه . درباره‌ی "لورا" حرف میزنیم -

24:43.237 --> 24:48.767
"بابی" ، دفعه اولی که تو و "لورا"
باهم عشق‌بازی کردین چه اتفاقی افتاد؟

24:50.699 --> 24:53.464
این دیگه چه سوال مسخره‌ای‌ـه؟

24:54.549 --> 24:57.541
بابی" ، تو گریه کردی؟"

24:59.234 --> 25:01.168
چی‌کار کردم؟

25:02.815 --> 25:06.274
و بعدش "لورا" چی‌کار کرد؟
اون به تو خندید؟

25:20.218 --> 25:23.153
وقتی "لورا" مُرد خیلی غمگین بودی؟

25:24.736 --> 25:28.366
لورا" می‌خواست بمیره" -
از کجا میدونی؟ -

25:34.978 --> 25:37.879
چون خودش بهم گفت

25:39.227 --> 25:41.753
دیگه چی بهت گفت؟

25:43.712 --> 25:47.740
بهت نگفته بود که هیچ نیروی خوبی
در زندگی وجود نداره؟

25:49.535 --> 25:54.530
اون گفت مردم سعی می‌کنند تا خوب باشند

25:54.823 --> 25:57.520
ولی اونا واقعاً گندیده و درمونده هستند

25:57.802 --> 25:59.896
به نظر اون بیشترشون اینجور هستند

26:00.145 --> 26:05.413
هر وقت که اون می‌خواست
دنیا رو به یه مکان بهتر تبدیل کنه

26:05.667 --> 26:07.658
یه چیز وحشتناک تو وجودش میومد

26:07.976 --> 26:11.844
و دوباره اون رو به سمت جهنم
و نیروی شر می‌کشوند

26:12.126 --> 26:17.326
این اون رو بیشتر و بیشتر
به درون یه کابوس و سیاهی می‌برد

26:17.581 --> 26:20.846
هر دفعه هم برگشتن به روشنایی سخت‌تر می‌شد

26:21.096 --> 26:23.463
تا حالا این احساس رو داشتی که

26:23.739 --> 26:27.369
لورا" داره یه راز بزرگ رو"
توی خودش نگه میداره؟

26:27.755 --> 26:28.950
آره

26:29.228 --> 26:32.892
اوقدر بد که اون می‌خواست بمیره؟ -
آره -

26:33.144 --> 26:37.581
اونقدر بد که اون رو مجبور کنه
تا بتونه ضعف‌های مردم رو شکار کنه

26:37.796 --> 26:40.424
اونا رو وسوسه کنه و اونا رو بشکنه؟

26:40.740 --> 26:44.438
اونا رو مجبور می‌کرد کارهای کثیفی بکنن؟ -
آره -

26:44.724 --> 26:50.356
لورا" می‌خواست آدم‌ها رو تباه کنه" -
چون‌که این همون حسی بود که درباره‌ی خودش خیال می‌کرد
آره -

26:50.647 --> 26:53.139
بابی" ، این اتفاق برای تو افتاده؟"

26:55.333 --> 26:57.859
این همون کاریه که "لورا" با تو کرد؟

26:58.378 --> 27:01.609
اون خیلی زیاد می‌خواست

27:02.126 --> 27:06.063
اون من رو مجبور می‌کرد تا مواد بفروشم
تا خانم بتونه مواد داشته باشه

27:36.669 --> 27:38.899
اینجا ، اینطرف

27:39.179 --> 27:42.638
بچه شهری ، مواظب باش -
«ممنون «هری -

27:54.541 --> 27:56.305
هاوک" ، چیه؟"

28:10.872 --> 28:15.275
همون کلبه‌ای نیست که دنبالش بودم؟ -
شاید . شاید هم نه -

28:16.695 --> 28:19.357
دکتر ، بهتره شما پشت ما بیاید

28:19.675 --> 28:21.769
خودم هم همین رو می‌خواستم

28:42.767 --> 28:44.758
سرموقع رسیدین اینجا

28:46.180 --> 28:49.707
اونا وقتی که ناراحت و غمگین نیستند
خیلی به آهستگی حرکت می‌کنند

28:50.799 --> 28:54.702
پس بجنبین . کُنده‌ی من
چیزی رو قضاوت نمی‌کنه

29:08.136 --> 29:12.403
من چای می‌خوام
شیرینی هم دارم ولی کیک نه

29:12.988 --> 29:16.322
این نهایت لطف شماست خانم
...ولی من باور نمی‌کنم

29:16.770 --> 29:18.670
چجور کلوچه‌ای؟

29:18.945 --> 29:20.538
شکر

29:20.852 --> 29:23.617
جغد نمی‌تونه ما رو اینجا ببینه

29:25.873 --> 29:28.433
یه فنجون قهوه احتمالاً خیلی می‌چسبه

29:30.157 --> 29:33.491
چشمات رو ببندی
اون‌وقت‌ـه که وسط معرکه‌ای

29:34.173 --> 29:35.766
"متشکرم "ماگارت

29:36.884 --> 29:39.012
ما گذاشتیم اون بخوابه

29:45.853 --> 29:48.754
منتظر چایی باش . اینقدر عجول نباش

29:50.304 --> 29:53.672
تو منتظر ما بودی؟ -
شما 2 روز دیر کردین -

29:54.421 --> 29:56.947
ولی به خودتون ربط داره

29:58.136 --> 30:02.164
کُنده‌ی من یه چیزی دیده
یه چیز بااهمیت

30:02.989 --> 30:08.723
کُنده‌ی تو چی دیده؟ -
اول چای . بعد آماده باشین -

30:13.665 --> 30:15.190
متشکرم

30:16.510 --> 30:19.707
شوهر من چوب‌بر بود

30:19.990 --> 30:25.997
اون با شیطان ملاقات کرد . آتش خود شیطان‌ـه
که مثل یه احمق توی دود پنهان میشه

30:26.281 --> 30:30.081
فردای روز ازدواج‌تون بود ، مگه نه "مارگارت"؟

30:30.734 --> 30:33.499
چوب ارواح زیادی رو نگه میداره . درسته؟

30:39.903 --> 30:42.304
می‌تونین ازش بپرسید

30:48.839 --> 30:51.171
اون‌شب چی دیدی؟

30:51.450 --> 30:54.818
شبی که "لورا پالمر" کشته شد؟

30:56.101 --> 30:58.297
من به جاش حرف میزنم

31:00.687 --> 31:07.326
تاریکی ، خنده
جغدها پرواز می‌کردن

31:07.647 --> 31:09.547
چیزهای زیادی بسته بودن

31:09.823 --> 31:14.192
خنده
تا2 مرد ، 2تا دختر

31:14.911 --> 31:19.847
نور چراغی توی درخت‌های
روی پایین تپه دیده شد

31:20.131 --> 31:22.156
جغدها نزدیک بودن

31:22.440 --> 31:25.876
تاریکی بر او فشار میاورد

31:27.059 --> 31:31.053
بعدش سکوت ، بعد صدای قدم‌های پا

31:31.343 --> 31:33.141
یه مرد رد می‌شود

31:33.384 --> 31:37.150
جیغ...خیلی دور

31:37.803 --> 31:41.967
وحشتناک ، وحشتناک

31:42.454 --> 31:44.946
یه صدا -
مرد یا دختر؟ -

31:45.265 --> 31:47.324
دختر

31:48.109 --> 31:51.477
بالاتر از تپه‌های نزدیک کوه

31:52.160 --> 31:54.151
جغدها ساکت بودن

32:04.609 --> 32:07.909
2تا دختر که "رانِت" و "لورا" بودند

32:08.190 --> 32:12.593
خب ، 2تا مرد چی؟
ژاک"؟ و شایدم "لئو"؟"

32:12.842 --> 32:14.276
ممکنه

32:15.385 --> 32:17.547
اون مرد سومی کی بود؟

32:20.004 --> 32:22.132
می‌شنوین؟

32:23.087 --> 32:25.112
از اینطرف

33:35.913 --> 33:38.245
و همیشه صدای موسیقی"
"در هوا وجود داره

33:40.899 --> 33:42.458
"والدو"

33:43.410 --> 33:45.640
یه فیلم توش‌ـه

33:51.374 --> 33:52.899
خون

34:14.936 --> 34:16.563
"جک یک‌چشم"

34:37.890 --> 34:41.554
عصربخیر ، آقا و خانم "شاول"؟ -
بله . بفرمایید -

34:41.805 --> 34:46.675
عصربخیر -
کاترین مارتل" و همسر" -

34:49.637 --> 34:53.938
امشب توی خوردن زیاده‌روی نکن
باشه "کاترین"؟

34:58.306 --> 35:03.244
یه چندتا کمربند و حتی شما
ممکنه شروع کنید به تعریف از من

35:18.416 --> 35:21.613
"دوران مدرن همه چیز رو تغییر داده آقای "تورسون

35:21.896 --> 35:25.730
ولی حدس من اینه که هنوز
رگه‌هایی از علاقه‌مندی در

35:26.012 --> 35:28.174
فرهنگ سنتی ایسلند وجود داره

35:28.456 --> 35:31.050
رگه؟ کاملاً

35:31.266 --> 35:35.276
هبا" ، میدونستی که این جمله‌ی معروفی‌ـه؟" -
"نه "جری -

35:35.584 --> 35:40.628
هبا-هبا"...قبلاً نشنیده بودی؟" -
"نه "جری -

35:51.013 --> 35:54.176
می‌تونی درک کنی که این
توانایی بالقوه‌ی باورنکردنی می‌تونه

35:54.460 --> 36:01.002
منجر به پیدایش یه ترکیب
استثنایی توی ژن‌های هر کدوم از ما بشه؟

36:01.588 --> 36:05.149
هبا" ، من می‌خوام برات آشپزی کنم"

36:06.442 --> 36:09.207
بسیار بسیار عالی . خیلی بامزه است

36:09.487 --> 36:15.119
پس اون میگه "وقتی که یه سوئدی رو با
"یه نروژی عوض می‌کنی چی گیرت میاد؟

36:15.410 --> 36:19.142
یه جامعه‌شناس که می‌خواد سلطان باشه

36:19.862 --> 36:23.730
خب ، یادم میاد یه موقعی تو ده‌های 50 بود

36:23.978 --> 36:26.538
من اومدم کشور شما . خیلی زیبا بود

36:26.823 --> 36:29.485
...زیاد درخت نبود ولی میدونی

36:37.734 --> 36:40.601
میشه من رو ببخشبد؟ -
البته -

36:41.347 --> 36:44.783
تو دفتر می‌بینمت
2دقیقه به من وقت بده

36:45.096 --> 36:48.498
برای جهنم عجله نداشته باش -
چی؟ -

36:49.280 --> 36:50.941
2دقیقه

36:51.756 --> 36:58.062
تور" ، می‌خواستم ازت بپرسم"
تو با کلمه "لوهامستا" آشنایی؟

37:19.300 --> 37:22.031
کاترین" ، ما توافق کردیم"

37:22.312 --> 37:26.715
هیچ کار عجیبی جلوی مهمون‌ها انجام نشه
و اینکه ملودرام قضیه در کمترین اندازه‌اش باشه

37:26.997 --> 37:30.900
نکته بعدی که فهمیدم اینه که تو
کفش‌های من رو با دم "پریگنون" شستی

37:31.147 --> 37:34.208
بریز بیرون . چت شده؟

37:37.440 --> 37:42.310
چرا یه ژتون 1000تایی
یه جایی تو شلوارت باید باشه؟

37:42.593 --> 37:47.155
فکر می‌کنم تو زن‌هایی با تجربیات مشخصی
رو ترجیح میدی

37:47.647 --> 37:49.945
جری" اون رو داده به من"

37:51.230 --> 37:53.756
چه شانسی . فکر کردم گمش کردم

37:54.074 --> 37:56.099
خیالم راحت شد که تو پیداش کردی

37:59.664 --> 38:01.826
دیگه تموم شد؟

38:05.688 --> 38:07.315
آره

38:07.762 --> 38:09.662
...با اینحال

38:18.004 --> 38:20.837
بیا کارخونه رو بسوزونیم
امشب این‌کار رو بکنیم

38:21.117 --> 38:25.111
"نه عزیزم . ما به "جوسی
آخرین شانس رو برای فروش میدیم

38:25.434 --> 38:27.903
...فردا اما

38:28.211 --> 38:34.651
من از خدمات یه حرفه‌ای امتحان‌پس‌داده
بهره‌مند میشم

38:35.976 --> 38:37.171
آدامس خوشبوکننده؟

38:52.810 --> 38:56.303
...حالا بذار روراست باشم

38:57.762 --> 39:03.462
تمام کشور شما بالاتر از ارتفاعی‌ـه
که درخت می‌تونه رشد کنه؟

39:03.754 --> 39:08.924
رفقا ، میشه یه لحظه توجه کنید؟
میشه توجه کنید؟

39:10.447 --> 39:14.111
اول از همه از شما به‌خاطر اینکه قدم
به سرزمین ما گذاشتید متشکرم

39:14.396 --> 39:17.058
اونم از جزیره اسرارآمیز ایسلند

39:21.793 --> 39:25.161
ما همه‌مون ایسلندی هستیم

39:27.884 --> 39:31.787
گوست‌وود استِیت" یه بخش مهمی"
از آینده ما در «توئین پیکس» هست

39:32.067 --> 39:37.005
و کسی نیست که ما بخوایم اون رو
...در آینده‌مون شریک کنیم به جز

39:54.427 --> 39:55.622
برو باهاش برقص

39:55.867 --> 39:58.063
قضیه خیلی جدّی‌ـه . باهاش برقص

40:08.116 --> 40:09.311
باشه

40:12.634 --> 40:15.296
هی "جری" ، چه خبره؟

40:16.616 --> 40:20.553
جاکوبی" رو صدا کن . به دامش بنداز"
و اون رو از زندگی من بنداز بیرون

40:34.388 --> 40:35.583
"جری"

41:34.294 --> 41:36.092
"دانا" ، تویی؟ منم "مدی"

41:36.336 --> 41:41.399
من یادم اومد وقتی من و "لورا" بچه بودیم
اون سیگارهاش رو توی پایه‌ی رختخوابش قائم می‌کرد

41:41.724 --> 41:45.024
بالای یکی از اون پله‌ها باز می‌شد

41:45.673 --> 41:49.405
من یه نوار توی مخفیگاه پیدا کردم -
لیلند"؟" -

41:49.690 --> 41:52.250
کجا رفتی؟ -
فردا تو و "جیمز" رو می‌بینم -

41:52.534 --> 41:55.936
باشه . یه ضبط هم با خودتون بیارین -
لیلند»؟» -

42:32.394 --> 42:36.939
کسی ندید که تو اومدی اینجا؟ -
نه -

42:37.581 --> 42:42.519
متوجه خطر اینکه کسی
ما 2تا رو ببینه هستی؟

42:43.706 --> 42:47.904
این توی کشوی میزش مخفی شده بود
همونجایی که گفتی بود

42:52.407 --> 42:55.274
پس می‌تونیم شروع کنیم -
کِی؟ -

42:59.101 --> 43:01.035
فردا شب

43:51.544 --> 43:54.673
من بهت گفتم حواست به مغازه باشه
نه اینکه بری حق ثبت بگیری براش

43:54.925 --> 43:57.394
...هنک" ، من" -
لئو" ، همون کاری که بهت گفته شده رو بکن" -

43:57.702 --> 44:02.833
دفعه‌ی بعدی می‌بینی که قبل از مردنت جلوی چشمات
ماشین خوشگلت رو اوراق می‌کنم

44:08.378 --> 44:10.574
«یه لیوان آبجو بده «شلی -
عزیزم ، چی شده؟ حال‌ـت خوبه؟ -

44:10.855 --> 44:12.846
فقط یه لیوان آبجو لعنتی بده بهم

44:15.641 --> 44:17.006
...بلند شو و

44:19.122 --> 44:22.387
داری چی‌کار می‌کنی؟ -
تو دیگه نمی‌تونی من رو اذیت کنی -

44:22.635 --> 44:25.263
به من دست نزن
لئو" ، نیا نزدیک من"

44:25.681 --> 44:27.581
تو زنیکه‌ی جنده

44:28.994 --> 44:30.587
جرأت نداری شلیک کنی

45:14.347 --> 45:16.816
کار اضافی نکن و چراغ رو روشن کن

45:22.800 --> 45:25.709
من رو مجبور نکن برم

45:26.034 --> 45:29.056
خواهش می‌کنم مجبورم نکن برم

45:30.100 --> 45:31.100
: هماهنگی و ویرایش زیرنویس
SepehrRed90

45:32.100 --> 45:33.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
