WEBVTT

00:27.100 --> 00:28.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:29.100 --> 00:34.200
"Twin Peaks"
فصل 1
قسمت 2 : ردپايي به هيچ‌جا

00:35.200 --> 00:36.200
: هماهنگي و ويرايش زيرنويس
SepehrRed90

02:05.167 --> 02:09.508
دايان" ، ساعت 6:18 صبح‌ـه"
اتاق 315

02:09.683 --> 02:12.609
"هتل "گِرِيت نورتِرن" در "توئين پيکس

02:12.611 --> 02:15.913
خوب خوابيدم . يه اتاق مخصوص غيرسيگاري‌ها
اصلاً بوي تنباکو نمياد

02:15.915 --> 02:18.841
يه گزينه عالي براي يه تاجر مسافر

02:18.843 --> 02:22.898
"بوي محسوسي از سوزن‌هاي صنوبرهاي "داگلاس
هم تو هوا وجود داره

02:23.025 --> 02:27.122
همونطوري که کلانتر "ترومن" گفته بود
هر چيزي که اين هتل ادعا کرده آماده‌ست

02:27.124 --> 02:30.343
تميزي ، قيمت مناسب ، وسائل راحتي

02:30.344 --> 02:34.692
تلفن کار مي‌کنه و حموم هم در بهترين وضعيت ممکنه
چکه‌اي در کار نيست . کلي آب گرم

02:34.694 --> 02:39.418
و با فشار خوب و ثابت که بايد از مزاياي
جنبي اون آبشار بيرون پنجره باشه

02:39.420 --> 02:44.103
تشک‌ها محکم هستند ولي نه زياد محکم
و از اون برآمدگي‌هايي که تو "ال‌پاسو" گفتم هم خبري نيست

02:44.104 --> 02:46.403
چه کابوسي بود

02:46.404 --> 02:49.832
اما من ماجراش رو 2-1بار
واست تعريف کردم ، مگه نه "دايان"؟

02:49.834 --> 02:54.600
هنوز تلويزيون رو امتحان نکردم
احتمالاً کابلي‌ـه . فکر نکنم مشکلي داشته باشه

02:54.601 --> 02:59.827
"ولي همونطوري که ميدوني "دايان
محک اصلي يه هتل قهوه صبحونه است

02:59.829 --> 03:02.956
که تا نيم ساعت ديگه
من بهت خبرش رو ميدم

03:11.749 --> 03:15.846
دايان" ، امروز صبح اول وقت"
دوباره واسم سوال پيش اومد

03:15.848 --> 03:18.774
2تا موضوع هست که
همچنان من رو اذيت مي‌کنه

03:18.775 --> 03:22.872
نه به‌عنوان مأمور پليس فدرال
بلکه به‌عنوان يک انسان

03:22.874 --> 03:27.222
واقعاً چه جرياني بين
مرلين مونرو" و "کِنِدي" اتفاق افتاده؟"

03:27.223 --> 03:31.074
و چه کسي واقعاً ماشه اسلحه رو
روي " جِي.اف.کِي" کشيد؟

03:34.835 --> 03:37.535
يه دقيقه صبر کنيد
يه دقيقه صبر کنيد

03:48.762 --> 03:54.030
ميدوني ، اين...من رو ببخشيد
يه فنجون بي‌نظير قهوه است

03:54.408 --> 03:57.836
من شايد نتونم بهت بگم که
چندتا فنجون قهوه تو عمرم خوردم

03:57.838 --> 04:00.262
ولي اين يکي از بهترين‌هاست
حالا 2تا تخم‌مرغ سفت مي‌خوام

04:00.264 --> 04:05.825
ميدونم . بهم نگو براي فشار خون مضره
ولي ترک عادت موجب مرض‌ـه

04:05.826 --> 04:10.258
هر چي سفت‌تر بهتر
گوشت خوک با نمک سرخ‌شده

04:10.259 --> 04:14.683
با کلي ادويه زياد پخته بشه
تقريباً سوخته باشه . عاليه

04:14.818 --> 04:21.427
و آب گريپ‌فروت هم مي‌خوام
...البته گريپ‌فروت‌هاش

04:21.593 --> 04:24.206
تازه و آب‌دار باشن

04:25.943 --> 04:28.556
اسم من "آدري هورن"ـه

04:30.962 --> 04:36.182
"مأمور ويژه پليس فدرال "دِيل کوپر

04:38.825 --> 04:40.789
مي‌تونم اينجا بشينم؟

04:40.790 --> 04:44.176
خانم «هورن» ، مگه اينکه من اشتباه کنم
"پدر شما "بنجامين هورن

04:44.178 --> 04:48.484
مالک اين مجموعه بي‌نظيرـه . پس فکر کنم
شما هر جايي بخواين بتونين بشينين

04:48.486 --> 04:53.460
البته بايد بگم که باعث خوشحالي من ميشه -
متشکرم -

04:55.888 --> 04:58.981
شما اينجا درباره قتل
لورا پالمر" تحقيق مي‌کنيد؟"

04:58.983 --> 05:01.596
دوست شما بود؟

05:04.086 --> 05:09.563
نه دقيقاً . در واقع اون به برادر بزرگم
جاني» درس ميداد . هفته‌اي 3 مرتبه»

05:09.565 --> 05:12.826
جاني" 27 سالش‌ـه ولي کلاس سومه"

05:12.827 --> 05:17.008
اون يه‌کم مشکلات روحي داره
تو کل خانواده هست

05:17.009 --> 05:19.622
شما از حلقه من خوش‌تون مياد؟

05:21.610 --> 05:24.223
خيلي قشنگ‌ـه

05:27.339 --> 05:32.422
ميدوني ، گاهي وقت‌ها
خيلي خالي ميشم . خيلي جالبه

05:33.446 --> 05:36.324
تا حالا شده کف دستاتون بخاره؟

05:48.629 --> 05:51.423
"صبح‌بخير معاون ، سلام "لوسي -
صبح شما هم بخير -

05:51.640 --> 05:55.863
مأمور "کوپر" ، براي شما ژله مخصوص آوردم

05:55.865 --> 05:59.084
کلانتر توي اتاق کنفرانس‌ـه
...ميشه همون دري که درست روبروي

05:59.085 --> 06:02.908
ميرم تو اتاق کنفرانس مي‌بينمش

06:05.317 --> 06:07.699
سلام ، چطوري؟

06:07.701 --> 06:12.593
کلانتر ، بيا "جيمز هورلي" رو از سلول بياريم بيرون
و باهاش رک و پوست‌کنده صحبت کنيم

06:12.594 --> 06:14.448
اون عاشق "لورا پالمر" بوده
"شرط مي‌بندم که "لورا

06:14.473 --> 06:16.524
"درباره کثافت‌کاري‌هاي "مايک
و "بابي" بهش چيزهايي گفته باشه

06:16.525 --> 06:19.075
بعدشم بايد با اون 2تا خراب‌کار صحبت کنيم

06:19.076 --> 06:21.918
بايد يه بازرسي کامل از ماشين "بابي" داشته باشيم
تا ببينيم چي گيرمون مياد

06:21.920 --> 06:25.306
بايد ببينيم نتيجه کالبدشکافي "لورا پالمر" چي ميگه
و اينکه به چه دردمون مي‌خوره

06:25.308 --> 06:29.614
تازه بايد با آقا و خانم "پالمر" هم حرف بزنيم
البته چند روز ديگه که غم‌شون فراموش شده

06:29.616 --> 06:32.877
من بقيه روز رو هم برنامه‌ريزي کردم
خب ، 3 دقيقه ديگه همينجا مي‌بينمت

06:32.878 --> 06:35.491
هري» ، من شديداً نياز به دستشويي دارم»

06:35.764 --> 06:41.008
راستي قهوه "گِرِيت نورتِرن"؟
باورنکردني بود

06:48.018 --> 06:51.070
هري» ، همونطور که ميدوني»
من "لورا" رو به دنيا آوردم

06:51.071 --> 06:55.461
من تو تمام عمرش اون رو مي‌شناختم
اون بهترين دوستِ دخترم بود

06:55.462 --> 06:57.886
من نتونستم خودم رو قانع کنم
تا معاينات پس از فوت رو انجام بدم

06:57.888 --> 07:02.062
پس از "جو فيلدينگ" از "فِيروِيل" خواستم

07:02.238 --> 07:07.459
اون معاينات رو انجام داد و من کمکش کردم
خب ، اين چيزيه که ما پي برديم

07:07.633 --> 07:11.605
زمان مرگ بين نيمه‌شب
و ساعت 4 صبح تخمين زده ميشه

07:11.606 --> 07:15.661
عامل مرگ خونريزي زياده
تعداد زيادي زخم‌هاي سطحي

07:15.663 --> 07:19.258
هيچ‌کدوم‌شون اونقدر جدّي نبودن
که بتونن باعث مرگش بشن

07:19.260 --> 07:23.727
علائم گاز گرفتگي روي شونه‌ها
و همچنين روي زبونش

07:24.153 --> 07:27.115
احتمالاً از درد خودش رو زخمي کرده

07:28.001 --> 07:32.725
کبودي روي رگ‌ها ، مچ‌ها ، بازوها
همونجاهايي که اون رو بسته بودن

07:32.727 --> 07:37.569
ما منتظر نتيجه آزمايش سم‌شناسي هستيم
تا ببينيم مواد مصرف مي‌کرده يا نه

07:38.038 --> 07:46.512
در طول 12 ساعت قبلش
حداقل با 3 نفر سکس داشته

07:46.696 --> 07:48.995
شما "رانِت پولاسکي" رو هم معاينه کرديد؟

07:48.996 --> 07:50.960
بله آقا

07:50.962 --> 07:54.390
از نظر من هيچ جاي بحثي نيست
يه متجاوز به هردوشون

07:54.391 --> 07:57.861
در اون واگن قديمي حمله کرده

07:57.863 --> 08:03.006
دکتر ، چه زماني يا اصلاً ممکنه
که "رانِت" بتونه با ما صحبت کنه؟

08:03.007 --> 08:08.195
اون مصدوميت شديد مغزي داره
خيلي زوده که بشه اظهار نظر کرد

08:08.318 --> 08:13.373
تازه بايد جنبه تأثير ترس رواني
رو هم بهش اضافه کرد

08:14.843 --> 08:20.695
ممکنه شاهد اين بوده باشه که چي
...به سر "لورا" اومده قبل اينکه

08:25.842 --> 08:28.455
چقدر زيبا

08:32.492 --> 08:35.620
کي مي‌تونه چنين کاري بکنه؟

08:37.680 --> 08:40.293
"لئو"

08:41.695 --> 08:45.030
لئو" عزيزم ، من بايد برم سر کار"
نورما" هم ممکنه هر لحظه برسه"

08:47.132 --> 08:49.745
"لئو"

08:49.809 --> 08:52.422
تميز کردن کفشام تموم شد؟

08:52.611 --> 08:55.231
آره . تميزشون کردم و لباساتم شستم

08:55.664 --> 08:58.214
همه‌شون رو؟

08:58.215 --> 09:00.828
خب ، آره

09:02.188 --> 09:04.801
نه . اينا رو نشستي

09:08.378 --> 09:13.485
باشه "لئو" . وقتي رسيدم خونه ترتيبش رو ميدم -
"الان "شلي -

09:15.404 --> 09:18.163
باشه

09:39.080 --> 09:41.630
خون

09:41.631 --> 09:44.244
شلي" ، "نورما" اينجاست"

09:48.616 --> 09:52.086
شلي" ، مگه نشنيدي که گفتم"
نورما" اومده؟"

09:52.087 --> 09:54.700
"چرا ، شنيدم چي گفتي "لئو

09:59.030 --> 10:02.531
شايد امروز يه سري به رستوران زدم

10:05.930 --> 10:10.019
دختر خوبي باش
و يه تيکه کيک هم واسم نگه دار

10:11.618 --> 10:14.231
"حتماً "لئو

10:24.082 --> 10:28.137
جيمز" ، تو به اتهام قتل بازداشت شدي"
"قتل "لورا پالمر

10:28.139 --> 10:30.940
خب ، تو هيچ سابقه جنايي
در گذشته نداشتي . درسته؟

10:30.941 --> 10:33.554
نه . هيچي قربان

10:41.689 --> 10:44.614
تو اين فيلم رو گرفتي؟

10:51.978 --> 10:54.606
اين موتور توئه ، مگه نه؟

10:58.502 --> 11:03.770
بله آقا . هر 3تامون حدود يکشنبه
2هفته قبل رفته بوديم اونجا

11:04.776 --> 11:08.451
جيمز" ، تو عاشق "لورا" بودي"

11:08.581 --> 11:12.302
شما همديگر رو به‌طور مخفيانه
ملاقات مي‌کردين

11:12.304 --> 11:17.154
هيچ‌کس ديگه‌اي توي مدرسه
يا دوستان‌تون چيزي نميدونست

11:17.155 --> 11:21.336
اون ملکه جشن رقص بوده
و با کاپيتان تيم فوتبال قرار ميذاشته

11:21.338 --> 11:26.313
فکر مي‌کني چقدر مي‌تونستين
اين رابطه رو مخفي نگه دارين؟

11:26.314 --> 11:29.491
آره . مخفيانه بود
چون اون اينطوري مي‌خواست

11:29.493 --> 11:32.668
چرا؟ از "بابي" مي‌ترسيد؟

11:35.265 --> 11:37.108
فکر کنم

11:39.033 --> 11:41.033
ميدونستي اون کوکائين مصرف مي‌کنه؟

11:42.040 --> 11:43.554
بله

11:44.779 --> 11:46.219
تا حالا باهاش کوکائين مصرف کردي؟

11:46.222 --> 11:50.110
نه . سعي کردم ترک کنه
و اونم براي يه مدتي کنار گذاشت

11:50.112 --> 11:52.725
براي چي دوباره شروع کرد؟

11:54.336 --> 11:59.476
يه اتفاقي چند روز پيش افتاده بود -
چي؟ چه اتفاقي؟ -

11:59.731 --> 12:02.030
من نميدونم

12:02.031 --> 12:08.664
فکر کنم يه چيزي اون رو ترسونده
چون نمي‌خواست من رو ببينه
حتي با من حرفم نميزد

12:13.784 --> 12:16.397
آخرين‌بار کِي ديديش؟

12:18.008 --> 12:20.621
شبي که مُرد

12:21.521 --> 12:24.405
اون طرفاي ساعت 9:30 شب
از خونه‌شون زد بيرون

12:24.407 --> 12:29.508
حدود ساعت 12:30 شب بود که من موتور رو
کنار چراغ چهارراه "اسپارک‌وود" و 21 نگه داشتم

12:29.509 --> 12:32.721
و اون پريد پايين و رفت

12:36.410 --> 12:39.454
ديگه نديدمش

12:42.934 --> 12:45.547
شما باهم دعوايي هم داشتين؟

12:46.238 --> 12:51.293
نه دقيقاً ولي اون گفت که
ديگه نمي‌خواد من رو ببينه

12:51.341 --> 12:53.954
چرا؟

12:54.603 --> 12:57.216
چيزي نگفت

13:02.173 --> 13:04.786
اين گردنبند رو مي‌شناسي؟

13:07.652 --> 13:10.265
بله آقا

13:19.488 --> 13:22.623
جيمز" ، در 5 «فوريه» چه اتفاقي افتاد؟"

13:22.624 --> 13:26.447
و اون نصف ديگه دست کيه؟

13:32.035 --> 13:35.663
جيمز" ، حدس بزن من چرا"
امروز اينقدر خوشحالم؟

13:35.841 --> 13:40.315
چون‌که پوست‌ـت خيلي نرم‌ـه
و لبخندت هم خيلي قشنگ‌ـه؟

13:40.316 --> 13:42.929
نه -
چرا؟ -

13:47.760 --> 13:51.815
چون‌که من واقعاً فهميدم
که تو من رو دوست داري

13:55.665 --> 13:59.173
حالا ديگه قلب من متعلق به توئه

14:03.820 --> 14:06.433
نميدونم

14:10.470 --> 14:13.083
لعنتي

14:14.987 --> 14:17.600
اون پيراهن کجاست؟

14:21.553 --> 14:24.166
نه

14:33.385 --> 14:39.239
هي رفيق ، از کِي تا حالا قرار بود
لئو جانسون" به خونه پدر و مادرم تلفن بزنه؟"

14:39.241 --> 14:44.331
لئو" بهت زنگ زده؟" -
آره . ديروز . اون دنبال تو مي‌گشته -

14:44.510 --> 14:49.402
مي‌خواست بدونه بقيه اون پولا کجاست

14:49.404 --> 14:51.786
تو چي بهش گفتي مارموز؟

14:51.788 --> 14:54.170
خب ، تا اونجايي که من ميدونم
اون هيچي دستش نرسيده

14:54.171 --> 14:57.599
چون‌که من فکر مي‌کردم معامله
اينطوري بوده که بايد امروز به اون ميداديش

14:57.601 --> 15:02.572
آره . خب ، من تقريباً نصفش رو بهش دادم

15:07.137 --> 15:09.394
چه وقتي اون رو ديدي؟

15:09.395 --> 15:14.156
هي ، من اون رو همون شب ديدم . باشه؟ -
کدوم شب؟ -

15:14.247 --> 15:16.860
شبي که "لورا" مُرد

15:16.965 --> 15:24.361
رفتم تا "لئو" رو ببينم
چون‌که من 10هزار دلار تو جيبم بود

15:24.661 --> 15:27.274
نصف بقيه‌اش چي شد؟

15:28.299 --> 15:33.902
توي صندوق امانات "لورا"ست -
پس ازش پس نگرفتي؟ -

15:33.903 --> 15:37.038
قرار بود امروز بدش به من
بعدش اون رفت و دست ما خالي موند

15:37.040 --> 15:40.384
خب ، حالا ما چطوري بايد 10هزارتا
براي "لئو" جور کنيم؟

15:40.386 --> 15:43.479
من نميدونم مارموز . شايد بايد راه بيوفتيم
خونه به خونه لامپ بفروشيم

15:43.481 --> 15:45.780
عاليه . خب ، واقعاً خيلي خوبه
واقعاً محشره

15:45.781 --> 15:49.209
"اين خنده‌دار نيست "بابي -
منم نمي‌خندم -

15:49.211 --> 15:53.350
ما خيلي خوش‌شانسيم که تو زندانيم
چون‌که اگه بيرون بوديم ميدوني که
اون‌وقت "لئو" با ما چي‌کار مي‌کرد

15:53.351 --> 15:54.730
خفه‌شو مرد

15:54.731 --> 15:58.159
درباره "لئو جانسون" حتي يه کلمه هم نگو

15:58.161 --> 16:00.774
تو "لئو جانسون" رو نمي‌شناسي

16:51.862 --> 16:54.475
کمکم کنيد

16:56.546 --> 16:58.719
مامان

16:58.721 --> 17:00.978
مامان

17:00.979 --> 17:03.152
سلام عسلم

17:03.154 --> 17:06.498
مامان ، ساعت 10:30ـه
چرا زودتر بيدارم نکردي؟
بايد صبح زود ميرفتم پيش کلانتر

17:06.500 --> 17:10.555
اونا صبح تماس گرفتن . گفتن براي
ديدن تو تا فردا هم مي‌تونن صبر کنن

17:10.557 --> 17:13.148
من و پدرتم فکر کرديم
تو به استراحت نياز داري

17:13.150 --> 17:17.247
ديشب با گريه‌ات تو خواب
ما رو بيدار کردي . يادت مياد؟

17:17.248 --> 17:20.958
نه . واقعاً؟

17:21.138 --> 17:25.396
ما خيلي نگرانتيم . ما واقعاً متأسفيم

17:26.658 --> 17:29.271
مامان ، خيلي عجيب‌ـه

17:31.845 --> 17:36.566
ميدونم که من بايد غمگين باشم
و بخشي از من هم ناراحت‌ـه

17:37.909 --> 17:40.522
...ولي مثل اين مي‌مونه

17:40.962 --> 17:45.240
مثل اينه که زيباترين رويا
رو ديده باشي

17:45.897 --> 17:48.363
و در عين حال هم
وحشتناک‌ترين کابوس رو

17:48.365 --> 17:52.420
پدرت ديشب گفت که تو رفته بودي
پسري به اسم "جيمز هورلي" رو ببيني؟

17:52.422 --> 17:56.268
اين به اون پسره ربطي داره؟ -
ميشه اين بين من و شما بمونه؟ -

17:56.269 --> 17:58.882
البته

17:59.030 --> 18:03.880
جيمز" و "لورا" از 2 ماه قبل باهم"
دوست بودن و مرتب همديگر رو ميديدن

18:03.881 --> 18:08.856
من تنها کسي بودم که درباره‌ـش ميدونستم
مامان ، "جيمز" براش خيلي خوب بود

18:08.858 --> 18:13.415
نميدوني که "لورا" چقدر پُردردسر بود
ديشب بايد ميديدمش

18:13.417 --> 18:18.230
ما نزديک‌ترين کساي اون توي دنيا بوديم

18:19.314 --> 18:23.239
ولي الان احساس بدي دارم -
چرا فرشته‌ام؟ -

18:25.420 --> 18:28.262
...چون‌که فهميديم

18:30.564 --> 18:33.177
...تو تمام اين مدت

18:34.788 --> 18:37.916
اين ما 2تا بوديم که عاشق هم بوديم

18:42.066 --> 18:46.324
خب ، من حس کردم که
به بهترين دوستم خيانت مي‌کردم

18:48.130 --> 18:50.743
...و اگه اين حقيقت داشته باشه

18:52.814 --> 18:55.573
پس چرا من اينقدر خوشحالم؟

18:56.118 --> 18:58.731
عسلم

19:06.030 --> 19:10.462
خب ، بگو ببينم چکار مي‌خواي بکنيم
بايد اين 2تا رو جدا جدا ببينيم يا با همديگه؟

19:10.463 --> 19:13.515
نه ، نه . مي‌تونيم باهم ببينيم‌شون -
باشه -

19:13.517 --> 19:17.227
هي "اِد" ، اون بادمجونا چطوره؟

19:17.406 --> 19:21.127
خب ، يه‌کم اذيت مي‌کنه
ولي غرورم بيشتر درد مي‌کنه

19:21.128 --> 19:25.058
اِد" ، ايشون مأمور ويژه "دِيل کوپر" هستند" -
خوشبختم -

19:25.060 --> 19:29.283
با "جيمز" نسبتي داريد؟ -
من عموشم . اونم تو گاراژ من کار مي‌کنه -

19:29.284 --> 19:32.586
مادرش تو شهر نيست
و وقتي اون نيست من بهش ميرسم

19:32.588 --> 19:35.179
شما رفقا قصدي براي نگه داشتنش ندارين؟ -
نه -

19:35.181 --> 19:39.864
ما مي‌تونيم با ضمانت تو آزادش کنيم -
يعني "جيمز" هنوز هم متهم‌ـه؟ -

19:39.865 --> 19:44.088
خب ، ما يه شک کوچيک داشتيم
که اون برامون روشنش کرد . اون کسي رو نکشته

19:44.089 --> 19:48.353
ولي بهش بگو مراقب باشه چون‌که ما
مجبوريم تا "مايک" و "بابي" رو هم آزاد کنيم

19:48.355 --> 19:50.319
باشه -
"مأمور "کوپر -

19:50.321 --> 19:55.129
من يه تماس براي شما دارم از آقاي
آلبرت روزِنفيلد" . مثل اينکه از راه دورـه"

19:55.130 --> 19:57.387
ببخشيد -
البته -

19:57.389 --> 20:03.243
اين صداي هواي آزاده . ميدونيد؟
شبيه وزش باد ميون درخت مي‌مونه

20:03.244 --> 20:04.915
"بله "آلبرت

20:04.917 --> 20:09.098
"هري» ، من داشتم درباره شب گذشته توي "رُد هاوس»
فکر مي‌کردم و يه چيزهايي درست نيست

20:09.099 --> 20:13.865
خب ، وقتي من اولش بانداژ رو ديدم
فکر کردم که "نادين" پير قضيه تو و "نورما" رو فهميده

20:13.867 --> 20:17.880
هري» ، اگه "نادين" قضيه رو بفهمه اون‌وقت»
من بايد تو آسمونا واسه فرشته‌ها ساز بزنم

20:17.882 --> 20:20.055
درسته -
من با "نورما" بودم -

20:20.057 --> 20:22.690
اما حواسم به همه چيز بود

20:22.692 --> 20:25.242
"و يادم مياد که "مايک" و "بابي
دانا" رو گرفته بودن"

20:25.243 --> 20:29.173
منم رفتم سمت‌شون تا حق اون
اون 2تا رو بذارم کف دست‌شون

20:29.174 --> 20:33.187
من با پاهاي خودم رفتم سمت‌شون
ولي حتي يادم نمياد که ضربه خورده باشم

20:33.190 --> 20:36.994
منظورت چيه که يادت نمياد؟ -
من فکر مي‌کنم تو آبجو مواد بوده -

20:36.995 --> 20:39.884
ژاک رنو" مسئول بار بود"

20:42.014 --> 20:45.902
باشه "آلبرت" . بچه‌ها رو بيار . شما مي‌تونيد
تمام فردا جسد رو در اختيار داشته باشيد

20:45.904 --> 20:50.168
نه . نمي‌تونم
اونا مي‌خوان دوشنبه دفنش کنن

20:50.170 --> 20:53.138
آلبرت" ، گوش کن"
اگه از طرف "لوييس فورک" مياي

20:53.139 --> 20:57.863
من مي‌تونم يه جايي رو براي ناهار پيشنهاد بدم
"مسافرخونه "لمپ‌لايتر

20:57.865 --> 21:02.504
اونا يه کيک گيلاسي دارن
که مي‌ميري براش

21:19.282 --> 21:22.626
"سلام "نادين -
تو اينجا چکار مي‌کني "نورما"؟ -

21:22.628 --> 21:24.383
منم مي‌خواستم همين سوال رو ازت بکنم

21:24.385 --> 21:29.528
و حالا بهت ميگم
من براي خونه‌ام کرکره‌هاي جديد گرفتم

21:29.529 --> 21:32.162
اِد" ديروز اونا رو از مغازه"
جنتلمن جيمز" برام خريده"

21:32.164 --> 21:34.630
و ما با همديگه نصب‌شون کرديم

21:34.631 --> 21:37.244
اونا از حرير خالصن و رنگ‌شون هم بژـه

21:37.266 --> 21:41.907
من تمام ديشب رو بيدار بودم
ميدوني چکار مي‌کردم؟

21:41.909 --> 21:43.329
نه . نميدونم

21:43.331 --> 21:48.764
من داشتم يه محرک بي‌صدا و کاملاً
ساکت براي کرکره‌ها اختراع مي‌کردم

21:49.228 --> 21:52.856
و ميدوني چجوري کار مي‌کنه؟

21:52.950 --> 21:55.416
چيزي که من امروز صبح ساعت 4 فهميدم

21:55.417 --> 22:01.784
موقعي که منتظر بودم همسرم
...از مراقبت‌هاي پزشکي برگرده

22:03.113 --> 22:05.726
توپ‌هاي پنبه‌اي

22:07.002 --> 22:11.093
اگه خدا بخواد
حالا ديگه کرکره‌ها صدا نميدن

22:24.150 --> 22:26.198
بايد وثيقه ميذاشتي؟

22:26.199 --> 22:29.752
نه . با «هري» صحبت کردم
هيچ اتهامي متوجه تو نيست

22:29.754 --> 22:32.220
مامان هنوز بيرون شهره؟

22:32.222 --> 22:35.859
آره . اون بيرون شهره
بيا از اينجا بريم

22:35.860 --> 22:40.208
به يه چندتايي از بچه‌هاي "بوک هاوس" احتياج دارم
کسايي که هوام رو داشته باشن

22:40.210 --> 22:42.823
حل‌ـه . خيالت راحت باشه

22:45.438 --> 22:48.363
"سلام "مايک" ، "بابي

22:49.955 --> 22:53.592
خب ، قبل اينکه شروع کنيم
شما رفقا داستان‌هاتون رو باهم هماهنگ کردين؟

22:53.593 --> 22:59.112
اگه ما حقيقت رو بگيم ديگه احتياجي
به سروهم کردن هيچ قصه‌اي نداريم

22:59.114 --> 23:04.006
تازه کلانتر به ما گفته که ما فقط به‌خاطر
دعوا اينجاييم که اونم دفاع از خود بوده

23:04.007 --> 23:08.479
درسته . خب ، فکر کنم
شما ديگه مي‌تونيد بريد

23:09.110 --> 23:11.723
الان؟

23:16.262 --> 23:19.140
رفقا ، يه چيز ديگه

23:19.315 --> 23:21.739
براي سلامتي و امنيت "جيمز هورلي" دعا کنيد

23:21.740 --> 23:27.036
چون‌که اگه هر اتفاقي براي اون بيوفته
ما يه‌راست ميايم خدمت شما

23:30.314 --> 23:33.533
کلانتر ، واسه چي نشستي؟
ما کلي جا هست که بريم و کلي آدم بايد ببينيم

23:33.534 --> 23:36.460
فکر کنم من بهتره برم پزشکي بخونم -
چرا؟ -

23:36.462 --> 23:41.597
چون‌که احساس مي‌کنم که يواش‌يواش دارم
تبديل به دکتر «واتسون» ميشم

23:50.674 --> 23:53.726
"يه صبح زود براي تو "پيت

23:53.727 --> 23:59.329
نه . "جوسي" ، اصطلاح درستش اينه
" صبح اول وقت"

23:59.499 --> 24:02.199
و الان هم ديگه از صبح گذشته

24:05.731 --> 24:10.572
پيت" ، مي‌خوام بابت ديروز ازت تشکر کنم"

24:10.666 --> 24:13.174
"براي اينکه پشتم رو داشتي در برابر "کاترين

24:13.175 --> 24:19.444
فراموش‌ـش کن . "کاترين" ديروز حالش خوب نبود
پريود بود

24:20.243 --> 24:22.856
به‌هرحال ازت ممنونم

24:25.262 --> 24:27.770
سلام -
«پيت" ، منم «هري" -

24:27.771 --> 24:33.546
من با مأمور "کوپر" اومدم
ما اومديم تا خانم "پکارد" رو ببينيم

24:34.505 --> 24:38.347
ميرم يه قهوه تازه درست کنم

24:45.588 --> 24:48.550
سلام کلانتر -
"خانم "پکارد -

24:48.725 --> 24:52.906
دِيل کوپر" از اف‌بي‌آي . يادتون مياد"
تو جلسه ديشب ملاقات‌شون کردي

24:52.907 --> 24:54.746
از آشنايي با شما خوشبختم خانم

24:54.747 --> 24:56.913
مأمور "کوپر" ، "پيت مارتل" رو يادتون مياد؟

24:56.915 --> 24:58.545
«البته «پيت -
حتماً -

24:58.846 --> 25:01.270
مي‌تونم شما آقايون رو به
يه فنجون قهوه دعوت کنم؟

25:01.272 --> 25:04.909
خانم "پکارد" ، شما اون کلمه جادويي رو گفتيد -
منم با يه فنجون موافقم . ممنون -

25:04.910 --> 25:07.704
البته . براتون ميريزم

25:07.838 --> 25:11.596
آقاي "کوپر" ، مي‌خواين چطوري باشه؟

25:11.769 --> 25:15.246
سياه مثل نيمه‌شب
در شبي بدون مهتاب

25:15.283 --> 25:18.542
حسابي تلخ -
لطفاً بشينيد -

25:18.670 --> 25:21.283
متشکرم

25:23.522 --> 25:26.155
خانم "پکارد" ، من مستقيم ميرم
سر اصل مطلب

25:26.157 --> 25:28.247
خانم "پکارد" ، من فهميدم که شما
لورا پالمر" رو استخدام کرده بوديد"

25:28.248 --> 25:31.425
که هفته‌اي 2بار بياد
تا توي انگليسي به شما کمک کنه . درسته؟

25:31.426 --> 25:32.524
بله -

25:33.149 --> 25:35.242
آخرين‌باري که اون رو ديديد کِي بود؟

25:36.194 --> 25:40.166
بعدازظهر سه‌شنبه
حدوداي وقتي که 5 زده شد

25:40.167 --> 25:43.469
يعني ساعت 5 عصر -
بله -

25:43.471 --> 25:48.405
و چه موقعي رفت؟ -
حدود يه ساعت بعدش وقتي که درس تموم شد -

25:48.406 --> 25:52.880
من ديگه نديدمش -
سه‌شنبه عصر "لورا" حالش چطور بود؟ -

25:52.881 --> 25:59.362
يه چيزي اذيتش مي‌کرد
اما ما اونقدرها صميمي نبوديم

25:59.364 --> 26:03.754
يه چيزي بود که اون گفت
و توي ذهنم موند

26:03.755 --> 26:10.871
اون گفت : "من فکر کنم بفهمم که شما
"چه حسي درباره مرگ همسرتون داريد

26:12.204 --> 26:14.754
نگفت که براي چي اين رو گفته؟

26:14.755 --> 26:18.180
نه ولي بعد اتفاقي که براش افتاد

26:18.352 --> 26:24.537
ديگه هميشه صداش تو سرم هست
مثل يه ملودي کوبنده

26:29.142 --> 26:31.755
معذرت مي‌خوام -
خواهش مي‌کنم -

26:32.864 --> 26:36.635
خب «هري» ، چندوقت‌ـه که باهاش دوستي؟

26:40.643 --> 26:42.440
از کجا فهميدي؟

26:42.442 --> 26:44.908
زبان بدن

26:44.909 --> 26:47.522
خداي من

26:49.845 --> 26:52.458
زياد نيست . 6 هفته

26:53.734 --> 26:57.028
اندرو" حدود 1.5 سال پيش مُرد"

27:01.053 --> 27:03.666
رفقا ، اون قهوه رو نخورين

27:04.232 --> 27:10.251
اصلاً نمي‌تونيد حدس بزنيد چي شده
يه ماهي توي قهوه‌جوش بود

27:13.726 --> 27:16.520
ببخشيد

27:25.189 --> 27:27.153
آره "کاترين" . گوش مي‌کنم

27:27.154 --> 27:32.631
من فکر مي‌کردم تو بايد بدوني که اون
چرنديات ديروز چقدر براي ما هزينه داشت

27:32.633 --> 27:35.655
ميدوني که چرنديات يعني چي ، مگه نه؟

27:36.439 --> 27:41.696
تعطيل کردن کارخونه براي ما
حدود 87هزار دلار هزينه داشت

27:42.462 --> 27:47.706
واقعاً فکر مي‌کني که اين
برادر "اندرو" رو خوشحال مي‌کنه

28:15.042 --> 28:18.502
جوسلين"؟ خانم "پکارد"؟"

28:18.681 --> 28:22.641
چرنديات يعني چي؟

28:23.197 --> 28:28.498
بي‌اهميت ، شيطنت کردن
گاهي هم يه حقه متقلبانه و خيانت‌کارانه

28:32.482 --> 28:37.834
چرا هميشه بايد اينقدر عجله داشته باشي؟ -
بيشتر از 1 ساعت شده -

28:37.836 --> 28:42.602
من يادم مياد يه زماني بود
که ما عادت داشتيم تمام عصر رو باهم باشيم

28:42.603 --> 28:49.103
در شيريني گذر زمان
اين 1 ساعت خيلي زود مثل 1 روز ميشه

28:49.964 --> 28:51.886
اين حرفا رو براي يکي ديگه بزن

28:51.888 --> 28:56.236
من يه مستخدم بوالهوس مغز فندقي نيستم
که دنبال يه حال و حولي باشم

28:56.238 --> 29:00.502
ببخشيد . منظوري براي تعرض به
احساسات پاک و ظريف‌تون نداشتم

29:00.504 --> 29:05.730
نه . اشتباه من بود . من نتونستم بين
تجارت و لذت مشترک‌مون تفاوت بذارم

29:05.732 --> 29:11.240
عزيزم ، همه‌ـش براي من يکي‌ـه

29:11.378 --> 29:14.590
من رو عزيزم صدا نکن سگ پير خرفت

29:16.020 --> 29:18.633
من ديگه دختر دبيرستاني نيستم

29:20.286 --> 29:23.756
قدم بعدي چيه؟
مي‌خوايم دعوا راه بندازيم؟

29:23.757 --> 29:26.014
ما ممکنه کاري نکنيم

29:26.016 --> 29:29.108
يه چندتا تراژدي محلي

29:29.278 --> 29:33.668
اون‌وقت "جوسي" ممکنه کارخونه قديمي رو
خودش به تنهايي به خاک سياه بشونه

29:33.669 --> 29:38.895
با اين سرعتي که ما داريم تا
ورشکستگي کارخونه کلي سال مونده

29:38.897 --> 29:40.777
من ديگه نمي‌تونم صبر کنم

29:40.779 --> 29:44.834
تازه ممکنه شوهر فضول من
تو دفترها سرک بکشه

29:44.836 --> 29:48.261
و بوي عطر خارجي رو بفهمه

29:49.102 --> 29:53.193
شايد الان وقتش‌ـه که يه‌کم
آتيش به پا کنيم

29:53.744 --> 29:57.088
درباره کار صحبت مي‌کني يا حال و حول؟

29:57.759 --> 30:02.564
درباره کارخونه چوب‌بري "پکارد" صحبت مي‌کنم

30:06.124 --> 30:10.845
با همه اون چوب‌هاي خشک
...که اون اطراف ريخته

30:11.687 --> 30:14.529
يه جرقه سرگردان کافيه

30:15.242 --> 30:16.830
...يه شب

30:16.831 --> 30:22.312
شبي که "پيت" رفته بيرون
و با "اسموکي" مشغول سگ‌مستي‌ـه

30:22.811 --> 30:28.032
حالا يادم مياد که چطور
...تمام اون ساعت‌ها

30:29.127 --> 30:31.740
به روز تبديل مي‌شدن

30:45.061 --> 30:47.674
سارا» عزيزم»

30:48.240 --> 30:51.250
معذرت مي‌خوام که مزاحمت ميشم دلبندم

30:51.251 --> 30:53.864
اما "دانا هِيوارد" اينجاست

30:54.597 --> 30:57.210
حالا اين رو بگير

30:57.483 --> 31:00.096
مي‌فرستمش بياد تو

31:02.794 --> 31:06.849
سعي کن ناراحتش نکني -
باشه -

31:20.778 --> 31:23.796
نميدونم بايد چکار کنم

31:25.964 --> 31:29.639
خيلي دلم براش تنگ شده

31:31.443 --> 31:36.498
تو چي؟ -
آره . خيلي دلم براش تنگ شده -

31:37.215 --> 31:42.472
خيلي دلم براش تنگ شده

31:43.739 --> 31:48.663
خيلي دلم براش تنگ شده
خيلي دلم براش تنگ شده

32:01.723 --> 32:08.491
لورا"..."لورا" عزيزم"
لورا" ، دخترکم"

32:21.715 --> 32:24.713
«سارا» ، «سارا» -
"ليلند" ، "ليلند" -

32:26.942 --> 32:30.926
بسيارخب عزيزم ، آروم باش

32:31.041 --> 32:35.215
آروم باش . آروم باش عزيزم
خواهش مي‌کنم

32:41.664 --> 32:46.586
پس شما هيچ‌کدوم "رانِت" رو اون روز
بعد از مدرسه نديدين؟

32:47.185 --> 32:48.689
درسته

32:48.690 --> 32:51.574
تا جايي که من ميدونم
اون بعد مدرسه به سر کار ميرفته؟

32:51.576 --> 32:55.162
"بله . مغازه شرکت آقاي "هورن
تو پايين شهر

32:55.257 --> 32:59.028
اونجا تو مغازه کارش چي بود؟

33:03.201 --> 33:04.714
...فروشنده بود

33:06.554 --> 33:08.228
توي بخش عطر و ادکلن

33:09.226 --> 33:15.323
اون هميشه در اين مورد شوخي مي‌کرد که
اين خوش‌بوترين کاريه که تا حالا داشته

33:25.035 --> 33:27.648
من رو ببخشيد

34:41.233 --> 34:48.188
چندبار تا حالا ازت خواستم
تا با اين سروصداها مزاحم مهمونا نشي؟

34:48.635 --> 34:51.248
حدود 4000بار

34:59.969 --> 35:02.582
"آدري"

35:04.737 --> 35:11.719
جولي» همين الان بهم گفت که»
تو پيش نروژي‌ها بودي

35:11.889 --> 35:16.563
اونم درست قبل از اينکه
يهو همگي‌شون تصميم بگيرن

35:16.699 --> 35:19.911
تا به کشور خودشون برگردن

35:20.421 --> 35:24.893
اونم بدون امضا کردن قرارداد

35:25.021 --> 35:27.320
حقيقت داره؟

35:27.322 --> 35:29.935
بله

35:30.793 --> 35:33.635
تو که کاري نکردي
يا چيزي نگفتي که

35:33.637 --> 35:38.777
به رفتن اونا کمک کرده باشه
يا سرعت داده باشه ، آره؟

35:38.907 --> 35:44.795
منظورم اينه که من فرض مي‌کنم
اينا همه‌ـش يه تصادف بوده

35:44.929 --> 35:51.302
بابا ، من رفتم اون تو تا اون
ميز غذاهاي مسخره رو امتحان کنم

35:53.043 --> 35:58.979
وقتي که اون تو بودم پيش اومد
تا بهشون بگم که من ناراحتم

36:00.822 --> 36:03.435
درباره چي؟

36:04.544 --> 36:09.816
"درباره دوست نزديک و عزيزم "لورا
که وحشيانه به قتل رسيده

36:15.125 --> 36:17.716
مي‌توني درک کني

36:17.719 --> 36:24.034
که چه هزينه‌اي با اين نمايش کوچيکت
براي اين خانواده تراشيدي؟

36:24.285 --> 36:27.504
اگه ببينم بازم از اين مسخره‌بازي‌ها دربياري

36:27.505 --> 36:31.602
بايد به فکر اين باشي که تو
صومعه بلغاري‌ها چطوري نمايش بدي

36:31.604 --> 36:34.217
بابا ، من خيلي ترسيدم

36:39.968 --> 36:42.581
لورا" 2 روز پيش مُرد"

36:44.443 --> 36:47.056
من تو رو سال‌هاست که از دست دادم

37:05.690 --> 37:11.669
براي چيزي که الان داريم بايد -
حقيقتاً سپاسگزار خداي بزرگ باشيم
آمين -

37:11.670 --> 37:14.512
رابرت" ، من اميدوارم اين"
فرصت رو داشته باشيم

37:14.514 --> 37:17.162
تا درمورد اتفاقات
چند روز گذشته بحث کنيم

37:17.609 --> 37:19.824
نه لزوماً اتفاقات فيزيکي و ملموس

37:19.826 --> 37:24.216
بلکه بيشتر تفکرات و احساسات
پيرامون اون‌ها

37:24.217 --> 37:29.778
شورش و طغيانگري در مرد جووني
به سن و سال تو يه حقيقت مسلم زندگي‌ـه

37:29.780 --> 37:32.330
صادقانه بگم يه نشاني از توانايي‌ـه

37:32.331 --> 37:37.523
"به عبارت ديگه "رابرت
من به طبيعت طغيانگر تو احترام مي‌گذارم

37:37.601 --> 37:42.618
اما من پدرت هستم . من ملزم به اين هستم
تا اين آتيش ناسازگاري رو

37:42.619 --> 37:49.578
با مرزهايي که توسط جامعه برپا شده محاصره کنم
همينطور ساختار خونواده خودمون رو

37:50.817 --> 37:56.033
رابرت" ، من بي‌ميلي تو رو براي گفتگو نکردن"
با من رو ملاحظه مي‌کنم

37:56.296 --> 38:01.188
بعضي اوقات سکوت ارزش طلا رو داره
سکوت مي‌تونه نشانه هوشمندي تلقي بشه

38:01.189 --> 38:07.826
هر چي آروم‌تر باشيم
بيشتر مي‌تونيم بشنويم

38:11.101 --> 38:15.909
خب ، من مرد صبوري هستم
ولي تحمل من هم حدي داره

38:15.911 --> 38:19.339
هموار کردن اين مسير اشتياق
هر انساني هست که

38:19.340 --> 38:23.409
در اين وجود طوفاني و مه گرفته گرفتار شده

38:23.522 --> 38:29.245
رابرت" ، من و تو مي‌خوايم باهم کار کنيم"
تا تو رو واقعاً پاک کنيم

38:34.355 --> 38:37.067
"ما براي تو اينجاييم "بابي

38:43.308 --> 38:45.649
مي‌تونم براتون چيزي بيارم کلانتر؟

38:45.651 --> 38:49.372
مأمور "کوپر" اومده اينجا تا
يه تيکه از کيک‌هاتون رو امتحان کنه

38:49.373 --> 38:53.172
کيک گيلاس -
بهترين توي تمام قاره -

38:54.224 --> 38:58.196
ميشه از "نورما" بخواي تا يه لحظه بياد اينجا؟ -
حتماً -

38:58.197 --> 39:01.372
"هيچ چيزي حتمي نيست "شلي

39:02.965 --> 39:06.518
مرد ، من هنوز نمي‌تونم مزه اون
قهوه ماهي رو از دهنم خارج کنم

39:06.520 --> 39:09.133
منم همينطور

39:09.532 --> 39:12.145
شلي جانسون" با حرف "جِي" ديگه؟"

39:13.045 --> 39:17.517
"شوهرش راننده کاميون‌ـه..."لئو
يه آشغال بي‌مصرف

39:24.462 --> 39:26.604
خانم کُنده‌به‌دست"؟"

39:27.159 --> 39:29.537
آره -
سلام -

39:31.070 --> 39:33.912
مي‌تونم درباره کُنده‌اش ازش بپرسم؟

39:34.082 --> 39:36.695
خيليا پرسيدن

39:39.059 --> 39:40.689
«عصر خوش «هري -
"نورما" -

39:40.690 --> 39:43.909
دوست دارم با مأمور ويژه
دِيل کوپر" آشنا بشي"

39:43.910 --> 39:47.085
اف‌بي‌آي -
"نورما جنينگز" -

39:47.256 --> 39:50.768
"خانم "جنينگز" ، اين درسته که "لورا
به شما در برنامه خوراکي‌ها کمک مي‌کرده؟

39:50.769 --> 39:52.482
رسوندن غذاهاي گرم به سالمندان؟

39:52.484 --> 39:55.368
آره . "لورا" کمک مي‌کرد
تا برنامه رو تنظيم کنيم

39:55.370 --> 39:58.045
اسم آدم‌هايي که توي مسيرش بودن رو دارين؟

39:58.046 --> 40:00.805
مي‌تونم براتون بيارم -
اگه ممکنه -

40:00.807 --> 40:04.819
و 2تا تيکه ديگه از اين کيک بي‌نظير

40:05.867 --> 40:08.124
چشم

40:08.126 --> 40:13.503
پسر ، تو بايد سوخت و ساز بدن‌ـت
مثل زنبورعسل باشه

40:16.114 --> 40:20.713
براي اطلاع شما شنيدم که دارين
درمورد "لورا پالمر" صحبت مي‌کنيد

40:20.714 --> 40:22.594
آره؟

40:22.596 --> 40:27.320
يه روز کُنده من يه چيزي براي
گفتن در اين مورد خواهد داشت

40:27.323 --> 40:30.265
کُنده من اون‌شب يه چيزي ديده

40:30.334 --> 40:32.947
واقعاً؟ چي ديده؟

40:34.725 --> 40:37.338
ازش بپرس

40:40.748 --> 40:43.590
فکرش رو مي‌کردم

40:53.002 --> 40:56.214
ممنون "نورما" . فردا مي‌بينمت

41:08.936 --> 41:12.861
سلام "لئو" ، برات کيک آوردم

41:18.138 --> 41:20.751
پيراهن من کجاست؟

41:20.772 --> 41:23.385
کدوم پيراهن؟

41:23.784 --> 41:26.460
پيراهن آبي موردعلاقه‌ام

41:28.510 --> 41:31.123
اين دومين‌بارـه توي امسال داري گم مي‌کني

41:31.646 --> 41:35.212
شلي» ، بايد يه درسي بهت بدم»
درمورد مراقبت از اموال من

41:35.258 --> 41:37.947
يعني اينکه مطمئن بشي که يه‌سري
چيزها نه گم بشن و نه خراب بشن

41:38.129 --> 41:40.234
تو رو خدا "لئو" . خواهش مي‌کنم -
اين قراره درد داشته باشه -

41:40.344 --> 41:41.344
نه

41:42.400 --> 41:43.400
نه

41:51.747 --> 41:54.360
ميرم باز کنم

41:59.275 --> 42:01.888
بيا تو

42:04.252 --> 42:07.722
"مامان و بابا ، اين "جيمز"ـه . "جيمز هورلي

42:07.723 --> 42:09.813
حال‌ـت چطوره "جيمز"؟ -
از ديدن‌تون خوشحالم آقا -

42:09.814 --> 42:13.613
"خانم "هِيوارد -
"از آشنايي با تو خوشبختم "جيمز -

42:14.122 --> 42:18.261
خب ، اميدوارم که گشنه باشي
آيلين" حسابي تدارک ديده"

42:18.262 --> 42:20.477
بله قربان

42:20.479 --> 42:22.150
چيزي مي‌خواي بنوشي؟

42:22.152 --> 42:26.626
ما يه‌سري نوشيدني سبک داريم
و چند نوع شراب ميوه‌جات و شراب سيب

42:26.627 --> 42:29.553
شراب ميوه بهتره . متشکرم

42:29.555 --> 42:31.896
من ميارمش -
باشه -

42:31.897 --> 42:38.634
چرا نمياين بشينين سر ميز؟
تا منم برم سري به کباب بزنم

42:50.090 --> 42:53.183
اينم از شراب ميوه شما -
"ممنون "دانا -

42:53.185 --> 42:55.902
جيمز" ، من فکر نکنم والدين‌ـت رو بشناسم"

42:55.903 --> 43:00.502
نه قربان . پدرم وقتي 10 سالم بود فوت کرده
و مادرم هم دائماً در حال مسافرت‌ـه

43:00.504 --> 43:03.054
اون گاهي وقت‌ها براي روزنامه‌ها مي‌نويسه

43:03.055 --> 43:06.274
اِد هورلي" که توي پمپ بنزين‌ـه"
عموي "جيمز"ـه

43:06.275 --> 43:09.536
زنش هم هموني‌ـه که چشم‌بند داره

43:09.537 --> 43:14.471
بله قربان . اون زن عموي منه "نادين"ـه
اونم شخصيت عجيبي داره

43:14.473 --> 43:18.351
بيل" ، ميشه بياي کمکم کني؟"

43:18.529 --> 43:21.142
معذرت مي‌خوام

43:24.259 --> 43:28.858
مي‌تونيم بعد شام باهم صحبت کنيم -
خيلي خوبه که مي‌بينمت -

43:28.860 --> 43:32.368
منم همينطور

43:48.768 --> 43:50.899
اون حرومزاده

43:50.901 --> 43:53.871
اول دوست‌دختر تو
حالا هم دوست‌دختر من

43:56.338 --> 43:59.798
خيلي بده که فقط 1بار مي‌تونيم بکشيمش

44:05.413 --> 44:10.556
هي ، چي شده دکي؟ من "لورا پالمر" هستم
البته حتماً خودت فهميدي

44:10.557 --> 44:13.177
من دارم يکي ديگه از اين نوارها
رو برات درست مي‌کنم

44:13.276 --> 44:19.747
که خودت حتماً ميدوني که توي يکي
از پاکت‌هايي که بهم دادي برات مي‌فرستم

44:19.926 --> 44:24.731
امروز سه‌شنبه 23 «فوريه» است
و من خيلي حوصله‌ام سر رفته

44:24.903 --> 44:29.874
راستش حال و هواي عجيبي دارم

44:31.553 --> 44:37.072
خدايا ، "جيمز" پسر خوب و شيريني‌ـه
ولي اون خيلي احمق‌ـه

44:38.244 --> 44:41.756
من بايد با شما خيلي وقت پيش
"آشنا مي‌شدم دکتر "جاکوبي

44:41.757 --> 44:46.562
چون‌که حالا من فقط مي‌تونم
يه‌کم از اين‌همه خوشي بردارم

44:46.734 --> 44:53.550
من ميدونم که امشب هم دوباره در ميان
اون چوب‌ها گم خواهم شد . همينجوري ميدونم

44:53.552 --> 44:59.773
يادتون مياد که من با شما درباره
...يه مرد مرموز صحبت کردم؟ خب

45:30.325 --> 45:31.325
: هماهنگي و ويرايش زيرنويس
SepehrRed90

45:32.325 --> 45:33.325
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
