1
00:00:27,100 --> 00:00:28,100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:29,100 --> 00:00:34,200
"Twin Peaks"
فصل 1
قسمت 2 : ردپايي به هيچ‌جا

3
00:00:35,200 --> 00:00:36,200
: هماهنگي و ويرايش زيرنويس
SepehrRed90

4
00:02:05,167 --> 00:02:09,508
دايان" ، ساعت 6:18 صبح‌ـه"
اتاق 315

5
00:02:09,683 --> 00:02:12,609
"هتل "گِرِيت نورتِرن" در "توئين پيکس

6
00:02:12,611 --> 00:02:15,913
خوب خوابيدم . يه اتاق مخصوص غيرسيگاري‌ها
اصلاً بوي تنباکو نمياد

7
00:02:15,915 --> 00:02:18,841
يه گزينه عالي براي يه تاجر مسافر

8
00:02:18,843 --> 00:02:22,898
"بوي محسوسي از سوزن‌هاي صنوبرهاي "داگلاس
هم تو هوا وجود داره

9
00:02:23,025 --> 00:02:27,122
همونطوري که کلانتر "ترومن" گفته بود
هر چيزي که اين هتل ادعا کرده آماده‌ست

10
00:02:27,124 --> 00:02:30,343
تميزي ، قيمت مناسب ، وسائل راحتي

11
00:02:30,344 --> 00:02:34,692
تلفن کار مي‌کنه و حموم هم در بهترين وضعيت ممکنه
چکه‌اي در کار نيست . کلي آب گرم

12
00:02:34,694 --> 00:02:39,418
و با فشار خوب و ثابت که بايد از مزاياي
جنبي اون آبشار بيرون پنجره باشه

13
00:02:39,420 --> 00:02:44,103
تشک‌ها محکم هستند ولي نه زياد محکم
و از اون برآمدگي‌هايي که تو "ال‌پاسو" گفتم هم خبري نيست

14
00:02:44,104 --> 00:02:46,403
چه کابوسي بود

15
00:02:46,404 --> 00:02:49,832
اما من ماجراش رو 2-1بار
واست تعريف کردم ، مگه نه "دايان"؟

16
00:02:49,834 --> 00:02:54,600
هنوز تلويزيون رو امتحان نکردم
احتمالاً کابلي‌ـه . فکر نکنم مشکلي داشته باشه

17
00:02:54,601 --> 00:02:59,827
"ولي همونطوري که ميدوني "دايان
محک اصلي يه هتل قهوه صبحونه است

18
00:02:59,829 --> 00:03:02,956
که تا نيم ساعت ديگه
من بهت خبرش رو ميدم

19
00:03:11,749 --> 00:03:15,846
دايان" ، امروز صبح اول وقت"
دوباره واسم سوال پيش اومد

20
00:03:15,848 --> 00:03:18,774
2تا موضوع هست که
همچنان من رو اذيت مي‌کنه

21
00:03:18,775 --> 00:03:22,872
نه به‌عنوان مأمور پليس فدرال
بلکه به‌عنوان يک انسان

22
00:03:22,874 --> 00:03:27,222
واقعاً چه جرياني بين
مرلين مونرو" و "کِنِدي" اتفاق افتاده؟"

23
00:03:27,223 --> 00:03:31,074
و چه کسي واقعاً ماشه اسلحه رو
روي " جِي.اف.کِي" کشيد؟

24
00:03:34,835 --> 00:03:37,535
يه دقيقه صبر کنيد
يه دقيقه صبر کنيد

25
00:03:48,762 --> 00:03:54,030
ميدوني ، اين...من رو ببخشيد
يه فنجون بي‌نظير قهوه است

26
00:03:54,408 --> 00:03:57,836
من شايد نتونم بهت بگم که
چندتا فنجون قهوه تو عمرم خوردم

27
00:03:57,838 --> 00:04:00,262
ولي اين يکي از بهترين‌هاست
حالا 2تا تخم‌مرغ سفت مي‌خوام

28
00:04:00,264 --> 00:04:05,825
ميدونم . بهم نگو براي فشار خون مضره
ولي ترک عادت موجب مرض‌ـه

29
00:04:05,826 --> 00:04:10,258
هر چي سفت‌تر بهتر
گوشت خوک با نمک سرخ‌شده

30
00:04:10,259 --> 00:04:14,683
با کلي ادويه زياد پخته بشه
تقريباً سوخته باشه . عاليه

31
00:04:14,818 --> 00:04:21,427
و آب گريپ‌فروت هم مي‌خوام
...البته گريپ‌فروت‌هاش

32
00:04:21,593 --> 00:04:24,206
تازه و آب‌دار باشن

33
00:04:25,943 --> 00:04:28,556
اسم من "آدري هورن"ـه

34
00:04:30,962 --> 00:04:36,182
"مأمور ويژه پليس فدرال "دِيل کوپر

35
00:04:38,825 --> 00:04:40,789
مي‌تونم اينجا بشينم؟

36
00:04:40,790 --> 00:04:44,176
خانم «هورن» ، مگه اينکه من اشتباه کنم
"پدر شما "بنجامين هورن

37
00:04:44,178 --> 00:04:48,484
مالک اين مجموعه بي‌نظيرـه . پس فکر کنم
شما هر جايي بخواين بتونين بشينين

38
00:04:48,486 --> 00:04:53,460
البته بايد بگم که باعث خوشحالي من ميشه -
متشکرم -

39
00:04:55,888 --> 00:04:58,981
شما اينجا درباره قتل
لورا پالمر" تحقيق مي‌کنيد؟"

40
00:04:58,983 --> 00:05:01,596
دوست شما بود؟

41
00:05:04,086 --> 00:05:09,563
نه دقيقاً . در واقع اون به برادر بزرگم
جاني» درس ميداد . هفته‌اي 3 مرتبه»

42
00:05:09,565 --> 00:05:12,826
جاني" 27 سالش‌ـه ولي کلاس سومه"

43
00:05:12,827 --> 00:05:17,008
اون يه‌کم مشکلات روحي داره
تو کل خانواده هست

44
00:05:17,009 --> 00:05:19,622
شما از حلقه من خوش‌تون مياد؟

45
00:05:21,610 --> 00:05:24,223
خيلي قشنگ‌ـه

46
00:05:27,339 --> 00:05:32,422
ميدوني ، گاهي وقت‌ها
خيلي خالي ميشم . خيلي جالبه

47
00:05:33,446 --> 00:05:36,324
تا حالا شده کف دستاتون بخاره؟

48
00:05:48,629 --> 00:05:51,423
"صبح‌بخير معاون ، سلام "لوسي -
صبح شما هم بخير -

49
00:05:51,640 --> 00:05:55,863
مأمور "کوپر" ، براي شما ژله مخصوص آوردم

50
00:05:55,865 --> 00:05:59,084
کلانتر توي اتاق کنفرانس‌ـه
...ميشه همون دري که درست روبروي

51
00:05:59,085 --> 00:06:02,908
ميرم تو اتاق کنفرانس مي‌بينمش

52
00:06:05,317 --> 00:06:07,699
سلام ، چطوري؟

53
00:06:07,701 --> 00:06:12,593
کلانتر ، بيا "جيمز هورلي" رو از سلول بياريم بيرون
و باهاش رک و پوست‌کنده صحبت کنيم

54
00:06:12,594 --> 00:06:14,448
اون عاشق "لورا پالمر" بوده
"شرط مي‌بندم که "لورا

55
00:06:14,473 --> 00:06:16,524
"درباره کثافت‌کاري‌هاي "مايک
و "بابي" بهش چيزهايي گفته باشه

56
00:06:16,525 --> 00:06:19,075
بعدشم بايد با اون 2تا خراب‌کار صحبت کنيم

57
00:06:19,076 --> 00:06:21,918
بايد يه بازرسي کامل از ماشين "بابي" داشته باشيم
تا ببينيم چي گيرمون مياد

58
00:06:21,920 --> 00:06:25,306
بايد ببينيم نتيجه کالبدشکافي "لورا پالمر" چي ميگه
و اينکه به چه دردمون مي‌خوره

59
00:06:25,308 --> 00:06:29,614
تازه بايد با آقا و خانم "پالمر" هم حرف بزنيم
البته چند روز ديگه که غم‌شون فراموش شده

60
00:06:29,616 --> 00:06:32,877
من بقيه روز رو هم برنامه‌ريزي کردم
خب ، 3 دقيقه ديگه همينجا مي‌بينمت

61
00:06:32,878 --> 00:06:35,491
هري» ، من شديداً نياز به دستشويي دارم»

62
00:06:35,764 --> 00:06:41,008
راستي قهوه "گِرِيت نورتِرن"؟
باورنکردني بود

63
00:06:48,018 --> 00:06:51,070
هري» ، همونطور که ميدوني»
من "لورا" رو به دنيا آوردم

64
00:06:51,071 --> 00:06:55,461
من تو تمام عمرش اون رو مي‌شناختم
اون بهترين دوستِ دخترم بود

65
00:06:55,462 --> 00:06:57,886
من نتونستم خودم رو قانع کنم
تا معاينات پس از فوت رو انجام بدم

66
00:06:57,888 --> 00:07:02,062
پس از "جو فيلدينگ" از "فِيروِيل" خواستم

67
00:07:02,238 --> 00:07:07,459
اون معاينات رو انجام داد و من کمکش کردم
خب ، اين چيزيه که ما پي برديم

68
00:07:07,633 --> 00:07:11,605
زمان مرگ بين نيمه‌شب
و ساعت 4 صبح تخمين زده ميشه

69
00:07:11,606 --> 00:07:15,661
عامل مرگ خونريزي زياده
تعداد زيادي زخم‌هاي سطحي

70
00:07:15,663 --> 00:07:19,258
هيچ‌کدوم‌شون اونقدر جدّي نبودن
که بتونن باعث مرگش بشن

71
00:07:19,260 --> 00:07:23,727
علائم گاز گرفتگي روي شونه‌ها
و همچنين روي زبونش

72
00:07:24,153 --> 00:07:27,115
احتمالاً از درد خودش رو زخمي کرده

73
00:07:28,001 --> 00:07:32,725
کبودي روي رگ‌ها ، مچ‌ها ، بازوها
همونجاهايي که اون رو بسته بودن

74
00:07:32,727 --> 00:07:37,569
ما منتظر نتيجه آزمايش سم‌شناسي هستيم
تا ببينيم مواد مصرف مي‌کرده يا نه

75
00:07:38,038 --> 00:07:46,512
در طول 12 ساعت قبلش
حداقل با 3 نفر سکس داشته

76
00:07:46,696 --> 00:07:48,995
شما "رانِت پولاسکي" رو هم معاينه کرديد؟

77
00:07:48,996 --> 00:07:50,960
بله آقا

78
00:07:50,962 --> 00:07:54,390
از نظر من هيچ جاي بحثي نيست
يه متجاوز به هردوشون

79
00:07:54,391 --> 00:07:57,861
در اون واگن قديمي حمله کرده

80
00:07:57,863 --> 00:08:03,006
دکتر ، چه زماني يا اصلاً ممکنه
که "رانِت" بتونه با ما صحبت کنه؟

81
00:08:03,007 --> 00:08:08,195
اون مصدوميت شديد مغزي داره
خيلي زوده که بشه اظهار نظر کرد

82
00:08:08,318 --> 00:08:13,373
تازه بايد جنبه تأثير ترس رواني
رو هم بهش اضافه کرد

83
00:08:14,843 --> 00:08:20,695
ممکنه شاهد اين بوده باشه که چي
...به سر "لورا" اومده قبل اينکه

84
00:08:25,842 --> 00:08:28,455
چقدر زيبا

85
00:08:32,492 --> 00:08:35,620
کي مي‌تونه چنين کاري بکنه؟

86
00:08:37,680 --> 00:08:40,293
"لئو"

87
00:08:41,695 --> 00:08:45,030
لئو" عزيزم ، من بايد برم سر کار"
نورما" هم ممکنه هر لحظه برسه"

88
00:08:47,132 --> 00:08:49,745
"لئو"

89
00:08:49,809 --> 00:08:52,422
تميز کردن کفشام تموم شد؟

90
00:08:52,611 --> 00:08:55,231
آره . تميزشون کردم و لباساتم شستم

91
00:08:55,664 --> 00:08:58,214
همه‌شون رو؟

92
00:08:58,215 --> 00:09:00,828
خب ، آره

93
00:09:02,188 --> 00:09:04,801
نه . اينا رو نشستي

94
00:09:08,378 --> 00:09:13,485
باشه "لئو" . وقتي رسيدم خونه ترتيبش رو ميدم -
"الان "شلي -

95
00:09:15,404 --> 00:09:18,163
باشه

96
00:09:39,080 --> 00:09:41,630
خون

97
00:09:41,631 --> 00:09:44,244
شلي" ، "نورما" اينجاست"

98
00:09:48,616 --> 00:09:52,086
شلي" ، مگه نشنيدي که گفتم"
نورما" اومده؟"

99
00:09:52,087 --> 00:09:54,700
"چرا ، شنيدم چي گفتي "لئو

100
00:09:59,030 --> 00:10:02,531
شايد امروز يه سري به رستوران زدم

101
00:10:05,930 --> 00:10:10,019
دختر خوبي باش
و يه تيکه کيک هم واسم نگه دار

102
00:10:11,618 --> 00:10:14,231
"حتماً "لئو

103
00:10:24,082 --> 00:10:28,137
جيمز" ، تو به اتهام قتل بازداشت شدي"
"قتل "لورا پالمر

104
00:10:28,139 --> 00:10:30,940
خب ، تو هيچ سابقه جنايي
در گذشته نداشتي . درسته؟

105
00:10:30,941 --> 00:10:33,554
نه . هيچي قربان

106
00:10:41,689 --> 00:10:44,614
تو اين فيلم رو گرفتي؟

107
00:10:51,978 --> 00:10:54,606
اين موتور توئه ، مگه نه؟

108
00:10:58,502 --> 00:11:03,770
بله آقا . هر 3تامون حدود يکشنبه
2هفته قبل رفته بوديم اونجا

109
00:11:04,776 --> 00:11:08,451
جيمز" ، تو عاشق "لورا" بودي"

110
00:11:08,581 --> 00:11:12,302
شما همديگر رو به‌طور مخفيانه
ملاقات مي‌کردين

111
00:11:12,304 --> 00:11:17,154
هيچ‌کس ديگه‌اي توي مدرسه
يا دوستان‌تون چيزي نميدونست

112
00:11:17,155 --> 00:11:21,336
اون ملکه جشن رقص بوده
و با کاپيتان تيم فوتبال قرار ميذاشته

113
00:11:21,338 --> 00:11:26,313
فکر مي‌کني چقدر مي‌تونستين
اين رابطه رو مخفي نگه دارين؟

114
00:11:26,314 --> 00:11:29,491
آره . مخفيانه بود
چون اون اينطوري مي‌خواست

115
00:11:29,493 --> 00:11:32,668
چرا؟ از "بابي" مي‌ترسيد؟

116
00:11:35,265 --> 00:11:37,108
فکر کنم

117
00:11:39,033 --> 00:11:41,033
ميدونستي اون کوکائين مصرف مي‌کنه؟

118
00:11:42,040 --> 00:11:43,554
بله

119
00:11:44,779 --> 00:11:46,219
تا حالا باهاش کوکائين مصرف کردي؟

120
00:11:46,222 --> 00:11:50,110
نه . سعي کردم ترک کنه
و اونم براي يه مدتي کنار گذاشت

121
00:11:50,112 --> 00:11:52,725
براي چي دوباره شروع کرد؟

122
00:11:54,336 --> 00:11:59,476
يه اتفاقي چند روز پيش افتاده بود -
چي؟ چه اتفاقي؟ -

123
00:11:59,731 --> 00:12:02,030
من نميدونم

124
00:12:02,031 --> 00:12:08,664
فکر کنم يه چيزي اون رو ترسونده
چون نمي‌خواست من رو ببينه
حتي با من حرفم نميزد

125
00:12:13,784 --> 00:12:16,397
آخرين‌بار کِي ديديش؟

126
00:12:18,008 --> 00:12:20,621
شبي که مُرد

127
00:12:21,521 --> 00:12:24,405
اون طرفاي ساعت 9:30 شب
از خونه‌شون زد بيرون

128
00:12:24,407 --> 00:12:29,508
حدود ساعت 12:30 شب بود که من موتور رو
کنار چراغ چهارراه "اسپارک‌وود" و 21 نگه داشتم

129
00:12:29,509 --> 00:12:32,721
و اون پريد پايين و رفت

130
00:12:36,410 --> 00:12:39,454
ديگه نديدمش

131
00:12:42,934 --> 00:12:45,547
شما باهم دعوايي هم داشتين؟

132
00:12:46,238 --> 00:12:51,293
نه دقيقاً ولي اون گفت که
ديگه نمي‌خواد من رو ببينه

133
00:12:51,341 --> 00:12:53,954
چرا؟

134
00:12:54,603 --> 00:12:57,216
چيزي نگفت

135
00:13:02,173 --> 00:13:04,786
اين گردنبند رو مي‌شناسي؟

136
00:13:07,652 --> 00:13:10,265
بله آقا

137
00:13:19,488 --> 00:13:22,623
جيمز" ، در 5 «فوريه» چه اتفاقي افتاد؟"

138
00:13:22,624 --> 00:13:26,447
و اون نصف ديگه دست کيه؟

139
00:13:32,035 --> 00:13:35,663
جيمز" ، حدس بزن من چرا"
امروز اينقدر خوشحالم؟

140
00:13:35,841 --> 00:13:40,315
چون‌که پوست‌ـت خيلي نرم‌ـه
و لبخندت هم خيلي قشنگ‌ـه؟

141
00:13:40,316 --> 00:13:42,929
نه -
چرا؟ -

142
00:13:47,760 --> 00:13:51,815
چون‌که من واقعاً فهميدم
که تو من رو دوست داري

143
00:13:55,665 --> 00:13:59,173
حالا ديگه قلب من متعلق به توئه

144
00:14:03,820 --> 00:14:06,433
نميدونم

145
00:14:10,470 --> 00:14:13,083
لعنتي

146
00:14:14,987 --> 00:14:17,600
اون پيراهن کجاست؟

147
00:14:21,553 --> 00:14:24,166
نه

148
00:14:33,385 --> 00:14:39,239
هي رفيق ، از کِي تا حالا قرار بود
لئو جانسون" به خونه پدر و مادرم تلفن بزنه؟"

149
00:14:39,241 --> 00:14:44,331
لئو" بهت زنگ زده؟" -
آره . ديروز . اون دنبال تو مي‌گشته -

150
00:14:44,510 --> 00:14:49,402
مي‌خواست بدونه بقيه اون پولا کجاست

151
00:14:49,404 --> 00:14:51,786
تو چي بهش گفتي مارموز؟

152
00:14:51,788 --> 00:14:54,170
خب ، تا اونجايي که من ميدونم
اون هيچي دستش نرسيده

153
00:14:54,171 --> 00:14:57,599
چون‌که من فکر مي‌کردم معامله
اينطوري بوده که بايد امروز به اون ميداديش

154
00:14:57,601 --> 00:15:02,572
آره . خب ، من تقريباً نصفش رو بهش دادم

155
00:15:07,137 --> 00:15:09,394
چه وقتي اون رو ديدي؟

156
00:15:09,395 --> 00:15:14,156
هي ، من اون رو همون شب ديدم . باشه؟ -
کدوم شب؟ -

157
00:15:14,247 --> 00:15:16,860
شبي که "لورا" مُرد

158
00:15:16,965 --> 00:15:24,361
رفتم تا "لئو" رو ببينم
چون‌که من 10هزار دلار تو جيبم بود

159
00:15:24,661 --> 00:15:27,274
نصف بقيه‌اش چي شد؟

160
00:15:28,299 --> 00:15:33,902
توي صندوق امانات "لورا"ست -
پس ازش پس نگرفتي؟ -

161
00:15:33,903 --> 00:15:37,038
قرار بود امروز بدش به من
بعدش اون رفت و دست ما خالي موند

162
00:15:37,040 --> 00:15:40,384
خب ، حالا ما چطوري بايد 10هزارتا
براي "لئو" جور کنيم؟

163
00:15:40,386 --> 00:15:43,479
من نميدونم مارموز . شايد بايد راه بيوفتيم
خونه به خونه لامپ بفروشيم

164
00:15:43,481 --> 00:15:45,780
عاليه . خب ، واقعاً خيلي خوبه
واقعاً محشره

165
00:15:45,781 --> 00:15:49,209
"اين خنده‌دار نيست "بابي -
منم نمي‌خندم -

166
00:15:49,211 --> 00:15:53,350
ما خيلي خوش‌شانسيم که تو زندانيم
چون‌که اگه بيرون بوديم ميدوني که
اون‌وقت "لئو" با ما چي‌کار مي‌کرد

167
00:15:53,351 --> 00:15:54,730
خفه‌شو مرد

168
00:15:54,731 --> 00:15:58,159
درباره "لئو جانسون" حتي يه کلمه هم نگو

169
00:15:58,161 --> 00:16:00,774
تو "لئو جانسون" رو نمي‌شناسي

170
00:16:51,862 --> 00:16:54,475
کمکم کنيد

171
00:16:56,546 --> 00:16:58,719
مامان

172
00:16:58,721 --> 00:17:00,978
مامان

173
00:17:00,979 --> 00:17:03,152
سلام عسلم

174
00:17:03,154 --> 00:17:06,498
مامان ، ساعت 10:30ـه
چرا زودتر بيدارم نکردي؟
بايد صبح زود ميرفتم پيش کلانتر

175
00:17:06,500 --> 00:17:10,555
اونا صبح تماس گرفتن . گفتن براي
ديدن تو تا فردا هم مي‌تونن صبر کنن

176
00:17:10,557 --> 00:17:13,148
من و پدرتم فکر کرديم
تو به استراحت نياز داري

177
00:17:13,150 --> 00:17:17,247
ديشب با گريه‌ات تو خواب
ما رو بيدار کردي . يادت مياد؟

178
00:17:17,248 --> 00:17:20,958
نه . واقعاً؟

179
00:17:21,138 --> 00:17:25,396
ما خيلي نگرانتيم . ما واقعاً متأسفيم

180
00:17:26,658 --> 00:17:29,271
مامان ، خيلي عجيب‌ـه

181
00:17:31,845 --> 00:17:36,566
ميدونم که من بايد غمگين باشم
و بخشي از من هم ناراحت‌ـه

182
00:17:37,909 --> 00:17:40,522
...ولي مثل اين مي‌مونه

183
00:17:40,962 --> 00:17:45,240
مثل اينه که زيباترين رويا
رو ديده باشي

184
00:17:45,897 --> 00:17:48,363
و در عين حال هم
وحشتناک‌ترين کابوس رو

185
00:17:48,365 --> 00:17:52,420
پدرت ديشب گفت که تو رفته بودي
پسري به اسم "جيمز هورلي" رو ببيني؟

186
00:17:52,422 --> 00:17:56,268
اين به اون پسره ربطي داره؟ -
ميشه اين بين من و شما بمونه؟ -

187
00:17:56,269 --> 00:17:58,882
البته

188
00:17:59,030 --> 00:18:03,880
جيمز" و "لورا" از 2 ماه قبل باهم"
دوست بودن و مرتب همديگر رو ميديدن

189
00:18:03,881 --> 00:18:08,856
من تنها کسي بودم که درباره‌ـش ميدونستم
مامان ، "جيمز" براش خيلي خوب بود

190
00:18:08,858 --> 00:18:13,415
نميدوني که "لورا" چقدر پُردردسر بود
ديشب بايد ميديدمش

191
00:18:13,417 --> 00:18:18,230
ما نزديک‌ترين کساي اون توي دنيا بوديم

192
00:18:19,314 --> 00:18:23,239
ولي الان احساس بدي دارم -
چرا فرشته‌ام؟ -

193
00:18:25,420 --> 00:18:28,262
...چون‌که فهميديم

194
00:18:30,564 --> 00:18:33,177
...تو تمام اين مدت

195
00:18:34,788 --> 00:18:37,916
اين ما 2تا بوديم که عاشق هم بوديم

196
00:18:42,066 --> 00:18:46,324
خب ، من حس کردم که
به بهترين دوستم خيانت مي‌کردم

197
00:18:48,130 --> 00:18:50,743
...و اگه اين حقيقت داشته باشه

198
00:18:52,814 --> 00:18:55,573
پس چرا من اينقدر خوشحالم؟

199
00:18:56,118 --> 00:18:58,731
عسلم

200
00:19:06,030 --> 00:19:10,462
خب ، بگو ببينم چکار مي‌خواي بکنيم
بايد اين 2تا رو جدا جدا ببينيم يا با همديگه؟

201
00:19:10,463 --> 00:19:13,515
نه ، نه . مي‌تونيم باهم ببينيم‌شون -
باشه -

202
00:19:13,517 --> 00:19:17,227
هي "اِد" ، اون بادمجونا چطوره؟

203
00:19:17,406 --> 00:19:21,127
خب ، يه‌کم اذيت مي‌کنه
ولي غرورم بيشتر درد مي‌کنه

204
00:19:21,128 --> 00:19:25,058
اِد" ، ايشون مأمور ويژه "دِيل کوپر" هستند" -
خوشبختم -

205
00:19:25,060 --> 00:19:29,283
با "جيمز" نسبتي داريد؟ -
من عموشم . اونم تو گاراژ من کار مي‌کنه -

206
00:19:29,284 --> 00:19:32,586
مادرش تو شهر نيست
و وقتي اون نيست من بهش ميرسم

207
00:19:32,588 --> 00:19:35,179
شما رفقا قصدي براي نگه داشتنش ندارين؟ -
نه -

208
00:19:35,181 --> 00:19:39,864
ما مي‌تونيم با ضمانت تو آزادش کنيم -
يعني "جيمز" هنوز هم متهم‌ـه؟ -

209
00:19:39,865 --> 00:19:44,088
خب ، ما يه شک کوچيک داشتيم
که اون برامون روشنش کرد . اون کسي رو نکشته

210
00:19:44,089 --> 00:19:48,353
ولي بهش بگو مراقب باشه چون‌که ما
مجبوريم تا "مايک" و "بابي" رو هم آزاد کنيم

211
00:19:48,355 --> 00:19:50,319
باشه -
"مأمور "کوپر -

212
00:19:50,321 --> 00:19:55,129
من يه تماس براي شما دارم از آقاي
آلبرت روزِنفيلد" . مثل اينکه از راه دورـه"

213
00:19:55,130 --> 00:19:57,387
ببخشيد -
البته -

214
00:19:57,389 --> 00:20:03,243
اين صداي هواي آزاده . ميدونيد؟
شبيه وزش باد ميون درخت مي‌مونه

215
00:20:03,244 --> 00:20:04,915
"بله "آلبرت

216
00:20:04,917 --> 00:20:09,098
"هري» ، من داشتم درباره شب گذشته توي "رُد هاوس»
فکر مي‌کردم و يه چيزهايي درست نيست

217
00:20:09,099 --> 00:20:13,865
خب ، وقتي من اولش بانداژ رو ديدم
فکر کردم که "نادين" پير قضيه تو و "نورما" رو فهميده

218
00:20:13,867 --> 00:20:17,880
هري» ، اگه "نادين" قضيه رو بفهمه اون‌وقت»
من بايد تو آسمونا واسه فرشته‌ها ساز بزنم

219
00:20:17,882 --> 00:20:20,055
درسته -
من با "نورما" بودم -

220
00:20:20,057 --> 00:20:22,690
اما حواسم به همه چيز بود

221
00:20:22,692 --> 00:20:25,242
"و يادم مياد که "مايک" و "بابي
دانا" رو گرفته بودن"

222
00:20:25,243 --> 00:20:29,173
منم رفتم سمت‌شون تا حق اون
اون 2تا رو بذارم کف دست‌شون

223
00:20:29,174 --> 00:20:33,187
من با پاهاي خودم رفتم سمت‌شون
ولي حتي يادم نمياد که ضربه خورده باشم

224
00:20:33,190 --> 00:20:36,994
منظورت چيه که يادت نمياد؟ -
من فکر مي‌کنم تو آبجو مواد بوده -

225
00:20:36,995 --> 00:20:39,884
ژاک رنو" مسئول بار بود"

226
00:20:42,014 --> 00:20:45,902
باشه "آلبرت" . بچه‌ها رو بيار . شما مي‌تونيد
تمام فردا جسد رو در اختيار داشته باشيد

227
00:20:45,904 --> 00:20:50,168
نه . نمي‌تونم
اونا مي‌خوان دوشنبه دفنش کنن

228
00:20:50,170 --> 00:20:53,138
آلبرت" ، گوش کن"
اگه از طرف "لوييس فورک" مياي

229
00:20:53,139 --> 00:20:57,863
من مي‌تونم يه جايي رو براي ناهار پيشنهاد بدم
"مسافرخونه "لمپ‌لايتر

230
00:20:57,865 --> 00:21:02,504
اونا يه کيک گيلاسي دارن
که مي‌ميري براش

231
00:21:19,282 --> 00:21:22,626
"سلام "نادين -
تو اينجا چکار مي‌کني "نورما"؟ -

232
00:21:22,628 --> 00:21:24,383
منم مي‌خواستم همين سوال رو ازت بکنم

233
00:21:24,385 --> 00:21:29,528
و حالا بهت ميگم
من براي خونه‌ام کرکره‌هاي جديد گرفتم

234
00:21:29,529 --> 00:21:32,162
اِد" ديروز اونا رو از مغازه"
جنتلمن جيمز" برام خريده"

235
00:21:32,164 --> 00:21:34,630
و ما با همديگه نصب‌شون کرديم

236
00:21:34,631 --> 00:21:37,244
اونا از حرير خالصن و رنگ‌شون هم بژـه

237
00:21:37,266 --> 00:21:41,907
من تمام ديشب رو بيدار بودم
ميدوني چکار مي‌کردم؟

238
00:21:41,909 --> 00:21:43,329
نه . نميدونم

239
00:21:43,331 --> 00:21:48,764
من داشتم يه محرک بي‌صدا و کاملاً
ساکت براي کرکره‌ها اختراع مي‌کردم

240
00:21:49,228 --> 00:21:52,856
و ميدوني چجوري کار مي‌کنه؟

241
00:21:52,950 --> 00:21:55,416
چيزي که من امروز صبح ساعت 4 فهميدم

242
00:21:55,417 --> 00:22:01,784
موقعي که منتظر بودم همسرم
...از مراقبت‌هاي پزشکي برگرده

243
00:22:03,113 --> 00:22:05,726
توپ‌هاي پنبه‌اي

244
00:22:07,002 --> 00:22:11,093
اگه خدا بخواد
حالا ديگه کرکره‌ها صدا نميدن

245
00:22:24,150 --> 00:22:26,198
بايد وثيقه ميذاشتي؟

246
00:22:26,199 --> 00:22:29,752
نه . با «هري» صحبت کردم
هيچ اتهامي متوجه تو نيست

247
00:22:29,754 --> 00:22:32,220
مامان هنوز بيرون شهره؟

248
00:22:32,222 --> 00:22:35,859
آره . اون بيرون شهره
بيا از اينجا بريم

249
00:22:35,860 --> 00:22:40,208
به يه چندتايي از بچه‌هاي "بوک هاوس" احتياج دارم
کسايي که هوام رو داشته باشن

250
00:22:40,210 --> 00:22:42,823
حل‌ـه . خيالت راحت باشه

251
00:22:45,438 --> 00:22:48,363
"سلام "مايک" ، "بابي

252
00:22:49,955 --> 00:22:53,592
خب ، قبل اينکه شروع کنيم
شما رفقا داستان‌هاتون رو باهم هماهنگ کردين؟

253
00:22:53,593 --> 00:22:59,112
اگه ما حقيقت رو بگيم ديگه احتياجي
به سروهم کردن هيچ قصه‌اي نداريم

254
00:22:59,114 --> 00:23:04,006
تازه کلانتر به ما گفته که ما فقط به‌خاطر
دعوا اينجاييم که اونم دفاع از خود بوده

255
00:23:04,007 --> 00:23:08,479
درسته . خب ، فکر کنم
شما ديگه مي‌تونيد بريد

256
00:23:09,110 --> 00:23:11,723
الان؟

257
00:23:16,262 --> 00:23:19,140
رفقا ، يه چيز ديگه

258
00:23:19,315 --> 00:23:21,739
براي سلامتي و امنيت "جيمز هورلي" دعا کنيد

259
00:23:21,740 --> 00:23:27,036
چون‌که اگه هر اتفاقي براي اون بيوفته
ما يه‌راست ميايم خدمت شما

260
00:23:30,314 --> 00:23:33,533
کلانتر ، واسه چي نشستي؟
ما کلي جا هست که بريم و کلي آدم بايد ببينيم

261
00:23:33,534 --> 00:23:36,460
فکر کنم من بهتره برم پزشکي بخونم -
چرا؟ -

262
00:23:36,462 --> 00:23:41,597
چون‌که احساس مي‌کنم که يواش‌يواش دارم
تبديل به دکتر «واتسون» ميشم

263
00:23:50,674 --> 00:23:53,726
"يه صبح زود براي تو "پيت

264
00:23:53,727 --> 00:23:59,329
نه . "جوسي" ، اصطلاح درستش اينه
" صبح اول وقت"

265
00:23:59,499 --> 00:24:02,199
و الان هم ديگه از صبح گذشته

266
00:24:05,731 --> 00:24:10,572
پيت" ، مي‌خوام بابت ديروز ازت تشکر کنم"

267
00:24:10,666 --> 00:24:13,174
"براي اينکه پشتم رو داشتي در برابر "کاترين

268
00:24:13,175 --> 00:24:19,444
فراموش‌ـش کن . "کاترين" ديروز حالش خوب نبود
پريود بود

269
00:24:20,243 --> 00:24:22,856
به‌هرحال ازت ممنونم

270
00:24:25,262 --> 00:24:27,770
سلام -
«پيت" ، منم «هري" -

271
00:24:27,771 --> 00:24:33,546
من با مأمور "کوپر" اومدم
ما اومديم تا خانم "پکارد" رو ببينيم

272
00:24:34,505 --> 00:24:38,347
ميرم يه قهوه تازه درست کنم

273
00:24:45,588 --> 00:24:48,550
سلام کلانتر -
"خانم "پکارد -

274
00:24:48,725 --> 00:24:52,906
دِيل کوپر" از اف‌بي‌آي . يادتون مياد"
تو جلسه ديشب ملاقات‌شون کردي

275
00:24:52,907 --> 00:24:54,746
از آشنايي با شما خوشبختم خانم

276
00:24:54,747 --> 00:24:56,913
مأمور "کوپر" ، "پيت مارتل" رو يادتون مياد؟

277
00:24:56,915 --> 00:24:58,545
«البته «پيت -
حتماً -

278
00:24:58,846 --> 00:25:01,270
مي‌تونم شما آقايون رو به
يه فنجون قهوه دعوت کنم؟

279
00:25:01,272 --> 00:25:04,909
خانم "پکارد" ، شما اون کلمه جادويي رو گفتيد -
منم با يه فنجون موافقم . ممنون -

280
00:25:04,910 --> 00:25:07,704
البته . براتون ميريزم

281
00:25:07,838 --> 00:25:11,596
آقاي "کوپر" ، مي‌خواين چطوري باشه؟

282
00:25:11,769 --> 00:25:15,246
سياه مثل نيمه‌شب
در شبي بدون مهتاب

283
00:25:15,283 --> 00:25:18,542
حسابي تلخ -
لطفاً بشينيد -

284
00:25:18,670 --> 00:25:21,283
متشکرم

285
00:25:23,522 --> 00:25:26,155
خانم "پکارد" ، من مستقيم ميرم
سر اصل مطلب

286
00:25:26,157 --> 00:25:28,247
خانم "پکارد" ، من فهميدم که شما
لورا پالمر" رو استخدام کرده بوديد"

287
00:25:28,248 --> 00:25:31,425
که هفته‌اي 2بار بياد
تا توي انگليسي به شما کمک کنه . درسته؟

288
00:25:31,426 --> 00:25:32,524
بله -

289
00:25:33,149 --> 00:25:35,242
آخرين‌باري که اون رو ديديد کِي بود؟

290
00:25:36,194 --> 00:25:40,166
بعدازظهر سه‌شنبه
حدوداي وقتي که 5 زده شد

291
00:25:40,167 --> 00:25:43,469
يعني ساعت 5 عصر -
بله -

292
00:25:43,471 --> 00:25:48,405
و چه موقعي رفت؟ -
حدود يه ساعت بعدش وقتي که درس تموم شد -

293
00:25:48,406 --> 00:25:52,880
من ديگه نديدمش -
سه‌شنبه عصر "لورا" حالش چطور بود؟ -

294
00:25:52,881 --> 00:25:59,362
يه چيزي اذيتش مي‌کرد
اما ما اونقدرها صميمي نبوديم

295
00:25:59,364 --> 00:26:03,754
يه چيزي بود که اون گفت
و توي ذهنم موند

296
00:26:03,755 --> 00:26:10,871
اون گفت : "من فکر کنم بفهمم که شما
"چه حسي درباره مرگ همسرتون داريد

297
00:26:12,204 --> 00:26:14,754
نگفت که براي چي اين رو گفته؟

298
00:26:14,755 --> 00:26:18,180
نه ولي بعد اتفاقي که براش افتاد

299
00:26:18,352 --> 00:26:24,537
ديگه هميشه صداش تو سرم هست
مثل يه ملودي کوبنده

300
00:26:29,142 --> 00:26:31,755
معذرت مي‌خوام -
خواهش مي‌کنم -

301
00:26:32,864 --> 00:26:36,635
خب «هري» ، چندوقت‌ـه که باهاش دوستي؟

302
00:26:40,643 --> 00:26:42,440
از کجا فهميدي؟

303
00:26:42,442 --> 00:26:44,908
زبان بدن

304
00:26:44,909 --> 00:26:47,522
خداي من

305
00:26:49,845 --> 00:26:52,458
زياد نيست . 6 هفته

306
00:26:53,734 --> 00:26:57,028
اندرو" حدود 1.5 سال پيش مُرد"

307
00:27:01,053 --> 00:27:03,666
رفقا ، اون قهوه رو نخورين

308
00:27:04,232 --> 00:27:10,251
اصلاً نمي‌تونيد حدس بزنيد چي شده
يه ماهي توي قهوه‌جوش بود

309
00:27:13,726 --> 00:27:16,520
ببخشيد

310
00:27:25,189 --> 00:27:27,153
آره "کاترين" . گوش مي‌کنم

311
00:27:27,154 --> 00:27:32,631
من فکر مي‌کردم تو بايد بدوني که اون
چرنديات ديروز چقدر براي ما هزينه داشت

312
00:27:32,633 --> 00:27:35,655
ميدوني که چرنديات يعني چي ، مگه نه؟

313
00:27:36,439 --> 00:27:41,696
تعطيل کردن کارخونه براي ما
حدود 87هزار دلار هزينه داشت

314
00:27:42,462 --> 00:27:47,706
واقعاً فکر مي‌کني که اين
برادر "اندرو" رو خوشحال مي‌کنه

315
00:28:15,042 --> 00:28:18,502
جوسلين"؟ خانم "پکارد"؟"

316
00:28:18,681 --> 00:28:22,641
چرنديات يعني چي؟

317
00:28:23,197 --> 00:28:28,498
بي‌اهميت ، شيطنت کردن
گاهي هم يه حقه متقلبانه و خيانت‌کارانه

318
00:28:32,482 --> 00:28:37,834
چرا هميشه بايد اينقدر عجله داشته باشي؟ -
بيشتر از 1 ساعت شده -

319
00:28:37,836 --> 00:28:42,602
من يادم مياد يه زماني بود
که ما عادت داشتيم تمام عصر رو باهم باشيم

320
00:28:42,603 --> 00:28:49,103
در شيريني گذر زمان
اين 1 ساعت خيلي زود مثل 1 روز ميشه

321
00:28:49,964 --> 00:28:51,886
اين حرفا رو براي يکي ديگه بزن

322
00:28:51,888 --> 00:28:56,236
من يه مستخدم بوالهوس مغز فندقي نيستم
که دنبال يه حال و حولي باشم

323
00:28:56,238 --> 00:29:00,502
ببخشيد . منظوري براي تعرض به
احساسات پاک و ظريف‌تون نداشتم

324
00:29:00,504 --> 00:29:05,730
نه . اشتباه من بود . من نتونستم بين
تجارت و لذت مشترک‌مون تفاوت بذارم

325
00:29:05,732 --> 00:29:11,240
عزيزم ، همه‌ـش براي من يکي‌ـه

326
00:29:11,378 --> 00:29:14,590
من رو عزيزم صدا نکن سگ پير خرفت

327
00:29:16,020 --> 00:29:18,633
من ديگه دختر دبيرستاني نيستم

328
00:29:20,286 --> 00:29:23,756
قدم بعدي چيه؟
مي‌خوايم دعوا راه بندازيم؟

329
00:29:23,757 --> 00:29:26,014
ما ممکنه کاري نکنيم

330
00:29:26,016 --> 00:29:29,108
يه چندتا تراژدي محلي

331
00:29:29,278 --> 00:29:33,668
اون‌وقت "جوسي" ممکنه کارخونه قديمي رو
خودش به تنهايي به خاک سياه بشونه

332
00:29:33,669 --> 00:29:38,895
با اين سرعتي که ما داريم تا
ورشکستگي کارخونه کلي سال مونده

333
00:29:38,897 --> 00:29:40,777
من ديگه نمي‌تونم صبر کنم

334
00:29:40,779 --> 00:29:44,834
تازه ممکنه شوهر فضول من
تو دفترها سرک بکشه

335
00:29:44,836 --> 00:29:48,261
و بوي عطر خارجي رو بفهمه

336
00:29:49,102 --> 00:29:53,193
شايد الان وقتش‌ـه که يه‌کم
آتيش به پا کنيم

337
00:29:53,744 --> 00:29:57,088
درباره کار صحبت مي‌کني يا حال و حول؟

338
00:29:57,759 --> 00:30:02,564
درباره کارخونه چوب‌بري "پکارد" صحبت مي‌کنم

339
00:30:06,124 --> 00:30:10,845
با همه اون چوب‌هاي خشک
...که اون اطراف ريخته

340
00:30:11,687 --> 00:30:14,529
يه جرقه سرگردان کافيه

341
00:30:15,242 --> 00:30:16,830
...يه شب

342
00:30:16,831 --> 00:30:22,312
شبي که "پيت" رفته بيرون
و با "اسموکي" مشغول سگ‌مستي‌ـه

343
00:30:22,811 --> 00:30:28,032
حالا يادم مياد که چطور
...تمام اون ساعت‌ها

344
00:30:29,127 --> 00:30:31,740
به روز تبديل مي‌شدن

345
00:30:45,061 --> 00:30:47,674
سارا» عزيزم»

346
00:30:48,240 --> 00:30:51,250
معذرت مي‌خوام که مزاحمت ميشم دلبندم

347
00:30:51,251 --> 00:30:53,864
اما "دانا هِيوارد" اينجاست

348
00:30:54,597 --> 00:30:57,210
حالا اين رو بگير

349
00:30:57,483 --> 00:31:00,096
مي‌فرستمش بياد تو

350
00:31:02,794 --> 00:31:06,849
سعي کن ناراحتش نکني -
باشه -

351
00:31:20,778 --> 00:31:23,796
نميدونم بايد چکار کنم

352
00:31:25,964 --> 00:31:29,639
خيلي دلم براش تنگ شده

353
00:31:31,443 --> 00:31:36,498
تو چي؟ -
آره . خيلي دلم براش تنگ شده -

354
00:31:37,215 --> 00:31:42,472
خيلي دلم براش تنگ شده

355
00:31:43,739 --> 00:31:48,663
خيلي دلم براش تنگ شده
خيلي دلم براش تنگ شده

356
00:32:01,723 --> 00:32:08,491
لورا"..."لورا" عزيزم"
لورا" ، دخترکم"

357
00:32:21,715 --> 00:32:24,713
«سارا» ، «سارا» -
"ليلند" ، "ليلند" -

358
00:32:26,942 --> 00:32:30,926
بسيارخب عزيزم ، آروم باش

359
00:32:31,041 --> 00:32:35,215
آروم باش . آروم باش عزيزم
خواهش مي‌کنم

360
00:32:41,664 --> 00:32:46,586
پس شما هيچ‌کدوم "رانِت" رو اون روز
بعد از مدرسه نديدين؟

361
00:32:47,185 --> 00:32:48,689
درسته

362
00:32:48,690 --> 00:32:51,574
تا جايي که من ميدونم
اون بعد مدرسه به سر کار ميرفته؟

363
00:32:51,576 --> 00:32:55,162
"بله . مغازه شرکت آقاي "هورن
تو پايين شهر

364
00:32:55,257 --> 00:32:59,028
اونجا تو مغازه کارش چي بود؟

365
00:33:03,201 --> 00:33:04,714
...فروشنده بود

366
00:33:06,554 --> 00:33:08,228
توي بخش عطر و ادکلن

367
00:33:09,226 --> 00:33:15,323
اون هميشه در اين مورد شوخي مي‌کرد که
اين خوش‌بوترين کاريه که تا حالا داشته

368
00:33:25,035 --> 00:33:27,648
من رو ببخشيد

369
00:34:41,233 --> 00:34:48,188
چندبار تا حالا ازت خواستم
تا با اين سروصداها مزاحم مهمونا نشي؟

370
00:34:48,635 --> 00:34:51,248
حدود 4000بار

371
00:34:59,969 --> 00:35:02,582
"آدري"

372
00:35:04,737 --> 00:35:11,719
جولي» همين الان بهم گفت که»
تو پيش نروژي‌ها بودي

373
00:35:11,889 --> 00:35:16,563
اونم درست قبل از اينکه
يهو همگي‌شون تصميم بگيرن

374
00:35:16,699 --> 00:35:19,911
تا به کشور خودشون برگردن

375
00:35:20,421 --> 00:35:24,893
اونم بدون امضا کردن قرارداد

376
00:35:25,021 --> 00:35:27,320
حقيقت داره؟

377
00:35:27,322 --> 00:35:29,935
بله

378
00:35:30,793 --> 00:35:33,635
تو که کاري نکردي
يا چيزي نگفتي که

379
00:35:33,637 --> 00:35:38,777
به رفتن اونا کمک کرده باشه
يا سرعت داده باشه ، آره؟

380
00:35:38,907 --> 00:35:44,795
منظورم اينه که من فرض مي‌کنم
اينا همه‌ـش يه تصادف بوده

381
00:35:44,929 --> 00:35:51,302
بابا ، من رفتم اون تو تا اون
ميز غذاهاي مسخره رو امتحان کنم

382
00:35:53,043 --> 00:35:58,979
وقتي که اون تو بودم پيش اومد
تا بهشون بگم که من ناراحتم

383
00:36:00,822 --> 00:36:03,435
درباره چي؟

384
00:36:04,544 --> 00:36:09,816
"درباره دوست نزديک و عزيزم "لورا
که وحشيانه به قتل رسيده

385
00:36:15,125 --> 00:36:17,716
مي‌توني درک کني

386
00:36:17,719 --> 00:36:24,034
که چه هزينه‌اي با اين نمايش کوچيکت
براي اين خانواده تراشيدي؟

387
00:36:24,285 --> 00:36:27,504
اگه ببينم بازم از اين مسخره‌بازي‌ها دربياري

388
00:36:27,505 --> 00:36:31,602
بايد به فکر اين باشي که تو
صومعه بلغاري‌ها چطوري نمايش بدي

389
00:36:31,604 --> 00:36:34,217
بابا ، من خيلي ترسيدم

390
00:36:39,968 --> 00:36:42,581
لورا" 2 روز پيش مُرد"

391
00:36:44,443 --> 00:36:47,056
من تو رو سال‌هاست که از دست دادم

392
00:37:05,690 --> 00:37:11,669
براي چيزي که الان داريم بايد -
حقيقتاً سپاسگزار خداي بزرگ باشيم
آمين -

393
00:37:11,670 --> 00:37:14,512
رابرت" ، من اميدوارم اين"
فرصت رو داشته باشيم

394
00:37:14,514 --> 00:37:17,162
تا درمورد اتفاقات
چند روز گذشته بحث کنيم

395
00:37:17,609 --> 00:37:19,824
نه لزوماً اتفاقات فيزيکي و ملموس

396
00:37:19,826 --> 00:37:24,216
بلکه بيشتر تفکرات و احساسات
پيرامون اون‌ها

397
00:37:24,217 --> 00:37:29,778
شورش و طغيانگري در مرد جووني
به سن و سال تو يه حقيقت مسلم زندگي‌ـه

398
00:37:29,780 --> 00:37:32,330
صادقانه بگم يه نشاني از توانايي‌ـه

399
00:37:32,331 --> 00:37:37,523
"به عبارت ديگه "رابرت
من به طبيعت طغيانگر تو احترام مي‌گذارم

400
00:37:37,601 --> 00:37:42,618
اما من پدرت هستم . من ملزم به اين هستم
تا اين آتيش ناسازگاري رو

401
00:37:42,619 --> 00:37:49,578
با مرزهايي که توسط جامعه برپا شده محاصره کنم
همينطور ساختار خونواده خودمون رو

402
00:37:50,817 --> 00:37:56,033
رابرت" ، من بي‌ميلي تو رو براي گفتگو نکردن"
با من رو ملاحظه مي‌کنم

403
00:37:56,296 --> 00:38:01,188
بعضي اوقات سکوت ارزش طلا رو داره
سکوت مي‌تونه نشانه هوشمندي تلقي بشه

404
00:38:01,189 --> 00:38:07,826
هر چي آروم‌تر باشيم
بيشتر مي‌تونيم بشنويم

405
00:38:11,101 --> 00:38:15,909
خب ، من مرد صبوري هستم
ولي تحمل من هم حدي داره

406
00:38:15,911 --> 00:38:19,339
هموار کردن اين مسير اشتياق
هر انساني هست که

407
00:38:19,340 --> 00:38:23,409
در اين وجود طوفاني و مه گرفته گرفتار شده

408
00:38:23,522 --> 00:38:29,245
رابرت" ، من و تو مي‌خوايم باهم کار کنيم"
تا تو رو واقعاً پاک کنيم

409
00:38:34,355 --> 00:38:37,067
"ما براي تو اينجاييم "بابي

410
00:38:43,308 --> 00:38:45,649
مي‌تونم براتون چيزي بيارم کلانتر؟

411
00:38:45,651 --> 00:38:49,372
مأمور "کوپر" اومده اينجا تا
يه تيکه از کيک‌هاتون رو امتحان کنه

412
00:38:49,373 --> 00:38:53,172
کيک گيلاس -
بهترين توي تمام قاره -

413
00:38:54,224 --> 00:38:58,196
ميشه از "نورما" بخواي تا يه لحظه بياد اينجا؟ -
حتماً -

414
00:38:58,197 --> 00:39:01,372
"هيچ چيزي حتمي نيست "شلي

415
00:39:02,965 --> 00:39:06,518
مرد ، من هنوز نمي‌تونم مزه اون
قهوه ماهي رو از دهنم خارج کنم

416
00:39:06,520 --> 00:39:09,133
منم همينطور

417
00:39:09,532 --> 00:39:12,145
شلي جانسون" با حرف "جِي" ديگه؟"

418
00:39:13,045 --> 00:39:17,517
"شوهرش راننده کاميون‌ـه..."لئو
يه آشغال بي‌مصرف

419
00:39:24,462 --> 00:39:26,604
خانم کُنده‌به‌دست"؟"

420
00:39:27,159 --> 00:39:29,537
آره -
سلام -

421
00:39:31,070 --> 00:39:33,912
مي‌تونم درباره کُنده‌اش ازش بپرسم؟

422
00:39:34,082 --> 00:39:36,695
خيليا پرسيدن

423
00:39:39,059 --> 00:39:40,689
«عصر خوش «هري -
"نورما" -

424
00:39:40,690 --> 00:39:43,909
دوست دارم با مأمور ويژه
دِيل کوپر" آشنا بشي"

425
00:39:43,910 --> 00:39:47,085
اف‌بي‌آي -
"نورما جنينگز" -

426
00:39:47,256 --> 00:39:50,768
"خانم "جنينگز" ، اين درسته که "لورا
به شما در برنامه خوراکي‌ها کمک مي‌کرده؟

427
00:39:50,769 --> 00:39:52,482
رسوندن غذاهاي گرم به سالمندان؟

428
00:39:52,484 --> 00:39:55,368
آره . "لورا" کمک مي‌کرد
تا برنامه رو تنظيم کنيم

429
00:39:55,370 --> 00:39:58,045
اسم آدم‌هايي که توي مسيرش بودن رو دارين؟

430
00:39:58,046 --> 00:40:00,805
مي‌تونم براتون بيارم -
اگه ممکنه -

431
00:40:00,807 --> 00:40:04,819
و 2تا تيکه ديگه از اين کيک بي‌نظير

432
00:40:05,867 --> 00:40:08,124
چشم

433
00:40:08,126 --> 00:40:13,503
پسر ، تو بايد سوخت و ساز بدن‌ـت
مثل زنبورعسل باشه

434
00:40:16,114 --> 00:40:20,713
براي اطلاع شما شنيدم که دارين
درمورد "لورا پالمر" صحبت مي‌کنيد

435
00:40:20,714 --> 00:40:22,594
آره؟

436
00:40:22,596 --> 00:40:27,320
يه روز کُنده من يه چيزي براي
گفتن در اين مورد خواهد داشت

437
00:40:27,323 --> 00:40:30,265
کُنده من اون‌شب يه چيزي ديده

438
00:40:30,334 --> 00:40:32,947
واقعاً؟ چي ديده؟

439
00:40:34,725 --> 00:40:37,338
ازش بپرس

440
00:40:40,748 --> 00:40:43,590
فکرش رو مي‌کردم

441
00:40:53,002 --> 00:40:56,214
ممنون "نورما" . فردا مي‌بينمت

442
00:41:08,936 --> 00:41:12,861
سلام "لئو" ، برات کيک آوردم

443
00:41:18,138 --> 00:41:20,751
پيراهن من کجاست؟

444
00:41:20,772 --> 00:41:23,385
کدوم پيراهن؟

445
00:41:23,784 --> 00:41:26,460
پيراهن آبي موردعلاقه‌ام

446
00:41:28,510 --> 00:41:31,123
اين دومين‌بارـه توي امسال داري گم مي‌کني

447
00:41:31,646 --> 00:41:35,212
شلي» ، بايد يه درسي بهت بدم»
درمورد مراقبت از اموال من

448
00:41:35,258 --> 00:41:37,947
يعني اينکه مطمئن بشي که يه‌سري
چيزها نه گم بشن و نه خراب بشن

449
00:41:38,129 --> 00:41:40,234
تو رو خدا "لئو" . خواهش مي‌کنم -
اين قراره درد داشته باشه -

450
00:41:40,344 --> 00:41:41,344
نه

451
00:41:42,400 --> 00:41:43,400
نه

452
00:41:51,747 --> 00:41:54,360
ميرم باز کنم

453
00:41:59,275 --> 00:42:01,888
بيا تو

454
00:42:04,252 --> 00:42:07,722
"مامان و بابا ، اين "جيمز"ـه . "جيمز هورلي

455
00:42:07,723 --> 00:42:09,813
حال‌ـت چطوره "جيمز"؟ -
از ديدن‌تون خوشحالم آقا -

456
00:42:09,814 --> 00:42:13,613
"خانم "هِيوارد -
"از آشنايي با تو خوشبختم "جيمز -

457
00:42:14,122 --> 00:42:18,261
خب ، اميدوارم که گشنه باشي
آيلين" حسابي تدارک ديده"

458
00:42:18,262 --> 00:42:20,477
بله قربان

459
00:42:20,479 --> 00:42:22,150
چيزي مي‌خواي بنوشي؟

460
00:42:22,152 --> 00:42:26,626
ما يه‌سري نوشيدني سبک داريم
و چند نوع شراب ميوه‌جات و شراب سيب

461
00:42:26,627 --> 00:42:29,553
شراب ميوه بهتره . متشکرم

462
00:42:29,555 --> 00:42:31,896
من ميارمش -
باشه -

463
00:42:31,897 --> 00:42:38,634
چرا نمياين بشينين سر ميز؟
تا منم برم سري به کباب بزنم

464
00:42:50,090 --> 00:42:53,183
اينم از شراب ميوه شما -
"ممنون "دانا -

465
00:42:53,185 --> 00:42:55,902
جيمز" ، من فکر نکنم والدين‌ـت رو بشناسم"

466
00:42:55,903 --> 00:43:00,502
نه قربان . پدرم وقتي 10 سالم بود فوت کرده
و مادرم هم دائماً در حال مسافرت‌ـه

467
00:43:00,504 --> 00:43:03,054
اون گاهي وقت‌ها براي روزنامه‌ها مي‌نويسه

468
00:43:03,055 --> 00:43:06,274
اِد هورلي" که توي پمپ بنزين‌ـه"
عموي "جيمز"ـه

469
00:43:06,275 --> 00:43:09,536
زنش هم هموني‌ـه که چشم‌بند داره

470
00:43:09,537 --> 00:43:14,471
بله قربان . اون زن عموي منه "نادين"ـه
اونم شخصيت عجيبي داره

471
00:43:14,473 --> 00:43:18,351
بيل" ، ميشه بياي کمکم کني؟"

472
00:43:18,529 --> 00:43:21,142
معذرت مي‌خوام

473
00:43:24,259 --> 00:43:28,858
مي‌تونيم بعد شام باهم صحبت کنيم -
خيلي خوبه که مي‌بينمت -

474
00:43:28,860 --> 00:43:32,368
منم همينطور

475
00:43:48,768 --> 00:43:50,899
اون حرومزاده

476
00:43:50,901 --> 00:43:53,871
اول دوست‌دختر تو
حالا هم دوست‌دختر من

477
00:43:56,338 --> 00:43:59,798
خيلي بده که فقط 1بار مي‌تونيم بکشيمش

478
00:44:05,413 --> 00:44:10,556
هي ، چي شده دکي؟ من "لورا پالمر" هستم
البته حتماً خودت فهميدي

479
00:44:10,557 --> 00:44:13,177
من دارم يکي ديگه از اين نوارها
رو برات درست مي‌کنم

480
00:44:13,276 --> 00:44:19,747
که خودت حتماً ميدوني که توي يکي
از پاکت‌هايي که بهم دادي برات مي‌فرستم

481
00:44:19,926 --> 00:44:24,731
امروز سه‌شنبه 23 «فوريه» است
و من خيلي حوصله‌ام سر رفته

482
00:44:24,903 --> 00:44:29,874
راستش حال و هواي عجيبي دارم

483
00:44:31,553 --> 00:44:37,072
خدايا ، "جيمز" پسر خوب و شيريني‌ـه
ولي اون خيلي احمق‌ـه

484
00:44:38,244 --> 00:44:41,756
من بايد با شما خيلي وقت پيش
"آشنا مي‌شدم دکتر "جاکوبي

485
00:44:41,757 --> 00:44:46,562
چون‌که حالا من فقط مي‌تونم
يه‌کم از اين‌همه خوشي بردارم

486
00:44:46,734 --> 00:44:53,550
من ميدونم که امشب هم دوباره در ميان
اون چوب‌ها گم خواهم شد . همينجوري ميدونم

487
00:44:53,552 --> 00:44:59,773
يادتون مياد که من با شما درباره
...يه مرد مرموز صحبت کردم؟ خب

488
00:45:30,325 --> 00:45:31,325
: هماهنگي و ويرايش زيرنويس
SepehrRed90

489
00:45:32,325 --> 00:45:33,325
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
