WEBVTT

00:00.500 --> 00:10.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.520 --> 00:16.520
‫ترجمه و زیرنویس: Walnut

01:36.160 --> 01:40.120
قسمت دهم: نفرین عتیقه‌ها

01:36.300 --> 01:38.930
‫دیگه می‌تونی راحت باشی. من اینجام.

01:38.930 --> 01:40.680
‫ر ـ ریوگا-سان.

01:42.830 --> 01:47.200
‫اوه، برادرم، دوباره همدیگه رو دیدیم!

01:47.200 --> 01:48.250
‫نکن!

01:49.240 --> 01:51.260
‫تو هم طلایی می‌شی!

01:51.260 --> 01:54.830
‫انسان! هنوز وقت داری.

01:54.830 --> 01:57.560
‫برادرم رو رها کن و از آب بزن بیرون!

01:57.560 --> 02:00.000
‫بیا پیش من، برادر!

02:00.570 --> 02:02.390
‫بهت خوش‌آمد می‌گم!

02:03.790 --> 02:04.900
‫ریوگا-سان.

02:07.480 --> 02:09.400
‫الان متوجه شدم، آیرین-سان.

02:09.730 --> 02:13.400
‫داشتم فکر می‌کردم منظورش از این همه حرف درمورد برادر چیه.

02:13.790 --> 02:17.540
‫اگه حدسم درست باشه، عتیقه‌ی میداس دو نصف شده:

02:18.190 --> 02:22.040
‫دست طلا و دست ورشکستگی.

02:22.040 --> 02:25.170
‫فقط دومی خودش رو به تو چسبونده.

02:25.480 --> 02:26.730
‫چی؟

02:26.730 --> 02:31.420
‫دست طلا داره سعی می‌کنه تو رو
‫بکشه تا دست ورشکستگی رو نجات بده.

02:31.420 --> 02:33.960
‫پس ما دقیقاً عکسش رو انجام می‌دیم.

02:33.960 --> 02:37.680
‫تو با تسلط خودت دست طلا رو مطیع می‌کنی.

02:37.680 --> 02:40.680
‫چی؟ اما من نمی‌تونم همچین کاری بکنم!

02:40.990 --> 02:43.240
‫من کمکت می‌کنم!

02:44.810 --> 02:49.320
‫تمرکزت رو بذار رو اینکه اون عتیقه رو تحت کنترل خودت دربیاری!

02:50.470 --> 02:52.280
‫من از پسش برنمیام!

02:52.280 --> 02:54.780
‫می‌تونی! بهم اعتماد کن!

02:56.380 --> 03:00.720
‫درد داره! داری چه کاری می‌کنی انسان؟!

03:00.720 --> 03:03.090
‫بیشتر تمرکز کن، آیرین-سان!

03:03.090 --> 03:07.040
‫فقط اگه با هم همکاری کنیم می‌تونیم انجامش بدیم!

03:07.770 --> 03:13.050
‫باید بیشتر تمرکز کنم. من می‌تونم انجامش بدم!

03:14.300 --> 03:16.840
‫دیوونه شدی؟!

03:16.840 --> 03:19.350
‫خوبه! همین‌طوری ادامه بده!

03:19.350 --> 03:20.450
‫رئیس!

03:21.560 --> 03:25.060
‫می‌خوای چه غلطی بکنی؟! تمومش کن!

03:25.060 --> 03:26.350
‫تسلیم شو!

03:27.060 --> 03:28.400
‫نه!

03:29.900 --> 03:32.230
‫این مقاومت بی‌فایده‌ت رو بس کن!

03:33.030 --> 03:35.780
‫تسلیم من شو!

03:36.620 --> 03:38.030
‫آیرین-سان!

03:54.990 --> 03:56.780
‫د ـ دستم.

03:58.950 --> 04:01.170
‫مثل اینکه موفق شدیم.

04:03.820 --> 04:05.640
‫خالکوبی تغییر کرد.

04:06.640 --> 04:08.940
‫این نشونه‌ی اینه که قرارداد دیگـ...

04:09.450 --> 04:11.300
‫ممنونم!

04:11.300 --> 04:13.130
‫همه‌ش رو مدیون توئم ریوگا-سان!

04:13.130 --> 04:14.310
‫خب. آره.

04:23.460 --> 04:26.790
‫چی؟ ارتباطمون با افراد داخل مقبره قطع شده؟

04:27.100 --> 04:29.790
‫بله. چیزه... خب....

04:31.000 --> 04:33.290
‫گوریکی ریوگا دستمونو خونده.

04:35.110 --> 04:40.370
‫به همه‌ی یگان‌های شعاع یک کیلومتری مقبره دستور عقب‌نشینی بده.

04:41.080 --> 04:42.960
‫ژنرال، نکنه دارین می‌گین؟

04:42.960 --> 04:46.310
‫نمی‌تونیم! این‌طوری کل مقبره نابود می‌شه!

04:46.310 --> 04:47.470
‫ساکت شو.

04:47.890 --> 04:49.810
‫دیگه کار به اینجا کشیده.

04:53.270 --> 04:56.070
‫کارمون تموم شد؟ پس بیا از اینجا بزنیم بیرون.

04:56.480 --> 05:00.570
‫می‌دونم، می‌دونم. اما عجله‌ت برای چیه؟

05:00.570 --> 05:04.400
‫آخه می‌دونم اگه اینجا بمونیم بازم یه اتفاق دیگه می‌افته!

05:06.090 --> 05:08.420
‫هیچیمون نمی‌شه. نگران نباش.

05:08.420 --> 05:11.250
‫این‌بار نمی‌ذارم هیچ‌کدوم از آدمام بمیرن.

05:12.640 --> 05:14.750
‫«این‌بار»؟

05:16.090 --> 05:17.260
‫نفرین الهه‌ی وحشی به داخل مقبره نفوذ می‌کند.

05:20.620 --> 05:23.510
‫چه خبره؟ صبر کن، اینکه زلزله نیست!

05:24.660 --> 05:27.260
‫لعنتی، یعنی به این زودی شستش خبردار شد؟

05:27.260 --> 05:27.770
‫الهه‌ی وحشی ویرانی
‫به مقبره حمله می‌کند.

05:27.430 --> 05:29.680
‫تمامی ورودی‌ها و خروجی‌ها با قدرت الهه نابود شدند.

05:29.680 --> 05:31.770
‫نفرین الهه‌ی وحشی
‫به داخل مقبره نفوذ می‌کند.

05:32.500 --> 05:33.880
‫داره می‌ریزه!

05:33.880 --> 05:35.400
‫این کار کیراست.

05:35.400 --> 05:37.090
‫بدو! باید بزنیم بیرون!

05:39.070 --> 05:41.610
‫مگه نقشه‌هاش رو نابود نکردی؟!

05:41.610 --> 05:43.030
‫فقط سه‌تاش رو!

05:46.620 --> 05:49.790
‫سلاح واقعی کیرا عتیقه‌ی سِخمِته.

05:50.500 --> 05:52.690
‫تا زمانی که موقعیت مکانی رو بدونه،

05:52.690 --> 05:55.800
‫می‌تونه بدون توجه به فاصله به هدفش حمله کنه.

05:56.240 --> 06:00.300
‫دقیقاً به‌خاطر همین بود که اون‌قدر پیگیر عتیقه‌های نقشه بود.

06:13.810 --> 06:16.060
‫ا ـ الو؟ ژنرال؟

06:17.210 --> 06:19.380
‫اینجا چه خبره؟

06:19.380 --> 06:21.860
‫پدر و مادرت کجا هستن دختر کوچولو؟

06:22.940 --> 06:24.430
‫ای بابا.

06:24.430 --> 06:26.670
‫ایشون ژنرال کیرا هستن.

06:26.670 --> 06:27.410
‫چی؟

06:28.090 --> 06:31.080
‫این عارضه‌ی جانبی عتیقه‌ی سِخمِت هست...

06:31.080 --> 06:33.660
‫این اطلاعات تا الان شدیداً محرمانه بوده.

06:34.830 --> 06:36.430
‫که این‌طور.

06:36.430 --> 06:41.830
‫پس از اون عتیقه استفاده کرد، نه؟
‫اگه از همچین قدرتی استفاده کرده...

06:41.830 --> 06:43.880
‫یعنی گوریکی ریوگا رو کشته؟!

06:47.000 --> 06:49.210
‫به نظر می‌رسه هدف‌ها فرار کردن.

06:54.850 --> 06:57.940
‫داره درمورد وضع پاندورا می‌پرسه.

06:59.520 --> 07:02.200
‫چطوری متوجه حرفش شدی؟

07:03.110 --> 07:04.520
‫به هر حال.

07:05.480 --> 07:10.920
‫درمورد پاندورا همه‌چیز آماده‌ست.
‫هر لحظه بخواین می‌تونیم شروع کنیم.

07:12.080 --> 07:16.580
‫خبر فوری. سازمان بین‌المللی مقبره‌ی «پاندورا» امروز افتتاحیه‌ی خودش رو جشن گرفت.

07:16.870 --> 07:21.490
‫عتیقه‌ها عامل خطرناکی هستن که هرج‌ومرج زیادی به دنیا میارن.

07:21.490 --> 07:25.610
‫بنابراین از این لحظه به بعد، عامه‌ی مردم اکیداً از...

07:25.610 --> 07:29.010
‫نزدیک شدن به مقبره‌ها یا داشتن عتیقه منع می‌شن.

07:29.280 --> 07:34.640
‫با متخلفین مثل تروریست برخورد می‌شه و به سزای عملشون می‌رسن.

07:34.640 --> 07:39.560
‫از امروز به بعد، پاندورا متعهد به محافظت از بشریت در برابر عتیقه‌هاست.

07:41.510 --> 07:42.730
‫مزخرفه.

07:43.090 --> 07:47.660
‫محافظت از بشریت؟ اون حرومزاده‌های طمع‌کار فقط عتیقه‌ها رو برای خودشون می‌خوان.

07:50.170 --> 07:55.250
‫اگه مهارت «بازسازی مقبره» نبود، اوضاع خیلی خراب می‌شد.

07:59.810 --> 08:04.740
‫با خودم فکر می‌کردم به هیچ دردی نمی‌خوره...

08:05.770 --> 08:07.720
‫ولی جونمون رو نجات داد.

08:06.130 --> 08:08.630
‫مهارت «بازسازی مقبره» (رنک F) باز شد.

08:09.270 --> 08:10.400
‫رئیس.

08:11.020 --> 08:12.140
‫یکم دیگه فرود میایم.

08:15.880 --> 08:18.640
‫انرژی عتیقه رو تو فرودگاه حس می‌کنم.

08:18.640 --> 08:20.150
‫چی؟

08:33.660 --> 08:36.200
‫اون‌قدر استرس نداشته باش.

08:40.920 --> 08:43.020
‫سازمان بین‌المللی مقبره، پاندورا.

08:43.020 --> 08:46.120
‫اگه عتیقه‌ای همراهتونه، همین الان تحویلش بدین!

08:46.710 --> 08:50.030
‫بی‌خیال بابا. این دیگه چه بازی‌ایه؟ پاندورا؟

08:50.030 --> 08:52.630
‫چی بهتون این حق رو داده که همچین کاری بکنین؟

08:53.810 --> 08:55.630
‫نمی‌دونین حاملین عتیقه....

08:55.630 --> 08:59.480
‫برای امنیت بقیه حق ورود ندارن؟!

08:59.810 --> 09:02.940
‫بابا شماها همش دارین کلک‌های جدید درمیارین.

09:03.280 --> 09:04.440
‫آیرین-سان.

09:07.440 --> 09:10.400
‫فکر کاری به سرتون نزنه! همین الان عتیقه‌هاتون رو تحویل بدین!

09:12.710 --> 09:13.740
‫الان.

09:22.010 --> 09:27.850
‫خبر فوری. ۳۰ دقیقه پیش انفجاری در فرودگاه جان اف کندی رخ داد.

09:27.850 --> 09:30.500
‫تا الان هیچ تلفاتی گزارش نشده.

09:30.500 --> 09:33.970
‫دولت احتمال می‌ده علت انفجار یک عتیقه بوده،

09:34.310 --> 09:40.960
‫و پاندورا رو به‌خاطر سوءمدیریت عتیقه‌ها مسئول این حادثه می‌دونه.

09:43.240 --> 09:47.480
‫همه‌چیز رو انداختن تقصیر پاندورا. حقشونه.

09:47.970 --> 09:50.530
‫کارم خوب بود؟

09:50.930 --> 09:55.530
‫آره معلومه. حتی بهتر از چیزی که انتظار داشتم.

09:56.170 --> 09:58.920
‫اوه خب. نگران بودم کـ...

10:00.830 --> 10:02.380
‫نـ ـ نمی‌تونم نفس بکشم.

10:02.380 --> 10:03.540
‫آیرین-سان؟!

10:03.800 --> 10:05.160
‫خانم!

10:05.620 --> 10:06.540
‫چه خبر شده؟

10:06.980 --> 10:08.550
‫آیرین-سان، خوبی؟

10:09.590 --> 10:11.050
‫نکنه...

10:12.190 --> 10:15.310
‫چطور ریسکش رو فراموش کردم؟

10:15.310 --> 10:19.150
‫عتیقه‌ها قدرتشون رو مجانی در اختیار کسی نمی‌ذارن.

10:19.810 --> 10:22.920
‫اون انفجار هم به قدرت خیلی زیادی نیاز داشت،

10:22.920 --> 10:24.690
‫که یعنی به همون اندازه ریسکش بالاست.

10:25.640 --> 10:29.180
‫مشکل اینه که هیچ‌وقت از قبل نمی‌دونی قراره چه بهایی بپردازی.

10:30.930 --> 10:33.240
‫آیرین-سان، آروم نفس بکش.

10:35.310 --> 10:38.090
‫باید بفهمم این چه جور ریسکیه.

10:38.090 --> 10:40.700
‫این عتیقه داره بهش درد جسمی وارد می‌کنه؟

10:43.270 --> 10:44.580
‫به خودت بیا!

10:48.750 --> 10:51.050
‫آ ـ آیرین-سان؟

10:55.000 --> 10:56.800
‫صـ ـ صبر کن ببینم!

10:56.800 --> 10:59.710
‫آیرین-سان. چیزه... حالت خوبه؟

11:02.230 --> 11:03.230
‫رئیس!

11:07.850 --> 11:11.600
‫چی شد. داره منو بو می‌کنه؟

11:11.600 --> 11:13.270
‫خوبی رئیس؟

11:13.270 --> 11:16.220
‫آ ـ آره، فکر کنم.

11:24.040 --> 11:28.670
‫وقتی از عتیقه‌ی میداس استفاده می‌شود، طمعی سیری‌ناپذیر وجود کاربر را فرا می‌گیرد.
‫آن‌ها مشتاقانه چیزی را می‌خواهند که همیشه شدیدتر تمنا می‌کردند
‫و ممکن است دست به اقدامات کاملاً غیرقابل‌پیش‌بینی بزنند.

11:25.380 --> 11:26.680
‫طمع سیری‌ناپذیر؟

11:30.170 --> 11:33.170
‫در این مورد، کاربر
‫مشتاق بوی شما بود.

11:31.770 --> 11:33.170
‫بوی... من؟

11:50.290 --> 11:54.110
‫خیلی متأسفم ریوگا-سان. نمی‌دونم چی شد یهو.

11:54.110 --> 11:57.780
‫اشکالی نداره. کار عتیقه بوده.

11:57.780 --> 11:59.150
‫اما بگو ببینم...

12:00.860 --> 12:03.870
‫علاقه‌ی خاصی به بوی عرق داری؟

12:03.870 --> 12:04.900
‫چی؟

12:04.900 --> 12:06.610
‫آه‌، بی‌خیال.

12:22.640 --> 12:25.080
‫چـ ـ چه خبره آخه؟!

12:25.080 --> 12:27.480
‫رئیس، اینجا شهرک هولتونه!

12:27.900 --> 12:30.980
‫نـ ـ نمی‌شه همین‌جا توی ماشین منتظر بمونم؟

12:31.580 --> 12:34.480
‫اگه جرج هولتون گیرم بندازه، کارم تمومه.

12:34.890 --> 12:38.280
‫نگران نباش. برادرم امروز خونه نیست.

12:38.670 --> 12:42.890
‫حرف مفت نزن و بیا بیرون. ما با هولتون‌ها زیاد کار داریم.

12:42.890 --> 12:45.040
‫تا کی می‌خوای قایم بشی؟

12:46.110 --> 12:47.540
‫و ـ ولی...

12:52.460 --> 12:54.440
‫به به. ببین کی اینجاست؟

12:57.130 --> 13:00.910
‫پشت اون سر، به‌نظرم آشنا میاد.

13:00.910 --> 13:01.640
‫داداش!

13:01.640 --> 13:04.760
‫اوه، سلام! چه غافلگیری‌ای!

13:04.760 --> 13:06.100
‫چطوری؟ خوبی؟

13:06.100 --> 13:09.080
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟ فکر می‌کردم خونه‌ای.

13:09.080 --> 13:14.890
‫صدام کردن اومدم. انتظار نداشتم این کلاهبردار رو دوباره ببینم.

13:14.890 --> 13:17.690
‫آیرین، زنگ بزن پلیس. همین الان.

13:17.690 --> 13:18.660
‫آه...

13:18.660 --> 13:22.110
‫خیلی متأسفم جرج! کار خیلی بدی در حقت کردم!

13:22.110 --> 13:24.870
‫از ته دل عذر می‌خوام! لطفا ببخشـ...

13:25.240 --> 13:29.350
‫منو نخندون! تو مرگ خودت رو جعل کردی و قایم شدی!

13:29.350 --> 13:31.370
‫دیگه خام کلاهبرداریات نمی‌شم!

13:32.890 --> 13:35.960
‫رئیس، همین‌طوری واینستا! کمکم کن!

13:35.960 --> 13:38.950
‫اینکه تاوانشو با جونش بده یه مقدار زیاده‌رویه.

13:38.950 --> 13:40.050
‫دقیقاً!

13:40.050 --> 13:42.500
‫ما نفرین خواهرت رو برطرف کردیم.

13:42.500 --> 13:45.350
‫راست می‌گه. لطفاً تمومش کن.

13:45.720 --> 13:49.570
‫آره، آیرین درموردش بهم گفت.

13:49.570 --> 13:52.600
‫پس از شر نفرین خلاص شدین؟

13:52.600 --> 13:54.150
‫آره که خلاص شدیم!

13:52.980 --> 13:55.690
‫همین‌طوره. به‌خاطر همین امروز اینجـ...

13:56.610 --> 14:00.100
‫کلاهبردارهای لعنتی! شما عتیقه رو ازش جدا نکردین!

14:00.100 --> 14:02.240
‫شما کلاً اونو به بدنش پیوند زدین!

14:02.240 --> 14:04.600
‫این هیچی رو حل نمی‌کنه!

14:04.600 --> 14:05.620
‫داداش!

14:05.620 --> 14:08.660
‫عتیقه از همون اولش هم بهش متصل بود.

14:09.130 --> 14:12.910
‫جدا کردن عتیقه‌های انگلی به این راحتی‌ها نیست.

14:13.190 --> 14:15.920
‫خفه شو! بهت اعتماد نمی‌کنم!

14:15.920 --> 14:19.460
‫خودم اون عتیقه رو ازش جدا می‌کنم!

14:20.580 --> 14:22.710
‫این یارو اصلاً گوش نمی‌ده.

14:24.400 --> 14:26.420
‫این دیگه چیه؟ نکنه...

14:30.620 --> 14:31.870
‫همون‌جا وایسا!

14:31.870 --> 14:32.640
‫رئیس؟!

14:31.870 --> 14:32.640
‫داداش!

14:35.900 --> 14:38.770
‫شکی توش نیست. بوی گوشت گندیده....

14:38.770 --> 14:40.470
‫هوی! همون‌جا وایسا!

14:40.470 --> 14:42.910
‫و اون هاله‌ی زننده.

14:43.350 --> 14:44.390
‫همین‌جاست!

14:53.600 --> 14:56.510
‫همین‌طوری سرتو ننداز و نرو تو اون اتاق!

15:00.040 --> 15:03.210
‫مامان! چه بلایی سرش اومده؟!

15:03.210 --> 15:05.590
‫هوی! کی گفته می‌تونین بیاین اینجا؟!

15:05.590 --> 15:06.590
‫ساکت شو!

15:09.860 --> 15:11.680
‫پدرت هم توی همین وضعیته؟

15:14.640 --> 15:15.690
‫خـ ـ خب...

15:20.900 --> 15:22.680
‫چند وقته این‌طوری شدن؟

15:22.680 --> 15:25.240
‫توی چند هفته‌ی اخیر حالشون خیلی بدتر شده.

15:25.600 --> 15:28.800
‫ولی حدود نصف ساله که مریضن.

15:28.800 --> 15:33.750
‫حتی دکترها هم نمی‌دونن چیه. کاری از دست کسی برنمیاد.

15:34.590 --> 15:36.920
‫این دیگه چه بیماری‌ایه‌؟

15:38.250 --> 15:39.830
‫سندرم عتیقه.

15:40.590 --> 15:42.500
‫این بیماری رو می‌شناسی؟

15:43.040 --> 15:47.010
‫آره. خیلی خوب هم می‌شناسم.

15:48.750 --> 15:53.050
‫در طولانی‌مدت آدما رو از نظر جسمی و روحی داغون می‌کنه.

15:53.050 --> 15:55.520
‫کاربرهایی که همبستگی بالایی دارن بیشتر از همه در معرض خطرن،

15:55.890 --> 15:59.840
‫اما هر کسی رو که برای مدت طولانی در تماس با عتیقه‌ها بوده درگیر می‌کنه.

16:00.440 --> 16:02.020
‫داغونشون می‌کنه؟

16:02.840 --> 16:08.130
‫اگه اتفاقی که من از سر گذروندم دوباره
‫تکرار بشه، یک‌سوم بشریت به‌خاطرش می‌میرن.

16:08.530 --> 16:14.540
‫زمان من، انحصارطلب‌ها دارویی که از عتیقه‌های شفابخش
‫ساخته شده بود رو می‌فروختن و سودهای کلانی به جیب می‌زدن.

16:15.040 --> 16:19.820
‫منم مجبور بودم برای اون دارو مثل سگ جون بِکَنم.

16:21.000 --> 16:23.920
‫یعنی پدر و مادرمون قراره...

16:23.920 --> 16:25.220
‫یه راهی هست.

16:27.500 --> 16:29.170
‫دارویی برای درمانش می‌سازیم.

16:29.170 --> 16:30.160
‫دارو؟

16:30.160 --> 16:33.500
‫من یه عتیقه‌ی شفابخش دارم که هنوز فعال نشده.

16:33.500 --> 16:35.730
‫می‌تونم تا چند روز دیگه درمانش رو آماده کنم.

16:37.800 --> 16:42.040
‫چیز عجیب اینه که هردوشون الانم توی مرحله نهایی بیماری هستن.

16:43.210 --> 16:45.570
‫فقط توی چند ماه این‌قدر پیشرفت کرده؟

16:46.420 --> 16:48.390
‫نه، قاعدتاً باید غیرممکن باشه.

16:48.390 --> 16:52.470
‫اما اگه کسی از یه عتیقه استفاده کرده باشه تا حالشون رو بدتر کنه چی؟

16:53.680 --> 16:56.280
‫یه نفر عمداً این کار رو کرده.

16:56.620 --> 16:57.870
‫چی؟

16:59.080 --> 17:05.000
‫یه نفر به صورت مصنوعی سرعت پیشرفت سندرم عتیقه اون‌ها رو زیاد کرده.

17:06.590 --> 17:08.820
‫کی دست به همچین کاری می‌زنه؟!

17:09.610 --> 17:12.490
‫این همون چیزیه که الان باید بفهمی.

17:13.420 --> 17:16.690
‫منم باید به عتیقه‌ی شفابخش برسم.

17:18.490 --> 17:20.560
‫منم باهات میام!

17:20.560 --> 17:22.020
‫مـ ـ منم همین‌طور!

17:25.750 --> 17:27.980
‫اوه، درخت زندگی؟

17:27.980 --> 17:30.280
‫حالا باید باهاش چی‌کار کنیم؟

17:30.680 --> 17:33.280
‫قراره جفت این درخت رو پیدا کنیم.

17:33.610 --> 17:34.940
‫جفتش؟

17:36.060 --> 17:38.290
‫یه عتیقه هست به اسم عتیقه‌ی تیان فو.

17:40.550 --> 17:44.710
‫هنوز نمی‌شه از درخت زندگی استفاده کرد.

17:45.800 --> 17:48.800
‫امپراتور افسانه‌ای این رو می‌دونست

17:48.800 --> 17:54.220
‫و تیان فو رو مأمور کرد تا یه عتیقه‌ی کاتالیزور برای بیدار کردن درخت پیدا کنه.

17:55.350 --> 17:57.640
‫امپراتور با درخواستش موافقت کرد

17:57.640 --> 18:02.440
‫برای گنجینه‌های فراوان، سربازها، و هزاران کودک...

18:02.440 --> 18:05.200
‫تا به عنوان قربانی برای این کار استفاده بشن.

18:07.240 --> 18:12.990
‫پس تیان فو برای پیدا کردن راز جاودانگی راهی شد، ولی هرگز برنگشت.

18:12.990 --> 18:17.760
‫تمام چیزی که ازش مونده شایعاتیه که می‌گن توی یه قاره‌ی دیگه پادشاه شده.

18:18.200 --> 18:21.210
‫عتیقه‌ی اون، همون چیزیه که دنبالشیم.

18:28.820 --> 18:31.630
‫توی مترو داریم دنبال عتیقه می‌گردیم؟

18:31.630 --> 18:33.620
‫واقعاً قراره اینجا یکیش رو پیدا کنیم؟

18:37.050 --> 18:40.060
‫این‌قدر غر نزن. رسیدیم.

18:43.040 --> 18:44.560
‫اه، چه بوی بدی می‌ده.

18:46.150 --> 18:47.310
‫هوی، بیدار شو!

18:48.640 --> 18:50.570
‫آهای! چرا این کار رو کردی؟

18:53.240 --> 18:54.820
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

18:55.110 --> 18:58.830
‫عه؟ ادوارد؟ تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

18:58.830 --> 19:00.280
‫و چه بلایی سرت اومده؟

19:00.280 --> 19:01.240
‫تـ ـ تو؟

19:01.240 --> 19:03.250
‫گوریکی، عوضی!

19:04.330 --> 19:08.730
‫اصلاً می‌دونی به‌خاطر تو چه بلایی سرم اومده؟!

19:08.730 --> 19:12.510
‫به‌خاطر من؟ من همون‌طور که قول داده بودم نخست‌وزیر بریتانیا رو پیدا کردم.

19:13.040 --> 19:16.590
‫خب که چی؟ تو عتیقه‌های کیرا رو نابود کردی!

19:16.590 --> 19:20.890
‫اون فکر می‌کنه من یکی از آدماتم! یه کاریش بکن!

19:21.310 --> 19:23.640
‫می‌کنم. تو نگران نباش.

19:23.920 --> 19:24.900
‫چی؟

19:25.880 --> 19:28.770
‫در عوضش، یه سری اطلاعات می‌خوام.

19:29.140 --> 19:30.270
‫اطلاعات؟

19:30.620 --> 19:34.780
‫درمورد عتیقه‌ی تیان فو، جفتِ درخت زندگی چیزی می‌دونی؟

19:36.660 --> 19:39.300
‫متأسفانه. اصلاً چیزی نمی‌دونم.

19:39.300 --> 19:44.170
‫بی‌خیال ادوارد. الان هر دوتامون داریم از دست کیرا فرار می‌کنیم.

19:45.120 --> 19:47.270
‫دیگه لازم نیست فرار کنی.

19:47.270 --> 19:51.630
‫اگه کمکم کنی کاری می‌کنم بدون اینکه
‫پاچه‌خواری آمریکا رو بکنی به ثروت زیادی برسی.

19:52.190 --> 19:55.710
‫همون‌طور که احتمالاً شنیدی، درخت زندگی همین الانم دست منه.

19:55.710 --> 20:01.480
‫پس اگه بتونیم عتیقه‌ی تیان فو رو پیدا کنیم،
‫می‌تونیم اولین داروی سندرم عتیقه رو بسازیم.

20:01.480 --> 20:05.930
‫تازه این همه‌ش نیست! عتیقه‌ی شفابخش می‌تونه بی‌شمار دارو تولید کنه.

20:05.930 --> 20:09.400
‫تا آخر عمرت می‌تونی توی پول غوطه‌ور بشی.

20:09.810 --> 20:13.070
‫خب، نظرت چیه؟ وسوسه‌کننده به‌نظر نمیاد؟

20:16.120 --> 20:17.900
‫از دیدنتون خوشبختم.

20:18.210 --> 20:21.910
‫از این به بعد مسئولیت امنیت شما با ماست.

20:22.330 --> 20:27.160
‫متأسفم. داداشم اصرار داشت که با خودمون بادیگارد بیاریم.

20:27.490 --> 20:30.200
‫هرچی متحد بیشتر باشه، بهتره.

20:30.200 --> 20:31.630
‫به درد می‌خورن.

20:33.150 --> 20:37.270
‫ادوارد گفت عتیقه‌ی تیان فو توی جمهوری بنته...

20:37.850 --> 20:40.950
‫و کیرا از همین الان روش نشونه رفته.

20:42.650 --> 20:46.730
‫اما یه چیزی عجیبه.

20:47.520 --> 20:52.810
‫با اینکه پای یه مقبره وسطه، ولی یگان ویژه‌ای نفرستاده.

20:52.810 --> 20:56.570
‫فقط تعداد کمی از آدما رو مأمور این کار کرده.

20:56.900 --> 20:59.600
‫انگار می‌خواسته مأموریت رو مخفی نگه داره؟

20:59.600 --> 21:02.170
‫آره، دقیقاً.

21:02.810 --> 21:07.080
‫پس ژنرال کیرا داره نقشه می‌کشه پشت سر آمریکا یه کارایی بکنه.

21:13.750 --> 21:15.890
‫خب دیگه! امروز می‌خوایم حسابی حال کنیم!

21:15.890 --> 21:17.880
‫من فقط می‌خوام برم مشروب بخورم.

21:20.680 --> 21:22.610
‫کازینو؟

21:25.940 --> 21:28.840
‫باشه. بیا یه دست بازی کنیم.

21:28.860 --> 21:38.860
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
