1
00:00:00,500 --> 00:00:10,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,520 --> 00:00:16,520
‫ترجمه و زیرنویس: Walnut

3
00:01:36,160 --> 00:01:40,120
قسمت دهم: نفرین عتیقه‌ها

4
00:01:36,300 --> 00:01:38,930
‫دیگه می‌تونی راحت باشی. من اینجام.

5
00:01:38,930 --> 00:01:40,680
‫ر ـ ریوگا-سان.

6
00:01:42,830 --> 00:01:47,200
‫اوه، برادرم، دوباره همدیگه رو دیدیم!

7
00:01:47,200 --> 00:01:48,250
‫نکن!

8
00:01:49,240 --> 00:01:51,260
‫تو هم طلایی می‌شی!

9
00:01:51,260 --> 00:01:54,830
‫انسان! هنوز وقت داری.

10
00:01:54,830 --> 00:01:57,560
‫برادرم رو رها کن و از آب بزن بیرون!

11
00:01:57,560 --> 00:02:00,000
‫بیا پیش من، برادر!

12
00:02:00,570 --> 00:02:02,390
‫بهت خوش‌آمد می‌گم!

13
00:02:03,790 --> 00:02:04,900
‫ریوگا-سان.

14
00:02:07,480 --> 00:02:09,400
‫الان متوجه شدم، آیرین-سان.

15
00:02:09,730 --> 00:02:13,400
‫داشتم فکر می‌کردم منظورش از این همه حرف درمورد برادر چیه.

16
00:02:13,790 --> 00:02:17,540
‫اگه حدسم درست باشه، عتیقه‌ی میداس دو نصف شده:

17
00:02:18,190 --> 00:02:22,040
‫دست طلا و دست ورشکستگی.

18
00:02:22,040 --> 00:02:25,170
‫فقط دومی خودش رو به تو چسبونده.

19
00:02:25,480 --> 00:02:26,730
‫چی؟

20
00:02:26,730 --> 00:02:31,420
‫دست طلا داره سعی می‌کنه تو رو
‫بکشه تا دست ورشکستگی رو نجات بده.

21
00:02:31,420 --> 00:02:33,960
‫پس ما دقیقاً عکسش رو انجام می‌دیم.

22
00:02:33,960 --> 00:02:37,680
‫تو با تسلط خودت دست طلا رو مطیع می‌کنی.

23
00:02:37,680 --> 00:02:40,680
‫چی؟ اما من نمی‌تونم همچین کاری بکنم!

24
00:02:40,990 --> 00:02:43,240
‫من کمکت می‌کنم!

25
00:02:44,810 --> 00:02:49,320
‫تمرکزت رو بذار رو اینکه اون عتیقه رو تحت کنترل خودت دربیاری!

26
00:02:50,470 --> 00:02:52,280
‫من از پسش برنمیام!

27
00:02:52,280 --> 00:02:54,780
‫می‌تونی! بهم اعتماد کن!

28
00:02:56,380 --> 00:03:00,720
‫درد داره! داری چه کاری می‌کنی انسان؟!

29
00:03:00,720 --> 00:03:03,090
‫بیشتر تمرکز کن، آیرین-سان!

30
00:03:03,090 --> 00:03:07,040
‫فقط اگه با هم همکاری کنیم می‌تونیم انجامش بدیم!

31
00:03:07,770 --> 00:03:13,050
‫باید بیشتر تمرکز کنم. من می‌تونم انجامش بدم!

32
00:03:14,300 --> 00:03:16,840
‫دیوونه شدی؟!

33
00:03:16,840 --> 00:03:19,350
‫خوبه! همین‌طوری ادامه بده!

34
00:03:19,350 --> 00:03:20,450
‫رئیس!

35
00:03:21,560 --> 00:03:25,060
‫می‌خوای چه غلطی بکنی؟! تمومش کن!

36
00:03:25,060 --> 00:03:26,350
‫تسلیم شو!

37
00:03:27,060 --> 00:03:28,400
‫نه!

38
00:03:29,900 --> 00:03:32,230
‫این مقاومت بی‌فایده‌ت رو بس کن!

39
00:03:33,030 --> 00:03:35,780
‫تسلیم من شو!

40
00:03:36,620 --> 00:03:38,030
‫آیرین-سان!

41
00:03:54,990 --> 00:03:56,780
‫د ـ دستم.

42
00:03:58,950 --> 00:04:01,170
‫مثل اینکه موفق شدیم.

43
00:04:03,820 --> 00:04:05,640
‫خالکوبی تغییر کرد.

44
00:04:06,640 --> 00:04:08,940
‫این نشونه‌ی اینه که قرارداد دیگـ...

45
00:04:09,450 --> 00:04:11,300
‫ممنونم!

46
00:04:11,300 --> 00:04:13,130
‫همه‌ش رو مدیون توئم ریوگا-سان!

47
00:04:13,130 --> 00:04:14,310
‫خب. آره.

48
00:04:23,460 --> 00:04:26,790
‫چی؟ ارتباطمون با افراد داخل مقبره قطع شده؟

49
00:04:27,100 --> 00:04:29,790
‫بله. چیزه... خب....

50
00:04:31,000 --> 00:04:33,290
‫گوریکی ریوگا دستمونو خونده.

51
00:04:35,110 --> 00:04:40,370
‫به همه‌ی یگان‌های شعاع یک کیلومتری مقبره دستور عقب‌نشینی بده.

52
00:04:41,080 --> 00:04:42,960
‫ژنرال، نکنه دارین می‌گین؟

53
00:04:42,960 --> 00:04:46,310
‫نمی‌تونیم! این‌طوری کل مقبره نابود می‌شه!

54
00:04:46,310 --> 00:04:47,470
‫ساکت شو.

55
00:04:47,890 --> 00:04:49,810
‫دیگه کار به اینجا کشیده.

56
00:04:53,270 --> 00:04:56,070
‫کارمون تموم شد؟ پس بیا از اینجا بزنیم بیرون.

57
00:04:56,480 --> 00:05:00,570
‫می‌دونم، می‌دونم. اما عجله‌ت برای چیه؟

58
00:05:00,570 --> 00:05:04,400
‫آخه می‌دونم اگه اینجا بمونیم بازم یه اتفاق دیگه می‌افته!

59
00:05:06,090 --> 00:05:08,420
‫هیچیمون نمی‌شه. نگران نباش.

60
00:05:08,420 --> 00:05:11,250
‫این‌بار نمی‌ذارم هیچ‌کدوم از آدمام بمیرن.

61
00:05:12,640 --> 00:05:14,750
‫«این‌بار»؟

62
00:05:16,090 --> 00:05:17,260
‫نفرین الهه‌ی وحشی به داخل مقبره نفوذ می‌کند.

63
00:05:20,620 --> 00:05:23,510
‫چه خبره؟ صبر کن، اینکه زلزله نیست!

64
00:05:24,660 --> 00:05:27,260
‫لعنتی، یعنی به این زودی شستش خبردار شد؟

65
00:05:27,260 --> 00:05:27,770
‫الهه‌ی وحشی ویرانی
‫به مقبره حمله می‌کند.

66
00:05:27,430 --> 00:05:29,680
‫تمامی ورودی‌ها و خروجی‌ها با قدرت الهه نابود شدند.

67
00:05:29,680 --> 00:05:31,770
‫نفرین الهه‌ی وحشی
‫به داخل مقبره نفوذ می‌کند.

68
00:05:32,500 --> 00:05:33,880
‫داره می‌ریزه!

69
00:05:33,880 --> 00:05:35,400
‫این کار کیراست.

70
00:05:35,400 --> 00:05:37,090
‫بدو! باید بزنیم بیرون!

71
00:05:39,070 --> 00:05:41,610
‫مگه نقشه‌هاش رو نابود نکردی؟!

72
00:05:41,610 --> 00:05:43,030
‫فقط سه‌تاش رو!

73
00:05:46,620 --> 00:05:49,790
‫سلاح واقعی کیرا عتیقه‌ی سِخمِته.

74
00:05:50,500 --> 00:05:52,690
‫تا زمانی که موقعیت مکانی رو بدونه،

75
00:05:52,690 --> 00:05:55,800
‫می‌تونه بدون توجه به فاصله به هدفش حمله کنه.

76
00:05:56,240 --> 00:06:00,300
‫دقیقاً به‌خاطر همین بود که اون‌قدر پیگیر عتیقه‌های نقشه بود.

77
00:06:13,810 --> 00:06:16,060
‫ا ـ الو؟ ژنرال؟

78
00:06:17,210 --> 00:06:19,380
‫اینجا چه خبره؟

79
00:06:19,380 --> 00:06:21,860
‫پدر و مادرت کجا هستن دختر کوچولو؟

80
00:06:22,940 --> 00:06:24,430
‫ای بابا.

81
00:06:24,430 --> 00:06:26,670
‫ایشون ژنرال کیرا هستن.

82
00:06:26,670 --> 00:06:27,410
‫چی؟

83
00:06:28,090 --> 00:06:31,080
‫این عارضه‌ی جانبی عتیقه‌ی سِخمِت هست...

84
00:06:31,080 --> 00:06:33,660
‫این اطلاعات تا الان شدیداً محرمانه بوده.

85
00:06:34,830 --> 00:06:36,430
‫که این‌طور.

86
00:06:36,430 --> 00:06:41,830
‫پس از اون عتیقه استفاده کرد، نه؟
‫اگه از همچین قدرتی استفاده کرده...

87
00:06:41,830 --> 00:06:43,880
‫یعنی گوریکی ریوگا رو کشته؟!

88
00:06:47,000 --> 00:06:49,210
‫به نظر می‌رسه هدف‌ها فرار کردن.

89
00:06:54,850 --> 00:06:57,940
‫داره درمورد وضع پاندورا می‌پرسه.

90
00:06:59,520 --> 00:07:02,200
‫چطوری متوجه حرفش شدی؟

91
00:07:03,110 --> 00:07:04,520
‫به هر حال.

92
00:07:05,480 --> 00:07:10,920
‫درمورد پاندورا همه‌چیز آماده‌ست.
‫هر لحظه بخواین می‌تونیم شروع کنیم.

93
00:07:12,080 --> 00:07:16,580
‫خبر فوری. سازمان بین‌المللی مقبره‌ی «پاندورا» امروز افتتاحیه‌ی خودش رو جشن گرفت.

94
00:07:16,870 --> 00:07:21,490
‫عتیقه‌ها عامل خطرناکی هستن که هرج‌ومرج زیادی به دنیا میارن.

95
00:07:21,490 --> 00:07:25,610
‫بنابراین از این لحظه به بعد، عامه‌ی مردم اکیداً از...

96
00:07:25,610 --> 00:07:29,010
‫نزدیک شدن به مقبره‌ها یا داشتن عتیقه منع می‌شن.

97
00:07:29,280 --> 00:07:34,640
‫با متخلفین مثل تروریست برخورد می‌شه و به سزای عملشون می‌رسن.

98
00:07:34,640 --> 00:07:39,560
‫از امروز به بعد، پاندورا متعهد به محافظت از بشریت در برابر عتیقه‌هاست.

99
00:07:41,510 --> 00:07:42,730
‫مزخرفه.

100
00:07:43,090 --> 00:07:47,660
‫محافظت از بشریت؟ اون حرومزاده‌های طمع‌کار فقط عتیقه‌ها رو برای خودشون می‌خوان.

101
00:07:50,170 --> 00:07:55,250
‫اگه مهارت «بازسازی مقبره» نبود، اوضاع خیلی خراب می‌شد.

102
00:07:59,810 --> 00:08:04,740
‫با خودم فکر می‌کردم به هیچ دردی نمی‌خوره...

103
00:08:05,770 --> 00:08:07,720
‫ولی جونمون رو نجات داد.

104
00:08:06,130 --> 00:08:08,630
‫مهارت «بازسازی مقبره» (رنک F) باز شد.

105
00:08:09,270 --> 00:08:10,400
‫رئیس.

106
00:08:11,020 --> 00:08:12,140
‫یکم دیگه فرود میایم.

107
00:08:15,880 --> 00:08:18,640
‫انرژی عتیقه رو تو فرودگاه حس می‌کنم.

108
00:08:18,640 --> 00:08:20,150
‫چی؟

109
00:08:33,660 --> 00:08:36,200
‫اون‌قدر استرس نداشته باش.

110
00:08:40,920 --> 00:08:43,020
‫سازمان بین‌المللی مقبره، پاندورا.

111
00:08:43,020 --> 00:08:46,120
‫اگه عتیقه‌ای همراهتونه، همین الان تحویلش بدین!

112
00:08:46,710 --> 00:08:50,030
‫بی‌خیال بابا. این دیگه چه بازی‌ایه؟ پاندورا؟

113
00:08:50,030 --> 00:08:52,630
‫چی بهتون این حق رو داده که همچین کاری بکنین؟

114
00:08:53,810 --> 00:08:55,630
‫نمی‌دونین حاملین عتیقه....

115
00:08:55,630 --> 00:08:59,480
‫برای امنیت بقیه حق ورود ندارن؟!

116
00:08:59,810 --> 00:09:02,940
‫بابا شماها همش دارین کلک‌های جدید درمیارین.

117
00:09:03,280 --> 00:09:04,440
‫آیرین-سان.

118
00:09:07,440 --> 00:09:10,400
‫فکر کاری به سرتون نزنه! همین الان عتیقه‌هاتون رو تحویل بدین!

119
00:09:12,710 --> 00:09:13,740
‫الان.

120
00:09:22,010 --> 00:09:27,850
‫خبر فوری. ۳۰ دقیقه پیش انفجاری در فرودگاه جان اف کندی رخ داد.

121
00:09:27,850 --> 00:09:30,500
‫تا الان هیچ تلفاتی گزارش نشده.

122
00:09:30,500 --> 00:09:33,970
‫دولت احتمال می‌ده علت انفجار یک عتیقه بوده،

123
00:09:34,310 --> 00:09:40,960
‫و پاندورا رو به‌خاطر سوءمدیریت عتیقه‌ها مسئول این حادثه می‌دونه.

124
00:09:43,240 --> 00:09:47,480
‫همه‌چیز رو انداختن تقصیر پاندورا. حقشونه.

125
00:09:47,970 --> 00:09:50,530
‫کارم خوب بود؟

126
00:09:50,930 --> 00:09:55,530
‫آره معلومه. حتی بهتر از چیزی که انتظار داشتم.

127
00:09:56,170 --> 00:09:58,920
‫اوه خب. نگران بودم کـ...

128
00:10:00,830 --> 00:10:02,380
‫نـ ـ نمی‌تونم نفس بکشم.

129
00:10:02,380 --> 00:10:03,540
‫آیرین-سان؟!

130
00:10:03,800 --> 00:10:05,160
‫خانم!

131
00:10:05,620 --> 00:10:06,540
‫چه خبر شده؟

132
00:10:06,980 --> 00:10:08,550
‫آیرین-سان، خوبی؟

133
00:10:09,590 --> 00:10:11,050
‫نکنه...

134
00:10:12,190 --> 00:10:15,310
‫چطور ریسکش رو فراموش کردم؟

135
00:10:15,310 --> 00:10:19,150
‫عتیقه‌ها قدرتشون رو مجانی در اختیار کسی نمی‌ذارن.

136
00:10:19,810 --> 00:10:22,920
‫اون انفجار هم به قدرت خیلی زیادی نیاز داشت،

137
00:10:22,920 --> 00:10:24,690
‫که یعنی به همون اندازه ریسکش بالاست.

138
00:10:25,640 --> 00:10:29,180
‫مشکل اینه که هیچ‌وقت از قبل نمی‌دونی قراره چه بهایی بپردازی.

139
00:10:30,930 --> 00:10:33,240
‫آیرین-سان، آروم نفس بکش.

140
00:10:35,310 --> 00:10:38,090
‫باید بفهمم این چه جور ریسکیه.

141
00:10:38,090 --> 00:10:40,700
‫این عتیقه داره بهش درد جسمی وارد می‌کنه؟

142
00:10:43,270 --> 00:10:44,580
‫به خودت بیا!

143
00:10:48,750 --> 00:10:51,050
‫آ ـ آیرین-سان؟

144
00:10:55,000 --> 00:10:56,800
‫صـ ـ صبر کن ببینم!

145
00:10:56,800 --> 00:10:59,710
‫آیرین-سان. چیزه... حالت خوبه؟

146
00:11:02,230 --> 00:11:03,230
‫رئیس!

147
00:11:07,850 --> 00:11:11,600
‫چی شد. داره منو بو می‌کنه؟

148
00:11:11,600 --> 00:11:13,270
‫خوبی رئیس؟

149
00:11:13,270 --> 00:11:16,220
‫آ ـ آره، فکر کنم.

150
00:11:24,040 --> 00:11:28,670
‫وقتی از عتیقه‌ی میداس استفاده می‌شود، طمعی سیری‌ناپذیر وجود کاربر را فرا می‌گیرد.
‫آن‌ها مشتاقانه چیزی را می‌خواهند که همیشه شدیدتر تمنا می‌کردند
‫و ممکن است دست به اقدامات کاملاً غیرقابل‌پیش‌بینی بزنند.

151
00:11:25,380 --> 00:11:26,680
‫طمع سیری‌ناپذیر؟

152
00:11:30,170 --> 00:11:33,170
‫در این مورد، کاربر
‫مشتاق بوی شما بود.

153
00:11:31,770 --> 00:11:33,170
‫بوی... من؟

154
00:11:50,290 --> 00:11:54,110
‫خیلی متأسفم ریوگا-سان. نمی‌دونم چی شد یهو.

155
00:11:54,110 --> 00:11:57,780
‫اشکالی نداره. کار عتیقه بوده.

156
00:11:57,780 --> 00:11:59,150
‫اما بگو ببینم...

157
00:12:00,860 --> 00:12:03,870
‫علاقه‌ی خاصی به بوی عرق داری؟

158
00:12:03,870 --> 00:12:04,900
‫چی؟

159
00:12:04,900 --> 00:12:06,610
‫آه‌، بی‌خیال.

160
00:12:22,640 --> 00:12:25,080
‫چـ ـ چه خبره آخه؟!

161
00:12:25,080 --> 00:12:27,480
‫رئیس، اینجا شهرک هولتونه!

162
00:12:27,900 --> 00:12:30,980
‫نـ ـ نمی‌شه همین‌جا توی ماشین منتظر بمونم؟

163
00:12:31,580 --> 00:12:34,480
‫اگه جرج هولتون گیرم بندازه، کارم تمومه.

164
00:12:34,890 --> 00:12:38,280
‫نگران نباش. برادرم امروز خونه نیست.

165
00:12:38,670 --> 00:12:42,890
‫حرف مفت نزن و بیا بیرون. ما با هولتون‌ها زیاد کار داریم.

166
00:12:42,890 --> 00:12:45,040
‫تا کی می‌خوای قایم بشی؟

167
00:12:46,110 --> 00:12:47,540
‫و ـ ولی...

168
00:12:52,460 --> 00:12:54,440
‫به به. ببین کی اینجاست؟

169
00:12:57,130 --> 00:13:00,910
‫پشت اون سر، به‌نظرم آشنا میاد.

170
00:13:00,910 --> 00:13:01,640
‫داداش!

171
00:13:01,640 --> 00:13:04,760
‫اوه، سلام! چه غافلگیری‌ای!

172
00:13:04,760 --> 00:13:06,100
‫چطوری؟ خوبی؟

173
00:13:06,100 --> 00:13:09,080
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟ فکر می‌کردم خونه‌ای.

174
00:13:09,080 --> 00:13:14,890
‫صدام کردن اومدم. انتظار نداشتم این کلاهبردار رو دوباره ببینم.

175
00:13:14,890 --> 00:13:17,690
‫آیرین، زنگ بزن پلیس. همین الان.

176
00:13:17,690 --> 00:13:18,660
‫آه...

177
00:13:18,660 --> 00:13:22,110
‫خیلی متأسفم جرج! کار خیلی بدی در حقت کردم!

178
00:13:22,110 --> 00:13:24,870
‫از ته دل عذر می‌خوام! لطفا ببخشـ...

179
00:13:25,240 --> 00:13:29,350
‫منو نخندون! تو مرگ خودت رو جعل کردی و قایم شدی!

180
00:13:29,350 --> 00:13:31,370
‫دیگه خام کلاهبرداریات نمی‌شم!

181
00:13:32,890 --> 00:13:35,960
‫رئیس، همین‌طوری واینستا! کمکم کن!

182
00:13:35,960 --> 00:13:38,950
‫اینکه تاوانشو با جونش بده یه مقدار زیاده‌رویه.

183
00:13:38,950 --> 00:13:40,050
‫دقیقاً!

184
00:13:40,050 --> 00:13:42,500
‫ما نفرین خواهرت رو برطرف کردیم.

185
00:13:42,500 --> 00:13:45,350
‫راست می‌گه. لطفاً تمومش کن.

186
00:13:45,720 --> 00:13:49,570
‫آره، آیرین درموردش بهم گفت.

187
00:13:49,570 --> 00:13:52,600
‫پس از شر نفرین خلاص شدین؟

188
00:13:52,600 --> 00:13:54,150
‫آره که خلاص شدیم!

189
00:13:52,980 --> 00:13:55,690
‫همین‌طوره. به‌خاطر همین امروز اینجـ...

190
00:13:56,610 --> 00:14:00,100
‫کلاهبردارهای لعنتی! شما عتیقه رو ازش جدا نکردین!

191
00:14:00,100 --> 00:14:02,240
‫شما کلاً اونو به بدنش پیوند زدین!

192
00:14:02,240 --> 00:14:04,600
‫این هیچی رو حل نمی‌کنه!

193
00:14:04,600 --> 00:14:05,620
‫داداش!

194
00:14:05,620 --> 00:14:08,660
‫عتیقه از همون اولش هم بهش متصل بود.

195
00:14:09,130 --> 00:14:12,910
‫جدا کردن عتیقه‌های انگلی به این راحتی‌ها نیست.

196
00:14:13,190 --> 00:14:15,920
‫خفه شو! بهت اعتماد نمی‌کنم!

197
00:14:15,920 --> 00:14:19,460
‫خودم اون عتیقه رو ازش جدا می‌کنم!

198
00:14:20,580 --> 00:14:22,710
‫این یارو اصلاً گوش نمی‌ده.

199
00:14:24,400 --> 00:14:26,420
‫این دیگه چیه؟ نکنه...

200
00:14:30,620 --> 00:14:31,870
‫همون‌جا وایسا!

201
00:14:31,870 --> 00:14:32,640
‫رئیس؟!

202
00:14:31,870 --> 00:14:32,640
‫داداش!

203
00:14:35,900 --> 00:14:38,770
‫شکی توش نیست. بوی گوشت گندیده....

204
00:14:38,770 --> 00:14:40,470
‫هوی! همون‌جا وایسا!

205
00:14:40,470 --> 00:14:42,910
‫و اون هاله‌ی زننده.

206
00:14:43,350 --> 00:14:44,390
‫همین‌جاست!

207
00:14:53,600 --> 00:14:56,510
‫همین‌طوری سرتو ننداز و نرو تو اون اتاق!

208
00:15:00,040 --> 00:15:03,210
‫مامان! چه بلایی سرش اومده؟!

209
00:15:03,210 --> 00:15:05,590
‫هوی! کی گفته می‌تونین بیاین اینجا؟!

210
00:15:05,590 --> 00:15:06,590
‫ساکت شو!

211
00:15:09,860 --> 00:15:11,680
‫پدرت هم توی همین وضعیته؟

212
00:15:14,640 --> 00:15:15,690
‫خـ ـ خب...

213
00:15:20,900 --> 00:15:22,680
‫چند وقته این‌طوری شدن؟

214
00:15:22,680 --> 00:15:25,240
‫توی چند هفته‌ی اخیر حالشون خیلی بدتر شده.

215
00:15:25,600 --> 00:15:28,800
‫ولی حدود نصف ساله که مریضن.

216
00:15:28,800 --> 00:15:33,750
‫حتی دکترها هم نمی‌دونن چیه. کاری از دست کسی برنمیاد.

217
00:15:34,590 --> 00:15:36,920
‫این دیگه چه بیماری‌ایه‌؟

218
00:15:38,250 --> 00:15:39,830
‫سندرم عتیقه.

219
00:15:40,590 --> 00:15:42,500
‫این بیماری رو می‌شناسی؟

220
00:15:43,040 --> 00:15:47,010
‫آره. خیلی خوب هم می‌شناسم.

221
00:15:48,750 --> 00:15:53,050
‫در طولانی‌مدت آدما رو از نظر جسمی و روحی داغون می‌کنه.

222
00:15:53,050 --> 00:15:55,520
‫کاربرهایی که همبستگی بالایی دارن بیشتر از همه در معرض خطرن،

223
00:15:55,890 --> 00:15:59,840
‫اما هر کسی رو که برای مدت طولانی در تماس با عتیقه‌ها بوده درگیر می‌کنه.

224
00:16:00,440 --> 00:16:02,020
‫داغونشون می‌کنه؟

225
00:16:02,840 --> 00:16:08,130
‫اگه اتفاقی که من از سر گذروندم دوباره
‫تکرار بشه، یک‌سوم بشریت به‌خاطرش می‌میرن.

226
00:16:08,530 --> 00:16:14,540
‫زمان من، انحصارطلب‌ها دارویی که از عتیقه‌های شفابخش
‫ساخته شده بود رو می‌فروختن و سودهای کلانی به جیب می‌زدن.

227
00:16:15,040 --> 00:16:19,820
‫منم مجبور بودم برای اون دارو مثل سگ جون بِکَنم.

228
00:16:21,000 --> 00:16:23,920
‫یعنی پدر و مادرمون قراره...

229
00:16:23,920 --> 00:16:25,220
‫یه راهی هست.

230
00:16:27,500 --> 00:16:29,170
‫دارویی برای درمانش می‌سازیم.

231
00:16:29,170 --> 00:16:30,160
‫دارو؟

232
00:16:30,160 --> 00:16:33,500
‫من یه عتیقه‌ی شفابخش دارم که هنوز فعال نشده.

233
00:16:33,500 --> 00:16:35,730
‫می‌تونم تا چند روز دیگه درمانش رو آماده کنم.

234
00:16:37,800 --> 00:16:42,040
‫چیز عجیب اینه که هردوشون الانم توی مرحله نهایی بیماری هستن.

235
00:16:43,210 --> 00:16:45,570
‫فقط توی چند ماه این‌قدر پیشرفت کرده؟

236
00:16:46,420 --> 00:16:48,390
‫نه، قاعدتاً باید غیرممکن باشه.

237
00:16:48,390 --> 00:16:52,470
‫اما اگه کسی از یه عتیقه استفاده کرده باشه تا حالشون رو بدتر کنه چی؟

238
00:16:53,680 --> 00:16:56,280
‫یه نفر عمداً این کار رو کرده.

239
00:16:56,620 --> 00:16:57,870
‫چی؟

240
00:16:59,080 --> 00:17:05,000
‫یه نفر به صورت مصنوعی سرعت پیشرفت سندرم عتیقه اون‌ها رو زیاد کرده.

241
00:17:06,590 --> 00:17:08,820
‫کی دست به همچین کاری می‌زنه؟!

242
00:17:09,610 --> 00:17:12,490
‫این همون چیزیه که الان باید بفهمی.

243
00:17:13,420 --> 00:17:16,690
‫منم باید به عتیقه‌ی شفابخش برسم.

244
00:17:18,490 --> 00:17:20,560
‫منم باهات میام!

245
00:17:20,560 --> 00:17:22,020
‫مـ ـ منم همین‌طور!

246
00:17:25,750 --> 00:17:27,980
‫اوه، درخت زندگی؟

247
00:17:27,980 --> 00:17:30,280
‫حالا باید باهاش چی‌کار کنیم؟

248
00:17:30,680 --> 00:17:33,280
‫قراره جفت این درخت رو پیدا کنیم.

249
00:17:33,610 --> 00:17:34,940
‫جفتش؟

250
00:17:36,060 --> 00:17:38,290
‫یه عتیقه هست به اسم عتیقه‌ی تیان فو.

251
00:17:40,550 --> 00:17:44,710
‫هنوز نمی‌شه از درخت زندگی استفاده کرد.

252
00:17:45,800 --> 00:17:48,800
‫امپراتور افسانه‌ای این رو می‌دونست

253
00:17:48,800 --> 00:17:54,220
‫و تیان فو رو مأمور کرد تا یه عتیقه‌ی کاتالیزور برای بیدار کردن درخت پیدا کنه.

254
00:17:55,350 --> 00:17:57,640
‫امپراتور با درخواستش موافقت کرد

255
00:17:57,640 --> 00:18:02,440
‫برای گنجینه‌های فراوان، سربازها، و هزاران کودک...

256
00:18:02,440 --> 00:18:05,200
‫تا به عنوان قربانی برای این کار استفاده بشن.

257
00:18:07,240 --> 00:18:12,990
‫پس تیان فو برای پیدا کردن راز جاودانگی راهی شد، ولی هرگز برنگشت.

258
00:18:12,990 --> 00:18:17,760
‫تمام چیزی که ازش مونده شایعاتیه که می‌گن توی یه قاره‌ی دیگه پادشاه شده.

259
00:18:18,200 --> 00:18:21,210
‫عتیقه‌ی اون، همون چیزیه که دنبالشیم.

260
00:18:28,820 --> 00:18:31,630
‫توی مترو داریم دنبال عتیقه می‌گردیم؟

261
00:18:31,630 --> 00:18:33,620
‫واقعاً قراره اینجا یکیش رو پیدا کنیم؟

262
00:18:37,050 --> 00:18:40,060
‫این‌قدر غر نزن. رسیدیم.

263
00:18:43,040 --> 00:18:44,560
‫اه، چه بوی بدی می‌ده.

264
00:18:46,150 --> 00:18:47,310
‫هوی، بیدار شو!

265
00:18:48,640 --> 00:18:50,570
‫آهای! چرا این کار رو کردی؟

266
00:18:53,240 --> 00:18:54,820
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

267
00:18:55,110 --> 00:18:58,830
‫عه؟ ادوارد؟ تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

268
00:18:58,830 --> 00:19:00,280
‫و چه بلایی سرت اومده؟

269
00:19:00,280 --> 00:19:01,240
‫تـ ـ تو؟

270
00:19:01,240 --> 00:19:03,250
‫گوریکی، عوضی!

271
00:19:04,330 --> 00:19:08,730
‫اصلاً می‌دونی به‌خاطر تو چه بلایی سرم اومده؟!

272
00:19:08,730 --> 00:19:12,510
‫به‌خاطر من؟ من همون‌طور که قول داده بودم نخست‌وزیر بریتانیا رو پیدا کردم.

273
00:19:13,040 --> 00:19:16,590
‫خب که چی؟ تو عتیقه‌های کیرا رو نابود کردی!

274
00:19:16,590 --> 00:19:20,890
‫اون فکر می‌کنه من یکی از آدماتم! یه کاریش بکن!

275
00:19:21,310 --> 00:19:23,640
‫می‌کنم. تو نگران نباش.

276
00:19:23,920 --> 00:19:24,900
‫چی؟

277
00:19:25,880 --> 00:19:28,770
‫در عوضش، یه سری اطلاعات می‌خوام.

278
00:19:29,140 --> 00:19:30,270
‫اطلاعات؟

279
00:19:30,620 --> 00:19:34,780
‫درمورد عتیقه‌ی تیان فو، جفتِ درخت زندگی چیزی می‌دونی؟

280
00:19:36,660 --> 00:19:39,300
‫متأسفانه. اصلاً چیزی نمی‌دونم.

281
00:19:39,300 --> 00:19:44,170
‫بی‌خیال ادوارد. الان هر دوتامون داریم از دست کیرا فرار می‌کنیم.

282
00:19:45,120 --> 00:19:47,270
‫دیگه لازم نیست فرار کنی.

283
00:19:47,270 --> 00:19:51,630
‫اگه کمکم کنی کاری می‌کنم بدون اینکه
‫پاچه‌خواری آمریکا رو بکنی به ثروت زیادی برسی.

284
00:19:52,190 --> 00:19:55,710
‫همون‌طور که احتمالاً شنیدی، درخت زندگی همین الانم دست منه.

285
00:19:55,710 --> 00:20:01,480
‫پس اگه بتونیم عتیقه‌ی تیان فو رو پیدا کنیم،
‫می‌تونیم اولین داروی سندرم عتیقه رو بسازیم.

286
00:20:01,480 --> 00:20:05,930
‫تازه این همه‌ش نیست! عتیقه‌ی شفابخش می‌تونه بی‌شمار دارو تولید کنه.

287
00:20:05,930 --> 00:20:09,400
‫تا آخر عمرت می‌تونی توی پول غوطه‌ور بشی.

288
00:20:09,810 --> 00:20:13,070
‫خب، نظرت چیه؟ وسوسه‌کننده به‌نظر نمیاد؟

289
00:20:16,120 --> 00:20:17,900
‫از دیدنتون خوشبختم.

290
00:20:18,210 --> 00:20:21,910
‫از این به بعد مسئولیت امنیت شما با ماست.

291
00:20:22,330 --> 00:20:27,160
‫متأسفم. داداشم اصرار داشت که با خودمون بادیگارد بیاریم.

292
00:20:27,490 --> 00:20:30,200
‫هرچی متحد بیشتر باشه، بهتره.

293
00:20:30,200 --> 00:20:31,630
‫به درد می‌خورن.

294
00:20:33,150 --> 00:20:37,270
‫ادوارد گفت عتیقه‌ی تیان فو توی جمهوری بنته...

295
00:20:37,850 --> 00:20:40,950
‫و کیرا از همین الان روش نشونه رفته.

296
00:20:42,650 --> 00:20:46,730
‫اما یه چیزی عجیبه.

297
00:20:47,520 --> 00:20:52,810
‫با اینکه پای یه مقبره وسطه، ولی یگان ویژه‌ای نفرستاده.

298
00:20:52,810 --> 00:20:56,570
‫فقط تعداد کمی از آدما رو مأمور این کار کرده.

299
00:20:56,900 --> 00:20:59,600
‫انگار می‌خواسته مأموریت رو مخفی نگه داره؟

300
00:20:59,600 --> 00:21:02,170
‫آره، دقیقاً.

301
00:21:02,810 --> 00:21:07,080
‫پس ژنرال کیرا داره نقشه می‌کشه پشت سر آمریکا یه کارایی بکنه.

302
00:21:13,750 --> 00:21:15,890
‫خب دیگه! امروز می‌خوایم حسابی حال کنیم!

303
00:21:15,890 --> 00:21:17,880
‫من فقط می‌خوام برم مشروب بخورم.

304
00:21:20,680 --> 00:21:22,610
‫کازینو؟

305
00:21:25,940 --> 00:21:28,840
‫باشه. بیا یه دست بازی کنیم.

306
00:21:28,860 --> 00:21:38,860
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
