WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:35.570 --> 01:39.620
قسمت نهم: حاکم عتیقه‌ها

01:39.620 --> 01:44.560
‫تبر نقره‌ای! دشمن روبروم رو بفرست بره هوا!

01:52.340 --> 01:53.880
‫این دیگه چه کوفتیه؟!

01:54.410 --> 01:57.260
‫این رسواییه، تبهکار!

01:54.840 --> 01:56.770
‫شکل واقعی‌ت رو رو کن، عتیقه‌.

01:59.850 --> 02:02.680
‫خب، عجب شمشیر معرکه‌ایه.

02:06.360 --> 02:09.360
‫شمشیر دزد دریایی شجاع
‫اعطا شده توسط پادشاه
‫(درجه A - حماسی / عتیقه‌ مصرفی)
‫تعداد استفاده: (۲,۵۹۴/۵,۰۰۰)

02:06.670 --> 02:08.630
‫شمشیر دزدای دریاییه، ها؟

02:09.360 --> 02:10.900
‫چرا این‌قدر طولش می‌ده؟

02:10.900 --> 02:13.220
‫فکر می‌کنی اتفاقی افتاده؟

02:19.640 --> 02:21.710
‫بپر بالا، رئیس!

02:22.990 --> 02:25.800
‫فعلاً! حتماً از این استفاده می‌کنم!

02:27.500 --> 02:31.280
‫هی! وایسا! عتیقه‌م رو پس بده!

02:36.950 --> 02:39.960
‫عوضی! فقط وایسا!

02:38.040 --> 02:39.560
‫همه‌شون پیشکش خودت!

02:55.240 --> 02:58.260
‫اوناهاش. قایق رو ببر
‫سمت اون درخت بزرگه.

02:58.260 --> 02:59.120
‫چشم.

03:05.250 --> 03:09.250
‫بوی گندِ عتیقه‌ت رو
‫تا اینجا هم پخش کردی...

03:09.660 --> 03:11.420
‫خیلی پررویی.

03:13.130 --> 03:15.940
‫واقعاً پیدام کردی.

03:15.940 --> 03:18.150
‫توانایی‌هات رو تحسین می‌کنم.

03:18.150 --> 03:21.960
‫اما برای به دست آوردن قدرت من،
‫باید یه دعای مقدس بخونی.

03:21.960 --> 03:25.020
‫فقط سعی کن راضیم کنی.

03:25.400 --> 03:27.020
‫منو نخندون.

03:27.370 --> 03:28.930
‫چی؟

03:29.520 --> 03:34.150
‫من با عتیقه‌ها رفیق نمی‌شم.

03:37.090 --> 03:39.160
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟!

03:44.920 --> 03:47.320
‫غیرممکنه...

03:55.590 --> 03:58.680
‫نقشه‌ی گنجینه‌های غرب جِنگ هه
‫(درجه A - حماسی / عتیقه‌ مصرفی)
‫تعداد استفاده: (۲/۵۰۰)

03:58.680 --> 04:01.680
‫گنجینه‌های غربیِ جِنگ هه، هوم؟

04:01.680 --> 04:03.180
‫«جِنگ هه»؟

04:03.470 --> 04:08.140
‫امپراتور، جِنگ هه رو فرستاد
‫به یه سفر به دریاهای جنوبی.

04:08.660 --> 04:10.250
‫این نقشه برای...

04:10.250 --> 04:13.420
‫برای پیدا کردن همه‌ی گنج‌های دریا ضروری بود.

04:14.150 --> 04:17.660
‫قطع کردن کل درخت
‫باعث شد یکم از دوامش کم بشه.

04:17.660 --> 04:19.960
‫دستت درد نکنه، اینم سر راهت مرمت کن.

04:20.530 --> 04:23.530
‫بیشتر مواظب این چیزا باش!

04:30.960 --> 04:36.450
‫طبق حرفت نقشه جعلی رو دادم به ادوارد،
‫ولی این کار زیادی خطرناک نیست؟

04:36.970 --> 04:39.450
‫هرچی باشه، طرف حسابمون
‫ژنرال کیرا کلارکه.

04:40.260 --> 04:43.970
‫چیزی نمی‌شه. آیرین- سان،
‫دستت رو بذار روی نقشه.

04:44.510 --> 04:46.760
‫اوه، خب... باشه.

04:49.800 --> 04:55.330
‫هر چیزی که به این عتیقه‌ بدبیاری
‫مربوطه رو به ما نشون بده.

05:02.920 --> 05:04.440
‫ترکیه.

05:05.000 --> 05:08.160
‫دقیقاً به همین خاطر به این نقشه نیاز داشتیم.

05:08.160 --> 05:11.500
‫باید بریم اونجا تا مشکلت رو حل کنیم.

05:11.940 --> 05:14.080
‫این نقشه باز هم به دردمون می‌خوره.

05:14.780 --> 05:16.010
‫متوجه شدم.

05:16.550 --> 05:19.770
‫کیرا داره تمام عتیقه‌های نقشه رو جمع می‌کنه،

05:19.770 --> 05:22.510
‫پس احتمالاً نقشه‌ی کریستف کلمب رو هم پیش خودش داره.

05:22.510 --> 05:26.170
‫نشون می‌ده مقبره‌ها کجان
‫و چه عتیقه‌هایی توشونه.

05:27.220 --> 05:32.020
‫احتمالاً داره ازش استفاده می‌کنه تا تمام
‫مکان‌های عتیقه‌ تو دنیا رو زیر نظر داشته باشه.

05:34.560 --> 05:37.240
‫پرواز به ترکیه تو این شرایط زیادی خطرناکه.

05:37.820 --> 05:39.910
‫پس چیکار کنیم؟

05:41.420 --> 05:44.740
‫تمام نقشه‌های عتیقه‌‌ای که دست کیرا هست رو نابود می‌کنیم.

05:46.820 --> 05:48.740
‫همین...؟

05:48.740 --> 05:53.330
‫باورکردنی نیست! واقعاً یه تخته‌ت کمه!

05:54.150 --> 05:57.790
‫یادت رفته نسخه‌ی تقلبی بعد یه مدت غیب می‌شه؟

05:57.790 --> 06:02.010
‫همین الان باید جیم بزنیم! پیش خودت چی فکر کردی؟!

06:02.340 --> 06:03.510
‫یه راهی بلدم.

06:03.510 --> 06:04.640
‫بلدی؟

06:06.670 --> 06:09.180
‫گوریکی ریوگا، کلاهبردار عوضی!

06:10.270 --> 06:12.770
‫این چی بود به من دادی؟!

06:12.770 --> 06:16.560
‫هی، قضیه چیه ادوارد؟ یه لحظه آروم باش.

06:16.560 --> 06:19.190
‫عتیقه‌ای که بهم دادی غیب شد.

06:19.190 --> 06:21.780
‫ژنرال از عصبانیت داره جوش میاره و جونمو می‌خواد.

06:21.780 --> 06:25.290
‫غیب شد؟ لطفاً بیشتر برام بگو.

06:25.650 --> 06:29.790
‫همین‌طوری یهو غیب شد، اونم درست
‫وقتی ژنرال داشت ازش استفاده می‌کرد!

06:30.170 --> 06:33.040
‫می‌بینی؟ به نظر میاد خیلی خوب کار می‌کرده.

06:33.040 --> 06:35.470
‫من هیچ‌وقت جنس تقلبی بهت نمیدم.

06:35.470 --> 06:37.750
‫ممکنه خودش اشتباهی عتیقه‌ رو نابود کرده باشه؟

06:37.750 --> 06:38.680
‫چی؟

06:39.160 --> 06:43.100
‫نسخه‌های کپی تا حدودی می‌تونن از اصلیا تقلید کنن.

06:43.460 --> 06:47.470
‫پس... تقلبی نبود؟

06:48.740 --> 06:50.840
‫آخه چه بلایی سرش اومد؟

06:50.840 --> 06:54.090
‫این دلیل نمی‌شه که چرا عتیقه‌ ناپدید شد...

06:54.090 --> 06:58.200
‫یا چرا هر کسی که همون‌موقع اون‌اطراف بود همراهش غیب شد.

06:58.200 --> 07:00.820
‫حتی نخست‌وزیر بریتانیا.

07:01.300 --> 07:04.360
‫چی؟! اون اونجا چیکار می‌کرد؟

07:04.670 --> 07:07.870
‫ظاهراً مخفیانه اومده بود دیدار ژنرال.

07:07.870 --> 07:10.840
‫این ممکنه باعث جنگ بشه.

07:11.880 --> 07:13.370
‫الان چیکار کنیم، رئیس؟

07:13.370 --> 07:16.370
‫عالی شد. این فرصت منه.

07:16.770 --> 07:20.880
‫هی ادوارد، چطوره بذاری خودم با کیرا حرف بزنم؟

07:20.880 --> 07:24.260
‫چی؟ با... با ژنرال؟

07:32.330 --> 07:34.590
‫سلام، ژنرال.

07:35.210 --> 07:38.740
‫از آشناییتون خوشبختم. من گوریکی ریوگا هستم.

07:38.740 --> 07:43.130
‫من هم همین‌طور. گرچه فکر می‌کردم
‫اولین مکالمه‌مون جور دیگه‌ای باشه.

07:43.130 --> 07:46.490
‫شنیدم آدم‌های من رو زدی و عتیقه‌هاشون رو دزدیدی.

07:46.750 --> 07:50.150
‫و حالا هم یه مشکلی توی عتیقه‌ای که تحویلم دادی پیش اومده.

07:50.150 --> 07:52.990
‫باید مسئولیتش رو به عهده بگیری.

07:53.270 --> 07:57.500
‫اگه جونت رو دوست داری راستش رو بگو. با اون عتیقه‌ چیکار کردی؟

07:57.500 --> 07:59.670
‫من هیچ‌کاری نکردم.

07:59.670 --> 08:03.000
‫فقط عتیقه‌ رو تحویل ادوارد دادم.

08:03.000 --> 08:05.510
‫و توقع داری حرفت رو باور کنم؟

08:03.000 --> 08:05.510
‫ژنرال کیرا کلارک

08:05.510 --> 08:09.350
‫شک و تردیدت رو درک می‌کنم. برای همین زنگ زدم.

08:09.350 --> 08:12.050
‫شنیدم نخست‌وزیر بریتانیا هم غیبش زده.

08:12.050 --> 08:14.760
‫از اونجایی که این مشکل سر معامله‌ی ما پیش اومده،

08:14.760 --> 08:18.020
‫می‌خوام به عنوان خدمات پس از فروش کمکتون کنم.

08:18.490 --> 08:23.520
‫به عنوان خدمات پس از فروش، قصد داری نخست‌وزیر بریتانیا رو پیدا کنی؟

08:23.520 --> 08:28.690
‫ادوارد بهم گفت که شما چندتا عتیقه‌ نقشه دارید.

08:29.660 --> 08:34.340
‫متأسفانه هیچ‌کدومشون قدرت ردیابی اشخاص رو ندارن.

08:34.740 --> 08:38.450
‫خیلیا فکر می‌کنن عتیقه‌ها فقط قدرت‌های از‌پیش‌تعیین‌شده‌ی خودشون رو دارن.

08:38.450 --> 08:40.120
‫ولی این‌طور نیست.

08:40.440 --> 08:43.730
‫من بلدم چطور پتانسیل واقعی یه عتیقه‌ رو بیرون بکشم،

08:43.730 --> 08:48.630
‫توانایی‌هاش رو به حداکثر برسونم، و حتی قدرت‌های جدید خلق کنم.

08:48.630 --> 08:50.130
‫جدی می‌گی؟

08:48.630 --> 08:50.130
‫جدی؟

08:50.130 --> 08:51.840
‫معلومه که نه.

08:50.130 --> 08:52.390
‫عمراً

08:52.810 --> 08:56.890
‫قدرت‌های جدید؟ همچین چیزی ممکنه؟

08:57.400 --> 09:02.020
‫این تنها دلیلیه که تونستم از دست CIA جیم بزنم.

09:04.910 --> 09:06.140
‫بسیار خب.

09:11.300 --> 09:14.490
‫خب؟ فکر می‌کنی بتونی قانعش کنی؟

09:15.730 --> 09:18.000
‫مثل آب خوردنه.

09:25.630 --> 09:29.010
‫واو، چه هتل شیکیه.

09:29.440 --> 09:32.510
‫از کسی مثل کیرا کلارک غیر اینم انتظار نمی‌رفت.

09:32.810 --> 09:34.430
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

09:36.070 --> 09:40.150
‫نگرانه چون داشتی با اون قیافه‌ی گیج و منگ راه می‌رفتی.

09:40.150 --> 09:42.770
‫ممنون جیمی، نیازی به کمک نیست.

09:43.770 --> 09:46.110
‫اوه، کارت اسمت رو دیدم.

09:49.650 --> 09:51.650
‫تو گوریکی ریوگایی؟

09:52.080 --> 09:53.160
‫بله.

09:53.710 --> 09:54.750
‫ممنون جیمی.

09:54.750 --> 09:55.750
‫خواهش می‌کنم.

10:17.470 --> 10:19.750
‫خوش اومدی، گوریکی.

10:22.140 --> 10:24.690
‫پس این کیرا کلارکه.

10:25.560 --> 10:28.300
‫واسه ژنرال بودن زیادی جوونه.

10:28.300 --> 10:29.680
‫نقشه‌ها کجان؟

10:32.320 --> 10:35.570
‫همون‌طور که می‌گفتن بی‌ادبی. دنبال من بیا.

10:42.640 --> 10:46.700
‫اون نقشه‌ی کریستف کلمبه، یه عتیقه‌ سطح A.

10:46.700 --> 10:49.480
‫عتیقه‌های سطح B و C هم هستن.

10:50.570 --> 10:54.470
‫خب، مهارت فوق‌العاده‌ت رو نشونم بده.

10:54.470 --> 10:56.310
‫البته.

10:56.310 --> 10:58.970
‫می‌تونم یه خودکار قرض بگیرم؟

11:00.280 --> 11:03.120
‫تا زمانی که فکر کارهای شیطنت‌آمیز به سرت نزنه، آره.

11:06.780 --> 11:08.280
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

11:08.770 --> 11:12.780
‫این کار برای بیرون کشیدن پتانسیل واقعی عتیقه‌ لازمه.

11:13.160 --> 11:14.780
‫بذار کارش رو بکنه، جان.

11:15.120 --> 11:18.280
‫کاری نکن از این‌که دستت رو باز گذاشتم پشیمون بشم، گوریکی.

11:19.070 --> 11:20.780
‫فقط تماشا کن.

11:24.620 --> 11:26.290
‫چی داری می‌نویسی؟

11:26.290 --> 11:29.790
‫خطوط مقبره‌ست. زبان عتیقه‌ها.

11:30.130 --> 11:34.000
‫اوه؟ پس بلدی از زبان عتیقه‌ها استفاده کنی، نه؟

11:35.870 --> 11:39.640
‫با این وردهای افسون‌گری، عتیقه‌ها
‫استعدادهای خودشون رو نشون می‌دن.

11:41.670 --> 11:46.260
‫البته، این هیچ ربطی به پیدا کردن نخست‌وزیر بریتانیا نداره.

11:46.260 --> 11:51.020
‫من قبلاً از طریق نقشه‌ی گنج جِنگ هه جاش رو پیدا کردم.

11:51.480 --> 11:54.150
‫پیداش کردم. نخست‌وزیر توی صحرای بزرگ آفریقاست.

11:54.150 --> 11:55.400
‫چی؟

11:58.970 --> 12:02.770
‫با نزدیک‌ترین پایگاه به این موقعیت تماس بگیرید.

12:02.770 --> 12:05.870
‫اجازه استفاده از عتیقه‌ها رو میدم تا به جستجو سرعت ببخشید.

12:05.870 --> 12:07.180
‫اطاعت، قربان!

12:07.180 --> 12:09.330
‫خب، حالا که من به قولم عمل کر...

12:12.880 --> 12:18.060
‫تا وقتی که نخست‌وزیر پیدا نشده از جات تکون نمی‌خوری.

12:18.620 --> 12:21.890
‫چی؟ ولی ما که نمی‌دونیم چقدر طول می‌کشه!

12:22.360 --> 12:25.390
‫مگه نگفتی می‌خوای به مذاکره ادامه بدی؟

12:29.090 --> 12:30.400
‫انگار چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

12:37.360 --> 12:39.730
‫ژنرال، نخست‌وزیر آلبرت رو پیدا کردیم.

12:39.730 --> 12:41.940
‫که این‌طور. حالش خوبه؟

12:41.940 --> 12:46.200
‫بله. خسته‌ست، ولی خطری تهدیدش نمی‌کنه.

12:46.200 --> 12:49.020
‫خیالم راحت شد. خب پس من دیگـ...

12:49.020 --> 12:50.200
‫وایسا.

12:52.420 --> 12:54.370
‫از جات تکون نخور.

12:54.370 --> 12:55.980
‫ژنرال.

12:55.980 --> 12:58.880
‫انگار اصلاً قصد نداشتید بذارید ما بریم.

12:59.210 --> 13:03.380
‫اون قدرتی که داری به نظرم زیادی خطرساز میاد.

13:03.380 --> 13:05.750
‫خیلی تیزبینی.

13:05.750 --> 13:07.390
‫البته یکم دیر فهمیدی.

13:07.390 --> 13:08.470
‫چی؟

13:12.360 --> 13:14.180
‫اینجا چه خبره؟!

13:15.670 --> 13:17.190
‫نقشه‌هام دارن می‌سوزن!

13:17.190 --> 13:18.350
‫خاموشش کنید!

13:19.140 --> 13:20.460
‫الان خاموشش می‌کنم!

13:29.400 --> 13:30.220
‫ایست!

13:30.220 --> 13:31.750
‫داری چه غلطی می‌کنی احمق؟!

13:32.750 --> 13:34.000
‫داری چه بازی‌ای درمیاری؟!

13:35.250 --> 13:36.700
‫گوریکی، تو...

13:38.210 --> 13:40.710
‫غیبشون زد. هر دوشون.

13:43.350 --> 13:45.790
‫تاوان گول زدن من رو پس می‌ده.

13:49.150 --> 13:50.730
‫این دیگه چه کوفتیه؟

13:54.210 --> 13:56.730
‫آخیش. بالاخره جیم زدیم.

13:56.730 --> 14:01.110
‫آره. الان موش آب‌کشیده شدیم،
‫ولی حداقل مأموریت موفقیت‌آمیز بود.

14:01.820 --> 14:04.790
‫درست بعد از انفجار، کوتارو از شلوغی استفاده کرد

14:04.790 --> 14:07.950
‫تا با جوهرش طرح این فواره رو روی زمین بکشه.

14:07.950 --> 14:13.200
‫جوهر نقاش مون‌مارتر
‫(درجه B - کمیاب / عتیقه‌ مصرفی)
‫تعداد استفاده: (۴۹/۱۰۰)

14:08.750 --> 14:11.240
‫این قبلاً مال وکیل اوگاوارا بود.

14:11.240 --> 14:15.200
‫کار باهاش دردسر داشت، واسه همین
‫خوشحالم که الان یه هنرمند کنارم دارم.

14:16.360 --> 14:18.830
‫چطوری اون انفجار رو راه انداختی؟

14:19.680 --> 14:21.560
‫کار راحتی بود.

14:22.210 --> 14:24.030
‫کاری کردم که قلم شکسپیر...

14:24.030 --> 14:27.690
‫دقیقاً مثل قلم ژنرال بشه و با هم عوضشون کردم.

14:28.710 --> 14:32.030
‫بعدش رو نقشه دستور یه حمله‌ی تروریستی رو نوشتم.

14:31.130 --> 14:32.930
‫چه خبره اینجا؟!

14:32.930 --> 14:37.590
‫واسه همین از قبل اسم چندتا از کارمندها رو حفظ کرده بودم.

14:37.590 --> 14:40.480
‫اون اسم‌ها لابه‌لای همون خطوط مقبره‌ای بودن که نوشتم.

14:41.350 --> 14:47.060
‫وقتی دستور فعال شد، استرس شدید
‫جیمی رو مجبور کرد اون حمله رو انجام بده.

14:47.860 --> 14:52.690
‫جان هم از اون طرف، یه روح خبیث رو روی نقشه دید.

14:54.920 --> 14:57.620
‫ژنرال دیگه نمی‌تونه رد ما رو بزنه.

14:57.620 --> 14:59.960
‫پس بزن بریم ترکیه.

15:01.420 --> 15:03.120
‫صـ ـ صبر کن منم بیام!

15:13.360 --> 15:15.640
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت، جان ریچارد.

15:16.020 --> 15:18.420
‫عتیقه‌هام آسیب دیدن.

15:18.420 --> 15:22.690
‫دارم برمی‌گردم آمریکا. به محض این‌که
‫رسیدم سریعاً به یه مرمت‌کار نیاز دارم.

15:23.210 --> 15:25.680
‫کارهای مرمت روی هم تلنبار شده.

15:25.680 --> 15:29.820
‫همین الان TKBM هم همچین درخواستی داده.

15:30.760 --> 15:35.210
‫شک دارم اون یارو که اومد پیش من،
‫توی پرونده‌ی TKBM هم دست داشته باشه.

15:36.160 --> 15:39.210
‫اگه ولش کنیم به امون خدا، دردسر ساز می‌شه.

15:39.210 --> 15:42.460
‫متوجه‌م. ولی نگران نباشید.

15:42.460 --> 15:45.190
‫پاندورا به زودی تأسیس می‌شه،

15:45.190 --> 15:50.740
‫و کاری می‌کنیم که مردم عادی دیگه نتونن صاحب یا استفاده‌کننده از عتیقه‌ها باشن.

16:05.800 --> 16:07.770
‫مقبره هنوز اونجاست؟

16:07.770 --> 16:11.990
‫ولی اون که باید متعلق به عتیقه‌ بدبیاری می‌بود.

16:12.760 --> 16:16.640
‫وقتی عتیقه‌ خودش رو چسبوند به آیرین-سان، باید غیب می‌شد.

16:17.590 --> 16:20.080
‫بخشی از مقبره فرو ریخته.

16:21.010 --> 16:22.920
‫اونجا آدم‌های زیادی هستن.

16:24.090 --> 16:27.300
‫اونا نیروی عملیات ویژه مقبره‌ی آمریکایی‌ها هستن.

16:27.300 --> 16:30.060
‫و اونایی هم که اون‌طرفن شبیه سربازهای ترکیه‌ان.

16:30.060 --> 16:32.260
‫ظاهراً دارن با هم همکاری می‌کنن.

16:32.660 --> 16:36.770
‫حتی یه مورچه هم نمی‌تونه از بینشون رد بشه.

16:37.160 --> 16:38.770
‫حالا چیکار کنیم؟

16:38.770 --> 16:41.420
‫هنوز یه راهی داریم. دنبالم بیایید.

16:46.630 --> 16:50.180
‫به طور معمول، یه مقبره با هاله‌ی خود عتیقه‌ محافظت می‌شه.

16:51.010 --> 16:53.030
‫ورودی مستقیم به رومون بسته شده،

16:55.360 --> 16:58.040
‫ولی با این، هنوز می‌تونیم بریم داخل.

16:58.590 --> 17:00.140
‫همم؟ این چیه؟

17:00.140 --> 17:02.490
‫آخه چطوری می‌خوای از یه سیب‌زمینی شیرین استفاده کنی؟

17:02.490 --> 17:05.400
‫این مال همون دختر کوچولوی تیم آمریکایی بود.

17:06.050 --> 17:09.550
‫سیب‌زمینی شیرینِ داداش. باعث نفخ می‌شه.

17:10.080 --> 17:12.550
‫این که اصلاً به هیچ دردمون نمی‌خوره!

17:12.900 --> 17:15.890
‫ولی توی این موقعیت، خیلی کاربردیه.

17:19.390 --> 17:21.690
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟!

17:21.070 --> 17:23.690
‫خب سیب‌زمینی، دیگه منفجر شو.

17:21.690 --> 17:25.340
‫داغه! زیادی داغه! سوختم!

17:23.690 --> 17:25.690
‫به انرژیت نیاز دارم.

17:26.570 --> 17:27.920
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟!

17:27.920 --> 17:31.200
‫آخ! دردم میاد! الانه که منفجر بشم!

17:32.140 --> 17:32.960
‫اون چی بود؟

17:32.960 --> 17:34.310
‫تو غار انفجار رخ داد!

17:34.310 --> 17:36.040
‫عجله کنید! زود!

17:48.720 --> 17:50.530
‫چیزی پیدا کردی؟

17:51.040 --> 17:54.090
‫این مقبره‌ی دست میداسه.

17:54.470 --> 17:55.940
‫«میداس»؟

17:55.940 --> 17:59.420
‫مگه اون کسی نبود که به هر چی دست می‌زد طلا می‌شد؟

17:59.420 --> 18:02.700
‫اینکه اصلاً منطقی نیست. اون همین الانشم گرفتار بدبیاریه.

18:02.700 --> 18:06.020
‫دست طلایی در نهایت تبدیل به دست بدبیاری می‌شه.

18:06.020 --> 18:07.880
‫پایان داستان این شکلیه.

18:09.640 --> 18:15.610
‫دیونیسوس خدای شراب، یه بار به
‫شاه میداسِ شیفته‌ی طلا، یه دست طلایی بخشید.

18:15.610 --> 18:18.900
‫به هر غذایی که دست می‌زد درجا طلا می‌شد،

18:18.900 --> 18:21.060
‫و میداس داشت از گرسنگی تلف می‌شد.

18:21.920 --> 18:25.960
‫دیونیسوس توضیح داد که اون باید قید طلا رو بزنه

18:25.960 --> 18:30.890
‫و توی رودخونه‌ی پکتولوس حموم کنه تا دستش به حالت عادی برگرده.

18:33.520 --> 18:36.120
‫آره. رودخونه‌ی پکتولوس.

18:48.420 --> 18:49.730
‫ایناهاش.

18:53.740 --> 18:56.040
‫یه دریاچه به این بزرگی زیر زمین؟

18:56.990 --> 19:01.540
‫میداس توی رودخونه تنشو شست تا از شر دست طلایی خلاص بشه.

19:01.540 --> 19:04.330
‫همون کار ممکنه روی عتیقه‌ تو هم جواب بده.

19:07.920 --> 19:10.090
‫به نظر میاد تله‌ای تو کار نیست.

19:10.090 --> 19:12.590
‫پس من چیکار باید بکنم؟

19:13.600 --> 19:15.750
‫خب...

19:22.220 --> 19:24.020
‫منظورت که این نیست...

19:42.490 --> 19:46.000
‫رئیس، لازمه این‌طوری دیدش بزنی؟

19:46.410 --> 19:47.870
‫خودت گفتی هیچ تله‌ای نیست.

19:47.870 --> 19:50.000
‫فقط دارم مطمئن می‌شم.

19:50.410 --> 19:53.670
‫عتیقه‌ای که پس زده بشه می‌تونه سریعاً دمدمی مزاج بشه.

19:56.450 --> 19:58.950
‫یعنی واقعاً این کار کمکی می‌کنه؟

20:03.380 --> 20:04.390
‫همه‌جا رو بگردید!

20:04.950 --> 20:06.770
‫از این طرف! سریع!

20:08.530 --> 20:10.730
‫رئیس! سربازا اومدن!

20:11.010 --> 20:12.270
‫حواست به آیرین باشه.

20:12.270 --> 20:16.110
‫چی؟ آ ـ آخه چطوری باید... صبر کن!

20:20.440 --> 20:24.130
‫آروم باش کوتارو. چرا قلبم داره تند می‌زنه؟

20:27.120 --> 20:29.120
‫چیزی نیست. این چشم‌چرانی نیست.

20:29.120 --> 20:31.960
‫من فقط دارم از آیرین-سان محافظت می‌کنم!

20:34.590 --> 20:35.630
‫هی!

20:34.590 --> 20:35.630
‫آخ!

20:37.480 --> 20:40.060
‫ر ـ رئیس! چه زود برگشتی...

20:40.060 --> 20:42.640
‫امم، یعنی... سـ ـ سربازا چی شدن؟

20:42.990 --> 20:46.140
‫همه‌شون نخودی بودن. کلکشون رو کندم.

20:50.730 --> 20:52.130
‫واهای.

20:54.090 --> 20:57.860
‫انگار این روش زیادی ساده بود.

21:01.840 --> 21:05.950
‫بالاخره نیمه‌ی دیگه‌م برگشت!

21:07.750 --> 21:09.750
‫هی، حالا چی؟

21:07.750 --> 21:08.790
‫عتیقه‌ای که در دریاچه خفته بود بیدار شد.

21:08.790 --> 21:09.750
‫عتیقه‌ طلایی داره هاله‌ای شوم ساطع می‌کنه.

21:09.750 --> 21:11.250
‫هشدار
‫خوش‌بیاریِ عظیمی به سمت شما در جریانه.
‫خوش‌بیاری‌ای در این حد ممکنه خطرات بزرگی به همراه داشته باشه.

21:11.870 --> 21:12.960
‫لعنتی!

21:13.690 --> 21:15.180
‫از اونجا بیا بیرون!

21:15.180 --> 21:18.890
‫نمی‌تونم بدنم رو کنترل کنم! ریوگا-سان!

21:20.180 --> 21:21.380
‫چه اتفاقی داره میفته؟!

21:21.380 --> 21:22.300
‫گندش بزنن!

21:23.140 --> 21:24.350
‫چرا داره این‌طوری می‌شه؟

21:25.510 --> 21:27.840
‫فکر کن! همین الان یه فکری بکن!

21:27.860 --> 21:31.860
‫ترجمه و زیرنویس: Walnut

21:31.870 --> 21:41.870
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
