WEBVTT

00:00.420 --> 00:10.420
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.440 --> 00:16.440
‫ترجمه و زیرنویس: Walnut

01:33.490 --> 01:37.450
‫قسمت هفتم: مرمت عتیقه‌ها

01:36.750 --> 01:40.930
‫همون‌طور که مطمئناً می‌دونی، این جهان در حال تغییره.

01:40.930 --> 01:47.090
‫به‌عنوان رئیس TKBM، می‌تونم هر نوع حمایتی رو برات تضمین کنم.

01:47.720 --> 01:50.090
‫برای من کار کن.

01:53.690 --> 01:56.640
‫اول می‌خوای «همکاری کنیم»،
‫بعدش می‌گی «برای من کار کن»؟

01:57.020 --> 01:59.390
‫من خیلی خوب می‌دونم چقدر پلید هستی.

01:59.390 --> 02:01.140
‫منو نخندون.

02:02.130 --> 02:06.650
‫خب، نیازی نیست عصبانی بشی. ‫منظور خاصی نداشتم.

02:06.950 --> 02:13.350
‫ما تو TKBM بی‌شمار عتیقه داریم که می‌تونی تا دلت می‌خواد ازشون استفاده کنی.

02:13.350 --> 02:15.910
‫از عتیقه‌های جنگی گرفته تا عتیقه‌های شفابخش...

02:20.620 --> 02:23.620
‫عتیقه‌های شفابخشی که می‌تونم تا دلم می‌خواد ازشون استفاده کنم؟

02:23.620 --> 02:27.670
‫هنوز یادمه چطور از درخت زندگی استفاده کردی تا منو برده‌ی خودت کنی.

02:30.030 --> 02:34.030
‫منو دست‌کم نگیر. دیگه گول اون حرفا رو نمی‌خورم.

02:36.090 --> 02:38.010
‫خب، این اصلاً قابل‌پیش‌بینی نبود.

02:38.640 --> 02:43.670
‫تو واقعاً مهارت داری. حق داشتم روت حساب کنم.

02:44.540 --> 02:45.980
‫قدرت عتیقه؟

02:46.450 --> 02:48.980
‫آره. یکم برات ترسناک بود؟

02:50.540 --> 02:53.890
‫بدن آشیل که تو رودخانه‌ی استیکس غوطه‌ور شده.

02:53.890 --> 02:56.490
‫آشیل یکی از جنگجویان اساطیر یونان بود.

02:56.960 --> 03:00.170
‫وقتی بچه بود؛ مادرش، تتیس،

03:00.170 --> 03:03.630
‫اونو تو رودخانه‌ی استیکس فرو برد تا قوی‌ترش کنه.

03:04.500 --> 03:11.010
‫اما اون رو از پاشنه‌ی پاش نگه داشته بود، که باعث شد
‫اون قسمت خشک بمونه، پس تبدیل به نقطه‌ضعفش شد.

03:11.010 --> 03:14.440
‫اوگاوارا هم حتماً یه نقطه‌ضعف داره.

03:14.440 --> 03:17.510
‫مشکل اینه که نمی‌تونم بفهمم کجاست.

03:17.510 --> 03:21.360
‫بالأخره فهمیدی که نمی‌تونی منو شکست بدی؟

03:21.360 --> 03:25.270
‫خب؟ یکم بیشتر وقت می‌خوای که فکر کنی؟

03:25.270 --> 03:27.770
‫وقت؟ آره، وقت لازم دارم.

03:29.770 --> 03:34.740
‫وقت برای اینکه اون کله‌ی حال‌به‌هم‌زنت رو از جا بکنم.

03:37.300 --> 03:40.120
‫هرچی قدرت داری رو رو کن، موراماسا!

03:40.760 --> 03:43.230
‫چه فکر احمقانه‌ای داری، آدمیزاد!

03:44.470 --> 03:45.960
‫دیوونه شدی!

03:47.920 --> 03:49.460
‫بسه!

03:59.980 --> 04:02.970
‫لعنتی. همین الان به محدودیتش رسید؟

04:08.120 --> 04:09.440
‫رئیس!

04:11.610 --> 04:14.610
‫قدرت عتیقه خودبه‌خود فعال می‌شه؟

04:17.910 --> 04:19.320
‫قانون حمورابی!

04:33.740 --> 04:36.780
‫اوضاع داره خطرناک می‌شه. باید زودتر تمومش کنم.

05:11.050 --> 05:12.000
‫خدایی؟

05:12.940 --> 05:15.640
‫قدرت عتیقه هنوز زنده‌ نگهش داشته؟

05:15.640 --> 05:17.290
‫این موضوع داره عصبیم می‌کنه.

05:22.510 --> 05:24.180
‫اوگاوارا!

05:27.280 --> 05:30.210
‫چی؟ کامل نابود شد؟

05:30.210 --> 05:33.020
‫قانون حمورابی هم آسیب دید.

05:33.550 --> 05:39.030
‫همین باید در مورد عتیقه‌های آشیل و پادشاه فتوحات هم صدق کنه.

05:39.360 --> 05:41.700
‫یعنی فعلاً بی‌استفاده‌ن.

05:44.530 --> 05:46.540
‫آیرین هولتون
‫در حال تماس...

05:47.530 --> 05:50.750
‫آه، سلام. مدتی می‌شه.

05:50.750 --> 05:53.040
‫می‌تونم یه لطفی ازت بخوام؟

05:53.480 --> 05:56.050
‫برای پیدا کردن یه نفر به کمکت نیاز دارم.

05:56.540 --> 05:59.550
‫یه مرد ژاپنی به اسم یاناگی کوتارو.

06:03.600 --> 06:05.140
‫چی گفتی؟

06:05.140 --> 06:08.890
‫یاناگی کوتارو قبلاً مرده.

06:11.670 --> 06:16.400
‫می‌دونی، برادرم کلکسیونر مشتاقِ کارهای هنریه.

06:16.810 --> 06:20.400
‫چند ماه پیش، اون مرد بهش یه اثر تقلبی فروخت.

06:21.460 --> 06:24.530
‫اون موقع اون مرد رو به من هم معرفی کرد.

06:24.530 --> 06:27.230
‫یادمه که چقدر تصور اولیه‌ی خوبی ازش داشتم.

06:28.690 --> 06:32.330
‫اما اون تابلوی معروفی که برادرم ازش خرید...

06:32.330 --> 06:34.420
‫معلوم شد که تقلبیه.

06:32.690 --> 06:34.420
‫تندتر برون!

06:34.420 --> 06:36.140
‫باید بهش برسیم!

06:35.050 --> 06:39.800
‫اون و دوستاش دنبالش کردن، و ماشین اون مَرد...

06:36.140 --> 06:37.750
‫گازشو بگیر!

06:39.800 --> 06:43.010
‫از حفاظ جاده رد شد و از یه صخره پرت شد پایین.

06:44.360 --> 06:47.290
‫اصلاً انتظار اینو نداشتم...

06:47.840 --> 06:51.560
‫یاناگی کوتارو یه مرمتگر عتیقه‌ست.

06:51.560 --> 06:55.640
‫عتیقه‌ها ممکنه به روش‌های مختلف تموم بشن یا نابود بشن.

06:56.310 --> 07:01.570
‫اما عتیقه‌های مرمت‌شده‌ای هم هستن
‫که می‌تونن عتیقه‌های شکسته رو ترمیم کنن.

07:01.570 --> 07:05.180
‫به کسایی که ازشون استفاده می‌کنن می‌گن مرمتگر عتیقه.

07:06.200 --> 07:11.920
‫یاناگی عضوی از تیم من بود.
‫اون به عنوان پادشاه کلاهبرداری شناخته می‌شد.

07:12.920 --> 07:16.620
‫خیلی متأسفم که نتونستم بیشتر کمک کنم.

07:16.620 --> 07:19.750
‫عتیقه‌های مرمتگری معمولاً آثار هنری‌ان،

07:19.750 --> 07:21.700
‫و نیاز به نزدیکی بالایی دارن.

07:22.200 --> 07:24.630
‫این چیزی نیست که من بتونم از پسش بربیام.

07:25.380 --> 07:27.130
‫این یه مشکل بزرگه...

07:27.850 --> 07:28.960
‫صبر کن ببینم.

07:29.500 --> 07:32.500
‫اون الان باید حدود ۲۶ سالش باشه.

07:33.240 --> 07:37.350
‫ما تا پنج سال دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم.

07:37.350 --> 07:39.600
‫پس چطور ممکنه الان مرده باشه؟

07:40.390 --> 07:43.860
‫آیرین-سان، یه لطف دیگه هم ازت می‌خوام.

07:48.360 --> 07:52.330
‫بیمارستان دانشگاه سکیسوی

07:50.320 --> 07:53.190
‫اوضاع در محل حادثه همچنان ناآرومه.

07:53.190 --> 07:59.160
‫دانشمندان شک دارن که این پدیده به اون مقبره‌های عجیب مربوط باشه.

07:59.160 --> 08:02.160
‫آیا بالاخره این معما حل می‌شه؟

08:02.160 --> 08:05.670
‫در خبر بعدی، در مورد عتیقه‌ها و شوکـ...

08:07.420 --> 08:10.690
‫بعد از تمام کاری که کردم تا وجودشون مخفی بمونه...

08:13.800 --> 08:19.070
‫احیاناً با اون نمایش بزرگی که توی
‫استفاده از اونا راه انداختی و حتی یه مقبره احضار کردی؟

08:19.070 --> 08:20.990
‫اون یه تصادف بود!

08:20.990 --> 08:23.940
‫کی انتظار داره تو فرودگاه عتیقه ببینه؟!

08:24.480 --> 08:28.700
‫تو عتیقه‌ی جاودانگی رو در اختیار داری.

08:29.290 --> 08:32.820
‫یه جوجه‌فکلی مثل اون چطور تونست انقدر بهت آسیب بزنه؟

08:33.730 --> 08:36.580
‫گوریکی ریوگا، درست گفتم؟

08:36.580 --> 08:40.330
‫نه، فکرشو نمی‌کردم بتونه از پس این کار بربیاد.

08:40.730 --> 08:41.830
‫دهنتو ببند!

08:41.830 --> 08:46.840
‫به هر حال، نیاز به مرمت داری. من تو رو به یه مرمتگر وصل می‌کنم.

08:47.530 --> 08:50.660
‫فعلاً برو استراحت کن.

08:50.660 --> 08:54.680
‫و نذار اون پسره گوریکی ریوگا دوباره تا حد مرگ کتکت بزنه.

09:01.810 --> 09:04.920
‫ادوارد، رفیق قدیمی! خیلی وقته خبری ازت نیست!

09:05.440 --> 09:10.240
‫عجب، این اولین باره که گوشیتو سریع جواب دادی؟ شوکه شدم.

09:10.240 --> 09:13.780
‫استاد مرمتگر ما پول لازم شده؟

09:15.710 --> 09:18.330
‫خیلی خوب منو می‌شناسی.

09:18.330 --> 09:23.250
‫یکم بدشانسی آوردم و اوضاع پیچیده شد،
‫پس باید یه مدتی خودمو مرده جا بزنم.

09:23.250 --> 09:26.910
‫یه سری آدما هم مبالغ هنگفتی می‌خوان که دهنشونو ببندن.

09:26.910 --> 09:28.710
‫جدی جدی دارم رد می‌دم.

09:29.210 --> 09:34.390
‫پس این کلاهبردار با استعداد حتی مرگ خودشم جعل می‌کنه؟

09:34.390 --> 09:36.290
‫به هر حال، بیخیال اینا.

09:36.290 --> 09:40.680
‫چون خودت زنگ زدی، حتماً یه کاری داری که برام پول‌ساز باشه.

09:40.680 --> 09:45.190
‫آره. بذار بگم که اون ماهی بزرگی که می‌خواستی رو گیر انداختم.

09:47.140 --> 09:51.660
‫در مورد بازارهای هنری‌ای که توسط آدمای نزدیک به یاناگی اداره می‌شه...

09:51.660 --> 09:54.020
‫بیشتر از ۵۰ تا تو کل کشور هست.

09:54.020 --> 09:56.060
‫قصد داری به همه‌شون سر بزنی؟

09:56.980 --> 10:00.900
‫ر ـ رئیس، بالاخره این آخریشه؟

10:01.410 --> 10:03.120
‫از پا دراومدم.

10:03.810 --> 10:05.870
‫غر نزن. فقط با من بیا.

10:07.510 --> 10:08.900
‫خوش اومدید!

10:11.230 --> 10:15.380
‫دنبال اثر خاصی می‌گردید؟ تابلو، مجسمه، یا...

10:15.380 --> 10:17.880
‫می‌خوایم چند تا عتیقه رو مرمت کنیم.

10:19.240 --> 10:21.670
‫عتیقه... مرمت؟

10:22.890 --> 10:26.850
‫خیلی متأسفم، اما ما اینجا فقط کار هنری خرید و فروش می‌کنیم.

10:26.850 --> 10:27.900
‫خفه شو!

10:27.900 --> 10:31.990
‫دروغ نگو! ما همه‌چیز رو درباره‌ش می‌دونیم! می‌خوای بمیری...

10:34.080 --> 10:36.980
‫احمق! می‌خوای همه‌چیز رو برامون خراب کنی؟!

10:36.980 --> 10:39.660
‫باید از همون اول خودتو نشون بدی!

10:39.660 --> 10:40.930
‫خفه شو، اوباش!

10:40.930 --> 10:41.540
‫اوباش؟!

10:41.540 --> 10:42.770
‫مگه غیر از اینی؟

10:42.770 --> 10:44.620
‫من فقط یه اوباش احمق نیستم!

10:45.330 --> 10:49.020
‫چـ ـ چقدر عتیقه! از کجا گیرشون آورده؟!

10:49.020 --> 10:51.830
‫همه‌شون هم باکیفیتن!

10:55.900 --> 10:59.170
‫به‌نظر می‌رسه می‌دونی اونا چی هستن.

11:02.750 --> 11:04.350
‫خواهش می‌کنم.

11:05.180 --> 11:07.890
‫این عتیقه‌ها واسه من خیلی ارزشمند هستن،

11:07.890 --> 11:09.860
‫ولی همه‌شون آسیب دیدن.

11:10.340 --> 11:14.500
‫به من گفته بودن که می‌تونم اینجا مرمتشون کنم.

11:15.140 --> 11:19.370
‫البته، دهنمو می‌بندم. می‌تونم روی کمکتون حساب کنم؟

11:21.060 --> 11:24.370
‫خب... اگه قضیه اینطوره...

11:24.370 --> 11:27.600
‫می‌شه لطفاً یه لحظه منتظر بمونید؟

11:31.830 --> 11:33.270
‫بینگو!

11:33.270 --> 11:38.180
‫این زن منشی یاناگی بوده. مطمئنم الان داره باهاش تماس می‌گیره.

11:38.890 --> 11:43.180
‫فقط اون می‌تونه عتیقه‌هایی به این سطح رو مرمت کنه.

11:43.500 --> 11:46.140
‫می‌دونستم هنوز زنده‌ست!

11:47.200 --> 11:49.100
‫رده‌ی خدایی؟

11:49.100 --> 11:53.050
‫به‌نظر می‌رسید که هیچی سرشون نمی‌شه. این کار مثل آب خوردنه.

11:53.050 --> 11:54.400
‫خب نظرت چیه؟

11:55.880 --> 11:58.410
‫پس باید باهاشون با احترام برخورد کنیم.

12:00.500 --> 12:02.410
‫ممنون که منتظر شدید.

12:02.740 --> 12:07.360
‫معمولاً؛ خدمات ما مخصوص اعضاست،

12:07.360 --> 12:10.920
‫اما با توجه به فوری بودن قضیه، خوشحال می‌شیم یه استثنا قائل بشیم.

12:11.550 --> 12:14.210
‫واقعاً؟ خیلی ممنونم!

12:14.570 --> 12:18.800
‫می‌تونم عتیقه‌ها رو برای یه لحظه بگیرم تا وضعیتشون رو بررسی کنم؟

12:19.720 --> 12:24.070
‫همین الان؟ یاناگی اینجاست؟

12:24.460 --> 12:26.720
‫هوم. بذار صبر کنیم ببینیم چی می‌شه.

12:27.290 --> 12:29.980
‫آه، البته. لطفاً انجامش بدید.

12:31.250 --> 12:35.980
‫لعنتی، این دیوونه‌کننده‌ست! چند تا هستن؟ اینا مال کین؟

12:36.280 --> 12:38.210
‫چه منظره‌ای.

12:38.540 --> 12:40.990
‫ولی مطمئنی مشکلی پیش نمیاد؟

12:41.440 --> 12:44.450
‫مشکلی نیست. پشت پیشخوان بمون و زیر نظرشون بگیر.

12:44.450 --> 12:46.330
‫این کار مثل آب خوردنه.

12:47.510 --> 12:51.820
‫یاناگی بی‌دلیل لقب پادشاه کلاهبرداری رو نگرفته بود.

12:52.280 --> 12:55.900
‫چون اون از امضای مخفی جعل‌کننده استفاده می‌کنه،

12:55.900 --> 12:58.340
‫که یه عتیقه‌ی کپی‌سازی رنک B هست.

12:58.770 --> 13:02.220
‫اون از مرمت به عنوان بهونه استفاده
‫می‌کنه تا اصل جنس رو پیش خودش نگه‌داره...

13:02.220 --> 13:06.350
‫و یه نسخه‌ی تقلبی رو بده به مشتری.

13:07.920 --> 13:11.720
‫اون نسخه تقلبی حتی می‌تونه هاله‌ی منحصر‌به‌فرد اصلی رو تقلید کنه.

13:11.720 --> 13:13.960
‫اثرش فقط نصف روز می‌مونه،

13:13.960 --> 13:16.610
‫اما تا اون موقع، هیچ‌کس نمی‌فهمه که سرش کلاه رفته.

13:23.970 --> 13:25.660
‫ممنون که منتظر شدید.

13:26.460 --> 13:29.040
‫خواهش می‌کنم. عتیقه‌ها چطورن؟

13:29.550 --> 13:33.860
‫متأسفانه وضعیتشون خیلی بدتر از اون چیزیه که انتظار می‌رفت،

13:33.860 --> 13:37.170
‫پس متأسفانه مرمتشون ممکن نیست.

13:37.170 --> 13:39.170
‫اوه، واقعاً؟

13:40.060 --> 13:41.680
‫می‌دونستم.

13:43.480 --> 13:44.660
‫داری چیکار می‌کنی؟!

13:45.240 --> 13:47.970
‫پلیس رو خبر می‌کنم!

13:48.360 --> 13:51.980
‫خفه شو! فقط آروم بگیر!

13:58.260 --> 13:59.480
‫کی اونجاست؟

14:02.780 --> 14:04.990
‫خیلی وقته ندیدمت.

14:05.400 --> 14:06.990
‫تـ ـ تو کی هستی؟

14:07.650 --> 14:09.160
‫ببندش، طناب!

14:21.620 --> 14:24.880
‫آشغال احمق! داری چه غلطی می‌کنی؟!

14:24.880 --> 14:27.510
‫اصلاً می‌دونی من کی‌ام؟!

14:27.930 --> 14:30.520
‫یاناگی، آروم بگیر.

14:30.520 --> 14:33.340
‫یه معامله می‌کنیم، بعدش می‌ذارم بری.

14:33.340 --> 14:36.980
‫گور بابای معامله! فقط خفه شو و بازم باز کن، لعنتی!

14:36.980 --> 14:40.520
‫معامله‌ت رو بردار و بکن تو کونت!

14:39.590 --> 14:43.190
‫انگاری کفگیرش خورده ته دیگ.

14:40.520 --> 14:42.780
‫هی! داری به حرفام گوش می‌دی؟!

14:42.780 --> 14:45.020
‫گفتم همین الان بازمو باز کن!

14:43.950 --> 14:47.070
‫یاناگی همیشه این‌طور نبود.

14:45.020 --> 14:47.440
‫به چی داری زل می‌زنی؟!

14:47.440 --> 14:49.260
‫چرا تکون نمی‌خوری، لعنتی؟!

14:49.260 --> 14:52.830
‫به عنوان یه هنرمند جوانِ آینده‌دار،

14:52.830 --> 14:57.100
‫حتی یه بورسیه‌ی کامل از یه دانشگاه معتبر تو آمریکا بهش پیشنهاد شد.

14:57.100 --> 15:01.430
‫اما بعد یه نفر تکنیکی که اون سال‌ها
‫برای کامل کردنش وقت گذاشته بود رو دزدید.

15:04.250 --> 15:07.510
‫اون دزد کسی نبود جز جان ریچارد، استاد خودش.

15:07.510 --> 15:12.470
‫بدتر از اون، یاناگی به عنوان دزد هنری شناخته شد

15:12.470 --> 15:14.880
‫و از دنیای هنر بیرون انداخته شد.

15:15.800 --> 15:21.610
‫این‌طوری شد که اون نابغه‌ی جوان استعدادش رو جای دیگه‌ای خرج کرد.

15:23.060 --> 15:27.380
‫اون عتیقه‌ی امضای مخفی رو توی بدترین نقطه‌ی زندگیش پیدا کرد

15:27.380 --> 15:30.160
‫و شروع به کلاهبرداری کرد.

15:31.070 --> 15:34.450
‫هی! تا کی می‌خوای همون‌جا وایسی؟!

15:34.450 --> 15:39.460
‫نمی‌شنوی چی می‌گم، لعنتی؟! چیه، از این‌جور کارا خوشت میاد؟!

15:35.190 --> 15:39.460
‫امکان نداره بتونم اینطوری راضیش کنم.

15:39.460 --> 15:41.960
‫خب، من اهلش نیستم، فهمیدی؟!

15:41.960 --> 15:45.120
‫برو به درک، روانی!

15:45.470 --> 15:48.430
‫صبر

15:46.980 --> 15:49.060
‫گور بابای مهربون بودن.

15:49.990 --> 15:51.430
‫می‌دونی این چیه؟

15:51.940 --> 15:54.930
‫این قلم نوجوانیِ شکسپیره.

15:55.340 --> 15:58.440
‫هرچی باهاش نوشته بشه به واقعیت تبدیل می‌شه.

15:58.440 --> 16:01.440
‫چـ ـ چی؟ می‌خوای با اون چیکار کنی؟

16:01.440 --> 16:04.730
‫یاناگی کوتاروی بیچاره، که همین‌طور وسط هوا آویزونه،

16:04.730 --> 16:07.450
‫باید قبل از مرگش درد وحشتناکی بکشه.

16:08.090 --> 16:10.450
‫و منشأ اون درد...

16:11.540 --> 16:13.670
‫درست بین پاهاش خواهد بود.

16:17.460 --> 16:20.460
‫بنابراین تصمیم نهایی همیشه با مشتری است.
‫با امضای این قرارداد، پیمانکار داوطلبانه
‫تمام حقوق فوق را به مشتری منتقل می‌کند.
‫مشتری: گوریکی ریوگا
‫پیمانکار: یاناگی کوتارو

16:20.860 --> 16:23.960
‫این یه قرارداد بردگیه.

16:24.410 --> 16:28.090
‫قرارداد بردگی؟. من اصطلاح «قرارداد انحصاری» رو ترجیح می‌دم.

16:28.090 --> 16:30.590
‫انگار اسم دیگه‌ای روش بذاری چیزی عوض می‌شه!

16:31.070 --> 16:32.720
‫و این «قانون حمورابی» دیگه چیه...

16:32.720 --> 16:36.100
‫که قراره اگه زیرش بزنم مجازاتم کنه؟!

16:38.600 --> 16:43.480
‫خیلی راحت از هزینه‌ی ۶ هزار دلاری قرارداد گذشتی؟

16:43.480 --> 16:46.700
‫و برای هر مرمت یه پاداش هم می‌گیری.

16:46.700 --> 16:48.500
‫من که می‌گم شرایط خوبیه.

16:48.990 --> 16:53.470
‫خفه شو! من همین الانم با رئیس TKBM قرارداد دارم!

16:53.470 --> 16:56.260
‫می‌دونی اون کیه، مگه نه؟ رئیس TKBM!

16:56.260 --> 16:57.950
‫تو فقط یه سیاهی لشکری!

16:57.950 --> 17:02.470
‫TKBM؟ فهمیدم. اوضاع جالب شد.

17:02.860 --> 17:06.570
‫پس اوگاوارا از قبل در مورد مرمتگرا می‌دونه.

17:07.150 --> 17:09.240
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

17:09.770 --> 17:13.320
‫با قرارداد قانون حمورابی، فعلاً به خودم زنجیرش کردم،

17:13.800 --> 17:18.980
‫اما اگه بخوام روی عتیقه‌های رده‌ی خدایی
‫کار کنه، هنوز باید اعتمادش رو جلب کنم.

17:22.180 --> 17:24.980
‫چرا یکم بیشتر با هم آشنا نمی‌شیم؟

17:24.980 --> 17:28.270
‫من گوریکی ریوگا هستم. اهل توکیوام.

17:28.270 --> 17:32.260
‫من رهبر یه تیم جدید کاوش هستم.

17:32.260 --> 17:34.470
‫و دقیقاً برای همین می‌خوام استخدامت کنم.

17:34.470 --> 17:36.700
‫حالا نوبت توئه.

17:37.500 --> 17:40.420
‫من هیچی درباره خودم بهت نمی‌گم!

17:40.420 --> 17:41.420
‫خب، پس...

17:42.440 --> 17:44.250
‫مجبورم خودم برات بگم.

17:45.650 --> 17:49.240
‫یاناگی کوتارو، دانشجوی هنر که الان داره خارج از کشور درس می‌خونه.

17:49.240 --> 17:52.470
‫با وجود استعداد و اشتیاقت،

17:52.470 --> 17:56.540
‫فعلاً داری تو LA با جعل آثار هنری خرجت رو درمیاری

17:56.540 --> 17:58.970
‫و به عنوان مقلد جان ریچارد شناخته می‌شی.

17:59.860 --> 18:01.770
‫تو هیچی نمی‌دونی!

18:01.770 --> 18:06.220
‫اون عوضی جان ریچارد از سبک من کپی کرد!

18:07.230 --> 18:09.180
‫از تو کپی کرد؟

18:10.020 --> 18:13.600
‫سبک هنری شخصی واقعاً به این آسونی کپی می‌شه؟

18:14.260 --> 18:18.300
‫شاید بشه، اگه داری به نقاشی‌های تموم‌شده نگاه می‌کنی.

18:18.300 --> 18:22.640
‫اما اون یارو حتی آثار خلاقانه‌ی من رو هم کشید!

18:23.170 --> 18:25.640
‫انگار می‌تونست ذهنم رو بخونه...

18:26.020 --> 18:27.750
‫احساس می‌کنم دارم رد می‌دم!

18:29.350 --> 18:31.500
‫ذهنت رو می‌خوند؟

18:32.880 --> 18:34.720
‫این شاید ممکن باشه.

18:36.030 --> 18:38.810
‫جان ریچارد احتمالاً از یه عتیقه استفاده می‌کنه.

18:38.810 --> 18:42.820
‫یه سری هستن که به کاربر اجازه می‌دن توانایی‌های دیگران رو کپی کنه.

18:44.550 --> 18:47.000
‫از کجا می‌دونی؟ کاملاً مطمئنی؟!

18:47.000 --> 18:49.320
‫یه چیزایی درباره عتیقه‌ها می‌دونم.

18:49.320 --> 18:50.980
‫خیلی‌خب، این کاریه که می‌کنیم.

18:50.980 --> 18:55.450
‫من تکنیک نقاشیت رو برمی‌گردونم و اعتبارت رو ترمیم می‌کنم.

18:55.450 --> 18:59.490
‫در عوض، تو می‌شی مرمتگر انحصاری من. خب؟

19:00.360 --> 19:03.000
‫جان ریچارد... کاربر عتیقه‌ست؟

19:06.480 --> 19:07.730
‫هی!

19:08.770 --> 19:10.500
‫رئیس، داره فرار می‌کنه!

19:11.170 --> 19:14.510
‫بذار بره. معلومه کجا می‌ره.

19:16.830 --> 19:20.010
‫پس این‌طوری بود که انقدر راحت ازم تقلید کرد؟

19:20.500 --> 19:24.640
‫اون یه کاربر عتیقه‌ست؟ کارت تمومه، جان ریچارد!

19:26.620 --> 19:29.340
‫اون مرمتگری که ادوارد توصیه کرد؟

19:30.020 --> 19:32.740
‫چی باعث شده بیای پیش من؟

19:32.740 --> 19:35.030
‫فکر کردم رفتی تو سوراخ موش.

19:35.430 --> 19:38.570
‫کار مرمت رو قبول می‌کنم.

19:38.970 --> 19:41.300
‫اوه، قبول می‌کنی؟ عالیه.

19:41.300 --> 19:43.090
‫البته، یه شرط دارم.

19:43.090 --> 19:44.080
‫یه شرط؟

19:44.490 --> 19:49.190
‫می‌دونم اون یه کلکسیون عظیم عتیقه داره.

19:49.190 --> 19:52.090
‫یه معامله با اون خیلی بیشتر برام سود داره.

19:52.390 --> 19:54.930
‫آره. تو باید جان ریچارد رو بشناسی.

19:54.930 --> 19:59.050
‫معلومه. اون همون هنرمند مشهور جهانیه.

19:59.050 --> 20:04.470
‫اون با استفاده از یه عتیقه برای کپی کردن تکنیک من، به اون شهرت رسید.

20:04.470 --> 20:07.220
‫لطفاً اون عتیقه رو ازش بگیر.

20:07.220 --> 20:11.060
‫در عوض، یه قرارداد انحصاری باهات می‌بندم.

20:15.950 --> 20:17.660
‫چقدر سرگرم‌کننده.

20:20.510 --> 20:24.520
‫سلام، ریچارد. همین الان یه چیز خیلی جالب شنیدم.

20:24.520 --> 20:26.040
‫یاناگی کوتارو رو می‌شناسی؟

20:29.440 --> 20:32.910
‫می‌دونی کجا هستی، یاناگی؟

20:32.910 --> 20:35.420
‫بهت گفته بودم اگه می‌خوای زنده بمونی آفتابی نشو.

20:35.960 --> 20:40.710
‫باید این دفعه زنده‌به‌گورت کنم تا دوزاریت بیفته؟!

20:40.710 --> 20:43.440
‫آروم باش، ریچارد.

20:43.440 --> 20:45.500
‫من کارش رو می‌سازم.

20:47.170 --> 20:50.440
‫خب، حالا چی؟ متأسفم که ناامیدت می‌کنم،

20:50.900 --> 20:54.740
‫اما ریچارد و من خیلی به هم نزدیکیم.

21:02.010 --> 21:05.910
‫مـ ـ مشکلت چیه؟ چرا بی‌هوا زدی تو گوشم؟!

21:07.910 --> 21:10.520
‫فقط دستاشو نشکونید.

21:10.520 --> 21:11.420
‫چشم، قربان.

21:11.820 --> 21:13.540
‫لعنتی‌های عوضی!

21:23.140 --> 21:24.890
‫نقشه گرفت.

21:27.400 --> 21:30.770
‫در واقع، می‌شه گفت الان دیگه طرفدارمه.

21:30.790 --> 21:40.790
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
