WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:20.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:20.070 --> 00:26.070
‫ترجمه و زیرنویس: Walnut

02:11.410 --> 02:14.160
‫یکم آروم بگیر دیگه لعنتی!

02:58.120 --> 03:02.160
‫لـ ـ لعنتی... این‌طوری نه!

03:04.700 --> 03:07.700
‫لعنت بهت که این کارو باهام کردی،

03:07.700 --> 03:10.620
‫کوون ته‌جون!

04:47.290 --> 04:50.820
‫این مأموریت باید به هر قیمتی که شده موفق بشه.

04:47.530 --> 04:51.160
‫قسمت اول: شروعی دوباره از پایان

04:51.990 --> 04:55.520
‫در عوض، مطمئن می‌شم که پاداش مناسبی بگیری.

05:29.280 --> 05:33.400
‫امکان نداره این‌طوری بمیرم!

05:42.450 --> 05:45.000
‫سو جوهون، ۳۸ ساله.

05:45.620 --> 05:47.090
‫انگار امروز...

05:47.690 --> 05:49.370
‫روزیه که می‌میرم.

05:50.260 --> 05:52.900
‫عجب گیری کردیم، چقدر سروصدا می‌کنی.

06:01.370 --> 06:03.890
‫اینجا چه خبره دیگه؟

06:04.300 --> 06:08.230
‫اوه؟ می‌تونی صدامو بشنوی؟

06:14.990 --> 06:17.380
‫تو اولین عتیقه‌ سخنگویی نیستی که صداشو شنیدم!

06:17.380 --> 06:20.110
‫نمی‌دونم اسباب‌بازی کدوم خدایی،

06:20.110 --> 06:24.620
‫اما اگه اونجایی، شر این مار رو کم کن و بذار برم!

06:29.120 --> 06:32.190
‫واقعاً فکر می‌کنی با این وضعیت می‌تونی زنده بمونی؟

06:38.050 --> 06:40.770
‫رسماً از وسط نصف شدی.

06:40.770 --> 06:43.800
‫اصلاً تو این وضعیت دردی هم حس می‌کنی؟

06:44.750 --> 06:48.240
‫حتی اگه مار رو هم از بین ببرم، نمی‌تونی از اینجا پیاده بری بیرون.

06:48.850 --> 06:50.980
‫یا نکنه می‌خوای سینه‌خیز بری؟

06:52.420 --> 06:55.160
‫جونت به مو بنده.

06:55.160 --> 06:58.080
‫فکر می‌کنی چقدر دیگه دووم میاری؟

07:00.400 --> 07:02.960
‫این آخر کارته، اونم چه پایان فلاکت‌باری.

07:02.960 --> 07:06.910
‫یه استعداد فوق‌العاده‌ای، که فقط برای
‫زجر کشیدن توی دوران اشتباهی به دنیا اومدی،

07:06.910 --> 07:10.950
‫و حالا هم بدون اینکه بتونی از اون کلک‌های کوچیکت استفاده کنی، می‌میری.

07:11.580 --> 07:15.630
‫لعنتی! تو هیچی درباره‌ی من نمی‌دونی! فقط داری زر می‌زنی!

07:16.320 --> 07:17.530
‫این‌طور نیست که...

07:18.720 --> 07:22.960
‫این‌طور نیست که چون خودم می‌خواستم این‌طوری زندگی کرده باشم!

07:23.780 --> 07:27.300
‫کوون ته‌جون، کثافت.

07:28.200 --> 07:30.570
‫به هر قیمتی که شده...

07:30.970 --> 07:35.140
‫می‌کشمت! قسم می‌خورم!

07:38.820 --> 07:40.330
‫چقدر جالب.

07:40.330 --> 07:44.360
‫آره، حیف می‌شه اگه بذاریم این‌همه استعداد اینجا بمیره.

07:45.760 --> 07:47.840
‫ا ـ این چیه؟

07:51.500 --> 07:53.200
‫یه کـ ـ کلاغ؟

07:56.210 --> 07:58.350
‫بهت یه فرصت می‌دم.

07:58.350 --> 08:02.530
‫اگه فکر می‌کنی از پسش برمیای...
‫برو و تخت پادشاه واقعی رو مال خودت کن.

08:19.220 --> 08:21.280
‫پادشاه بشم؟ چی؟

08:21.280 --> 08:25.520
‫اگه یه عقاب بهم کمک می‌کرد یه چیزی، اما آخه کلاغ؟ واقعاً؟

08:26.720 --> 08:30.160
‫با این حال، به نظر می‌رسید حداقل در سطح قهرمان باشه.

08:30.160 --> 08:32.740
‫شایدم یه عتیقه‌ در سطح خدا؟

08:31.370 --> 08:34.670
‫چی؟ انتظار داری همین‌طوری بذارم بره؟

08:32.740 --> 08:34.540
‫نه، محاله...

08:34.670 --> 08:37.780
‫اون پسر منو زد!

08:35.200 --> 08:37.140
‫صبر کن. این چیه؟

08:37.780 --> 08:39.300
‫پاهام... پاهام!

08:39.480 --> 08:42.020
‫هوی! چت شده؟!

08:41.070 --> 08:46.290
‫پاهام برگشتن به حالت عادی!
‫و از اون مهم‌تر... من زنده‌م؟!

08:46.290 --> 08:49.950
‫این چشه؟ چقدر رو مخه.

08:52.120 --> 08:55.430
‫دیدی؟ معلومه یه مرگیش هست! یه کاری بکنید دیگه!

08:56.040 --> 08:57.430
‫اداره پلیس؟

08:57.430 --> 09:02.460
‫الو؟ دارم ازت بازجویی می‌کنما. پرسیدم کی هستی.

09:02.460 --> 09:04.190
‫چرا این‌قدر طولش می‌دی؟

09:05.000 --> 09:08.620
‫بهت گفتم که عجیبه! والا به خدا...

09:08.620 --> 09:10.730
‫ما اینجا سرمون شلوغه، می‌دونی که.

09:10.730 --> 09:12.030
‫آه... درسته.

09:11.490 --> 09:14.120
‫واقعاً نمی‌شه آدما رو از رو ظاهرشون قضاوت کرد.

09:13.190 --> 09:15.030
‫کار اون کلاغه؟

09:14.580 --> 09:15.800
‫اسمت؟

09:15.030 --> 09:17.090
‫یه خواب بود؟ یا توهم؟

09:17.090 --> 09:19.040
‫اما همه‌چیز رو خیلی واضح یادمه...

09:19.040 --> 09:22.380
‫حتی اسمت رو هم نمی‌تونی بهم بگی؟ مسخره کردی؟

09:23.120 --> 09:25.210
‫دست بردار پسر.

09:25.210 --> 09:28.340
‫روز اول سال نو، اون‌وقت حتی نمی‌تونیم بریم خونه؟

09:28.340 --> 09:30.710
‫گندت بزنن، ۲۰۲۵.

09:30.710 --> 09:32.250
‫چـ ـ چی؟

09:37.240 --> 09:39.440
‫سال ۲۰۲۵ـه؟

09:39.880 --> 09:42.960
‫چطور ممکنه؟ دوباره متولد شدم؟

09:42.960 --> 09:47.040
‫نه، سال ۲۰۲۵ مال پونزده سال پیش بود.

09:47.040 --> 09:52.240
‫پس... من برگشتم به گذشته؟ واقعاً؟!

09:53.060 --> 09:55.220
‫بهت یه فرصت می‌دم.

09:55.220 --> 09:59.340
‫اگه فکر می‌کنی از پسش برمیای...
‫برو و تخت پادشاه واقعی رو مال خودت کن.

09:59.340 --> 10:02.060
‫ای ‫داد از دست تو... هوی، با توئم!

10:03.230 --> 10:05.300
‫به هیچ سؤالی که جواب نمی‌دی،

10:05.300 --> 10:09.050
‫الانم داری زیر لب غرغر می‌کنی
‫و مثل روانی‌ها نیشت بازه؟ می‌دونی کجایی؟!

10:09.050 --> 10:13.250
‫راستش... قیافه این زنه برام آشناست.

10:17.850 --> 10:19.570
‫الان یادم اومد.

10:20.180 --> 10:26.230
‫هوی، جدی باش! فکر کردی من از اون جوجه‌هام؟ خودت شروع کردی!

10:20.620 --> 10:24.510
‫اون نیم‌وجبی دعوا راه انداخت، منم هلش دادم،

10:24.510 --> 10:28.100
‫بعدش اون فقط پهن زمین شد، انگار منتظر بود من یه حرکتی بزنم.

10:26.230 --> 10:30.610
‫می‌خوای چشاتو از کاسه دربیارم؟ نه؟ پس بیا جلو!

10:30.610 --> 10:34.530
‫تو پسر منو زدی! اون سال سوم دبیرستانه!

10:34.530 --> 10:36.470
‫این‌طوری وقتش رو تلف نکن!

10:36.470 --> 10:40.220
‫پونزده سال پیش چطور این قضیه رو حلش کردم؟

10:36.820 --> 10:40.220
‫اگه به‌خاطر این آسیب روحی نمره‌هاش افت کنه می‌خوای چی‌کار کنی؟!

10:40.700 --> 10:43.420
‫اونا یه خسارت نجومی خواستن،

10:43.420 --> 10:47.790
‫و من مجبور شدم بیفتم به پاشون و التماس کنم تا کمترش کنن.

10:49.260 --> 10:52.260
‫اون زمان اصلاً پولی نداشتم.

10:53.390 --> 10:55.480
‫چته تو؟

10:55.480 --> 10:58.980
‫وقتی یکی داره باهات حرف می‌زنه، گوش کن!

11:05.830 --> 11:07.240
‫جلوش رو گرفتم...

11:08.110 --> 11:10.160
‫بس کن دیگه خانوم!

11:10.160 --> 11:12.740
‫پسر خودت دعوا رو شروع کرد!

11:12.740 --> 11:17.020
‫و فکر نمی‌کنی داری مبلغ خسارت رو ‫زیادی بالا می‌بری؟

11:17.020 --> 11:20.500
‫می‌گن پولدارا بدترین آدمان،
‫و تو داری همین رو ثابت می‌کنی!

11:20.500 --> 11:24.210
‫چی گفتی کثافت؟!
‫دیگه چرت‌وپرتات بسه!

11:22.120 --> 11:24.740
‫بسه دیگه! بشین سر جات!

11:29.070 --> 11:30.010
‫هوی! تمومش کنید!

11:30.010 --> 11:32.100
‫چطور تونستی؟!

11:30.690 --> 11:32.100
‫داری چی‌کار می‌کنی؟!

11:32.100 --> 11:35.220
‫بدنم واقعاً سبک‌تر شده.

11:32.100 --> 11:34.650
‫دیدید چی‌کار کرد؟!
‫حالا می‌خواید چی‌کار کنید؟!

11:34.650 --> 11:36.310
‫خانوم، لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید!

11:35.220 --> 11:37.970
‫به‌خاطر اینه که مریضی ناشی از عتیقه‌
‫هنوز سراغم نیومده؟

11:35.220 --> 11:39.350
‫چرا جلوش رو نگرفتید؟! مسئولیت‌پذیر باشید!

11:37.070 --> 11:38.800
‫شما دوتا، از جاتون تکون نخورید!

11:38.510 --> 11:44.690
‫یعنی نکنه... تمام مهارت‌های رزمی‌ای که توی
‫پونزده سال گذشته به دست آوردم، دست‌نخورده باقی موندن؟

11:39.350 --> 11:43.590
‫چرا هنوز این مرد رو بازداشت نکردید؟!

11:43.590 --> 11:47.290
‫دیدید که پسرم رو زد!
‫حالا می‌خواید چی‌کار کنید؟!

11:44.690 --> 11:47.020
‫عالیه! عجب شانس بزرگی!

11:47.290 --> 11:49.830
‫همین الان یه کاری بکنید!

11:47.840 --> 11:52.530
‫آشغال عوضی...
‫الان بزرگ‌ترین اشتباه عمرت رو کردی!

11:56.390 --> 11:57.960
‫اوه، حالت خوبه؟

11:57.960 --> 12:01.310
‫اوه، پسر مظلومم!
‫درد داری؟

12:02.590 --> 12:07.030
‫فکر کردی تو این دوره زمونه
‫اوضاع این‌طوری پیش می‌ره؟ ها؟!

12:07.030 --> 12:09.790
‫یالا! به هر کسی که می‌شناسم زنگ بزن و ازشون بپرس!

12:09.790 --> 12:12.170
‫خب؟! چرا چیزی نمی‌گی؟!

12:09.790 --> 12:13.090
‫خانوم، لطفاً آروم باشید.

12:13.090 --> 12:16.240
‫آروم باشم؟! از من انتظار داری آروم باشم!

12:17.490 --> 12:20.890
‫فکر نکن همین‌طوری رضایت می‌دیم!
‫تو به پسرم صدمه‌ی بدنی زدی!

12:21.460 --> 12:24.510
‫بی‌خیال. انگار اصلاً اهمیتی هم داره.

12:24.510 --> 12:28.680
‫به محض اینکه عتیقه‌ها پیدا بشن، دنیا
‫تبدیل به یه برهوت بی‌قانون می‌شه.

12:28.680 --> 12:34.590
‫توی سال ۲۰۲۵، زلزله‌های شدیدی کل
‫سیاره رو لرزوند و مقبره‌ها ظاهر شدن.

12:35.250 --> 12:38.710
‫داخل اونا عتیقه‌هایی از اساطیر،
‫افسانه‌ها، داستان‌های عامیانه،

12:38.710 --> 12:42.050
‫و رمان‌های محبوب پیدا شد.

12:42.820 --> 12:46.180
‫می‌گن داستان‌هایی که برای نسل‌ها
‫به یاد موندن، قدرت دارن.

12:46.180 --> 12:50.580
‫کسایی که صاحب این عتیقه‌ها می‌شدن،
‫هر جور توانایی‌ای بهشون اعطا می‌شد،

12:50.890 --> 12:53.890
‫واسه همین مردم سراسر دنیا
‫به جست‌وجوی عتیقه‌ خودشون رفتن.

12:55.400 --> 12:58.980
‫از شانس خوبم، من عتیقه‌
‫باستان‌شناس رو از زیر خاک درآوردم.

12:59.300 --> 13:01.300
‫زدم تو خال.

13:01.300 --> 13:05.010
‫بعد از اینکه اطلاعات زیادی درباره‌ی
‫مقبره‌ها و عتیقه‌ها به دست آوردم،

13:05.010 --> 13:10.500
‫فکر کردم بالأخره می‌تونم
‫زندگی فلاکت‌بارم رو زیر و رو کنم.

13:11.310 --> 13:12.360
‫اما...

13:15.100 --> 13:17.580
‫منظورت چیه که نمی‌تونیم وارد مقبره بشیم؟

13:17.580 --> 13:21.660
‫شرکت TKBM حق انحصاری
‫حفاری این مقبره‌ها رو داره.

13:22.350 --> 13:24.410
‫همگی، لطفاً اینجا رو ترک کنید.

13:24.410 --> 13:27.020
‫چی؟ مسخره‌ست!

13:27.020 --> 13:29.170
‫برو کنار دلقک!

13:36.400 --> 13:39.600
‫اگه به نافرمانی ادامه بدید، ‫شلیک می‌کنیم.

13:43.260 --> 13:45.070
‫همه‌چیز از همون‌جا شروع شد.

13:46.660 --> 13:50.010
‫همه‌چیز با ته‌جون کوون،
‫رئیس هیئت‌مدیره‌ی TKBM شروع شد،

13:50.010 --> 13:53.030
‫تعداد زیادی از انحصارطلب‌ها...

13:53.030 --> 13:56.740
‫کاری کردن که هیچ‌کس جز خودشون
‫نتونه عتیقه‌ها رو استخراج کنه.

13:59.450 --> 14:03.490
‫خوشبختانه، توانایی استخراج من رو ‫قبول داشتن،

14:03.490 --> 14:05.660
‫و توسط شرکت TKBM جذب شدم.

14:04.860 --> 14:06.000
‫به تیم ما خوش اومدی.

14:06.000 --> 14:06.960
‫ممنونم، قربان.

14:06.550 --> 14:10.670
‫من هر جور کار کثیفی رو
‫واسه رئیس انجام می‌دادم.

14:11.090 --> 14:14.180
‫قاچاق، دزدی، جاسوسی...

14:14.540 --> 14:16.660
‫و غارت مقبره‌ها.

14:17.140 --> 14:22.210
‫من مخفیانه وارد مقبره‌هایی می‌شدم که دولت
‫ممنوع کرده بود و عتیقه‌ها رو قاچاق می‌کردم.

14:22.210 --> 14:25.380
‫رئیس از صدقه‌سری من یه ثروت نجومی به‌هم زد.

14:28.040 --> 14:30.010
‫عجب عوضی‌ایه.

14:30.010 --> 14:31.690
‫واقعاً همین‌طوره.

14:33.230 --> 14:36.190
‫بدبختِ جیره‌خور،
‫داره پاچه‌خواری یه انحصارطلب رو می‌کنه.

14:36.640 --> 14:39.650
‫اگه رئیس نبود،‫ تو هیچی نبودی.

14:39.650 --> 14:41.690
‫زیادی شاخ نشو.

14:41.940 --> 14:45.410
‫اوه، از نظر اونا این‌طوریه؟

14:47.240 --> 14:50.470
‫من خودم انتخاب کردم که سگ رئیس کوون بشم،

14:51.330 --> 14:54.540
‫و هر جور توهین و تحقیری رو تحمل کنم.

14:55.570 --> 14:57.420
‫و آخرش هم...

14:58.210 --> 15:01.650
‫کـ ـ کاپیتان، این یه تله‌ست!

15:05.970 --> 15:10.000
‫به محض اینکه عتیقه‌ها پیدا بشن، دنیا
‫تبدیل به یه برهوت بی‌قانون می‌شه.

15:11.280 --> 15:15.690
‫خوبه که هنوز می‌تونم بجنگم،
‫اما این به‌تنهایی کافی نیست.

15:15.690 --> 15:20.020
‫باید شرایط رو واسه شروع
‫استخراج آماده کنم، اما چطوری؟

15:20.410 --> 15:33.550
‫[غارتگر مقبره، سو جوهون]

15:22.160 --> 15:25.530
‫اون چیه؟ چرا یه سری
‫کلمه توی هوا شناورن؟

15:26.510 --> 15:29.220
‫بی‌خیال، یعنی دارم توهم می‌زنم؟

15:29.420 --> 15:33.550
‫یه دزد ناشی که حتی بلد نیست از بیل استفاده کنه

15:34.420 --> 15:38.130
‫فقط یه عتیقه‌ می‌تونه
‫همچین مسخره‌بازی‌ای دربیاره...

15:39.540 --> 15:42.800
‫اوی کلاغ احمق!
‫همین الان بیا بیرون!

15:43.090 --> 15:45.600
‫یه جا قایم شدی و داری منو می‌پایی؟!

15:47.820 --> 15:51.440
‫مهارت‌های پایه‌ای غارتگر مقبره (۱/۴)

15:47.820 --> 15:51.440
‫جاسوس [رنک F]

15:47.820 --> 15:51.440
‫ردیابی همه‌چیز در شعاع یک متری

15:49.460 --> 15:51.120
‫پنجره‌ی وضعیت؟

15:51.440 --> 15:53.650
‫جاسوس؟ رنک F؟!

15:53.650 --> 15:55.440
‫کلاغ کثافت!

15:56.080 --> 15:58.100
‫الان زندگی من شده یه بازی؟

15:58.560 --> 16:02.070
‫مأموریت جدید
باز کردن هر چهار مهارت غارتگر مقبره
بیدار کردن چهار مهارت پنهان درون خودت
برای تبدیل شدن به یک غارتگر مقبره‌ی تمام‌عیار

15:59.620 --> 16:02.070
‫چی؟ باز کردن چهارتا مهارت؟

16:02.450 --> 16:05.750
‫این دیگه چه صیغه‌ایه؟
‫الان دیگه مأموریت هم بهم داده می‌شه؟

16:06.560 --> 16:08.990
‫باز چیه؟ یکم صدات رو بیار پایین، نمی‌شه؟

16:08.990 --> 16:09.970
‫ببخشید.

16:13.520 --> 16:16.560
‫یعنی من... تنها کسی‌ام که می‌تونه این رو ببینه؟ ‫راستی...

16:16.920 --> 16:18.090
‫راستی...

16:20.150 --> 16:23.880
‫همه‌چیز در شعاعِ یک متری کاملاً واضحه.

16:25.460 --> 16:28.140
‫این همون توانایی‌ایه که عتیقه‌ی‌
‫باستان‌شناس بهم داده بود.

16:28.140 --> 16:31.510
‫عتیقه‌ از بین رفته،
‫اما تواناییش باقی مونده؟

16:33.360 --> 16:36.370
‫پس الان می‌تونم همه‌ی اینا رو
‫توی یه پنجره‌ی وضعیت ببینم؟

16:36.370 --> 16:40.020
‫صبر کن؛ اگه این، یکی از چهارتا باشه
‫یعنی سه‌تای دیگه هم هست.

16:40.720 --> 16:42.900
‫خب، شروع خوبی بود...

16:42.900 --> 16:47.380
‫اما اون کلاغ دنبال چیه؟

16:47.380 --> 16:50.980
‫عتیقه‌ها به انسان‌ها کمک نمی‌کنن.
‫حداقل این رو خوب می‌دونم.

16:50.980 --> 16:53.040
‫هوی، جوهون!

17:02.700 --> 17:06.460
‫بدشانسی آوردی پسر.
‫اون بچه دبیرستانی سابقه‌ی تکرار جرم داره.

17:06.880 --> 17:10.440
‫اون کسیه که باید ‫توی اون سلول بشینه.

17:10.440 --> 17:12.970
‫نگران نباش. من همه‌چیز رو حل می‌کنم.

17:13.570 --> 17:15.720
‫ممنون، کارآگاه.

17:15.720 --> 17:19.480
‫هان؟ سرت به جایی خورده یا چی؟

17:20.130 --> 17:23.250
‫الان ازم تشکر کردی؟ چت شده تو؟

17:23.250 --> 17:25.220
‫مثل یه آدم نرمال داری حرف می‌زنی...

17:27.340 --> 17:30.330
‫انگار سلول بازداشتگاه
‫حسابی زهره‌ترکت کرده، نه؟

17:32.980 --> 17:34.770
‫کارآگاه کیم گون‌وو...

17:34.770 --> 17:37.620
‫اون زمانی که هیشکی رو نداشتم، هوای منو داشت.

17:37.030 --> 17:38.340
‫یالا دیگه. بریم.

17:38.340 --> 17:41.590
‫پونزده سال پیش چقدر
‫جوون به‌نظر می‌رسید.

17:49.100 --> 17:53.100
‫می‌گم؛ کارآگاه، این اواخر اتفاق عجیبی نیفتاده؟

17:54.070 --> 17:57.360
‫مثلاً اینکه روح کسی تسخیر بشه،
‫یا چیزی مربوط به ابرقدرت‌ها؟

17:57.360 --> 18:00.850
‫داری چی می‌گی؟
‫واقعاً مطمئنی حالت خوبه؟

18:01.160 --> 18:04.460
‫واسه این‌جور چیزا
‫باید بری سراغ یه پیشگو.

18:04.460 --> 18:08.650
‫راستش، بعضی وقتا واقعاً حس می‌کنم زنم ابرقدرت داره.

18:08.920 --> 18:12.660
‫همیشه یه جوری موفق می‌شه
‫پس‌انداز مخفیم رو پیدا کنه.

18:13.940 --> 18:17.170
‫انگار هنوز سر و کله‌ی کاربرای عتیقه‌ پیدا نشده.

18:17.920 --> 18:20.910
‫برو خونه یکم استراحت کن.
‫روز سختی داشتی.

18:22.340 --> 18:26.740
‫مقبره‌ها اینجا و اونجا ظاهر شدن،
‫اما هنوز هیچ کاربر عتیقه‌ای وجود نداره.

18:26.740 --> 18:28.670
‫الان بهترین زمان واسه حرکته.

18:30.510 --> 18:33.090
‫ولی مشکل اصلی پوله.

18:33.090 --> 18:36.720
‫بیشترِ عتیقه‌های اولیه توی اروپا و آمریکا بودن.

18:36.720 --> 18:38.870
‫باید پول بلیت هواپیما رو جور کنـ...

18:37.830 --> 18:40.180
‫هوی، سو جوهون.

18:43.200 --> 18:47.200
‫چرا به‌جای کار کردن، داری
‫واسه خودت تو خیابونا ول می‌چرخی، ها؟

18:48.490 --> 18:51.940
‫اینم از گاو شیردهِ من...

18:52.200 --> 18:53.440
‫پارک ‫کیونگ‌ته...

18:53.440 --> 18:55.940
‫اراذل و اوباشِ سابق،
‫که الان یه لاتِ محلی و دلالِ آثار هنریه.

18:56.690 --> 19:00.960
‫اون یه گالریِ کوچیک رو همراه با
‫خواهر بزرگترش، پارک کیونگ‌جو اداره می‌کنه.

19:00.960 --> 19:05.830
‫قدیما تو دوران مدرسه، بدجوری لنگِ پول بودم،
‫واسه همین پاره‌وقت واسه‌شون کار می‌کردم.

19:05.830 --> 19:11.240
‫در ازای یه دستمزد ناچیز، کتک‌هاشون
‫رو تحمل می‌کردم و مثل سگ کار می‌کردم.

19:12.660 --> 19:15.560
‫چرا جواب نمی‌دی، عنتر خان؟!

19:15.560 --> 19:19.870
‫حتماً باید کتک بخوری تا آدم بشی؟
‫دیگه این‌طوری زل نزن، مردک گـ...

19:30.930 --> 19:34.320
‫برات کافی بود؟
‫برگرد پیش رئیست و بهش بگو...

19:35.200 --> 19:40.330
‫من امروز استعفام رو می‌دم،
‫پس حقوقِ عقب‌افتاده و حق سنواتم رو صاف کن.

19:44.160 --> 19:47.260
‫خیلی‌خب عوضی.
‫امروز این قضیه رو یه‌سره می‌کنیم!

19:59.120 --> 20:00.270
‫خب، بیا جلو دیگه.

20:01.230 --> 20:02.980
‫ر ـ رئیس!

20:03.780 --> 20:07.490
‫اـ ـ این دیگه چه صیغه‌ایه؟ من فکر می‌کردم
‫این یارو اصلاً عرضه‌ی دعوا کردن نداره...

20:07.950 --> 20:10.190
‫خفه شو! همگی با هم بریزید سرش!

20:27.780 --> 20:30.010
‫چشمام... دماغم...

20:31.100 --> 20:33.010
‫چشمام!

20:33.560 --> 20:34.970
‫دماغم!

20:37.420 --> 20:40.930
‫چـ ـ چه اتفاقی داره میفته؟ چـ ـ چطور این کارو کرد؟

20:40.930 --> 20:45.380
‫این نتیجه‌ی پونزده سال مهارتِ
‫جمع‌شده‌ست، واسه همین.

20:47.810 --> 20:49.610
‫ولی خب زورم به اندازه‌ی کافی نیست...

20:50.260 --> 20:52.160
‫باید این قضیه رو سریع تمومش کنم.

20:53.850 --> 20:55.640
‫به این زودی کم آوردید؟

20:57.160 --> 21:00.520
‫الف‌بچه‌ی نمک‌نشناس!
‫این‌طوری جواب خوبیای ما رو می‌دی؟!

21:00.520 --> 21:03.400
‫رـ... رئیس، مراقب اون چاقو باشید!

21:04.610 --> 21:06.860
‫اگه بلای سختی سرش بیاد و...

21:06.000 --> 21:07.920
‫خفه می‌شی یا نه؟! کی اهمیت می‌ده؟!

21:08.510 --> 21:11.950
‫اوه؟ اون چاقو... یه عتیقه‌س.

21:11.950 --> 21:13.740
‫چرا باید دست یه همچین موجود پستی باشه؟

21:15.030 --> 21:18.220
‫خب، فکر کنم چندان هم عجیب نیست.

21:18.220 --> 21:23.360
‫بعضی از عتیقه‌ها از مقبره‌هاشون فرار می‌کنن
‫و توی جامعه‌ی انسانی مخفی می‌شن.

21:23.930 --> 21:29.040
‫فکر کردی خیلی شاخی؟! بمیر عوضی!

21:30.270 --> 21:33.970
‫در هر صورت، اون چیز دیگه مال منه.

21:33.990 --> 21:43.990
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
