1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:20,070 --> 00:00:26,070
‫ترجمه و زیرنویس: Walnut

4
00:02:11,410 --> 00:02:14,160
‫یکم آروم بگیر دیگه لعنتی!

5
00:02:58,120 --> 00:03:02,160
‫لـ ـ لعنتی... این‌طوری نه!

6
00:03:04,700 --> 00:03:07,700
‫لعنت بهت که این کارو باهام کردی،

7
00:03:07,700 --> 00:03:10,620
‫کوون ته‌جون!

8
00:04:47,290 --> 00:04:50,820
‫این مأموریت باید به هر قیمتی که شده موفق بشه.

9
00:04:47,530 --> 00:04:51,160
‫قسمت اول: شروعی دوباره از پایان

10
00:04:51,990 --> 00:04:55,520
‫در عوض، مطمئن می‌شم که پاداش مناسبی بگیری.

11
00:05:29,280 --> 00:05:33,400
‫امکان نداره این‌طوری بمیرم!

12
00:05:42,450 --> 00:05:45,000
‫سو جوهون، ۳۸ ساله.

13
00:05:45,620 --> 00:05:47,090
‫انگار امروز...

14
00:05:47,690 --> 00:05:49,370
‫روزیه که می‌میرم.

15
00:05:50,260 --> 00:05:52,900
‫عجب گیری کردیم، چقدر سروصدا می‌کنی.

16
00:06:01,370 --> 00:06:03,890
‫اینجا چه خبره دیگه؟

17
00:06:04,300 --> 00:06:08,230
‫اوه؟ می‌تونی صدامو بشنوی؟

18
00:06:14,990 --> 00:06:17,380
‫تو اولین عتیقه‌ سخنگویی نیستی که صداشو شنیدم!

19
00:06:17,380 --> 00:06:20,110
‫نمی‌دونم اسباب‌بازی کدوم خدایی،

20
00:06:20,110 --> 00:06:24,620
‫اما اگه اونجایی، شر این مار رو کم کن و بذار برم!

21
00:06:29,120 --> 00:06:32,190
‫واقعاً فکر می‌کنی با این وضعیت می‌تونی زنده بمونی؟

22
00:06:38,050 --> 00:06:40,770
‫رسماً از وسط نصف شدی.

23
00:06:40,770 --> 00:06:43,800
‫اصلاً تو این وضعیت دردی هم حس می‌کنی؟

24
00:06:44,750 --> 00:06:48,240
‫حتی اگه مار رو هم از بین ببرم، نمی‌تونی از اینجا پیاده بری بیرون.

25
00:06:48,850 --> 00:06:50,980
‫یا نکنه می‌خوای سینه‌خیز بری؟

26
00:06:52,420 --> 00:06:55,160
‫جونت به مو بنده.

27
00:06:55,160 --> 00:06:58,080
‫فکر می‌کنی چقدر دیگه دووم میاری؟

28
00:07:00,400 --> 00:07:02,960
‫این آخر کارته، اونم چه پایان فلاکت‌باری.

29
00:07:02,960 --> 00:07:06,910
‫یه استعداد فوق‌العاده‌ای، که فقط برای
‫زجر کشیدن توی دوران اشتباهی به دنیا اومدی،

30
00:07:06,910 --> 00:07:10,950
‫و حالا هم بدون اینکه بتونی از اون کلک‌های کوچیکت استفاده کنی، می‌میری.

31
00:07:11,580 --> 00:07:15,630
‫لعنتی! تو هیچی درباره‌ی من نمی‌دونی! فقط داری زر می‌زنی!

32
00:07:16,320 --> 00:07:17,530
‫این‌طور نیست که...

33
00:07:18,720 --> 00:07:22,960
‫این‌طور نیست که چون خودم می‌خواستم این‌طوری زندگی کرده باشم!

34
00:07:23,780 --> 00:07:27,300
‫کوون ته‌جون، کثافت.

35
00:07:28,200 --> 00:07:30,570
‫به هر قیمتی که شده...

36
00:07:30,970 --> 00:07:35,140
‫می‌کشمت! قسم می‌خورم!

37
00:07:38,820 --> 00:07:40,330
‫چقدر جالب.

38
00:07:40,330 --> 00:07:44,360
‫آره، حیف می‌شه اگه بذاریم این‌همه استعداد اینجا بمیره.

39
00:07:45,760 --> 00:07:47,840
‫ا ـ این چیه؟

40
00:07:51,500 --> 00:07:53,200
‫یه کـ ـ کلاغ؟

41
00:07:56,210 --> 00:07:58,350
‫بهت یه فرصت می‌دم.

42
00:07:58,350 --> 00:08:02,530
‫اگه فکر می‌کنی از پسش برمیای...
‫برو و تخت پادشاه واقعی رو مال خودت کن.

43
00:08:19,220 --> 00:08:21,280
‫پادشاه بشم؟ چی؟

44
00:08:21,280 --> 00:08:25,520
‫اگه یه عقاب بهم کمک می‌کرد یه چیزی، اما آخه کلاغ؟ واقعاً؟

45
00:08:26,720 --> 00:08:30,160
‫با این حال، به نظر می‌رسید حداقل در سطح قهرمان باشه.

46
00:08:30,160 --> 00:08:32,740
‫شایدم یه عتیقه‌ در سطح خدا؟

47
00:08:31,370 --> 00:08:34,670
‫چی؟ انتظار داری همین‌طوری بذارم بره؟

48
00:08:32,740 --> 00:08:34,540
‫نه، محاله...

49
00:08:34,670 --> 00:08:37,780
‫اون پسر منو زد!

50
00:08:35,200 --> 00:08:37,140
‫صبر کن. این چیه؟

51
00:08:37,780 --> 00:08:39,300
‫پاهام... پاهام!

52
00:08:39,480 --> 00:08:42,020
‫هوی! چت شده؟!

53
00:08:41,070 --> 00:08:46,290
‫پاهام برگشتن به حالت عادی!
‫و از اون مهم‌تر... من زنده‌م؟!

54
00:08:46,290 --> 00:08:49,950
‫این چشه؟ چقدر رو مخه.

55
00:08:52,120 --> 00:08:55,430
‫دیدی؟ معلومه یه مرگیش هست! یه کاری بکنید دیگه!

56
00:08:56,040 --> 00:08:57,430
‫اداره پلیس؟

57
00:08:57,430 --> 00:09:02,460
‫الو؟ دارم ازت بازجویی می‌کنما. پرسیدم کی هستی.

58
00:09:02,460 --> 00:09:04,190
‫چرا این‌قدر طولش می‌دی؟

59
00:09:05,000 --> 00:09:08,620
‫بهت گفتم که عجیبه! والا به خدا...

60
00:09:08,620 --> 00:09:10,730
‫ما اینجا سرمون شلوغه، می‌دونی که.

61
00:09:10,730 --> 00:09:12,030
‫آه... درسته.

62
00:09:11,490 --> 00:09:14,120
‫واقعاً نمی‌شه آدما رو از رو ظاهرشون قضاوت کرد.

63
00:09:13,190 --> 00:09:15,030
‫کار اون کلاغه؟

64
00:09:14,580 --> 00:09:15,800
‫اسمت؟

65
00:09:15,030 --> 00:09:17,090
‫یه خواب بود؟ یا توهم؟

66
00:09:17,090 --> 00:09:19,040
‫اما همه‌چیز رو خیلی واضح یادمه...

67
00:09:19,040 --> 00:09:22,380
‫حتی اسمت رو هم نمی‌تونی بهم بگی؟ مسخره کردی؟

68
00:09:23,120 --> 00:09:25,210
‫دست بردار پسر.

69
00:09:25,210 --> 00:09:28,340
‫روز اول سال نو، اون‌وقت حتی نمی‌تونیم بریم خونه؟

70
00:09:28,340 --> 00:09:30,710
‫گندت بزنن، ۲۰۲۵.

71
00:09:30,710 --> 00:09:32,250
‫چـ ـ چی؟

72
00:09:37,240 --> 00:09:39,440
‫سال ۲۰۲۵ـه؟

73
00:09:39,880 --> 00:09:42,960
‫چطور ممکنه؟ دوباره متولد شدم؟

74
00:09:42,960 --> 00:09:47,040
‫نه، سال ۲۰۲۵ مال پونزده سال پیش بود.

75
00:09:47,040 --> 00:09:52,240
‫پس... من برگشتم به گذشته؟ واقعاً؟!

76
00:09:53,060 --> 00:09:55,220
‫بهت یه فرصت می‌دم.

77
00:09:55,220 --> 00:09:59,340
‫اگه فکر می‌کنی از پسش برمیای...
‫برو و تخت پادشاه واقعی رو مال خودت کن.

78
00:09:59,340 --> 00:10:02,060
‫ای ‫داد از دست تو... هوی، با توئم!

79
00:10:03,230 --> 00:10:05,300
‫به هیچ سؤالی که جواب نمی‌دی،

80
00:10:05,300 --> 00:10:09,050
‫الانم داری زیر لب غرغر می‌کنی
‫و مثل روانی‌ها نیشت بازه؟ می‌دونی کجایی؟!

81
00:10:09,050 --> 00:10:13,250
‫راستش... قیافه این زنه برام آشناست.

82
00:10:17,850 --> 00:10:19,570
‫الان یادم اومد.

83
00:10:20,180 --> 00:10:26,230
‫هوی، جدی باش! فکر کردی من از اون جوجه‌هام؟ خودت شروع کردی!

84
00:10:20,620 --> 00:10:24,510
‫اون نیم‌وجبی دعوا راه انداخت، منم هلش دادم،

85
00:10:24,510 --> 00:10:28,100
‫بعدش اون فقط پهن زمین شد، انگار منتظر بود من یه حرکتی بزنم.

86
00:10:26,230 --> 00:10:30,610
‫می‌خوای چشاتو از کاسه دربیارم؟ نه؟ پس بیا جلو!

87
00:10:30,610 --> 00:10:34,530
‫تو پسر منو زدی! اون سال سوم دبیرستانه!

88
00:10:34,530 --> 00:10:36,470
‫این‌طوری وقتش رو تلف نکن!

89
00:10:36,470 --> 00:10:40,220
‫پونزده سال پیش چطور این قضیه رو حلش کردم؟

90
00:10:36,820 --> 00:10:40,220
‫اگه به‌خاطر این آسیب روحی نمره‌هاش افت کنه می‌خوای چی‌کار کنی؟!

91
00:10:40,700 --> 00:10:43,420
‫اونا یه خسارت نجومی خواستن،

92
00:10:43,420 --> 00:10:47,790
‫و من مجبور شدم بیفتم به پاشون و التماس کنم تا کمترش کنن.

93
00:10:49,260 --> 00:10:52,260
‫اون زمان اصلاً پولی نداشتم.

94
00:10:53,390 --> 00:10:55,480
‫چته تو؟

95
00:10:55,480 --> 00:10:58,980
‫وقتی یکی داره باهات حرف می‌زنه، گوش کن!

96
00:11:05,830 --> 00:11:07,240
‫جلوش رو گرفتم...

97
00:11:08,110 --> 00:11:10,160
‫بس کن دیگه خانوم!

98
00:11:10,160 --> 00:11:12,740
‫پسر خودت دعوا رو شروع کرد!

99
00:11:12,740 --> 00:11:17,020
‫و فکر نمی‌کنی داری مبلغ خسارت رو ‫زیادی بالا می‌بری؟

100
00:11:17,020 --> 00:11:20,500
‫می‌گن پولدارا بدترین آدمان،
‫و تو داری همین رو ثابت می‌کنی!

101
00:11:20,500 --> 00:11:24,210
‫چی گفتی کثافت؟!
‫دیگه چرت‌وپرتات بسه!

102
00:11:22,120 --> 00:11:24,740
‫بسه دیگه! بشین سر جات!

103
00:11:29,070 --> 00:11:30,010
‫هوی! تمومش کنید!

104
00:11:30,010 --> 00:11:32,100
‫چطور تونستی؟!

105
00:11:30,690 --> 00:11:32,100
‫داری چی‌کار می‌کنی؟!

106
00:11:32,100 --> 00:11:35,220
‫بدنم واقعاً سبک‌تر شده.

107
00:11:32,100 --> 00:11:34,650
‫دیدید چی‌کار کرد؟!
‫حالا می‌خواید چی‌کار کنید؟!

108
00:11:34,650 --> 00:11:36,310
‫خانوم، لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید!

109
00:11:35,220 --> 00:11:37,970
‫به‌خاطر اینه که مریضی ناشی از عتیقه‌
‫هنوز سراغم نیومده؟

110
00:11:35,220 --> 00:11:39,350
‫چرا جلوش رو نگرفتید؟! مسئولیت‌پذیر باشید!

111
00:11:37,070 --> 00:11:38,800
‫شما دوتا، از جاتون تکون نخورید!

112
00:11:38,510 --> 00:11:44,690
‫یعنی نکنه... تمام مهارت‌های رزمی‌ای که توی
‫پونزده سال گذشته به دست آوردم، دست‌نخورده باقی موندن؟

113
00:11:39,350 --> 00:11:43,590
‫چرا هنوز این مرد رو بازداشت نکردید؟!

114
00:11:43,590 --> 00:11:47,290
‫دیدید که پسرم رو زد!
‫حالا می‌خواید چی‌کار کنید؟!

115
00:11:44,690 --> 00:11:47,020
‫عالیه! عجب شانس بزرگی!

116
00:11:47,290 --> 00:11:49,830
‫همین الان یه کاری بکنید!

117
00:11:47,840 --> 00:11:52,530
‫آشغال عوضی...
‫الان بزرگ‌ترین اشتباه عمرت رو کردی!

118
00:11:56,390 --> 00:11:57,960
‫اوه، حالت خوبه؟

119
00:11:57,960 --> 00:12:01,310
‫اوه، پسر مظلومم!
‫درد داری؟

120
00:12:02,590 --> 00:12:07,030
‫فکر کردی تو این دوره زمونه
‫اوضاع این‌طوری پیش می‌ره؟ ها؟!

121
00:12:07,030 --> 00:12:09,790
‫یالا! به هر کسی که می‌شناسم زنگ بزن و ازشون بپرس!

122
00:12:09,790 --> 00:12:12,170
‫خب؟! چرا چیزی نمی‌گی؟!

123
00:12:09,790 --> 00:12:13,090
‫خانوم، لطفاً آروم باشید.

124
00:12:13,090 --> 00:12:16,240
‫آروم باشم؟! از من انتظار داری آروم باشم!

125
00:12:17,490 --> 00:12:20,890
‫فکر نکن همین‌طوری رضایت می‌دیم!
‫تو به پسرم صدمه‌ی بدنی زدی!

126
00:12:21,460 --> 00:12:24,510
‫بی‌خیال. انگار اصلاً اهمیتی هم داره.

127
00:12:24,510 --> 00:12:28,680
‫به محض اینکه عتیقه‌ها پیدا بشن، دنیا
‫تبدیل به یه برهوت بی‌قانون می‌شه.

128
00:12:28,680 --> 00:12:34,590
‫توی سال ۲۰۲۵، زلزله‌های شدیدی کل
‫سیاره رو لرزوند و مقبره‌ها ظاهر شدن.

129
00:12:35,250 --> 00:12:38,710
‫داخل اونا عتیقه‌هایی از اساطیر،
‫افسانه‌ها، داستان‌های عامیانه،

130
00:12:38,710 --> 00:12:42,050
‫و رمان‌های محبوب پیدا شد.

131
00:12:42,820 --> 00:12:46,180
‫می‌گن داستان‌هایی که برای نسل‌ها
‫به یاد موندن، قدرت دارن.

132
00:12:46,180 --> 00:12:50,580
‫کسایی که صاحب این عتیقه‌ها می‌شدن،
‫هر جور توانایی‌ای بهشون اعطا می‌شد،

133
00:12:50,890 --> 00:12:53,890
‫واسه همین مردم سراسر دنیا
‫به جست‌وجوی عتیقه‌ خودشون رفتن.

134
00:12:55,400 --> 00:12:58,980
‫از شانس خوبم، من عتیقه‌
‫باستان‌شناس رو از زیر خاک درآوردم.

135
00:12:59,300 --> 00:13:01,300
‫زدم تو خال.

136
00:13:01,300 --> 00:13:05,010
‫بعد از اینکه اطلاعات زیادی درباره‌ی
‫مقبره‌ها و عتیقه‌ها به دست آوردم،

137
00:13:05,010 --> 00:13:10,500
‫فکر کردم بالأخره می‌تونم
‫زندگی فلاکت‌بارم رو زیر و رو کنم.

138
00:13:11,310 --> 00:13:12,360
‫اما...

139
00:13:15,100 --> 00:13:17,580
‫منظورت چیه که نمی‌تونیم وارد مقبره بشیم؟

140
00:13:17,580 --> 00:13:21,660
‫شرکت TKBM حق انحصاری
‫حفاری این مقبره‌ها رو داره.

141
00:13:22,350 --> 00:13:24,410
‫همگی، لطفاً اینجا رو ترک کنید.

142
00:13:24,410 --> 00:13:27,020
‫چی؟ مسخره‌ست!

143
00:13:27,020 --> 00:13:29,170
‫برو کنار دلقک!

144
00:13:36,400 --> 00:13:39,600
‫اگه به نافرمانی ادامه بدید، ‫شلیک می‌کنیم.

145
00:13:43,260 --> 00:13:45,070
‫همه‌چیز از همون‌جا شروع شد.

146
00:13:46,660 --> 00:13:50,010
‫همه‌چیز با ته‌جون کوون،
‫رئیس هیئت‌مدیره‌ی TKBM شروع شد،

147
00:13:50,010 --> 00:13:53,030
‫تعداد زیادی از انحصارطلب‌ها...

148
00:13:53,030 --> 00:13:56,740
‫کاری کردن که هیچ‌کس جز خودشون
‫نتونه عتیقه‌ها رو استخراج کنه.

149
00:13:59,450 --> 00:14:03,490
‫خوشبختانه، توانایی استخراج من رو ‫قبول داشتن،

150
00:14:03,490 --> 00:14:05,660
‫و توسط شرکت TKBM جذب شدم.

151
00:14:04,860 --> 00:14:06,000
‫به تیم ما خوش اومدی.

152
00:14:06,000 --> 00:14:06,960
‫ممنونم، قربان.

153
00:14:06,550 --> 00:14:10,670
‫من هر جور کار کثیفی رو
‫واسه رئیس انجام می‌دادم.

154
00:14:11,090 --> 00:14:14,180
‫قاچاق، دزدی، جاسوسی...

155
00:14:14,540 --> 00:14:16,660
‫و غارت مقبره‌ها.

156
00:14:17,140 --> 00:14:22,210
‫من مخفیانه وارد مقبره‌هایی می‌شدم که دولت
‫ممنوع کرده بود و عتیقه‌ها رو قاچاق می‌کردم.

157
00:14:22,210 --> 00:14:25,380
‫رئیس از صدقه‌سری من یه ثروت نجومی به‌هم زد.

158
00:14:28,040 --> 00:14:30,010
‫عجب عوضی‌ایه.

159
00:14:30,010 --> 00:14:31,690
‫واقعاً همین‌طوره.

160
00:14:33,230 --> 00:14:36,190
‫بدبختِ جیره‌خور،
‫داره پاچه‌خواری یه انحصارطلب رو می‌کنه.

161
00:14:36,640 --> 00:14:39,650
‫اگه رئیس نبود،‫ تو هیچی نبودی.

162
00:14:39,650 --> 00:14:41,690
‫زیادی شاخ نشو.

163
00:14:41,940 --> 00:14:45,410
‫اوه، از نظر اونا این‌طوریه؟

164
00:14:47,240 --> 00:14:50,470
‫من خودم انتخاب کردم که سگ رئیس کوون بشم،

165
00:14:51,330 --> 00:14:54,540
‫و هر جور توهین و تحقیری رو تحمل کنم.

166
00:14:55,570 --> 00:14:57,420
‫و آخرش هم...

167
00:14:58,210 --> 00:15:01,650
‫کـ ـ کاپیتان، این یه تله‌ست!

168
00:15:05,970 --> 00:15:10,000
‫به محض اینکه عتیقه‌ها پیدا بشن، دنیا
‫تبدیل به یه برهوت بی‌قانون می‌شه.

169
00:15:11,280 --> 00:15:15,690
‫خوبه که هنوز می‌تونم بجنگم،
‫اما این به‌تنهایی کافی نیست.

170
00:15:15,690 --> 00:15:20,020
‫باید شرایط رو واسه شروع
‫استخراج آماده کنم، اما چطوری؟

171
00:15:20,410 --> 00:15:33,550
‫[غارتگر مقبره، سو جوهون]

172
00:15:22,160 --> 00:15:25,530
‫اون چیه؟ چرا یه سری
‫کلمه توی هوا شناورن؟

173
00:15:26,510 --> 00:15:29,220
‫بی‌خیال، یعنی دارم توهم می‌زنم؟

174
00:15:29,420 --> 00:15:33,550
‫یه دزد ناشی که حتی بلد نیست از بیل استفاده کنه

175
00:15:34,420 --> 00:15:38,130
‫فقط یه عتیقه‌ می‌تونه
‫همچین مسخره‌بازی‌ای دربیاره...

176
00:15:39,540 --> 00:15:42,800
‫اوی کلاغ احمق!
‫همین الان بیا بیرون!

177
00:15:43,090 --> 00:15:45,600
‫یه جا قایم شدی و داری منو می‌پایی؟!

178
00:15:47,820 --> 00:15:51,440
‫مهارت‌های پایه‌ای غارتگر مقبره (۱/۴)

179
00:15:47,820 --> 00:15:51,440
‫جاسوس [رنک F]

180
00:15:47,820 --> 00:15:51,440
‫ردیابی همه‌چیز در شعاع یک متری

181
00:15:49,460 --> 00:15:51,120
‫پنجره‌ی وضعیت؟

182
00:15:51,440 --> 00:15:53,650
‫جاسوس؟ رنک F؟!

183
00:15:53,650 --> 00:15:55,440
‫کلاغ کثافت!

184
00:15:56,080 --> 00:15:58,100
‫الان زندگی من شده یه بازی؟

185
00:15:58,560 --> 00:16:02,070
‫مأموریت جدید
باز کردن هر چهار مهارت غارتگر مقبره
بیدار کردن چهار مهارت پنهان درون خودت
برای تبدیل شدن به یک غارتگر مقبره‌ی تمام‌عیار

186
00:15:59,620 --> 00:16:02,070
‫چی؟ باز کردن چهارتا مهارت؟

187
00:16:02,450 --> 00:16:05,750
‫این دیگه چه صیغه‌ایه؟
‫الان دیگه مأموریت هم بهم داده می‌شه؟

188
00:16:06,560 --> 00:16:08,990
‫باز چیه؟ یکم صدات رو بیار پایین، نمی‌شه؟

189
00:16:08,990 --> 00:16:09,970
‫ببخشید.

190
00:16:13,520 --> 00:16:16,560
‫یعنی من... تنها کسی‌ام که می‌تونه این رو ببینه؟ ‫راستی...

191
00:16:16,920 --> 00:16:18,090
‫راستی...

192
00:16:20,150 --> 00:16:23,880
‫همه‌چیز در شعاعِ یک متری کاملاً واضحه.

193
00:16:25,460 --> 00:16:28,140
‫این همون توانایی‌ایه که عتیقه‌ی‌
‫باستان‌شناس بهم داده بود.

194
00:16:28,140 --> 00:16:31,510
‫عتیقه‌ از بین رفته،
‫اما تواناییش باقی مونده؟

195
00:16:33,360 --> 00:16:36,370
‫پس الان می‌تونم همه‌ی اینا رو
‫توی یه پنجره‌ی وضعیت ببینم؟

196
00:16:36,370 --> 00:16:40,020
‫صبر کن؛ اگه این، یکی از چهارتا باشه
‫یعنی سه‌تای دیگه هم هست.

197
00:16:40,720 --> 00:16:42,900
‫خب، شروع خوبی بود...

198
00:16:42,900 --> 00:16:47,380
‫اما اون کلاغ دنبال چیه؟

199
00:16:47,380 --> 00:16:50,980
‫عتیقه‌ها به انسان‌ها کمک نمی‌کنن.
‫حداقل این رو خوب می‌دونم.

200
00:16:50,980 --> 00:16:53,040
‫هوی، جوهون!

201
00:17:02,700 --> 00:17:06,460
‫بدشانسی آوردی پسر.
‫اون بچه دبیرستانی سابقه‌ی تکرار جرم داره.

202
00:17:06,880 --> 00:17:10,440
‫اون کسیه که باید ‫توی اون سلول بشینه.

203
00:17:10,440 --> 00:17:12,970
‫نگران نباش. من همه‌چیز رو حل می‌کنم.

204
00:17:13,570 --> 00:17:15,720
‫ممنون، کارآگاه.

205
00:17:15,720 --> 00:17:19,480
‫هان؟ سرت به جایی خورده یا چی؟

206
00:17:20,130 --> 00:17:23,250
‫الان ازم تشکر کردی؟ چت شده تو؟

207
00:17:23,250 --> 00:17:25,220
‫مثل یه آدم نرمال داری حرف می‌زنی...

208
00:17:27,340 --> 00:17:30,330
‫انگار سلول بازداشتگاه
‫حسابی زهره‌ترکت کرده، نه؟

209
00:17:32,980 --> 00:17:34,770
‫کارآگاه کیم گون‌وو...

210
00:17:34,770 --> 00:17:37,620
‫اون زمانی که هیشکی رو نداشتم، هوای منو داشت.

211
00:17:37,030 --> 00:17:38,340
‫یالا دیگه. بریم.

212
00:17:38,340 --> 00:17:41,590
‫پونزده سال پیش چقدر
‫جوون به‌نظر می‌رسید.

213
00:17:49,100 --> 00:17:53,100
‫می‌گم؛ کارآگاه، این اواخر اتفاق عجیبی نیفتاده؟

214
00:17:54,070 --> 00:17:57,360
‫مثلاً اینکه روح کسی تسخیر بشه،
‫یا چیزی مربوط به ابرقدرت‌ها؟

215
00:17:57,360 --> 00:18:00,850
‫داری چی می‌گی؟
‫واقعاً مطمئنی حالت خوبه؟

216
00:18:01,160 --> 00:18:04,460
‫واسه این‌جور چیزا
‫باید بری سراغ یه پیشگو.

217
00:18:04,460 --> 00:18:08,650
‫راستش، بعضی وقتا واقعاً حس می‌کنم زنم ابرقدرت داره.

218
00:18:08,920 --> 00:18:12,660
‫همیشه یه جوری موفق می‌شه
‫پس‌انداز مخفیم رو پیدا کنه.

219
00:18:13,940 --> 00:18:17,170
‫انگار هنوز سر و کله‌ی کاربرای عتیقه‌ پیدا نشده.

220
00:18:17,920 --> 00:18:20,910
‫برو خونه یکم استراحت کن.
‫روز سختی داشتی.

221
00:18:22,340 --> 00:18:26,740
‫مقبره‌ها اینجا و اونجا ظاهر شدن،
‫اما هنوز هیچ کاربر عتیقه‌ای وجود نداره.

222
00:18:26,740 --> 00:18:28,670
‫الان بهترین زمان واسه حرکته.

223
00:18:30,510 --> 00:18:33,090
‫ولی مشکل اصلی پوله.

224
00:18:33,090 --> 00:18:36,720
‫بیشترِ عتیقه‌های اولیه توی اروپا و آمریکا بودن.

225
00:18:36,720 --> 00:18:38,870
‫باید پول بلیت هواپیما رو جور کنـ...

226
00:18:37,830 --> 00:18:40,180
‫هوی، سو جوهون.

227
00:18:43,200 --> 00:18:47,200
‫چرا به‌جای کار کردن، داری
‫واسه خودت تو خیابونا ول می‌چرخی، ها؟

228
00:18:48,490 --> 00:18:51,940
‫اینم از گاو شیردهِ من...

229
00:18:52,200 --> 00:18:53,440
‫پارک ‫کیونگ‌ته...

230
00:18:53,440 --> 00:18:55,940
‫اراذل و اوباشِ سابق،
‫که الان یه لاتِ محلی و دلالِ آثار هنریه.

231
00:18:56,690 --> 00:19:00,960
‫اون یه گالریِ کوچیک رو همراه با
‫خواهر بزرگترش، پارک کیونگ‌جو اداره می‌کنه.

232
00:19:00,960 --> 00:19:05,830
‫قدیما تو دوران مدرسه، بدجوری لنگِ پول بودم،
‫واسه همین پاره‌وقت واسه‌شون کار می‌کردم.

233
00:19:05,830 --> 00:19:11,240
‫در ازای یه دستمزد ناچیز، کتک‌هاشون
‫رو تحمل می‌کردم و مثل سگ کار می‌کردم.

234
00:19:12,660 --> 00:19:15,560
‫چرا جواب نمی‌دی، عنتر خان؟!

235
00:19:15,560 --> 00:19:19,870
‫حتماً باید کتک بخوری تا آدم بشی؟
‫دیگه این‌طوری زل نزن، مردک گـ...

236
00:19:30,930 --> 00:19:34,320
‫برات کافی بود؟
‫برگرد پیش رئیست و بهش بگو...

237
00:19:35,200 --> 00:19:40,330
‫من امروز استعفام رو می‌دم،
‫پس حقوقِ عقب‌افتاده و حق سنواتم رو صاف کن.

238
00:19:44,160 --> 00:19:47,260
‫خیلی‌خب عوضی.
‫امروز این قضیه رو یه‌سره می‌کنیم!

239
00:19:59,120 --> 00:20:00,270
‫خب، بیا جلو دیگه.

240
00:20:01,230 --> 00:20:02,980
‫ر ـ رئیس!

241
00:20:03,780 --> 00:20:07,490
‫اـ ـ این دیگه چه صیغه‌ایه؟ من فکر می‌کردم
‫این یارو اصلاً عرضه‌ی دعوا کردن نداره...

242
00:20:07,950 --> 00:20:10,190
‫خفه شو! همگی با هم بریزید سرش!

243
00:20:27,780 --> 00:20:30,010
‫چشمام... دماغم...

244
00:20:31,100 --> 00:20:33,010
‫چشمام!

245
00:20:33,560 --> 00:20:34,970
‫دماغم!

246
00:20:37,420 --> 00:20:40,930
‫چـ ـ چه اتفاقی داره میفته؟ چـ ـ چطور این کارو کرد؟

247
00:20:40,930 --> 00:20:45,380
‫این نتیجه‌ی پونزده سال مهارتِ
‫جمع‌شده‌ست، واسه همین.

248
00:20:47,810 --> 00:20:49,610
‫ولی خب زورم به اندازه‌ی کافی نیست...

249
00:20:50,260 --> 00:20:52,160
‫باید این قضیه رو سریع تمومش کنم.

250
00:20:53,850 --> 00:20:55,640
‫به این زودی کم آوردید؟

251
00:20:57,160 --> 00:21:00,520
‫الف‌بچه‌ی نمک‌نشناس!
‫این‌طوری جواب خوبیای ما رو می‌دی؟!

252
00:21:00,520 --> 00:21:03,400
‫رـ... رئیس، مراقب اون چاقو باشید!

253
00:21:04,610 --> 00:21:06,860
‫اگه بلای سختی سرش بیاد و...

254
00:21:06,000 --> 00:21:07,920
‫خفه می‌شی یا نه؟! کی اهمیت می‌ده؟!

255
00:21:08,510 --> 00:21:11,950
‫اوه؟ اون چاقو... یه عتیقه‌س.

256
00:21:11,950 --> 00:21:13,740
‫چرا باید دست یه همچین موجود پستی باشه؟

257
00:21:15,030 --> 00:21:18,220
‫خب، فکر کنم چندان هم عجیب نیست.

258
00:21:18,220 --> 00:21:23,360
‫بعضی از عتیقه‌ها از مقبره‌هاشون فرار می‌کنن
‫و توی جامعه‌ی انسانی مخفی می‌شن.

259
00:21:23,930 --> 00:21:29,040
‫فکر کردی خیلی شاخی؟! بمیر عوضی!

260
00:21:30,270 --> 00:21:33,970
‫در هر صورت، اون چیز دیگه مال منه.

261
00:21:33,990 --> 00:21:43,990
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
