WEBVTT

00:03.000 --> 00:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:14.526 --> 00:20.916
‫« ویچر »
‫« فصل چهارم »
‫« قسمت پنج: لذت آشپزی »

00:30.979 --> 00:31.896
‫کیر توش.

00:35.000 --> 00:42.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:43.000 --> 00:46.000
‫« زیرنویس از کسرا »

00:50.146 --> 00:52.687
‫- چرا بیداری؟
‫- همینجوریش کلی وقت تلف کردیم.

00:53.354 --> 00:57.229
‫اگه بخوایم عروسی امهیر و سیری رو بهم بزنیم،
‫لازمه از این رودخونه رد بشیم.

00:57.312 --> 00:59.104
‫چیزی که لازمه، استراحته.

00:59.687 --> 01:01.646
‫بزور ازونجا زنده در اومدیم.

01:01.729 --> 01:05.021
‫کله یسکیر...
‫و تازه پات هم که به کنار.

01:13.604 --> 01:16.437
‫گذر اون طرفه.
‫من جلوجلو میرم سر و گوشی آب بدم.

01:30.729 --> 01:33.396
‫هرکی بوده بهم رسیدگی کرده، ممنونم ازش.

01:33.479 --> 01:36.562
‫- ریجس می‌تونست بهتر بهت برسه.
‫- این خیارشور هم حتی بهتر می‌تونست.

01:36.646 --> 01:39.104
‫یبار دیگه بهت بگی خیارشور،
‫تخماتو می‌کنم تو دهنت.

01:39.187 --> 01:41.354
‫یسکیر، باید راه بیافتیم.

01:42.937 --> 01:44.062
‫مسیر راحتی در پیش نداریم.

01:44.146 --> 01:46.104
‫کند ـمون نمی‌کنم.

01:46.187 --> 01:47.312
‫آروم.

01:49.062 --> 01:52.812
‫- مگه نمی‌بینی استراحت لازمه؟
‫- دخالت نکن. به تو مربوط نمی‌شه.

01:53.729 --> 01:56.354
‫من و تو بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
‫وجه مشترک داریم.

02:00.062 --> 02:01.187
‫منم سیری رو احساس می‌کنم...

02:01.271 --> 02:02.854
‫اسمش رو به زبونت نیار.

02:02.937 --> 02:04.646
‫رؤیاهایی که انگار می‌خوان
‫هشدار بدن به آدم.

02:08.146 --> 02:10.604
‫سیریلا در حال رقصیدن با مرگ.

02:12.562 --> 02:14.979
‫با دهانی پر از کرم شب‌تاپ.

02:21.437 --> 02:25.146
‫می‌تونی همین الان با این منو بکشی
‫اگه پشیمون شدی که از جونم گذشتی.

02:27.229 --> 02:28.646
‫همونطور که سیریلا هم قبلا گذشت.

02:29.604 --> 02:31.312
‫یا اینکه می‌تونی گوش کنی.

02:39.021 --> 02:40.812
‫خبرای بد دارم!

02:42.396 --> 02:44.604
‫گذر کاملا رفته زیر آب.

02:45.604 --> 02:47.479
‫یا صبر می‌کنیم که سطح آب بیاد پایین

02:47.562 --> 02:50.812
‫یا اینکه برمی‌گردیم به همون
‫ارتش‌هایی که تازه ازشون فرار کردیم.

02:53.604 --> 02:55.312
‫درضمن، یسکیر هم استراحت لازمه.

02:55.896 --> 02:58.146
‫وقتی می‌رسیم به سیری
‫باید تمام قوت باشیم.

03:09.937 --> 03:11.229
‫ایچل تراگولتن.

03:11.312 --> 03:12.687
‫- بندازش!
‫- دارش بزن!

03:14.896 --> 03:16.979
‫زنده‌باد ردانیا!

03:17.062 --> 03:19.354
‫- اریک اوکارنی.
‫- دارش بزن!

03:19.437 --> 03:20.979
‫بندازش!

03:21.521 --> 03:24.229
‫اگه زیادی سنگینه، خودم براتون دارش می‌زنم!

03:26.062 --> 03:27.521
‫همین درسته!

03:31.271 --> 03:33.521
‫- نازاری.
‫- نه! نه، خواهش می‌کنم.

03:33.604 --> 03:35.604
‫- نه، خواهش می‌کنم. تروخدا نه.
‫- خیانت‌کار رو اعدام کنین!

03:35.687 --> 03:38.354
‫اعتراف می‌کنم. لطفا. قسم می‌خورم. تروخدا.

03:38.437 --> 03:40.562
‫- می‌تونم اسماشونو تحویلتون بدم.
‫- دیگه دیره برای این کار.

03:40.646 --> 03:42.937
‫ولی من... راجع به جادوگرها... اطلاعات دارم.

03:43.021 --> 03:44.062
‫دارش بزنین!

03:44.896 --> 03:46.354
‫فرمانده وسکوین.

03:47.062 --> 03:49.354
‫ایوا. افتخار دادین.

03:49.437 --> 03:50.812
‫بندازینش بره دیگه!

03:50.896 --> 03:53.271
‫- یالا!
‫- بندازیدش پایین لعنتی رو!

03:53.354 --> 03:55.729
‫- دارش بزنین!
‫- نظرتون چیه همه اطلاعاتش رو بکشیم؟

03:55.812 --> 03:56.896
‫بهش رحم نکنین!

03:56.979 --> 04:00.604
‫بعدش... بعدش یه...
‫این عوضی آتیشیه اومد، ام...

04:00.687 --> 04:02.021
‫اه، رینس بود اسمش، فکر کنم.

04:02.104 --> 04:04.896
‫اون... اون داشتش...
‫داشت دنبال یه ویچر می‌گشت.

04:04.979 --> 04:06.354
‫ام... گرالت.

04:06.437 --> 04:09.937
‫ببین، ام، گرالت و...
‫و یه پیر خرفت دیگه‌ای، ام...

04:10.021 --> 04:14.312
‫جوریس، ام... کادرو...
‫ام، فنو، ام... چی‌چی،

04:14.396 --> 04:16.562
‫خب، توی دورین همو ملاقات می‌کردن.

04:16.646 --> 04:20.021
‫فقط می‌دونم که،
‫رینس از روی ترس کشتشون.

04:20.854 --> 04:23.687
‫گربه‌شو نجات داد، اگه...
‫اگه اهمیتی داره؟

04:24.979 --> 04:26.687
‫نداره، ولی ادامه بده.

04:26.771 --> 04:31.021
‫خب، ام، رینس، منو استخدام کرد
‫که این دختره رو بگیرم.

04:31.104 --> 04:33.271
‫که...
‫کار خیلی راحتی هم نبود،

04:33.354 --> 04:35.771
‫از اونجایی که یه دروئید
‫و یه گرگینه ازش نگه‌داری می‌کردن.

04:35.854 --> 04:37.729
‫ولی خب، با این حال موفق شدم.

04:38.562 --> 04:40.479
‫دیگه... جفتشون مردن.

04:40.562 --> 04:43.146
‫یه اطلاعاتی راجع به این قضیه دارم.

04:43.229 --> 04:44.146
‫ارباب من.

04:44.979 --> 04:46.979
‫بیشتر از این دختره برام تعریف کن.

04:47.062 --> 04:48.646
‫ام، موهای خاکستری.

04:48.729 --> 04:50.604
‫ام... چشمای سبز.

04:51.229 --> 04:53.312
‫- اسمش رو یادت میاد؟
‫- نه، نه. اون...

04:53.396 --> 04:57.229
‫دختره... بیهوش شده بود،
‫اونقدرا صحبت نمی‌کرد.

04:57.312 --> 04:59.146
‫گرم نشده اینجا بنظرتون؟

04:59.854 --> 05:01.187
‫بنظر میاد که سیریلا رو میگه.

05:01.271 --> 05:04.062
‫ولی من می‌دونم که اون موقع تو تاند بوده.

05:04.146 --> 05:05.104
‫چی به سرش اومد؟

05:05.187 --> 05:09.062
‫دختره رو دادیم به یه... جادوگره.
‫یارو خیلی ترسناک بود.

05:09.146 --> 05:10.562
‫اسمش دقیق یادم نیست.

05:10.646 --> 05:13.229
‫یه چیزی تو مایه‌های...
‫ویل.. ویل... ویلگه...

05:13.312 --> 05:14.812
‫ویلگه‌فارتز!

05:15.521 --> 05:17.229
‫- منظورت ویلگه‌فورتز ـه؟
‫- آره!

05:20.187 --> 05:22.312
‫اه! این دیگه چه کسشعری بود؟

05:24.312 --> 05:26.729
جادوی ودایی ویلگه‌فورتز بود.

05:27.646 --> 05:29.187
‫با گفتن اسمش عملی شد.

05:30.812 --> 05:31.854
‫بنظرتون به چه معنیه؟

05:32.437 --> 05:34.187
‫می‌خواد رد پاش رو بپوشونه.

05:34.687 --> 05:36.646
‫یعنی که سیری تقلبی تحویل امهیر داده.

06:07.646 --> 06:09.021
‫وسکوین شنیده که پرنسس...

06:09.104 --> 06:10.437
‫...امهیر تقلبیه.

06:10.521 --> 06:11.479
‫چی؟

06:12.396 --> 06:13.812
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

06:15.604 --> 06:17.312
‫ممنونم ازت.

06:21.229 --> 06:23.437
‫- می‌تونیم بهش اعتماد کنیم؟
‫- فعلا آره.

06:24.187 --> 06:28.396
‫درحال حاضر، بیشتر نگران
‫دهن گشاد فرمانده ردنیایی هستم.

06:28.479 --> 06:32.687
‫بازم اگه تو تخت خواب حرف بزنه،
‫کل قاره از حقیقت باخبر میشن اونوقت.

06:32.771 --> 06:34.479
‫- به عهده‌ش می‌رسم.
‫- خوبه.

06:35.354 --> 06:36.729
‫همینکار رو بکن.

06:38.979 --> 06:42.062
‫این... نقشه‌ات که امپراتور رو برکنار کنی

06:43.229 --> 06:46.771
‫ربطی به مخفی موندن این راز به خصوص نداره،

06:47.771 --> 06:49.021
‫مگه نه؟

06:56.771 --> 06:59.729
‫اگه بخوایم سوپ درست کنیم
‫بجز آب چیز دیگه‌ام لازم داریم.

06:59.812 --> 07:02.562
‫- می‌تونیم تو همین جنگل هرچی بخوایم بکنیم.
‫- من میرم نمک بیارم.

07:02.646 --> 07:05.646
‫کسی دستور پخت
‫خانوادگی داره بخواد به اشتراک بذاره؟

07:05.729 --> 07:08.354
‫مامان بزرگم همیشه تو سوپ‌هاش
‫سبزیجات‌های ماهاکام می‌ریخت.

07:08.437 --> 07:10.646
‫سبزیجات ماهاکام؟ آره، باشه.

07:10.729 --> 07:12.271
‫چندر غاز هم نرسید به همه

07:12.354 --> 07:14.771
‫از اون بز کوهی که بروور عوضی کباب کرد.

07:14.854 --> 07:17.271
‫بروور بیشتر از چیزی که بدونی
‫برای قبیله‌مون زحمت کشید.

07:17.354 --> 07:20.146
‫- کجا داری می‌ری؟
‫- دنبال یه گذر دیگه بگردم.

07:20.646 --> 07:22.896
‫لجبازی‌های تو هم
‫نمی‌تونه با طبیعت مداخله کنه.

07:24.271 --> 07:25.354
‫مگه نه، یسکیر؟

07:27.646 --> 07:28.562
‫همینطوره.

07:29.354 --> 07:32.521
‫بهتره همینجا بمونیم، گرالت.
‫یکی دو ساعت.

07:33.146 --> 07:36.521
‫یکمی وقت به جفتمون بده حالمون بهتر بشه.

07:39.146 --> 07:40.021
‫زولتان.

07:40.979 --> 07:42.937
‫این بروور که می‌گین کیه؟

07:43.021 --> 07:44.479
‫ریش سفید ماهاکام.

07:45.062 --> 07:46.187
‫خدارو شکر که دیگه نیست.

07:47.187 --> 07:48.187
‫هرگز برنمی‌گردم.

07:48.271 --> 07:50.521
‫- چطور مگه؟
‫- چونکه نمی‌تونه برگرده.

07:50.604 --> 07:54.396
‫- تو که نمی‌دونی جریان چی بود.
‫- یادت رفته؟ خودم اونجا بودم.

07:54.479 --> 07:57.062
‫آره، و هرچی که فکر می‌کنی می‌دونی
‫کاملا چرت و پرته!

07:57.146 --> 07:58.354
‫دوستان، خواهش می‌کنم.

08:00.271 --> 08:01.687
‫داستان‌ها اشتهای آدم رو باز می‌کنن،

08:01.771 --> 08:05.896
‫و این یکی رو مطمئنم
‫حتی گرالت هم می‌خواد بشنوه.

08:07.187 --> 08:09.104
‫شما اونجا بودین. ما نبودیم.

08:10.271 --> 08:12.354
‫تعریف کنین چه اتفاقی افتاد.

08:15.396 --> 08:16.562
‫توی ماهاکام که بودیم،

08:16.646 --> 08:18.729
‫هرکاری می‌کردیم برای قبلیه بود،

08:18.812 --> 08:21.354
‫و آهنگری زولتان هم
‫اهمیت زیادی برای پادشاهی داشت.

08:21.437 --> 08:23.812
‫من سلاح‌هایی که می‌ساخت رو
‫تحویل بروور می‌دادم،

08:23.896 --> 08:26.396
‫و اونم می‌فرستادشون
‫به خط مقدم دورف‌ها.

08:26.479 --> 08:28.229
‫این زولتان که اینجا می‌بینید

08:28.312 --> 08:31.146
‫یه محموله‌ی گنده
‫برای انسان‌ها کنار گذاشته بوده.

08:32.437 --> 08:33.479
‫در واقع،

08:34.521 --> 08:38.104
‫داشتم میومدم باهات رودررو بشم
‫و باهات حرف بزنم.

08:40.979 --> 08:44.521
‫بروور بهم گفت آهنگریت رو از بین بردی
‫تا کسی متوجه نشه

08:44.604 --> 08:47.312
‫به انسان‌ها هم تسلیحات میدادی.

08:48.062 --> 08:50.271
‫برای هر جفت طرف کار می‌کردی
‫تا پول بیشتر در بیاری.

08:50.354 --> 08:53.812
‫- درحالی که قبیله‌مون تو جنگ می‌مردن!
‫- چرت و پرته!

08:53.896 --> 08:55.896
‫تو که نمی‌دونی اون روز چی شده بود!

08:56.604 --> 08:57.646
‫بگو بهمون خب.

09:02.312 --> 09:05.187
‫تموم عمرم برای قبیله‌مون زحمت کشیدم،

09:06.146 --> 09:09.854
‫تا اینکه فهمیدم بروور
‫داشته سلاح‌هام رو به انسان‌ها میداده،

09:09.937 --> 09:11.521
‫که باهاشون دورف بکشن.

09:12.062 --> 09:14.062
‫نمی‌خواستم هم‌نوع‌های خودم رو بفروشم،

09:14.146 --> 09:17.021
‫برای همین بهش گفتم
‫هیچوقت نمی‌تونه اموال ما رو برداره.

09:18.146 --> 09:21.354
‫مطمئنم نمی‌دونستی بعدش
‫بروور اومد به دیدنم،

09:21.937 --> 09:23.479
‫عذاب وجدان از صورتش می‌بارید،

09:24.062 --> 09:25.896
‫می‌نداخت گردن تو، گردن من،

09:26.479 --> 09:29.104
‫همه رو مقصر می‌دونست بجز خودش!

09:29.187 --> 09:31.729
‫آتیش‌سوزی راه انداخت،
‫با این امید که من رو نابود کنه،

09:31.812 --> 09:32.979
‫و همچنین رازش رو.

09:39.521 --> 09:41.937
‫اونجا منفجر شد.
‫منم تو زیرزمین گیر افتادم.

09:42.021 --> 09:45.104
‫ساعت‌ها طول کشید بتونم از اونجا در بیام،
‫و تو اون زمان هم،

09:45.187 --> 09:48.687
‫بروور دروغ پخش کرد
‫که من به ماهاکام خیانت کردم.

09:48.771 --> 09:50.312
‫به جفتمون دروغ گفت،

09:51.271 --> 09:53.437
‫اونوقت تو حرف‌های اونو باور کردی تا من.

09:53.521 --> 09:55.187
‫همه‌چیز رو از دست دادم!

09:55.771 --> 09:57.021
‫خونه‌ام رو.

09:58.021 --> 09:59.437
‫آهنگری‌ام.

10:01.646 --> 10:02.812
‫دوستام رو.

10:09.146 --> 10:10.521
‫ای کاش می‌دونستم.

10:11.937 --> 10:13.146
‫متأسفم،

10:13.937 --> 10:14.854
‫دوست من.

10:19.771 --> 10:21.729
‫دوستی کیری!

10:24.187 --> 10:27.396
‫- بهترین خریدی بوده که تاحالا کردم.
‫- فکر نکنم پرنده باهات موافق باشه.

10:31.646 --> 10:34.354
‫دست نزن! دست نزن!

10:34.437 --> 10:35.687
‫نه!

10:35.771 --> 10:39.021
‫آزاده که هرجا بخواد بره،
‫درست مثل بقیه‌مون.

10:39.104 --> 10:41.104
‫خانواده کیری.

10:46.937 --> 10:48.771
‫اونطور که فکرش رو می‌کردم پیش نرفت.

10:49.479 --> 10:52.062
‫ببینید چی پیدا کردم بریزیم توی سوپ‌مون.

10:56.104 --> 10:59.354
‫- اینا دیگه چه کوفت و زهر ماری‌ان؟
‫- انسان‌ها کلمه‌ای براش ندارن.

10:59.437 --> 11:00.771
‫یه تجه‌ست،

11:00.854 --> 11:03.562
‫که اطراف جاده‌هایی که توش سفر می‌کنین
‫میشه پیداش کرد.

11:03.646 --> 11:06.937
‫شاید به این معنیه که
‫نباید بکنیمش تو دهن‌مون؟

11:07.021 --> 11:08.687
‫تو بروکیلون یاد گرفتم باهاش آشپزی کنم.

11:10.312 --> 11:12.812
‫داره دیر میشه.
‫باید گذر رو بررسی کنیم.

11:12.896 --> 11:14.271
‫میلوا؟

11:15.104 --> 11:17.312
‫تاحالا چیزی از بروکیلون نگفته بودی.

11:17.396 --> 11:19.021
‫یا اینکه چطور سر از اونجا در آوردی.

11:20.521 --> 11:22.062
‫- دوست داری تعریف کنی؟
‫- نه.

11:41.979 --> 11:44.146
‫ناپدری‌ام مطمئن شد که با ترس آشنا بشم.

11:47.062 --> 11:47.896
‫در عوض،

11:49.146 --> 11:50.771
‫منم مطمئن شدم اون با زجر آشنا بشه.

11:53.937 --> 11:55.646
‫خشم وجودم رو فرا گرفت،

11:57.312 --> 11:58.271
‫و ارزشش رو داشت.

12:02.479 --> 12:05.187
‫هرکاری تونستم کردم تا به تنهایی
‫از پس خودم بر بیام.

12:18.021 --> 12:21.771
‫و بزودی، متوجه شدم
‫می‌تونم برای بقیه مثل خودم هم اینکارو بکنم.

12:21.854 --> 12:23.021
‫نگراشا.

12:23.104 --> 12:25.479
‫درایادها بعدش منو
‫تو پناه خودشون گرفتن.

12:26.771 --> 12:29.021
‫توی بروکیلون پیش اونا
‫خونه زندگی خودمو ساختم.

12:29.521 --> 12:32.521
‫با همراهی کردن اسکویاتل
‫به بیرون و داخل جنگل کمکشون می‌کردم

12:32.604 --> 12:33.937
‫تا از دست انسان‌ها در امان باشن.

12:34.021 --> 12:35.062
‫مراقب باش!

12:35.146 --> 12:37.062
‫میلوا.

12:37.146 --> 12:38.812
‫اما هرازگاهی، احساس می‌کردم که

12:39.604 --> 12:42.187
‫خود مرگ‌ام که دارم
‫روح‌ها رو به اون دنیا می‌برم.

12:45.146 --> 12:47.271
‫با شور و اشتیاق تو زمان حال زندگی می‌کردن،

12:48.021 --> 12:49.896
‫تاریکی پیرامون‌شون رو نادیده می‌گرفتن.

12:51.271 --> 12:55.229
‫ولی فاصله‌ام رو رعایت کردم.
‫بهتر بود خیلی بهشون نزدیک نشم.

13:00.896 --> 13:02.729
‫تا اون مأموریت آخرم...

13:04.896 --> 13:08.562
‫تا اینکه بلاخره احساسشون رو درک کردم.

13:10.854 --> 13:11.854
‫ارتباط.

13:13.396 --> 13:16.854
‫به دنبال خوشی می‌گشتن
‫تا شرایط‌شون رو فراموش کنن.

13:19.146 --> 13:21.021
‫گفتی که آخرین مأموریتت بود؟

13:29.604 --> 13:31.521
‫روز بعدی کمین شدن.

13:33.062 --> 13:34.229
‫همه‌شون مردن.

13:43.104 --> 13:45.312
‫تو بروکیلون، یه کار جدید پیدا کردم.

13:47.062 --> 13:49.104
‫یه ویچر که باید درمان میشد.

13:53.562 --> 13:54.729
‫نمی‌دونستم.

13:56.937 --> 13:57.937
‫الان دیگه می‌دونی.

13:59.937 --> 14:02.021
‫موافقین امشب رو دیگه بریم بخوابیم؟

14:02.104 --> 14:03.604
‫چه فکر خوبی.

14:05.312 --> 14:06.812
‫من که به شخصه، حسابی نیاز به...

14:06.896 --> 14:07.812
‫یواش.

14:07.896 --> 14:09.104
‫آخ! چیزی نیست.

14:09.687 --> 14:11.437
‫خوبم. اخیش.

14:12.854 --> 14:15.229
‫هی! نه، صبرکن. کارای شخصی‌ـمن.

14:15.312 --> 14:18.812
‫اگه چیزی راجع بهم نوشته باشی،
‫چاقو فرو می‌کنم تو کونت.

14:18.896 --> 14:22.812
‫اوه، از خدات باشه
‫که تو متن‌هام جاودانه بشی.

14:24.771 --> 14:27.187
‫ولی خودت می‌خوای برامون تعریف کنی، مگه نه؟

14:27.271 --> 14:28.687
‫آره، خودت می‌دونی که می‌خواد بگه.

14:28.771 --> 14:30.979
‫- بجنب!
‫- بخون دیگه، آوازه‌خوان.

14:31.687 --> 14:32.937
‫دارم پیش میشم.

14:33.812 --> 14:35.271
‫و کم‌کم متوجه میشم که

14:36.812 --> 14:38.354
‫تا ابد قرار نیست زنده بمونم.

14:40.771 --> 14:42.937
‫ولی داستان‌هام شاید.

14:46.854 --> 14:48.271
‫تصورش کن

14:49.479 --> 14:51.271
‫اگر که بخواهی

14:52.437 --> 14:56.271
‫- آکسن‌فورت، ای فروغ واهی...
‫- ام...

14:56.354 --> 14:58.562
‫همه‌ش قراره به حالت شعر باشه؟

14:58.646 --> 14:59.646
‫آره، چاقال.

15:00.271 --> 15:04.521
‫در حال بهبودی از سردرد

15:05.396 --> 15:09.271
‫آناریتا آورد قلبم رو درد

15:09.354 --> 15:11.729
‫من که چیز دیگه‌ای از آکسن‌فورت یادمه.

15:11.812 --> 15:18.646
‫رفته بودم مثل همیشه قدم زنی

15:27.396 --> 15:28.396
‫دنبالم بیا!

15:29.937 --> 15:32.687
‫جالبه دنیا میتونه یه حسی

15:32.771 --> 15:34.937
‫خلاف چیزی که واقعا هست داشته باشه

15:35.021 --> 15:37.562
‫حال خوشی ندارم، دروغ چرا

15:37.646 --> 15:42.562
‫اما بازم، خورشید تو آسمونه

15:42.646 --> 15:44.687
‫آره، ببین، می‌دونم تو اهل این کارا نیستی،

15:44.771 --> 15:47.104
‫ولی می‌دونی، سعی کن شل کنی.

15:47.604 --> 15:50.062
‫شنیدم گفتی حالت خوش نیست

15:50.146 --> 15:52.437
‫شاید بخوای قلقلکت بدم؟

15:52.521 --> 15:54.896
‫ممنونم عزیزم، اما باید رد کنم

15:54.979 --> 15:57.312
‫مگر اینکه ویچر دلش بخواد

15:57.396 --> 15:58.604
‫کارش درسته

15:58.687 --> 16:00.146
‫بهت بگما

16:00.229 --> 16:01.146
‫نه.

16:01.229 --> 16:02.479
‫هوم.

16:02.562 --> 16:06.854
‫و بگم از اینکه چی حالم رو خوب میکنه

16:06.937 --> 16:08.854
‫یه حواس پرتی، یه خوش گذرونی

16:08.937 --> 16:12.437
‫- یا یه حدف
‫- اوه، یه...

16:12.521 --> 16:15.312
‫خانم‌ها و آقایون، والدو مارکس.

16:15.396 --> 16:18.479
‫روزی روزگاری یه مرد بود از ابینگ

16:18.562 --> 16:20.521
‫می‌تونه پاسخ مشکلات‌ام اون باشه؟

16:20.604 --> 16:21.521
‫کجا؟

16:21.604 --> 16:24.729
‫که شبا تخت خودشو خیس میکرده

16:24.812 --> 16:27.979
‫سرشو می‌ذاشت رو تختش می‌خوابید

16:28.062 --> 16:30.979
‫و بعد پامیشد دیده شاشیده به خودش

16:32.604 --> 16:33.729
‫اسکل.

16:34.562 --> 16:37.396
‫اون پسره ممکنه مشهور نباشه

16:37.479 --> 16:41.687
‫ولی نمی‌تونم پتانسیلش رو نادیده بگیرم

16:41.771 --> 16:42.812
‫ممنونم.

16:47.104 --> 16:49.229
‫درخواستم بزرگه، باید اعتراف کنم

16:49.312 --> 16:51.729
‫ولی قبل از همه‌چیز
‫باید رفت سراغ لباس مناسب

16:51.812 --> 16:54.562
‫لوازم تزئینی و لباس مبدل

16:54.646 --> 16:56.771
‫پسره رو باید خوشتیپ کنیم

16:56.854 --> 16:59.271
‫نشونشون بدیم چیکار می‌کردیم

16:59.354 --> 17:03.896
‫آماده نمایش اولم هستم

17:05.312 --> 17:06.354
‫اوه.

17:07.646 --> 17:09.021
‫کار بدی کردم؟

17:09.646 --> 17:10.729
‫همینطوره، دوست من

17:11.687 --> 17:15.021
‫مخملی تن‌مون نمی‌کنیم

17:16.104 --> 17:17.229
‫بندازش تو آتیش.

17:18.604 --> 17:19.437
‫جدا از این،

17:20.312 --> 17:25.354
‫آوازه‌خوان بودن معنیش خیلی بیشتره
‫از لباس‌هایی که بر تن میکنیم.

17:26.104 --> 17:28.604
‫این استایل نمایش منه

17:28.687 --> 17:31.062
‫داستان سرایی هوش زیادی می‌خواد

17:31.146 --> 17:33.729
‫برای بعضی‌ها،
‫شاید مدل لباس و مو اهمیت داشته باشه

17:33.812 --> 17:37.979
‫یا اینکه چطور قر میدن

17:39.771 --> 17:41.854
‫به قول دوست عزیزمون

17:42.479 --> 17:43.354
‫"نه".

17:44.729 --> 17:47.187
‫لطفا بیشتر برام بگو،
‫اتش یادگیریم خیلی عمیقه

17:47.271 --> 17:49.729
‫از کجا بفهمیم
‫ترندهای جدید رو؟

17:49.812 --> 17:52.396
‫اینجاست که بهترین آثارم رو قرار دادم

17:52.479 --> 17:55.021
‫رؤیاهای ارزشمندم
‫و شعرهای ناتموم‌ام

17:55.104 --> 17:57.896
‫اگه لخت باشم هم مشکلی برام پیش نمیاد

17:57.979 --> 18:02.479
‫اما بدون این، به فنا خواهم رفت.

18:03.937 --> 18:07.312
‫کماکان اگه شک به دل آوازه‌خوان‌ام اومده

18:09.979 --> 18:13.521
‫از قلب‌ات خوب مراقبت کن

18:16.146 --> 18:20.062
‫متوجه‌ام، به انتخابت احترام می‌ذارم

18:20.937 --> 18:23.771
‫بعضی آهنگ‌ها

18:23.854 --> 18:30.187
‫با صدای دوم بهترن

18:30.271 --> 18:35.354
‫این یکی که راجع به سرماست
‫از زمستونی که به سرزمین رسیده

18:35.437 --> 18:38.187
‫عجب تم‌های فقدانی
‫چه قلم زیبایی نوشته شده

18:38.271 --> 18:41.437
‫جوونی‌هام رو توی تو می‌بینم

18:41.937 --> 18:46.646
‫در آخر تو هم به موفقیت می‌رسی

18:49.396 --> 18:52.979
‫خدا لعنت‌ام کنه که دارم اهمیت میدم.
‫بعدش چی شد؟

18:54.771 --> 18:56.479
‫اون عوضی کتاب اشعارش رو دزدید.

18:58.312 --> 19:00.021
‫- یالا، راه بیافت!
‫- نه!

19:00.104 --> 19:01.812
‫- بزن به چاک!
‫- تکون بخور!

19:02.396 --> 19:04.729
‫این احساسات کی تموم میشن؟

19:04.812 --> 19:05.937
‫برو پی کارت دیگه!

19:06.021 --> 19:07.271
‫آخ!

19:07.354 --> 19:10.104
‫نکنه اینا عواقب دنبال کردن ترندـه؟

19:12.271 --> 19:15.562
‫موسیقی دلنوازی از اونجا داره میاد

19:17.979 --> 19:20.729
‫بنظرت دلش می‌خواد موهامو بکشه؟

19:20.812 --> 19:23.187
‫البته با رضایت دو طرفین، خب؟

19:23.271 --> 19:27.271
‫خانم‌ها و آقایون، والدو مارکس!

19:27.354 --> 19:29.437
‫اطراف خونه‌ات

19:29.521 --> 19:31.562
‫- که حالا یخی شده‌ان
‫- دارم توهم می‌زنم؟

19:31.646 --> 19:35.937
‫- پر از یخ و قندیل شده
‫- یا اینکه حقیقت داره؟

19:36.021 --> 19:41.021
‫- چشم انتظارانه سوگواری
‫- آخرین چرخش یک پیچ

19:41.104 --> 19:44.229
‫- اما هیچ‌چیز ناراحتی‌ات رو از بین نمی‌بره
‫- این حقیقتا

19:44.312 --> 19:50.396
‫- بی‌شرف!
‫- ای تو

19:51.437 --> 19:53.396
‫- همه‌چیزمو ازم گرفت.
‫- والدو! والدو!

19:53.479 --> 19:56.312
‫- همه‌چیز رو!
‫- والدو! والدو! والدو!

19:56.396 --> 19:58.271
‫- والدو! والدو!
‫- بزن بریم.

19:58.354 --> 20:00.354
‫والدو! والدو!

20:00.437 --> 20:02.646
‫والدو! والدو

20:02.729 --> 20:05.146
‫والدو! والدو! والدو!

20:06.479 --> 20:08.187
‫وال می‌تونه

20:08.271 --> 20:11.104
‫آهنگ‌های دزدیش رو داشته باشه

20:12.146 --> 20:16.937
‫به لعنت کارهای بدش دچار بمونه

20:18.229 --> 20:19.854
‫ولی تموم زندگیم

20:20.729 --> 20:23.354
‫چیزایی که دیدم

20:23.854 --> 20:28.896
‫همگی ثبت شده‌ان

20:29.396 --> 20:35.562
‫اصل کاری اینه
‫این چیزیه که باید در اصل بدم

20:35.646 --> 20:39.562
‫این کلمات و داستان‌ها

20:40.396 --> 20:42.646
‫اونا

20:42.729 --> 20:49.729
‫زنده خواهند ماند!

20:51.979 --> 20:54.729
‫ایول!

20:54.812 --> 20:56.979
‫- بیاید بریم سراغ اون ول عوضی.
‫- آره.

20:57.062 --> 21:00.146
‫این تنها یه فصل

21:00.229 --> 21:01.896
‫از چیزیه که روزی

21:03.729 --> 21:06.062
‫اشعار ۵۰ ساله خواهد بود.

21:06.146 --> 21:07.562
‫از همگی خیلی ممنونم.

21:09.229 --> 21:10.687
‫اه.

21:12.521 --> 21:14.604
‫اوه...

21:21.229 --> 21:22.396
‫راجع بهش حرف زدیم.

21:22.479 --> 21:25.271
‫فقط می‌خوام خیلی زود
‫حال این شاعر رو بررسی کنم.

21:29.271 --> 21:30.312
‫آروم باش.

21:31.562 --> 21:34.271
‫شاعر... خونت بوی خوبی داره.

21:36.229 --> 21:37.479
‫بذار جور دیگه‌ای بگم.

21:38.146 --> 21:40.562
‫بوی گند عفونت رو دیگه حس نمی‌کنم.

21:41.062 --> 21:43.979
‫می‌خوام چندتا بخیه بزنم،
‫اگه ایرادی نداره.

21:47.271 --> 21:48.354
‫شجاع باش، یسکیر.

21:48.437 --> 21:51.646
‫شجاع هستم.
‫گذاشتم بهم دست بزنی، مگه نه؟

21:52.771 --> 21:54.937
‫متوجه شدم که

21:56.437 --> 21:58.687
‫ادویه توی شام‌تون کم ریختین.

21:58.771 --> 22:00.021
‫آی!

22:00.104 --> 22:01.187
‫پیشنهاد منو می‌خواید بدونین؟

22:02.521 --> 22:05.604
‫ریحون، پیمنتو، برگ بو و

22:06.312 --> 22:08.062
‫مریم گلی، بنظرم خوب میشه.

22:08.562 --> 22:10.687
‫می‌تونین هرچی می‌خواین رو از کیفم بردارین.

22:16.354 --> 22:19.062
‫محض رضای خدا!
‫شماها چتونه؟

22:22.646 --> 22:25.896
‫اگه تو سوپ‌مون سیر بریزیم
‫باعث میشه تو پس زده بشی؟

22:27.354 --> 22:29.521
‫داستان‌هایی که دور آتیش گفته میشه.

22:29.604 --> 22:33.937
‫درست میگه. اکثر چیزایی که انسان‌ها
‫درباره خون‌آشام‌ها میدونن افسانه‌ست.

22:34.021 --> 22:37.896
‫داستانت رو از دور شنیدم، شاعر.
‫اگه بخوای، برات یه پیشنهادی دارم.

22:37.979 --> 22:39.812
‫دیگه حالا همه شدن منتقد... بگو ببینم

22:39.896 --> 22:42.979
‫"نیمه قرن" خیلی شاعرانه‌تره
‫تا "پنجاه ساله".

22:44.979 --> 22:47.437
‫گمونم خیلی هم پیشنهاد بدی نیست.

22:47.521 --> 22:48.979
‫اگه کارت تموم شده، می‌تونی بری.

22:49.062 --> 22:51.312
‫جفت‌مون میدونیم که کارش تموم نشده.

22:59.604 --> 23:00.479
‫باشه.

23:01.937 --> 23:03.021
‫طولش نده.

23:07.521 --> 23:09.146
‫خدای من، گرالت.

23:09.229 --> 23:11.646
‫- بدتر از چیزی که هست بنظر میاد.
‫- اینطور نیست.

23:15.354 --> 23:17.354
‫هومم. برام سؤاله...

23:17.854 --> 23:21.021
‫وقتی به من نگاه می‌کنی، یه هم‌رزم می‌بینی

23:22.021 --> 23:22.896
‫یا یه دشمن؟

23:22.979 --> 23:24.229
‫تصمیم نگرفتم.

23:24.812 --> 23:28.104
‫قیمت دور گردنم چقدر باید باشه
‫که بخوای تصمیم بگیری؟

23:28.187 --> 23:31.229
‫خیلی زیاد.
‫یه خون‌آشام عادی هم نیستی.

23:32.687 --> 23:34.521
‫شک دارم کسی اونقدر بخواد پول بده بابتت.

23:35.854 --> 23:37.479
‫یه ویچر عادی هم

23:37.979 --> 23:40.646
‫بدون هیچ غفلتی
‫منو می‌زد می‌کشت.

23:41.646 --> 23:42.521
‫و همچنین من.

23:44.146 --> 23:45.104
‫چقدر جالب.

23:46.271 --> 23:48.937
‫ویچر ما دچار دگرگونی شده.

23:49.021 --> 23:52.146
‫همه‌ی حرفاش از خطرها، و ریسک کردن،

23:52.229 --> 23:53.896
‫با شک و شبهه کلنجار رفتن،

23:53.979 --> 23:56.812
‫همگی مواردی‌ان
‫که تجربه‌ی جدید و سختی هستن برات،

23:56.896 --> 23:59.021
‫اگر که با این لفظ مشکلی نداری.

23:59.104 --> 24:00.646
‫مراقب حرف‌هات باش ریجس.

24:00.729 --> 24:02.312
‫قصد بی‌احترامی نداشتم.

24:03.896 --> 24:07.771
‫داری احساساتی رو تجربه می‌کنی
‫که وادار به رهایی‌شون شده بودی.

24:07.854 --> 24:10.687
‫داری تبدیل به یه چیز جدید میشی.

24:11.896 --> 24:12.979
‫من درک می‌کنم

24:13.062 --> 24:14.437
‫چون، همونطور که خودت گفتی،

24:15.354 --> 24:17.479
‫خون آشام عادی‌ای نیستم.

24:19.000 --> 24:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:26.896 --> 24:27.896
‫می‌رم پی کارم.

24:31.729 --> 24:32.604
‫هی!

24:33.604 --> 24:37.646
‫به این خفاش اعتماد کردیم که درمان‌مون کنه،
‫نون و نمک‌اش رو بخوریم،

24:37.729 --> 24:39.271
‫حتی در کنارمون بجنگه.

24:39.812 --> 24:42.021
‫حالا هیچ‌کدومتون ازش نمی‌خواید
‫که داستانش رو تعریف کنه؟

24:42.104 --> 24:43.646
‫می‌ترسم از چیزایی که بخواد بگه.

24:43.729 --> 24:45.312
‫لازم نیست از من بترسید.

24:45.396 --> 24:46.812
‫به خون کاری ندارم...

24:48.271 --> 24:49.146
‫...دیگه.

24:51.354 --> 24:53.521
‫دلایل‌اش شاید نیاز به

24:54.271 --> 24:55.854
‫یه معرفی دوباره داره.

24:56.687 --> 25:01.937
‫من امیل ریجس روهیلیک ترتزیف‌گادفری هستم.

25:03.062 --> 25:08.354
‫در حال حاضر، طبق تقویم انسان‌ها ۴۲۸ سالمه.

25:10.146 --> 25:14.604
‫از نوادگان دوران بعد از پیوستگی،
‫که به حال خودم رها شده بودم.

25:16.062 --> 25:19.812
‫تو جامعه‌ی خون‌آشام‌ها،
‫افراد جوان‌مون حق انتخاب دارن.

25:20.854 --> 25:22.771
‫با قدرت جاودانگی‌شون،

25:22.854 --> 25:24.937
‫خیلی‌ها تصمیم میگیرن
‫که هرکاری می‌خوان بکنن.

25:26.146 --> 25:28.062
‫ولی اگه بهشون نپیوندی،

25:28.146 --> 25:30.687
‫ممکنه ترد بشین.

25:31.312 --> 25:34.479
‫همیشه سعی می‌کردم
‫از خون انسان‌ها پرهیز کنم،

25:34.562 --> 25:37.062
‫ولی اون لذتی که وقتی
‫اونو تازه می‌نوشید احساس می‌کنید،

25:37.146 --> 25:39.229
‫هیچ حسی شبیه‌اش وجود نداره.

25:39.937 --> 25:42.771
‫یهویی می‌بینی، هیچی دیگه مهم نیست،

25:43.312 --> 25:46.562
‫تا وقتی هموگلوبین
‫و ماه کامل رو در کنارت داری.

25:47.396 --> 25:51.896
‫خون باعث میشه درد‌های زندگی فروکش کنن.
‫اضطراب رو از بین می‌بره.

25:51.979 --> 25:53.979
‫چیزهای زیادی رو از بین می‌بره،

25:54.062 --> 25:56.437
‫من جمله رفتار مدنی.

25:57.604 --> 26:01.521
‫خیلی طول نکشید تا اینکه
‫بعضی نشونه‌های نگران کننده‌ای پدیدار شدن.

26:02.562 --> 26:04.771
‫ولی من همه‌شون رو نادیده گرفتم.

26:06.479 --> 26:08.896
‫کنترل‌ام رو از دست دادم.

26:11.562 --> 26:14.562
‫تا اینکه سرنوشت
‫یه لحظه‌ی آگاهی‌بخشی برام فراهم کرد.

26:15.604 --> 26:17.687
‫یک شب، فرستادنم تا خون بیارم.

26:17.771 --> 26:20.271
‫اون زمان،
‫همیشه خمار بودم،

26:20.354 --> 26:24.437
‫برای همین یه... تصادف کوچیک داشتم.

26:25.437 --> 26:30.229
‫و بعدش به خودم اومدم،
‫آسمانی‌ترین صدایی ممکن رو شنیدم.

26:30.312 --> 26:32.187
‫بثان.

26:33.854 --> 26:36.146
‫جرقه عشق درجا اتفاق افتاد.

26:36.229 --> 26:39.854
‫آتیشی که روشن کرد، حیرت‌انگیز بود.

26:40.646 --> 26:42.896
‫انگار توی قصه‌ها به‌سر می‌کردیم.

26:43.479 --> 26:45.437
‫از دوستانم جدا شدم.

26:45.521 --> 26:46.979
‫دیگه خون نمی‌نوشیدم.

26:49.271 --> 26:51.104
‫توی باغبونی خبره بود.

26:52.354 --> 26:54.021
‫عاشق گل و گیاه بود.

26:54.771 --> 26:56.979
‫دستورعمل‌های
‫مورد علاقه‌اش رو بهم یاد داد...

26:58.146 --> 27:00.604
‫...بسیاریشون رو تا به امروز استفاده می‌کنم.

27:04.479 --> 27:06.229
‫و بعدش، یه روز،

27:06.312 --> 27:08.521
‫از بازار برنگشت خونه.

27:09.396 --> 27:11.521
‫حس ناامیدی‌ای که داشتم وحشت‌ناک بود،

27:12.229 --> 27:14.229
‫ولی وحشت تازه داشت شروع میشد.

27:15.187 --> 27:17.437
‫وقتی که شنیدم ناپدید شدن بثان

27:17.521 --> 27:21.354
‫توسط افراد خودم برنامه‌ریزی شده بود
‫خون جلو چشمام رو گرفت.

27:21.437 --> 27:25.604
‫مجازات رابطه‌ای که بهش می‌گفتن
‫"بازی‌کردن با غذام".

27:26.104 --> 27:27.354
‫رفتم سراغ‌شون.

27:28.896 --> 27:31.396
‫ولی دیر رسیدم.

27:31.479 --> 27:33.979
‫و بنابراین، دیگه رد دادم.

27:36.229 --> 27:38.937
‫خیلی از اتفاقات اون شب رو یادم نمیاد...

27:40.937 --> 27:44.271
‫ولی یه چیزیش هنوز یادم هست.

27:44.354 --> 27:46.187
‫آخرین لحظات بثان‌ـه.

27:46.271 --> 27:49.729
‫با اون صورت وحشت زده‌اش،
‫ترس توی چشماش

27:50.437 --> 27:53.937
‫از چیزی که خودم همیشه می‌دونستم
‫تو عمق وجودم بوده.

27:57.187 --> 27:59.729
‫وقتی عصبی شده بودم،
‫متوجه نشده بودم

27:59.812 --> 28:02.021
‫که اهالی روستا رو
‫از وجود خودم باخبر کرده بودم.

28:03.062 --> 28:06.312
‫هر خون‌آشامی که
‫از پا در نیاورده بودم رو سوزوندن.

28:09.354 --> 28:10.479
‫و من هم،

28:10.979 --> 28:12.229
‫به چوب زده شدم،

28:13.187 --> 28:14.146
‫تیکه تیکه شده،

28:15.021 --> 28:15.937
‫و دفن شدم.

28:18.937 --> 28:21.937
‫یه افسانه دیگه از خون‌آشام‌ها
‫براتون بگم که واقعی نیست.

28:22.812 --> 28:26.937
‫کشتن یه خون‌آشام
‫خیلی سخت‌تر از این حرفاست.

28:31.146 --> 28:34.062
‫افسوس که، پیروزی خیلی کوتاهی داشتم.

28:47.771 --> 28:49.521
‫چقدر زیر خاک بودی؟

28:49.604 --> 28:50.604
‫اوه...

28:51.937 --> 28:53.271
‫۵۰ سال اینطورا.

28:53.354 --> 28:55.021
‫"نیم قرن" بنظرم قشنگ‌تره.

28:56.021 --> 28:57.062
‫آره، شاعر.

28:58.437 --> 28:59.812
‫نیم قرن

29:00.479 --> 29:04.104
‫رودررو با فجیع‌ترین اشتباه زندگیم.

29:05.896 --> 29:07.896
‫از اون موقع به بعد دیگه به خون دست نزدم.

29:07.979 --> 29:10.979
‫چطور می‌تونم به کسی که مدام داره
‫با بدترین غرایزش می‌جنگه اعتماد کنم.

29:11.062 --> 29:12.062
‫واقعا، چطور؟

29:14.812 --> 29:17.146
‫قصاب بلاویکن چطوره؟

29:21.354 --> 29:23.687
‫- بعضی روزا خوبم، بعضی روزا نه.
‫- آهان.

29:26.229 --> 29:28.062
‫بعضی دهه‌ها هم همینطور.

29:35.437 --> 29:36.646
‫فکر کنم ماهی پایک باشه.

29:36.729 --> 29:38.854
‫- شکار خوبی بود، کاهیر.
‫- ممنونم.

29:48.562 --> 29:50.062
‫کسی می‌خواد چند کلمه چیزی بگه؟

29:50.146 --> 29:51.437
‫گور باباش. بریم بخوریم.

29:51.521 --> 29:53.229
‫بهترین شعری که تاحالا گفته بودی.

30:07.771 --> 30:09.312
‫همم.

30:11.146 --> 30:14.229
‫یالا. بگو بهمون چی تو سرت می‌گذره.

30:22.562 --> 30:26.937
‫دارم به زندگی آرومی که
‫قبل آشنایی با  شما داشتم فکر می‌کنم.

30:27.021 --> 30:28.354
‫- آهان.
‫- همم.

30:28.437 --> 30:31.271
‫همه داستان‌هامون شامل
‫مقادیر متفاوتی از پشیمونیه،

30:31.354 --> 30:35.312
‫و همه هم داستان‌هاشون رو گفتن
‫بجز دوست ماهی‌گیرمون.

30:40.729 --> 30:42.521
‫اوه، من تا دلت بخواد پشیمونی دارم.

30:43.937 --> 30:46.604
‫زندگیم رو صرف سرباز بودن
‫و دستور شنوی کردم.

30:46.687 --> 30:51.104
‫اوه، پس داشتی "از دستور پیروی می‌کردی"
‫وقتی بچه‌ام رو وحشت‌زده کردی؟

30:51.187 --> 30:55.687
‫گرالت. درست مثل بقیه،
‫داستان اون هم یه روی دیگه داره.

30:56.312 --> 30:58.104
‫چه ضرری داره بشنویم؟

31:00.812 --> 31:03.479
‫- بگو خب، نیلفگاردی.
‫- من نیلفگاردی نیستم!

31:08.979 --> 31:10.312
‫من اهل ویکاوارو هستم

31:10.979 --> 31:13.312
‫که ما می‌دونیم نیلفگارد نیست،

31:13.396 --> 31:15.771
‫و در واقع،
‫یه جایی نزدیکی نیلفگارده.

31:15.854 --> 31:17.271
‫بیخیال من. ادامه بده.

31:18.146 --> 31:19.896
‫تو جونیم، من... من فقط...

31:20.396 --> 31:21.646
‫دنبال هدف می‌گشتم.

31:23.562 --> 31:27.521
‫و اونجایی که من بزرگ شدم،
‫مستقیم با امراتور کار کردن افتخار بزرگیه.

31:28.646 --> 31:33.271
‫و سفرم به جایی که الان هستم
‫با اولین مأموریتم برای اون شروع شد.

31:36.437 --> 31:38.437
‫اون داستانیه که تاحالا برای هیچکس نگفتم.

31:41.521 --> 31:43.521
‫داداشت رو ببین.

31:44.021 --> 31:46.437
‫اون غاصب بدجوری بهمون آسیب زده، کاهیر.

31:47.687 --> 31:49.354
‫- ازش متنفرم.
‫- بلند و از ته دلت بگو!

31:49.437 --> 31:50.521
‫از غاصب متنفرم!

31:50.604 --> 31:53.104
‫- برادرت با شرافت توی جنگ کشته شد.
‫- پدر.

31:53.187 --> 31:56.229
‫- این سرنوشتیه که مردای واقعی به دنبالشن.
‫- پدر داری بهم آسیب می‌زنی.

31:56.312 --> 31:57.562
‫یه مرد واقعی شو!

31:58.937 --> 32:01.312
‫کاهیر! کاهیر!

32:05.604 --> 32:07.812
‫این ضعف بچگانه‌ات رو بنداز دور.

32:08.812 --> 32:09.687
‫کاهیر!

32:21.937 --> 32:24.729
‫نمی‌خواستم بترسونمت، پسرجون.

32:26.437 --> 32:27.437
‫تو کی هستی؟

32:27.521 --> 32:29.896
‫یه مردی‌ام که نیاز به لطفت داره.

32:30.812 --> 32:36.312
‫دوست... دوست مریضم نیاز به نگه‌داری داره
‫در حالی که من نیستم.

32:37.604 --> 32:41.021
‫توی یه قاری که
‫چند فرسنگ با اینجا فاصله داره.

32:42.521 --> 32:44.062
‫آب و غذا براش بذار.

32:44.687 --> 32:46.854
‫ولی واردش نشو.

32:47.854 --> 32:49.396
‫بعد از نیمه شب هم نیا.

32:51.021 --> 32:51.896
‫پولی ندارم.

33:01.604 --> 33:03.104
‫بیشتر از چیزی که بخوای اون تو هست.

33:04.896 --> 33:06.521
‫بقیه‌اش هم پیش خودت نگه دار.

33:27.604 --> 33:31.187
‫چندین هفته برمی‌گشتم اونجا،
‫اما دوست جادوگر رو هیچوقت ندیدم.

33:33.354 --> 33:34.229
‫تا اینکه...

33:36.062 --> 33:37.312
‫اون چیه دستت؟

33:38.854 --> 33:39.729
‫هیچی.

33:41.021 --> 33:41.896
‫رد کن بیاد.

33:46.771 --> 33:47.771
‫می‌کشمت!

33:51.479 --> 33:52.604
‫این چه کسشعریه؟

34:03.062 --> 34:04.396
‫نجات یافته شدم...

34:06.104 --> 34:07.354
‫...توسط یه هیولا.

34:08.562 --> 34:10.437
‫صورتی پر از تیغ.

34:16.646 --> 34:17.562
‫ممنونم.

34:19.146 --> 34:20.771
‫منم که باید ازت تشکر کنم.

34:23.396 --> 34:25.312
‫کمکم کردی قدرتم رو حفظ کنم.

34:32.021 --> 34:34.354
‫تو پسر کالاک هستی، مگه نه؟

34:35.021 --> 34:36.062
‫تو از کجا می‌دونی؟

34:39.854 --> 34:43.062
‫من کسی که به ظاهرم می‌خوره باشم، نیستم.

34:52.729 --> 34:55.562
‫زمان گذشت، و من اونو از ذهنم پاک کردم.

35:00.062 --> 35:01.062
‫ولی بعدش،

35:02.979 --> 35:04.021
‫سال‌ها بعد،

35:05.062 --> 35:06.646
‫خیلی بعد از عضو ارتش شدن‌ام طول نکشید...

35:34.979 --> 35:37.687
‫ممنونم، اعلی‌حضرت.

35:39.021 --> 35:40.729
‫همیشه تصور می‌کردم که تقدیرم

35:40.812 --> 35:44.187
‫می‌تونه بخش کوچیکی
‫از بزرگ‌ترین اتفاقات باشه.

35:44.271 --> 35:45.479
‫منم که باید ازت تشکر کنم.

35:46.354 --> 35:48.396
‫اگر که اون همه سال پیش کمکم نمی‌کردی...

35:48.479 --> 35:50.187
‫آب‌های اونجا برای اسب‌هاست.

35:50.271 --> 35:52.479
‫...سرنوشتم به سمت شمال رو دنبال نمی‌کردم.

35:56.062 --> 35:57.604
‫حواسم بهت بوده، پسرجان.

35:58.979 --> 36:01.896
‫از که نگهبان‌هام تو رو از دست
‫اون غاصب نجات دادن.

36:01.979 --> 36:04.646
‫می‌دونم که تو خیلی با کالاک فرق داری.

36:07.979 --> 36:08.854
‫وفاداری.

36:09.771 --> 36:10.646
‫محتاط.

36:11.979 --> 36:15.729
‫مرد درستی که توی
‫یه مأموریت خیلی مهم کمکم کنه.

36:16.854 --> 36:18.396
‫- مارو تنها بذارین.
‫- بله، قربان.

36:23.354 --> 36:24.687
‫تو همون مرد تیغی هستی.

36:28.187 --> 36:30.229
‫- حالا فهمیدی.
‫- همم.

36:30.312 --> 36:32.979
‫- چی شده؟
‫- گرالت؟

36:33.604 --> 36:35.687
‫اون مرد تیغی، آرچیان.

36:37.479 --> 36:39.604
‫وقتی که من میشناختمش،
‫امسشو گذاشته بود دونی.

36:42.146 --> 36:43.479
‫مراسم پاوتا.

36:46.021 --> 36:48.312
‫که اونجا مشخص شد که...

36:48.396 --> 36:51.229
‫- پاوتا؟
‫- حامله‌ست. آره.

36:52.062 --> 36:53.937
‫- همون مرده.
‫- باید بشینم.

36:54.021 --> 36:55.979
‫- تو که نشستی.
‫- پس باید دراز بشم.

36:56.062 --> 36:58.021
‫میشه یکی توضیح بده؟

36:58.104 --> 37:00.146
‫اگه چیزی که کاهیر میگه درست باشه،

37:00.229 --> 37:01.187
‫کسی که من به عنوان دونی می‌شناختم...

37:01.271 --> 37:02.187
‫جون‌ام رو نجات دادی.

37:02.271 --> 37:04.229
‫...تبدیل شده به امهیر وار امریس.

37:05.229 --> 37:06.771
‫و می‌خواد با سیری ازدواج کنه.

37:08.896 --> 37:10.146
‫بچه‌ی خودش.

37:14.646 --> 37:15.646
‫سال‌ها پیش،

37:16.146 --> 37:17.729
‫ویلگه‌فورتز امهیر رو متقاعد کرد

37:17.812 --> 37:21.604
‫که سرنوشتش رو دوش برآورده کردن
‫پیشگویی ایثلین نشسته.

37:22.104 --> 37:23.229
‫اینکه وارث داشته باشه؟

37:24.104 --> 37:25.437
‫با... دختر خودش؟

37:26.021 --> 37:27.312
‫سیری فرزند پیشگویی منه.

37:28.479 --> 37:31.062
‫اگه از تولدش مسئولیت‌اش رو می‌پذیرفتم،
‫این اتفاق‌ها نمی‌افتاد.

37:31.146 --> 37:32.521
‫باورم نمیشه.

37:32.604 --> 37:34.479
‫سرنوشت شامل انتخاب‌ها هم میشه.

37:34.562 --> 37:38.271
‫تو یه مسیری رو انتخاب کردی.
‫قبول نکردنش یه انتخاب بوده.

37:38.354 --> 37:40.687
‫من زاده شده‌ام که هیولا بکشم
‫و پول بگیرم. همین و بس.

37:40.771 --> 37:42.146
‫مشخصه که اینطور نیست.

37:42.229 --> 37:44.979
‫- داری تکامل پیدا می‌کنی.
‫- همه‌مون همینطوریم. نمی‌بینی؟

37:45.062 --> 37:47.437
‫منم کورکورانه از امهیر پیروی کردم،

37:47.937 --> 37:51.062
‫ولی وقتی سیریلا رو تو تاند دیدم،
‫متوجه آینده شدم.

37:51.562 --> 37:54.562
‫مسیر جدیدی انتخاب کردم.
‫اینکه کمک‌اش کنم.

37:54.646 --> 37:56.021
‫و بعدش هم با تو آشنا شدم.

37:57.437 --> 37:58.937
‫تصادف نیست، گرالت.

37:59.021 --> 38:02.021
‫خواب‌هایی که جفت‌تون داشتین.
‫با عقل جور در میاد.

38:02.104 --> 38:03.396
‫هیچ هم جور در نمیاد.

38:07.312 --> 38:09.854
‫می‌دونی که ینیفر تو
‫یه بار جون‌ام رو نجات داد؟

38:13.479 --> 38:14.771
‫اگه ازش بپرسی،

38:15.271 --> 38:17.771
‫مطمئنم هیچ ایده‌ای نداره
‫که چرا اون تصمیم رو گرفت.

38:17.854 --> 38:18.854
‫ولی اینکارو کرد.

38:18.937 --> 38:21.062
‫این سرنوشته، می‌فهمی؟

38:21.146 --> 38:23.937
‫برای همه‌مون.
‫تا مارو برسونه به همینجا که هستیم.

38:33.062 --> 38:34.521
‫نه، این موضوع برای من شخصیه.

38:35.354 --> 38:36.354
‫فقط و فقط خودم.

38:38.479 --> 38:40.021
‫پس خوب به حرفا گوش نکردی.

38:41.396 --> 38:43.187
‫گرالت، برای همه‌مون شخصیه!

38:45.354 --> 38:47.021
‫خورشید به زودی در میاد.

38:47.771 --> 38:50.146
‫شاید وقت استراحت کردن

38:51.062 --> 38:51.979
‫و اندیشیدن رسیده باشه.

38:53.521 --> 38:55.354
‫انسان‌ها، اینطور که بنظر میاد

38:56.521 --> 38:57.437
‫پیچیده‌ان.

38:57.521 --> 38:58.604
‫بعضی اوقات.

39:01.979 --> 39:03.146
‫ولی توی این مورد،

39:04.729 --> 39:07.729
‫داستانش، چیزی که
‫به جلو می‌رونتش، در واقع خیلی،

39:08.771 --> 39:09.771
‫خیلی ساده‌ست.

39:19.854 --> 39:20.854
‫کمک می‌خوای؟

39:22.229 --> 39:24.354
‫ترجیح می‌دم کوئن کمکم کنه. مرسی.

39:26.104 --> 39:27.146
‫کوئن که مو نداره.

39:27.229 --> 39:28.729
‫خدای من، همینش خنده‌داره دیگه.

39:29.229 --> 39:30.729
‫آهان، جک گفتی.

39:31.312 --> 39:32.396
‫یادمه.

39:35.479 --> 39:37.104
‫شاید باورت نشه،

39:37.187 --> 39:40.021
‫ولی... منم چیز میز بلدم.

39:41.937 --> 39:44.271
‫ینیفر ساعت‌ها میشست به خودش می‌رسید.

39:46.562 --> 39:48.354
‫دلت براش تنگ شده، مگه نه؟

39:50.271 --> 39:51.146
‫همینطوره.

39:53.187 --> 39:57.562
‫بچه که بودم... مامانم مریض بود،
‫کمکش موهاش رو درست می‌کردم.

39:57.646 --> 40:00.229
‫سخته برام بچگیات رو تصور کنم.

40:01.521 --> 40:03.646
‫وقتی از تو سن‌ام کمتر بود،

40:03.729 --> 40:06.354
‫آرزو داشتم که یه روز شوالیه بشم.

40:07.646 --> 40:09.896
‫"گرالت از ریویا" لقب شوالیه‌ایت نیست؟

40:09.979 --> 40:13.104
‫خودم به خودم این اسم رو دادم
‫که قراردادهای بهتری بهم برسه،

40:13.187 --> 40:14.937
‫گرچه اولین انتخابم نبوده.

40:15.021 --> 40:16.521
‫خواهش می‌کنم بگو چی بود اولی.

40:20.521 --> 40:24.687
‫گرالت راجر اریک دو هاوت‌بلگارد.

40:27.521 --> 40:30.479
‫آره. واکنش وزمیر هم، همین بود.

40:30.562 --> 40:32.812
‫خب، هنوزم اگه بخوای می‌تونی شوالیه بشی.

40:32.896 --> 40:36.104
‫اگه این چرت‌وپرت‌های ویچر بودن از هم بپاشه.

40:37.271 --> 40:38.354
‫گرچه،

40:39.062 --> 40:41.812
‫یه شوالیه باید
‫به پادشاهش اعتماد داشته باشه،

40:43.271 --> 40:45.062
‫و تو بنظر نمیاد به کسی اعتماد داشته باشی.

40:45.687 --> 40:49.104
‫بیشتر نگران اتفاق‌هایی‌ام که بعدش بیافته
‫تا اینکه بهش اعتماد داشته باشم.

40:50.604 --> 40:52.354
‫چی، منظورت احساساته؟

40:53.521 --> 40:57.229
‫البته، شما ویچرها از این چیزا ندارین،
‫مگه نه؟ حداقل که اینطور میگن.

40:59.229 --> 41:00.312
‫گاهی اوقات...

41:02.312 --> 41:05.812
‫از صمیم قلبت تصمیم بگیری
‫ممکنه نتیجه‌های معنادارتری داشته باشه.

41:08.312 --> 41:10.729
‫و یا عواقب وحشتناک.

41:10.812 --> 41:12.979
‫اعتماد کردن به مردم اونقدرا بد نیست.

41:13.062 --> 41:16.646
‫حداقل‌اش میشه گفت،
‫همچین تلاشی داشتن خودش باشکوهه.

41:19.687 --> 41:20.729
‫اینم از این.

41:22.479 --> 41:24.521
‫دیدی؟

41:25.896 --> 41:29.646
‫گذاشتم یه ویچر موهامو درست کنه،
‫و خیلی هم فوق‌العاده شد.

41:31.687 --> 41:32.562
‫اعتماد کن.

41:38.771 --> 41:39.854
‫من تو رو شوالیه می‌کنم،

41:40.646 --> 41:46.771
‫سر گرالت راجر اریک دو هاوت‌بلگارد.

42:15.896 --> 42:18.021
‫آدام معاشرت، نحوه پوشش...

42:18.562 --> 42:20.896
‫انگاری کلا این چیزا حالیش نمیشه.

42:20.979 --> 42:24.021
‫اونوقت شما خودت چه روشی پیش گرفتی؟

42:24.687 --> 42:26.771
‫بزنیش یا تشویقش کنی؟

42:26.854 --> 42:29.146
‫بنظرم که اونو هرچقدر بزنی هم
‫بازم چیزی حالیش نمیشه.

42:30.437 --> 42:33.229
‫- بذار من باهاش صحبت کنم. خب؟
‫- راحت باش.

42:47.687 --> 42:48.771
‫اعلی‌حضرت؟

42:53.771 --> 42:55.937
‫خیلی باهاتون حرف نزدم، مگه نه؟

42:57.312 --> 42:58.646
‫و از این بابت، بنده

42:59.771 --> 43:00.937
‫شرمنده‌ام.

43:05.562 --> 43:09.354
‫شرایط‌تون اینجا
‫مطمئنا حس شکنجه شدن داره.

43:10.979 --> 43:12.521
‫ترجیح میدم بسته باشن!

43:24.021 --> 43:25.271
‫یه چیزی بهم بگین.

43:27.854 --> 43:29.396
‫آیا با

43:30.479 --> 43:31.687
‫نقش بازی کردن آشنایی دارین؟

43:33.854 --> 43:35.437
‫همم؟ بازیگری.

43:36.812 --> 43:37.687
‫تئاتر.

43:38.187 --> 43:40.812
‫- مثل گروه‌های نمایشی؟
‫- دقیقا.

43:40.896 --> 43:43.312
‫اه، من... یه کوچولو بازیگری کردم.

43:43.396 --> 43:45.396
‫کار سختی می‌تونه باشه.

43:46.354 --> 43:47.771
‫اینکه کجا وایسی و...

43:48.687 --> 43:50.479
‫و چی بگی...

43:52.562 --> 43:54.104
‫کی بگی.

43:55.229 --> 43:59.562
‫می‌دونی، بنظرم هیچی مثل یه تئاتر خوب نمیشه.

44:00.687 --> 44:02.312
‫هیچی بدتر از

44:03.646 --> 44:04.562
‫بازیگری بد هم نیست.

44:07.187 --> 44:08.937
‫متوجه منظورم هستی، سیریلا؟

44:11.812 --> 44:13.104
‫می‌دونی، بعضی از، اه...

44:14.187 --> 44:17.062
‫بعضی از بهترین خاطراتم
‫مال وقتیه که می‌دونستم شخصیت‌ام

44:17.146 --> 44:19.437
‫و... و نقشی که بهم داده بودن،

44:19.979 --> 44:22.437
‫و دلیلش رو بلد بودم.

44:24.354 --> 44:26.187
‫و بعضی از بدترین خاطرات‌ام هم...

44:28.771 --> 44:29.896
‫وقتی بودن که من...

44:31.729 --> 44:32.646
‫...مقاومت کردم

44:34.223 --> 44:35.842
‫در برابر نقشی که بهم داده شده بوده.

44:43.437 --> 44:44.687
‫وقتی داشتی نقش بازی می‌کردی؟

44:44.771 --> 44:46.396
‫راز کار همینه.

44:48.062 --> 44:51.146
‫هیچوقت دست از نقش بازی کردن بر نداشتم.

44:52.771 --> 44:54.312
‫نقش‌ام رو بلد بودم.

44:56.271 --> 44:58.146
‫سؤال اصلی‌ام برای شما اینه که،

44:59.812 --> 45:01.854
‫شما هم نقش خودت رو می‌دونی؟

45:02.896 --> 45:04.937
‫من یه شاه‌دخت‌ام.

45:06.229 --> 45:09.812
‫و می‌دونی شاه‌دخت‌های خوب
‫چه اتفاقی براشون میافته؟

45:13.937 --> 45:15.854
‫- تبدیل به ملکه میشن.
‫- بله.

45:16.437 --> 45:21.979
‫اگه که خوش رفتاری کنن و از کسایی که
‫بهتر سرشون میشه حرف شنوی کنن،

45:22.062 --> 45:26.187
‫مثل دوستان خوبت
‫خانم استلا و آقای اسکلن.

45:26.271 --> 45:29.896
‫و بعدش همه اون چیزایی که
‫بنظر مثل شکنجه میومدن

45:29.979 --> 45:32.521
‫می‌تونن حس چیزی که واقعا هستن رو بدن.

45:32.604 --> 45:33.729
‫یه پاداش.

45:34.854 --> 45:36.979
‫و بجای اینکه احساس ملکه بودن داشته باشی،

45:38.396 --> 45:42.229
‫انقدر عمر می‌کنی که
‫واقعا تبدیل به ملکه بشی.

45:44.562 --> 45:49.354
‫تا زمانی که کسی حقیقت رو نفهمه.

45:53.146 --> 45:54.812
‫متوجه حرف‌های هم هستیم؟

45:59.146 --> 46:00.062
‫همینطوره.

46:01.896 --> 46:03.687
‫خوبه. خیلی خوبه.

46:05.229 --> 46:06.646
‫خب، بهتره که راه بیافتم.

46:07.771 --> 46:10.312
‫امیدوارم که بتونیم

46:10.396 --> 46:13.104
‫اعتماد بین‌مون رو حفظ کنیم.

46:13.187 --> 46:14.771
‫خوب نمیشه اونطوری؟

46:15.354 --> 46:17.187
‫چه روز شگفت‌انگیزیه.

46:22.979 --> 46:23.979
‫اعلی‌حضرت.

47:07.521 --> 47:09.479
‫بچه‌ها بیدار شید.

47:12.437 --> 47:13.604
‫وسایل‌تون رو جمع کنین.

47:14.146 --> 47:15.771
‫باید یه راهی پیدا کنیم
‫از رودخونه رد بشیم.

47:15.854 --> 47:17.604
‫از اول شخص جمع استفاده کرد؟

47:17.687 --> 47:19.479
‫- حالت خوبه؟
‫- پاش بهتره.

47:19.562 --> 47:21.604
‫انگاری تمام چیزی که می‌خواست
‫یه روز کامل استراحت بوده.

47:21.687 --> 47:22.687
‫بنظر میاد همه‌مون احتیاج داشتیم.

47:23.187 --> 47:24.396
‫آره.

47:24.470 --> 47:26.303
‫عجب افرادی دورم جمع شدن.

47:28.354 --> 47:29.479
‫دوتا دورف.

47:30.146 --> 47:31.146
‫یه گنوم.

47:31.937 --> 47:32.812
‫یه شاعر

47:34.437 --> 47:36.271
‫یه نیمه درایاد، نیمه زن.

47:36.354 --> 47:39.062
‫یه نیلفگاردی که اصرارداره بگه
‫نیلفگاردی نیست.

47:39.146 --> 47:40.146
‫خب، نیستم.

47:41.604 --> 47:42.771
‫و یه خون‌آشام.

47:43.729 --> 47:44.646
‫پشمام...

47:44.729 --> 47:46.979
‫به این کارت هیچوقت عادت نمی‌کنم.

47:47.479 --> 47:48.854
‫و رهبر گروه‌مون هم،

47:49.354 --> 47:51.979
‫ویچری که عذاب وجدان داره.

47:52.521 --> 47:54.104
‫بدون شماها به اینجا نمی‌رسیدم.

47:55.104 --> 47:56.104
‫همه‌تون.

47:58.937 --> 47:59.937
‫میلوا.

48:01.021 --> 48:02.687
‫فکر می‌کنی می‌تونیم از گذر رد بشیم؟

48:02.771 --> 48:03.979
‫مطمئنم که می‌تونیم.

48:04.771 --> 48:06.604
‫دیروز که قابل گذر بود.

48:08.562 --> 48:10.854
‫اسکل!

48:12.354 --> 48:13.312
‫لعنتی.

48:47.687 --> 48:49.937
‫خواهش می‌کنم!

49:15.187 --> 49:17.229
‫بهم بگو کجا قایم شدن.

49:17.312 --> 49:18.896
‫بهم بگو.

49:18.979 --> 49:20.854
‫بهم بگو...

49:20.937 --> 49:22.604
‫...کجا قایم شدن.

49:22.687 --> 49:24.646
‫بهم بگو. بهم بگو. بهم بگو.

49:24.729 --> 49:25.771
‫بهم بگو. بهم بگو. بهم بگو.

49:26.354 --> 49:28.271
‫بهم بگو.

49:28.354 --> 49:29.854
‫- بهم بگو.
‫- بهم بگو کجا قایم شدن.

49:29.937 --> 49:31.562
‫- من...
‫- بهم بگو... بهم بگو...

49:31.646 --> 49:32.937
‫نه. بس کن. کافیه.

49:33.021 --> 49:34.771
‫- خواهش می‌کنم!
‫- بهم بگو کجا قایم شدن.

49:34.854 --> 49:36.146
‫مونتیه‌کالوو

49:36.229 --> 49:38.104
‫- رفتن مونه‌کالوو.
‫- ...کالوو...

49:44.979 --> 49:47.729
‫خب، انقدر سخت بود؟

49:55.771 --> 49:57.854
‫شاش بگیرنت.

50:10.896 --> 50:11.771
‫ین.

50:12.771 --> 50:13.729
‫ویلگه‌فورتز...

50:14.271 --> 50:15.312
‫داره میاد.

50:15.979 --> 50:16.937
‫آماده باش.

50:18.000 --> 50:38.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
