WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:18.720 --> 00:20.720
‫گرالت؟ گرالت!

00:21.890 --> 00:24.100
‫بیدار شو

00:24.100 --> 00:25.680
‫خدا رو شکر. بیدار شدی

00:25.680 --> 00:28.310
‫یه مشکل جزئی پیش اومده

00:34.600 --> 00:35.930
‫بقیه کجان؟

00:35.930 --> 00:38.716
‫دوستامون هر کدوم به سرنوشت نامعلومی

00:38.740 --> 00:40.900
‫دچار شدن و ما هم...

00:44.260 --> 00:45.770
‫تو اهل سینترایی

00:45.770 --> 00:48.810
‫تعجب کردی که متحدان امپراتوری‌تون رو
شکست دادیم؟

00:48.810 --> 00:49.770
‫متحدان؟

00:49.770 --> 00:54.325
‫وقتی حمله‌شون به اردوگاه پناهجویان رو
‫سرکوب کردیم، تو هم اونجا بودی

00:54.350 --> 00:56.600
‫شماها جاسوسید

00:56.600 --> 00:58.850
‫خائنانی که برای نیلفگارد کار می‌کنید

00:58.850 --> 01:00.930
‫من هیچ صنمی با نیلفگارد ندارم

01:00.930 --> 01:04.880
‫بهت اطمینان میدم که ما هیچ دشمنی‌ای با
‫سینترا یا ملکه کالانته‌‌ی فقید نداریم

01:04.880 --> 01:07.430
‫اسم‌ ایشون رو به زبون نیار!

01:07.430 --> 01:12.290
‫اون روز که از حق غافلگیریت استفاده کردی،
‫اونجا بودم

01:12.810 --> 01:15.930
‫و حالا ملکه‌ی من مُرده،

01:15.930 --> 01:19.470
‫خونه‌هامون غارت و اِشغال شد و

01:20.020 --> 01:21.430
‫شاهدخت سیریلا،

01:21.430 --> 01:24.470
‫کسی که بهمون امید و هدف داد،

01:24.470 --> 01:27.396
‫حالا به لطف تو،

01:27.420 --> 01:29.420
هم‌نشین امهیر شده

01:29.640 --> 01:32.560
‫امروز سرت از تنت جدا میشه،

01:32.560 --> 01:34.560
که به تنت زیادی کرده

01:34.560 --> 01:36.180
‫داری اشتباه می‌کنی

01:36.180 --> 01:38.100
‫برای اعدام آماده‌شون کنید!

01:38.100 --> 01:39.810
‫گندش بزنن

01:41.390 --> 01:43.020
‫باید پیش‌بینی می‌کردیم

01:43.020 --> 01:46.310
‫اون فالتست خواهرباز به شمال خیانت کرده

01:46.310 --> 01:48.140
‫زده زیر معاهده‌ی صلحش با نیلفگارد

01:48.140 --> 01:52.688
‫صلح؟ فالتست تا بیاد شلوارش رو بکشه بالا،
‫امهیر کل تیمریا رو فتح کرده

01:52.713 --> 01:54.543
‫سرور...

01:59.850 --> 02:02.560
‫سرورم؟ این لحظه‌ی سرنوشت‌ساز شماست

02:02.560 --> 02:05.000
‫می‌تونیم به دیلینگن حمله کنیم

02:07.680 --> 02:10.220
‫شمال تشنه‌ی پیروزیـه

02:11.350 --> 02:14.350
‫اگه به دیلینگن حمله کنیم،
خطر از دست دادن چند نفر وجود داره؟

02:14.350 --> 02:15.810
‫ششصد نفر، سرورم

02:16.470 --> 02:19.500
‫اما اگه هیچ‌کاری نکنید،
خیلی خطرش بیشتره

02:23.140 --> 02:26.100
‫شاید نوشیدنی بیشتر، اعلی‌حضرت رو
‫بی‌ چاکِ دهن بکنه

02:27.000 --> 02:33.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:34.000 --> 02:37.000
‫مترجم: «محمدعلی sm »

02:38.310 --> 02:39.600
‫عوضی به دردنخور!

02:42.640 --> 02:44.938
‫شرمنده که مزاحم میشم اما

02:44.962 --> 02:47.445
‫شاید بتونم کمکی بکنم

02:47.470 --> 02:49.130
‫می‌خوای جای درخت وایسی؟

02:50.600 --> 02:51.980
‫اگه شما بخواید بله

02:52.640 --> 02:55.760
‫یا این که می‌تونم ببرم‌تون پیش
مهمانانِ ‫محترمی که

02:55.784 --> 02:57.784
به اردوگاه آورده شدن

02:58.520 --> 03:03.040
‫شاید راه لذت‌بخش‌تری برای خالی کردنِ
‫دق و دلی‌تون پیدا کردید

03:11.140 --> 03:13.680
‫آوازه‌خوان دشمن شما نیست.
‫ولش کنید بره

03:14.680 --> 03:15.680
‫پایین نگهش دارید

03:17.220 --> 03:18.890
‫داری اشتباه می‌کنی

03:18.890 --> 03:22.360
‫این مرد قسم خورده تا از
‫سیریلا از سینترا محافظت کنه!

03:23.850 --> 03:25.890
‫- نـه!
‫- سلاحت رو بگیر پایین

03:27.140 --> 03:28.680
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

03:28.960 --> 03:31.850
‫به دستور سیگیسموند دیکسترا،

03:31.850 --> 03:34.210
جایی با این آوازه‌خوان کار دارن

03:35.220 --> 03:36.540
‫ویچر هم همراه من میاد

03:43.026 --> 03:51.006
« ویچر »
« فصل چهارم »
« قسمت چهارم: موعظه‌ای برای بقا »

03:53.390 --> 03:54.390
‫ایناهاش!

03:55.100 --> 03:58.560
‫آفرین. بالأخره بعد این همه‌مدت
‫یه چیزی پیدا کردی

03:59.310 --> 04:00.660
‫همه‌چی رو بهم بگو

04:00.660 --> 04:04.700
‫این ضمیمه‌ایـه که بعد از «تلاقی»
‫توسط شخصی به اسم «اولاک» نوشته شده

04:09.350 --> 04:11.750
‫می‌دونم چرا خیلی‌ها به سیری
‫اهمیت زیادی میدن

04:12.640 --> 04:16.464
‫اون از خون ارشدیـه که بهش
‫قدرت فروپاشی فضا و زمان رو میده،

04:16.489 --> 04:19.549
‫نه قدرت فروپاشی این قاره،
‫بلکه فروپاشی بقیه‌ی جهان‌ها

04:20.100 --> 04:21.310
‫مگه ممکنـه؟

04:21.310 --> 04:23.520
‫ممکن که هست اما روش انجامش...

04:25.380 --> 04:28.100
‫اشکالی نداره

04:30.140 --> 04:31.140
‫بهم بگو

04:33.520 --> 04:37.520
‫ویلگه‌فورتز می‌تونه نیروی حیاتش رو
‫ازش بگیره و مال خودش کنه

04:37.520 --> 04:39.080
‫ینا، این به کشتنش میده

04:41.600 --> 04:43.630
‫این‌طوری که خیلی بد شد

04:46.310 --> 04:47.680
‫خیلی خوشحالم که...

04:49.770 --> 04:51.600
‫بالأخره فهمیدیم

04:51.600 --> 04:55.250
‫نباید بذاری همچین بلایی سرش بیاد، ینا.
‫اون می‌میره. ینا، اون می‌میره...

04:57.810 --> 04:59.680
‫دیگه تظاهر کردن بی‌فایده‌ست

05:00.390 --> 05:02.180
‫هر چی که لازم بود رو فهمیدم

05:02.680 --> 05:03.680
‫ویلگه‌فورتز...

05:12.770 --> 05:14.430
‫وای، من چی‌کار کردم؟

05:16.270 --> 05:18.350
‫هر چی که لازم داشتم رو بهم دادی

05:19.890 --> 05:21.390
‫اما باید اعتراف کنم که...

05:22.600 --> 05:24.720
‫دلم برای اجرا کردن این...

05:25.680 --> 05:27.430
‫...نقش‌‌های کوچیک تنگ میشه

05:29.850 --> 05:31.310
‫انگار مهمون داریم

05:34.270 --> 05:35.390
‫قربان

05:35.390 --> 05:37.560
‫بیا داخل. کنارمون باش

05:40.350 --> 05:41.720
‫ایسترد رو که می‌شناسی

05:42.850 --> 05:43.850
‫البته

05:45.890 --> 05:48.100
‫- اون زندانی...
‫- زندانیـه؟

05:50.060 --> 05:51.120
‫بله

05:53.180 --> 05:54.420
‫عین خودت

05:55.660 --> 05:58.790
‫وای، تو همیشه اینجا زندانی بودی، فرینجیلا

05:59.890 --> 06:01.520
‫فقط پشت میله‌ها نبودی

06:10.770 --> 06:11.780
‫همم

06:15.640 --> 06:17.430
‫من جای...

06:18.520 --> 06:20.520
‫خیلی مخصوصی رو...

06:21.390 --> 06:22.470
‫برات آماده کردم...

06:23.180 --> 06:26.270
‫جایی که هر چیزی که لازم داشته باشم رو
‫بهم میدی

06:34.720 --> 06:35.970
‫سلام

06:35.970 --> 06:37.060
‫خوش اومدید

06:38.520 --> 06:40.810
‫خیلی خوشحالم که به سلامت رسیدید

06:40.810 --> 06:43.810
‫برنامه‌ها یکم عوض شدن.
‫هر وقت آماده بودید، تمرینات رو شروع کنید

06:43.810 --> 06:45.350
‫ینیفر

06:45.350 --> 06:48.140
‫- امکان نداره
‫- می‌دونم قرارمون این نبود

06:48.140 --> 06:52.060
‫نباید هم باشه. این دخترها مبارز نیستن.
‫اونا به اینجا پناه آوردن

06:52.060 --> 06:55.850
‫این پناهگاه در صورتی در امان می‌مونه که
‫از قدرت‌هاشون استفاده کنیم

06:55.850 --> 06:58.180
‫- ویلگه‌فورتز توی راهـه
‫- به‌خاطر توئـه

06:58.180 --> 06:59.220
‫ریتا

06:59.250 --> 07:02.700
‫تو بهشون وعده محافظت دادی.
‫حالا می‌خوای مجبورشون کنی براش بجنگن؟

07:02.720 --> 07:04.850
‫نمیشه که هم خر رو بخوای، هم خرما

07:04.850 --> 07:06.600
‫بهشون باور دارم...

07:06.600 --> 07:08.980
‫چون خودمون هم مثل اونا بودیم

07:11.180 --> 07:12.720
‫می‌دونی که انتخاب من مبارزه‌ست

07:13.520 --> 07:16.470
‫وقتی هم‌سن اونا بودیم،
‫می‌دونی که انتخاب‌مون همین بود

07:16.470 --> 07:18.663
‫اما اون‌ها آخرین بازمانده‌های...

07:18.688 --> 07:21.121
‫آخرین نسل آریتوزا هستن

07:21.680 --> 07:24.600
‫اگه اینجا شکست بخوریم،
‫جادو باید باقی بمونه

07:26.850 --> 07:28.500
‫باید امید وجود داشته باشه

07:45.390 --> 07:48.100
‫کسی با مارتی سودرگرن حرف زده؟

07:49.520 --> 07:51.890
‫ننکه و کاهنِ ملیتلی؟

07:51.890 --> 07:54.390
‫پنج یا ده نفر دیگه.
‫چه فرقی می‌کنه ین؟

07:54.890 --> 07:57.491
‫اگه ویلگه‌فورتز رو بیاری اینجا
‫همه‌مون پشت همین دیوارها می‌میریم

07:57.516 --> 07:59.936
‫اگه کاری نکنیم، می‌میریم

08:09.720 --> 08:10.850
‫فیلیپا، خدای من

08:10.850 --> 08:13.850
‫حرومش نکن عزیزم.
‫خیلی چیزها میشه باهاش درست کرد

08:16.180 --> 08:18.220
‫حال من خوبـه

08:18.220 --> 08:19.830
‫حال اون جاکش خوب نیست

08:20.470 --> 08:22.430
‫جادوگرهای یاغی کمین کردن

08:23.350 --> 08:25.680
‫خواهران‌مون توی اکسن‌فورت، سلاخی شدن

08:27.720 --> 08:29.770
‫کس دیگه‌ای نمیاد، ینیفر

08:29.770 --> 08:31.430
‫شانس من یکم بهتر بود

08:32.220 --> 08:34.970
‫اما همه‌تون باید ذهن‌تون رو باز نگه دارید

08:41.850 --> 08:42.920
‫وزمیر

08:45.180 --> 08:46.220
‫کوئن

08:46.810 --> 08:47.770
‫لمبرت

08:47.770 --> 08:48.830
‫به تریس هم گفتم

08:50.140 --> 08:53.100
‫خودم رو قاتی سیاست‌های جادویی‌تون نمی‌کنم

08:53.100 --> 08:55.470
‫دیگه هیچ‌وقت ازت نمی‌خوام
‫به‌خاطر من مبارزه کنی

08:56.220 --> 08:57.520
‫می‌دونم چه آسیب‌هایی دیدی

08:58.020 --> 09:00.430
‫بیشتر به این فکر می‌کرد که
‫اونا به چی دل بستن

09:01.560 --> 09:02.720
‫دژشون

09:02.720 --> 09:05.520
‫برای چندین سال از کائر مورهن محافظت کردن

09:05.520 --> 09:07.130
‫تا این که اون از راه رسید

09:10.770 --> 09:12.930
‫وزمیر، می‌تونی کمک‌مون کنی؟

09:15.060 --> 09:17.540
‫چطوری می‌تونیم از سرزمین‌مون محافظ کنیم؟

09:19.060 --> 09:20.250
‫کار راحتی نیست

09:22.020 --> 09:25.760
‫من فقط چندلحظه‌‌ست که اومدم اینجا
‫اما از همین الان مشخصـه که

09:25.760 --> 09:28.810
‫مثل بیوه‌ها تو مراسم عروسی، در معرض خطره

09:28.810 --> 09:31.770
‫حقیقت داره که این ویلگه‌فورتز

09:32.270 --> 09:33.340
‫دنبال سیریـه؟

09:35.220 --> 09:39.000
‫اگه نتونی تو مبارزه پیروز شی،
‫اینجا آوردنش یه ذره هم فرقی نمی‌کنه

09:39.580 --> 09:41.560
‫ما می‌تونیم...

09:41.560 --> 09:43.470
‫هر کاری بکنیم

09:43.470 --> 09:44.680
باعث افتخاره

09:46.060 --> 09:47.890
‫سابرینا گلویسیگ هستم

09:48.600 --> 09:51.460
‫نفرمایید، افتخار از ماست، ساحره

09:52.270 --> 09:55.961
‫ینیفر، با این که فرینجیلا نفوذ‌ کرده اما

09:55.985 --> 09:57.640
‫همچنان کافی نیست

09:57.640 --> 10:00.310
‫دفاع از قصر خودش یه بحثـه،

10:00.310 --> 10:04.680
‫بازی کردن با دُم قوی‌ترین جادوگری که
‫تا حالا وجود داشته هم

10:04.680 --> 10:05.880
‫یه بحث دیگه‌ست

10:08.430 --> 10:11.640
‫شاید بهتره درمورد نقشه‌مون
‫یه تجدیدنظر بکنیم، عزیزم

10:20.560 --> 10:22.020
‫حق با کشیش بود

10:22.520 --> 10:25.140
‫شر همیشه بین‌مون هست

10:25.140 --> 10:27.020
‫حداقل تونستیم با اسب فرار کنیم

10:27.020 --> 10:28.520
‫- آره
‫- اون ضرب‌المثله چی بود؟

10:28.520 --> 10:30.270
‫«تا دو نشه، بازی نشه»

10:35.470 --> 10:37.020
‫بمیر،‌ جادوگر کثیف!

10:37.020 --> 10:39.270
‫دل و روده‌ت رو عین یه خوک می‌ریزم بیرون!

10:39.270 --> 10:41.600
‫خیلی خب. اسبه نفرین‌شده بود!

10:53.770 --> 10:56.890
‫می‌خواستم تیرت رو برگردونم، اِلف

10:59.350 --> 11:01.350
‫من اِلف نیستم، نیلفگاردی

11:02.020 --> 11:03.640
‫من هم نیلفگاردی نیستم

11:11.953 --> 11:15.632
‫یه دو هفته‌ای هست که دنبال‌مونی

11:15.657 --> 11:16.775
‫واسه چی؟

11:16.800 --> 11:19.160
‫دارم تلاش می‌کنم که دوباره
‫مسیرم رو پیدا کنم

11:20.060 --> 11:21.088
‫به سیریلا

11:21.113 --> 11:22.430
‫سیریلای گرالت؟

11:22.430 --> 11:23.770
‫من رؤیاهایی دیدم

11:24.350 --> 11:26.720
‫معتقدم که سرنوشت من به اون گره خورده

11:28.970 --> 11:30.020
‫و همچنین به گرالت

11:30.020 --> 11:31.930
‫- حتماً، البته اگه بکشتت
‫- خب بکشه

11:31.930 --> 11:33.560
‫- می‌خوای بمیری؟
‫- نه

11:35.520 --> 11:36.520
‫نه

11:39.430 --> 11:42.140
‫دنبال فرصتیـم تا نشون بدم
‫چقدر اشتباه می‌کردم،

11:42.140 --> 11:43.220
‫به اون

11:44.100 --> 11:45.310
‫و به خودم

11:47.720 --> 11:49.980
‫اون‌وقت تو چرا کمکم می‌‌کنی؟

11:51.680 --> 11:53.140
‫واقعاً چرا؟

11:54.310 --> 11:56.080
‫بنا به دلایلی که خودم هم نمی‌دونم...

11:59.020 --> 12:00.560
‫حقیقت رو توی چشمات می‌بینم

12:01.850 --> 12:03.670
‫و حالا توی حرفات می‌بینمش

12:07.560 --> 12:08.720
‫اسم من کاهیره

12:09.850 --> 12:11.380
‫بهم بگو میلوا

12:18.350 --> 12:20.390
‫- بریم دنبال دوستام؟
‫- آره، بریم

12:31.180 --> 12:33.330
‫هیچ‌وقت یاد نمی‌گیری، مگه نه جیز؟

12:35.930 --> 12:37.310
‫خبرهای بدی دارم

12:41.780 --> 12:43.640
‫- ما اسطوره شدیم
‫- این رو ببینید

12:43.640 --> 12:45.430
‫تحت تعقیبیم.
‫آره، باید هم باشیم

12:45.430 --> 12:47.100
‫گندش بزنن فالکا، این رو ببین

12:47.100 --> 12:48.810
‫وای! جایزه‌ت دو برابر میسلـه

12:48.810 --> 12:49.970
‫باریکلا فالکا!

12:50.890 --> 12:53.390
‫وقتی موهای دختر بارون رو کوتاه کنی،
‫همین میشه دیگه

12:53.390 --> 12:55.930
‫بعدش هم شکارچی‌های اجیر‌شده‌ش رو
‫تو روز روشن تیکه‌پاره کنی

12:55.930 --> 13:01.476
‫- بارون دیگه همچین اشتباهی نمی‌کنه
‫- دفعه بعد، ده نفر بیشتر می‌فرسته

13:02.350 --> 13:04.100
‫کسی دلش کیلی‌جون رو نمی‌خواد

13:06.140 --> 13:07.580
‫هر چقدر می‌خواید بخندید اما

13:07.580 --> 13:10.480
‫بعد از ماجرای روکین باید باهوش‌تر از
‫این حرفا باشیم

13:11.680 --> 13:14.060
‫مگه تو روکین چه خبر شده؟

13:19.060 --> 13:20.810
‫یه مأموریتی انجام دادیم

13:20.810 --> 13:22.020
‫یه مأموریت درست‌حسابی و...

13:22.660 --> 13:24.300
‫چندتا از دوستامون رو از دست دادیم

13:24.300 --> 13:27.020
‫و واسه خودمون دشمن تراشیدیم.
‫لئو بونهارت

13:27.020 --> 13:29.480
‫به گمونم همه‌ی جایزه‌بگیرها رو
‫نمیشه به این راحتیا کشت

13:29.480 --> 13:32.060
‫خب، اونا هنوز با فالکا آشنا نشدن

13:32.060 --> 13:34.390
‫ما به جلو نگاه می‌کنیم، نه به عقب

13:34.390 --> 13:36.640
‫قراره که تا چند روز دیگه
‫یه بسته به دست‌مون برسه

13:36.640 --> 13:38.850
‫- همه‌چی میزونـه؟
‫- همه‌چی میزونـه

13:38.850 --> 13:41.560
‫البته اگه فالکا دوباره بکشه کنار، خب؟

13:43.020 --> 13:46.210
‫نمیشه که قصاب کوچولومون
‫آتیش به پا کنه

13:48.970 --> 13:51.300
‫تلاشت قابل تحسین بود اما

13:51.300 --> 13:53.690
‫دیگه قرار نیست از چیزی جا بمونم

13:56.310 --> 13:57.720
‫من دیگه یکی از شماهام

13:59.030 --> 14:00.100
‫یادت رفته؟

14:18.850 --> 14:20.970
‫این‌طور که پیداست،
‫دنبال یه ظاهر جدیدی

14:24.430 --> 14:25.890
‫وقت عوض شدنـه

14:26.430 --> 14:28.140
‫بیا، بدش به من

14:36.100 --> 14:38.480
‫من هیچ‌وقت خیلی دنبالِ...

14:38.480 --> 14:40.020
‫توجه نبودم

14:42.600 --> 14:44.100
‫فقط می‌خواستم ناپدید شم

14:46.020 --> 14:47.350
‫لطفاً این رو نگو

14:48.720 --> 14:50.470
‫ما خیلی خوشحالیم که پیش‌مونی

14:51.310 --> 14:52.320
‫جدی میگم

14:53.390 --> 14:55.040
‫حتی کیلی هم خوشحالـه

14:55.970 --> 14:57.720
‫با این که فوق‌العاده محافظه‌کاره

15:01.180 --> 15:04.180
‫همیشه همه دل‌شون می‌خواست که من

15:05.060 --> 15:06.890
‫جوری باشم که اونا می‌خوان

15:08.140 --> 15:10.020
‫من فقط می‌خواستم خودم باشم

15:23.350 --> 15:25.020
دیدی کی این کار رو کرد؟

15:25.020 --> 15:26.430
‫- نه
‫- نه؟

15:27.310 --> 15:28.850
‫این شوهرتـه؟

15:28.850 --> 15:30.930
‫- آره
‫- وای، عزیزم

15:30.930 --> 15:32.310
‫مُرده؟

15:32.310 --> 15:34.390
‫شاید نه.
‫شاید هنوز امید باشه

15:34.390 --> 15:37.020
‫شاید بتونیم احیاش کنیم.
‫بذار ببینم

15:38.470 --> 15:41.180
‫وای. نه، متأسفانه مُرده

15:41.180 --> 15:42.200
‫مرتیکه‌ی پست!

15:42.920 --> 15:46.220
‫با این وراجی‌هات که نمی‌تونم فکر کنم

15:46.840 --> 15:47.940
‫آره

15:49.810 --> 15:51.560
‫آره، آره، آره

15:52.060 --> 15:53.070
‫آره

16:02.640 --> 16:04.680
‫عجب‌ گنده‌بکی هستی، نه؟

16:15.310 --> 16:16.640
‫تو دیگه چه بلایی سرت اومده؟

16:31.430 --> 16:34.180
‫این که فقط یه زخم سطحیـه. بیخیال

16:36.830 --> 16:38.100
‫حالا شد

16:44.930 --> 16:47.210
‫بعضیا خیلی ماهرن

16:52.770 --> 16:55.040
‫اصلاً شانستی برای مقابله نداشتی، مگه نه؟

17:06.310 --> 17:07.720
‫تو کی هستی، فالکا؟

17:13.930 --> 17:15.640
‫این هم از این

17:17.890 --> 17:18.970
‫خیلی...

17:22.220 --> 17:24.020
‫مسحورکننده شدی

17:26.930 --> 17:28.180
‫فالکا کوچولوی خودم

17:36.770 --> 17:38.100
‫دلم می‌خواد...

17:41.770 --> 17:43.430
‫یه تشکر ویژه ازت بکنم

17:47.560 --> 17:48.720
‫یه جایی رو می‌شناسم

17:54.100 --> 17:56.930
‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم، ویچر

17:56.930 --> 17:59.480
‫یسکیر رو کجا بردن؟

18:00.350 --> 18:02.020
‫به موقعش می‌فهمی

18:02.520 --> 18:04.060
‫دیگه کاری باهات ندارم، مارشال

18:04.930 --> 18:06.100
‫اون زندانی منـه

18:06.100 --> 18:08.791
‫به نفع تو و پادشاه قلابی‌تونـه که

18:08.816 --> 18:10.686
‫این رو فراموش نکنید

18:11.520 --> 18:12.810
‫با کمال احترام

18:12.810 --> 18:14.320
‫اگه به خاطر ما نبود،‌ تا الان...

18:14.320 --> 18:16.890
‫تو و دوستای پناهجوی سینتراییت
مُرده بودید

18:16.890 --> 18:18.560
‫پس گورت رو گم کن

18:20.140 --> 18:21.310
‫با کمال احترام

18:22.810 --> 18:24.810
‫خیلی خب

18:26.640 --> 18:28.700
‫مشتاق دیدار، دیکسترا

18:28.700 --> 18:30.000
‫باید ازت تشکر کنم؟

18:35.810 --> 18:40.270
‫به خاطر تو باید عین پیرمردها
‫با این عصا راه برم

18:41.850 --> 18:43.390
‫قبلاً خیلی قبراق بودی

18:45.750 --> 18:47.210
‫به این میگن روحیه

18:52.390 --> 18:53.930
‫راستش نگران بودم

18:55.350 --> 18:57.270
‫انگار دیگه توان مبارزه نداشتی

18:58.220 --> 19:00.390
‫دستام رو باز کن تا ببینیم

19:00.390 --> 19:02.420
‫احتمال داره که با اومدنت

19:02.420 --> 19:05.310
‫گره از مشکل آزاردهنده‌ای که دارم، باز کنی

19:05.310 --> 19:07.020
‫حیف که می‌میری

19:07.970 --> 19:09.760
‫اما لاأقل مرگ الانت یه هدفی داره

19:10.930 --> 19:14.390
‫چرا همیشه همه دل‌شون می‌خواد
‫از مرگ من موعظه بسازن؟

19:14.390 --> 19:16.930
‫چون یه موعظه‌ی خوب،
‫می‌تونه همه‌چی رو عوض کنه

19:17.600 --> 19:21.220
‫خدمت کردن به پادشاهی که همیشه
‫یکی قراره جاش رو بگیره، بی‌فایده‌ست

19:24.130 --> 19:26.420
‫بی‌فایده که نیست

19:26.970 --> 19:28.890
‫هر کسی یه نقشی داره

19:29.520 --> 19:31.810
‫حتی دوست آوازه‌خوان تو

19:34.470 --> 19:35.720
‫از این لحظه به بعد،

19:36.310 --> 19:37.430
‫خیالت راحت باشه که

19:38.520 --> 19:39.970
‫قضیه اصلاً شخصی نیست

19:40.600 --> 19:42.560
‫اون‌وقت تو چرا می‌خوای من بمیرم؟

19:43.270 --> 19:45.680
‫وای پسر عزیزم، مگه حرفم رو واضح نزدم؟

19:47.310 --> 19:48.810
‫همه‌چی که به تو ربط نداره

20:03.350 --> 20:04.470
‫اعلی‌حضرت

20:05.310 --> 20:07.360
‫شنیدم که چه مصیبتی سرتون اومده

20:07.360 --> 20:09.500
‫واقعاً متأسفم

20:11.890 --> 20:13.430
‫واسه چی اومدی اینجا؟

20:14.060 --> 20:17.196
‫ما داشتیم می‌رفتیم نیلفگارد تا

20:17.221 --> 20:18.865
‫سیری رو نجات بدیم

20:18.890 --> 20:21.720
‫البته بعد از این که ثابت کردیم
‫جاسوس نیستیم

20:23.530 --> 20:25.270
‫اصلاً نگرانش نباش

20:25.270 --> 20:26.340
‫وای

20:28.100 --> 20:29.120
‫ممنون

20:31.270 --> 20:32.340
‫نه

20:35.890 --> 20:37.600
‫پس...

20:39.600 --> 20:41.640
‫خیلی وقت بود هم رو ندیده بودیم

20:41.640 --> 20:43.430
‫ویزیمیر توافق کرده بود که ولم کنه

20:44.220 --> 20:47.310
‫می‌خواستم پیدات کنم،
‫کاری که تو لوکسیا کردم رو جبران کنم

20:47.310 --> 20:48.540
‫بعدش اون کشته شد

20:50.390 --> 20:52.810
‫و حالا من اینجام، جایی که
‫هیچ‌وقت قصد نداشتم باشم

20:53.890 --> 20:56.220
‫ما درمورد نقاب‌ها حرف زده بودیم.
‫یادتـه؟

20:57.930 --> 21:00.310
‫- آره
‫- خب، من دقیقاً همچین کسی شدم

21:01.560 --> 21:02.600
‫یه نقاب

21:04.220 --> 21:05.640
‫مثل برادرم نیستم

21:06.930 --> 21:09.270
‫با این‌حال، خودم هم نمی‌تونم باشم

21:09.270 --> 21:11.350
‫تکلیفم چیـه؟

21:11.350 --> 21:13.520
‫چه خواسته و چه ناخواسته،

21:13.520 --> 21:15.540
‫تو پادشاهی

21:20.100 --> 21:22.060
‫همین‌جا بمون.
‫کنارم باش

21:22.680 --> 21:26.100
‫کمکم کن. اگه تو کنارم باشی،
‫می‌تونم به اندازه کافی قدرتمند باشم

21:26.100 --> 21:27.100
‫از پسش بر میام

21:31.060 --> 21:32.440
‫ما...

21:32.440 --> 21:35.440
‫اولش آروم پیش میریم

21:35.790 --> 21:38.060
‫این قضیه می‌تونه فوراً‌ تموم بشه

21:39.770 --> 21:40.890
‫فقط کافیـه...

21:41.430 --> 21:44.100
‫چیز که لازم دارم رو بهم بدی

21:45.140 --> 21:47.470
‫یه سر تکون دادن کافیـه که

21:48.140 --> 21:50.020
‫نشون بدی چقدر داری درد می‌کشی

21:52.430 --> 21:53.560
‫فکر می‌کنی این...

21:54.470 --> 21:56.640
‫بدترین دردیـه که دارم می‌کشم؟

21:57.850 --> 21:58.850
‫ظاهراً نه

21:59.470 --> 22:02.670
‫اما تنها دلیلش اینـه که هنوز
‫رگ خوابت رو پیدا نکردم

22:03.470 --> 22:05.140
‫همه دوست‌دخترهات رو میاری اینجا؟

22:05.140 --> 22:07.680
‫فقط اونایی که می‌خوام دل‌شون رو ببرم

22:07.680 --> 22:09.350
‫وای،‌ تو رو خدا دلم رو ببر

22:10.560 --> 22:11.890
‫بیا، دستم رو بگیر

22:24.720 --> 22:25.740
‫وای

22:26.140 --> 22:27.430
‫چقدر خوشگلـن

22:28.810 --> 22:29.850
‫اینا دیگه چیـن؟

22:31.020 --> 22:33.270
‫مطمئن نیستم.
‫تا حالا همچین چیزی ندیدم

22:34.520 --> 22:37.000
‫چقدر جادوییـه

22:39.470 --> 22:41.310
‫تو این‌طوری نیستی، گرالت

22:42.930 --> 22:45.680
‫تو... برای چیزی مبارزه می‌کنی،
‫مگه نه؟

22:46.850 --> 22:48.890
‫همم؟ برای کسی؟

22:50.470 --> 22:53.100
‫گرگ تنها دیگه تنها نیست،

22:53.600 --> 22:55.270
‫واسه همینـه که می‌دونم...

22:57.270 --> 22:58.520
‫...وا میدی

23:00.110 --> 23:01.180
‫نه؟

23:05.140 --> 23:07.310
‫نمی‌خواستم در این حد پیش برم

23:08.180 --> 23:10.520
‫اما توله شیر نازنینت...

23:11.060 --> 23:14.100
‫شنیدی که چه سرنوشتی توی نیلفگارد
‫در انتظارشـه؟

23:14.100 --> 23:16.520
‫برای همیشه از دستش دادی

23:24.850 --> 23:25.850
‫برای همیشه نه

23:26.430 --> 23:29.000
‫مگه این که تو خواب ببینی، گرالت

23:32.390 --> 23:34.270
‫سیری

23:34.270 --> 23:35.600
‫سیری...

23:35.600 --> 23:37.640
‫گندش بزنن

23:46.640 --> 23:48.310
‫این دیگه چه موجودیـه؟

23:48.310 --> 23:49.560
‫گری‌لاکـه

23:49.560 --> 23:52.020
‫معمولاً بی‌آزاره اما یه انگل آولوده‌ش کرده.
‫فرار کن!

23:59.000 --> 24:06.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:12.430 --> 24:14.840
‫فریاد بزن.
‫همه‌چی تموم میشه

24:14.860 --> 24:15.940
‫نه

24:16.720 --> 24:18.020
‫بلندتر

24:18.020 --> 24:20.470
‫صدات باید به کل اردوگاه برسه

24:28.470 --> 24:30.680
‫یالا، تو واسه این چیزها آموزش دیدی

24:30.680 --> 24:31.680
‫فالکا!

24:32.520 --> 24:33.640
‫شمشیر رو ول کن!

24:47.000 --> 24:49.710
‫بذار دنیا صدای زجرت رو بشنوه!

25:12.220 --> 25:14.000
‫موفق شدم گرالت

25:21.600 --> 25:22.640
‫اون صدای گرالت بود

25:23.770 --> 25:25.180
‫دارن چی‌کارش می‌کنن؟

25:25.850 --> 25:26.878
‫نمی‌دونم

25:26.903 --> 25:29.770
‫یعنی چی که نمی‌دونی؟
‫یه کاری بکن! جلوشون رو بگیر!

25:29.770 --> 25:33.070
‫- خب، دیکسترا همیشه یه نقشه‌ای داره
‫- دیکسترا نقشه‌های خودش رو داره

25:33.095 --> 25:34.100
‫تو پادشاهی

25:34.100 --> 25:37.246
‫تو به بقیه دستور میدی چی‌کار کنن

25:37.270 --> 25:39.456
خب پیشنهادم رو برای موندن قبول می‌‌کنی؟

25:41.430 --> 25:42.510
‫چی؟

25:42.530 --> 25:46.820
‫یا می‌خوای با ویچرت بری
‫دنبال اون دختربچه بگردی؟

25:47.600 --> 25:50.640
‫باورم نمیشه که داری
‫با این قضیه چونه می‌زنی

25:50.640 --> 25:52.270
‫تو تنها کسی هستی که من رو می‌شناسی

25:52.270 --> 25:54.470
‫اوه، من تو رو می‌شناسم، رادوید

25:54.470 --> 25:57.020
‫من ذاتت رو می‌شناسم

25:57.020 --> 25:59.600
‫تو ضعیفی

25:59.600 --> 26:02.060
‫نه. من تو رو انتخاب کردم

26:02.060 --> 26:04.430
‫وقتی برادرم رو کشتن،
‫این رو ازم گرفتن

26:04.430 --> 26:06.390
‫تو هم عین اون می‌میری

26:08.810 --> 26:09.880
توی تنهاییت

26:16.180 --> 26:17.850
‫حق نداری این‌طوری با من حرف بزنی

26:19.350 --> 26:21.020
‫نگهبان‌ها!

26:21.720 --> 26:22.790
‫سرورم

26:23.060 --> 26:25.350
‫برش گردونید پیش اون یکی زندانی

26:25.350 --> 26:26.390
‫زود باش

26:28.560 --> 26:29.620
‫راستش...

26:31.180 --> 26:34.000
‫شاید من یه روز بتونم از
غل و زنجیرم فرار کنم

26:35.060 --> 26:36.540
‫اما تو چی؟

26:37.600 --> 26:38.670
‫تکون بخور!

26:45.470 --> 26:47.930
‫ممنون که در راستای تحقق اهدافم
‫بهم کمک کردی

26:51.560 --> 26:52.850
‫ایشالا که ارزشش رو داشته

26:55.350 --> 26:56.390
‫یه چیز دیگه

26:57.280 --> 27:00.350
‫همون‌طور که قول داده بودم،
‫از نیلفگارد واست خبر دارم

27:00.350 --> 27:02.930
‫سیریلای تو از سینترا،

27:02.930 --> 27:05.380
‫با امهیر وار امریس نامزد کرده و

27:05.890 --> 27:07.750
‫قرار باهاش ازدواج کنه

27:08.890 --> 27:10.270
‫چی؟

27:10.270 --> 27:12.180
‫دوباره می‌دمت دست ویزگارد

27:12.810 --> 27:14.970
‫سحرگاه نمایش اعدامت رو برگزار می‌کنه،

27:14.970 --> 27:17.020
‫برای همین وقت داری تا

27:17.020 --> 27:20.020
‫عمق فاجعه‌ی شکستت رو
‫به خوبی درک کنی

27:24.810 --> 27:25.880
‫نگهبان‌ها

27:27.520 --> 27:29.680
‫شما دو نفر جلوش رو بگیرید!

27:29.680 --> 27:30.770
‫جلو نیا!

27:30.770 --> 27:32.140
‫حرکت کنید افراد!

27:32.970 --> 27:34.560
‫برید داخل! جلوش رو بگیرید!

27:35.390 --> 27:36.640
‫داره فرار می‌کنه

27:37.140 --> 27:40.100
‫همینـه،‌ ویچر!

27:40.100 --> 27:42.720
‫- نذارید بیاد جلو!
‫- تا آخرین نفس مقاومت کن!

27:48.020 --> 27:51.160
‫یه خط دفاعی در امتداد جان‌پناه ایجاد کنید

27:52.350 --> 27:55.220
‫راه کوهستان بسته‌ست.
‫باید هوایی حمله‌ کنن

27:55.220 --> 27:58.040
‫از هر جایی می‌تونن حمله کنن،
‫چه خارج و چه داخل

27:58.600 --> 28:01.180
‫ویلگه‌فورتز پورتال‌ها رو کنترل می‌کنه

28:01.180 --> 28:02.260
‫خب...

28:03.140 --> 28:04.560
‫دیگه یکم ناجور شد

28:05.180 --> 28:06.680
‫چیا درموردش می‌دونی؟

28:06.680 --> 28:10.180
‫قبلاً مزدور بوده.
‫ارتشی رو میاره که حاضره از دست‌شون بده

28:10.180 --> 28:13.020
‫پس هر جادوگر حداقل یه نیروی کمکی
‫پشت سرش می‌خواد

28:13.020 --> 28:14.890
‫که اطراف قلعه مستقر شده باشه

28:14.890 --> 28:17.000
‫تعدادتون به پای اونا می‌رسه؟

28:17.430 --> 28:18.450
‫نه

28:19.200 --> 28:21.600
‫باید با افراد کمتری که داریم،
‫کارهای بیشتری بکنیم

28:21.600 --> 28:23.890
‫و قدرت جادوی ما، با خستگی تحلیل میره

28:23.890 --> 28:24.890
‫ممکنـه ته بکشه

28:26.770 --> 28:28.470
‫پس جادو کافی نیست

28:29.060 --> 28:30.130
‫حق با توئـه

28:30.850 --> 28:32.600
‫اما ما چیزی داریم که اونا ندارن

28:34.850 --> 28:37.060
‫یادمون بده مثل ویچرها مبارزه کنیم

28:38.720 --> 28:39.780
‫آماده

28:42.640 --> 28:43.660
‫شروع کنید

28:47.970 --> 28:49.520
‫خب بگو ببینم، چی‌کارها بلدی؟

28:49.520 --> 28:51.180
‫- دوباره
‫- تیراندازی

28:51.970 --> 28:53.140
‫و همچنین اغوا کرن

28:53.600 --> 28:56.060
‫تو جفتش هم همیشه موفق میشم

28:56.060 --> 28:58.330
‫بهتره بچسبیم به همون تیراندازی

28:59.430 --> 29:01.140
‫دست‌کاری طبیعت

29:08.470 --> 29:11.780
‫شمشیرهای پروانه‌ای باید جفت جالبی باشن

29:11.780 --> 29:14.100
‫با این‌ها تمرین می‌کنیم

29:14.100 --> 29:15.520
‫این تو ذات من نیست

29:15.520 --> 29:17.390
‫اون حیوون درونت رو آزاد کن، مری‌گولد

29:27.270 --> 29:29.390
‫وای چه رقص بانمکی

29:34.600 --> 29:35.790
‫همم!

29:42.390 --> 29:43.390
‫بیا

29:46.270 --> 29:47.310
‫خوبـه

29:49.420 --> 29:51.020
‫شما کی باشید؟

29:51.020 --> 29:54.430
‫من از روزی که به دنیا اومدم
‫داشتم از خودم دفاع می‌کردم

29:54.430 --> 29:57.250
‫مهارت‌هایی دارم که این زن‌ها
‫فقط می‌تونن توی خواب ببینن

30:01.270 --> 30:02.300
‫تو

30:03.470 --> 30:05.560
‫پنج اورن روی فرانچسکا شرط می‌بندم

30:07.470 --> 30:08.470
‫پایه‌م

30:16.350 --> 30:17.850
‫می‌خوای یه رازی رو بدونی؟

30:20.220 --> 30:23.020
‫این اولین باری نیست که
‫یه ویچر بهم چیزی یاد میده

30:47.470 --> 30:51.120
‫شاید خدایان بابت این حرفم نفرینم کنن اما...

30:51.120 --> 30:53.270
‫اصلاً بد نبود

30:53.270 --> 30:55.310
‫شاید واقعاً تونستیم یه کارهایی بکنیم

30:56.890 --> 30:58.140
‫یالا!

30:58.140 --> 31:00.140
‫گرالت. گر...

31:00.640 --> 31:02.680
‫آروم باش!

31:04.810 --> 31:06.850
‫می‌ترسیدم مُرده باشی

31:06.850 --> 31:08.180
‫ای مردک دست‌دراز!

31:10.270 --> 31:12.020
‫خب، یه نقشه لازم داریم.
‫نقشه چیـه؟

31:14.120 --> 31:15.310
فقط تا صبح وقت داریم

31:15.310 --> 31:16.700
‫وای، خب...

31:16.700 --> 31:19.100
‫باز خدایان رو شکر که
یه نیم‌نگاهی بهمون دارن

31:21.100 --> 31:22.310
‫بردنم پیش رادوید

31:22.930 --> 31:25.060
‫تا عذابم بدن، نمی‌دونم

31:25.600 --> 31:29.560
‫می‌خواستم بعد از ماجرای تاند
‫حسابی عصبانی باشم اما...

31:32.020 --> 31:33.560
‫هنوز اون جرقه رو حس کردم

31:35.930 --> 31:37.960
‫بعدش هم صدای داد و فریاد تو رو شنیدم

31:38.680 --> 31:42.640
‫و بیخیال همه‌ی جرقه‌ها شدم. می‌دونستی که
‫می‌خواست یکی رو بین‌تون انتخاب کنم؟

31:42.640 --> 31:44.750
‫آخه کی همچین کاری می‌کنه؟

31:45.640 --> 31:47.770
‫ناراحت‌کننده‌ترین قسمت ماجرا هم اینـه که...

31:47.770 --> 31:49.600
‫فراتر از دل آزرده‌ی من،

31:50.560 --> 31:53.270
‫سرنوشتیـه که بدون من در انتظارشـه

31:54.390 --> 31:56.170
‫البته اگه چیزی ازش مونده باشه...

31:57.520 --> 31:59.600
‫اما جنگ...

31:59.600 --> 32:02.020
‫و مرگ؟

32:02.850 --> 32:04.020
‫زیرکانه‌ست

32:04.020 --> 32:06.890
‫خب، خیلیا این حرف رو زدن.
‫من نمی‌تونم نظری بدم

32:07.390 --> 32:08.970
‫دیکسترا دنبال همین بود

32:09.660 --> 32:12.280
‫از من استفاده کرد تا
امید پادشاه جدیدش رو

32:13.020 --> 32:14.670
‫ناامید کنه

32:15.810 --> 32:17.980
‫چیزی جز این لیاقتش نیست

32:26.180 --> 32:27.260
‫بیاتا...

32:28.810 --> 32:29.930
‫بیاتا مُرده

32:31.850 --> 32:32.910
‫می‌دونم

32:34.100 --> 32:35.170
‫خیلی متأسفم

32:37.720 --> 32:39.770
‫میلوا و دورف‌ها هم مُردن؟

32:41.140 --> 32:43.060
‫مردم تو روستاها و اردوگاه‌ها چی؟

32:50.220 --> 32:51.560
‫دوباره سیری رو دیدم

32:53.850 --> 32:55.210
‫تو یه رؤیای دیگه

32:57.520 --> 32:59.890
‫مرگ دنبالش نبود اما
‫داشت باهاش می‌جنگید

33:00.470 --> 33:02.720
‫خوب این... این چیز خوبیـه دیگه؟

33:10.220 --> 33:11.970
‫سیری قراره با امهیر ازدواج کنه

33:14.970 --> 33:16.980
‫چطوری می‌تونم جلوش رو بگیرم؟

33:17.810 --> 33:18.810
‫گندش بزنن

33:22.430 --> 33:23.470
‫هی

33:25.140 --> 33:28.100
‫بشریت یه روز دیگه هم زنده می‌مونه.
‫ما چطور؟

33:29.810 --> 33:32.930
‫بنده به شخصه ترجیح میدم زنده بمونم،

33:32.930 --> 33:34.970
‫اگه تو هم همچین چیزی می‌خوای...

33:36.310 --> 33:37.640
‫می‌دونم حرفم یکم تنده اما

33:38.640 --> 33:41.140
باید موقتاً اندوه تو رو کنار بذاریم و

33:41.930 --> 33:45.060
‫به این فکر باشیم که چطوری اول
‫جون خودمون رو نجات بدیم؟

33:49.560 --> 33:52.310
‫فکر کنم دفعه‌ی بعدی
خودم باید مکان رو انتخاب کنم

33:52.310 --> 33:53.350
علم غیب که نداشتم

33:53.850 --> 33:56.340
‫کاش می‌تونستم بگم اولین باره که

33:56.365 --> 33:58.535
‫نزدیک بود یه هیولا بکشتم

33:58.560 --> 34:02.430
‫خب، فکر کردی من وایمیسادم تا
‫اون وایورن بهت آسیب بزنه، خوشگلم؟

34:05.560 --> 34:06.630
‫اون رو نمیگم

34:09.180 --> 34:11.850
‫توی روکین، یه ویچر نجاتم داد

34:13.100 --> 34:14.120
‫به اسم برهن

34:15.930 --> 34:17.950
‫همون دوستیـه که گمش کردی؟

34:17.950 --> 34:21.210
‫تا یه مدت فکر می‌کردم یه عوضی تموم‌عیاره

34:24.930 --> 34:26.180
‫معلوم شد که نیست

34:26.770 --> 34:29.140
‫عین همه‌مون، ماجرای خودش رو داشت

34:32.060 --> 34:35.180
‫می‌خواست یه شاهد‌ختی رو نجات بده اما
‫موفق نشده

34:36.720 --> 34:39.880
‫برای همین یکی دیگه مجبور شده
‫پا پیش بذاره و این کار رو براش بکنه

34:42.270 --> 34:43.580
‫گرالت از ریویا

34:49.270 --> 34:50.890
‫اونجا که بودی اسمش رو گفتی

34:51.930 --> 34:54.000
‫انگار داشتی توی رؤیاهات می‌دیدی

34:56.060 --> 34:58.140
‫متوجه نمیشم.
‫چی از جونم می‌خوای؟

34:58.140 --> 35:00.930
‫می‌خوام قبول کنی که چندین هفته‌ی پیش

35:00.930 --> 35:02.880
‫همین‌طوری یهویی تو گلیزون سبز نشدی

35:02.880 --> 35:06.020
‫می‌خوام قبول کنی که قبلاً
برای خودت زندگی داشتی

35:06.770 --> 35:09.180
‫به‌نظرم زندگی اشرافی و ثروتمندی هم داشتی،

35:09.180 --> 35:11.680
‫و اونجا بهت آداب یاد دادن

35:11.680 --> 35:13.980
‫و عجیبـه که مهارت‌های شمشیرزنی هم یاد گرفتی

35:16.180 --> 35:17.980
‫و واضحـه که...

35:18.470 --> 35:20.170
‫عزیز بودی

35:25.180 --> 35:26.260
‫آره

35:27.970 --> 35:29.020
‫گرالت رو می‌شناختم

35:32.220 --> 35:34.560
‫با یه جادوگر به اسم ینیفر

35:37.220 --> 35:39.390
‫اونا خونواده‌ی من بودن

35:39.390 --> 35:40.930
‫اما الان دیگه رفتن

35:42.270 --> 35:45.470
‫عزیز بودن من جز دردسر و رنج

35:46.600 --> 35:48.100
‫هیچ سودی برام نداشته

35:51.270 --> 35:52.970
‫و اگه هنوز زنده‌ن،

35:54.680 --> 35:56.660
به نفع‌شونـه که من پیش‌شون نیستم

36:09.470 --> 36:12.600
‫اما من... من دلم نمی‌خواد که تو
‫فکر کنی مثل اونایی

36:18.350 --> 36:19.720
‫عشق یعنی همین

36:22.020 --> 36:23.140
‫تحت هر شرایطی

36:40.310 --> 36:42.140
‫به اینجا میگی خونه

36:43.560 --> 36:44.630
‫واقعاً خونه‌ست؟

36:46.930 --> 36:47.930
‫نمی‌دونم

36:49.060 --> 36:50.850
‫آریتوزا خونه‌ی من بود اما

36:52.270 --> 36:55.100
‫هر دفعه که برمی‌گشتم،
‫دشمن‌های جدید پیدا می‌کردم

36:58.770 --> 36:59.850
‫خونه

36:59.850 --> 37:02.430
‫به خونه که فکر می‌کنم، یادِ...

37:03.520 --> 37:04.520
‫یاد سیری می‌افتی

37:07.060 --> 37:08.220
‫یاد گرالت

37:09.890 --> 37:10.920
‫آره

37:14.270 --> 37:18.620
‫اون روزها از این پناهگاه به
‫اون پناهگاه می‌رفتیم و...

37:18.620 --> 37:21.980
‫اگه از یه جا خوش‌مون می‌اومد،
‫بیشتر می‌موندیم

37:23.560 --> 37:25.430
‫بالأخره از فرار کردن راحت شده بودم

37:29.680 --> 37:30.970
‫بهت حسودیم میشه

37:32.390 --> 37:35.140
‫این روزها زنده‌ موندن همین‌طوریش هم سختـه،

37:36.180 --> 37:39.060
‫چه برسه به این که برادرهامون هم
‫یکی یکی دارن از پا در میان

37:39.060 --> 37:41.060
‫دنیا داره تغییر می‌کنه، ینیفر

37:41.680 --> 37:43.470
‫خانواده‌ی من داره از بین میره

37:45.970 --> 37:48.470
‫- و هیچ‌جوره نمی‌تونم جلوش رو بگیرم
‫- می‌تونی

37:50.220 --> 37:51.350
‫همیشه می‌تونی

37:58.600 --> 37:59.600
‫توی تاند...

38:00.740 --> 38:04.360
‫ویلگه‌فورتز تصمیم گرفت گرالت رو تو
‫ مرز مرگ و زندگی نگه داره

38:04.360 --> 38:06.000
‫تا فقط آزارش بده

38:07.220 --> 38:09.350
‫ظلم اون هیچ حد و مرزی نداره

38:13.390 --> 38:15.060
‫حاضرم بمیرم اما جلوش رو بگیرم

38:18.310 --> 38:19.890
‫می‌تونیم تو این نبرد برنده شیم؟

38:23.720 --> 38:25.470
‫میشه یه رازی بهت بگم؟

38:26.930 --> 38:29.430
‫رهبرها هیچ‌وقت این رو نمی‌دونن اما

38:30.600 --> 38:33.470
‫شک‌شون رو از مردم‌شون مخفی نگه می‌دارن

38:38.350 --> 38:42.060
‫از آخرین باری که دیدمت،
‫خیلی عوض شدی

38:42.060 --> 38:44.228
‫حواست به همه‌ی زوایا هست،

38:44.253 --> 38:46.270
‫از اشتباهات قبلیت درس می‌گیری

38:46.270 --> 38:49.140
‫بعد از ماجرای تاند ممکن بود
‫بیفتی و بمیری

38:50.520 --> 38:53.850
‫بعد از این که دیدی چه بلایی سر تیسیا اومد

38:54.850 --> 38:56.770
‫اما زنده موندی

38:56.770 --> 38:58.270
‫چرا نمردی؟

38:58.620 --> 39:00.850
‫چون رهبری

39:00.850 --> 39:04.270
‫تا اونجا که من دیدم،
‫رهبر قابلی هم هستی

39:06.350 --> 39:07.970
‫درمورد ویلگه‌فورتز هم...

39:09.100 --> 39:12.390
‫تصمیم گرفتم که خودم حساب اون جاکش رو برسم

39:14.470 --> 39:17.080
‫هیچ‌وقت چنین درخواستی ازت نمی‌کنیم

39:18.340 --> 39:19.420
‫برای گرالت...

39:20.310 --> 39:21.310
‫برای سیری...

39:21.810 --> 39:23.140
‫و برای خودت

39:25.560 --> 39:28.720
‫می‌خوام بدذات‌ترین هیولا رو بکشم

39:35.470 --> 39:36.560
‫سرورم

39:38.810 --> 39:40.680
‫آوازه‌خوان کجاست؟ فکر می‌کردم...

39:40.680 --> 39:42.430
‫خودت می‌دونی کجاست، دیکسترا

39:43.520 --> 39:45.790
‫بیا، همراه من بخور

39:47.850 --> 39:48.850
‫سرورم...

39:49.850 --> 39:50.850
‫افتخار دادید

39:52.930 --> 39:54.850
‫به سلامتی شکوه ردانیا

39:57.720 --> 40:00.850
‫خب سرورم... الان دیگه کلی کار داریم

40:01.180 --> 40:04.020
‫مایلید با ژنرال‌ها صحبت کنید؟

40:06.810 --> 40:08.020
‫جناب ژنرال

40:08.020 --> 40:11.020
‫می‌خواستم بابت کمک امروز‌تون تشکر کنم

40:11.020 --> 40:13.740
‫من تازه‌کار به حساب میام و

40:13.740 --> 40:15.520
‫عاشق می‌گساریـم

40:15.520 --> 40:17.270
‫یه شوخی بی‌ضرر بکنم سرورم؟

40:17.930 --> 40:19.810
‫یاد گرفتن هنر جنگ زمان‌بره

40:20.560 --> 40:21.570
‫صد البته

40:23.180 --> 40:25.751
‫اگه یه بار دیگه باهام خودمونی حرف بزنی،

40:25.775 --> 40:28.280
‫دست‌هات و گوش‌هات و چشمات رو می‌کَنم

40:28.280 --> 40:29.470
‫حالیتـه؟

40:29.470 --> 40:30.930
‫بله سرورم

40:31.720 --> 40:33.200
‫نگهبان‌ها!

40:33.200 --> 40:35.060
‫ببریدش

40:35.060 --> 40:36.880
‫نه، اون رو نمیگم.
‫اون رو میگم

40:38.140 --> 40:39.220
‫چی؟

40:41.100 --> 40:43.520
‫سرورم، معنی این کار چیـه؟

40:43.520 --> 40:45.890
‫من رو یه آدم دائم‌الخمر و سوسول فرض کردی

40:45.890 --> 40:48.476
‫اما همون‌طور که دوست آوازه‌خوانم
‫یه بار بهم گفت،

40:48.500 --> 40:51.285
اون‌قدری می‌فهمم که سرم کلاه نره

40:51.310 --> 40:53.720
‫از دسیسه‌هات با ویزیمیر با خبر بودم

40:53.720 --> 40:55.970
‫هر بار که برادرم فکر می‌کرد
‫اختیار امور دستشـه،

40:55.970 --> 40:58.380
‫تو محکم‌تر از همیشه افسارش رو می‌کشیدی

40:59.310 --> 41:01.020
‫من مثل اون بازیچه‌ی تو نمیشم

41:01.600 --> 41:04.890
‫اقدامات امروزت آسیبی زدن که
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم جبران‌شون کنم

41:06.140 --> 41:07.200
‫سرورم...

41:08.770 --> 41:09.960
‫من یه...

41:09.960 --> 41:11.520
‫وطن‌پرستم

41:11.520 --> 41:16.495
‫تنها خواسته‌ی من، شکوه کشورم
‫تحت یک پادشاه قدرتمند بوده

41:16.520 --> 41:17.810
‫دیکسترای عزیزم...

41:21.140 --> 41:22.430
‫موفق شدی

41:26.470 --> 41:28.140
‫تا ابد مدیون لطفت هستم

41:28.720 --> 41:31.310
‫با این خاطره توی ذهنت
‫از ردانیا برو

41:34.430 --> 41:35.490
‫رادوید

41:36.220 --> 41:37.300
‫چرا؟

41:38.470 --> 41:39.720
‫این همه‌ی زندگی منـه

41:41.520 --> 41:42.810
‫دلیلش دقیقاً همینـه

41:45.600 --> 41:46.720
‫با اجازه

42:00.680 --> 42:01.680
‫افراد رو آماده کنید

42:02.930 --> 42:05.140
‫با طلوع آفتاب، به دیلینگن حمله می‌کنیم

42:06.350 --> 42:08.020
‫دیگه وقتت سر رسید

42:08.020 --> 42:10.430
‫هی، هی، هی!
‫تا صبح وقت داشتیم که!

42:10.430 --> 42:12.640
‫سینترا به قدر کافی زجر کشیده

42:13.520 --> 42:16.140
‫عدالت یک دقیقه دیگه هم منتظر نمی‌مونه

42:16.140 --> 42:17.890
‫اگه فقط دنبال عدالتی

42:17.890 --> 42:19.770
‫آزادم کن تا بتونم سیری رو نجات بدم

42:19.770 --> 42:23.996
‫انگار قصد نداری دست از
‫این درو‌غ‌هات برداری ویچر، نه؟

42:24.021 --> 42:27.470
‫حرف آخر!
‫می‌ذاری حرف آخرمون رو بزنیم دیگه؟

42:27.470 --> 42:28.550
‫اوم...

42:29.140 --> 42:33.046
‫خشونت غالباً حربه‌ی افراد کوته‌فکر و
‫عاجز است،

42:33.071 --> 42:35.220
‫ولی هنرمند جاودانه خواهد ماند

42:35.220 --> 42:37.100
‫او نمی‌تواند با یک...

42:37.100 --> 42:38.390
‫خنجر بزرگ کشته شود

42:38.390 --> 42:39.700
‫وحشت کردم! وحشت!

42:39.700 --> 42:42.140
‫این تیغه مال کالانته بود

42:42.140 --> 42:44.930
‫جون تو رو در برابر جون اون می‌گیره

42:45.720 --> 42:47.470
‫نه!

42:48.720 --> 42:50.930
‫طراحی بی‌عیب و نقصی داره

42:50.930 --> 42:53.060
‫این تیغه‌ی یه ملکه‌ست و

42:53.060 --> 42:54.970
‫تو بهش بی‌احترامی کردی

42:57.680 --> 42:59.680
‫خدایا

43:01.930 --> 43:03.040
‫چطوری این کار رو کرد؟

43:10.970 --> 43:12.560
‫چیزیت نیست.
‫چیزیت نیست

43:12.560 --> 43:13.680
‫هوات رو دارم

43:13.680 --> 43:16.180
‫میلوا و بقیه فاصله‌ی زیادی باهاتون ندارن

43:20.140 --> 43:22.560
‫- نگهبان‌ها چطور؟
‫- اونا خوابـن

43:22.560 --> 43:24.470
‫- اگه بیدار شن چی؟
‫- نمیشن

43:25.350 --> 43:27.890
‫موفق باشید. خیلی زود می‌بینم‌تون

43:30.930 --> 43:32.010
‫ریجس؟

43:33.020 --> 43:35.980
‫بابت تمام زحماتی که برامون کشیدی
‫ازت ممنونـم

43:36.380 --> 43:39.600
‫شاید به صلاح باشه که دیگه هم رو نبینیم

43:39.600 --> 43:42.060
‫صبر کن ببینم، چی گفتی؟
‫اون عملاً نجات‌مون داد

43:42.060 --> 43:44.560
‫شک داشتم که کار به اینجا بکشه

43:45.390 --> 43:47.350
‫اما اگه قراره از هم جدا شیم،

43:47.930 --> 43:51.350
‫یه چیزی هست که چندوقت بود مشغولش بودم

43:51.350 --> 43:52.420
‫هدیه

43:52.890 --> 43:55.520
‫در صورتی که روزی به امید نیاز داشتی

43:56.140 --> 44:00.680
‫خون ویچر رازهای زیادی رو درونش داره،
‫از جمله طرز ساخت این اکسیر

44:00.680 --> 44:02.680
‫معجون مخصوص خودمـه

44:02.680 --> 44:05.440
‫البته طبیعتاً با چیزی که باهاش
‫خو گرفتی متفاوتـه اما

44:05.440 --> 44:07.640
‫اگه لازم بشه، توی مبارزات به کمکت میاد

44:09.930 --> 44:12.620
‫احتیاط تو کمک زیادی من به کرده گرالت اما

44:12.620 --> 44:14.540
‫دیگه لازم نیست پنهونش کنی

44:15.810 --> 44:17.180
‫شما هم دیگه راه بیفتید

44:18.060 --> 44:19.660
‫زمان رو هدر ندید

44:19.660 --> 44:21.520
‫پشت سرتون رو هم نگاه نکنید

44:21.520 --> 44:22.630
‫به سلامت

44:24.020 --> 44:25.090
‫خیلی خب

44:28.220 --> 44:30.270
‫چرا داریم ولش می‌کنیم؟

44:30.930 --> 44:33.520
‫ریجس اصلاً دیگه چه موجودیـه؟
‫حکیمـه؟

44:33.520 --> 44:35.350
‫جادوگره؟ یه‌جور...

44:35.350 --> 44:36.930
‫- خون‌آشامـه
‫ - خون آشامـه؟

44:36.930 --> 44:39.850
‫خون‌آشام! شوخیت... شوخیت گرفته دیگه؟

44:39.850 --> 44:42.310
‫یعنی میگی تموم این مدت

44:42.310 --> 44:44.470
‫یه خون‌آشام پیش‌مون بود؟

44:44.470 --> 44:45.770
‫آخه چی‌کار می‌خواد بکنه تا...

44:48.850 --> 44:51.060
‫وای، یا خود خدا

44:52.390 --> 44:53.640
‫سریع‌تر لنگ بزن

44:55.680 --> 44:57.310
‫هی! آروم، آروم

44:59.000 --> 45:01.320
‫خب، تو اینجا بمون.
‫بسپارش به من

45:03.640 --> 45:06.180
‫یالا یسکیر. از پسش بر میای

45:06.680 --> 45:08.140
‫آقایون!

45:08.164 --> 45:11.155
شرمنده که مزاحم پرسه زدن مرموزتون میشم

45:11.180 --> 45:13.560
‫واقعاً‌ شب زیبایی برای این کاره.
‫برام سؤال شد که...

45:13.560 --> 45:14.590
‫فراریـه؟

45:15.560 --> 45:18.020
‫حق‌السکوت ما ده سکه‌‌ی نقره‌ست

45:18.020 --> 45:21.430
‫خب، من این مقدار رو ندارم.
‫بالأخره از اوضاع اقتصادی که با خبرید

45:21.430 --> 45:23.850
‫اما اگه اجازه بدید یه سر اینجا وایسم،

45:23.850 --> 45:26.140
‫دو تا سکه‌ی طلا ته کفشام قایم کردم...

45:26.140 --> 45:27.430
‫چکمه‌هاش رو بردار!

45:27.430 --> 45:29.930
‫اگه یه دقیقه آروم بگیرید...

45:29.930 --> 45:31.810
‫گرالت، بمون سر جات

45:31.810 --> 45:35.140
‫- همه‌چیز تحت کنترلـه. دوستان!
‫- بلند نشو!

45:35.140 --> 45:36.930
‫اگه اجازه بدید...

45:36.930 --> 45:38.520
‫نـه!

45:40.900 --> 45:42.560
‫سلام بچه‌ها

45:42.560 --> 45:45.060
‫- فکر می‌کردم گم شدید
‫- این تو بودی که گم شده بودی

45:45.060 --> 45:46.100
‫چه مهربون

45:49.680 --> 45:51.060
‫گفتم ریجس از پسش بر میاد

45:51.060 --> 45:54.060
‫راستی لازم به این کارها نبود.
‫همه‌چیز رو ردیف کرده بودم

45:54.060 --> 45:56.890
‫می‌دونم کرده بودی رفیق.
‫فقط گفتم یه کمکی بهت بکنم

45:58.440 --> 45:59.520
‫گوش کنید

46:02.810 --> 46:04.270
‫سربازها. روی تپه‌ن

46:05.350 --> 46:06.380
‫آتش!

46:07.640 --> 46:08.930
‫تیر زدن! تکون بخورید!

46:09.890 --> 46:11.600
‫مرگ بر ردانیا!

46:13.100 --> 46:14.160
‫نیلفگارد!

46:20.220 --> 46:21.810
‫نیلفگاردی‌ها شبیخون زدن!

46:21.810 --> 46:23.060
‫نگهبان‌ها!

46:23.060 --> 46:25.560
‫- نیلفگارد؟ دوباره؟
‫- چطوری از اینجا بریم؟

46:25.560 --> 46:27.100
‫گرالت، نقشه لازم داریم

46:28.470 --> 46:31.350
‫- برید سر پست‌هاتون!
‫- برو خط مقدم! یالا!

46:31.350 --> 46:34.180
‫زود باشید حروم‌زاده‌های لعنتی!
‫عجله کنید!

46:34.180 --> 46:35.600
‫وای، محاصره شدیم

46:38.600 --> 46:40.140
‫دارن از همه طرف حمله می‌کنن

46:40.140 --> 46:42.060
‫نیروها رو تو جناح جنوبی جمع می‌کنیم و

46:42.060 --> 46:44.920
‫با آتش یه حصار ایجاد می‌کنیم و
‫مجبورشون می‌کنیم از یه طرف درگیر شن

46:44.920 --> 46:46.540
‫حرکت عاقلانه‌ایـه، پادشاه

46:49.720 --> 46:50.930
‫نیلفگارد!

46:59.890 --> 47:02.460
‫- به گا رفتیم
‫- حالا چی‌کار کنیم، ویچر؟

47:02.940 --> 47:04.020
‫گرالت؟

47:59.140 --> 48:01.560
‫- تو!
‫- من دشمنت نیستم

48:23.060 --> 48:24.130
‫گرالت!

48:26.680 --> 48:28.140
‫یسکیر!

48:35.770 --> 48:37.770
‫گرالت. ببخشید

48:37.770 --> 48:39.810
‫حرف نزن. هنوز تموم نشده

48:39.810 --> 48:41.720
‫فقط برو، از اینجا برو.
‫سیری رو پیدا کن

48:41.720 --> 48:43.520
‫سیری رو پیدا کن.
‫فقط سیری رو...

48:43.520 --> 48:44.720
‫هوات رو دارم

48:44.720 --> 48:46.520
‫زود باش، بجنب

48:47.470 --> 48:48.550
‫راه بیفتید

48:52.020 --> 48:54.470
‫دووم بیار یسکیر

48:58.187 --> 49:18.187
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
