WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:39.896 --> 00:41.104
‫اول شما

00:42.021 --> 00:44.687
‫احتمال اینکه از کونم تک‌شاخ بزنه بیرون بیشتره

00:44.771 --> 00:46.187
‫فکرِ پاداشش باش

00:46.687 --> 00:49.396
‫شاید به ریسکش بیارزه، نه؟

00:49.479 --> 00:50.937
‫اوه

00:52.562 --> 00:53.979
‫اوه!

00:55.437 --> 00:57.229
‫ببین چه خبره

00:58.937 --> 01:01.021
‫چه اسب عجیبی. کالسکه‌ی دنجی داره

01:06.729 --> 01:09.271
‫- آهای شما، خانم خانما، یالا رد کن بیاد
‫- هی!

01:09.354 --> 01:11.021
‫با منی، دهاتی؟

01:11.646 --> 01:13.271
‫قضیه چیه؟

01:13.354 --> 01:17.396
‫کشیش ما بهمون گفت یه هیولا تو این قبرستون اِلفی وجود داره

01:18.021 --> 01:20.396
‫- فِن کارن
‫- ربطی به ما نداره

01:20.479 --> 01:22.979
‫گفتی اینجا یه میانبر به نیلفگارده

01:23.062 --> 01:26.979
‫نگفتی قبرستون هیولای بدشگون مرگ اینجاست

01:27.062 --> 01:29.646
‫حداقل میدون جنگ خون و خونریزی نیست

01:29.729 --> 01:31.687
‫نباید این‌ها بهترین گزینه‌هامون باشه

01:31.771 --> 01:34.937
‫همه می‌دونن باید با یه اسب سیاه، مثل اونی که اونجاست

01:35.021 --> 01:39.896
‫توی قبرستون سوارکاری کنی تا بدترین هیولاها رو بیرون بکشی، ویچر

01:39.979 --> 01:42.979
‫پس خیلی براتون بد شد.
‫قرار نیست اسبم رو بهتون بدم

01:43.062 --> 01:45.021
‫کسی ازت درخواست نکرده، جنده خانم

01:45.104 --> 01:49.479
‫درسته، برای سوزوندنِ جسم سمّی
‫می‌شه از اشک زن استفاده کرد،

01:49.562 --> 01:53.104
‫ولی اون زن باید پاک و دست‌نخورده باشه

01:53.854 --> 01:56.437
‫این ویژگی‌ها به تو نمی‌خوره، عشقم

01:57.021 --> 01:58.104
‫هی، درست صحبت کن

01:58.187 --> 01:59.521
‫اوه

01:59.604 --> 02:02.062
‫وای نه، کشتیش!

02:02.146 --> 02:04.979
‫کشتیش! که پاداش ما رو بدزدی!

02:05.062 --> 02:07.854
‫حالش خوبه. احتمالاً

02:07.937 --> 02:09.604
‫هی، خوبی سنجاب؟

02:09.687 --> 02:12.937
‫- کلاگی، حالت خوبه رفیق؟
‫- دماغم رو شکست!

02:13.021 --> 02:16.312
‫تو مسیرهامون با شخصیت‌های عجیب زیادی آشنا می‌شیم، نه؟

02:16.396 --> 02:18.521
‫مُرده‌ها ساکت‌ترن

02:18.604 --> 02:19.896
‫آره، امیدواریم

02:19.979 --> 02:23.521
‫به هر حال شانس باهاتون یار باشه
‫و شرّتون کَم اگه بخواید از فِن کارن عبور کنید!

02:23.604 --> 02:27.521
‫از شانس‌تون استفاده می‌کنیم، ولی شرِّ خودتون کَم، عقب‌مونده‌ها

02:27.604 --> 02:28.937
‫دیوث‌ها!

02:29.021 --> 02:32.354
‫مراقب اطراف باش، پرسی.
‫ما جلوتر رو اکتشاف می‌کنیم و مطمئن می‌شیم امنه

02:37.979 --> 02:39.021
‫بریم

02:43.062 --> 02:44.979
‫برو که رفتیم

02:45.979 --> 02:48.021
‫هر کاری می‌کنیم تا سیری رو برگردونیم، درسته؟

02:49.354 --> 02:50.396
‫هوم

02:50.479 --> 02:52.187
‫از اون قیافه خوشم نمیاد

02:53.687 --> 02:55.187
‫اه...

02:55.271 --> 02:56.312
‫فقط حس منه،

02:56.812 --> 02:58.521
‫یا محیط تاریک شد؟

02:58.604 --> 03:00.104
‫و سرد؟

03:00.687 --> 03:03.396
‫و یه جورایی ترسناک‌تر؟

03:08.562 --> 03:10.687
‫اگه غول،

03:11.979 --> 03:14.604
‫خون‌آشام یا شبح... جسدی هست،

03:14.687 --> 03:17.604
‫باید بدونن که من مسلح و به شدت خطرناکم

03:17.687 --> 03:19.479
‫می‌شه مُرده‌ها رو بیدار نکنی؟

03:19.562 --> 03:20.729
‫درسته، آره، ببخشید

03:20.812 --> 03:22.646
‫من یه نوک‌پیکان نقره محض نیاز دارم

03:23.146 --> 03:25.146
‫نوشته‌ی روی شمشیرم رو نخوندی؟

03:25.229 --> 03:26.479
‫نه، چی نوشته؟

03:26.562 --> 03:28.271
‫«گیج‌کننده‌ی حرومزادگان!»

03:28.354 --> 03:31.437
‫آره، چه پُرمغز.
‫مدالت تکون نمی‌خوره، گرالت؟

03:31.521 --> 03:32.854
‫نه

03:32.937 --> 03:34.187
‫پس اگه اینطوره...

03:34.979 --> 03:38.562
‫عاشق قصه‌هایی هستم که قبرستون‌های قدیمی میگن، می‌دونی؟

03:38.646 --> 03:39.854
‫آخه این یکی رو ببین

03:40.354 --> 03:42.437
‫یه شعر جذاب روشه

03:42.521 --> 03:45.146
‫بیا، سرت را به این سنگ بزن

03:45.229 --> 03:47.979
‫عمر تو آمد و تمام شد

03:48.062 --> 03:50.687
‫با این کلمات، جسم فانی تو

03:50.771 --> 03:52.479
‫با سرنوشتم دیدار خواهد کرد

03:52.562 --> 03:54.104
‫- در جهنم آتشین!
‫- یسکیر، ادامه نده!

03:57.354 --> 03:59.229
‫- نه
‫- باید کمکش کنیم

03:59.312 --> 04:01.021
‫شبحـه. عقب وایسید

04:01.937 --> 04:05.229
‫سرت را به این سنگ بزن عمر تو آمد و تمام شد

04:05.312 --> 04:07.229
‫با این کلمات، جسم فانی تو

04:07.312 --> 04:09.437
‫با سرنوشتم دیدار خواهد کرد در جهنم آتشین!

04:11.229 --> 04:13.646
‫- نقشه‌ات چیه، ویچر؟
‫- براش طعمه بذارم

04:20.729 --> 04:22.812
‫- کمک!
‫- به یسکیر کمک کنید. برید!

04:49.521 --> 04:51.271
‫نه!

04:51.354 --> 04:53.062
‫- کمک!
‫- یسکیر!

04:53.146 --> 04:56.021
‫داره من رو به جهنم می‌کشونه!

05:05.854 --> 05:07.146
‫گه توش!

05:07.229 --> 05:08.521
‫زود باش!

05:08.604 --> 05:10.146
‫زود باش!

05:22.062 --> 05:23.854
‫گرفتیمت! گرفتیمت

05:24.479 --> 05:26.521
‫- محکم بچسب
‫- زود باش!

06:21.479 --> 06:22.729
‫اوه...

06:24.937 --> 06:26.229
‫اینم از این...

06:26.312 --> 06:29.396
‫قرار هست یه بار ببینم
‫یه هیولا رو بکشی، ویچر؟

06:29.479 --> 06:30.812
‫اون هیولا نبود

06:31.854 --> 06:35.021
‫قلبش بود که یک عمر غم خورده بودش

06:36.271 --> 06:37.479
‫عذابش به پایان رسید

06:40.479 --> 06:41.646
‫آره

06:41.729 --> 06:43.187
‫- خوبی؟
‫- آره، آره

06:43.687 --> 06:44.812
‫آره، البته

06:48.646 --> 06:52.146
‫البته شاید بهتره... دفعه بعد بذاری من مسیرمون رو انتخاب کنم، باشه؟

06:53.000 --> 06:59.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

06:59.500 --> 07:02.500
‫ترجمه از «امیرعلی»

07:03.000 --> 07:07.000
‫« ویچر »
‫« فصل چهارم »
‫« قسمت دوم: خواب آرزویِ محقق‌شده »

07:14.062 --> 07:16.312
‫اگه می‌خوای موش بشی، فالکا،

07:16.396 --> 07:17.812
‫ببین و یاد بگیر

07:18.479 --> 07:20.271
‫همه‌اش با یه حواس‌پرتی شروع می‌شه

07:26.771 --> 07:31.604
‫عجب متلفِ خطازاده‌ای هستی،
‫روسپی‌زاده‌ی سه‌لعنت!

07:31.687 --> 07:32.729
‫گاله رو ببند، زن

07:32.812 --> 07:35.937
‫تو یه حیفِ پوست و استخوانِ به تمام معنایی، می‌دونستی؟

07:36.021 --> 07:38.271
‫هوی شما دوتا، راهـتون رو برید

07:38.354 --> 07:41.312
‫چطوری اونوقت؟
‫لامصب شکست

07:41.396 --> 07:44.521
‫- چون تِر می‌زنی به هر کاری که می‌کنی!
‫- ولم کن بابا

07:44.604 --> 07:46.562
‫نه، سبزیجات‌مون رو ببین. الان...

07:46.646 --> 07:48.896
‫بازیگرهای خیلی خوبی‌ان، نه؟

07:49.646 --> 07:51.937
‫تو سرقت‌های بزرگ اینجوری،
‫همه نقش خودمون رو بازی می‌کنیم

07:52.896 --> 07:55.687
‫چی کار کردین که بدترین شغل دنیا نصیب‌تون شد؟

07:56.479 --> 08:00.104
‫ببین، تو فکرت اینجوریه،
‫ولی حالا می‌دونم که مهم‌ترین شغله

08:01.062 --> 08:02.062
‫همه‌چیز رو می‌بینم

08:02.646 --> 08:05.687
‫هر مشکلی پیش بیاد،
‫هر کی تو دردسر افتاده باشه، نجاتش میدم

08:05.771 --> 08:07.979
‫- جنس‌تون رو جابجا کنید، یالا!
‫- درستش کن دیگه!

08:08.062 --> 08:10.062
‫- می‌شه بیخیال بشی؟
‫- وامونده رو درستش کن

08:10.104 --> 08:12.187
‫- دارم تلاش می‌کنم، ولی فایده نداره...
‫- برش دار!

08:12.271 --> 08:15.937
‫مرحله بعد نفوذ کردنه.
‫هدف ما پولدارترین آدم شهره

08:16.021 --> 08:18.396
‫پس مالیات‌گیر؟

08:18.479 --> 08:19.771
‫چه زود یاد می‌گیری

08:19.854 --> 08:21.854
‫- هیچوقت درست کار نمی‌کنی!
‫- چی کار کنیم؟

08:21.937 --> 08:23.354
‫- کوفتی رو شکستی دیگه
‫- چی؟

08:23.437 --> 08:24.646
‫آشغال‌هاتون رو جمع کنید!

08:24.729 --> 08:26.687
‫میسل، درِ کوفتی رو باز کن!

08:26.771 --> 08:27.771
‫نمی‌تونم

08:28.437 --> 08:30.062
‫گیر می‌افته

08:30.146 --> 08:31.896
‫- میرم داخل
‫- نه، خودمون می‌تونیم

08:32.562 --> 08:35.062
‫- فقط موش‌ها. نقشه‌ی همه‌چیز رو ریختیم
‫- وسایل‌تون رو جمع کنید

08:35.146 --> 08:36.229
‫چرا خودت کمک‌مون نمی‌کنی؟

08:36.312 --> 08:38.352
‫- بیا دیگه!
‫- به نظرت می‌خوایم چی کار کنیم؟

08:38.396 --> 08:39.854
‫آره. همینجوری واینستا نگامون کن

08:39.937 --> 08:41.229
‫- بیا اینجا
‫- باشه

08:43.437 --> 08:45.229
‫یه هُلِ درست و حسابی می‌خواد!

08:54.187 --> 08:55.562
‫کسی نیست

08:55.646 --> 08:58.521
‫یکم گیر داره. چیزی نمونده

08:59.729 --> 09:01.104
‫آره، ادامه بده

09:01.687 --> 09:04.062
‫یکم بالاتر. بالاتر

09:04.896 --> 09:06.146
‫بالاتر از اون، زود باش

09:06.229 --> 09:08.687
‫یه مرد بزرگ و قوی مثل تو باید بتونه بلندش کنه

09:09.187 --> 09:10.479
‫حالا اجرا

09:30.229 --> 09:31.521
‫سلام خوشگله

09:37.646 --> 09:38.896
‫تو کدوم خری هستی؟

09:39.396 --> 09:40.396
‫نخیر

09:42.562 --> 09:45.479
‫صدات در نیاد، وگرنه بعدیش می‌خوره به خودت

09:45.562 --> 09:46.604
‫باشه؟

09:53.146 --> 09:54.521
‫از جونم بگذرید

09:54.604 --> 09:57.187
‫می‌تونیم... یکم تفریح کنیم

09:57.979 --> 09:59.604
‫بهترین فیس‌تک عمرته

10:01.521 --> 10:02.896
‫اه؟

10:04.646 --> 10:05.729
‫آره

10:07.312 --> 10:09.021
‫همینجوری. نه، پایین‌تر. پایین‌تر

10:09.104 --> 10:11.187
‫- جدی آخه؟
‫- چرا اینقدر داره طول می‌کشه؟

10:11.687 --> 10:13.937
‫- نگران نباش
‫- چرا من بی‌کار نشستم اینجا؟

10:14.021 --> 10:15.271
‫می‌تونم بهشون کمک کنم

10:15.354 --> 10:17.354
‫اگه کمک بخوان، می‌فهمیم

10:17.437 --> 10:19.229
‫خودشه. تموم شد

10:19.312 --> 10:22.021
‫باشه، حالا سبزیجات کوفتیت و اون زن جونورت رو بردار

10:22.104 --> 10:23.687
‫و گورت رو از اینجا گم کن

10:23.771 --> 10:24.979
‫لعنتی

10:25.062 --> 10:27.396
‫- زنه کجا رفت؟
‫- همیشه یه اتفاق غیرمنتظره می‌افته

10:35.937 --> 10:36.937
‫هوی!

10:40.562 --> 10:42.729
‫یه مشکل

10:42.812 --> 10:44.896
‫چی شد؟

10:44.979 --> 10:46.979
‫- حالت خوبه؟
‫- دزد!

10:49.354 --> 10:50.937
‫- بگیریدشون!
‫- نگهبان‌ها!

10:52.229 --> 10:53.229
‫نگهبان‌ها، بیاید پیش من!

10:54.562 --> 10:55.937
‫داخل!

10:56.021 --> 10:57.729
‫- رفتن داخل
‫- داخل!

10:57.812 --> 11:00.104
‫- مهمون داریم!
‫- از پشت برید!

11:00.187 --> 11:01.979
‫نذارید در برن!

11:02.062 --> 11:04.604
‫خانم‌ها. می‌تونم هوای دَر رو داشته باشم؟

11:06.146 --> 11:08.396
‫در رو هُل بدین. زود باشید!
‫بازش کنید!

11:10.312 --> 11:12.354
‫یکی دیگه هم برای شانس!

11:13.979 --> 11:15.771
‫در رو باز کنید! هلش بدید!

11:16.354 --> 11:17.479
‫اینجوری...

11:21.271 --> 11:22.604
‫فالکا، چی کار می‌کنی؟

11:24.729 --> 11:26.687
‫زود باشید، بریم!

11:26.771 --> 11:28.396
‫بریم، بریم! یالا

11:31.396 --> 11:33.729
‫- گرفتمت! زود باش
‫- نه!

11:34.396 --> 11:37.104
‫قرار نیست جایی بری

11:37.187 --> 11:38.354
‫برو، برو، برو!

11:38.437 --> 11:39.896
‫- اه!
‫- هی!

11:41.396 --> 11:43.437
‫- چرا اون کار رو کردی؟
‫- چون باهاتـم

11:44.812 --> 11:46.229
‫دنبالم بیا

11:57.271 --> 11:58.479
‫هی!

11:59.271 --> 12:00.687
‫کارت خوب بود، میسل!

12:00.771 --> 12:02.687
‫چطوری از پسِ اون کار بر اومدی؟

12:02.771 --> 12:04.479
‫دیدی از پنجره‌ی لعنتی پرت شد بیرون؟

12:04.562 --> 12:06.062
‫می‌دونم!

12:08.312 --> 12:09.437
‫کارت خوب بود!

12:09.521 --> 12:11.271
‫ایست! اونجان! هی!

12:11.354 --> 12:12.812
‫بچه‌ها. بچه‌ها!

12:14.812 --> 12:16.396
‫برید کنار!

12:17.729 --> 12:20.187
‫- برو دیگه!
‫- اِیسا، برو، برو، برو!

12:20.271 --> 12:21.562
‫هی!

12:21.646 --> 12:23.562
‫- برید کنار از سر راه!
‫- دارن بهمون می‌رسن!

12:23.646 --> 12:25.021
‫کیلی، سنگ‌هات!

12:25.604 --> 12:26.979
‫هیچی نمونده

12:27.062 --> 12:28.354
‫برید عقب! برید عقب!

12:28.437 --> 12:29.646
‫نه، واسه این کارها زیادی نئشه‌ام

12:31.937 --> 12:33.062
‫برو پسر!

12:33.979 --> 12:35.937
‫- برید عقب!
‫- چیزی نمونده بهمون برسن

12:36.021 --> 12:38.521
‫یالا، از سر راه برید کنار! الان! الان!

12:39.396 --> 12:40.771
‫- سریعتر!
‫- هی!

12:40.854 --> 12:42.479
‫هی! هی!

12:43.062 --> 12:44.729
‫دارید چه گهی می‌خورید...

12:51.437 --> 12:53.062
‫همین الان از سر راه برید کنار!

13:12.604 --> 13:14.479
‫کسی خونه هست؟

13:36.271 --> 13:37.479
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

13:38.687 --> 13:40.521
‫می‌بینم سلام و احوال‌پرسی رو گذاشتیم کنار

13:41.146 --> 13:42.937
‫ما از کِی باهمدیگه خوش‌مشرب بودیم؟

13:43.521 --> 13:44.896
‫نیاز حد و مرز نداره

13:46.979 --> 13:48.521
‫پناهگاه می‌خوام

13:49.812 --> 13:50.896
‫واسه خودت؟

13:51.479 --> 13:52.479
‫از من می‌خوای؟

13:53.854 --> 13:55.187
‫عجب حرفی

13:57.479 --> 13:58.979
‫کس دیگه‌ای اینجا نیست

14:01.062 --> 14:01.896
‫که چی؟

14:01.979 --> 14:03.729
‫حالا که قاره در جنگ فرو رفته،

14:04.354 --> 14:06.229
‫ویزیمیر هم مُرده،

14:07.187 --> 14:09.187
‫باورش برام سخته که تو و دیکسترا

14:09.687 --> 14:13.854
‫مشغول زدنِ مُخِ

14:14.687 --> 14:15.521
‫پادشاه عزیز...

14:15.604 --> 14:17.062
‫- اسمش چی بود؟
‫- رادوید

14:17.146 --> 14:18.146
‫رادوید، نیستید

14:19.021 --> 14:22.729
‫که حتی بیشتر از پادشاه قبل از خودش
‫پذیرای نصیحت منه

14:22.812 --> 14:24.771
‫چرند میگی. اخراج شدی

14:26.354 --> 14:27.354
‫عجب

14:27.937 --> 14:29.312
‫واقعاً ملاقات مطبوعی بود

14:29.812 --> 14:32.104
‫حالا رفتنی در رو پشت سرت ببند

14:32.187 --> 14:33.854
‫از هوایی که از درز بیاد تو متنفرم

14:35.771 --> 14:36.771
‫کیرا مُرده

14:39.479 --> 14:41.854
‫ویلگه‌فورتز، داره ارتش جمع می‌کنه

14:42.437 --> 14:45.729
‫داره شکارمون می‌کنه.
‫با دستور اینکه یا باید بهش ملحق بشی یا بمیری

14:45.812 --> 14:47.396
‫یه ارتش شرور

14:48.396 --> 14:49.729
‫البته که اینجوریه

14:50.937 --> 14:53.312
‫ما هم چاره‌ای نداریم جز یه ارتش جمع کنیم

14:54.479 --> 14:56.187
‫کاش گوشِت بدهکار بود

14:57.187 --> 14:59.437
‫اگه در تاند کنارم می‌موندی...

14:59.521 --> 15:00.646
‫ما کور بودیم

15:01.937 --> 15:03.062
‫تو نبودی

15:04.312 --> 15:07.396
‫واسه همین علیرغم گذشته نسبتاً ناجورمون،

15:08.979 --> 15:10.229
‫اول اومدم پیش تو

15:12.854 --> 15:14.104
‫واسه همین اومدم اینجا

15:15.604 --> 15:17.271
‫فقط پناهگاه نمی‌خوام

15:18.687 --> 15:19.729
‫تو رو می‌خوام

15:21.312 --> 15:23.687
‫ینیفری که می‌شناسم به هیچکس نیاز نداره

15:23.771 --> 15:25.646
‫ینیفری که می‌شناختی مُرده

15:32.979 --> 15:36.562
‫عروسک‌گردانِ بدون عروسک فقط احمقیه که چندتا نخ بهش آویزونه

15:39.146 --> 15:41.479
‫تو چطوری از نو متولد خواهی شد، فلیپا؟

15:51.854 --> 15:53.812
‫بازم داری لَنگ می‌زنی، ویچر

15:53.896 --> 15:54.896
‫بیا استراحت کنیم

15:54.979 --> 15:57.771
‫باید برگردیم پیش بقیه.
‫تاریک شده

15:57.854 --> 16:00.479
‫بوش رو حس می‌کنید؟

16:03.771 --> 16:07.812
‫بادیان رومیـه.
‫یا شاید دارچین

16:10.687 --> 16:12.937
‫- چی شده، ویچر؟
‫- بیا بیرون

16:19.021 --> 16:20.229
‫ای خدایان مهربون، باز چیه؟

16:20.312 --> 16:21.479
‫بیا بیرون!

16:21.562 --> 16:23.104
‫بهت آزاری نمی‌رسه

16:37.187 --> 16:40.729
‫توصیه می‌کنم سلاح‌هاتون رو کنار بذارید، افرادِ نیک

16:41.396 --> 16:43.104
‫نیازی بهشون نیست

16:44.354 --> 16:46.312
‫همونطور که می‌بینید، تیغه‌ای همراه من نیست

16:47.229 --> 16:51.229
‫همچنین چیزی همراهم نیست که بشه گفت
‫غنیمت ارزشمند محسوب می‌شه

16:52.312 --> 16:56.854
‫من اِمیل ریجس هستم.
‫جراح آرایشگرم

16:56.937 --> 16:59.979
‫- بوی داروفروشی میدی
‫- آره

17:00.062 --> 17:03.437
‫- چرا ازمون مخفی شده بودی؟
‫- از جنگ مخفی شدم، دوست من

17:04.146 --> 17:08.729
‫چه جایی بهتر از اینجا، در میان مردگان هست

17:08.812 --> 17:10.479
‫که بخوای از سیرتِ خشنِ زندگان مخفی بشی؟

17:10.562 --> 17:11.937
‫آره خب، طبق تجربه اخیرمون،

17:12.021 --> 17:15.646
‫شهادت میدم مردگان هم تا حدی خشن هستن

17:15.729 --> 17:16.562
‫بله

17:16.646 --> 17:19.687
‫مطمئنی چیز دیگه‌ای این اطراف نیست
‫که منتظره تا گازگازی‌مون کنه؟

17:19.771 --> 17:21.521
‫اطمینان میدم،

17:22.187 --> 17:24.646
‫من وحشتناک‌ترین موجود اینجا هستم

17:28.437 --> 17:30.687
‫یه کلبه کوچیک نزدیک اینجا دارم

17:31.396 --> 17:34.812
‫که توش دارو و اکسیر تقطیر می‌کنم

17:35.312 --> 17:37.312
‫چشمه‌ای که بتونید خودتون رو بشورید

17:37.396 --> 17:39.312
‫و آتشدانی که گرم‌تون کنه

17:39.396 --> 17:42.854
‫خواهش می‌کنم، همه‌تون رو دعوت می‌کنم
‫که باهام به اونجا برگردید

17:42.937 --> 17:44.062
‫و امشب رو استراحت کنید

17:44.146 --> 17:47.104
‫- تعدادمون زیاده
‫- قدم همه روی چشمه

17:57.187 --> 17:59.771
‫بقیه رو خبر کنید.
‫تا وقتی بشه استراحت می‌کنیم

18:01.396 --> 18:03.562
‫هی، چشم و گوشـمون باز باشه

18:04.062 --> 18:06.854
‫این گیاه‌شناس بوگندو یه جای کارش می‌لنگه

18:21.979 --> 18:25.354
‫بفرمایید. بفرمایید، خواهش می‌کنم.
‫فکر کنید خونه خودتونه

18:40.521 --> 18:43.896
‫این یه آتانوره که به عرق‌گیر وصل شده،

18:43.979 --> 18:46.687
‫مجهز به ستونِ تصفیه و یه کندانسر مسی؟

18:46.771 --> 18:48.104
‫خودت ساختیش؟

18:48.187 --> 18:49.562
‫کاملاً

18:49.646 --> 18:53.521
‫سعی داشتم اسانس پنجم رو تقطیر و استخراج کنم

18:53.604 --> 18:56.812
‫و بله، من گیاه‌شناس بوگندویی هستم

18:58.771 --> 19:00.062
‫چی هست؟

19:00.146 --> 19:03.187
‫دوست من، این اسانس پنجمه

19:03.812 --> 19:07.229
‫و... ششم، و گمونم هفتم؟

19:10.187 --> 19:12.354
‫این اکسیر الهیـه

19:12.437 --> 19:14.687
‫یه خمرِ بهشتیه

19:14.771 --> 19:16.021
‫این...

19:16.521 --> 19:17.729
‫چیه؟

19:17.812 --> 19:22.979
‫این تقطیر ماندراکه که با بلادونا و چند ماده مست‌کننده دیگه غنی شده

19:23.062 --> 19:25.812
‫مطمئنم عرق سگیش واسه ما خیلی گرونه

19:25.896 --> 19:27.937
‫- می‌تونم با یه آهنگ باهات طاق بزنم
‫- نه!

19:28.687 --> 19:30.062
‫قیمت رو دوبرابر می‌کنه

19:30.146 --> 19:33.771
‫خواهش می‌کنم، دعوت‌تون می‌کنم
‫که هر چقدر می‌خواید میل کنید

19:33.854 --> 19:38.062
‫احتمالش کمه که بتونم از میدان نبرد رد بشم
‫که توی شهر بفروشمش

19:38.146 --> 19:40.854
‫حرف قیمت رو نزنید. یا آهنگ

19:46.479 --> 19:48.937
‫حالا که تعارف زدی. بده من...

19:50.604 --> 19:52.146
‫اوه!

19:52.229 --> 19:53.729
‫آقایون

19:54.229 --> 19:56.396
‫سلامتی شما

19:57.312 --> 19:58.687
‫آها!

19:58.771 --> 19:59.979
‫هوم

20:00.771 --> 20:02.771
‫وای

20:03.396 --> 20:05.896
‫این بهترین اسانس هفتمیه که تا حالا خوردم

20:05.979 --> 20:07.979
‫واهای!

20:12.646 --> 20:13.646
‫کسی نیست

20:22.062 --> 20:23.521
‫اون دیگه چه کاری بود؟

20:23.604 --> 20:27.437
‫هر سکه‌ای که به حق دزدیدیم رو ریختی رفت

20:27.521 --> 20:30.021
‫به خاطر تو، هیچی نداریم

20:30.104 --> 20:32.771
‫میسل میاد عاشق یه بی‌خانمان می‌شه و همه‌مون بگا میریم

20:32.854 --> 20:34.062
‫یه دلیلی داره که قوانین گذاشتیم

20:34.146 --> 20:36.271
‫به من نگاه نکنید.
‫تصمیم گیز بود

20:36.354 --> 20:39.687
‫اولین حرفم این بود، طبق نقشه پیش بریم.
‫به همین سادگیه

20:39.771 --> 20:42.812
‫- سعی داشتم عضوی...
‫- ولی تو عضو هیچی نیستی

20:43.396 --> 20:46.062
‫متوجه عواقب کاری که الان کردی نیستی

20:46.146 --> 20:48.271
‫خب، می‌تونی بهم بگی. اینم یه ایده

20:49.062 --> 20:52.062
‫مهم نیست. بدون میسل قرار نبود بریم

20:52.146 --> 20:53.937
‫وقتی گفتم این کار فقط برای موش‌هاست،

20:54.021 --> 20:55.687
‫منظورم اون‌ها بود، نه تو

20:56.604 --> 20:58.146
‫- هنوز نه
‫- هرگز

20:59.062 --> 21:00.271
‫بیاید فقط

21:01.354 --> 21:02.771
‫تحویل نگهبان‌ها بدیمش

21:03.312 --> 21:05.937
‫- تا حالا به لاشی نبودن فکر کردی؟
‫- کافیه!

21:09.854 --> 21:13.271
‫اگه من نبودم، می‌گرفتن و می‌کشتن‌تون!

21:13.354 --> 21:15.646
‫آره، نمی‌دونم.
‫فعلاً اینطوری نشده، درسته؟

21:15.729 --> 21:19.479
‫آره، ما خیلی قبل‌تر از اینکه تو بخوای خودت رو به ما زور کنی اینجا بودیم

21:19.562 --> 21:20.562
‫بچسبونی

21:20.646 --> 21:23.729
‫خیلی بعد از رفتنت هم خواهیم بود

21:28.479 --> 21:30.604
‫شاید بهتره تجدیدنظر کنی

21:33.437 --> 21:37.354
‫چون ما کل مواد منفجره رو
‫واسه ترکوندن فقط یک در تموم نکردیم

21:40.396 --> 21:41.646
‫ما نبودیم

21:42.646 --> 21:44.146
‫که مالیات‌گیر رو

21:44.646 --> 21:45.687
‫از پنجره پرت کنیم بیرون

21:49.229 --> 21:52.229
‫ما توی حواس‌پرتی گند نزدیم

21:52.312 --> 21:54.896
‫و شرایط فرار رو خطرناک نکردیم

21:58.896 --> 22:01.229
‫و ما فراموش نکردیم

22:01.771 --> 22:04.354
‫که نجات یه نفر مهم‌ترین کاره

22:07.896 --> 22:10.104
‫آره، وقتی لال بود بیشتر دوستش داشتم

22:14.979 --> 22:16.854
‫بیخیال. می‌شه نگهش داریم؟

22:22.396 --> 22:23.687
‫فالکا، وایسا

22:24.187 --> 22:26.937
‫نمی‌شه همینجوری بری.
‫دارن خیابون‌ها رو برامون شخم می‌زنن

22:27.021 --> 22:28.437
‫از پس خودم بر میام

22:28.521 --> 22:32.729
‫واضحه. ولی نگهبان‌های اونجوری
‫اقدام رو به مذاکره ترجیح میدن

22:32.812 --> 22:34.646
‫پس باهام بیا

22:34.729 --> 22:36.271
‫نمی‌بینی خانواده‌ی من هستن؟

22:36.354 --> 22:37.604
‫اونوقت من فقط...

22:39.062 --> 22:40.187
‫یکی‌ام که باهاش بخوابی؟

22:40.271 --> 22:41.771
‫اونجوری نیست

22:46.354 --> 22:48.562
‫تو با ما هستی. یادته؟

22:49.937 --> 22:51.771
‫می‌خوام ازت مراقبت کنم

23:01.104 --> 23:02.146
‫لعنتی

23:08.979 --> 23:10.479
‫تا صبح می‌مونم

23:13.729 --> 23:14.937
‫ولی تنها می‌خوابم

23:22.354 --> 23:23.979
‫خوب بخوابی، کوچولو

23:33.646 --> 23:34.771
‫یکم استراحت کن

23:38.187 --> 23:41.771
‫ای خدایان، خیلی خوبه

23:41.854 --> 23:44.146
‫- داره با مغزم...
‫- به بیاتا سر زدم

23:44.229 --> 23:46.021
‫آروم و راحت خوابیده

23:46.104 --> 23:48.437
‫میلوا، دختر جون

23:48.521 --> 23:51.271
‫خیلی دلربا شدی

23:51.354 --> 23:52.979
‫مست کردی. خوش بگذرون

23:53.062 --> 23:56.062
‫باهامون یه مشروب بزن، ای آدم جدی

23:56.646 --> 23:58.104
‫مسیرمون دراز بوده

23:58.896 --> 24:00.437
‫حقته یکم ماندراک بخوری

24:00.521 --> 24:01.437
‫- ماندراک؟
‫- اوهوم

24:01.521 --> 24:04.562
‫- یه جور دارو هم هست، نه؟
‫- می‌تونه باشه

24:06.062 --> 24:07.062
‫بزن بره!

24:08.479 --> 24:10.479
‫وای...

24:12.771 --> 24:15.687
‫بیا اینجا. یه مشروب بهش بدیم

24:16.312 --> 24:17.979
‫سرخ شدی. هنوز داره قورت میده

24:18.062 --> 24:19.729
‫نه، باید تمومش کنه

24:19.812 --> 24:21.937
‫خودشه!

24:22.021 --> 24:23.771
‫بیا باهام برقص

24:24.479 --> 24:26.354
‫یالا!

24:26.854 --> 24:28.146
‫اه!

24:29.937 --> 24:31.687
‫چی دوست داره؟

24:36.146 --> 24:38.437
‫زخم شبحه. زنده می‌مونم

24:39.354 --> 24:40.604
‫دست بردار

24:40.687 --> 24:43.479
‫این زخم خیلی عمیق‌تر از اونه

24:43.562 --> 24:44.604
‫به معنی واقعی کلمه

24:46.396 --> 24:50.604
‫انگار به جای استراحت
‫برای درمان به جادو روی آوردی

24:52.312 --> 24:53.979
‫وقت واسه استراحت ندارم

24:54.562 --> 24:57.187
‫چطوری از عفونت جلوگیری کردی؟

24:59.646 --> 25:01.146
‫آب‌های بروکلیون

25:01.896 --> 25:05.729
‫درایادها رو میگی.
‫خیلی دوست داشتم عملکردِ آب‌ها رو ببینم

25:05.812 --> 25:07.271
‫گاهی عمل نمی‌کنن

25:09.521 --> 25:11.979
‫و...

25:13.396 --> 25:14.521
‫...دوست‌هات چی؟

25:14.604 --> 25:17.437
‫همراهانِ سفرم

25:18.271 --> 25:20.687
‫از وضعیتم خبر ندارن و قرار نیست بفهمن

25:22.104 --> 25:23.396
‫هوم

25:25.229 --> 25:28.729
‫حتماً زندگی عجیبیه که تنها توی قبرستون باشی

25:30.437 --> 25:32.437
‫اگه دنبال اینی که قصه برات بگم،

25:32.521 --> 25:35.312
‫متأسفانه من به شدت آدم کسل‌کننده‌ای‌ام

25:35.396 --> 25:37.187
‫مردی که گذشته‌ای داره

25:38.437 --> 25:40.646
‫بعد از یک جوونیِ پُر از سرخوردگی،

25:42.187 --> 25:45.062
‫تصمیم گرفتم زندگیم رو وقف دانش کنم

25:45.646 --> 25:48.479
‫مطالعه درد یکی از چیزهاییه که بهش شیفته‌ام

25:50.146 --> 25:51.187
‫هوم

25:52.562 --> 25:54.687
‫سفری از لذت به درد

25:55.729 --> 25:57.021
‫خیلی شاعرانه است

25:57.104 --> 26:01.187
‫به عنوان یک ویچر، مطمئنم اطلاعات زیادی از این موضوع داری

26:03.729 --> 26:06.854
‫گرچه شاید نه واسه مدت زیادی

26:07.646 --> 26:08.812
‫منظورت چیه؟

26:08.896 --> 26:10.521
‫اگه کارت رو درست انجام بدی،

26:11.312 --> 26:14.312
‫دیگه هیولایی واسه کشتن نمی‌مونه، درسته؟

26:17.979 --> 26:19.229
‫بعدش چی کار می‌کنی؟

26:25.437 --> 26:28.479
‫مردم دوست دارن هیولا و شرارت رو اختراع کنن

26:30.021 --> 26:31.271
‫وقتی دروغ میگن،

26:32.062 --> 26:34.354
‫تقلب می‌کنن، دزدی می‌کنن،
‫زن‌شون رو کتک می‌زنن،

26:36.312 --> 26:39.229
‫باید به عامل تخریبی که از خودشون وحشتناک‌تره باور داشته باشن

26:40.604 --> 26:42.937
‫از دیده شدنِ شرارت‌های خودشون کم می‌کنه

26:44.896 --> 26:47.687
‫تا وقتی اون عوض نشه،
‫همیشه نیاز به ویچرها هست

26:48.271 --> 26:49.354
‫اه

26:50.271 --> 26:51.354
‫من هم...

26:53.000 --> 26:59.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:01.104 --> 27:06.312
‫این ضماد و آبِ ماندراکی که تعارف کردم

27:06.812 --> 27:08.729
‫به دردت کمک می‌کنه

27:10.229 --> 27:11.229
‫کسی هم نمی‌فهمه

27:13.396 --> 27:15.187
‫بابت مراعاتت متشکرم

27:29.771 --> 27:32.271
‫خوبه اگه یکم غذا بهم بدی، دوست من

27:36.354 --> 27:39.312
‫دنبال سوراخ خرگوش کوچولوت بودم

27:40.146 --> 27:42.646
‫- بحث غذا شد، تازه است؟
‫- جادوییه

27:44.104 --> 27:46.271
‫یه بار بهم گفتی این کار هدر دادن قدرت هرج‌ومرجه

27:46.812 --> 27:48.646
‫ولی اوضاع عوض می‌شه، نه؟

27:49.437 --> 27:50.854
‫مثل تو در شمال

27:53.229 --> 27:54.771
‫امهیر سینترا رو بهم پیشنهاد کرد

27:56.479 --> 27:57.562
‫فرماندار شاهنشاهی

27:59.437 --> 28:00.687
‫اونوقت گم شدی که از اینجا سر در آوردی؟

28:02.562 --> 28:06.104
‫پیشکشِ امهیر فقط وظیفه‌دار شدن برای خدمت بیشتره

28:06.187 --> 28:08.521
‫از اینکه زیر شستش بودم خسته شدم، پس زدم بیرون

28:09.104 --> 28:11.562
‫قصد ندارم برگردم، پس ازم نخواه

28:12.062 --> 28:13.104
‫نمی‌خوام

28:15.687 --> 28:17.312
‫بابت ویلگه‌فورتز اومدم

28:19.646 --> 28:21.646
‫داره برای قلعه‌اش جادوگر استخدام می‌کنه

28:22.354 --> 28:24.729
‫و پورتال‌ها رو مسدود می‌کنه
‫که نذاره دست‌مون اونجا بهش برسه

28:24.812 --> 28:26.021
‫این حرف‌هات...

28:27.146 --> 28:28.354
‫یکم دیوانه‌واره

28:30.687 --> 28:32.396
‫ما دوست نیستیم، ینیفر

28:33.312 --> 28:34.312
‫چی می‌خوای؟

28:37.604 --> 28:39.021
‫تو فرینجیلا ویگو هستی

28:40.896 --> 28:45.146
‫شهرتت در نیلفگارد می‌گفت یه استراتژیستِ بی‌رحمی،

28:45.687 --> 28:47.604
‫که می‌تونه یک جبهه ارتشی جادویی رو

28:47.687 --> 28:49.396
‫تا نصف قاره هدایت کنه

28:49.479 --> 28:52.479
‫ویلگه‌فورتز احمق بود اگه نمی‌خواست کنارش باشی

28:52.562 --> 28:54.937
‫و اون خیلی چیزها هست، ولی احمق نیست

28:55.437 --> 28:57.979
‫جادوگرهاش رو می‌فرسته که استخدامت کنن،
‫مثل کاری که با من کرد

28:58.062 --> 29:00.937
‫- و کاری که تو داری با من می‌کنی
‫- دارم ازت می‌خوام قبول کنی

29:01.729 --> 29:03.729
‫بفهم دِژش کجاست

29:04.396 --> 29:05.937
‫تا بتونیم ارتشش رو شکست بدیم

29:06.646 --> 29:08.104
‫- بکشیمش
‫- چرا؟

29:08.187 --> 29:09.187
‫اه...

29:09.729 --> 29:13.062
‫چرا باید جونم رو برای تو ریسک کنم؟

29:23.687 --> 29:25.146
‫تیغه‌ی دیمریتیومی؟

29:27.521 --> 29:29.021
‫واقعاً دیوانه‌ای

29:31.896 --> 29:33.896
‫می‌تونم از خودم مراقبت کنم، ممنون

29:35.896 --> 29:36.979
‫می‌دونی...

29:39.312 --> 29:41.062
‫اگه ویلگه‌فورتز رو از پا در بیاریم،

29:41.562 --> 29:43.271
‫امهیر هم حتماً سقوط می‌کنه

29:45.479 --> 29:47.437
‫دیگه نیاز نیست با خرگوش‌ها قایم بشی

30:13.437 --> 30:15.146
‫شرمنده مزاحم می‌شم

30:15.229 --> 30:17.146
‫رفتارم بیشتر با میدان‌های جنگی تنظیمـه

30:17.229 --> 30:18.771
‫تا اتاق نشیمنِ خانم‌ها

30:20.354 --> 30:21.729
‫بفرما بشین

30:39.687 --> 30:41.104
‫اینجا راحتی؟

30:42.979 --> 30:44.479
‫هر چیزی که نیازه رو داری؟

30:51.104 --> 30:53.604
‫دیروز، واکنشت به رهبریِ واجبم

30:53.687 --> 30:57.187
‫برای تنبیه اون سرباز رُک و روراست ناامیدکننده بود

30:58.187 --> 31:00.312
‫ملایمت برای جنسیتت مناسبه،

31:00.396 --> 31:02.812
‫با اینحال غیرمنتظره است،
‫با توجه به دودمانی که داری

31:04.646 --> 31:06.187
‫کالانته نترس بود

31:07.437 --> 31:08.437
‫اون

31:09.437 --> 31:10.979
‫زنی تماشایی بود

31:12.562 --> 31:13.687
‫رُک میگم

31:15.062 --> 31:16.146
‫رفتارت عجیبه

31:18.729 --> 31:20.521
‫به خاطر اشاره به ویچر اینجوری شدی؟

31:21.937 --> 31:23.396
‫- گرالت؟
‫- هوم

31:24.437 --> 31:27.646
‫باهاش سفر کردی.
‫شاید یه جور وفاداری نسبت بهش داری

31:35.979 --> 31:37.771
‫من توی یه زندگیِ دیگه می‌شناختمش

31:38.979 --> 31:41.437
‫توی این زندگی، نگران تهدیدش نیستم

31:41.521 --> 31:44.062
‫ولی اگه تو فرزندِ پیشگوییـش هستی،

31:44.146 --> 31:45.396
‫که داره زیر سقف خونه من زندگی می‌کنه،

31:45.479 --> 31:47.062
‫نگران اعتماد کردن بهت هستم

31:48.312 --> 31:49.604
‫اعلیحضرت،

31:50.729 --> 31:52.521
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

32:10.646 --> 32:12.604
‫حتی اگه مادربزرگت ناامیدت کرده باشه...

32:14.187 --> 32:16.771
‫...حتماً ویچر مبارزه رو یادت داده

32:18.187 --> 32:19.187
‫و کشتن رو

32:20.896 --> 32:23.396
‫بگیرش

32:34.687 --> 32:36.271
‫اوه!

32:46.729 --> 32:47.729
‫نشونم بده

32:56.604 --> 32:57.979
‫از چی می‌ترسی؟

33:00.271 --> 33:01.562
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

33:06.521 --> 33:07.771
‫دوباره تلاش کن

33:20.854 --> 33:25.354
‫تو سیریلا از سینترا نیستی

33:41.437 --> 33:44.812
‫اگه از این اتاق خارج شد، بکشیدش

33:44.896 --> 33:46.062
‫بله اعلیحضرت

33:47.562 --> 33:49.229
‫دختره ناراحت‌تون کرده؟

33:50.646 --> 33:52.479
‫دختره دخترِ من نیست

33:53.271 --> 33:55.396
‫- مطمئنید سرورم؟
‫- تقریباً

33:56.187 --> 33:57.229
‫سرورم

34:00.271 --> 34:01.187
‫به...

34:01.271 --> 34:03.646
‫به نظرم ویلگه‌فورتز

34:04.812 --> 34:08.312
‫حتماً بیشتر از یک حالت بهتون خیانت کرده

34:08.396 --> 34:09.396
‫بله

34:10.479 --> 34:12.479
‫بیارش پیش من. همین الان

34:12.562 --> 34:13.562
‫حتماً

34:14.062 --> 34:16.896
‫نیروهامون در بودروگ چی؟
‫لازمه...

34:16.979 --> 34:18.396
‫نه، نه، نه

34:18.479 --> 34:19.729
‫شاشیدم به جنگ

34:19.812 --> 34:23.187
‫پیشگویی با یه متظاهر جواب نمیده

34:24.021 --> 34:27.187
‫همین الان سیریلا رو می‌خوام

34:28.646 --> 34:29.896
‫امر امر شماست

34:37.729 --> 34:42.396
‫بخور دوست من.
‫استقامتِ بُز داری

34:42.479 --> 34:44.937
‫یکی دیگه برام بریز

34:45.021 --> 34:46.979
‫یکی دیگه نمی‌خوای. باشه، باشه

34:47.062 --> 34:48.854
‫تو نمی‌خوری؟

34:48.937 --> 34:51.229
‫- سلامتی من مثل گذشته نیست
‫- میلوا

34:51.312 --> 34:53.812
‫- چندتا تیر رو می‌تونی...
‫- یکی از لذت‌هایی که معامله کردم اینه

34:53.896 --> 34:54.896
‫- سه‌تا
‫- نه

34:54.937 --> 34:55.937
‫- قطعاً
‫- نه

34:56.021 --> 34:58.479
‫یه بار، چهارتا رو تونستم

34:58.562 --> 35:01.062
‫همزمان چهارتا تیر؟
‫عمراً

35:01.146 --> 35:03.646
‫چرا! می‌تونم بهت نشون بدم

35:03.729 --> 35:04.562
‫آروم، آروم...

35:04.646 --> 35:07.479
‫- باشه واسه بعد
‫- باشه آقایون

35:07.562 --> 35:09.771
‫بانو. یه سلامتی بگم

35:10.896 --> 35:13.521
‫سلامتی میزبانِ ما، ممنونم

35:13.604 --> 35:16.812
‫ولی مهم‌تر، برای کشف چیزی که خشنودمون می‌کنه،

35:17.937 --> 35:20.979
‫حتی در این روزهای کاملاً سیاه

35:28.771 --> 35:30.354
‫سرسخته

35:31.187 --> 35:34.687
‫ولی سریع مست می‌شه،
‫خواب یه عالمه آهن رو می‌بینه

35:34.771 --> 35:35.771
‫دیوث کله‌شق!

35:38.104 --> 35:41.437
‫راستی گرالت، دیگه خواب عجیبی از سیری ندیدی؟

35:45.146 --> 35:47.021
‫ماجرای سیری رو بهت گفته، ریجس؟

35:47.687 --> 35:50.896
‫اون فرزند پیشگوییه

35:51.854 --> 35:55.646
‫ما هم به گرالت افسانه‌ای ملحق شدیم،

35:56.187 --> 35:58.396
‫که قاره رو بپیماییم که پسش بگیریم

35:59.146 --> 36:03.021
‫از خودِ شعله سفید، امهیر وار اِمریس

36:07.979 --> 36:09.396
‫این واسه همینه؟

36:10.937 --> 36:13.229
‫مشروب میدی که زبون‌مون شُل بشه؟

36:14.062 --> 36:17.021
‫باید می‌دونستم که قابل اعتمادید یا نه، بله

36:17.854 --> 36:19.521
‫ولی صدمه‌ای بهتون نمی‌رسه

36:20.271 --> 36:24.771
‫بعضی میگن آبِ ماندراک
‫عمیق‌ترین آرزوها رو برملا می‌کنه

36:27.937 --> 36:29.312
‫من دیگه کاری به آرزوها ندارم

36:32.604 --> 36:35.979
‫آره. اون... تو کارِ آرزو نیست

36:36.521 --> 36:38.396
‫یه بار آرزو کرد که جادوگر موکلاغی رو ببینه

36:38.479 --> 36:39.937
‫- ینیفر...
‫- یسکیر

36:45.229 --> 36:47.021
‫اکثر مکالمات اینجوری تموم می‌شن

37:00.021 --> 37:01.187
‫هوم

39:07.187 --> 39:08.521
‫خودشونن!

39:08.604 --> 39:10.396
‫- اونجا!
‫- یالا!

39:10.479 --> 39:12.604
‫- اون بالان
‫- چی شده؟

39:13.187 --> 39:14.646
‫چه خبره؟

39:14.729 --> 39:16.896
‫دنبال‌مون می‌گردن. درِ پشتی!

39:18.229 --> 39:19.479
‫اینجان!

39:23.104 --> 39:24.437
‫ماجرا چیه؟

39:24.521 --> 39:26.687
‫حسابِ مالیات‌گیر رو گذاشتید کفِ دستش

39:27.187 --> 39:30.021
‫سال‌ها سرمون کلاه گذاشت
‫که بتونه پودرش کنه و بده توی بینیش

39:30.604 --> 39:33.354
‫شما پول‌مون رو بهمون پس دادین و بابتش آسیبی نمی‌بینید

39:33.437 --> 39:35.979
‫می‌تونیم صحیح و سالم از شهر خارج‌تون کنیم

39:37.479 --> 39:38.979
‫بیاید. یکم بردارید

39:39.062 --> 39:40.521
‫فکر می‌کنن ما قهرمانیم

39:57.312 --> 39:59.271
‫دارم میگم تا حالا اینجوری نشده

39:59.354 --> 40:02.062
‫نگهبان‌ها رو شکست نداد.
‫برامون حامی پیدا کرد

40:02.146 --> 40:04.687
‫آره. هنوز پولی نداریم.
‫این مشکل‌سازه

40:04.771 --> 40:08.604
‫یه جوری جبرانش می‌کنیم.
‫به شرطی که کیلی دوباره شلوغش نکنه

40:08.687 --> 40:11.479
‫یادته اون دفعه که از پله‌های فاحشه‌خونه افتاد پایین؟

40:11.562 --> 40:13.229
‫خفه شو!

40:13.312 --> 40:14.521
‫فالکا درست میگه

40:15.396 --> 40:17.562
‫اگه اون نیومده بود، من رو می‌گرفتن

40:18.062 --> 40:20.854
‫جداً که نمیگی بذاریم به ما ملحق بشه، درسته؟

40:22.021 --> 40:24.729
‫قبل از اینکه حتی پیداش کنیم هاله‌اش رو حس کردم

40:24.812 --> 40:27.187
‫میسل، همون دختر چشم‌سبزه

40:27.271 --> 40:29.562
‫سرنوشتش به ما وصله.
‫مطمئنم بچه‌ها

40:29.646 --> 40:33.271
‫- خب، من عاشقشم. حسابی دیوانه است
‫- ولی اون همه لیچار بارمون کرد

40:33.354 --> 40:35.229
‫ناراحت بود. همه بودیم

40:35.312 --> 40:36.937
‫مگه واسه همین موش نشدیم؟

40:39.521 --> 40:40.771
‫کارت رو بکن

40:41.479 --> 40:43.937
‫گیز. بکن

41:01.229 --> 41:02.229
‫قضیه چیه؟

41:08.396 --> 41:09.812
‫تو هیچی نداری

41:11.562 --> 41:12.562
‫این رو بگیر

41:19.646 --> 41:21.729
‫تو هیچ چیز

41:22.521 --> 41:24.396
‫یا هیچکس رو نداری

41:25.854 --> 41:27.396
‫و به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنی

41:45.812 --> 41:48.021
‫تو هیچی نداری

41:56.271 --> 41:57.604
‫تو هیچکس رو نداری

42:03.479 --> 42:04.937
‫تو هیچ خانواده‌ای نداری

42:12.729 --> 42:14.646
‫همیشه یک غریبه خواهی بود

42:16.896 --> 42:17.896
‫همیشه یک غریبه

42:19.229 --> 42:20.312
‫همیشه متفاوت

42:24.646 --> 42:26.104
‫و همیشه یکی از ما

42:29.646 --> 42:30.812
‫ها؟ جدی؟

42:32.437 --> 42:33.937
‫اگه بخوای

42:39.562 --> 42:40.896
‫به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنی

42:42.062 --> 42:43.396
‫خانواده‌ای نداری

42:44.562 --> 42:45.646
‫تو یه موش هستی

43:01.562 --> 43:03.229
‫من به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنم

43:03.312 --> 43:04.937
‫هیچ خانواده‌ای ندارم

43:05.562 --> 43:06.604
‫من یک موش هستم

43:06.687 --> 43:09.062
‫- بلندتر!
‫- بهتر از اون بلدی!

43:09.562 --> 43:10.646
‫به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنم

43:11.437 --> 43:13.229
‫هیچ خانواده‌ای ندارم

43:13.312 --> 43:14.604
‫من یک موش هستم!

43:14.687 --> 43:17.021
‫به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنم

43:17.104 --> 43:18.479
‫خانواده‌ای ندارم

43:18.562 --> 43:20.396
‫من یک موش هستم!

43:40.229 --> 43:41.771
‫کجان؟

43:41.854 --> 43:43.521
‫توی جاده منتظرن

43:44.604 --> 43:46.354
‫آخرین نفر تو بیدار شدی

43:49.646 --> 43:51.479
‫امیدوارم خواب‌های خوش دیده باشی

43:52.646 --> 43:54.896
‫از وقتی از بروکیلون عازم شدم
‫چهل روز گذشته

43:54.979 --> 43:57.437
‫و فقط پنجاه فرسخ سفر کردم

43:58.729 --> 44:02.104
‫سیری توی کاخ امهیر در نیلفگارده که حدود ۲۰۰ فرسخ تا اینجا راه داره

44:02.604 --> 44:04.937
‫با این سرعت، چند ماه طول می‌کشه تا به اونجا برسم

44:07.021 --> 44:08.229
‫نظرت چیه؟

44:09.229 --> 44:11.479
‫باید سریعتر حرکت کنی

44:11.979 --> 44:12.979
‫هوم

44:13.771 --> 44:15.354
‫کاش با حرف می‌شد عملیش کرد

44:15.437 --> 44:17.437
‫با اینحال خودت فهمیدی

44:17.521 --> 44:20.896
‫که نمی‌تونی بدون استراحت یا معالجه ادامه بدی

44:22.479 --> 44:25.896
‫می‌خوام بدونی رازهات رو نمیگم

44:25.979 --> 44:29.646
‫چیزهای کمی هست که در این دوران خفت و خواری
‫به یک انسان تعلق دارن

44:29.729 --> 44:33.479
‫یکی‌شون حق رازداریـشه

44:34.521 --> 44:35.562
‫هوم

44:36.604 --> 44:38.521
‫می‌بینم که خویِ کنترل‌شده‌ای داری

44:40.229 --> 44:42.521
‫چند وقت دیگه پام دوباره به معالجه نیاز داره؟

44:42.604 --> 44:44.687
‫چون باید با جنگ سفر کنی، طولی نمی‌کشه

44:44.771 --> 44:48.437
‫واسه همین مایلم به عنوان یک همراه بهت ملحق بشم

44:50.187 --> 44:52.354
‫حاضری زندگیـت در صلح رو رها کنی

44:53.604 --> 44:55.312
‫تا به من در یک مسیر مرگ همراه بشی؟

44:56.937 --> 44:57.937
‫چرا؟

44:58.979 --> 45:02.771
‫حتی منزوی‌ترین موجودات هم
‫باید در نهایت یاری بگیرن

45:03.979 --> 45:06.604
‫تو بهتر از همه این رو درک می‌کنی

45:06.687 --> 45:08.146
‫چی باعث شده این اعتقاد رو داشته باشی؟

45:08.229 --> 45:11.062
‫تمام وجودت وقف پیدا کردن یکی شده

45:11.562 --> 45:13.354
‫که می‌ترسی ناامیدش کرده باشی

45:13.437 --> 45:14.812
‫سیریِ خودت

45:17.354 --> 45:20.396
‫حرف‌هات گیجم می‌کنه، جراح آرایشگر

45:22.312 --> 45:23.771
‫حقیقتش،

45:24.562 --> 45:28.604
‫من هم برای رازداری ارزش قائلـم

45:35.021 --> 45:36.021
‫هوم

46:05.229 --> 46:08.771
‫ینا. اینقدر نبودی که فکر کردم چیزی شده

46:08.854 --> 46:11.854
‫سرت چطوره؟ نگو خوبه

46:12.604 --> 46:15.812
‫بعد از اینکه ویلگه‌فورتز از تاند پورتالـت کرد
‫مدت زیادی رو بیهوش بودی

46:15.896 --> 46:17.854
‫بیا، بخور

46:21.771 --> 46:24.437
‫اوضاع... بیرون چطوره؟

46:25.021 --> 46:26.979
‫خب، هنوز اثری از سیری نیست

46:27.896 --> 46:31.146
‫که باورم نمی‌شه دارم این رو میگم،
‫ممکنه اینجوری بهتر باشه

46:32.229 --> 46:35.521
‫بهمون وقت میده تا بفهمیم نقشه‌ی ویلگه‌فورتز براش چیه

46:35.604 --> 46:36.937
‫جواب توی کتابه

46:37.896 --> 46:41.146
‫ولی به زبان اِلفیِ پیش از پیوستگیه.
‫قدیمی‌تر از تاریخِ ثبت‌شده است

46:41.229 --> 46:44.271
‫- فقط ترجمه‌اش می‌تونه ماه‌ها طول بکشه
‫- از پسش بر میای

46:45.021 --> 46:47.479
‫همینجوریش راز مسدود کردن پورتال‌ها رو کشف کردی

46:48.271 --> 46:49.771
‫که نذاری اون پیدامون کنه

46:49.854 --> 46:52.729
‫ولی نکته همینه.
‫یه مسئله بزرگتری هست که نمی‌بینم

46:52.812 --> 46:55.854
‫پورتال‌ها به مونولیت‌ها وصلـن،
‫که می‌دونیم زمان و فضا رو کنترل می‌کنن

46:55.937 --> 46:59.521
‫بعد از کاری که سیری در تور لارا کرد،
‫می‌دونیم بهش وصله

46:59.604 --> 47:00.812
‫ولی چطوری؟

47:03.479 --> 47:05.937
‫بله. چطوری؟

47:07.396 --> 47:08.396
‫سوال همینه

47:08.479 --> 47:11.979
‫اگه بدونیم چه کاری ازش بر میاد...
‫می‌فهمیم اون چی می‌خواد

47:12.937 --> 47:15.771
‫تو به خوندنِ کتاب ادامه بده.
‫من روی پیدا کردن پشتیبانی تمرکز می‌کنم

47:17.021 --> 47:18.687
‫ناامیدت نمی‌کنم، ینا

47:52.437 --> 47:54.187
‫جالب شد

47:56.021 --> 47:59.312
‫فرینجیلا ویگو. عجب غافلگیری‌ای

48:01.771 --> 48:03.562
‫موقع یک جمع‌آوری پیداش شد

48:03.646 --> 48:05.396
‫گفت می‌تونه به دردت بخوره

48:09.354 --> 48:11.104
‫ینیفر از ونگربرگ

48:11.687 --> 48:13.229
‫این رو بهم داد

48:17.479 --> 48:19.021
‫می‌خواد بکشمت

48:19.104 --> 48:20.354
‫هوم

48:21.437 --> 48:22.479
‫تو هم قبول کردی؟

48:23.729 --> 48:24.729
‫آره

48:25.771 --> 48:27.271
‫جلوش

48:30.062 --> 48:31.562
‫خواسته واقعی من

48:32.896 --> 48:35.562
‫اینه که ببینم آخرین بقایای انجمن برادری مُردن

48:37.937 --> 48:39.479
‫چطوری اونوقت؟

48:39.562 --> 48:41.771
‫با اینکه این دفعه توی سمت برنده باشم

48:43.562 --> 48:44.687
‫سمتِ تو

49:09.021 --> 49:10.562
‫دفعه قبل فقط دوتا فرستاد

49:11.146 --> 49:12.521
‫داره می‌ترسه

49:46.021 --> 49:49.729
‫کسی بهت نگفته الان تنها سفر کردن امن نیست؟

50:47.187 --> 50:48.271
‫اوه

50:50.687 --> 50:51.687
‫ممنون

50:52.271 --> 50:53.604
‫هوم

50:53.687 --> 50:56.229
‫می‌تونیم از حضور همدیگه خوب استفاده کنیم

50:57.062 --> 50:58.604
‫چندتامون مونده؟

50:58.687 --> 51:00.062
‫هنوز دارم پرس‌وجو می‌کنم

51:01.187 --> 51:05.021
‫دارم میرم از قدرتمندترین اِلف روی قاره درخواست کنم

51:05.687 --> 51:06.687
‫اوه

51:07.854 --> 51:09.479
‫عاشق این حرکت می‌شه

51:16.854 --> 51:17.854
‫قابلی نداشت

51:20.521 --> 51:21.437
‫اه

51:21.521 --> 51:25.187
‫یه مسئله دیگه هست گرالت، اگه بخوایم باهم سفر کنیم

51:25.937 --> 51:27.937
‫دوتایی تصمیمش رو گرفتیم؟

51:28.646 --> 51:32.354
‫دیگه با آب ماندراک نرمت نمی‌کنم

51:32.437 --> 51:34.312
‫اطمینان میدم

51:34.396 --> 51:35.854
‫ولی در مورد خواب‌هایی که می‌بینی...

51:36.771 --> 51:38.896
‫اینقدر گردنِ امهیر رو پیچوندم که مُرد

51:38.979 --> 51:40.021
‫اه

51:40.521 --> 51:43.854
‫هر خوابی می‌بینی، بهش توجه کن

51:44.396 --> 51:46.521
‫نه به سمت ترس، بلکه شادی

51:46.604 --> 51:48.146
‫هدایتت می‌کنه

51:49.687 --> 51:50.687
‫به کجا؟

51:51.479 --> 51:52.812
‫به یک زندگی خوب

51:53.562 --> 51:55.187
‫تا روز مرگت

51:57.646 --> 51:58.729
‫ترس چی؟

51:59.896 --> 52:01.312
‫داری میگی نادیده بگیرمش؟

52:01.396 --> 52:04.062
‫تو یک عمر با هیولاها و انسان‌ها جنگیدی

52:04.562 --> 52:07.854
‫ترس برات یک راهنمای آشنا شده

52:08.979 --> 52:11.812
‫- که به نفعم تموم شده
‫- جالبه

52:13.187 --> 52:14.604
‫در تو

52:15.187 --> 52:17.896
‫یک علاقه عمیق‌تر

52:17.979 --> 52:19.271
‫برای تعادل حس می‌کنم

52:19.812 --> 52:22.729
‫حفظ انسانیت خودت
‫با محافظت از دیگران،

52:22.812 --> 52:25.979
‫چه خانواده خودت باشه چه این خانواده

52:26.854 --> 52:28.646
‫زود باش!

52:31.187 --> 52:32.271
‫هوم

52:36.896 --> 52:38.562
‫آماده‌ای؟

52:38.646 --> 52:40.062
‫یه توقفی می‌کنیم...

52:47.354 --> 52:48.562
‫قشنگ نیستن؟

53:26.000 --> 53:28.000
‫[تحت تعقیب]

54:42.000 --> 55:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
