WEBVTT

00:10.984 --> 00:21.489
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:22.513 --> 00:31.017
‫مترجمین: «iredprincess و محمدعلی sm»

00:56.041 --> 00:56.958
‫بیدار شدی که.

01:01.041 --> 01:02.500
‫و مثل همیشه جذابی.

01:03.666 --> 01:04.833
‫خیر آقای ویچر.

01:04.916 --> 01:07.250
‫خبری از نیلفگارد و اون دختره نیست.

01:07.333 --> 01:08.625
‫و نخیرم، از کسی نپرسیدم.

01:09.500 --> 01:11.625
‫سوال اشتباهی از دهنت درآد،
‫حلق‌آویزت می‌کنن.

01:11.708 --> 01:15.916
‫بعدش دیگه چطوری می‌خواستیم
‫اینجوری... با همدیگه هر روز خوش و بش کنیم؟

01:22.000 --> 01:22.875
‫سیاه‌خروس.

01:23.375 --> 01:24.750
‫مخصوصا واسه خودت گرفتم.

01:26.541 --> 01:27.791
‫نمی‌خوامش.

01:29.625 --> 01:30.833
‫معلومه که نمی‌خوای.

01:31.500 --> 01:32.916
‫مرتیکۀ نمک‌نشناس.

01:35.750 --> 01:37.000
‫هنوزم چیزی نمی‌خوره؟

01:37.083 --> 01:39.708
‫مطمئنی لایق کمکـت هست؟

01:39.791 --> 01:41.083
‫تصمیمش رو بذار به پای ما.

01:41.916 --> 01:43.625
‫همونطوری که برای تو تصمیم گرفتیم،

01:43.708 --> 01:46.375
‫و «اسکویاتل»ـی که ازمون خواستی
‫زیر بال و پرش رو بگیریم.

01:48.666 --> 01:50.666
‫من هرگز بهت امر و نهی نمی‌کنم میلوا.

01:51.166 --> 01:53.291
‫به ترس و وحشت‌های زندگیِ
‫گذشته‌ات هم برنمی‌گردونمت.

01:54.791 --> 01:56.750
‫ولی تو دِینی به گردنت داری.

01:57.875 --> 01:59.750
‫زنده نگه‌ش دار.

01:59.833 --> 02:01.291
‫چرا انقدر خاصـه؟

02:02.166 --> 02:06.083
‫تو تنها کسی نیستی که از
‫ارواح گمشده حفاظت می‌کنه.

02:08.416 --> 02:11.500
‫خیلی از چنین افرادی
‫خودشون غمگین و دلشکسته‌ان.

02:13.625 --> 02:16.875
‫الان خبر آوردن که یه کالسکۀ
‫سلطنتی نیلفگاردی رو در حین سفر دیدن.

02:16.958 --> 02:20.000
‫چقدر طول می‌کشه تا
‫به دستِ امهیر بیفته؟

02:20.583 --> 02:22.333
‫منـم اندازۀ تو خبر دارم.

02:24.541 --> 02:27.375
‫- می‌خوایم چیکار کنیم گرالت؟
‫- کمک کن بلند شم.

02:27.458 --> 02:29.250
‫باشه، آروم باش.

02:29.750 --> 02:31.041
‫- بسه!
‫- ولش کن آوازه‌خوان.

02:31.125 --> 02:33.500
‫- آروم...
‫- کمرش شکسته‌ها، به پاش یه نگاه بنداز.

02:34.041 --> 02:37.541
‫همونطور که گفتم، تا حالت بهتر نشه
‫نمی‌تونی از اینجا بری.

02:37.625 --> 02:40.208
‫و اگه نذاری بهت کمک کنیم،
‫اصلا بهتر نمی‌شی.

02:40.291 --> 02:43.375
‫باید بیشتر آب شفابخش بنوشی
‫و کُلی هم استراحت کنی.

02:44.916 --> 02:45.750
‫سیاه‌خروس رو بیارم؟

02:47.958 --> 02:49.541
‫سیاه‌خروس کوفتی رو واسم بیار.

02:49.625 --> 02:51.291
‫عه الان اشتهات وا شده.

02:54.333 --> 02:56.958
‫انرژی خیلی عجیبی
‫بین شما دو تا وجود داره.

03:00.625 --> 03:03.166
‫نمی‌خوام بهشون بگم
‫چطوری وظایف خودشون رو انجام بدن،

03:03.250 --> 03:05.708
‫ولی مطمئنیم که این درمانگرها...

03:08.375 --> 03:09.500
‫...واجد شرایط هستن؟

03:17.875 --> 03:19.208
‫هی، حالت خوبه؟

03:46.166 --> 03:48.125
‫آب‌ها تاثیری نداشتن.

03:48.208 --> 03:50.500
‫روی موجودات طبیعی تاثیر می‌ذارن،
‫نه جهش‌یافته‌ها.

03:51.375 --> 03:53.500
‫وسیله‌هات رو جمع کن.
‫صبح راه میفتیم.

03:53.583 --> 03:55.791
‫خوبه، آره. آم... می‌شه
‫پیشنهاد بدم که صبر کنیم

03:55.875 --> 03:59.333
تا عفونت پات انقدر تابلو نباشه؟

03:59.833 --> 04:03.291
‫با این شرایط نمی‌تونی از جنگل بگذری،
‫دیگه چه برسه به قاره!

04:03.375 --> 04:05.708
‫اصلا می‌تونی اون شمشیر کوفتی
‫رو دستت بگیری؟

04:06.458 --> 04:07.541
‫می‌خوای جلوش رو بگیری یا نه؟

04:07.625 --> 04:11.333
‫ماه‌هاست که دارم بهش می‌گم یکم به فکرِ
‫خودش هم باشه، نه فقط سیری.

04:11.416 --> 04:14.208
‫- اوه پس کاملا هم بی‌خاصیت نیستی؟
‫- ولی در اشتباه بودم.

04:15.333 --> 04:18.041
‫مراقبت از اون دختر و خونواده‌اش توی خونـشه.

04:18.625 --> 04:20.291
‫برای متوقف کردنـش
‫باید بکشمش.

04:20.375 --> 04:22.291
‫و حتی با این شرایط غم‌انگیزش،

04:22.375 --> 04:25.791
‫کاملا مطمئنم که می‌تونه با یه بشکن
‫کارم رو بسازه، پس خیر.

04:26.791 --> 04:28.750
‫من سدِّ راهـش نمی‌شم.

04:28.833 --> 04:30.208
‫اگه به کمکـم نیاز داشته باشه،

04:30.916 --> 04:31.958
‫پس من با تمام قوا در اختیارشم.

04:33.208 --> 04:34.833
‫پس هردوتاتون مغز ندارین!

04:37.708 --> 04:40.250
‫به نظرت واقعا آماده‌ای
‫که بری دنبال دخترت؟

04:41.000 --> 04:43.791
‫چون به همین راحتی می‌میری.

04:52.815 --> 05:00.818
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:09.842 --> 05:17.997
‫«ویچـــــر»
‫[فصل سوّم، قسمت هشتم/پایانی]

05:20.833 --> 05:22.041
‫بفرستـش پایین!

05:23.333 --> 05:24.541
‫بگیرش!

05:27.375 --> 05:28.875
‫کرکن کریت!

05:30.625 --> 05:32.250
‫هی، هی، شیرۀ قند!

05:32.791 --> 05:34.791
‫پس قطعا خودتی دیگه!

05:35.666 --> 05:38.125
‫هیچ ردّی از سیری
‫توی اسکلیگن شرقی نیست.

05:39.250 --> 05:41.833
‫- خبر دیگه‌ای از بقیۀ ناوگانـت نشده؟
‫- اوه خوبه!

05:42.833 --> 05:44.750
‫- من نیـ...
‫- نمُرده، می‌تونم حسش کنم.

05:44.833 --> 05:47.375
‫بله، ولی باقیِ حدسیات
‫خیلی بهتر از مُردن نیستن.

05:47.458 --> 05:51.333
‫توی جنوب شایعه شده که سیری
‫عازم نیلفگارد شده.

05:51.416 --> 05:52.416
‫یالا!

05:53.875 --> 05:55.541
‫خب، هیچوقت به اختیار خودش
‫حاضر نمی‌شه اونجا بره.

05:58.000 --> 05:59.041
‫ویلگه‌فورتز.

06:00.291 --> 06:01.958
‫یه جادوگرِ آریتوزاییه سرکش شده.

06:02.458 --> 06:03.958
‫داره پیش امهیر می‌بردش.

06:04.041 --> 06:07.166
‫گوش کن، شورا می‌خواد
‫دربارۀ مذاکرات صلح صحبت کنه.

06:07.250 --> 06:09.166
‫اگه سیری سمتِ نیلفگارد قرار بگیره،

06:10.375 --> 06:11.500
‫ما مجبوریم که بهشون ملحق بشیم.

06:12.375 --> 06:14.625
‫- حاضری برای نیلفگارد بجنگی؟
‫- معلومه که نه!

06:15.416 --> 06:17.250
‫حداقل با میل خودم نه.

06:18.083 --> 06:22.250
‫ولی سیری شاهدخت بروژ
‫و کلی تبعۀ دست‌نشوندۀ دیگه‌ست.

06:23.375 --> 06:26.083
‫اون لردهای فربه،
‫دعوا و درگیری راه نمی‌اندازن.

06:26.166 --> 06:27.875
‫اگه سیری به نیلفگارد بپیونده،

06:28.458 --> 06:29.958
‫کل قاره تغییر جهت می‌ده.

06:30.041 --> 06:31.458
‫قبل از این اتفاق، پیداش می‌کنم.

06:33.958 --> 06:36.625
‫خب پس شاید اینطوری این
‫پچ‌پچ‌های تسلیم شدن تموم شن.

06:38.208 --> 06:40.833
‫می‌دونی این ویلگه‌فورتز
‫کجا پنهونـش کرده؟

06:58.166 --> 06:59.458
‫سیری؟

07:00.291 --> 07:01.708
‫اینجایی سیری؟

07:03.000 --> 07:04.000
‫وای خدا!

07:06.625 --> 07:07.958
‫اینجا چه خبر شده؟

07:11.125 --> 07:12.416
‫این‌ها دخترهای ما هستن.

07:15.833 --> 07:17.208
‫بدتر از چیزیه که
‫گرالت تعریف کرده بود.

07:17.291 --> 07:20.083
‫اگه دنبال ویلگه‌فورتز اومدید،
‫از اینجا رفته.

07:20.916 --> 07:24.125
‫- ما به دنبال سیری اومدیم.
‫- پس بذار کمکت کنم وقتت رو هدر ندی.

07:24.625 --> 07:26.458
‫من قلعه رو گشتم، کلا کسی اینجا نیست.

07:26.541 --> 07:28.416
‫چجور جادویی می‌تونه
‫چنین کاری بکنه؟

07:28.500 --> 07:31.083
‫- جادویی نیست که ما آموزش دیده باشیم.
‫- مثالـش رو اصلا به خواب هم ندیدیم.

07:31.166 --> 07:34.125
‫چطوریه که تا حالا ندیدیمش؟
‫خودِ واقعیِ ویلگه‌فورتز رو.

07:34.208 --> 07:35.125
‫بعضی‌هامون دیدیم.

07:36.750 --> 07:38.750
‫برای معکوس کردن این طلسم
‫همگی باید دست به دست هم بدیم.

07:40.708 --> 07:41.625
‫با همدیگه.

07:44.083 --> 07:45.333
‫لیاقتـش رو دارن.

08:30.708 --> 08:31.625
‫نیسا.

08:32.416 --> 08:34.666
‫ایوا. الیزابت.

08:34.750 --> 08:36.291
‫باشد که به آرامش برسند.

08:42.125 --> 08:44.250
‫می‌خوام تا جایی‌که ممکنه
‫از اینجا دور شم.

08:44.333 --> 08:45.541
‫کار درستی نیست.

08:45.625 --> 08:48.166
‫اگه دلت می‌خواد بمون.
‫من باید به ترتگور برگردم.

08:48.250 --> 08:49.375
‫وایسید!

08:49.458 --> 08:51.416
‫نمی‌شه که همینجوری رهاشون کنیم!

08:51.500 --> 08:53.500
‫حق دارن که به شیوۀ درست
‫خاکسپاریـشون کنیم.

08:54.416 --> 08:55.416
‫برای ادای احترام بهشون.

08:57.583 --> 08:58.458
‫برای به یاد آوردنـشون.

08:58.541 --> 09:00.833
‫الان یادت افتاده به یاد بیاریـشون.

09:00.916 --> 09:02.708
‫هرچقدر می‌خوای سرزنشـمون کن.

09:03.416 --> 09:05.916
‫اما این دخترها اینجا
‫توی ریدینیا کشته شدن.

09:06.000 --> 09:07.708
‫ویلگه‌فورتز جلوی چشم تو
‫این کارها رو کرد.

09:07.791 --> 09:09.416
‫بله و هرگز نمی‌تونست
‫به اینجا بکشوندشـون

09:09.500 --> 09:12.166
‫اگه این خانم توی آریتوزا
‫به درستی ازشون مراقبت می‌کرد.

09:13.750 --> 09:18.416
‫همیشۀ خدا از برادری حمایت کردی
‫بخاطر اینکه برای محافظت از جادوی آشوب اهمیت داشتن.

09:18.500 --> 09:21.541
‫اما درمورد ویلگه‌فورتز،
‫خیلی راحت و بی‌چون‌وچرا از این آقا حمایت کردی.

09:21.625 --> 09:25.541
‫احترام خودت رو نگه دار.
‫می‌دونم اشتباه کردم ولی خودت هم مثل منی.

09:26.541 --> 09:27.916
‫یالا، به ترتگور فرار کن.

09:28.000 --> 09:31.250
‫یادت نره تو کسی بودی که می‌خواستی
‫برادری رو به کل نابود کنی.

09:31.333 --> 09:33.250
‫و اونـم چرا؟ بخاطر آشوب نبوده. نخیر.

09:33.333 --> 09:37.166
‫بقیه رو نابود کردی تا
‫ویزمیر تو رو زیر سایۀ دیکسترا ببینه.

09:37.250 --> 09:38.208
‫تو...

09:41.958 --> 09:43.291
‫ما همکاریـم.

09:44.291 --> 09:47.500
‫- من می‌تونم به دیکسترا اعتماد کنم.
‫- آره، درست مثل اعتمادِ من به ویلگه‌فورتز.

09:48.916 --> 09:50.708
‫ولی مشکل اعتماد هم همینه.

09:51.500 --> 09:53.541
‫هست تا وقتی‌که کلا از دستش بدی.

09:53.625 --> 09:54.916
‫لطفا بس کنید.

09:55.708 --> 09:59.000
‫هر دقیقه که می‌گذره،
‫ویلگه‌فورتز به نیلفگارد نزدیکتـر می‌شه.

10:00.875 --> 10:03.916
‫نمی‌دونم اون و امهیر از
‫جونِ سیری چی می‌خوان،

10:05.333 --> 10:07.291
‫ولی نگاه کنید چه بلایی
‫به سر اون دخترها آورده.

10:09.583 --> 10:11.291
‫به آریتوزا برمی‌گردونیمـشون.

10:11.875 --> 10:13.166
‫بهشون آرامش هدیه می‌کنیم.

10:15.875 --> 10:18.458
‫بعدش... می‌جنگیم.

10:19.250 --> 10:21.291
‫تا مطمئن بشیم که
‫دیگه چنین اتفاقی تکرار نمی‌شه.

10:41.958 --> 10:43.583
‫دروازه‌ها رو ببندید!

11:03.750 --> 11:04.666
‫حرکت کن!

11:04.750 --> 11:06.458
‫از این بابت مطمئنی؟

11:06.541 --> 11:08.541
‫به پیش!

11:12.333 --> 11:14.000
‫نیلفگارد حرکتـش رو زده.

11:15.250 --> 11:16.541
‫حالا نوبت ماست.

11:23.125 --> 11:26.833
‫بیشتر فشار بیارید. باید دیلینجن رو
‫برای تامین امنیت جبهۀ غربی تصرف کنیم.

11:27.333 --> 11:28.458
‫فرینجیلا.

11:30.083 --> 11:33.791
‫ظاهرا به موقع از مرگ برگشتی.
‫تنهامون بذارید.

11:34.625 --> 11:36.083
‫روزتون بخیر سرورم.

11:36.166 --> 11:38.708
‫سربازهام بهم گفتن که

11:39.458 --> 11:42.458
‫رسیدنـتون به آریتوزا

11:42.541 --> 11:46.416
‫باعث شد چیزی که بعضی‌ها ممکنه
‫پیروزی به حساب بیارنـش، رو تضمین کرده.

11:47.625 --> 11:48.625
‫همینطوره.

11:49.875 --> 11:53.250
‫توی جزیرۀ تاند بخاطر فداکاری الف‌ها
‫پیروز میدان شدیم.

11:53.333 --> 11:56.375
‫به لطف اون‌هاست که
‫برادری شیر تو شیر شده.

11:57.125 --> 12:00.083
‫با این حال، شمال
‫همچنان یک دشمن درست و حسابیـه.

12:01.125 --> 12:04.708
‫باید امنیت بنادر زینتریا رو تامین کنیم
‫و کنترل یاروگا رو بدست بیاریم.

12:04.791 --> 12:08.000
‫حیاتی‌ترین زنجیرۀ تامینِ تمریاست.
‫از دستـش بدی...

12:09.583 --> 12:10.666
‫بازندۀ جنگی.

12:11.708 --> 12:14.541
‫به یکی نیاز داری، کسی که
‫از همه‌چیز زینتریا باخبر باشه.

12:14.625 --> 12:17.750
‫کسی که قلباً به منافع نیلفگارد اهمیت می‌ده.

12:17.833 --> 12:21.958
‫پس پیشنهادت اینه که گناهان گذشته‌ات
‫رو ببخشم و به زینترا برگردونمت؟

12:23.541 --> 12:25.583
‫منظورم ما هستیم سرورم.

12:26.166 --> 12:27.291
‫دوش به دوش همدیگه.

12:28.375 --> 12:31.458
‫سیریلا داره به وطنـش برمی‌گرده.
‫خواستۀ همۀ ما همین بوده.

12:32.083 --> 12:35.083
‫و همونطوری که می‌خواستید،
‫در کنار شما سلطنت می‌کنه.

12:35.166 --> 12:36.083
‫و اون...

12:38.000 --> 12:40.583
‫به شما اینجا، توی نیلفگارد نیاز داره.

12:41.375 --> 12:45.208
‫پس اجازه بدید من به عنوان
‫حکمران امپراطوری زینتریا بهتون خدمت کنم،

12:45.291 --> 12:49.208
‫و فرانچسکا... می‌تونه به مردمـش
‫سرپناهـی که حقـشون هست رو اعطا کنه.

12:49.291 --> 12:52.166
‫فرینجیلا باید بگم،
‫که مرگ برازندۀ شماست.

12:55.458 --> 12:58.958
‫همونطوری که ایمان دارم
‫حکمران امپراتوری شدن برازنده‌اتـه.

12:59.500 --> 13:02.958
‫مخصوصا حالا که... ملکۀ
‫الف‌ها در کنارته.

13:07.166 --> 13:09.208
‫بهتون اطمینان می‌دم که
‫پشیمون نمی‌شید سرورم.

13:10.708 --> 13:14.916
‫و ازتون ممنونـم که متوجه شدید
‫به چیزی که قولـش رو دادیم، عمل کردیم.

13:16.541 --> 13:18.041
‫اسکویاتل به آرامش نیاز داره.

13:18.125 --> 13:20.208
‫اسکویاتل؟

13:20.291 --> 13:21.125
‫نه.

13:24.041 --> 13:29.250
‫شما می‌تونید فرماندهی الف‌های پیر، مریض،
‫الف‌هایی که قادر به جنگیدن نیستن رو به عهده بگیرید،

13:29.333 --> 13:31.250
‫ولی الف‌های اسکویاتل، با ما می‌مونن.

13:31.333 --> 13:34.500
‫خیلی خوب زمین رو می‌شناسن.
‫نیروی موثری توی شمال هستن.

13:34.583 --> 13:36.541
‫منظورت اینه که بی‌مصرف‌ان.

13:38.541 --> 13:39.666
‫قبول نمی‌کنن.

13:40.500 --> 13:41.875
‫نه تا وقتی‌که به من خدمت می‌کنن.

13:41.958 --> 13:43.083
‫پس مَنعـشون کن.

13:46.958 --> 13:49.375
‫یا در راهِ جنگیدن

13:49.458 --> 13:50.541
‫برای ما می‌میرن،

13:51.208 --> 13:53.416
‫تا که بقیۀ... مردمتون بتونن زندگی کنن،

13:53.500 --> 13:56.583
‫یا همۀ مردمت در راه جنگیدن

13:56.666 --> 13:58.208
‫برای زنده موندن می‌میرن.

13:59.625 --> 14:01.541
‫الف‌ها چیزهای زیادی رو فدا کردن.

14:02.041 --> 14:03.791
‫اجازه نده بخاطر هیچ و پوچ بوده باشه.

14:30.083 --> 14:30.958
‫برید.

14:32.666 --> 14:33.541
‫برو.

14:34.416 --> 14:38.291
‫فکر کردم مُردی دیگه دیکسترا،
‫انگار دیروز بود که فرستادم دنبالت.

14:38.375 --> 14:40.041
‫در سریعتـرین زمان ممکن خودم رو رسوندم.

14:40.958 --> 14:42.916
‫جسدها زودتر از تو رسیدن،
‫شوخی می‌کنی دیگه.

14:43.541 --> 14:46.458
‫بگذریم. از جبهه چه خبر؟

14:46.541 --> 14:51.291
‫نیلفگارد شهرهای ایدرن، لیریا
‫و سیداریس رو تصرف کرده.

14:51.375 --> 14:52.875
‫و از رادوید چه خبر؟

14:54.375 --> 14:56.458
‫هرکسی که می‌شد رو برای
‫پیدا کردنـش فرستادیم.

14:58.833 --> 15:00.875
‫این شرایطی نبود که
‫قولـش رو بهم داده بودی.

15:04.500 --> 15:06.458
‫- همشون احتمال بودن.
‫- بله.

15:10.583 --> 15:13.666
‫قرار بود برادری رو پاکسازی کنی
‫و قهرمانانه برگردی.

15:13.750 --> 15:16.375
‫در عوض، آریتوزا
‫با خاک یکسان شده،

15:16.458 --> 15:18.666
‫دیگه چیزی به اسم
‫برادری وجود نداره،

15:18.750 --> 15:21.708
‫و معلوم نیست جسد برادرم توی
‫کدوم قبرستونی افتاده.

15:21.791 --> 15:23.916
‫می‌دونم می‌خوای دهنت رو باز کنی.

15:24.000 --> 15:26.125
‫نکن، سعی نکن که بازیـم بدی.

15:29.416 --> 15:30.541
‫تو نه سیگیسموند.

15:32.166 --> 15:33.166
‫همم.

15:35.208 --> 15:37.625
‫توی زندگی‌هامون،
‫شانس نقش مهمی داره.

15:38.750 --> 15:43.291
‫و تا جایی‌که می‌تونستم تلاش کردم
‫این نقشش رو بی‌تاثیر کنم ولی تو تاند بدشانسی آوردیم.

15:44.541 --> 15:45.916
‫چند دقیقه دیرتر رسیدیم.

15:46.000 --> 15:48.458
‫پیامی برای تقویت نیروهای
‫دریایی دریافت نشد.

15:48.541 --> 15:50.083
‫یه ویچر کوفتی پیداش شد.

15:51.541 --> 15:54.791
‫ولی اطلاعاتـمون درست بود
‫و نقشۀ مناسبی داشتیم.

15:54.875 --> 15:57.250
‫هیچ‌کدوم از این‌ها مانع از شک مردمم به من نمی‌شه.

16:00.750 --> 16:04.125
‫من و تو روزهای سختی رو پشت‌سر گذاشتیم،
‫ولی این یکی بی‌سابقه‌ست.

16:04.625 --> 16:05.958
‫باید درس عبرت بسازیم.

16:09.208 --> 16:10.375
‫از صمیم قلب متاسفم.

16:15.500 --> 16:17.791
‫چون می‌دونم که چقدر
‫فیلیپا رو دوست داری.

16:19.125 --> 16:20.583
‫ولی یکی باید تقاص پس بده.

16:27.000 --> 16:28.708
‫دوباره ناامیدم نکن.

17:24.833 --> 17:26.125
‫آخ!

17:27.833 --> 17:29.083
‫با این حرکت می‌مُردی.

17:30.125 --> 17:31.708
‫برو استراحت کن ویچر.

17:41.375 --> 17:42.500
‫داره می‌ره.

17:43.375 --> 17:45.041
‫با من یا بدون من.

17:45.125 --> 17:47.625
‫کاملا سرپا شده؟
‫البته که نه.

17:47.708 --> 17:50.708
‫به پاش نگاه کن،
‫شبیه یه جوراب پُر از سنگ و کلوخـه،

17:50.791 --> 17:52.625
‫بخاطر همینـم به یکی نیاز داره

17:53.958 --> 17:55.791
‫تا زمانی‌که بهتر بشه
‫ازش مراقبت کنه.

17:57.583 --> 17:58.916
‫تو دوستـش نیستی.

17:59.416 --> 18:02.875
‫همراهـش می‌ری تا زمان مرگـش یه
‫ترانه‌ای چیزی واسه خودت بنویسی.

18:04.625 --> 18:05.666
‫چطور جرئت می‌کنی؟

18:08.791 --> 18:11.583
‫با مرگـش حداقل سه تا ترانه می‌نویسم.

18:11.666 --> 18:13.833
‫و شایدم یه شعر حماسی، پس...

18:17.083 --> 18:18.083
‫آم...

18:21.375 --> 18:22.750
‫تو بی‌مصرفی.

18:22.833 --> 18:24.833
‫و اینـم واقعا بی‌مصرفـه.

18:24.916 --> 18:27.333
‫هیچکدوم از شما به دردِ
‫مُردۀ اون دختر هم نمی‌خورید.

18:28.083 --> 18:31.500
‫هر روزی که اینجا می‌گذرونم،
‫یه روز دیگه‌ایه که سیری در خطره.

18:32.541 --> 18:34.458
‫فقط بخاطر اینکه تو
‫داری خودت رو از دنیا پنهون می‌کنی

18:35.666 --> 18:37.166
‫دلیل نمی‌شه که
‫منم باید چنین کاری بکنم.

18:44.875 --> 18:45.708
‫باشه.

18:46.416 --> 18:47.250
‫بردی.

18:50.750 --> 18:51.708
‫صبر کن.

19:03.166 --> 19:04.541
‫نمی‌خوام چیزی بشنوم.

19:18.541 --> 19:19.791
‫اشتباه فهمیدی.

19:20.666 --> 19:22.125
‫من ترس از رفتن ندارم.

19:23.000 --> 19:24.875
‫از این می‌ترسم که اگه برم،
‫چه بلایی...

19:28.625 --> 19:30.416
‫به سر آدم‌هایی که بهم آسیب زدن،

19:30.500 --> 19:31.666
‫می... میارم.

19:32.708 --> 19:34.416
‫طعم این ترس رو چشیدم.

19:35.625 --> 19:37.875
‫این آب‌ها طوری‌ان که باعث می‌شن
‫همه‌چیز رو فراموش کنی.

19:38.625 --> 19:40.666
‫گمونم روی من هم تاثیری نداشتن.

19:50.333 --> 19:52.500
‫تو رو به یاد کسی
‫که از دست دادی می‌اندازه؟

19:53.625 --> 19:54.958
‫مهم به نظر می‌رسه.

20:03.750 --> 20:06.000
‫من رو به یاد کسی می‌اندازه که کشتمش.

20:14.166 --> 20:16.375
‫همیشه سعی داشتم
‫از دعوا و درگیری فاصله بگیرم.

20:16.458 --> 20:18.250
‫- هیولا!
‫- سلاخ!

20:18.333 --> 20:19.666
‫از همه‌چیز فاصله بگیرم.

20:23.708 --> 20:26.083
‫و زندگی همیشه یه راهی پیدا می‌کنه
‫که دستـم رو ببنده.

20:27.291 --> 20:29.333
‫ویچر! موجودات اشتباهی رو می‌کشی!

20:30.125 --> 20:31.708
‫یا مجبورت می‌کنه انتخاب کنی.

20:32.333 --> 20:33.250
‫می‌دونم.

20:37.375 --> 20:38.875
‫هر کاری که باهات کردن...

20:40.791 --> 20:41.958
‫امیدوام تقاصش رو پس بدن.

20:47.250 --> 20:49.166
‫انگار که سرنوشت اینجوری پیش می‌ره.

21:04.916 --> 21:05.958
‫تیسیا.

21:13.541 --> 21:14.750
‫به من نگاه کن تیسیا.

21:14.833 --> 21:17.750
‫همین الان بهم خبر رسیده که
‫ریدینا و کیدون توی یه نبرد دیگه شکست خوردن.

21:17.833 --> 21:19.791
‫از کِی تا حالا حرکتِ سربازها واست مهم شده؟

21:19.875 --> 21:22.875
‫از همون وقتی‌که مسئولیتِ مرگ تک تکِ
‫اون سربازها به گردنِ من افتاده.

21:23.958 --> 21:25.458
‫این جنگ قریب‌الوقوع بود.

21:26.708 --> 21:27.541
‫واقعا؟

21:27.625 --> 21:31.541
‫می‌تونستی سرِ سیری رو به پادشاهان تقدیم کنی
‫تا حمایتـشون رو بدست بیاری.

21:32.041 --> 21:33.000
‫اما این کار رو نکردی.

21:33.916 --> 21:34.791
‫نه.

21:35.583 --> 21:37.041
‫نه، هرگز حاضر نمی‌شدم چنین کاری بکنم.

21:38.958 --> 21:40.666
‫درد تو دردِ منـه.

21:42.541 --> 21:44.166
‫درد من دردِ توئه.

21:54.666 --> 21:56.375
‫مجبورمون می‌کنن
‫چیزهای زیادی رو فدا کنیم.

21:58.333 --> 21:59.791
‫هزینۀ یادگیریِ جادوئه.

22:02.041 --> 22:05.666
‫زمانی‌که من به آریتوزا اومدم، اگه ساحره‌ای
‫باردار می‌شد از اونجا اخراجـش می‌کردن.

22:06.666 --> 22:08.000
‫بهش می‌گفت

22:09.833 --> 22:10.875
‫«تقسیم وفاداری».

22:12.541 --> 22:14.500
‫پس من مجبورشون کردم
‫که جدی بگیرنـمون.

22:16.000 --> 22:18.500
‫این طلسم هیچوقت هدفـش
‫دسترسی آسونـتـر به جادوی آشوب نبود.

22:18.583 --> 22:20.666
‫مسئله جزوی از انجمن شدن بود.

22:20.750 --> 22:22.875
‫و انجمن من رو جسور خطاب می‌کرد.

22:26.375 --> 22:27.750
‫من فقط درمونده بودم.

22:29.250 --> 22:30.500
‫اولین اشتباه از باقی اشتباهاتـم.

22:30.583 --> 22:33.291
‫- بس کن.
‫- یه نگاه به اطراف بنداز، همه‌چیز نابود شده.

22:33.375 --> 22:35.208
‫فراموشش کن،
‫به بروکیلان برو.

22:35.291 --> 22:38.416
‫- خودت رو با ویچر نجات بده.
‫- گرالت داره بهبود پیدا می‌کنه.

22:39.000 --> 22:40.583
‫تمرکز من اینجا روی سیری‌ـه.

22:41.250 --> 22:43.375
‫اگه بدون سیری برم پیش ویچر،
‫یعنی شکست خوردم.

22:43.458 --> 22:45.083
‫شکست‌های بدتری هم وجود دارن.

22:45.666 --> 22:47.750
‫انقدر مزخرف درمورد تنفر از خودت بهم نگو.

22:49.250 --> 22:51.250
‫این احساس تاسفی که برای خودت داری،

22:51.333 --> 22:54.416
‫اینکه اجازه می‌دی ویلگه‌فورتز
‫خودِ واقعیت رو زیرسوال ببره.

22:55.458 --> 22:56.541
‫تو چنین آدمی نیستی!

22:58.500 --> 22:59.541
‫من تو رو می‌شناسم.

23:01.041 --> 23:02.250
‫خوب هم می‌شناسمت.

23:03.625 --> 23:06.500
‫هرکاری که کردم، هر بلایی
‫که به سرم اومده،

23:06.583 --> 23:08.708
‫بخاطر ایمان تو نجات پیدا کردم.

23:09.708 --> 23:12.375
‫تو قدرتمندترین نیرویی هستی
‫که تا بحال می‌شناختم.

23:14.625 --> 23:16.083
‫قدرتت رو بخاطر بیار.

23:17.041 --> 23:20.791
‫تو تیسیا از وریسی،
‫تو مادرِ مایی و ما بهت نیاز داریم.

23:21.583 --> 23:22.500
‫من بهت نیاز دارم.

23:34.250 --> 23:35.833
‫خاکسپاری کارآموزهاست.

23:36.375 --> 23:37.375
‫وقتـش رسیده.

23:40.625 --> 23:43.250
‫برو. من خودم رو جمع و جور می‌کنیم و میام.

23:45.291 --> 23:46.291
‫ممنونـم.

24:16.708 --> 24:19.458
‫یکی از اولین چیزهایی که درمورد آشوب می‌آموزیم...

24:25.541 --> 24:27.958
‫اینه که همیشه
‫عواقبی به همراه داره.

24:32.458 --> 24:34.375
‫این جادو بهایی داره.

24:35.916 --> 24:37.833
‫و در پایان، همۀ ما
‫باید بهاش رو بپردازیم.

24:40.750 --> 24:42.250
‫موهبت نیست.

24:44.083 --> 24:45.125
‫یه تجارتـه.

24:47.000 --> 24:49.541
‫و اغلب مواقع، این تجارت
‫ما رو به مکان‌های تاریک می‌کشونه.

24:51.583 --> 24:53.708
‫ولی همیشه روزنه‌های روشنایی وجود دارن.

24:55.791 --> 24:58.875
‫آموزش شما همیشه همون
‫روزنۀ روشناییِ زندگیِ من بوده.

25:01.041 --> 25:04.250
‫و دوست دارم که شما رو
‫در مرحلۀ دوم از مسیر زندگیـتون ببینم.

25:05.083 --> 25:08.208
‫مطمئنم که دست به کارهای
‫بزرگی می‌زنی دخترم.

25:11.791 --> 25:13.750
‫ولی متاسفانه من دیگه نمی‌تونم.

25:17.208 --> 25:19.666
‫بهایی هست که باید بپردازم.

25:26.791 --> 25:28.000
‫گاهی‌اوقات یه گل...

25:30.916 --> 25:32.250
‫فقط یه گلـه.

25:38.083 --> 25:40.291
‫و بهترین کاری که می‌تونه برای ما انجام بده

25:41.291 --> 25:42.166
‫مُردنـه.

26:55.166 --> 26:56.208
‫گرالت.

27:00.250 --> 27:02.541
‫ین؟ اومدی.

27:03.875 --> 27:05.291
‫خودمم.

27:09.708 --> 27:10.583
‫متاسفم.

27:11.625 --> 27:13.000
‫خیلی متاسفم.

27:13.083 --> 27:14.250
‫پیش من نیست.

27:15.833 --> 27:16.666
‫نه.

27:21.250 --> 27:22.583
‫تقصیر منـه.

27:24.958 --> 27:26.875
‫من اجازه دادم ویلگه‌فورتز ازم پیشی بگیره.

27:32.166 --> 27:33.791
‫نتونستم ازش مراقبت کنم.

27:40.833 --> 27:42.875
‫هرچیزی که دوست داشتم رو نابود کرد.

27:47.083 --> 27:47.916
‫تیسیا.

27:50.166 --> 27:51.416
‫مُرده.

27:54.666 --> 27:55.708
‫می‌دونم منصفانه نیست ولی...

27:58.083 --> 27:59.625
‫خیلی از دستـش عصبانی‌ام.

28:03.583 --> 28:04.833
‫حالا دیگه کی واسه‌مون مونده؟

28:07.166 --> 28:08.541
‫تو رو داریم ین.

28:10.666 --> 28:12.291
‫من سیری رو پیدا می‌کنم.

28:13.291 --> 28:15.375
‫اون جادوگرها بدون تو
‫از پسش برنمیان.

28:19.750 --> 28:20.791
‫انصاف نیست.

28:28.833 --> 28:30.541
‫ازت می‌خوام که درمانـم کنی ین.

28:31.041 --> 28:35.041
‫- پری‌های جنگلی نهایت تلاششـون رو کردن ولی...
‫- زخم‌هایی هستن که جادو نمی‌تونه درمانـشون کنه.

28:37.333 --> 28:38.166
‫می‌دونم.

28:40.000 --> 28:42.500
‫کاری می‌کنم ویلگه‌فورتز تقاص پس بده.

28:43.041 --> 28:44.583
‫و واسم مهم نیست که امپراتوره،

28:45.791 --> 28:47.291
‫کاری می‌کنم امهیر هم تقاص پس بده.

28:51.250 --> 28:53.583
‫بگو این آخرین باری نیست
‫که می‌بینمت.

28:55.416 --> 28:57.250
‫بگو.

28:59.916 --> 29:01.541
‫من بهت نیاز داریم گرالت.

29:07.541 --> 29:09.000
‫منم بهت نیاز دارم ین.

29:42.833 --> 29:44.000
‫یکی باید تقاص پس بده.

29:46.750 --> 29:50.125
‫آره. آره. باید بهایی پرداخت بشه.

29:58.708 --> 30:00.833
‫خدای من، حقیقت داره.
‫تو اینجایی!

30:01.666 --> 30:02.791
‫تو زنده‌ای!

30:08.208 --> 30:09.458
‫اوه عجب اثر فاخری.

30:09.958 --> 30:12.125
‫نه، واقعا اثر فاخریه‌ها.

30:14.791 --> 30:17.833
‫خیلی نگران شده بودم.
‫هرگز نباید تنهات می‌ذاشتن.

30:17.916 --> 30:19.958
‫نگران نباش، با عواقبِ
‫کارشون روبه‌رو می‌شن.

30:20.708 --> 30:22.958
‫- فیلیپا...
‫- پیدام کرد و کمکـم کرد به خونه برگردم.

30:23.041 --> 30:24.416
‫اعلی‌حضرت.

30:25.000 --> 30:28.041
‫تا از در امان بودنـش مطمئن نمی‌شدم،
‫نمی‌تونستم چشم رو هم بذارم.

30:29.083 --> 30:32.375
‫می‌دونم تاند یه ضربه‌ای
‫برای هدف ما به نظر می‌رسه،

30:33.166 --> 30:35.625
‫ولی باور کنید،
‫کودتا کاملا هم شکست نخورده.

30:36.500 --> 30:38.333
‫ما خائن نیفگاردی رو رسوا کردیم

30:38.416 --> 30:41.833
‫و یک خلأ قدرت در برادری ایجاد کردیم
‫که فقط خودمون می‌تونیم پُرش کنیم.

30:41.916 --> 30:43.041
‫یک خلأ قدرت؟

30:43.708 --> 30:46.000
‫برادری و شمال رو به تباهی‌ان!

30:46.083 --> 30:50.500
‫درسته. خب نقشۀ جدیدی
‫برای ریدینیا دارم سرورم.

30:51.416 --> 30:52.333
‫خواهید دید.

30:56.708 --> 31:00.458
‫بله، خواهی دید زنیکۀ جهش‌یافته.

31:00.541 --> 31:03.041
‫ظاهرت افتضاحه و بوی گند می‌دی.

31:03.125 --> 31:05.041
‫بیا سریع یه حموم کن.

31:05.125 --> 31:06.541
‫من نمی‌مونم.

31:08.500 --> 31:11.250
‫- چی؟
‫- اومدم تا ازت بخوام...

31:11.833 --> 31:12.750
‫بذاری برم.

31:12.833 --> 31:15.041
‫کجا بری؟ محض اطلاعت
‫باید بگم همه‌جا جنگ شده.

31:15.125 --> 31:16.458
‫و منـم به هیچ دردی نمی‌خورم.

31:17.583 --> 31:20.208
‫سال‌ها بود که سعی داشتی
‫برای اینجا بودنـم هدفی پیدا کنی.

31:21.000 --> 31:22.875
‫من رو وارد کارهای مترسکی کردی.

31:24.875 --> 31:26.250
‫من جاسوس ماهری نیستم.

31:28.166 --> 31:29.375
‫حتی شاهزادۀ خوبی هم نیستم.

31:30.375 --> 31:33.916
‫ولی بالاخره چیزی پیدا کردم
‫که بهم میاد.

31:34.750 --> 31:35.583
‫البته یک شخصی.

31:36.916 --> 31:38.208
‫و به کمکـم نیاز داره.

31:41.958 --> 31:43.625
‫حموم رو براتون آماده کردم اعلی‌حضرت.

31:43.708 --> 31:47.083
‫شنل‌های من رو پیدا کن، هرچیزی که خز داره،
‫ببرشون پیش خراز،

31:47.166 --> 31:50.291
‫به بالاترین قیمت ممکن بفروششـون
‫و سکه‌ها رو واسم بیار.

31:51.458 --> 31:54.041
‫بله جدی‌ام.
‫نه، برادرمم نمی‌ده دخلت رو بیارن.

31:55.000 --> 31:56.166
‫خب.

31:56.958 --> 31:58.916
‫به نظر میاد که دیگه به ما بستگی داره.

32:10.000 --> 32:11.583
‫اوه. حالت خوبـه؟

32:17.250 --> 32:19.083
‫ویزیمیر.

32:20.166 --> 32:21.791
‫مثل همیشه در اشتباه نیست.

32:24.791 --> 32:25.666
‫ما گند زدیم.

32:26.875 --> 32:28.750
‫ما وعدۀ برادری رو بهش دادیم.

32:28.833 --> 32:30.375
‫مهمتـر از همه ریدینیا!

32:30.458 --> 32:33.500
‫ما چهار قدم جلو بودیم
‫ولی ویلگه‌فورتز یک قدم از ما جلوتر بود.

32:33.580 --> 32:36.700
‫می‌دونم فکر می‌کنی ویزیمر احمقه،
‫اما هنوز شاه‌مونه.

32:37.660 --> 32:40.240
‫و وقتی جواب می‌خواد...

32:42.370 --> 32:44.460
‫بهش می‌رسه.

32:45.160 --> 32:46.750
‫یکی باید تاوانِ...

32:48.750 --> 32:49.790
‫تاند رو بده.

32:58.080 --> 33:00.620
‫به ویزیمر بگو تقصیر خودم بود.

33:01.500 --> 33:02.790
‫آره.
‫آره.

33:04.830 --> 33:07.540
‫می‌دونستم می‌تونم سر جونم
‫بهت اعتماد کنم.

33:10.870 --> 33:12.750
‫اما نه استراتژیم.

33:13.660 --> 33:16.120
‫- چی؟
‫- نقشه‌هایی کشیدم که از جفت‌مون محافظت می‌کنه.

33:16.200 --> 33:17.640
‫منظورت چیه؟

33:17.664 --> 33:25.806
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33:38.830 --> 33:40.580
‫همه‌چیز سر جاشه.

33:40.660 --> 33:44.790
‫انتظار مزاحمت نداره.
‫نه توی مراسم و نه از طرف ما.

33:45.660 --> 33:46.910
‫ما جلو وایمیسیم.

33:48.410 --> 33:51.040
‫توی موقعیت برنده.
‫هروقت سیری اومد، می‌گیریمش.

33:51.120 --> 33:52.120
‫- تو هم...
‫- بس کن.

33:53.790 --> 33:57.120
‫- تا همین الانش هم فداکاری‌های زیاد کردیم.
‫- نه، نه... چی میگی؟

33:59.660 --> 34:01.700
‫- معامله امهیر رو قبول می‌کنم.
‫- فرانچسکا.

34:02.620 --> 34:05.460
‫نمی‌تونی معامله‌ای رو قبول کنی
‫که اصلاً توی نقشه نبوده.

34:05.460 --> 34:07.080
‫ممکنه جواب بده.

34:07.950 --> 34:11.160
‫- می‌تونیم باهمدیگه هدایتش کنیم.
‫- و باز هم زیر سلطه اون باشیم؟

34:12.540 --> 34:17.410
‫می‌خوام راحت شم.
‫از شر اینجا، از شر این جنگ و از شر این کره.

34:17.500 --> 34:18.750
‫سیری هم...

34:19.660 --> 34:20.790
‫می‌تونه این رو بهمون بده.

34:20.870 --> 34:22.910
‫می‌تونه دول بلاتانا رو بهت بده.

34:23.410 --> 34:26.290
‫- منتظرته...
‫- نه، نیست.

34:26.370 --> 34:27.620
‫دول بلاتانا...

34:29.250 --> 34:30.540
‫یه ‌جای واقعی بود.

34:31.500 --> 34:33.200
‫دست‌یافتنی بود.
‫اسمش رو نقشه بود.

34:33.950 --> 34:35.540
‫تا همه دنیا اون رو ببینن.

34:36.830 --> 34:38.250
‫اما از دستش دادیم.

34:39.830 --> 34:42.120
‫خونه به جایی میگن
‫که مردم من جاشون امن باشه فرینجیلا.

34:42.200 --> 34:46.160
‫نه تو یه کره نامعلوم
‫و تو دستای دختری که قدرت‌های نامعلومی داره.

34:46.250 --> 34:48.000
‫پشتوانه نداره.

34:49.500 --> 34:51.700
‫مخصوصاً وقتی که می‌دونم
‫ تحت حفظت نیلفگاردیم.

34:51.790 --> 34:53.500
‫نه، نه، نه!
‫مگه یادت رفته؟

34:54.160 --> 34:56.200
‫که جای همه
‫اونجا امن نیست؟

34:57.830 --> 34:59.160
‫چرا،
‫می‌دونم معنیش چیه.

35:00.040 --> 35:01.950
‫اسکویاتل‌ها رو به مرگ محکوم می‌کنم.

35:03.330 --> 35:05.700
‫- با این کار جون بقیه رو نجات میدم.
‫- گوش کن ببین چی میگم.

35:05.790 --> 35:07.450
‫گفتم نه.

35:08.700 --> 35:10.040
‫امهیر بی‌رحمه.

35:10.120 --> 35:11.830
‫همه آدم‌ها بی‌رحمن.

35:11.910 --> 35:14.040
‫- اما حداقل امهیر روراسته.
‫- نه که نیست.

35:14.120 --> 35:16.540
‫دروغگوئه!
‫می‌دونی که بچه‌ات رو کشته؟

35:16.620 --> 35:18.540
‫برای این کار هم می‌خواست
‫ من رو انتخاب کنه.

35:26.370 --> 35:27.790
‫امهیر بچه‌مون رو کشته؟

35:32.790 --> 35:33.870
‫آره،‌
‫کار اون بوده.

35:34.950 --> 35:38.200
‫بعدش هم می‌خواست با ردینیا
‫سرت رو شیره بماله.

35:38.290 --> 35:40.540
‫امهیر بچه‌مون رو کشته
‫و تو خبر داشتی؟

35:42.870 --> 35:44.370
‫منظورت چیه
‫ که تو رو انتخاب کرده؟

35:44.450 --> 35:47.790
‫فرانچسکا، اوضاع اصلاً خوب نبود.
‫امهیر داشت میومد سینترا.

35:48.870 --> 35:50.450
‫من هم باید رضایتش رو جلب می‌کردم.

35:50.540 --> 35:52.790
‫برای همین بهش گفتم که با بچه‌ات...

35:56.330 --> 35:57.540
‫...میشه تو رو اینجا نگه داشت.

35:57.620 --> 35:58.950
‫تا به جنگ ادامه بدیم.

36:01.830 --> 36:04.500
‫امهیر بچه‌ام رو کشته.

36:06.500 --> 36:08.000
‫برادرم،

36:08.580 --> 36:09.540
‫شوهرم،

36:10.370 --> 36:12.410
‫و صدها نفر از مردمم رو

36:14.120 --> 36:15.190
‫به‌خاطر دروغ تو از دست دادم؟

36:15.200 --> 36:17.000
‫نمی‌تونم کاری که کردم رو پس بگیرم.

36:20.700 --> 36:22.290
‫لیاقتش همینه.

36:23.620 --> 36:27.750
‫لیاقت داره که مثل تو
‫زجر بکشه.

36:28.410 --> 36:29.330
‫از پسش برمیایم.

36:29.410 --> 36:32.330
‫یه بچه به ازای یه‌نفر دیگه.
‫اینطوری برای الف‌ها صلح ابدی برقرار می‌کنی.

36:32.410 --> 36:34.910
‫- از پسش برمیایم. فقط باید...
‫- به من دست نزن.

36:37.000 --> 36:40.000
‫اون معنی زجر کشیدن رو نمی‌دونه.

36:42.160 --> 36:43.160
‫اما می‌فهمه.

36:46.580 --> 36:47.790
‫تو هم همینطور.

37:01.450 --> 37:03.750
‫- وایسا سر جات!
‫- یکی رو بیارین!

37:05.040 --> 37:06.370
‫عجله کنین،
‫کمک بیارین!

37:15.540 --> 37:17.790
‫ - قلعه رو بگردین.
.بله قربان -

37:17.870 --> 37:19.290
‫- همین حالا!
‫- بیاین دنبالم!

37:19.370 --> 37:21.160
‫- به دنبال من!
‫- چطوری این اتفاق افتاد؟

37:21.250 --> 37:24.750
‫- خروجی‌ها رو ببندین!
‫- نمی‌دونم. اما می‌فهمم.

37:24.830 --> 37:27.370
‫و هرکسی که مسئول این فاجعه‌اس
‫تاوانش رو پس میده.

37:27.450 --> 37:29.580
‫باید سریع اقدام کنیم.

37:29.660 --> 37:33.200
‫دشمنان‌مون این فاجعه رو بزرگ جلوه میدن
‫و میگن که بی‌رهبر شدیم.

37:35.160 --> 37:37.870
‫- نگهبان‌ها رو صدا کنین!
‫- بیاین دنبالم!

37:37.950 --> 37:41.560
‫نباید بذاریم شایعات اوضاع رو بدتر کنن.

37:46.700 --> 37:49.330
‫بخت باهامون یار بوده

37:49.330 --> 37:53.290
‫که رادوید به سلامت پیش‌مون برگشته.

37:55.660 --> 37:59.330
‫با دل و روحیه‌ای مستحکم،

38:01.250 --> 38:03.910
‫برای ردینیای کبیر،

38:04.870 --> 38:06.330
‫یکصدا میگیم،

38:07.410 --> 38:12.620
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

38:14.120 --> 38:17.080
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

38:17.580 --> 38:20.620
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

38:21.500 --> 38:24.410
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

38:25.700 --> 38:28.370
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

38:29.450 --> 38:32.250
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

38:33.250 --> 38:35.700
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

38:41.950 --> 38:45.200
‫از سمت اتاق ناهار خوری بیا.
‫از این سمت!

39:01.910 --> 39:04.040
‫نمیشه باور کرد که تو یه هفته

39:05.080 --> 39:07.000
‫این همه اتفاق افتاد.

39:07.000 --> 39:08.580
‫که چقدر ضرر کردی.

39:14.620 --> 39:15.790
‫همه‌مون ضر کردیم.

39:19.700 --> 39:22.040
‫سرزمین‌مون.
‫تاریخ‌مون.

39:26.250 --> 39:27.450
‫کسایی که عاشق‌شونیم.

39:30.040 --> 39:31.700
‫هفته‌ی فوق‌العاده‌ای برای جادو نبود.

39:36.750 --> 39:39.830
‫ببخشید.
‫بدون تیسیا قرار نیست مثل سابق بشه.

39:40.540 --> 39:41.410
‫می‌دونم.

39:42.700 --> 39:45.040
‫- دیگه اشکی برام نمونده که سرازیر بشه.
‫- بهتر.

39:47.330 --> 39:49.700
‫چون نیوردم‌تون اینجا
‫که غصه بخوریم.

39:50.290 --> 39:52.580
‫اگه خودش بود خیلی بدش میومد.

39:56.580 --> 39:57.620
‫آوردم‌تون اینجا

39:57.700 --> 40:00.700
‫تا به همدیگه قول شرف بدیم
‫که نذاریم باز هم این اتفاق تکرار شه.

40:01.750 --> 40:03.160
‫اریتوزا از بین رفته.

40:04.080 --> 40:07.080
‫آینده‌ی جادو تاحالا در این حد
.بی‌ثبات نبوده

40:08.500 --> 40:09.620
‫باید ازش محافظت کنیم.

40:09.700 --> 40:11.620
‫خطرناک‌ترین جادوگری که تاحالا دیدیم

40:11.700 --> 40:16.100
‫قوی‌ترین منبعی که این اقلیم
‫تاحالا به خودش دیده رو در اختیار داره.

40:17.250 --> 40:19.300
‫باید ویلگه‌فورتز رو نابود کنیم.

40:20.330 --> 40:21.870
‫نگهبان قدیمی از بین رفته.

40:23.910 --> 40:26.020
‫همه‌چی به خودمون بستگی داره.

40:27.120 --> 40:29.040
‫خودمون تصمیم می‌گیریم
‫که پیشروی کنیم

40:34.620 --> 40:37.040
‫♪ سواری کن ای ویچر،
‫سواری کن ♪

40:38.620 --> 40:39.540
‫♪ همراه با... ♪

40:39.620 --> 40:41.660
‫♪ همراه با باد ♪

40:43.330 --> 40:44.540
‫♪ بادِ... ♪

40:44.620 --> 40:45.580
‫باد زوزه‌کش؟

40:46.950 --> 40:49.160
‫حس می‌کنم قبلاً استفاده شده.
‫باد زوزه‌کش؟

40:49.910 --> 40:51.580
‫♪ سواری کن ای... ♪

40:52.540 --> 40:56.700
‫هیچوقت وسط بارش فکری معنوی یه هنرمند،
‫مزاحمش نشو...

41:00.660 --> 41:01.910
‫تو رو می‌شناسم.

41:02.500 --> 41:05.700
‫دارا ام.
‫اون روز بهم کمک کردی تا به زینتریا برسم.

41:05.790 --> 41:06.660
‫دارا.

41:08.790 --> 41:09.910
‫آره یادمه.

41:11.660 --> 41:13.040
‫مقدر شدی تا کارهای بزرگ بکنی.

41:15.040 --> 41:17.000
‫البته این دقیقاً چیزی نبود
‫که بهش فکر می‌کردم.

41:19.080 --> 41:22.120
‫توی شراود بودم.
‫با اسکویاتل‌ها می‌جنگیدم.

41:22.620 --> 41:26.040
‫بعد این که اعضای خانوادم کشته شدن،
‫تا مدت طولانی‌ای تنها بودم.

41:26.040 --> 41:30.580
‫و وقتی مردم خودم رو پیدا کردم،
‫با خودم گفتم باید چیزی که از دست دادم رو برگردونم.

41:32.080 --> 41:33.580
‫هدف، امید، خونواده.

41:33.660 --> 41:34.660
‫صلح.

41:35.500 --> 41:36.830
‫اما اونا

41:37.410 --> 41:39.660
‫با «شعله سفید» توافق کردن
‫تا جنگی رو شروع کنن.

41:39.750 --> 41:41.250
‫من هم نتونستم این کار رو بکنم.

41:41.330 --> 41:42.660
‫برای همین فرار کردم.

41:43.410 --> 41:45.160
‫اشکالی نداره بترسی.

41:45.250 --> 41:48.200
‫نترسیدم.
‫فقط از فرار کردن خسته شدم.

41:48.290 --> 41:51.200
‫اگه این نفرت رو با خودم نگه دارم،

41:52.250 --> 41:53.330
‫من رو می‌کشه.

41:56.580 --> 41:58.250
‫آره.
‫همینطوره.

42:02.540 --> 42:04.300
‫من سیری رو می‌شناختم.

42:05.870 --> 42:08.290
‫اولین کسی بود
‫که کنارش احساس امنیت می‌کردم.

42:16.330 --> 42:17.660
‫اگه باز هم دیدیش...

42:19.790 --> 42:21.290
‫بهش بگو که بخشیدمش.

42:22.330 --> 42:23.500
‫و ازش معذرت‌خواهی کن.

42:36.500 --> 42:39.700
‫یادم نمیاد که دستورالعمل‌های وزمیر برای اکسیر

42:39.790 --> 42:41.370
‫توش اینقدر...

42:43.040 --> 42:44.540
‫...کرم داشته باشه.

42:44.620 --> 42:45.500
‫نداره.

42:46.660 --> 42:49.410
‫اما نزدیک‌ترین چیز به زهر ایگرنه
‫که می‌تونستم پیدا کنم.

42:50.000 --> 42:51.910
‫بیخیال...
‫آخه نگاش کن.

42:53.750 --> 42:55.040
‫شرمنده رفیق.

42:55.950 --> 42:58.040
‫باهاش آروم برخورد کن...

42:58.120 --> 43:01.040
‫قدرتش به اندازه اکسیر وزمیر نمیشه.

43:03.080 --> 43:05.410
‫اما باید حواس رو تقویت کنه.

43:38.750 --> 43:39.700
‫با این بزنش...

43:52.580 --> 43:53.620
‫آره!

43:55.370 --> 43:56.540
‫نه...

44:03.340 --> 44:05.120
‫الان باید مرده باشی.

44:05.120 --> 44:06.290
‫همم.

44:07.620 --> 44:08.620
‫باید بریم.

44:09.120 --> 44:10.120
‫باشه.

44:45.830 --> 44:47.330
‫روز فرخنده‌ایه سرورم.

44:48.290 --> 44:49.290
‫به لطف تو.

44:55.040 --> 45:00.410
‫امپراتور امهیر وار امریس،
‫شعله سفیدی که روی قبر دشمنانش می‌رقصد،

45:01.000 --> 45:04.830
ورود سیریلا فیونا الن ریانون
.را خوشامد می‌گوید

45:06.040 --> 45:09.410
‫- ملکه‌ی سینترا، شاهدخت بروژ...
‫- آره، آره، اومد!

45:09.500 --> 45:11.200
‫...بانوی دوک سادن

45:11.290 --> 45:16.000
‫بدین وسیله به عناوین
‫دوشس روان و ایملاک

45:16.080 --> 45:19.620
‫و بانوی قصر دارن روان
.ملقب می‌گردند

45:19.700 --> 45:21.450
‫مهمان محترم‌مان

45:21.950 --> 45:24.540
‫که امید است با حضور ایشان

45:24.620 --> 45:28.620
‫شاهد دوران آرام‌تر و شادتری باشیم.

45:36.910 --> 45:38.830
‫به خونه خوش اومدی.

45:38.830 --> 45:40.690
‫جایی هستی که بهش تعلق داری.

45:43.910 --> 45:46.330
‫باعث افتخاره،
‫اعلی‌حضرت.

46:11.700 --> 46:14.200
‫جاوید باد شاهدخت سیریلا!

46:14.700 --> 46:17.790
‫جاوید باد شاهدخت سیریلا!

46:19.830 --> 46:22.480
‫هوی،
‫موطلایی.

46:25.750 --> 46:27.330
‫موطلایی...

46:29.290 --> 46:31.830
‫به به،
‫بالاخره بیدار شدی.

46:32.370 --> 46:34.040
‫می‌خوای از اینجا در بری؟

46:34.580 --> 46:36.580
‫- می‌خوریش؟
‫- آره بابا.

46:36.660 --> 46:38.660
‫یه دور دیگه.

46:43.120 --> 46:44.870
‫چوب لای چرخ...

46:44.950 --> 46:46.750
‫چوب لای چرخ...

46:46.830 --> 46:49.410
‫هی، موطلایی.

46:51.370 --> 46:52.620
‫نظرت چیه؟

46:53.250 --> 46:54.120
‫تو کی هستی؟

46:54.200 --> 46:56.040
‫پادشاه ابینگ کوفتی‌ام.

46:57.660 --> 46:59.450
‫حالا هم دقیقاً کاری که میگم رو بکن.

46:59.540 --> 47:00.790
‫کیلی.
‫اسمش به گوشت خورده؟

47:01.640 --> 47:02.950
‫یکی از اعضای گروه «موش‌ها»ست.

47:02.950 --> 47:05.830
‫رئیس واسه دستگیری باندش
‫جایزه گنده‌ای گذاشته.

47:06.870 --> 47:10.160
‫- فقط واسه همینه که نکشتمش.
‫- کیلی؟

47:11.000 --> 47:14.540
‫رئیس احتمالاً نازیت کنه
‫و یه بشکه مشروب بهت بده.

47:16.950 --> 47:19.580
‫جایزه‌مون.
‫پرنده کوچولوی استثنایی.

47:20.580 --> 47:23.160
‫دخترک نیلفگاردی‌ای که همه دنبالشن.

47:23.250 --> 47:25.700
‫تو به اندازه یه خواجه توی فاحشه‌خونه،
‫به دردنخوری.

47:25.790 --> 47:27.040
‫دختره رو پیدا کردن.

47:27.120 --> 47:30.250
‫نه، اگه پیداش کردن
‫پس چرا هنوز می‌خوان جایزه بدن؟

47:30.330 --> 47:33.330
‫ارزشش فقط به‌خاطر چیزیه که لای پاهاشه.

47:33.410 --> 47:36.040
‫با این حال بدم نمیاد یه حالی باهاش بکنم.

47:37.750 --> 47:40.350
‫- یکم از اون‌ غذاها واسه ما نیست؟
‫- کارد بخوره به شکمت!

47:41.290 --> 47:42.450
‫خوب بود.

47:46.080 --> 47:47.120
‫گشنه‌مونه.

48:00.870 --> 48:01.830
‫دیدین؟

48:03.160 --> 48:04.830
‫جنده اشرافی‌ایه.

48:06.540 --> 48:09.410
‫- عجب احمقی هستی.
‫- بهت که گفت گشنشه، کودن.

48:10.320 --> 48:11.350
‫اسکوملک!

48:11.370 --> 48:14.370
‫هرکاری خواستی با دختره بکن،
‫اما «موشه» واسه منه!

48:15.080 --> 48:18.500
‫یه بار دیگه دستت بهش بخوره،
‫چشمت رو از حدقه در میارم!

48:18.580 --> 48:19.580
‫بشین سر جات.

48:19.660 --> 48:22.080
‫- تکون نخور.
‫- خیلی گنده‌گوزی میکنی بچه‌جون.

48:22.160 --> 48:23.450
‫- آره.
‫- گرفتیش؟

48:27.000 --> 48:28.950
‫پس اونقدر هم به‌دردنخور نیستی.

48:29.040 --> 48:30.450
‫خوب شد فهمیدم.

48:31.120 --> 48:32.750
‫حالا بندازش سمت من.

48:34.080 --> 48:36.040
‫از تو گنده‌تره کون‌بچه.

48:36.040 --> 48:38.080
‫- مامانت که شکایتی نداشت.
‫- جدی میگم. بلند شو.

48:38.160 --> 48:40.660
‫بلند شین.
‫نشونم بدین بچه‌ها.

48:40.750 --> 48:42.080
‫بدو دیگه!

48:42.160 --> 48:44.000
‫بدون ما مهمونی گرفتین؟

48:44.080 --> 48:46.080
‫این دیگه چه خریه؟

48:46.160 --> 48:47.290
‫حرومزاده.

48:49.660 --> 48:50.580
‫موش‌ها!

48:51.370 --> 48:52.870
‫موش‌های کیری!

48:52.950 --> 48:54.450
‫من این خانم‌ کوچولو رو برمی‌دارم
.و میرم

48:56.200 --> 48:57.410
‫میسل،
‫پشت سرت!

48:59.250 --> 49:00.830
‫کجا با این عجله؟

49:05.370 --> 49:07.870
‫- نمی‌ذارم!
‫- کیلی!

49:09.410 --> 49:12.080
‫می‌دونستم زنده‌ای!
‫آشغال.

49:24.910 --> 49:26.950
‫بکش عقب!
‫اونا مال منن!

49:34.250 --> 49:35.410
‫بیا اینجا ببینم!

49:47.000 --> 49:48.120
‫ایول ریف!

49:54.000 --> 49:54.830
‫گمشو!

50:12.750 --> 50:14.330
‫سلام وروجک!

50:15.290 --> 50:16.450
‫خودم به حسابش می‌رسم!

50:26.950 --> 50:29.560
‫نظرت چیه یه مبارزه منصفانه بکنیم؟

51:07.040 --> 51:08.950
‫ببینیم جلوی یه آدم کارت چطوره.

51:16.790 --> 51:19.040
‫فکر نکنم اونقدر مرد باشی
‫که بتونی شکستش بدی.

51:31.660 --> 51:34.450
‫تاوانش رو پس میدی،
‫حرومزاده اشرافی!

51:41.040 --> 51:42.250
‫پشمام.

51:45.000 --> 51:46.200
‫داره باهاش بازی می‌کنه.

52:24.120 --> 52:25.830
‫یکی یکی برین.

52:25.910 --> 52:28.330
‫- به موقع نمی‌رسیم.
‫- راه بیفت.

52:29.450 --> 52:30.540
‫تو صف وایسین!

52:31.910 --> 52:34.660
‫شما باید مدارک شناسایی بیشتری نشون بدین.
‫جیب‌هاتون رو خالی کنین.

52:34.660 --> 52:36.750
‫اگه رد نشیم
‫به سیری نمی‌رسیم.

52:36.830 --> 52:38.450
‫وگرنه زنت رو می‌برم اون گوشه،

52:38.540 --> 52:41.200
‫تا ببینیم می‌تونه قانعم کنه
‫که بذارم رد شین یا نه.

52:41.700 --> 52:43.580
‫باید یه راه دیگه هم باشه.

52:43.660 --> 52:45.370
‫- چندروز طول می‌کشه.
‫- بفرمایین.

52:46.830 --> 52:48.160
‫چه مرد باهوشی.
‫راه بیفت.

52:51.580 --> 52:52.700
‫تشکر.

52:52.790 --> 52:53.910
‫صبح‌تون بخیر!

52:54.000 --> 52:56.410
‫- سلام، حال‌تون... چطوره؟
‫- مدارک.

52:56.500 --> 52:58.500
‫- گم‌شون کردیم.
‫- اما...

52:58.580 --> 53:00.660
‫خوشحال میشیم که
‫زحمات‌تون رو...

53:00.750 --> 53:03.370
‫جبران کنیم...

53:03.450 --> 53:04.370
‫ام...

53:05.330 --> 53:06.870
‫یه لحظه.

53:08.580 --> 53:10.120
‫یه وقت کمک نکنی‌ها...

53:10.200 --> 53:11.620
‫می‌خوای رد شی؟
‫پول بده.

53:12.580 --> 53:15.330
‫این دو اورن هم خدمت شما!

53:19.870 --> 53:22.040
‫باید یکم دیگه سر کیسه رو شل کنی،
‫عوضی.

53:23.660 --> 53:24.750
‫این قشنگه.

53:26.000 --> 53:27.000
‫وایسا.

53:29.450 --> 53:30.790
‫بابت زحمات‌تون.

53:33.620 --> 53:35.700
‫- رفیق.
‫- نه گرالت. این نه.

53:38.870 --> 53:39.700
‫خیلی خوشگله.

53:40.950 --> 53:41.870
‫راه بیفتین.

53:42.910 --> 53:45.290
‫- ممنونم. واقعاً مچکرم.
‫- باعث افتخار بود.

53:49.000 --> 53:50.160
<i>‫دوست عزیزم،</i>

53:50.830 --> 53:52.450
<i>‫یه بار خوابی رو برام تعریف کردی</i>

53:53.330 --> 53:55.540
<i>‫که داشتی از مزارعی بی‌کران</i>

53:55.620 --> 53:57.870
<i>‫به سمت ابلیسکی که
‫ اسم «مردگان» روش حک شده بود، می‌رفتی.</i>

53:57.870 --> 54:00.450
‫- بابت عوارضه.
‫- نه! نه!

54:00.540 --> 54:04.160
<i>‫زنی با چشم‌های آبی‌رنگ
‫دنبالت بود.</i>

54:04.250 --> 54:07.540
‫اگه یه بار دیگه ببینم‌تون،
‫بچه‌تون رو یتیم می‌کنم.

54:08.580 --> 54:11.540
<i>‫می‌شناختیش،
‫چون پا به پا دنبالت اومده بود.</i>

54:12.290 --> 54:13.410
‫ما راه‌مون رو میریم.

54:15.250 --> 54:17.450
‫گرالت،
‫باید سیری رو پیدا کنیم. گرالت...

54:17.540 --> 54:19.330
<i>‫ازش پرسیدی که،
‫«چرا؟»</i>

54:20.540 --> 54:22.410
<i>‫چون تقدیر این بوده که تنها باشی؟</i>

54:22.500 --> 54:25.160
‫چرا دست از سر اون دختر
‫و خونوادش برنمی‌داری؟

54:25.250 --> 54:26.450
‫گمشو.

54:26.950 --> 54:30.160
‫وگرنه می‌برمش خونه
‫تا ببینم از پس چه کارایی بر میاد.

54:30.660 --> 54:33.910
<i>‫به‌خاطر این بود که می‌خواست بترسی؟
‫ویچری که به هیچکس</i>

54:35.330 --> 54:36.540
<i>‫محتاج نبود؟</i>

54:38.330 --> 54:39.660
<i>‫راستش رو بهش گفتی.</i>

54:40.830 --> 54:42.370
<i>‫همیشه می‌ترسیدی.</i>

54:43.540 --> 54:44.370
<i>‫تا الان.</i>

54:45.580 --> 54:47.870
<i>‫چون همه‌چیزت رو ازت گرفته بود،</i>

54:47.950 --> 54:50.080
<i>‫که یعنی ترس رو هم ازت گرفته.</i>

54:52.500 --> 54:56.750
<i>‫من و تو الان می‌دونیم که نیاز چه معنایی داره.
‫عشق ورزیدن چه معنایی داره.</i>

54:58.160 --> 55:00.060
<i>‫که از دست دادن همه‌چیز،
‫ چه معنایی داره.</i>

55:00.340 --> 55:01.950
<i>‫لعنت به بی‌طرفی.</i>

55:03.750 --> 55:05.370
<i>‫ما دیگه نمی‌ترسیم.</i>

55:17.620 --> 55:19.040
‫گرالت،
‫شمشیرت!

55:21.020 --> 55:23.100
‫یه کمک بکنی بد نیست‌ها!

55:23.620 --> 55:24.450
‫بیا.

55:28.410 --> 55:30.040
‫همه برن زیر ارابه!

55:41.440 --> 55:42.540
‫بگیرینش!

55:42.950 --> 55:44.750
‫می‌کشمش...

55:55.750 --> 55:57.540
‫نمی‌‌خواد بگی،
‫خودم می‌دونم،

55:58.580 --> 55:59.870
‫تا الان باید مرده باشم.

56:01.580 --> 56:03.040
‫زمانی بوده که گم شده باشم.

56:04.290 --> 56:05.870
‫اتنه میگه هنوز هم پیدا نشدم.

56:07.330 --> 56:08.870
‫خیلی دوست داشتم...

56:08.950 --> 56:12.500
‫یکی اینطوری که تو دنبال دخترتی،
‫دنبالم باشه.

56:13.000 --> 56:14.120
‫همه سالمن.

56:17.620 --> 56:18.540
‫همه‌چی مرتبه؟

56:19.660 --> 56:20.580
‫نه هنوز.

56:20.660 --> 56:21.620
‫یکی رو جا انداختی.

56:22.790 --> 56:23.870
‫نه.

56:31.410 --> 56:32.370
‫بلند شو.

56:34.290 --> 56:37.000
‫اگه تونستی قبل از من به نیلفگارد برسی...

56:41.290 --> 56:43.870
‫به اون امهیر دیوث میگی

56:44.750 --> 56:46.410
‫هرچقدر ارتشش بزرگ باشه،

56:47.120 --> 56:48.790
‫و هرچقدر دیوارهاش بلند باشن،

56:49.790 --> 56:52.250
‫سیری رو آزاد می‌کنم.

56:54.660 --> 56:55.700
‫حالیته؟

57:26.870 --> 57:29.120
<i>‫گرالت،
‫مثل روز برام روشنه،</i>

57:29.200 --> 57:30.540
<i>‫که سیری رو پیدا می‌کنی.</i>

57:33.330 --> 57:36.830
<i>‫من هم تضمین می‌کنم
‫که اون رو به یه دنیای امن برگردونم.</i>

57:41.330 --> 57:44.700
<i>‫اگه هم مجبور باشیم
‫تا با چشمان آبی‌رنگ مرگ رو در رو بشیم،</i>

57:46.410 --> 57:47.410
<i>‫ترسی نداریم.</i>

57:48.580 --> 57:51.180
<i>‫اما آخرین افرادی خواهیم بود
‫که شکست می‌خورن.</i>

57:52.200 --> 57:53.540
<i>‫از این بابت مطمئنم.</i>

58:00.540 --> 58:01.700
<i>‫دوست‌دار تو...</i>

58:03.660 --> 58:04.620
<i>‫ینیفر.</i>

58:11.290 --> 58:14.160
‫- دفعه آخره نجاتت میدیم.
‫- دروغ میگی و جفت‌مون هم خوب می‌دونیم.

58:14.250 --> 58:17.160
‫دهنت رو ببند
‫و هر وسیله‌ی با ارزشی که دیدی رو بردار.

58:24.370 --> 58:26.160
‫کسی نمی‌خواد درباره دختره حرف بزنه؟

58:26.160 --> 58:29.250
‫- لاله؟
‫- اینقدر هولش نکن.

58:31.000 --> 58:33.000
‫میگن حس بدیه.

58:34.500 --> 58:35.660
‫که جون یکی رو بگیری.

58:42.750 --> 58:43.790
‫اما نیست.

58:44.370 --> 58:45.540
‫باید راه بیفتیم.

58:45.620 --> 58:48.160
‫- تنهاس؟
‫- شمشیرزنی بلده.

58:51.540 --> 58:52.660
‫اسمت چیه؟

59:02.250 --> 59:03.500
‫فالکا صدام بزن.

59:06.310 --> 59:25.310
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
