WEBVTT

00:01.023 --> 00:16.101
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.125 --> 00:18.666
‫وسپیولا؟ وسپیولا!

00:19.791 --> 00:21.166
‫گوشت با من هست اصلا؟

00:21.916 --> 00:24.666
‫اصلا منظور رادوید چیه
‫که من خود واقعی مردم رو می‌بینم؟

00:24.750 --> 00:28.083
‫اصلا از کجا خبر داره که من چی می‌بینم؟
‫آخه من که فقط دوبار دیدمـش.

00:30.583 --> 00:35.166
‫نوچ... همیشه هم گفتم،
‫نمی‌شه یه هنرپیشه رو بازی داد.

00:36.833 --> 00:39.666
‫داره پنهون‌کاری می‌کنه،
‫و اگه قرار باشه به گرالت کمکی بکنم،

00:41.250 --> 00:43.375
‫باید بفهمم که داستان از چه قراره.

00:44.833 --> 00:47.708
‫چون گرالت...

00:49.125 --> 00:50.250
‫یه چکشـه.

00:51.083 --> 00:52.750
‫می‌دونی چی می‌گم؟

00:55.625 --> 00:56.625
‫خب متوجه نشدی پس.

00:57.250 --> 00:58.958
‫بسیارخب... وایسا... خب. آم...

00:59.500 --> 01:02.625
‫وقتی که یه چکش باشی،
‫همۀ مشکلات به چشمت مثل یه میخ هستن.

01:02.708 --> 01:05.666
‫وقتی یه میخی ببینی با خودت می‌گی
‫که «ای بابا، گور بابای این میخ».

01:05.750 --> 01:08.500
‫یا «رسما ریدم تو این یکی میخ».
‫و مثل یه چکش روی اون میخ می‌کوبی.

01:08.583 --> 01:10.333
‫اما گاهی‌اوقات مشکل چیز دیگه‌ست.

01:10.416 --> 01:14.000
‫گاها مشکل می‌تونه، آم...
‫مثل یه دسته‌گل اطلسی باشه،

01:14.083 --> 01:18.375
‫یا مثل یه کاسه... حلیم،
‫و نمی‌شه با کوبیدنـش حلّش کرد.

01:19.208 --> 01:22.333
‫یعنی می‌تونی تلاشت رو بکنی،
‫اما چکّشت کلا کثیف می‌شه،

01:22.416 --> 01:25.958
‫حلیمـم می‌پاشه همه‌جا،
‫و به همین ترتیب... دیگه حلیمی در کار نیست.

01:26.041 --> 01:28.750
‫راه چاره مستلزم

01:29.791 --> 01:31.458
‫استفاده از ابزار دیگه‌ای هست.

01:34.458 --> 01:37.416
‫و رادوید... همون ابزاره.

01:38.125 --> 01:41.958
‫رادوید... مثل یه قاشقـه.

01:43.458 --> 01:46.000
‫- مشخصه.
‫- آره، مشخصه.

01:46.958 --> 01:49.666
‫آم... آره، می‌دونم که حرف‌هام
‫زیاد با عقل جور درنمیادها.

01:49.750 --> 01:52.333
‫تموم حرفـم اینه که،
‫این مشکل با بقیۀ مشکلات فرق می‌کنه.

01:53.250 --> 01:55.333
‫راه چاره‌اش هم باید
‫متفاوت باشه.

01:57.583 --> 02:00.833
‫و رادوید... خودش متفاوتـه.

02:03.208 --> 02:07.708
‫باهوشـه.
‫سعی می‌کنه پنهانـش کنه اما زیرکـه.

02:08.708 --> 02:11.666
‫مثل یه چاقو... تیز و بُرنده‌ست.

02:13.625 --> 02:16.250
‫اگه یه چاقو باشه،
‫باید از گرالت دورش کنم.

02:16.833 --> 02:18.458
‫ازش خوشت میاد!

02:19.041 --> 02:21.125
‫کی، گرالت؟ آره گمونم.

02:21.208 --> 02:25.958
‫دوست‌داشتنم نسبت بهش مثل علاقۀ یه خونواده به بُزشونـه،
‫همونطور خالصانه و شدید.

02:26.041 --> 02:29.125
‫- وایسا ببینم، کِی آماده شدی تو؟
‫- منظورم همون یارو قاشقی‌ـه.

02:29.208 --> 02:31.166
‫چی، رادوید؟ نه بابا!

02:31.250 --> 02:32.250
‫- بله.
‫- نخیر!

02:32.791 --> 02:35.791
‫من، بخاطر دنبال کردن
‫هر نوع موجودی طلسمـت کردم.

02:35.875 --> 02:37.958
‫مرد، زن، دورف‌ها،

02:38.041 --> 02:39.750
‫الف‌ها، چندشکلی‌ها...

02:39.833 --> 02:43.041
‫فقط یک بار اینجوری شد و من...
‫اصلا هم پشیمون نیستم.

02:43.125 --> 02:44.333
‫فوق‌العاده بود.

02:44.416 --> 02:48.041
‫ولی تا حالا هیچوقت ندیدم
‫که به کسی نظر داشته باشی.

02:49.791 --> 02:51.166
‫نظر؟

02:52.125 --> 02:53.583
‫عه فکر می‌کنی به بقیه نظر دارم.

02:53.666 --> 02:54.750
‫اوهوم.

02:55.250 --> 02:58.208
‫نظر داشتن واسه بچه مچه‌هاست عسلم.

02:59.541 --> 03:02.458
‫من رابطه‌هایی...

03:03.083 --> 03:04.958
‫...بغرنج،

03:05.041 --> 03:07.166
‫فاجعه‌آور و غم‌انگیز دارم.

03:10.458 --> 03:12.166
‫هرچی تو بگی.

03:14.041 --> 03:16.208
‫- اغواکنندۀ لیریا.
‫- اوه!

03:16.750 --> 03:19.166
‫ادیب ردینیا!

03:19.250 --> 03:21.166
‫ شهوت‌ران سیداریس!

03:21.250 --> 03:22.875
‫یسکیر.

03:23.541 --> 03:25.625
‫محض رضای...

03:26.375 --> 03:28.958
‫شرمنده، بُز خونوادگیـمونه.

03:30.583 --> 03:33.250
‫منم از دیدنت خوشحالم.
‫چطور پیش رفت؟

03:33.333 --> 03:34.916
‫کاملا طبق انتظاراتـم نبود.

03:36.125 --> 03:37.875
‫قلعه رو پیدا کردی؟

03:37.958 --> 03:40.000
‫لطفا بگو که پنجه‌آتشین رو کشتی.

03:40.083 --> 03:42.500
‫رینس اونجا نبود.

03:43.416 --> 03:45.416
‫البته یه چیز دیگه پیدا کردم.

03:45.500 --> 03:47.166
‫عه، چی پیدا کردی؟

03:48.166 --> 03:49.500
‫ایشون.

03:49.583 --> 03:51.000
‫و ایشون کی باشن؟

03:51.583 --> 03:52.583
‫نمی‌دونم.

03:53.125 --> 03:54.666
‫اوه، اوه... اوه!

03:54.750 --> 03:56.250
‫ولی از نظر خودش سیری‌ـه.

03:56.333 --> 03:58.541
‫همیشه یه منشایی هست. جایی برای...

03:59.750 --> 04:01.166
‫ازت متنفرم. اوه!

04:01.250 --> 04:03.250
‫نترس... سیری.

04:03.833 --> 04:05.541
‫از دوست‌هامونه.

04:06.125 --> 04:07.416
‫من یسکیرم.

04:07.500 --> 04:10.208
‫همیشه یه منشایی هست.
‫جایی برای موجودات موذی نیست.

04:10.750 --> 04:13.333
‫- همیشه.
‫- لعنتی، حالـش خوبه اصلا؟

04:13.416 --> 04:15.291
‫جزوی از یک آزمایش بوده.

04:15.375 --> 04:17.083
‫- نـ...
‫- تنها بازماندۀ اون آزمایشـه.

04:18.458 --> 04:21.916
‫حالت هشیاری هم داره
‫ولی دوباره به همین حالت برمی‌گرده.

04:23.166 --> 04:24.958
‫هرچیزی که داره می‌گه،

04:25.833 --> 04:28.041
‫توی یه لوپ مسخره
‫توی ذهنـش گیر افتاده.

04:28.666 --> 04:30.250
‫باید دلیلـش رو پیدا کنم.

04:30.333 --> 04:32.500
‫لطفا بهم بگو که یه نقشه داری.

04:33.833 --> 04:35.583
‫می‌بریمش پیش آنیکا.

04:36.166 --> 04:38.875
‫این دختر طلسم شده‌ست،
‫اون می‌دونه چطوری درمانـش کنه.

04:38.958 --> 04:40.125
‫و آنیکا کیه؟

04:42.125 --> 04:45.208
‫یه کاهنـه و یکی از دوست‌های مادرمه.

04:53.458 --> 05:00.935
‫«ویچــــــر»
‫[فصل سوّم، قسمت سوّم]

05:00.959 --> 05:06.101
‫ترجمه از
‫«iredprincess و محیــا مبین‌مقدم»

05:09.125 --> 05:11.500
‫بعله، خودتی پس.

05:11.583 --> 05:13.791
‫از اون طرف تپه‌ها
‫بوی تو رو احساس کردم.

05:14.458 --> 05:16.416
‫اینجا چیکار می‌کنی آتو؟

05:16.500 --> 05:20.791
‫شامّۀ قویِ من رو سرزنش کن
‫ولی هردوی ما می‌دونیم که تو همون گستاخ همیشگی هستی.

05:22.333 --> 05:24.083
‫گمونم به یک دلیلی به اینجا اومدی.

05:26.666 --> 05:28.583
‫- سلام آنیکا.
‫- صبر کن، فقط...

05:28.666 --> 05:30.750
‫اونـم دلـش واست تنگ شده.

05:34.250 --> 05:35.250
‫بیاید.

05:42.500 --> 05:45.750
‫اوه، می‌سوزه.

05:45.833 --> 05:47.750
‫مثل ماتحتِ رارورگ می‌سوزه.

05:47.833 --> 05:50.791
‫- چیه این؟
‫- نمک خوراکیـه.

05:50.875 --> 05:52.708
‫آها.

05:52.791 --> 05:54.125
‫اوه اوه.

05:54.208 --> 05:56.791
‫بعله، فقط، آم...
‫فقط نمک خوراکیـه.

05:56.875 --> 05:59.250
‫هیچ، آم... هیچ چیز کاهن‌طوری نیست.

05:59.750 --> 06:01.541
‫- من که کاهن نیستم.
‫- آها درسته.

06:01.625 --> 06:02.541
‫من گرگ‌نما هستم.

06:02.625 --> 06:05.041
‫وای. چی؟ شما...
‫چی؟ آم، یه...

06:05.125 --> 06:08.708
‫توی دوران طاعون سال 21،
‫یه گرگ‌نما گازم گرفت.

06:08.791 --> 06:12.291
‫رفته بودم توی جنگل تنها زندگی کنم
‫تا به این بیماری مبتلا نشم.

06:12.375 --> 06:14.958
‫تا سرحد مرگ نگران
‫تاول‌های طاعون بودم،

06:15.041 --> 06:16.666
‫که اصلا گرگ‌نماها به ذهنـم خطور نکردن.

06:16.750 --> 06:18.041
‫اولویت‌ها، بله درک می‌کنم.

06:18.125 --> 06:20.750
‫روستایی‌ها گرالت رو آوردن
‫که من رو بکشه.

06:21.416 --> 06:22.833
‫در عوض یه درمانی واسم پیدا کرد.

06:23.916 --> 06:26.625
‫باید نزدیک سینه‌ام باشه،
‫اینطوری در امانـم.

06:27.416 --> 06:29.666
‫نزدیک بود توی این راه
‫خودش رو به کشتن بده ولی...

06:30.708 --> 06:32.250
‫جونـم رو نجات داد.

06:33.458 --> 06:35.875
‫آره، گرالت همینـه.

06:40.666 --> 06:42.041
‫نمی‌دونم...

06:43.708 --> 06:45.125
‫شما و آتو چطوری
‫با همدیگه آشنا شدید؟

06:45.791 --> 06:47.291
‫این قضیه مال یک سال پیشـه.

06:49.083 --> 06:51.666
‫توی معبد راستینگی
‫در حال سوگواری بودیم.

06:53.000 --> 06:56.333
‫همسرش ادوینا و بچه‌هاش
‫توی آتش‌سوزی کشته شده بودن.

06:59.875 --> 07:01.166
‫من بخاطر ویسنا اونجا بودم.

07:07.958 --> 07:09.041
‫مُرده؟

07:11.333 --> 07:13.333
‫لحظات آخر عمرش ‫خیلی از تو گفت.

07:23.041 --> 07:25.541
‫خب هرکسی که این کار رو کرده،
‫بدجور داغونـش کرده.

07:25.625 --> 07:27.625
‫طلسم کنترل ذهنـه.

07:28.333 --> 07:29.833
‫کنترل ذهن؟

07:29.916 --> 07:32.125
‫پس یکی می‌خواد که
‫باور داشته باشه سیری‌ـه.

07:33.291 --> 07:34.833
‫فوق‌العاده قدرتمنده.

07:35.875 --> 07:38.125
‫عناصر آشفتگی،
‫جادوی کاهنی،

07:38.208 --> 07:40.583
‫و حتی جادوی باستانیِ الف‌ها
‫هم توی این طلسم به کار برده شده.

07:41.666 --> 07:43.833
‫اوه این یه مسئلۀ دیگه‌ست.
‫یه رگـش الف‌ـه.

07:43.916 --> 07:46.541
‫شاید چند نسل دورتر باشه
‫اما همچنان الف‌ به حساب میاد.

07:47.375 --> 07:49.333
‫طفلکی ذهنـش مثل یه
‫کلاف در هم تنیده شده‌ست.

07:50.333 --> 07:52.208
‫چه کسی قدرت انجام چنین کاری رو داره؟

07:52.291 --> 07:54.916
‫من کسی رو نمی‌شناسم که
‫دانش انجام چنین کاری رو داشته باشه.

07:55.875 --> 07:58.541
‫یادگیری همۀ این ترفندها
‫یک عمر زمان می‌بره.

07:59.500 --> 08:02.958
‫این جادوگر هرکسی که هست،
‫واقعا علایق گوناگونی داره.

08:04.458 --> 08:06.000
‫معجون استخراج.

08:07.833 --> 08:09.250
‫احسنت آتو.

08:25.250 --> 08:27.666
‫مدتی طول می‌کشه
‫و هیچ تضمینی نیست که جواب بده.

08:28.541 --> 08:30.958
‫اگه جواب بده، می‌تونه بهمون بگه
‫که کی این کار رو باهاش کرده.

08:31.041 --> 08:32.958
‫و اینکه از سیری چی می‌خوان.

08:43.500 --> 08:45.916
‫این بانک دورف‌هاست.

08:47.291 --> 08:49.875
‫- فکر می‌کردم قراره به آریتوزا بریم.
‫- همینطوره.

08:49.958 --> 08:53.250
‫اما طبق گفتۀ خودت،
‫همیشه چیزهای بزرگتـری هست.

08:53.791 --> 08:55.958
‫- وای!
‫- چشم‌هام دارن گولم می‌زنن!

08:56.041 --> 08:59.541
‫مطمئنم، امکان نداره موجودی
‫چنین زیبا واقعی باشه.

09:01.125 --> 09:02.541
‫ینیفر عزیزم،

09:02.625 --> 09:06.583
‫مثل همیشه،
‫از دیدنت فوق‌العاده مسرورم.

09:06.666 --> 09:09.875
‫این مسرّت از آنِ منـه جیانکاردی.

09:09.958 --> 09:13.250
‫لطفا تا ما هماهنگی‌های شما رو
‫نهایی می‌کنیم، بفرمایید بنشینید.

09:14.125 --> 09:18.458
‫وحشت!
‫خونواده‌ام سراپا غرق در وحشت بودن،

09:18.541 --> 09:21.375
‫وقتی که می‌دیدن دارم
‫به سمتِ مرگِ حتمی پیش می‌رم،

09:21.458 --> 09:23.833
‫و سرنوشتـشون به مخاطره افتاده.

09:24.416 --> 09:27.541
‫حالا کی باید پیداش بشه؟
‫الهۀ بهشتی؟

09:28.166 --> 09:31.666
‫بهتر از اون اومد!
‫ینفر ونگربرگی.

09:31.750 --> 09:35.125
‫اون خبیث‌های شرور
‫رو به خاکستر تبدیل کرد.

09:35.208 --> 09:37.000
‫درمورد شجاتـم
‫داری غلو می‌کنی.

09:37.083 --> 09:38.250
‫نادرسته.

09:38.333 --> 09:41.416
‫بخاطر همینـم هست که بانک جیانکاردی،
‫اسمش رو خوب به خاطر بسپار،

09:41.500 --> 09:43.583
‫برای یک دوست از همه‌چیزش
‫مایه می‌ذاره.

09:46.166 --> 09:47.625
‫در بابِ اون یکی دیگه مسئله،

09:47.708 --> 09:50.541
‫ایمن‌ترین گاوصندوقـم
‫در اختیار شماست.

09:50.625 --> 09:51.625
‫متشکرم.

09:52.250 --> 09:55.416
‫اگه زحمتی برات نیست،
‫می‌خوام یه درخواست دیگه هم بکنم.

09:55.500 --> 09:58.041
‫- حتما.
‫- همراهـم به محافظ نیاز داره.

09:58.125 --> 09:59.666
‫- دیگه چیزی نگو.
‫- چی؟

09:59.750 --> 10:01.875
‫فابیو در خدمت شماست.

10:02.375 --> 10:05.166
‫فکر می‌کردم گفته بودی
‫این مسئله برای آینده‌ام اهمیت داره.

10:05.666 --> 10:08.500
‫همینطوره اما قبلـش باید
‫گذشته‌ام رو سر و سامون بدم.

10:09.583 --> 10:12.250
‫می‌دونم مضطربی.
‫بذار همراهت بیام.

10:27.625 --> 10:28.625
‫بیا.

10:29.125 --> 10:30.625
‫حالا مثل باقیِ آدم‌ها شدی.

10:31.458 --> 10:32.750
‫تمومش کن.

10:32.833 --> 10:36.333
‫اینجا کسی دنبالت نیست.
‫فقط یه دختر عادی هستی که داره خوش می‌گذرونه.

10:36.416 --> 10:38.750
‫این رو بگیر.
‫یه چیز قشنگ بخر.

10:39.791 --> 10:42.875
‫حالا بذار اون طلسمی رو که
‫مدام داری باهاش ور می‌ری رو ببینم.

10:54.250 --> 10:55.250
‫چی بود؟

10:55.916 --> 10:57.083
‫طلسم موقعیت‌یاب.

10:57.750 --> 11:01.416
‫اگه تو دردسر افتادی،
‫محکم بگیرش و تکرارش کن.

11:02.875 --> 11:04.833
‫ولی خودت رو قاطی هیچ ماجرایی نکن.

11:04.857 --> 11:19.059
‫ترجمه از
‫«iredprincess و محیــا مبین‌مقدم»

11:19.083 --> 11:20.963
‫اعلی‌حضرت...

11:21.541 --> 11:23.166
‫اعلی‌حضرت، آم...

11:23.916 --> 11:26.333
‫ظاهرا بین مشاورینـتون
‫سردرگمی پیش اومده.

11:26.833 --> 11:28.583
‫ایول!

11:29.833 --> 11:32.458
‫- دیدید؟
‫- بله، خیلی خوب بود.

11:32.541 --> 11:36.500
‫زمزمه‌هایی چو افتاده مبنی بر
‫اینکه شما با فرستاده‌ای از نیلفگارد ملاقات کردید؟

11:36.583 --> 11:37.625
‫آها اون، آره.

11:38.125 --> 11:40.041
‫یه توافقی کردیم.

11:40.916 --> 11:44.041
‫واقعا توافق خوبی بود. اگه حادثۀ اجتناب‌ناپذیری رخ بده،
‫و آن‌ها به سمت شمال پیشروی کنن،

11:44.125 --> 11:46.500
‫نیلفگارد موافقت کرده که
‫کاری به ریدینیا نداشته باشه.

11:46.583 --> 11:49.791
‫و نیمی از تمریا رو به عنوان
‫تبعۀ دولت ما پیشنهاد دادن.

11:49.875 --> 11:54.875
‫اوه سرورم، بفرمایید نیلفگارد برای چنین سرمایه‌گذاریِ
‫سخاوتمندانه‌ای چه می‌کند؟

11:54.958 --> 11:56.916
‫اوه، چیزی نیست که
‫استطاعتـش رو نداشته باشیم.

11:57.000 --> 11:57.875
‫«ما»؟

11:59.250 --> 12:02.958
‫و باید شاهدختِ سینترا رو،
بعد از اینکه پیداش کردیم بهشون تحویل بدیم‫.

12:03.041 --> 12:04.375
‫دارن فریبـتون می‌دن!

12:07.666 --> 12:10.666
‫با کمال احترام قربان،
‫نیلفگارد داره از شما سوءاستفاده می‌کنه.

12:10.750 --> 12:12.458
‫با کمال احترام دیکسترا،

12:12.541 --> 12:15.083
‫شما مشاوره‌تون رو ارائه می‌دید
‫و تصمیم‌گیرنده منم.

12:18.125 --> 12:20.208
‫عذر خواهم سرورم...

12:22.375 --> 12:23.625
‫ملکه هدویگ من رو فرستادن ببینم

12:23.708 --> 12:27.333
‫کارتون در... آم... زمینۀ امور حیاتیِ
‫دولتی تموم شده یا نه؟

12:27.416 --> 12:31.791
‫گفتن بهتون بگم که رسیدن.
‫شاید خواستید سلامی بهشون بکنید.

12:32.291 --> 12:34.375
‫اوه بله، کاملا تموم شدم.

12:34.458 --> 12:36.500
‫ولی هنوز دو ضربه مونده.

12:36.583 --> 12:38.958
‫بازی می‌تونه صبر کنه
‫ولی هدویگ قشنگم خیر.

12:39.041 --> 12:42.458
‫اعلی‌حضرتا، به عنوان مشاور ارشد شما،
‫شدیدا مضطرب هستم در باب...

12:42.541 --> 12:44.291
‫زیادی مضطربی تو.

12:45.875 --> 12:49.333
‫سیگسموند فقط بخاطر منـه
‫که اینجا صاحب منصبی.

12:49.958 --> 12:51.166
‫یادت بمونه.

12:57.458 --> 13:00.291
‫بدون دونستن من،
‫حتی اجابت مزاجم نمی‌کنه.

13:00.375 --> 13:03.208
‫هیچکس در غیاب من،
‫نمی‌تونه باهاش هم‌صحبت بشه.

13:03.291 --> 13:07.083
‫رادوید بهمون گفت که این کار رو کردن.
‫حق با اون بود و دوباره دارن این کار رو انجام می‌دن.

13:07.750 --> 13:09.541
‫وزمیر تنهایی برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

13:10.208 --> 13:13.500
‫اخیرا ملکه هدویگ
‫خیلی روحیۀ مفید واقع شدن داشته.

13:14.125 --> 13:16.250
‫شاید وقتـش شده کاری کنیم
‫که برای ما هم سودمند باشه.

13:16.333 --> 13:17.541
‫یا که خودم باید انجامش بدم؟

13:18.041 --> 13:20.250
‫نه، به اندازۀ کافی ‫درگیر هستی.

13:20.333 --> 13:21.500
‫اوهوم.

13:21.583 --> 13:24.208
‫اتفاقا به طرز آزاردهنده‌ای،
‫از طریق دریچه‌ای

13:24.291 --> 13:27.416
به شکل یک کارگاه هنری ‫به بن‌بست رسیدم.

13:27.500 --> 13:30.833
‫ظاهرا یه احمقی از رینس حمایت می‌کنه.

13:30.916 --> 13:35.583
‫منظورم خودِ دریچه بود.
‫گفته بودی احساس متفاوتی داره و قدرتمندتـره.

13:36.583 --> 13:39.541
‫شاید وقتش شده باشه که با
‫یکی از دوستانت توی انجمن ارتباط برقرار کنی.

13:40.208 --> 13:42.750
‫ممکنه تسایا به دردبخور باشه.

13:42.833 --> 13:46.291
‫تموم حرفـم اینه که
‫اگه حرف‌های اون شاعر درست باشه،

13:46.875 --> 13:48.708
‫ویچر در نزدیکیِ ماست.

13:48.791 --> 13:51.708
‫اگه زودتر از ما دستش به رینس برسه،
‫دختره از کفـمون در می‌ره.

13:51.791 --> 13:53.250
‫و همچنین قدرت نفوذمون.

13:53.333 --> 13:55.375
‫که بخاطر همینـم باید
‫هردوتامون فورا اقدام کنیم.

13:55.875 --> 13:59.416
‫هردوی ما خوب می‌دونیم که راه‌های
‫زیادی برای متقاعد کردنِ افراد لجباز وجود داره.

14:00.000 --> 14:03.041
‫از رادوید استفاده کن.
‫وقتـشه که خودش رو ثابت کنه.

14:05.208 --> 14:06.458
‫بله دیکسترا.

14:07.125 --> 14:08.166
‫از من استفاده کن.

14:09.083 --> 14:11.791
‫لازمه که با خدمتکارهای
‫توی آشپزخونه صحبت کنم؟

14:11.875 --> 14:14.833
‫آم... منتظر رسیدن گاری‌های مشکوک باشم؟

14:16.250 --> 14:17.875
‫زن‌داداشـم رو تعقیب کنم؟

14:19.041 --> 14:22.333
‫ظاهرا هیچ ردّی از این
‫شاهدخت سیریلای قدرتمند نداری.

14:22.833 --> 14:25.458
‫واقعا خیلی درگیر وظایف سلطنتیـت شدی،

14:25.541 --> 14:27.208
‫جرئت نمی‌کنم تمرکزتون رو به هم بریزم.

14:28.000 --> 14:29.750
‫به کمکتون نیازی ندارم.

14:31.291 --> 14:32.750
‫خب این‌ها رو به پادشاهت

14:34.166 --> 14:35.541
‫و رئیست بگو.

14:47.041 --> 14:47.875
‫اومدی.

14:49.916 --> 14:51.208
‫عجیبه، مگه نه؟

14:53.125 --> 14:55.500
‫ملت بخاطر این چیزها
‫همدیگه رو می‌کشن و خون و خونریزی به راه می‌اندازن.

14:57.208 --> 14:58.416
‫فقط برای اینکه توی چنین جایی خاک بخوره.

14:59.875 --> 15:01.166
‫توی چنین فضاهای تاریکی.

15:01.250 --> 15:02.750
‫چون ارزشی ندارن.

15:02.833 --> 15:05.291
‫انقدر ضعیف هستن
‫که تاثیری روی چیزی ندارن.

15:05.375 --> 15:07.375
‫نمی‌شه خوردشون و نمی‌شه کردشون.

15:07.958 --> 15:10.208
‫هرچند پادشاه ایدرین
‫امتحانـشون کرده بود.

15:11.791 --> 15:13.875
‫زمانی قدرتمنده که
‫به ارزشش ایمان داشته باشی.

15:13.958 --> 15:17.250
‫توهمی‌ـه که برای کنترلِ بشر طراحی شده.

15:17.833 --> 15:20.500
‫رهبر انجمن برادری باید
‫به چنین چیزهایی واقف باشه.

15:21.500 --> 15:23.291
‫ظاهرا بقیه چیزها رو خوب می‌دونه.

15:24.583 --> 15:27.458
‫می‌دونی، از الندر،
‫مثل خوره به جونـم افتاده.

15:29.125 --> 15:30.625
‫مردم شمال دارن بخاطرش
‫هم‌نوع‌های خودشون رو می‌کشن.

15:31.958 --> 15:35.458
شایعاتی مبنی بر پاداش‌های جورواجور
‫برای پیدا کردن سیریلا از سینترا پخش شده.

15:35.541 --> 15:38.541
‫تا جایی که همه خبر داشتن،
سیریلا ‫توی قتل‌عام کشته شده بود.

15:41.125 --> 15:43.875
‫به نظرم تو فهمیدی که سیریلا زنده‌ست
‫و این خبر رو همه‌جا پخش کردی،

15:43.958 --> 15:46.250
‫با این امید که لطف شریرانۀ
‫پادشاهان شمالی شامل حالت بشه.

15:48.208 --> 15:51.583
‫با این اوصاف کسی هم نتونسته پیداش بکنه.
‫انجمن برادری توی لیست مزخرفـشونه،

15:51.666 --> 15:54.500
‫و انقدر غرق در
‫هراسوندنِ یه بچه یتیم‌ان

15:54.583 --> 15:57.583
‫که چشـمشون نمی‌بینه یه امپراطوری
‫مشتاقانه به دنبال نابود کردنـشونه.

16:01.125 --> 16:02.333
‫لطف شریرانه؟

16:03.083 --> 16:04.916
‫نمی‌دونم کدومشون توهین‌آمیزتره.

16:05.625 --> 16:08.083
‫اینکه به نظرت اهدافِ من
‫انقدر معمولی هستن،

16:08.666 --> 16:11.083
‫یا اینکه رفتی یه اسیر جنگیِ
‫نیلفگاردی رو آزاد کردی،

16:11.166 --> 16:12.916
‫حالا اومدی داری درمورد
‫اتحاد شمالی‌ها واسم سخنرانی می‌کنی.

16:13.791 --> 16:15.625
‫این دفعه قراره چه گندکاری‌هایی
‫واسه‌مون به بار بیاری؟

16:19.208 --> 16:20.666
‫گندکاری زیاد کردم.

16:23.000 --> 16:24.000
‫و بابتـشون شرمنده‌ام.

16:25.750 --> 16:29.875
‫وقتی که سعی کردم توی آریتوزا خودم رو بکشم،
‫برای کنترل کردنِ سرنوشتـم خیلی ناامید بودم.

16:30.916 --> 16:33.000
‫کنترلـش نمی‌کردی
‫بلکه داشتی از دستـش می‌دادی.

16:33.083 --> 16:34.083
‫می‌دونم.

16:34.666 --> 16:36.583
‫و هنوزم گاهی‌اوقات
‫همون احساس رو دارم.

16:37.875 --> 16:39.041
‫که انگار به خودم ضرر می‌زنم.

16:41.291 --> 16:43.291
‫رینس، جادوگرِ آتشین.

16:43.875 --> 16:47.291
‫اونـم دنبال سیریلاست اما یه شخصِ
‫به شدت قدرتمند داره ازش حمایت می‌کنه.

16:47.875 --> 16:49.458
‫نباید بذاریم دستش بهش برسه.

16:51.791 --> 16:56.875
‫از من می‌خوای کمک کنم شاهدختی رو مخفی کنیم
‫که وجودش به معنای جنگـه؟

16:56.958 --> 16:58.375
‫تقاضای بیشتر از این دارم.

16:59.875 --> 17:01.875
‫سیریلا خارق‌العاده‌ست.

17:01.958 --> 17:05.541
‫همونطوری که شنیدم، وارث برحقِ سینترا
‫و خیلی چیزهای دیگه‌ست.

17:05.625 --> 17:08.041
‫اگه جنگ قریب‌الوقوع باشه،
‫ابدا نمی‌شه ازش مخفیـش کرد.

17:08.125 --> 17:10.416
‫خب شاید بتونه ما رو از این جنگ خلاص کنه.

17:11.416 --> 17:14.458
‫علی‌رغم همۀ ایراداتِ انجمن برادری،
‫اعضای انجمن برای جادو احترام قائلن.

17:15.875 --> 17:18.250
‫حقـشه که بدونه جادوش چه قدرتی داره.

17:19.250 --> 17:22.500
‫مستحق اینه که کنترل سرنوشتـش
‫رو به دست بگیره.

17:25.166 --> 17:26.166
‫خواهش می‌کنم.

17:27.208 --> 17:30.166
‫لطفا بهم کمک کن این مسئله رو حلّش کنم.
‫بخاطر خودمون.

17:31.916 --> 17:32.916
‫بخاطر سیریلا.

17:35.666 --> 17:37.333
‫بعد از این همه مدت...

17:39.916 --> 17:43.333
‫بعد از تموم جستجوهایی که کردی،
‫بالاخره موفق شدی.

17:44.500 --> 17:45.541
‫توی چی موفق شدم؟

17:48.083 --> 17:49.333
‫توی مادر شدن.

17:55.625 --> 17:57.125
‫نرخ‌های هوشمندانه برای یک خانم باهوش.

17:57.958 --> 18:00.875
‫- بانک جیانکاردی، اسمش را خوب بخاطر بسپار.
‫- بله، چهارتاست.

18:01.458 --> 18:04.000
‫- نرخ‌های هوشمندانه برای یک آقای باهوش.
‫- نه ممنون پسر.

18:04.083 --> 18:06.625
‫- نرخ‌های هوشمندانه برای یه بانوی باهوش؟
‫- اوه، گمشو.

18:06.708 --> 18:10.250
‫نرخ‌های هوشمندانه. به بانک جیانکاردی،
‫اسمش را خوب بخاطر بسپار مراجعه کنید و حساب باز کنید.

18:10.333 --> 18:11.375
‫آره، برو دیگه.

18:11.458 --> 18:13.083
‫نرخ‌های هوشمندانه برای یه بانوی باهوش.

18:13.166 --> 18:16.083
‫شاید اگه انقدر آویزون بازی درنیاری،
‫شانس بهت رو کنه.

18:16.958 --> 18:18.583
‫شاید شانس بهم رو می‌کرد

18:18.666 --> 18:21.708
‫اگه همراه یه دختری نبودم که
‫مثل گاو دونات می‌خوره.

18:22.208 --> 18:24.666
‫- می‌خوری؟
‫- به گندم حساسیت دارم.

18:25.458 --> 18:27.625
‫به بانک جیانکاردی، اسمش را
‫خوب بخاطر بسپار، مراجعه کنید قربان.

18:35.083 --> 18:36.208
‫اونجا کجاست؟

18:36.750 --> 18:37.875
‫جزیرۀ تاند.

18:38.833 --> 18:42.375
‫زادگاهِ آریتوزا.
‫اینـم برجِ مرغ دریایی، تور لاراست.

18:43.458 --> 18:44.791
‫ترسناک به نظر میاد، نه؟

18:45.458 --> 18:48.958
‫افسانه‌ها حاکی از اینه که، نوزادان ناقص رو به غارهای زیر این برج می‌برن

18:49.041 --> 18:50.458
‫و به مارماهی تبدیلـشون می‌کنن.

18:55.458 --> 18:57.375
‫هیجان‌انگیزتر از این بازار به نظر میاد.

18:58.625 --> 19:02.041
‫اینجا نمایش‌هایی انجام می‌دن که
‫تا آخر عمرت فراموش نمی‌کنی گستاخ بی‌شرم.

19:02.125 --> 19:03.125
‫امتحانـم کن.

19:03.750 --> 19:06.916
‫♪ زنده باد سینترا ♪

19:07.000 --> 19:09.833
‫♪ نیلفگارد تا به ابد ♪

19:09.916 --> 19:13.166
‫♪ پرچم نیلفگارد رو برمی‌افشانم ♪

19:13.250 --> 19:16.666
‫♪ نیلفگارد تا به ابد! ♪

19:19.750 --> 19:21.375
‫نیلفگارد!

19:22.416 --> 19:23.708
‫کسی واست دردسر درست کرده؟

19:23.791 --> 19:26.416
‫بیخیال، این آشغال‌های الفیِ
‫عهد بوقی به هیچ جای ملت نیست.

19:33.333 --> 19:35.750
‫- کتاب کو؟
‫- کتابی به اسم مونوتون‌ها نبود.

19:36.250 --> 19:38.166
‫- مونولیت‌ها.
‫- حالا هرچی.

19:38.250 --> 19:40.208
‫چرا هست.
‫خودم چند ماهه دارم روش تحقیق می‌کنم.

19:40.291 --> 19:43.291
‫کادرینگر و فن تایید کردن که
‫توی یه غاری توی زینتریا دفن شده.

19:43.375 --> 19:44.875
‫اون کتاب کجاست؟

19:44.958 --> 19:48.083
‫اگه اجازه بدی حرفـم تموم بشه، باید بگم که
‫این کتابِ هرچی که هست، قبلا پیدا شده.

19:48.166 --> 19:51.166
‫- فکر می‌کردم واسه تو فرستادنش.
‫- چرا باید همچین فکری بکنی؟

19:51.750 --> 19:53.083
‫چون به آریتوزا فرستاده شده بود.

19:53.666 --> 19:55.625
‫اونـم به دستور خودِ امپراطور.

19:56.166 --> 19:58.083
‫20‏ تا بهم بدهکاری استرد.

20:01.458 --> 20:02.583
‫ایستردم.

20:03.791 --> 20:04.791
‫حالا هرچی.

20:06.083 --> 20:07.666
‫زنده باد شعلۀ سفید.

20:07.690 --> 20:12.059
آوا‌-مــووی

20:28.083 --> 20:31.041
‫وقتی داشتم از اون دروازه‌ها رد می‌شدم،
‫کرک و پرهام ریخته بود.

20:31.958 --> 20:34.541
‫تا حالا هیچ چیزی
‫شبیه به اینجا ندیدم.

20:34.625 --> 20:36.083
‫خب پس صبر کن.

20:36.166 --> 20:40.208
‫اگه امپراطور از پیشنهادمون خوشش بیاد،
‫بیشتر از این چیزها خواهی دید.

20:41.250 --> 20:44.208
‫افرادم گفتن که شما
‫جبهۀ اسکویاتل اومدید.

20:44.291 --> 20:46.291
‫چه خبری آوردید پسر جان؟

20:46.375 --> 20:47.541
‫گالاتین هستم، قربان.

20:47.625 --> 20:50.000
‫خبرهای بد داریم.
‫داریم قتل‌عام می‌شیم.

20:51.375 --> 20:53.916
‫من رو ببخشید.
‫من یه جنگجو هستم، نه یک سیاستمدار.

20:54.000 --> 20:56.541
‫واقعا بلد نیستم چطوری
‫حقیقت رو خوشایند جلوه بدم.

20:57.125 --> 20:58.541
‫همین بهتره.

20:59.708 --> 21:00.833
‫ادامه بده.

21:02.416 --> 21:04.250
‫کل زندگیم سرباز بودم.

21:04.333 --> 21:05.958
‫غلبه بر فرمانده‌هام واسم لذت‌بخش نیست.

21:06.041 --> 21:09.541
‫ولی فرانچسکا بهترین جنگجوها
‫و منابعـمون رو ربوده،

21:09.625 --> 21:12.958
‫و افرادم رو به ماموریت‌هایی می‌فرستاد
‫که منجر به مرگـشون می‌شد.

21:13.041 --> 21:16.791
‫خب فرانچسکا فداکاری‌های زیادی
‫برای مردمـش کرده.

21:16.875 --> 21:19.208
‫چی باعث شده فکر کنید
‫تصمیماتـش قابل اعتماد نیستن؟

21:19.291 --> 21:21.625
‫چون تصمیماتـشون برخلاف
‫دستورات شما هستن قربان.

21:21.708 --> 21:25.541
‫برای تضعیفِ شمال به جنگ نرفته،
‫بلکه به دنبال یه دختریـه.

21:31.250 --> 21:32.750
‫مایلم که مدتی اینجا بمونید.

21:33.541 --> 21:35.500
‫شکی ندارم که می‌تونیم
‫این مشکل رو برطرف کنیم.

21:36.333 --> 21:38.291
‫- به این آقا غذا بدید.
‫- بله سرورم.

21:40.041 --> 21:41.041
‫ممنونـم.

21:50.625 --> 21:52.166
‫ممنونـم سرورم.

21:52.750 --> 21:54.750
‫می‌دونستم شما درستکارید.

21:54.833 --> 21:57.791
‫با این شیادی قصد داری
‫به مجازاتت خاتمه بدی؟

21:57.875 --> 22:01.250
‫چون یادت نره، بخاطر همون شیادیـت بود
‫که الان به اینجا رسیدی.

22:01.333 --> 22:02.583
‫نه سرورم.

22:03.291 --> 22:05.000
‫ابدا در این مورد دروغ نمی‌گم.

22:06.458 --> 22:09.125
‫برای محافظت از راز شما،
‫درخواست ملاقات خصوصی دادم.

22:10.166 --> 22:12.708
‫اما سیریلا... سیریلا زنده‌ست.

22:17.416 --> 22:19.125
‫چند وقتیه که خوابـش رو می‌بینم.

22:19.625 --> 22:22.500
‫- می‌خواد که من پیداش کنم.
‫- یک بار تلاشت رو کردی.

22:23.750 --> 22:24.875
‫شکست خوردی.

22:26.000 --> 22:29.083
‫سرورم من تجربۀ میدون جنگ رو دارم.
‫گالاتین جنگجوی ماهریـه.

22:29.166 --> 22:31.291
‫این سرزمین رو می‌شناسه
‫و الف‌ها بهش وفادارن.

22:31.375 --> 22:33.041
‫می‌تونه ما رو به شمال ببره.

22:37.666 --> 22:40.916
‫تفرقۀ بین الف‌ها در هردو جبهه
‫به هدفـمون آسیب می‌رسونه.

22:43.625 --> 22:44.625
‫اما، آم...

22:46.083 --> 22:48.875
‫یه ارتش به اندازۀ فرمانده‌اش ماهره...

22:51.000 --> 22:53.250
‫چشم بندازم می‌تونم بفهمم
‫کی فرماندۀ خوبی هست یا نیست.

22:59.333 --> 23:02.666
‫مجازات کردنِ تو... برای لذت‌بخش نبوده.

23:05.916 --> 23:07.916
‫اما باید مطمئن می‌شدم
‫که قابل اعتمادی.

23:09.791 --> 23:12.250
‫که از دستت ندادم.

23:14.791 --> 23:16.541
‫آماده‌ای که به خونه برگردی کهیر؟

23:19.625 --> 23:20.625
‫بله.

23:28.083 --> 23:29.083
‫ثابت کن.

23:38.291 --> 23:44.166
‫به نظرم به اندازۀ دو یا سه قرن،

23:45.375 --> 23:48.166
‫اینجا هیزم تلنبار کردی.

23:51.291 --> 23:52.708
‫نقشه چیه گرالت؟

23:55.541 --> 23:58.166
‫منتظر می‌مونیم که بیدار بشه،
‫مطمئن می‌شیم حالش خوبه،

23:58.250 --> 24:00.666
‫رینس و جادوگری که این کار رو کرد
‫رو پیدا می‌کنیم و می‌کشیمشون.

24:00.750 --> 24:02.000
‫و بعدش چی؟

24:02.625 --> 24:06.541
‫یارپن بهم گفت که دیده داشتی
‫با فیلیپا ارهارت توی بن‌گلین صحبت می‌کردی.

24:07.250 --> 24:08.583
‫مشکلی نیست یسکیر.

24:09.416 --> 24:10.958
‫دیکسترا می‌خواست که
‫چیکار بکنی؟

24:13.208 --> 24:16.583
‫می‌خواست متقاعدت کنم

24:17.625 --> 24:19.125
‫که سیری رو به ریدینیا ببری.

24:20.500 --> 24:21.708
‫و منم باهاش موافقـم.

24:23.125 --> 24:27.500
‫با یه ارتش، یه ارتش کامل
‫در کنارش در امانه.

24:27.583 --> 24:31.250
‫نقش سیری برای تاج و تخت سینترا
‫مثل یه عروسک خیمه شب بازی خواهد بود.

24:31.333 --> 24:33.250
‫اون شاهدختـه گرالت.

24:33.333 --> 24:35.083
‫کار شاهدخت‌هام همینه دیگه.

24:35.166 --> 24:38.458
‫روی تخت سلطنتی کوچولوشون می‌شینن
‫و بچه‌های سلطنتی به دنیا میارن.

24:38.541 --> 24:41.625
‫و به قلمرو پادشاهیـشون حکومت می‌کنن.
‫سیری همین رو می‌خواد.

24:41.708 --> 24:45.125
‫دوست داره یه مُهرۀ سیاسی بشه
‫تو چنگِ وزمیر و دیکسترا؟

24:45.208 --> 24:46.333
‫- نه...
‫- نه.

24:47.000 --> 24:48.333
‫همین روال رو ادامه می‌دیم.

24:48.416 --> 24:49.875
‫بی‌طرفی هم عواقب داره گرالت.

24:49.958 --> 24:54.291
‫همینجوریـشم عواقبی وجود دارن یسکیر
‫و فقط هم برای سیری نیست.

24:55.166 --> 24:58.375
‫فکر می‌کردم با دور کردنـش از اونجا،
‫ملت دیگه سعی نمی‌کنن که ازش استفاده کنن.

24:59.125 --> 25:01.375
‫در عوض، فقط دارن از بقیه
‫در جایگاهـش استفاده می‌کنن.

25:01.458 --> 25:03.000
‫و دست بردار هم نیستن.

25:03.083 --> 25:07.333
‫چون شیوۀ صاحبان قدرت به همین منوالـه.

25:08.291 --> 25:09.500
‫ولی این دختر ویچر نیست.

25:10.291 --> 25:16.875
‫قطعا هم یه جادوگر آریتوزایی نیست
‫که از سنگ، یا شاهدونه،

25:16.958 --> 25:20.166
‫یا گیاهان و نمی‌دونم هرچیزی که
‫ینفر استفاده می‌کنه، جادو جمبل بکنه.

25:20.250 --> 25:22.041
.اون یه شاهدخته

25:23.166 --> 25:24.625
.به نظرم باید بهش اعتماد کنی

25:26.750 --> 25:28.083
.به منشاءِ اون باید اعتماد کنم

25:29.333 --> 25:30.583
ببخشید به چیش؟

25:33.291 --> 25:34.375
.تو درست میگی

25:37.500 --> 25:38.666
...من دارم درست میگم

25:40.375 --> 25:42.916
.خب این دیگه خیلی نگران‌کنندست
چی؟

25:48.041 --> 25:49.041
...گرالت

25:49.125 --> 25:51.250
.تو باید بیدار بشی -
.گرالت، نه -

25:51.333 --> 25:52.892
.هنوز خیلی زوده  -
صدای من رو می‌شنوی؟  -

25:52.916 --> 25:54.596
با این عجله ممکنه توی
.طلسمِ استخراج، اختلال ایجاد کنی

25:55.625 --> 25:57.250
.تو گفتی همیشه یه منشاء وجود داره

25:57.333 --> 25:59.208
منظورت چی بود؟

26:00.708 --> 26:02.208
همیشه منشاءِ چه چیزی وجود داره؟

26:03.291 --> 26:04.458
.جادو

26:05.333 --> 26:07.083
میتونی اسمت رو به من بگی؟

26:08.291 --> 26:09.375
.ترین

26:09.916 --> 26:11.041
.خوبه

26:11.125 --> 26:13.291
یه اتفاقی افتاده که
.روی ذهنت تاثیر گذاشته

26:15.333 --> 26:16.833
یادت میاد چه اتفاقی افتاده؟

26:20.666 --> 26:22.500
.من رو از اتاقم کشیدن بیرون

26:22.583 --> 26:23.583
.درسته

26:24.583 --> 26:25.791
.کارِ یه مرد بود

26:26.541 --> 26:27.541
مردی که جای زخم داشت؟

26:27.625 --> 26:28.875
.مراقب باش، گرالت

26:28.958 --> 26:31.958
.اونم اونجا بود
.گاهی اوقات

26:34.791 --> 26:37.833
.و یه زنه بود که صدای مسخره‌ای داشت

26:38.833 --> 26:40.791
.همشون به اون مرد کمک میکردن

26:41.958 --> 26:43.125
...اون مرد، اون

26:45.666 --> 26:47.208
.همیشه من رو می‌ترسوند

26:48.333 --> 26:49.375
.تو اونو میشناختی

26:50.333 --> 26:51.666
.توی مدرسه بود

26:53.166 --> 26:54.541
.توی اریتوزا بود

26:57.791 --> 26:59.791
...اوه

26:59.875 --> 27:01.375
.باید دوباره بخوابونیمش

27:01.458 --> 27:03.498
.باید اسمش رو بهم بگی -
.میرم اکسیر رو بیارم -

27:03.541 --> 27:04.833
.همه‌چی مرتبه

27:04.916 --> 27:06.708
.فقط اسمش رو بگو -
اسمش چی بود، ترین؟ -

27:16.875 --> 27:18.625
.ای ویچر احمق

27:18.708 --> 27:21.833
شما محکوم به نابودی هستید
.و حتی خودتون هم خبر ندارین

27:22.500 --> 27:25.041
.من تقدیرِ سیریلا هستم

27:25.625 --> 27:27.250
...هرچقدر دوست دارین، ضجه بزنید

27:27.333 --> 27:31.041
.چرا که "ویرانگر ملت‌ها" به سراغ ما اومده

27:35.833 --> 27:37.041
!آنیکا

27:42.833 --> 27:44.500
!گرالت

27:44.583 --> 27:46.375
!یسکیر، سنگ طلسم رو بردار

27:47.583 --> 27:48.791
.نه، نه، نه، نه
!ترین. ترین

27:48.875 --> 27:50.958
!یسکیر

27:51.958 --> 27:53.333
!گرالت

27:58.083 --> 28:00.541
.هیس. هیس

28:05.875 --> 28:07.958
.هیس. هیس

28:13.333 --> 28:15.416
!جمع بشید! جمع بشید

28:15.500 --> 28:17.250
!همه بیاید

28:17.333 --> 28:18.791
...بیاید و با چشمای خودتون

28:18.875 --> 28:22.250
هولناک‌ترین موجودی که
!خدایان خلق کردن، ببینید

28:22.333 --> 28:27.208
یک باسیلیسک زنده، وحشتِ زهرآلودی که
!بر صحرای زریکانیان، سایه انداخته

28:27.291 --> 28:29.750
!یک آدم‌خوارِ سیری‌ناپذیر

28:29.833 --> 28:31.291
.فقط به قیمت 15 گروت -
.بهت که گفته بودم -

28:31.375 --> 28:33.666
این 15 گروته دیگه؟
.هی، تو، بزن به چاک

28:33.750 --> 28:36.708
.همه 15 گروت بدین. آره، برو تو
.پول رو بدین به این پسره

28:36.791 --> 28:38.666
.برید داخل. خوش بگذره
.برید داخل

28:38.750 --> 28:41.583
.از نمایش لذت ببرید
.از نمایش لذت ببرید

28:46.750 --> 28:47.750
!یالا، عجله کنین

28:47.791 --> 28:51.708
مراقب باش. این هیولاها
.معروفن به غیر قابل پیش بینی بودن

28:51.791 --> 28:53.583
من انقدر باهاشون جنگیدم
.که اینو بدونم

28:55.541 --> 28:57.625
.هی، بیا بریم جلو

28:59.500 --> 29:02.125
.قفسش چقدر کوچیکه -
.شاید یه بچه باسیلیسک باشه -

29:02.666 --> 29:03.708
.اگه این باشه که سرمون کلاه رفته

29:04.066 --> 29:05.708
مگه بچه اژدها چقدر ترسناکه؟

29:06.791 --> 29:08.083
.وقتی جوابت رو بگیری، غافلگیر میشی

29:09.000 --> 29:10.458
.اونا قابل پیش‌بینی نیستن

29:11.375 --> 29:13.333
،و چیزی که قابل‌پیش بینی نباشه
.یعنی دردسر

29:13.416 --> 29:15.250
مگه یه ذره دردسر چه ایرادی داره؟

29:15.333 --> 29:17.625
،اگه مثل من زندگی کرده باشی
.خیلی ایراد داره

29:19.375 --> 29:20.916
.انگار منو به چالش دعوت کردی

29:26.583 --> 29:30.958
!خانم ها و آقایون

29:32.875 --> 29:35.333
.سلطان همه‌ی خزندگان

29:35.416 --> 29:37.833
.این هیولای بسیار کمیابیه

29:39.166 --> 29:44.000
فقط از تخمی که یک
!خروسِ فرومایه گذاشته باشه، بیرون میاد

29:44.083 --> 29:46.666
...خروسی که مثل یک مرغ حشری

29:46.750 --> 29:50.041
،باسن خودش رو برای خروس دیگه‌ای
!به نمایش میذاره

29:50.125 --> 29:51.750
!اووووه

29:51.833 --> 29:54.291
!قوقولی قوقو

29:55.916 --> 29:57.041
!اینم از این

29:58.125 --> 30:00.166
...تخمی که باید 101 مارِ زهرگین

30:00.833 --> 30:03.833
.روی اون بنشینن تا گرم بمونه

30:05.250 --> 30:08.375
.مردم نیک، فاصله‌تون رو حفظ کنین

30:08.958 --> 30:11.416
کافیه هوای نفسش بهتون بخوره
.تا مسموم بشید

30:11.500 --> 30:14.083
.اون که باسیلیسک نیست

30:14.166 --> 30:15.708
.وسط برنامه نپر، عزیزم

30:17.166 --> 30:19.458
...وقتی باسیلیسک از تخم درمیاد

30:19.541 --> 30:22.333
،مارها رو می‌بلعه
.و زهرِ اون‌ها رو به خودش جذب میکنه

30:22.416 --> 30:25.125
و وقتی یک شوالیه
...با شمشیر بهش ضربه میزنه

30:25.208 --> 30:27.625
،زهر از تیغه شمشیر بالا میره
...شوالیه رو می‌کشه

30:27.708 --> 30:29.708
.بلافاصله کارش یه‌سره میشه

30:29.791 --> 30:31.250
.این دروغین‌ترین دروغه

30:31.333 --> 30:32.833
.این حقیقی‌ترین حقیقته

30:33.416 --> 30:37.250
برای همینه که باسیلیسک فقط درصورتی
.کشته میشه که انعکاس خودش توی آینه رو ببینه

30:37.333 --> 30:38.791
!کاملا درسته، آقا

30:38.875 --> 30:41.416
.نکن -
.همتون اشتباه می‌کنین. این یه اژدهای وایورنه -

30:41.500 --> 30:45.208
،و هنوز بچه‌ست و خیلی هم گرسنه‌ست
!چون توی قفس زندانیش کردی

30:47.125 --> 30:49.583
ببین عزیزم، اگه از
...نمایش کوچیک من خوشت نمیاد

30:49.666 --> 30:52.166
چرا دهنت رو نمی‌بندی و
گورت رو گم نمی‌کنی؟

31:31.250 --> 31:33.208
!ای کثافت کوچولو

31:36.000 --> 31:38.708
این دختر از طرف بانکِ جیانکاردی
.محافظت میشه

31:38.791 --> 31:40.500
.حواست به این اسم باشه، عوضی

31:48.291 --> 31:49.416
چاقوی من کجاست؟

31:57.666 --> 31:58.666
!بگیر

32:04.583 --> 32:06.166
اون کیه؟
حالش خوبه؟

32:06.250 --> 32:09.625
!از روش بلند شو، سگ اهریمنی

32:12.416 --> 32:14.250
!تو منو نجات دادی، شوالیه شجاع

32:14.333 --> 32:16.375
!ما یه قهرمان در جمع خودمون داریم

32:16.458 --> 32:18.250
.اون همه ما رو نجات داد -
من نجات دادم؟ -

32:20.041 --> 32:22.208
!من نجات دادم -
!باید از اینجا برم -

32:22.291 --> 32:25.166
!این باورنکردنی بود
دیدی یارو رو کتک زدم؟

32:25.250 --> 32:27.930
.ینیفر منو میکشه -
!اخراج هم بشم واسم مهم نیست -

32:27.958 --> 32:29.791
پول‌های من کدوم گوری رفته؟ -
.میتونم برم سفر -

32:29.875 --> 32:31.155
،میتونم سرتاسر این اقلیم کوفتی
!حسابی بزن بهادر باشم

32:31.175 --> 32:32.355
پول‌های من کجاست؟

32:32.416 --> 32:33.934
!هی، دردسر

32:37.791 --> 32:39.208
.اونجا کارت حرف نداشت

32:41.666 --> 32:43.333
.لعنت بهش

32:44.791 --> 32:46.375
.من باید برم
.ممنون

32:47.125 --> 32:47.808
کجا میری؟

32:48.125 --> 32:49.708
!توی بزن بهادری موفق باشی

33:04.000 --> 33:05.208
تو کجایی، ینیفر؟

33:12.000 --> 33:14.333
.اینم یه فراری دیگه
.به اندازه کافی تفریح کردی، نوآموز

33:14.416 --> 33:16.375
.برگرد به خوابگاه -
!دستت رو بکش -

33:18.041 --> 33:20.333
.باید منو بانو لوانتیل خطاب کنی

33:20.416 --> 33:22.833
،و به خاطر گستاخیت
.میری دستشویی‌ها رو تمیز میکنی

33:22.916 --> 33:24.276
.از اینجا به بعد رو بسپر به من

33:24.333 --> 33:25.833
.ین

33:25.916 --> 33:27.750
تو اینجا چی کار میکنی؟

33:29.166 --> 33:31.291
نگهبانم رو آوردم که
...درست و حسابی تحت تعلیم قرار بگیره

33:31.375 --> 33:33.333
چیزی که به وضوح
.به‌شدت بهش نیاز داره

33:34.500 --> 33:36.083
.اونو ببخش، ریتا

33:40.208 --> 33:41.500
.پس این همون دختره‌ست

33:45.625 --> 33:46.708
.به اون نگاه نکن

33:49.333 --> 33:50.333
.به من نگاه کن

33:53.833 --> 33:56.208
.فکرشم نکن که از من چشم برداری

34:04.166 --> 34:06.646
.به اندازه کافی به هم معرفی شدیم

34:07.166 --> 34:09.183
...به عنوان عذرخواهی برای گستاخی اون

34:09.266 --> 34:11.583
اجازه بدین شما خانم‌ها رو
.به ضیافت مهمون کنم

34:12.166 --> 34:13.541
.خداروشکر، من که حوصله‌م سر رفته بود

34:13.625 --> 34:15.833
بریم توی سیلور هرون، آب‌تنی کنیم؟

34:16.916 --> 34:19.041
،منو با وعده‌ی خوش‌گذرونی
.تهدید نکن

34:28.333 --> 34:31.416
.دستت رو بکش
.این پسره مال منه

34:33.833 --> 34:36.416
منم قصد نداشتم
.از دستام استفاده کنم

34:41.666 --> 34:44.000
،گور بابای جادو
.بیاین همین‌جا بمونیم

34:48.375 --> 34:52.208
،اگه یه روزی اینجا تعطیل بشه
.این شهر رو به آتیش می‌کشم

34:53.291 --> 34:54.291
!بیا اینجا، دخترجون

34:56.875 --> 34:58.708
نوآموزهای این دوره زمونه
.خیلی بی‌خاصیت شدن

34:58.791 --> 35:01.250
مثل وقتی که ما
.دخترهای جوون بودیم، نیستن

35:02.958 --> 35:04.500
.بهت گفتم شراب رو بیاری

35:04.583 --> 35:07.083
تعجب میکنم که الان میتونی
.مزه‌ی چیزی رو بفهمی

35:07.166 --> 35:09.166
داری به من میگی دائم‌الخمر؟

35:09.250 --> 35:11.541
.آدم دائم‌الخمر باشه ولی خائن نباشه

35:13.875 --> 35:15.166
.بگو ببینم، ینیفر

35:15.250 --> 35:17.416
شایعاتی که درمورد ویچرها میگن، حقیقت داره؟

35:18.000 --> 35:21.166
که جهش‌های ژنتیکیشون
باعث میشه قوای جنسی نداشته باشن؟

35:21.250 --> 35:24.625
داری با یه ویچر میخوابی؟ -
وحشتناکه، نه؟ -

35:25.416 --> 35:28.041
.تقریبا به وحشتناکیِ ادب و تربیتِ تو

35:28.125 --> 35:29.625
.اوووه

35:29.708 --> 35:33.791
،شاید بهتره به جای نشخوارکردنِ گذشته
.روی توجه به آینده تمرکز کنیم

35:34.791 --> 35:36.333
!من شراب قرمز میخواستم

35:36.416 --> 35:37.541
.بیا بریز

35:38.291 --> 35:39.416
.ما لیاقت یه گیلاس مشروب رو داریم

35:39.916 --> 35:42.875
بعد از این همه آتشی که بین
.قلمروهامون خاموش کردیم

35:44.000 --> 35:45.916
.آتش‌سوزی‌هایی که خودمون راه ننداخته بودیم

35:48.416 --> 35:50.416
.شاهدخت لعنتی سینترایی

35:50.500 --> 35:53.125
مگه اون چی داره
که انقدر خاصه؟

35:55.333 --> 35:57.375
!دخترجون، شراب رو بیار
.همین الان

35:58.416 --> 35:59.416
.خودت برو بیار

36:05.958 --> 36:07.333
.بخواد بیاره هم گند میزنه

36:07.416 --> 36:10.041
بعدشم، منم که میدونم
.مشروب‌های خوب کجاست

36:16.166 --> 36:18.750
تو چه مرگته؟ -
.خفه خون بگیر -

36:18.833 --> 36:19.558
.تا همه‌چی رو خراب نکردی

36:19.633 --> 36:22.458
من نمیتونم چیزی رو خراب کنم
!که خودش فاسد شده

36:22.541 --> 36:24.958
!این مکان، این زن‌ها، وحشتناکه

36:25.041 --> 36:27.625
این مکان"؟"
.تو اینجا شاهدخت نیستی

36:28.208 --> 36:30.750
.یه نوآموزِ سطح پایینی
.عادت کن مثل اونا باهات رفتار بشه

36:30.833 --> 36:32.875
.با حق به جانب بودن به جایی نمیرسی

36:32.958 --> 36:35.375
.من دلم نمیخواد این کار رو بکنم

36:35.958 --> 36:37.598
.میدونی، منم دلم نمیخواد این کار رو بکنم

36:38.208 --> 36:40.666
فردا ازم انتظار میره
...دست از پا درازتر، سینه خیز

36:40.750 --> 36:43.125
،برگردم توی انجمن برادری
.و التماس کنم منو ببخشن

36:43.208 --> 36:44.500
.و منم این کار رو خواهم کرد

36:44.583 --> 36:48.625
چون اریتوزا بهترین امیدیه که من دارم
.که از تو درمقابل شکارچیانت، محافظت کنم

36:48.708 --> 36:50.958
.بهترین شانسِ "ما" برای اینکه در امان باشیم

36:51.916 --> 36:53.241
گاهی باید با حرف دیگران رو قبول کنی
.تا مشکلی بینتون پیش نیاد

36:53.316 --> 36:54.541
که چی بشه؟

36:55.208 --> 36:56.808
اگه نتونم یاد بگیرم
...قدرت‌هام رو کنترل کنم

36:57.108 --> 36:59.208
به تیسیا اجازه میدی
منو به مارماهی تبدیل کنه؟

36:59.291 --> 37:02.291
و اگه به یه خدمتکارِ اریتوزایی تعلیم‌دیده
...و قدرتمند تبدیل بشم

37:02.375 --> 37:04.125
بهش اجازه میدی
...دلم و روده‌م رو دربیاره

37:04.208 --> 37:07.083
،تا مثل بقیه دوستات
بی‌روح و تشنه‌ی قدرت بشه؟

37:07.166 --> 37:10.500
تیسیا یکی از قوی‌ترین
!ساحره‌های این اقلیمه

37:10.583 --> 37:13.041
باید خیلی هم ممنون باشی
!که حاضره به تو آموزش بده

37:17.166 --> 37:19.041
...فقط چون جون تو رو نجات داده

37:20.500 --> 37:22.875
دلیل نمیشه بقیه‌ی عمرت رو
.به اون بدهکار باشی

37:24.416 --> 37:26.750
به من گفتی که هیچوقت
...به خاطر قدرتم عذرخواهی نکنم

37:26.833 --> 37:29.166
ولی ظاهرا خودت
.فقط همین کار رو انجام میدی

37:30.041 --> 37:31.366
میخوای رهبر بزرگی بشی؟

37:31.941 --> 37:33.666
میخوای دنیا رو عوض کنی؟

37:34.208 --> 37:35.791
:خب اینو داشته باش
...زندگی روزمره‌ی یک رهبر

37:35.875 --> 37:38.583
یعنی سروکله زدن با یه عالمه
!آدم عوضیِ بی‌روح و تشنه‌ی قدرت

37:43.125 --> 37:44.291
.من گرالت نیستم

37:45.416 --> 37:46.791
.اینجا هم کائر مورهن نیست

37:47.916 --> 37:50.333
من اینجا آدمی هستم که
.مجبورم باشم

37:50.916 --> 37:54.166
پس تو هم یه نسخه از خودت رو پیدا کن
.که بتونه با اینجا بودن، کنار بیاد

37:54.666 --> 37:56.500
،بهم اعتماد کن
.من میدونم تو گرالت نیستی

37:57.291 --> 37:59.791
اون هیچوقت حاضر نیست
.اینطوری روحش رو بفروشه

38:21.791 --> 38:23.208
.همه چی مرتبه

38:25.791 --> 38:27.166
.به لطف اوتو

38:28.791 --> 38:31.125
تاحالا ندیده بودم کسی
.انقدر سریع معجون درست کنه

38:32.208 --> 38:33.333
.خوب بهش تعلیم دادی

38:34.791 --> 38:36.750
همونطور که ویسنا
.به من تعلیم داد

38:43.041 --> 38:44.375
اون زجر کشید؟

38:47.125 --> 38:49.791
،وقتی داشت به یه روستایی کمک میکرد
.با اِلف اشتباه گرفتنش

38:52.583 --> 38:54.208
.خیلی بدجور کتک خورد

38:58.000 --> 39:00.250
دونستنش باعث میشه
احساس بهتری پیدا کنی یا بدتر؟

39:01.583 --> 39:03.083
.من هیچوقت نمیخواستم اون درد بکشه

39:06.041 --> 39:09.000
.فقط میخواستم بفهمه که چی کار کرده -
.اوه، اینو فهمیده بود -

39:09.666 --> 39:11.583
...عشق به فرزند، والدین رو مجبور میکنه که

39:11.606 --> 39:13.583
.سخت‌ترین انتخاب‌های زندگیشون رو بکنن

39:14.708 --> 39:16.083
.حتی انتخاب‌های غیرممکن

39:18.083 --> 39:21.166
،احتمالش هست که تا آخر عمرشون
.بابت تصمیماتشون رنج بکشن

39:30.708 --> 39:32.625
.یه قسمت‌هایی از زندگیمون رو یادمه

39:37.458 --> 39:39.041
.اون بوی چوب سوخته میداد

39:40.375 --> 39:44.458
به خاطر اینکه اون آتش‌های کوچک رو
.توی شب‌های طولانی، روشن نگه میداشت

39:47.916 --> 39:49.375
.یادمه گرسنه بودم

39:50.666 --> 39:53.125
.و شکم اون، دو برابر شکم من صدا میداد

39:55.791 --> 39:57.083
...اون از جادوش استفاده میکرد

39:58.500 --> 40:01.291
تا غذاهای استادانه‌ای درست کنه که
.خودمون پول نداشتیم بخریم

40:07.958 --> 40:10.208
حاضر بودم هرکاری بکنم
.که لبخند به لبش بیاد

40:13.250 --> 40:14.375
...و با همه این ها

40:16.916 --> 40:18.208
...روزی که من رو ترک کرد

40:19.041 --> 40:20.291
.مریض بود

40:23.875 --> 40:26.125
،آب نیاز داشت
.پس رفتم براش آب بیارم

40:26.625 --> 40:28.000
...و وقتی برگشتم

40:30.541 --> 40:31.666
.اون رفته بود

40:34.083 --> 40:35.375
.صداش زدم

40:39.458 --> 40:40.458
.ولی اون رفته بود

40:42.041 --> 40:43.833
،اون به بهترین شکلی که می‌تونست
.تو رو دوست داشت

40:45.958 --> 40:48.208
،برای اینکه نجاتت بده
.مجبور بود رهات کنه

40:50.458 --> 40:53.541
.محاله این تنها گزینه بوده باشه -
.تنها گزینه نبود -

40:55.125 --> 40:56.625
.فقط همون گزینه‌ایه که اون انتخاب کرد

40:57.875 --> 41:00.416
.وحالا تو هم سرِ دوراهیِ غیرممکن خودت قرار گرفتی

41:00.500 --> 41:02.250
.من سیری رو رها نمیکنم

41:03.625 --> 41:05.458
.حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه

41:11.041 --> 41:12.041
.ترین

41:14.458 --> 41:17.541
میشه تا وقتی یه راهی برای
کمک بهش پیدا کنم، همین‌جا بمونه؟

41:17.625 --> 41:20.208
.معلومه که میشه -
.ممنون -

41:21.333 --> 41:22.458
خودت کجا میری؟

41:25.041 --> 41:26.958
.اریتوزا

41:38.458 --> 41:39.666
حالت خوبه؟

41:40.958 --> 41:42.166
.نه

41:45.291 --> 41:46.750
.جادو یه بحث جداست

41:48.125 --> 41:49.833
...ولی سیاست

41:50.958 --> 41:53.875
حتی اگه انقدر چاپلوسی کنم که
...بتونم برگردم داخل انجمن برادری

41:53.958 --> 41:55.666
،و کاری کنم که اونو تعلیم بدن
.به هرحال حق با توئه

41:55.750 --> 41:58.041
،جنگ قریب‌الوقوعه
.و اونم در مرکز این جنگ قرار داره

41:59.458 --> 42:02.083
،قرن‌هاست که جادوگرها
.پادشاه‌ها رو تحت کنترل دارن

42:04.208 --> 42:05.241
.یه راهی پیدا می‌کنیم

42:05.408 --> 42:07.541
.هوای زهرآلود سریع همه‌جا پخش میشه

42:09.333 --> 42:11.250
.پادشاه‌ها با هم دشمن شدن

42:11.633 --> 42:13.750
چقدر زمان میبره تا جادوگرها هم
راه اونا رو در پیش بگیرن؟

42:14.500 --> 42:17.916
،اگه بخوایم مناطق شمالی رو متحد کنیم
.خودمون هم باید باهم متحد باشیم

42:21.666 --> 42:22.875
.یه انجمن

42:24.041 --> 42:25.041
چی؟

42:26.416 --> 42:28.333
.انجمنِ جادوگرها رو برپا میکنیم

42:29.958 --> 42:33.291
.آخرین انجمن مال قبل از نبرد سادنه -
.بعدش هم رفتیم جنگ -

42:33.375 --> 42:35.166
.پس این بار متفاوت انجامش میدیم

42:35.250 --> 42:40.000
،به جای بحث و اختلاف
.روی اعتماد تمرکز میکنیم

42:40.958 --> 42:41.958
.روی باهم بودن

42:47.375 --> 42:49.166
اینم تاثیرِ اون دختره‌ست؟

42:49.791 --> 42:52.875
اگه کوچک‌ترین امیدی داریم که
...بتونیم به پادشاه‌ها درخواست بدیم

42:53.958 --> 42:56.541
اول باید خودمون بهترین
.شخصیتی باشیم که می‌تونیم

42:59.708 --> 43:00.916
.من که حاضرم امتحانش کنم

43:02.583 --> 43:03.583
تو چی؟

43:23.291 --> 43:24.291
.گرالت

43:24.958 --> 43:26.375
هی، گرالت، تو کجایی؟

43:26.458 --> 43:28.958
گرالت، تو کجایی؟

43:29.041 --> 43:30.681
<i>گرالت کیه؟</i>

43:30.708 --> 43:32.291
تو کجایی؟

43:34.500 --> 43:36.625
<i>.اون داره میاد. الان</i>

43:36.708 --> 43:38.416
<i>.به زودی دوباره دیدار خواهیم کرد</i>

43:40.833 --> 43:43.750
.نگرانی تو رو درک میکنم
.ولی من تصمیمم رو گرفتم

43:43.833 --> 43:46.208
،این مزخرفات مربوط به سیریلا
.زیادی دردسره

43:47.083 --> 43:48.916
.منم کاملا با شما موافقم، عالی‌جناب

43:49.791 --> 43:52.375
،ولی مذاکره با نیلفگارد
.راه‌حل این مشکل نیست

43:53.166 --> 43:56.625
.ملکه، قوی و خیره‌سره -
.مثل یه گاومیش -

43:56.708 --> 43:58.175
.و رادوید هم دنبال جلبِ رضایتِ دیگرانه

43:58.308 --> 44:00.375
...ولی هر سه نفر شما مهم‌تر از این هستین که

44:00.458 --> 44:03.708
خودتون رو با جزئیات بی‌اهمیتِ
.نیروهای اطلاعاتیِ ردانیا، اذیت کنید

44:04.541 --> 44:05.708
پیشنهاد خودت چیه؟

44:06.583 --> 44:10.583
.امیدوارم مزاحم نشده باشم
.اینو پیشِ خدمتکار من گذاشته بودن

44:11.791 --> 44:13.750
.یادداشتش میگه که مال شماست

44:14.541 --> 44:16.333
.یه هدیه

44:20.583 --> 44:21.700
"به نشانه حسن نیتِ نیلفگارد"

44:21.713 --> 44:23.000
.دیدی، بهت که گفته بودم، دیکسترا

44:23.083 --> 44:24.375
...اونا خیلی هم بد نی

44:34.500 --> 44:37.250
.برای هر در و پنجره نگهبان بذارید
!هیچکس جز من داخل و خارج نشه

44:37.333 --> 44:39.541
به دربان بگید که
.محوطه رو جست‌وجو کنه

44:39.625 --> 44:41.833
!فورا خدمتکارِ رادوید رو بیارید پیش من

44:41.916 --> 44:44.000
!با من بیاید! فورا

44:44.583 --> 44:46.500
!برای هر در، نگهبان بذارید
!چند نفر غیرمجاز وارد شدن

44:46.583 --> 44:50.666
قسم میخورم که نمیذارم
.قسر در برن

44:51.166 --> 44:52.886
!نگهبان‌ها به طرف دروازه

44:52.958 --> 44:54.798
.بیاید. بیاید -
!محوطه رو محصور کنین -

44:55.875 --> 44:57.791
.از توی اون دروازه -
!همراه من -

44:59.250 --> 45:00.750
!فورا از اونجا برید -
.بیاید -

45:01.333 --> 45:03.333
.پادشاه رو به خوابگاهش ببر -
.سرورم -

45:17.166 --> 45:18.208
.هوم

45:24.000 --> 45:25.166
.هوم. خوبه

45:27.625 --> 45:28.625
.تو

45:30.500 --> 45:33.791
...این همه حرفی که زدی
.که ملکه نقش مفیدتری داشته باشه

45:35.250 --> 45:36.333
.تو و فیلیپا این کار رو کردین

45:38.791 --> 45:40.166
.نمی‌تونی قسر در بری

45:41.625 --> 45:42.916
.این خیانته

45:44.875 --> 45:47.208
.به برادرم میگم -
دقیقا چی میگی؟ -

45:48.791 --> 45:52.083
،که ملکه‌ی قوی و خیره‌سرِ اون
...که خدا رحمتش کنه

45:52.166 --> 45:54.333
توی جلسات مخفی
...یکم خودرای عمل کرد

45:55.000 --> 45:56.666
و حقش بود که کشته بشه؟

45:58.166 --> 45:59.333
اونم تحت نظارت تو؟

46:00.333 --> 46:01.833
.شاه به تو اعتماد داشت -
.داره -

46:05.125 --> 46:06.208
.به من اعتماد داره

46:07.750 --> 46:08.875
.حالا بیشتر از همیشه

46:10.333 --> 46:12.333
.من مهم‌ترین مشاورِ اونم

46:12.833 --> 46:17.625
درحالیکه تو کثافت کوچولوی
...ضعیف، احمق و بی‌خاصیتی هستی

46:17.708 --> 46:20.416
که همین الان، سر همسرش رو
.توی جعبه، تحویلش دادی

46:21.750 --> 46:23.583
...خب، حالا که بهش فکر میکنم

46:23.666 --> 46:26.333
از کجا معلوم که تو هم
توی خیانتِ ملکه، نقش نداشتی؟

46:29.500 --> 46:30.025
میخوای کمک کنی؟

46:30.200 --> 46:32.625
...برگرد و به مکیدنِ پستان‌های سلطنتی ادامه بده

46:32.708 --> 46:36.041
تا وقتی که انقدر مست بشی
.که این تراژدی وحشتناک رو فراموش کنی

46:36.875 --> 46:38.791
.و دهنت هم بسته نگه دار

46:40.833 --> 46:43.833
،چون دفعه بعدی
.ممکنه سر تو توی اون جعبه باشه

47:23.458 --> 47:24.541
.نفس بکش

47:26.541 --> 47:27.541
.نفش بکش

47:45.458 --> 47:46.500
.هوم

47:50.708 --> 47:51.791
.کافیه

48:00.666 --> 48:02.666
.کاش تو امروز اونجا بودی

48:03.916 --> 48:05.916
...یعنی درسته می‌دونستم هدویگ گردن کلفتی داره

48:06.000 --> 48:08.708
ولی حسابی عرق ریختم تا تونستم
.گردنش رو ببُرم

48:10.166 --> 48:11.250
.هوم

48:13.250 --> 48:16.708
کنجکاوم بدونم نظر دیکسترا درموردِ
.شاهکاری که خلق کردم، چی بود

48:16.791 --> 48:18.000
.هوم

48:18.083 --> 48:20.375
هیچکس هیچوقت انتظار نداره
یه سر توی جعبه باشه، نه؟

48:22.041 --> 48:24.083
.اصلا با عقل جور درنمیاد -
چی؟ -

48:24.166 --> 48:27.416
امهیر از جادوگرها به عنوان
.گوشتِ دم توپ استفاده میکنه، نه نماینده

48:29.208 --> 48:31.916
،زنی که توی جلسه دیدی
.یه بار هم دهنش رو باز نکرد

48:32.000 --> 48:34.541
.خب، گمونم همه جور آدمی پیدا میشه

48:35.875 --> 48:37.833
.مگه اینکه داشته تله‌پاتی میکرده

48:39.666 --> 48:40.666
.هوم

48:41.708 --> 48:43.708
ولی چطوری تونست از بین
...طلسم‌های حفاظتی من

48:43.791 --> 48:46.333
یه دریچه به درون قصر باز کنه؟

48:47.250 --> 48:49.708
شاید اون یه درچه‌ی خاص بوده؟

48:52.250 --> 48:53.916
.دریچه دریچه‌ست دیگه

48:55.625 --> 48:56.875
.من دریچه‌های تو رو دیدم

48:58.666 --> 49:01.166
.این اون شکلی نبود

49:01.250 --> 49:06.333
این یه گرداب سیاهِ چرخشی
.از دلسردی و وحشت بود

49:09.541 --> 49:11.750
...حمایت جادوگرها از رینس

49:13.708 --> 49:15.208
.به نفعِ نیلفگارده

49:17.291 --> 49:18.666
.منو بکن

49:22.208 --> 49:25.291
من فقط برای این
...قبول کردم این کارِ کوفتی رو انجام بدم

49:25.375 --> 49:28.500
که تو به من گفتی
.برای نیلفگارد کار نمیکنی

49:28.583 --> 49:30.666
<i>.درسته. من برای سرورم کار میکنم</i>

49:30.750 --> 49:33.000
!اونم برای نیلفگارد لعنتی کار میکنه

49:33.083 --> 49:36.958
<i>.رینس، انقدر آشفته نباش
.اینطوری زشت‌تر میشی</i>

49:37.750 --> 49:40.241
<i>...درمورد سرورم، کار کردن "همراه" نیلفگارد</i>

49:40.265 --> 49:42.500
<i>.با کار کردن "برای" نیلفگارد فرق میکنه<i></i></i>

49:42.625 --> 49:45.500
<i>شعله سفید فقط وسیله‌ایه
.برای اینکه به هدفمون برسیم</i>

49:45.583 --> 49:47.791
<i>.قطعه کوچکی از یک پازلِ خیلی بزرگتر</i>

49:48.666 --> 49:51.208
<i>.چهره‌ی کوچولوی کریهت رو نگران نکن</i>

49:52.125 --> 49:53.958
.حداقل من هنوز یه چهره دارم

49:55.791 --> 49:58.083
.به جای اینکه یه چهره موهوم داشته باشم

50:00.125 --> 50:03.916
بهش بگو من از اینکه
.هیچی رو بهم نمیگه، خسته شدم

50:04.500 --> 50:06.708
...اگه میخواد طبق نقشه‌ی کوچیکش پیش برم

50:08.541 --> 50:10.166
.منم یه درخواستی دارم

50:30.250 --> 50:31.583
.هی

50:33.125 --> 50:36.166
.تو... خیلی خسته شدی

50:36.958 --> 50:37.716
.باید غذا بخوری

50:38.458 --> 50:39.416
.تا اونا نخورن، نمیخورم

50:41.666 --> 50:42.875
از نیروهای اطلاعاتی چه خبر؟

50:42.958 --> 50:45.091
شایعه شده بود که اون زن توی
.ماریبور رویت شده

50:45.658 --> 50:46.791
.ولی به جایی نرسیدیم

50:48.708 --> 50:49.833
گالاتین چی؟

50:49.916 --> 50:53.333
داره همراه ژنرال
.به سمت زینتریا حرکت میکنه

50:54.291 --> 50:56.875
...پس شاید عاقلانه باشه که

50:57.500 --> 50:59.000
.به یه نقشه فرار فکر کنیم

51:00.000 --> 51:04.041
.مرگ تنها راه فراریه که می‌پذیرم، فیلاوندرل

51:08.708 --> 51:10.558
...دلم برای افاده‌بازی‌های شهر تنگ نشده

51:10.578 --> 51:13.458
.ولی واقعا دلم واسه خدماتشون تنگ شده

51:13.541 --> 51:16.166
،شعله سفیدِ تو
.خوب بلده میزبانی کنه

51:16.250 --> 51:17.875
...خب

51:18.500 --> 51:19.791
...گمونم تحت تاثیر قرار دادنِ

51:19.875 --> 51:22.333
،عقب افتاده‌ی گوش تیزی مثل تو
کار سختی نیست، نه؟

51:22.416 --> 51:25.000
ترجیح میدم عقب‌افتاده‌ی گوش تیزی باشم
...که به قصر دعوت شده

51:25.083 --> 51:27.791
به جای اینکه کثافت کوچولوی پولداری باشم
.که از قصر انداختنش بیرون

51:27.875 --> 51:28.533
.این منصفانه نیست

51:29.375 --> 51:31.833
من خیلی قبل‌تر از اینکه
.از قصر بیرونم کنن، ثروتم رو از دست داده بودم

51:34.208 --> 51:36.125
.پدرم یه نجیب‌زاده بود

51:37.291 --> 51:41.458
،انتظار داشت منم مثل برادرهام
.شخصیتِ یک سیاستمدار رو داشته باشم

51:42.083 --> 51:45.250
.ولی من بی‌پروا بودم
.تند مزاج، قضاوت عجولانه

51:45.333 --> 51:48.083
.برای همین از جنگیدن خوشم میاد -
.تو؟ نه بابا -

51:48.875 --> 51:53.500
خب اگه به اون مرحله‌ای از رفاقت رسیدیم
...که برای همدیگه داستان‌های احساسی تعریف میکنیم

51:54.083 --> 51:56.125
،بگم که به نظرم توی بچگی
.دوستای خوبی میشدیم

51:56.208 --> 51:59.791
البته شاید تصادفا یکی دو تا شهر رو
.خاکستر میکردیم، ولی... بازم

52:06.208 --> 52:08.041
...وقتی غاصب، نیلفگارد رو تصرف کرد

52:08.208 --> 52:10.541
.پدر و برادرهای من رو به بردگی گرفت

52:11.208 --> 52:15.125
از نیروی اونا و تواناییشون
...برای اینکه یه روز انتقام بگیرن، می‌ترسید، ولی

52:15.958 --> 52:16.958
...ولی من

52:17.958 --> 52:19.958
...من فقط یه پسربچه بودم

52:20.958 --> 52:22.500
ضعیف‌تر از این بودم
.که مایه نگرانی باشم

52:22.583 --> 52:24.375
.منو رها کردن تا گشنگی بکشم یا بمیرم

52:24.458 --> 52:27.416
کهیر، من میدونم که تو کم و بیش
...با زره‌ای از جنس استخون مرغ

52:27.500 --> 52:31.666
،و یه چوب به جای شمشیر
.به میدون جنگ قدم گذاشتی

52:31.750 --> 52:34.666
.گوربابای غاصب
.اون احمق بود

52:35.250 --> 52:38.375
وقتی شعله سفید اومد سراغم تا
.آزادم کنه، همینو بهم گفت

52:39.583 --> 52:42.083
پسرم، غاصب احمق بود"
...که تو رو رها کرد

52:42.583 --> 52:44.708
".چرا که تو از همشون قوی‌تری

52:44.791 --> 52:47.166
خب گمونم به عنوان یه آدمِ لاغر
...و استخونی، قوی

53:04.458 --> 53:05.458
.متاسفم

53:06.041 --> 53:08.500
.متاسفم که باید اینطوری میشد

54:22.708 --> 54:24.125
<i>...سیری</i>

54:35.083 --> 54:37.125
<i>!سیریلا</i>

54:37.625 --> 54:40.083
<i>!سیریلا</i>

54:43.291 --> 54:44.642
<i>!سیریلا</i>

54:44.666 --> 54:47.416
<i>!سیریلا</i>

54:52.125 --> 54:54.375
.نه. شما روحید. جنازه‌اید

54:54.958 --> 54:59.791
<i>،بله، ما جنازه هستیم
!ولی تو خودِ مرگی</i>

55:05.875 --> 55:07.625
<i>.به ما ملحق شو</i>

55:26.583 --> 55:27.875
.پیدام کردی

55:34.408 --> 55:51.433
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

55:55.708 --> 55:56.833
.اونا واقعی بودن
