WEBVTT

00:26.583 --> 00:28.208
‫امری داشتین؟

00:28.291 --> 00:30.166
‫دنبال دختری به همراه یه ویچر می‌گردیم.

00:30.250 --> 00:32.791
‫دختره موخاکستریه
‫و ظاهری اشرافی داره.

00:32.875 --> 00:34.875
‫ویچره رنگ‌پریده، بی‌ادب و خشنه.

00:35.541 --> 00:37.500
‫اگه بهمون بگین کجان،

00:37.583 --> 00:39.666
‫ارباب رینس پول خوبی بهتون می‌ده.

00:40.250 --> 00:41.083
‫هوم؟

00:43.083 --> 00:44.625
‫اگه دیده باشینشون،
‫بهتون پول می‌دیم.

01:09.833 --> 01:11.083
‫شما برین عقب استاد.

01:42.916 --> 01:43.916
‫اِم...

01:44.000 --> 01:47.375
‫مزاحمتون شدم ای بزرگوار مهربان...

01:48.250 --> 01:49.250
‫هوم.

02:01.429 --> 02:08.547
‫«ویچر»
‫«فصل سوم، قسمت یکم»

02:10.100 --> 02:17.100
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:17.375 --> 02:21.416
‫سلام دوست عزیزم، طی مدتی
‫که در کائر مورن بودیم، ثابت شد...

02:21.500 --> 02:24.125
‫دنیای اطرافمون داره تغییر می‌کنه.

02:24.875 --> 02:29.125
‫زمان می‌گذره، اما خطرات متعدد
‫سریع و خشمگین از راه می‌رسن.

02:30.791 --> 02:33.708
‫گاهی اوقات با خودم می‌گم
‫یعنی اصلا قراره دست از فرار برداریم یا نه؟

02:37.416 --> 02:39.458
‫- بابت رازداریته.
‫- ممنون.

02:55.041 --> 02:57.458
‫شبح دیگه‌ای داره آزارمون می‌ده.

02:58.333 --> 02:59.500
‫کاری که باهات کردم رو می‌گم.

03:01.083 --> 03:03.208
‫خودم می‌دونم تغییر گذشته‌ام از توانم خارجه،

03:03.291 --> 03:07.291
‫ولی تمام تلاشم رو می‌کنم
‫که سیری مهارت جادوییش رو بهبود ببخشه.

03:07.875 --> 03:09.416
‫به تأمین امنیتش هم کمک می‌کنم.

03:14.916 --> 03:19.250
‫شاید اگه این مسئله رو بهت ثابت کنم،
‫دوباره اعتمادی بینمون شکل بگیره.

03:20.375 --> 03:22.958
‫فعلا واسه سیری آرزوی موفقیت کن.

03:23.916 --> 03:26.333
‫همه‌مون مسیر دور و درازی در پیش داریم.

03:27.416 --> 03:29.416
‫از طرف دوستت، ینیفر.

03:33.416 --> 03:35.500
‫اولین درس تیسیا به من همین بود.

03:43.666 --> 03:44.666
‫امتحان کن.

03:46.208 --> 03:49.208
‫سلام دوست عزیزم،
‫با این که سکوت پیشه کردی،

03:49.291 --> 03:52.583
‫خودم می‌دونم دلت می‌خواد از روند پیشرفت
‫تمرینات سیری خبر داشته باشی.

03:53.083 --> 03:55.750
‫پتانسیلش خیلی زیاده،
‫ولی استعداد زیادی نداره.

03:55.774 --> 04:00.774
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

04:01.583 --> 04:03.625
‫اوضاعش به مرور زمان تغییر می‌کنه.

04:04.375 --> 04:06.958
‫روزی می‌تونه چیزی خوشمزه‌تر
‫از ماهی مرکبی...

04:07.041 --> 04:09.166
‫که احتمالا همین الان دست خودته،
‫احضار کنه.

04:09.250 --> 04:12.166
‫- هوم.
‫- از طرف دوستت، ینیفر.

04:13.166 --> 04:14.958
‫باید رو تنفست تمرکز کنی.

04:16.625 --> 04:18.083
‫از اینجا نفس بکش. خب؟

04:26.708 --> 04:27.708
‫دوباره شروع نکنین دیگه.

04:32.666 --> 04:34.375
‫سیری، ینیفر، باید بریم!

04:37.166 --> 04:38.041
‫بجنبین!

04:38.125 --> 04:39.000
‫وایستین!

04:40.250 --> 04:42.666
‫- بجنب، برو تو کارش.
‫- برین اون طرف!

04:45.125 --> 04:47.958
‫باز هم دیر رسیدیم!
‫کدوم گوری هستن؟

04:48.958 --> 04:50.041
‫همه‌چی رو به آتش بکشین!

05:23.125 --> 05:24.625
‫بابت رازداریته.

05:51.375 --> 05:53.375
‫حرف نداشت!

05:55.250 --> 05:57.166
‫سلام دوست عزیزم، ظاهرا...

05:57.250 --> 06:00.833
‫خودت و سیری دارین کلی از چهارمین خونه‌مون
‫طی چهار ماه اخیر لذت می‌برین...

06:00.916 --> 06:03.208
‫و فرصت کردین به شکل
‫خوش‌آیندی صمیمی بشین.

06:05.083 --> 06:07.504
‫اما بهت یادآوری می‌کنم
‫که خودت ازم خواستی...

06:07.528 --> 06:09.666
‫نه، التماسم کردی
‫بهش جادوگری یاد بدم.

06:10.583 --> 06:13.875
‫لطفا خسته‌اش نکن که بتونم
‫درست و حسابی بهش یاد بدم.

06:14.500 --> 06:17.625
‫ضمنا، کمتر گوشت بخور،
‫بیشتر شراب بخور.

06:18.208 --> 06:19.291
‫- از طرف ینیفر.
‫- هوم.

06:21.041 --> 06:23.125
‫آدم فقط با تکرار موفق می‌شه.

06:50.250 --> 06:52.416
‫از پسش برمیای. تسلیم نشو.

07:16.791 --> 07:18.333
‫از هم دور نشین! بجنبین!

07:18.416 --> 07:20.125
‫ساکنان روستان دیگه گرالت.

07:20.208 --> 07:21.125
‫بریم.

08:08.708 --> 08:09.666
‫سلام یارپن!

08:09.750 --> 08:12.125
‫اگه می‌خوای مخفی بشی،
‫باید موهات رو رنگ کنی.

08:12.208 --> 08:13.958
‫کسی که دنبال گرگ سیاه نیست.

08:14.041 --> 08:16.583
‫- سلام دوست قدیمی.
‫- وسایلم رو خراب نکنین!

08:16.666 --> 08:20.166
‫ضمنا، انتظار دارم بابت رازداریم پول بگیرم!

08:44.958 --> 08:46.125
‫سلام دوست عزیزم،

08:46.208 --> 08:48.050
‫الان دیگه اون‌قدر
‫به نقطه دورافتاده‌ای اومدیم...

08:48.074 --> 08:49.166
‫که شاید اصلا از اینجا نریم.

08:49.250 --> 08:50.875
‫وای!

08:50.958 --> 08:52.541
‫حالا که فکرش به ذهنم خطور کرد،

08:53.208 --> 08:54.916
‫اگه همین‌جا بمونیم خیلی بد می‌شه؟

08:55.750 --> 08:58.833
‫قول می‌دم پیش از آب شدن یخ‌ها
‫دروس جادوییمون رو ادامه بدیم؛

08:58.916 --> 09:01.458
‫ولی دختره حق داره فعلا استراحت کنه.

09:01.541 --> 09:03.916
‫شاید من و تو هم حق داشته باشیم.

09:07.625 --> 09:09.958
‫- از طرف دوستت، ینیفر.
‫- بیا دوباره امتحان کنیم.

09:10.041 --> 09:11.750
‫- از اول. آماده‌ای؟
‫- خیلی‌خب.

09:11.833 --> 09:13.166
‫یه پات رو...

09:24.583 --> 09:27.333
‫می‌تونم افکارت رو با جادو بخونم گرالت.

09:27.416 --> 09:30.625
‫از وقتی رسیدیم، می‌خواستی من رو
‫به صرف شام دعوت کنی.

09:31.375 --> 09:32.208
‫واقعا؟

09:32.291 --> 09:36.541
‫نه؛ ولی از پنجره‌ات دید زدم
‫و دیدم بیشتر از من شراب داری.

09:36.625 --> 09:38.500
‫من هم التماست می‌کنم برام پرش کنی.

09:53.875 --> 09:54.958
‫هوم.

10:02.583 --> 10:03.458
‫ممنون.

10:08.375 --> 10:09.791
‫کمی از این می‌ریزیم.

10:10.833 --> 10:12.666
‫- حرف نداره.
‫- هوم!

10:15.541 --> 10:17.875
‫- این یکی شاهکار بود.
‫- دقیقا.

10:22.375 --> 10:24.625
‫- غذای سرآشپز سیریه.
‫- دهنت رو باز کن!

10:29.375 --> 10:31.416
‫گرالت ترب رو از هر غذایی بیشتر دوست داره.

10:33.666 --> 10:34.541
‫وای!

10:34.625 --> 10:37.333
‫همیشه همون رو درست می‌کردیم،
‫حالا حداقل یه بار هم که شده...

10:39.500 --> 10:40.333
‫وایستا...

10:40.916 --> 10:41.916
‫ممنون.

10:45.000 --> 10:47.208
‫- من دیگه می‌رم بخوابم.
‫- خیلی‌خب.

10:47.750 --> 10:49.166
‫- شب به خیر.
‫- شب به خیر.

11:00.916 --> 11:02.166
‫اِم... خب...

11:09.833 --> 11:10.708
‫شب به خیر.

11:18.625 --> 11:19.625
‫شب به خیر.

11:48.083 --> 11:49.375
‫جادوی آب قلق داره.

11:49.458 --> 11:52.125
‫جادوی خاک و جادوی هوا رو
‫هم همین‌طور توصیف کرده بودی.

11:52.208 --> 11:54.375
‫خب، به عمرم شاهد کسی
‫قدرتمندتر از تو نبودم.

11:55.250 --> 11:56.750
‫این‌جوری کار جفتمون دشوار می‌شه.

11:58.458 --> 12:00.041
‫امروز دیگه بسه.

12:03.625 --> 12:06.541
‫از اون‌جایی که با هر جادویی
‫گند می‌زنم،

12:07.041 --> 12:09.166
‫ممکنه جادوی آتش بدتر باشه؟

12:11.750 --> 12:13.083
‫رینس رو به خاطر داشته باش.

12:14.625 --> 12:17.500
‫نگاهش رو به خاطر داشته باش.
‫همیشه منشأیی در میونه.

12:18.291 --> 12:20.125
‫منشأ جادوی آتش خود آدمه.

12:20.791 --> 12:22.791
‫چیزی رو از آدم می‌گیره
‫و دیگه پسش نمی‌ده.

12:23.791 --> 12:24.833
‫جادوی آدم رو می‌گیره؟

12:26.083 --> 12:26.958
‫آره.

12:28.083 --> 12:29.541
‫ولی همه‌چی که جادو نیست.

12:32.416 --> 12:34.041
‫خودت می‌گی همه‌چی که جادو نیست،

12:34.833 --> 12:37.041
‫ولی حاضری جونم رو به پای جادو بدی.

12:37.708 --> 12:40.791
‫چیزی نمونده بود ولت میر من رو ازت بگیره.
‫چیزی نمونده بود گرالت رو از دست بدی.

12:40.875 --> 12:41.916
‫- خیلی...
‫- خودم می‌دونم.

12:43.125 --> 12:45.083
‫خب، اگه می‌دونستی،
‫واسه چی چنین کاری کردی؟

12:46.750 --> 12:48.166
‫چون... تسلیم شده بودم؛

12:51.750 --> 12:53.750
‫ولی دیگه مرتکب چنین اشتباهی نمی‌شم.

13:03.000 --> 13:04.287
‫کاش می‌تونستم
‫بیشتر براتون بیارم،

13:04.311 --> 13:06.208
‫ولی «سنجاب‌ها» به کاروان هنسلت
‫حمله کرده بودن.

13:07.791 --> 13:10.500
‫این‌ها رو باشین.
‫سیب‌زمینی‌هاش اندازه تخم کوتوله‌ان.

13:11.083 --> 13:12.750
‫به کاروان خودت هم حمله کردن؟

13:12.833 --> 13:15.791
‫خوشحال می‌شم حمله کنن
‫که ببینن چه بلایی سرشون میاد!

13:15.875 --> 13:18.500
‫الف‌ها با پادشاهان خصومت دارن،
‫با ما کاری ندارن.

13:18.583 --> 13:21.583
‫صرفا می‌خوان شمال رو نرم کنن
‫که کیر کلفت نیلفگارد توش جا بشه.

13:22.166 --> 13:25.541
‫نیلفگارد به الف‌ها پناه داده بود،
‫الان هم دارن تو جبهه‌شون مبارزه می‌کنن.

13:26.625 --> 13:29.541
‫اگه به ملت دوباره فرصت بدیم،
‫کارهای شگفت‌انگیزی از دستشون برمیاد.

13:34.625 --> 13:35.583
‫وایستین ببینم.

13:36.458 --> 13:37.375
‫وایستین ببینم!

13:37.958 --> 13:39.250
‫دوباره با هم سکس می‌کنین؟

13:40.166 --> 13:41.666
‫چه زیرکی یارپن.

13:41.750 --> 13:44.125
‫حق دارین.

13:44.208 --> 13:45.750
‫داره بهار می‌شه.

13:45.833 --> 13:47.916
‫وای، کل دنیا داره برمی‌خیزه.

13:48.583 --> 13:51.541
‫پشت همین دره جشن بلتین رو برگزار می‌کنیم.
‫بهتره شما هم بیاین.

13:51.625 --> 13:52.583
‫من خیلی خوشحال می‌شم بیام.

13:52.666 --> 13:54.125
‫- خطرناکه.
‫- فکر بدیه.

13:54.625 --> 13:57.083
‫چندین ماهه کسی سراغم رو نگرفته.

13:57.166 --> 13:59.083
‫همه هم لباس مبدل می‌پوشن.

14:00.500 --> 14:03.541
‫تازه... تولد من روز جشن بلتینه.

14:03.625 --> 14:06.416
‫ای بابا! شاید می‌تونستی
‫ملکه جشن ماه مه بشی.

14:06.500 --> 14:09.500
‫ولی ریش خواهرزاده من
‫امسال خیلی پرپشت شده.

14:12.500 --> 14:13.833
‫قبول کنین دیگه!

14:14.541 --> 14:17.166
‫دیگه وقتشه یختون کمی باز بشه.

14:19.041 --> 14:20.541
‫قول می‌دم بلایی سرم نیاد.

14:54.375 --> 14:56.875
‫خب، ببینیم از حیوان دست‌آموز جدیدم
‫خوشت میاد یا نه.

15:06.750 --> 15:08.750
‫- هوم!
‫- این دیگه چه جانوریه.

15:10.791 --> 15:13.708
‫بهتر بود از قبل بهت هشدار می‌دادم الف احمق.

15:14.333 --> 15:18.500
‫به این جاکاپیس یاد دادن
‫رد همنوعانت رو از یک و نیم کلیومتری بگیره.

15:19.625 --> 15:21.750
‫پس درست اومدم.

15:21.833 --> 15:24.041
‫خودت رو نشون بده.

15:24.625 --> 15:28.041
‫وگرنه بازش می‌کنم
‫که خوراک شامش بشی.

15:31.625 --> 15:34.000
‫باید دختری از نژاد الف‌ها رو پیدا کنم.

15:36.083 --> 15:38.416
‫کافیه جاکی عزیزم
‫بوش رو بگیره.

15:38.500 --> 15:40.625
‫دسته‌ای مو یا یکی از لباس‌هاش کافیه...

15:40.708 --> 15:42.166
‫چیز بهتری بهت می‌دم.

15:47.458 --> 15:49.416
‫درش رو ببند ببینم.

15:56.083 --> 15:57.041
‫چقدر می‌گیری؟

16:11.000 --> 16:14.166
‫گیج، به همراه بهترین جنگجویانت
‫روانه غرب شو و به ماریبور برو.

16:14.250 --> 16:17.083
‫فیلاواندرل، تو با جنگجویانت
‫راهی جنوب شو و به کید دو برو.

16:18.125 --> 16:19.125
‫همون‌جاهاست.

16:19.833 --> 16:22.958
‫کسی رؤیتش کرده یا باز هم داریم
‫طبق شایعات پیش می‌ریم؟

16:23.041 --> 16:24.208
‫ما که نمی‌دونیم...

16:25.458 --> 16:26.958
‫خون کهن تو رگ سیریلا جاریه یا نه.

16:27.041 --> 16:28.791
‫کلا داریم طبق حرف جادوگری پیش می‌ریم...

16:29.541 --> 16:32.958
‫که تو یه چشم به هم زدن اومد و رفت.

16:34.208 --> 16:35.708
‫بهتون دستور دادم.

16:41.416 --> 16:44.750
‫می‌خوام همه‌شون رو بابت بلایی
‫که سر بچه‌تون و امیدمون آوردن،

16:45.708 --> 16:46.666
‫بکشم.

16:47.500 --> 16:50.250
‫ولی کشتنشون هم کافی نیست خواهر.

16:51.500 --> 16:53.458
‫هدف من عین سابقه.

16:54.083 --> 16:55.708
‫دول بلاتانا رو پیدا می‌کنم.

16:55.791 --> 16:59.916
‫ولی چطوری؟ از کجا؟
‫اینجا که دیگه پناهگاهی واسه الف‌ها نمونده.

17:00.000 --> 17:03.958
‫سیریلا رو که پیدا کنیم، همه‌چی معلوم می‌شه.
‫الان دیگه امیدمون به اونه.

17:04.875 --> 17:05.958
‫به من شک داری؟

17:06.458 --> 17:09.041
‫- بیدار یشین! بجنبین!
‫- ارابه‌ها رو راه بندازین!

17:09.125 --> 17:10.750
‫بقیه دارن کم‌کم بهتون شک می‌کنن.

17:10.833 --> 17:13.875
‫گالاتین و اسکویاتل برگشتن!

17:14.541 --> 17:16.416
‫- اوضاع قشنگ نیست.
‫- باید کمکمون کنین!

17:17.791 --> 17:18.666
‫طبیبمون رو بیارین.

17:18.750 --> 17:20.541
‫- باید کمکم کنین!
‫- کمک کنین!

17:27.375 --> 17:29.708
‫نمی‌خواد پرستاربازی دربیاری.

17:29.791 --> 17:31.500
‫می‌خواد سرباز باشی.

17:35.875 --> 17:36.750
‫خاک عالم.

17:36.833 --> 17:38.583
‫ولش کنین! از دست رفت.

17:38.666 --> 17:39.625
‫می‌خواست.

17:44.458 --> 17:47.375
‫اگه قصد دارین الان دیگه
‫سلاح به دست نگیریم...

17:47.458 --> 17:50.041
‫و «سنجاب‌ها» بی‌سلاح در راه
‫آزادیمون بجنگن، به اطلاعم برسونین.

17:50.125 --> 17:52.916
‫من که بهت گفته بودم.
‫کل جنگجویان اضافیم رو بهت سپرده بودم.

17:53.000 --> 17:54.791
‫جفتمون می‌دونیم چرت می‌گین.

17:54.875 --> 17:56.916
‫بهترین جنگجویانتون رو
‫فرستادین مأموریت سری...

17:57.000 --> 18:00.166
‫و معلوم نیست کدوم گوری‌ان،
‫ما هم می‌ریم طبق دستورات...

18:00.250 --> 18:02.416
‫عمل می‌کنیم،
‫به کاروان‌هاشون حمله می‌کنیم...

18:02.500 --> 18:04.666
‫و جون می‌کنیم که سرزمینمون رو پس بگیریم.

18:04.750 --> 18:07.875
‫باز هم دارین خواسته
‫انسان مغرور دیگه‌ای رو اجابت می‌کنین.

18:07.958 --> 18:10.750
‫خیال کردین اون مزخرفات شعله سفید
‫ذره‌ای برام اهمیت داره؟

18:10.833 --> 18:15.000
‫سیر شدن شکمم و خونه داشتن برام اهمیت داره.

18:15.083 --> 18:19.000
‫خودم برنامه‌هایی ریختم و مردن تو جنگل
‫پای خودخواهی شما رو شامل نمی‌شن.

18:19.083 --> 18:22.375
‫- با نیلفگارد برنامه ریختی؟
‫- کجاش رو نمی‌فهمین؟

18:22.458 --> 18:26.333
‫اگه نیلفگارد شمال رو فتح کنه،
‫الف‌ها همه‌جا آزاد می‌شن.

18:26.875 --> 18:29.083
‫کل این اقلیم دول بلاتانامون می‌شه.

18:29.166 --> 18:32.000
‫ما چندین قرن سعی کردیم
‫این اقلیم رو با بقیه سهیم بشیم.

18:33.041 --> 18:37.125
‫اگه قرار باشه باز هم قتل‌عام رخ بده،
‫این‌دفعه نوبت انسان‌هاست.

18:41.125 --> 18:45.125
‫مدام از دوران باستان و پیشگویی‌ها می‌گین.

18:45.916 --> 18:48.500
‫نمی‌دونم دنبال چی می‌گردین؛

18:48.583 --> 18:50.625
‫ولی می‌خواین جون الف‌ها رو حفظ کنین؟

18:52.000 --> 18:53.000
‫ما همین‌جاییم.

19:03.125 --> 19:06.458
‫بهم قول شاهدختی رو داده بودی.

19:06.541 --> 19:10.166
‫حالا به لطف تیسیا دی وریز
‫کل پادشاهان از وجودش خبر دارن.

19:10.250 --> 19:13.625
‫خوب جلوه نمی‌کنم دیکسترا.
‫خودت قسم خورده بودی سیریلا مال خودم می‌شه.

19:13.708 --> 19:16.083
‫شاید بهتر باشه کمی آروم‌تر
‫صحبت کنین اعلی‌حضرت.

19:16.166 --> 19:18.625
‫ما که نمی‌خوایم به گوش عزیز دلتون برسه.

19:24.416 --> 19:26.916
‫پادشاه بودن قبلا ارج و قربی داشت.

19:27.000 --> 19:29.500
‫شش ماه گذشته.
‫به کجا رسیدی؟

19:29.583 --> 19:31.250
‫مدام بهانه می‌تراشی و خرج می‌کنی،

19:31.333 --> 19:34.166
‫ولی از شاهدختی که می‌خواستی
‫باهاش ازدواج کنم خبری نیست.

19:34.666 --> 19:37.750
‫قربان، به خاطر «سنجاب‌ها»
‫درگیر مسائل دیگه‌ای شدیم.

19:37.833 --> 19:39.166
‫آها، باز هم بهانه می‌تراشی.

19:39.250 --> 19:41.416
‫اصلا حرف اون حرومزاده‌ها رو پیش نکش.

19:41.500 --> 19:44.000
‫ما رو مقصر قتل اون الف نوزاد می‌دونن.

19:46.125 --> 19:47.666
‫قطعا کار ما نبوده دیگه؟

19:50.875 --> 19:53.875
‫بزرگ‌ترین ارتش و شبکه جاسوسان شمال
‫دست شماست.

19:54.458 --> 19:56.500
‫ما ترسناک‌ترین قلمرو شمالی هستیم.

19:56.583 --> 19:59.500
‫به چه دردم می‌خوره؟

19:59.583 --> 20:01.833
‫سرکرده جاسوسانم از پس
‫یافتن یه دختر برنمیاد.

20:01.916 --> 20:04.083
‫نه. وقتشه تغییری اعمال کنم.

20:04.166 --> 20:06.625
‫تصمیم گرفتم کار رو
‫به بهترین نیروم بسپارم...

20:06.708 --> 20:08.125
‫که بتونم بهش اعتماد کنم.

20:08.708 --> 20:09.750
‫رادوید!

20:11.333 --> 20:12.291
‫جانم؟

20:13.833 --> 20:14.708
‫یوهو!

20:17.833 --> 20:18.875
‫عجب.

20:22.291 --> 20:24.375
‫برادر کوچک پادشاه؟

20:26.041 --> 20:29.041
‫دیگه باید از اون حرومی درباری
‫هم محافظت کنیم؟

20:30.000 --> 20:31.750
‫نه، همه‌اش نمایشیه.

20:32.250 --> 20:35.291
‫ویزیمیر صرفا می‌خواد پادشاهیش رو
‫به همه یادآوری کنه.

20:35.958 --> 20:38.208
‫به لطف ما پادشاه شده.

20:39.666 --> 20:42.000
‫به خدایان قسم که خیلی وقته
‫مشغول این کاریم دیکسترا.

20:42.083 --> 20:44.333
‫اصلا این‌طور نیست.

20:44.833 --> 20:46.750
‫اتحادمون هرچقدر هم قدمت داشته باشه،

20:47.916 --> 20:48.916
‫موجب جوان موندن خودمون می‌شه.

20:50.500 --> 20:53.958
‫خب، حالا سر شاهزاده حرومی...

20:54.833 --> 20:56.250
‫«سنگ، پوست، خنجر» بازی می‌کنیم.

20:57.333 --> 20:58.458
‫به هیچ وجه.

20:58.541 --> 21:01.875
‫خودم ماه پیش اون بارونس لیریایی رو
‫اغفال کرده بودم،

21:01.958 --> 21:04.500
‫ولی رازی جز سیفلیس نداشت.

21:04.583 --> 21:08.416
‫یعنی از هفته‌ای که دم خندقی گه‌گرفته
‫تو تمریا مونده بودم تا سر قسمت الوار...

21:08.500 --> 21:10.375
‫بحث کنن، بدتر بود؟

21:13.458 --> 21:14.333
‫قبوله.

21:15.916 --> 21:17.154
‫شاید بتونم به کسی دستور بدم...

21:17.178 --> 21:19.208
‫تا شاهزاده دنبال دختره می‌گرده،
‫پرستاریش رو بکنه.

21:19.291 --> 21:21.708
‫هوم. ما که به کس دیگه‌ای اعتماد نداریم.

21:27.750 --> 21:28.833
‫هوم.

21:30.291 --> 21:32.291
‫اگه چنین کاری بکنم،

21:34.375 --> 21:37.375
‫بعد از بازگشتم
‫فقط خودم دستور می‌دم.

21:52.166 --> 21:55.750
‫تا حالا خارج از سینترا
‫تو جشن بلتین شرکت نکردم.

21:56.541 --> 22:00.916
‫راستش، سر لازلو یه بار سعی کرده بود
‫با زره کامل از روی آتش بپره.

22:04.458 --> 22:05.541
‫نظرت چیه؟

22:07.833 --> 22:11.083
‫به نظرم باید موهات رو پنهان کرده
‫و چشمت رو بپوشونی.

22:13.666 --> 22:15.916
‫اگه صرفا بگی «خیلی خوشگل شدی» می‌میری؟

22:17.166 --> 22:18.208
‫سیری.

22:21.291 --> 22:23.000
‫خودم می‌دونستم فکر بدی بود.

22:37.583 --> 22:38.708
‫خیلی خوشگل شدی.

23:03.791 --> 23:05.250
‫وای!

23:09.291 --> 23:11.833
‫- ازمون دور نشو.
‫- بهتر نیست چادر ایل رو پیدا کنیم؟

23:14.875 --> 23:16.041
‫دقیقا تو همین فکر بودم.

23:17.041 --> 23:18.958
‫یا خدایان، دلم واسه این جشن تنگ شده بود.

23:19.041 --> 23:21.041
‫- می‌رم برقصم.
‫- مواظب خودت باش.

23:26.791 --> 23:30.166
‫ببین وقتی می‌ذاریم یه شب
‫خوش باشه، چی می‌شه.

23:30.750 --> 23:34.375
‫بیا وانمود نکنیم انگیزه‌ات
‫کاملا خیرخواهانه است ینیفر.

23:35.708 --> 23:37.208
‫آهنگ «قدیم‌ها» رو بزن!

23:38.250 --> 23:40.166
‫تولد تو هم مبارک.

23:43.541 --> 23:44.833
‫یادت مونده بود.

23:44.916 --> 23:46.416
‫معمولا چیزی از یادم نمی‌ره.

23:48.750 --> 23:50.791
‫پس شب‌های خوش خودمون رو
‫هم به یاد داری.

23:51.916 --> 23:53.125
‫مثلا بعد از ماجرای جنه.

23:56.708 --> 23:58.291
‫یا کتابخونه کوویر.

24:00.708 --> 24:02.333
‫واقعا هم چقدر سروصدا نکردیم.

24:04.875 --> 24:05.875
‫اون مزرعه‌سرا رو هم یادمه.

24:06.750 --> 24:07.750
‫مزرعه‌سرای موریول رو می‌گم.

24:10.500 --> 24:13.666
‫ارابه‌سواری شبانه
‫از الاندور تا موئن رو هم یادمه.

24:14.708 --> 24:15.916
‫برگشتنیش رو هم یادمه.

24:18.041 --> 24:19.375
‫برگشتنیش رو از یاد نبر.

24:19.458 --> 24:23.125
‫مگه می‌شه از یاد ببرم؟
‫عین از یاد بردن شبمون تو کینگورن می‌مونه.

24:23.208 --> 24:24.208
‫وای!

24:24.958 --> 24:26.250
‫اون شکار اژدها رو یادته؟

24:28.916 --> 24:30.583
‫اون شب‌ها حرف نداشتن.

24:31.583 --> 24:33.541
‫- ولی صبح‌ها...
‫- احساس تنهایی می‌کردم.

24:35.875 --> 24:37.250
‫معمولا قبل از سپیده‌دم می‌رفتی.

24:37.833 --> 24:39.041
‫گاهی هم خودت می‌رفتی.

24:42.708 --> 24:44.708
‫از دلیل رفتن خودم خبر دارم،
‫ولی تو واسه چی می‌رفتی؟

24:47.375 --> 24:49.541
‫از نتیجه احتمالی رابطه جدیمون می‌ترسیدی؟

24:57.166 --> 24:59.583
‫مطمئن نبودم واقعا دنبال رابطه جدی‌ام...

25:01.000 --> 25:03.708
‫یا صرفا گول جادوی جنه رو خوردم.

25:06.708 --> 25:07.625
‫الان چی؟

25:09.916 --> 25:11.333
‫بیاین بریم تو هزارتو!

25:12.875 --> 25:13.791
‫بیاین دیگه!

25:21.625 --> 25:22.458
‫بیاین دیگه!

26:28.250 --> 26:29.750
‫- فرار کنین!
‫- فرار کنین!

26:29.833 --> 26:30.916
‫سیری.

26:33.666 --> 26:34.666
‫سیری!

26:35.833 --> 26:36.666
‫سیری!

26:37.583 --> 26:38.500
‫سیری!

26:41.625 --> 26:42.500
‫سیری!

26:43.875 --> 26:44.916
‫ینیفر!

26:46.500 --> 26:47.333
‫گرالت!

26:51.916 --> 26:52.833
‫گرالت!

26:53.333 --> 26:54.375
‫ینیفر!

27:46.750 --> 27:48.750
‫گرالت!

28:14.250 --> 28:16.583
‫- خونه دیگه‌ای پیدا می‌کنیم.
‫- من از همین خونه خوشم می‌اومد.

28:17.458 --> 28:18.291
‫همه‌مون خوشمون می‌اومد.

28:19.916 --> 28:23.083
‫- اون موجود از کجا پیدامون کرد؟
‫- جاکاپیس‌ها رد بوی شکارشون رو می‌گیرن.

28:23.666 --> 28:26.750
‫- بوی سیری رو بلد بود که پیداش کرد.
‫- بوش رو بلد بود؟ از کجا؟

28:26.833 --> 28:29.833
‫وزمیر بهم گفته بود رینس خون سیری رو
‫از کائر مورن دزدیده.

28:30.625 --> 28:32.833
‫حتما بوی خونش رو به خوردش داده.

28:32.916 --> 28:34.875
‫یعنی هرجایی که بریم
‫پیدامون می‌کنه؟

28:34.958 --> 28:37.458
‫آره. مگه این‌که خودمون زودتر پیداش کنیم.

28:37.541 --> 28:38.583
‫بیرون می‌کشیمش.

28:41.250 --> 28:43.125
‫بزرگ‌ترین خواسته‌اش رو اجابت می‌کنیم.

28:44.916 --> 28:45.833
‫خودم رو می‌گم.

28:47.750 --> 28:52.083
‫ببینین، شرمنده‌ام. اگه می‌دونستم خطرناکه،
‫اصلا دعوتتون نمی‌کردم.

28:52.166 --> 28:55.625
‫خودمون می‌دونیم؛
‫ولی حالا می‌تونی کارت رو جبران کنی.

28:55.708 --> 28:57.791
‫کاروانت فردا حرکت می‌کنه، مگه نه؟

28:57.875 --> 29:00.166
‫- آره. می‌ریم هیگ.
‫- می‌خوام باهات بیام.

29:00.250 --> 29:02.125
‫- تنها بیای؟
‫- تنهای تنها نیست.

29:02.208 --> 29:03.541
‫ما هم میایم.

29:04.291 --> 29:06.458
‫ولی کسی اصلا نباید خبردار بشه.

29:06.541 --> 29:09.458
‫وگرنه نقشه‌مون عملی نمی‌شه.

29:10.041 --> 29:12.750
‫من پایه‌ام. بهم بگین چیکار کنم.

29:12.833 --> 29:16.708
‫یه هیولابان بی‌ملاحظه بیشتر نداریم
‫که بخواد جاکاپیسی رو حبس کنه.

29:16.791 --> 29:19.125
‫اسمش ولدهوکه.

29:19.208 --> 29:21.875
‫- وای...
‫- آدم کثیفیه و عادات کثیفی داره.

29:22.583 --> 29:24.625
‫رینس ولدهوک رو اجیر کرده بود
‫که پیدام کنه.

29:24.708 --> 29:26.666
‫حالا از شنیدن خبر
‫حرکت کاروانت خوشحال می‌شن.

29:28.375 --> 29:30.833
‫باید از دخترک لوسی
‫که جشن بلتین همه رو...

29:30.916 --> 29:32.458
‫خراب کرد، شکایت کنی.

29:32.541 --> 29:36.041
‫تازه بدتر هم شد، الان دیگه باید
‫اون دخترک رنگ‌پریده چشم‌سبز رو...

29:36.125 --> 29:38.166
‫با کاروانم تا ایدرین برسونم.

29:38.666 --> 29:42.083
‫اگه قرار باشه دم گوشم حرافی کنه،
‫ازش دوبرابر پول می‌گیرم.

29:45.375 --> 29:46.875
‫بیا دیگه الف احمق.

29:49.291 --> 29:51.083
‫خودشون می‌فهمن من رو می‌گی...

29:53.458 --> 29:55.500
‫و چه اطلاعات مهمی دستگیرشون شده.

29:55.583 --> 29:58.041
‫- جایزه‌ات نوش جونت.
‫- وایستا ببینم آلاله قشنگم.

29:58.125 --> 30:01.875
‫خیال کردین این جادوگر باور می‌کنه
‫که سیری رو بدون محافظ فرستادین بره؟

30:01.958 --> 30:04.250
‫با یکی از معتمدینمون سفر می‌کنه.

30:04.333 --> 30:05.458
‫همسفرش...

30:06.166 --> 30:07.541
‫به ظاهر بی‌خطره.

30:08.375 --> 30:10.166
‫وای، اذیت نکن دیگه! نه...

30:10.250 --> 30:12.458
‫یه بار بود دیگه!

30:12.541 --> 30:15.083
‫اعتراف می‌کنم با افراد متعددی بودم.

30:15.166 --> 30:16.708
‫ولی هیچ حسی بهشون نداشتم!

30:16.791 --> 30:19.708
‫آخه این که اصلا مال من نیست!

30:19.791 --> 30:23.208
‫خیال کردی فقط خودت
‫داشتی یواشکی عشق و حال می‌کردی...

30:23.291 --> 30:26.000
‫دروغگوی پست شیطان‌صفت؟

30:26.750 --> 30:27.625
‫خب...

30:28.458 --> 30:30.375
‫می‌شه گفت آره!

30:31.125 --> 30:34.916
‫کار ما همینه عسلم.
‫ما افراد خلاقی هستیم.

30:35.625 --> 30:36.916
‫آزاداندیشیم.

30:37.000 --> 30:38.958
‫- هیچ کاری از انصاف به دور نیست!
‫- واقعا نیست؟

30:39.041 --> 30:40.166
‫آخ! وای!

30:40.250 --> 30:45.375
‫وای! زنان جادوگر و جذاب کی می‌خوان
‫دست از ترسوندن من بردارن؟

30:45.458 --> 30:47.333
‫معمولا خودت از بالا بهم می‌توپی.

30:47.416 --> 30:49.583
‫- اون که تیرکمون نداره، مگه نه؟
‫- نه!

30:51.083 --> 30:53.208
‫ممکنه داشته باشه. آره، نه،
‫به نظرم احتمالش هست.

30:53.291 --> 30:54.500
‫تیرکمون برنداری‌ها!

30:54.583 --> 30:56.500
‫اصلا خودش و کیر پاکس گرفته‌اش...

30:56.583 --> 30:58.208
‫مال خودت!

30:58.291 --> 31:00.250
‫حالا کی داره دروغ می‌گه وسپیولا؟

31:00.333 --> 31:02.958
‫کاسه صبرمون لبریز شده آبچلیک.

31:03.833 --> 31:07.333
‫- دارم تمام تلاشم رو می‌کنم. دارم...
‫- هیچ‌کاری نمی‌کنی.

31:07.416 --> 31:09.250
‫فقط مشغول گول زدن ملتی.

31:10.875 --> 31:13.000
‫ما کلی رو کارهات سرمایه‌گذاری کردیم،

31:13.083 --> 31:15.958
‫ولی چیزی نصیبمون نشد.

31:17.500 --> 31:20.125
‫خودم و دیکسترا آماده‌ایم کنار بذاریمت؛

31:21.458 --> 31:23.833
‫ولی پادشاه ویزیمیر از ما بخشنده‌تره.

31:23.916 --> 31:26.791
‫آماده خوش‌آمدگویی گرم به دختره است. بریم؟

31:27.291 --> 31:29.458
‫آره، یه شلوار گشاد هم با خودمون می‌بریم.

31:29.541 --> 31:30.791
‫آها... اِم، نه عزیز دلم...

31:30.875 --> 31:32.291
‫نه! ببین من رو.

31:32.375 --> 31:35.833
‫تو چشم من نگاه کن.
‫اذیت و آزار بیگناهان لزومی نداره!

31:35.916 --> 31:36.958
‫نه، نه، نه پرتش نکن!

31:37.041 --> 31:38.000
‫نه...

31:40.916 --> 31:44.500
‫مگه عقب‌تر مشغول ایل‌نوشی نبودی؟

31:45.125 --> 31:47.458
‫- بودم. حوصله‌ام سر رفت.
‫- هوم. عجب.

31:49.666 --> 31:53.625
‫چه خوب که حوصله‌ام سر رفت.
‫خیلی وقت بود که می‌خواستم از نزدیک ببینمت.

31:55.041 --> 31:56.708
‫من «نغمه هفت تن» رو
‫از همه بیشتر دوست دارم.

31:56.791 --> 31:59.833
‫آها. می‌شه گفت طنز تلخی
‫در علاقه‌ات نهفته است، ولی ممنون.

31:59.916 --> 32:01.666
‫دیدی؟ ملت باهام حال می‌کنن.

32:02.375 --> 32:04.791
‫طرفدار دارم.
‫شرمنده، گفتی اسمت چیه؟

32:04.875 --> 32:06.083
‫- اِم، رادوید هستم.
‫- که این‌طور.

32:06.166 --> 32:07.000
‫شاهزاده‌ام.

32:07.583 --> 32:10.208
‫وای. وای... وای. شما...

32:10.291 --> 32:13.541
‫وای! شاهزاده ردانیا هستین.

32:13.625 --> 32:16.208
‫پشم‌هام، واقعا بلد نیستم
‫چیکار کنم... تعظیم کنم؟

32:16.291 --> 32:19.375
‫یا خم بشم؟ یا... دستتون رو
‫خیلی وقته گرفتم. واقعا شرمنده‌ام.

32:19.458 --> 32:23.000
‫ببین، واقعا کاش می‌تونستم کمکت کنم.
‫ولی...

32:23.083 --> 32:25.916
‫- ولی نداره آبچلیک...
‫- اگه می‌شه من پیشنهادی بدم.

32:26.416 --> 32:29.750
‫اِم، دشمنان این سیریلای بیچاره
‫همه‌جا پخش شدن...

32:29.833 --> 32:33.083
‫و راستش رو بخوای،
‫ردانیا جای بدی نیست.

32:33.875 --> 32:36.208
‫زمستون‌ها کمی سرد
‫و تابستون‌ها کمی مرطوب می‌شه،

32:36.291 --> 32:38.500
‫ولی غذاهاش حرف ندارن.

32:38.583 --> 32:40.708
‫برادرم هم آدم بدی نیست.

32:41.416 --> 32:42.500
‫از باقی پادشاهان بهتره.

32:44.916 --> 32:48.291
‫شاید ردانیا بی‌نقص نباشه،
‫ولی بهترین گزینه بدشه.

32:50.250 --> 32:52.291
‫تو می‌تونی آوازه‌خوان دربارمون بشی.

32:52.375 --> 32:53.375
‫اِم... هه‌هه!

32:53.458 --> 32:57.333
‫نه. نه، من اهل زندگی ثابت تو دربار نیستم.

32:57.416 --> 33:00.541
‫اگه تا حالا زندگیت تو دربار ثابت بوده،
‫اشتباه زندگی کردی.

33:04.000 --> 33:06.791
‫یا دختره رو تحویل می‌دی،

33:06.875 --> 33:09.750
‫یا خودمون تنهایی
‫کل کارهایی خوبی رو...

33:09.833 --> 33:12.583
‫که در حق الف‌ها کردی
‫خنثی می‌کنیم.

33:14.625 --> 33:15.750
‫همه‌شون رو می‌کشیم.

33:15.833 --> 33:17.541
‫- آها، آها، متوجه شدم.
‫- هوم.

33:18.458 --> 33:21.500
‫من تو شهر کار دارم و بعدش
‫به دریچه‌ای به ترتگور برمی‌گردم.

33:21.583 --> 33:24.166
‫پنج روز فرصت داری.

33:31.958 --> 33:34.541
‫آهای گنده‌بک لوت‌نواز!

33:35.125 --> 33:38.000
‫باز هم بدبختی...

33:38.083 --> 33:40.166
‫سلام آقای زیگرین!

33:43.000 --> 33:45.375
‫- جولیان آلفرد پانکراتز هستم.
‫- آره، می‌شناسمت. می‌شناسمت.

33:45.458 --> 33:47.125
‫خودم می‌شناسمت بابا!

33:47.208 --> 33:49.625
‫خودم می‌دونم من رو می‌شناسی.
‫به هر حال باید حتما اسمم رو کامل بگم.

33:49.708 --> 33:51.208
‫چه کاری از دستم ساخته است یارپن؟

33:51.291 --> 33:54.125
‫من هم گوش دارم، هم خوش‌سلیقه‌ام، پس...
‫کاری از دستت ساخته نیست.

33:55.291 --> 33:57.958
‫ولی باید به دوستانت کمک کنی.

34:02.791 --> 34:04.500
‫معلومه که باید کمکشون کنم.

34:05.458 --> 34:07.208
‫طعمه شدم!

34:07.750 --> 34:09.708
‫چندین روز تا اینجا سواری کردم،

34:09.791 --> 34:11.791
‫با گرسنگی و مشکلات مسیر کنار اومدم،

34:11.875 --> 34:15.291
‫ولی همین که رسیدم،
‫فهمیدم قراره...

34:15.375 --> 34:16.375
‫- یسکیر، خودم رو می‌گم.
‫- طعمه بشم.

34:16.458 --> 34:18.750
‫خودم طعمه می‌شم.
‫رینس دنبال منه.

34:18.833 --> 34:22.791
‫آره، یعنی تو رو زنده می‌خواد،
‫ولی اصلا نمی‌خواد من زنده بمونم.

34:22.875 --> 34:24.000
‫فهمیدی واسه چی مضطرب شدم؟

34:24.583 --> 34:26.666
‫نمی‌ذاریم بلایی سرت بیاد یسکیر.

34:26.750 --> 34:29.416
‫من یه بار جونت رو نجات دادم.
‫باز هم از پسش برمیام پانکراتز.

34:30.041 --> 34:31.666
‫تو که نجاتم ندادی...

34:31.750 --> 34:34.375
‫نجاتم نداده بود. نـ...

34:34.458 --> 34:35.500
‫نداده بود دیگه!

34:36.583 --> 34:38.583
‫ولی بی‌شوخی، قراره نجاتم بدین دیگه، مگه نه؟

34:39.333 --> 34:41.250
‫تا غروب به هیگ نمی‌رسیم.

34:43.583 --> 34:45.083
‫بهتره همین‌جا اتراق کنیم.

35:09.125 --> 35:10.458
‫اینجا کجاست؟

35:11.083 --> 35:12.416
‫کاخ شراوده.

35:12.916 --> 35:16.000
‫با احتیاط قدم بزنین.
‫اینجا مملو از روایاته.

35:17.208 --> 35:20.083
‫به عمرم این همه رز وحشی رو
‫یه‌جا ندیده بودم.

35:21.208 --> 35:22.333
‫خیلی قشنگن.

35:23.500 --> 35:25.250
‫متأسفانه داستانشون قشنگ نیست.

35:27.666 --> 35:28.750
‫آلیرن...

35:29.875 --> 35:33.625
‫الف جنگجوی شجاع و الهام‌بخشی بود
‫که خیال می‌کرد از پس شکست انسان‌ها برمیاد.

35:35.583 --> 35:36.625
‫اشتباه می‌کرد.

35:37.458 --> 35:39.958
‫می‌شه گفت داستانش رو خلاصه کردی.

35:42.041 --> 35:43.541
‫خب، خودت چطوری تعریفش می‌کنی؟

35:44.708 --> 35:47.458
‫انسان‌ها پس از پیوستگی سر رسیدن.

35:48.750 --> 35:52.041
‫الف‌ها خیال می‌کردن
‫انسان‌ها هم عین آفت ملخ...

35:52.708 --> 35:54.750
‫یا خشکسالی وبال گردنن.

35:55.250 --> 35:57.875
‫خیال می‌کردن نسبت به عمر خودشون،
‫تو یه چشم به هم زدن می‌میرن.

35:58.791 --> 36:00.833
‫ولی جمعیت انسان‌ها مدام افزایش یافت.

36:02.000 --> 36:03.041
‫کشتارشون هم افزایش یافت.

36:05.708 --> 36:08.041
‫آلیرن می‌دونست خطرشون رفع نمی‌شه.

36:08.916 --> 36:12.916
‫واسه همین کل الف‌های جوان رو جمع کرد
‫که تو شراود بجنگن.

36:16.041 --> 36:18.416
‫ظاهرا در راه عقایدش جنگیده بود.

36:19.333 --> 36:20.500
‫در راه محافظت از همنوعانش جنگیده بود.

36:21.250 --> 36:23.625
‫واقعا در راه عقایدش جنگیده بود.

36:24.375 --> 36:26.916
‫اون الف‌های جوان و مشتاق رو
‫راهی جنگ کرد.

36:29.375 --> 36:30.916
‫اینجا به شدت براشون محترم بود.

36:32.458 --> 36:34.125
‫همین‌جا جنگیدن.

36:35.083 --> 36:36.333
‫در راه اون جنگیدن...

36:36.833 --> 36:40.791
‫و بدون خدشه‌دار شدن وقار و شرفشون،
‫با نام و یاد خودش جون باختن.

36:43.375 --> 36:46.500
‫اما همنوعانشون رو با همین کارشون
‫به نابودی محکوم کردن.

36:50.333 --> 36:52.375
‫همه‌شون رو راهی مرگ کرد.

36:54.375 --> 36:55.875
‫اگه آدم بی‌طرف باشه،

36:55.958 --> 36:57.583
‫بعدا مجسمه‌اش رو نمی‌سازن؛

36:58.666 --> 37:01.125
‫ولی قطعا به نفع جون خودشه.

37:11.041 --> 37:13.083
‫- بجنگین!
‫- ای انسان‌های ضعیف!

37:14.041 --> 37:16.500
‫- آها! حالا ادب می‌شن!
‫- ایول!

37:16.583 --> 37:19.708
‫انسان‌ها کی یاد می‌گیرن
‫با نگهبانان بیشتری سفر کنن؟

37:19.791 --> 37:21.833
‫- چند نفر رو کشتین؟
‫- بخورین.

37:21.916 --> 37:23.708
‫- ایناهاشن.
‫- بیا.

37:23.791 --> 37:26.125
‫باید چاقت کنم.
‫باید دوباره بجنگی.

37:26.208 --> 37:28.000
‫- احسنت داداش.
‫- بیا.

37:29.583 --> 37:30.500
‫بخور.

37:33.666 --> 37:37.000
‫- فقط به جنگجویان غذا می‌دیم.
‫- ما هم عین شما می‌جنگیم.

37:37.083 --> 37:38.500
‫پس غنائم خودتون رو بخورین.

37:38.583 --> 37:41.041
‫سهم کل الف‌ها یکسانه.

37:41.666 --> 37:43.791
‫در غیر این صورت، با انسان‌ها فرقی نداریم.

37:51.958 --> 37:54.500
‫سهم کل الف‌ها از خطر هم باید یکسان باشه.

37:57.000 --> 37:58.041
‫درست می‌گفتی.

37:58.125 --> 38:01.083
‫باید گروه‌های اسکویاتلمون رو متحد کنیم.

38:01.791 --> 38:02.875
‫باید هدف...

38:03.500 --> 38:04.500
‫و اعمالشون واحد باشه.

38:05.291 --> 38:07.166
‫حتما امروز صبح پرماجرا بوده.

38:07.666 --> 38:09.750
‫چه مشاهداتی داشتین
‫که نظرتون عوض شد؟

38:09.833 --> 38:13.750
‫چیزی نشده. صرفا فرصت داشتم
‫موضعت رو بررسی کنم.

38:15.041 --> 38:17.916
‫برداشت ما از دول بلاتانا متفاوته؛

38:18.625 --> 38:19.916
‫ولی جفتمون دنبال خونه‌ایم...

38:20.625 --> 38:22.500
‫و با همدیگه زودتر بهش می‌رسیم.

38:31.291 --> 38:33.583
‫بهتره بیشتر از چادرتون بیرون بزنین.

38:33.666 --> 38:34.708
‫هوم.

38:36.208 --> 38:38.500
‫فردا عملیات بعدیمون رو انجام می‌دیم.

38:39.916 --> 38:42.375
‫من هرچقدر طول بکشه
‫کنارت می‌مونم.

39:06.250 --> 39:08.000
‫- سیری!
‫- سیری.

39:08.083 --> 39:10.500
‫واقعا شما دوتا خیال کردین
‫من چنین نگهبان بدی‌ام؟

39:15.000 --> 39:16.291
‫باز هم خواب دیدم.

39:18.416 --> 39:19.541
‫کابوس دیدی؟

39:20.875 --> 39:22.541
‫نه، ترسناک نبود.

39:23.041 --> 39:25.583
‫صرفا به فکر آلیرن و مادربزرگم بودم...

39:26.083 --> 39:27.208
‫و خوابم نمی‌برد.

39:28.041 --> 39:29.583
‫دوران زندگیشون چندین قرن فرق می‌کرد،

39:29.666 --> 39:31.666
‫ولی جفتشون با تکلیف یکسانی نابود شدن.

39:34.541 --> 39:36.750
‫می‌خواستن اون یکی گونه
‫ساکن اقلیم رو نابود کنن.

39:46.166 --> 39:47.791
‫بالاخره که خوابم برد،

39:49.000 --> 39:50.000
‫خوابش رو دیدم.

39:53.625 --> 39:55.708
‫شاید بتونم راه‌حل متفاوتی ارائه بدم...

39:58.208 --> 40:01.375
‫راه‌حلی پیشرو ارائه بدم
‫که موجب جدایی نشه و اتحاد به ارمغان بیاره.

40:02.958 --> 40:04.875
‫من نیمه‌الف و نیمه‌انسانم.

40:04.958 --> 40:08.750
‫جفتشون رو درک می‌کنم، آخه از جفتشون هستم
‫و نقطه قوتم همینه.

40:09.250 --> 40:11.333
‫متوجه منظورت می‌شم.

40:13.333 --> 40:14.750
‫تاریخ...

40:15.916 --> 40:17.708
‫معمولا تکرار می‌شه.

40:18.458 --> 40:20.125
‫حتی واسه آرمان‌گرایان هم تکرار می‌شه.

40:20.208 --> 40:24.000
‫خودت می‌گی آرمان‌گرایی آلیرن
‫به قتل‌عام الف‌های جوان منجر شد،

40:24.083 --> 40:28.375
‫ولی شاید اگه بزرگ‌ترهاشون تنهاش نمی‌ذاشتن
‫و ازش حمایت می‌کردن،

40:28.458 --> 40:29.375
‫می‌تونستن پیروز بشن.

40:31.041 --> 40:34.250
‫ین، الف‌ها که اسیرت کرده بودن،
‫اتفاقی حرفشون رو شنیده بودی.

40:34.333 --> 40:36.125
‫بهم گفته بودی ضرب‌المثلی دارن.

40:42.208 --> 40:44.250
‫لزومی نداره اوضاع همیشه ثابت بمونه.

40:46.000 --> 40:47.625
‫فرانچسکا، ملکه الف‌ها،

40:48.333 --> 40:51.000
‫معتقد بود می‌تونه شرایط بهتری
‫واسه مردمش فراهم کنه.

40:51.583 --> 40:52.708
‫من هم معتقدم.

40:54.625 --> 40:58.458
‫گرالت، تو بهم مبارزه یاد دادی.
‫عین کالانته.

40:58.541 --> 41:02.250
‫ین، تو هم داری کنترل
‫قدرتم رو بهم یاد می‌دی. عین موساک.

41:03.083 --> 41:06.291
‫اگه سرنوشت واسه همین
‫ما رو به هم رسونده باشه چی؟

41:08.125 --> 41:11.625
‫ننکه گفته بود تغییر روند
‫زنجیره نفرت در توانم هست.

41:12.791 --> 41:14.000
‫من هم می‌خوام تغییرش بدم.

41:15.791 --> 41:18.273
‫می‌خوام بین پادشاهان و جادوگران
‫تعادل برقرار کنم...

41:18.297 --> 41:19.333
‫و جای این که مدام...

41:19.416 --> 41:22.333
‫با هم درگیر باشن،
‫کل اقلیم رو همسو کنم.

41:22.875 --> 41:27.041
‫آخه حالم از نابودی و فقدان به هم می‌خوره.

41:32.125 --> 41:33.833
‫من به تو شک ندارم سیری.

41:36.500 --> 41:38.458
‫اما به دنیا شک دارم.

41:39.875 --> 41:41.916
‫دنیا...

41:46.291 --> 41:48.041
‫بریم. زود باشین.

41:53.083 --> 41:54.666
‫ما همین‌جاییم.

42:08.000 --> 42:09.000
‫آماده‌ای؟

42:10.625 --> 42:13.833
‫- چقدر صبر کنیم؟
‫- تا خودشون رو نشون بدن صبر می‌کنیم.

42:16.333 --> 42:18.333
‫از پسش برمیاد.

42:27.833 --> 42:29.416
‫سلام سیریلای سینترایی.

42:31.125 --> 42:32.500
‫بالاخره تنها شدیم.

42:33.458 --> 42:36.916
‫خب، اون‌قدرها هم تنها نشدیم.
‫این‌دفعه دوستان بیشتری همراهم آوردم.

42:52.750 --> 42:56.708
‫دفعه قبل با ذکاوت شکستت دادم.
‫این بار با جادوم آشنا می‌شی.

43:12.541 --> 43:14.333
‫- همراهم حمله کنین!
‫- حمله کنین بچه‌ها!

43:14.416 --> 43:15.625
‫به نظرم پیروز بشم.

43:16.166 --> 43:17.666
‫به نظرم احتمال پیروزی ما بیشتره!

43:22.291 --> 43:23.625
‫عین آب خوردنه!

43:29.583 --> 43:30.958
‫گرالت!

43:31.041 --> 43:31.875
‫گندش بزنن!

43:33.208 --> 43:34.458
‫برو!

43:54.291 --> 43:55.416
‫می‌تونی باز نگه داریش؟

43:55.500 --> 43:57.166
‫نوع جدیدی از جنون آشوب رو به کار برده.

43:58.291 --> 44:01.166
‫ولی باز نگه می‌دارم.
‫کافیه منتظر گرالت بمونیم.

44:02.083 --> 44:04.291
‫کماندار اومده! پناه بگیرین!

44:14.041 --> 44:16.875
‫- کاروانشون کدوم گوریه؟
‫- دختره مهم‌تره.

44:23.750 --> 44:26.708
‫- دستورم رو دادم. برین.
‫- چی؟

44:27.291 --> 44:28.208
‫ای بابا!

44:37.708 --> 44:38.708
‫باز نگه دارش.

44:38.791 --> 44:40.166
‫- دنبالم بیاین!
‫- باشه!

44:51.750 --> 44:53.291
‫بهت نمیاد فرد خیلی خاصی باشی.

44:53.916 --> 44:55.250
‫ای مادرخراب!

44:58.125 --> 44:59.625
‫ای حرومزاده!

45:02.083 --> 45:03.916
‫- بجنب!
‫- بیا.

45:04.000 --> 45:05.833
‫بیا، هوات رو دارم. هوات رو دارم.

45:09.666 --> 45:11.791
‫خودت رو الف محسوب می‌کنی.

45:12.291 --> 45:14.125
‫دختره هن ایکره.

45:14.208 --> 45:15.833
‫- جاش هم پیش...
‫- منه!

45:19.375 --> 45:21.500
‫باید از اینجا ببریمش!

45:21.583 --> 45:22.791
‫بجنب گرالت.

45:28.708 --> 45:30.375
‫جادوگرت پاش رو از گلیمش درازتر کرده.

45:53.041 --> 45:55.583
‫الف‌ها اومدن سیری رو ببرن.

45:58.958 --> 46:00.000
‫از این طرف!

46:01.291 --> 46:02.500
‫تکون بخورین!

46:32.791 --> 46:34.583
‫بجنبین. ممکنه اینجا باشه!

46:34.666 --> 46:35.750
‫شما دو نفر همراهم بیاین!

46:41.375 --> 46:43.791
‫عین سگ می‌میرین «سنجاب‌ها»!

46:43.875 --> 46:45.666
‫برو. عقب‌نشینی کنیم.

46:45.750 --> 46:47.583
‫- عقب‌نشینی کنین!
‫- عقب‌نشینی کنین!

46:47.666 --> 46:49.333
‫- عقب‌نشینی کنین! بجنبین!
‫- دنبالم بیاین!

46:49.416 --> 46:51.375
‫بجنب، بجنب. بلند شو.
‫بجنب، بلند شو.

46:56.083 --> 46:57.208
‫آخ!

46:57.291 --> 46:58.250
‫آخ، ای وای!

47:00.875 --> 47:02.500
‫گرفتمش! گرفتمش!

47:05.500 --> 47:06.583
‫نه! نه!

47:06.666 --> 47:07.750
‫نه!

47:08.291 --> 47:09.166
‫باید بریم.

47:09.250 --> 47:10.791
‫- عقب‌نشینی کنین!
‫- مواظب باش.

47:12.416 --> 47:16.250
‫وای، بهم قول بده اگه مردم،
‫والدو مارکس تو ختمم اجرا نکنه.

47:17.083 --> 47:18.041
‫چیزیت نمی‌شه.

47:19.125 --> 47:20.875
‫ولی وضع لوتت...

47:21.541 --> 47:22.875
‫چندان خوش‌آیند نیست.

47:23.875 --> 47:24.958
‫تو به افرادم کمک کردی.

47:25.541 --> 47:27.583
‫ازت ممنونم...

47:28.500 --> 47:29.625
‫یسکیر.

47:30.500 --> 47:33.708
‫- شجاع‌ترین طعمه تاریخی.
‫- پوف!

47:34.375 --> 47:36.666
‫یکی طلبم!

47:37.250 --> 47:39.500
‫بهم قول بده دیگه چنین کاری نمی‌کنیم.

47:40.583 --> 47:43.083
‫ممنون یسکیر.

47:51.083 --> 47:54.416
‫گفته بودی تا حالا تجربه مقابله
‫با چنین دریچه‌ای رو نداشتی.

47:55.791 --> 47:58.500
‫- منظورت چی بود؟
‫- شوم بود.

47:59.583 --> 48:00.666
‫بهم غلبه کرده بود.

48:02.875 --> 48:04.708
‫هنوز پس‌مونده‌اش رو حس می‌کنم.

48:05.666 --> 48:08.250
‫جادوگران سرکش دیگه‌ای هم
‫جز رینس هستن.

48:09.250 --> 48:11.041
‫بازیچه دست فرد به شدت قدرتمندیه.

48:11.875 --> 48:14.208
‫باید تمرینات سیری رو
‫بیشتر پیش ببری.

48:14.291 --> 48:15.916
‫- هوم...
‫- بیشتر تلاش می‌کنم.

48:16.500 --> 48:18.166
‫توان تو مطرح نیست.

48:18.958 --> 48:21.208
‫توان خودم مطرحه. کمک لازم دارم.

48:21.708 --> 48:23.750
‫- اگه بتونم با تیسیا صحبت کنم...
‫- نه‌خیر.

48:25.708 --> 48:29.541
‫تو نمی‌دونی در بر داشتن قدرت
‫و دسترسی نداشتن بهش چقدر دشواره.

48:29.625 --> 48:31.750
‫امکان نداره تنها راه‌حلمون
‫سفر به اریتوزا باشه.

48:31.833 --> 48:33.625
‫این‌جوری به صلاحشه.

48:33.708 --> 48:34.708
‫واقعا؟

48:37.041 --> 48:38.583
‫پس باهامون بیا.

48:38.666 --> 48:40.458
‫بمون و از امنیتش اطمینان حاصل کن.

48:41.875 --> 48:43.291
‫من فقط می‌خوام...

48:44.666 --> 48:46.416
‫همه‌مون پیش هم بمونیم.

48:50.791 --> 48:52.583
‫اگه بتونی به طریقی
‫بهم اعتماد کنی،

48:54.041 --> 48:55.916
‫می‌تونم درستش کنم.

49:03.416 --> 49:05.791
‫من باید رینس رو پیدا کنم
‫که کارش رو تموم کنم.

49:08.208 --> 49:09.666
‫نمی‌تونم باهاتون بیام.

49:12.500 --> 49:14.166
‫ما هم نمی‌تونیم باهات بیایم.

49:16.833 --> 49:18.583
‫پس مجبوریم جدا بشیم.

49:25.083 --> 49:30.291
‫♪ بالدرین جوان در خاکت آرمیده است ♪

49:31.041 --> 49:35.375
‫♪ طمع انسان‌ها زیر خاکت لانه کرده ♪

49:36.458 --> 49:40.208
‫♪ هوگال دلیر زانو زده و سوگند یاد می‌کند ♪

49:41.541 --> 49:45.541
‫♪ بگذار نیزارهایمان
‫با خون انسان‌ها سیراب شوند ♪

49:46.291 --> 49:49.875
‫♪ هوگال هنوز زیر خاک مرطوب... ♪

49:51.958 --> 49:54.125
‫♪ آرزوی آن انتقام را در سر دارد... ♪

49:54.208 --> 49:56.916
‫برادرش رو از دست داده.

49:57.000 --> 49:59.041
‫من هم ده دوازده تن دیگه رو از دست دادم.

49:59.708 --> 50:02.375
‫قرار بود با همدیگه به کاروانشون حمله کنیم.

50:02.458 --> 50:04.958
‫بهمون دروغ گفته بود.

50:06.333 --> 50:07.625
‫به خاطر یه دختر...

50:08.333 --> 50:09.833
‫این همه تلفات دادیم.

50:25.916 --> 50:27.250
‫تو دختره رو می‌شناختی.

50:29.041 --> 50:31.666
‫شاهدخت سیریلای سینترایی بود.

50:32.958 --> 50:34.250
‫بهشون هشدار داده بودم.

50:34.750 --> 50:36.250
‫دختره ارمغانی جز مرگ نداره.

50:36.333 --> 50:37.875
‫مشکلمون با دختره نیست.

50:39.333 --> 50:40.666
‫با اون یکیه.

50:41.291 --> 50:43.666
‫دیگه بسمه. دیگه تلفات نمی‌دم.

50:47.625 --> 50:48.875
‫کجا می‌ری؟

50:49.833 --> 50:52.041
‫می‌رم از دوستی قدیمی کمک بگیرم.

50:53.708 --> 50:55.375
‫برو حیوان!

51:11.875 --> 51:12.708
‫گرالت.

51:17.333 --> 51:20.000
‫خواهش می‌کنم هرجا رفتی، برگرد.

51:22.333 --> 51:23.583
‫در اسرع وقت برگرد.

51:25.875 --> 51:27.875
‫یسکیر تو بن گلین منتظرمه.

51:29.166 --> 51:30.541
‫ولی به زودی دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

51:50.791 --> 51:51.791
‫من هواش رو دارم.

51:52.750 --> 51:54.250
‫نمی‌دونم راجع بهم چه فکری می‌کنی،

51:55.000 --> 51:56.666
‫ولی بهت قول می‌دم.

51:58.791 --> 52:00.000
‫خودم می‌دونم هواش رو داری.

52:04.500 --> 52:07.208
‫- ین، اِم...
‫- فقط بگو آخرین خداحافظیمون نیست.

52:11.833 --> 52:13.833
‫بگو قراره باز هم شب‌های خوشی داشته باشیم.

52:17.291 --> 52:18.458
‫بگو به هر...

52:20.541 --> 52:21.791
‫شکلی هم که شده،

52:23.458 --> 52:24.791
‫به یادمی.

52:32.333 --> 52:34.125
‫بهت قول می‌دم.

52:53.375 --> 52:57.416
‫چند روز اخیر خیلی پرماجرا بود،

52:58.375 --> 53:01.500
‫من هم داشتم به پیشنهاد
‫سخاوتمندانه‌ات فکر می‌کردم.

53:01.583 --> 53:03.875
‫- خب، این‌دفعه چه بهانه‌ای می‌تراشی؟
‫- قبوله.

53:05.083 --> 53:07.291
‫سیری در خطره. اِم...

53:07.375 --> 53:09.333
‫اطرافیانش هم در خطرن.

53:10.250 --> 53:11.333
‫عزیزانم در خطرن.

53:12.416 --> 53:15.750
‫به صلاحشه جای امنی مستقر بشه.

53:15.833 --> 53:18.458
‫شما هم خیلی خوب از ردانیا تعریف کردین.

53:18.958 --> 53:23.000
‫واسه... ایشه... «ساکن شدن» مناسبه.

53:23.083 --> 53:24.375
‫چه عالی.

53:25.041 --> 53:27.375
‫- می‌تونیم امشب با خودمون ببریمش.
‫- نه.

53:30.041 --> 53:31.125
‫هنوز زوده.

53:33.083 --> 53:36.791
‫پای جادوگری شیفته آتش در میونه.

53:38.500 --> 53:39.416
‫اسمش رینسه.

53:40.291 --> 53:41.666
‫آوازه‌اش یه گوشم خورده.

53:41.750 --> 53:42.916
‫از شرش خلاص بشین.

53:45.625 --> 53:47.333
‫از شرش خلاص بشین تا...

53:49.125 --> 53:51.458
‫اعتماد سیری رو جلب کنین.

53:52.250 --> 53:53.333
‫اعتماد گرالت و خودم رو...

53:55.791 --> 53:56.916
‫هم جلب می‌کنین.

54:12.291 --> 54:13.791
‫این بازی خوراک خودته.

54:18.500 --> 54:19.916
‫هرچی تو بگی پیپ.

54:22.791 --> 54:23.750
‫پیپ!

54:41.375 --> 54:42.791
‫سلام دوست عزیزم...

54:44.666 --> 54:46.250
‫دلم به همین زودی برات تنگ شده.

54:47.250 --> 54:49.250
‫یا شاید بهتر باشه بگم
‫دلمون برات تنگ شده؟

54:51.000 --> 54:53.500
‫از طرف دوستت، ینیفر.

54:56.250 --> 54:59.375
‫پی‌نوشت: اگه سیری از اریتوزا خوشش نیومد،

55:00.625 --> 55:02.875
‫خونه بعدیمون رو نشون کردم.

55:04.458 --> 55:06.375
‫خونه‌ای عروسکی کنار پرورشگاه ماهی مرکبه.

55:17.458 --> 55:18.666
‫سلام دوست عزیزم...

55:21.791 --> 55:23.375
‫تو جشن بلتین ازم پرسیده بودی...

55:24.708 --> 55:28.458
‫پس از اون شب‌های خوش
‫از روی ترس می‌رفتم یا نه؟

55:30.625 --> 55:32.041
‫شاید همین‌طور بوده باشه.

55:34.666 --> 55:38.125
‫شاید همون موضوع باعث شد
‫الان در چنین شرایطی باشم.

55:40.583 --> 55:43.375
‫حالا اولین باره...

55:45.041 --> 55:47.500
‫که ترس واقعی رو درک می‌کنم.

55:50.416 --> 55:52.458
‫دیگه ندیدن تو و سیری ترس واقعیه.

55:55.083 --> 55:57.416
‫خیلی چیزها تو این اقلیم نامشخصه.

56:00.666 --> 56:04.916
‫خطراتی که شاهدشون بودیم
‫حاکی از آینده خطرناک‌تری‌ان.

56:20.416 --> 56:22.666
‫ولی خواهش می‌کنم بدون...

56:23.625 --> 56:25.625
‫یاد می‌گیرم دوباره بهت اعتماد کنم ین.

56:28.333 --> 56:32.250
‫جای من، تو و سیری
‫پیش همدیگه است.

56:34.791 --> 56:35.916
‫از طرف دوستت،

56:37.375 --> 56:38.333
‫گرالت.

56:40.000 --> 56:59.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
