1
00:00:17,541 --> 00:00:21,583
سیریلا فیونا الن ریانون
این چیزها به نظرت مسخره بازیه؟

2
00:00:22,125 --> 00:00:23,750
مگه بهت نگفته بودم، اگه موقع نواخته شدن ترومپت‌ها -
موسساک -

3
00:00:23,833 --> 00:00:25,833
آماده نباشی، چه اتفاقی میوفته

4
00:00:25,916 --> 00:00:27,666
فکر کردی شوخی میکنم؟

5
00:00:27,750 --> 00:00:31,291
وای به حالت اگه توی جیب‌‌هات
از اون استخون‌های کثیف پیدا کنم

6
00:00:32,958 --> 00:00:33,916
دارم خواب می‌بینم؟

7
00:00:34,000 --> 00:00:38,291
اگه سریعتر اون قیافه خواب‌آلودت رو جمع نکنی
و پاشی به کارهات برسی، تبدیل به کابوس میشه

8
00:00:38,375 --> 00:00:40,416
مراسم انتصاب شوالیه بیست دقیقه پیش شروع شده

9
00:00:40,500 --> 00:00:43,041
و مادربزرگت برنامه‌ریزی کرده
که با کلی آدم برقصی

10
00:00:44,041 --> 00:00:45,125
مادربزرگم؟

11
00:00:45,208 --> 00:00:47,583
... آره، فکش شروع کرده به

12
00:00:48,500 --> 00:00:50,291
همون که یک دفعه تکون میخوره
خودت میدونی چی میگم

13
00:01:00,333 --> 00:01:01,833
! پشمام

14
00:01:01,916 --> 00:01:03,875
مراقب حرف زدنت باش، شاهدخت

15
00:01:06,458 --> 00:01:07,458
چه کار میکنی؟

16
00:01:08,916 --> 00:01:09,958
واقعاً خودتی

17
00:01:11,000 --> 00:01:12,041
زده به سرش

18
00:01:12,666 --> 00:01:15,875
مراسم داره انجام میشه و این دختره دیوونه شده
میدونی چیه؟

19
00:01:15,958 --> 00:01:17,833
... این

20
00:01:18,333 --> 00:01:19,375
اهمیتی نداره

21
00:01:19,458 --> 00:01:20,583
بیا بریم

22
00:02:03,541 --> 00:02:04,500
گرالت

23
00:02:06,166 --> 00:02:07,125
گرالت

24
00:02:20,333 --> 00:02:21,166
گرالت

25
00:02:25,208 --> 00:02:27,875
گوش بده -
بهمون خیانت کردی -

26
00:02:27,958 --> 00:02:31,041
گرالت خواهش میکنم
جریان اون‌طوری که تو فکر میکنی نیست، بذار توضیح بدم

27
00:02:31,125 --> 00:02:33,750
قبل از این که ولت میر، خود واقعیش رو نشونم بده
به شکل یک دختر اومد پیشم

28
00:02:33,833 --> 00:02:36,083
یه مدل داغون از خودم

29
00:02:36,166 --> 00:02:37,625
آره، اون از درد و رنج تغذیه میکنه

30
00:02:38,333 --> 00:02:40,708
ولی همه آدم‌های این اقلیم
درد و رنج دارن

31
00:02:40,791 --> 00:02:43,708
انگیزه‌ش شخصی‌تر از این حرف‌هاست
روشش خاصتر از اینه

32
00:02:44,500 --> 00:02:45,333
توضیح بده

33
00:02:45,958 --> 00:02:47,583
نقطه ضعفت رو پیدا میکنه

34
00:02:48,416 --> 00:02:50,583
... زخم بازی که توی قلبت وجود داره

35
00:02:50,666 --> 00:02:54,625
چیزی که باعث ناامیدیت میشه
و دستش رو میکنه توی اون زخم

36
00:02:54,708 --> 00:02:56,875
کاری میکنه جوری درد بکشی
که حاضر به انجام هرکاری بشی

37
00:02:58,083 --> 00:03:00,250
مثل قربانی کردن یک بچه معصوم

38
00:03:01,833 --> 00:03:04,375
آره، ولی من نتونستم انجامش بدم

39
00:03:05,583 --> 00:03:06,500
گرالت

40
00:03:07,500 --> 00:03:11,500
میدونم این حرف واست بی‌معنیه
ولی الان متوجه میشم که اون چه‌قدر خاصه

41
00:03:12,458 --> 00:03:13,375
وقتی آشوب رو از دست دادم

42
00:03:13,458 --> 00:03:17,416
... فکر نمیکردم دیگه بتونم اون جرقه
اون زندگی رو دوباره تجربه کنم

43
00:03:17,500 --> 00:03:19,166
ولی سیری، اون حس رو می‌تابونه

44
00:03:20,041 --> 00:03:22,250
توی معبد ملیتلی
... وقتی کمکش کردم کنترلش کنه

45
00:03:22,750 --> 00:03:26,333
وقتی تحت هدایت من
... اون پورتال رو باز کرد، حس کردم

46
00:03:27,416 --> 00:03:29,291
... انگار -
خودم میدونم چه حسی داره -

47
00:03:29,791 --> 00:03:32,083
نمیدونم ولت میر چی از سیری میخواد

48
00:03:32,916 --> 00:03:34,583
ولی باید ازش محافظت کنیم

49
00:03:37,666 --> 00:03:39,708
من، باید ازش محافظت کنم

50
00:05:14,958 --> 00:05:16,083
وزمیر

51
00:05:18,500 --> 00:05:20,708
سیری، اینجا چه خبره؟

52
00:05:21,500 --> 00:05:22,583
گرالت؟

53
00:05:22,666 --> 00:05:24,250
یه زن اونجاست

54
00:05:24,333 --> 00:05:27,250
یک پیر زن، ردای سیاه پوشیده

55
00:05:27,333 --> 00:05:28,875
ولت میره -
اینجا؟ -

56
00:05:29,875 --> 00:05:31,875
در کائر مورن؟ -
الان کجاست؟ -

57
00:05:32,750 --> 00:05:36,125
دیدم از اتاق اورارد اومد بیرون
باید یک کاری بکنیم

58
00:05:37,000 --> 00:05:38,000
اون کشتشون

59
00:05:38,708 --> 00:05:39,833
اورارد و گوین

60
00:05:41,416 --> 00:05:42,916
تو چطور فرار کردی؟

61
00:05:44,416 --> 00:05:45,541
جیغ زدم

62
00:05:46,416 --> 00:05:47,916
هیچ آسیبی بهش نزد؟

63
00:05:49,416 --> 00:05:51,583
نمیدونم -
وزمیر از صداش بیدار نشد؟ -

64
00:05:52,250 --> 00:05:55,166
گرالت -
من ترسیدم، خواهش میکنم -

65
00:06:12,083 --> 00:06:13,416
بگو چی میخوای

66
00:06:27,000 --> 00:06:37,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

67
00:06:52,083 --> 00:06:57,416
‫مترجمان:
‫آرین دراما و کیانوش

68
00:07:01,833 --> 00:07:03,833
باورم نمیشه سیری این کار رو کرده

69
00:07:03,916 --> 00:07:06,041
برادرهامون رو توی خونه‌مون کُشت

70
00:07:06,125 --> 00:07:07,875
اون موجود، سیری نیست

71
00:07:09,041 --> 00:07:10,833
هرکی مونده رو جمع کنین

72
00:07:12,625 --> 00:07:13,458
ورتک

73
00:07:14,375 --> 00:07:15,375
میرک

74
00:07:16,000 --> 00:07:17,541
میرک رو هم کشته

75
00:07:40,958 --> 00:07:43,041
هرچی میتونین اکسیر بردارین

76
00:07:43,583 --> 00:07:45,500
نمیدونیم چه کارهایی ازش برمیاد

77
00:07:48,916 --> 00:07:50,250
به سمت اسلحه‌خونه

78
00:07:50,333 --> 00:07:51,500
سیری رو پیدا کنین

79
00:07:52,416 --> 00:07:54,583
طرف تو سیری نیست

80
00:07:57,625 --> 00:07:59,583
... تالبوت، پیداشون کنین

81
00:07:59,666 --> 00:08:01,750
وقتی اسکل رو کشتی، داغون شدم

82
00:08:02,333 --> 00:08:04,875
ولی حق با تو بود
کاری بود که باید انجام میشد

83
00:08:04,958 --> 00:08:06,375
مثل الان

84
00:08:06,458 --> 00:08:08,250
سیری باید کشته بشه

85
00:08:08,750 --> 00:08:11,958
دختر یا شیطان
در هر حال، اون بیش از حد به ما صدمه زده

86
00:08:12,458 --> 00:08:14,375
ویچرها از سر ترس، کسی رو نمیکشن

87
00:08:14,875 --> 00:08:16,083
برای نجات جون بقیه، آدم میکشن

88
00:08:17,166 --> 00:08:18,250
حرف خودمه

89
00:08:18,833 --> 00:08:19,791
آره

90
00:08:19,875 --> 00:08:21,958
الان خیلی کسشر به نظر میرسه

91
00:08:23,083 --> 00:08:25,083
اسکل، ریموس

92
00:08:25,166 --> 00:08:27,166
گاسکادن، زورل، گوین

93
00:08:28,500 --> 00:08:31,291
مدال‌های زیادی از اون درخت آویزون شده

94
00:08:31,375 --> 00:08:33,333
ولی ریختن خون سیری

95
00:08:34,583 --> 00:08:36,000
اون‌ها رو برنمیگردونه

96
00:08:36,083 --> 00:08:39,750
تو بودی که میگفتی
اون به اندازه کافی قوی هست، که ویچر بعدی باشه

97
00:08:40,750 --> 00:08:42,000
همون‌طور که من بودم

98
00:08:44,166 --> 00:08:45,916
میتونه از پسش بربیاد

99
00:08:47,541 --> 00:08:48,791
بهت نیاز داره

100
00:08:51,458 --> 00:08:53,291
من بهت نیاز دارم

101
00:08:58,875 --> 00:08:59,791
... گرگ

102
00:08:59,875 --> 00:09:02,416
من ولت میر رو راضی میکنم
از بدن سیری خارج بشه

103
00:09:02,500 --> 00:09:06,875
وقتی که اومد بیرون و به شکل خودش برگشت
گیرش میندازیم

104
00:09:06,958 --> 00:09:08,166
این کار جواب میده؟

105
00:09:08,250 --> 00:09:09,208
نمیدونم

106
00:09:09,291 --> 00:09:11,791
ولی اگه باهم کار کنیم
بیشترین شانس موفقیت رو داریم

107
00:09:13,416 --> 00:09:15,791
خواهش میکنم بهم اعتماد کن

108
00:09:51,500 --> 00:09:52,625
یاسکیر -
همم؟ -

109
00:09:52,708 --> 00:09:56,000
یاسکیر، یاسکیر، پاشو -
سنجاب‌ها خیلی زیادن -

110
00:09:56,083 --> 00:09:57,041
یاسکیر

111
00:09:57,125 --> 00:09:58,083
کارت دارم

112
00:09:59,000 --> 00:10:00,666
سیری تسخیر شده

113
00:10:00,750 --> 00:10:03,375
آخرین بار که کنارت بیدار شدم

114
00:10:03,458 --> 00:10:07,041
تخم‌هام رو گرفتی و بعد ساختمون رو منفجر کردی

115
00:10:07,125 --> 00:10:08,166
بجنب

116
00:10:08,250 --> 00:10:10,250
ای بابا

117
00:10:11,500 --> 00:10:13,500
صبر کن. گفتی تسخیر شده؟

118
00:10:20,083 --> 00:10:21,666
مطمئنی؟

119
00:10:22,375 --> 00:10:23,333
... گفت اون

120
00:10:24,000 --> 00:10:26,625
جیکسترا گفت دیگه بهم نیاز نداره

121
00:10:28,125 --> 00:10:30,708
راه‌های دیگه‌ای برای رسیدن
به اون چه که دنبالش بود، داشت

122
00:10:32,500 --> 00:10:34,083
سیریلا از سینترا؟

123
00:10:37,333 --> 00:10:38,166
بله

124
00:10:38,250 --> 00:10:39,250
... خب، اون

125
00:10:41,583 --> 00:10:44,291
دختر ما چه ربطی به این موضوع داشت؟

126
00:10:44,375 --> 00:10:46,875
چرا ردینیا باید ما رو هدف قرار بده؟

127
00:10:46,958 --> 00:10:49,458
چون ما نیلفگارد رو همراهی کردیم

128
00:10:50,416 --> 00:10:51,833
چون الف هستیم

129
00:10:53,375 --> 00:10:54,500
اون‌ها از ما متنفرن

130
00:10:56,208 --> 00:10:58,000
همیشه هم بودن

131
00:10:59,833 --> 00:11:02,791
جز حالت گوش‌هامون
به دلیل دیگه‌ای نیاز ندارن

132
00:11:04,625 --> 00:11:05,583
... من

133
00:11:08,708 --> 00:11:09,583
... من

134
00:11:10,541 --> 00:11:11,541
متاسفم

135
00:11:13,708 --> 00:11:15,000
... من زندانی بودم و

136
00:11:17,041 --> 00:11:19,541
... گفت هدفش نیلفگارده و من

137
00:11:20,541 --> 00:11:21,708
اصلاً متوجه نشدم

138
00:11:22,208 --> 00:11:23,833
... هیچوقت فکرش رو نمیکردم

139
00:11:25,583 --> 00:11:27,041
تو جون خودت رو نجات دادی

140
00:11:28,291 --> 00:11:29,500
این موضوع تقصیر تو نیست

141
00:11:33,708 --> 00:11:35,250
چندتا اسب جمع کنین

142
00:11:48,166 --> 00:11:50,250
قبل از این که بگی جریان از چه قراره

143
00:11:50,333 --> 00:11:53,166
خواهش میکنم بگو داری واسم
داروی سر درد بعد از مستی درست میکنی

144
00:11:53,250 --> 00:11:57,083
حس میکنم سرم بین دوتا کپل

145
00:11:57,166 --> 00:12:00,041
یک بز چاق و عاشق سکس خشن، قرار گرفته

146
00:12:00,125 --> 00:12:01,250
باید چه کار کنیم؟

147
00:12:01,333 --> 00:12:04,416
ولت میر یک انگله
باید بدون کشتن میزبان، اون رو از بدنش جدا کنیم

148
00:12:04,500 --> 00:12:07,750
اوه، باز هم جریان مادر نامیرا
خب، ادامه بده

149
00:12:08,250 --> 00:12:10,875
یک سحر از خانواده استخراج یا انفصال
کار رو راه میندازه

150
00:12:10,958 --> 00:12:13,708
آره، البته اگه تو هنوز میتونستی جادو کنی
ولی خب، نمیتونی

151
00:12:13,791 --> 00:12:15,208
... اگه جادوم سرجاش بود

152
00:12:15,291 --> 00:12:18,416
به جاش حالا باید با هرچیزی که توی این آزمایشگاه
ویچرها پیدا میکنم، کار رو به یک جایی برسونم

153
00:12:19,750 --> 00:12:20,916
مثل این

154
00:12:21,000 --> 00:12:23,791
! اوه، آره
یک سنگ کوچولو ! همه‌مون رو نجات دادی

155
00:12:23,875 --> 00:12:24,875
یشم فعال

156
00:12:24,958 --> 00:12:27,833
مهیا کننده گرما، انرژی، توازن

157
00:12:28,375 --> 00:12:29,500
مرغ انجیرخوار طلایی

158
00:12:29,583 --> 00:12:31,208
 چی؟

159
00:12:32,208 --> 00:12:34,208
این که گفتی فکر کنم مربوط به سینه‌ست

160
00:12:34,291 --> 00:12:36,125
اثر سم‌های توی خون رو از بین میبره

161
00:12:36,208 --> 00:12:39,375
... البته که من همه چیز رو به ممه ربط میدم -
مثل سم ... یاسکیر -

162
00:12:41,166 --> 00:12:44,625
من سیری رو توی این دردسر انداختم
و هرکاری بتونم برای رهاییش انجام میدم

163
00:12:48,916 --> 00:12:50,041
بگو چه کار کنم

164
00:12:50,125 --> 00:12:50,958
گرالت رو پیدا کن

165
00:12:52,125 --> 00:12:54,500
یشم رو بده بهش -
واسه چی؟ -

166
00:12:54,583 --> 00:12:57,083
کمک میکنه اشتباهات رو درست کنه
خودش متوجه میشه

167
00:12:57,166 --> 00:12:58,958
صبر کن ببینم، تو چه کار میکنی؟

168
00:12:59,041 --> 00:13:00,375
کاری که ساحره‌ها بیشترین تبحر رو توش دارن

169
00:13:01,416 --> 00:13:02,416
معجون درست میکنم

170
00:13:39,500 --> 00:13:40,916
سیری، بیا

171
00:13:44,250 --> 00:13:46,208
از اون چیزی که یادمه هم بهتره

172
00:13:46,291 --> 00:13:47,916
مطمئنی حالت خوبه؟

173
00:13:49,791 --> 00:13:50,958
بهتر از همیشه‌ام

174
00:13:59,041 --> 00:14:00,791
نوه‌تون

175
00:14:01,583 --> 00:14:03,250
به عنوان عضوی از خاندان سلطنتی

176
00:14:03,333 --> 00:14:05,166
... خواسته زیادیه که انتظار داشته باشم

177
00:14:05,250 --> 00:14:06,416
یه ذره احترام سرم بشه

178
00:14:08,708 --> 00:14:09,666
بله

179
00:14:11,125 --> 00:14:12,250
ببخشید دیر کردم

180
00:14:35,458 --> 00:14:37,916
میدونم که به نظرت زیادی سخت گیرم

181
00:14:39,208 --> 00:14:40,041
نه

182
00:14:41,208 --> 00:14:43,375
نه، میدونم شما فقط میخواین ازم مراقبت کنین

183
00:14:43,458 --> 00:14:44,416
البته

184
00:14:46,083 --> 00:14:48,625
چون میدونم اینجا بدون تو
مثل قبلش نمیشه

185
00:14:54,750 --> 00:14:57,250
علیاحضرت، به بنده افتخار رقص میدین؟

186
00:14:59,833 --> 00:15:02,791
... خوشحال می -
خوشحال میشم، مارتین -

187
00:15:59,416 --> 00:16:00,625
دوباره بررسی کنین

188
00:16:00,708 --> 00:16:03,416
وقتی امپراطور امیهر تشریف فرما میشن
نباید خطایی رخ بده

189
00:16:09,000 --> 00:16:10,208
چی شده؟

190
00:16:10,291 --> 00:16:11,333
الف‌ها

191
00:16:12,750 --> 00:16:13,958
بعضی‌هاشون فرار کردن

192
00:16:14,458 --> 00:16:16,416
همیشه یک سری فرار میکنن، فرینجلا

193
00:16:16,500 --> 00:16:17,958
انتظارش میره

194
00:16:18,708 --> 00:16:20,791
فرانچسکا و فیلاوندریل بینشون بودن

195
00:16:22,083 --> 00:16:26,041
دیده‌بان‌هامون گفتن داشتن با اسب‌های دزدی
به سمت شمال میرفتن

196
00:16:27,541 --> 00:16:29,791
تا قاتل دخترشون رو پیدا کنن

197
00:16:31,250 --> 00:16:33,041
همه چیز نشون میده کار ردینیا بوده

198
00:16:34,041 --> 00:16:37,083
اگه بهم گفته بود
میتونستم کمکش کنم

199
00:16:37,875 --> 00:16:39,291
 نیرو، دسترسی به ارتش

200
00:16:39,375 --> 00:16:42,083
... هرچی که میخواست، البته -
اگه برمیگشت؟ -

201
00:16:43,333 --> 00:16:44,250
آره

202
00:16:45,166 --> 00:16:46,041
چرا؟

203
00:16:46,875 --> 00:16:49,625
چرا اون اینقدر واست مهمه؟

204
00:16:49,708 --> 00:16:51,416
خب، دوستمه -
نه -

205
00:16:53,875 --> 00:16:54,708
نه

206
00:16:55,791 --> 00:16:58,291
اون کلید انجام نقشه‌ـتـه

207
00:16:59,416 --> 00:17:02,291
که به امهیر نشون بدی
رهبر با ارزشی هستی

208
00:17:04,958 --> 00:17:05,875
آره

209
00:17:07,500 --> 00:17:08,791
آره، اون هم همینطور

210
00:17:10,375 --> 00:17:11,583
ولی دیگه رفته

211
00:17:12,458 --> 00:17:14,916
طبق نقشه تو

212
00:17:15,666 --> 00:17:17,000
بهش فکر کن

213
00:17:17,083 --> 00:17:18,875
اون بچه بهشون امید میداد

214
00:17:19,541 --> 00:17:22,291
دلیلی برای زندگی
به جای مردن حین جنگ

215
00:17:23,791 --> 00:17:25,416
و اون بچه به طرز اسرار امیزی کشته شده؟

216
00:17:26,625 --> 00:17:27,583
... و حالا

217
00:17:28,333 --> 00:17:31,250
دارن میرن که قلمرو دشمنانمون رو نابود کنن

218
00:17:32,916 --> 00:17:35,041
منظورت چیه؟

219
00:17:36,958 --> 00:17:38,250
جواب داد

220
00:17:41,250 --> 00:17:42,583
نقشه تو

221
00:17:46,791 --> 00:17:47,958
ولی من هیچوقت همچین کاری نمیکردم

222
00:17:49,083 --> 00:17:51,958
این کار ازم برنمیاد -
خودت گفتی، فرینجلا -

223
00:17:52,458 --> 00:17:55,083
وقتی امیهر میاد، من باید غوغا کنم

224
00:17:58,125 --> 00:17:59,166
پس اجازه بده

225
00:18:33,750 --> 00:18:35,291
کجایی سیری؟

226
00:18:40,666 --> 00:18:41,625
سیری؟

227
00:18:44,333 --> 00:18:45,333
سیری

228
00:18:46,166 --> 00:18:47,541
بیا اینجا دختر

229
00:18:53,208 --> 00:18:54,125
سیری

230
00:18:56,833 --> 00:18:58,875
سیری

231
00:19:18,416 --> 00:19:20,208
نمیخوای فرار کنی

232
00:19:29,375 --> 00:19:30,916
خیلی‌ها رفتن

233
00:19:31,916 --> 00:19:34,666
به دست این اقلیم جهنمی بلعیده شدن

234
00:19:35,208 --> 00:19:37,041
من سیری رو میخوام

235
00:19:37,750 --> 00:19:39,333
قیمتت رو بگو

236
00:19:39,833 --> 00:19:40,916
اینجاست

237
00:19:43,208 --> 00:19:44,416
من عقب رو پوشش میدم

238
00:19:45,000 --> 00:19:47,166
مسئله قیمت نیست

239
00:19:50,458 --> 00:19:52,333
بلکه بحث بهاست

240
00:19:53,916 --> 00:19:56,208
آروم بچه‌ها -
درخواستت رو بگو -

241
00:19:57,333 --> 00:19:58,500
آزادش کن

242
00:19:59,458 --> 00:20:00,791
و میتونی من رو داشته باشی

243
00:20:06,375 --> 00:20:07,791
اغوا کننده‌ست

244
00:20:09,250 --> 00:20:13,458
چه درد و رنج باشکوهی میتونیم باهم به وجود بیاریم

245
00:20:15,416 --> 00:20:16,833
دیگه خیلی دیر شده

246
00:20:17,541 --> 00:20:18,875
گرالت

247
00:20:20,333 --> 00:20:22,458
... ینیفر گفت

248
00:20:25,208 --> 00:20:26,041
سرت شلوغه

249
00:20:27,083 --> 00:20:27,916
همه مشغول هستین

250
00:20:30,875 --> 00:20:31,708
آره

251
00:21:09,875 --> 00:21:11,041
این دیگه چیه؟

252
00:21:16,375 --> 00:21:17,416
سیری

253
00:21:28,041 --> 00:21:29,083
نه

254
00:22:11,458 --> 00:22:13,375
این‌ها دیگه چه مدل اژدهایی هستن؟

255
00:22:13,458 --> 00:22:15,083
وقتی کشتمشون بهت میگم

256
00:22:15,666 --> 00:22:17,083
اجازه نمیدم اون تو رو مال خودش کنه، سیری

257
00:22:23,833 --> 00:22:24,958
 لعنتی

258
00:22:30,875 --> 00:22:33,708
یردن، حالا -
گرگ -

259
00:22:33,791 --> 00:22:35,541
وزمیر، از پسش برمیام

260
00:22:35,625 --> 00:22:37,083
باید کنترلش کنیم

261
00:22:50,833 --> 00:22:52,791
بگو ازش چی میخوای

262
00:22:53,708 --> 00:22:55,333
اون واست چه معنایی داره

263
00:22:55,958 --> 00:22:57,875
اون آینده‌ست

264
00:22:59,750 --> 00:23:01,583
و تو سر راهمی

265
00:23:07,291 --> 00:23:09,208
 سیری ! بهم گوش بده

266
00:23:09,666 --> 00:23:12,208
میتونی باهاش مقابله کنی

267
00:23:12,958 --> 00:23:15,250
میدونم اینجا بدون تو مثل سابقش نمیشه

268
00:23:20,416 --> 00:23:22,916
گرالت

269
00:23:27,333 --> 00:23:28,375
اشتباهات رو درست میکنه؟

270
00:23:28,458 --> 00:23:31,458
خب، ینیفر، نمیدونم اوضاع چطور میتونه
از این خرابتر بشه

271
00:23:33,208 --> 00:23:34,958
گرالت

272
00:23:45,000 --> 00:23:46,250
یکی کمک کنه

273
00:23:47,166 --> 00:23:48,833
کمک

274
00:23:50,125 --> 00:23:52,500
ورتک

275
00:23:56,625 --> 00:23:58,875
وزمیر، کمک‌مون کن

276
00:23:59,541 --> 00:24:00,541
وزمیر

277
00:24:06,333 --> 00:24:08,625
ورتک، پشت سرت

278
00:24:26,458 --> 00:24:27,333
گرالت

279
00:24:29,750 --> 00:24:32,250
گرالت ! ینیفر گفت این رو برسونم بهت

280
00:24:32,333 --> 00:24:35,333
... برای توازن و دما و

281
00:24:35,416 --> 00:24:37,000
اوه، صدام رو نمی‌شنوی

282
00:24:41,291 --> 00:24:42,541
گرالت

283
00:24:47,333 --> 00:24:48,208
نه

284
00:24:54,250 --> 00:24:55,416
نمیتونی به من برسی

285
00:24:58,458 --> 00:25:01,791
بهش نشون بده دیگه بهش نیاز نداری

286
00:25:04,208 --> 00:25:05,666
سیری، قوی بمون

287
00:25:25,208 --> 00:25:26,500
میشه من جا بزنم؟

288
00:25:30,416 --> 00:25:33,000
میدونی، شاهدخت
اگه با مارین ماربری ازدواج کنی

289
00:25:33,083 --> 00:25:36,083
یک نسل خیلی استثنایی رو ادامه میدین

290
00:25:36,166 --> 00:25:37,541
چندش

291
00:25:47,541 --> 00:25:49,000
نسل من، موسساک

292
00:25:50,208 --> 00:25:52,125
بیشتر ازش بگو

293
00:25:52,708 --> 00:25:53,583
الان؟

294
00:25:54,541 --> 00:25:57,666
فکر نکنم چنین آهنگ بلندی وجود داشته باشه
که حینش درباره اون موضوع صحبت کنیم

295
00:25:59,458 --> 00:26:00,750
پس یه روز، به زودی؟

296
00:26:09,291 --> 00:26:10,291
قول میدم

297
00:26:13,291 --> 00:26:14,791
شاهدخت، خانواده شما

298
00:26:16,750 --> 00:26:18,750
... خانم‌هایی که قبل از شما بودن

299
00:26:19,250 --> 00:26:21,000
واقعا شگفت آور بودن

300
00:26:21,500 --> 00:26:23,791
سیری

301
00:26:23,875 --> 00:26:25,583
میتونی باهاش مقابله کنی

302
00:26:25,666 --> 00:26:27,833
قوی بمون، سیری

303
00:26:29,958 --> 00:26:31,583
گرالت -
تسلیم نشو -

304
00:26:34,750 --> 00:26:37,458
تو میدونی واقعاً کی هستی

305
00:26:38,916 --> 00:26:41,125
شاهدخت، حالتون خوبه؟

306
00:26:42,458 --> 00:26:43,625
مادربزرگم

307
00:26:44,666 --> 00:26:46,541
‫چرا هیچوقت حقیقت
‫رو بهم نگفت؟

308
00:26:47,208 --> 00:26:48,291
‫اینکه کی هستم؟

309
00:26:49,583 --> 00:26:52,333
‫عزیزم، حتما خیلی خسته شدی

310
00:26:52,416 --> 00:26:56,375
‫پدرت ناراحت میشه که
‫نمی‌تونه باهات برقصه

311
00:26:57,083 --> 00:26:57,958
‫چی؟

312
00:27:19,458 --> 00:27:21,125
‫حمله!

313
00:27:22,250 --> 00:27:23,916
‫قوی باش، سیری

314
00:27:27,416 --> 00:27:29,083
‫هنوز گریه می‌کنه؟

315
00:27:29,166 --> 00:27:31,083
‫نمی‌دونم مشکلش چیه

316
00:27:31,166 --> 00:27:34,208
‫احتمالا خود شاه وزیمیر هم
‫می‌تونه صدای گریه‌هاش رو بشنوه

317
00:27:34,291 --> 00:27:35,291
‫بدش به من

318
00:27:36,291 --> 00:27:37,875
‫بیا، بیا

319
00:27:37,958 --> 00:27:40,041
‫هیس، هیس

320
00:27:40,583 --> 00:27:42,833
‫همینطوری

321
00:27:43,625 --> 00:27:45,333
‫هیس، هیس

322
00:28:01,083 --> 00:28:05,250
‫به هرکی تونستیم پیدا کنیم هشدار دادیم.
‫الف‌های زیادی توی ردینیا باقی نمونده

323
00:28:05,333 --> 00:28:06,500
‫مطمئنی؟

324
00:28:06,583 --> 00:28:09,250
‫بدون تلافی‌کردن
‫نمیشه ادامه داد

325
00:28:10,458 --> 00:28:12,250
‫خواهر، روش‌های دیگه‌ای هم هست

326
00:28:15,125 --> 00:28:16,875
‫میدونم چه سختی‌‌هایی کشیدی، ولی...

327
00:28:16,958 --> 00:28:18,916
‫نه، نمیدونی

328
00:28:24,458 --> 00:28:27,083
‫آنچه قبلا بوده لازم نیست برای همیشه باشه

329
00:28:31,916 --> 00:28:33,791
‫بچه‌ام!

330
00:28:36,833 --> 00:28:38,083
‫بچه‌ام!

331
00:28:39,291 --> 00:28:41,708
‫- بچه‌ام!
‫- نه!

332
00:29:00,458 --> 00:29:01,833
‫جدا؟

333
00:29:02,541 --> 00:29:03,708
‫لعنتی!

334
00:29:11,000 --> 00:29:12,625
‫

335
00:29:45,166 --> 00:29:46,125
‫

336
00:30:09,875 --> 00:30:12,375
‫گرالت، من یه معجون
‫برای استخراج وولث درست کردم!

337
00:30:27,166 --> 00:30:28,875
‫وسمیر!

338
00:30:28,958 --> 00:30:31,708
‫اگه اون رو بکشی،
‫سیری هم می‌میره!

339
00:30:42,541 --> 00:30:44,875
‫ویچرهای بدبخت و بیچاره

340
00:30:46,041 --> 00:30:49,166
‫شما همه‌چیز رو حس می‌کنید، مگه نه؟

341
00:30:49,250 --> 00:30:51,333
‫برو کنار!

342
00:30:52,625 --> 00:30:55,541
‫بخصوص نفرت رو

343
00:31:05,916 --> 00:31:07,500
‫بیا تمومش کنیم، گرالت!

344
00:31:13,000 --> 00:31:15,625
‫جاسپر شجاعت جبران
‫اشتباهات رو به آدم میده

345
00:31:19,000 --> 00:31:19,833
‫نفرت

346
00:31:19,916 --> 00:31:21,083
‫

347
00:31:21,666 --> 00:31:22,916
‫نفرت ما...

348
00:31:23,458 --> 00:31:25,958
‫همون دردی هست که
‫اون رو قوی‌تر می‌کنه

349
00:31:27,041 --> 00:31:28,541
‫بیا چیزی که دنبالشه
‫رو بهش ندیم

350
00:31:30,500 --> 00:31:31,333
‫سیری

351
00:31:32,708 --> 00:31:33,708
‫اگه صدای من رو می‌شنوی...

352
00:31:34,916 --> 00:31:36,166
‫اگه صدای ما رو می‌شنوی...

353
00:31:37,166 --> 00:31:38,083
‫بیا خونه

354
00:31:41,708 --> 00:31:43,666
‫خیلی دلم براتون تنگ شده بود

355
00:31:52,208 --> 00:31:53,541
‫ما که همیشه

356
00:31:54,375 --> 00:31:55,541
‫اینجا بودیم

357
00:31:56,500 --> 00:31:57,750
‫و همیشه بهت
‫عشق می‌ورزیدیم

358
00:32:00,916 --> 00:32:02,000
‫دختر استثنایی ما

359
00:32:03,750 --> 00:32:05,833
‫اگه صدای من رو می‌شنوی...

360
00:32:05,916 --> 00:32:06,750
‫گرالت؟

361
00:32:06,833 --> 00:32:08,125
‫...اگه صدای ما رو می‌شنوی...

362
00:32:10,583 --> 00:32:12,125
‫بیا خونه

363
00:32:17,750 --> 00:32:20,500
‫خودش نمیخواد اینجا باشه

364
00:32:22,250 --> 00:32:23,333
‫اون مال شما نیست

365
00:32:23,916 --> 00:32:25,333
‫اینطوری جواب نمیده، گرگ

366
00:32:26,166 --> 00:32:28,791
‫برگرد پیش ما، سیری.
‫صدای ما رو می‌شنوی؟

367
00:32:29,375 --> 00:32:30,250
‫سیری؟

368
00:32:30,916 --> 00:32:32,208
‫تمومش کن

369
00:32:32,291 --> 00:32:33,541
‫کار من نیست

370
00:32:33,625 --> 00:32:35,541
‫- من بهت باور دارم
‫- وزمیر؟

371
00:32:35,625 --> 00:32:37,250
‫بابت کاری که کردم متاسفم

372
00:32:37,333 --> 00:32:38,458
‫با ما باش

373
00:32:40,416 --> 00:32:41,500
‫جای تو اینجاست

374
00:32:43,916 --> 00:32:44,791
‫بمون

375
00:32:46,083 --> 00:32:46,916
‫بمون

376
00:32:49,458 --> 00:32:50,375
‫پیش ما بمون

377
00:32:50,458 --> 00:32:52,041
‫پیش ما بمون...

378
00:32:55,625 --> 00:32:57,166
‫من جایی نمیرم

379
00:32:58,250 --> 00:33:00,708
‫باشه؟
‫همینجا می‌مونم

380
00:33:00,791 --> 00:33:03,583
‫فقط لطفا منو ترک نکنین

381
00:33:04,583 --> 00:33:07,791
‫من جایی نمیرم

382
00:33:08,458 --> 00:33:11,375
‫همینجا می‌مونم

383
00:33:11,458 --> 00:33:13,500
‫و در وجودش زندگی می‌کنم

384
00:33:13,583 --> 00:33:14,541
‫تا ابد

385
00:33:15,500 --> 00:33:16,916
‫خونه‌اش سوخته

386
00:33:18,000 --> 00:33:20,708
‫به یک حامل برای زندگی در
‫این دنیا نیاز داره

387
00:33:22,333 --> 00:33:23,750
‫سیری نمی‌تونه فرار کنه

388
00:33:23,833 --> 00:33:24,958
‫مگر اینکه...

389
00:33:28,250 --> 00:33:30,708
‫مگر اینکه من این
‫اشتباه رو درست کنم

390
00:33:30,791 --> 00:33:32,625
‫- زخم‌هام خوب نمیشدن...
‫- ین

391
00:33:32,708 --> 00:33:34,750
‫ولی مشکل از
‫نبود جادو نبود...

392
00:33:34,833 --> 00:33:36,791
‫- من می‌تونم حاملش بشم
‫- نه

393
00:33:36,875 --> 00:33:38,625
‫- برای سیری
‫- ین!

394
00:33:46,833 --> 00:33:48,500
‫نه!

395
00:34:01,250 --> 00:34:02,750
‫نذار دوباره بمیریم

396
00:34:04,958 --> 00:34:05,958
‫ما خانواده‌ی تو هستیم

397
00:34:07,791 --> 00:34:09,458
‫ما همه‌چیز تو هستیم

398
00:34:11,500 --> 00:34:13,791
‫تو لیاقت همه‌ چیزی داری سیری

399
00:34:13,875 --> 00:34:16,333
‫بذار هرچیزی که دارم
‫رو بهت بدم

400
00:34:17,458 --> 00:34:19,083
‫نمیدونم چکار کنم

401
00:34:20,083 --> 00:34:21,833
‫لطفا نرید

402
00:34:23,291 --> 00:34:24,625
‫خواهش می‌کنم نرید

403
00:34:31,083 --> 00:34:32,750
‫می‌دونم ترسیدی سیری،

404
00:34:33,541 --> 00:34:35,375
‫ولی چیزی که اونجا می‌بینی...

405
00:34:35,458 --> 00:34:37,791
‫واقعی نیست

406
00:34:48,083 --> 00:34:49,208
‫اینکارو نکن

407
00:34:58,041 --> 00:34:58,875
‫سیری...

408
00:35:02,125 --> 00:35:03,875
‫- سیری...
‫- با ما باش

409
00:35:05,250 --> 00:35:08,291
‫جای تو پیش ماست

410
00:35:09,416 --> 00:35:11,083
‫ما باید باهم باشیم

411
00:35:12,458 --> 00:35:13,333
‫تو،

412
00:35:14,375 --> 00:35:15,291
‫ما،

413
00:35:16,833 --> 00:35:18,250
‫رابطه‌مون بی‌نقص نیست،

414
00:35:19,166 --> 00:35:20,375
‫اما واقعیه

415
00:35:21,500 --> 00:35:22,666
‫مال خودته

416
00:35:26,208 --> 00:35:28,500
‫ما خانواده‌ی تو هستیم...

417
00:35:31,000 --> 00:35:32,333
‫و بهت نیاز داریم

418
00:35:35,666 --> 00:35:37,208
‫من باید برم خونه

419
00:36:25,458 --> 00:36:26,833
‫سیری، ما وقت زیادی نداریم

420
00:36:26,916 --> 00:36:28,875
‫باید یکبار برای همیشه
‫ولت‌میر رو گیر بندازیم

421
00:36:30,791 --> 00:36:33,125
‫اگه می‌تونی از مونولیت هیولا بیاری،

422
00:36:33,208 --> 00:36:34,708
‫می‌تونی یکی هم باهاش پس بفرستی

423
00:36:35,208 --> 00:36:36,083
‫چی؟

424
00:36:36,916 --> 00:36:38,125
‫تو از پسش برمیای

425
00:36:39,208 --> 00:36:40,208
‫آموزه‌های ینیفر

426
00:36:40,291 --> 00:36:43,250
‫- ولی نمیدونم بتونم...
‫- من بهت باور دارم

427
00:36:46,250 --> 00:36:47,166
‫باشه

428
00:36:54,291 --> 00:36:55,208
‫سرانجامش رو ببین

429
00:36:56,708 --> 00:36:57,916
‫انجامش بده

430
00:37:00,583 --> 00:37:01,541
‫دوباره نه

431
00:37:37,750 --> 00:37:39,083
‫داره میره

432
00:38:09,333 --> 00:38:11,125
‫فرزند خون ارشد،

433
00:38:11,208 --> 00:38:13,750
‫دختر آشوب با
‫چشمانی پُر امید،

434
00:38:14,375 --> 00:38:15,750
‫به شکار ما ملحق شو

435
00:38:16,291 --> 00:38:18,416
‫جای تو در میان ماست

436
00:38:21,291 --> 00:38:23,416
‫تو مال مایی

437
00:38:24,125 --> 00:38:25,750
‫سیری!

438
00:38:29,708 --> 00:38:31,125
‫سیری...

439
00:38:40,291 --> 00:38:42,125
‫برگشتی. حالت خوبه؟

440
00:38:43,875 --> 00:38:45,416
‫چی...

441
00:38:47,208 --> 00:38:48,875
‫اونها اشباح مورهاگ بودن؟

442
00:38:49,375 --> 00:38:51,541
‫وایلد هانت. آره

443
00:38:53,333 --> 00:38:55,250
‫الان به لطف تو در امانیم

444
00:38:56,916 --> 00:38:58,375
‫فقط همین مهمه

445
00:39:07,083 --> 00:39:08,291
‫ویچرها بهت نیاز دارن

446
00:39:35,708 --> 00:39:37,791
‫مثل یه ماموت رو به موت
‫به نفس‌نفس افتادی

447
00:39:39,833 --> 00:39:41,041
‫ما رو ببین

448
00:39:41,125 --> 00:39:43,083
‫عجب خانواده‌ی بزرگی شدیم، مگه نه؟

449
00:39:43,166 --> 00:39:44,000
‫نه

450
00:39:45,541 --> 00:39:46,625
‫صحیح. باشه

451
00:40:04,000 --> 00:40:05,125
‫کجا رفتی؟

452
00:40:06,125 --> 00:40:08,125
‫هنوز دنبال جوابشم

453
00:40:10,291 --> 00:40:11,583
‫وایلد هانت رو دیدم

454
00:40:12,875 --> 00:40:14,166
‫

455
00:40:15,708 --> 00:40:17,458
‫باید آذوقه‌ی بیشتری جمع کنیم

456
00:40:17,541 --> 00:40:19,000
‫شروع به بازسازی کنیم

457
00:40:19,083 --> 00:40:20,500
‫من و سیری نمی‌تونیم بمونیم

458
00:40:21,750 --> 00:40:23,125
‫باید به راهمون ادامه بدیم

459
00:40:23,208 --> 00:40:25,166
‫ببخشید گرگ. باید بهت
‫اعتماد می‌کردم!

460
00:40:25,250 --> 00:40:27,583
‫قضیه این نیست وزمیر

461
00:40:27,666 --> 00:40:29,708
‫اهریمن. وایلد هانت

462
00:40:29,791 --> 00:40:32,416
‫انتخاب سیری یک دلیل داره
‫و اونا دست برنمی‌دارن

463
00:40:32,500 --> 00:40:34,875
‫اگر ساحرها و اشرافی‌ها
‫بفهمن سیری هنوز زنده‌ست،

464
00:40:34,958 --> 00:40:36,666
‫و چه توانایی‌هایی داره...

465
00:40:39,541 --> 00:40:41,375
‫دست از سرش برنمی‌دارن

466
00:40:42,000 --> 00:40:43,333
‫چشمای دختره سبز بود

467
00:40:44,583 --> 00:40:46,166
‫با موهایی خاکستری

468
00:40:46,708 --> 00:40:49,166
‫خودش بود

469
00:40:49,791 --> 00:40:52,000
‫توله شیر سینترا،

470
00:40:52,083 --> 00:40:55,083
‫زنده و در سادن بهمراه یک ویچر

471
00:40:55,166 --> 00:40:57,708
‫چرا تازه الان خبرش رو شنیدیم؟

472
00:40:58,291 --> 00:41:01,791
‫سیگیسموند دیکسترا اومد آریتوزا
‫و دنبال یه چیزی بود

473
00:41:02,375 --> 00:41:05,250
‫یعنی میگی اومده بود ببینه
‫برادری میدونه سیریلا زنده‌ست؟

474
00:41:07,375 --> 00:41:08,833
‫همینطوره، میو

475
00:41:10,541 --> 00:41:13,916
‫سیریلا رو پیدا می‌کنه و
‫با شاهش ازدواجش میده

476
00:41:14,625 --> 00:41:17,291
‫و باعث میشه تنها
‫وارث برحق سینترا بشه

477
00:41:17,791 --> 00:41:19,666
‫ردینیا به اندازه‌ی کافی ثروتمنده

478
00:41:20,166 --> 00:41:23,250
‫اگه سینترا رو به قلمروشون اضافه کنن،
‫اونوقت دیگه همه‌مون از وزمیر دستور می‌گیریم

479
00:41:23,333 --> 00:41:27,375
‫دیکسترا بدون شک جاسوس‌هاش رو
‫فرستاده دنبال سیری

480
00:41:27,958 --> 00:41:29,458
‫پس خودم میگم

481
00:41:30,041 --> 00:41:33,083
‫وقتی شاهدخت سیریلا مُرده بود،
‫مشکلات خیلی کمتری برامون ایجاد می‌کرد

482
00:41:35,125 --> 00:41:36,458
‫روی سر دختره جایزه می‌ذاریم

483
00:41:38,875 --> 00:41:40,916
‫و روی سر هرکسی که
‫ازش محافظت کنه

484
00:41:43,708 --> 00:41:46,625
‫چقدر وحشیانه. حتی از دید من

485
00:41:47,375 --> 00:41:48,791
‫به برادری خوش اومدی

486
00:41:48,875 --> 00:41:49,875
‫آره!

487
00:41:53,458 --> 00:41:56,250
‫با اینکه مسیر ما
‫آنچنان هم صاف و هموار نبود،

488
00:41:56,333 --> 00:41:59,000
‫اما بااینحال در شرایط مساعدی هستیم

489
00:42:00,208 --> 00:42:02,791
‫الف‌ها بخاطر مرگ بچه‌شون
‫لشکرکشی کردن

490
00:42:02,875 --> 00:42:05,333
‫نیلفگارد در حال مشتعل کردن
‫آتش یک جنگ دیگه هست

491
00:42:05,416 --> 00:42:07,583
‫و شمال هم بدون شک
‫تحریک میشه

492
00:42:09,291 --> 00:42:11,958
‫و وقتی آشوب قاره رو فرا بگیره،

493
00:42:12,708 --> 00:42:15,125
‫ما تمرکزمون رو روی گرفتن دختره می‌ذاریم

494
00:42:17,791 --> 00:42:19,833
‫دوباره ناامیدتون نمی‌کنم

495
00:42:20,375 --> 00:42:21,916
‫سرورم... سرورم... سرورم...

496
00:42:22,666 --> 00:42:25,958
‫باید تا قبل اینکه بیان
‫به زینتریا برگردیم

497
00:42:26,041 --> 00:42:28,000
‫بذار بیان

498
00:42:28,583 --> 00:42:29,791
‫ما انتقاممون رو گرفتیم

499
00:42:30,750 --> 00:42:32,333
‫بذار ختم قضیه همونجا باشه

500
00:42:32,416 --> 00:42:33,583
‫انتقام؟

501
00:42:35,000 --> 00:42:36,750
‫وقتی انسان‌ها رسیدن،

502
00:42:36,833 --> 00:42:38,541
‫ما براشون دست دوستی دراز کردیم،

503
00:42:39,083 --> 00:42:40,791
‫به جای اینکه ذات واقعیشون رو ببینیم

504
00:42:42,375 --> 00:42:44,958
‫و این باعث شد یک
‫گور دسته‌جمعی برای خودمون بکنیم

505
00:42:46,916 --> 00:42:50,833
‫من انتقام نمیخوام. من عدالت میخوام

506
00:42:50,916 --> 00:42:52,250
‫راه باز کنید!

507
00:42:53,833 --> 00:42:55,291
‫راه بیوفت

508
00:42:56,208 --> 00:42:59,000
‫از کنار رودخونه اینجا رو می‌پایید
‫که گرفتیمش. میگه از زینتریا اومده

509
00:42:59,083 --> 00:43:02,416
‫- من ایسترید هستم. یک ساحر هستم
‫- تو انسانی

510
00:43:02,500 --> 00:43:04,458
‫اطلاعاتی دارم که
‫می‌تونه بهتون کمک کنه

511
00:43:04,541 --> 00:43:07,083
‫یه دختری هست
‫به اسم شاهدخت سیریلا از سینترا

512
00:43:07,958 --> 00:43:10,500
‫- برای همینم نیلفگارد به سادن حمله کرد
‫- خودمون می‌دونیم

513
00:43:10,583 --> 00:43:13,000
‫برای چی میخواستن حمله کنین؟
‫تا اون خودش رو نشون بده

514
00:43:13,083 --> 00:43:14,416
‫- ترتیبش رو بدید
‫- نه!

515
00:43:15,416 --> 00:43:16,666
‫اون هن ایکره!

516
00:43:16,750 --> 00:43:19,083
‫- اون هن ایکره!
‫- وایستید!

517
00:43:21,083 --> 00:43:22,500
‫برگردونیدش

518
00:43:28,083 --> 00:43:28,958
‫چی گفتی؟

519
00:43:31,000 --> 00:43:32,833
‫اون هن ایکره

520
00:43:34,916 --> 00:43:36,625
‫اون... خون ارشده؟

521
00:43:38,416 --> 00:43:39,416
‫اون مثل همه‌ی شماست

522
00:43:40,541 --> 00:43:41,541
‫ولی متفاوت

523
00:43:42,666 --> 00:43:45,125
‫تا حالا چیزی مثل قدرتش ندیده بودم

524
00:43:45,208 --> 00:43:46,458
‫منظورت چیه؟

525
00:43:47,708 --> 00:43:49,083
‫همونی که ایتلین پیشگویی کرد

526
00:43:52,750 --> 00:43:54,708
‫داره میگه سیری
‫می‌تونه نجاتمون بده

527
00:44:09,166 --> 00:44:10,416
‫منظورت چیه؟

528
00:44:14,041 --> 00:44:16,708
‫دارم میگم خبر دختره پخش شده

529
00:44:19,458 --> 00:44:23,750
‫خب پس تازه اوضاع
‫داره یکم جالب میشه، فیلیپا

530
00:44:26,125 --> 00:44:27,250
‫شاعر رو بیار

531
00:44:27,833 --> 00:44:29,708
‫وقتشه که لطف اربابش
‫رو جبران کنه

532
00:44:46,250 --> 00:44:47,666
‫دوباره حالت خوب شد

533
00:44:49,750 --> 00:44:51,416
‫برگشت جادو رو حس کردم...

534
00:44:52,041 --> 00:44:53,000
‫وقتیکه...

535
00:44:53,083 --> 00:44:55,375
‫وقتیکه خودت رو برای
‫سیری قربانی کردی

536
00:44:55,958 --> 00:44:57,666
‫و حاضرم دوباره اینکارو بکنم

537
00:44:58,958 --> 00:44:59,916
‫بدون هیچ تردیدی

538
00:45:01,500 --> 00:45:03,000
‫من تو رو نمی‌بخشم، ینیفر

539
00:45:09,208 --> 00:45:10,500
‫میدونم دلت رو شکوندم

540
00:45:12,125 --> 00:45:14,458
‫ولی بازهم دلم میخواد
‫بتونیم دوباره شروع کنیم

541
00:45:16,583 --> 00:45:19,125
‫از دانش سحروجادوت
‫برای آموزش دختره استفاده کن

542
00:45:21,000 --> 00:45:23,916
‫تو تنها کسی هستی که
‫توی کنترل قدرت‌هاش کمکش کردی

543
00:45:24,416 --> 00:45:26,666
‫خودمم به کس دیگه‌ای اعتماد ندارم

544
00:45:29,000 --> 00:45:31,791
‫ویلنترتنمرث بهمون گفت
‫که ما برای هم ساخته شدیم

545
00:45:32,958 --> 00:45:34,583
‫سرنوشتمون بهم گره خورده

546
00:45:35,291 --> 00:45:36,875
‫و بازهم اتفاقی بینمون نمیوفته،

547
00:45:37,375 --> 00:45:39,708
‫چون تنها سرنوشت کافی نیست

548
00:45:42,875 --> 00:45:44,375
‫بیشتر از این نیازه

549
00:45:48,833 --> 00:45:51,250
‫و سیری همون بیشتره‌ست

550
00:46:24,083 --> 00:46:26,416
‫هربار فکر می‌کنم
‫می‌تونم گذشته رو فراموش کنم،

551
00:46:27,708 --> 00:46:30,833
‫یه نیرویی من رو دوباره
‫به تاریکی برمی‌گردونه

552
00:46:32,208 --> 00:46:34,708
‫خسته شدم گرالت

553
00:46:35,375 --> 00:46:36,916
‫منم خسته شدم سیری

554
00:46:38,125 --> 00:46:39,583
‫اما که چی؟

555
00:46:41,000 --> 00:46:42,208
‫زندگی ادامه داره

556
00:46:43,666 --> 00:46:45,875
‫ما سه نفر بهمدیگه کمک می‌کنیم

557
00:46:48,083 --> 00:46:49,958
‫از دست سرنوشت فراری نیست

558
00:46:52,750 --> 00:46:54,000
‫و نبایدم باشه

559
00:47:00,791 --> 00:47:03,333
‫فکر کنم میدونم ولت میر
‫از تو چی می‌‌خواست

560
00:47:04,208 --> 00:47:05,041
‫چی؟

561
00:47:05,125 --> 00:47:07,375
‫اون از زمان تلاقی دنیاها اینجا بوده

562
00:47:07,458 --> 00:47:08,708
‫این رو می‌دونستیم

563
00:47:08,791 --> 00:47:11,083
‫همیشه فکر می‌کردیم
‫از یک دنیای دیگه میاد

564
00:47:12,166 --> 00:47:14,041
‫همونجایی که خودمون
‫رو بهش پورتال کردم؟

565
00:47:15,875 --> 00:47:16,833
‫یک دنیای دیگه؟

566
00:47:16,916 --> 00:47:18,916
‫اون مونولیت‌هایی که نابود کردی،

567
00:47:19,416 --> 00:47:22,458
‫همونهایی که هربار جیغ می‌کشی
‫ازشون نژادهای جدیدی از هیولاها میان،

568
00:47:23,125 --> 00:47:25,583
‫اونا می‌تونن دروازه‌هایی
‫به دنیاهای دیگه باشن

569
00:47:26,125 --> 00:47:27,750
‫جیغ من ولت میر رو بیدار کرد

570
00:47:28,708 --> 00:47:30,250
‫برای همینم من رو می‌خواست

571
00:47:30,333 --> 00:47:31,916
‫می‌‌خواست برگرده خونه

572
00:47:33,041 --> 00:47:35,166
‫و تو کلیدی به آینده‌اش بودی

573
00:47:38,666 --> 00:47:40,583
‫ولی یه چیزی رو متوجه نمیشم

574
00:47:41,333 --> 00:47:44,625
‫نیلفگارد کی فهمید تو
‫کلیدی به آینده‌اش هستی؟

575
00:47:44,750 --> 00:47:46,916
‫اونا قبل از هرکسی می‌دونستن

576
00:47:49,083 --> 00:47:51,375
‫اونها چطوری حقیقت رو
‫راجع به تو می‌دونن، سیری؟

577
00:47:56,666 --> 00:48:01,833
‫توجه!
‫اعلیحضرت امپراطور امهیر وار امریس،

578
00:48:01,916 --> 00:48:03,250
‫شعله‌ی سفید

579
00:48:03,875 --> 00:48:06,125
‫الف‌ها مشغول جنگ
‫در شمال هستن

580
00:48:06,208 --> 00:48:09,083
‫درسته زیر پرچم ما نیستن
‫اما دارن کار ما رو انجام میدن

581
00:48:09,958 --> 00:48:10,791
‫و...

582
00:48:11,375 --> 00:48:13,958
‫البته دنبال دختره هم هستن

583
00:48:14,041 --> 00:48:18,166
‫به تجربه‌ی خودم،
‫الف‌ها فقط برای خودشون ارزش قائلن

584
00:48:19,666 --> 00:48:21,083
‫چطوری برای جنگیدن قانعشون کردی؟

585
00:48:21,666 --> 00:48:23,125
‫با کشتن امیدشون

586
00:48:23,791 --> 00:48:24,666
‫همم

587
00:48:24,750 --> 00:48:26,583
‫تقصیر رو انداختیم گردن ردینیا

588
00:48:29,708 --> 00:48:32,208
‫ولی ما بودیم که کودک الفی رو کشتیم

589
00:48:34,375 --> 00:48:36,250
‫ما هرکاری برای شعله‌ی سفید انجام میدیم

590
00:48:36,750 --> 00:48:38,791
‫از دست دادن یک فرزند...

591
00:48:39,708 --> 00:48:42,041
‫بشدت غم‌انگیزه، ولی حق با شماست

592
00:48:43,166 --> 00:48:45,083
‫این غم قدرت به حرکت درآوردن کوه رو هم داره

593
00:48:45,166 --> 00:48:47,083
‫- زمانی برای ناامیدی
‫- و اقداماتی از سر ناامیدی

594
00:48:47,166 --> 00:48:49,083
‫قطعا ناامیدکننده‌ست

595
00:48:50,291 --> 00:48:51,291
‫میدونم

596
00:48:52,125 --> 00:48:53,000
‫سرورم؟

597
00:48:53,750 --> 00:48:56,166
‫خودم همچین حسی داشتم وقتی فهمیدم

598
00:48:56,250 --> 00:48:58,583
‫دیگه نمی‌تونم روتون حساب باز کنم

599
00:48:59,291 --> 00:49:01,083
‫تا ماموریتم رو به اتمام برسونید

600
00:49:02,916 --> 00:49:06,000
‫من بودم که دستور مرگ
‫اون کودک الفی رو دادم

601
00:49:06,583 --> 00:49:07,666
‫مجبور بودم

602
00:49:07,750 --> 00:49:10,375
‫بهترین روش بود برای...

603
00:49:10,458 --> 00:49:12,875
‫پیدا کردن دخترم

604
00:49:21,958 --> 00:49:23,791
‫دستگیرشون کنید

605
00:49:23,815 --> 00:49:33,815
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
