WEBVTT

00:17.541 --> 00:21.583
سیریلا فیونا الن ریانون
این چیزها به نظرت مسخره بازیه؟

00:22.125 --> 00:23.750
مگه بهت نگفته بودم، اگه موقع نواخته شدن ترومپت‌ها -
موسساک -

00:23.833 --> 00:25.833
آماده نباشی، چه اتفاقی میوفته

00:25.916 --> 00:27.666
فکر کردی شوخی میکنم؟

00:27.750 --> 00:31.291
وای به حالت اگه توی جیب‌‌هات
از اون استخون‌های کثیف پیدا کنم

00:32.958 --> 00:33.916
دارم خواب می‌بینم؟

00:34.000 --> 00:38.291
اگه سریعتر اون قیافه خواب‌آلودت رو جمع نکنی
و پاشی به کارهات برسی، تبدیل به کابوس میشه

00:38.375 --> 00:40.416
مراسم انتصاب شوالیه بیست دقیقه پیش شروع شده

00:40.500 --> 00:43.041
و مادربزرگت برنامه‌ریزی کرده
که با کلی آدم برقصی

00:44.041 --> 00:45.125
مادربزرگم؟

00:45.208 --> 00:47.583
... آره، فکش شروع کرده به

00:48.500 --> 00:50.291
همون که یک دفعه تکون میخوره
خودت میدونی چی میگم

01:00.333 --> 01:01.833
! پشمام

01:01.916 --> 01:03.875
مراقب حرف زدنت باش، شاهدخت

01:06.458 --> 01:07.458
چه کار میکنی؟

01:08.916 --> 01:09.958
واقعاً خودتی

01:11.000 --> 01:12.041
زده به سرش

01:12.666 --> 01:15.875
مراسم داره انجام میشه و این دختره دیوونه شده
میدونی چیه؟

01:15.958 --> 01:17.833
... این

01:18.333 --> 01:19.375
اهمیتی نداره

01:19.458 --> 01:20.583
بیا بریم

02:03.541 --> 02:04.500
گرالت

02:06.166 --> 02:07.125
گرالت

02:20.333 --> 02:21.166
گرالت

02:25.208 --> 02:27.875
گوش بده -
بهمون خیانت کردی -

02:27.958 --> 02:31.041
گرالت خواهش میکنم
جریان اون‌طوری که تو فکر میکنی نیست، بذار توضیح بدم

02:31.125 --> 02:33.750
قبل از این که ولت میر، خود واقعیش رو نشونم بده
به شکل یک دختر اومد پیشم

02:33.833 --> 02:36.083
یه مدل داغون از خودم

02:36.166 --> 02:37.625
آره، اون از درد و رنج تغذیه میکنه

02:38.333 --> 02:40.708
ولی همه آدم‌های این اقلیم
درد و رنج دارن

02:40.791 --> 02:43.708
انگیزه‌ش شخصی‌تر از این حرف‌هاست
روشش خاصتر از اینه

02:44.500 --> 02:45.333
توضیح بده

02:45.958 --> 02:47.583
نقطه ضعفت رو پیدا میکنه

02:48.416 --> 02:50.583
... زخم بازی که توی قلبت وجود داره

02:50.666 --> 02:54.625
چیزی که باعث ناامیدیت میشه
و دستش رو میکنه توی اون زخم

02:54.708 --> 02:56.875
کاری میکنه جوری درد بکشی
که حاضر به انجام هرکاری بشی

02:58.083 --> 03:00.250
مثل قربانی کردن یک بچه معصوم

03:01.833 --> 03:04.375
آره، ولی من نتونستم انجامش بدم

03:05.583 --> 03:06.500
گرالت

03:07.500 --> 03:11.500
میدونم این حرف واست بی‌معنیه
ولی الان متوجه میشم که اون چه‌قدر خاصه

03:12.458 --> 03:13.375
وقتی آشوب رو از دست دادم

03:13.458 --> 03:17.416
... فکر نمیکردم دیگه بتونم اون جرقه
اون زندگی رو دوباره تجربه کنم

03:17.500 --> 03:19.166
ولی سیری، اون حس رو می‌تابونه

03:20.041 --> 03:22.250
توی معبد ملیتلی
... وقتی کمکش کردم کنترلش کنه

03:22.750 --> 03:26.333
وقتی تحت هدایت من
... اون پورتال رو باز کرد، حس کردم

03:27.416 --> 03:29.291
... انگار -
خودم میدونم چه حسی داره -

03:29.791 --> 03:32.083
نمیدونم ولت میر چی از سیری میخواد

03:32.916 --> 03:34.583
ولی باید ازش محافظت کنیم

03:37.666 --> 03:39.708
من، باید ازش محافظت کنم

05:14.958 --> 05:16.083
وزمیر

05:18.500 --> 05:20.708
سیری، اینجا چه خبره؟

05:21.500 --> 05:22.583
گرالت؟

05:22.666 --> 05:24.250
یه زن اونجاست

05:24.333 --> 05:27.250
یک پیر زن، ردای سیاه پوشیده

05:27.333 --> 05:28.875
ولت میره -
اینجا؟ -

05:29.875 --> 05:31.875
در کائر مورن؟ -
الان کجاست؟ -

05:32.750 --> 05:36.125
دیدم از اتاق اورارد اومد بیرون
باید یک کاری بکنیم

05:37.000 --> 05:38.000
اون کشتشون

05:38.708 --> 05:39.833
اورارد و گوین

05:41.416 --> 05:42.916
تو چطور فرار کردی؟

05:44.416 --> 05:45.541
جیغ زدم

05:46.416 --> 05:47.916
هیچ آسیبی بهش نزد؟

05:49.416 --> 05:51.583
نمیدونم -
وزمیر از صداش بیدار نشد؟ -

05:52.250 --> 05:55.166
گرالت -
من ترسیدم، خواهش میکنم -

06:12.083 --> 06:13.416
بگو چی میخوای

06:27.000 --> 06:37.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

06:52.083 --> 06:57.416
‫مترجمان:
‫آرین دراما و کیانوش

07:01.833 --> 07:03.833
باورم نمیشه سیری این کار رو کرده

07:03.916 --> 07:06.041
برادرهامون رو توی خونه‌مون کُشت

07:06.125 --> 07:07.875
اون موجود، سیری نیست

07:09.041 --> 07:10.833
هرکی مونده رو جمع کنین

07:12.625 --> 07:13.458
ورتک

07:14.375 --> 07:15.375
میرک

07:16.000 --> 07:17.541
میرک رو هم کشته

07:40.958 --> 07:43.041
هرچی میتونین اکسیر بردارین

07:43.583 --> 07:45.500
نمیدونیم چه کارهایی ازش برمیاد

07:48.916 --> 07:50.250
به سمت اسلحه‌خونه

07:50.333 --> 07:51.500
سیری رو پیدا کنین

07:52.416 --> 07:54.583
طرف تو سیری نیست

07:57.625 --> 07:59.583
... تالبوت، پیداشون کنین

07:59.666 --> 08:01.750
وقتی اسکل رو کشتی، داغون شدم

08:02.333 --> 08:04.875
ولی حق با تو بود
کاری بود که باید انجام میشد

08:04.958 --> 08:06.375
مثل الان

08:06.458 --> 08:08.250
سیری باید کشته بشه

08:08.750 --> 08:11.958
دختر یا شیطان
در هر حال، اون بیش از حد به ما صدمه زده

08:12.458 --> 08:14.375
ویچرها از سر ترس، کسی رو نمیکشن

08:14.875 --> 08:16.083
برای نجات جون بقیه، آدم میکشن

08:17.166 --> 08:18.250
حرف خودمه

08:18.833 --> 08:19.791
آره

08:19.875 --> 08:21.958
الان خیلی کسشر به نظر میرسه

08:23.083 --> 08:25.083
اسکل، ریموس

08:25.166 --> 08:27.166
گاسکادن، زورل، گوین

08:28.500 --> 08:31.291
مدال‌های زیادی از اون درخت آویزون شده

08:31.375 --> 08:33.333
ولی ریختن خون سیری

08:34.583 --> 08:36.000
اون‌ها رو برنمیگردونه

08:36.083 --> 08:39.750
تو بودی که میگفتی
اون به اندازه کافی قوی هست، که ویچر بعدی باشه

08:40.750 --> 08:42.000
همون‌طور که من بودم

08:44.166 --> 08:45.916
میتونه از پسش بربیاد

08:47.541 --> 08:48.791
بهت نیاز داره

08:51.458 --> 08:53.291
من بهت نیاز دارم

08:58.875 --> 08:59.791
... گرگ

08:59.875 --> 09:02.416
من ولت میر رو راضی میکنم
از بدن سیری خارج بشه

09:02.500 --> 09:06.875
وقتی که اومد بیرون و به شکل خودش برگشت
گیرش میندازیم

09:06.958 --> 09:08.166
این کار جواب میده؟

09:08.250 --> 09:09.208
نمیدونم

09:09.291 --> 09:11.791
ولی اگه باهم کار کنیم
بیشترین شانس موفقیت رو داریم

09:13.416 --> 09:15.791
خواهش میکنم بهم اعتماد کن

09:51.500 --> 09:52.625
یاسکیر -
همم؟ -

09:52.708 --> 09:56.000
یاسکیر، یاسکیر، پاشو -
سنجاب‌ها خیلی زیادن -

09:56.083 --> 09:57.041
یاسکیر

09:57.125 --> 09:58.083
کارت دارم

09:59.000 --> 10:00.666
سیری تسخیر شده

10:00.750 --> 10:03.375
آخرین بار که کنارت بیدار شدم

10:03.458 --> 10:07.041
تخم‌هام رو گرفتی و بعد ساختمون رو منفجر کردی

10:07.125 --> 10:08.166
بجنب

10:08.250 --> 10:10.250
ای بابا

10:11.500 --> 10:13.500
صبر کن. گفتی تسخیر شده؟

10:20.083 --> 10:21.666
مطمئنی؟

10:22.375 --> 10:23.333
... گفت اون

10:24.000 --> 10:26.625
جیکسترا گفت دیگه بهم نیاز نداره

10:28.125 --> 10:30.708
راه‌های دیگه‌ای برای رسیدن
به اون چه که دنبالش بود، داشت

10:32.500 --> 10:34.083
سیریلا از سینترا؟

10:37.333 --> 10:38.166
بله

10:38.250 --> 10:39.250
... خب، اون

10:41.583 --> 10:44.291
دختر ما چه ربطی به این موضوع داشت؟

10:44.375 --> 10:46.875
چرا ردینیا باید ما رو هدف قرار بده؟

10:46.958 --> 10:49.458
چون ما نیلفگارد رو همراهی کردیم

10:50.416 --> 10:51.833
چون الف هستیم

10:53.375 --> 10:54.500
اون‌ها از ما متنفرن

10:56.208 --> 10:58.000
همیشه هم بودن

10:59.833 --> 11:02.791
جز حالت گوش‌هامون
به دلیل دیگه‌ای نیاز ندارن

11:04.625 --> 11:05.583
... من

11:08.708 --> 11:09.583
... من

11:10.541 --> 11:11.541
متاسفم

11:13.708 --> 11:15.000
... من زندانی بودم و

11:17.041 --> 11:19.541
... گفت هدفش نیلفگارده و من

11:20.541 --> 11:21.708
اصلاً متوجه نشدم

11:22.208 --> 11:23.833
... هیچوقت فکرش رو نمیکردم

11:25.583 --> 11:27.041
تو جون خودت رو نجات دادی

11:28.291 --> 11:29.500
این موضوع تقصیر تو نیست

11:33.708 --> 11:35.250
چندتا اسب جمع کنین

11:48.166 --> 11:50.250
قبل از این که بگی جریان از چه قراره

11:50.333 --> 11:53.166
خواهش میکنم بگو داری واسم
داروی سر درد بعد از مستی درست میکنی

11:53.250 --> 11:57.083
حس میکنم سرم بین دوتا کپل

11:57.166 --> 12:00.041
یک بز چاق و عاشق سکس خشن، قرار گرفته

12:00.125 --> 12:01.250
باید چه کار کنیم؟

12:01.333 --> 12:04.416
ولت میر یک انگله
باید بدون کشتن میزبان، اون رو از بدنش جدا کنیم

12:04.500 --> 12:07.750
اوه، باز هم جریان مادر نامیرا
خب، ادامه بده

12:08.250 --> 12:10.875
یک سحر از خانواده استخراج یا انفصال
کار رو راه میندازه

12:10.958 --> 12:13.708
آره، البته اگه تو هنوز میتونستی جادو کنی
ولی خب، نمیتونی

12:13.791 --> 12:15.208
... اگه جادوم سرجاش بود

12:15.291 --> 12:18.416
به جاش حالا باید با هرچیزی که توی این آزمایشگاه
ویچرها پیدا میکنم، کار رو به یک جایی برسونم

12:19.750 --> 12:20.916
مثل این

12:21.000 --> 12:23.791
! اوه، آره
یک سنگ کوچولو ! همه‌مون رو نجات دادی

12:23.875 --> 12:24.875
یشم فعال

12:24.958 --> 12:27.833
مهیا کننده گرما، انرژی، توازن

12:28.375 --> 12:29.500
مرغ انجیرخوار طلایی

12:29.583 --> 12:31.208
چی؟

12:32.208 --> 12:34.208
این که گفتی فکر کنم مربوط به سینه‌ست

12:34.291 --> 12:36.125
اثر سم‌های توی خون رو از بین میبره

12:36.208 --> 12:39.375
... البته که من همه چیز رو به ممه ربط میدم -
مثل سم ... یاسکیر -

12:41.166 --> 12:44.625
من سیری رو توی این دردسر انداختم
و هرکاری بتونم برای رهاییش انجام میدم

12:48.916 --> 12:50.041
بگو چه کار کنم

12:50.125 --> 12:50.958
گرالت رو پیدا کن

12:52.125 --> 12:54.500
یشم رو بده بهش -
واسه چی؟ -

12:54.583 --> 12:57.083
کمک میکنه اشتباهات رو درست کنه
خودش متوجه میشه

12:57.166 --> 12:58.958
صبر کن ببینم، تو چه کار میکنی؟

12:59.041 --> 13:00.375
کاری که ساحره‌ها بیشترین تبحر رو توش دارن

13:01.416 --> 13:02.416
معجون درست میکنم

13:39.500 --> 13:40.916
سیری، بیا

13:44.250 --> 13:46.208
از اون چیزی که یادمه هم بهتره

13:46.291 --> 13:47.916
مطمئنی حالت خوبه؟

13:49.791 --> 13:50.958
بهتر از همیشه‌ام

13:59.041 --> 14:00.791
نوه‌تون

14:01.583 --> 14:03.250
به عنوان عضوی از خاندان سلطنتی

14:03.333 --> 14:05.166
... خواسته زیادیه که انتظار داشته باشم

14:05.250 --> 14:06.416
یه ذره احترام سرم بشه

14:08.708 --> 14:09.666
بله

14:11.125 --> 14:12.250
ببخشید دیر کردم

14:35.458 --> 14:37.916
میدونم که به نظرت زیادی سخت گیرم

14:39.208 --> 14:40.041
نه

14:41.208 --> 14:43.375
نه، میدونم شما فقط میخواین ازم مراقبت کنین

14:43.458 --> 14:44.416
البته

14:46.083 --> 14:48.625
چون میدونم اینجا بدون تو
مثل قبلش نمیشه

14:54.750 --> 14:57.250
علیاحضرت، به بنده افتخار رقص میدین؟

14:59.833 --> 15:02.791
... خوشحال می -
خوشحال میشم، مارتین -

15:59.416 --> 16:00.625
دوباره بررسی کنین

16:00.708 --> 16:03.416
وقتی امپراطور امیهر تشریف فرما میشن
نباید خطایی رخ بده

16:09.000 --> 16:10.208
چی شده؟

16:10.291 --> 16:11.333
الف‌ها

16:12.750 --> 16:13.958
بعضی‌هاشون فرار کردن

16:14.458 --> 16:16.416
همیشه یک سری فرار میکنن، فرینجلا

16:16.500 --> 16:17.958
انتظارش میره

16:18.708 --> 16:20.791
فرانچسکا و فیلاوندریل بینشون بودن

16:22.083 --> 16:26.041
دیده‌بان‌هامون گفتن داشتن با اسب‌های دزدی
به سمت شمال میرفتن

16:27.541 --> 16:29.791
تا قاتل دخترشون رو پیدا کنن

16:31.250 --> 16:33.041
همه چیز نشون میده کار ردینیا بوده

16:34.041 --> 16:37.083
اگه بهم گفته بود
میتونستم کمکش کنم

16:37.875 --> 16:39.291
نیرو، دسترسی به ارتش

16:39.375 --> 16:42.083
... هرچی که میخواست، البته -
اگه برمیگشت؟ -

16:43.333 --> 16:44.250
آره

16:45.166 --> 16:46.041
چرا؟

16:46.875 --> 16:49.625
چرا اون اینقدر واست مهمه؟

16:49.708 --> 16:51.416
خب، دوستمه -
نه -

16:53.875 --> 16:54.708
نه

16:55.791 --> 16:58.291
اون کلید انجام نقشه‌ـتـه

16:59.416 --> 17:02.291
که به امهیر نشون بدی
رهبر با ارزشی هستی

17:04.958 --> 17:05.875
آره

17:07.500 --> 17:08.791
آره، اون هم همینطور

17:10.375 --> 17:11.583
ولی دیگه رفته

17:12.458 --> 17:14.916
طبق نقشه تو

17:15.666 --> 17:17.000
بهش فکر کن

17:17.083 --> 17:18.875
اون بچه بهشون امید میداد

17:19.541 --> 17:22.291
دلیلی برای زندگی
به جای مردن حین جنگ

17:23.791 --> 17:25.416
و اون بچه به طرز اسرار امیزی کشته شده؟

17:26.625 --> 17:27.583
... و حالا

17:28.333 --> 17:31.250
دارن میرن که قلمرو دشمنانمون رو نابود کنن

17:32.916 --> 17:35.041
منظورت چیه؟

17:36.958 --> 17:38.250
جواب داد

17:41.250 --> 17:42.583
نقشه تو

17:46.791 --> 17:47.958
ولی من هیچوقت همچین کاری نمیکردم

17:49.083 --> 17:51.958
این کار ازم برنمیاد -
خودت گفتی، فرینجلا -

17:52.458 --> 17:55.083
وقتی امیهر میاد، من باید غوغا کنم

17:58.125 --> 17:59.166
پس اجازه بده

18:33.750 --> 18:35.291
کجایی سیری؟

18:40.666 --> 18:41.625
سیری؟

18:44.333 --> 18:45.333
سیری

18:46.166 --> 18:47.541
بیا اینجا دختر

18:53.208 --> 18:54.125
سیری

18:56.833 --> 18:58.875
سیری

19:18.416 --> 19:20.208
نمیخوای فرار کنی

19:29.375 --> 19:30.916
خیلی‌ها رفتن

19:31.916 --> 19:34.666
به دست این اقلیم جهنمی بلعیده شدن

19:35.208 --> 19:37.041
من سیری رو میخوام

19:37.750 --> 19:39.333
قیمتت رو بگو

19:39.833 --> 19:40.916
اینجاست

19:43.208 --> 19:44.416
من عقب رو پوشش میدم

19:45.000 --> 19:47.166
مسئله قیمت نیست

19:50.458 --> 19:52.333
بلکه بحث بهاست

19:53.916 --> 19:56.208
آروم بچه‌ها -
درخواستت رو بگو -

19:57.333 --> 19:58.500
آزادش کن

19:59.458 --> 20:00.791
و میتونی من رو داشته باشی

20:06.375 --> 20:07.791
اغوا کننده‌ست

20:09.250 --> 20:13.458
چه درد و رنج باشکوهی میتونیم باهم به وجود بیاریم

20:15.416 --> 20:16.833
دیگه خیلی دیر شده

20:17.541 --> 20:18.875
گرالت

20:20.333 --> 20:22.458
... ینیفر گفت

20:25.208 --> 20:26.041
سرت شلوغه

20:27.083 --> 20:27.916
همه مشغول هستین

20:30.875 --> 20:31.708
آره

21:09.875 --> 21:11.041
این دیگه چیه؟

21:16.375 --> 21:17.416
سیری

21:28.041 --> 21:29.083
نه

22:11.458 --> 22:13.375
این‌ها دیگه چه مدل اژدهایی هستن؟

22:13.458 --> 22:15.083
وقتی کشتمشون بهت میگم

22:15.666 --> 22:17.083
اجازه نمیدم اون تو رو مال خودش کنه، سیری

22:23.833 --> 22:24.958
لعنتی

22:30.875 --> 22:33.708
یردن، حالا -
گرگ -

22:33.791 --> 22:35.541
وزمیر، از پسش برمیام

22:35.625 --> 22:37.083
باید کنترلش کنیم

22:50.833 --> 22:52.791
بگو ازش چی میخوای

22:53.708 --> 22:55.333
اون واست چه معنایی داره

22:55.958 --> 22:57.875
اون آینده‌ست

22:59.750 --> 23:01.583
و تو سر راهمی

23:07.291 --> 23:09.208
سیری ! بهم گوش بده

23:09.666 --> 23:12.208
میتونی باهاش مقابله کنی

23:12.958 --> 23:15.250
میدونم اینجا بدون تو مثل سابقش نمیشه

23:20.416 --> 23:22.916
گرالت

23:27.333 --> 23:28.375
اشتباهات رو درست میکنه؟

23:28.458 --> 23:31.458
خب، ینیفر، نمیدونم اوضاع چطور میتونه
از این خرابتر بشه

23:33.208 --> 23:34.958
گرالت

23:45.000 --> 23:46.250
یکی کمک کنه

23:47.166 --> 23:48.833
کمک

23:50.125 --> 23:52.500
ورتک

23:56.625 --> 23:58.875
وزمیر، کمک‌مون کن

23:59.541 --> 24:00.541
وزمیر

24:06.333 --> 24:08.625
ورتک، پشت سرت

24:26.458 --> 24:27.333
گرالت

24:29.750 --> 24:32.250
گرالت ! ینیفر گفت این رو برسونم بهت

24:32.333 --> 24:35.333
... برای توازن و دما و

24:35.416 --> 24:37.000
اوه، صدام رو نمی‌شنوی

24:41.291 --> 24:42.541
گرالت

24:47.333 --> 24:48.208
نه

24:54.250 --> 24:55.416
نمیتونی به من برسی

24:58.458 --> 25:01.791
بهش نشون بده دیگه بهش نیاز نداری

25:04.208 --> 25:05.666
سیری، قوی بمون

25:25.208 --> 25:26.500
میشه من جا بزنم؟

25:30.416 --> 25:33.000
میدونی، شاهدخت
اگه با مارین ماربری ازدواج کنی

25:33.083 --> 25:36.083
یک نسل خیلی استثنایی رو ادامه میدین

25:36.166 --> 25:37.541
چندش

25:47.541 --> 25:49.000
نسل من، موسساک

25:50.208 --> 25:52.125
بیشتر ازش بگو

25:52.708 --> 25:53.583
الان؟

25:54.541 --> 25:57.666
فکر نکنم چنین آهنگ بلندی وجود داشته باشه
که حینش درباره اون موضوع صحبت کنیم

25:59.458 --> 26:00.750
پس یه روز، به زودی؟

26:09.291 --> 26:10.291
قول میدم

26:13.291 --> 26:14.791
شاهدخت، خانواده شما

26:16.750 --> 26:18.750
... خانم‌هایی که قبل از شما بودن

26:19.250 --> 26:21.000
واقعا شگفت آور بودن

26:21.500 --> 26:23.791
سیری

26:23.875 --> 26:25.583
میتونی باهاش مقابله کنی

26:25.666 --> 26:27.833
قوی بمون، سیری

26:29.958 --> 26:31.583
گرالت -
تسلیم نشو -

26:34.750 --> 26:37.458
تو میدونی واقعاً کی هستی

26:38.916 --> 26:41.125
شاهدخت، حالتون خوبه؟

26:42.458 --> 26:43.625
مادربزرگم

26:44.666 --> 26:46.541
‫چرا هیچوقت حقیقت
‫رو بهم نگفت؟

26:47.208 --> 26:48.291
‫اینکه کی هستم؟

26:49.583 --> 26:52.333
‫عزیزم، حتما خیلی خسته شدی

26:52.416 --> 26:56.375
‫پدرت ناراحت میشه که
‫نمی‌تونه باهات برقصه

26:57.083 --> 26:57.958
‫چی؟

27:19.458 --> 27:21.125
‫حمله!

27:22.250 --> 27:23.916
‫قوی باش، سیری

27:27.416 --> 27:29.083
‫هنوز گریه می‌کنه؟

27:29.166 --> 27:31.083
‫نمی‌دونم مشکلش چیه

27:31.166 --> 27:34.208
‫احتمالا خود شاه وزیمیر هم
‫می‌تونه صدای گریه‌هاش رو بشنوه

27:34.291 --> 27:35.291
‫بدش به من

27:36.291 --> 27:37.875
‫بیا، بیا

27:37.958 --> 27:40.041
‫هیس، هیس

27:40.583 --> 27:42.833
‫همینطوری

27:43.625 --> 27:45.333
‫هیس، هیس

28:01.083 --> 28:05.250
‫به هرکی تونستیم پیدا کنیم هشدار دادیم.
‫الف‌های زیادی توی ردینیا باقی نمونده

28:05.333 --> 28:06.500
‫مطمئنی؟

28:06.583 --> 28:09.250
‫بدون تلافی‌کردن
‫نمیشه ادامه داد

28:10.458 --> 28:12.250
‫خواهر، روش‌های دیگه‌ای هم هست

28:15.125 --> 28:16.875
‫میدونم چه سختی‌‌هایی کشیدی، ولی...

28:16.958 --> 28:18.916
‫نه، نمیدونی

28:24.458 --> 28:27.083
‫آنچه قبلا بوده لازم نیست برای همیشه باشه

28:31.916 --> 28:33.791
‫بچه‌ام!

28:36.833 --> 28:38.083
‫بچه‌ام!

28:39.291 --> 28:41.708
‫- بچه‌ام!
‫- نه!

29:00.458 --> 29:01.833
‫جدا؟

29:02.541 --> 29:03.708
‫لعنتی!

29:11.000 --> 29:12.625
‫

29:45.166 --> 29:46.125
‫

30:09.875 --> 30:12.375
‫گرالت، من یه معجون
‫برای استخراج وولث درست کردم!

30:27.166 --> 30:28.875
‫وسمیر!

30:28.958 --> 30:31.708
‫اگه اون رو بکشی،
‫سیری هم می‌میره!

30:42.541 --> 30:44.875
‫ویچرهای بدبخت و بیچاره

30:46.041 --> 30:49.166
‫شما همه‌چیز رو حس می‌کنید، مگه نه؟

30:49.250 --> 30:51.333
‫برو کنار!

30:52.625 --> 30:55.541
‫بخصوص نفرت رو

31:05.916 --> 31:07.500
‫بیا تمومش کنیم، گرالت!

31:13.000 --> 31:15.625
‫جاسپر شجاعت جبران
‫اشتباهات رو به آدم میده

31:19.000 --> 31:19.833
‫نفرت

31:19.916 --> 31:21.083
‫

31:21.666 --> 31:22.916
‫نفرت ما...

31:23.458 --> 31:25.958
‫همون دردی هست که
‫اون رو قوی‌تر می‌کنه

31:27.041 --> 31:28.541
‫بیا چیزی که دنبالشه
‫رو بهش ندیم

31:30.500 --> 31:31.333
‫سیری

31:32.708 --> 31:33.708
‫اگه صدای من رو می‌شنوی...

31:34.916 --> 31:36.166
‫اگه صدای ما رو می‌شنوی...

31:37.166 --> 31:38.083
‫بیا خونه

31:41.708 --> 31:43.666
‫خیلی دلم براتون تنگ شده بود

31:52.208 --> 31:53.541
‫ما که همیشه

31:54.375 --> 31:55.541
‫اینجا بودیم

31:56.500 --> 31:57.750
‫و همیشه بهت
‫عشق می‌ورزیدیم

32:00.916 --> 32:02.000
‫دختر استثنایی ما

32:03.750 --> 32:05.833
‫اگه صدای من رو می‌شنوی...

32:05.916 --> 32:06.750
‫گرالت؟

32:06.833 --> 32:08.125
‫...اگه صدای ما رو می‌شنوی...

32:10.583 --> 32:12.125
‫بیا خونه

32:17.750 --> 32:20.500
‫خودش نمیخواد اینجا باشه

32:22.250 --> 32:23.333
‫اون مال شما نیست

32:23.916 --> 32:25.333
‫اینطوری جواب نمیده، گرگ

32:26.166 --> 32:28.791
‫برگرد پیش ما، سیری.
‫صدای ما رو می‌شنوی؟

32:29.375 --> 32:30.250
‫سیری؟

32:30.916 --> 32:32.208
‫تمومش کن

32:32.291 --> 32:33.541
‫کار من نیست

32:33.625 --> 32:35.541
‫- من بهت باور دارم
‫- وزمیر؟

32:35.625 --> 32:37.250
‫بابت کاری که کردم متاسفم

32:37.333 --> 32:38.458
‫با ما باش

32:40.416 --> 32:41.500
‫جای تو اینجاست

32:43.916 --> 32:44.791
‫بمون

32:46.083 --> 32:46.916
‫بمون

32:49.458 --> 32:50.375
‫پیش ما بمون

32:50.458 --> 32:52.041
‫پیش ما بمون...

32:55.625 --> 32:57.166
‫من جایی نمیرم

32:58.250 --> 33:00.708
‫باشه؟
‫همینجا می‌مونم

33:00.791 --> 33:03.583
‫فقط لطفا منو ترک نکنین

33:04.583 --> 33:07.791
‫من جایی نمیرم

33:08.458 --> 33:11.375
‫همینجا می‌مونم

33:11.458 --> 33:13.500
‫و در وجودش زندگی می‌کنم

33:13.583 --> 33:14.541
‫تا ابد

33:15.500 --> 33:16.916
‫خونه‌اش سوخته

33:18.000 --> 33:20.708
‫به یک حامل برای زندگی در
‫این دنیا نیاز داره

33:22.333 --> 33:23.750
‫سیری نمی‌تونه فرار کنه

33:23.833 --> 33:24.958
‫مگر اینکه...

33:28.250 --> 33:30.708
‫مگر اینکه من این
‫اشتباه رو درست کنم

33:30.791 --> 33:32.625
‫- زخم‌هام خوب نمیشدن...
‫- ین

33:32.708 --> 33:34.750
‫ولی مشکل از
‫نبود جادو نبود...

33:34.833 --> 33:36.791
‫- من می‌تونم حاملش بشم
‫- نه

33:36.875 --> 33:38.625
‫- برای سیری
‫- ین!

33:46.833 --> 33:48.500
‫نه!

34:01.250 --> 34:02.750
‫نذار دوباره بمیریم

34:04.958 --> 34:05.958
‫ما خانواده‌ی تو هستیم

34:07.791 --> 34:09.458
‫ما همه‌چیز تو هستیم

34:11.500 --> 34:13.791
‫تو لیاقت همه‌ چیزی داری سیری

34:13.875 --> 34:16.333
‫بذار هرچیزی که دارم
‫رو بهت بدم

34:17.458 --> 34:19.083
‫نمیدونم چکار کنم

34:20.083 --> 34:21.833
‫لطفا نرید

34:23.291 --> 34:24.625
‫خواهش می‌کنم نرید

34:31.083 --> 34:32.750
‫می‌دونم ترسیدی سیری،

34:33.541 --> 34:35.375
‫ولی چیزی که اونجا می‌بینی...

34:35.458 --> 34:37.791
‫واقعی نیست

34:48.083 --> 34:49.208
‫اینکارو نکن

34:58.041 --> 34:58.875
‫سیری...

35:02.125 --> 35:03.875
‫- سیری...
‫- با ما باش

35:05.250 --> 35:08.291
‫جای تو پیش ماست

35:09.416 --> 35:11.083
‫ما باید باهم باشیم

35:12.458 --> 35:13.333
‫تو،

35:14.375 --> 35:15.291
‫ما،

35:16.833 --> 35:18.250
‫رابطه‌مون بی‌نقص نیست،

35:19.166 --> 35:20.375
‫اما واقعیه

35:21.500 --> 35:22.666
‫مال خودته

35:26.208 --> 35:28.500
‫ما خانواده‌ی تو هستیم...

35:31.000 --> 35:32.333
‫و بهت نیاز داریم

35:35.666 --> 35:37.208
‫من باید برم خونه

36:25.458 --> 36:26.833
‫سیری، ما وقت زیادی نداریم

36:26.916 --> 36:28.875
‫باید یکبار برای همیشه
‫ولت‌میر رو گیر بندازیم

36:30.791 --> 36:33.125
‫اگه می‌تونی از مونولیت هیولا بیاری،

36:33.208 --> 36:34.708
‫می‌تونی یکی هم باهاش پس بفرستی

36:35.208 --> 36:36.083
‫چی؟

36:36.916 --> 36:38.125
‫تو از پسش برمیای

36:39.208 --> 36:40.208
‫آموزه‌های ینیفر

36:40.291 --> 36:43.250
‫- ولی نمیدونم بتونم...
‫- من بهت باور دارم

36:46.250 --> 36:47.166
‫باشه

36:54.291 --> 36:55.208
‫سرانجامش رو ببین

36:56.708 --> 36:57.916
‫انجامش بده

37:00.583 --> 37:01.541
‫دوباره نه

37:37.750 --> 37:39.083
‫داره میره

38:09.333 --> 38:11.125
‫فرزند خون ارشد،

38:11.208 --> 38:13.750
‫دختر آشوب با
‫چشمانی پُر امید،

38:14.375 --> 38:15.750
‫به شکار ما ملحق شو

38:16.291 --> 38:18.416
‫جای تو در میان ماست

38:21.291 --> 38:23.416
‫تو مال مایی

38:24.125 --> 38:25.750
‫سیری!

38:29.708 --> 38:31.125
‫سیری...

38:40.291 --> 38:42.125
‫برگشتی. حالت خوبه؟

38:43.875 --> 38:45.416
‫چی...

38:47.208 --> 38:48.875
‫اونها اشباح مورهاگ بودن؟

38:49.375 --> 38:51.541
‫وایلد هانت. آره

38:53.333 --> 38:55.250
‫الان به لطف تو در امانیم

38:56.916 --> 38:58.375
‫فقط همین مهمه

39:07.083 --> 39:08.291
‫ویچرها بهت نیاز دارن

39:35.708 --> 39:37.791
‫مثل یه ماموت رو به موت
‫به نفس‌نفس افتادی

39:39.833 --> 39:41.041
‫ما رو ببین

39:41.125 --> 39:43.083
‫عجب خانواده‌ی بزرگی شدیم، مگه نه؟

39:43.166 --> 39:44.000
‫نه

39:45.541 --> 39:46.625
‫صحیح. باشه

40:04.000 --> 40:05.125
‫کجا رفتی؟

40:06.125 --> 40:08.125
‫هنوز دنبال جوابشم

40:10.291 --> 40:11.583
‫وایلد هانت رو دیدم

40:12.875 --> 40:14.166
‫

40:15.708 --> 40:17.458
‫باید آذوقه‌ی بیشتری جمع کنیم

40:17.541 --> 40:19.000
‫شروع به بازسازی کنیم

40:19.083 --> 40:20.500
‫من و سیری نمی‌تونیم بمونیم

40:21.750 --> 40:23.125
‫باید به راهمون ادامه بدیم

40:23.208 --> 40:25.166
‫ببخشید گرگ. باید بهت
‫اعتماد می‌کردم!

40:25.250 --> 40:27.583
‫قضیه این نیست وزمیر

40:27.666 --> 40:29.708
‫اهریمن. وایلد هانت

40:29.791 --> 40:32.416
‫انتخاب سیری یک دلیل داره
‫و اونا دست برنمی‌دارن

40:32.500 --> 40:34.875
‫اگر ساحرها و اشرافی‌ها
‫بفهمن سیری هنوز زنده‌ست،

40:34.958 --> 40:36.666
‫و چه توانایی‌هایی داره...

40:39.541 --> 40:41.375
‫دست از سرش برنمی‌دارن

40:42.000 --> 40:43.333
‫چشمای دختره سبز بود

40:44.583 --> 40:46.166
‫با موهایی خاکستری

40:46.708 --> 40:49.166
‫خودش بود

40:49.791 --> 40:52.000
‫توله شیر سینترا،

40:52.083 --> 40:55.083
‫زنده و در سادن بهمراه یک ویچر

40:55.166 --> 40:57.708
‫چرا تازه الان خبرش رو شنیدیم؟

40:58.291 --> 41:01.791
‫سیگیسموند دیکسترا اومد آریتوزا
‫و دنبال یه چیزی بود

41:02.375 --> 41:05.250
‫یعنی میگی اومده بود ببینه
‫برادری میدونه سیریلا زنده‌ست؟

41:07.375 --> 41:08.833
‫همینطوره، میو

41:10.541 --> 41:13.916
‫سیریلا رو پیدا می‌کنه و
‫با شاهش ازدواجش میده

41:14.625 --> 41:17.291
‫و باعث میشه تنها
‫وارث برحق سینترا بشه

41:17.791 --> 41:19.666
‫ردینیا به اندازه‌ی کافی ثروتمنده

41:20.166 --> 41:23.250
‫اگه سینترا رو به قلمروشون اضافه کنن،
‫اونوقت دیگه همه‌مون از وزمیر دستور می‌گیریم

41:23.333 --> 41:27.375
‫دیکسترا بدون شک جاسوس‌هاش رو
‫فرستاده دنبال سیری

41:27.958 --> 41:29.458
‫پس خودم میگم

41:30.041 --> 41:33.083
‫وقتی شاهدخت سیریلا مُرده بود،
‫مشکلات خیلی کمتری برامون ایجاد می‌کرد

41:35.125 --> 41:36.458
‫روی سر دختره جایزه می‌ذاریم

41:38.875 --> 41:40.916
‫و روی سر هرکسی که
‫ازش محافظت کنه

41:43.708 --> 41:46.625
‫چقدر وحشیانه. حتی از دید من

41:47.375 --> 41:48.791
‫به برادری خوش اومدی

41:48.875 --> 41:49.875
‫آره!

41:53.458 --> 41:56.250
‫با اینکه مسیر ما
‫آنچنان هم صاف و هموار نبود،

41:56.333 --> 41:59.000
‫اما بااینحال در شرایط مساعدی هستیم

42:00.208 --> 42:02.791
‫الف‌ها بخاطر مرگ بچه‌شون
‫لشکرکشی کردن

42:02.875 --> 42:05.333
‫نیلفگارد در حال مشتعل کردن
‫آتش یک جنگ دیگه هست

42:05.416 --> 42:07.583
‫و شمال هم بدون شک
‫تحریک میشه

42:09.291 --> 42:11.958
‫و وقتی آشوب قاره رو فرا بگیره،

42:12.708 --> 42:15.125
‫ما تمرکزمون رو روی گرفتن دختره می‌ذاریم

42:17.791 --> 42:19.833
‫دوباره ناامیدتون نمی‌کنم

42:20.375 --> 42:21.916
‫سرورم... سرورم... سرورم...

42:22.666 --> 42:25.958
‫باید تا قبل اینکه بیان
‫به زینتریا برگردیم

42:26.041 --> 42:28.000
‫بذار بیان

42:28.583 --> 42:29.791
‫ما انتقاممون رو گرفتیم

42:30.750 --> 42:32.333
‫بذار ختم قضیه همونجا باشه

42:32.416 --> 42:33.583
‫انتقام؟

42:35.000 --> 42:36.750
‫وقتی انسان‌ها رسیدن،

42:36.833 --> 42:38.541
‫ما براشون دست دوستی دراز کردیم،

42:39.083 --> 42:40.791
‫به جای اینکه ذات واقعیشون رو ببینیم

42:42.375 --> 42:44.958
‫و این باعث شد یک
‫گور دسته‌جمعی برای خودمون بکنیم

42:46.916 --> 42:50.833
‫من انتقام نمیخوام. من عدالت میخوام

42:50.916 --> 42:52.250
‫راه باز کنید!

42:53.833 --> 42:55.291
‫راه بیوفت

42:56.208 --> 42:59.000
‫از کنار رودخونه اینجا رو می‌پایید
‫که گرفتیمش. میگه از زینتریا اومده

42:59.083 --> 43:02.416
‫- من ایسترید هستم. یک ساحر هستم
‫- تو انسانی

43:02.500 --> 43:04.458
‫اطلاعاتی دارم که
‫می‌تونه بهتون کمک کنه

43:04.541 --> 43:07.083
‫یه دختری هست
‫به اسم شاهدخت سیریلا از سینترا

43:07.958 --> 43:10.500
‫- برای همینم نیلفگارد به سادن حمله کرد
‫- خودمون می‌دونیم

43:10.583 --> 43:13.000
‫برای چی میخواستن حمله کنین؟
‫تا اون خودش رو نشون بده

43:13.083 --> 43:14.416
‫- ترتیبش رو بدید
‫- نه!

43:15.416 --> 43:16.666
‫اون هن ایکره!

43:16.750 --> 43:19.083
‫- اون هن ایکره!
‫- وایستید!

43:21.083 --> 43:22.500
‫برگردونیدش

43:28.083 --> 43:28.958
‫چی گفتی؟

43:31.000 --> 43:32.833
‫اون هن ایکره

43:34.916 --> 43:36.625
‫اون... خون ارشده؟

43:38.416 --> 43:39.416
‫اون مثل همه‌ی شماست

43:40.541 --> 43:41.541
‫ولی متفاوت

43:42.666 --> 43:45.125
‫تا حالا چیزی مثل قدرتش ندیده بودم

43:45.208 --> 43:46.458
‫منظورت چیه؟

43:47.708 --> 43:49.083
‫همونی که ایتلین پیشگویی کرد

43:52.750 --> 43:54.708
‫داره میگه سیری
‫می‌تونه نجاتمون بده

44:09.166 --> 44:10.416
‫منظورت چیه؟

44:14.041 --> 44:16.708
‫دارم میگم خبر دختره پخش شده

44:19.458 --> 44:23.750
‫خب پس تازه اوضاع
‫داره یکم جالب میشه، فیلیپا

44:26.125 --> 44:27.250
‫شاعر رو بیار

44:27.833 --> 44:29.708
‫وقتشه که لطف اربابش
‫رو جبران کنه

44:46.250 --> 44:47.666
‫دوباره حالت خوب شد

44:49.750 --> 44:51.416
‫برگشت جادو رو حس کردم...

44:52.041 --> 44:53.000
‫وقتیکه...

44:53.083 --> 44:55.375
‫وقتیکه خودت رو برای
‫سیری قربانی کردی

44:55.958 --> 44:57.666
‫و حاضرم دوباره اینکارو بکنم

44:58.958 --> 44:59.916
‫بدون هیچ تردیدی

45:01.500 --> 45:03.000
‫من تو رو نمی‌بخشم، ینیفر

45:09.208 --> 45:10.500
‫میدونم دلت رو شکوندم

45:12.125 --> 45:14.458
‫ولی بازهم دلم میخواد
‫بتونیم دوباره شروع کنیم

45:16.583 --> 45:19.125
‫از دانش سحروجادوت
‫برای آموزش دختره استفاده کن

45:21.000 --> 45:23.916
‫تو تنها کسی هستی که
‫توی کنترل قدرت‌هاش کمکش کردی

45:24.416 --> 45:26.666
‫خودمم به کس دیگه‌ای اعتماد ندارم

45:29.000 --> 45:31.791
‫ویلنترتنمرث بهمون گفت
‫که ما برای هم ساخته شدیم

45:32.958 --> 45:34.583
‫سرنوشتمون بهم گره خورده

45:35.291 --> 45:36.875
‫و بازهم اتفاقی بینمون نمیوفته،

45:37.375 --> 45:39.708
‫چون تنها سرنوشت کافی نیست

45:42.875 --> 45:44.375
‫بیشتر از این نیازه

45:48.833 --> 45:51.250
‫و سیری همون بیشتره‌ست

46:24.083 --> 46:26.416
‫هربار فکر می‌کنم
‫می‌تونم گذشته رو فراموش کنم،

46:27.708 --> 46:30.833
‫یه نیرویی من رو دوباره
‫به تاریکی برمی‌گردونه

46:32.208 --> 46:34.708
‫خسته شدم گرالت

46:35.375 --> 46:36.916
‫منم خسته شدم سیری

46:38.125 --> 46:39.583
‫اما که چی؟

46:41.000 --> 46:42.208
‫زندگی ادامه داره

46:43.666 --> 46:45.875
‫ما سه نفر بهمدیگه کمک می‌کنیم

46:48.083 --> 46:49.958
‫از دست سرنوشت فراری نیست

46:52.750 --> 46:54.000
‫و نبایدم باشه

47:00.791 --> 47:03.333
‫فکر کنم میدونم ولت میر
‫از تو چی می‌‌خواست

47:04.208 --> 47:05.041
‫چی؟

47:05.125 --> 47:07.375
‫اون از زمان تلاقی دنیاها اینجا بوده

47:07.458 --> 47:08.708
‫این رو می‌دونستیم

47:08.791 --> 47:11.083
‫همیشه فکر می‌کردیم
‫از یک دنیای دیگه میاد

47:12.166 --> 47:14.041
‫همونجایی که خودمون
‫رو بهش پورتال کردم؟

47:15.875 --> 47:16.833
‫یک دنیای دیگه؟

47:16.916 --> 47:18.916
‫اون مونولیت‌هایی که نابود کردی،

47:19.416 --> 47:22.458
‫همونهایی که هربار جیغ می‌کشی
‫ازشون نژادهای جدیدی از هیولاها میان،

47:23.125 --> 47:25.583
‫اونا می‌تونن دروازه‌هایی
‫به دنیاهای دیگه باشن

47:26.125 --> 47:27.750
‫جیغ من ولت میر رو بیدار کرد

47:28.708 --> 47:30.250
‫برای همینم من رو می‌خواست

47:30.333 --> 47:31.916
‫می‌‌خواست برگرده خونه

47:33.041 --> 47:35.166
‫و تو کلیدی به آینده‌اش بودی

47:38.666 --> 47:40.583
‫ولی یه چیزی رو متوجه نمیشم

47:41.333 --> 47:44.625
‫نیلفگارد کی فهمید تو
‫کلیدی به آینده‌اش هستی؟

47:44.750 --> 47:46.916
‫اونا قبل از هرکسی می‌دونستن

47:49.083 --> 47:51.375
‫اونها چطوری حقیقت رو
‫راجع به تو می‌دونن، سیری؟

47:56.666 --> 48:01.833
‫توجه!
‫اعلیحضرت امپراطور امهیر وار امریس،

48:01.916 --> 48:03.250
‫شعله‌ی سفید

48:03.875 --> 48:06.125
‫الف‌ها مشغول جنگ
‫در شمال هستن

48:06.208 --> 48:09.083
‫درسته زیر پرچم ما نیستن
‫اما دارن کار ما رو انجام میدن

48:09.958 --> 48:10.791
‫و...

48:11.375 --> 48:13.958
‫البته دنبال دختره هم هستن

48:14.041 --> 48:18.166
‫به تجربه‌ی خودم،
‫الف‌ها فقط برای خودشون ارزش قائلن

48:19.666 --> 48:21.083
‫چطوری برای جنگیدن قانعشون کردی؟

48:21.666 --> 48:23.125
‫با کشتن امیدشون

48:23.791 --> 48:24.666
‫همم

48:24.750 --> 48:26.583
‫تقصیر رو انداختیم گردن ردینیا

48:29.708 --> 48:32.208
‫ولی ما بودیم که کودک الفی رو کشتیم

48:34.375 --> 48:36.250
‫ما هرکاری برای شعله‌ی سفید انجام میدیم

48:36.750 --> 48:38.791
‫از دست دادن یک فرزند...

48:39.708 --> 48:42.041
‫بشدت غم‌انگیزه، ولی حق با شماست

48:43.166 --> 48:45.083
‫این غم قدرت به حرکت درآوردن کوه رو هم داره

48:45.166 --> 48:47.083
‫- زمانی برای ناامیدی
‫- و اقداماتی از سر ناامیدی

48:47.166 --> 48:49.083
‫قطعا ناامیدکننده‌ست

48:50.291 --> 48:51.291
‫میدونم

48:52.125 --> 48:53.000
‫سرورم؟

48:53.750 --> 48:56.166
‫خودم همچین حسی داشتم وقتی فهمیدم

48:56.250 --> 48:58.583
‫دیگه نمی‌تونم روتون حساب باز کنم

48:59.291 --> 49:01.083
‫تا ماموریتم رو به اتمام برسونید

49:02.916 --> 49:06.000
‫من بودم که دستور مرگ
‫اون کودک الفی رو دادم

49:06.583 --> 49:07.666
‫مجبور بودم

49:07.750 --> 49:10.375
‫بهترین روش بود برای...

49:10.458 --> 49:12.875
‫پیدا کردن دخترم

49:21.958 --> 49:23.791
‫دستگیرشون کنید

49:23.815 --> 49:33.815
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
