WEBVTT

00:20.833 --> 00:21.791
‫گرالت!

00:23.291 --> 00:25.250
‫رفته بودم بازار ین

00:26.375 --> 00:28.916
‫به‌لطف باغ تو بیشتر از چندتا پنی گیرم اومد

00:33.916 --> 00:35.916
‫دل تو دلم نیست که با هم عمرمون رو سر کنیم

00:36.916 --> 00:38.333
‫تو، من و دخترمون

00:39.250 --> 00:40.916
‫خونواده‌ای که همیشه رویاش رو داشتیم

00:44.750 --> 00:46.083
‫<i>چه...</i>

00:46.166 --> 00:47.416
‫<i>رویای قشنگی</i>

00:48.000 --> 00:49.416
‫رؤیای قشنگ...

00:59.125 --> 00:59.958
‫گرالت

01:07.666 --> 01:09.000
‫بدش به من

01:10.791 --> 01:11.958
‫اون مال ماست

01:26.541 --> 01:28.000
‫لعنتی

01:33.333 --> 01:35.708
‫نمی‌خوام که...

01:40.958 --> 01:43.291
‫گفتم بهم دست نزن

01:43.791 --> 01:45.583
‫بیدار شو

01:45.666 --> 01:46.791
‫بهم دست نزن!

01:55.208 --> 01:56.791
‫داریم از سینترا دور می‌شیم

01:58.166 --> 01:59.000
‫لعنتی

02:00.000 --> 02:01.833
‫بالاخره یه جواب صادقانه

02:03.916 --> 02:06.291
‫- آخ
‫- با هم گیر افتادیم

02:07.666 --> 02:10.000
‫کی می‌دونه، شاید دوباره دوست شدیم

02:11.500 --> 02:12.541
‫نجات پیدا می‌کنیم

02:13.958 --> 02:15.083
‫ایمان دارم

02:15.166 --> 02:17.875
‫بی‌خیال ایمان، قدرت داریم

02:26.250 --> 02:27.250
‫نزدیک نگه‌شون دار

02:35.750 --> 02:37.166
‫ما رو کجا می‌برین؟

02:38.291 --> 02:40.083
‫من یه نیلفگارد‌ی‌ـم

02:40.166 --> 02:42.416
‫سربازایی که کشتین هم نیلفگاردی بودن

02:42.500 --> 02:43.708
‫ایسترد از اینا صحبت کرده بود

02:46.666 --> 02:48.166
‫شبیه آرتوزا هستن

02:49.875 --> 02:52.125
‫توسط الف‌ها واسه
‫ادای احترام به پیشگوها ساخته شدن

02:54.208 --> 02:56.166
‫توی جنگ‌های اولیه آتیش‌شون زدین

02:56.791 --> 02:59.083
‫بهتره به تاریخ ببازی تا به آدما

03:06.333 --> 03:08.125
‫تا حالا این‌قدر الف با هم ندیده‌م

03:08.208 --> 03:09.750
‫باید ببینم‌ش

03:11.250 --> 03:13.000
‫هدیه آوردم

03:15.083 --> 03:16.541
‫اینجا دیگه کجاست؟

03:16.625 --> 03:18.125
‫پشت سر من بیاید

03:18.833 --> 03:20.375
‫و دهن‌تون رو گل بگیرین

03:38.750 --> 03:42.583
‫نزاعِ نیلفگارد با پادشاهی‌های شمالی‌ـه
‫نه با الف‌ها

03:45.333 --> 03:46.208
‫آزادمون کنید

03:47.041 --> 03:48.708
‫و بهتون قول می‌دیم که...

03:56.083 --> 03:58.041
‫گفتی هدیه آوردی

03:58.666 --> 04:00.750
‫گروگان. انسان...

04:00.833 --> 04:04.375
‫باید جسدشون رو بیرون دار می‌زدی

04:04.875 --> 04:06.041
‫شاید به درد بخورن

04:07.083 --> 04:08.833
‫اینا جنگل انسان‌هاست

04:08.916 --> 04:10.166
‫جنگل‌های ما هستن

04:11.833 --> 04:13.291
‫به این یکی دیمریتیم زدن؟

04:13.375 --> 04:15.125
‫این یکی اسیر نیلفگارد بود

04:16.208 --> 04:17.375
‫منم الف‌ـم

04:18.041 --> 04:20.208
‫این‌جوری با هم‌نوع خودت برخورد می‌کنی؟

04:22.666 --> 04:24.375
‫مگه تو نغمه‌های ما رو می‌خونی؟

04:25.875 --> 04:27.708
‫مگه به اجدادمون احترام می‌ذاری؟

04:29.625 --> 04:32.125
‫تا حالا واسه یه چیز الفی یه قطره اشک ریختی؟

04:34.708 --> 04:36.000
‫تو الف نیستی

04:39.375 --> 04:42.000
‫- زندانی‌شون کنید
‫- هفته‌هاست این‌جا رو زیر و رو کردیم

04:42.875 --> 04:44.833
‫هر روزی که می‌گذره
‫ خطر پیدا شدن‌مون بیشتر می‌شه

04:44.916 --> 04:47.583
‫تو دیگه رهبرمون نیستی «فیلاوندرل»

04:48.125 --> 04:50.666
‫یا این‌که «ردا سفید» به خواب تو هم اومده؟

04:54.666 --> 04:56.625
‫دارم نهایت سعی‌م رو می‌کنم
‫که ازت محافظت کنم

05:00.500 --> 05:02.666
‫وقتی چیزی که دنبال‌ش هستیم رو پیدا کنیم

05:02.750 --> 05:06.291
‫به عنوان یادبود دوران باشکوه الفی
‫سرشون رو می‌فرستیم به یه آرِتوزا

05:34.791 --> 05:35.916
‫چیزی نمونده

05:35.940 --> 05:45.940
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:46.000 --> 05:55.249
‫« ترجمه از:   وحـیـد فـرحـنـاکـی و تورج پاکاری »
‫.::  Stef@n & Night_Walker77 ::.

06:13.750 --> 06:15.041
‫این‌جا خونهٔ توئه؟

06:18.416 --> 06:20.083
‫گفتی چند نفر بودن؟

06:20.708 --> 06:21.625
‫نگفتم

06:28.000 --> 06:29.083
‫تا جایی که یادمه...

06:30.500 --> 06:31.500
‫۲۰ نفر بودیم

06:32.875 --> 06:33.708
‫حالا؟

06:34.375 --> 06:35.333
‫شاید کمتر

06:41.875 --> 06:43.125
‫مطمئنی این‌جا جامون امنه؟

06:44.541 --> 06:45.416
‫دنبالم بیا

06:56.083 --> 06:58.166
‫«لمچاپ»

06:58.250 --> 06:59.708
‫دردسر پیداش شد

07:13.958 --> 07:16.083
‫کدوم گوری بودی؟

07:16.166 --> 07:17.875
‫فکر کردیم گم شدی

07:17.958 --> 07:18.791
‫یا کشته شدی

07:19.458 --> 07:21.250
‫هنوز نه

07:21.333 --> 07:22.166
‫ببخشید

07:25.416 --> 07:27.000
‫- برادر
‫- خب!

07:27.083 --> 07:28.958
‫- برگشته
‫- بیا اینجا

07:29.041 --> 07:31.208
‫- باید از نحوهٔ داخل اومدن‌ـت می‌دونستم تویی
‫- برگشته

07:31.291 --> 07:32.416
‫- بالاخره برادر
‫- می‌دونستم

07:33.458 --> 07:35.750
‫«گرگ». اومدی خونه

07:36.750 --> 07:37.625
‫بالاخره

07:37.708 --> 07:39.000
‫وزمیر

07:40.041 --> 07:40.875
‫آره

07:43.291 --> 07:44.875
‫یه چندجایی باید می‌موندم

07:45.750 --> 07:46.750
‫همم

07:50.291 --> 07:51.166
‫برگشته خونه!

07:52.333 --> 07:53.333
‫برادر!

07:53.916 --> 07:56.000
‫داداش خودمی!

07:59.875 --> 08:05.875
‫خب، حالا من اینجا
‫وسط کشتزار واسه شب دومِ متوالی

08:05.958 --> 08:07.375
‫دارم خودم رو پاره می‌کنم

08:07.958 --> 08:13.166
‫بعد زنِ کشاورز دزدکی میاد بهم می‌گه
‫که دارم وقت‌م رو تلف می‌کنم

08:14.208 --> 08:18.041
‫که اون چیزی که از اون اتاق اومده بیرون
‫برخلاف گفتهٔ شوهرش کیکیمورا نبوده

08:18.833 --> 08:19.666
‫نه

08:20.916 --> 08:22.875
‫کارگر مزرعه بوده!

08:25.625 --> 08:28.416
‫وای، بعد ناله می‌کرد
‫«باید چکار کنیم؟»

08:28.500 --> 08:32.125
‫«شوهرم بهت پول نمی‌ده
‫اگه سر یه مورا رو بهش ندی!»

08:33.750 --> 08:35.958
‫شمشیرم رو آوردم بیرون، و گفتم...

08:37.875 --> 08:40.875
‫«شک ندارم واسه کارگر مزرعه
‫دوبرابر پول می‌ده»

08:42.750 --> 08:43.958
‫خدا بگم چکارت کنه لمچاپ

08:44.041 --> 08:46.875
‫با دو اسب و یه قالیچهٔ خز برگشت

08:46.958 --> 08:49.458
‫بهترین مأموریت کل سال‌م بود

08:49.541 --> 08:52.500
‫از چهرهٔ تک‌تک‌تون دلیل جشن مشخصه

08:54.583 --> 08:58.000
‫جاتون امنه. تونستید برگردید
‫و اومدین خونه

08:58.083 --> 08:59.458
‫- آره
‫- درسته

09:00.625 --> 09:02.708
‫به سلامتی یه زمستون دیگه، کنار هم

09:02.791 --> 09:03.625
‫آره

09:03.708 --> 09:04.875
‫- گل گفتی
‫- آره

09:04.958 --> 09:06.333
‫به سلامتی نفسِ تو سینه‌هامون

09:06.416 --> 09:07.291
‫درسته، درسته

09:07.375 --> 09:08.416
‫به سلامتی برادرا

09:08.500 --> 09:09.375
‫سلامتی‌شون

09:09.458 --> 09:11.666
‫سلامتیِ راه گم کرده‌ها

09:12.500 --> 09:15.041
‫واسه یه شب تخمی

09:16.208 --> 09:17.958
‫- کی حاضره؟
‫- «اسکِل»!

09:18.041 --> 09:19.750
‫اسکل برگشته!

09:20.458 --> 09:23.125
‫خوبی؟
‫داغون به‌نظر میای

09:26.166 --> 09:27.875
‫باید اون یکی رو می‌دیدی

09:28.458 --> 09:29.375
‫همم

09:31.333 --> 09:33.291
‫قایق ۶ ساعت دووم آورد

09:34.708 --> 09:36.375
‫اگه اکسیرام رو از دست نمی‌دادم

09:37.458 --> 09:38.875
‫اون حرومی رو هم باید می‌کشتم

09:40.375 --> 09:41.625
‫ولی خب دست‌ش رو قطع کردم

09:42.208 --> 09:45.000
‫- اون چیه؟
‫- این یه لشی‌ـه؟

09:45.716 --> 09:47.216
‫مثل لشی راه می‌رفت

09:48.083 --> 09:49.083
‫مثل لشی حرف می‌زد

09:50.958 --> 09:51.791
‫یه‌جورایی آره

09:52.416 --> 09:53.250
‫یه‌جورایی؟

09:54.333 --> 09:56.583
‫خیلی وقته که به لشی بر نخوردم

09:56.666 --> 09:59.416
‫- نه توی «کیدوِن»
‫- خب، خوش‌شانسی پس

10:00.458 --> 10:03.625
‫مگه این‌که تو هم به‌خاطر نیش یکی
‫از اون ریشه‌های تخمی درد بکشی

10:05.625 --> 10:09.333
‫فرو کردن یه چیز آتشین به قلب‌ش
‫تنها چیزیه که از پا درش میاره

10:10.625 --> 10:13.916
‫۶ ساعت باهاش جنگیدی،
‫به ذهنت نرسید؟

10:35.125 --> 10:36.375
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

10:44.125 --> 10:45.750
‫شاه‌دخت سیریلا از سینترا

10:47.125 --> 10:48.291
‫خوش‌وقتم

11:36.916 --> 11:39.458
‫وقتی بهم گفتی که مدعیِ
‫حق غافل‌گیری شدی...

11:39.541 --> 11:41.875
‫بهت گفتم اشتباه بزرگی کردی

11:43.208 --> 11:46.500
‫گفتی قول می‌دی که بچه رو نمی‌خوای

11:47.333 --> 11:50.208
‫گفتم، خوبه،
‫ولی بازم اشتباه بزرگیه

11:52.375 --> 11:54.541
‫باید نجات‌ش می‌دادم
‫می‌دونم

11:55.291 --> 11:57.458
‫و می‌دونستی که واسه‌ش سرزنش‌ـت می‌کنم

11:58.666 --> 11:59.500
‫آره

11:59.583 --> 12:01.000
‫ولی بازم آوردی‌ش اینجا

12:28.458 --> 12:31.166
‫پس داری می‌گی که از دست نیلفگارد فرار کرده

12:32.166 --> 12:34.958
‫و از قتل‌عام کل قلمروشون نجات پیدا کرده

12:36.458 --> 12:37.333
‫چطوری؟

12:38.083 --> 12:38.916
‫ازش پرسیدم

12:40.333 --> 12:41.791
‫- و دروغ گفت
‫- هممم

12:41.875 --> 12:43.541
‫بعیده ازت که بی‌خیالش بشی

12:44.041 --> 12:45.708
‫ویچرها منتظر جواب می‌مونن

12:47.333 --> 12:50.750
‫- فکر کنم خودت گفتی
‫- چی فکر کرده بودم با خودم؟

12:54.833 --> 12:56.500
‫آوردمش اینجا که جاش امن‌تر باشه

12:57.333 --> 12:59.750
‫راحت‌تره واسه‌م که توی اینجا ازش محافظت کنم

12:59.833 --> 13:03.750
‫- اون‌قدری که منتظر جواب بمونی؟
‫- دقیقا. که بدونم کیه، چیه

13:06.000 --> 13:07.416
‫و این‌که چطور می‌تونم کمک‌ش کنم

13:07.916 --> 13:08.791
‫اینو می‌گی

13:09.875 --> 13:11.750
‫ولی یادت باشه آخرین باری که

13:11.833 --> 13:15.500
‫ویچرها درگیر داستانای
‫دربار و پادشاهی‌ها شدن

13:17.250 --> 13:20.708
‫اگه شاه‌دخت‌ـت بیشتر از اون چیزی
‫دردسر داشته باشه که انتظارش رو داشتی؟

13:21.625 --> 13:22.916
‫همین الان‌شم می‌دونم

13:30.750 --> 13:32.250
‫شاه‌دخت

13:32.916 --> 13:33.750
‫اسکل

13:36.291 --> 13:39.708
‫فقط دارم می‌گردم.
‫به گرالت گفتم یه اتاق خوب پیدا می‌کنم

13:43.208 --> 13:44.166
‫خب، اینجا...

13:45.125 --> 13:47.875
‫قصرت نیست عالیجناب

13:50.500 --> 13:52.458
‫همه‌شون آشغال‌ـن

14:41.000 --> 14:45.208
‫♪ فکر کن، کجا زانو زدیم ♪

14:45.916 --> 14:51.041
‫♪ بذار خونِ انسان‌ها تو زمین‌هامون جاری بشه ♪

14:53.000 --> 14:54.791
‫تیسایا گفت که همهٔ ساحره‌های الف مرده‌ن

14:55.708 --> 14:57.500
‫اشتباه می‌کرده،‌ یا دروغ گفته

14:57.583 --> 14:58.791
‫- هممم
‫- هیچ کدوم‌شون عجیب نیست

15:01.041 --> 15:03.916
‫- یه‌کم پیش کابوس می‌دیدی
‫- خواب بد توی جنگ یه چیز شایعه

15:04.000 --> 15:05.666
‫- خودت هم داشتی...
‫- خواب تو چی بود؟

15:05.750 --> 15:08.875
‫- فکر کردی الان وقتشه که گل بگیم گل بشنویم...
‫- واقعاً خیال کردی واسه این می‌پرسم

15:08.958 --> 15:10.708
‫چون شخصاً واسه‌م مهه؟

15:11.833 --> 15:13.541
‫خواب کسی که زیر یه ردا مخفی شده رو دیدی؟

15:15.041 --> 15:17.250
‫ردای سیاه. تو از کجا می‌دونستی؟

15:18.750 --> 15:20.333
‫من خواب یه قرمزش رو دیدم

15:21.916 --> 15:24.125
‫و الفِ ساحره‌مون رو هم
‫خواب یه سفیدپوش رو می‌بینه

15:25.625 --> 15:27.625
‫خواب‌های مشترک نشانه‌های قوی‌ای هستن

15:27.708 --> 15:30.458
‫آره، ولی خب دیگه
‫حالم از اسرار جادویی به هم می‌خوره

15:31.291 --> 15:33.666
‫مهم اینه که می‌تونیم به نفع
‫خودمون ازش استفاده کنیم

15:33.750 --> 15:35.708
‫باید با فرانچسکا صحبت کنیم

15:35.791 --> 15:37.333
‫اون دلیلی واسه اعتماد بهمون نداره

15:38.208 --> 15:41.000
‫- باید اول اعتمادش رو جلب کنیم
‫- چه‌قدرم عجیب

15:41.875 --> 15:43.583
‫دوباره باید به روش ینیفر پیش بریم

15:44.250 --> 15:45.416
‫عجیب‌تر اینه که این‌بار

15:45.500 --> 15:47.625
‫بالاخره از خر شیطون پایین اومدی

15:48.416 --> 15:50.500
‫واقعاً همهٔ شکارچیا همینو تونستن پیدا کنن؟

15:52.500 --> 15:55.250
‫پرنده تو این جنگلا پر نمی‌زنه

15:56.041 --> 15:58.625
‫شاید اونایی که توی تمیریا یا ردینیا هستن
‫شانس بیشتر دارن

15:58.708 --> 16:00.583
‫اونا جا پای آدما رو لیس می‌زنن

16:00.666 --> 16:03.333
‫همون پایی که بالاخره گردن‌شون رو می‌شکنه

16:04.125 --> 16:05.583
‫لیاقت‌ـت بهتر از ایناست برادر

16:06.291 --> 16:07.125
‫همه‌مون داریم

16:08.208 --> 16:12.541
‫تو بهمون قولِ «دال بلاتانا» رو دادی
‫دیگه چقدر باید ول معطل بگردیم؟

16:12.625 --> 16:15.000
‫هر روز تعداد الف‌ها کمتر می‌شه

16:15.083 --> 16:17.625
‫سرزمین‌هامون به تاراج رفته،
‫بزرگامون مرده‌ن

16:17.708 --> 16:20.166
‫حتی غارهامون توی
‫اون سر دنیا پر از هیولا شده

16:20.750 --> 16:23.958
‫نباید ایمان‌مون رو به آیندهٔ
‫روشنِ الف‌ها از دست بدیم

16:24.750 --> 16:26.708
‫«چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند»

16:29.125 --> 16:31.833
‫می‌دونم یه‌جایی توی این
‫خرابه‌ها جواب رو پیدا می‌کنیم

16:31.916 --> 16:34.625
‫الهام‌هایی که از وقت
‫ورود به این جنگل‌ها بهم شده بهم ایمان می‌ده

16:39.208 --> 16:41.041
‫ردا سفید چهره‌ش رو مخفی کرده

16:41.125 --> 16:44.000
‫ولی می‌دونم که «ایتلین»ـه
‫مقدس‌ترین پیشگومون

16:44.083 --> 16:46.041
‫ما رو به پناهگاه‌های امن راهنمایی می‌کنه

16:46.541 --> 16:47.875
‫دوباره قدرتمند می‌شیم

16:48.541 --> 16:50.166
‫گوشت نیست، ولی جلوی دلت رو می‌گیره

16:51.250 --> 16:52.666
‫سرافکنده‌مون نمی‌کنم

16:53.916 --> 16:55.750
‫«چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند»

17:13.458 --> 17:15.291
‫تا حالا نشنیده بودم
‫با شعر خونده بشه

17:21.666 --> 17:23.708
‫ملودی‌ای که داشتی می‌زدی

17:23.791 --> 17:26.916
‫مردی که می‌شناختم گفت که واسه
‫راهنمایی الف‌های گم‌شده به خونه‌شون بوده

17:27.000 --> 17:29.416
‫الف‌هایی که من از دست دادم آره
‫الف‌های مرده و یتیم

17:30.500 --> 17:31.958
‫شعرش زیاد عوض می‌شه

17:33.958 --> 17:37.250
‫شعلهٔ سفید می‌خواد دقیقا همون آدمایی
‫رو مجازات کنه که به شما ظلم می‌کنن

17:39.625 --> 17:42.291
‫دزدی که به دزد بزنه می‌شه شاه دزد!

17:42.916 --> 17:46.208
‫یا بگو ببینم، شعلهٔ سفید
‫می‌خواد زینتریا رو

17:46.291 --> 17:48.541
‫وقتی که رقصیدن‌ش رو گور کالانته تموم شد
‫دو دستی برگردونه؟

17:48.625 --> 17:51.500
‫- زینتریا؟
‫- اسم الفی سینتریا قبل از این‌که دزدیده بشه

17:55.083 --> 17:57.666
‫تو همون فیلاوندرل تو نغمه‌هایی؟

17:58.750 --> 18:02.916
‫پایان دنیا؟
‫رهبری که علیه شیرزن قیام کرد؟

18:03.000 --> 18:04.750
‫از دست اشاعر دروغگو با اون نغمه‌هاش

18:07.833 --> 18:11.708
‫اگه درست یادم باشه، نغمهٔ شاعر مدعی شده
‫که تو پادشاه الف‌ها بودی

18:13.791 --> 18:16.250
‫بعد از این‌که نتونستم کالانته رو شکست بدم
‫افرادم به فرانچسکا متعهد شدن

18:16.333 --> 18:17.291
‫ایمان لازم داشتن

18:17.958 --> 18:20.791
‫ایمان، درمان دم دستیِ روح‌های ناگزیر

18:22.166 --> 18:23.833
‫ایمان ما رو توی دوران
‫تاریک و سخت قوی نگه می‌داره

18:26.333 --> 18:27.958
‫اغواگریِ تو...

18:28.041 --> 18:31.625
‫با این‌که جذابه، ولی حیله‌گری‌ای
‫که توی خون پدرت بوده رو کم داره

18:31.708 --> 18:33.625
‫آره خب، اون نیمه الف بود

18:35.125 --> 18:37.708
‫شنیدم که دهه‌هاست هیچ الفِ خالصی متولد نشده

18:40.833 --> 18:42.708
‫ما هم خوابِ ردا پوشا رو می‌بینیم

18:43.916 --> 18:44.791
‫ما رو هدایت می‌کنن

18:45.291 --> 18:47.000
‫مال اون قرمزه، مال من سیاه

18:50.875 --> 18:54.583
‫اگه آزادمون کنی، شاید بتونیم با هم کار کنیم
‫ببینیم به چه معنی‌ان

18:58.125 --> 19:00.375
‫چند وقته که این‌جا رو می‌گردین؟

19:01.375 --> 19:02.708
‫شاید کلید ماجرا ماییم

19:05.916 --> 19:07.958
‫یه چیزی پیدا کردیم!

19:08.916 --> 19:09.875
‫نزدیک بود

19:11.000 --> 19:12.041
‫خیلی نزدیک

19:25.208 --> 19:26.500
‫توی جنگل قایم می‌شه؟

19:27.833 --> 19:29.833
‫- دوباره مثل این هستن؟
‫- یه چندتایی

19:30.875 --> 19:33.583
‫دارن منقرض می‌شن، چون نمی‌تونن
‫تجدید فراش کنن

19:36.333 --> 19:39.375
‫هر کدوم که بهشون برخورد
‫کنی از زمان «تلاقی» همینجا بودن

19:42.250 --> 19:44.833
‫خب، پس اینجا چکار می‌کنیم پس؟

19:47.041 --> 19:48.166
‫روی هیولاها مطالعه می‌کنیم؟

19:49.958 --> 19:50.791
‫آره

19:55.041 --> 19:57.416
‫مواد اولیه اون معجون‌هایی
‫که می‌خوری رو جمع کنیم؟

19:58.291 --> 19:59.125
‫حتما

20:04.250 --> 20:05.083
‫تمرین؟

20:05.750 --> 20:06.666
‫تمرین...

20:07.458 --> 20:08.666
‫خطرناکه

20:13.125 --> 20:15.041
‫همین‌طور مردی که کلاه‌خود بال‌سیاه داره

20:20.666 --> 20:22.166
‫و می‌خوای اونو بکشی؟

20:23.041 --> 20:23.875
‫آره

20:24.500 --> 20:25.333
‫چرا؟

20:28.166 --> 20:29.166
‫ازش متنفرم

20:41.416 --> 20:42.666
‫این مهمه

20:44.416 --> 20:46.041
‫از روی ترس کسی رو نمی‌کشیم

20:48.083 --> 20:49.625
‫می‌کشیم که جونی نجات داده باشیم

20:51.416 --> 20:52.583
‫متوجهی؟

20:56.000 --> 20:57.000
‫همم

20:57.833 --> 21:01.250
‫خب، تو چطور اولین روزایی که
‫اینجا اومدی رو سپری کردی؟

21:01.333 --> 21:02.833
‫کتک خورده و گرسنه بودم

21:04.458 --> 21:05.416
‫اتاق‌ـت چطوره؟

21:05.500 --> 21:07.458
‫- موش داره
‫- نشونهٔ خوبیه

21:09.208 --> 21:11.166
‫یعنی یکی از اتاقای گرمه

21:18.416 --> 21:19.416
‫صدای چی بود؟

21:21.083 --> 21:22.125
‫همینجا بمون

21:22.625 --> 21:25.375
‫- می‌دونی، توی سینترا قبلا مهمونی...
‫- سیریلا

21:52.375 --> 21:55.041
‫- این یکی خوبه!
‫- کم شیپور بزن سرمون رفت

21:57.000 --> 22:00.875
‫خب، پس این‌جا جایی‌ـه ویچرا زندگی می‌کنن

22:01.625 --> 22:04.750
‫امیدوارم پلاکی باشه که یادبود بزرگی‌ت باشه

22:07.666 --> 22:09.875
‫می‌خانهٔ بیرون «دوریان»
‫چندین سال پیش

22:10.500 --> 22:13.208
‫خون اژدهای بالدار رو از سرت پاک کردم

22:16.500 --> 22:17.791
‫خون وایورن بود

22:18.333 --> 22:19.666
‫نباید اینجا باشی

22:19.750 --> 22:22.541
‫شنیدم که الان یه دختر داری

22:23.708 --> 22:26.708
‫فکر کردم مهربون‌ترین وجههٔ تو
‫این بود که پولش رو دادی

22:27.375 --> 22:28.708
‫اون دختر من نیست

22:29.375 --> 22:32.416
‫عه. خب پس در این صورت
‫من می‌برمش زیر پر و بالم

22:32.500 --> 22:35.791
‫می‌تونه پسرا رو با خوردن دستش...

22:39.208 --> 22:41.125
‫بعد می‌گه پدر نیست

22:57.500 --> 22:58.333
‫این دیگه چه وضعشه؟

23:00.166 --> 23:02.833
‫اسکل چندتا دوست پایینِ کوه پیدا کرده

23:03.916 --> 23:06.833
‫نباید اینجا باشن.
‫و باید بهتر از این‌ها عمل کنن

23:07.916 --> 23:10.333
‫فکر کنم زیادی واسه
‫تسکین دردش تاتوره خورده

23:10.416 --> 23:11.791
‫- بیار
‫- همه‌شون خوردن

23:11.875 --> 23:13.500
‫یه پیک دیگه بیار!

23:13.583 --> 23:16.083
‫فردا هیچی یادشون نمیاد

23:16.958 --> 23:18.333
‫قطعاً این‌که چطور رسیدن اینجا

23:21.208 --> 23:22.791
‫اشتباهی رفتی

23:32.291 --> 23:35.041
‫خب، یکی از مشتری‌های همیشگی‌م، یه دروئید

23:35.791 --> 23:38.916
‫بهش می‌گفت که لشی‌ها
‫درخت‌های غول‌پیکر و سخن‌گوئن

23:39.500 --> 23:41.583
‫قشنگ هم هستن

23:43.125 --> 23:44.750
‫- واسه حرف زدن بهت پول نمی‌دیم
‫- باشه

23:45.791 --> 23:46.708
‫خیلی‌خب

23:51.333 --> 23:52.958
‫اسکل، داری چکار می‌کنی؟

23:54.625 --> 23:57.041
‫بعد این‌که دخترت رو خوابوندی اومدی استراحت؟

23:58.333 --> 24:00.291
‫متوجه‌م که درد داری

24:00.791 --> 24:03.375
‫و می‌تونی اون درد رو
‫با هر کسی که می‌خوای تسکین بدی

24:04.375 --> 24:05.500
‫ولی اینجا نه

24:08.166 --> 24:09.916
‫خنده‌داره، می‌دونی

24:10.416 --> 24:13.875
‫من و پسرا همه‌مون درب و داغون بر می‌گردیم

24:14.666 --> 24:16.583
‫ترول سنگی زد چشم لامبرت رو ترکوند

24:16.666 --> 24:19.833
‫یه گرگینه نصف باسنِ «کوین» رو کند

24:19.916 --> 24:21.500
‫و تو با چی برگشتی؟

24:23.541 --> 24:24.583
‫فقط می‌گم که...

24:25.333 --> 24:26.708
‫وقتی من یه شاه‌دخت پیدا کنم

24:28.666 --> 24:30.791
‫آخرین کاری که می‌خوام بکنم...

24:31.541 --> 24:32.625
‫باشرف بازیه

24:46.750 --> 24:47.583
‫اِسکل

24:48.916 --> 24:49.916
‫برو بخواب

24:51.000 --> 24:52.000
‫هوم؟

25:08.291 --> 25:09.541
‫یه نقشه لازم داریم

25:09.625 --> 25:11.791
‫- تو چته؟
‫- یه‏‎ جوری‎ام

25:12.708 --> 25:13.958
‫دیمریتیم

25:14.041 --> 25:15.750
‫پاشین.
‫بلند شین!

25:20.125 --> 25:21.250
‫ما رو کجا می‎‏بری؟

25:21.333 --> 25:24.625
‫منو بکشی، شعلهٔ سفید بدون
‫هیچ رحمی دنبالت می‏کنه

25:25.291 --> 25:28.000
‫شده شما انسان‌ها یه لحظه حرف نزنین؟

25:38.250 --> 25:42.208
‫- این چیه؟
‫- یه‏جور خط رونی‌ـه. پیوند خورده با...

25:42.958 --> 25:43.791
‫آشوب؟

25:45.833 --> 25:49.416
‫این یکی فرق می‎کنه.
‫ظهور هیولاها

25:50.750 --> 25:52.166
‫پیوند کره‌ها

25:55.958 --> 25:58.208
‫آسمان‌ غرش کرد
‫و قلمروها به هم برخورد کردند

26:01.250 --> 26:02.291
‫بازماندگان‌شون...

26:03.833 --> 26:06.125
‫در دنیایی جدید سردرگم رها شده بودن

26:06.208 --> 26:07.416
‫واسه شما جدید بود

26:08.250 --> 26:09.375
‫دنیای ما بود

26:11.291 --> 26:13.416
‫رویا‎‏هات.
‫بهم بگو

26:13.958 --> 26:16.875
‫اول رویای خودت رو نشون‌مون بده.
‫این دیگه دو طرفه‏ست

26:20.166 --> 26:23.916
‫تو الهامی که داشتم،
‫من تو مارپیچی از جسدها گم شدم

26:24.458 --> 26:27.000
‫الف‌ها اونقدر رو هم جمع شدن
‫که روی خورشید سایه انداختن

26:29.291 --> 26:31.250
‫ایتلین منو راهنمایی می‌کنه
‫و از هزارتو خارجم می‌کنه

26:31.333 --> 26:34.000
‫که اونجا می‌بینم خورشید
‫بر یه پادشاهی جدید الف‌ها طلوع کرده

26:36.041 --> 26:38.583
‫راهنمای من ایتلین نیست.
‫امهیره

26:40.916 --> 26:42.666
‫نمی‌تونم ببینمش.
‫کلاه‌پوشه

26:43.458 --> 26:46.458
‫تازه به نیلفگارد برگشته.
‫غاصب رو کشت

26:47.541 --> 26:48.750
‫منو نجات داد

26:50.000 --> 26:50.833
‫و رویای تو؟

27:02.041 --> 27:03.000
‫چیکار می‏کنی؟

27:13.958 --> 27:16.375
‫این زبان کُهنه، ولی بصورت بدوی

27:17.625 --> 27:19.208
‫"مادر جنگل‌ها را بنگرید،

27:19.291 --> 27:22.166
‫مادر بی‌مرگ که در رویاها لانه می‌کند"

27:24.416 --> 27:25.875
‫بقیه‎اش چرت و پرته

27:25.958 --> 27:28.041
‫نه. یه افسونه

27:28.541 --> 27:30.416
‫درمورد یه کلبه‌ی بدون دره

27:31.166 --> 27:33.958
‫پدرم، قبلا ما رو با داستان‌های...

27:34.041 --> 27:35.750
‫یه ساحره‌ی توی جنگل می‌ترسوند

27:36.708 --> 27:39.583
‫خونه اون رو پاهای باسیلیسک قرار داره

27:40.083 --> 27:43.208
‫اون بچه‌ها رو می‌کشونه به داخل
‫که جوش‌شون بده و بخورتشون

27:43.291 --> 27:47.375
‫اولین باری نیست که انسان‎ها با دیدن قدرت الف‌ها
‫حرف از ساحره زدن

27:47.458 --> 27:48.750
‫برادرم درست میگه

27:48.833 --> 27:52.000
‫اینا اجداد مان،
‫زانو زدن، دارن عبادت می‏کنن

27:52.583 --> 27:55.208
‫شاید این مادر بی‌مرگ
‫یکی از خدایان قدیم باشه

27:56.375 --> 27:59.041
‫اول میگی که ایتلین‌ـه،
‫بعد میگی یکی از خدایان قدیمه

27:59.125 --> 28:01.333
‫اصلا هر دوی اونجا چه کاری
‫با دوتا انسان دارن؟

28:15.083 --> 28:17.583
از جنگل روی برگردان

28:18.416 --> 28:19.541
‫داره صدامون می‎کنه

28:21.916 --> 28:23.583
‫تا برمی‏گردیم اینجا نگهبانی بدید

28:23.666 --> 28:24.750
‫- فرانچسکا
‫- نه

28:24.833 --> 28:28.250
‫گِیج، من از بچگی قسم خوردم
‫که ازت مراقبت کنم

28:28.875 --> 28:30.500
‫حالا بذار از همه‌‎مون مراقبت کنم

28:36.208 --> 28:37.250
‫من و اون می‏‎تونیم...

28:37.333 --> 28:39.750
‫- تو حلقه دعات بهت محلق بشیم؟
‫- خودت چی فکر می‏کنی؟

29:15.375 --> 29:18.583
‫تازه‎واردها همیشه شب اول
‫خوابیدن براشون سخته

29:20.500 --> 29:21.750
‫بخاطر فضاست

29:25.166 --> 29:27.541
‫کلِف یکی از اولین ویچرها بود

29:28.875 --> 29:30.000
‫قبل از دوران من

29:31.625 --> 29:32.875
‫چی به سرش اومد؟

29:33.375 --> 29:35.500
‫یکی از قدیمی‌ترین هیولاها.
‫یه اهریمن

29:36.083 --> 29:37.250
‫خیلی وقته منقرض شدن

29:38.541 --> 29:43.375
‫تا ویچرها اونو در اعماق جنگل حبس کردن
‫کلی ویرانی به بار آورد

29:45.208 --> 29:47.166
‫با این ویچر رو کشت

29:49.041 --> 29:52.458
‫بعضی‌ها میگن اون هنوزم
‫آدم‌های سیاه‎بختی که...

29:52.541 --> 29:54.291
‫اونقدر بدشانسن که از جنگلش رد بشن
‫رو صدا می‏کنه

29:54.958 --> 29:56.875
‫اونا رو به داخل می‏کشونه
‫تا بخورتشون

29:58.791 --> 30:01.083
‫داستان‏های ترسناک
‫واقعا رو من تاثیر نمی‌ذارن

30:05.750 --> 30:07.458
‫و این یکی، دلگلن

30:07.541 --> 30:10.041
‫تو همین راهروها
‫توسط انسان‏ها کشته شد

30:12.208 --> 30:14.041
‫اون هرچی که میدونم رو بهم یاد داد

30:14.750 --> 30:15.708
‫منو یه ویچر کرد

30:17.500 --> 30:20.541
‫تو برات حکم یه پدر رو داشت، مگه نه؟
‫همونطور که تو واسه گرالت مثل پدر می‏مونی

30:21.750 --> 30:22.958
‫یه همچین چیزی

30:24.583 --> 30:26.375
‫وقتی جوونن راحت‎تره

30:26.458 --> 30:29.625
‫صبر می‏کنی تا گریه کردن واسه مامان‎شون تموم بشه
‫بعد بهشون غذا میدی،

30:29.708 --> 30:33.875
‫بهشون آموزش میدی، می‌فرستی‌شون تو دنیا
‫و می‎بینی که کی زنده برمی‏گرده

30:39.166 --> 30:40.416
‫تو راحت نمی‏ترسی

30:42.583 --> 30:45.458
‫مواقعی هست که باید ثابت بمونی،
‫و مواقعی هست که باید به راه ادامه بدی

30:45.541 --> 30:47.666
‫اون مانترا کمکت کرد که
‫از سینترا فرار کنی؟

30:49.791 --> 30:51.458
‫گرالت گفت که اینجا ازم محافظت میشه

30:51.541 --> 30:54.125
‫والا سخته، وقتی نمیدونم از کی دارم محافظت می‌کنم

30:54.625 --> 30:56.541
‫یا از اون در برابر چی محافظت می‏کنم

31:09.208 --> 31:11.250
‫تو ترتیب اون هیولای چوبی رو دادی

31:11.958 --> 31:13.541
‫بذار من ترتیب تو رو بدم!

31:13.625 --> 31:14.708
‫اوه!

31:36.083 --> 31:37.750
‫یالا. راه بیاین

31:43.250 --> 31:44.791
‫اگه تو رویای امهیر رو دیدی،

31:45.833 --> 31:47.833
‫چرا وقتی بیدار شدی
‫اونقدر وحشت‌زده بودی؟

31:50.500 --> 31:51.375
‫بهم بگو

31:55.541 --> 31:56.583
‫تو تاریکی بودم

31:57.875 --> 31:59.458
‫آدم‌هایی روم بودن...

32:00.291 --> 32:01.333
‫بهم دست میزدن

32:02.166 --> 32:03.541
‫فقط بطور ملایم بهم دست میزدن

32:04.750 --> 32:07.166
‫نه می‏تونستم ببینمشون،
‫نه می‌تونستم جلوشون رو بگیرم. پس...

32:09.333 --> 32:11.000
‫فقط اونجا دراز کشیدم
‫و بهشون اجازه دادم

32:14.000 --> 32:16.833
‫بعد از اینکه غاصب فرگوس رو اعدام کرد،

32:17.791 --> 32:19.958
‫همه ساحره‌ها رو به یه زندان منتقل کرد

32:22.916 --> 32:23.958
‫آه...

32:24.583 --> 32:25.541
‫یه خونه‌بازی

32:27.458 --> 32:30.500
‫سال‌ها اونجا بودم.
‫بعد امهیر پیدام کرد

32:38.375 --> 32:40.250
‫می‌تونستم برم قدم بزنم...

32:41.625 --> 32:44.708
‫اگه تو زنده بودی...

32:45.541 --> 32:46.791
‫کلبه‎‏ی بدون در

32:47.541 --> 32:49.083
‫- سنگ نوشته
‫- صبر کن

32:50.583 --> 32:54.041
‫اگه اشتباه می‏کنی،
‫اگه رویاها اون معنی‏ای که فکر می‏کنی رو نداشته باشن...

32:54.125 --> 32:58.000
‫مادر جنگل‌ها را بنگرید،
‫مادر بی‌مرگ که در رویاها لانه می‌کند

32:58.666 --> 33:01.625
از جنگل روی برگردان، ای کلبه، ای کلبه

33:02.458 --> 33:03.833
،برگرد رو به من

33:04.500 --> 33:06.166
ای کلبه، ای کلبه

33:23.583 --> 33:25.208
‫- سیریلا رو ندیدی؟
‫- چرا

33:25.291 --> 33:28.041
‫دیدمش که داشت وایت گال می‌خورد
‫و روی میز می‎رقصید

33:28.916 --> 33:29.958
‫- بامزه بود
‫- اوهوم

33:31.250 --> 33:32.500
‫موقع جاسوسی کردن
‫مُچش رو گرفتم

33:36.583 --> 33:40.208
‫گرالت، اولین شبش تو اینجاست.
‫چه انتظاری داشتی؟

33:40.916 --> 33:42.791
‫امیدوار بودم کاری که میگم رو بکنه

33:42.875 --> 33:44.625
‫بچه‌ها هیچوقت کاری که میگی
‫رو نمی‏کنن

33:44.708 --> 33:45.708
‫هوم

33:45.791 --> 33:48.291
‫یه گپی باهم زدیم،
‫و بعد فرستادمش بره بخوابه

33:50.041 --> 33:51.583
‫مطمئنی که واسه این کار آماده‏ای؟

33:56.375 --> 33:59.958
‫وقتی سینترا داشت نابود میشد
‫من تو یه سلول زیر شهر بودم

34:00.583 --> 34:01.666
‫صدای همه‏چی رو شنیدم

34:02.833 --> 34:04.958
‫آتیش، فریادها و مرگ

34:06.500 --> 34:09.000
‫همون صداهایی که موقع بچگی
‫اینجا شنیدم،

34:09.916 --> 34:11.291
‫تو زیر زمین قایم میشدم،

34:12.125 --> 34:14.375
‫منتظر می‏موندم تا انسان‎ها بیان سراغ‎مون

34:16.583 --> 34:20.125
‫بعد از ویرانی کائر مورهن
‫تو آخرین ویچر بازمانده بودی

34:21.416 --> 34:23.791
‫تو و یه مشت یتیم جهش یافته...

34:24.791 --> 34:26.208
‫که جایی واسه رفتین نداشتین

34:28.833 --> 34:29.666
‫آماده بودی؟

34:30.416 --> 34:31.333
‫نه

34:31.416 --> 34:33.125
‫ولی در هر صورت ازمون محافظت کردی

34:33.208 --> 34:34.125
‫نه

34:34.916 --> 34:37.083
‫من بهتون یاد دادم که چطور
‫از خودتون دفاع کنین

34:49.250 --> 34:50.125
‫- نه!
‫- هی!

35:02.208 --> 35:04.125
‫شاید لِشی‌ـه اِسکل دستش رو پس می‏خواد

35:09.208 --> 35:10.666
‫آماده باشین، پسرا

35:11.416 --> 35:13.166
‫- من از مهمون‏ها مراقبت می‏کنم
‫- سالن بزرگ رو چک می‏کنم

35:13.250 --> 35:16.625
‫- ما محدوده رو بررسی می‏کنیم
‫- دنبالم بیاین! راه بیوفتین!

35:16.708 --> 35:18.041
‫- بریم!
‫- بجنبین!

35:18.125 --> 35:19.833
‫- من سیریلا رو پیدا می‏کنم
‫- نه

35:20.500 --> 35:21.916
‫کاری که تخصصته رو انجام بده

35:22.958 --> 35:23.875
‫بمون و مبارزه کن

35:31.333 --> 35:33.375
‫هشیار شو، دختر!
‫مهمون داریم

35:33.458 --> 35:35.291
‫- چیکار می‏کنی؟ عقب بمون
‫- هی!

35:35.791 --> 35:39.250
‫همینطوری شمشیر به دست سرت رو ننداز
‫برو تو اتاق یه دختر، مرتیکه احمق!

35:39.333 --> 35:42.541
‫بیرون وایسا نگهبانی بده

35:43.583 --> 35:45.416
‫خیر سرم داشتم از دستورات پیروی می‏کردم

35:46.083 --> 35:48.083
‫یالا، برین!
‫بجنبین!

36:25.375 --> 36:26.833
‫کجایی؟

37:21.041 --> 37:22.000
‫تو چی هستی؟

37:23.541 --> 37:24.500
‫سلام

37:27.666 --> 37:29.083
‫نترس

37:29.166 --> 37:30.666
‫اینجام که کمکت کنم

37:31.500 --> 37:32.333
‫ایتلین؟

37:35.000 --> 37:35.833
‫میدونستم

37:37.583 --> 37:38.791
‫تو اون نیستی

37:40.250 --> 37:41.250
‫میدونم که چی هستی

37:42.000 --> 37:43.791
‫یه داستان همسران پیر برای کودکان

37:46.583 --> 37:48.250
‫تو یه کودکی، فرینجیلا؟

37:49.208 --> 37:52.333
‫من از خونه‌بازی نجاتت دادم
‫تا یه کودک باشی؟

37:54.291 --> 37:55.333
‫من نترسیدم

37:56.125 --> 37:57.500
‫و اهل کمک نیستم

37:57.583 --> 37:59.833
‫بله، تو به کسی نیاز نداری

38:01.291 --> 38:02.750
‫تو اینجا چیزی برای مخفی کردن نداری

38:02.833 --> 38:03.750
‫میدونم

38:04.250 --> 38:06.208
‫فقط... مسیر سخت بوده

38:06.291 --> 38:09.083
‫و باز مسیر در پیش سخت‏تر خواهد بود

38:09.166 --> 38:10.916
‫ولی من می‌تونم کمکت کنم

38:14.833 --> 38:15.666
‫ولی...

38:16.708 --> 38:18.541
‫تو ده‏ها موندی

38:20.208 --> 38:21.041
‫چرا؟

38:22.000 --> 38:23.000
‫بخاطر عشقه؟

38:23.958 --> 38:25.375
‫میراث مثلا؟

38:28.083 --> 38:28.916
‫قدرت!

38:29.625 --> 38:30.916
‫این چیزیه که تو براش زندگی می‏کنی

38:31.583 --> 38:33.833
‫این نقشه توئه؟
‫نسبتا عاجزانه‏ست

38:33.916 --> 38:36.041
‫عاجز تویی، ینیفر

38:36.541 --> 38:37.625
‫عاجزتر از همه

38:44.625 --> 38:45.750
‫تو خورشید جدید نیستی

38:46.916 --> 38:49.708
‫- تو اون نیستی
‫- اوه، اون هیچوقت چیزی که من بهت میگم رو بهت نمیگه

38:50.583 --> 38:54.291
‫راه رسیدن به قدرت واقعی
‫در ایمان فروتنانه‎‏ نهفته نشده،

38:55.666 --> 38:57.291
‫بلکه باور داشتن به خودت...

38:57.375 --> 38:59.833
‫و به دست گرفتن سرنوشتته

39:02.416 --> 39:07.833
‫دنیا در یخبندان خواهد مُرد
‫و با خورشیدی تازه متولد میشه

39:08.875 --> 39:12.208
‫اما قبلش، زمین از خون الف‌ها جاری خواهد شد

39:13.666 --> 39:15.083
‫چطور نجاتشون بدم؟

39:15.166 --> 39:16.583
‫رداءت رو در بیار

39:17.833 --> 39:21.333
‫یا اگه بهت بگم که می‏‌تونی
‫قدرت داشته باشی چی؟

39:22.166 --> 39:24.000
‫و نه زیر دست یه چاپلوس خاضع،

39:24.083 --> 39:25.750
‫بلکه زنِ رو پای خودت باشی

39:25.833 --> 39:26.916
‫این واقعی نیست

39:28.958 --> 39:30.833
‫خب، تصور کن اگه واقعی بود

39:31.416 --> 39:34.875
‫تصور کن که تو امپراتوری، همین الان

39:36.875 --> 39:40.166
‫رویاهای بقیه واضح بودن

39:41.083 --> 39:42.916
‫تو فکر می‏کردی که خاص بودی

39:43.416 --> 39:44.250
‫ولی نه

39:44.958 --> 39:46.166
‫مال تو هم واضح بود

39:47.250 --> 39:48.291
‫پس خواسته‏ات رو بگو

39:49.250 --> 39:50.875
‫من نیروهامون رو بازسازی می‏کردم

39:51.916 --> 39:53.291
‫تعدامون رو تقویت می‏کردم

39:54.166 --> 39:58.166
‫ما یه امپراتوری هستیم، ولی شمال...
‫شمال لیگی از پادشاهی‌های بسیاریه

39:58.250 --> 40:00.916
‫و سرزمینی بزرگ و غیر قابل پیش‌بینی

40:01.000 --> 40:04.583
‫حتی با تعداد زیاد هم گم میشی.
‫نیاز به دوست داری

40:06.083 --> 40:08.500
‫محتدانی که این سرزمین رو طوری بشناسن
‫که انگار سرزمین خودشون بوده

40:08.583 --> 40:10.750
‫هیچ پادشاهی شمالی با ما متحد نمیشه

40:11.333 --> 40:12.916
‫- نه...
‫- پادشاهی انسان‌ها متحد نمیشه

40:16.208 --> 40:17.750
‫رستگاری می‌خوای؟

40:18.625 --> 40:22.833
‫پس داری الف اشتباهی رو برمی‏گردونی

40:26.750 --> 40:29.750
‫اولین الف خالص بعد از سال‌ها

40:31.708 --> 40:34.000
‫امیدی تازه برای آینده‏ای روشن‎تر

40:34.083 --> 40:35.833
‫من قبلا باردار شدم

40:36.416 --> 40:37.500
‫هیچ کدوم‏‎شون به دنیا نیومدن

40:37.583 --> 40:38.666
‫ولی اگه ممکن باشه چی؟

40:39.166 --> 40:40.375
‫اگه بتونم کمکت کنم؟

40:41.041 --> 40:43.041
‫فقط باید بخوای

40:45.500 --> 40:47.000
‫تو ایتلین نیستی، مگه نه؟

40:47.083 --> 40:49.833
‫ایمان اجدادت بهتر از ایمان تو بود

40:49.916 --> 40:51.875
‫بهتر از ایمان تو بود

40:51.958 --> 40:53.250
‫پس خواسته‏ات رو بگو

40:55.458 --> 40:56.375
‫باید چیکار کنم؟

40:58.041 --> 40:59.958
‫برای اینکه زندگی کردن فرزندت رو ببینی،

41:00.750 --> 41:02.250
‫اول خودت باید زندگی کنی

41:02.833 --> 41:03.750
‫در میان انسان‌ها

41:06.166 --> 41:07.291
‫زینتریا!

41:10.833 --> 41:12.208
‫تو دیگه اسیر نیستی

41:13.625 --> 41:15.916
‫چرا به این فکر نکردی که با پورتال
‫خودت رو آزاد کنی؟

41:19.041 --> 41:20.750
‫از زمان سادن حسش کردی،

41:21.541 --> 41:22.416
‫مگه نه؟

41:23.875 --> 41:25.583
‫به تعبیری...

41:25.666 --> 41:27.458
‫حسش نکردی

41:30.458 --> 41:33.583
‫ولی حاضری کور باشی
‫ولی حقیقت رو نبینی

41:35.041 --> 41:37.041
‫این درس رو یادته، خوکچه؟

41:50.875 --> 41:51.708
‫زلیلیپ

41:54.208 --> 41:55.125
‫زلیلیپ

41:57.875 --> 41:58.791
‫زلیلیپ

42:00.291 --> 42:01.125
‫زلیلیپ

42:01.208 --> 42:02.625
‫تو سادن خرابش کردی

42:04.208 --> 42:06.500
‫آتیش جادوی خطرناکیه

42:07.208 --> 42:08.416
‫بدرود، آشوب!

42:08.500 --> 42:10.291
‫حالا برای چی زندگی می‏کنه؟

42:11.791 --> 42:14.250
‫زلیلیپ.
‫زلیلیپ

42:15.791 --> 42:17.083
‫تکون بخور، لعنتی!

42:17.625 --> 42:19.041
‫تردستی‌های ساده کوفتی!

42:19.125 --> 42:20.916
‫آره، زیر بار نمیری!

42:21.416 --> 42:23.625
‫یه تزیین‌غذای خوشمزه

42:35.500 --> 42:38.958
‫بهت اجازه میدم بیشتر بپزی

42:40.000 --> 42:43.083
‫ناامیدی واضحت رو می‏خوام

42:45.583 --> 42:49.166
‫بهم التماس می‏کنی تا ازت بگیرمش

42:50.208 --> 42:52.958
‫و من این کارو می‏کنم

44:32.750 --> 44:33.666
‫اِسکل؟

44:33.750 --> 44:35.791
‫گرالت

45:16.000 --> 45:16.833
‫اِسکل!

45:25.625 --> 45:27.666
‫من برگشتم اینجا

45:29.833 --> 45:31.375
‫میدونستم...

45:32.083 --> 45:32.916
‫یه چیزی درست نیست

45:33.666 --> 45:35.916
‫نمی‎دونم چی شد

45:37.500 --> 45:38.750
‫ولی فکر کردم...

45:39.250 --> 45:40.916
‫فکر کردم می‏تونم باهاش مقابله کنم

45:45.166 --> 45:46.125
‫فکر کردم...

45:46.916 --> 45:48.208
‫تو می‌تونی...

45:49.375 --> 45:50.416
‫کمکم...

45:51.291 --> 45:52.333
‫کنی

45:58.375 --> 45:59.375
‫وزمیر

46:05.333 --> 46:08.291
‫باید میدونستم که نباید فاحشه‏های موردعلاقه‎‏ام
‫رو به لونه ویچرها بیارم

46:08.375 --> 46:09.333
‫دنیکا، خیلی احمقی

46:10.291 --> 46:12.333
‫همینجا بمونین.
‫پناه بگیرین

46:12.916 --> 46:13.833
‫نه

46:14.375 --> 46:15.750
‫نه، نه، نه.
‫لمبرت!

46:16.541 --> 46:19.916
‫ریدم تو این وضع. من اینجا نمی‏میرم.
‫سریع‎ترین راه خروج چیه، دختر؟

46:20.000 --> 46:23.750
‫پله‏های تهه سالن سمت شمال،
‫برجک سمت جنوب... نمی‎دونم

46:23.833 --> 46:25.708
‫- خیلی‏خب، بیاین
‫- نه

46:25.791 --> 46:28.666
‫- باید بمونیم. گرالت...
‫- گرالت ممکنه تا الان مُرده باشه!

46:30.291 --> 46:32.916
‫ببین، ویچرها مبارزه می‏کنن.
‫ما فرار می‏کنیم

46:34.916 --> 46:36.291
‫برو. برو

46:39.166 --> 46:41.000
‫برین

46:45.875 --> 46:47.958
‫این چیه؟

46:48.041 --> 46:49.041
‫اِسکل‎‏ـه

46:49.666 --> 46:51.166
‫لِشی اونو آلوده کرده

46:52.666 --> 46:53.875
‫این غیرممکنه

47:15.375 --> 47:16.291
‫در! برو!

47:50.000 --> 47:50.833
‫اِسکل

47:51.541 --> 47:52.583
‫وقت می‌خوایم

47:53.333 --> 47:54.291
‫می‎تونیم نجاتت بدیم

48:03.666 --> 48:04.916
‫اِسکل...

48:07.750 --> 48:09.833
‫لطفا... بس کن...

48:54.833 --> 48:56.458
‫تو کاری که باید می‏‎کردی
‫رو کردی

49:30.625 --> 49:31.583
‫اینجایی

49:32.541 --> 49:33.458
‫چیزی نیست

49:36.625 --> 49:37.500
‫تو هم اونو دیدی

49:38.375 --> 49:39.666
‫نگران نباش.
‫تو آزادی

49:42.458 --> 49:43.375
‫تو با اونا میری

49:44.166 --> 49:47.416
‫فرانچسکا ادعا می‏کنه خدایان قدیم
‫اتحادی بین الف‌ها و نیلفگارد می‌خوان

49:47.500 --> 49:50.041
‫- من موافقت کردم
‫- پس هر دوتون احمقین

49:51.166 --> 49:52.958
‫میدونی که اون ساحره‌ی خبیث
‫خدا نیست

49:53.041 --> 49:55.208
‫من میدونم که ایمانم منو تا اینجا آورده

49:55.291 --> 49:58.625
‫- ببینم دیگه تا کجا می‏تونه منو پیش ببره
‫- به نظر جاه‎طلبی میاد

49:58.708 --> 50:01.458
‫- غیرممکنه
‫- به غیرممکنی اینی نیست که تو معنایی پیدا کنی

50:02.166 --> 50:04.416
‫تو چه خواسته‏ای کردی؟

50:04.500 --> 50:06.791
‫- که این مزخرفات تموم بشه
‫- اوه، مثل همیشه بدون فکر یه چیزی میگی

50:06.875 --> 50:07.791
‫آه...

50:08.583 --> 50:09.875
‫اگه اون واقعا اونقدر خبیثه،

50:10.708 --> 50:12.208
‫چرا گذاشت تو بری؟

50:52.375 --> 50:53.375
‫تموم شد؟

50:54.958 --> 50:55.791
‫دیگه در امانیم؟

51:03.125 --> 51:04.375
‫حالت خوبه؟

51:06.250 --> 51:07.083
‫خوبم

51:10.416 --> 51:11.416
‫باهام بیا

51:29.291 --> 51:31.500
‫وقتی واسه اولین بار به کائر مورهن اومدم،

51:33.583 --> 51:36.958
‫وزمیر بهم گفت که دنیای
‫بیرون این دیوارها...

51:38.125 --> 51:39.625
‫جای خطرناکیه

51:49.875 --> 51:51.708
‫ولی زمونه داره عوض میشه،

51:53.375 --> 51:54.208
‫حتی اینجا

51:58.625 --> 51:59.833
‫دیگه هیچ‏جا امن نیست

52:02.916 --> 52:04.958
‫نمی‌تونی از دست دنیا فرار کنی

52:06.375 --> 52:07.916
‫نمی‏تونی ازش قایم بشی

52:09.208 --> 52:10.083
‫اِسکل

52:10.625 --> 52:12.208
‫- اِسکل
‫- به افتخار برادران

52:13.291 --> 52:15.791
‫ولی می‏تونی قدرت...

52:16.500 --> 52:17.958
‫و هدف پیدا کنی

52:24.708 --> 52:27.208
‫فرصتی که از وحشت زنده بمونی

53:12.125 --> 53:13.791
‫این اقلیم...

53:14.500 --> 53:15.875
‫برای هیچکس در نظر گرفته نشده

53:17.833 --> 53:19.500
‫تنها کاری که باید بکنی، سیری

53:20.416 --> 53:22.166
‫اینه که شمشیرت رو نزدیکت نگه داری

53:22.708 --> 53:23.666
‫و به راه ادامه بدی

54:06.000 --> 54:16.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
