WEBVTT

00:38.696 --> 00:39.696
‫کالین!

00:40.616 --> 00:42.036
‫کالین،‌ بقیه کجان؟

00:45.906 --> 00:46.906
‫آهای؟

00:50.696 --> 00:51.696
‫آهای؟

00:52.536 --> 00:54.696
‫برای امشب یه اتاق می‌خوام

00:54.826 --> 00:55.826
‫من یه تاجرم

00:56.496 --> 00:57.496
‫پول دارم بهتون بدم

01:00.286 --> 01:01.286
‫آهای؟

01:03.826 --> 01:05.246
‫آهای!

01:05.366 --> 01:07.906
‫من واسه امشب اتاق...

01:13.805 --> 01:14.845
‫کیرا!

01:14.975 --> 01:16.185
‫کیرا!

01:34.800 --> 01:44.800
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:48.938 --> 01:58.789
‫<b>ترجمه از:   وحــید فرحناکی ، میلاد. </b>
‫.::  Milad eMJey & Night_Walker77 ::.

02:15.145 --> 02:16.685
‫- رحم کن!
‫- امروز نه

02:16.805 --> 02:17.895
‫لطفاً رحم کن...

02:24.725 --> 02:26.435
‫اونو ببرین.
‫منو ول کنید

02:27.305 --> 02:28.305
‫لطفاً!

02:51.827 --> 02:52.827
‫ینیفر؟

03:07.391 --> 03:09.431
‫چهار هزار سرباز تمریانی

03:09.561 --> 03:11.021
‫پنج هزار کایدوانی

03:11.141 --> 03:13.311
‫و حداقل بیست هزار نفر
‫از سربازای اونا مرده‌ن

03:16.351 --> 03:18.221
‫نمی‌تونی توی الهام‌هات پیداش کنی

03:23.641 --> 03:24.851
‫اون دیگه رفته

03:33.431 --> 03:34.431
‫ینیفر؟

03:37.811 --> 03:38.811
‫ینیفر...

03:41.181 --> 03:43.641
‫ینیفر!

03:45.141 --> 03:46.221
‫ینیفر!

04:05.181 --> 04:06.181
‫قبلاً اینو دیده‌م

04:10.391 --> 04:11.391
‫از اسب پیاده نشو

04:19.221 --> 04:20.221
‫کجاست؟

04:22.061 --> 04:24.021
‫و تو دقیقاً چکاره‌ش می‌شی؟

04:24.141 --> 04:25.141
‫زنده‌ست؟

04:34.721 --> 04:36.471
‫ما به‌خاطر اون پیروز شدیم

04:38.391 --> 04:40.891
‫تا رسیدن ارتش‌ها واسه‌مون زمان خرید

04:47.221 --> 04:48.221
‫ارزش‌ش رو داشت؟

05:12.721 --> 05:13.721
‫ینیفر

05:14.891 --> 05:16.811
‫می‌شه لطفاً بهم بگی کیه؟

05:16.931 --> 05:17.931
‫مهم نیست

05:19.601 --> 05:20.601
‫دیگه زنده نیست

05:52.181 --> 05:53.181
‫ولم کن

05:55.471 --> 05:56.471
‫ولم کن!

06:16.221 --> 06:17.431
‫منم وضعیت خوابم داغونه

06:20.771 --> 06:21.891
‫تو که کلاً‌ نمی‌خوابی

06:23.931 --> 06:25.431
‫عوض‌ش کابوس‌های کمتری می‌بینم

06:27.641 --> 06:29.471
‫به‌جز اونی که دربارهٔ ترول سنگیه

06:30.681 --> 06:31.681
‫خیلی صمیمی بود

06:34.601 --> 06:35.721
‫از یاد بردن‌ش سخته

06:40.851 --> 06:41.851
‫کابوس تو چیه؟

06:50.681 --> 06:52.681
‫شوالیهٔ سیاه منو سوار اسب‌ش کرده...

06:56.221 --> 06:57.601
‫سینترا در حال سوختنه

07:01.391 --> 07:03.271
‫در مورد هیچ کدوم کاری از دستم بر نمیاد

07:06.721 --> 07:07.721
‫فرار کردی

07:10.391 --> 07:11.391
‫شانس باهام یار بود

07:22.061 --> 07:24.811
‫من...باید یه‌سری چیزا رو درک کنم

07:26.181 --> 07:28.061
‫تو حق غافل‌گیری رو درخواست کردی،
‫و منو بهت دادن

07:28.681 --> 07:29.681
‫چرا؟

07:30.141 --> 07:31.561
یه‌ ادای دین بود

07:32.431 --> 07:33.681
‫جون پدرت رو نجات دادم

07:34.811 --> 07:36.351
‫- از چی؟
‫- از دست مادربزرگت

07:38.141 --> 07:40.101
‫نمی‌خواست مادرت با یه ...

07:41.891 --> 07:42.891
‫اجنبی ازدواج کنه

07:51.971 --> 07:53.971
‫پدرت نمی‌دونست چی رو از دست می‌ده

08:01.641 --> 08:02.641
‫پس...

08:03.891 --> 08:04.931
‫من تقدیر توئم

08:06.431 --> 08:08.811
‫- حالا معنی‌ش هر چی که هست
‫- تو خیلی مهم‌تر از این حرفایی سیریلا

08:20.141 --> 08:22.721
‫- دلم واسه شهرم تنگ شده
‫- سینترا دیگه جای امنی نیست

08:25.181 --> 08:28.181
‫خب پس...«اسکلیگ» چی؟
‫یه‌سریا رو اونجا می‌شناسم

08:28.311 --> 08:29.681
‫- اونجا جام امنه
‫- اگه خودت می‌خوای باشه

08:31.141 --> 08:33.431
‫ولی مجور می‌شی با اولین «لرد بوگندویی»
‫که سر راهت سبز بشه ازدواج کنی

08:35.811 --> 08:37.811
‫تازه چشم‌ش دنبال تخت پادشاهی‌ت هم هست

08:41.311 --> 08:42.771
‫البته غذاش خوبه اونجا

09:03.141 --> 09:04.471
‫آتش!

09:06.811 --> 09:08.061
‫- بجنبید
‫- اینجا

09:10.061 --> 09:11.561
‫مگه با شما نیستم!

09:17.061 --> 09:18.141
‫تریس!

09:18.271 --> 09:20.061
طاقت بیار

09:20.771 --> 09:22.431
طاقت بیار!

09:23.971 --> 09:26.351
‫تریس!

09:26.471 --> 09:28.151
‫وضعیت‌ش پایدار بود.
‫نمی‌دونم چی شد

09:35.311 --> 09:37.101
‫داریم از دست‌ش می‌دیم

09:50.181 --> 09:51.641
‫همم.

10:03.721 --> 10:05.721
‫- چیه؟
‫- هیچ ردی از ینیفر نیست

10:07.391 --> 10:08.561
‫واسه همیشه از دست رفت

10:10.721 --> 10:12.271
‫خواهر زاده‌م چی؟

10:12.391 --> 10:13.721
‫فرینجیلا تو خط مقدم بود

10:15.021 --> 10:17.461
‫داشت حملهٔ‌ نیلفگاردی‌ها رو همراهِ
‫زندانی‌ای که گرفتیم هماهنگ می‌کرد

10:19.021 --> 10:22.391
‫همهٔ قوانین «آشوب» رو زیر پا گذاشته

10:24.681 --> 10:25.891
‫پس اونم از دست رفته

10:26.021 --> 10:27.561
‫رسوایی‌های خونوادگی‌تون
‫رو می‌تونید بذارید واسه بعد

10:28.351 --> 10:30.071
‫باید همین الان از اون زندانی اطلاعات بگیریم

10:31.351 --> 10:34.811
‫خون پادشاهان به جوش اومده.
‫می‌خوان نیلفگارد رو به جنوب برونن

10:34.931 --> 10:37.641
‫شاید بهتره بریم خب، بالاخره
‫ به‌جای این‌که مشاور و تو کاخ باشیم

10:37.771 --> 10:40.931
‫- ما رو می‌فرستین وسط جنگ که مبارزه کنیم
‫- تو اونجا نبودی آتوریس

10:41.061 --> 10:43.061
‫ما پیروز شدیم، ولی نه کامل

10:43.825 --> 10:46.445
‫ما از تعداد سربازای
‫باقی‌موندهٔ نیلفگارد خبر نداریم

10:46.771 --> 10:49.011
‫این‌که کجا گرد هم میان،
‫و برنامهٔ بعدی‌شون چیه

10:50.771 --> 10:53.021
‫زندانی

10:53.721 --> 10:54.891
‫چی ازش می‌دونیم؟

10:55.021 --> 10:56.811
‫جاسوس‌هامون چیز زیادی دستگیرشون نشده

10:56.931 --> 10:59.471
‫فقط این‌که اون ترتیب سقوط سینترا رو داده

10:59.601 --> 11:02.851
‫و این‌که به عوام جواب پس نمی‌ده،
‫فقط می‌خواد با شخص خود امپراتور صحبت کنه

11:03.891 --> 11:05.681
‫هیچ کس نتونسته به حرف‌ش بیاره

11:06.391 --> 11:07.891
‫اگه مدتی بسپارین‌ش دست من

11:09.021 --> 11:10.311
‫هر چیزی که می‌خوایم رو بهمون می‌ده...

11:14.561 --> 11:16.931
‫ما قوانین خاص خودمون رو داریم

11:20.311 --> 11:22.221
‫ازت اجازه نخواست

11:45.271 --> 11:46.931
‫به هوش اومده

11:52.601 --> 11:54.521
‫خوش برگشتی

11:54.641 --> 11:55.811
‫شک داشتم جون سالم به‌در ببری

12:07.891 --> 12:08.891
‫لامصب

12:18.471 --> 12:20.221
‫خب، دقیقاً کائر مورهن چیه؟

12:22.141 --> 12:24.431
‫همونجا که ویچرها موقع زمستون می‌رن

12:25.221 --> 12:28.601
‫اون‌جا می‌تونن استراحت کنن و بهبود پیدا کنن
‫زره و اکسیرهاشون رو عوض کنن

12:30.311 --> 12:31.311
‫خونهٔ من اونجاست

12:33.221 --> 12:34.721
‫چطور تا حالا چیزی ازش نشنیده‌م؟

12:35.391 --> 12:36.811
‫چون خودمون می‌خوایم این‌جوری باشه

12:37.851 --> 12:38.851
‫چرا؟

12:41.521 --> 12:42.601
‫خیلی‌وقت پیش

12:43.471 --> 12:45.061
‫وقتی بچه بودم،
‫یه حمله‌ای شد

12:46.101 --> 12:47.521
‫تقریباً همه‌مون رو نابود کرد

12:50.021 --> 12:51.811
‫واسه همین الان می‌خوایم
‫چراغ خاموش پیش بریم

12:53.391 --> 12:54.503
‫هممم

12:54.528 --> 12:58.391
‫قبلاً توی سینترا مثل پسرا لباس می‌پوشیدم
‫که بتونم قاپ‌بازی کنم

13:00.061 --> 13:01.821
‫به‌نظر هر دومون باید چراغ خاموش پیش بریم

13:06.521 --> 13:08.431
‫واسه این‌که با بقیه فرق داشتین،
‫بهتون حمله شد؟

13:12.811 --> 13:15.971
‫آره. ما مثل تو نمی‌تونیم آینده رو ببینیم

13:20.471 --> 13:25.021
‫توی میدان نبرد، وقتی که من و اون زن رو
‫قبل از این‌که همدیگه رو ببینیم، دیده بودی

13:27.681 --> 13:30.811
‫آره، خب...بیشتر شبیه یه خواب بود

13:33.811 --> 13:34.811
‫مبهم بود. و خب...

13:35.851 --> 13:36.851
‫عجیب بود

14:08.891 --> 14:09.891
‫آروم باش

14:15.891 --> 14:17.061
‫چطور این‌کارو کردی؟

14:17.181 --> 14:18.391
‫بهش می‌گن «اَکسی»

14:19.391 --> 14:20.561
‫علامتِ آرامشه

14:21.771 --> 14:23.891
‫جادو. مثلِ...یه دروئید؟

14:24.561 --> 14:25.561
‫نه خیلی

15:01.601 --> 15:02.931
‫باید حرکت کنیم

15:12.311 --> 15:13.311
‫وای،‌ خدا رو شکر

15:16.351 --> 15:17.521
‫به‌نظرت مهمانسرا داره؟

15:18.521 --> 15:19.681
‫هممم

15:19.811 --> 15:20.971
‫یالا روچ

15:32.971 --> 15:33.971
‫چی شده؟

15:34.561 --> 15:35.851
‫هیچ نگهبانی نیست

15:37.311 --> 15:38.681
‫- شاید مخفی شدن که...
‫- ساکت

15:41.931 --> 15:43.521
صدای ‫هیچ سگی هم نمیاد

15:45.221 --> 15:46.521
‫اینجا هیچ وقت این‌قدر بی سر و صدا نبوده

15:50.021 --> 15:52.851
‫- الان چکار کنیم؟
‫- یه‌جایی این‌ نزدیکی می‌شناسم، یه دوست قدیمی

16:22.721 --> 16:23.811
‫سوار روچ بمون

16:57.601 --> 16:58.601
‫گرالت!

17:00.971 --> 17:02.174
‫نیوِلن؟

17:02.290 --> 17:04.250
‫اینجا چه غلطی می‌کنی حرومزادهِٔ خرفت؟

17:05.931 --> 17:07.351
‫این دوستته؟

17:07.471 --> 17:08.471
‫آره...

17:09.851 --> 17:11.771
‫- ولی عوض شده
‫- می‌دونم

17:12.641 --> 17:14.811
‫یه‌ذره نسبت به آخرین دفعه‌ای که
‫منو دیدی فرق کردم

17:16.271 --> 17:17.891
‫ولی به‌نظرم تو هم همین‌طور

17:20.271 --> 17:23.646
‫چاقو رو بذار کنار
‫و بیا بریم داخل، که سرده ویچر

17:24.141 --> 17:25.471
‫همه‌چیز رو واسه‌ت تعریف می‌کنم

17:26.141 --> 17:27.141
‫هوم؟

17:32.891 --> 17:34.391
‫آتشی برای مهمانان‌ـم

17:35.221 --> 17:36.641
‫و تو، که اسم قشنگـت...؟

17:38.521 --> 17:39.561
‫سیری هستم

17:39.681 --> 17:42.431
‫خب سیری، نظرت در مورد یه حموم آب گرم

17:42.561 --> 17:44.641
‫واسه گرم کردن استخونای یخ زده‌ت چیه؟

17:44.771 --> 17:46.181
‫خیلی دوست دارم

17:46.311 --> 17:48.771
‫- فقط تا وقتی که طوفان تموم بشه می‌مونیم
‫- لطفاً

17:48.891 --> 17:50.141
‫عالی

17:50.271 --> 17:51.271
‫حمام!

17:57.101 --> 17:59.101
‫تو می‌تونی توی اتاق بغلی حموم کنی

17:59.221 --> 18:00.351
‫من تمیزم

18:00.471 --> 18:02.931
‫رفیق، تو هیچ شباهتی به تمیزی نداری

18:03.061 --> 18:05.101
‫پیر مردِ بد بو

18:05.221 --> 18:06.851
‫خودش بخشی از جذابیتمه

18:06.971 --> 18:09.271
‫تو که همیشه کله‌ت بو قرمه‌سبزی می‌داد

18:09.971 --> 18:10.971
‫درها بسته!

18:13.601 --> 18:16.601
‫چقدر گذشته؟
‫۱۳ زمستان از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم؟

18:16.721 --> 18:19.471
‫نیولن، من آدمی نیستم
‫که نمک بخورم و نمکدون بشکنم

18:20.811 --> 18:23.061
‫ولی باید بدونم که اینجا جاش امنه

18:23.181 --> 18:26.386
‫دندونام رو دیدی و
‫فکر کردی که گلوش رو گاز می‌گیرم؟

18:30.742 --> 18:32.662
‫اوهوم. جاش امنه

18:33.561 --> 18:34.561
‫هنوز خودمم

18:34.641 --> 18:36.101
‫خب...روشن شو!

18:37.891 --> 18:40.271
‫حقه‌ت بدک نبود

18:41.431 --> 18:43.311
‫می‌خوای بهم بگی چی سرت اومده؟

18:43.431 --> 18:45.811
‫این داستانیه که گفتن‌ش شراب می‌خواد
‫تو چی؟

18:46.851 --> 18:48.641
‫داستان‌ش یه انبار شراب می‌خواد

19:39.452 --> 19:43.021
‫کله‌پوک یه نگاهی بهش انداخت،
‫دمش رو گذاشت رو کولش و طوری فرار کرد

19:43.141 --> 19:44.891
‫که پاهاش به زمین نمی‌خورد

19:45.021 --> 19:47.181
‫راهزنای دوران خودمون
‫خیلی سرسخت‌تر بودن، نه؟

19:49.471 --> 19:51.601
‫خیلی ممنون واسه لباس

19:51.721 --> 19:53.931
‫بقیهٔ لباسام رو دیگه این‌قدر پوشیده بودم
‫می‌خواستن از دستم فرار کنن

19:56.391 --> 19:57.771
‫خواهش می‌کنم...

19:59.141 --> 20:00.141
‫چه دل‌نشین شدی

20:06.641 --> 20:08.521
‫کبابِ گوزن، ترافل مریم‌گلی

20:08.641 --> 20:10.391
‫شراب شیرین، اونم کلی!

20:11.471 --> 20:12.471
‫و برای تو

20:13.141 --> 20:14.431
‫گل سر سبد رو آوردم

20:14.561 --> 20:15.811
‫بلدرچینِ ویچر

20:20.931 --> 20:22.061
‫خوب بود

20:22.181 --> 20:23.521
‫شوخی کردم، شوخی کردم!

20:23.641 --> 20:25.811
‫قرقاول کوهی برای دوست عزیزم

20:34.021 --> 20:36.221
‫- خیلی‌خوبه نه؟
‫- همم، واقعاً خوبه

20:37.391 --> 20:39.891
‫- بهت گفته اولین بار چطور آشنا شدیم؟
‫- نه

20:40.931 --> 20:42.391
‫خیلی اهل حرف زدن نیست

20:42.521 --> 20:44.641
‫- نه
‫- ولی خب دوست دارم داستان‌ش رو بشنوم

20:44.771 --> 20:48.681
‫داستان مورد علاقمه.
‫این اخموی مو سفید رو می‌بینی که اینجاست

20:49.681 --> 20:52.101
‫توسط هولناک‌ترین هیولای دنیا یعنی پدرم

20:52.721 --> 20:53.971
‫اجیر شده بود،

20:54.101 --> 20:56.601
‫که جنگل رو از هجوم وایورن* نجات بده
‫[اژدهای دوپا]

20:56.721 --> 20:59.471
‫- توی کتابا دیده‌مشون
‫- موجودات ترسناکی هستن

20:59.601 --> 21:01.141
‫اون پسرکِ نحیف رو می‌بینی؟

21:02.641 --> 21:03.891
‫اون من بودم

21:05.101 --> 21:07.271
‫و خواستم این‌طور خودم رو به پدرم ثابت کنم

21:08.221 --> 21:09.351
‫که زودتر از گرالت یکی‌شون رو بکشم

21:10.601 --> 21:12.351
‫ولی به‌جاش...

21:12.471 --> 21:14.931
‫یه‌راست افتادم تو لونهٔ لامصب‌شون

21:15.061 --> 21:17.931
‫و ایشون منو از پشت گردنم بلند کرد

21:18.061 --> 21:20.641
‫و وایورن رو که داشت
‫پایین تنهٔ منو گاز می‌زد کشت

21:22.271 --> 21:23.891
‫به‌نظرت بعدش چکار کرد؟

21:25.351 --> 21:26.771
‫چی؟

21:26.891 --> 21:29.311
‫واسه این‌که همچین بچهٔ احمقی بودم
‫منو کتک زد؟ نه

21:30.891 --> 21:32.641
‫سر وایورن رو بهم داد

21:34.351 --> 21:37.181
‫و به پدرم گفت که من اونو کشتم

21:42.851 --> 21:45.101
‫باید جنگل رو از دست
‫کل دسته‌شون نجات می‌دادم

21:45.221 --> 21:48.561
‫به‌ هرحال پولش رو گرفتم
‫چرت می‌گه! خیلی با احساسه

21:48.681 --> 21:51.021
‫جز حقیقت چیزی بهت نمی‌گم سیری جوان

21:51.971 --> 21:54.021
‫اولین و آخرین باری بود..

21:55.181 --> 21:57.021
‫که دیدم پدرم بهم افتخار می‌کنه

21:58.351 --> 21:59.351
‫بعدش

22:00.290 --> 22:04.771
‫من و گرالت یه‌جورایی دوست شدیم،
‫سالیان سال

22:04.891 --> 22:07.811
‫از اون‌جایی که دروغی در کار نیست،
‫در مورد طلسمـت بهش بگو

22:09.141 --> 22:11.931
‫- جلوی دختره؟
‫- قوی‌تر از چیزیه که فکرش رو بکنی

22:21.576 --> 22:24.326
‫یه جوون احمق و بی‌فکر بودم

22:24.351 --> 22:25.351
‫قضیه این بود

22:26.271 --> 22:27.521
رفیقای نابابی داشتم

22:30.431 --> 22:32.521
معبد فرقهٔ «کورِم آترا» رو
‫ داغون کردم

22:32.641 --> 22:34.431
‫نشئهٔ قارچ روان‌گردان بودم

22:34.561 --> 22:37.311
‫کل قارچ‌های دنیا رو هم می‌خوردی
‫باعث نمی‌شد همچین کار احمقانه‌ای کنی

22:37.431 --> 22:38.851
‫کاش این‌جور بود

22:40.521 --> 22:43.171
‫بعد از این‌که کار از کار گذشته بود

22:43.771 --> 22:46.851
کاهنه، منو نفرین کرد
‫که این‌جوری زندگی کنم

22:48.021 --> 22:49.021
‫تا ابد

22:49.561 --> 22:50.561
‫تنها

22:53.021 --> 22:54.021
‫همم

22:55.021 --> 22:57.721
‫هر نفرینی علاجی داره،
‫چی گفت؟

23:00.141 --> 23:01.971
‫یه چیزایی در مورد

23:02.971 --> 23:03.971
‫خون و عشق بلند بلند گفت

23:05.641 --> 23:06.641
‫یادم نمیاد

23:10.101 --> 23:11.101
‫بذار رو راست باشم

23:14.311 --> 23:15.891
‫سعی کردم تمومش کنم گرالت

23:18.271 --> 23:19.271
‫بیشتر از یه بار

23:20.521 --> 23:22.181
‫ولی همه‌ش زنده می‌شدم

23:24.311 --> 23:26.561
‫اون کشیش به این راحتیا ولم نمی‌کنه

23:36.061 --> 23:37.891
‫روستای پایین دست متروکه شده بود

23:39.601 --> 23:40.721
‫چی شده؟

23:41.931 --> 23:43.521
‫بعد از نبرد سادن....

23:44.271 --> 23:46.351
‫روستاها جای خطرناکی هستن

23:46.931 --> 23:49.021
‫سربازای گرسنه، فراری‌ها

23:50.561 --> 23:53.920
‫بازم دلیل کافی واسه این‌که کل روستا
‫خونه‌هاشون رو به امون خدا ول کنن نیست

23:54.641 --> 23:55.681
‫هست...

23:56.391 --> 23:58.681
‫وقتی «وایلد هانت» تو آسمان پرواز کنه

23:59.971 --> 24:01.101
‫خودم دیدم‌شون

24:01.931 --> 24:02.931
‫همین یه هفته پیش

24:04.101 --> 24:06.561
‫اسب‌های اسکلتی‌شون
‫تو آسمونِ جنوب جولان می‌دادن

24:07.351 --> 24:08.641
‫وعدهٔ عذاب

24:09.641 --> 24:10.971
‫اشباح مورهاگ؟

24:11.931 --> 24:13.851
‫پدربزرگ‌ـم درست قبل از
‫سقوط سینترا دیده بودشون

24:13.971 --> 24:15.181
‫پدربزرگ‌ش یه دائم‌الخمر بود

24:17.931 --> 24:19.141
‫خیلی چیزا دیده بود

24:21.141 --> 24:23.771
‫فقط دارم می‌گم که شمال و جنوب در جنگ‌ـن

24:23.891 --> 24:26.351
‫هیولاها دارن واسه خودشون پرسه می‌زنن،
‫اونم وقتی که باید تو خواب زمستونی باشن

24:26.471 --> 24:28.351
‫طاعون داره همه‌جا رو فرا می‌گیره...

24:29.221 --> 24:31.181
‫شاید دیگه آخرالزمان‌ـه

24:31.311 --> 24:34.311
‫من از کل دوران تاریکی و سه تا
‫مثلاً آخرالزمان جون سالم به‌در بردم

24:35.181 --> 24:36.351
‫همه‌ش چرت و پرته

24:36.471 --> 24:38.061
‫نه، یه‌چیزی عوض شده گرالت

24:40.101 --> 24:43.141
‫دنیا این روزا به عجیب‌ترین
‫منوال داره پیش می‌ره

24:43.271 --> 24:45.811
‫عجیب‌تر از چیزی که
‫انسان‌ها و پادشاهان بتونن کنترل کنن

24:49.061 --> 24:50.681
‫نیولن، گربه داری؟

24:51.601 --> 24:53.431
‫فکر کنم طفلکی توی سقف گیر کرده باشه

24:53.561 --> 24:55.851
‫دارم در واقع، چیزی‌ش نیست

24:56.891 --> 24:58.391
‫اسم‌ش وریناست

24:59.431 --> 25:01.271
‫خیلی خوش‌حالم که پیشمه

25:01.391 --> 25:03.271
‫با این‌که یه کوچولوی خجالتی‌ـه

25:04.391 --> 25:05.471
‫زیاد از غریبه‌ها خوشش نمیاد

25:06.851 --> 25:09.061
‫مگه نگفتی نفرین شدی که تنها زندگی کنی؟

25:10.061 --> 25:11.971
‫مگه نگفتی گربه‌ها از ویچر می‌ترسن؟

25:14.351 --> 25:16.021
‫نظرتون در مورد یه نمایش چیه؟

25:16.141 --> 25:18.851
‫چطوره که خونه رو خوب بگردیم؟
‫و مطمئن بشیم که امشب جامون امنه

25:18.971 --> 25:20.771
‫- ای بابا
‫- تو برو گرالت

25:21.931 --> 25:22.931
‫ما چیزی‌مون نمی‌شه

25:36.681 --> 25:38.021
‫به به، چشم‌مون روشن

25:44.141 --> 25:46.641
‫بازپرسی منی یا جلاد؟

25:49.221 --> 25:50.771
‫تا ببینیم چی پیش میاد

25:59.221 --> 26:00.471
‫هر کاری می‌خوای بکن

26:03.561 --> 26:04.771
‫تهش هیچ فرقی نداره

26:07.931 --> 26:09.811
‫شعلهٔ سفید گناهان همه‌مون رو پاک می‌کنه

26:22.521 --> 26:24.721
‫باید بدونم نیلفگارد چی می‌خواد

26:29.561 --> 26:31.181
‫مقاومت کن یا تسلیم شو

26:31.971 --> 26:33.391
‫فرقی نمی‌کنه

26:38.641 --> 26:40.271
‫ظالم بودن..

26:41.351 --> 26:42.561
‫تو ذات من نیست

26:43.931 --> 26:47.141
‫ولی تو یکی رو از من گرفتی

26:48.471 --> 26:50.181
‫یکی که خیلی برام عزیز بود

26:52.891 --> 26:56.101
‫پس الان آگاهی‌ت...

26:56.221 --> 26:58.021
‫خاطرات‌ـت

26:59.221 --> 27:00.521
‫و وجودت رو ازت می‌گیرم

27:01.891 --> 27:03.891
‫و تو رو بی‌روح و درمانده در حالی که

27:04.021 --> 27:07.021
‫ توی تاریکی ابدیِ ذهنت گرفتار شدی ول می‌کنم

27:10.561 --> 27:11.561
‫می‌دونم

27:12.891 --> 27:14.521
‫می‌دونم که می‌خوای فریاد بکشی

27:15.971 --> 27:18.101
‫ولی هنوز خیلی زوده

27:18.221 --> 27:21.181
‫خیلی زوده، چون هنوز دست به‌کار نشدم

27:23.221 --> 27:27.021
‫اگر هم تکامل باعث شده باشه
‫ذهنت یه ذره پیچیده بشه

27:27.891 --> 27:30.061
‫عمیق‌تر به ذهن‌ـت نفوذ می‌کنم

27:30.181 --> 27:32.931
‫اون‌وقت می‌فهمی
‫فریاد واقعی به چه شکلی می‌تونه باشه

27:46.721 --> 27:48.561
‫تهِ احضار کردن‌ـت همین بود؟

27:51.351 --> 27:53.471
‫حتماً نبرد خیلی باعث شده تحلیل برید

27:55.061 --> 27:57.931
‫برعکس تو، من آشوب رو
‫سر چیزای پوچ و مسخره هدر نمی‌دم

27:58.061 --> 28:00.771
‫من جات بودم به سوزوندن نصف
‫نیروهاتون نمی‌گفتم پوچ و مسخره

28:02.311 --> 28:04.971
‫پس حیف شد که تو قلمرو دشمن
‫زنجیر ضد جادو بستن به دستت

28:05.851 --> 28:07.721
‫و گرنه می‌تونی واسه‌مون
‫گراز احضار کنی کنی بخوریم

28:21.601 --> 28:22.601
‫دارید فرار می‌کنید

28:23.851 --> 28:26.851
‫- ما بردیم
‫- یه نبرد رو. تازه اول جنگه

28:26.971 --> 28:29.351
‫انکارِ شکست خورده،
‫چه غم‌انگیزه

28:29.471 --> 28:31.891
‫جنگ سادن فقط یه چشمه از طوفانِ تو راه بود

28:32.471 --> 28:33.471
‫نگاش کن

28:35.061 --> 28:37.521
چرا این کار رو می‌کنی؟ -
چون به کشورم وفادارم -

28:37.641 --> 28:39.891
نه، رهبر عزیزت دنبال چیزیه

28:40.561 --> 28:42.101
تو بازیچه دستشی که اون رو به دست بیاری

28:43.181 --> 28:45.221
...فکر نکنم
اسمش چی بود، امیر؟

28:46.561 --> 28:50.021
...عذر می‌خوام، شعله سفید اعظم

28:51.101 --> 28:54.431
فکر نکنم وقتی ببینه با سرافکندگی برگشتی
از دیدنت خوشحال بشه

28:57.316 --> 28:58.566
خودت می‌دونی که برنمی‌گردم سمت اونا

28:59.810 --> 29:02.791
برادری هم اهل مذاکره نیست -
نمی‌خوان برگردی -

29:03.310 --> 29:05.971
،قانون مقدسشون رو شکستی
به آتش جادویی دست پیدا کردی

29:06.101 --> 29:07.311
به دستور تیسایا این کار رو کردم -
!اوه -

29:07.431 --> 29:08.671
واسه نجات جونشون ازم تقدیر میشه

29:10.221 --> 29:13.061
مطمئنم درک می‌کنن
تموم رهبرها درک می‌کنن

29:16.431 --> 29:17.871
داری من رو به عنوان قربانی بهشون پیشنهاد میدی

29:19.721 --> 29:22.851
می‌خوای بگی تقصیر منه که ریده شده به
حمله نیلفگارد به شمال

29:29.061 --> 29:31.771
حداقل قبل اینکه برسیم شتگارد یه کم
غذای درست و حسابی برام احضار کن

29:37.311 --> 29:39.231
واسه سرگرم نگه داشتن خودت این کار رو می‌کنی؟

29:39.271 --> 29:41.311
واسه سر عقل موندن این کار رو می‌کنم

29:45.021 --> 29:48.550
،جوون که بودم و توی اکسنفورت درس می‌خوندم

29:48.575 --> 29:50.721
این قطعه معروف رو دیدم

29:51.601 --> 29:52.681
!اه

29:54.141 --> 29:57.311
داستان یه الف جنگجوی جوون نفرین شده رو میگه

29:58.221 --> 30:00.101
که عاشق یه آدمیزاد میشه

30:01.351 --> 30:02.351
اسمش چیه؟

30:03.021 --> 30:04.971
سقوط سالمندان

30:08.351 --> 30:11.141
جنجگوی الف، ساحر انسان

30:11.271 --> 30:12.971
گماشته شده که با نفرت بکشد

30:13.851 --> 30:16.351
در عوض عشق را یافت و فرار کرد

30:16.471 --> 30:18.141
برخلاف خواسته‌ی مردمانشان

30:21.431 --> 30:22.521
زیباست

30:25.641 --> 30:27.641
آن دو با خوشی ازدواج کردند

30:28.221 --> 30:29.431
بچه‌ای در راه بود

30:30.771 --> 30:32.721
تولد بچه‌ای که با مرگ پدر و مادرش همراه بود

30:33.811 --> 30:36.311
آن روز زمستانی شوم

30:39.681 --> 30:42.471
انگار مصممه دقیقاً کاری رو انجام بده

30:42.601 --> 30:44.971
که سلامتیش رو تو خطر می‌اندازه

30:47.221 --> 30:49.851
هر وقت می‌خوام ساکت باشه وراجی می‌کنه

30:49.971 --> 30:52.351
هر وقت می‌خوام حرف بزنه لجباز و بداخلاقه

30:55.271 --> 30:56.891
انگار همراه خوبی داری

30:59.891 --> 31:01.271
من رو یاد یه دوست قدیمی می‌اندازی

31:02.971 --> 31:03.971
موساک

31:08.101 --> 31:09.811
بعضی اوقات انگار واقعیت نداره

31:12.101 --> 31:13.101
که اون مرده

31:15.021 --> 31:16.221
و من

31:17.221 --> 31:19.271
آرزو می‌کنم می‌تونستم برگردم و نجاتش بدم

31:20.061 --> 31:21.061
همه رو نجات بدم

31:21.851 --> 31:23.061
میشه من هم همراهت بیام؟

31:24.271 --> 31:27.061
من هم باید یک سری چیزها رو تغییر بدم

31:30.141 --> 31:31.141
چه طوریه؟

31:33.721 --> 31:35.681
که واسه چیزی که هستی تنها بمونی؟

31:38.431 --> 31:40.101
زنده زنده تو رو می‌بلعه

31:41.391 --> 31:42.431
تنهایی

31:51.181 --> 31:53.271
تا حالا... تا حالا سعی کردی
خودت رو درمان کنی؟

31:54.141 --> 31:57.101
والا به زنای زیادی
پول و گنج دادم که من رو ببوسن

31:57.221 --> 32:00.351
امیدوار بودم اون افسانه‌ها
حداقل ذره‌ای حقیقت داشته باشن

32:00.471 --> 32:02.681
شاید هنوز آدم درستش رو پیدا نکردی

32:03.771 --> 32:06.641
موساک داستان مرد خارپشتی رو برام
تعریف کرده بود که با عشق واقعی درمان شد

32:07.521 --> 32:08.521
چه خوش شانس

32:09.601 --> 32:10.851
احتمالاً آدم لایقی بوده

32:14.101 --> 32:15.601
تو که باغ مجسمه‌های من رو دیدی

32:17.351 --> 32:19.311
تموم خدمتکارهام اونجا دفن شدن

32:20.811 --> 32:22.771
،وقتی تبدیل شدم کشتمشون

32:23.601 --> 32:25.351
،نمی‌دونستم چی بودم

32:25.471 --> 32:27.181
نمی‌دونستم چه قدرتی داشتم

32:28.391 --> 32:30.811
سرنوشت من حقمه

32:36.181 --> 32:37.181
بیا

32:38.021 --> 32:39.181
کسل کننده شدم

32:39.931 --> 32:41.141
و تو هم حتماً خسته شدی

32:53.271 --> 32:54.391
رسیدیم

32:58.891 --> 32:59.931
خوشحال شدم

33:05.061 --> 33:06.351
کسایی که کشتی

33:09.221 --> 33:10.271
قصد کشتنشون رو نداشتی

33:18.061 --> 33:19.061
...بعضی وقت‌ها

33:19.851 --> 33:21.431
فکر می‌کنم هنوز آدمیزاد هستم

33:22.681 --> 33:23.681
...ولی بیشتر وقت‌ها

33:24.771 --> 33:26.311
می‌دونم واقعاً چی هستم

33:32.021 --> 33:34.271
من دیدم که تموم خونه و زندگیم به دست کس دیگه‌ای

33:35.771 --> 33:38.021
آتش گرفت و سوخت

33:40.561 --> 33:42.221
خانواده‌م اون داخل گیر کرده بودن

33:46.641 --> 33:48.351
به نظر من که شبیه هیولاها نیستی

33:49.561 --> 33:51.681
ممنونم، عزیزم

33:52.971 --> 33:55.311
هیولاها

33:55.431 --> 33:58.021
چیز بیشتری از قیافه ترسناک و پنجه و دندون هستن

33:59.271 --> 34:01.641
هیولاها از کارهایی که می‌کنن به وجود میان

34:03.771 --> 34:05.141
کارهای نابخشودنی

34:10.141 --> 34:11.141
شب بخیر

34:14.061 --> 34:15.181
شب بخیر، نیولن

35:37.771 --> 35:41.021
بهترین شهدآب از کمیاب‌ترین عسل صحرایی
کوراتیان

35:48.641 --> 35:50.561
اه -
بیا یه نوشیدنی بازی کنیم -

35:50.681 --> 35:52.681
!اوه، الان شد یه حرفی

35:53.561 --> 35:54.561
چه جور بازی؟

35:56.471 --> 35:57.721
،خنجر پرت می‌کنیم

35:58.891 --> 36:00.931
،خنجر هر کس نخورد به سر پدر عزیزت

36:01.601 --> 36:02.601
...می‌نوشه

36:03.351 --> 36:04.601
و یه حقیقت میگه

36:04.721 --> 36:05.771
آماده باختن باش

36:08.771 --> 36:10.721
اول تو -
هوم -

36:20.811 --> 36:22.681
بیا با چیزهای واضح شروع کنیم

36:23.431 --> 36:25.681
...اینو بگو ببینم لامصب

36:26.931 --> 36:29.971
چی شد که سر از مراقبت‌ کردن
از یه دختر جوون درآوردی؟

36:30.101 --> 36:32.141
قبل از مردن مادربزرگش بهش یه قولی دادم

36:41.851 --> 36:42.851
نقشه‌ت چیه؟

36:43.471 --> 36:44.561
زنده نگهش دارم

36:46.061 --> 36:47.351
همین؟

36:47.471 --> 36:49.471
من می‌تونم در برابر آزار
هر انسان و هیولایی مراقبش باشم

36:50.771 --> 36:53.521
و خودت هم که گفتی
دنیا داره عوض میشه

36:54.811 --> 36:57.101
شاید به خاطر همینه حق غافلگیری ما رو به هم رسونده

36:57.221 --> 36:59.431
ای بابا
امان از دست این داستان قدیمی حقه باز

36:59.561 --> 37:01.851
هوم -
نقشه‌ت بیشتر از این هم میشه، ها؟ -

37:03.811 --> 37:06.391
نوبت توئه -
اوه هوهوهو -

37:10.311 --> 37:11.311
درست به هدف

37:23.771 --> 37:25.601
بی عرضه شدی، رفیق قدیمی

37:26.471 --> 37:27.601
آره انگار

37:27.721 --> 37:29.851
،یه عمر تنها بودی

37:31.061 --> 37:33.931
بعدش به خاطر یه قول قدیمی با قدمت سرنوشت یه بچه
رو مال خودت می‌کنی

37:35.561 --> 37:36.771
چی تغییرت داده؟

37:38.771 --> 37:39.771
کی تغییرم داده

37:42.351 --> 37:43.721
ینیفر از ونگربرگ

37:45.021 --> 37:47.221
!اوه هوهو

37:47.351 --> 37:50.601
و این دختر خانم نادر و زیبا کجا هست؟

37:50.721 --> 37:53.561
اونی که تونسته قلب بی‌احساس ویچر رو گرم کنه؟

37:53.681 --> 37:54.771
اون مرده

38:02.471 --> 38:03.601
متاسفم، رفیق

38:05.391 --> 38:06.391
چند وقت پیش؟

38:08.391 --> 38:09.431
چند روز پیش

38:14.471 --> 38:16.181
چرا غمگین نیستی؟

38:18.641 --> 38:19.641
کی گفته نیستم؟

38:28.971 --> 38:30.471
اسبت می‌لنگه -
می‌دونم -

38:31.311 --> 38:32.891
اگه ازش پیاده بشم، افرادم می‌خورنش

38:34.101 --> 38:37.181
اسب‌ها، جنده‌ها و جادوگرها
همه‌مون تا وقتی از کار نیفتیم خوبیم

38:39.971 --> 38:42.221
واقعاً فکر می‌کنی پیشنهاد من به عنوان قربانی

38:42.351 --> 38:44.021
برای بخشیدن شکستت کافیه؟

38:45.101 --> 38:46.981
سر من رو هم جلوی سر خودت قطع می‌کنن

38:48.971 --> 38:52.311
ببین  شمال برنده شده -
هوم -

38:52.431 --> 38:55.641
به ما ملحق شو  بهشون میگم من رو نجات دادی
می‌تونی آبروت رو بخری

38:55.771 --> 38:57.391
آبروم رو بابت چی بخرم؟

38:58.471 --> 39:02.061
فکر کردی ما ریسک کردیم که بیایم شمال و پیروز بشیم؟
ما اومدیم که آزادتون کنیم

39:02.181 --> 39:04.391
،مثل آرتوزا ضعیف بودید
ولی عقاید خودتون رو داشتید

39:04.521 --> 39:06.391
این حاکی از انتخاب ماست

39:06.521 --> 39:10.181
من به خواست برادری در یک سرزمین قرار داده شدم
همه‌مون همینطور بودیم

39:10.311 --> 39:12.851
ما فقط ملعبه‌های باارزشی برای کنترل سرزمین‌ها بودیم، همین

39:12.971 --> 39:14.811
ما مجبور نبودیم کاری کنیم

39:14.931 --> 39:17.141
من هم باید مثل تو پست خودم رو ترک می‌کردم؟

39:17.271 --> 39:19.561
از زیر وظایفم شونه خالی می‌کردم و مثل
تو استعدادهام رو تلف می‌کردم؟

39:20.641 --> 39:23.521
...اگه تیسایا بود که ازم محافظت کنه -
اگه به جای خایمالی بقیه -

39:23.641 --> 39:24.921
خودت مغزت رو به کار می‌انداختی موفق می شدی

39:26.311 --> 39:28.431
مشتاق راضی کردنی
راحت آسیب می‌بینی

39:28.561 --> 39:30.420
تو کوری، ینیفر

39:36.601 --> 39:38.311
چیز دیگه‌ای هم می‌خوای بپرسی؟

39:38.431 --> 39:40.181
چیزی برای پنهان کردن نکردم

39:40.311 --> 39:41.521
شاید از من پنهونش نکنی

39:42.681 --> 39:44.311
ولی حقیقت رو به دختره گفتی؟

39:46.641 --> 39:50.431
که ویچرها بچه‌ها رو پیش خودشون
نگه می‌دارن که بهشون گیاهان جادویی بدن

39:51.351 --> 39:54.391
اون چندتایی که نجات پیدا می‌کنن هم خودشون
ویچر میشن

39:54.521 --> 39:57.771
تموم احساسات و عکس العمل‌های
انسانی‌شون به مرور از بین میره

39:58.721 --> 40:00.641
تبدیل به هیولاهایی میشن

40:00.771 --> 40:02.431
که بقیه هیولاها رو بکشن

40:02.561 --> 40:04.311
این بلا سرش نمیاد

40:04.431 --> 40:05.811
ولی این بلا سر تو اومد

40:11.561 --> 40:12.771
،چه خوب چه بد

40:13.681 --> 40:14.721
اون دیگه همراه توئه

40:16.061 --> 40:17.521
چه حسی در این باره داره؟

40:19.641 --> 40:21.391
!اوه

40:21.521 --> 40:24.891
این قیافه مردیه که نگرانه تاثیر گذاریش رو
از دست داده باشه

40:25.021 --> 40:26.271
هوم

40:30.971 --> 40:34.141
این هم قیافه مردیه که داره فکر می‌کنه چرا دوست قدیمیش
داره تقلب می‌کنه

40:36.351 --> 40:37.681
!مچم رو گرفتی

40:40.391 --> 40:41.811
چاقوهای جادویی

40:43.811 --> 40:44.811
ولی چرا؟

40:46.601 --> 40:48.971
من قبلاً دیدم که توی لونه‌ی اژدهای بالدار خودت رو خیس کردی

40:50.811 --> 40:53.471
می‌دونم واقعاً کی هستی
الان چی رو داری پنهان می‌کنی؟

40:59.021 --> 41:01.471
برم دستشویی و بخوابم

41:04.851 --> 41:07.061
برو بخواب، خسیس بداخلاق پیر

41:08.561 --> 41:09.811
صبح می‌بینمت

41:17.221 --> 41:18.641
چیزی نیست، ورینا

41:19.431 --> 41:21.521
کاری باهات نداریم

41:23.931 --> 41:25.311
فقط همین امشب اینجاییم

41:26.971 --> 41:28.471
بعدش می‌تونی خونه‌ت رو پس بگیری

41:58.721 --> 41:59.851
هوم

42:30.561 --> 42:31.601
هوم

42:40.471 --> 42:41.471
تو کی هستی؟

42:43.311 --> 42:44.891
من ورینا هستم
دوست نیولن

42:48.931 --> 42:51.311
داشتی کابوس می‌دیدی
اومدم بهت سر بزنم

42:55.021 --> 42:56.771
لباسی که برات گذاشتم رو دوست داشتی؟

42:59.061 --> 43:00.061
تو گذاشته بودیش؟

43:01.971 --> 43:02.971
آره

43:04.561 --> 43:05.561
ممنون

43:08.431 --> 43:09.931
نیولن گفت تو یه گربه‌ای -
هوم -

43:11.851 --> 43:12.851
تو چی هستی؟

43:15.061 --> 43:16.891
من فرق دارم
تو نیستم

43:18.771 --> 43:20.181
ولی شبیه تو هستم

43:22.061 --> 43:23.061
چطوری اون کار رو کردی؟

43:24.391 --> 43:25.521
...تا حالا کسی رو ندیدم

43:26.221 --> 43:27.851
که اینقدر تنها باشه

43:28.891 --> 43:29.891
فرق داری

43:31.641 --> 43:32.641
شبیه خیلی‌ها نیستی

43:35.391 --> 43:36.431
...اوه

43:36.561 --> 43:38.101
چرا با اون مرد سفر کردی؟

43:39.021 --> 43:40.141
من می‌دونم اون چیه

43:40.851 --> 43:42.271
چیزها رو می‌کشه

43:43.561 --> 43:45.141
آره، هیولاها رو می‌کشه

43:46.391 --> 43:47.391
می‌کشتشون

43:48.271 --> 43:49.271
هوم

43:50.931 --> 43:51.931
تو هیولایی؟

43:54.471 --> 43:56.431
تو چون فرق داری هیولایی؟

43:57.811 --> 43:59.721
هیولاها بلاهای بدی سر مردم میارن

43:59.851 --> 44:01.931
آدم‌ها بلاهایی بدی سر همه میارن

44:02.061 --> 44:03.061
هوم

44:04.851 --> 44:05.851
...نیولن

44:07.771 --> 44:09.141
تو رو از ویچر قایم کرده

44:14.391 --> 44:15.391
اون عاشقته

44:16.681 --> 44:17.811
هوم

44:25.141 --> 44:26.891
این راز باید بین خودمون بمونه

44:27.851 --> 44:29.311
تا وقتی تو بری

44:30.641 --> 44:31.641
هوم

45:58.561 --> 45:59.681
پرواز می‌کنه

46:02.271 --> 46:04.431
گرالت؟ -
روچ دم دروازه‌ست -

46:04.561 --> 46:07.561
،اگه جز من کسی از اینجا بیرون اومد
واسه نجات جونت سواری کن و برو

46:07.681 --> 46:10.021
چی شده؟ -
یه بروکسا تو خونه‌ست -

46:10.891 --> 46:12.641
یه چی؟ چیکار داری می‌کنی؟

46:14.221 --> 46:15.391
چه خبر شده، گرالت؟

46:15.521 --> 46:16.521
راه بیفت

46:17.311 --> 46:18.521
همین الان

47:02.851 --> 47:03.851
...اوه

48:21.101 --> 48:22.101
ورینا؟

48:25.971 --> 48:27.431
اون بهم آسیب زد

48:30.221 --> 48:31.641
سیریلا

48:31.771 --> 48:33.181
اون بروکساست

48:33.311 --> 48:35.021
برگرد پیش روچ

48:48.391 --> 48:49.391
فرار نکن

48:52.021 --> 48:54.311
اگه فرار کنی نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم

48:55.021 --> 48:56.021
اون اشتباه می‌کنه

48:56.471 --> 48:58.721
من نمی‌خوام بهت آسیب بزنم

50:22.601 --> 50:23.601
!گرالت

50:30.221 --> 50:31.271
!گرالت

50:49.181 --> 50:50.471
سیریلا

50:51.561 --> 50:53.311
گرالت، خواهش می‌کنم صبر کن -
ازش فاصله بگیر -

50:59.351 --> 51:00.931
اگه ولمون نکنی

51:01.601 --> 51:03.601
!گلوش رو پاره می‌کنم

51:12.811 --> 51:13.851
متاسفم

51:15.521 --> 51:17.771
واقعاً متاسفم

51:32.851 --> 51:33.851
...یا مال منی

51:38.471 --> 51:40.391
یا مال هیچکس

51:46.061 --> 51:47.101
دوستت دارم

51:52.771 --> 51:53.771
دوستت دارم

51:54.181 --> 51:55.181
ها؟

51:57.681 --> 51:58.681
!نه

52:00.811 --> 52:02.061
!نه

52:03.021 --> 52:04.891
!نه

52:09.931 --> 52:11.681
سراغ تو هم میاد

52:39.851 --> 52:40.851
چرا، گرالت؟

52:44.891 --> 52:45.891
اشتباهه

52:46.851 --> 52:47.851
اشتباهه

52:48.681 --> 52:50.641
!تمومش اشتباهه

52:51.601 --> 52:52.971
نفرین برداشته شده

52:55.471 --> 52:56.811
دیگه آزادی

52:58.391 --> 52:59.391
آزاد؟

53:02.021 --> 53:03.601
به این

53:04.851 --> 53:05.931
میگی آزادی؟

53:12.101 --> 53:13.561
توی جنگل پیداش کردم

53:15.101 --> 53:16.101
آسیب دیده بود

53:16.721 --> 53:17.721
گرسنه بود

53:20.221 --> 53:21.561
از من نمی‌ترسید

53:23.721 --> 53:24.811
...وقتی خوب شد

53:27.221 --> 53:28.721
تصمیم گرفت بمونه

53:30.061 --> 53:31.141
براش مهم نبود

53:32.931 --> 53:34.021
من چه شکلی هستم

53:35.391 --> 53:36.931
،و برای کنترل هوس‌هاش

53:38.221 --> 53:39.811
می‌ذاشتم از من تغذیه کنه

53:41.141 --> 53:43.061
...ولی -
نتونست خودش رو کنترل کنه؟ -

53:46.601 --> 53:47.601
اون یه هیولا بود

53:50.771 --> 53:51.771
نه

53:54.641 --> 53:55.641
اینطور نیست

53:58.271 --> 53:59.931
مهم نیست هیولا بود یا نه

54:02.391 --> 54:03.391
اون عاشقت بود

54:06.681 --> 54:07.721
عشق و خون

54:09.891 --> 54:11.641
جفتشون قدرت خیلی زیادی دارن

54:14.561 --> 54:17.851
مردان آگاه و جادوگر‌ها سالیان سال سر این دو
خودشون رو عذاب دادن

54:20.851 --> 54:23.601
و به چیزی نرسیدن جز -
عشق حقیقی -

54:26.471 --> 54:27.471
...از دست دادن

54:29.561 --> 54:30.561
عشق حقیقی

54:33.181 --> 54:34.181
اینطوره

54:45.471 --> 54:46.471
من آگاهانه

54:47.891 --> 54:50.891
چشمم رو روی کاری که
با مردم روستا می‌کرد بستم

54:52.431 --> 54:53.891
چون براش مهم نبود که

54:54.601 --> 54:56.641
که من سالیان پیش نفرین شدم

54:58.061 --> 54:59.721
نه چون معبد رو نابود کردم

55:03.431 --> 55:04.811
بلکه چون به کاهنه تجاوز کردم نفرین شدم

55:10.931 --> 55:11.971
...سیری

55:28.931 --> 55:31.101
خواهش می‌کنم بمون  نرو

55:33.061 --> 55:34.061
التماس می‌کنم

55:35.641 --> 55:36.681
از شمشیرت استفاده کن

55:38.101 --> 55:39.101
زندگیم رو تموم کن

55:40.221 --> 55:41.221
به خاطر من

55:43.391 --> 55:44.521
تو دیگه فانی هستی

55:46.431 --> 55:47.641
خودت انجامش بده

56:27.601 --> 56:29.811
،وقتی میگم فرار کن

56:31.561 --> 56:32.561
فرار می‌کنی

56:34.311 --> 56:35.391
،وقتی میگم قایم شو

56:36.851 --> 56:37.851
قایم میشی

56:39.851 --> 56:41.561
...و وقتی میگم برو پیش روچ -
.می‌دونم -

56:52.971 --> 56:54.601
فکر کنم من یه چیزیم هست

56:58.811 --> 57:00.811
هر جا میرم، مردم می‌میرن

57:05.971 --> 57:06.971
...بعضی وقت‌ها، من

57:10.891 --> 57:11.971
...حس می‌کنم می‌تونم

57:14.021 --> 57:15.181
تموم دنیا رو به آتیش بکشم

57:17.851 --> 57:19.141
البته دلم نمی‌خواد

57:20.521 --> 57:21.521
...فقط

57:22.771 --> 57:24.351
این حس خیلی من رو می‌ترسونه

57:26.221 --> 57:27.221
تموم مدت

57:30.181 --> 57:31.181
ترس یه بیماریه

57:33.601 --> 57:35.521
،اگه دچارش بشی و درمانش نکنی

57:36.681 --> 57:37.851
تو رو از پا درمیاره

57:40.391 --> 57:41.561
تو چطور درمانش می‌کنی؟

57:42.181 --> 57:43.181
باهاش روبرو شو

57:44.641 --> 57:46.351
روبرو شدن با ترس آسون نیست

57:47.891 --> 57:49.271
ولی من کنارتم

57:52.021 --> 57:53.601
نمی‌ذارم بلایی سرت بیاد

57:59.141 --> 58:00.141
باشه

58:15.891 --> 58:17.931
!کافیه دیگه
!پاشید

58:19.311 --> 58:22.061
چیزهایی که می‌خواید رو بردارید و راه بیفتید
باید تا طلوع آفتاب برسیم سینترا

58:22.891 --> 58:23.891
نگاهشون کن

58:24.851 --> 58:27.101
داری به سمت راه نجاتی راهنماییشون می‌کنی
که اصلاً وجود نداره

58:28.028 --> 58:29.903
چقدر طول می‌کشه تا بهت پشت کنن؟

58:32.981 --> 58:34.521
!کماندارها

58:35.680 --> 58:37.680
آزادم کن  می‌دونی که من قدرتمندترم

58:38.471 --> 58:39.891
می‌تونم نجاتمون بدم -
!من هیچی نمی‌بینم -

58:43.101 --> 58:44.421
کجان؟ -
نمی‌تونم ببینمشون -

58:44.445 --> 58:54.445
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

58:54.469 --> 59:04.469
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
