WEBVTT

00:15.500 --> 00:18.416
‫سیری. سیری...

01:07.500 --> 01:08.916
‫دارا؟

01:20.458 --> 01:21.458
‫خواهش‌میکنم...

01:22.375 --> 01:23.208
‫بهم صدمه نزنین

01:23.291 --> 01:24.750
‫به هدف‌گیری‌تون ادامه بدین

01:26.666 --> 01:27.708
‫من گم شدم

01:28.500 --> 01:30.083
‫نمی‌دونم چطور سر از اینجا درآوردم

01:38.916 --> 01:39.916
‫خواهش‌میکنم

01:46.333 --> 01:49.166
‫اگه فرار کرد، دخلش رو بیارید

01:54.333 --> 01:55.625
‫منو کجا می‌برید؟

01:56.750 --> 01:58.875
‫باید دارا رو پیدا کنم.
‫توروخدا!

02:13.916 --> 02:15.458
‫اسمت چیه؟

02:17.625 --> 02:18.625
‫فیونا

02:20.333 --> 02:23.583
‫- من کجام؟ چطور سر از اینجا...
‫- تو در جنگل بروکیلون هستی

02:25.208 --> 02:26.208
‫دنبالم بیا

02:28.000 --> 02:38.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:38.100 --> 02:41.100
‫« ترجمه از مـعـیـن MoieN »

02:41.541 --> 02:42.708
‫بهتون دروغ نمیگم

02:43.958 --> 02:46.041
‫باور کنین کل دهکده رو بلعید

02:46.125 --> 02:48.291
‫حتی یه استخوان هم باقی نذاشت!

02:49.541 --> 02:51.583
‫اونطوری نگام نکن، لجن

02:52.208 --> 02:54.125
‫واسه همین مجبور شدیم
‫"اون" رو خبر کنیم

02:55.541 --> 02:56.875
‫گرگ سفید!

02:58.500 --> 03:01.458
‫و اون یه طوری وسط اون
‫دریاچه‌ی یخ‌زده وایساد...

03:01.875 --> 03:04.083
‫انگار می‌دونست داره میاد سراغش

03:05.875 --> 03:07.833
‫یخ ترک خورد و شکافت...

03:08.250 --> 03:10.083
‫و یه "سلکیمور" پرید بیرون

03:10.166 --> 03:11.791
‫عمراً یکی از اون‌ها دیده باشین

03:11.875 --> 03:14.458
‫ولی می‌تونست یه کشتی رو
‫با اون دهن غار مانندش...

03:14.875 --> 03:16.750
‫که پر از دندون‌های شیطانی بود قورت بده!

03:18.208 --> 03:20.750
‫بعد...اون ویچر رو...

03:21.625 --> 03:22.750
‫یه لقمه‌ی...

03:23.166 --> 03:24.166
‫چپش کرد!

03:25.291 --> 03:28.500
‫اوه، این ‌فوق‌العاده‌ست!

03:29.833 --> 03:33.208
‫اوه، شرمنده. آخه گرالت معمولاً
‫تو تعریف جزئیات خیلی خسیسه

03:34.166 --> 03:35.333
‫خب بعدش چی شد؟

03:38.000 --> 03:39.000
‫اون مُرد

03:40.250 --> 03:41.708
‫نه بابا...حالش خوبه

03:42.083 --> 03:44.083
‫ببین، من اونجا بودم

03:44.166 --> 03:45.625
‫با چشم‌های خودم...

03:48.000 --> 03:49.250
‫دیدی؟

03:52.708 --> 03:54.375
‫اوه...

03:55.250 --> 03:56.375
‫اون بوی گند مال چیه؟

03:56.458 --> 03:58.041
‫- دل و روده‌ی سلکیمور
‫- اوق!

03:58.958 --> 04:01.708
‫مجبور شدم از تو شکمش برش دارم.
‫من همیشه حقم رو می‌گیرم

04:01.791 --> 04:03.791
‫♪ یه سکه به افتخار ویچرتون پرت کنید ♪

04:03.875 --> 04:05.583
‫♪ ای مردم دره‌ی پلنتی ♪

04:05.666 --> 04:07.166
‫♪ واهاهای ♪

04:07.250 --> 04:09.833
‫♪ یه سکه به افتخار ویچرتون پرت کنید ♪

04:09.916 --> 04:14.875
‫- ♪ دوستی برای بشریت ♪
‫- ایول

04:14.958 --> 04:16.666
‫دمتون گرم!

04:20.208 --> 04:21.500
‫قابلت رو نداشت

04:21.583 --> 04:24.708
‫خب دیگه، ویچر جان،
‫وقتشه قرض‌ات رو پس بدی

04:25.916 --> 04:28.916
‫الان حتماً تو ذهنت داری
‫از خودت می‌پرسی "کدوم قرض؟"

04:29.000 --> 04:29.833
‫خب، خدمتت عرض کنم

04:29.916 --> 04:32.916
‫من مشهورت کردم، ویچر

04:33.000 --> 04:35.625
‫الان حق دارم ده درصد از
‫تمام سکه‌هات رو مطالبه کنم،

04:35.708 --> 04:38.875
‫ولی درعوض، چیزی که میخوام یه لطف...

04:39.416 --> 04:40.666
‫خیلی کوچولو موچولوئه

04:40.750 --> 04:41.791
‫برو پی کارت، بارد

04:42.375 --> 04:44.250
‫در ازای یک‌شب خدمات ناچیز،

04:44.333 --> 04:48.000
‫یه عالمه لذت‌های زمینی نصیبت میشه

04:48.083 --> 04:50.083
‫بزرگ‌ترین استادان هنرهای آشپزی...

04:50.166 --> 04:52.583
‫لقمه‌هایی درخور خدایان درست می‌کنن

04:52.666 --> 04:55.875
‫دوشیزه‌هایی که با یه لبخند ملیح...

04:55.958 --> 04:58.125
‫خورشید رو شرمنده می‌کنن

04:58.208 --> 05:02.208
‫و رودهایی از شیرین‌ترین
‫شراب‌ها از نایاب‌ترین...

05:02.291 --> 05:03.291
‫تو روحت!

05:03.708 --> 05:05.166
‫غذا، خانوم و شراب، گرالت!

05:11.333 --> 05:13.791
‫خب، خب، غر و ناله‌
‫و بداخلاقی‌هات رو بذار کنار

05:13.875 --> 05:17.000
‫همش قراره واسه یه شب
‫محافظ بهترین دوستت تو دنیا باشی

05:17.083 --> 05:18.166
‫مگه چقدر میتونه سخت باشه؟

05:19.708 --> 05:20.708
‫من دوستت نیستم

05:21.250 --> 05:22.083
‫اوه. اوه، جداً؟

05:22.166 --> 05:25.583
‫تو معمولاً به غریبه‌ها اجاز میدی
‫به باسن مبارکت بابونه بمالن؟

05:27.250 --> 05:29.750
‫آره، خب، آره، دقیقاً.
‫منم همین فکرو میکردم

05:30.500 --> 05:33.458
‫هر لُرد، شوالیه و پادشاه دوزاری
‫که سرش به تنش می‌ارزه...

05:33.541 --> 05:34.875
‫تو این نامزدی شرکت میکنه

05:35.458 --> 05:38.625
‫ماده‌ شیر سینترا شخصاً نیایش‌های

05:38.708 --> 05:41.166
‫نمایش پیروزی یاسکیر رو قرائت میکنه!

05:42.208 --> 05:43.848
‫چندتا از اون لُردها میخوان دخلت رو بیارن؟

05:43.875 --> 05:46.375
‫گفتنش سخته. آدم یه مدت که
‫بشماره از کت و کول میوفته

05:47.208 --> 05:49.708
‫همسرها، همخواب‌ها، گاهی‌اوقات مادرها

05:50.875 --> 05:52.250
‫اوه، آره، همین قیافه!

05:52.500 --> 05:53.500
‫اوه!

05:54.000 --> 05:55.666
‫قیافه‌ی ترسناک!

05:55.750 --> 05:57.708
‫اگه با همچین ژستی پشت سرم وایستی...

05:57.791 --> 05:59.831
‫هیچ لُردی که عقلش سر جاش باشه
‫جرأت نمیکنه بهم نزدیک شه

05:59.875 --> 06:01.166
‫اوه، از جهتی دیگه...

06:01.500 --> 06:03.434
‫شاید بخوای فعلاً آبجوی
‫سینترانی رو تعطیل کنی

06:03.458 --> 06:04.916
‫هوشیار باشی خیلی بهتره

06:05.375 --> 06:06.916
‫امشب نسخ مشروب نمی‌مونم...

06:07.000 --> 06:09.708
‫چون تو رفتی ترتیب یه زن
‫اشرافی که نباید بدی رو دادی

06:11.083 --> 06:14.125
‫من هیچکس رو نمی‌کُشم.
‫نه سر اختلافات کوچیک انسانی

06:14.208 --> 06:15.208
‫آره، آره، آره

06:15.291 --> 06:17.131
‫هیچوقت قاطی نمیشی.
‫ولی درواقع میشی،

06:17.458 --> 06:18.583
‫همیشه‌ی خدا

06:20.708 --> 06:22.388
‫آدم وقتی پیر میشه اینطوری میشه؟

06:22.416 --> 06:25.166
‫به طرز غیرقابل تحملی
‫زود رنج و بدعنق میشه؟

06:25.750 --> 06:28.541
‫راستش همیشه میخواستم بدونم،
‫ویچرها هم بازنشسته میشن؟

06:28.625 --> 06:31.125
‫آره. وقتی کند میشن و کُشته میشن

06:31.208 --> 06:33.333
‫بیخیال، باید وقتی این مزخرفات...

06:33.416 --> 06:36.583
‫شکار هیولا تموم شد
‫یه چیزی هم واسه خودت بخوای

06:36.666 --> 06:37.666
‫من هیچی نمیخوام

06:40.500 --> 06:41.833
‫خب، کسی چه میدونه؟

06:42.500 --> 06:44.625
‫شاید یکی اون بیرون تو رو بخواد

06:45.333 --> 06:46.333
‫به هیچکس احتیاج ندارم

06:47.166 --> 06:49.208
‫و اصلاً هم دلم نمیخواد
‫کسی بهم احتیاج داشته باشه

06:49.291 --> 06:50.291
‫و با این حال...

06:51.458 --> 06:52.500
‫ما اینجاییم

06:52.583 --> 06:53.583
‫هم

06:55.166 --> 06:56.726
‫لباس‌هام کدوم گوری هستن، یسکیر؟

06:56.750 --> 07:00.208
‫خب، یجورایی به دل و روده‌ی
‫سلکیمور آغشته شده بودن

07:00.291 --> 07:01.750
‫پس فرستادم‌شون واسه شستن

07:01.833 --> 07:05.458
‫بهرحال، امشب قرار نیست
‫به عنوان یه ویچر ظاهر بشی

07:13.000 --> 07:15.666
‫خیلی‌خب، نزدیک من بمون،
‫بدجنس به نظر برس و وانمود کن لالی

07:15.750 --> 07:17.416
‫نمیخوام کسی بفهمه تو کی هستی

07:17.500 --> 07:21.125
‫گرالت از ریویا، ویچر قدرتمند!

07:21.208 --> 07:22.208
‫تو روحش

07:22.458 --> 07:24.333
‫از زمان طاعون ندیده بودمت

07:25.500 --> 07:26.708
‫چه دورانی بود، ماوسک

07:28.958 --> 07:31.583
‫دلم واسه چهره‌ی رنگ‌پریده‌ات تنگ شده بود

07:31.666 --> 07:33.291
‫فکر کردم این یه دورهمی کسل‌کننده‌ست،

07:33.375 --> 07:35.875
‫ولی حالا که گرگ سفید اومده
‫شاید بشه روش حساب باز کرد

07:37.125 --> 07:40.708
‫چرا مثل یه تاجر ابریشم افسرده لباس پوشیدی؟

07:44.375 --> 07:45.791
‫- چیه؟
‫- باهام قدم بزن

07:46.166 --> 07:47.500
‫به افتخار ماوسک!

07:47.583 --> 07:49.063
‫- آره!
‫- به افتخار ماوسک!

07:50.791 --> 07:53.791
‫شاهزاده ویندهالم از آلتر!

07:53.875 --> 07:56.291
‫من سال‌ها مشاور سلطنتی اسکلیگن بودم

07:56.375 --> 07:59.750
‫یه عیب‌هایی واسه خودش داشت
‫ولی اون‌ها مثل من خاکی هستن

07:59.833 --> 08:01.541
‫- خان‌سالار هگزو
‫- پیر و بداخلاق

08:03.500 --> 08:05.916
‫چقدر طول میکشه این
‫معامله‌ی کالا با کالا تموم شه؟

08:06.041 --> 08:07.625
‫به نظرم اشراف‌زاده‌‌ها رو هرچی...

08:08.083 --> 08:09.166
‫کم‌تر ببینی بهتره

08:09.250 --> 08:11.583
‫من جات بودم زودتر از غروب
‫روی رفتن حساب نمی‌کردم

08:11.666 --> 08:15.291
‫این خواستگار‌ها قراره کل شب واسه
‫بله گرفتن از شاهدخت پاوتا رقابت کنن

08:15.375 --> 08:17.500
‫وصلت با این خانواده‌ی سلطنتی
‫غنیمت بزرگی محسوب میشه

08:17.583 --> 08:21.041
‫کیه که دلش نخواد پادشاه قوی‌ترین
‫نیروی نظامی این سرزمین بشه؟

08:25.750 --> 08:27.875
‫خب، روی کدوم‌ یکی از این
‫بی‌خاصیت‌ها شرط می‌بندی؟

08:30.333 --> 08:32.750
‫دنبالم بیا، خیلی چیزها هست که ببینی

08:34.250 --> 08:35.708
‫این شرط‌بندی عادلانه نیست

08:35.791 --> 08:40.208
‫اون غول‌تشن موقرمز که اونجا وایساده،
‫"کرک اند کریت"، با پاوتا ازدواج میکنه

08:40.833 --> 08:43.958
‫ماده شیر قبلاً با عموی پسره
‫قرار و مدارهاش رو گذاشته،

08:44.041 --> 08:45.125
‫"ایست تورسیک"

08:46.208 --> 08:49.125
‫هیچکس جرأت نمیکنه به همچین
‫اتحاد قدرتمندی چپ نگاه کنه

08:49.208 --> 08:50.250
‫دست به خنجرش خوبه

08:51.041 --> 08:53.250
‫- دست به خانومش هم خوبه
‫- همش نمایشه

08:53.333 --> 08:57.500
‫ملکه کالانته بعد از مرگ شاه روگنر
‫سه مرتبه پیشنهاد ازدواجش رو رد کرد

08:57.833 --> 09:00.458
‫با اینکه هردوشون مثل قوهای عاشق...

09:00.541 --> 09:02.125
‫باهم وول می‌خوردن

09:03.125 --> 09:04.125
‫نه، نه، نه

09:04.875 --> 09:07.750
‫اون اهل زندگی در سایه‌ی شوهرش نبود

09:10.916 --> 09:12.916
‫قیافه‌ات یه‌جورایی منو یاد...

09:13.000 --> 09:16.333
‫پدرسوخته‌ای میندازه که یه بار
‫درحال فرار از اتاق زنم دیدمش!

09:16.416 --> 09:17.250
‫خب...

09:17.333 --> 09:18.875
‫- شلوارت رو دربیار
‫- چی؟

09:18.958 --> 09:21.750
‫نشد قیافه‌ی اون تخم‌سگ رو
‫درست و حسابی نگاه کنم

09:21.833 --> 09:24.708
‫ولی اون کون جوش‌جوشی رو
‫هرجا ببینم می‌شناسم

09:24.791 --> 09:26.291
‫خب...آه...آه...آه، گرالت

09:28.500 --> 09:29.750
‫منو ببخشین، سرورم

09:29.833 --> 09:31.916
‫این اتفاق همیشه میوفته

09:32.000 --> 09:34.541
‫حقیقته، اون قیافه‌اش به
‫آدم‌های منحرف و بزدل میخوره

09:34.625 --> 09:36.541
‫ولی، راستش رو بخواین،

09:37.458 --> 09:40.333
‫وقتی بچه بوده یه گاو نر
‫با جفتک زده تو خایه‌هاش

09:40.416 --> 09:41.416
‫خب، این...

09:42.125 --> 09:43.125
‫د...درسته

09:43.958 --> 09:44.958
‫معذرت میخوام

09:46.375 --> 09:47.625
‫بیا، به حساب من...

09:48.041 --> 09:50.000
‫مشروب بخور غم از یادت بره، اخته

09:53.666 --> 09:55.458
‫اوه، وای. ممنون. خیلی ممنون

09:55.541 --> 09:57.250
‫اول توجه مجلس رو به خودت جلب میکنی

09:57.333 --> 09:59.013
‫بعد میری آبروی سلطنتی منو خراب میکنی

09:59.041 --> 10:01.958
‫من جونت رو نجات دادم.
‫از اینجا به بعد خودتی و خودت

10:02.833 --> 10:05.000
‫سعی کن تا قبل از طلوع آفتاب
‫خنجری تو پشتت فرو نره

10:06.250 --> 10:09.041
‫همه به احترام اولیاحضرت، ماده شیر،

10:09.625 --> 10:11.875
‫ملکه کالانته از سینترا برخیزید!

10:13.875 --> 10:14.875
‫آخجون آبجو!

10:18.083 --> 10:19.583
‫پوزش می‌طلبم، آقایون محترم

10:20.125 --> 10:23.458
‫باید به چندتا دهاتی تو جنوب
‫یادآوری میکردم کی ملکه‌ست

10:25.083 --> 10:27.083
‫گمونم واسه خون و خلق‌وخوی آدم مفیده

10:29.333 --> 10:32.250
‫داستان‌های افتخار آفرینی‌تون رو
‫برای خواستگاری آماده‌ کنید، لُردهای عزیز

10:32.958 --> 10:34.708
‫دخترم مشتاقه قال قضیه کنده بشه

10:35.375 --> 10:36.416
‫همینطور خودم

10:36.791 --> 10:38.250
‫بارد، موسیقی!

10:41.750 --> 10:43.041
‫♪ اون... ♪

10:43.125 --> 10:45.458
‫نه، نه، نه!
‫یه آهنگ قری بخون!

10:45.541 --> 10:47.875
‫میتونی اراجیف غمگینت رو
‫واسه مراسم ختمم نگه داری

10:49.666 --> 10:50.666
‫سه، دو...

10:55.750 --> 10:56.875
‫به زودی تموم میشه

10:59.208 --> 11:00.875
‫فکر کردی من میخواستم
‫با پدرت ازدواج کنم؟

11:02.375 --> 11:04.333
‫نمیخوام اینجا آبغوره بگیری

11:04.416 --> 11:06.583
‫تو دختر ماده شیر هستی،
‫درخورش رفتار کن

11:06.666 --> 11:09.625
‫پس شاید بهتره چندتا رعیت
‫گدا گشنه بیارم تا ذبح‌شون کنم

11:10.458 --> 11:11.750
‫یا میتونم چندتا اِلف رو گردن بزنم...

11:11.833 --> 11:14.916
‫و سرشون رو برای درس عبرت کسانی
‫که باهام دشمنی می‌کنن آویزون کنم

11:15.000 --> 11:17.958
‫نمیذارم لجبازی‌هات این شب رو خراب کنه

11:19.541 --> 11:22.041
‫بعلاوه، اون دهاتی بی سر و پا...

11:22.125 --> 11:25.208
‫کلید به قدرت رسیدن
‫سینترا بعد از مرگ منه

11:27.791 --> 11:28.916
‫اون اصل و نسب خوبی داره

11:30.583 --> 11:31.583
‫ممکن بود بدترش گیرت بیاد

11:31.666 --> 11:32.833
‫ممکن بود بهترش گیرم بیاد!

11:33.541 --> 11:35.341
‫میتونی وقتی ازدواج کردی
‫با هرکی دلت خواست بخوابی

11:36.375 --> 11:39.166
‫خون مادرت تو رگ‌هاته.
‫توپ تکونت نمیده

11:48.833 --> 11:51.958
‫داشتی کجا میرفتی، فیونا،
‫که آخرش انقدر گم شدی؟

11:53.625 --> 11:54.625
‫داشتم فرار می‌کردم...

11:55.166 --> 11:56.166
‫از جنگ

11:58.333 --> 11:59.333
‫تو...

12:00.416 --> 12:03.916
‫واقعاً یادت نمیاد چطوری
‫سر از جنگل بروکیلون درآوردی؟

12:08.750 --> 12:10.500
‫ولی شنیدی که تو رو فرامیخونه

12:12.416 --> 12:14.166
‫قبل از پیوستگی افلاک...

12:14.875 --> 12:17.041
‫جنگل‌هایی مثل این زیاد بودن

12:19.416 --> 12:23.666
‫ما سازگار شدیم و با جهش‌یافته‌ها
‫و انسان‌هایی که دنبال کشتن‌مون بودن جنگیدیم

12:25.083 --> 12:26.500
‫حالا فقط خودمون موندیم

12:28.416 --> 12:29.666
‫"درایادها"

12:31.750 --> 12:32.750
‫دارا!

12:37.958 --> 12:39.208
‫خیلی خوشحالم که زنده‌ای!

12:40.083 --> 12:41.583
‫حالش خوب میشه؟

12:41.666 --> 12:43.166
‫اینو گاز بگیر

12:55.166 --> 12:57.791
‫آب‌های بروکیلون قوی هستن

12:59.291 --> 13:02.291
‫تمام تازه‌واردها به جنگل
‫باید از آب‌ها بنوشن

13:03.000 --> 13:05.750
‫اگه با قصد شوم وارد بروکیلون شده باشن،

13:07.125 --> 13:08.125
‫می‌میرن

13:09.333 --> 13:11.750
‫اگه خلوص قلب داشته باشن، زنده می‌مونن

13:12.708 --> 13:13.833
‫و می‌تونن اینجا بمونن

13:14.958 --> 13:17.208
‫و در طول زمان، آب‌های بروکیلون...

13:17.291 --> 13:20.666
‫زجری که متحمل شدن رو کاهش میده

13:21.375 --> 13:22.666
‫و باعث میشه فراموش کنن

13:23.125 --> 13:25.375
‫گمونم بدت هم نمیاد. درست میگم...

13:26.083 --> 13:27.083
‫فیونا؟

13:28.958 --> 13:32.041
‫چون تو از چیزی بیشتر از جنگ میترسی

13:32.416 --> 13:33.416
‫مگه نه؟

13:34.833 --> 13:36.333
‫جفتتون از آب‌ها می‌نوشین

13:37.250 --> 13:38.625
‫و همه‌چیز مشخص میشه

13:41.250 --> 13:44.125
‫دروغ میگی، تخم‌سگ!

13:44.208 --> 13:46.750
‫تو به عمرت یه غذای بدمزه هم ندیدی،

13:46.833 --> 13:48.000
‫چه برسه به "مانتیکور"

13:48.083 --> 13:52.833
‫من مانتیکورهایی سه‌برابر چاق‌تر
‫و زشت‌تر از تو رو با شمشیرم هلاک کردم!

13:52.916 --> 13:54.541
‫بیشتر میخوره با چاخان‌هات هلاک کرده باشی

13:54.625 --> 13:56.833
‫- پس بگو چندتا دندون نیش داره؟
‫- دوتا

13:57.291 --> 13:58.875
‫ها! برو کم زر بزن!

13:58.958 --> 14:01.226
‫- پنج‌تا داره. من میدونم
‫- اولیاحضرت، اون گرالت از ریویاست

14:01.250 --> 14:02.291
‫درواقع یکی‌شون رو کُشتم

14:02.375 --> 14:03.666
‫مرتیکه‌...

14:03.750 --> 14:04.750
‫بسه!

14:06.500 --> 14:08.666
‫امشب مهمان مشهوری اینجا داریم

14:11.208 --> 14:14.750
‫شاید اون بتونه مشخص کنه
‫کدوم لُرد محترم حقیقت رو میگه

14:16.958 --> 14:17.958
‫هیچکدوم

14:18.416 --> 14:20.750
‫به من میگی دروغگو، پیرمرد؟

14:22.000 --> 14:25.208
‫قصاب بلاویکن چرت‌وپرت تلاوت میکنه

14:31.958 --> 14:33.791
‫شاید لُردهامون با...

14:34.958 --> 14:37.250
‫زیرگونه‌های نادر مانتیکور مواجه شدن

14:38.666 --> 14:39.666
‫آره

14:45.541 --> 14:48.541
‫شاید مهمان محترم‌‌مون
‫مایل باشن ما رو...

14:48.625 --> 14:51.208
‫با داستان کشتن اِلف‌ها
‫در لبه‌ی دنیا سرگرم کنن

14:54.583 --> 14:55.916
‫کشتنی در کار نبود

14:56.833 --> 14:59.416
‫یه گروه اِلف خشن دمار از روزگارم درآوردن

15:01.875 --> 15:03.750
‫چیزی نمونده بود گردنم بره زیر تیغ...

15:04.416 --> 15:06.000
‫که فیلاواندرل گذاشت برم

15:08.166 --> 15:09.166
‫پس آهنگه چی!

15:09.208 --> 15:10.625
‫آره، آهنگه

15:11.125 --> 15:15.000
‫حداقل وقتی خنجر فیلاواندرل
‫گلوم رو بوسید نریدم به خودم

15:16.208 --> 15:18.375
‫که برای شما لُردهای عزیز
‫فقط همین آرزو رو می‌کنم

15:18.750 --> 15:20.083
‫که وقتی نفس‌های آخرتونه،

15:20.791 --> 15:22.208
‫مرگ بدون ریدنی داشته باشید

15:22.291 --> 15:23.916
‫قرار نیست برینم به خودم...

15:24.000 --> 15:25.000
‫ولی من شک دارم

15:26.958 --> 15:29.458
‫اگه اونجا بودین خنجر شما...

15:29.541 --> 15:30.875
‫رو گلوی فیلاواندرل بود، اولیاحضرت

15:32.166 --> 15:35.583
‫البته هیچ اِلف حرومزاده‌ای جرأت نمیکنه
‫از لونه‌اش بخزه بیرون تا با شما روبرو بشه

15:37.750 --> 15:41.375
‫هر مردی که مایل باشه خودش رو
‫در سایه‌ی ناکامی‌هاش توصیف کنه

15:41.458 --> 15:44.375
‫امشب گفتگوی بسیار جالب‌تری نصیبش میشه

15:45.708 --> 15:46.750
‫بیا، ویچر

15:48.208 --> 15:50.291
‫تا میرم لباس عوض کنم بیا کنارم بشین

16:02.666 --> 16:04.416
‫چرا اون فیونا صدات زد؟

16:10.791 --> 16:13.333
‫ماوسک، اون به تربیتم کمک کرد و...

16:14.458 --> 16:17.791
‫بهم هشدار داد که اجازه ندم
‫کسی بفهمه داخل قلعه کی بودم

16:18.416 --> 16:21.000
‫- و حالا شوالیه‌ی سیاه دنبالمه
‫- قلعه؟

16:28.750 --> 16:30.625
‫من شاهدخت سیریلا...

16:31.833 --> 16:33.458
‫از سینترا هستم

16:34.916 --> 16:35.916
‫مشکل چیه؟

16:37.458 --> 16:39.250
‫مادربزرگت خانواده‌ام رو قتل‌عام کرد!

16:39.958 --> 16:41.541
‫نه، این حقیقت نداره

16:41.625 --> 16:42.625
‫اون دستورش رو داد

16:43.416 --> 16:45.916
‫- بعد از شورش فیلاوندرال...
‫- اون همچین کاری نمیکرد

16:48.583 --> 16:49.583
‫سربازهاش...

16:50.833 --> 16:52.333
‫موقع این کار می‌خندیدن

16:53.625 --> 16:55.375
‫می‌کشتن، تجاوز میکردن...

16:57.125 --> 16:58.250
‫بیشتر از همه موقعی می‌خندیدن...

16:58.333 --> 17:00.458
‫که نوزادها رو از پاهاشون آویزون می‌کردن،

17:00.750 --> 17:02.000
‫و محکم به سرشون ضربه میزدن

17:05.958 --> 17:07.291
‫من تنها بازمانده بودم

17:08.625 --> 17:09.625
‫چون قایم شدم

17:11.208 --> 17:12.375
‫باید نجاتشون میدادم

17:14.125 --> 17:15.166
‫یا می‌جنگیدم و می‌مُردم

17:19.750 --> 17:22.125
‫- نمی‌دونم چی بگم
‫- هیچی نگو

17:22.875 --> 17:23.875
‫اون‌ها دیگه مُردن

17:25.791 --> 17:27.791
‫هر کاری میکنم که فراموش کنم کی بودم

17:29.083 --> 17:30.083
‫من نمی‌تونم

17:31.041 --> 17:32.875
‫باید سرنوشتم رو پیدا کنم

17:32.958 --> 17:35.458
‫چرا؟ چون مادربزرگت گفته باید پیدا کنی؟

17:38.000 --> 17:40.458
‫شاید بهتره دیگه به فکر خودت باشی

17:41.833 --> 17:43.000
‫چون مادربزرگت مُرده

17:44.083 --> 17:45.125
‫و تو اینجایی

17:54.541 --> 17:56.291
‫لعنت به این لباس مزخرف

17:57.000 --> 17:59.125
‫به زودی امشب تموم میشه
‫و من زره‌ام رو می‌پوشم

17:59.791 --> 18:00.916
‫منم همینطور

18:01.375 --> 18:02.375
‫قطعاً

18:03.291 --> 18:06.583
‫بگو ببینم، یه ویچر چطور سر از
‫ضیافت عروسی دخترم درآورده...

18:06.666 --> 18:08.416
‫اونم با این لباسِ...

18:08.708 --> 18:11.625
‫دارم از بارد در مقابل مردهای اشراف‌زاده‌ی
‫کینه‌توز و زن‌خراب محافظت می‌کنم

18:12.666 --> 18:13.958
‫اکثرشون احمق هستن

18:15.041 --> 18:18.250
‫با این حال، از مصاحبتت خوشبختم،
‫که ممکنه به کار هم بیاد

18:18.666 --> 18:20.833
‫شک ندارم امشب خون و خون‌ریزیه

18:20.916 --> 18:22.583
‫خودتون رو خسته نکنید، ملکه‌جان

18:23.875 --> 18:25.500
‫من به عنوان محافظ استخدام نمیشم

18:26.500 --> 18:28.208
‫ولی بارد که استخدامت کرده

18:28.750 --> 18:30.625
‫من مجانی به اون احمق کمک میکنم

18:30.708 --> 18:32.583
‫اونوقت اون احمقه؟

18:33.541 --> 18:36.875
‫فقط دارم میگم، مطمئناً اگه
‫امشب اوضاع قمر در عقرب شد،

18:36.958 --> 18:40.416
‫میتونم روت حساب کنم که از نظر
‫استراتژیکی بعضی افراد مزاحم رو

18:40.500 --> 18:41.958
‫که ممکنه عرض اندام کنن حذف کنی؟

18:43.708 --> 18:44.791
‫خودم این کارو می‌کردم،

18:44.875 --> 18:48.625
‫منتها مجبورم خودم رو
‫متشخص و بی‌طرف نشون بدم

18:48.708 --> 18:49.708
‫هی

18:50.250 --> 18:51.333
‫نمی‌تونم کمکت کنم

18:52.125 --> 18:54.250
‫چه رُک و خطرناک

18:55.583 --> 18:57.458
‫به عنوان ملکه، میتونم دستورش رو بدم

18:58.000 --> 18:59.833
‫اگه من تحت امرتون بودم

18:59.916 --> 19:03.958
‫می‌تونم خیلی آروم شکنجه‌ات کنم
‫تا حرف گوش کن بشی

19:04.041 --> 19:07.041
‫اولیاحضرت هر کاری مایلن انجام بدن.
‫اما من از حرفم برنمیگردم

19:07.125 --> 19:08.541
‫اوه، بیخیال

19:08.875 --> 19:10.333
‫همه یه قیمتی دارن

19:11.541 --> 19:14.166
‫لُرد پرگرین از نیلفگارد

19:14.250 --> 19:15.610
‫تو خوبی، پرگرین!

19:15.666 --> 19:17.000
‫ادامه بده، لُرد پرگرین!

19:28.791 --> 19:30.250
‫یه صدای دیگه دربیار، دریگ بان‌دو،

19:30.333 --> 19:32.916
‫تا بدم تخم‌هات رو بدوزن
‫به فلوتت و بفرستن واسه مادرت

19:34.291 --> 19:35.571
‫ملکه کالانته،

19:35.625 --> 19:39.750
‫ازدواجم با دخترتون جواهر شمال
‫و جنوب رو باهم متحد میکنه،

19:39.833 --> 19:42.583
‫و اتحاد ناگسیختنی‌ای رو شکل میده
‫که کسی جرأت درافتادن باهاش نداره

19:43.125 --> 19:44.125
‫و...

19:44.208 --> 19:46.500
‫من یکی از پنج برادرم که خواهری ندارم

19:46.916 --> 19:51.083
‫بذر نیرومند من در داخل پاوتا
‫وارثین مذکر قدرتمندی به دنیا میاره

19:56.208 --> 19:58.833
‫سینترا قطعاً جواهر شماله

19:59.625 --> 20:03.791
‫اما نیلفگارد همچنان حکم دستمال توالت
‫شمال رو داره و این بر همه آشکاره!

20:06.708 --> 20:10.291
‫بگو ببینم، راست میگن آبجوی ارزون
‫می‌خورید و بچه‌هاتونم میشن غذاتون؟

20:13.375 --> 20:16.208
‫سلطنت پادشاهان نیلفگاردی زیاد دووم نمیاره

20:16.875 --> 20:19.333
‫کی میخواد تاج و تخت
‫"غاصب" رو تصاحب کنه؟ تو؟

20:19.416 --> 20:20.666
‫چقدر دووم میاری؟

20:20.750 --> 20:22.791
‫یه سال؟ یه ماه؟ یه روز؟

20:29.583 --> 20:31.708
‫لُرد استیرگارت از کیدوِن

20:45.208 --> 20:48.666
‫می‌دونم اون‌ها چی میگن،
‫" ملکه کالیس بیچاره، یه دختر دیگه"

20:49.541 --> 20:51.916
‫یعنی، من براش فقط
‫حکم بچه‌بیار رو دارم

20:52.500 --> 20:55.333
‫چیزی بیشتر از یه دستگاه
‫تولید وارث از جنس گوشت نیستم

20:55.416 --> 20:57.500
‫عوضی به سگ‌هاش
‫بیشتر از من اهمیت میده

21:00.458 --> 21:01.458
‫بگیرش

21:03.208 --> 21:05.416
‫هیش

21:06.500 --> 21:08.750
‫نظرت چیه تو لیریا بمونی؟
‫منو همراهی کنی

21:09.625 --> 21:12.208
‫متأسفانه به محض این‌که
‫اولیاحضرت رو به سلامت برگردوندم به دربار...

21:12.291 --> 21:13.791
‫باید برگردم به ایدن

21:15.500 --> 21:17.333
‫بهت حسودی میکنم. جدی میگم

21:18.916 --> 21:20.083
‫جادوگر پادشاه

21:20.791 --> 21:22.750
‫چه باشکوه!

21:22.833 --> 21:23.833
‫اوه!

21:30.250 --> 21:33.875
‫بیخیال دیگه. ما چند روزه باهم
‫سفر می‌کنیم. راحت حرف بزن

21:37.166 --> 21:38.541
‫خیلی خوشحالم...

21:38.625 --> 21:41.625
‫که همه‌چی رو معامله کردم
‫تا خودم رو توی دربار جا کنم

21:44.416 --> 21:46.476
‫خیلی خوشحالم که
‫باور داشتم ارزشش رو داره

21:46.500 --> 21:47.833
‫که این میراث من میشه

21:48.333 --> 21:50.666
‫بزرگ‌ترین جادوگری که
‫تابحال پا به یک دربار گذاشته

21:53.916 --> 21:56.291
‫و من واقعاً، واقعاً خوشحالم...

21:56.791 --> 21:59.625
‫که درعوض، مجبور شدم...

22:00.208 --> 22:01.791
‫سه دهه‌ی اخیر رو...

22:01.875 --> 22:04.500
‫صرف پاک کردن گندکاری‌های
‫احمقانه‌ی سیاسی بکنم

22:06.291 --> 22:08.500
‫کون پاک‌کن مجلل سلطنتی

22:15.541 --> 22:16.750
‫مال من خیلی بدتره

22:19.083 --> 22:23.333
‫مردم بخاطر چیزی که هستی نگات میکنن،
‫نه بخاطر چیزی که میتونی بهشون بدی

22:25.333 --> 22:27.708
‫تصمیم درستی گرفتی که
‫قید همه‌ی این مزخرفات رو زدی

22:29.750 --> 22:32.375
‫برای این بچه، من کل دنیاشم

22:34.000 --> 22:35.500
‫فقط کاش اینقدر کسل‌کننده نبود

22:42.041 --> 22:43.583
‫اون کیه...

23:39.583 --> 23:41.125
‫فرار کن!

23:48.958 --> 23:50.208
‫برو!

23:54.958 --> 23:56.875
‫فرار کن!

24:09.625 --> 24:11.333
‫تا شب نشده میخوام سر اون راهزن

24:11.416 --> 24:13.458
‫روی نیزه بیرون از قلعه‌ی پادشاه باشه

24:13.958 --> 24:14.875
‫چطور جرأت میکنن؟

24:14.958 --> 24:16.083
‫اون یه قاتل مزدور بود

24:16.583 --> 24:17.583
‫نه راهزن

24:18.291 --> 24:19.333
‫نظر تو چیه؟

24:19.958 --> 24:21.291
‫برای کشتنت اجیر شده بود

24:22.666 --> 24:23.666
‫چی؟

24:24.708 --> 24:25.541
‫چرا؟

24:25.625 --> 24:29.250
‫به نظر میرسه دیگه شانسی نداری
‫که برای پادشاه وارث مذکر بیاری

24:30.750 --> 24:31.750
‫نه، اون همچین کاری نمیکنه

24:35.375 --> 24:36.833
‫ای عوضی!

24:37.750 --> 24:38.750
‫برو!

24:46.500 --> 24:48.125
‫برو!

25:03.000 --> 25:04.208
‫ردیابی‌مون کردن!

25:06.791 --> 25:09.958
‫فکر کن! پادشاه چی بهت داده
‫که میشه ردیابی‌اش کرد؟

25:13.208 --> 25:14.208
‫بجنب!

25:30.791 --> 25:31.916
‫نمی‌تونم نگهش دارم!

25:32.375 --> 25:33.833
‫عجله کن!

25:55.083 --> 25:56.583
‫هنوز دارن ردیابی‌مون میکنن

26:05.166 --> 26:06.458
‫بلند شو، ساحره‌ی بدرد نخور

26:07.958 --> 26:10.583
‫چطور نتونستی پیشبینی‌اش کنی؟
‫ناسلامتی قرار بود ازم محافظت کنی

26:30.250 --> 26:32.416
‫هرزه‌ی بدجنس بدرد نخور!

26:47.958 --> 26:50.250
‫♪ اوه، ماهی‌فروش ♪
‫♪ اوه‌، ماهی‌فروش ♪

26:50.625 --> 26:55.000
‫♪ بیا دختر هوس‌بازت رو جمعش کن♪

26:55.416 --> 26:58.541
‫♪ که وقتی صبح طلوع میکنه ♪

26:58.625 --> 27:01.083
‫♪ دست از شاخ من برداره ♪

27:01.166 --> 27:03.500
‫♪ چون خوابیدن با یه جن ♪

27:03.583 --> 27:05.375
‫♪ چیزی جز بدشانسی نداره ♪

27:05.458 --> 27:07.208
‫♪ مبادا نوه‌ات به دنیا بیاد ♪

27:07.291 --> 27:10.333
‫♪ یه "فان" جوان پشمالو ♪

27:10.416 --> 27:13.083
‫♪ ناله میکنه و عرعر میزنه♪

27:13.166 --> 27:15.583
‫♪ دختر ماهی‌فروش میگه با با ♪

27:16.250 --> 27:19.375
‫چقدر دیگه باید این خودنمایی‌ها رو تحمل کنم؟

27:20.708 --> 27:21.708
‫این‌ها...

27:22.541 --> 27:25.500
‫وجود همه‌ی این‌ها
‫بخاطر رسوم مردونه‌ست

27:26.875 --> 27:28.000
‫اگه من یه مرد بودم،

27:28.083 --> 27:30.184
‫خیلی راحت به همه‌شون می‌گفتم
‫برن گورشون رو گم کنن

27:30.208 --> 27:32.958
‫بلند اعلام میکردم که پاوتا باید با کی
‫ازدواج کنه و قال قضیه رو می‌کندم

27:34.333 --> 27:36.833
‫یا اصلاً بهتر، میذاشتم دختر بیچاره
‫خودش برای سرنوشتش تصمیم بگیره

27:38.708 --> 27:40.666
‫یه حسی بهم میگه
‫این اولین بار نیست

27:40.750 --> 27:43.416
‫که تن به رسوم بی‌ثبات مردونه دادین

27:44.375 --> 27:45.375
‫درواقع،

27:47.375 --> 27:48.833
‫شرط می‌بندم ازش لذت می‌برین

27:48.916 --> 27:52.208
‫اینو کسی میگه که به سهم
‫خودش تن به حماقت‌هاش داده

27:55.583 --> 27:56.625
‫بگو ببینم، ویچر،

27:57.375 --> 27:59.208
‫چرا انقدر تعدادتون کم شده؟

28:09.375 --> 28:11.333
‫از زمان غارت "کِیر مورهن"

28:11.416 --> 28:13.125
‫دیگه خلق امثال ما امکان‌‌پذیر نیست

28:17.166 --> 28:18.291
‫بگین ببینم، اولیاحضرت...

28:20.708 --> 28:22.428
‫چرا زندگی‌تون رو در میدان جنگ
‫به خطر میندازین...

28:22.458 --> 28:24.166
‫وقتی می‌تونین روی تخت‌
‫سلطنت‌تون استراحت کنین؟

28:24.958 --> 28:29.416
‫چون یه سادگی‌ای تو کشتن
‫هیولاها وجود داره، اینطور نیست؟

28:31.083 --> 28:33.916
‫انگار وجه‌شباهت زیادی داریم، گرالت از ریویا

28:37.125 --> 28:38.291
‫کرک! وقتشه

28:39.625 --> 28:41.250
‫هیکل پشمالوت رو بیا اینجا

28:47.458 --> 28:49.018
‫مزاحمت دیروقتم رو ببخشید، اولیاحضرت

28:49.541 --> 28:51.541
‫و بابت سوءتفاهم پیش اومده با نگهبان‌هاتون

28:51.625 --> 28:53.833
‫خواهش‌میکنم! من با صلح اومدم

28:54.583 --> 28:56.541
‫فقط یک لحظه از وقت‌تون رو میخوام

28:58.750 --> 29:01.291
‫من لُرد آرچیان از ارلنوالد هستم

29:02.208 --> 29:04.583
‫و اومدم دخترتون رو
‫به ازدواج خودم دربیارم

29:09.625 --> 29:10.625
‫یه شوالیه...

29:11.541 --> 29:12.875
‫که هیچ شهرتی نداره...

29:13.916 --> 29:15.875
‫از یه روستای دورافتاده...

29:16.625 --> 29:18.875
‫که جرأت میکنه وارد دربارم بشه...

29:18.958 --> 29:21.041
‫بدون نشون دادن چهره‌اش؟

29:21.833 --> 29:23.541
‫پوزش میخوام، اولیاحضرت

29:24.291 --> 29:27.333
‫یک سوگند شوالیه‌ای بنده رو
‫تا به صدا دراومدن دوازدهمین ناقوس،

29:27.416 --> 29:30.083
‫از نشون دادن چهره‌ام منع کرده

29:46.791 --> 29:47.791
‫ویچر...

29:48.958 --> 29:50.708
‫- بکشش
‫- نه

29:52.625 --> 29:54.708
‫- هرچقدر بخوای میدم
‫- اون یه هیولا نیست

29:54.791 --> 29:56.083
‫بهت دستور میدم

29:57.250 --> 29:59.291
‫این شوالیه نفرین شده

29:59.791 --> 30:01.750
‫تو هم مثل بقیه‌شون بدرد نخوری

30:02.416 --> 30:04.041
‫این جانور رو بکشین!

30:10.083 --> 30:11.208
‫ماده شیر سینترا،

30:11.708 --> 30:14.125
‫من برای گرفتن چیزی که حقمه اومدم!

30:15.750 --> 30:16.833
‫پاوتا

30:16.916 --> 30:18.708
‫به وسیله‌ی "قانون غافلگیری"

30:53.875 --> 30:55.000
‫- اوه...
‫- نه!

31:05.666 --> 31:06.750
‫جفتشون رو بکشید!

31:24.458 --> 31:26.291
‫قانون غافلگیری فراخوانی شده

31:27.625 --> 31:28.708
‫بخواین اون‌ها رو بکشین...

31:30.875 --> 31:31.875
‫باید اول منو بکشین

31:52.500 --> 31:53.500
‫ملکه‌ی من...

32:06.916 --> 32:07.916
‫دست نگه دارید!

32:09.958 --> 32:11.000
‫دست نگه دارید!

32:20.416 --> 32:21.416
‫خواهش‌میکنم

32:21.583 --> 32:23.583
‫می‌تونم براش یه پسر بیارم

32:40.291 --> 32:41.291
‫به‌جاش اونو ببر

32:45.583 --> 32:46.583
‫به عنوان قربانی

34:29.000 --> 34:30.000
‫دونی!

34:31.750 --> 34:32.750
‫اوه!

34:35.500 --> 34:36.500
‫اوه

34:40.583 --> 34:42.041
‫بهت گفتم دور بمونی

35:07.875 --> 35:08.875
‫اولیاحضرت...

35:10.625 --> 35:12.500
‫ویچر حقیقت رو میگه

35:14.041 --> 35:15.916
‫من وقتی پسربچه بودم نفرین شدم

35:18.708 --> 35:21.083
‫تمام عمرم با بدبختی زندگی کردم

35:21.166 --> 35:25.250
‫تا روزی که شوهرتون، شاه روگنر رو
‫از یک مرگ قطعی نجات دادم

35:26.333 --> 35:27.333
‫طبق رسم،

35:28.250 --> 35:30.333
‫قانون غافلگیری رو به عنوان
‫دستمزدم انتخاب کردم

35:31.750 --> 35:34.083
‫هر منفعت غیرمنتظره‌ای که اون
‫موقع برگشتن به خونه متوجه‌اش میشد...

35:35.250 --> 35:38.208
‫- مال من می‌شد
‫- اون احمق عوضی

35:38.833 --> 35:40.291
‫بهتر بود میذاشتی بمیره!

35:40.375 --> 35:41.583
‫می‌دونستی اون میاد،

35:42.583 --> 35:44.083
‫و بهم اجبار کردی بکشمش

35:48.250 --> 35:49.250
‫و تو...

35:50.166 --> 35:54.083
‫با جانوری که پدر احمقت رو
‫فریب داد عیاشی میکنی!

35:54.166 --> 35:55.166
‫این فریب نیست

35:56.333 --> 35:58.166
‫درخواست قانون غافلگیری
‫به عنوان دستمزد...

35:58.250 --> 35:59.708
‫به اندازه‌ی خود بشر قدمت داره

35:59.791 --> 36:02.166
‫- واسه من سخنرانی نکن، ایست
‫- این یه قمار صادقانه‌ست

36:03.291 --> 36:06.375
‫همونطور که ممکنه پاداشت
‫یه محصول خیلی زیاد...

36:06.458 --> 36:08.291
‫یا یه نوزاد توله‌سگ باشه

36:08.375 --> 36:09.375
‫یا...

36:10.458 --> 36:11.833
‫یه بچه‌ی غافلگیرکننده

36:13.458 --> 36:15.041
‫اون نمی‌تونست حدس بزنه

36:16.666 --> 36:20.250
‫سرنوشت تصمیم گرفته
‫که اون غافلگیری پاوتا باشه

36:20.750 --> 36:24.500
‫وقتی شنیدم شاه روگنر برگشته
‫تا بفهمه یه بچه‌ی توراهی داره...

36:25.541 --> 36:29.333
‫تمام افکارم رو درمورد ادعای
‫قانون غافلگیری رها کردم

36:30.583 --> 36:31.583
‫می‌دونستم...

36:34.416 --> 36:36.833
‫می‌دونستم هیچ زنی هرگز
‫منو به این شکل قبول نمیکنه

36:39.833 --> 36:41.000
‫پس صبر کردم

36:42.708 --> 36:45.875
‫صبر کردم تا دوازدهمین ناقوس
‫به صدا در بیاد و نفرین باطل بشه

36:47.166 --> 36:48.791
‫هرگز قصد ملاقاتش رو نداشتم

36:52.166 --> 36:53.541
‫فقط میخواستم از دو تماشاش کنم

36:54.750 --> 36:56.791
‫تا این‌که سرنوشت مداخله کرد...

36:57.583 --> 36:59.208
‫و قلب‌هامون باهم برخورد کردن

36:59.625 --> 37:03.541
‫و موقع طلوع آفتاب، درحالی بیدار شدم
‫که اون در آغوشم بود و من...

37:03.916 --> 37:05.916
‫این‌شکلی بودم

37:07.666 --> 37:09.333
‫ما کی باشیم که سرنوشت رو به چالش بکشیم؟

37:09.916 --> 37:12.166
‫جون نجات داده شده،
‫بدهی باید پرداخت بشه

37:12.250 --> 37:14.291
‫وگرنه تمام نظم جهان فرومیپاشه

37:15.125 --> 37:16.708
‫به خواست سرنوشت احترام بذار،

37:18.000 --> 37:21.291
‫یا خشمش رو بر ما روانه کن

37:23.166 --> 37:24.916
‫مایی وجود نداره!

37:26.291 --> 37:30.000
‫من تسلیم قانون مردهایی که
‫هیچوقت بچه به دنیا نیاوردن نمیشم!

37:31.250 --> 37:36.541
‫مردی بین شما وجود نداره که
‫از ترس جلوی سرنوشت خم نشه؟

37:39.750 --> 37:40.750
‫تو، ویچر...

37:42.208 --> 37:44.958
‫کسی که هر هیولایی رو
‫با هر نیش و پنجه‌ای میشناسه...

37:46.833 --> 37:48.041
‫تو هم می‌ترسی؟

37:49.875 --> 37:50.916
‫نه

37:52.708 --> 37:56.083
‫من مادرهایی رو دیدم که بخاطر مرگ بچه‌شون
‫خودشون رو با شلاق سیاه و کبود می‌کنن

37:56.708 --> 37:58.958
‫باور داشتن که ازسرنوشت عبور کردن،

37:59.041 --> 38:00.291
‫بوی تعفن...

38:00.375 --> 38:04.083
‫پنجاه‌تا بچه‌ی دیگه رو بیرون
‫تو گاری حمل طاعون‌زده‌ها نادیده گرفتن

38:06.083 --> 38:07.083
‫سرنوشت...

38:07.833 --> 38:10.708
‫به مردم کمک میکنه باور کنن
‫این مزخرفات یه نظمی داره

38:11.916 --> 38:12.916
‫ولی نداره

38:15.333 --> 38:17.250
‫اما به قولی که داده شده
‫باید احترام گذاشته بشه

38:19.708 --> 38:21.083
‫حالا چه از جانب یه فرد عادی...

38:22.166 --> 38:23.416
‫چه از جانب یه ملکه

38:33.250 --> 38:35.500
‫من عاشق دونی‌ام، مادر

38:37.708 --> 38:39.000
‫باهاش ازدواج میکنم

38:42.458 --> 38:44.708
‫بالأخره آزاد میشم

39:41.625 --> 39:43.250
‫اینم از سرنوشتت

39:51.791 --> 39:55.666
‫نه!

40:09.375 --> 40:11.541
‫ملکه، صدمه دیدین؟

43:14.708 --> 43:16.750
‫الان به سرنوشت اعتقاد داری؟

44:17.083 --> 44:19.875
‫فکر کردم موهبت مادربزرگت
‫به تو ارث نرسیده

44:20.791 --> 44:22.000
‫همونطور که به من نرسید

44:25.458 --> 44:26.791
‫انگار اشتباه میکردم

44:29.416 --> 44:31.041
‫درمورد خیلی چیزها

44:36.333 --> 44:37.958
‫سرنوشت سخن گفته!

44:40.125 --> 44:41.291
‫و من گوش فرا دادم

44:44.666 --> 44:47.291
‫قانون غافلگیری محترم شمرده میشه

44:52.208 --> 44:53.750
‫پاوتا با لُرد آرچن...

44:54.500 --> 44:55.583
‫ازدواج میکنه

44:58.708 --> 44:59.708
‫واکنش بدی ازتون سر بزنه،

45:00.291 --> 45:02.333
‫فقط با ماده شیر طرف نیستین،

45:02.416 --> 45:04.750
‫بلکه با سگ‌های دریایی
‫"اسکلیگ" طرف هستین

45:06.500 --> 45:08.041
‫چون ملکه کالانته...

45:08.666 --> 45:10.916
‫با پیشنهاد ازدواج من موافقت کردن

45:22.916 --> 45:25.041
‫امشب اینجا دو وصلت انجام میشه!

45:26.958 --> 45:28.500
‫به گمونم قابل‌قبول باشه

45:33.125 --> 45:34.125
‫بسیار عالی

45:35.250 --> 45:39.416
‫نه!

46:25.291 --> 46:26.291
‫دارا؟

46:33.000 --> 46:34.000
‫دارا؟

46:40.625 --> 46:41.750
‫من از آب‌ها خوردم

46:43.125 --> 46:44.125
‫مشکلی پیش نمیاد

46:46.500 --> 46:47.791
‫چی رو مشکلی پیش نمیاد؟

46:49.291 --> 46:50.291
‫همه‌چی

47:04.625 --> 47:06.208
‫گذشته‌ات رو فراموش کن

47:06.625 --> 47:07.708
‫به ما ملحق شو

47:07.791 --> 47:09.458
‫بنوش و فراموش کن

47:32.625 --> 47:33.666
‫چرا جواب نمیده؟

47:37.208 --> 47:38.208
‫بیا

47:40.041 --> 47:42.208
‫شان‌کایان تو رو فرا میخونه

47:54.708 --> 47:56.291
‫اومدی سراغ کدوم‌مون؟

48:04.041 --> 48:05.666
‫متأسفم که نتونستی زندگی کنی

48:07.208 --> 48:09.008
‫ولی بخوام راستش رو بگم
‫چیز زیادی از دست ندادی

48:12.125 --> 48:14.958
‫می‌دونم واسه من که تو ریه‌هام
‫نفس گرم جریان داره گفتنش آسونه

48:15.041 --> 48:16.166
‫و تو که هیچی نداری

48:20.708 --> 48:23.666
‫ولی بازم چی گیرت میومد؟

48:25.166 --> 48:26.166
‫پدر و مادر؟

48:28.416 --> 48:30.750
‫خب، اون‌ها بودن که باعث مرگت شدن

48:30.833 --> 48:32.083
‫پس اونجا چیز زیادی از دست ندادی

48:34.500 --> 48:35.500
‫دوست‌ها؟

48:36.166 --> 48:37.541
‫هرجا باد بیاد همون‌طرف هستن

48:39.625 --> 48:40.625
‫عاشق‌ها؟

48:42.166 --> 48:45.666
‫اعتراف میکنم یه کم حال میده،
‫ولی آخرش همه‌شون ناامیدت میکنن

48:48.791 --> 48:50.083
‫و بیا باهاش روبرو شیم

48:50.625 --> 48:51.625
‫تو دختری

48:53.791 --> 48:55.708
‫مادرت درمورد یه چیزی حق داشت

48:56.958 --> 48:58.250
‫ما فقط وسیله هستیم

49:00.541 --> 49:02.541
‫و حتی وقتی بهمون میگن خاص هستیم،

49:03.791 --> 49:04.791
‫همونطور که من بودم

49:07.583 --> 49:08.708
‫همونطور که تو می‌تونستی باشی

49:10.875 --> 49:12.500
‫بازم براشون حکم وسیله رو...

49:14.250 --> 49:15.625
‫داریم که ازمون استفاده کنن...

49:16.166 --> 49:17.250
‫و استفاده کنن...

49:19.250 --> 49:20.458
‫تا وقتی که خالی...

49:22.375 --> 49:23.375
‫و تنها بشیم

49:35.500 --> 49:36.750
‫پس، خودتو خوش‌شانس بدون

49:38.166 --> 49:40.958
‫تو بازی رو دور زدی و بُردی
‫بدون این‌که اصلاً متوجه باشی

49:56.958 --> 49:58.041
‫خوب بخوابی

50:38.625 --> 50:39.625
‫پاوتا

50:43.958 --> 50:44.958
‫دونی

50:47.416 --> 50:48.416
‫با دعای خیرم...

50:51.250 --> 50:52.291
‫شما رو زوج اعلام میکنم

51:57.791 --> 51:59.500
‫ناقوس دوازدهم هنوز به صدا درنیومده

51:59.583 --> 52:00.583
‫چه اتفاقی افتاد؟

52:00.666 --> 52:03.000
‫گمونم دعای خیر شما برای این ازدواج...

52:04.083 --> 52:05.916
‫سرنوشتی رو کامل کرده

52:07.916 --> 52:09.125
‫نفرین برداشته شده

52:16.416 --> 52:17.750
‫وای!

52:17.833 --> 52:20.500
‫گمونم این ویژگی‌های لازم رو
‫برای بهترین قطعه‌‌ی رمانتیکم داره

52:20.583 --> 52:22.666
‫اگه فردا صبح زنده بودی. و...

52:23.958 --> 52:26.125
‫تا طلوع آفتاب زن مردم رو اغفال نکن

52:27.375 --> 52:28.708
‫نه، صبر کن! صبر کن

52:31.291 --> 52:32.291
‫تو جونم رو نجات دادی

52:33.250 --> 52:34.250
‫باید برات جبران کنم

52:34.750 --> 52:37.390
‫تو ثابت کردی از اون مردهایی
‫که به وقتش همین کارو میکنن

52:38.166 --> 52:39.750
‫- من چیزی نمیخوام
‫- نه، خواهش‌میکنم

52:41.375 --> 52:44.958
‫خواهش‌میکنم، گرالت از ریویا،
‫احساس نکن برام خدمت انجام میدی

52:46.583 --> 52:49.625
‫وقتی بابت جونم زیر دِین کسی هستم
‫نمی‌تونم یه زندگی جدید رو شروع کنم

52:50.791 --> 52:51.791
‫باشه

52:52.583 --> 52:53.791
‫من...

52:55.041 --> 52:56.666
‫رسم خودت رو به جا میارم

52:57.000 --> 52:58.000
‫قانون غافلگیری

52:58.958 --> 53:01.416
‫چیزی رو بهم بده که همین
‫الانشم داری ولی خودت نمیدونی

53:01.500 --> 53:02.500
‫نه!

53:04.833 --> 53:06.291
‫تو چیکار کردی، ویچر؟

53:06.375 --> 53:07.625
‫نترسید، اولیاحضرت

53:07.958 --> 53:10.708
‫اگه دوباره گذرم به قلمروتون بیوفته،
‫برای کشتن یه هیولای واقعی میام

53:11.166 --> 53:13.708
‫نه واسه ادعای یه محصول یا توله‌سگ جدید

53:14.250 --> 53:15.708
‫سرنوشت میتونه بره...

53:19.750 --> 53:20.750
‫پاوتا؟

53:23.000 --> 53:24.000
‫نکنه...

53:25.625 --> 53:26.625
‫اوه...

53:32.833 --> 53:33.833
‫تو روحش

53:44.750 --> 53:47.333
‫واضحه که دختره به قدرت
‫باستانی و عظیمی دسترسی داره

53:47.916 --> 53:50.583
‫آره، و اصلاً نمیدونه چطوری کنترلش کنه

53:52.833 --> 53:53.833
‫من می‌مونم

53:54.791 --> 53:55.791
‫راهنمایی‌اش میکنم

53:58.083 --> 54:00.875
‫- تو مرد خوبی هستی، ماوسک
‫- تو هم باید بمونی

54:03.083 --> 54:04.958
‫این مهمونی واسه هفت پشتم بس بود

54:05.458 --> 54:06.666
‫از اینجا میرم بیرون

54:07.291 --> 54:08.291
‫تنها

54:09.916 --> 54:11.583
‫دیگه بهش وابسته شدی، گرالت

54:12.375 --> 54:13.750
‫چه خوشت بیاد چه نیاد

54:13.833 --> 54:15.500
‫من اهل تغییر نیستم

54:16.500 --> 54:17.875
‫تو بهتر از این حرف‌ها منو میشناسی

54:17.958 --> 54:22.291
‫آره میشناسم، ولی نمیتونی از سرنوشت
‫پیشی بگیری چون ازش وحشت داری

54:22.375 --> 54:24.250
‫داره محقق میشه، گرالت

54:25.916 --> 54:27.375
‫اعتقاد نداشتن تغییرش نمیده

54:27.458 --> 54:28.458
‫چرته

54:29.500 --> 54:33.458
‫این فقط جادوی یه دختر بود که به کار برد
‫تا نذاره مادرش شکم عشقش رو سفره کنه

54:34.541 --> 54:36.500
‫- نه بیشتر
‫- همینطوره که میگی

54:37.375 --> 54:40.625
‫ولی عهدی که قراره بین تو...

54:41.083 --> 54:42.458
‫و این بچه صورت بگیره...

54:43.875 --> 54:46.625
‫وقتی متولد بشه، فوق‌العاده خواهد بود

54:48.291 --> 54:50.958
‫اگه منفصل‌اش کنی،
‫بدون مطالبه‌ی این...

54:51.500 --> 54:52.791
‫بچه‌ی غافلگیرکننده بری،

54:54.166 --> 54:59.166
‫مطمئناً مصیبت واقعی رو
‫به سر همه‌مون روانه میکنی

55:01.125 --> 55:02.291
‫ریسکش رو قبول میکنم

55:05.708 --> 55:06.708
‫مواظب خودت باش

55:08.583 --> 55:11.166
‫تو همچین دربارهایی
‫آدم راستگو خیلی کمه

55:12.958 --> 55:14.583
‫بپا خنجر تو پشتت نکنن

55:16.083 --> 55:17.500
‫یا بیشتر ممکنه مسمومت کنن

55:23.208 --> 55:24.833
‫مراقب باش، دوست قدیمی

56:13.083 --> 56:14.250
‫ملکه کالانته

56:17.083 --> 56:18.958
‫بانو، پیداش کردم!

57:01.333 --> 57:02.500
‫جواب میده؟

57:05.708 --> 57:08.333
‫فرزند کالانته در جنگل بروکیلون ـه

57:08.791 --> 57:11.333
‫می‌تونیم با ده‌هزار سرباز تصرفش کنیم، قربان

57:12.000 --> 57:13.625
‫- شایدم 12هزارتا
‫- خفه‌شو!

57:14.916 --> 57:17.375
‫لشگر راه ورود به جنگل بروکیلون نیست

57:19.625 --> 57:20.625
‫گندش بزنن!

57:31.416 --> 57:33.250
‫بجنب، تکون بخور!

58:12.833 --> 58:14.625
‫باید از سرچشمه بنوشی

59:23.875 --> 59:26.166
‫تو چی هستی، فرزندم؟

59:26.190 --> 59:36.190
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
