1
00:00:15,500 --> 00:00:18,416
‫سیری. سیری...

2
00:01:07,500 --> 00:01:08,916
‫دارا؟

3
00:01:20,458 --> 00:01:21,458
‫خواهش‌میکنم...

4
00:01:22,375 --> 00:01:23,208
‫بهم صدمه نزنین

5
00:01:23,291 --> 00:01:24,750
‫به هدف‌گیری‌تون ادامه بدین

6
00:01:26,666 --> 00:01:27,708
‫من گم شدم

7
00:01:28,500 --> 00:01:30,083
‫نمی‌دونم چطور سر از اینجا درآوردم

8
00:01:38,916 --> 00:01:39,916
‫خواهش‌میکنم

9
00:01:46,333 --> 00:01:49,166
‫اگه فرار کرد، دخلش رو بیارید

10
00:01:54,333 --> 00:01:55,625
‫منو کجا می‌برید؟

11
00:01:56,750 --> 00:01:58,875
‫باید دارا رو پیدا کنم.
‫توروخدا!

12
00:02:13,916 --> 00:02:15,458
‫اسمت چیه؟

13
00:02:17,625 --> 00:02:18,625
‫فیونا

14
00:02:20,333 --> 00:02:23,583
‫- من کجام؟ چطور سر از اینجا...
‫- تو در جنگل بروکیلون هستی

15
00:02:25,208 --> 00:02:26,208
‫دنبالم بیا

16
00:02:28,000 --> 00:02:38,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

17
00:02:38,100 --> 00:02:41,100
‫« ترجمه از مـعـیـن MoieN »

18
00:02:41,541 --> 00:02:42,708
‫بهتون دروغ نمیگم

19
00:02:43,958 --> 00:02:46,041
‫باور کنین کل دهکده رو بلعید

20
00:02:46,125 --> 00:02:48,291
‫حتی یه استخوان هم باقی نذاشت!

21
00:02:49,541 --> 00:02:51,583
‫اونطوری نگام نکن، لجن

22
00:02:52,208 --> 00:02:54,125
‫واسه همین مجبور شدیم
‫"اون" رو خبر کنیم

23
00:02:55,541 --> 00:02:56,875
‫گرگ سفید!

24
00:02:58,500 --> 00:03:01,458
‫و اون یه طوری وسط اون
‫دریاچه‌ی یخ‌زده وایساد...

25
00:03:01,875 --> 00:03:04,083
‫انگار می‌دونست داره میاد سراغش

26
00:03:05,875 --> 00:03:07,833
‫یخ ترک خورد و شکافت...

27
00:03:08,250 --> 00:03:10,083
‫و یه "سلکیمور" پرید بیرون

28
00:03:10,166 --> 00:03:11,791
‫عمراً یکی از اون‌ها دیده باشین

29
00:03:11,875 --> 00:03:14,458
‫ولی می‌تونست یه کشتی رو
‫با اون دهن غار مانندش...

30
00:03:14,875 --> 00:03:16,750
‫که پر از دندون‌های شیطانی بود قورت بده!

31
00:03:18,208 --> 00:03:20,750
‫بعد...اون ویچر رو...

32
00:03:21,625 --> 00:03:22,750
‫یه لقمه‌ی...

33
00:03:23,166 --> 00:03:24,166
‫چپش کرد!

34
00:03:25,291 --> 00:03:28,500
‫اوه، این ‌فوق‌العاده‌ست!

35
00:03:29,833 --> 00:03:33,208
‫اوه، شرمنده. آخه گرالت معمولاً
‫تو تعریف جزئیات خیلی خسیسه

36
00:03:34,166 --> 00:03:35,333
‫خب بعدش چی شد؟

37
00:03:38,000 --> 00:03:39,000
‫اون مُرد

38
00:03:40,250 --> 00:03:41,708
‫نه بابا...حالش خوبه

39
00:03:42,083 --> 00:03:44,083
‫ببین، من اونجا بودم

40
00:03:44,166 --> 00:03:45,625
‫با چشم‌های خودم...

41
00:03:48,000 --> 00:03:49,250
‫دیدی؟

42
00:03:52,708 --> 00:03:54,375
‫اوه...

43
00:03:55,250 --> 00:03:56,375
‫اون بوی گند مال چیه؟

44
00:03:56,458 --> 00:03:58,041
‫- دل و روده‌ی سلکیمور
‫- اوق!

45
00:03:58,958 --> 00:04:01,708
‫مجبور شدم از تو شکمش برش دارم.
‫من همیشه حقم رو می‌گیرم

46
00:04:01,791 --> 00:04:03,791
‫♪ یه سکه به افتخار ویچرتون پرت کنید ♪

47
00:04:03,875 --> 00:04:05,583
‫♪ ای مردم دره‌ی پلنتی ♪

48
00:04:05,666 --> 00:04:07,166
‫♪ واهاهای ♪

49
00:04:07,250 --> 00:04:09,833
‫♪ یه سکه به افتخار ویچرتون پرت کنید ♪

50
00:04:09,916 --> 00:04:14,875
‫- ♪ دوستی برای بشریت ♪
‫- ایول

51
00:04:14,958 --> 00:04:16,666
‫دمتون گرم!

52
00:04:20,208 --> 00:04:21,500
‫قابلت رو نداشت

53
00:04:21,583 --> 00:04:24,708
‫خب دیگه، ویچر جان،
‫وقتشه قرض‌ات رو پس بدی

54
00:04:25,916 --> 00:04:28,916
‫الان حتماً تو ذهنت داری
‫از خودت می‌پرسی "کدوم قرض؟"

55
00:04:29,000 --> 00:04:29,833
‫خب، خدمتت عرض کنم

56
00:04:29,916 --> 00:04:32,916
‫من مشهورت کردم، ویچر

57
00:04:33,000 --> 00:04:35,625
‫الان حق دارم ده درصد از
‫تمام سکه‌هات رو مطالبه کنم،

58
00:04:35,708 --> 00:04:38,875
‫ولی درعوض، چیزی که میخوام یه لطف...

59
00:04:39,416 --> 00:04:40,666
‫خیلی کوچولو موچولوئه

60
00:04:40,750 --> 00:04:41,791
‫برو پی کارت، بارد

61
00:04:42,375 --> 00:04:44,250
‫در ازای یک‌شب خدمات ناچیز،

62
00:04:44,333 --> 00:04:48,000
‫یه عالمه لذت‌های زمینی نصیبت میشه

63
00:04:48,083 --> 00:04:50,083
‫بزرگ‌ترین استادان هنرهای آشپزی...

64
00:04:50,166 --> 00:04:52,583
‫لقمه‌هایی درخور خدایان درست می‌کنن

65
00:04:52,666 --> 00:04:55,875
‫دوشیزه‌هایی که با یه لبخند ملیح...

66
00:04:55,958 --> 00:04:58,125
‫خورشید رو شرمنده می‌کنن

67
00:04:58,208 --> 00:05:02,208
‫و رودهایی از شیرین‌ترین
‫شراب‌ها از نایاب‌ترین...

68
00:05:02,291 --> 00:05:03,291
‫تو روحت!

69
00:05:03,708 --> 00:05:05,166
‫غذا، خانوم و شراب، گرالت!

70
00:05:11,333 --> 00:05:13,791
‫خب، خب، غر و ناله‌
‫و بداخلاقی‌هات رو بذار کنار

71
00:05:13,875 --> 00:05:17,000
‫همش قراره واسه یه شب
‫محافظ بهترین دوستت تو دنیا باشی

72
00:05:17,083 --> 00:05:18,166
‫مگه چقدر میتونه سخت باشه؟

73
00:05:19,708 --> 00:05:20,708
‫من دوستت نیستم

74
00:05:21,250 --> 00:05:22,083
‫اوه. اوه، جداً؟

75
00:05:22,166 --> 00:05:25,583
‫تو معمولاً به غریبه‌ها اجاز میدی
‫به باسن مبارکت بابونه بمالن؟

76
00:05:27,250 --> 00:05:29,750
‫آره، خب، آره، دقیقاً.
‫منم همین فکرو میکردم

77
00:05:30,500 --> 00:05:33,458
‫هر لُرد، شوالیه و پادشاه دوزاری
‫که سرش به تنش می‌ارزه...

78
00:05:33,541 --> 00:05:34,875
‫تو این نامزدی شرکت میکنه

79
00:05:35,458 --> 00:05:38,625
‫ماده‌ شیر سینترا شخصاً نیایش‌های

80
00:05:38,708 --> 00:05:41,166
‫نمایش پیروزی یاسکیر رو قرائت میکنه!

81
00:05:42,208 --> 00:05:43,848
‫چندتا از اون لُردها میخوان دخلت رو بیارن؟

82
00:05:43,875 --> 00:05:46,375
‫گفتنش سخته. آدم یه مدت که
‫بشماره از کت و کول میوفته

83
00:05:47,208 --> 00:05:49,708
‫همسرها، همخواب‌ها، گاهی‌اوقات مادرها

84
00:05:50,875 --> 00:05:52,250
‫اوه، آره، همین قیافه!

85
00:05:52,500 --> 00:05:53,500
‫اوه!

86
00:05:54,000 --> 00:05:55,666
‫قیافه‌ی ترسناک!

87
00:05:55,750 --> 00:05:57,708
‫اگه با همچین ژستی پشت سرم وایستی...

88
00:05:57,791 --> 00:05:59,831
‫هیچ لُردی که عقلش سر جاش باشه
‫جرأت نمیکنه بهم نزدیک شه

89
00:05:59,875 --> 00:06:01,166
‫اوه، از جهتی دیگه...

90
00:06:01,500 --> 00:06:03,434
‫شاید بخوای فعلاً آبجوی
‫سینترانی رو تعطیل کنی

91
00:06:03,458 --> 00:06:04,916
‫هوشیار باشی خیلی بهتره

92
00:06:05,375 --> 00:06:06,916
‫امشب نسخ مشروب نمی‌مونم...

93
00:06:07,000 --> 00:06:09,708
‫چون تو رفتی ترتیب یه زن
‫اشرافی که نباید بدی رو دادی

94
00:06:11,083 --> 00:06:14,125
‫من هیچکس رو نمی‌کُشم.
‫نه سر اختلافات کوچیک انسانی

95
00:06:14,208 --> 00:06:15,208
‫آره، آره، آره

96
00:06:15,291 --> 00:06:17,131
‫هیچوقت قاطی نمیشی.
‫ولی درواقع میشی،

97
00:06:17,458 --> 00:06:18,583
‫همیشه‌ی خدا

98
00:06:20,708 --> 00:06:22,388
‫آدم وقتی پیر میشه اینطوری میشه؟

99
00:06:22,416 --> 00:06:25,166
‫به طرز غیرقابل تحملی
‫زود رنج و بدعنق میشه؟

100
00:06:25,750 --> 00:06:28,541
‫راستش همیشه میخواستم بدونم،
‫ویچرها هم بازنشسته میشن؟

101
00:06:28,625 --> 00:06:31,125
‫آره. وقتی کند میشن و کُشته میشن

102
00:06:31,208 --> 00:06:33,333
‫بیخیال، باید وقتی این مزخرفات...

103
00:06:33,416 --> 00:06:36,583
‫شکار هیولا تموم شد
‫یه چیزی هم واسه خودت بخوای

104
00:06:36,666 --> 00:06:37,666
‫من هیچی نمیخوام

105
00:06:40,500 --> 00:06:41,833
‫خب، کسی چه میدونه؟

106
00:06:42,500 --> 00:06:44,625
‫شاید یکی اون بیرون تو رو بخواد

107
00:06:45,333 --> 00:06:46,333
‫به هیچکس احتیاج ندارم

108
00:06:47,166 --> 00:06:49,208
‫و اصلاً هم دلم نمیخواد
‫کسی بهم احتیاج داشته باشه

109
00:06:49,291 --> 00:06:50,291
‫و با این حال...

110
00:06:51,458 --> 00:06:52,500
‫ما اینجاییم

111
00:06:52,583 --> 00:06:53,583
‫هم

112
00:06:55,166 --> 00:06:56,726
‫لباس‌هام کدوم گوری هستن، یسکیر؟

113
00:06:56,750 --> 00:07:00,208
‫خب، یجورایی به دل و روده‌ی
‫سلکیمور آغشته شده بودن

114
00:07:00,291 --> 00:07:01,750
‫پس فرستادم‌شون واسه شستن

115
00:07:01,833 --> 00:07:05,458
‫بهرحال، امشب قرار نیست
‫به عنوان یه ویچر ظاهر بشی

116
00:07:13,000 --> 00:07:15,666
‫خیلی‌خب، نزدیک من بمون،
‫بدجنس به نظر برس و وانمود کن لالی

117
00:07:15,750 --> 00:07:17,416
‫نمیخوام کسی بفهمه تو کی هستی

118
00:07:17,500 --> 00:07:21,125
‫گرالت از ریویا، ویچر قدرتمند!

119
00:07:21,208 --> 00:07:22,208
‫تو روحش

120
00:07:22,458 --> 00:07:24,333
‫از زمان طاعون ندیده بودمت

121
00:07:25,500 --> 00:07:26,708
‫چه دورانی بود، ماوسک

122
00:07:28,958 --> 00:07:31,583
‫دلم واسه چهره‌ی رنگ‌پریده‌ات تنگ شده بود

123
00:07:31,666 --> 00:07:33,291
‫فکر کردم این یه دورهمی کسل‌کننده‌ست،

124
00:07:33,375 --> 00:07:35,875
‫ولی حالا که گرگ سفید اومده
‫شاید بشه روش حساب باز کرد

125
00:07:37,125 --> 00:07:40,708
‫چرا مثل یه تاجر ابریشم افسرده لباس پوشیدی؟

126
00:07:44,375 --> 00:07:45,791
‫- چیه؟
‫- باهام قدم بزن

127
00:07:46,166 --> 00:07:47,500
‫به افتخار ماوسک!

128
00:07:47,583 --> 00:07:49,063
‫- آره!
‫- به افتخار ماوسک!

129
00:07:50,791 --> 00:07:53,791
‫شاهزاده ویندهالم از آلتر!

130
00:07:53,875 --> 00:07:56,291
‫من سال‌ها مشاور سلطنتی اسکلیگن بودم

131
00:07:56,375 --> 00:07:59,750
‫یه عیب‌هایی واسه خودش داشت
‫ولی اون‌ها مثل من خاکی هستن

132
00:07:59,833 --> 00:08:01,541
‫- خان‌سالار هگزو
‫- پیر و بداخلاق

133
00:08:03,500 --> 00:08:05,916
‫چقدر طول میکشه این
‫معامله‌ی کالا با کالا تموم شه؟

134
00:08:06,041 --> 00:08:07,625
‫به نظرم اشراف‌زاده‌‌ها رو هرچی...

135
00:08:08,083 --> 00:08:09,166
‫کم‌تر ببینی بهتره

136
00:08:09,250 --> 00:08:11,583
‫من جات بودم زودتر از غروب
‫روی رفتن حساب نمی‌کردم

137
00:08:11,666 --> 00:08:15,291
‫این خواستگار‌ها قراره کل شب واسه
‫بله گرفتن از شاهدخت پاوتا رقابت کنن

138
00:08:15,375 --> 00:08:17,500
‫وصلت با این خانواده‌ی سلطنتی
‫غنیمت بزرگی محسوب میشه

139
00:08:17,583 --> 00:08:21,041
‫کیه که دلش نخواد پادشاه قوی‌ترین
‫نیروی نظامی این سرزمین بشه؟

140
00:08:25,750 --> 00:08:27,875
‫خب، روی کدوم‌ یکی از این
‫بی‌خاصیت‌ها شرط می‌بندی؟

141
00:08:30,333 --> 00:08:32,750
‫دنبالم بیا، خیلی چیزها هست که ببینی

142
00:08:34,250 --> 00:08:35,708
‫این شرط‌بندی عادلانه نیست

143
00:08:35,791 --> 00:08:40,208
‫اون غول‌تشن موقرمز که اونجا وایساده،
‫"کرک اند کریت"، با پاوتا ازدواج میکنه

144
00:08:40,833 --> 00:08:43,958
‫ماده شیر قبلاً با عموی پسره
‫قرار و مدارهاش رو گذاشته،

145
00:08:44,041 --> 00:08:45,125
‫"ایست تورسیک"

146
00:08:46,208 --> 00:08:49,125
‫هیچکس جرأت نمیکنه به همچین
‫اتحاد قدرتمندی چپ نگاه کنه

147
00:08:49,208 --> 00:08:50,250
‫دست به خنجرش خوبه

148
00:08:51,041 --> 00:08:53,250
‫- دست به خانومش هم خوبه
‫- همش نمایشه

149
00:08:53,333 --> 00:08:57,500
‫ملکه کالانته بعد از مرگ شاه روگنر
‫سه مرتبه پیشنهاد ازدواجش رو رد کرد

150
00:08:57,833 --> 00:09:00,458
‫با اینکه هردوشون مثل قوهای عاشق...

151
00:09:00,541 --> 00:09:02,125
‫باهم وول می‌خوردن

152
00:09:03,125 --> 00:09:04,125
‫نه، نه، نه

153
00:09:04,875 --> 00:09:07,750
‫اون اهل زندگی در سایه‌ی شوهرش نبود

154
00:09:10,916 --> 00:09:12,916
‫قیافه‌ات یه‌جورایی منو یاد...

155
00:09:13,000 --> 00:09:16,333
‫پدرسوخته‌ای میندازه که یه بار
‫درحال فرار از اتاق زنم دیدمش!

156
00:09:16,416 --> 00:09:17,250
‫خب...

157
00:09:17,333 --> 00:09:18,875
‫- شلوارت رو دربیار
‫- چی؟

158
00:09:18,958 --> 00:09:21,750
‫نشد قیافه‌ی اون تخم‌سگ رو
‫درست و حسابی نگاه کنم

159
00:09:21,833 --> 00:09:24,708
‫ولی اون کون جوش‌جوشی رو
‫هرجا ببینم می‌شناسم

160
00:09:24,791 --> 00:09:26,291
‫خب...آه...آه...آه، گرالت

161
00:09:28,500 --> 00:09:29,750
‫منو ببخشین، سرورم

162
00:09:29,833 --> 00:09:31,916
‫این اتفاق همیشه میوفته

163
00:09:32,000 --> 00:09:34,541
‫حقیقته، اون قیافه‌اش به
‫آدم‌های منحرف و بزدل میخوره

164
00:09:34,625 --> 00:09:36,541
‫ولی، راستش رو بخواین،

165
00:09:37,458 --> 00:09:40,333
‫وقتی بچه بوده یه گاو نر
‫با جفتک زده تو خایه‌هاش

166
00:09:40,416 --> 00:09:41,416
‫خب، این...

167
00:09:42,125 --> 00:09:43,125
‫د...درسته

168
00:09:43,958 --> 00:09:44,958
‫معذرت میخوام

169
00:09:46,375 --> 00:09:47,625
‫بیا، به حساب من...

170
00:09:48,041 --> 00:09:50,000
‫مشروب بخور غم از یادت بره، اخته

171
00:09:53,666 --> 00:09:55,458
‫اوه، وای. ممنون. خیلی ممنون

172
00:09:55,541 --> 00:09:57,250
‫اول توجه مجلس رو به خودت جلب میکنی

173
00:09:57,333 --> 00:09:59,013
‫بعد میری آبروی سلطنتی منو خراب میکنی

174
00:09:59,041 --> 00:10:01,958
‫من جونت رو نجات دادم.
‫از اینجا به بعد خودتی و خودت

175
00:10:02,833 --> 00:10:05,000
‫سعی کن تا قبل از طلوع آفتاب
‫خنجری تو پشتت فرو نره

176
00:10:06,250 --> 00:10:09,041
‫همه به احترام اولیاحضرت، ماده شیر،

177
00:10:09,625 --> 00:10:11,875
‫ملکه کالانته از سینترا برخیزید!

178
00:10:13,875 --> 00:10:14,875
‫آخجون آبجو!

179
00:10:18,083 --> 00:10:19,583
‫پوزش می‌طلبم، آقایون محترم

180
00:10:20,125 --> 00:10:23,458
‫باید به چندتا دهاتی تو جنوب
‫یادآوری میکردم کی ملکه‌ست

181
00:10:25,083 --> 00:10:27,083
‫گمونم واسه خون و خلق‌وخوی آدم مفیده

182
00:10:29,333 --> 00:10:32,250
‫داستان‌های افتخار آفرینی‌تون رو
‫برای خواستگاری آماده‌ کنید، لُردهای عزیز

183
00:10:32,958 --> 00:10:34,708
‫دخترم مشتاقه قال قضیه کنده بشه

184
00:10:35,375 --> 00:10:36,416
‫همینطور خودم

185
00:10:36,791 --> 00:10:38,250
‫بارد، موسیقی!

186
00:10:41,750 --> 00:10:43,041
‫♪ اون... ♪

187
00:10:43,125 --> 00:10:45,458
‫نه، نه، نه!
‫یه آهنگ قری بخون!

188
00:10:45,541 --> 00:10:47,875
‫میتونی اراجیف غمگینت رو
‫واسه مراسم ختمم نگه داری

189
00:10:49,666 --> 00:10:50,666
‫سه، دو...

190
00:10:55,750 --> 00:10:56,875
‫به زودی تموم میشه

191
00:10:59,208 --> 00:11:00,875
‫فکر کردی من میخواستم
‫با پدرت ازدواج کنم؟

192
00:11:02,375 --> 00:11:04,333
‫نمیخوام اینجا آبغوره بگیری

193
00:11:04,416 --> 00:11:06,583
‫تو دختر ماده شیر هستی،
‫درخورش رفتار کن

194
00:11:06,666 --> 00:11:09,625
‫پس شاید بهتره چندتا رعیت
‫گدا گشنه بیارم تا ذبح‌شون کنم

195
00:11:10,458 --> 00:11:11,750
‫یا میتونم چندتا اِلف رو گردن بزنم...

196
00:11:11,833 --> 00:11:14,916
‫و سرشون رو برای درس عبرت کسانی
‫که باهام دشمنی می‌کنن آویزون کنم

197
00:11:15,000 --> 00:11:17,958
‫نمیذارم لجبازی‌هات این شب رو خراب کنه

198
00:11:19,541 --> 00:11:22,041
‫بعلاوه، اون دهاتی بی سر و پا...

199
00:11:22,125 --> 00:11:25,208
‫کلید به قدرت رسیدن
‫سینترا بعد از مرگ منه

200
00:11:27,791 --> 00:11:28,916
‫اون اصل و نسب خوبی داره

201
00:11:30,583 --> 00:11:31,583
‫ممکن بود بدترش گیرت بیاد

202
00:11:31,666 --> 00:11:32,833
‫ممکن بود بهترش گیرم بیاد!

203
00:11:33,541 --> 00:11:35,341
‫میتونی وقتی ازدواج کردی
‫با هرکی دلت خواست بخوابی

204
00:11:36,375 --> 00:11:39,166
‫خون مادرت تو رگ‌هاته.
‫توپ تکونت نمیده

205
00:11:48,833 --> 00:11:51,958
‫داشتی کجا میرفتی، فیونا،
‫که آخرش انقدر گم شدی؟

206
00:11:53,625 --> 00:11:54,625
‫داشتم فرار می‌کردم...

207
00:11:55,166 --> 00:11:56,166
‫از جنگ

208
00:11:58,333 --> 00:11:59,333
‫تو...

209
00:12:00,416 --> 00:12:03,916
‫واقعاً یادت نمیاد چطوری
‫سر از جنگل بروکیلون درآوردی؟

210
00:12:08,750 --> 00:12:10,500
‫ولی شنیدی که تو رو فرامیخونه

211
00:12:12,416 --> 00:12:14,166
‫قبل از پیوستگی افلاک...

212
00:12:14,875 --> 00:12:17,041
‫جنگل‌هایی مثل این زیاد بودن

213
00:12:19,416 --> 00:12:23,666
‫ما سازگار شدیم و با جهش‌یافته‌ها
‫و انسان‌هایی که دنبال کشتن‌مون بودن جنگیدیم

214
00:12:25,083 --> 00:12:26,500
‫حالا فقط خودمون موندیم

215
00:12:28,416 --> 00:12:29,666
‫"درایادها"

216
00:12:31,750 --> 00:12:32,750
‫دارا!

217
00:12:37,958 --> 00:12:39,208
‫خیلی خوشحالم که زنده‌ای!

218
00:12:40,083 --> 00:12:41,583
‫حالش خوب میشه؟

219
00:12:41,666 --> 00:12:43,166
‫اینو گاز بگیر

220
00:12:55,166 --> 00:12:57,791
‫آب‌های بروکیلون قوی هستن

221
00:12:59,291 --> 00:13:02,291
‫تمام تازه‌واردها به جنگل
‫باید از آب‌ها بنوشن

222
00:13:03,000 --> 00:13:05,750
‫اگه با قصد شوم وارد بروکیلون شده باشن،

223
00:13:07,125 --> 00:13:08,125
‫می‌میرن

224
00:13:09,333 --> 00:13:11,750
‫اگه خلوص قلب داشته باشن، زنده می‌مونن

225
00:13:12,708 --> 00:13:13,833
‫و می‌تونن اینجا بمونن

226
00:13:14,958 --> 00:13:17,208
‫و در طول زمان، آب‌های بروکیلون...

227
00:13:17,291 --> 00:13:20,666
‫زجری که متحمل شدن رو کاهش میده

228
00:13:21,375 --> 00:13:22,666
‫و باعث میشه فراموش کنن

229
00:13:23,125 --> 00:13:25,375
‫گمونم بدت هم نمیاد. درست میگم...

230
00:13:26,083 --> 00:13:27,083
‫فیونا؟

231
00:13:28,958 --> 00:13:32,041
‫چون تو از چیزی بیشتر از جنگ میترسی

232
00:13:32,416 --> 00:13:33,416
‫مگه نه؟

233
00:13:34,833 --> 00:13:36,333
‫جفتتون از آب‌ها می‌نوشین

234
00:13:37,250 --> 00:13:38,625
‫و همه‌چیز مشخص میشه

235
00:13:41,250 --> 00:13:44,125
‫دروغ میگی، تخم‌سگ!

236
00:13:44,208 --> 00:13:46,750
‫تو به عمرت یه غذای بدمزه هم ندیدی،

237
00:13:46,833 --> 00:13:48,000
‫چه برسه به "مانتیکور"

238
00:13:48,083 --> 00:13:52,833
‫من مانتیکورهایی سه‌برابر چاق‌تر
‫و زشت‌تر از تو رو با شمشیرم هلاک کردم!

239
00:13:52,916 --> 00:13:54,541
‫بیشتر میخوره با چاخان‌هات هلاک کرده باشی

240
00:13:54,625 --> 00:13:56,833
‫- پس بگو چندتا دندون نیش داره؟
‫- دوتا

241
00:13:57,291 --> 00:13:58,875
‫ها! برو کم زر بزن!

242
00:13:58,958 --> 00:14:01,226
‫- پنج‌تا داره. من میدونم
‫- اولیاحضرت، اون گرالت از ریویاست

243
00:14:01,250 --> 00:14:02,291
‫درواقع یکی‌شون رو کُشتم

244
00:14:02,375 --> 00:14:03,666
‫مرتیکه‌...

245
00:14:03,750 --> 00:14:04,750
‫بسه!

246
00:14:06,500 --> 00:14:08,666
‫امشب مهمان مشهوری اینجا داریم

247
00:14:11,208 --> 00:14:14,750
‫شاید اون بتونه مشخص کنه
‫کدوم لُرد محترم حقیقت رو میگه

248
00:14:16,958 --> 00:14:17,958
‫هیچکدوم

249
00:14:18,416 --> 00:14:20,750
‫به من میگی دروغگو، پیرمرد؟

250
00:14:22,000 --> 00:14:25,208
‫قصاب بلاویکن چرت‌وپرت تلاوت میکنه

251
00:14:31,958 --> 00:14:33,791
‫شاید لُردهامون با...

252
00:14:34,958 --> 00:14:37,250
‫زیرگونه‌های نادر مانتیکور مواجه شدن

253
00:14:38,666 --> 00:14:39,666
‫آره

254
00:14:45,541 --> 00:14:48,541
‫شاید مهمان محترم‌‌مون
‫مایل باشن ما رو...

255
00:14:48,625 --> 00:14:51,208
‫با داستان کشتن اِلف‌ها
‫در لبه‌ی دنیا سرگرم کنن

256
00:14:54,583 --> 00:14:55,916
‫کشتنی در کار نبود

257
00:14:56,833 --> 00:14:59,416
‫یه گروه اِلف خشن دمار از روزگارم درآوردن

258
00:15:01,875 --> 00:15:03,750
‫چیزی نمونده بود گردنم بره زیر تیغ...

259
00:15:04,416 --> 00:15:06,000
‫که فیلاواندرل گذاشت برم

260
00:15:08,166 --> 00:15:09,166
‫پس آهنگه چی!

261
00:15:09,208 --> 00:15:10,625
‫آره، آهنگه

262
00:15:11,125 --> 00:15:15,000
‫حداقل وقتی خنجر فیلاواندرل
‫گلوم رو بوسید نریدم به خودم

263
00:15:16,208 --> 00:15:18,375
‫که برای شما لُردهای عزیز
‫فقط همین آرزو رو می‌کنم

264
00:15:18,750 --> 00:15:20,083
‫که وقتی نفس‌های آخرتونه،

265
00:15:20,791 --> 00:15:22,208
‫مرگ بدون ریدنی داشته باشید

266
00:15:22,291 --> 00:15:23,916
‫قرار نیست برینم به خودم...

267
00:15:24,000 --> 00:15:25,000
‫ولی من شک دارم

268
00:15:26,958 --> 00:15:29,458
‫اگه اونجا بودین خنجر شما...

269
00:15:29,541 --> 00:15:30,875
‫رو گلوی فیلاواندرل بود، اولیاحضرت

270
00:15:32,166 --> 00:15:35,583
‫البته هیچ اِلف حرومزاده‌ای جرأت نمیکنه
‫از لونه‌اش بخزه بیرون تا با شما روبرو بشه

271
00:15:37,750 --> 00:15:41,375
‫هر مردی که مایل باشه خودش رو
‫در سایه‌ی ناکامی‌هاش توصیف کنه

272
00:15:41,458 --> 00:15:44,375
‫امشب گفتگوی بسیار جالب‌تری نصیبش میشه

273
00:15:45,708 --> 00:15:46,750
‫بیا، ویچر

274
00:15:48,208 --> 00:15:50,291
‫تا میرم لباس عوض کنم بیا کنارم بشین

275
00:16:02,666 --> 00:16:04,416
‫چرا اون فیونا صدات زد؟

276
00:16:10,791 --> 00:16:13,333
‫ماوسک، اون به تربیتم کمک کرد و...

277
00:16:14,458 --> 00:16:17,791
‫بهم هشدار داد که اجازه ندم
‫کسی بفهمه داخل قلعه کی بودم

278
00:16:18,416 --> 00:16:21,000
‫- و حالا شوالیه‌ی سیاه دنبالمه
‫- قلعه؟

279
00:16:28,750 --> 00:16:30,625
‫من شاهدخت سیریلا...

280
00:16:31,833 --> 00:16:33,458
‫از سینترا هستم

281
00:16:34,916 --> 00:16:35,916
‫مشکل چیه؟

282
00:16:37,458 --> 00:16:39,250
‫مادربزرگت خانواده‌ام رو قتل‌عام کرد!

283
00:16:39,958 --> 00:16:41,541
‫نه، این حقیقت نداره

284
00:16:41,625 --> 00:16:42,625
‫اون دستورش رو داد

285
00:16:43,416 --> 00:16:45,916
‫- بعد از شورش فیلاوندرال...
‫- اون همچین کاری نمیکرد

286
00:16:48,583 --> 00:16:49,583
‫سربازهاش...

287
00:16:50,833 --> 00:16:52,333
‫موقع این کار می‌خندیدن

288
00:16:53,625 --> 00:16:55,375
‫می‌کشتن، تجاوز میکردن...

289
00:16:57,125 --> 00:16:58,250
‫بیشتر از همه موقعی می‌خندیدن...

290
00:16:58,333 --> 00:17:00,458
‫که نوزادها رو از پاهاشون آویزون می‌کردن،

291
00:17:00,750 --> 00:17:02,000
‫و محکم به سرشون ضربه میزدن

292
00:17:05,958 --> 00:17:07,291
‫من تنها بازمانده بودم

293
00:17:08,625 --> 00:17:09,625
‫چون قایم شدم

294
00:17:11,208 --> 00:17:12,375
‫باید نجاتشون میدادم

295
00:17:14,125 --> 00:17:15,166
‫یا می‌جنگیدم و می‌مُردم

296
00:17:19,750 --> 00:17:22,125
‫- نمی‌دونم چی بگم
‫- هیچی نگو

297
00:17:22,875 --> 00:17:23,875
‫اون‌ها دیگه مُردن

298
00:17:25,791 --> 00:17:27,791
‫هر کاری میکنم که فراموش کنم کی بودم

299
00:17:29,083 --> 00:17:30,083
‫من نمی‌تونم

300
00:17:31,041 --> 00:17:32,875
‫باید سرنوشتم رو پیدا کنم

301
00:17:32,958 --> 00:17:35,458
‫چرا؟ چون مادربزرگت گفته باید پیدا کنی؟

302
00:17:38,000 --> 00:17:40,458
‫شاید بهتره دیگه به فکر خودت باشی

303
00:17:41,833 --> 00:17:43,000
‫چون مادربزرگت مُرده

304
00:17:44,083 --> 00:17:45,125
‫و تو اینجایی

305
00:17:54,541 --> 00:17:56,291
‫لعنت به این لباس مزخرف

306
00:17:57,000 --> 00:17:59,125
‫به زودی امشب تموم میشه
‫و من زره‌ام رو می‌پوشم

307
00:17:59,791 --> 00:18:00,916
‫منم همینطور

308
00:18:01,375 --> 00:18:02,375
‫قطعاً

309
00:18:03,291 --> 00:18:06,583
‫بگو ببینم، یه ویچر چطور سر از
‫ضیافت عروسی دخترم درآورده...

310
00:18:06,666 --> 00:18:08,416
‫اونم با این لباسِ...

311
00:18:08,708 --> 00:18:11,625
‫دارم از بارد در مقابل مردهای اشراف‌زاده‌ی
‫کینه‌توز و زن‌خراب محافظت می‌کنم

312
00:18:12,666 --> 00:18:13,958
‫اکثرشون احمق هستن

313
00:18:15,041 --> 00:18:18,250
‫با این حال، از مصاحبتت خوشبختم،
‫که ممکنه به کار هم بیاد

314
00:18:18,666 --> 00:18:20,833
‫شک ندارم امشب خون و خون‌ریزیه

315
00:18:20,916 --> 00:18:22,583
‫خودتون رو خسته نکنید، ملکه‌جان

316
00:18:23,875 --> 00:18:25,500
‫من به عنوان محافظ استخدام نمیشم

317
00:18:26,500 --> 00:18:28,208
‫ولی بارد که استخدامت کرده

318
00:18:28,750 --> 00:18:30,625
‫من مجانی به اون احمق کمک میکنم

319
00:18:30,708 --> 00:18:32,583
‫اونوقت اون احمقه؟

320
00:18:33,541 --> 00:18:36,875
‫فقط دارم میگم، مطمئناً اگه
‫امشب اوضاع قمر در عقرب شد،

321
00:18:36,958 --> 00:18:40,416
‫میتونم روت حساب کنم که از نظر
‫استراتژیکی بعضی افراد مزاحم رو

322
00:18:40,500 --> 00:18:41,958
‫که ممکنه عرض اندام کنن حذف کنی؟

323
00:18:43,708 --> 00:18:44,791
‫خودم این کارو می‌کردم،

324
00:18:44,875 --> 00:18:48,625
‫منتها مجبورم خودم رو
‫متشخص و بی‌طرف نشون بدم

325
00:18:48,708 --> 00:18:49,708
‫هی

326
00:18:50,250 --> 00:18:51,333
‫نمی‌تونم کمکت کنم

327
00:18:52,125 --> 00:18:54,250
‫چه رُک و خطرناک

328
00:18:55,583 --> 00:18:57,458
‫به عنوان ملکه، میتونم دستورش رو بدم

329
00:18:58,000 --> 00:18:59,833
‫اگه من تحت امرتون بودم

330
00:18:59,916 --> 00:19:03,958
‫می‌تونم خیلی آروم شکنجه‌ات کنم
‫تا حرف گوش کن بشی

331
00:19:04,041 --> 00:19:07,041
‫اولیاحضرت هر کاری مایلن انجام بدن.
‫اما من از حرفم برنمیگردم

332
00:19:07,125 --> 00:19:08,541
‫اوه، بیخیال

333
00:19:08,875 --> 00:19:10,333
‫همه یه قیمتی دارن

334
00:19:11,541 --> 00:19:14,166
‫لُرد پرگرین از نیلفگارد

335
00:19:14,250 --> 00:19:15,610
‫تو خوبی، پرگرین!

336
00:19:15,666 --> 00:19:17,000
‫ادامه بده، لُرد پرگرین!

337
00:19:28,791 --> 00:19:30,250
‫یه صدای دیگه دربیار، دریگ بان‌دو،

338
00:19:30,333 --> 00:19:32,916
‫تا بدم تخم‌هات رو بدوزن
‫به فلوتت و بفرستن واسه مادرت

339
00:19:34,291 --> 00:19:35,571
‫ملکه کالانته،

340
00:19:35,625 --> 00:19:39,750
‫ازدواجم با دخترتون جواهر شمال
‫و جنوب رو باهم متحد میکنه،

341
00:19:39,833 --> 00:19:42,583
‫و اتحاد ناگسیختنی‌ای رو شکل میده
‫که کسی جرأت درافتادن باهاش نداره

342
00:19:43,125 --> 00:19:44,125
‫و...

343
00:19:44,208 --> 00:19:46,500
‫من یکی از پنج برادرم که خواهری ندارم

344
00:19:46,916 --> 00:19:51,083
‫بذر نیرومند من در داخل پاوتا
‫وارثین مذکر قدرتمندی به دنیا میاره

345
00:19:56,208 --> 00:19:58,833
‫سینترا قطعاً جواهر شماله

346
00:19:59,625 --> 00:20:03,791
‫اما نیلفگارد همچنان حکم دستمال توالت
‫شمال رو داره و این بر همه آشکاره!

347
00:20:06,708 --> 00:20:10,291
‫بگو ببینم، راست میگن آبجوی ارزون
‫می‌خورید و بچه‌هاتونم میشن غذاتون؟

348
00:20:13,375 --> 00:20:16,208
‫سلطنت پادشاهان نیلفگاردی زیاد دووم نمیاره

349
00:20:16,875 --> 00:20:19,333
‫کی میخواد تاج و تخت
‫"غاصب" رو تصاحب کنه؟ تو؟

350
00:20:19,416 --> 00:20:20,666
‫چقدر دووم میاری؟

351
00:20:20,750 --> 00:20:22,791
‫یه سال؟ یه ماه؟ یه روز؟

352
00:20:29,583 --> 00:20:31,708
‫لُرد استیرگارت از کیدوِن

353
00:20:45,208 --> 00:20:48,666
‫می‌دونم اون‌ها چی میگن،
‫" ملکه کالیس بیچاره، یه دختر دیگه"

354
00:20:49,541 --> 00:20:51,916
‫یعنی، من براش فقط
‫حکم بچه‌بیار رو دارم

355
00:20:52,500 --> 00:20:55,333
‫چیزی بیشتر از یه دستگاه
‫تولید وارث از جنس گوشت نیستم

356
00:20:55,416 --> 00:20:57,500
‫عوضی به سگ‌هاش
‫بیشتر از من اهمیت میده

357
00:21:00,458 --> 00:21:01,458
‫بگیرش

358
00:21:03,208 --> 00:21:05,416
‫هیش

359
00:21:06,500 --> 00:21:08,750
‫نظرت چیه تو لیریا بمونی؟
‫منو همراهی کنی

360
00:21:09,625 --> 00:21:12,208
‫متأسفانه به محض این‌که
‫اولیاحضرت رو به سلامت برگردوندم به دربار...

361
00:21:12,291 --> 00:21:13,791
‫باید برگردم به ایدن

362
00:21:15,500 --> 00:21:17,333
‫بهت حسودی میکنم. جدی میگم

363
00:21:18,916 --> 00:21:20,083
‫جادوگر پادشاه

364
00:21:20,791 --> 00:21:22,750
‫چه باشکوه!

365
00:21:22,833 --> 00:21:23,833
‫اوه!

366
00:21:30,250 --> 00:21:33,875
‫بیخیال دیگه. ما چند روزه باهم
‫سفر می‌کنیم. راحت حرف بزن

367
00:21:37,166 --> 00:21:38,541
‫خیلی خوشحالم...

368
00:21:38,625 --> 00:21:41,625
‫که همه‌چی رو معامله کردم
‫تا خودم رو توی دربار جا کنم

369
00:21:44,416 --> 00:21:46,476
‫خیلی خوشحالم که
‫باور داشتم ارزشش رو داره

370
00:21:46,500 --> 00:21:47,833
‫که این میراث من میشه

371
00:21:48,333 --> 00:21:50,666
‫بزرگ‌ترین جادوگری که
‫تابحال پا به یک دربار گذاشته

372
00:21:53,916 --> 00:21:56,291
‫و من واقعاً، واقعاً خوشحالم...

373
00:21:56,791 --> 00:21:59,625
‫که درعوض، مجبور شدم...

374
00:22:00,208 --> 00:22:01,791
‫سه دهه‌ی اخیر رو...

375
00:22:01,875 --> 00:22:04,500
‫صرف پاک کردن گندکاری‌های
‫احمقانه‌ی سیاسی بکنم

376
00:22:06,291 --> 00:22:08,500
‫کون پاک‌کن مجلل سلطنتی

377
00:22:15,541 --> 00:22:16,750
‫مال من خیلی بدتره

378
00:22:19,083 --> 00:22:23,333
‫مردم بخاطر چیزی که هستی نگات میکنن،
‫نه بخاطر چیزی که میتونی بهشون بدی

379
00:22:25,333 --> 00:22:27,708
‫تصمیم درستی گرفتی که
‫قید همه‌ی این مزخرفات رو زدی

380
00:22:29,750 --> 00:22:32,375
‫برای این بچه، من کل دنیاشم

381
00:22:34,000 --> 00:22:35,500
‫فقط کاش اینقدر کسل‌کننده نبود

382
00:22:42,041 --> 00:22:43,583
‫اون کیه...

383
00:23:39,583 --> 00:23:41,125
‫فرار کن!

384
00:23:48,958 --> 00:23:50,208
‫برو!

385
00:23:54,958 --> 00:23:56,875
‫فرار کن!

386
00:24:09,625 --> 00:24:11,333
‫تا شب نشده میخوام سر اون راهزن

387
00:24:11,416 --> 00:24:13,458
‫روی نیزه بیرون از قلعه‌ی پادشاه باشه

388
00:24:13,958 --> 00:24:14,875
‫چطور جرأت میکنن؟

389
00:24:14,958 --> 00:24:16,083
‫اون یه قاتل مزدور بود

390
00:24:16,583 --> 00:24:17,583
‫نه راهزن

391
00:24:18,291 --> 00:24:19,333
‫نظر تو چیه؟

392
00:24:19,958 --> 00:24:21,291
‫برای کشتنت اجیر شده بود

393
00:24:22,666 --> 00:24:23,666
‫چی؟

394
00:24:24,708 --> 00:24:25,541
‫چرا؟

395
00:24:25,625 --> 00:24:29,250
‫به نظر میرسه دیگه شانسی نداری
‫که برای پادشاه وارث مذکر بیاری

396
00:24:30,750 --> 00:24:31,750
‫نه، اون همچین کاری نمیکنه

397
00:24:35,375 --> 00:24:36,833
‫ای عوضی!

398
00:24:37,750 --> 00:24:38,750
‫برو!

399
00:24:46,500 --> 00:24:48,125
‫برو!

400
00:25:03,000 --> 00:25:04,208
‫ردیابی‌مون کردن!

401
00:25:06,791 --> 00:25:09,958
‫فکر کن! پادشاه چی بهت داده
‫که میشه ردیابی‌اش کرد؟

402
00:25:13,208 --> 00:25:14,208
‫بجنب!

403
00:25:30,791 --> 00:25:31,916
‫نمی‌تونم نگهش دارم!

404
00:25:32,375 --> 00:25:33,833
‫عجله کن!

405
00:25:55,083 --> 00:25:56,583
‫هنوز دارن ردیابی‌مون میکنن

406
00:26:05,166 --> 00:26:06,458
‫بلند شو، ساحره‌ی بدرد نخور

407
00:26:07,958 --> 00:26:10,583
‫چطور نتونستی پیشبینی‌اش کنی؟
‫ناسلامتی قرار بود ازم محافظت کنی

408
00:26:30,250 --> 00:26:32,416
‫هرزه‌ی بدجنس بدرد نخور!

409
00:26:47,958 --> 00:26:50,250
‫♪ اوه، ماهی‌فروش ♪
‫♪ اوه‌، ماهی‌فروش ♪

410
00:26:50,625 --> 00:26:55,000
‫♪ بیا دختر هوس‌بازت رو جمعش کن♪

411
00:26:55,416 --> 00:26:58,541
‫♪ که وقتی صبح طلوع میکنه ♪

412
00:26:58,625 --> 00:27:01,083
‫♪ دست از شاخ من برداره ♪

413
00:27:01,166 --> 00:27:03,500
‫♪ چون خوابیدن با یه جن ♪

414
00:27:03,583 --> 00:27:05,375
‫♪ چیزی جز بدشانسی نداره ♪

415
00:27:05,458 --> 00:27:07,208
‫♪ مبادا نوه‌ات به دنیا بیاد ♪

416
00:27:07,291 --> 00:27:10,333
‫♪ یه "فان" جوان پشمالو ♪

417
00:27:10,416 --> 00:27:13,083
‫♪ ناله میکنه و عرعر میزنه♪

418
00:27:13,166 --> 00:27:15,583
‫♪ دختر ماهی‌فروش میگه با با ♪

419
00:27:16,250 --> 00:27:19,375
‫چقدر دیگه باید این خودنمایی‌ها رو تحمل کنم؟

420
00:27:20,708 --> 00:27:21,708
‫این‌ها...

421
00:27:22,541 --> 00:27:25,500
‫وجود همه‌ی این‌ها
‫بخاطر رسوم مردونه‌ست

422
00:27:26,875 --> 00:27:28,000
‫اگه من یه مرد بودم،

423
00:27:28,083 --> 00:27:30,184
‫خیلی راحت به همه‌شون می‌گفتم
‫برن گورشون رو گم کنن

424
00:27:30,208 --> 00:27:32,958
‫بلند اعلام میکردم که پاوتا باید با کی
‫ازدواج کنه و قال قضیه رو می‌کندم

425
00:27:34,333 --> 00:27:36,833
‫یا اصلاً بهتر، میذاشتم دختر بیچاره
‫خودش برای سرنوشتش تصمیم بگیره

426
00:27:38,708 --> 00:27:40,666
‫یه حسی بهم میگه
‫این اولین بار نیست

427
00:27:40,750 --> 00:27:43,416
‫که تن به رسوم بی‌ثبات مردونه دادین

428
00:27:44,375 --> 00:27:45,375
‫درواقع،

429
00:27:47,375 --> 00:27:48,833
‫شرط می‌بندم ازش لذت می‌برین

430
00:27:48,916 --> 00:27:52,208
‫اینو کسی میگه که به سهم
‫خودش تن به حماقت‌هاش داده

431
00:27:55,583 --> 00:27:56,625
‫بگو ببینم، ویچر،

432
00:27:57,375 --> 00:27:59,208
‫چرا انقدر تعدادتون کم شده؟

433
00:28:09,375 --> 00:28:11,333
‫از زمان غارت "کِیر مورهن"

434
00:28:11,416 --> 00:28:13,125
‫دیگه خلق امثال ما امکان‌‌پذیر نیست

435
00:28:17,166 --> 00:28:18,291
‫بگین ببینم، اولیاحضرت...

436
00:28:20,708 --> 00:28:22,428
‫چرا زندگی‌تون رو در میدان جنگ
‫به خطر میندازین...

437
00:28:22,458 --> 00:28:24,166
‫وقتی می‌تونین روی تخت‌
‫سلطنت‌تون استراحت کنین؟

438
00:28:24,958 --> 00:28:29,416
‫چون یه سادگی‌ای تو کشتن
‫هیولاها وجود داره، اینطور نیست؟

439
00:28:31,083 --> 00:28:33,916
‫انگار وجه‌شباهت زیادی داریم، گرالت از ریویا

440
00:28:37,125 --> 00:28:38,291
‫کرک! وقتشه

441
00:28:39,625 --> 00:28:41,250
‫هیکل پشمالوت رو بیا اینجا

442
00:28:47,458 --> 00:28:49,018
‫مزاحمت دیروقتم رو ببخشید، اولیاحضرت

443
00:28:49,541 --> 00:28:51,541
‫و بابت سوءتفاهم پیش اومده با نگهبان‌هاتون

444
00:28:51,625 --> 00:28:53,833
‫خواهش‌میکنم! من با صلح اومدم

445
00:28:54,583 --> 00:28:56,541
‫فقط یک لحظه از وقت‌تون رو میخوام

446
00:28:58,750 --> 00:29:01,291
‫من لُرد آرچیان از ارلنوالد هستم

447
00:29:02,208 --> 00:29:04,583
‫و اومدم دخترتون رو
‫به ازدواج خودم دربیارم

448
00:29:09,625 --> 00:29:10,625
‫یه شوالیه...

449
00:29:11,541 --> 00:29:12,875
‫که هیچ شهرتی نداره...

450
00:29:13,916 --> 00:29:15,875
‫از یه روستای دورافتاده...

451
00:29:16,625 --> 00:29:18,875
‫که جرأت میکنه وارد دربارم بشه...

452
00:29:18,958 --> 00:29:21,041
‫بدون نشون دادن چهره‌اش؟

453
00:29:21,833 --> 00:29:23,541
‫پوزش میخوام، اولیاحضرت

454
00:29:24,291 --> 00:29:27,333
‫یک سوگند شوالیه‌ای بنده رو
‫تا به صدا دراومدن دوازدهمین ناقوس،

455
00:29:27,416 --> 00:29:30,083
‫از نشون دادن چهره‌ام منع کرده

456
00:29:46,791 --> 00:29:47,791
‫ویچر...

457
00:29:48,958 --> 00:29:50,708
‫- بکشش
‫- نه

458
00:29:52,625 --> 00:29:54,708
‫- هرچقدر بخوای میدم
‫- اون یه هیولا نیست

459
00:29:54,791 --> 00:29:56,083
‫بهت دستور میدم

460
00:29:57,250 --> 00:29:59,291
‫این شوالیه نفرین شده

461
00:29:59,791 --> 00:30:01,750
‫تو هم مثل بقیه‌شون بدرد نخوری

462
00:30:02,416 --> 00:30:04,041
‫این جانور رو بکشین!

463
00:30:10,083 --> 00:30:11,208
‫ماده شیر سینترا،

464
00:30:11,708 --> 00:30:14,125
‫من برای گرفتن چیزی که حقمه اومدم!

465
00:30:15,750 --> 00:30:16,833
‫پاوتا

466
00:30:16,916 --> 00:30:18,708
‫به وسیله‌ی "قانون غافلگیری"

467
00:30:53,875 --> 00:30:55,000
‫- اوه...
‫- نه!

468
00:31:05,666 --> 00:31:06,750
‫جفتشون رو بکشید!

469
00:31:24,458 --> 00:31:26,291
‫قانون غافلگیری فراخوانی شده

470
00:31:27,625 --> 00:31:28,708
‫بخواین اون‌ها رو بکشین...

471
00:31:30,875 --> 00:31:31,875
‫باید اول منو بکشین

472
00:31:52,500 --> 00:31:53,500
‫ملکه‌ی من...

473
00:32:06,916 --> 00:32:07,916
‫دست نگه دارید!

474
00:32:09,958 --> 00:32:11,000
‫دست نگه دارید!

475
00:32:20,416 --> 00:32:21,416
‫خواهش‌میکنم

476
00:32:21,583 --> 00:32:23,583
‫می‌تونم براش یه پسر بیارم

477
00:32:40,291 --> 00:32:41,291
‫به‌جاش اونو ببر

478
00:32:45,583 --> 00:32:46,583
‫به عنوان قربانی

479
00:34:29,000 --> 00:34:30,000
‫دونی!

480
00:34:31,750 --> 00:34:32,750
‫اوه!

481
00:34:35,500 --> 00:34:36,500
‫اوه

482
00:34:40,583 --> 00:34:42,041
‫بهت گفتم دور بمونی

483
00:35:07,875 --> 00:35:08,875
‫اولیاحضرت...

484
00:35:10,625 --> 00:35:12,500
‫ویچر حقیقت رو میگه

485
00:35:14,041 --> 00:35:15,916
‫من وقتی پسربچه بودم نفرین شدم

486
00:35:18,708 --> 00:35:21,083
‫تمام عمرم با بدبختی زندگی کردم

487
00:35:21,166 --> 00:35:25,250
‫تا روزی که شوهرتون، شاه روگنر رو
‫از یک مرگ قطعی نجات دادم

488
00:35:26,333 --> 00:35:27,333
‫طبق رسم،

489
00:35:28,250 --> 00:35:30,333
‫قانون غافلگیری رو به عنوان
‫دستمزدم انتخاب کردم

490
00:35:31,750 --> 00:35:34,083
‫هر منفعت غیرمنتظره‌ای که اون
‫موقع برگشتن به خونه متوجه‌اش میشد...

491
00:35:35,250 --> 00:35:38,208
‫- مال من می‌شد
‫- اون احمق عوضی

492
00:35:38,833 --> 00:35:40,291
‫بهتر بود میذاشتی بمیره!

493
00:35:40,375 --> 00:35:41,583
‫می‌دونستی اون میاد،

494
00:35:42,583 --> 00:35:44,083
‫و بهم اجبار کردی بکشمش

495
00:35:48,250 --> 00:35:49,250
‫و تو...

496
00:35:50,166 --> 00:35:54,083
‫با جانوری که پدر احمقت رو
‫فریب داد عیاشی میکنی!

497
00:35:54,166 --> 00:35:55,166
‫این فریب نیست

498
00:35:56,333 --> 00:35:58,166
‫درخواست قانون غافلگیری
‫به عنوان دستمزد...

499
00:35:58,250 --> 00:35:59,708
‫به اندازه‌ی خود بشر قدمت داره

500
00:35:59,791 --> 00:36:02,166
‫- واسه من سخنرانی نکن، ایست
‫- این یه قمار صادقانه‌ست

501
00:36:03,291 --> 00:36:06,375
‫همونطور که ممکنه پاداشت
‫یه محصول خیلی زیاد...

502
00:36:06,458 --> 00:36:08,291
‫یا یه نوزاد توله‌سگ باشه

503
00:36:08,375 --> 00:36:09,375
‫یا...

504
00:36:10,458 --> 00:36:11,833
‫یه بچه‌ی غافلگیرکننده

505
00:36:13,458 --> 00:36:15,041
‫اون نمی‌تونست حدس بزنه

506
00:36:16,666 --> 00:36:20,250
‫سرنوشت تصمیم گرفته
‫که اون غافلگیری پاوتا باشه

507
00:36:20,750 --> 00:36:24,500
‫وقتی شنیدم شاه روگنر برگشته
‫تا بفهمه یه بچه‌ی توراهی داره...

508
00:36:25,541 --> 00:36:29,333
‫تمام افکارم رو درمورد ادعای
‫قانون غافلگیری رها کردم

509
00:36:30,583 --> 00:36:31,583
‫می‌دونستم...

510
00:36:34,416 --> 00:36:36,833
‫می‌دونستم هیچ زنی هرگز
‫منو به این شکل قبول نمیکنه

511
00:36:39,833 --> 00:36:41,000
‫پس صبر کردم

512
00:36:42,708 --> 00:36:45,875
‫صبر کردم تا دوازدهمین ناقوس
‫به صدا در بیاد و نفرین باطل بشه

513
00:36:47,166 --> 00:36:48,791
‫هرگز قصد ملاقاتش رو نداشتم

514
00:36:52,166 --> 00:36:53,541
‫فقط میخواستم از دو تماشاش کنم

515
00:36:54,750 --> 00:36:56,791
‫تا این‌که سرنوشت مداخله کرد...

516
00:36:57,583 --> 00:36:59,208
‫و قلب‌هامون باهم برخورد کردن

517
00:36:59,625 --> 00:37:03,541
‫و موقع طلوع آفتاب، درحالی بیدار شدم
‫که اون در آغوشم بود و من...

518
00:37:03,916 --> 00:37:05,916
‫این‌شکلی بودم

519
00:37:07,666 --> 00:37:09,333
‫ما کی باشیم که سرنوشت رو به چالش بکشیم؟

520
00:37:09,916 --> 00:37:12,166
‫جون نجات داده شده،
‫بدهی باید پرداخت بشه

521
00:37:12,250 --> 00:37:14,291
‫وگرنه تمام نظم جهان فرومیپاشه

522
00:37:15,125 --> 00:37:16,708
‫به خواست سرنوشت احترام بذار،

523
00:37:18,000 --> 00:37:21,291
‫یا خشمش رو بر ما روانه کن

524
00:37:23,166 --> 00:37:24,916
‫مایی وجود نداره!

525
00:37:26,291 --> 00:37:30,000
‫من تسلیم قانون مردهایی که
‫هیچوقت بچه به دنیا نیاوردن نمیشم!

526
00:37:31,250 --> 00:37:36,541
‫مردی بین شما وجود نداره که
‫از ترس جلوی سرنوشت خم نشه؟

527
00:37:39,750 --> 00:37:40,750
‫تو، ویچر...

528
00:37:42,208 --> 00:37:44,958
‫کسی که هر هیولایی رو
‫با هر نیش و پنجه‌ای میشناسه...

529
00:37:46,833 --> 00:37:48,041
‫تو هم می‌ترسی؟

530
00:37:49,875 --> 00:37:50,916
‫نه

531
00:37:52,708 --> 00:37:56,083
‫من مادرهایی رو دیدم که بخاطر مرگ بچه‌شون
‫خودشون رو با شلاق سیاه و کبود می‌کنن

532
00:37:56,708 --> 00:37:58,958
‫باور داشتن که ازسرنوشت عبور کردن،

533
00:37:59,041 --> 00:38:00,291
‫بوی تعفن...

534
00:38:00,375 --> 00:38:04,083
‫پنجاه‌تا بچه‌ی دیگه رو بیرون
‫تو گاری حمل طاعون‌زده‌ها نادیده گرفتن

535
00:38:06,083 --> 00:38:07,083
‫سرنوشت...

536
00:38:07,833 --> 00:38:10,708
‫به مردم کمک میکنه باور کنن
‫این مزخرفات یه نظمی داره

537
00:38:11,916 --> 00:38:12,916
‫ولی نداره

538
00:38:15,333 --> 00:38:17,250
‫اما به قولی که داده شده
‫باید احترام گذاشته بشه

539
00:38:19,708 --> 00:38:21,083
‫حالا چه از جانب یه فرد عادی...

540
00:38:22,166 --> 00:38:23,416
‫چه از جانب یه ملکه

541
00:38:33,250 --> 00:38:35,500
‫من عاشق دونی‌ام، مادر

542
00:38:37,708 --> 00:38:39,000
‫باهاش ازدواج میکنم

543
00:38:42,458 --> 00:38:44,708
‫بالأخره آزاد میشم

544
00:39:41,625 --> 00:39:43,250
‫اینم از سرنوشتت

545
00:39:51,791 --> 00:39:55,666
‫نه!

546
00:40:09,375 --> 00:40:11,541
‫ملکه، صدمه دیدین؟

547
00:43:14,708 --> 00:43:16,750
‫الان به سرنوشت اعتقاد داری؟

548
00:44:17,083 --> 00:44:19,875
‫فکر کردم موهبت مادربزرگت
‫به تو ارث نرسیده

549
00:44:20,791 --> 00:44:22,000
‫همونطور که به من نرسید

550
00:44:25,458 --> 00:44:26,791
‫انگار اشتباه میکردم

551
00:44:29,416 --> 00:44:31,041
‫درمورد خیلی چیزها

552
00:44:36,333 --> 00:44:37,958
‫سرنوشت سخن گفته!

553
00:44:40,125 --> 00:44:41,291
‫و من گوش فرا دادم

554
00:44:44,666 --> 00:44:47,291
‫قانون غافلگیری محترم شمرده میشه

555
00:44:52,208 --> 00:44:53,750
‫پاوتا با لُرد آرچن...

556
00:44:54,500 --> 00:44:55,583
‫ازدواج میکنه

557
00:44:58,708 --> 00:44:59,708
‫واکنش بدی ازتون سر بزنه،

558
00:45:00,291 --> 00:45:02,333
‫فقط با ماده شیر طرف نیستین،

559
00:45:02,416 --> 00:45:04,750
‫بلکه با سگ‌های دریایی
‫"اسکلیگ" طرف هستین

560
00:45:06,500 --> 00:45:08,041
‫چون ملکه کالانته...

561
00:45:08,666 --> 00:45:10,916
‫با پیشنهاد ازدواج من موافقت کردن

562
00:45:22,916 --> 00:45:25,041
‫امشب اینجا دو وصلت انجام میشه!

563
00:45:26,958 --> 00:45:28,500
‫به گمونم قابل‌قبول باشه

564
00:45:33,125 --> 00:45:34,125
‫بسیار عالی

565
00:45:35,250 --> 00:45:39,416
‫نه!

566
00:46:25,291 --> 00:46:26,291
‫دارا؟

567
00:46:33,000 --> 00:46:34,000
‫دارا؟

568
00:46:40,625 --> 00:46:41,750
‫من از آب‌ها خوردم

569
00:46:43,125 --> 00:46:44,125
‫مشکلی پیش نمیاد

570
00:46:46,500 --> 00:46:47,791
‫چی رو مشکلی پیش نمیاد؟

571
00:46:49,291 --> 00:46:50,291
‫همه‌چی

572
00:47:04,625 --> 00:47:06,208
‫گذشته‌ات رو فراموش کن

573
00:47:06,625 --> 00:47:07,708
‫به ما ملحق شو

574
00:47:07,791 --> 00:47:09,458
‫بنوش و فراموش کن

575
00:47:32,625 --> 00:47:33,666
‫چرا جواب نمیده؟

576
00:47:37,208 --> 00:47:38,208
‫بیا

577
00:47:40,041 --> 00:47:42,208
‫شان‌کایان تو رو فرا میخونه

578
00:47:54,708 --> 00:47:56,291
‫اومدی سراغ کدوم‌مون؟

579
00:48:04,041 --> 00:48:05,666
‫متأسفم که نتونستی زندگی کنی

580
00:48:07,208 --> 00:48:09,008
‫ولی بخوام راستش رو بگم
‫چیز زیادی از دست ندادی

581
00:48:12,125 --> 00:48:14,958
‫می‌دونم واسه من که تو ریه‌هام
‫نفس گرم جریان داره گفتنش آسونه

582
00:48:15,041 --> 00:48:16,166
‫و تو که هیچی نداری

583
00:48:20,708 --> 00:48:23,666
‫ولی بازم چی گیرت میومد؟

584
00:48:25,166 --> 00:48:26,166
‫پدر و مادر؟

585
00:48:28,416 --> 00:48:30,750
‫خب، اون‌ها بودن که باعث مرگت شدن

586
00:48:30,833 --> 00:48:32,083
‫پس اونجا چیز زیادی از دست ندادی

587
00:48:34,500 --> 00:48:35,500
‫دوست‌ها؟

588
00:48:36,166 --> 00:48:37,541
‫هرجا باد بیاد همون‌طرف هستن

589
00:48:39,625 --> 00:48:40,625
‫عاشق‌ها؟

590
00:48:42,166 --> 00:48:45,666
‫اعتراف میکنم یه کم حال میده،
‫ولی آخرش همه‌شون ناامیدت میکنن

591
00:48:48,791 --> 00:48:50,083
‫و بیا باهاش روبرو شیم

592
00:48:50,625 --> 00:48:51,625
‫تو دختری

593
00:48:53,791 --> 00:48:55,708
‫مادرت درمورد یه چیزی حق داشت

594
00:48:56,958 --> 00:48:58,250
‫ما فقط وسیله هستیم

595
00:49:00,541 --> 00:49:02,541
‫و حتی وقتی بهمون میگن خاص هستیم،

596
00:49:03,791 --> 00:49:04,791
‫همونطور که من بودم

597
00:49:07,583 --> 00:49:08,708
‫همونطور که تو می‌تونستی باشی

598
00:49:10,875 --> 00:49:12,500
‫بازم براشون حکم وسیله رو...

599
00:49:14,250 --> 00:49:15,625
‫داریم که ازمون استفاده کنن...

600
00:49:16,166 --> 00:49:17,250
‫و استفاده کنن...

601
00:49:19,250 --> 00:49:20,458
‫تا وقتی که خالی...

602
00:49:22,375 --> 00:49:23,375
‫و تنها بشیم

603
00:49:35,500 --> 00:49:36,750
‫پس، خودتو خوش‌شانس بدون

604
00:49:38,166 --> 00:49:40,958
‫تو بازی رو دور زدی و بُردی
‫بدون این‌که اصلاً متوجه باشی

605
00:49:56,958 --> 00:49:58,041
‫خوب بخوابی

606
00:50:38,625 --> 00:50:39,625
‫پاوتا

607
00:50:43,958 --> 00:50:44,958
‫دونی

608
00:50:47,416 --> 00:50:48,416
‫با دعای خیرم...

609
00:50:51,250 --> 00:50:52,291
‫شما رو زوج اعلام میکنم

610
00:51:57,791 --> 00:51:59,500
‫ناقوس دوازدهم هنوز به صدا درنیومده

611
00:51:59,583 --> 00:52:00,583
‫چه اتفاقی افتاد؟

612
00:52:00,666 --> 00:52:03,000
‫گمونم دعای خیر شما برای این ازدواج...

613
00:52:04,083 --> 00:52:05,916
‫سرنوشتی رو کامل کرده

614
00:52:07,916 --> 00:52:09,125
‫نفرین برداشته شده

615
00:52:16,416 --> 00:52:17,750
‫وای!

616
00:52:17,833 --> 00:52:20,500
‫گمونم این ویژگی‌های لازم رو
‫برای بهترین قطعه‌‌ی رمانتیکم داره

617
00:52:20,583 --> 00:52:22,666
‫اگه فردا صبح زنده بودی. و...

618
00:52:23,958 --> 00:52:26,125
‫تا طلوع آفتاب زن مردم رو اغفال نکن

619
00:52:27,375 --> 00:52:28,708
‫نه، صبر کن! صبر کن

620
00:52:31,291 --> 00:52:32,291
‫تو جونم رو نجات دادی

621
00:52:33,250 --> 00:52:34,250
‫باید برات جبران کنم

622
00:52:34,750 --> 00:52:37,390
‫تو ثابت کردی از اون مردهایی
‫که به وقتش همین کارو میکنن

623
00:52:38,166 --> 00:52:39,750
‫- من چیزی نمیخوام
‫- نه، خواهش‌میکنم

624
00:52:41,375 --> 00:52:44,958
‫خواهش‌میکنم، گرالت از ریویا،
‫احساس نکن برام خدمت انجام میدی

625
00:52:46,583 --> 00:52:49,625
‫وقتی بابت جونم زیر دِین کسی هستم
‫نمی‌تونم یه زندگی جدید رو شروع کنم

626
00:52:50,791 --> 00:52:51,791
‫باشه

627
00:52:52,583 --> 00:52:53,791
‫من...

628
00:52:55,041 --> 00:52:56,666
‫رسم خودت رو به جا میارم

629
00:52:57,000 --> 00:52:58,000
‫قانون غافلگیری

630
00:52:58,958 --> 00:53:01,416
‫چیزی رو بهم بده که همین
‫الانشم داری ولی خودت نمیدونی

631
00:53:01,500 --> 00:53:02,500
‫نه!

632
00:53:04,833 --> 00:53:06,291
‫تو چیکار کردی، ویچر؟

633
00:53:06,375 --> 00:53:07,625
‫نترسید، اولیاحضرت

634
00:53:07,958 --> 00:53:10,708
‫اگه دوباره گذرم به قلمروتون بیوفته،
‫برای کشتن یه هیولای واقعی میام

635
00:53:11,166 --> 00:53:13,708
‫نه واسه ادعای یه محصول یا توله‌سگ جدید

636
00:53:14,250 --> 00:53:15,708
‫سرنوشت میتونه بره...

637
00:53:19,750 --> 00:53:20,750
‫پاوتا؟

638
00:53:23,000 --> 00:53:24,000
‫نکنه...

639
00:53:25,625 --> 00:53:26,625
‫اوه...

640
00:53:32,833 --> 00:53:33,833
‫تو روحش

641
00:53:44,750 --> 00:53:47,333
‫واضحه که دختره به قدرت
‫باستانی و عظیمی دسترسی داره

642
00:53:47,916 --> 00:53:50,583
‫آره، و اصلاً نمیدونه چطوری کنترلش کنه

643
00:53:52,833 --> 00:53:53,833
‫من می‌مونم

644
00:53:54,791 --> 00:53:55,791
‫راهنمایی‌اش میکنم

645
00:53:58,083 --> 00:54:00,875
‫- تو مرد خوبی هستی، ماوسک
‫- تو هم باید بمونی

646
00:54:03,083 --> 00:54:04,958
‫این مهمونی واسه هفت پشتم بس بود

647
00:54:05,458 --> 00:54:06,666
‫از اینجا میرم بیرون

648
00:54:07,291 --> 00:54:08,291
‫تنها

649
00:54:09,916 --> 00:54:11,583
‫دیگه بهش وابسته شدی، گرالت

650
00:54:12,375 --> 00:54:13,750
‫چه خوشت بیاد چه نیاد

651
00:54:13,833 --> 00:54:15,500
‫من اهل تغییر نیستم

652
00:54:16,500 --> 00:54:17,875
‫تو بهتر از این حرف‌ها منو میشناسی

653
00:54:17,958 --> 00:54:22,291
‫آره میشناسم، ولی نمیتونی از سرنوشت
‫پیشی بگیری چون ازش وحشت داری

654
00:54:22,375 --> 00:54:24,250
‫داره محقق میشه، گرالت

655
00:54:25,916 --> 00:54:27,375
‫اعتقاد نداشتن تغییرش نمیده

656
00:54:27,458 --> 00:54:28,458
‫چرته

657
00:54:29,500 --> 00:54:33,458
‫این فقط جادوی یه دختر بود که به کار برد
‫تا نذاره مادرش شکم عشقش رو سفره کنه

658
00:54:34,541 --> 00:54:36,500
‫- نه بیشتر
‫- همینطوره که میگی

659
00:54:37,375 --> 00:54:40,625
‫ولی عهدی که قراره بین تو...

660
00:54:41,083 --> 00:54:42,458
‫و این بچه صورت بگیره...

661
00:54:43,875 --> 00:54:46,625
‫وقتی متولد بشه، فوق‌العاده خواهد بود

662
00:54:48,291 --> 00:54:50,958
‫اگه منفصل‌اش کنی،
‫بدون مطالبه‌ی این...

663
00:54:51,500 --> 00:54:52,791
‫بچه‌ی غافلگیرکننده بری،

664
00:54:54,166 --> 00:54:59,166
‫مطمئناً مصیبت واقعی رو
‫به سر همه‌مون روانه میکنی

665
00:55:01,125 --> 00:55:02,291
‫ریسکش رو قبول میکنم

666
00:55:05,708 --> 00:55:06,708
‫مواظب خودت باش

667
00:55:08,583 --> 00:55:11,166
‫تو همچین دربارهایی
‫آدم راستگو خیلی کمه

668
00:55:12,958 --> 00:55:14,583
‫بپا خنجر تو پشتت نکنن

669
00:55:16,083 --> 00:55:17,500
‫یا بیشتر ممکنه مسمومت کنن

670
00:55:23,208 --> 00:55:24,833
‫مراقب باش، دوست قدیمی

671
00:56:13,083 --> 00:56:14,250
‫ملکه کالانته

672
00:56:17,083 --> 00:56:18,958
‫بانو، پیداش کردم!

673
00:57:01,333 --> 00:57:02,500
‫جواب میده؟

674
00:57:05,708 --> 00:57:08,333
‫فرزند کالانته در جنگل بروکیلون ـه

675
00:57:08,791 --> 00:57:11,333
‫می‌تونیم با ده‌هزار سرباز تصرفش کنیم، قربان

676
00:57:12,000 --> 00:57:13,625
‫- شایدم 12هزارتا
‫- خفه‌شو!

677
00:57:14,916 --> 00:57:17,375
‫لشگر راه ورود به جنگل بروکیلون نیست

678
00:57:19,625 --> 00:57:20,625
‫گندش بزنن!

679
00:57:31,416 --> 00:57:33,250
‫بجنب، تکون بخور!

680
00:58:12,833 --> 00:58:14,625
‫باید از سرچشمه بنوشی

681
00:59:23,875 --> 00:59:26,166
‫تو چی هستی، فرزندم؟

682
00:59:26,190 --> 00:59:36,190
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
