1
00:00:11,875 --> 00:00:13,583
‫تو شب ماه کامل پیداش میشه...

2
00:00:14,416 --> 00:00:15,416
‫تا تغذیه کنه

3
00:00:17,291 --> 00:00:18,833
‫مامان همیشه اینو می‌گفت

4
00:00:22,791 --> 00:00:23,916
‫وقتی یه گرگ...

5
00:00:26,291 --> 00:00:27,958
‫به قبر یه دختر میرسه

6
00:00:31,500 --> 00:00:34,708
‫دختر حامله‌ای که قبل از موعد زایمان مُرده

7
00:00:38,666 --> 00:00:39,666
‫بچه‌ش...

8
00:00:40,666 --> 00:00:41,833
‫تو شکمش شروع میکنه...

9
00:00:43,458 --> 00:00:44,916
‫به رشد کردن

10
00:00:54,291 --> 00:00:55,583
‫وقتی بزرگ شد...

11
00:00:58,541 --> 00:01:00,750
‫شکم رو پاره میکنه و میاد بیرون

12
00:01:06,416 --> 00:01:08,041
‫ولی دیگه بچه نیست

13
00:01:11,333 --> 00:01:12,541
‫هیولا شده

14
00:01:15,500 --> 00:01:16,750
‫یه "وکودلاک"

15
00:01:21,041 --> 00:01:23,541
‫قسم میخورم، ویچر،
‫همون بهم حمله کرد

16
00:01:24,833 --> 00:01:26,083
‫قسم میخورم که دیدمش

17
00:01:26,166 --> 00:01:29,833
‫- به خاک مادرم قسم، دیدم که...
‫- هیس. هیس

18
00:01:31,416 --> 00:01:33,958
‫سه هزار اورن. بیعانه

19
00:01:55,000 --> 00:02:05,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

20
00:02:05,024 --> 00:02:15,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

21
00:02:15,100 --> 00:02:23,100
‫ترجمه از:
‫حسـیـن و سـروش
‫SuRouSH AbG | HosseinTL

22
00:03:19,375 --> 00:03:20,583
‫نه!

23
00:03:43,375 --> 00:03:45,791
‫این یکی رو خوب می‌شناسم

24
00:04:05,208 --> 00:04:06,208
‫کار "کیکیمورا"ـه؟

25
00:04:20,791 --> 00:04:23,250
‫یادم نمیاد آوازخون از این یکی خونده باشه

26
00:04:25,083 --> 00:04:27,500
‫کی جرئت میکنه گنجینه‌ی
‫تو رو ازت بدزده؟

27
00:04:29,250 --> 00:04:30,333
‫یه زن؟

28
00:04:31,625 --> 00:04:32,625
‫یه شاهدخت

29
00:04:34,583 --> 00:04:36,041
‫عاشقش بودی؟

30
00:04:38,416 --> 00:04:39,416
‫اسمش چیه؟

31
00:04:40,791 --> 00:04:44,208
‫وقتی اینقدر عمر میکنی، دیگه کم کم
‫اسم‌ها برات فرقی نمیکنن

32
00:04:47,583 --> 00:04:50,166
‫اگه سرنوشت، سلیطه‌ی مهربون‌تری بود،
‫فاحشه‌ای مثل من

33
00:04:50,250 --> 00:04:52,875
‫مجبور نمیشد راضی بشه
‫به داستان‌های مشتریش

34
00:04:58,291 --> 00:05:01,708
‫یکی از دوستات ماه پیش اومد
‫اینجا. داشت میرفت سمت تیمریا

35
00:05:02,375 --> 00:05:03,375
‫دوست؟

36
00:05:04,125 --> 00:05:05,333
‫یه ویچر دیگه

37
00:05:06,291 --> 00:05:10,416
‫بهترین خدماتم رو هم
‫به اون دیوث‌پدر دادم

38
00:05:10,500 --> 00:05:11,750
‫- اونوقت...
‫- تیمریا چرا؟

39
00:05:11,833 --> 00:05:14,333
‫- نمی‌شنوی دارم حرف میزنم؟
‫- تو از همه باید بهتر بفهمی

40
00:05:14,416 --> 00:05:16,267
‫که کی داره ادا درمیاره

41
00:05:16,291 --> 00:05:18,041
‫سه شب گذشته

42
00:05:18,125 --> 00:05:20,291
‫یا پول بده
‫یا راهتو بکش برو!

43
00:05:20,375 --> 00:05:21,375
‫تیمریا؟

44
00:05:22,958 --> 00:05:25,750
‫مثل اینکه یه جونور مزاحم دارن

45
00:05:26,833 --> 00:05:29,791
‫چند تا معدنچی سه هزار اورن
‫جمع کردن که بکشنش

46
00:05:30,458 --> 00:05:32,625
‫رفیق تو پول رو گرفته و فرار کرده

47
00:05:32,708 --> 00:05:34,458
‫صدامو میشنوی؟

48
00:05:39,250 --> 00:05:41,083
‫ممنون... بابتِ...

49
00:05:42,208 --> 00:05:43,208
‫همه‌چی

50
00:05:43,291 --> 00:05:45,125
‫ویچر!

51
00:05:45,208 --> 00:05:46,333
‫

52
00:05:46,416 --> 00:05:48,500
‫پول اتاق چی پس؟

53
00:06:00,625 --> 00:06:01,666
‫فکر بدی درباره‌ام نکن

54
00:06:05,458 --> 00:06:07,500
‫چند روز دیگه با پولت برمیگردم

55
00:06:08,208 --> 00:06:09,708
‫بلایی سر اسبم بیاد...

56
00:06:09,791 --> 00:06:12,208
‫من ازت نمی‌ترسم

57
00:06:19,666 --> 00:06:20,916
‫تیمریا از کدوم طرفه؟

58
00:06:56,583 --> 00:07:00,458
‫این جونور سالهاست داره بهمون حمله میکنه،
‫اونوقت پادشاه هیچ کاری نمیکنه

59
00:07:01,208 --> 00:07:04,166
‫باید بهش فشار بیاریم.
‫کلنگ‌هامون رو بذاریم زمین...

60
00:07:04,791 --> 00:07:06,458
‫و اعتصاب کنیم

61
00:07:06,541 --> 00:07:07,583
‫آره

62
00:07:07,666 --> 00:07:11,291
‫و این کارای موقتی فایده ندارن!
‫باید بذاریم بریم

63
00:07:12,458 --> 00:07:14,125
‫جنوب "سادن" کلی کار هست

64
00:07:18,458 --> 00:07:19,458
‫پسرم...

65
00:07:20,833 --> 00:07:21,875
‫روحش شاد...

66
00:07:23,583 --> 00:07:24,583
‫بهم گفت...

67
00:07:26,208 --> 00:07:27,333
‫تو نیلفگارد...

68
00:07:28,333 --> 00:07:31,875
‫پادشاه بین فاحشه‌ها غلت میخورد
‫و رعیتش از گشنگی میمردن

69
00:07:34,666 --> 00:07:35,916
‫بعد یه نفر اومد

70
00:07:37,291 --> 00:07:38,875
‫غاصب

71
00:07:38,958 --> 00:07:44,583
‫اومد و مردم رو رهبری کرد
‫تا اینکه حقشون رو گرفتن!

72
00:07:44,666 --> 00:07:45,708
‫آره!

73
00:07:45,791 --> 00:07:47,458
‫بیاین ما هم ازشون الگو بگیریم!

74
00:07:49,958 --> 00:07:51,916
‫نمیتونین وکودلاک رو بکشین...

75
00:07:53,541 --> 00:07:55,166
‫اونوقت میخواین
‫پادشاهتون رو بکشین؟

76
00:07:57,541 --> 00:07:58,541
‫عجب نقشه‌ای

77
00:07:58,625 --> 00:08:00,458
‫یه ویچر بی‌وجدان دیگه

78
00:08:01,333 --> 00:08:03,750
‫هم‌نوعت یه بار سرمون کلاه گذاشته

79
00:08:03,833 --> 00:08:07,708
‫من بعد از انجام کار، دستمزد
‫میگیرم. اونم با یک سوم قیمت

80
00:08:07,791 --> 00:08:08,791
‫بعنوان عذرخواهی...

81
00:08:09,833 --> 00:08:10,875
‫از جانب صنف ویچرها...

82
00:08:11,625 --> 00:08:12,625
‫به صنف شما

83
00:08:20,416 --> 00:08:21,958
‫اگه نکشیش چی؟

84
00:08:23,083 --> 00:08:24,083
‫اونوقت میمیرم

85
00:08:36,541 --> 00:08:37,541
‫لطفاً

86
00:08:40,583 --> 00:08:42,833
‫همگی آروم باشن

87
00:08:44,541 --> 00:08:47,541
‫سلاحتون رو بیارین پایین
‫و برگردین خونه‌هاتون

88
00:08:47,625 --> 00:08:50,250
‫بیشتر از این شلوغ‌بازی نکنین تا...

89
00:08:51,083 --> 00:08:54,791
‫بهتون قول بدم که خیانتتون
‫به گوش پادشاهمون نرسه

90
00:08:54,875 --> 00:08:57,500
‫این فولتست ـه که خیانت کرده

91
00:08:58,791 --> 00:09:02,708
‫تو قلعه زمستونیش قایم میشه،
‫اونوقت ما اینجا خورده میشیم

92
00:09:02,791 --> 00:09:03,791
‫آره!

93
00:09:09,000 --> 00:09:10,458
‫میکال پسر خوبی بود

94
00:09:14,875 --> 00:09:16,958
‫انتقام دردت رو ساکت نمیکنه

95
00:09:31,625 --> 00:09:32,666
‫تو هیچی نمیدونی...

96
00:09:33,708 --> 00:09:34,750
‫از درد من

97
00:09:48,541 --> 00:09:50,041
‫فولتست برنامه‌ای داره؟

98
00:09:51,458 --> 00:09:53,500
‫این آقا رو تا مرز بدرقه کنین

99
00:09:53,583 --> 00:09:57,041
‫تیمریا به قدر کافی،
‫ویچر به خودش دیده

100
00:10:33,125 --> 00:10:34,458
‫ویچر

101
00:10:36,291 --> 00:10:38,833
‫میتونی شمشیرت رو غلاف کنی.
‫من کاریت ندارم

102
00:10:38,916 --> 00:10:41,375
‫ساحره‌ای اینو میگه که تو جنگل قایم شده

103
00:10:41,458 --> 00:10:42,916
‫جادوگر

104
00:10:43,000 --> 00:10:44,000
‫ساحره

105
00:10:48,833 --> 00:10:51,625
‫تریس مری‌گولد.
‫به پادشاه فولتست خدمت میکنم

106
00:10:51,708 --> 00:10:53,625
‫پس جلو بقیه منو با اردنگی
‫میندازه بیرون...

107
00:10:54,458 --> 00:10:57,333
‫بعد نوکرش رو میفرسته
‫که چند تا سکه بهم بده

108
00:10:57,416 --> 00:10:58,666
‫تا هیولاش رو بکشم

109
00:11:00,625 --> 00:11:02,666
‫نقشه‌ی جدیدی نیست
‫برای یه پادشاه

110
00:11:02,750 --> 00:11:03,875
‫نقشه‌ی من بود

111
00:11:05,083 --> 00:11:06,083
‫سکه هم خودم میدم

112
00:11:07,333 --> 00:11:09,750
‫و نمیخوام جونور رو بکشی

113
00:11:09,833 --> 00:11:11,583
‫میخوام کمکم کنی نجاتش بدم

114
00:11:19,416 --> 00:11:20,416
‫شش سال پیش

115
00:11:20,500 --> 00:11:23,375
‫چند تا از کارگرهای اصطبل
‫تو قلعه بالای شهر ناپدید شدن

116
00:11:23,458 --> 00:11:26,250
‫خیلی زود، شهروندهای زیادی
‫سرتاسر تیمریا ناپدید شدن

117
00:11:27,166 --> 00:11:30,708
‫نگهبانای وفادار فولتست
‫متوجه شدن که اون جونور از حفره میومده

118
00:11:30,791 --> 00:11:32,750
‫جایی که خواهر پادشاه، آدا دفن شده

119
00:11:32,833 --> 00:11:37,083
‫یه شایعه هست که میگه قبل از مرگش
‫با یه مرد شهری رابطه نامشروع داشته

120
00:11:37,166 --> 00:11:38,166
‫حامله بوده؟

121
00:11:39,458 --> 00:11:43,000
‫اگه بوده، یعنی بچه‌ش تنها
‫وارث تاج و تخت بوده

122
00:11:43,083 --> 00:11:44,291
‫چون فولتست هیچوقت ازدواج نکرد

123
00:11:45,583 --> 00:11:48,500
‫پادشاه بدون توجه به آمار
‫رو به افزایش مرگ و میر، فرار کرد

124
00:11:48,583 --> 00:11:50,208
‫بعد از اینکه نیلفگاردی‌ها
‫پادشاهشون رو به زیر کشیدن

125
00:11:50,291 --> 00:11:52,375
‫انجمن برادری نتونست ریسکِ دوباره
‫اتفاق افتادنش رو به جون بخره

126
00:11:52,458 --> 00:11:55,291
‫برای همین سه ماه پیش
‫منو فرستادن اینجا که جونور رو بکشم

127
00:11:55,375 --> 00:11:57,208
‫وکودلاک‌ها، جهش‌یافته‌های
‫غیرعادی‌ای هستن

128
00:11:57,916 --> 00:12:00,333
‫- قابل درمان نیستن
‫- پس چه خوب که وکودلاک نیست

129
00:12:03,583 --> 00:12:07,208
‫دو هزار اورن بهت میدم اگه
‫بهم بگی دقیقاً چی باعث مرگشون شده

130
00:12:36,375 --> 00:12:39,458
‫نخواستین مردم بدونن که اون
‫جونور یه ویچر رو شکست داده

131
00:12:41,250 --> 00:12:43,916
‫و کاری کردین باور کنن که
‫پولشون رو برداشته و فرار کرده

132
00:13:01,708 --> 00:13:03,708
‫مشخصه که با هم آشنایی نداشتین

133
00:13:08,500 --> 00:13:10,583
‫قلب و کبدش سر جاش نیست

134
00:13:11,958 --> 00:13:14,500
‫فقط یه موجوده که انقدر
‫سر خوراکش سخت‌پسنده

135
00:13:15,750 --> 00:13:16,958
‫استریگا

136
00:13:17,041 --> 00:13:19,791
‫- استریگاها مال افسانه‌هان
‫- خیلی نادرن

137
00:13:19,875 --> 00:13:22,041
‫فقط با طلسم میشه
‫استریگا درست کرد

138
00:13:24,500 --> 00:13:26,375
‫یکی میخواسته آدا رو بکشه

139
00:13:26,458 --> 00:13:30,166
‫اما طلسم به آدا محدود نشده.
‫دخترش رو هم تبدیل به هیولا کرده

140
00:13:30,250 --> 00:13:31,291
‫دخترش؟

141
00:13:31,375 --> 00:13:32,666
‫استریگاها همه مونثن

142
00:13:36,916 --> 00:13:38,375
‫این استریگا یه شاهدخته

143
00:14:12,541 --> 00:14:14,375
‫میتونن...

144
00:14:15,416 --> 00:14:16,750
‫میتونن کاری کنن؟

145
00:14:17,541 --> 00:14:19,333
‫فقط دارن نگاه میکنن

146
00:14:57,500 --> 00:14:59,666
‫اون کف زدن آخرش
‫خیلی خوب بود

147
00:15:02,291 --> 00:15:04,833
‫بنظرت چند بار دیگه میتونیم این کارو بکنیم؟

148
00:15:04,916 --> 00:15:05,958
‫نمیدونم

149
00:15:07,750 --> 00:15:11,041
‫به زودی برمیگرده تو ویرونه‌هات،
‫آقای کاشف خوشتیپ

150
00:15:11,750 --> 00:15:13,291
‫کاشف خوشتیپ پاره‌وقت

151
00:15:13,375 --> 00:15:16,041
‫استرگبور میگه به شدت
‫متکیه به جادوگرهاش

152
00:15:16,166 --> 00:15:17,791
‫پس شاید دیگه برای
‫من وقت نداشته باشی

153
00:15:17,875 --> 00:15:21,666
‫شایدم وقتی طعم عیاشی تو "ایدرن"
‫رو بچشی، تو برای من وقت نداشته باشی

154
00:15:21,750 --> 00:15:24,833
‫میگن پادشاه ویرفوریل خیلی جذابه

155
00:15:26,041 --> 00:15:28,541
‫اگه خوب از پس کارم بربیام...

156
00:15:28,625 --> 00:15:31,125
‫میتونم ترغیبش کنم که
‫بهت اجازه ورود بده به ویرونه‌هامون

157
00:15:32,791 --> 00:15:35,541
‫- اینجوری شاید تا ابد این کارو بکنیم
‫- آره

158
00:15:36,791 --> 00:15:39,250
‫خب بعد از مراسم امشب،
‫ما رئیس میشیم

159
00:15:40,041 --> 00:15:42,541
‫میتونیم همونی باشیم
‫که دلمون میخواد

160
00:15:47,916 --> 00:15:48,916
‫چیه؟

161
00:15:49,708 --> 00:15:52,625
‫فرینجیلا و بقیه خوب میدونن
‫میخوان کی باشن

162
00:15:53,541 --> 00:15:56,291
‫دقیقاً میدونن برای طلسم‌شون چی میخوان

163
00:15:57,833 --> 00:15:59,500
‫انقدر نگران نباش

164
00:15:59,583 --> 00:16:01,333
‫برای یه پسر اهل "بَن آرد" راحته

165
00:16:01,416 --> 00:16:04,583
‫شما احمقا لازم ندارین قبل از
‫عشق‌بازی یه چروک صورتتون هم عوض کنین

166
00:16:15,833 --> 00:16:16,833
‫چی میخوای؟

167
00:16:24,666 --> 00:16:28,000
‫اون دختر وحشتزده‌ای که تو این غار
‫به پات افتاد...

168
00:16:29,083 --> 00:16:30,625
‫و از قدرتش خبر نداشت رو یادته؟

169
00:16:36,708 --> 00:16:39,375
‫میخوام برگردم ایدرن و
‫دیگه اون دختر نباشم

170
00:16:44,166 --> 00:16:47,250
‫- قراره بری ایدرن؟
‫- بله

171
00:16:51,291 --> 00:16:56,208
‫بذار رک و راست بگم. تو یه
‫طرح اولیه از مقصود طبیعت هستی، خب؟

172
00:16:57,125 --> 00:17:00,708
‫از شانس خوبت،
‫من هنرمند غایی هستم

173
00:17:13,041 --> 00:17:17,916
‫هر دختری که جادوش میکنم،
‫موقع رفتن از آرتوزا، یه اثر هنری زنده‌ست

174
00:17:18,000 --> 00:17:19,000
‫

175
00:17:20,125 --> 00:17:21,875
‫حالا هر قدر هم که
‫طرح اولیه‌ش بد باشه

176
00:17:47,166 --> 00:17:48,583
‫برای ایدرن حرف نداره

177
00:17:48,666 --> 00:17:51,958
‫لباس خاکستری نشونه‌ی اهمیته
‫اما بدون جاه‌طلبی واضح

178
00:18:00,500 --> 00:18:04,333
‫ظاهر نهایی این نیست.
‫بیشتر یه پیش‌‌نمایشه

179
00:18:23,416 --> 00:18:25,708
‫یه نفر هم تو دنیا نیست

180
00:18:25,791 --> 00:18:29,000
‫که به آینه نگاه کنه و یه
‫نقص و زشتی نبینه

181
00:18:30,708 --> 00:18:31,958
‫جز ما

182
00:18:33,791 --> 00:18:38,416
‫ما خودمون رو اونطور که میخوایم، می‌سازیم.
‫دنیا هیچ دخالتی توش نداره

183
00:18:41,333 --> 00:18:42,333
‫نگاه کن

184
00:18:43,958 --> 00:18:46,583
‫میتونی این قربانی داخل آینه
‫رو تا ابد آزاد کنی

185
00:18:49,708 --> 00:18:51,125
‫نمیدونم از کجا شروع کنم

186
00:18:53,958 --> 00:18:54,958
‫چشماتو ببند

187
00:19:01,500 --> 00:19:02,541
‫گفتم ببند

188
00:19:05,791 --> 00:19:08,333
‫قدرتمندترین زن دنیا رو تصور کن

189
00:19:09,416 --> 00:19:12,875
‫موهاش، رنگ چشماش...

190
00:19:14,875 --> 00:19:17,125
‫همینطور ابهتش

191
00:19:18,875 --> 00:19:21,291
‫وقار تمام جسمش

192
00:19:25,000 --> 00:19:26,000
‫می‌بینیش؟

193
00:19:33,500 --> 00:19:34,500
‫بله

194
00:19:45,708 --> 00:19:46,791
‫چشمات رو باز کن

195
00:19:50,625 --> 00:19:51,666
‫حیرت‌انگیزه

196
00:20:04,458 --> 00:20:08,250
‫دوشیزه مری‌گولد، شما اعزام شدین
‫که به یه امر خانوادگی رسیدگی کنین

197
00:20:08,333 --> 00:20:11,291
‫نه اینکه با یه مزدور جهش‌یافته
‫برید دنبال کاراگاه‌بازی

198
00:20:11,375 --> 00:20:14,541
‫بازی‌ای در کار نیست، فرمانده.
‫امشب ماه کامله

199
00:20:14,625 --> 00:20:17,208
‫و گرالت هم از پیش ثابت کرده
‫که فرد بسیار ارزشمندیه

200
00:20:17,291 --> 00:20:19,208
‫بنظرمون میتونیم جونور رو درمان کنیم

201
00:20:19,291 --> 00:20:20,500
‫میگی دختره

202
00:20:21,458 --> 00:20:23,916
‫پس باید علیاحضرت خطابشون کنی

203
00:20:24,000 --> 00:20:27,416
‫سگلین، بنظرم تو این موقعیت

204
00:20:27,500 --> 00:20:30,000
‫باید در موارد اینچنینی
‫انعطاف‌پذیر باشیم

205
00:20:31,041 --> 00:20:35,208
‫نظر این ویچر، یاوه‌ست.
‫شاهدخت آدا، محبوب مردم بود

206
00:20:35,291 --> 00:20:37,750
‫- کیه که بخواد بکشدش؟
‫- معشوقه‌ش چی؟

207
00:20:39,291 --> 00:20:44,125
‫اینا شایعات فتنه‌جویانه‌ست. روسپی‌های ولگرد
‫از بیکاری به حسادت روی آوردن

208
00:20:44,208 --> 00:20:46,250
‫شاید اگر نگهبانانتون می‌فرستادین برن

209
00:20:46,333 --> 00:20:48,250
‫اگه بتونیم قلعه‌ی متروکه رو جستجو کنیم

210
00:20:48,333 --> 00:20:50,708
‫میتونیم سرنخی پیدا کنیم
‫از اینکه کی طلسمش کرده

211
00:20:50,791 --> 00:20:53,708
‫ولی این ویچر میره
‫شاهدخت رو موقع خواب میکشه

212
00:20:53,833 --> 00:20:56,250
‫- و پولش رو از معدنچی‌ها میگیره
‫- بهش بگو شاهدخت

213
00:20:57,333 --> 00:20:59,166
‫اصلاً اگه میخوای بگو اسب تک‌شاخ

214
00:21:00,125 --> 00:21:02,791
‫داخل شکم آدا رشد کرده.
‫از رحمِ پوسیده‌ش تغذیه کرده

215
00:21:02,875 --> 00:21:04,750
‫- تو احترام سرت نمیشه؟
‫- در حال جهش یافتن

216
00:21:05,541 --> 00:21:07,958
‫سالها رشد کرده تا اینکه
‫انقدر گرسنه شده...

217
00:21:09,458 --> 00:21:11,250
‫که مجبور شده بزنه بیرون

218
00:21:12,333 --> 00:21:16,875
‫با عضلات پوسیده، استخون‌های
‫خمیده، دو تا پای عنکبوت‌مانند

219
00:21:16,958 --> 00:21:21,166
‫با چنگال‌هایی که روی خاک کشیده میشن.
‫یه جنین نارسِ بیش از حد رشد کرده

220
00:21:21,250 --> 00:21:22,625
‫کافیه

221
00:21:22,708 --> 00:21:24,458
‫- اعلی‌حضرت
‫- برید

222
00:21:47,041 --> 00:21:48,166
‫هی!

223
00:21:48,250 --> 00:21:49,500
‫در رو باز کن!

224
00:21:50,166 --> 00:21:53,625
‫در رو باز کن!

225
00:21:57,875 --> 00:21:58,875
‫ویچر!

226
00:22:03,416 --> 00:22:07,875
‫- پدر شاهدخت کیه؟
‫- افرادم می‌کشنت، ویچر

227
00:22:08,666 --> 00:22:11,250
‫جالبه

228
00:22:12,458 --> 00:22:15,916
‫فهمیدی خواهرت به قتل رسیده
‫و حتی خم به ابروت نیاوردی

229
00:22:17,916 --> 00:22:20,416
‫اما به محض اینکه
‫گفتم پدر...

230
00:22:23,291 --> 00:22:24,708
‫چرا هیچوقت ازدواج نکردی؟

231
00:22:31,000 --> 00:22:32,291
‫داری با یه پادشاه حرف میزنی

232
00:22:32,375 --> 00:22:33,750
‫منظور منم دقیقاً همینه

233
00:22:34,708 --> 00:22:36,583
‫چرا وارثی برای خودت نیاوردی؟

234
00:22:36,666 --> 00:22:39,625
‫چرا استریگا رو نکشتی
‫تا این شورش درست نشه؟

235
00:22:41,083 --> 00:22:42,333
‫چرا این کشمش رو درست کردی؟

236
00:22:45,208 --> 00:22:47,208
‫بین خودت و من...

237
00:22:49,000 --> 00:22:50,750
‫پدر اون استریگا کیه؟

238
00:23:03,000 --> 00:23:07,375
‫یادمه بچه بودم درباره ویچرها
‫یه داستان‌های می‌شنیدم

239
00:23:09,666 --> 00:23:10,875
‫اینی که میگن راسته؟

240
00:23:12,750 --> 00:23:16,333
‫اینکه جهش‌هایی که توانایی‌هاتون
‫رو بوجود میارن...

241
00:23:16,416 --> 00:23:18,000
‫عواطفتون رو هم پاک میکنن؟

242
00:23:19,416 --> 00:23:20,416
‫باید همینطور باشه

243
00:23:20,500 --> 00:23:22,500
‫چون فقط مردی که دل
‫تو سینه‌ش نباشه

244
00:23:22,583 --> 00:23:24,791
‫میتونه یه برادر رو به همخوابی
‫با خواهر کشته‌شده‌ش متهم کنه

245
00:23:24,875 --> 00:23:26,375
‫و تشویقش کنه که بکشدش

246
00:23:33,708 --> 00:23:35,166
‫از تیمریا برو

247
00:23:37,208 --> 00:23:38,208
‫هیچوقت برنگرد

248
00:23:52,000 --> 00:23:55,958
‫سینترا داره به خصومتش با
‫سازمان ما ادامه میده

249
00:23:56,041 --> 00:23:58,208
‫نگو که دارن دروئید اجیر میکنن

250
00:23:58,291 --> 00:24:00,250
‫یا اصلاً بدتر... فالگیر

251
00:24:02,333 --> 00:24:06,125
‫پادشاه داگوراد جادوگرهای سینترا
‫رو منع کرده. خدا میدونه چرا

252
00:24:06,208 --> 00:24:07,958
‫حرفش به گوشم رسیده
‫که بیمار شده

253
00:24:08,041 --> 00:24:12,250
‫اگه پادشاه بمیره، جانشینش
‫انعطاف‌پذیرتر خواهد بود. شاهدخت...

254
00:24:12,333 --> 00:24:14,541
‫کالانته؟ برات آرزوی موفقیت میکنم

255
00:24:14,625 --> 00:24:16,958
‫شنیدم حتی از پدرش هم کله‌شق‌تره

256
00:24:17,916 --> 00:24:19,000
‫اوضاع نیلفگارد چطوره؟

257
00:24:19,916 --> 00:24:24,208
‫بنظر میاد پادشاه فرگوس
‫پادشاه جوان موثر و تحریک‌پذیریه

258
00:24:24,291 --> 00:24:25,375
‫منظورش حشریه

259
00:24:25,458 --> 00:24:28,833
‫پول مملکت رو خرج جنده میکنه
‫در حالی که مردمش از گرسنگی میمیرن

260
00:24:28,916 --> 00:24:31,125
‫فرینجیلا تا آخر هفته میرسه
‫به نیلفگارد

261
00:24:31,208 --> 00:24:33,541
‫مردم رو آروم میکنه
‫و نون سر سفره‌شون میبره

262
00:24:33,625 --> 00:24:36,750
‫دختر تو... در کمال احترام

263
00:24:36,833 --> 00:24:40,625
‫خواهر‌زاده‌ات فقط میتونه
‫کاری رو بکنه که بهش میگن

264
00:24:43,291 --> 00:24:46,500
‫هیچ جادوگر جاه‌طلبی نمیخواد
‫بره طرف جنوب سادن

265
00:24:47,291 --> 00:24:49,333
‫اما نیلفگارد به اصلاح نیاز داره

266
00:24:52,875 --> 00:24:57,041
‫شاید بهتره یکی رو بفرستیم اونجا
‫که جربزه‌ی بیشتری داشته باشه

267
00:24:57,125 --> 00:24:59,291
‫استرگبور، فرد خاصی مد نظرته؟

268
00:24:59,958 --> 00:25:02,291
‫اون دختر تحت حفاظت گوژپشتت چطور؟

269
00:25:02,916 --> 00:25:05,083
‫جربزه‌ی اون چطوره؟

270
00:25:06,250 --> 00:25:09,958
‫توافق کردیم که ینفر بره ایدرن

271
00:25:10,041 --> 00:25:12,250
‫پادشاه ویرفوریل جادوگرهای
‫قلمروی خودش رو ترجیح میده

272
00:25:12,333 --> 00:25:16,000
‫- ینفر هم تو ونگربرگ متولد شده
‫- داگوراد رو کفری میکنیم

273
00:25:16,083 --> 00:25:18,583
‫اگه ینفر رو بفرستیم برای
‫بزرگترین شریک تجاریش

274
00:25:19,458 --> 00:25:24,666
‫تنها چیزی که سینترا بیشتر از
‫جادوگرا ازش متنفره... الف‌هان

275
00:25:29,708 --> 00:25:31,333
‫ینفر نژاد الف داره؟

276
00:25:32,916 --> 00:25:33,916
‫یک چهارم الف

277
00:25:35,083 --> 00:25:36,750
‫سینترایی‌ها این چیزا حالیشون نمیشه

278
00:25:36,833 --> 00:25:39,666
‫بیاین جای عقلمون رو به
‫تعصب و بدبینی ندیم

279
00:25:39,750 --> 00:25:41,541
‫چه با تعصب چه بی تعصب،
‫نمیتونی انکار کنی

280
00:25:41,625 --> 00:25:44,375
‫که سینترا خیلی وقته که
‫از چنگمون در اومده

281
00:25:44,458 --> 00:25:48,833
‫پادشاه‌ها و ملکه‌های کنترل‌نشده
‫کار رو به شورش می‌کشونن. کشتار

282
00:25:48,916 --> 00:25:51,375
‫این مجلس هم به همین دلیل
‫ایجاد شده

283
00:25:51,458 --> 00:25:53,166
‫هنوز از فالکا میترسی، نه؟

284
00:25:55,041 --> 00:25:57,958
‫و تو خواهرزاده‌ات رو از وظایفش
‫راحت میکنی؟

285
00:25:58,041 --> 00:26:01,291
‫تمام عطرهای توسانت رو هم جمع کنی
‫جلوی بوی تعفن این پارتی بازی کم میاره

286
00:26:09,125 --> 00:26:13,916
‫پس از مجلس رأی‌‌گیری میکنیم.
‫حتی خودم رو رفع صلاحیت میکنم

287
00:26:14,000 --> 00:26:17,250
‫کیا موافقن ینفر به جای
‫فرینجیلا بره به نیلفگارد؟

288
00:26:23,750 --> 00:26:25,333
‫اعلی‌حضرت، باعث افتخاره می‌بینمتون

289
00:26:30,333 --> 00:26:32,791
‫افتخار از آن منه

290
00:26:36,208 --> 00:26:37,541
‫پادشاه فرگوس اینو انتخاب کرد

291
00:26:38,500 --> 00:26:41,125
‫- نه من
‫- پادشاه فرگوس از نیلفگارد؟

292
00:26:42,375 --> 00:26:44,208
‫منظورت چیه؟

293
00:26:45,916 --> 00:26:46,916
‫

294
00:26:51,333 --> 00:26:53,083
‫میخوام با مجلس دیدار داشته باشم

295
00:26:55,875 --> 00:26:58,041
‫ازدواج‌ها رو من ترتیب میدم ینفر

296
00:26:59,333 --> 00:27:01,708
‫- نه مجلس
‫- قول ایدرن رو داده بودی بهم

297
00:27:02,333 --> 00:27:04,375
‫موارد جدیدی برام روشن شد
‫که منجر شد تصمیم بگیرم

298
00:27:04,458 --> 00:27:06,416
‫که برای نیلفگارد مناسب‌تری

299
00:27:06,500 --> 00:27:09,000
‫هیچ قدرتی تو بازیچه کردن احمق‌ها نیست

300
00:27:09,083 --> 00:27:12,250
‫بخصوص کسی که ترجیح میده
‫جادوگرش رو نوازش کنه تا اینکه به حرفش گوش بده

301
00:27:13,666 --> 00:27:15,666
‫فکر نمیکنم موارد جدیدی روشن شده باشن

302
00:27:17,041 --> 00:27:18,541
‫بنظرم زور مجلس به تو چربیده

303
00:27:19,791 --> 00:27:22,416
‫درسته؟ آره؟

304
00:27:22,500 --> 00:27:24,833
‫جادوگر قادر کل، "تسایا وریز"

305
00:27:24,916 --> 00:27:26,625
‫از تخت شیشه‌ایش پایین افتاده

306
00:27:29,625 --> 00:27:30,625
‫بخاطر نژادت بود

307
00:27:34,583 --> 00:27:36,375
‫اتفاقات سینترا باعث شده
‫انجمن برادری نتونه

308
00:27:36,458 --> 00:27:39,208
‫یه جادوگر با نژاد الف
‫رو به ایدرن بفرسته

309
00:27:43,583 --> 00:27:45,083
‫چطور تونستی بهشون بگی؟

310
00:27:47,791 --> 00:27:48,791
‫من نگفتم

311
00:27:51,291 --> 00:27:52,291
‫استرگبور گفت

312
00:27:53,125 --> 00:27:54,125
‫خودت بقیه‌ش رو حدس بزن

313
00:28:26,541 --> 00:28:28,208
‫چند ساعت دیگه؟

314
00:28:28,291 --> 00:28:29,291
‫زیاد

315
00:28:31,708 --> 00:28:33,875
‫بهت گفت از تیمریا برو

316
00:28:33,958 --> 00:28:34,958
‫ولی خدایی...

317
00:28:36,000 --> 00:28:37,083
‫نمیشه بیخیال این مناظر شد

318
00:28:38,916 --> 00:28:40,291
‫میخوای بکشیش؟

319
00:28:44,583 --> 00:28:46,333
‫من پول معدنچی‌ها رو نمیخوام

320
00:28:46,416 --> 00:28:47,458
‫یا ظاهراً پول من

321
00:28:48,791 --> 00:28:50,083
‫این دختر کیِ توئه؟

322
00:28:51,500 --> 00:28:52,541
‫چرا برات مهمه؟

323
00:28:54,125 --> 00:28:55,125
‫اول تو بگو

324
00:28:55,791 --> 00:28:58,208
‫دیدم فولتست و آدمش چجوری
‫باهات حرف زدن

325
00:28:58,291 --> 00:29:00,083
‫چرا به کسی که حرفتو گوش نمیده
‫کمک میکنی؟

326
00:29:04,708 --> 00:29:06,875
‫حتماً تو که انقدر افسانه‌ای هستی

327
00:29:06,958 --> 00:29:09,916
‫تا الان چند تا راه برای رد شدن
‫از نگهبانای سگلین پیدا کرده

328
00:29:23,791 --> 00:29:24,791
‫برو

329
00:29:35,875 --> 00:29:38,708
‫تیمریا بوی راز میده.
‫حسش میکنم

330
00:29:40,041 --> 00:29:42,458
‫درست مثل بوی این اجساد،
‫قبل از اینکه وارد اینجا بشیم

331
00:29:44,750 --> 00:29:46,291
‫گمونم به مشام تو هم رسیده

332
00:29:52,083 --> 00:29:55,666
‫فولتست و آدا. چی به سرشون اومد؟

333
00:29:58,166 --> 00:30:01,500
‫جواب ندادن به سوالاتم هم
‫از ارکان جذابیتِ آزاردهنده‌ته

334
00:30:08,875 --> 00:30:10,708
‫مطمئنم فولتست پدر بچه‌ست

335
00:30:29,250 --> 00:30:30,416
‫اتاق خواب آدا

336
00:30:37,125 --> 00:30:38,750
‫بنظرت اون آدا رو طلسم کرده؟

337
00:30:39,708 --> 00:30:40,708
‫فولتست رو میگم

338
00:30:43,083 --> 00:30:44,083
‫شاید

339
00:31:40,208 --> 00:31:41,208
‫گرالت

340
00:31:42,833 --> 00:31:43,833
‫کلی نامه اینجاست

341
00:31:44,666 --> 00:31:47,041
‫از طرف ملکه سانسیا،
‫مادر فولتست و آدا

342
00:31:50,416 --> 00:31:53,458
‫یه ملکه‌ی مادر که بچه‌های خودش
‫رو بخاطر رابطه نامشروع طلسم کرده

343
00:31:54,875 --> 00:31:56,500
‫این ممکنه تاج و تخت رو نابود کنه

344
00:31:57,666 --> 00:31:59,916
‫سانسیا میخواسته آدا
‫بچه رو بندازه

345
00:32:00,541 --> 00:32:02,791
‫گویا چندین بار سر باز زده

346
00:32:04,000 --> 00:32:06,625
‫حالا اون طلسم رو با خودش برده تو قبر

347
00:32:06,708 --> 00:32:08,708
‫تو دهه‌ها به این خاندان خدمت کردی

348
00:32:08,791 --> 00:32:11,166
‫سانسیا دستی تو جادوی تاریک داشت؟

349
00:32:11,250 --> 00:32:13,083
‫نه. البته که نه

350
00:32:13,833 --> 00:32:15,625
‫پس رابطه‌ات باهاش چی بود؟

351
00:32:16,416 --> 00:32:19,916
‫خب، دوست دارم اینطور فکر کنم
‫که من رو محرم رازش میدونست

352
00:32:21,541 --> 00:32:23,250
‫و حتی محافظش

353
00:32:24,500 --> 00:32:27,041
‫خیلی درباره دغدغه‌هاش صحبت میکردیم

354
00:32:28,000 --> 00:32:29,208
‫گاهی خیلی ساده‌لوح بود

355
00:32:30,583 --> 00:32:32,291
‫هیچوقت اشاره‌ای به برادرش کرد؟

356
00:32:33,625 --> 00:32:34,958
‫قطعاً این مورد رو که نه

357
00:32:35,791 --> 00:32:36,791
‫خجالت می‌کشیده

358
00:32:37,875 --> 00:32:39,083
‫یا اینکه می‌ترسیده

359
00:32:40,958 --> 00:32:42,708
‫اگه رابطه‌شون اختیاری...

360
00:32:44,375 --> 00:32:45,375
‫نبوده باشه چی؟

361
00:32:46,208 --> 00:32:47,208
‫

362
00:32:48,541 --> 00:32:51,541
‫یعنی میگی اون به آدا تجاوز کرده
‫و بچه‌ش رو طلسم کرده که صداش درنیاد؟

363
00:32:51,625 --> 00:32:53,541
‫خب، پادشاه‌ها جنایت‌های
‫بدتر از اینم کردن

364
00:32:55,208 --> 00:32:56,208
‫درسته

365
00:32:57,916 --> 00:33:00,000
‫فقط یه مشکلی این وسط هست

366
00:33:06,458 --> 00:33:09,083
‫- بوی تنت روی ملافه‌هاش بود
‫- گرالت

367
00:33:09,166 --> 00:33:10,166
‫ملافه‌های قدیمیش...

368
00:33:11,000 --> 00:33:12,166
‫و جدیدش

369
00:33:12,250 --> 00:33:14,541
‫من رو تخت یه دختر مرده چیکار دارم؟

370
00:33:19,250 --> 00:33:22,500
‫بوی کاری که اونجا کردی رو حس کردم

371
00:33:35,500 --> 00:33:37,375
‫فولتست حق نداشت!

372
00:33:38,541 --> 00:33:41,750
‫آدا رو اغوا کرد. از موقعیتش
‫سوءاستفاده کرد

373
00:33:42,750 --> 00:33:45,166
‫همش مجبورش میکرد بهش توجه کنه

374
00:33:46,083 --> 00:33:47,416
‫همیشه مجبورش میکرد!

375
00:33:48,041 --> 00:33:49,250
‫ولی دوستش نداشت

376
00:33:50,875 --> 00:33:53,625
‫- من داشتم
‫- زنی که دوست داشتی رو طلسم کردی؟

377
00:33:53,708 --> 00:33:55,958
‫من فولتست رو طلسم کردم، نه اون

378
00:33:56,041 --> 00:33:58,083
‫آدمای بیشماری مردن
‫بخاطر حسادت تو

379
00:33:58,166 --> 00:34:00,250
‫آدمای بیشماری بخاطر فولتست مُردن!

380
00:34:01,750 --> 00:34:03,875
‫آدا رو آلوده به تخمش کرد

381
00:34:03,958 --> 00:34:06,208
‫قبول نمیکنه این استریگا رو بکشه

382
00:34:06,291 --> 00:34:10,416
‫به مردمش دروغ میگه.
‫اونوقت دارین سر من غر میزنین

383
00:34:10,500 --> 00:34:13,875
‫اگه میخواستی عذاب بکشه
‫میتونستی رابطه‌شون رو فاش کنی

384
00:34:13,958 --> 00:34:15,083
‫و آدا رو اذیت کنم؟

385
00:34:17,000 --> 00:34:18,000
‫هرگز

386
00:34:19,000 --> 00:34:22,208
‫یاد آدا هرگز لکه‌دار نمیشه
‫تا وقتی من نفس میکشم

387
00:34:24,416 --> 00:34:26,291
‫بگو چجوری طلسم رو برداریم

388
00:34:28,458 --> 00:34:29,458
‫نه

389
00:34:31,875 --> 00:34:36,416
‫فولتست شورش تیمریا
‫علیه خودش رو تماشا میکنه

390
00:34:37,791 --> 00:34:40,458
‫همونطور که آدا رو علیه من کرد

391
00:34:41,416 --> 00:34:42,458
‫

392
00:34:45,250 --> 00:34:46,250
‫

393
00:34:47,083 --> 00:34:51,500
‫اینجانب، سابرینا گلویسیگ،
‫خود را به انجمن برادری عرضه میکنم

394
00:34:51,583 --> 00:34:55,125
‫تا با یاد سوگند به افلاک،
‫دستم جز به نیک نرود

395
00:34:56,541 --> 00:35:00,625
‫تا قدرت را به تقوا اولویت ندهم

396
00:35:00,708 --> 00:35:03,166
‫- تا احترام بگذارم...
‫- کجاست؟

397
00:35:03,833 --> 00:35:05,541
‫نشنیدی؟

398
00:35:05,625 --> 00:35:08,541
‫تا جایی که جسمم یاری کند

399
00:35:08,625 --> 00:35:12,583
‫به انجمن برادری جادوگران خوش آمدید.
‫میتونید طلسمتون رو اجرا کنید

400
00:35:17,083 --> 00:35:18,083
‫ینا

401
00:35:19,291 --> 00:35:20,625
‫ینا، چیکار میکنی؟

402
00:35:21,791 --> 00:35:23,041
‫گند تو رو پاک میکنم

403
00:35:25,000 --> 00:35:27,958
‫این سند رو میدم پدرم امضا کنه
‫که ثابت کنه دختر خودشم

404
00:35:28,041 --> 00:35:29,041
‫نه یه حرومزاده‌ی الف‌نژاد

405
00:35:29,125 --> 00:35:32,375
‫واقعاً فکر کردی این یه تیکه کاغذ
‫مجلس رو گول میزنه؟ ینا...

406
00:35:32,458 --> 00:35:33,916
‫دستتو به من نزن!

407
00:35:36,458 --> 00:35:37,458
‫یه امتحان بود

408
00:35:38,458 --> 00:35:42,083
‫یه بازی احمقانه بود.
‫منو ببخش

409
00:35:42,166 --> 00:35:44,333
‫عذرخواهیت منو از رفتن
‫به نیلفگارد نجات میده؟

410
00:35:45,375 --> 00:35:46,416
‫منو میبره به ایدرن؟

411
00:35:47,291 --> 00:35:50,333
‫- باعث میشه نژادم مانعم نشه؟
‫- فکر میکنی این برگه نجاتت میده؟

412
00:35:53,125 --> 00:35:54,125
‫باشه

413
00:35:55,000 --> 00:35:56,000
‫بهشون بگو دروغ گفتی

414
00:35:56,791 --> 00:35:59,958
‫بگو این افترا رو از خودت درآوردی
‫که خودتو پیش رئیست جونت عزیز کنی

415
00:36:00,041 --> 00:36:03,458
‫دیگه دیره. مراسم رو از دست دادی

416
00:36:03,541 --> 00:36:05,916
‫طلسم‌ها انجام شدن.
‫فکرتو به کار بنداز

417
00:36:06,000 --> 00:36:08,958
‫فکر کردی خیلی باهوشی، نه؟
‫همه‌چی میدونی

418
00:36:09,041 --> 00:36:12,291
‫عذر میخوام. من از کجا میدونستم
‫اون اطلاعات تو چه راهی استفاده میشن؟

419
00:36:12,375 --> 00:36:14,458
‫- تو هم نمیدونستی
‫- نندازش گردن من

420
00:36:14,541 --> 00:36:17,791
‫پس یعنی رئیس جون تو
‫بهت دستور نداده بود که آمار منو بگیری؟

421
00:36:21,291 --> 00:36:23,083
‫ببین، میتونم درستش کنم

422
00:36:24,750 --> 00:36:28,833
‫انجمن برادری... بهم یه کرسی
‫تو مجلس تحقیقات پیشنهاد کرده. به من

423
00:36:29,875 --> 00:36:32,666
‫خب؟ هیچکدوممون لازم نیست
‫ازدواج کنیم

424
00:36:35,500 --> 00:36:38,375
‫- جدی نمیگی که؟
‫- میتونیم کل قاره رو با هم سفر کنیم

425
00:36:39,166 --> 00:36:42,250
‫میتونیم با هم باشیم.
‫میتونیم یه سرنوشت جدید برای خودمون رقم بزنیم

426
00:36:45,416 --> 00:36:46,541
‫

427
00:36:47,875 --> 00:36:51,250
‫یه عمر خاک‌انداز بگیرم دستم
‫و تو استخون‌های فراموش‌شده پیدا کنی

428
00:36:53,416 --> 00:36:54,625
‫این سرنوشت نیست

429
00:36:57,333 --> 00:36:58,833
‫خودکشی تدریجیه

430
00:37:03,083 --> 00:37:04,083
‫اینو از ته دل نمیگی

431
00:37:04,166 --> 00:37:07,875
‫اینکه از همه افکارم
‫باخبر نیستی میترسوندت؟

432
00:37:14,750 --> 00:37:16,000
‫داری بد باهام حرف میزنی

433
00:37:22,458 --> 00:37:24,291
‫میخواستم بخاطرت برم تیمریا

434
00:37:24,375 --> 00:37:25,708
‫اون تصمیم خودت بود

435
00:37:25,791 --> 00:37:28,875
‫واقعاً فکر کردی دوست دارم
‫عمرم رو با خبرچینی حروم کنم؟

436
00:37:28,958 --> 00:37:30,458
‫این کارو تو دوست داری، نه من

437
00:37:30,541 --> 00:37:32,375
‫یه مرد واقعی خواسته‌هاش رو بیان میکنه

438
00:37:32,458 --> 00:37:35,041
‫از کجا بفهمم خواسته‌‌ام چیه؟

439
00:37:35,125 --> 00:37:38,708
‫خواسته‌های خودتو میذاری جای
‫خواسته‌های من و لذت میبری

440
00:37:40,000 --> 00:37:41,166
‫استرگبور راست میگفت

441
00:37:41,250 --> 00:37:44,083
‫دقیقاً برای همین اینجایی،
‫دقیقاً همینو بهت گفته

442
00:37:44,750 --> 00:37:45,750
‫همه آلت دستتن

443
00:37:45,833 --> 00:37:47,375
‫نمیذارم مردی که دنیا رو

444
00:37:47,458 --> 00:37:50,083
‫یه ماجراجویی عاشقانه می‌بینه،
‫نصیحتم کنه

445
00:37:51,541 --> 00:37:52,958
‫دنیای من بی‌رحمه

446
00:37:53,041 --> 00:37:54,791
‫غیرقابل‌پیش‌بینیه

447
00:37:54,875 --> 00:37:56,750
‫واردش که بشی، یا نجات پیدا میکنی یا میمیری

448
00:37:58,416 --> 00:38:01,583
‫- میدونی، قربانی بودن بهت نمیاد
‫- قهرمان‌بازی هم به تو نمیاد

449
00:38:03,541 --> 00:38:06,583
‫فقط واسه این عصبانی هستی
‫که فرصتت برای زیبا شدن رو از دست دادی

450
00:38:09,541 --> 00:38:10,791
‫من میخوام قدرتمند باشم

451
00:38:10,875 --> 00:38:13,333
‫همه هم نگات کنن و به به و چه چه کنن

452
00:38:13,416 --> 00:38:15,041
‫دنیا اینو بهم مدیونه

453
00:38:15,125 --> 00:38:18,208
‫هر قدر هم قدرت و زیبایی بدست بیاری
‫بازم میدونی که شایسته‌ی هیچکدوم نیستی

454
00:39:08,000 --> 00:39:09,291
‫بریم استراحت کنیم عزیز جان

455
00:39:16,000 --> 00:39:17,833
‫فولتست، خواهرت رو اذیت نکن

456
00:39:18,916 --> 00:39:20,666
‫جلوی مادام وریز یکم مودب باش

457
00:39:22,750 --> 00:39:24,666
‫چه فرزندان خوبی دارید، علیاحضرت

458
00:39:24,750 --> 00:39:25,750
‫ممنونم

459
00:39:30,916 --> 00:39:32,250
‫اعلی‌حضرت

460
00:39:36,333 --> 00:39:38,875
‫کسی که اهل ایدرن ـه
‫باید بهتر پایکوبی بلد باشه

461
00:39:48,041 --> 00:39:51,000
‫ادعا میکنی که هنرمند
‫خوبی هستی. ثابت کن

462
00:39:52,416 --> 00:39:55,583
‫- مجلس سرم رو میزنه
‫- کیرت رو هم زدن؟

463
00:40:02,791 --> 00:40:05,750
‫- برای آماده کردن گیاهانش وقت میخوام
‫- لازم نیست

464
00:40:05,833 --> 00:40:08,375
‫احمق نشو. نمیتونی موقع
‫انجام عمل به هوش باشی

465
00:40:09,666 --> 00:40:10,666
‫میتونم

466
00:40:40,166 --> 00:40:42,583
‫چه سریع واصل میشی به خشونت

467
00:40:43,500 --> 00:40:47,458
‫عجیبه، با توجه به حرفی
‫که دوشیزه مریگولد درباره‌ات گفت

468
00:40:48,333 --> 00:40:51,000
‫- چی گفته؟
‫- بهم گفت...

469
00:40:52,833 --> 00:40:53,833
‫که بهت اعتماد کنم

470
00:41:03,916 --> 00:41:04,958
‫این کار نتیجه میده؟

471
00:41:06,541 --> 00:41:07,625
‫راستش رو بگو

472
00:41:13,625 --> 00:41:14,625
‫نمیدونم

473
00:41:17,333 --> 00:41:18,333
‫آیا...

474
00:41:22,875 --> 00:41:23,958
‫آیا دخترم...

475
00:41:25,041 --> 00:41:26,041
‫عادی میشه؟

476
00:41:26,750 --> 00:41:28,166
‫مراقبت‌های خاصی نیاز پیدا میکنه

477
00:41:29,333 --> 00:41:30,583
‫تا الان بعنوان یه حیوون زندگی کرده

478
00:41:31,375 --> 00:41:32,750
‫تا حالا فقط...

479
00:41:33,666 --> 00:41:35,666
‫خشم و گرسنگی رو شناخته

480
00:42:18,375 --> 00:42:19,375
‫این چیه؟

481
00:42:21,083 --> 00:42:22,250
‫برای شاهدخته

482
00:42:24,083 --> 00:42:25,583
‫اگه تونستم طلسم رو بردارم

483
00:42:27,750 --> 00:42:28,750
‫یه هدیه‌ست

484
00:42:32,125 --> 00:42:35,666
‫داری اینو بهم میدی چون
‫فکر میکنی صبح رو نمی‌بینی

485
00:42:35,750 --> 00:42:38,125
‫این اولین باری نیست که
‫دارم شاهدختی رو نجات میدم

486
00:42:38,208 --> 00:42:39,625
‫که بقیه هیولا میدوننش

487
00:42:40,750 --> 00:42:42,416
‫اون شاهدخت چی شد؟

488
00:42:45,541 --> 00:42:46,541
‫کشتمش

489
00:42:52,625 --> 00:42:56,750
‫اولش سعی کنم مقاومت کنم
‫در برابر آدا. جفتمون سعی کردیم

490
00:42:59,125 --> 00:43:02,833
‫عشق نور زیادی به زندگی می‌تابونه،
‫برای همین سایه‌های درازی درست میکنه

491
00:43:06,583 --> 00:43:07,583
‫بهت غبطه میخورم

492
00:43:09,708 --> 00:43:10,750
‫اینکه زندگی میکنی...

493
00:43:11,625 --> 00:43:13,541
‫و هیچوقت عاشق نمیشی

494
00:43:52,708 --> 00:43:53,708
‫ویچر

495
00:43:54,875 --> 00:43:56,208
‫این کار دیوونگیه!

496
00:43:57,500 --> 00:44:00,208
‫اینجا چیکار میکنیم؟
‫داستان چیه؟

497
00:44:01,291 --> 00:44:02,541
‫چجوری طلسم رو بردارم؟

498
00:44:04,333 --> 00:44:05,333
‫نه

499
00:44:06,250 --> 00:44:07,541
‫این درست نیست

500
00:44:08,625 --> 00:44:11,000
‫فولتست باید بابت کارش
‫تقاص پس بده

501
00:44:13,750 --> 00:44:15,166
‫اینو به اون دختر توضیح بده

502
00:44:18,625 --> 00:44:20,833
‫منو ببر بیرون. بهت دستور میدم

503
00:44:22,041 --> 00:44:23,583
‫بگو چجوری طلسم رو بردارم

504
00:44:28,666 --> 00:44:31,250
‫از دست انجمن برادری قایم شده بود

505
00:44:33,166 --> 00:44:35,208
‫یه بره بهم فروخت

506
00:44:35,291 --> 00:44:38,166
‫گفت تا ماه کامل صبر کنم

507
00:44:38,250 --> 00:44:40,000
‫منتظر بمونم و بعد بکشمش

508
00:44:41,333 --> 00:44:43,458
‫بعد یه ورد مسخره خوندم

509
00:44:45,541 --> 00:44:49,416
‫بعدشم تا طلوع آفتاب تو
‫خون اون بره حمام کردم

510
00:44:49,500 --> 00:44:54,666
‫تا اینکه خروس سه بار بانگ زد.
‫همین و بس

511
00:44:54,750 --> 00:44:58,583
‫قسم میخورم. قسم میخورم.
‫حالا لطفاً بیا بریم

512
00:44:58,666 --> 00:45:00,291
‫اون ورد چی بود؟

513
00:45:00,375 --> 00:45:02,708
‫سالها پیش بود

514
00:45:08,708 --> 00:45:10,250
‫الفی بود. عه...

515
00:45:29,750 --> 00:45:32,708
‫چیه؟ کاری که گفتی رو کردم

516
00:45:34,000 --> 00:45:35,833
‫دیگه چیکار کنم؟

517
00:45:35,916 --> 00:45:38,583
‫هیچی، مگه اینکه بتونی
‫استریگا رو از حفره‌ش بیرون نگه داری

518
00:45:38,666 --> 00:45:40,750
‫تا یه خروس کوفتی
‫سه بار بانگ بزنه

519
00:45:44,208 --> 00:45:46,375
‫مجبوری تا طلوع آفتاب باهاش بجنگی

520
00:45:56,750 --> 00:45:59,375
‫چشمام رو دست نزن.
‫اینم همینطور

521
00:46:10,708 --> 00:46:13,083
‫هر خلقتی بهایی داره

522
00:46:14,458 --> 00:46:16,166
‫همیشه چیزی باید فدا بشه

523
00:46:18,833 --> 00:46:19,916
‫برای دوباره زاده شدن...

524
00:46:21,625 --> 00:46:22,791
‫دیگه نمیتونی باردار بشی

525
00:46:23,916 --> 00:46:25,291
‫متوجهی؟

526
00:46:28,708 --> 00:46:29,708
‫خوبه

527
00:47:02,250 --> 00:47:05,166
‫نه. نه. برگرد اینجا

528
00:47:06,000 --> 00:47:07,208
‫خواهش میکنم. خواهش میکنم!

529
00:47:08,416 --> 00:47:11,791
‫یه مرد رو ول میکنی
‫که تو خفت و خواری بمیره؟

530
00:47:11,875 --> 00:47:13,041
‫تو مرد نیستی

531
00:47:47,375 --> 00:47:48,875
‫خواهش میکنم منو ببخش

532
00:47:51,208 --> 00:47:52,375
‫بخاطر فولتست بود

533
00:47:53,541 --> 00:47:55,125
‫تقصیر اون بود

534
00:47:58,625 --> 00:48:01,083
‫من عاشق مادرت بودم

535
00:49:23,541 --> 00:49:24,541
‫دهنتو

536
00:58:12,291 --> 00:58:13,666
‫ینفر هستم از ونگربرگ

537
00:58:13,750 --> 00:58:15,666
‫عذرخواهی میکنم، اعلی‌حضرت

538
00:58:15,750 --> 00:58:18,416
‫لطفاً اجازه بدید این دختر
‫رو به جایگاهش راهنمایی کنم

539
00:58:18,500 --> 00:58:21,750
‫کدوم پادشاهی رقص با
‫یکی از مردمش رو پس میزنه؟

540
00:58:22,666 --> 00:58:23,666
‫ونگربرگ؟

541
00:58:24,375 --> 00:58:27,250
‫میدونی که دقیقاً برای پیدا کردن
‫چنین جادوگری اومدم اینجا؟

542
00:58:28,000 --> 00:58:30,083
‫شما رقص رو رهبری کنید، سرورم

543
00:59:42,583 --> 00:59:43,875
‫گرالت...

544
00:59:45,416 --> 00:59:46,416
‫گرالت...

545
00:59:51,375 --> 00:59:52,375
‫رنفری

546
00:59:52,708 --> 00:59:55,291
‫دختر داخل جنگل همیشه
‫همراه تو خواهد بود

547
01:00:02,833 --> 01:00:04,833
‫مردم به تو هم میگن هیولا

548
01:00:07,375 --> 01:00:08,625
‫رنفری

549
01:00:08,708 --> 01:00:09,875
‫تو انتخاب میکنی...

550
01:00:09,958 --> 01:00:11,916
‫تو انتخاب میکنی...

551
01:00:21,166 --> 01:00:23,958
‫زخم‌هات زود خوب میشن

552
01:00:25,416 --> 01:00:26,833
‫اراده‌ات برای زنده موندن قویه

553
01:00:27,958 --> 01:00:29,208
‫شاهدخت؟

554
01:00:29,291 --> 01:00:32,333
‫هماهنگ کردم که یه مدت پیش
‫"خواهران ملیتلی" بمونه

555
01:00:32,416 --> 01:00:33,416
‫آخه...

556
01:00:34,250 --> 01:00:35,250
‫من...

557
01:00:36,333 --> 01:00:38,250
‫- گردنش؟
‫- اونم خوب میشه

558
01:00:41,041 --> 01:00:43,583
‫راستی بدون که فولتست
‫یه اعلامیه داده

559
01:00:43,666 --> 01:00:47,416
‫لرد آستریت شرافتمند
‫جونش رو فدا کرد که وکودلاک رو بکشه

560
01:00:47,500 --> 01:00:49,666
‫معدنچی‌ها دارن سنگ جمع میکنن
‫که مجسمه‌ش رو بسازن

561
01:00:52,083 --> 01:00:55,083
‫هر کی جات بود
‫شاهدخت رو میکشت

562
01:00:55,166 --> 01:00:56,333
‫تو نخواستی این کارو بکنی

563
01:00:56,416 --> 01:00:59,208
‫دیگه دستمزدم رو بده

564
01:01:00,041 --> 01:01:01,791
‫باید برگردم پیش اسبم

565
01:01:06,083 --> 01:01:07,083
‫رنفری کیه؟

566
01:01:10,375 --> 01:01:14,083
‫تنها اسمی بود که تو خواب
‫به زبون آوردی. اونم بارها

567
01:01:16,291 --> 01:01:17,291
‫دستمزدم

568
01:01:19,375 --> 01:01:21,000
‫پس زندگی برات فقط همینه؟

569
01:01:22,375 --> 01:01:23,583
‫هیولا و پول؟

570
01:01:23,666 --> 01:01:25,083
‫باید همین باشه

571
01:01:31,708 --> 01:01:34,166
‫به زبون میگی که زندگی برات همینه

572
01:01:34,250 --> 01:01:37,666
‫اما گردابی از سرنوشت دور
‫همه‌مون هست، گرالت

573
01:01:37,750 --> 01:01:40,375
‫که با تک تک تصمیماتمون بزرگتر میشه...

574
01:01:41,416 --> 01:01:43,583
‫و تقدیرمون رو نزدیکتر میکنه

575
01:02:02,916 --> 01:02:05,083
‫حس میکنم یه چیزی تو زندگی
‫انتظارت رو میکشه

576
01:02:07,625 --> 01:02:08,625
‫چیزی فراتر

577
01:03:13,125 --> 01:03:14,125
‫سیری

578
01:03:16,916 --> 01:03:18,250
‫سیری

579
01:03:19,416 --> 01:03:20,625
‫سیری!

580
01:03:20,708 --> 01:03:22,500
‫سیری! سیری!

581
01:03:23,416 --> 01:03:25,541
‫سیری! سیری!

582
01:03:30,125 --> 01:03:31,333
‫یعنی چی...

583
01:03:40,291 --> 01:03:42,250
‫سیری!

584
01:03:43,875 --> 01:03:46,916
‫سیری! سیری!

585
01:04:02,333 --> 01:04:04,291
‫سیری

586
01:04:04,375 --> 01:04:05,875
‫سیری

587
01:04:05,958 --> 01:04:07,791
‫سیری. سیری

588
01:04:08,958 --> 01:04:10,625
‫سیری

589
01:04:10,649 --> 01:04:22,649
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
